مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 84


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    اصولاً چی میشه که ما انگیزمون برای ادامه دادن مسیر و باورامون کار کردن و بهبود حفظ بشه…

    بنظر من یه نوع یقین از این که خواسته اجابت شده و فقط ما باید در مسیرش حرکت کنیم…

    وقتی میدونین و باور داری به اینکه خواسته اجابت شده وقتی داری بسمتش میری هم خوشحالی ‌ و حالت خوبه…

    اما این یقینه هنوز در ما ایجاد نشده که اگه بود دیگه این شک ها و تردید ها هم نبود…

    هنوز به این باور که خودمون با فرکانس هامون داریم شرایط زندگیمون رو ایجاد میکنیم باور نداریم راهش اینه که بیایم به افکار گذشته خودم نگاه کنیم و به تناسب اون نتایج که تجربه کردیم بعد میبینیم که الان زندگیمون نتیجه باورهای گذشته مون هست خب حالا اگه از نتیجه که هست راضی نیستیم راهش اینه که افکار و باورهای الانمون رو بعنوان یه حساب جاری بریزم تو بانک کائنات تا تجربیات آیندمون رو بتونیم آگاهانه انتخاب کنیم .

    اگه بر گردین بیشتر لذت می‌برین چون از نتیجه خیالتون راحت تره …

    این یه جمله ای هست که دارید به ما میگید آغا جان لذت ببر و لذت بردند رو به تعویق ننداز و بدون که وقتی شادی و لذت میبری آسان میشی برای آسانی ها و با لذت و شادی به خواسته ات می‌رسی…

    خداوند به همگی ما برکت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    وقت همگی بخیر وشادی

    اصلی که استاد بهش اشاره کرد و از دوران بندرعباس تا الان ادامه میده ، داشتن احساس خوب هست.

    احساس خوب یک اصل و قانون هست تمام دوره‌ های سایت حول همین اصل هستن

    اینکه چطوری به احساس خوب برسیم را باید آموزش ببینیم ، یعنی تغییر زاویه دید ، رعایت تکامل در رسیدن به خواسته .

    تغییر کانون توجه:

    وقتی قانون این به چیزی توجه کنیم وارد زندگی ما میشه ، پس آگاهانه به چیزی های توجه می کنیم که به ما احساس خوب بده و یکسره دز احساس خوب بمانیم و اتفاقات خوب را تجربه کنیم ، به نعمت ها و زیبایی هاو نکات مثبت اطراف ما توجه و تمرکز کنیم و همیشه این اصل را ادامه بدهیم و مثل استاد ، اهرم رنج ولذت درست کنیم که اگر به تضاد برخورد کردیم در احساس بد نمانیم که مثل اینکه دست داخل آتش ببریم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    «یعنی اینجوری نیست که اگه شما موفقیت خاصی کسب نکردی دیگه نتونی کسب کنی؛بمحض این که باورات رو تغییر میدی و روی خودت بصورت بنیادین کار میکنی همه چی زندگیتون تغییر میکنه…»

    این جمله شما باید حقیقت محضه استاد…

    چند تا از فامیلای ما تا 20ـ25سال قبل حتی نون نداشتن بخورند ولی الان ما شاالله این همه دارن که میتونن که فامیل رو با هم بخرن…

    یکبار رفتم پیش یکی از کسانی که تو صنفشون بود و ازش سوال پرسیدم تا دلایل موفقیتش رو بدونم بعد تو حرفاش به فامیل ما اشاره کرد که فلانی موقعی که اومد پیش من گفت می‌خوام کارگرت بشم (حالا شما خودت ببین که این احساس لیاقته هست که جرات کرده بره درخواست کنه) و اونم گفته بود بیا و در عرض سه ماه کار رو یاد گرفت و رفت برا خودش کار رو شروع کرد و می‌گفت زود تر از همه میاد سر کار و نفر آخر هم می‌ره خونه و عاشق کارشه و بعد گفت الان اون از مایی که قبلش بودیم هم ماشاالله موفق تره و بیشتر داره…

    یادمه یه باری چند سال گذشته رفته بودم خونه عموم این بنده خدا دوماد عموم هست و شب عید بود ایشون هم اومده بود و داشت حرف میزد ایشون داشت نمود های فراوانی و اینکه فلانی فلان مغازه زده و الان روزی 10تومن داره در میاره و الان برای خودش آپارتمان درست کرده و این موضوعات ….

    من میخواستم بیام خونه گفتن چی شد هادی بشین هنوز زوده و من هم که کلا رووم زیاده و زرتی یه تیکه ای میپرونم یهو گفتم بسه دیگه من برم تا همین الآنم یه 40-50میلیونی کاسب شدم ….

