مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 51
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














سلام استادعزیزم.من خییلی خیلی باحرفایه این فاسل شمابه وجه اومدم من همیییشه ته دلم همین نوع زندگیرومیخاستم امانمدونم اون چی بودالان برام کاااامل واظح وشفاف شداین حرف دله سااال هایه ساله من بود.
من خودم دقیقابایه دختری اشناشدم واوایل ازبودن باهاش به شدت لذت میبردم اونم همینطور و واس همین تصمیم به ازدواج گرفتم وباخونوادش صحبت کردم وبه محظی ک بحث ازدواج اومدوسط آزادیه من گرفته شد واون منوتوزنجیرقراردادوهمیییشم میگه ازبس دوست دارم اینجوریم انقدرگیرمیدم حساس شدم وابسته شدم بعدشم عذرخواهی میکنه منم واقعابدجوردیگ خسته شدم ازاین همه کنترلی که رومه ازطرفه ایشون و رابطمون تلخ وتلخ ترداره میشه حتی خونوادش یه شرطای مسخره هم واس ازدواج گذاشتن که بایدخونه به نام دخترمون کنیوانقدرسکه مهریه کنیواین چرتوپرتای مزخرف وحال بهم زن. تازه من همیشه ازینکه دیگه حسمونسبت به اون ازدست دادم ومیخوام به هرطوری که هسخ فرارکنم احساس گناه داشتم ولی الان پی بردم که مقصرخودش وخونوادشن. استادخییییلی ازت سپاس گذارم بابت این همه آگاهی هایه ارزشمندی که دراختیارماقرارمیدی انشالله ازین که هستی هزااران برابرموفق تروسلامت تربشی شماواقعالااایق بهتریناهستی
سلام استاد از اینکه حقایق را صادقانه و بی هیچ ترس و ملاحظه ای درمورد خودتان بیان کردید اعتراف میکنم یکه خوردم و شوکه شدم.همه چیز در ذهنم زیروزبرشد
عباسمنش تو واقعا فوق العاده ایی . من دقیقا اخلاقم مثل شماست. مادر من از اون آدمای اعتقادی مذهبیای خشک مسخره اس .همیشه به من میگه تو تو یه انهتات اخلاقی قرار داری و تو از ما نیستی و همیشه با من مثل یک غریبه حرف میزنه و همیشه هم با هم دعوا داریم . اما بچه ها این موضوع واقعا واقعیت داره و باید قبول کنید که انسان یک موجود آزاده و زن و مرد نداره . و من دیدگاه استاد رو در این مورد واقعا قبول دارم . اینو از ته دلم میگم عباسمنش واقعا لایک داری واقعا عاشقتم . بنده به شخصه 7 بار قرآن کریم رو ختم کردم و پیام اصلی قرآن از نظر من اینه که ای انسان مثل یک انسان زندگی کن و انسان باش . لطفا دید انتقادی رو بزاریم کنار .همتونو دوست دارم.
سلام
از همه اعضای محترم سایت خواهش میکنم وقتی شخصی با این صداقت با این همه شور و اشتیاق مطالعات و دانش خودش رایگان در اختیار ما میگذارد
لطف کنید سولاتی بپرسید که دردی از دوا کند
استاد خیلی مودب هستند و خیلی لطف دارند که جواب شما را دادند
اخه بابا چه لزومی داره که ما اصلا درمورد زندگی شخصی استاد بدونیم اخه بابا چه کمکی اصلا به ما میکنه اینه همسر ایشون اونجا حجاب داره یا نه اصلا به ما چه ربطی داره الان فهمیدین چی شد مثلا؟ ما دنبال کار اصلیمون باید تو این سایت و مباحث استاد باشیم من نمیدونم یه نفر نوشته لطفا یه گوشه از سایت به زندگی شخصی استاد اختصاص بدین من نمی فهمم اصلا یعنی چی این کنجکاویه مثلا اسمش؟الان یه ذره دیگه ادامه بدم بهم میگن روشن فکر
سلام صبح بارونیتون پر از یاد خدا
از استاد خواهش داشتم که زندگی نامه ی خودشونو در بخشی از سایت قرار بدن زیرا در بعضی جاها هست و به صورت های مختلف وجود داره و برخی جور دیگه ای جلوه میدن و من از این ناراحتم که مردمو از راه توحید دور میکنن
و چیزی که به ذهنم میاد بخش عقل کل صوتی هم داشته باشه برای افراد سمعی و اعضا وویس بذارن برای پرسش و پاسخ
روزتون پر از یاد خدا
دوباره سلام صبحتون خوشکل
جالبه که وقتی اینارو مینوشتم یه حسی میگفت اینو بنویس
ولی من ذهنی من میگفتنه زشته ننویس مردم چه فکری میکنن آبروت میره باید ماسک دروغ بزنی و هیچ کس تو رو نشناسه
ولی حس دذونم میگفت تو واسه مردم زندگی میکنی چرا از مردم بت ساختی چرا کنترل زندگیتو و اختیار خودتو دست مردم دادی چرا اجازه میدی مردم برای زندگی تو تصمیم بگیرن کاری که درسته رو انجام بده
مگه ایمان نداری اگه ایمان داری خدا مراقبته چه نیازی به مردم داری
من ذهنیم همش میگفت خودتو خوب جلوه بده ووو
روزتون پر از یاد خدا
سلام سحرتون بخیر و شادی و ثروت
این فایل دگرگونم کرد و فوق العاده بود بی نهایت از استاد ممنونم خدایا سپاسگزارم
یه حسی بم گفت که باید اینارو بنویسم ساعت 6 صبح 6 آبان 97 است
وقتی شرایط استادو شنیدم حال عجیبی شدم پدر و مادر منم سالهاس جدا زندگی میکنن ولی حتی طلاق نگرفتن و سر همین موضوع من از خیلی ها حرف شنیدم چقدر منفی فکر کردم چقدر ناراحت شدم چقدر بم گفتن جهنمی هستین حرامه ووو
یا یکی از نزدیکانم دختری که دیگه دختر نیست زن شده محکوم به بدبختی و زجر کشیدنه و همش احساس گناه داره و آرزوی مرگ میکنه و خانوادش هم همشون از ترس مردم آبرو ووو زندگی براشون جهنم شده چرا چون ما منفی نگر هستیم چون ذهن های ما بسته است خیلی محدود فکر میکنیم
پزشکی قانونی زمان ازدواج آخه این چیزا یعنی چی جالبه که آزمایش پزشکی قانونی برای بررسی بکارت در آمریکا و کانادا جرم هست در ایران انجام میشه و یه چیز هادی به حساب میاد
واقعا چرا؟! فقط به خاطر یه مشت باید و نباید که برای خودمون ساختیم یا جامعه برای ما ساخته
زن و شوهرهایی که با هم زندگی میکنن ولی همدیگه رو تحمل میکنن و روابط پنهانی با افراد دیگه دارن اتفاقا همین چند روز پیش چند موردش رو دیدم مثلا بچه دارن به خاطر بچه طلاق نمیگیرن و با هم زندگی میکنن ولی روابط پنهانی هم دارن این طوری خوبه؟!!!! زندگی با دروغ و فریب و نیرنگ
یا دختر و پسرهایی که جون میکنن فقط خرج عروسی رو آماده کنن بعد 10 سال فراهم نشده و هنوز هم منتظر هستن چرا فقط واسه نگاه مردم فکر مردم آبرو عرف چی میگه و ده سال در رنج زندگی کردن و مثلا بعد کار به جایی میرسه که حامله میشن و مجبور میشن یه مراسم کوچیک بگیرن و برن سر خونه زندگیشون
ازدواج تو ایران مگه چیزی جز این شده
ولی با نگاه استاد هم وابستگی به وجود نمیاد و هم مجبور نیستی رنج و عذابی بکشی و هم به زور کنار کسی نیستی واسه تحمل کردن با هم نمیمونین تا هر زمان به هم علاقه داشتین با هم هستین برای با هم بودن باید هر دو نفر بخوان با هم باشن ولی برای جدا شدن فقط یک نفر بخواد کافیه جز این باشه با برده داری چه فرقی داره برده داریه نوین میشه مگه من یا طرف مقابل من منو خریده صاحب و مالک منه این دیدگاه چیزی جز شرکه
زمانی که قصه ی زندگی استادو شنیدم نمیدونم چرا ولی این طور حس کردم که خدا با ازدواج اول استاد عباس منش رو امتحان کرده و چون او ثابت کرده که به خدا ایمان داره خدا شرایط هزار برابر بهتر از قبل براش فراهم کرده و اون خانم فوق العاده رو در مسیر زندگیش قرار داده وقتی گوش میکردم داستان استاد رو احساس کردم این دقیقا مشابه آزمون ابراهیم و کشتن اسماعیل بود و استاد وابستگیهاشو کشت و به خدا رسید و دوباره اون آزمون برای گرفتن پسر اولش تکرار شد و باز هم زمانی که قرار بود پسر دومش پیش مادرش بره فکر میکنم بارها خدا ایمان قوی استاد عباس منش رو آزمون کرده و استاد فوق العاده ایمان واقعیشو ثابت کرده
به قول استاد ما باید دیدگاه و باورهامو راجع به خدا و قدرت و ثروت ووو تغییر بدیم و از نو همه چیز خودمونو بازبینی کنیم
چرا بسیاری زن و شوهرها در ایران سعی میکنن همدیگه رو کنترل کنن به هم وابسته هستن اون قدر که این شرک پنهان هست و از خدا دور شدن و ایمان در رفتارمون دیده نمیشه به جاش چشم و هم چشمی پز دادن فکر مردم آبرو مردم چی میگن اینا شده زندگی ما
من اطراف خودم را میگم به خاطر قبح داشتن و زشت بودن دوست دختر و دوست پسر چقدر جوان های ما صبح تا شب به خانوادشون دروغ میگن که با فلانی میرم بیروم و دروغ براشون مثل نقل و نبات شده و حتی اگر زمانی براشون مشکل پیش بیاد هم از ترس آبرو به خانواده نمیگن و پنهان میکنن و مشکلشون خیلی بزرگتر میشه و گاهی در مشکل غرق میشن و خیلی خانواده از فرزندان فاصله داره
کمی تفکر کنیم چرا ما این گونه شدیم
من حس میکنم استاد شبیه یک فردی هست که سالمه و در شهری زندگی میکنه که 99 درصد مردم بیماری اعیتاد به مواد مخدر دارن جالبه و جای حیرت داره که مردم آن شهر فکر میکنن اون فرد بیماره و به اون انگ میزنن که مشکل داره و باید بره درمان بشه ولی واقعا کی مشکل داره؟!
الان این ها تجربه ی خود من هست تو آرایش نمیکنی پس مشکل داری تو ابروتو برنمیداری پس مشکل داری تو فحش نمیدی پس مشکل داری تو دوست پسر یا روابط ناسالم نداری پس مشکل داری و بیمار هستی انقدر میگن که کم کم آدم باورش میشه آره دیگه این درسته و من اشتباه فکر میکنم
معلمی به شاگردانش گفت دو به اضافه ی دو پنج میشه و یکی از شاگردان گفت نه چهار میشه و معلم گفت نه همونی که من میگم درسته و حرف نباشه حالا داستان جامعه ی ماس
چقدر در مدرسه برای حل کردن از یه راه دیگه توبیخ شدیم و گفتن غلطه ووو
اندکی تفکر اندکی اندیشه اندکی تعقل اندکی آگاهی خدا جونم همه ی مارو از خواب غفلت بیدار کنو مارو آگاه کن حقیقت رو به ما بشناسون
و به قول قرآن که میگه جات نامناسبه هجرت کن و جالبه که همین چند دقیقه پیش از چند استاد بزرگ دنیا فایل دیدم که میگفتن رشد در هجرته
ما نیاز داریم که همه ی سبک زندگیمونو بررسی کنیم و ببینیم که دیدگاه طرز فکر رفتار ما شرک آلوده یا توحیدی؟! چقدر باورهای محدود کننده دست و پای ما رو بسته باید این زنجیزها رو باز کنیم
از نو ساختن خود هجرت درونی و هجرت بیرونی
خدایا ازت میخوام من دست تو در جهان باشم زبان تو پای تو خدایا ازت خودتو میخوام
به امید این که هممون زندگیمونو از نو بسازیم و جوری که دوست داریم با باورهای سالم
زمان اتمام 6/30 صبح
روزتون پر از یاد خدا
با سلام خدمت استاد عزیزم.من خودم به شخصه به عنوان یک دختر جوون عاشق همچین زندگی هستم.و این نوع زندگی کاملا درست است چون واقعا ازدواج به شیوه ای که وجود داره رو از هر جنبه ای در ذهنم با این نوع زندگی مقایسه میکنم این نوع زندگی بهتره .زندگی فارغ از طلاقو و وابستگی و حرف مردم ولی در عوض در لحظه زندگی کردن ‘عشق واقعی و خوش بودن کنار هم.امیدوارم خدا هم منو به این جور زندگی هدایت کنه.
سلام وقت بخیر
اره واقعا این شیوه زندگی خیلی عالیه عشق واقعی و بدون قید و شرط جریان داره منم از خدا میخوام به این زندگی هدایت شم
بهنام خدای مهربان
من این قسمت رو هم دوره کردم و علاوه بر نکاتی که خیلی خوب یاد گرفتم این شعر رو دوست داشتم بنویسم واقعا احساس خوبی بهم داد از سنایی
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری
احد بی زن و جفتی ملک کامروایی
نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت
تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی
بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی
بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی
بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی
بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
نبد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی
نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی
همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی
همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی
همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی
احد لیس کمثله صمد لیس له ضد
لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی