مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 36
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














بنام خدا
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همینجاست بیایید بیایید
دلیل نوشتن این کامنتم: سپاسگذاری از استاد عزیز و همه دوستانی که سهم و نقش بسیاری در این احساس فوق العاده این روزهام دارند.
دلیل دوم و دلیل اصلی: تمرین روز دوازدهم کتاب معجزه سپاسگذاری (البته به خاطر دل خودم نوشتم. و اینکه استاد بارها فرمودند که هیچ لذتی براشون بالاتر از این نیست که شاگردانش نتیجه گرفته باشند و ازش تشکر کنن.استاد عزیزم بهترین لذت ها مال تو?)
اصل مطلب:
استاد عزیزم سلام.عاشق اون آرامش تو صدا و کلامت هستم و هردفعه که با خودم در صلح هستم،صدای خدا رو تو جملات و کلماتت احساس میکنم.احساس میکنم درکم از قوانین خیلی به درک شما نزدیکه و فقط تمرین و نیاز دارم و تمرین و تمرین تا به درجه استادی مثل شما برسم.نمیدونم چطوری ازت سپاسگذاری کنم که اینقدر خالصانه و سخاوتمندانه آگاهی هایی که خداوند و جهان هستی اش بهت داده رو در اختیارم میزاری.شما یکی از کسانی هستی که در زندگیم تأثیر شگرف و بزرگی داشتی و بهتره بگم یکی از دستانی از دستان خداوند بودی که خیلی بهم کمک کرده.از اینکه در مسیری قرار گرفتم که شما در اون مدار حضور دارید بسیار خرسند و خوشحالم و این پاسخی به درخواستم بوده که ناآگاهانه به جهان هستی فرستادم(که این رو هم از آموزه های شما یاد گرفتم و عمیقا درک کردم و لمس کردم). خیلی دوستت دارم چون با نوع زندگیت به من یادآور شدی که مرتضی،حتما خداوند از خلقت تو هم دلیلی داشته و احساس ارزشمندی کن تا رسالتت رو پیدا کنی.باور کن که تو به این جهان پای گذاشتی تا لذت ببری و بندگی خداوند رو کنی و سپاسگذار نعمت های ربّ و پروردگارت باشی.
این روزا…
عااااشق خدای وهابم هستم.عاشق این زندگی زیبای بدون وابستگی هستم.عااااشق استاد یکتاپرستم که علمدار ما در این مسیر توحیدی است، هستم.
عاااااشق بروبچه های حقیقت جوی این سایت هستم که عااااشقانه زندگی کردن رو بهم یاد میدن.سپاسگذارم استاد که این محفل رو فراهم کردی و تدارک دیدی تا همیشه از هم باخبر باشیم.وقتی که نماز میخونم و به سلام نماز میرسم،تصورم و تصویر ذهنی ام اینجوریه که وارد سرزمین بهشتی ای شدم که بنده های یکتاپرست، خالق یکتایم در اونجا حضور دارند و من دارم بهشون درود و سلام میفرستم.شمارو هم میبینم استاد.هم شمارو و هم بچه هایی که هرروز عاشقانه آغوش باز میکنیم برای اینکه خدامون رو به آغوش بکشیم.
استاد با عشق اینا رو نوشتم تا ذره ای از زحماتتون رو جبران کنم
در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند و خوشبخت باشید
سلام استاد جووونم سوالی دارم:لطفن تفسیر ومعنی این ایه قرآن را بگویید”{همه در نزد خدا برابرند مگر بواسطه تقوا}
سلام استاد خوبم
خدا قوت بده وسپاسگذارم بابت این فایلها واینکه وقت وانرژی گذاشتید بابت این که این سوالها رو جواب میدید دیگه واقعا از شیر مرغ تا جون آدمزاد رو از شما پرسیدن اشکالی هم نداره به نظر من ودرستش هم همین هست تاسوالی توی ذهن کسی نیست
چقدر شما به نکات عالی ودرجه یکی اشاره میکنید با اینکه گاهی با انتقاداتی هم روبرو میشید مثل همون مسله روابط که خودتون تجربه کردیدو خدا میدونه من حق رو به شما میدم چون همسن وسال شما وکمی کوچکتر از شما هستم وچیزهایی رو توی روابط تجربه کردم که صحبتهای شما رو تایید میکنم
خوب حالا تواین فایل جلسه هفتم هم که خیلی خوب بود وبه نظر من حتی اون فایل تکمیلی کانال هم چیزهایی داشت که بدرد بخور بود فایل روی سایت هم که شما گذاشته بودید و درباره هدف گذاری وکوچکتر کردن وتقسیم هدفها تا رسیدن به هدف نهایی بود عالی بود ولی شما احساس میکنم پدرتون رو یکم تخریب میکنید که فکر کنم درستش نیست چون آخه بابا های قدیم دیگه اکثرا همین جوری بودند همیشه خسته بودندوبی پول واگه بچه ها یه چیزی میگفتند میگرفتندشبه باد کتک هههههه
استاد گلم ما منتظر فایلهای بعدی شما واستفاده از تجارب گرانبها وآگاهیهای خوب شما هستیم اگه نکته ای بود ونیاز به توضیح داشت توی کانال بزارید جاهای زیبا ودیدنی هم بود برامون زحمت بکشید وفیلم تهیه کنید
سپاسگذارم از خداوند به خاطروجود شما
خداوندا………شکرت
استادعزیزچندروزپیش داشتم به قانون فکرمیکردم گفتم نکنه توهم باشه بعد به خودم گفتم اگه وجود داشته باشه بایدهمین امروزبهم نشون بده.نیم ساعت شد رفتم تویه سوپرمارکت دیدم داره محصولاته شمارومیبینه حسابی جاخوردم.خیلی باحال بود
با عرض سلام و سپاس فراوان بابت این فایل زیبا و کاربردی. اگه امکان داره این فایل صوتی رو که تکمیل کننده فایل هفتمه، در سایت قرار بدید تا کسانی که به خاطر فیلتر تلگرام در تلگرام عضو نیستن یا نمی تونن وارد بشن و یا به دلایل دیگه، بتونن اونو استفاده کنن و یا این که در یکی از پیام رسان های ایرانی مثل ایتا، سروش، گپ، آی گپ و… کانالی بسازید و مطالب رو هم اونجا بارگذاری کنید. سپاسگزارم . اگه استاد موافقت کنن ممنون میشم. با آرزوی چشیدن طعم شیرین توحید خالص و مراتب بالای عبودیت و اعتماد به خدا
سلام استاد عزیز و بزرگوار..خدا قوت..
من فایلهای رایگان رو دانلود کردم و همه اونها رو گوش دادم..میخوام مثل شما بشم..مسیری که شما طی کردین طی کنم..از نوجوانی توو رویاهام تصور میکردم من به همه مسائل مسلط هستم و به دیگران مشاوره میدم..برای شروع چیکار باید بکنم؟ علاقه و اشتیاق دارم اما نمیدونم از کجا باید شروع کنم..الان کارمند هستم اما میخوام شغل خودم رو داشته باشم..
مطمئنم در مدارش که قرار بگیرم مسیر شغلی جدید برام روشن میشه..یعنی برای شروع مسیری که به شما ختم میشه هم باید در مدارش قرار بگیرم؟
بسیار سپاسگزارم بابت پاسخ شما..
عالی بود استاد واقعا ممنون که هستین من 3ماه هست که به فایل هاتون گوش میدم و روز به روز بیشتر علاقمند شدم و رو افکارم کار میکنم وخدارو شکر تو تمام مسائل زندگیم تاثیر مثبت داشته و برای من شما یکی از دستهای خداوند بروی زمین شدین تا بتونم به همه اهدافم برسم
استاد عزیز ، گروه تحقیقاتی عباس منش، خانواده ی عزیزم سلام!
ان شا الله که موفق و موید باشید و خداوند در تمام لحظات همگام و همراه و هادی و همدست تان باشد
واقعا آدم وقتی به سرزمین مثبت اندیشی و قانون و مدار خواسته ها و مدار خدا وارد میشه هر لحظه و هر ثانیه هدایت میشه و چیزهایی میبینه که قبلا نمی دید و حرفهایی میشنوه که قبلا نمی شنید و فکرها و ایده هایی به ذهنش میاد که قبلا اصلا قادر به درک و فهمشون نبوده.