    یعنی شما ببین وقتی در مدار نباشی حتی اگه رفتار کسی رو هم ببینید که داره چطور فکر می‌کنه هم برات بجای درس و یادگیری ابزاری میشه برای مسخره کردن….

    الان میفهمم دلیل این که خدا رو شکر این همه ثروت تو زندگیشه چیه…

    احساس لیاقت و عزت نفس

    کار کردن روی باور فراوانی و دیدن این که موقیتا زیاده …

    نمی‌دونم آیا بصورت ناخودآگاه آگاه ازش استفاده کرده یا کسی بهش یاد داده…‌

    یا خودش به درکی رسیده از این موضوع ….

    این نمونه ها داخل فامیل من میتونن نوید بخش این باشه که آرزو ها محقق شدنی هستند و مهم نیست الان چقدر دارا یا ندار هستم و اوضاع اکنونم چطوره….

    منی که الان تازه می‌خوام شروع کنم با وجود استادی آگاه و خبره که کل مسیر رشد و پیشرفت خودش رو آگاهانه رفته و تجربیات خودش رو داره بهم میگه خب دیگه جایی برای این نیست که بگم من نمی‌دونستم و من آگاهی لازم رو ندارم…

    میتونم از آگاهی ها و تجربیات استاد عزیزمون بهره بگیرم و از همون اون بیام توی مسیر درست قرار بگیرم و به شیوه اون عمل کنم.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    وقتی در مسیر قرار میگیرید حتی اتفاقاتی که از اونا بعنوان نقاط تلخ زندگیتون نام نبرید هم ب نفعتون میشه…

    درک هم یه جمله می‌تونه خیلی ما رو با خودمون در صلح برسونه…

    اگه به زندگی خودمون نگاهی کنیم بسیاری از اتفاق ناجالب بوده که اون موقع که داخلش بودیم گفتیم دیگه نابود شدیم و رفت اما بعد اون سبب شد ما تو زندگیمون تصمیمات متعهدانه تری بگیریم،نوع نگاهمون رو عوض کنیم …

    استاد در این موضوع مثلا من وقتی حسابی چک و لگدی شدم بخودم گفتم دیگه بسه این همه افکار و باورهای ناجالب و تمرکز بر نازیبایی ها بعد گفتم دیگه نمی‌خوام اینقدر کتک خوردم ملس باشه می‌خوام سعی کنم آگانه توجهم بر خواسته هام باشه و باورهای جالب برای خودم بسازم چون دیدم چطور باورهای گذشته من به طور معجزه آسا اتفاقات رو چیدمانش کرد تا اون اتفاق ناخواسته بذار بگم ناجالب خواسته شده بهتره رقم بخوره…

    جهان نیروش بر خیر هست اگه یه فکر درست داشته باشی قدرتش ده برابر هست و فکر غلط فقط یکی حساب میشه حالا با این وجود ببینید من چقدر این افکار ناجالب رو تو ذهنم پرورش دادم ک سبب شد این همه اذیت بشم و شرایط ناجالب برام رقم بخوره…

    حالا نکته مثبت این موضوع و درس گرفتن من از این موضوع این شد که اگه باورها ساخته بشه و هماهنگ با خواسته باشه اتفاقات لاجرم پیش میان…

    من که با افکار لحظه ای ولی به صورت دائمی در مدت زمان زیاد اون افکار رو در ذهنم پروروندم و شرایط ناجالب برام رقم خورد ،بجای اون میتونم بیام و با شدت و خدا بیشتر افکار و باورهایی که خواسته های من رو رقم بزنه برای خودم ایجاد کنم و چون نیروی جهان بر خیر هست اون اتفاقات سریع تر برام رقم میخوره…

    باور به این موضوع که خودمون خالق زندگیمون هستیم و افکارمون زندگیمون رو خلق می‌کنه و ما میتونیم انتخاب کنیم که چه افکار و باورهایی داشته باشیم و خودم نویسندگی زندگیمون بدستمونه می‌تونه سبب بشه که ما آرامش توام با اطمینان حاصل کنیم از این که همه چیز امکان پذیر است و می‌تونه رقم بخوره…

    اگر خواسته ای داریم و باور متضادی نباشه ما بسمت خواسته هامون راه نمی‌ریم بلکه پرواز میکنیم…

    حالا با این وجود که اینقدر عدالت وجود داره تو این جهان و این ماییم که زندگیمون رو با باورهامون خلق میکنیم بیایم و تعهد ب خودمون بدیم که آگاهانه تر زندگی کنیم و خلق آگاهانه تری در زندگیمون داشته باشیم.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    آیا شده در مسیر رسیدن به خواسته ها احساس تنهایی و غریبی کنید…

