مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
استاد در مورد باور فراوانی چطور کار میکنی رو خودتون؟!
این باور خیلی ریشه دار تر از اونه که با یه بار کار کردن بشه گفت دیگه عالی شدیم توش از بس باورهای کمبود رو بهمون گفتن …
وقت کمه…
فرصت نیست
پول نیست
کار نیست
زود زود …
بجنب تموم شد
آب نیست
همه چی گرون شد
دختر خوب نیست
شرایط نیست
و، و ،و…
کاری که باید کرد تایید کردن و تحسین کردن این نمونه های فراوانی هست تا جایی که به یه احساس آرامش و امنیت برسیم که نه بابا همه چی هست …
وقتی باور فراوانی باشه اونوقت عجله کردن و استرس این که زود زود برسم و طمع و حرص از زندگیمون خارج میشه …
اگه باور فراوانی ایجاد بشه نتایج فراوانی بصورت تکاملی وارد زندگی ما میشه…
اگه ما بتونیم حتی به نعمت های که داریم توجه بکنیم و تمرکزمون بر نعمت باشه و داشته هامون تمرکزمون از نداشته ها و کمبود برداشته میشه و احساس بی نیازی میکنیم و احساس امنیت و لاجرم به سمت نعمت ها و احساس امنیت داشتن هدایت میشیم…
شعری از بانو حمیرا …
من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم…
فقط به لطف بی کرانت به من عطا کن
آرامش خاطر ای خالق قادر
وقتی آرامش خاطر باشه لاجرم ثروت وارد زندگی مون میشه…
من مشتری دائم می خانه ی عشقم
سرمست و خراباتی پیمانه ی عشقم
با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت
درویش صفت عاشق ویرانه ی عشقم
من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
خداوند به همگی ما برکت بدهد.
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان گلم
واقعا از خدا سپاسگزارم که ما را در چنین موقعیت بی نظیری در کنار استاد قرار داد.
استاد دستی از دستان خداست که ما را هدایت می کند .
استاد بابت این همه شور و عشقی که در مصاحبه هاتون دارید واقعا لذت می برم و حس خوب میگیرم که منجر میشه به اتفاقات خوب .
استاد خیلی زود شما را در فلوریدا خواهم دید خیلی زود
سپاس بابت همه چی
خدایا شکرت
ما بهترینیم
ایشــــــالا بری استادو از نزدیک ببینی سلام ما رو هم برسون
کلی هم عشق و حال و کیف کن :)))
سلام کاظم جان
خیلی ارادت داریم
ایشالله همه با هم می ریم و استاد زیارت می کنیم
کلی هم عشق و حال و کیف می کنیم .
کاظم جان خیلی ارادت داریم
به نام هدایتگر هستی
ممنونم استاد خوبم که انقدر صریح وبی پرده وبدون نقاب صحبت میکنید واینکه اصلا براتون مهم نیست که خانواده یا دوستان یا اقوام وبچهای سایت چطوری قضاوت میکنن.
باتمام وجود تحسینتون میکنم که بدون هیچ ترسی راجع به چیزهایی که بهتون گفته میشه صحبت میکنید,برای اینکه ما درسها رو بهتر بگیریم ومتوجه بشیم حتی از بازگو کردن مسائل خصوصی وشخصی وحتی اشتباهات خودتون دریغ نمیکنید,این برای من خیلی ارزشمنده, الهی شکر.
اییییین همه تضادی که با پدرتون داشتین شیرینیش اینه که الان میفهمید برای این بوده که اهرم رنج ولذتی برای شما ایجاد کنه که شما رو به سمت موفقیت وحرکت وفعالیت سوق بده واین خیلی ارزشمنده ومدر شما اهرمی شد که خیلی از مدرهای حامی وحمایتگر ودلسوز نتونستن باشن واینه حکمت زیبای خداوند حکیم.
هیچ کدوم از خواهرها واعضای خانواده شما با عقایدتون همراه نبودن واگر هم تنها بشین مشکلی نیست چون همیشه تنها بودین,اما این تنهایی غنی از با خدا بودن وایمان هست این تنهایی از هزاران جمع وشلوغی بهتر هست ومن به خیییلی از جمعها ترجیحش میدم.الهی شکر
در مورد سوالی که در مورد میزان ثروت شما ودرآمد وحساب بانکیتون پرسیدن توضیح دادین, خیلی برام جالبه که یک نفر یک سوالی میپرسه شما تا ته اون سوال رو میگیری ومتوجه میشی وانگیزه اون کسی که سوال میپرسه رو سریع میفهمید, دوما چقدر عالی جواب دادین که این سوال بخاطر اینه که خودت رو با من مقایسه کنی وبعدش باهام رقابت کنی ولی واقعا نیازی به دونستن درآمد دیگران نداریم ونیازی به رقابت هم نداریم اصلا رقابت از باور محدودیت ریشه میگیره چون اگر باور فراوانی داشته باشیم که هیچ کسی دیگه نیازی به رقابت ومقایسه نداره.اگر باور داشته باشیم همه چیز بیش از نیاز همه هست دیگه سرمون رو میکنیم تو باورهای خودمون تا ایراد رو که از گیرنده هامون هست رفع کنیم چون فرستنده ودهنده که خداوند رزاق هست هیچ وقت برامون کم نگذاشته وهمیشه رحمت وبرکت ونعمت وفراوانی جاریه.
مهم اینه که هرروز با دیروز خودمون رقابت کنیم.
خدایا کمک کن که قانون تکامل وقانون عمل کردن واقدام کردن رو بهتر یادبگیریم تا همگی از یه حایی شروع کنیم ولذت ببریم ورشد کنیم.الهی شکر
از یه جایی به بعد دیگه مهم نیست که چقدر درآمد داری چون بی نیاز میشی ودیگه کار میکنی وادامه میدی اما فقط برای اینکه این کار عشقته تفریح وسرگرمیته نه بخاطر نیاز.
خدا رو شکر میکنم که میشه به همچین جایی رسید واستاد وقتی گفت خیلی وقته توی این فضای بی نیازی هستم کلی تحسینش کردم.الهی شکر
وباور فوق العاده دیگه ای که بهش اشاره شد اینه که هر چی ثروتمند تر بشین نزد خدا محبوب تر ومقرب تر هستی ,خدایا چه باور ارزشمندی,یعنی اگر این باور وجودی بشه چی مییییشه!وبخاطر همین محبوبیت نزد خدا هم شده باوصف احساس بی نیازی ولی باز هم به پول ساختن وکسب درآمد فکر میکنیم واقدام میکنیم وعمل میکنیم ولذت میبریم,خییییلی این باور رو دوست دارم وتحسینش میکنم,الهی شکر.
توکل به خدای یکتا آروم آروم میش میریم ودونه دونه درها وراهها به رومون گشوده میشه.
الهی بینهایت شکر…
🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚪🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀
سلام دوستان زهانی ام با آگاهی های جدید
با گوش دادن نتیجه ای حاصل نمیشه
اگر یک ظبط صوت بعد از گفتن ملیون ها بار عبارت من ثروتمندم ثروتمند شد آن وقت ما هم به همین روش ثروتمند میشیم
اصل چیز دیگریست اصل در همان اصل همیشگی مراجعه به درونه اصل اندیشیدن با قلبه
اصل همان رجعت درونی که ارتباط و عمل به گفته های درون است
اگر به زور هر روز یک عبارت تاکیدی را تکرار میکنی از ثروت دور میشی چرا که کاری را میکنی که دوست نداری
این درون تو است که باید فرمان تفکر در مورد یگ عبارت یک جمله یک فهم را بدهد نه اجبار و زور که احساس بدی میدهد
دقیقا
درود بر شما
بسم الله الرحمن الرحیم
یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ
اى خدایى که از او امید هر خیر و احسان دارم و نزد هر شرى از خشم او ایمنى مى جویم
یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ
اى آنکه عطا مى کنى بسیار را به کم اى آنکه هر که سؤال کند عطا مى کنى
یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً
اى آنکه به هر که سؤال نکند و تو را هم نشناسد باز از لطف و رحمتت عطا مى کنى
أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَهِ
عطا فرما مرا که از تو درخواست مى کنم جمیع خوبیهاى دنیا و جمیع خوبیهاى آخرت را
وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ شَرِّ الْآخِرَهِ
و دفع فرما از من به درخواستم از تو جمیع شرور دنیا و آخرت را
فَإِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَیْتَ وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ یَا کَرِیمُ
زیرا عطاى تو بى نقص است و از فضل و کرمت بهره من بیفزاى اى خداى کریم
———————————————–
سلام به دو استاد عزیز و دوستان نازنینم
روز و روزگارتون خوش و خرم باد
پروژه مهاجرت به مدارهای بالاتر-گام سوم
رابطه متقابل بین “تقوا” و ” ثروت پایدار”
خدا رو شکر که در گام سوم هم با دوستان همگام شدم
من این مصاحبه استاد رو قبلاً هم شنیده بودم ولی این بار کجا و بار قبلی کجا
بار قبلی فقط گوش کرده بودم اونم سطحی
این بار با حضور در پروژه پر برکت ” مهاجرت به مدار بالاتر” که استاد شایسته جانم برای ما تدارک دیده (و همین جا دوباره ازش تشکر میکنم) چند بار با تمرکز و با دقت گوش کردم فکر کردم تو دفترم نوشتم حدود پنج ساعت وقت صرفش کردم شایدم بیشتر
الهی صد هزار مرتبه شکر
خدا رو شکر من از همون اول که با استاد آشنا شدم و این قانون احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد رو از استاد شنیدم سعی کردم در زندگیم اجراش کنم و تا حالا هم ادامه دادم
خیلی وقتها حالم خوب بوده، خیلی وقتها آگاهانه خوب نگهش داشتم و خب خیلی وقتها هم خنثی بوده، که خدا رو شکر استاد در این مصاحبه گفت
اگرچیزی احساس بدی ندارد یعنی احساس خوب دارد
وقتی میگی من احساسم خنثی است هیچی نیست یعنی خوبه
و چون حالت خوشبینی در وجودم بوده خیلی راحتتر تونستم از زاویه دید مثبتی به قضایا نگاه کنم که احساسم بهتر بشه
اساسی ترین قویترین تأثیرگذارترین باور:
احساس خوب=اتفاقات خوب
احساس بد= اتفاقات بد
احساس بد مثه آتیش میمونه
به هر دلیلی با هر منطقی با هر توجیهی دستمو بکنم تو آتیش دستم حتماً میسوزه
احساس بد همون آتیشه
دستمو میسوزونه اتفاقات بد رو برام بدنبال میاره
وقتی اینو بدونم خیلی راحت میتونم ذهنمو کنترل کنم
به جرأت میتونم بگم بیشترین چیزی که در تمام این سالها که دانشجوی استاد بودم رعایت کردم و همچنان رعایت می کنم 1- داشتن احساس خوب 2- کنترل ورودیهای ذهن و کنترل ذهن هست
یکی از زیباترین چیزهایی که از استاد شنیدم باور به فراوانی و وفور نعمت در این جهان هست، و اینکه
هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا عزیزتر و محبوبتر میشوم
یادمه دوسال پیش که اولین بار حدود بیست جلسه از روانشناسی ثروت یک رو گوش کردم اینا رو از استاد شنیدم که آدمی که ثروتمنده حسودی نمی کنه دزدی نمی کنه طمع نمی کنه تازه به دیگران هم میبخشه و ثروتمند شدن معنوی ترین کار در این جهان هست چقدر قلبم تأییدش کرد
و از همون وقت تا بحال سعی کردم فراوانیها رو در اطرافم و در دنیا ببینم و تایید و تحسین کنم
حتی توی ترافیک شدید در بزرگراه فراوونی ماشینها رو ببینم
توی طبیعت بینهایت فراوونی رو می تونیم ببینیم فراوانی آبها دریاها و رودخانه ها فراوانی کوهها فراوانی درختها فراوانی جاده ها و….
تقوا یعنی کنترل ذهن و پرهیز از کارهای ناشایست، و کسی که ثروتمنده خیلی کمتر دچار کارهای بد و نامناسب مثل حسد و حرص و طمع و دزدی میشه چون نیازی نداره
پس به این نتیجه می رسیم که
ثروت تقوا رو افزایش میده
خیلی فایل ارزشمند و پر از آگاهی هست ساعتها میشه در باره آگاهیهاش نوشت
فعلاً به همین مقدار بسنده می کنم
همگی را به خدای مهربان میسپارم
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا
ای اهل ایمان! خدا را بسیار یاد کنید
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان مومنم
میخوام درباره مرحله قبل از تقوا صحبت کنم و البته به قدر عمل کوچک خودم و نتایجم صحبت میکنم
اگه بخوام درباره تقوا و سلف کنترل صحبت کنم و ارتباطش با ثروت.. باید یه نکته رو متذکر بشم به خودم و اون اینه که تا زمانی که ما توی حالت خلبان خودکار باشیم تقوا معنی نداره!!
وقتی مثلا هواپیما توی حالت خلبان خودکاره هر تلاشی برای کنترل هواپیما بی فایدس. تقوا هم همینطوره. یعنی تا زمانی که ما آگاه نباشیم و حضور نداشته باشیم عملا تحت کنترل ذهن هستیم و نمیتونیم برنامه ریزیش کنیم.
ذکر که در قرآن بسیار بر اون تاکید شده یعنی آگاهی و توجه آگاهانه به حضور خداوند. وقتی ما خداوند رو جاری و ساری در تمام امور میبینیم و به این آگاه هستیم که باید دایما این حضور رو با مراقبه حفظ کنیم.. این آگاهی به ما این اجازه رو میده که ذهن رو کنترل کنیم. در واقع به اندازه ای که ما به حضور خداوند آگاه هستیم به حضور خودمون که همون نفخه الهی هستیم آگاه هستیم. به همون اندازه میتونیم ذهن رو کنترل کنیم و به همون اندازه میتونیم در جهان دخل و تصرف کنیم. بعد تازه میرسیم به این که از چه چیزی اعراض کنیم و به چه چیز توجه کنیم.
موضوع دیگه اینه که به اندازه ای که ذهن با تقوا اصلاح میشه همین حضور هم شدت پیدا میکنه. یعنی در واقع ما داریم باور سوزی میکنیم نه باور سازی!! قبلا گفتم مثل داستان سرما و گرماست. سرما وجودی نداره بلکه سرما جاییه که گرما نیست. به اندازه ای که محیط گرم میشه سرما هم کمتر میشه. به اندازه ای که باورهای توحیدی میسازیم درواقع باورهای شرک آلود رو ریشه کن میکنیم و به همون اندازه از اسارت ذهن رها میشیم و به همون اندازه با خداوند یکی میشیم و به همون اندازه حضور پیدا میکنیم و به همون اندازه خداوند در زندگی ما حضور نزدیک تر و قوی تری پیدا میکنه.
حالا با این نگاه و با توجه به این که دنیای پیرامون ما ظهور خداونده به اندازه ظرف ادراک ما، پس وقتی با حضور و آگاهانه روی باورهای شرک آلود کار میکنیم و اجازه میدیم خداوند قوی تر تجلی کنه و در زندگی ما جاری و ساری بشه، ما اسمای خداوند رو بهتر درک میکنیم.
حالا ارتباط تقوا رو از این دید با ثروت بیان میکنم. وقتی ما آگاهانه و با حضور ذهن رو کنترل میکنیم اجازه میدیم با اصلاح باورها مون و شکستن بتهای ذهنی، آرام آرام خداوند در زندگی ما تجلی کنه.
حالا خداوند کیه؟ تجلی خداوند یا همون هستی که خودش به هیچ صفتی متصف نیست در ظرف این عالم میشه کریم
میشه غفار میشه غنی
آیا ما خدای فقیر داریم یا خدای غنی؟ پس با این نگاه درست به خداوند و جریان هستی، تقوا ابزاریه که به ما این امکان رو میده که با خلق ثروت خدای غنی رو در این عالم متجلی کنیم.
اصلا داستان ثروت این نیست که ما یه ورد یاد بگیریم یا بریم توی بورس یه شبه میلیاردر بشیم. داستان ثروت یعنی این که ما آگاهانه با کار کردن روی خودمون بشیم جلوه خدای غنی. ما خدا رو با اسمائش در این عالم متجلی کنیم. این میشه اساس لذت از ثروت. ما میشیم ثروت. ما میشیم کریم. ما میشیم حی. ما میشیم وهاب. اینه داستان خلافت ما در زمین.
پس به خودم میگم که ثروت مند شدن یعنی مومن بودن به خدای غنی. اگر من ثروت مند نشم یعنی خدا رو غنی ندیدم و غنا و بی نیازیشو باور نکردم. پس در اون دنیا هم فقیر محشور خواهم شد. این نگاه اصولی رو باید به تمام زندگیم و تمام اسمای الهی به قدر وسع خودم تسری بدم.
یه نکته دیگه هم بگم درباره احساس و ارتباطش با ذکر. به اندازه ای که ما در لحظه ایم و متذکریم به ذکر الهی، به همون اندازه خدا رو در درون خودمون احساس میکنیم. به همون اندازه از دایره زمان و مکان خارج میشیم و در لحظه هستیم و حالمون خوبه
یادمه این تجربه رو که نتیجه ممارست بر مراقبه بود چند بار چشیدم.
یه بار یادمه خونه یکی از اقوام بودیم و همه از همه جا صحبت میکردن اما من حکایتم من در میان جمع و دلم جای دیگر بود. دایما مراقب بودم بر حضورم و آگاه بودنم. این حضور کوچکترین تاثیرش اینه که از یه جایی به بعد انگار همه چیز یه مجاز بزرگ و یه درک انتزاعیه!! یادمه اینقدر در درون غور کردم که انگار مستم و از خود بی خود بودم. همه چیز برام عجیب بود و حس غیر قابل توصیفی داشتم. در این حالت از خودم سوال میپرسیدم و در لحظه جواب میومد و چون بارها این حالت رو تجربه کردم موضوع دیگری که اتفاق میفتاد همیشه همزمانی بود. من آگاهانه میدیدم ارتباط افکارم رو با اتفاقات پیرامون چون حضور داشتم.
و یادمه یه هفته به جایی رسیده بودم که آگاهانه وارد خواب میشدم. بخدا اینها نتایج منه و دروغ نیست. وقتی آگاهانه وارد فضای خواب میشدم، دیدم دیگه پرسپکتیو نبود. من آب بودم در رودخانه. من هوا بودم جنگل بودم و همه چیز رو از همه جهت میدیدم. توضیحش خیلی سخته. یادمه به جایی رسیده بودم که شخصی که در لایه های بالای خواب بود رو بهش القا میکردم و کلماتی بهش تلقین میکردم که وقتی بیدا میشد ازش میپرسیدم یادته فلان چیزو تو خواب دیدی؟ و طرف کمی مکث میکرد و خوابشو به یاد میاورد و بعد حیرت میکرد که من از کجا میدونم، درحالی که من بذر اون خواب رو در ذهنش کاشتم. میخوام بگم آگاهی و متذکر بودن به ذکر خداوند کلید خوشبختی، کلید تقوا، کلید ثروته.
و بهترین ذکر قرآنه
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ ۙ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا
سلام دوست عزیز
واااااای چه جالب چه عااااالی
شماازمنظرعرفا قانون ثابت کیهانی روتوضیح دادین البته اگراشتباه نکنم هرپاراگراف کامنت ارزشمندتون روجندبارخوندم نه اینکه سنگین باشه وغیرقابل هضم نه بلکه میخواستم برجان ودلم بنشینه خیلی لذت بردم وبرای خودم سیوش کردم یقین دارم درروزهای آینده بازهم دیدگاه سراسرعشق وآگاهی ومعرفتتون روخواهم خوندوهربارهم برآگاهیم افزده خواهدشدوهم بسیارلذت خواهم برد لطفابازهم بنویسیدوماروازعلم ودانشتون بهره مندکنید
درپناه الله یکتامومن باشیدبه خدای غنی
سلام دوست عزیز
هر موقع که دارم کامنت میخونم و میرسم به کامنت شما ذهن و وجودم میگه ببین این کامنت بی نظیره باورتون نمیشه ولی من و ذهنم روی کامنت شما و چنتا دیگه دوستان خیلی لذت بخش هست
تحسینتون میکنم که آنقدر روی خودتون و شخصیتتون و ذهنتون کار کردید که از نوشتهاتون هم آدم لذت میبره و حال آدم خوب میشه
دوست عزیزم و همفرکانسی محترمم شما واقعا از همه لحاظ قابل تحسین هستید
براتون آرزوی ثروت سلامتی خوشبختی و آرامش و شادی و درک بیشتر قوانین و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
سپاسگذارم
سلام استاد عزیزم
امروز نشونه ای که سایت منو هدایت کرد به سمتش این فایل بود که من متنش رو خوندم یاد اون روزا که این فایلو گوش میدادم بخیر
استاد واقعا منم مثل اون موقع شما جرات ندارم اجزه بدم که احساسم بد بمونه خیلی قشنگ بود استاد
امروز یک مصاحبه با شهردار یکی از شهرهای آمریکا دیدم که از صفر شروع رده بود و میگفت همیشه تجسم میکردم که نشستم دارم برای مردم سخنرانی میکنم و اسمم هم جلوی تابلو ها هست
این یعنی قانون جذب و ایمان داشتن
استاد الان که این دیدگاه رو مینویسم شما قسمت ۵۰ سفرنامه رو هم گذاشتید و از روز اولی که وارد این سایت شدم چ اتفاقاتی که تجربه نکردم
چه ارزو هایی که برام ایجاد نشد
چ اشتباهاتی که نکردم از سر ناآگاهی
خدایا شکرت که اینقدر رشد کردم
منم تجسم میکنم
منم تجسم مسکنم
یکروز یکی از مشهور ترین و ثروتمند ترین ها توی زمینه کاری خودم میشم
اینو با جرات میگم
چون هرچیزی که تا امروز منو نکشته قطعا قوی ترم کرده
دوباره کار روی باورهامو شروع کردم ولی اینبار قوی تر
مسمم تر
جدی تر
اینبار با ایمان تر
اینبار شادتر
اینبار خیلی جدی تر
اینبار بیشتر
بیشتر از هر روز
روی خودم کار میکنم
استاد خیلی دوستتون دارم
خدا نگهدار
سلام دوست عزیز واقعا زیبا بود ممنون از کامنتتون😘😘
سلام دوست عزیزم
سپاسگزار خدا ام که دیدگاهم باعث این فرکانس مثبت شد
شک ندارم که انرژی مثبت هر چقدر هم که باشه هم به من رسیده و هم به شما
💜🌹🙏🏻
و پوزش بابت غلط های تایپی🙏🏻
خیلی خوشحال شدم ازین همفرکانسی
به نام یگانه خالق هستی
سلام و عرض وقت به خیر دارم خدمت همهی دوستان
دوست دارم نمود هایی از فراوانی رو بنویسم تا باورهای همهی ما نسبت به فراوانی قوی تر بشه
من هر روز تو همین شهر خودم تعداد آدم هایی که دارن ماشین های دنده اتوماتیک یا دارای سانروف سوار میشن رو بیشتر می بینم
و هر بار وقتی می بینم یکی از دوستام یا همسایه ها یا شخصی که از قبل می شناختمش یه ماشین بهتر خریده ، خوشحال میشم و تو قلبم تحسینش می کنم و به خودم میگم بببین محمد هست… زیادم هست خدایا شکرت
حدود یک ماه پیش رفته بودم نمایشگاه خودرو در تهران
با چشم خودم دیدم که چقدر شرکت های مختلف خودروهای برقی آورده بودن که قرار بود وارد ناوگان تاکسی رانی بشه
به جهت آلایندگی کمتر و هوای پاک تر
تا چندسال پیش که تازه اخبار خودرو های تسلا در سایت ها و اینستا و … پیچیده بود
خیلی ها می گفتن نه … حالا کو تا بیاد تو ایران و…
ولی داریم می بینیم که خدا رو شکر اومده
اون هم نه یکی چندین و چند تا از شرکت های مختلف
اونقدرررر توی نمایشگاه ذوق کردم و تحسین کردم و خدا رو شکر کردم که نگم براتون
البته فقط خودروهای برقی برای ناوگان تاکسی رانی نیومده بود ها
یه شرکتی اومده بود به نام نبکا… ایرانی بود ها:)) کراس اور های برقی آورده بود چقدر هم خوشگل و دلبر بودن :)) خدایا شکرت
غرفه سازیشون هم خیلی خفن بود پوشش اون خانم ها و آقایونی هم که پرزنتور غرفه بودن خیلی شیک و با کلاس بود
اصلا خیلی کیف کردم خدایا شکرت
عکس های ماشین ها رو هم تو موبایلم دارم کاشکی می شد عکس این دلبر ها رو براتون می گذاشتم:)
همین الان هم تو کلان شهر ها مثل تهران
خیلی از آدم ها از خودروهای هیبریدی استفاده می کنند چون انصافاً هم هزینه ها رو کم می کنه هم سواری خیلی خوب و کم صدایی داره هم به داشتن هوای پاک کمک می کنه هم درکل خیلی های لول و با کلاسه که ماشین هیبریدی داشته باشی دیگه :))
خلاصه خیلی خوشحالم که این الگو ها رو می بینم و دوست دارم هر روز در موردش با خودم صحبت کنم
اصلا از همون کودکیم هم عاشق ماشین ها بودم خدایا شکرت به خاطر این همه فراوانی
استاد خوبم سلام.
یادم به روزای اولی افتاد که تصمیم گرفته بودم با تعهد روی خودم کار کنن و به دلیل سختی ها و مشکلات زیادی که در زندگیم پیدا کرده بودم عاشقانه میخواستم روی خودم کار کنم چون با شنیدن فایلای شما فقط آروم میشدم من تعهد داده بودم که 6 ماه با شما پیش برموو بعد تصمیم بگیرم که میخوام ادامه بدم یا نه و اون روزا مدام ذهنم یا همون شیطان که نجواهای ذهنیه مدام دم گوشم زمزمه میکرد که فایده نداره آخه مگه میشه از این راه به همه چیز برسی اگه این همه تلاش کردی و بی فایده بود چی و به قدری من و عصبی میکرد که دلم میخواست فریاد بزنم گاهی اوقات. جنگ بزرگی میان ذهن و روحم بود همان جنگ معروف نیک و بد و من کاملا این و احساس میکردم با وجودی که خیلی مواقع حالم و احساسم عالی بود گاهی اوقات از یه فرصت کوچیک استفاده میکرد و چنان در گوشم زمزمه میکرد که منو به مرز جنون برسونه اما من به خاطر تعهدی که به خودم در مقابل خدای خودم داده بودم ادامه دادم و یاس و ناامیدی رو که در دلم وارد میکرد رو بازهم نادیده میگرفتم و بازم ادامه میدادم . اینو برای دوستانی مینویسم که ابتدای این مسیر هستن.اولش خیلی سخته واقعا جهاد اکبر میخواد باید با قدرت پیش بری اما جالب اینجاست که خدا خیلیی کمکت میکنه. بله من با تمام احساس دوگانگی و شک و شبهه ای که تو وجودم گاهی اوقات میومد سراغم بازهم ادامه دادم چون احساسم بهم میگفت این تنها راه سعادته و چنان آرامشی بهم میداد و با یک الهام و ندای قوی و آرامش بخش درونی همراه بود و من
بسم الله الرحمن الرحیم
بیش از پیش حمد و ستایش خدای را عز و وجل که طاعتش موجب قرب است و بشکر اندرش مزید نعمت
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد برجسته بلامنازع در حوزه اموزشهای قرآنی قوانین الهی زندگی ، همچنین عرض ارادت خدمت اعضا محترم سایت ارزشمند عباسمنش و درود فراوان بر مریم خانوم ، فرشته تحلیل و نگارش
من قریب به دو سال است با محصولات رایگان استاد در فضای مجازی تلگرام از طریق بکی از بستگان آشنا شدم ، بسیاری از فایل های صوتی استاد در بخش های مختلف را گوش داده ام ، فقط از سایت کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم خریده ام ، متاسفانه هم بدلیل گرفتاریهای متعدد در اثر عدم فهم واقعیات زندگی و هم بیش از پیش بدیگران بها دادن و خود را فراموش کردن نتوانستم علیرغم گامهای بزرگی که برداشتم و موفقیت هایی که بدست اوردم خودم را در مسیر موفقیت خفط کنم ، بارها زندگی ام را باخته ام امروز بیش از ۵۸ سال از خدا عمر گرفته ام تقریبا با بسیاری از قومیت ها و ملیت ها در بسباری از کشورها تعامل و تجارت و روابط مالی داشته ام ، تجربیات بسبار بسیار زیادی از موفقیت و شکست در کارنامه زندکی ام ثبت شده است،
از روستایی بدون پشتوانه مالی و حمایتی بیرون زدم تنها راهنمای من جسارت و توکل و توجه به نیرویی درونی بود نه تفکر و اندبشه و تحلیل تجارتی که در نظر داشتم انجام دهم ، این فضا را جایی مناسب برای بیان تحربیاتم نمیدانم شاید مورد سو برداشت و تحلیل باورهای قدرتمند کننده بعضی از اعضای سایت شود،و اینقدر موضوعات ارزشمند و کامنت های فوق العاده ای گذاشته میشود که نیازی به ارائه تحربیات تلخ و شیرین من باقی نیست
بنا به ضرورت و با کسب اجازه از استاد و سایرین ممکن است اندک تجربیاتی از موفقیت هایم که بسبار چشمگیر بوده اند و دلیلشان را امروز میفههم بیان کنم که انهم در جهت تایید اموزشهای استاد عباسمنش و کامنت های دوستان است ،
گاهی که به سایت مراجعه میکنم و یکی از محصولات رایگان را میبینم یا میشنوم حسرت میخورم که چرا در جوانی و انگاه که شور و هیجان و کار و تلاش داشتم با این آموزشهای ناب و هدایت کننده بسوی خوشبختی سر و کار نداشتم ، چرا نتوانستم اینهمه دست آورد را حفظ کنم
از سرکار خانم فرزانه علیان ضمن برشی از مطلب زیبایشان اجازه میخواهم قید دخترم را بکار ببرم ، چون افتضای تفاوت سنی ایجاب میکند من پدر باشم و او بمثابه فرزند ان شاءالله خداوند سایه پدرش را مستدام بدارد من نیز سه فرزند دختر دارم پس اجازه دارم شما را دخترم خطاب کنم ،
جملاتی زیبا و آموزنده از فرزانه عزیز ۱۸ ساله که من را تکان داد می اورم :
استاد خیییلی خوشحالم که چندماهه دارم برخلاف عموم مردم برخلاف اون۹۹درصد حرکت میکنم و زندگیمو واقعن دارم زندگی میکنم
اینچندماهی که دارم روی خودم کار میکنم واقعن شاهد اتفاقات خوب زیااادی بودم اتفاقاتی که توی۱۸سال از زندگیم شاید هرچند سال یکبار رخ میداد!اما این چندماهه بطور معجزه آسایی اتفاقایی رخ میده برام که گاهی اوقات من خودم زبونم بند میاد از عظمت و قدرت خدای مهربونم…
واقعا متحیرم از درک و فهم شمای ۱۸ ساله، باور کنید من در این سن هنوز به این زیبایی آموزشهای استاد را درک نمیکنم ، نادانسته و گاهی دانسته خیلی کارها کرده ام که نتابجشان شده است اموزشهای قرآنی استاد هم در جهت موفقیت هم بسوی شکست ، گاهی موفقبتهایم را شجاعت و نترس بودنم در پرتو نیروی انگیزه بخش درونیم میدانستم و گاها مسبب شکستهای متعددم را اتفاقات ، قوانین موجود ، تنگناهای اقتصادی ، تصمیمات نابخردانه خودم حرص و طمع و گاهی تقصر را بدوش دیگران میگذاشتم، هرچند اهل جنگ و جدال با هبچکس نبودم اما گفتگوی درونیم هم تقصر را گردن دیگران می انداخت هم بی توجهی و البته اعتماد بی جای خودم بدیگران ، دیگرانی که بارها بمن امتحان پس داده بودند ، اما من از تجربیاتم درس نمیکرفتم ،
اگنون چند سالی است مسئولیت صد در صد اتفاقات زندگیم را خودم بعهده گرفته ام اما برحسب عادت و باور عمومی گاهی احساس نالابقی بهم دست میدهد ، بویژه آنگاه که افراد زیر دستم را که روزی کارگر و کارمند من بودند و بلطف الهی اکنون روزگاری دارتد و بعضی ها در خارج از کشور دارای شرکت و تشکیلاتی معتبر هستند ، خوشحالم که دیگران رشد کرده اند و ثروتمندند و روزگار شایسته ای دارند ولی خودم غبطه میخورم که چرا قدر موقعیت های طلایی ام را بارها و بارها ندانستم اینهمه موفقبت و دستاوردهای بزرک کجا رفتند بخصوص زمانی که خودم را در قباس با دیگران میسنجم که نباید این کاررا بکنم ولی شیطان ذهن مرا با خودش همراه میکند
وقتی من با خانواده در خارج از کشور در اوج ثروتمندی زندگی میکردم و دوتا بانک خصوصی و چندین شرکت بازرگانی معتبر در دبی و لندن داشتم ، شاید احساس داشتن و حس لیاقت در من ضعیف بود و دچار پرادایم برداشت از داشته ها و توانمندیهایم بودم
همواره در میان ضد و نقیض ها و عدم درک صحیح زندگی میکردم
چندین مرتبه افرادی را که در اثر مشکلات مالی زندانی بودند با پرداخت بدهی شان نجات دادم
همسر یکی از آشنایان را در اثر تخلف بانکی و بدهی در اخرین مرحله ورود برندان اوین نجات دادم
و ده ها مورد مشابه در حوزه های مختلف
انروز ها نمیفهمیدم که هر کسی در جایگاه درست و شایسته خود قرار ذارد و اگر راهی زندان شده اعمال خودش موجب این موقعیتش کرده
روزی یکی از استاتید راهنمایم برای ارائه پرپزال دکترایم که خود پرفسور علوم ادیان شناسی هستند را در دفتر کارشان ملاقات کردم که در مورد گرفتاربهایم مشورت کنم
وقتی وارد دفتر کارش شدم دیدم قرآن را گشوده و کاغذی لای آن گذاشته ، استاد گفت منتظرت بودم ، گفتم عجب ، علیرغم اینکه استاد راهنمای من بود پ در تمام کنفراتس های ادیان شناسی و علوم ستاره شناسی یکی از دانشمندان برجسته بود از قضا با من خیلی صمیمی و گاهی بدعوت من می امد منزلمان ، و با هم دوست بودیم ، من علیرغم اوضاع بهم ریخته مالی ام ولی ظاهر را حفظ میکردم
وقتی پرسیدم جطور میدانستی من دارم میام ، قرآن را باز کرد و این آیه را تلاوت کرد
ای ابراهیم به آتش وارد شو که ما آتش را بر تو سرد و سلامت میکنیم
موی بدنم سیخ شد ،
استاد گفت محمد تو سخت در اشتباه و توهم خدایی زندگی کرده ای
تو انسان روئوف و خوش قلبی هستی همواره میخواهیدیگران را هم سطح خودت بالا بکشی ، وقتی کسی را در مشکلات میبینی میخواهی با هر ترفندی نجاتش دهی ، چه میدانی که این ادمی که تو فکر میکنی بدبخت و بیچاره و درمانده شده نتیجه رفتار و اعمال خودش میباشد و الان پاسخگوی گذشته اش است ، تو چه میدانی خدا در حال آزمایش اوست ، اما تو در نادانی بالاتر از خدا میدانی و ناجی او میدانی.
متاسفانه این پند حضرت استاد را خیلی دیر فهمیدم و دقیقا همین شد مثلا همان شخصی که من در اثر سو برداشت و باصطلاح غیرت و مردانگی همسرش را از زندان رفتن نجات دادم ،خودشان با عث بحران در زندکی من شدند بیش از ………. دارایی من را بردند و الان در پیشرفته ترین کشور دنیا زندگی میکنند
قصدم از نوشتن این مطالب نه چندان مفید بیان عدم درک خودم از هرچه دارم دارم و خودم باعثش هستم حال ثروت و شادی و خوشبختی و ارامش است یا فقر و تنگدستی و بیقراری ،
هر چه هست خودم هستم و خودم باعث ایجادش شدم
استاد عزیز شما خود خواسته اید که در این موقعیت عالی از ثروت و عزت و احترام و خوشبختی باشی و تحت قواتین الهی زندگی و با هدایت خداوند به این جایگاه رفیع رسیده ای ،
بوجودت افتخار میکنم که یک استاد بی نظیر در زمینه آموزش موفقیت های فردی و اجتماعی برای تمام مردم جهان هستی بی شک تا بحال هیچ مفسر و مبلغ قرآنی ندیده ام که برداشتی بسیار روان ، کاربردی و پر معنا و تطبیق دهنده آیات اسمانی قران با اساس زندگی تحت قوانین الهی باشد ، درود بر شما که بحق انسان ها را با خدا اشتی میدهی و رابطه ای زیبا بین خدا و بنده ایجاد کرده ای
بحق قران را از گوشه تاقچه و گنجه ها و کتابخانه ها بیرون کشیدی و با درک درست و برداشت زندگی آنرا بجایگاه رفبع کتاب هدایت زندگی نشاندی ، یعنی قرآن کناب هدایت بود آما بر پیروانش غریب بود و تو فهم آیات خدواند را بر آنان که مشتاق زندگی توحیدی هستند فهماندی ، خرافات و جهل و سو استفاده از کتاب هدایت خداوند را زدودی و مهر و عطوفت قرآنی را بر دلها نشاندی ،
استاد ارزشمند وقتی به رفتارهای ساده و زیباشناختی ات می اندیشم با انهمه فهم و درک و عشق به همه مواهب و جنبه های زندگی در هر لحظه بوجد می ایم
برایت در راهی که انتخاب کرده ای موفقیت جهانی ارزومندم ، وجود ذی جودت عزتمندانه و جاودانه مستدام
برای همه عزیزان اعضای سایت و دست اندرکاران آن و مریم خانم شایسته که بشایستگی و در شان اموزشهای استاد گرانقدر تصویر برداری میکنند و حاشیه ای گرانسنگ بر متن های استاد می نگارند و من را بارها وادار به خواندن تحلیل ها و پاسخ هایشان میکنند صمیمانه سپاسگزارم
در پناه خدای مهربان همیشه شاد، سربلند، تندرست و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت.
درود بر شما آقای دهقانی عزیز
درحال خوندن کامنت بچه ها بودم که به نوشته شما رسیدم.
واقعیتش یک چیز رو حس کردم که دلم میخواد بهتون بگم:
اونم اینه که نمیدونم چرا دلم میخواد باهاتون هم کلام و هم صحبت بشم.
اگر براتون امکان پذیر بود خیلی خوشحال خواهم شد.
ممنونم🙏💙😊
درود میلاد جان ،ممنونم از مصاحبت و همراهی و همفزایی با شما ، چه سعادتی ما را بخت خواهد شد
بزرگوارید جناب دهقانی عزیز
از چه طریقی میتونم باهاتون ارتباط برقرار کنم؟
سلام
خیلی عالی بود خیلی درس گرفتم از کامتتون
من دیروز یکی از فایل های استاد رو می دیدم که می فرمودن دنیا یه رستوران سلف سرویسه و هر کس به اندازه من به این غذا ها دسترسی داره،و اینکه اگه ما به کسی که حسرت ما رو می خوره دلسوزی کنیم یا دستمونو دراز کنیم بهش غذا بدیم ،در واقع با این کار داریم هم به خودمون و هم به طرف مقابل ظلم می کنیم و این کار خلاف قانونه طبیعته!
من تو کامنت شما این جمله استاد رو خیلی خوب درک کردم
و فهمیدم که شما در واقع دستتونو دراز کردین و به اون نفر خواستین غذا بدین و با این کار هم به خودتون و هم به اون نفر ظلم کرده این
چرا به اون نفر ظلم کرده این؟
چون باعث شدین آزاد باش و دزدی کنه
خیلی کامنت خوبی بود من که خیلی ازش درس گرفتم
ممنونم ازتون
سلام اقای دهقانی عزیز
به نظر من به این فکر کنید زمانی که شما با قوانین الهی اگاهی نداشتید از نظر مالی چقدر خوب عمل کرده بودید وخود به خود باورهای مالی درستتون غالب بوده به باورهای غلط که شما اینقدر خوب رشد وپیشرفت کردید واین یه امتیاز فوق العاده هست وحتما باورسازی های غلط بعدی واحتمال زیاد باور لیاقت شما به مرور اسیب دیده باتلقین های اطراف والقاهای مسائل متفرقه از هر جایی به شما باعث شده در مدار پایین قرار بگیرید حالا مسببش هر چیزی که باشه
ولی این خیلی خوبه که شما قبلا درمداربالابودید الان با بررسی رفتارها وافکارهای خودتون در مراحل مختلف زندگی وقراردادن اونها در کنار اصولی که استاد میگن خیلی راحت باورهای غلط روشناسایی کنید وبزارید کنار وباورهای درستتون رو همراه با باورهای جدید مناسب باقدرت کار کنید ودوباره پر قدرت سرپاشید
وبه خودتون برای تجربه ی همه ی پیشرفتهایی که داشتید وواقعا افتخار کنید وخودتون رو تحسین کنید چون اینها چیز کمی نبوده که بگزاریدشون کنار واز دیدگاه از دست رفته بهش نگاه کنید
به نظرم منتظر نباشید چیزی از بیرون عوض نخواهد شد پس با ارزشمند دیدن خودتون روی خودتون سرمایه گذاری کنید ومحصولات مثل دورهای روانشناسی ثروت یا هر دوره ای که خودتون فکر میکنید لایق داشتنش هستید رو بخرید چون شما کلی از مسیر رو رفتید الان فقط درست تر عمل کنید نه تنها گذشته جبران میشه بلکه به رویاهاتون هم خواهید رسید
البته جسارت است اما فکر میکنم شما چون قسمتهایی از مسیر رو بلدید وانجام دادید شاید ذهنتون میگه من اینها رو خودم بلد هستم ولی نمیدونم چراا نمیشه
که اگه این طور هست نشان از فنجان پر شماست که اجازه نمیده ندانسته ها رو بیابید ورشد کنید
منو ببخشید این ها پیشنهاد هستند فقط به دلیل تحسینتان به موفقیت هایی که داشتید واشتیاق به موفق شدن دوباره نوشتم ببخشید انگار حالت دستوری داره
امیدوارم خیلی زود از موفقیت ها جبران ها وپیشرفت های بیشترتون بشنوم
بنام خدای بخشنده بیکران و مهربان بی بهانه
سلام بمحضر استاد عباسمنش عزیزم ‘ سرکار مریم بانوی شایسته و دوستان همراه در کانون گرم و الهی عباسمنش
و درودی وافر محضر سرکار خواهر گرامی سمیه بذرکار
یادم هست در اون شرایطی که متنی بر کامنت یکی از عزیزان نوشتم قریب به ۸ سال بی سروسامانی و دربدری و رجعت از خارج نشینی چندین ساله و برگشت به وطن با همه زجرها ‘ نا امیدی ها ‘ تحقیرها و زخم زبانهای اطرافیان ‘ گاها تمسخر افراد خانواده و موارد متعددی از ابن دست که افراد مغرض و گاها نادان منتظر چنین روزی هستند تا خودی نشان دهند و بقول حضرت استاد بگن :
دیدی گفتم ‘ دیدی گفتم
ولی امان از این نادانها که بقول استاد اینا نوستر آداموس نیستند اینا نزیدیکترین و عزیزترین کسانت هم که باشند حتی دلسوزت که باشند در بی غرضی و در جهالت و نادانی و برای دل خودشان دلسوز تواند و تو برای خودشان به کنار خودشان میکشانند
شاید مادر من با همه مهربانی اش هر روز چندین بار نماز نیاز میخواند و درخواست میکرد خدای پسرم را بسلامت نگهدار و اورا به پیشم به مملکت و پیش مردم برگردان پسر اینجا برای خودش خانی بود در و خانه داشت هر روز بساط مهمانی و بزرگیش گسترده بود هر سال ده ها خانواده مهمان نوروزی از شهرهای مختلف از دوستان کاری اش بدیدارش می امدند و با بزرگی سفره داری میکرد البته به مادرم حق میدهم اول من پسر بزرگ و جانشین پدر ارزشمند و خان زاده معروف جنوب کشور بودم و دوم مادر من سواد و درک درستی از تحقق ارزوهای من برای خود من نداشت و همه پیشرفت من در گرو حضور فیزیکی در شهر و دیار و حتی کشورم میدید و باید رها میکرد و بخدا میسپرد ولی هر بار صحبت کرد گفت دی ( مادر ) از خدا میخوام از صمیم قلب دعا میکنم برگردی مملکت خودت و اینجا به پادشاهی زندگی کنی
اما راستش اون زمان با کتابهای موفقیت سالیان آشنا بودم کتابهای خیلی زیادی مطالعه کرده بودم و در رشد و ترقی ام مثلا در پیروی از کتاب معجزه شکرگزاری از روزی که شروع به انجام تمریناتش کردم کمتر از چهارماه زندگیم را به دبی منتقل کردم بیش بیست سال با دوبی سر کار تجارت داشتم ولی ساکن نبودم سفرهای طولانی داشتم سه ماه چهارماه ولی سکونت دائم نداشتم از روز شکرگزاری مدت کوتاهی راهی منزل در دوبی شدم
یادم هست مینوشتم چندین شرکت و شصت کارمند میخوام داشته باشم ‘ دقیق دو تا شرکت بنام خودم ‘ چهار شرکت سابسیدری تحت امر و اختیار خودم دو تا بانک خصوصی به مالکیت خودم که دفتر نمایندگی انها در دبی ولی یکی در کنیا و یکی در اذربایجان قعالیت داشتند
اما با همه این امکانات و روابط و تلاش و کوشش فیزیکی و فکری ته دلم به بسباری داشته های گذشته در کشورم بود ‘
دیگر عیدا که میشد اونهمه ادم و مهمان رفت و اومد نداشت بقول مادرم تو که رفتی رونق و شادی و از خونه رفت پدرت که افتاده است نیاز به نگهداری دارد و بقیه هم سردیاری تو نیستند مادر همه پرس و جوی احوال تو هستند و دلشون میخواد تو برگردی ‘
کم کم این نجواها از زبان بقیه هم بگوشم رسید یجورایی دل مشغولم کرد
کاش اونروزا که من دبی زندگی میکردم و استاد عباسمنش در دبی دوره برگزار میکردن آشنا بودم تا خودم با نگاهی دیگر در تبعیت از اموزشهای استاد در دبی حفظ میکردم و احساس دلتنکی نمیکردم منی که در آستانه یک قدمی سکونت در آمریکا بودم و هزینه اقامت و گرین کارت امریکا را داده بودم و در همون ایام به مشکلات و اتهامات ارزی سال ۹۰ گرفتارم کردند و قص علی هذا ……
سخن بدراز کشید زمانی که این مطلب را در سال گذشته کامنت کردم بسیار حال روحی نامطلوبی داشتم
دیگر توان مستاجری نداشتم و بالاجبار یک ماهی خوش نشین و سربار منزل خواهرم شده بودم ‘
چند روزی از این وضعیت جدید حضرت پدرم برحمت حق شتافت و من دو تا غصه و رنج بهمراه داشتم داغ وداع پدر بزرگ مرد جنوب که تمام گروهای مجازی عکس پروفایلشان باحترام گذاشتند و نشریات بخانواده تسلیت گفتند
و دیگر منی که از تهیه بلیط سفر برای خودم و همسر و فرزندانم عاجز مانده بودم فکر کنم درکش برای بعضی دوستان کمی سخت باشد
منی که تا چند سال پیش در اوج عزت و قدرت بودم خرج دها عروس و داماد دم بخت ‘ آزادی زندانیان مالی در ایران و در ذبی ‘ و دها کار خیر و گره گشایی و هرینه شهریه مدرسه و دانشگاه افراد بی بضاعت را میدادم اکنون غصه تلخ دست تنگی نگاه سنگین اطرافیان بیش از غم از دست دادن پدر عذابم میدهد
ببخشید شاید مطلب فوق هیچ ارزش معنوی و کاربردی برای شما دوستان نداشته باشد اما اینها حاصل تجربه یک ادم در مرز شصت سالگی دنیا دیده و ثروتمند و بیزینس من است
ممکن است دوستان درسهایی فراگیرند که در شصت سالگی بجای دربدری و زجری که من میکشم با دید باز مسیر هدایت الهی استاد را بهتر درک کنند و در شصت سالگی در اوج عزت هر یک استادی بینظیر ازثروت و معنویت و موفقیت باشند
وقتی به تهران برگشتم بشدت دپرس بودم ‘ روزایی از صبح خبری میرسید ‘ تلفنم را کسی مینوازید که از ابتدا بهم میریختم با تمام مطالعات و تلاشی که برای کنترل ذهنم میکردم ولی من در مقابل عظمت از دست رفت و کوه مشکلات و نابسامانی اکنون اکثر اوقات کم می اوردم خودم را گاهی سرزنش میکردم
تقریبا تمام شب ها از خواب بیدار میشدم به سه دختر معصومم که در یک اتاق میخوابیدند سر میزدم گاهی آرام میبوسدمشان و و ارام در خودم میشکستم و قطرات اشک پهنای صورتم را خیس میکرد
فرزندانی که سالیان در دبی یکی از بهترین پنت هوس شهر تهران و د یکی از شیک ترین و مدرنترین ویلاهای امارتس هیل دبی با دوتا خدمتکار هر یک در اتاق مجهز خودشان آرامش داشتند و در رفاه بودند و در حال کوچ به آمریکا برنامه ریزی کرده بودند و حالا تمام ارزوهای از دست رفته
درست در همین روزا بود که تحت تاثیر اتفاقات ندایی بدلم افتاد از غصه و سرزنش خودت دست بردار ‘ تو پدر ارزشمندی هستی و تو ادم قدرتمندی بودی افسوس تو را تکرار موفقیت هایت دور میکند آیا میدانی خر شیطان شده ای آیا میدانی شرک میورزی ‘ آیا میدانی ناامیدی یعنی ابزار شیطان ذهن ‘ نماز و قرانت به پشیزی نمی ارزد
نمیدانم وارد سایت شدم و این فایل کفتکوی استاد را دیدم وقتی شروع به خواندن کامنت بچه ها شدم یکی از کامنت ها تاثیر عجیبی فقط یک عبارت ان روی من گذاشت و کلید اعتبارت و افتخارات گذشته ام را در وجودم جایگزین تمام افکار ناثواب اکنون و سرزنش هایم کرد و خیلی قشنگ در کامنت دومش برام نوشت آقای دهقانی :
خداوند جبران تمام روزهای از دست رفته را خواهد کرد ‘
و این درس بزرگ را یک دختر خانم ۱۸ ساله بمن داد دختری که حکم فرزند بیش از ۴۰ سال با من فاصله سنی داشت
بقول قران
الذین یستمعون القول ‘ فیتبعون احسنه
دو سه روزی مرتب این فایل را مرور کردم و کامنت ها خوندم دیدم نیاز شدید این روزهای من است من گمشده ام را در لابلای تمام محصولات که همه در و گوهرند اینجا پیدا کرده ام
اون کامنت اول را بعد از چند روز گذاشتم حالم در این چند بهتر و بعد از گذاشتن کامنت اول احساسم بهتر شد حال دلم هر روز بهتر امیدم به تلاش و موفقیت زیباتر ‘ علیرغم زندگی در تنگنا و خوش نشینی ‘
در این چند سال جلسات مالی و پولی و بانکی که تخصص من هست و ارشد بانکداری بین المللی و دکترای مالی انرا دارم همه بی نتیجه مانده بود
در حدود دو ماه گذشت روزی دوستی تماس گرفت و از من به جلسه دعوت کرد ‘ قبل از تغییر درونی دیگر ۱۰ جلسه یک جلسه شرکت نمیکردم چون از جلسات بی نتیجه خسته و نا امید بودم با اکراه میرفتم جلسه
اما از اونروز ببعد با خودم قرار گذاشتم هر پیشنهاد که بدلم خوب افتاد یعنی هدایت خداوند و شرکت میکنم طبق معمول جلسات دم دستی را بصورت تلفنی یا کنفرانس کال با خارج یا داخل انجام می دادم
ولی دعوت دوستم به جلسه رنگ و بوی دیگه ای داشت بلادرنگ تشکر کردم و گفتم هر وقتی تعیین کردی اماده ام گفت متقاضیان برای دیدار شما بیصبرانه منتظرند اسم و آواز شما را از بازارهای مالی اروپا شنیده اند فقط اتفاقی از طریق یک دوست از من پیگر شده اند وقتی من گفتم دوست نزدیک ایشان هستم تعجب کرد جلوش بشما زنگ زدم تلفنت خاموش بود ‘ گفت بابا این ادم از بزرگان و مفاخر کار مالی بین المللی هست
خلاصه هدایت خداوند اینچنین است ‘ یه روزی ‘ یه جایی ‘ یه ساعتی ‘ یه جلسه ای ‘ یه دوستی ‘ یه مطلبی یه درخواستی ‘ یه پیشنهادی و یه آشنایی با یه دوستی ‘ که همه برای ما غیر قابل باوره برای خدا همه اینها در یک آن و لحظه است کافیست بسپاری با وجودت
جلسه را رفتیم ابتدا فردی که مدیریت جلسه را بعهد داشت انسانی از خود راضی نا آشنای با ادبیات مالی فقط در جلسات اصطلاحات مالی را یاد گرفته بود و از همان تیپ افرادی که پست را مصادره به نفع خویش و پسر خاله و دایی ها و عموها و داماده ها کرده اند ‘ وسط توضیحات فنی من پرید و گفت اقا سفسطه بازی نکن خیلی واردتر از تو اومدن اینجا و دست خالی برگشتن ‘ من اولش کوتاه اومدم ولی دست از زبون درازی نکشید ‘ و من پاسخی قاطع و شایسته و محکم دادم که اینجا طرح ان موجب بی ادبیست و خودداری میکنم همه دوستان بیش از ۱۰ نفری در جلسه گل از جمالشون شکفت که بابا یه ادم دانای شجاع هم پیدا شد با منطق و دلیل و دانش توی دهن این ادم مدعی مقتدر پشتوانه دار بی منطق بزند.
بلند شدم همه اصرار کردند لطفا بشینید ‘ کفتم من جنوبیم ‘ خان زاده ام یک روز حقوق بگیر نبوده ام همیشه حقوق داده ام ‘ از خارج از بارارهای مالی معتبر ادرس من را بشما داده اند برای من سرشکستگی دارد یک فرد مغرور و نا وارد پر مدعا طرف صحبت من باشد من مخلص تک تک شما هستم علی شخص اقای مدیر ‘ از در که خواستم خارج بشم رئیس هیئت مدیره که فردی جانباز و ویلچری بود و دوپایش را در راه وطن داده بود بمن دست داد پیشانیم را بوسید گریه کرد و گفت تحت تاثیر قرار گرفتم ولی گفتم ببخشید من دیگر اینجا نمیام من در بیرون جلسه میزارم برای سربلندی کشورم افتخار میکنم با مدیریت شما انجام وظیفه کنم
بعد از دوسه روز چندین مرتبه ایشان تلفن من را گرفت و با خواهش دعوت کرد همانجا و کفت بخاطر من که نمیتونم هر جایی بیام بخاطر کرونا قبول کردم ولی بشرط عدم حضور ایشان یا حضور بدون مداخله ‘
چند ماهی زمان برد تا من امورات وفق شرایط چیدمان کردم
درهای ثروت و فراوانی و پول بی نهایت بی نهایت از اون روز از جاهایی که صدها جلسه گذاشته بودم برویم خداوند باز کرد ‘ مدیریت فاند از طرف چندین کمپانی خارجی برای سرمایه گذاری و ایجاد پروژه و جابجایی با احکام رسمی بمن داده شد و اکنون با چندین کشور در حال مراودات مالی و فاند منجمنت میکنم اختیارات و ازادی عمل من بدون قید و شرط و در قالب جینت ونچری است ‘ بیش از ده ها پروژه سرمایه گذاری تاپ و مگا پروژه را در حال انعقاد قرارداد هستم دوتا بانک خصوصی برای پرایم کردن و اعتبار جهانی داشتن در ترکیه و در دبی در دستور کار من هست ‘ یک هلدینگ و چندین شرکت سابسیدری با ماموربت های ‘ دولوپری ‘ شیوینگ لاین ‘ پالایشگاه ‘ لاین پروازی و گردشگری ‘ …... در حال تدوین آیین نامه های اجرایی ان هستم تمام این اتفاقات در کمتر از ۱۰ ماه افتاد و فقط هدایت خداوند بود و نور هدایت هر روز خداوند در زندگیم
شاید دوتا نکته بسیار در شکل گیری تصمیمات من از زمان این فایل استاد در یک سال پیش موثر بوده است سپردن بخداوند از صمیم قلب و هدایت شدن ‘ پرداختن به موفقیت های گذشته ‘ و یاداوری های خاطرات شیرین گذشته بدون وابستگی
و نکته دیگر اینکه تا قبل از یک سال پیش من تعدادی محصولات استاد را از یک کانال تلگرامی غیر مجاز که تا یکسال نمیدانستم متعلق به استاد نیست خریده بودم و گوش میدادم ولی تاثیر چندانی بر من نداشت ‘ تا اینکه همسرم گفت این محصولات غیر مشروع است و استاد رضایت ندارد و اول هر فایل خودش بیان میکند من گفتم هزینه را دادم مثلا من هفتاد هرار تومان ۱۲ قدم را هر قدم را میخریدم ‘ از اینجا دوسه ماهی دچار یک پاردکس شذید بودم که چکار کنم از طرفی در این وضعیت بیش از یک میلیون تومان پول دادم ‘ از اون طرف درونم تشر میزد حذفشون کن و در یک روز بارونی دقیقا یک هفته قبل از جلسه کذایی دل بدریا زدم و تمام محصولات حرام را حذف کردم و در همان لحظه آرامشی الهی تمام وجودم را فرا گرفت و فقط به افتخارات گذشته و خاطرات شیرین انها فکر میکردم و امید به موفقیت که عرض کنم دیدن خودم در هراران برابر بزرگتر از گذشته میدیدم و باهاش زندگی میکنم و اکنون من بیرون شده از امارت بجرم نکرده با درخواست شیخ فرش قرمز برای سفر به دبی برایم فرش شده و از طرف دیگر از طرف بانک مرکزی و هیات اقتصادی ترکیه دعوت رسمی شده ام چون در این دو ماه گذشته دوتا کار مالی و بانکی با ترکیه انجام دادم ‘ بله وقتی بخدا سپردی راست ادرس خونه اش را بهت میده ‘ میفرستتت سایت عباسمنش میشی رهجوی افتخاری ایشان با آموزشهای الهی و زندگی بخش و هدایت خدایی
این نکته را بگم همان دوست ویلچری جانباز در حدود یک ماه پیش مادرش به بیماری کرونا بار سفر اخرت بست و این عزیز بزرگوار جانباز که ریه اش شیمیایی بود نیز درگیر این بیماری شد و ۲۰ روز پیش به لقا الله پیوست روح هر دوی این مظلومان و همه مردم مظلوم بی پناه از امنیت پزشکی و دارویی در کشور ثروتمندمان شاد و غریق دریای رحمت الهی
خدایا برای تمام نعمت هایت در هر حال و در خواب و بیداری شکرگزارم
برای یکایک شما دوستان هدایت شده الهی موفقیت روز افزون خواستارم
برای استاد عباسمنش عزیز و همسر گرامیشان مریم شایسته بهترین ها را آرزومندم
برای همه مردم دنیا طلب خیر و برکت و فراوانی و آرامش میکنم
در خاتمه از بانو سمیه بذرکار که من را یکبار دیگر به خوندن کامنتم دعوت کردند و پیشنهاد دادن به گذشته ام افتخار کنم و من را در راهی که انتخاب کردم تشویق کردن سپاسگزارم
از همه دوستانی که مطلب و مطالب هر از چند گاهی یکبار من را در فایل های سایت مطالعه میکنند و پاسخی بمن میدهند و موجب رشد و پیشرفت من میشوند از صمیم جان تشکر میکنم .
ان شاالله در تمام شیونات زندگی شاد ‘سلامت ‘ موفق ‘ سربلند سعادت مند و ثروتمند باشید در پناه الله یکتا .
سلام جناب آقای دهقانی عزیز نمیدونم چرا من تازه الان پیام شما رو دیدم وقبلا متوجه پاسخ شما نشده بودم مطمینم که در فرکانس مناسب نبوده ام
امروز خواندن کامنت ونتایج عالی شما بعد از آن پستی های عمیق تر از یک دره که از بلندای کوهی عظیم فاصله گرفته و به لطف الله واموزهای استاد الان بر بلندایی قوی تر ومستحکم تر و زیبا تر رسیده است یک نشانه بزرگ هست برای درخواستهای
من از خداوند که مرا وارد مدار ثروت و مهاجرت عالی قرار دهد
خیلی خوشحال شدم که دوباره شکوه و عظمت خودتون رو پیدا کردید و حتی بیشتر واقعا واز صمیم قلبم تحسینتان میکنم این همه توانایی هم در اوایل وهم بعد از گذراندن آزمون سخت ناامیدی واقعاا مسرت بخش وتحسین برانگیز هست
من آلن 38ساله هستم وسه فرزند دارم وغیره از تدریس ریاضی گه گاه فعالیت خاصی نداشته ام واصلا باور کنید یا نه چنین حد از رشد شخصی وتوانایی برای یک شخص تا حالا به ذهن من نرسیده بود.
همیشه دوست دارم کارهای بزرگی انجام میدادم ولی هیچ وقت راهی به ذهنم نرسیده
وامشب بسیار تعجب کردم و به گونه ای غبطه خوردم یک انسان میتواند تا کجاها برود اما من که هیچ فعالیت خاصی نداشته ام پس کی قرار است به خواستهایم
برسم البته که من از کودکی انسان موفق وبولدی را ندیده بودم تا وقتی با استاد آشنا شدم .چون از فعالیت های استاد غیر از اموزشهاشون اطلاعی ندارم
ودر کل
عظمت توانایی کسب وکار بزرگ رو ندیدهام وووو چقدربرای من عظمت حرفه و توانایی شما لذت بخشه
روند زندگی شما به من نشون میده در اوج هم که باشی نباید اجازه بدی ورودی های مخالف وارد ذهنت بشه حالا به هر دلیلی که میخواد باشه چون از عرش میرسونتت به فرش
واز طرفی الان تو هر شرایط وخیم ونامناسبی هم که باشی از هر نظر باز هم دادن ورودی های مناسب به خودت ومصمم بودن روی این کار انسان رو از فرش میرسونه به عرش
من هم به لطف خدا از وقت اشناییم با آموزهای استاد تغییرات خیلی خوبی تو زندگیم داشتم اما من خیلی آرزوهای بزرگ دارم که حتی جرات نمیکنم برای دیگران یا حتی شما دوست عزیز هم بگم چون میدونم خیلی دور از ذهن ودسترس بهنظر میرسه اما نمیتونم ازش دست بکشم بارها شده که خواستم بی خیال این رویا هام شوم وتا این کار را انجام میدهم انگار کل امیدم وشادی وشور زندگیم در همون لحظه از بین میره وانگاری شیره وجان زندگی ام همین آرزوهای به ظاهر محال است
خواندن سرگذشت شما برای من برکت است وامیدی بزرگ است
میدانم که این احساس من به آرزوهایم بی حکمت نیست و امیدوارم با عزم جزم در کنترل ورودی ها ونجواها و به قول بودا بودن در شکر وشادی منم به عمیق ترین آرزوی دلم برسم
باز هم تمام رشد وموفیت ها تون رو بهتون تبریک میگم واقعا که این همه سرسپردگی واطاعت از خدا وعمل به قانون هزاران هزار بار باید تایید وتحسین شود درود به شما
سلام دوست عزیز
همه ما اشتباهاتی داشتیم، به دلایل مختلف تصمیم های نادرستی گرفتیم اما خداوند مهربان ما رو همین طور که هستیم دوست داره و همیشه فرصت ها رو برای جبران برامون فراهم میکنه، پس به خدای مهربون اعتماد کنید تا معجزاتش رو ببینید … و بدونید تضادها و ناخواسته ها راهنماهای ما هستن … خداوند روزهای از دست رفته رو جبران می کنن
همیشه موفق باشین در پناه خداوند
سلام به استاد عزیز، و درود فراوان به اعضای سایت خوب و خانواده گرم و صمیمی عباسمتش
درود بر شما سارا خانم عزیز مرسی از کامنت زیبا ، کوتاه و مفیدتون ، بله حقیقت همینه تضادها و چالش ها راهنمای ما بسوی هدفمان هستند ، من هر بار به چالشی کشیده شدم اولش سختم بود ولی بعد از عبور از آن احساس بسیار خوبی بهم دست میداد و گاها احساس غرور و افتخار میکردم که تونستم از این بحران بگذرم و از درون خودم را قویتر از قبل میدیدم ، و چه جالب بهم یاداوری کردید که خداوند روزهای از دست رفته را جبران میکند ، ناخوداگاه با این جمله شما به آرامش رسیدم و خدا را شکر کردم چه راحت گمشده ام را یافتم ، در کامنت قبلی نوشته بودم که گاهی افسوس گذشته را میخورم ولی شما راهنمایی خوبی کردید و آدرس خدا را بمن دادید تا قوت قلبی برام باشه و هیچوقت احساس نکنم افسوس که گذشت یا دیگه دیره ، مرسی از این جملات هدایت گونه شما ،.
راستش امشب بفکرم رسید که واقعا کعبه آمال و حج واقعی هر روزه ، سرزدن گاه و بیگاه و روزی چند مرتبه از سایت و خوندن و دیدن فایل های زندکی ساز استاد، تحلیل های مریم شایسته ارزشمند و کامنت ها و نظرات عالی اعضای سایت هست ، برای من خالی از اغراق ورود به جمع صمیمی این خانواده بمنزله حج خانه خداست ، مگر سفر حج رفتن فارغ از طمطراق آن که خالی از معنویت شده جز برای حرکت بسوی الی الله است ؟ و من اینجا خیلی بیشتر ، بهتر راحت تر و آسان تر خدا را می یابم ، باهاش ارتباط برقرار میکنم و ازش هدایت میخواهم اصلا بهتر درکش میکنم قبلا میخواستم خدا را بشناسم ، اما الان اینجا با حضور استاد عزیز درکش میکنم میفهممش ، دیگر دنبال شناختش نیستم .
الان میفهمم که فانی قریب یعنی چه ؟!
قبلنا هر چی فکر میکردم از رگ گردن بمن نزدیک تر است یعنی چه ، همش در بیرون از خودم دنبالش میگشتم ، ولی چون میخواستم بدونم که این یعنی چه ؟ خود خدا به این سایت هدایتم کرد، راستی هدایت یعنی همین که تو بخواهی و ندانی چطور !!!!!!! بخواسته ات رسیدی،
خدایا شکرت که در مسیر باور توحیدی هستیم و زندگی برایمان شیرین و آسان و قابل فهم است ، میدانیم که زندگی خداست ، و در خدا آرامش داریم.
در پناه خدای مهر شاد و سعادتمند و ثروت مند باشیم.
سلام به استاد عزیز، و درود فراوان به اعضای سایت خوب و خانواده گرم و صمیمی عباسمتش
درود بر شما سارا خانم عزیز مرسی از کامنت زیبا ، کوتاه و مفیدتون ، بله حقیقت همینه تضادها و چالش ها راهنمای ما بسوی هدفمان هستند ، من هر بار به چالشی کشیده شدم اولش سختم بود ولی بعد از عبور از آن احساس بسیار خوبی بهم دست میداد و گاها احساس غرور و افتخار میکردم که تونستم از این بحران بگذرم و از درون خودم را قویتر از قبل میدیدم ، و چه جالب بهم یاداوری کردید که خداوند روزهای از دست رفته را جبران میکند ، ناخوداگاه با این جمله شما به آرامش رسیدم و خدا را شکر کردم چه راحت گمشده ام را یافتم ، در کامنت قبلی نوشته بودم که گاهی افسوس گذشته را میخورم ولی شما راهنمایی خوبی کردید و آدرس خدا را بمن دادید تا قوت قلبی برام باشه و هیچوقت احساس نکنم افسوس که گذشت یا دیگه دیره ، مرسی از این جملات هدایت گونه شما ،.
راستش امشب بفکرم رسید که واقعا کعبه آمال و حج واقعی هر روزه ، سرزدن گاه و بیگاه و روزی چند مرتبه از سایت و خوندن و دیدن فایل های زندکی ساز استاد، تحلیل های مریم شایسته ارزشمند و کامنت ها و نظرات عالی اعضای سایت هست ، برای من خالی از اغراق ورود به جمع صمیمی این خانواده بمنزله حج خانه خداست ، مگر سفر حج رفتن فارغ از طمطراق آن که خالی از معنویت شده جز برای حرکت بسوی الی الله است ؟ و من اینجا خیلی بیشتر ، بهتر راحت تر و آسان تر خدا را می یابم ، باهاش ارتباط برقرار میکنم و ازش هدایت میخواهم اصلا بهتر درکش میکنم قبلا میخواستم خدا را بشناسم ، اما الان اینجا با حضور استاد عزیز درکش میکنم میفهممش ، دیگر دنبال شناختش نیستم .
الان میفهمم که فانی قریب یعنی چه ؟!
قبلنا هر چی فکر میکردم از رگ گردن بمن نزدیک تر است یعنی چه ، همش در بیرون از خودم دنبالش میگشتم ، ولی چون میخواستم بدونم که این یعنی چه ؟ خود خدا به این سایت هدایتم کرد، راستی هدایت یعنی همین که تو بخواهی و ندانی چطور !!!!!!! بخواسته ات رسیدی،
خدایا شکرت که در مسیر باور توحیدی هستیم و زندگی برایمان شیرین و آسان و قابل فهم است ، میدانیم که زندگی خداست ، و در خدا آرامش داریم.
در پناه خدای مهر شاد و سعادتمند و ثروت مند باشیم.