همونطور که دیشب برای من رخ داد. علمی که سالها همراه خودم داشتم و ازش یه هزارتومنی هم کسب نکرده بودم. دیشب بهم الهام شد که ازش استفاده کنم وکسب ثروت و درآمد کنم باهاش
و خداوند رو شاکرم که ” بی نهایت دست داره وبی نهایت فرصت و بی نهایت امکان برای رسوندن ما به خواسته هامون” فقط باید بهش توکل کنیم و رها بشیم و خودمون رو به دستان پرقدرت اون بسپاریم.
از خداوند متعال ایمانی راسخ ، ثابت و فزوننده برای خودم و همه ی شما خواستارم
خداوند متعال یار و یاورهمه ما باد.
سلام اقای عباس منش
این فایل شما خیلی به دل من نشست
دلیلش هم نمیدونم چیه
چندین بار نگاه کردم
اتفاقی که برای من در ارتباط با فایل های قبلی شما نیفتاد
البته باید بگم محبوب ترین ویدیو ریگان برای من قسمت مربوط به “نیویورک” هست
به غیر از حرفهای دقیق و درست شما در ویدیو ، اون نمای بی نظیر بندر نیویورک جذابیت دوصد چندان به اون حرف ها داده بود
سلام به بهترین روزهای زندگیم ، سلام به استاد عشقم ، سلام به دوستان عزیزم
سللااااااااااااااااااااااام
توضیح :
از زمانی که دوره جهان بینی توحیدی 1 شروع شد و دوستان عزیزم توی این دوره نظرات بسیار ارزشمندشون قرار دادن ، من هم شروع به مطالعه تک تک نظرات کردم و با هدایت فرمانروای کل کیهان هر نکته مثبت ، باوری خوب و کلا هرچیزی خوبی که توی نظرات بود به صورت 100 نکته 100 نکته روی آخرین فایلهای رایگان سایت قرار دادم.
این 100 نکته هشتم از آخرین پیام قبلی تا صفحه 266 دوره جهان بینی توحیدی 1 که شامل جلسه هشتم دوره جهان بینی میباشد
100 نکته هشتم به دلیل تعداد بالای کلمات شامل 4 صفحه میباشد.
لینکهای 100 نکته های قبلی :
100 نکته اول :
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-4/#comment-300417
100 نکته دوم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-11/#comment-301816
100 نکته سوم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-14/#comment-302700
100 نکته چهارم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-17/#comment-303548
100 نکته پنجم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-1/comment-page-53/#comment-305508
100 نکته ششم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-2/comment-page-11/#comment-308185
100نکته هفتم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-5/comment-page-16/#comment-311695
100 نکته هشتم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-7/comment-page-8/#comment-314159
100 نکته نهم :
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-14/comment-page-4/#comment-317192
——————————————————————————————————————————
1- جدیدترین مساله ای که به لطف خدا حلش کردم رابطه ی عاطفی ام بود.
من از ابتدای سال 95 با دوره ی روابط استاد، 5 ماه شب و روز زندگی کردم و در این مدت چند تا رابطه ی سطحی رو تجربه کردم تا خواسته هام در روابط برام بسیار واضح تر بشوند و به لطف خدای مهربان شخصی وارد زندگی من شد که دستی از دستان خداوند بود به زندگی من چون تنها خدا میتونست این هماهنگی های لحظه به لحظه رو ایجاد کنه افرادی رو بیاورد و من از شیراز و ایشون از تهران رو به هم برسونه. این قدرت خداست که حقیقتا من رو به وجد میاره که بگویم جهان و خداوند چه کرد که من و ایشون به هم برسیم. هذا من فضل ربی.
و هیجان انگیز تر اینکه ایشون تماااام ویژگی های جزیی و کلی همون طور که من از خدای خودم درخواست کرده بودم حتی در 80% موارد بهتر از خواسته ی من رو داشتند ومن هر روز شگفت زده بودم از این حد هماهنگی، چقدر لذت بخش بوده برای من که قدرت خدا رو در خلق زندگی خودم به وضوح دیدم. خیلی خدا رو شاکرم بخاطر حضور ایشون در زندگیم.
بعد از یک سال و نیم رابطه فوقالعاده ایشون اعلام کردند که به نظرشون نمیتونند با من ازدواج کنند و من در ابتدا جدی نگرفتم حرفشون رو، و بی توجهی کردم به این موضوع و بعد از چند ماه ایشون ناراضی تر میشدند ازین رابطه. و من به واسطه ی باورهایی که با دوره روابط ساخته بودم ایمان داشتم که
1- همه ی
افراد دستی از دستان خداوند هستند و خدا بینهایت دست داره که عشقش رو بهم برسونه.
2_همه ی ما روح هایی هستیم که مجرد به دنیا اومدیم و مجرد از دنیا میرویم و تمام روابط ما مال این چند سال دنیاست و این چند سال در برابر ابدیتی که ما ازش اومدیم یه پلک به هم زدن هم نیست.
3_وابستگی به هر چیز یا هر کسی من رو از خوشبختی دور میکنه. من باید همیشه تمام نگاهم تمام وابستگیم به خدای خودم باشه، اگر به هر چیز غیر خدا نگاه داشته باشم یقینا متضرر خواهم بود.
4_نسیم لایق بهترین رابطه ی عاشقانه است. نسیم لایق تمام ثروت ها و نعمت ها و خوشبختی هاست.
5_شادی و آرامش من فقط و فقط به خودم بستگی داره رفتار ها و کارهای طرف مقابل نباید عامل مهمی در شاد کردن من باشه،
6_رابطه ی رویایی رابطه ای است که اگر دو طرف با هم هستند چون هر دو طرف دارند لذت میبرند از رابطه و هرگاه به هر دلیلی هر کدام از طرفین نخواست ادامه بدهد ، میتوند بدون نیاز به توضیح دیگری به راه خود برود با رعایت احترام و نیکی و ایمان به ساختن خوشبختی دوباره و بلکه بهتر.
7-هیچ رابطه ای ابدی نیست در بهترین حالت آدم ها موقع مرگ از هم جدا میشوند و ما هیچ نمیدونیم مرگ ما کی فرا میرسد پس حالا که امکان تا ابد نگه داشتن افراد وجود نداره از لحظات بودن با اون ها باید لذت ببریم و این توهم رو نداشته باشیم که موظف هستند تا ابد با ما بمونند چون در هر حالت تا ابد وجود نداره. پس حالا که اینجوریه خیلی قشنگتره این اجازه رو به هم بدهیم که آزادانه انتخاب کنیم و آزادانه تصمیم بگیریم.
7-بتونم خودمو بگذارم جای طرف مقابل و از دید اون به قضیه نگاه کنم در این صورت کارهای اون برام قابل قبولتر میشه و به احساس بهتری میرسم و در نتیجه احساس خوب = اتفاقات خوب و در مدار درست قرار میگیرم. و در نهایت وقتی من به احساس بهتری نسبت به طرف مقابل میرسم یا رفتار های اون تغییر میکنه یا مدار ما به راااااحتی از هم جدا میشود.
8-مهم تر از همه قانون مدار هاست.همیشه یادمون باشه اگر فردی به ما نزدیک میشه یا از ما دور میشه در هر ابعادی حتی در این حد که توی صف نانوایی کنار دست ما کی میاد می ایسته، اینها معنا دار هستند این ها نشون میده ما توی چه مداری هستیم.
نوح و پسرش در یک مدار نبودند و وقتی حضرت نوح از خدا خواست که پسر من رو هم نجات بده خداوند فرمود از جاهلان نباش.( از جاهلان نباش نه اینکه نادان نباش یعنی اینکه احساسی رفتار نکن ، یعنی اینکه تو میدونی قوانین ثابت هستن و بدون تغییر و به شکل عمل میکنن پس احساسی عمل نکن )
ما اگر بخواهیم کسی که در مدار ما نیست و جهان طبق قانون داره اون رو از ما دور میکنه، در کنار خودمون نگه داریم،حقیقتا خودمون رو از خوشبختی دور کردیم از ایمان به خدا دور شدیم،.
در مورد رابطه ی من، من به شدت از رابطه ام راضی بودم و احساس فوق العاده ای داشتم اما طرف مقابلم بارها گفته بود من از شما راضی ام شما عالی هستی اما از کل زندگی شخصیم احساس رضایت ندارم.
به نظرم ردپای قانون، خیلی واضحه در این جریان.
و استاد الگوی من بودند و من باور داشتم که هیچ اقدام عملی لازم نیست بکنم، من فقط روی خودم کار میکنم و قانون عمل میکنه.
و به ایشون اعلام کردم که هر تصمیمی که شما بگیرید من رضایت کامل دارم. و اینقدر شما رو قبول دارم که هیچ گونه توضیحی لازم ندارم و با تمام قلبم خواسته تون رو میپذیرم. و وقتی مجددا اعلام کردن که هیچ نقطه ی مشترکی بین خودشون و من نمیبینند، من با رضایت و نهایت عشق و احترام ازشون جدا شدم.
و با ایمان میتونم بگم این جدایی راحت ترین و قشنگ ترین نوع جدایی بوده که من تا به حال دیده و تجربه کرده بودم.
در مدت اون چند ماهی که درگیر جدا شدن یا جدا نشدن از هم بودیم،
من روی باورهام کار میکردم اما میفهمیدم که تمرکزم پراکنده است و رشد خاص مالی نداشتم، از لحاظ معنوی خیلی بهتر شده بودم اما دقیقا استاد گل گفتن، این موضوع مثل یک مانع بود که من باید هر روز چند ساعت برای در احساس خوب ماندنم وقت براش میذاشتم.
و به لطف خدا چند روزی که تونسته ام با ایمان رها کنم احساس آزادی فوق العاده ای دارم، و الهی شکر مجرد بودن هم خیلی داره حال میده بخدا .
چند هفته قبل خواب دیدم که فیل بزرگی میخواست از در خونه ی ما وارد بشه، و من در رو گرفته بودم و به زووور میخواستم مانع ورودش بشوم.
بعد از دیدن فایل همین دوره تعبیر کردم. فیل نماد آرامش نعمت و چیز های خوب هست و این ها میخواستند وارد زندگی من بشوند و من مانع میشدم به ورود اون ها به زندگیم.
و در این چند روز اخیر یک عالمه نشانه دیدم از روابط فوقالعاده که خود به خود خودشون رو به من نشان میدهند الهی شکر. من بی نهایت سپاسگزار و راضی هستم بخاطر حضور اوشون در زندگیم چون اینقدر ویژگی های عالی داشتند که 90% خواسته های الان من از ویژگی های فوقالعاده ایشون شکل گرفته.
2- مورد دومی که اخیرا حلش کردم، خواندن قرآن هست.
من مدت ها بود دوست داشتم خودم با نگاه خودم قرآن رو مطالعه کنم و هر بار که میدیدم دوستان نظرات زیبایی از قرآن میگذارند مشتاق میشدم و قرآن خوندن رو شروع میکردم اما چون
به وضوحی که دوستان درک میکردند و توضیح میدادند، من اونقدر درک نمیکردم سرد میشدم و میگفتم نسیم هنوز وقتش نرسیده و از خدا میخواستم که کمکم کنه که بتونم این مسیر رو استارت بزنم.
مسابقه ی بهترین باور در مورد خداوند، دوست عزیزی کامنت خیلی خیلی قشنگ با دیدگاه قرآنی گذاشته بودند و از اونجایی که همیشه جذب درک عالی قرآن در نظرات ایشون میشدم ازشون پرسیدم که چطور شروع کنم و شما خودتون چطور شروع کردین؟.
بهم گفتن تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی.
بهم گفتن شروع کن همراه باهاش درکت رو از قانون جذب ببر بالا قانون ارتعاش رو بهتر درک کن. اول قوانین رو درک کن بعد خود به خود مغزت بین قوانین و آیه های قرآن ارتباط برقرار میکنه.
و من انگار همه ی جواب ها بهم داده شده بود اینبار یه حس قوی تری میگفت بخون، تو فقط بخون بقیه اش با من. من عمل کردم قرآن رو که باز کردم دعای امام سجاد رو دیدم
خدایا به حقی که قرآن رو نازل کردی به پیامبرت و بر من، پس رغبت من رو در تلاوتش فزونی ببخش، چشم من رو به نور قرآن روشن گردان، قلب من رو آرامش ببخش و تمام غم ها و حزن های مرا پاک گردان و جسم من را قوی گردان و من رو همراه با بندگانت که سلام و درود تو بر آن ها باد، قرار بده.
بی اختیار شروع کردم و هر روز مطالعه میکنم و هر روووووز بهتر و بهتر و بهتر میفهمم و مغزم اینقدر عمیق ارتباط قوانین و آیه ها رو بیان میکنه و یجوری برام توضیح میده که اکثرا از خوشحالی اشک میریزم و لحظاتی رو تجربه میکنم که لذتش اینقددددددددددر زیاده که به خداوندی خدا قسم در اون لحظات هیچ چیز برام رضایت بخش تر و بهتر از بودن با خودم و خدای خودم نیست. در اون لحظات همه چیز به حد اعلا میرسه، نمیدونم چطوری بگم چقدر پرفکته چه آرامشی داره.
آرزو دارم این لحظات نصیب تک تک شما ها باشه.
دوستانم قرآن که دم دست من بود. چرا فکر میکردم نمیتونم بخونمش، چرا فکر میکردم هنوز درکم کم هست واقعا چرا واردش نمیشدم حتی الان فکر میکنم میترسیدم که نفهمم قرآن رو و ایمانم به قوانیینی که زندگیمو باهاش ساختم کم بشه.
اره ترس مانع عمل کردن میشه.
من وارد ترسم شدم راه حل دقیقا خود خود مساله بود، اصلا جدا از هم نبود. راه حل خیلی ساده و آسون بود.
من یه قدم برداشتم خدا هزار قدم با هر گام منو برد جلو.
و من به بزرگترین خواسته ی خودم رسیدم به راحتی، خدا میدونه درک قرآن ایمان ما رو به درک قوانین جهان هستی، هزاران برابر میکنه.
حل این دوتا مساله ی اخیرم واقعا احساس قدرت بهم داده، بارها و بارها هر روز خدا رو شکر میکنم که چقدر زندگی تجربه ی شیرینی هست، چقدر خوب و لذت بخشه که از تمام مسایلت بزرگتر باشی و اون موقع با احساس عزت نفس زندگی میکنی. پادشاهی میکنی و زندگی میکنی.
و اون موقع دوستانت ازت میپرسند که تو چیکار کردی که اینقدر شاد و آزاد و راحتی و من از همین مساله ای تو اینقدر راحت برات حل شده زمین خورده ام و اون موقع من یاد استادم افتادم که بهم یاد دادن هر وقت کسی ازت درخواست کمک کرد تو راه رو بهش نشون بده. و چقدر لذت بخشه خوب زندگی کردن و کمک کردن به دیگران که اون هایی که میخواهند خوب زندگی کنند و دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه.
استاد عزیزم از صمیم قلب ازتون سپاسگزارم بخاطر آگاهی هایی که به لطف خدای مهربان به ما میدهید.
3- چقققققدر مهم داشتن عزت نفس ….من اصلا خوراکم بود سوال کردن و واسمم مهم نبود اصلا چی فکر میکنن و حتی برای ساده ترین دستگاههای باشگاه من مربی رو سوال بارون میکردم
4- (موضوعش چون خیلی شخصیه نمیتونم بنویسم متاسفانه)
یک روزازخداپرسیدم چطورمیتونم این تغییر رو در زندگیم ایجادکنم؟وتاشب نرسیده با یک پیام واضح بمن گفت:
“ساکتوببند!”
ودیگه مطئنترشدم که تصمیمم درسته.وحرکت کردم.
واماتجاربم ازاین حرکت:
-من متوجه شدم که تا حرکت نکنیم وتغییرو انجام ندیم متوجه یکسری از اشکالات اساسی درباورهامون نمیشیم.یعنی تشخیصش فقط منوط به حرکت کردنه.تا اونها رو پیداکنیم واصلاحشون کنیم برای بالاوبالاتررفتن.
-بسیاری ازترسهای ما ساخته وپرداخته ذهن ماست.وواقعا وجودخارجی ندارن.واینوزمانی میفهمی که حرکت میکنی وبسمت تغییرمیری.
-ایده ها ونشانه های میان تا ما بابرداشتن قدم اول وحرکت که مهمترین قدم هم همین قدم اوله .متوجه بشیم که چقدر میتونیم درزندگی بهمین راحتی قدمهایی مختلف برداریم و ازشون نتیجه بگیریم،اما به دلایل وبهانه های ذهنی ازشون امتناع میکنیم.
-وقتی حرکت میکنیم ،خواهیم دید که چطور هرانسان دستی ازدستان خدامیشه برای رشد و پیشرفت شما وچطور بقول استادهرانسان فرشته ای ازجانب خدامیشه برای شما وکمک به شما.اگر که فقط باتوکل بخودش وایمان قدم اول وبرداریم.
وخلاصه بگم که من همه اینهارو به تجربه لمس کردم.و متوجه شدم که چطور وبه چه شکل جهان به انسانهای شجاع پاداش میده.وخدامیدونه که چقدر اعتمادبه نفسم بالارفته.وچقدرازترسهای موهومم ریخته.
ادامه 100 نکته هشتم در پیام بعدی ??????
سلام خدمت برادر و دوست عزیزم ودوست داستنی ام آقا مهرداد عزیز.
مطمئن هستم که با خواندن این کامنت خیلی حالتون خوب میشه و دست خداوند رو حس میکنید
من از چند روز پیش بعد از دیدن فایل ششم مصاحبه با استاد شروع کردم به خواندن قرآن. وقتی شروع کردم به خواندن قرآن خیلی خیلی زیاد متحیر شدم از اینکه چقدر این قرآن راحت هست و چقدر واضح و راحت گفته شده و تمام اون کتابها و فایلهای استاد رو تعطیل کردم تا تمام تمرکزم روی قرآن باشه. قبل از خواندن قرآن هم تعهد دادم که تمام تعصبات و هر انچه از دین و خداوند و قران به من گفته شده بود پاک بکنم و ذهنم رو سفید بکنم برای الهامات خداوند و آنچه که در قرآن نوشته شده است توی این سه روز من بیست جزء قران خواندم اینقدر که من رو گرفته بود. اما دیروز یک اتفاقی افتاد و اون هم این بود که من اون باورهای مذهبی ام و ترس از اینکه نکند این کتاب حواسم از قانون رو پرت کند واز قانون فاصله بگیرم یواش یواش توی ذهنم پیچید وتا امروز بیشتر شد با این که نشونه های قانون و اینکه جهان ما فرکانسی هست و سیستم بودن خداوند و مخصوصا بحث مدارها و بحث شادی و سرور در قران خیلی خیلی زیاد واضح بود و توی چشمم بود. همین چند ساعت پیش بود که اومدم تا قوانین و اون چیزهایی که از قران فهمیده بودم رو مرور کنم که دیدم فاصله گرفته ام از قانون و این مسیر و اون باورهای مذهبی قبلی و اون ترسها توی ذهنم پیچیده اند و ترس به دلم افتاد و به خودم گفتم که بابا اقا محمدرضا شما اینقدر نشونه دیدید پس چرا میترسید؟ رسیدم به سوره ی عنکبوت و قرآن رو بستم و چشمهایم رو هم بستم و با اینکه اون نجواهای ذهنی توی ذهنم پخش میشدند من چند لحظه توجه ام را گذاشتم روی قلبم و درونم و با درونم نجوا کردم (همین الان که دارم براتون مینویسم اشک توی چشمانم جمع شده است وبغض کرده ام)گفتم که من میخوام توی این مسیر باشم و ازت میخوام که هدایتم کنی میدونم که این مسیر درسته ازت میخوام که به من ارامش بدی وبه مسیر برم گردونی اگه تو من رو هدایت نکنی هیچ کس نمیتونه من رو هدایت کنه واین رو با تمام وجودم ازش خواستم.خیلی آرامش به من داد و بعدش بلافاصله اون تصویرفایل پاسخ سوال بهترین باور در مورد خداوند اومد توی ذهنم سریع رفتم دانلودش کردم و توی این زمانی که داشت دانلود میشد همین طوری (که همین طوری نبود) اومد با خودم گفتم بذار نظرات فایل هفتم رو بخونم .نظرات رو خیلی دقت نمیکردم و همینطوری میخوندم و رد میشدم که نظر شما چشمم رو گرفت و توقف کردم وشروع کردم به خواندن بعد که رسیدم به مورد دوم توضیحاتتون در مورد قران انگار با یک پتک اهنی زدند توی سرم خیلی جا خوردم و ارام ارام و با دقت شروع کردم به خواندن.
وقتی پاسخ اون دوست عزیزی رو که به شما دادند رو خواندم. خب خیلی خیلی زیاد خوشحال شدم و فهمیدم که مشکل کارم کجاست و نباید کتابها و فایلها رو رها میکردم ولی هنوز مطلب رو نگرفته بودم تا اینکه رسیدم به این جمله ی شما:
(…اینبار یه حس قوی تری میگفت بخون، تو فقط بخون بقیه اش با من…)
اصلا نمیدونم که چجوری براتون توصیفش کنم اون حسی رو که همین چند دقیقه ی پیش داشتم. به محض اینکه این جمله رو خواندم در حین خواندن انگار یک صدای خیلی محکم و قدرتمندی درونم دقیقا همین جملات رو گفت(بخون، تو فقط بخون بقیه اش با من).خشکم زده بود و همین طوری داشتم مانیتور رو نگاه میکردم. خیلی احساس عجیبی بود. بعدش مطلب رو گرفتم دوباره از اول شروع کردم به خواندن مطلبتون تا انتهای ان و رفتم توی نظرات قسمت ششم مصاحبه با استاد و رفتم صفحه ی اول نظرات همین طوری گشتم و بعدش هم رفتم به صفحه ی دوم و کامنت فوق العاده ی خانم شبخیز عزیز رو دیدم و خواندم و بعدش هم همین طوری که میگشتم کلی از دوستان حالا یا جواب دوستان رو داده بودند یا همینطوری کلی سایت و ایده داده بودند برای مطالعه ی قران :یعنی از در و دیوار داشت به من راهکار داده میشد ازطرف خداوند البته فکر کنم که اینطوری قشنگ ترو صحیح تر هست که اون ایده میشد برای من به قول حضرت ابراهیم (والذی هو یطعمنی ویسقینی).یا به قول خداوند(ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی).
امیدوارم که هر کجا هستید در پناه قدرت مطلق همواره شاد و موفق و ثروتمند باشید.
خیلی خیلی دوستتون دارم.
سلام به دوست خوبم محمد رضای عزیز
محمد رضا جان خیلی لذت بردم از تجربه و حسی که بیان و تقسیمش کردی.
اول این نکته رو بگم که توی کامنتهای 100نکته ها هم نوشتم. محمد رضا جان از وقتی که دوره جهان بینی شروع شد چون نمیتونستم تهیه اش کنم به من الهام شد که این نظرات بخونم و بعدش الهام شد هر نظری که نکته ایی مثبت و خوبی داره یا خلاصه جلسات و …. جدا کنم وبه صورت 100 تا 100تا روی آخرین فایلهای رایگان قرار بدم و خدارو شکر خیلی عالی بود هم برای خودم و هم برای دوستان . حالا نکته اینجاست که تمام این نظرات ، نظرات دوستان توی دوره جهان بینی توحیدی 1 هست و هیچ یک از این کامنتها برای من نیست ، همه ش برای دوستان دوره ست.
از اینکه در مورد الهام گفتی خیلی خیلی زیاد لذت بردم چرا؟؟؟ برای اینکه جلسه 9 دوره جهان بینی توحیدی 1 دقیقا استاد در مورد الهام صحبت کردن
و به شدت بهت پیشنهاد میکنم نظر فاطمه ثروتمند عزیز دوست بسیار خوبمون رو توی صفحه 273 دوره جهان بینی توحیدی 1 حتما مطالعه کنی ، وقتی من اون خوندم نمیتونم اصلا چجوری حسم بیان کنم ، کل وجودم و جسمم و مغزم و ستون فقراتم یه جوری شده بودن و حالا که شما این حس و الهامتون گفتید واقعا لذت بردم و مطلب جلسه 9 به وضوح در جریان شما دیدم
حتما باید بخونیدش تا درک کنید چی میگم
در کل خیلی خیلی لذت بردم
واقعا ممنونم
همیششششششه شااااد و سلامتتت و سعادتمننند و ثروتمننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامششش خدا باشی.