    به کسی نیاز داشته باشید و هیچ کس نباشه…

    هر کس دیدگاه خودش و سبک خودش رو داره برای زندگی و ما بعنوان کسی اونا حق دارند به شیوه خودشون رفتار کنن به سبکشون احترام میداریم و اجازه میدیم هر طور می‌خوان رفتار کنن و بجای اینکه بخواهیم اونا رو تغییر بدیم و کنترولشون کنیم و وارد حریم شخصی و دیدگاهشون بشیم سرمون رو توی زندگی خودمون میاریم…

    ما انت علیهم بوکیل…

    و نمی‌خوایم که جای خدا رو براشون بگیریم چون ما هیچ قدرتی نداریم و البته هیچ حقی نداریم در این کار…

    هر کس در طریقت ماست خانواده ماست…لیس من اهلک…

    شما رو خودت کار کن بعد آدمای هم فرکانسی که باهاشون باشی وارد زندگیت میشن که هزاران برابر از خانواده ت برات پر محبت تر رفتار میکنند…

    تمرکز:اگه ما داریم تنهایی رو خودمون کار میکنیم اولا تمرکزمون روی خودمونه ولی وقتی میایم وارد یه کلونی میشیم برای پوش کردن هم تمرکزمون از کار کردن رو خودمون می‌ره سمت اونا و نمی‌تونیم به صورت بنیادین تغییر کنیم.

    تکامل:

    وقتی شما بتونی خودت رو بدون نیاز کمک دیگران پوش کنی و شخصیت خودساخته رو برای خودت بسازی در این مسیر تجربیات بیشتر میشه و اگه یه زمانی کسی هم نباشه شما میتونی بازم پیش بری بدون اینکه معتل باشی یکی دیگه بیاد…

    تنهایی چیز بدی نیست که…

    استاد من خودم تو این مورد ایراد دارم و یه جورایی پاشنه آشیلمه و تمایل دارم که یکی رو همراهم داشته باشم تا من رو پوش کنه و تاییدم بکنه و تحسینم بکنه و مورد توجه ش باشم تا بهم انگیزه بده برای پیش رفتن …

    برای همین میشه که میام با دیگران در مورد این که قوانین چیه و چرا من دارم این کار رو انجام میدم میگم تا تایید طلبی رو ازشون بگیرم و اونا رو با طرز فکر خودم همراه بکنم و انگار یه ترسی در من وجود داره که اگه من تغییر کنم و اونا همراهم نباشن غریب میشم …

    ای نوح اون از اهل تو نیست اهل تو اون کسانیند که در مسیر توند

    که اینم نیاز داره به این که بپذیرم جهان به هر نوع طرز تفکری نیاز داره

    هرکس نتیجه افکار و باور های خودش رو میگیره…

    اگه کسی بیماره من با بیمار شدن خودم نمیتونم به اون کمک کنم من باید اون قدر قوی و سالم بکنم خودم تا اونا اگه خواستن سالم بشن با دیدن من انگیزه بگیرن که از بیماری و ضعف خارج بشن…

    من بجای اینکه بیام با تغییر دادن افراد و فشار کردن و زور کردن نسبت بهشون برای تغییرشون و خراب کردن روابطمون توجه باید بتونم بکنم به جنبه های مثبتشون و از وجودشون لذت ببرم و احترام به حقوقشون رو حفظ کنم و اجازه بدم جهان الطیبین للطیبات رو وکبوتر با کبوتر رو کنار هم قرار بده…

    من خیلی استاد تو این موضوع پاشنه آشیلمه که اگه ببینم کسی اینطور که من فکر میکنم درسته رفتار نمیکنه و فکر نمی‌کنه یک جر رو بحثی باهاش میکنم و میتوپونمش که الله اکبر…

    باید خیلی تو این موضوع کار کنم…

    و بپذیرم که جهان این حق رو به هر گونه طرز تفکری داده و اگه لازم بود اون جور نباشه خداوند خودش از دم تیغ ردشمن میکرد…

    ما انت علیکم بمسیطر…

    خدا که من رو وکیل خودش قرار نداده و بار مسولیت رو از رو دوش خودش نداشته رو دوش من که اینقدر من می‌خوام جای خدا رو بگیرم انگار خدا خودش ناتوانه و من می‌خوام کمکش کنم استغفرالله…

    من وقتی میگن خدا اینطوری گفته و فلان موضوع وجود داره اینقدر بهم میریزم از اون کلامشون که با قرآن ناهماهنگی که می‌خوام نابودشون کنم ولی توصیه قرآن چیه میگه اگه با افرادی که دارن آیات خدا رو استهزا میکنن رو ب رو شدی تو جمع شوند نشین و وقتی سخن دیگه ای گفتن و اون سخن رو پایان رسوندن برو پیششون با احترام قرار بگیر …

    استاد همین دیشب من خودم وارد یه بحثی شدم که اصلا ب من ربطی نداشت وقتی دیدم یکی میخواد وارد حریم خصوصی کس دیگه بشه با این که ب من ربطی نداشت پریدم وسط ماجرا که خجالت بکش مردتیکه فلان فلان شده به تو چه که اینطوریه …و و و

    که نتیجه اون کار من شد گرفتن انرژیم و درگیر شدن ذهنم و توجهش به نکات منفی …

    امروز صبح که بعد نماز رفتم برای ورزش کردن دیدم کلا ذهنم همش داشت تصویر اون شخص رو می‌آورد تو ذهنم و احساسم رو بد میکرد بعد به خودم گفتم باشه اشکال نداره که باهاش اینقدر تند بندخورد کردی و احساست بد شد دیگه کاریه که شده و خدا رو شکر که متوجه این رفتار و پترن تکراری خودم شدم که بفهمم نیاز تو این مورد روی خودم بیشتر کار بکنم بعد از خدا طلب مغفرت کردم و ازش تشکر کردم که آگاهم کرد وازش طلب هدایت کردم که من رو هدایتم کنه و بهم کمک کنه تا بتونم از این الگو تکراری که با کوچکترین اشاره ای صدای آژیرش می‌ره به آسمون هفتم بتونم خودم رو بهبود بدم و سرم ب زندگی خودم باشه…

    من یه شخصیت منتقد گر و قضاوت گر رو دارم که باید روی این موضوع کار کنم که بتونم دیدگاه های مخالف دیدگاه خودم رو پذیرش شنیدنش رو داشته باشم و درگیرش نشم.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    استاد در مورد باور فراوانی چطور کار می‌کنی رو خودتون؟!

    این باور خیلی ریشه دار تر از اونه که با یه بار کار کردن بشه گفت دیگه عالی شدیم توش از بس باورهای کمبود رو بهمون گفتن …

    وقت کمه…

    فرصت نیست

    پول نیست

    کار نیست

    زود زود …

    بجنب تموم شد

    آب نیست

    همه چی گرون شد

    دختر خوب نیست

    شرایط نیست

    و، و ،و…

    کاری که باید کرد تایید کردن و تحسین کردن این نمونه های فراوانی هست تا جایی که به یه احساس آرامش و امنیت برسیم که نه بابا همه چی هست …

    وقتی باور فراوانی باشه اونوقت عجله کردن و استرس این که زود زود برسم و طمع و حرص از زندگیمون خارج میشه …

    اگه باور فراوانی ایجاد بشه نتایج فراوانی بصورت تکاملی وارد زندگی ما میشه…

    اگه ما بتونیم حتی به نعمت های که داریم توجه بکنیم و تمرکزمون بر نعمت باشه و داشته هامون تمرکزمون از نداشته ها و کمبود برداشته میشه و احساس بی نیازی میکنیم و احساس امنیت و لاجرم به سمت نعمت ها و احساس امنیت داشتن هدایت میشیم…

    شعری از بانو حمیرا …

    من از بی نیازی به ثروت رسیدم

    که از بی نیازان غنی تر ندیدم…

    فقط به لطف بی کرانت به من عطا کن

    آرامش خاطر ای خالق قادر

    وقتی آرامش خاطر باشه لاجرم ثروت وارد زندگی مون میشه…

    من مشتری دائم می خانه ی عشقم

    سرمست و خراباتی پیمانه ی عشقم

    با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت

    درویش صفت عاشق ویرانه ی عشقم

    من از بی نیازی به ثروت رسیدم

    که از بی نیازان غنی تر ندیدم

    خداوند به همگی ما برکت بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    ثروت همون سلامتیه ،آرامش و پول…

    اگه کسی فکر می‌کنه خدا رو داره ولی پول نداره هم باوراش در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد پول…

    اگه کسی فکر می‌کنه خدا رو پیدا کرده ولی سلامتی نداره هم باوراش در مورد خدا ایراد داره هم در مورد سلامتی…

    اگه کسی فکر می‌کنه خدا رو پیدا کرده ولی ارتباط خوبی با دیگران ندارد هم باوراش در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد روابط…

    اگه باور های ما در زمینه ثروت درست باشه ثروت به صورت طبیعی وارد زندگی ما میشه…

    یادم اومد به گفته ای از استاد که گفتن من در مورد این که از این صحبت ها و آگاهی ها پول بسازم مقاومت داشتم و میگفتم که کسی که در راه خدا کاری رو انجام میده باید رایگان باشه اما در این زمینه که از دوره تندخوانی پول بسازم همچین مقاومتی نداشتم ولی اگه من باورهای مناسبی در مورد پول ساختن از همین آگاهی ها داشتم و مقاومتی نداشتم می‌تونستم از همین دوره ها پول بسازم و از اون جایی که من مقاومت داشتم در این زمینه خداوند ایده ای رو که با توجه به باورهای من مقاومتی کمتر داشت رو بهم الهام کرد…

    اگه مقاومتی در کار نباشه و ترمزی نداشته باشیم از همون رفتار ها و محصول و عملکردهای اکنون ما پول وارد زندگی مون میشه…

    اون چیزی که تاثیر گزاری کلام رو ایجاد می‌کنه جمله نیست بلکه فرکانس و باوری هست که اون کلام ازش نشأت میگیره…

    نتیجه ها حاصل باورهای درونی ما هست و الا عملکرد و سخنی که ما به کار می‌بریم هیچ چیزی رو حاصل نمیکنه…

    جهان بازتاب باورهای شماست و اگه میبینی نتیجه نیومده حتما و بلا شک باور شما هنوز به صورت بنیادی تغییر درش حاصل نشده…

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِینَ8-بقره

    و از مردم کسانى هستند که مى‌گویند(در کلام میگن نه از روی ایمان):به خدا و به روز بازپسین ایمان آورده‌ایم.حال آنکه مؤمن نیستند

    یُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَمَا یَخۡدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا یَشۡعُرُونَ 9-بقره

    مى‌خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را، و این را نمى‌دانند.

    امام رضا همه مردم رو جمع می‌کنه تا یه حرف مهمی رو بگه و همون حدیث سلسله الذهب رو بیان می‌کنه که از پدرش و اون از پدرش و بعد پیامبر -جبریل و بعد هم خدا گفته که :

    کلمه لا اله الا الله حصن و دژبان محکم من است و هر کس در آن داخل بشه از عذاب من در امانه…

    حالا اگه منظور از کلمه همون لفظ باشه که همه دارن میگن دیگه چرا اینقدر این موضوع مهمه …

    کلمه نه به معنای لفظ بلکه مفهوم و درک لا اله الا الله و دوری از شرک عامل سعادت و در حصن پروردگار در اومدنه…

    تا وقتی شما داری شکر گزاری لفظی می‌کنی و از این لفظ استفاده میکنی ولی درونا حسادت داری و یا احساس بد داری از اون تحسینات و گفتن اون موقعیت ها نتیجه ای حاصل نمیشه بلکه اون چیزی که نتیجه رو حاصل می‌کنه احساس واقعی ماست…

    همه شدن کپی کار و فکر میکنند اون کار خاص و کلام خاص داره نتیجه رو حاصل می‌کنه و دیدیم که از یه ایده خیلیا هستند اجراش میکنن اما بجای این که رشد کنند بد بخت تر از قبل میشن …

    وقتی شما کار می‌کنی رو باورهات ایده های که متناسب با شرایط شماست با توجه به جایگاهی که الان داخلی وارد زندگیت میشه…

    دیگه اینو همه دیدیم یه نفر اومده امروز از ایده استفاده کرده و مسیری رفته که کلی نتیجه براش حاصل شده منتهی یه نفر دیگه میاد همون کار رو می‌کنه نه تنها نتیجه حاصل نمیشه بلکه از قبلش هم اومده پایین تر…

    ولی وقتی شما روی باوارات کار می‌کنی شرایط و ایده ها و افراد با توجه به شرایط تو وارد زندگیت میشن و بصورت تکاملی شما در این مسیر رشد می‌کنی….

    این که می‌بینید همه به دنبال کپی از دیگران هستند و دنبال اینن که چه شغلی پولسازه بدلیل اینه که اصلا به این موضوع که فراوانی در جهان وجود داره باور ندارند …به این که باوراشون زندگیشونن رو میاره باور ندارن،اصلا خودشون رو لایق این نمیبینن که خدا هدایتشون کنه و بهشون الهام کنه…

    اون چیزی که برای شما الهام میشه با توجه به بگم گراند شما ،با توجه به شرایط و گذشته شماست و وقتی شما تو اون مسیر میری کم کم اون ضعف های شما بهبود پیدا می‌کنه و در این مسیر رشد میکنید و شکوفا میشید .

    بذارید درساتون رو تو مسیرتون یاد بگیرید و اینقدر نخواین از مسیری که دیگران رفتند برید …

    هدایت ها و مسیری که باعث رشد شما میشه با مسیری که برای دیگرانند کاملا جداست و هر کسی بصورت یکتا در مسیرش هدایت میشه توسط خداوند…

    به میزانی که بتونیم این موضوع رو درک کنیم و باورش کنیم اونوقت دیگه سرمون رو از زندگی دیگران و عملکرشون میکشیم بیرون و روی خودمون کار میکنیم و اینقدر خودمون رو و نتایجمون رو با دیگران مقایسه نمی‌کنیم و عجله و بدو بدو نمی‌کنیم و تمرکزمون رو کار و زندگی خودمونه…

    من خودم که خیلی به این چیزی که نوشتم نیاز دارم برای درکش

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 894 روز

    به نام خداوند حکیم

    سلام به همه دوستان

    قدم 154

    چیزی که در این فایل برام الان کمی بهتر درک میشه که تمام ادم های ثروتمند و موفق توانستن به یه اصل اساسی برسن و همون مسیر رو ادامه بدن . بنابراین در هر مسیری وارد شوند اغلب موفق میشوند . چون اصل رو شناختن .اما ادم های معمولی خیلی شاخه به شاخه میپرند و نمیتواند اصل رو تشخیص بدن .

    جالب بود برام که استاد گفتن اگه به قبل برگردن بازهم روی احساس خوب و لذت بردن کار میکردم که این اهمیت این موضوع رو میرسونه که وقتی حالت خوبه در مسیر درست هستی و هدایت میشی و لاجرم ثروت وارد زندگی ما میشه

    مورد بعدی استاد با ساختن اهرم رنج و لذت احساس خوب رو در خودشون ساختن و به مشابه دست را بردن در اتش و سوختن برای خودشون گذاشتن و این ایده رو به من داد که براش اهرم رنج و لذت بسازم و همیشه احساسم رو رصد کنم و دلیل ها رو شناسایی کنم که بتوانم به نتیجه برسم که چکاری رو انجام بدم یا ندهم

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    چه فایل عالی و فوق العاده ای

    چه نکات عالی در آن یاد گرفتم

    می دانم که همه چیز از خودم شروع می شود و این من هستم که می توانم به آسانی و راحتی جلو بروم و روی خواسته ها و داشته های خودم کار کنم

    این بزرگترین کاری است که همیشه من در همه حال باید به آن توجه داشته باشم که کانون توجه خودم را کنترل کنم و همیشه روی خدای خودم حساب باز کنم

    هر زمان که از او کمک بخواهم او به راحتی بهترین مسیر را به من نشان خواهد داد

    همه چیز برای از زمانی رخ داد که دل به او سپردم و از دستهای هدایتگر او کمک خواستم

    کارکردن روی باورهای خودم برای من این درس را داشت که بتوانم آرامش را در زندگی خودم ببینم

    بتوانم به آسانی و راحتی روی خودم و داشته های خودم حساب باز کنم

    بتوانم همیشه و در همه حال از خودم بهترین را به نمایش بگذارم و این چقدر برای من لذت بخش و عالی است

    در این میان همیشه باید صبر داشته باشم تا تکامل من طی بشود

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    بیست و چهارمین 24

    لیست سری فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز. مصاحبه با استاد | قسمت 5

    اگر علم آگاهی خداوند در وجود من جاری شود دیگر هیچ محدودیتی در مورد ثروت ندارم چون منبع این ثروت خودش نامحدود است

    به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهایم خودم خلق کنم دنیا و زندگیم را

    خدایا شکرت که امروز هم بلطف خدای وهاب و بخشنده و مهربانم روزم را با بهترین ها آغاز کردم

    واللهُ یَرزَقَ من یشاء به غیر الحساب

    ( و خدا هر که را خواهد روزی بی‌حد و حساب بخشد).یعنی اگر در مشعیت و قوانین جهان هستی باشد

    درود و وقت بخیر خدمت همه ی نوری چشمی های خداوند در این سایت بهشتی

    از وقتی با استاد عزیزم آشنا شدم سعی کردم باورها مو در خیلی از زمینه ها و جنبه های زندگیم تغییر دهم و با تغییر باورهایم توانستم شخصیتم رو تغییر بدم چون فهمیدم که این جهان با قوانینش تغییر میکند ..

    خدا رو شکر از وقتی روی باورهای فراوانی کار کردم با افراد کمی روبرو میشم که از کمبود صحبت کنند . یعنی قبلنا هر جا میرفتم پیش هر کسی میرفتم همش میگفتن بازار خرابه . پول دست مردم نیست . آب کمه . برق کمه . مواد غذایی کمه .. حتی پیش دوستانم که مولتی تلیادر بودند میرفتم همش از کمبود حرف می‌زدند .. الان وقتی به اون حرفها فکر می کنم میگم اینا که همش از کمبود حرف می‌زدند پس چرا اینقدر پولدار و ثروتمندن.. البته آنموقع ها در مدار آگاهی این قوانین نبودم ولی از وقتی قوانین رو شناختم همش از فراوانی صحبت میشه . مثلا یکی از دوستانم که باغ داشتند همش میگفتند . امسال ماشاالله درختامون خیلی بار داده … و یا مثلاً میرم بازار روز خرید کنم میبینم مردم آنقدر خرید می کنند که صندوق ماشین شون و حتی صندلی عقب ماشین شون پر میشه .. خب معلومه میلیون میلیون خرید می کنند تازه این فقط اقلام توی یخچالی شون هست .. وقتی میرم پیاده روی . موزایک های خیابان رو میبینم. چند هزار کیلومتر فقط موزایک در کوچه و خیابان ها و حیاط و داخل ساختمان ها بکار رفته و میبینم همش داره خونه سازی میشه و کارگران مدام دارند کار می کنند . وقتی میرم روی کوه تپه از اون بالا فقط فراوانی رو میبینم . عععععع چقدر خانه های چند طبقه و چند واحده .. توی هر خونه ای چقدر افراد زندگی می کنند .. هر خانه ای حد اقل. یکی دوتا ماشین دارند .. توی هر خانه ای کلی امکانات زندگی از گاز و یخچال و لوازم و ظرف و ظروف و فرش و مبل و لوستر و تختخواب و رختخواب و لباس و کیف و کفش و مواد غذایی وچقدر مواد شوینده و تمیز کننده و جارو برقی و لوازم برقی خانگی و آشپزخانه و پول و طلا و غیره و هزاران هزار کسب. و کار و پاساژ های مختلف و املاک و آرایشگاه و کلینیک های پزشکی و دندان پزشکی و کلینیک حیوانات و گل و گیاهان لبنیاتی و پرده فروشی و پارچه فروشی خیاط و نجار لوله کش و برقکار. و شیرآلات و تعمیرگاه ماشین و تعمیرات لوازم خانگی و اسنپ و کامیون و دوچرخه و موتور و باز هزاران هزار امکانات رو از اون بالای کوه تپه فقط میبینم خدا رو شکر استاد عزیزم چشم مون رو به فراوانی ها باز کرد و آنقدر در این چند روی باورهای فراوانی کار کردم که دیگه الان کمبود رو باور ندارم .. وقتی می شنوم که آب کمه فوری میگم اصلا هم آب نیست این همه چشمه های آب و دریا و اقیانوس و سفرهای زیر زمینی و باران و برف .مگه میشه کم باشه . مگه چیزی هم از این کره ی زمین خارج میشه که تمام بشه .. خلاصه همش دارم وفور و فراوانی نعمت های خداوند رو میبینم وقتی برگ های درختان رو میبینم میگم مگه میشه درخت کم باشه .. مگه میشه .. ما به فراوانی ها به بی نهایت ها احاطه شدیم فقط باید چشمان مون رو باز کنیم هی بهش نشون بدیم . بهش فراوانی ها رو یادآوری کنیم چون انسان فراموش کاره . فراموش می‌کنه که در چه دنیای پر و از نعمت و برکت زندگی می کنه خدایا به اندازه ی تمام وفور و فراوانی های این جهان هستی آت شکرگذارم خدایا شکرت

    باید رو باور فراوانی خیلی خیلی کار کنم و به لطف خداوند. باید هر روز بخودم یادآوری کنم توجه ام رو آگاهانه بزارم رو نعمت های اطرافم و آگاهانه به ذهنم بگم همه چیز فراوانه .. وقتی به تمام نعمت های خودم و اعضای بدنم نگاه میکنم فقط میگم خدایااا شکرت میلیون ها اجزا در بدنم مشغول فعالیت هستند تا تمام دستگاه های بدن من به روانی و به زیبایی در حال عشق ورزیدن به من هستند خدایا شکرت

    کلا من در تمام زمینه ها و جنبه های زندگیم باورهای درب داغونی داشتم البته خودم بهتر می‌دونم از چه زمانی باورهای من بیشتر تخریب شد و روند سقوط به فروپاشی در تمام جنبه های زندگیم شد… چون قبلترش همیشه در مدار وفور و فراوانی و رشد و پیشرفت بودم. و همیشه در محل کارم روابط ها خوب بود و در شغلم و حرفه ام همیشه بهترین بودم و آنقدر رشد داشتم که بفکر کسب مهارت جدید و دلبخواهم در رشته ی هتل‌داری بودم و شکر خدا موفق هم بودم ولی از ی جایی انگار نتوانستم احساسم رو کنترل کنم البته آگاهانه نبود . … دلسوزی های بیجا داشتم و به افراد فقیر و نامناسب و بدبخت بیچاره ها در سر چها راه ها خیلی توجه می کردم یعنی کانون توجه ام روی مسایل نامناسب بود

    استاد می گن: تجربه خوشبختی توی زندگی، خیلی راحت تر از تجربه یه زندگیه نامناسب و ناسالم هست چون خوشبختی روند طبیعی جهانه.   اما برای تجربه یه زندگی ناجالب ونامناسب، باید مسیرهای اشتباه زیادی رو بری… برای رسیدن به بدبختی وافسردگی باید هزاران فکر منفی و مخرب رو بارها و روزها تکرار کنی من هم دقیقا ناآگاهانه با افکار نامناسب بُر خورده بودم ….

    و همین طور بصورت تکاملی ریزش کردم و با افراد نامناسب در ارتباط شدم با افرادی که خیلی پایین تر از سطح زندگی من بودند و در تمام جنبه های دیگر زندگیم اثر گذاشت .. یعنی کلا مبحث مدارها رو که نمی‌دونستم ولی الان که در مسیر آموزه ها و قوانین هستم فهمیدم که من چطوری از مدار بالا به پایین ترین سطح مدارها و از کدام نقطه سقوط کردم و حتی نشانه ها رو تشخیص نمی‌دادم الان خدا رو شکر هدایت شدم به درک و مفاهیم قوانین جهان هستی و دارم روی تمام جنبه های زندگیم دانه به دانه کار می کنم و مدام با نشانه ها حرف میزنم و حرکت می کنم و خدا رو شکر به خیلی از خواسته هام رسیدم ..

    همانطوری که تکاملی ریزش کردم همانطوری هم بلطف خدای مهربانم و بلطف آموزش های استاد عزیزم بصورت تکاملی رشد کردم و بالا اومدم و از اون تاریکی ها و افکار معیوب خارج شدم … درسته هنوز نتایج سرشار آنچنانی بدست نیاوردم ولی برای تمام آن نتایج کوچولو و کوچکم خیلی هم خوشحالم چون این نشانه ی خوبی است و از تمام نشانه های ریز و درشتی ممنون و سپاسگذارم که می تونم درک شون کنم خدایاا شکرت

    و استاد در ادامه گفتند …اما با یه کم کنترل کانون توجه ات، خیلی زود به احساس شادی می رسی و همین احساس شادی برای خلق یه زندگی خوب، کافیه 

    واقعا برام خیلی مهمه که مواظب احساساتم باشم

    چون طبق قانون احساس خوب و عالی== اتفاقات و نتایج خوب و عالی

    در یک جایی در یکی از فایل های استاد عزیزم شنیدم که میگفتن:

    موفقیت و اعتماد به نفستون و به نتایج گره نزنید ، اگر موفق نشدی تلاش کردی ، تلاش کردن و ببین نه نتیجه رو ، چون این جوری ادامه میدی ادامه میدی تا نتیجه هم خودشو نشون میده

    یکی از خواسته هایی که همش دوست دارم با لذت و شادی بهش برسم و با صدای بلند فریاد بزنم این است که هر وقت بزرگی خداوند رو می‌خوام به همه ثابت کنم با نتایج پولی و مالیم صحبت کنم نتایجی که واقعا قابل لمس باشد . نتایجی که دیده بشم .

    سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه با هدایت و حمایتش مرا از طریق این فایل های گرانبها و ارزشمند و استاد عزیزم در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.

    و من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم

    خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟ خدایا خودت هدایتم کن

    خدایاااا از اینکه منو به سمت این سایت گوهر نشان و چنین استاد توحیدی هدایت کردی ممنون و سپاسگذارم

    این خداوند است که به شکل قدرتمند دست فرشتگان و ناجیانش دستان بی شمارش مرا یاری می کند و در زندگیم همواره جاری است

    خدایا می خوام لحظه به لحظه در مدار ارتعاش هدایت های الهی تو باشم

    خدایااآاا شکرت که امروز هم طبق تعهدم آمدم اینجا در این فضای الهی آنچه که درک کردم و توانستم طبق تعهدم در این قسمت روی تغییر باورهای فراوانی و روی افکار توحیدی ذهنم کار کنم که بتونم بخودم این قوانین رو بیشتر یادآوری کنم و بیشتر درک کنم و بیشتر در مسیر هدایت های الهی عمل کنم ممنون و سپاسگذارم

    خدایااآاا من رو هدایت کن به مسیر درست و مناسب و صحیح، امروزم رو پر کن از همزمانی های معجزات الهییم ، اجازه بده تا شب اشک شوق بریزم از هدایت هایت … اجازه بده بیشتر حضورت رو در زندگیم احساس کنم و بیشتر به غیب ایمان بیارم

    خدایاااا شکرت که در این مسیر نورانی و الهی قدم گذاشتیم و هر روز بیشتر و بیشتر ما رو هدایت می کنی تا با نتایجمون بهترین نسخه و ورژن زندگی مون رو تجربه کنیم ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت

    خدایا. شکرت که امروزم با بهترین دیده ها شنیده ها زیبایی ها و آگاهی ها نعمت ها و موهبت ها و وف.ر و فراوانی ها و برکت های الهی برام شروع شد و بلطف و همکاری و پشتیبانی خداوند با زیباترین ها هم به شب رسانده شد خدایااا شکرت . سپاس سپاس سپاس

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: