مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 41


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    داوود کیان گفته:
    مدت عضویت: 2991 روز

    باسلام خدمت استاد عزیز

    توی فایل هشتم درمورد باورها صحبت فرمودید …….

    یه سوال اینکه وقتی باور های محدود کننده و مخرب رو شناسایی کردیم برای تغییر باورها و جایگزینی باور درست چکار باید بکنیم

    و سوال دوم اینکه اعمال و رفتارهای بد گذشته ما آیا میتونه از رسیدن ما ب خواسته هامون جلوگیری کنه و اگر اینطوره برای پاکسازی اون اعمال باید چکار کنیم…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    وحید صمدی گفته:
    مدت عضویت: 3960 روز

    سلام جناب آقای عباسمنش

    بازم ازتون تشکر میکنم بابت این فایل تأثیرگذار . من سعی کردم بدقت به صحبتهای شما گوش کنم در بحث باورها ی جایی از فایل میگید ساختن و از بین بردن باورها مثل کار ساختمون هستش شاید بشه در عرض یکساعت ازبین ببریش ولی قطعا نمیشه در عرض یکساعت ساختش (البته همین ساختن یک ساختمان در عرض یکساعت هم امکان داره که نمونشو میتونید از اینترنت و چینی هایی که یک خونه رو در عرض یکروز میسازند جستجو کنید.) و صد البته که شما خوب اشاره کردید به اینکه ساختن با جزییات زمان زیادی میبره و من هم قبول دارم. پس شما بطور ضمنی قبول دارید میشه باورها رو در کمتر از چند ساعت از بین برد و اون ساخت یک باوره که نیاز به نیرو و انرژی زیادی داره . و چرا این موضوع برام اینقدر مهمه بدلیل اینکه شما در همین فایل میگید من به حرفهایی که تو کتابها میخوندم عمل میکردم و با عمل و رسیدن به نتیجه برام محرز میشد که این قانونه یا نظر شخصی.( بازم اینو میگم نه من مدافع کسی هستم و نه ضد شما و اینو هم بگم که از آموزشهای شما به چنان آرامشی رسیدم که حد نداره و در بحث ثروت هم از قبل خیلی خیلی بهتر شده وشاید اگر تمرینات دوره ی روانشناسی ثروت 1 رو با ایمان بیشتری دنبال میکردم نتایج بمراتب بهتر از امروز بود.)

    پس چرا باید سخن یکنفرو که رفته و تحقیقاتی کرده و به نتایجی رسیده رو بدون آزمایش و بررسی از پایه رد کنیم. خود شما مگه نمیگید یکی از باورهاتون اینه که میشه هر کاری رو بهتر و راحتتر از روز قبل انجام داد پس چرا در این مورد اینقدر پافشاری دارید چون با باورهاتون در مغایرته. چرا نشه یک شبه باوری رو از بین برد مگه کاری هست تو دنیا که انسان نتونه انجامش بده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      اندیشه افشین گفته:
      مدت عضویت: 3213 روز

      سلام دوست عزیز ، من کاملا شما را درک می کنم چرا که گاهی چنین تناقضات و ابهاماتی برای خودم هم پیش میاد ولی سعی میکنم برطرفش کنم و از اونجا که جهان به خواسته های ما پاسخ میده ، چند روز بعدش از طریق یک فایل یا رخدادی تو زندگیم یا هرچیز دیگری اون ابهام برطرف میشه ، در مورد مساله ای که گفتید بنظر من شما اصلا کاری به نظر و عقیده استاد در مورد تغییر باورها نداشته باش ، خودت ببین آیا میتونی یک شبه باور ریشه داری را از بین ببری یا نه ، آیا یک شبه میتونی باور کنی و بپذیری که بدست آوردن پول آسان ترین کار دنیاست یا نمیتونی ، آیا میتونی یک شبه خودت را لایق ترین آدم روی زمین ببینی که شایستگی داشتن میلیاردها تومان ثروت را داره یا نمیتونی ، آیا اگر درآمدت در حال حاضر ماهی پنج میلیون تومان هست یک شبه ذهنت باور میکنه که از فردا درآمدت ماهی صد میلیون تومان بشه یا نمیتونه ، با صداقت به این سوالات پاسخ بده و با خودت روراست باش ، من خودم بعضی باورهای سطحی غلط را براحتی تغییر دادم مثل باور سلامتی که عقیده داشتم سلامتی هرکس در دستان خودش هست ولی خانواده م قبول نداشتند و بمحض اینکه حرفهای استاد را درمورد سلامتی شنیدم باورم تغییر کرد چونکه آمادگی ش را داشتم ولی باورهای ما در مورد پول خیلی غلط و ریشه ای هست و براحتی تغییر نمیکنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    علی عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 3226 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان .

    استاد عباس منش یک سوال داشتم در مورد عبادت و راز و نیاز.

    شما با خدا چه جوری ارتباط برقرار میکنید ؟؟چه جوری با خدا حرف میزنید ؟

    من موقع نماز خوندن یا تو دلم با خدا حرف میزنم و هر چی که میخواهم ازش میخواهم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    حسین شیرمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 2823 روز

    سلااااام خیلی خوش حالم که بعد از 4 ماه از آشنایی شگفت انگیزه با استاد بسیار مهربانو دوست داشتنی آشنا شدن تونستم عزممو جذب کنم در این خانوادهی بسیار خوب عضو شم

    استاد من 17 سالمه و از بچگی خاطراته شگفت انگیزی داشتمو فکرو ذهنم فقط این بوده که رو خودم کار کنم

    وقتی 9 سالم بود تمام نمازام به وقت بود چون فکر میکردم با نماز تکامل پیدا می کنم حتی نماز طولانی شبم می خوندم همیشه هر لحظه در عبادت بودم تا وقتی که تو خیابان پس کله ی مردی رو محکم زدم که داشت چشچرونی میکرد که اون مردم بسیار مسلمان بود بعد از این مدار در آمدم 1 سال بلاتکلیف بودم تا اینکه 350 هزار تومن جمع کرده بودم و آنموقع رفتم میدان انقلاب با کتاب های نویسنده ای به نام پل کلمانت ژاگو آشنا شدم و تمام کتاب های این نویسندرو خریدم و بعد کتابی به نام قدرت اراده رو خوندم تو اون کتاب نوشته بود حرف نزنید کم حرف باشید و من به مدت 1 سال روزی یک ربع حرف میزدم ولی هیچ وقت از این کتاب و این تمریناش رازی نبودم تو 13 سالگی دست از تلاش برداشتم طوری که هر روز گریه می کردن و آرزوی مرگ داشتم که چرا کسی نیست این مسائل رو به من آموزش بده و در 15 سالگی دیگه کاملا منفی گرا شده بودم و تنها رویایی که داشتم مرگ بود در 16 سالگهی ک همین اسفند ماه امسال تمام شد نا خود آگاه علاقهی شدیدی به سنگ تراشی پیدا کرده بودم پیش یک سنگ تراشی رفتم ایشون برای آموزش 1ملیون تومان پول میگرفت و خیلی جاهای دیگه از ایشون ارزان ترو شایدم بهتر بودند ولی من نمیدونم چرا سمت اون مغازه کشیده می شدم و دلم میگفت در اونجا یاد بگیرم ومن به حرف دلم گوش دادم عید در حالیکه در اتاقم تنهای تنها گریه کنان نشسته بودم همان موقع سال تحویل 97 یه حسی خوبی که سالها قبل وقتی نا امید نبودم می گفت تو در اینده فرد موفقی میشی ولی اونموقع از این الهامات با خبر نبودم و تحویل سال لبخندی بر روی لبانم آورد تا اینکه 14 دهم اول ماه 1397 جلسه ی اول سنگ تراشی رو آغاز کردم و کم کم ایشون منو با استاد عباس منش آشنا کرد ایشون هم بیشتر روانشناسیارو از استاد خریداری کرده بودند ولی من از اولش هم درخواست نکرده بودم برام روانشناسیارو بریزه فقط گفته بودم رایگان ها رایگان هارو دیدم هر لحظه خوش حال تر با امید تر میشدم هر سوالی داشتم تو جواب شو می گرفتم و نتیجه…………

    من از اول فردی تنبل و نا امید از زندگی بودم فردی بسیار خشن که در محله همه به نام وحشی صدام میکردند از مرگم نمیترسیدم چون امیدی نداشتم ولی حالا صبحا 5 صبح از خواب بلند میشم نماز می خونم با جون و دل طوری که اشک شوقی بسیار زیبا میریزم ماهی 300 هزارتومن ماهیانه دریافت میکنم محبت به من بسیار بسیار بیشتر شده در مدرسه ایی شبانه روزی درس میخوندم و حالا دیگه نمیخونم ودر اون مدرسه به طور معجزه اسایی هر روز اسم من میخوندنو میگفتند ثروتمند شده از ایران رفته خواب هایرو میبینم که الهامای بسیار بسیار بسیار قوی هستند و بعضی موقع ها ظهر میگه برو تو رختخواب میگم خوابم نمیاد ولی باز گفته برو و وقتی رفتم انگار هیبنوتیزم شدمو خوابیدم و الهام های معجزه وتر دریافت کردم بیشتر لحظات زندگیم برام آشنا شدند و خبر دارم چه ثرو تایی میخواد بهم برسه استاد خیلی خاطرات شگفت انگیزی در باره ی باور 100 درصدی به خدا دارم یادم اونموقع بچه بودم نماز شبم می خوندم بعد هر نماز وقتی که سر مو رو مهر میزاشتمو آیتولکرسی می خوندم وارد دنیایی میشدم که اسمشو گذاشتیم بهشت و هیچ وقت این خاطررو یادم نمیره که من موزی رو خوردم و موز تمام شد نام خدرو گفتم موز برگردوندم و موز کامل شده بود استاد عباس منش خیلی چیزای دیگه هست که وقتی ثروتمند شدمو خودتون رو حضوری دیدم میگم بار هاهو بارها الهام ملاقت با شمارو در حالی کی همه چیز رو دارم توضیح میدم براتونو میبینم حتی یه بار رو تو الهام بسیار قوی صندلی که نشسته بودیدو دیدم و فردای ان روز فایلی ار شما به من رسید که روی همان مبل نشسته بودید بازی ایران پرتغالم بود فایله خدایا شکرت الانم که اینارو نوشتم بعده بار ها الهام بود تا تونستم بعد از چهار روز تو سایت عضو شم ممنون و تشکر فراوان از خدا بابت پیش آمدای شگفت انگیز در زندگیم و آشنایی باشما خیلی ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    على شيرازى گفته:
    مدت عضویت: 3719 روز

    درووود و سلام خدمت استاد عزیزم و گروه تحقیقاتی عباسمنش و دوستان و خانواده ی عزیزم

    سپاسگزارم ازتون ابن قدر سلیس مفصل عالی قابل درک و فهم همه چیز رو از سیر تا پیاز توضیح می دین

    تنور دلتون گرم استادم که دروه ی جهان بینی توحیدی 1 و قسمت 26 روانشناسی ثروت روی من آور عالی ای گذاشت تا جایی که از منطقه ی امن بیام بیرون و با توکل به خدا زندگی جدیدم رو بسازم استاد عزیزم خدا حفظتون کنه

    ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    Sara گفته:
    مدت عضویت: 2977 روز

    سلام استاد ببخشید من هم سوالی داشتم می خواستم نظرتون رو بدونم ،در بعضی منابع برای بعضی اسامی الله مثل مجید یا لطیف خواصی ذکر شده که مثلا بر گفتن انها مداومت داشته باشیم برایمان راهگشا خواهد بود ،حال اگر براین اذکار با یک باور مثبت وقلبی مداومت داشته باشیم واقعا به نظر شما نتبجه بخش است سپاس از پاسخگوییتان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3317 روز

    به نظرم قران خواندن و توجه به معنی آن و ادامه دادن به رشد و تکامل ما کمک می کند .

    هر بار می خوانیم متوجه می شویم قوانین جهان را به سادگی می گوید . هر بار متوجه موضوع تازه ای می شویم و به زبان خودمان با ما حرف می زند.

    به نظرم این کتاب را باید مرتب و همیشه خواند.

    من کلا آدمی هستم که به علم و فیزیک و ذرات بنیادی علاقمندم از طریق اطلاعاتم خدا با من حرف می زند

    و فرقی هم ندارد

    یکی ریاضیات بلد است یکی عرفان را انتخاب می کند یکی ذهن را .قوانین خدا در همه جا هست .

    در ریاضیات پیدا می شود در شعر هست در کلام هست در ذهن هست .از ان طریق که شخص انتخاب می کند خدا با او حرف می زند .

    این چیزی است که درکش می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3317 روز

    من فکر می کنم سریع ترین ساخت باور همان سریع ترین راه برای احساس خوب پیدا کردن است.

    به بیانی در همان حس خوب امیدواری شادی رهایی آرامش ماندن است.

    یعنی هر بار به یاد خواسته بیفتیم باورمان را با حس خوب ادامه دهیم.

    خوب است استاد عباس منش یاد گذشته و سختی ها و پدرش و به قول خودش زندگی با تجربه جهنم می افتذ .

    چون معمولا همه چیز برای ادم عادی می شود و شاید این یاد گذشته بهش کمک می کند سپاس گذارتر باشد .

    حالا می فهمم چرا بعضی جاها باید تضاد ها را تجربه کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 2873 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    من هر سه شنبه و جمعه با شور و شوق منتظرم که پای درس های توحیدی شما بنشینیم و از خداوند سپاسگزارم که با سایت شما آشنا شدم. ان شاالله با رهنمودهای الهی و ارزشمند شما همه ما اعضای خانواده بزرگ عباس منش در مدار سلامتی شادی آرامش ثروت و سعادت دنیا و آخرت قرار بگیریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    حسین حسینیات گفته:
    مدت عضویت: 4221 روز

    سلام به همگی

    دوستان به نظرم کمی سوالات جدی تر بپرسید :)

    جناب آقای عباس منش، اگر خاطرتون باشه قبلا یه سوال در رابطه با نقطه ضعف آموزش های شما در مورد مساله مرگ پرسیدم که در یک فایل ویدئویی به اون پاسخ دادید

    الان یه نقظه ضعف خیلی جدی تر ذهنم رو به شدت درگیر کرده و نمیذاره کامل با شما همراه باشم. سوالم در مورد همه فکر ها ومکاتب است

    شما می فرمایید شما کار به بقیه نداشته باشید ، روی خودتون تمرکز کنید و به چیز های مثبت و احساس خوب توجه کنید تا جهان شما رو به سمت دیگر مثبت ها و خوشایندی ها سوق دهد

    سوال من اینجاست، بقیه کسان از جمله خانواده ما که به جبر دارای افکار و شخصیتی هستند که در مدار ما نیستند و نمی خواهند باور کنند چه گناهی دارند، همین طور به حال خود محکوم به زندگی داغون دارند

    الان بقیه همکاران سابق شما :) راننده تاکسی های بندر عباس، که کماکان در دمای 50 60 درجه دارند مسافر جابجا می کنند و اذیت می شوند و عرق می ریزند و اعصابشان خورد است و … باید کماکان همین جور زندگی کنند و در بدی و سختی بمیرند؟

    فلسفه شما جریان کمک به دیگران را کلا نفی می کنند و می گوید اصلا بقیه چه اهمیتی دارند، شما به فکر خودت باش و و روی افکار و باور های خودت تمرکز کن و در نتیجه از کل اون مریض های فکری دور می شوی و به جای دیگه ای هدایت میشی و اونها با همون مرض تا اخر عمر زندگی می کنند؟

    این جبری که شخصیت و باورهای ادم ها را می سازد با عدالت خداوندی که شما تعریف می کند در تضاد نیست؟

    ممنون

    پاسخ شما قطعا پاسخ به سوال بنیادی در باره همه مکاتب است چرا که همه پیروان مکاتب طی یک جبری در دوران کودکی تا بزرگسالی در مجاورت افکار و ادم ها و باور ها و کتاب های خاصی قرار می گیرند و برزگ می شوند تا جایی که شما هرکز نمی توانی یک روحانی 40 ساله معتقد را نسب به خدا بی ایمان کرده و یا یک اتیست ناخداباور 40 ساله را به سمت خدا هدایت کنی؟ پس کل زندگی جبر است و شما می گویید عملا ما انیجا هستیم بقیه مهم نیست.

    ممنونم از پاسخ بسیار عالی تان :)))))))))99

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مصطفی شعبانپور گفته:
      مدت عضویت: 4063 روز

      سلام خدمت استاد گرامی و دوست محترم حسین حسینیات

      نظر شخصی خودم رو میگم ولی مسلما استاد میتونن خیلی کامل و دقیق این مورد رو توضیح بدن و همینطور اگه صلاح دیدن در مورد مرگ و زندگی دیگه مطابق اگاهی های خودشون بیشتر توضیح بدن

      این که فرمودید جبر هست رو قبول ندارم چون همه ما مطابق عدل خداوند دارای درک و شعور هستیم و اصلا این عقل رو خداوند به همین خاطر به ما داده تا ازش استفاده کنیم و هر حرف یا دیدگاهی رو بدون منطق نپذیریم مثل خیلی از بزرگان که از کوچیکی با بقیه متفاوت بودن و متفاوت عمل کردن پس نمیشه بگیم جبر کامل حاکمه از اون طرف منم قبول دارم در سنین کودکی تا حد بسیار زیادی تحت تاثیر خانواده و محیط زندگیمون باور های اشتباه فراوانی وارد زندگیمون میشه اما این نمیتونه دلیلی بر این باشه که فرد تمام عمرش رو با همون باور ها و همون طرز نگاه خانواده به زندگیش ادامه بده پس اگر خودش بخواد به مسیر درست هدایت میشه مثل من و شما که داریم از این سایت استفاده میکنیم

      و حتی در مورد اون افرادی که گفتید به هیچ وجه حاضر نیستن دیدگاهشون رو عوض کنن مستقیما در قران اومده که این افراد کافرن چون قطعا توی مسیر زندگیشون به نظرات مخالف یا دیدگاه های دیگه برخورد میکنن اما از اونجایی که حاضر نیستن تا مسیر خودشون رو تغییر بدن و برای حقیقت بجنگن و یا بخاطر منافع خودشون همهی اون نظرات مخالف یا الهامات رو سرکوب می کنن و به همین خاطر خداوند در قران می فرماید که کر و کور و لال هستن و پرده ای بر روی قلوب و چشم وگوش انها زده شده ( سوره بقره )

      البته نمیخوام با این حرفا بگم که هیچ جبری در مسیر زندگی نیست ولی قطعا جبر مطلق نیست و خداوند متعال در هر نقطه ای از مسیر زندگی قدرت تغییر و برگشت رو تحت اراده ی انسان قرار داده اما به شرطی که انسان خودش بخواد (یه حالتی بین جبر و اختیار )

      اما در خصوص افرادی که گفتید با همین باور ها دنیا رو ترک میکنن و تغییر نمیکنن باز برمیگرده به نگاهتون برای جهان بعد از مرگ که مثلا یه دیدگاهی مثل کارما که مسلما میدونید چی میگه میتونه یه جواب بهتون بده اما چون قطعیتی تو این دیدگاه نیست پس نمیگم که حتما درسته اما دونستنش خالی از لطف نیست. اما به نظر خودم در نهایت همه ی ما باید تکامل خودمون رو طی کنیم و تو این مسیر هر چی بیشتر مقاومت کنیم بیشتر اذیت میشیم (شاید بتونیم این رو جبر موجود در نظر بگیریم چون قراره همه در نهایت به سعادت برسن ) اما اینکه دقیقا برای هر کسی باید به چه شکلی باشه رو نمیدونم اما مطمعنم که خداوند بهترین و اسون ترین مسیر رو برای هر کدوم از ما ها با توجه به مقاومت هایی که داریم تدارک دیده وخیلی بیشتر از ما به فکر ماست

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ستاره بنی نجاریان گفته:
      مدت عضویت: 4171 روز

      دوست عزیز هیچ کس قدرت تغییر زندگی کسی رو نداره تا خود اون فرد نخواد، حتی خداوند توی قرآن هم به پیامبر گفته تو نه میتونی اون افراد رو به اسلام دعوت کنی نه قدرتش رو داری. هرکس خودش انتخاب میکنه که کجای زندگی باشه و چطور زندگی کنه. من افراد زیادی رو میشناسم که در بدبختی به سر میبرند حتی از من کمک هم خواستن و من فایلای رایگان استاد رو براشون فرستادم و حتی گوش هم میکنن اما هرگز هنوز کوتاه نمیان و بازم میخوان اون زندگی مزخرف و نکبت بار خودشون و داشته باشن مثل اینکه توی بدبخت بودن میخوان از همه سبقت بگیرن و افتخار میکنن بگن ما بدبختیم پس چه فایده ای داره که من بازم بهشون راه و نشون بدم فقط خودمو از مسیر خارج میکنم چون مدام باید براشون توضیح بدم و اونا هم اصلا توی مداری نیستن که حرفهای منو بشنون. من خیلی زیاد با اینجور ادما رو به رو شدم و دیگه به خودم قول دادم که هدایتشون رو به خدا بسپارم و خودم با خیال راحت به کار کردن روی خودم بپردازم. تک تک انسانها خدایی دارن که بی نهایت هدایتگره و عاشقانه همیشه به هزاران راه همه ی بندگانش رو به راه درست هدایت میکنه اما بعضی از بندگان هرگز نمیخوان این هدایت و دریافت کنن و قطعا وقتی بخوان خداوند سخاوتمندانه هدایتشون میکنه پس چرا ما بخوایم برای بنده های خدایی که اینقدر خودش مهربونه خداگی کنیم ما کسی نیستیم در مقابل عظمت و مهربونی خدا ما فقط میتونیم زندگی خودمون رو تغییر بدیم. شما هم کم کم به این نتیجه ای که استاد و من و بیشتر دوستان رسیدیم میرسید من مطمئنم. بدرود دوست عزیز.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: