مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 35
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














ادامه 100 نکته هشتم پیام قبلی ??????
5- درسهایی که تااینجاازبازیهای جام جهانی گرفتم:
من بشخصه تمام بازیهارو دیدم..و سعی کردم قوانین موفقیت رو درتک تکشون پیداکنم…البته برداشت برای خودم اینطوربوده.
-قدرت رو فقط دردستان خداببینیم ونه در پاودست انسانها اونوقت میتونی براحتی پنالتی رونالدورو هم بگیری.
-خودت رو باورکنی وهرگز ناامیدنشی چون جهان به ادمهایی که ادامه میدن وناامید نمیشن پاداش میده.ودقیقه 95هم میتونی گل بزنی.
-وقتی اشتباهی مرتکب میشی بتونی خودت روببخشی وبااصلاح اشتباهت بهترین برد و رقم بزنی.
-غرور ومنیت رو که نشانه عدم عزت نفسه کناربذاری و بجاش عزت نفس رو درخودت بالاببری.
-هیچوقت مسوولیت افراددیگه و یک تیم و…رو به گردن خودمون نبینیم وفقط مسوول خودمون باشیم چون هیچکدوم ازما این قدرت ونداریم که به دیگران کمک کنیم.که درغیراینصورت بدجوری ضربه میخوریم وازعرش به فرش میرسیم.
-حتی تجسم شکست هم شکست میاره .پس حتی یک لحظه هم به نشدن فکرنکنیم.تا بتونیم به اسپانیا وپرتغال هم گل بزنیم.بافکرمثبت وباورخود.
-حتی برای یک لحظه هیچکس رو ازاونچیزی که قبلا بوده قضاوت نکنیم.همه چیز درهرلحظه درحال تغییره مثل ادمها وتیم ها.که آرژانتین اونطور گل میخوره و تیمی مثل روسیه اونهمه گل میزنه.وژاپن اونطورعالی بازی میکنه وگل میزنه.
-اینکه همیشه پیروزی وموفقیت رسیدن به نقطه هدف نیست.گاهی مسیر موفقیت وتلاشی که میکنیم خودش یک هدفه وشخصیتی که به اون تبدیل شدیم یک موفقیت.مثل تیم ملی ایران که فقط روی کاغذها سوم شدو درواقع برنده مسابقه بوددرمقابل قهرمان اروپا.
-ونکته اساسی تکامله.تیم ملی ما هنوزتکاملشو برای رفتن به مراحل بالاتر طی نکرده بود.ودرکش واقعا کارسختی نبود.
(من این کامنت وبصورت پاسخ در عقل کل هم نوشتم اینجا هم گذاشتم ،تا دوستانی که درون بخش نیستن هم نتایجم رو مطالع
6- دوست عزیزم مرجان دوست داشتنی
تمرین خواسته بودی برای تقویت باور فراوانی و لیاقت
برای باور فراوانی همینطور که میدونی باید چشمت فراوانی ها رو ببینه و ذهنت تحسینشون کنه. حالا در هر جنبه ای. در مقیاس بزرگ و کوچیک. از قرار گذاشتن با بنگاه و رفتن و دیدن خونه های میلیاردی گرفته تا دیدن یه عالمه مورچه روی زمین. وااای تجربه قرار با بنگاه عالیه بچه ها حتما این تمرین رو انجام بدید. من و نسیم پارسال این کارو کردیم و رفتیم کلی خونه های میلیاردی دیدیم . اصلا حس و حالش عااالیه و فوق العاده لذت بخش. نمایندگی بنز و بی ام و هم رفتیم و سوار ماشینا شدیم و خیییلی حال داد. خیلی ادم رو سرشار میکنه از حس خوب. حس ارزشمندی،حس اینکه من لایق داشتن تمام این امکاناتم. خداوند دنیا رو برای من غرق نعمت کرده تا لذت ببرم و سپاسگزارش باشم.
دیگه اینکه دیدن و تحسین فروش بالای یه مغازه ( که ما خودمون خداروشکر مثال زنده اش رو اینجا داریم اقای فراوانی عزیز اقای سرشاری :)) ) یه رستوران . و اینکه بری از جاهایی خرید کنی که باید صف وایسی که استاد گفتن تو همین دوره. خیلی مثال هست برای تقویت فراوانی اینکه تو اینترنت بگردی دنبال استارت اپ های موفق ، افراد موفق میبینی که ببین ایییییییین همه موفقیت ، این همه کسب و کار پر رونق توی همین شرایط الان ما. و هر مثال ریز و درشت دیگه. من خودم چون خیلی با غذا و مواد غذایی و غذا خوردن کیف میکنم همیشه یخچالمون برام نماد فراوانیه خداروشکر و واقعا هر روز سپاسگزارم که این همهههه غذاهای خوشمزه داریم و میخورم و لذتشو میبرم.
برای باور احساس لیاقت هم خودت برای خودت کادو بگیر ، خودتو هر چند وقت یکبار به رستوران های گرون دعوت کن. اینم خیلی کار با عشقیه که یه چند وقته انجامش ندادم و باید دوباره شروعش کنم. از خودت تعریف کن هر بار که خودتو جلو اینه میبینی قربون صدقه خودت برو و خودت جوری با خودت رفتار کن که دوست داری بقیه باهات رفتار کنن. احساس خوب خودت رو بر همه چیز مقدم بدون و برای خودت بیشتر از هررکس دیگه ای ارزش قایل باش.
در مورد عجله داشتن که به خودت بگو من برای رسیدن به اهدافم تنها کاری که باید بکنم اینه که الان رو خوب زندگی کنم. اگه الان لذت ببرم ، اگه الان ارامش داشته باشم، اگه سپاسگزار همین الان باشم میتونم به بیشتر و بهترش برسم . پس من ارومم، از الانم لذت میبرم و فردام رو بهتر و بهتر مسازم . میدونم که خدا با منه و در بهترین زمان بهترین شرایطرو برام فراهم میکنه. پس نگران هیچی نیستم دیگه . سپردم به خودش و ایمان دارم که او بهترین مدیر و مدبره.
7- دوست خوبم شادی عزیز
از کامنتت فهمیدم که خیلی شاکی هستی از محیط زندگیت و از هواش. دوست خوبم قانون چی میگه ؟ میگه تا تو نتونی از شرایط همین الانت لذت ببری و نتونی حس سپاسگزاری رو در خودت ایجاد کنی برای همین چیزی که الان داری، برای همین شرایطی که الان تو زندگیت هست، هدایت نمیشی به شرایط بهتر. پس بیا و روی خوبی های محل زندگیت تمرکز کن تا قلبا بهاحساس سپاسگزاری و شادی برسی در موردش. بقیه کارها رو جهان برات انجام میده.
خداوند همه چیز میشود همه کس را
خداوند به قدر ایمان تو فرود می اید
به قدر باور تو کار گشاست
8- این تکرار با ارزش ترین؛ بهترین؛ ناب ترین و قشنگترین تکرار هستش.
تکراری که هیچ وقت تکراری نمیشه!
تکرار ایمان به خداوند…
تکرار اینکه همه چی اونه؛
همه چی باوره؛ به خداوند؛
همه چی ایمانه؛ به خداوند؛
همه چی توکله؛ به خداوند؛
همه چی اعتماده؛ به خداوند؛
که به جایی برسی که همه چی داشته باشی ولی وابسته به هیچ چیزی نباشی؛ این یعنی رهایی واقعی؛
9- باور کنید احساس میکنم مثل یه پادشاه دارم زندگی میکنم نه به خاطر دارایی هایی که الان تو زندگیمه بلکه به خاطر نوع نگرشم. شاید از دیدگاه خیلیا خونه ای که الان من خریدم یه خونه ی معمولیه نسبتا قشنگ باشه اما برای من یه قصره چنان با شکوه و عشق بهش نگاه میکنم انگار توی یه قصر میخوام برم میرونید چرا؟ چون مطمئنم از همین راهی که این خونه رو به دست آوردم به لطف خدای مهربون همون خونه ی رویایی مو هم که استخرو جکوزی داره و توی یه جای سرسبزه و کلی اتاق و پارکینگ و اتاق بازی و همه چیز داره رو هم به دست میارم فقط کافیه از مسیر درست حرکت کنم همه چیز برام کاملا ممکن و امکان پذیره. بچه هایی که هنوز ته دلشون یکم قرص نیست و هر از گاهی چاخان میاد میگه نکنه جواب نده نکنه اینهمه رو خودت کار میکنی بی فایده باشه نکنه…. میخوام با ایماااااان و قدررررررت فریااااااد بزنم که غیر ممکنه جواب نده با ایمان بهتون میگم همونطور که نظم و نظام جهان هستی پابرجاست همونطور که شب و روز میاد و میره و روزها و هفته ها و ماهها و سالها با هماهنگی و قانون ثابت در حال حرکت و گذر هستند و خداوند به زیبایی هرچه تمام تر مدیریتشون میکنه قانون هم صد درصد جواب میده این ماییم که باید به قانون درست عمل کنیم. هرچقدر بیشتر یاد میگیریم بازهم باید پیش بریم چون هیچ پایانی برای این مسیر نیست. اما سراسر لذته سراسر عشق و خوشیه. یادمه وقتی که تازه روانشناسی ثروت 3 رو خریدم و کار میکردم خیلی از دوستانی که روانشناسی ثروت 1 رو و دوره های دیگه استاد و کار کرده بودن نتایجشون خیلی خیلی درخشانتر بود و زودتر به نتیجه میرسیدن و من همش آرزو داشتم که بتونم مثل اونا و پا به پای اونا پیشرفت کنم اما بچه ها یکم زمان میبره شاید یکی و دوسال طول بکشه که نتایج ملموس تر بشن ولی ناامید نشید هرگز ناامید نشید من تمام اون روزا بی نهایت دلم خوش بود از حال خوبی که با آموزشهای استاد دریافت کرده بودم. دلم خوش بود و واقعا خوش بود که خیلی از اتفاقات دیگه ناراحتم نمیکنه دلم خوش بود که بی نهایت عاشق خودم شدم و خیلی لذت میبردم اما وقتایی که یکم مایوس میشدم و چاخان شروع میکرد به چاخان کردن دم گوشم بازم سعی میکردم ایمانمو حفظ کنم بازم میگفتم ایاکنعبدوایاکنستعین و دستمو تو دست خدا میذاشتمو بلند میشدم . خلاصه که دوستای خوبم قانون قطعا جواب میده فقط از خدا کمک بخواین و با ایمان جلو برید و قدم بردارید من یقیین دارم که به تک تک خواسته هامون به زیباترین شکل ممکن میرسیم چون هذا من فضل ربی و خداوند مهربون من بییییییی نهایت بخشنده و مهربانه خداوند دارای فضل عظیمه خداوند بی حسااااب و کتااااب به بنده اش روزی میده به خود من که بی حسااااب روزی داده فرزند سالم پدر و مادر سالم همسر سالم تن سالم نمیدونید روزانه با چه عشقی به خاطر سلامتیم سپاسگذار خداوندم خدای من بی نهایت بخشنده است.
10- موضوع خلاصه جلسه سوم ادامه تکامل
از وقتی که رونالدو رو دیدم که همش می خندید در همه حال منم از این به بعد قرار هرچی شد فقط بخندم بریم سراغ خلاصه دوره
تکامل هم تکامل می خواهد هرچی جلوتر میریم جلسات رو بهتر درک می کنم هربار که جلسات رو نگاه می کنم و فایلهای صوتی رو گوش می کنم حتی بقیه فایلهای رایگان رو هم همینطور یه نکته هایی می شنوم که یا نشنیدم یا شنیدم یادم رفته چون اصلا درکش نکرده بودم بعد از جلسه هفتم جلسه سوم رو دوباره استفاده کردم تازه فهمیدم استاد چی میگه که اگه ده سال بعد هم این فایل ها رو گوش کنید یه نکته هایی پیدا می کنید توش که به خودتون می گید واووووو این دیگه کجا بود چه جاهایی از قانون استفاده نکردم و چه جاهایی یادم رفته و چه جاهایی فکر می کردم میدونم
درک و استفاده از قانون هم تکامل می خواهد
استاد اینجا هم اشاره کرد که من کمالگرایانه نگاه می کردم و انتظار داشتم که خیلی سریع پیشرفت کنید و همه چیز رو یاد بگیرید در صورتی که خود من هم زمان برد تا به درک درستی از قوانین رسیدم
از شما هم انتظار ندارم که قانون رو یک شبه یاد بگیرید و به درک درستی از قانون برسید و پرفکت باشید پس شما هم به خودتون سخت نگیرید و از مسیر رسیدن به خواسته ها لذت ببرید.
ولی حتی دونستن و آگاهی هم باعث عملکرد بهتر میشه و کمک می کنه تا مسیرمون رو بهتر بشناسیم مثل یک چراغ راه هست مثل یک نور افکن در مسیر ما و مقداری از مسیر رو روشن می کنه برای اینکه کل مسیر روشن بشه باید حرکت کنیم ولی با این چراغ ها امن تر و راحت تر و سریع تر میتونیم حرکت کنیم.
نکته کلیدی الهامات:آنچه الهام درونی هست و از جانب خداوند هیچ وقت از ما نمی خواهد که عجله کنیم
به قول معروف رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
ره رو آنست که آهسته و پیوسته رود
وقتی این نیروی درونی شما رو تو هول و بلا میندازه میگه زود باش فرصت ها تموم میشه بردن واییی بد بخت شدی بیچاره میشی بدو تموم شد یالا بهت استرس میده
اگه ایده ای بهت گفته میشه که نتیجه اش باور کمبود هست نتیجه استرس هست نگرانی هست اون ایده به هیچ عنوان از جانب خداوند نیست کار چاخان(یا همون اسم شناسنامه ای گولمالو) زود مچش رو بگیر بگو خر خودتی کره خرم بچه هاتن
خداوند همیشه میگه نگران نباش عجله نکن عزیزم همیشه فرصت هست همیشه نعمت هست بی نهایت نعمت و فراوانی هست از زندگی ات لذت ببر برای رسیدن به هیچ خواسته ای عجله نداشته باش خیلی سریع تر از اون که فکرش رو بکنی به خواسته هات میرسی
از زندگی لذت ببر و سپاسگذار باش سپاسگذار نعمتها باش .آرام حرکت کن شاد باش خوشحال باش خوشبخت باش زیبایی رو ببین و تحسین کن بهت داده می شود هر آنچه که بخواهی
همه چیز به موقع به تو داده می شود
همه چیز در زمان مناسب به تو گفته می شود
همه چیز در مکان مناسب به تو داده می شود
همه چیز در مسیر به تو داده می شود
فقط عجله نکن و با آرامش حرکت کن
این صدارو ذات همه ما میشناسه و تشخیص میده که از جانب پروردگار هست از جانب خدایی که مارو هدایت کرده و تا به اینجا رسونده
تکامل باید طی بشه تا آگاهی داده شود اگر افراد در مدار دریافت نباشد آگاهی دادن بهشون کمک نمی کنه
عقل ناقص ما به خیلی چیزها قد نمیده وقتی اون ارتباط اون ایمان شکل بگیره الهامات به ما گفته می شود و ما عمل می کنیم و نتایج بوجود میاد .
الهامات به شکل های مختلف (کتاب جمله از یک دوست خواب و…) گفته می شود.
ولی وقتی می شنوی و درباره اش صحبت می کنی و بهش فکر می کنی یه احساس آرامش و اطمینان قلبی شکل میگیره که این می گی این همونه خود خودش همینه که باید انجام بدهم.
خیلی حرف هارو میشنویم ولی به دلمون نمیشینه و خیلی فکر ها میاد تو سرمون ولی به دلمون نمیشینه ولی اون الهام خاص چنان به دل آدم میشینه و وصلش می کنه به منبع که کامل متوجه میشه که اون جمله از زبان خداوند هست.
برای اینکه به یک موقعیت خوبی به یک موفقیتی برسی نیاز نیست که زجر بکشی بد بختی بکشی بلا سرت بیاد نیاز هست که روی خودت کار کنی وقتی که از قانون تکامل استفاده کنی این اتفاق میافته.
بعضی وقت ها اون وسوسه هایی که زود برسم تموم شد و…شدید هست که می خوایم همه چی رو دور بزنیم می خوایم قانون تکامل رو دور بزنیم چون ذات انسان عجول هست.
همه می خوان ترین باشند ثروتمند ترین موفقترین و… اما اونهایی ترین می شوند که بدنبال ترین بودن نیستند از مسیر لذت میبرند خود به خود می بینند که ترین شده اند بدون اینکه دنبال ترین شدند باشند. نظر دیگران براشون مهم نیست
دنبال استقلال مالی واقعی هستند
به دنبال آرامش و راحتی هستند
و به بقیه کاری ندارند خودشون برای خودشون مهم و ارزشمند هستن
اما چجوری میشه تکامل رو سریع تر طی کرد؟باید سریع تر وارد بازی بشی باید سریع تر قدم برداری وقتی به ترس هات حمله کنی نگران نیستی شجاعت داری تکامل رو سریع تر طی می کنی.
با اقدام کردن با حرکت کردن با قدم هارو برداشتن میتونی تکامل رو سریع تر طی کنی.
قدم هارو متناسب با قدم قبلی بردار از نتایج قدم های قبلی قدم بعدی مشخص می شود.
باید برید ببینید سیر تکامل افراد موفق رو اون ریشه و اون جوانه زدن و بعد تبدیل به گیاه شدن رو باید ببینی که چطور رشد کرده
اگر می خواهی لذت ببری از مسیر رسیدن به خواسته ها قدم ها رو هماهنگ با قانون تکامل بردار نتایج قدم های قبلی قدم بعدی رو مشخص می کنه
اینکه از زندگی لذت ببری ارزشمند هست نه اینکه فکر کنی با رسیدن به خواسته ها از زندگی لذت خواهی برد.
با نشستن تو خونه و هیچ کاری انجام ندادن تکامل طی نمیشه بلکه تکامل با برداشتن قدم ها با حرکت و با تغییر و با ایمان و با شجاعت طی میشه.اما این حرکت و برداشتن قدم ها رو هماهنگ با قانون تکامل انجام بده
اگه اون شور و شوق و انرژی نباشه کم میاری
وقتی تکامل رو طی نمیکنی به اونچه که میرسی وکمتر از توقعت هست و سرخورده میشی
وقتی قانون تکامل رو درست درک نکنیم توقعمون بالا میره
افرادی که میگن من از دوره روانشناسی ثروت استفاده کردم پس چرا نتیجه نگرفتم حواسشون باشه حتی درک این قوانین هم تکامل می خواد بعد میرسه به مرحله عمل و سپس نتایج به تدریج ظاهر می شوند.
وقتی تکامل رو طی کنی نیاز نداری که به بقیه راجع به کارهایی که می خوای انجام بدهی و خواسته هات توضیح بدی
نتایج هر قدم باید تثبیت شده باشه و باهاش راحت شده باشی بعد بری سراغ قدم بعدی .
به اندازه ای که در مدار باشی قوانین رو درک می کنی و ازش استفاده می کنی به همین دلیل چون مدارت مرتب داره رشد میکنه
باید همیشه و همیشه این فایل هارو تکرار کنی اگر تشنه پیشرفت هستی
همیشه به خودت بگو من زود ایرادم رو پیدا می کنم و زود اقدام می کنم و زود درستشون میکنم و میرم سراغ بعدی و توشون نمی مونم
اگر ایمان داشته باشی
اگر حرکت کنی
اگر به ترسهات حمله کنی
اگر بنویسی درباره فایل ها
اگر عمل کنی
اگر فکر کنی بهشون
اگر بارها و بارها فایل هارو گوش کنی
اگر با خودت صحبت کنی درباره اش
اگر مثالهاش رو در گذشته خودت ببینی و در اطرافت پیدا کنی
زندگی ات خیلی خیلی زیبا تر قشنگ تر از اون چیزی میشه که تصورش بکنی
خیلی سریع به خواسته هات میرسی چرا؟؟!!
چون اقدام میکنی چون قدم هارو درست بر میداری چون از تجربیاتت درس میگیری مثل زیدان مسی و….
وقتی قانون رو بدونی و درک درستی از نظام جهان هستی داشته باشی
وقتی باورهای خوبی داشته باشی اونوقت معجزات اتفاق میافته
زندگی میشه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
پاشنه های آشیلتون رو پیدا کنید و اونجاهایی که بیشترین مقاومت رو دارید و میگی همه چی رو قبول میکنم الا این اصلا زیر بارش نمیرم و نمیتونم قبول کنم اون مهمترین پاشنه آشیلت هست.
این همون چیزیه که باید تمام تلاشت رو بکنی برای حلش جهاد اکبر می خواهد اون که تغییر کنه بقیه موارد که راحت تر هستند عوض میشن اون اصل کاری رو روش کار کن
این تغییر باور هم تکامل می خواد انتظار نداشته باش یه شبه همه چید عوض بشه و اینها همه رو درک کنی و بپذیری فکر کنی حلش کردی ولی به یه شکل دیگه خودش رو نشون میده به خودت میگی نه بابا کجا حلش کردم یه ذره بهتر شده ولی هست هنوزم
تغییر باور و فرکانس و مدار تکامل می خواد به اندازه ای که روی خودت کار می کنی به اندازه ای که حرکت می کنی به اندازه ای که ایمان داری میتونی روند رو سریع تر کنی ولی صد درصد باید تکامل رو طی کنی
باید به خودت بگی این بیماری فکری تو وجود من ریشه های عمیق داره و باید تا آخر عمر روش کار کنم
باورهای درستش رو بنویس و بدون که تا ابد باید روش کار کنی خدا میدونه که چقدر پیشرفت می کنی
11- باورِ اکثرِ مردم و اطرافیانم اینه که نباید این موقعیت و از دست میدادم,دیگه ی همچین شرایط و موقعیتی گیرم نمیاد,باید اول موقعیتِ جدیدم رو تثبیت میکردم و بعد رها میکردم این مغازه رو,اگه کارِت نگیره چی…. و از این جور حرفا.که من میدونم همه اینا حرفای شیطان هست و میخواد ارتباطِ منو با ندای درونم قطع کنه.ولی من بهشون اهمیتی نمیدم و جفت گوشامم تنظیم کردم رو ندای درونم تا ببینم به چه چیز هدایت خواهم شد
به امیدِ خدا از شنبه میرم شهرِ جدید و شروع میکنم کاری که باید شروع کنم هیچ ترسی ندارم.میدونم که خدا حتی یک ثانیه هم تنهام نمیذاره مگر اینکه خودم بخوام,مگر اینکه خودم توجه کنم به ندای شیطان.واین دونِستنِ ی اطمینانِ خاطرِ محکمی میده بهم که نگرانی رو شیفت دیلیت میکنه :)))))))
12- سلااااام استاد عزیزم. من تازه دیشب فایل اخیر مصاحبه رو دانلود کردم و دیدمش و بعد یه تعدادی از کامنتهای بچه ها رو خوندم واقعا چه جنجالی به پا شده سر این بحث رابطه ی شما با نامزدتون. دوست داشتم نظرمو اینجا بنویسم چون احساس میکنم توی اون قسمت خیلیا جبهه گرفتن نسبت به این موضوع. اینکه اکثر انسانها دوست دارن در مورد زندگی شخصی همدیگه نظر بدن از نظر من کار درستی نیست. یکی از دوستان نوشته بودن نامزد منم عضو سایته و شنیدن حرفهای استاد در فایل اخیر تاثیر بد روی افکارش گذاشته، اصلا نمیتونم درک کنم افرادی رو که به همه چیز سطحی نگاه میکنن. دوستای خوبم دیدگاه استاد هیچ منافاتی با قوانینی که در قرآن اومده نداره و هرکس کاملا مختاره که هرطور دوست داره زندگی کنه. همتون از زندگی خصوصی استاد بارها و بارها پرسیده بودید پس جرات داشته باشید و بشنوید. درسته که همه ی ما در این مسیر پیرو حرفهای توحیدی و عالی استاد عزیزم هستیم اما این دلیل نمیشه اگر از بخشی ازشیوه ی خاص زندگیشون خوشمون نیومد اینقدر جبهه بگیریم. ما همه انسانهای مجرد به دنیا میایم و مجرد از دنیا میریم. خود من از زمانی که متوجه شدم وابستگی سم رتبطه است و این موضوع رو عمیقا درک کردم و حتی مشکلات زیادی رو به خاطر باورهای غلطم در ارتباط با وابستگی در روابط رو متحمل شدم تصمیم گرفتم از بند وابستگی هام رها بشم و الان در کنار همسر عزیزم و فرزند خوبم و خانواده ی مهربانم با آرامشی هزار برابر بیشتر زندگی میکنم. دیگه خودمو مالک همسرم نمیدونم و مدام دارم روی این باور کار میکنم که همسر من یک انسان کامل آزاده و حتی به خودش هم گفتم تا زمانی که از زندگی در کنار من لذت میبری توی این رابطه بمون و اگر به این نتیجه رسیدی که زندگی مشترکت با من سخت میگذره فوری بهم اطلاع بده و مدام دارم روی خودم کار میکنم که وابسته به هیچکس جز خدای خودم نباشم چون این صحبتها توی حرف راحته اما توی عمل واقعا تعهد و ایمان و توکل قوی به خدا رو میخواد. زمانهایی رو به یاد دارم که از لحاظ عاطفی محتاج یه لبخند و محبت همسرم بودم و این احتیاجم به شدت منو خارو خفیف و ذلیل کرده بود و حالم از خودم به هم میخورد که چرا اینقدر محتاج یک نفر باید باشم اما الان هرگز هرگز هرگز اون احساسهای قبلی رو ندارم چون خدایی رو در وجودم پیدا کردم که جای تمام نداشته هامو پر کرده. و با وجود خدای خوبم هیچ خلاء عاطفی ندارم و حتی عشق عمیقی که از خدا دریافت میکنم منو به بی نیازی رسونده و همین بی نیازی باعث شده عشق عمیق تری رو از همسرم و تک تک اطرافیانم دریافت کنم. تعهد باید در عمل و رفتار باشه نه روی برگه ی کاغذ. هرکس برداشت خودش رو از رابطه ی استاد کرده و این خیلی طبیعیه اما هیچ منافاتی با تعهد استاد عزیزم نداره. استاد شما همیشه برای من نمونه ی واقعی از یک پدر نمونه و یک همسر و همراه متعهد هستید چون همیشه و در هر حال سعی میکنید بهترین نمونه از خودتون رو ارائه بدید و مهم این تلاش و سعی شماست. در رابطه خیلی خوبه که آزادی باشه اکثر ما آدما تا ازدواج میکنیم فکر میکنیم مالک طرف مقابلمون میشیم حتی فکر میکنیم مالک بچه هامونیم اما ما اصلا مالک هیچکس نیستیم ما حتی مالک جسم خودمون هم نیستیم چون این جسم ما با مرگ از روح ابدیمون جدا میشه. این به معنای بی تعهدی و بی بندوباری نیست هرگز نیست به معنای احترام و ارزش قائل شدنه به معنای درک عمیق خداوندیه که مارو برای یک ضیافت به این دنیا دعوت کرده و ما در هر لحظه از عمری که سپری میکنیم باید به خودمون یادآور بشیم که وابستگی های دنیا غل و زنجیر نشه به پاهامون باید مدام به خودمون بگیم که تک تک این وابستگی ها نعمتهاییه که خداوند به ما امانت داده و از ما گرفته میشه پس چه خوب که تا زمانی که این امانتها در دست ماست ازشون درست استفاده کنیم من زمانی که دوتا دیدگاه از استاد رو شنیدم عاشق این شخصیت شدم اولی دیدگاهی که بعد از مرگ فرزندشون داشتن و کنترلی که بر روی احساسشون داشتن در مقابل مرگ عزیزترینشون که فکر نکنم هیچ چیزی در این دنیا عزیزتر از فرزند آدم باشه و دومین دیدگاه در مورد مرگ بود که در فایل مربوط به ساختمان پلاسکو بهش اشاره کردن و من واقعا بعد از شنیدن این حرفهای استاد با خودم گفتم چقدر یک انسان داره راه رو درست میره و سعی میکنه همواره درست زندگی کنه و چه درک زیبایی از قوانین داره که این دیدگاه رو داره. و همونجا تصمیم گرفتم اونقدر روی خودم کار کنم تا من هم به این باورها برسم. امیدوارم که همیشه به عنوان افرادی که ادعا میکنیم داریم روی خودمون کار میکنیم سعی کنیم همیشه بهترین خودمون رو ارائه بدیم و از بند وابستگیها رها بشیم. اگه در بند باورهای غلط نباشیم و فقط وابسته به خدای خودمون باشیم و بس دیگه با شنیدن این دیدگاه استاد اینقدر سراسر وجودمون رو ترس نمیگیره اگه میبینید نمیتونید با این نوع دیدگاه ارتباط برقرار کنید و مقاومت ذهنتون خیلی زیاده یعنی خیلی خیلی وابسته به همسر یا نامزد یا دوست یا هرکس دیگه ای که به عنوان جنس مخالفتون در کنارتون قرار گرفته هستید و تا وقتی از بند این وابستگی ها از لحاظ درونی آزاد نشید نمیتونید تجربه ی یه ارتباط خوب و داشته باشید. اگه حالا هم فک کنید که نه من با وجود وابستگی خیلی هم رابطه ام عالیه من یقیین دارم که یه روزی به مشکل بر میخورید چون من خودم اینو خوب تجربه کردم و در تمام افراد ازرافمم دیدم که بیشترین ضربه رو از وابستگی خوردن. وابستگی با تعهد کاملا متفاوته در یک رابطه با جنس مخالف مهمترین موضوع داشتن تعهد صد در صد بدون هیچ گونه وابستگیه امیدوارم که خوب تلاش کنید تا توی این مسیر راه رو درست برید و از خدای مهربون میخوام به منم همواره کمک کنه تا وابسته به هیچکس جز خودش نباشم چون من به هر خیری که فقط و فقط از جانب پروردگارم بهم برسه سخت فقیر و محتاجم. درود بر تک تک شما عزیزان.
13- اعتماد کردن به خدا برام زیباست چون هدف دارم و دارم برای رسیدن بهش با وجود ترسم اقدام میکنم میخندم چون خودم رو میبینم که با وجود اینکه میترسم ولی محکم راه میرم، از خدا میخوام ترسها مو بگیره و به جاش ایمان و یقین رو توی دلم بگذاره و با تمام وجود باورش کنم که همیشه و همه جا باهامه، تا فقط بخندم و لذت ببرم
14- خیلی مواقع تو موقعیتهایی قرار میگرفتم که تا یه جواب نه میشنیدم بعضا بحث میکردمو حتی از کوره در میرفتم حالا میخوام از تغییر خودم بگم که چقد عوض شدم و اینا همش بخاطر استفاده از فایلهای شماست استاد،بعضی وقتا یه ویژگیهاییت تغییر میکنه که برمیگردی میگی خداایا من چجوری انقد تغییر کردم؟ بدون اینکه حتی از عبارت تاکیدی خاصی برای اون باور استفاده کرده باشم یا تمرین خاصی کرده باشم،فقط رو خودم کار کردم و آرومتر شدم در پرتو این آرامشه خیلی باورا تغییر کرد نمیدونم برای شمام پیش اومده یا نه منظورم اینه که با گوش کردن فایلها یه تغییزاتی میکنی که خودت بعدا باخبر میشی ..
15- استاد تو یکی از فایلاش گفته بود در مقابل جواب نه کوتاه نیایم.. فهمیدم اگه پافشاری و سماجت تو دریافت خواسته ام داشته باشم میتونم هر کاری رو و هر چیزی رو داشته باشم…پس در مقابل جواب نه کوتاه ننیاااااایییییم انقد پافشاری کنیم که طرف از نه گفتنش پشیمون شه ولی خودمون قدرت نه گفتن رو داشته باشیمااا
16- در مورد اینکه جملات تاکیدی رو تو گوشمون بزاریم حتی اگر حواسمون نباشه تاثیرش رو می زاره برای من اینطوری نیست من شاید یک سال هم بیشتره که جملات تاکیدیم رو گوش می کنم ولی اثرش قوی نبود ولی فکر می کنم صحبت جلسه 5 کاملا درست که ما باید تمرکز کنیم رو جملات و حسشون کنیم اینطوری بیشتر رو من تاثیر می زاره
17- تو جلسه اول ثروت2استاد میگه با پررویی از خدا درخواست کنید میگه تو به خدا اینجوری بگو« وظیفه من فقط بندگی کردنه؛ و وظیفه تو هم اینه هرچی که من میخوام برام فراهم کنی»و البته که استاد خیلی خیلهی تاکید میکنه که به شرط اینکه ته دلتون هم فقط خدارو باور داشته باشین.
18- وقتی در بهترین سفر زندگیمون باشیم اصلا به شرایط و اتفاقات بد دسترسی نداریم و و هر آنچه پیش آید خوش آید و حتی اگر اتفاقات و شرایط به ظاهر نامناسب رخ بده در واقع اینها تضاد هایی هستند که اومدن ما رو رشد بدن و با ما دوستن و خواسته های ما رو واضح میکنند و الخیر فی ما وقع.
دوستان همین موضوع هم تکامل میخواد تمرین میخواد که بفهمیم تضاد ها دوست ما هستن و بتونیم باهاشون دوست باشیم و ایمان داشته باشیم که در دل این تضاد ها راحتی و آسایش و خواسته های ما هست، ایمان داشته باشیم که در دل هر سختی، آسانیست، باور داشته باشیم که راه حل ها همیشه در دل خود مساله هست و راحت و آسون و در دسترس هست و اگر این باورها و این احساس خوب رو داشته باشیم، راه حل ها به ما گفته میشود و خواسته ها ی ما میشن واقعیت زندگی ما.
19- در مورد جلسه ی هفتم، خیلی خیلی با خودم فکر کردم و از خودم پرسیدم نسیم چه ایرادی هست که در همه ی جنبه های زندگیت داره خودشو نشون میده؟
چه ایرادی هست که در شکل های مختلف و جنبه های مختلف زندگی برات تکرار میشه؟
و جوابی که تا الان براش دارم
باور فراوانی هست که در ابعاد مختلف زندگیم و شاید زندگی همه میلنگه از بس که به ما گفتن که همه ی چیز های خوب کمه!!!!!! نسل در نسل تکرار شده و تکرار شده..
باور بعدی باور لیاقت و عزت نفس هست در جنبه های مختلف زندگی.
سیب گندیده ی بعدی، عدم استفاده ی درست از قانون درخواست هست در تمام جنبه های زندگیم و نسبت به تمام افراد.
و شاید یکی از دلایلش دیدن باورهای مادرم در این مورد بوده که در وجود من هم نقش بسته.
و احساس میکنم قانون درخواست و عزت نفس رابطه ی تنگاتنگی با هم دارند چون یکی از دلایلی که مانع درخواست کردن میشه، نبود عزت نفس هست.
باور بعدی که میلنگه در تمام ابعاد زندگی و اصل و اساس تماااااام باورها هست، باورهای توحیدی منه، توکل و ایمان من به خدای خودم هست، که باید همیشه و همیشه روی اون کار کنم.
تمام باورهای ایراداری که بیانش کردم خیلی خیلی خیلی بهتر از قبل شده، یعنی وقتی باورها تغییر میکنه، خود آدم اولین کسی هست که میفهمه از احساسش و بعد از نتایجش میفهمه و من الان میفهمم که خیلی بهتر از قبل هستم اما میگم ایراد دارم که بدونم همیشه و همیشه و همیشه باید کار کنم تا بهتر و بهتر بشه و هیییبببچ انتهایی براش نیست چون خداوند در قرآن نگفته ایمان بیاورید، فقط یک بار ایمان بیاورید و دیگه تمام شد رفت نه اینو نگفته،
خداوند میفرماید هر لحظه و همواره در حال ایمان آوردن باشید و آنقدر به ذکر خدا مشغول باشید تا لحظه ی یقین، فرا رسد و یقین یعنی، شکست محدودیت های ذهنی.
کسی که تقوا داشته باشه کسی که نفسش رو کنترل میکنه میتونه با تمرین و تکرار و تکرار و تکرار، یقین بیاورد.
الهی شکرش از درک زیبایی که نصیبمون کرده
الهی هر لحظه تون روشن از نور خدا باشه.
20- ترس اصلا معنی نداره جایی ک ایمان باشه ترس معنی نداره ، قدرت خدا خیلی قویتر از ترس هست
در پناه تنها قدرت حاکم بر جهان خدای یکتا
21- استاد دیوااااانه این کلمات فایل هشت هستم که چندین بار میگید به خخخخخخدا همه چیز تغییر میکنه
22- میخوای خدا رو پیدا کنی؟
میخوای خودتو پیدا کنی؟
میخوای هر چی که نداری رو پیدا کنی؟
این سایت و زیر و رو کن و انقدر رو خودت کار کن که خودت باشی و خدا و شیطان از دور بشینه و تماشا کنه به عشق بازیت با خدا و قُلنج کنه :)))))))
23- جلسه هشتم
بخش اول
موضوع جلسه: نحوه ساختن یک باور توحیدی مهم درباره رسیدن به خواسته و روش اجرای آن
بسیاری از خواسته ها زمانی در وجودمان شکل می گیرد و درباره شان به وضوح می رسیم که پی می بریم، داشتن و تجربه چنین خواسته ای امکان پذیر است.
به واسطه برخورد با اتفاقات و شرایط زیبا و دلخواه، خواسته هایی جدید در وجودمان شکل می گیرد و ما را به مسیرهای جدیدی هدایت می کند که قبل از آن هیچ ایده ای برایش نداشتیم، زیرا شناختی درباره اش نداشتیم.
این همان مسیری است که ما را به سمت سبک شخصی زندگی مان هدایت می کند.
مشاهده آدمهایی که همین حالا به گونه ای زندگی می کنند که رویای همیشگی مان بوده، شنیدن صحبت های آنها و آشنایی با نحوه نگاه شان، نه تنها مقاومت های ذهنی بسیاری را درباره آن نوع زیستن و تجربه آن خواسته ها، از بین می برد، بلکه باورهای قدرتمند کننده ای در وجودمان می سازد که، آن نوع زندگی را یک رویای دور از دسترس نبینیم و برای تجربه اش قدم هایی برداریم.
وقتی قادر به کنترل ذهنت باشی، با دیدن تجربه های زیبای دیگران، قادر به شنیدن این پیام خداوند می شوی که می گوید:
“اگر این فرد توانسته چنین نعمت هایی را داشته باشد، پس تو هم می توانی. زیرا نه تنها همه انسانها از توانمندی های یکسانی برخوردارند بلکه همه آنها به منبع ثروت و نعمت های بی انتهای جهان، به یک اندازه دسترسی دارند”
اما اگر فردی قادر به کنترل ذهنش نباشد، دیدن شرایط و موقعیت های زیبا و رویایی افراد موفق، نه تنها به او امید و انگیزه ای برای باور کردن خواسته یش نمی دهد، بلکه او را در احساس بسیار بد نیز قرار می دهد.
اینجاست که حتی یک الگوی عالی که می توانست امید و انگیزه را در فرد ایجاد نماید، او را به احساس یاس می رساند. زیرا نمی تواند از عهده نجواهای ذهنش برآید.
سنجیدن وضعیت ظاهرا نامناسب کنونی اش با شرایط عالی دیگران، او را به احساس عجز و ناامیدی درباره تغییر وضعیتش رسانده و نهایتا باور می کند که:
حتما او یک آدم خاص است، یا خداوند برایش خواسته، یا حتما به اندازه کافی باهوش، با استعداد و لایق نیستند و…
و این ماجرا تا آنجا ادامه می یابد که کم کم باور می کند میان او و آن شرایط زیبا، آن رابطه عاشقانه، آن زندگی مجلل و… فرسنگها فاصله است که هرگز پر نخواهد شد.
در حالیکه آن فاصله، فقط با ساخته شدن این باور توحیدی پر می شود که:
اولاً باور کنیم زندگی ما در دست باورهای ماست و بپذیریم شرایط فعلی ما فقط به واسطه باورهای گذشته ماست و با تغییر آن باورها، قابل تغییر است.
ثانیاً: باور کنیم اگر هر انسانی در هرجایی از این کره خاکی توانسته به خواسته ای برسد، قطعا ما نیز می توانیم.
زیرا خداوند به همه ما به یک اندازه نزدیک است و به همه ما به یک اندازه توانایی لازم برای ساختن زندگی دلخواه مان را بخشیده.
اما هر فرد، فقط به اندازه باورهایش قادر به دریافت هدایت الهی به سمت تجربه آن نعمت ها است.
وقتی این باور توحیدی ساخته شود، آنوقت است که می توانیم به جای حسادت یا ناامیدی، تحسین زیبایی ها را برگزید.
یادت باشد اگر با مشاهده شرایط زیبایی که در زندگی دیگران است مثل رابطه ای عاشقانه، استقلال مالی، سلامتی و … خواسته ای در دلت زنده شده، هرگز اتفاقی نیست. بلکه نشانه ای است که می گوید:
همان خدایی که چنین آرزویی را در دلت زنده نموده و امکان پذیر بودن آن شرایط را به تو نشان داده، همان خدا نیز قادر به هدایتت به سمت تجربه آن خواسته است.
به شرط آنکه فارغ از وضعیت کنونی ات، خداوند و حمایتش را باور کنی و آن خواسته را در دلت زنده نگه داری و برایش قدم برداری.
اگر سوالت این است که چه قدم هایی باید بردارم؟!
پاسخ این سوال در اولبن جلسه همین دوره مفصلا توضیح داده شده است.
سرفصل های جلسه هشتم:
باورهایی که مانع برداشتن قدم های لازم برای تحقق اهداف می شود و راههای تغییر آنها
چگونه درباره خواسته هامان به وضوح برسیم؟
مهم ترین اقدامات پس از وضوح خواسته ها
مهم ترین باور توحیدی درباره خواسته ها و راههای ایجاد و اجرای آن در عمل
چگونه شرایط آینده را به شکل دلخواه مان بسازیم
24- جلسه هشتم
(سبک شخصی)
خیلی مواقع خواسته های ما زمانی شکل میگیرن که ما میفهمیم میشود چنین خواسته ای رو داشت ،با نگاه کردن به اطرافمون ..با دیدن یه برنامه،یه عکس،یه تصویر،یه خاطره از کسی اون خواسته درون ما شکل میگیره مثلا اگه کسی بیاد تعریف که من رفته بودم فلان جا که یه دریاچه ای بود و قایق هایی بودن ما قایق ها رو ورداشتیم رفتیم کلی ماهی گرفتیم و….این ممکنه درون ما یه خواسته ای رو شکل بده که دلمون بخواد ما هم همچین جایی رو بریم و همچین تجربه ای رو داشته باشیم و اینجاست که بر اساس خاطره ای که اون فرد تعریف کرده خواسته درون ما شکل میگیره..و ممکنهتا قبل این من اصلا نمیدونستم همچین جایی وجود داره و الان که فهمیدم که هست و بهش توجه کردم اون خواسته درونم شکل گرفته..پس خیلی از خواسته های ما به این طریق شکل میگیرن یعنی تا قبل اینکه ببینیم یا کسی برامون تعریف کنه نمیدونستیم وجود داره ولی وقتی میبینیمش این خواسته شکل میگیره و به محضی که خواسته شکل گرفت در مسیر زندگیمون قرار میگیره و ما با کار کردن روی باورهامون خیلی آروم،ساده و راحت به خواستمون میرسیم،و بعد میگیم إ من عکس این خواسته رو تو دریم بوردم داشتم یا من از خدا اینو خواسته بودم ..پس اولین قدم اینه که تو ببینی اصلاچی میخوای؟؟!!چه امکاناتی تودنیا هست ؟چقد آزادی برای رسیدن به خواستت..و وقتی دقیقا میفهمی چی رو میخوای و نشانه ها و شباهت هاشو میبینی مصمم میشی که من میخوام به یه همچین شکلی زندگی کنم،در واقع با ذیدن دنیای اطرافتون خیلی از خواسته هاتون شکل میگیره که قبلاوجودنداشتن و اگر شما باورهای درستی داشته باشید اون خواسته ها باعث حسرت شما نمیشه ..چون خیلی وقتا بعضی ها باورهای اشتباهی دارن که با دیدن اینکه مثلا فلانی فلان ماشین خاصو داره،یا فلان خونه خوب روداره به جای اینکه به خودش بگه ایووول میشه اینجوریم زندگی کرد با خودش میگه ببین اینا چه جور زندگی میکنن ما با چه خفت و خاری داریم زندگی میکنیم..و به جای اینکه دیدن این ها احساس خوبی بهش بده و بگه آره!!من فهمیدم که منم میتونم این مدلی زندگی کنم همش حسرت میخوره ..وقتی که باورها خراب باشه دیدن چیزهای زیبا نه تنها باعث شادی و خوشحالی نمیشه بلکه باعث ایجاد حسرت،ناراحتی و غم میشه..
همه چیز رو باورهای ما شکل میدن..یعنی دیدن موفقیت افراد،امکانات جدید به شما قدرت میده،امید میده،آرزوهای جدید درونتون خلق میکنه،به شما هدف میده برای زندگیتون اما اگر باورها اشتباه باشن وقتی چیز قشنگی میبینی به جای اینکه احساست خوب بشه احساست بد میشه..بنابراین وقتی یه سبک زندگی،یه نعمت ،یه امکاناتی رو میبینیم اولین چیزی که به ذهنمون میرسه باید این باشه که منم میتونم این نعمتو داشته باشم..و تحسین کنیم ..مثلا اگر خونه زیبایی رو میبینیم یا ماشین مدل بالا یا هر چیز دیگه ای این تو ذهنمون بیاد که ما هم میتونیم داشته باشیم ..
یکی از اون باورهای قشنگی که خیلی کمک کنندست اینه که
((هر انسانی در هر جای کره زمین با هر سن و جنسیتی و فرهنگ و زبان تونسته به هر دستاوردی برسه من هم میتونم به اون برسم ،به شرطیکه بدونم چه باورها وچه طرز فکری رو باید داشته باشم ،یعنی اصلا اینطور نیست که شما وقتی میبینین کسی به نعمتی رسیده فک کنین که به شما داده نمیشه یا شما نمیتونین داشته باشیدش ،خیلیا میگن من شرایطم فلان طوره،من پدرم فلان ویژگی رو داره من همسرم اجازه فلان کارو بهم نمیده…ولی اصلا اینطور نیست شما میتونین اون نعمت رو داشته باشید به شرطیکه تو مدارش قرار بگیرید و با باورهاتون اون نعمت رو وارد زندگیتون کنید
توحیدی ترین نگاه هاست به جهان عستی که بدونی اون الله ای که میبینی این نعمتهارو به یک نفر داده به شما هن میدهد اون هیچ فرقی بین شما و اون نمیذاره،اون هیچ ویژگی برتری نسبت به تونداره،فقط یه سری چیزارو یادگرفته مثلا ممکنه شما تو خونوادت سچیا ذوست و آشنا کسی رو دیده باشین که راحت زبان انگلیسی صحبت کنه تنها چیزی که به ذهنتون میرسه اینه که یه سری دوره ها و کلاسها رو رفته و تمرین کرده و با علاقه ای که داشته پیشرفت کرده و تو ذهنتون اینه که اگه منم همون کارو بکنم موفق میشم حالا این مورد در مورد همه خواسته ها باید وجود داشته باشه که اگه یه نفر تونسته منم میتونم ،اینکه میگم گنده نکنید هدفهاتونو ،گنده نکنید آدمهارو به همین معنی هست که اگه یه نفربه نغمتی رسیده اون خدایی که نعمتها رو به اون داده به تو هم میده.اون خدادستش بازه،قدرتشو داره،ثروتشو داره،نعنتهاش بی نهایته،تو هر چی رو که میبینی میتونی داشتع باشی فقط باید ببینی در مدار درستی هستی یا نه،چون خدا این نعمتها رو فقط تو یه مدار قرار داده..و ممکنه من الان تو این مدار نباشم پس تنها کاری که باید بکنم اینه که خودمو به اون مدار برسونم.فرض کنید تو یه محله یکی داره نذری میده و این نذری بی نهایته ولی نذری تو محله شما نمیدن حالا شما برای اینکه نذزی رو بتونی بگیری اینه که فقط پاشی بری تواون محله و نذری رو بگیری ..قضیه دریافت نعمتها هم همینه..یعنی شما فقط باید تو مدار دریافت اون نعمت قرار بگیری و اگر تو مدارش نیستی با تغییر بلورهات واردش شی و دریافتش کنی..وقتی یه نعنتی رو میبینی باید به خودت بگی این یه نشونست که منم میتونم به خواستم برسم نه به این معنا که خدا به یه سری افراد میده بلکه به این معنا هست که خدا به یک مدار خاص میده و این معنی عدالت خداست..یعنی هر کسی میتونه وارد این مدار بشه..هر کسی میتونه از هر جایی که هست وارد اون مدار بشه،و مدارتو با فکرت تغییر میدی،و وقتی که روی باورهات کار میکنی هدایت میشی،حرکتهایی انجام میدی،آدمهایی وارد زندگیت میشن،اتفاقاتی برات میفته که تو هم اون نعمتهارودریافت میکنی.به طرق مختلف ،به هزاران طریق اون نعمتو دریافت میکنی،
اساس توحید اینه که هر کس به هر موفقیتی رسیده به هر چیزی رسیده فارغ از اینکه چقدر بزرگه چقدر دور از دسترسه نشونش اینه که تو هم میتونی بهش برسی و این باید به تو امید بده و باید تحسین کنی کسی رو که به اون نعمتها رسیده..پس مهم تلاش فکری هست و ایجاد یک سری باورهاست.
خیلیا نوخوداگاه وقتی فرد ثروتمندی رو میبینن میپرسن شغل تو چیه؟ اما شغل دلیل نیست و تو هر شغلی میشه ثروتمند و موفق بود و این شغل نیست که فرد رو به مپفقیت میرسونه ((پس هیچ عامل بیرونی در موفقیت ما نقشی نداره))و باید ببینیم چه باورهایی رو داشتن چه باورهای رو ساختن که تونستن به اون نعنت برسن..موقعیتها و نعمتهارو که میبینید اجازه بدید که یک سری خواسته ها درون وجودتون شکل بگیرن و از همون اول تو نطفه خفش نکنید..
همه چیز تغییر میکند
همه چیز تغییر میکند
همه چیز تغییر میکند
اینطور نیست که شرایط همین باشه و شما از همین شرایط بپری و به خواسته هات برسی..شرایط تغییر میکنه ،موقعیتها تغییر میکنه..ایده های جدید میاد ..نیاید با اون چیزی که الان هست فکر کنید چطورمیتونم به خواسته هام برسم،اون چیزی که الان هست به خاطر یه سری باورهای اشتباه هست که در گذشته داشتی،به خاطر عملکرد قبلیته ..اون چیزی که الان هست اصلا روش حساب نکن ،اون تغییر میکنه ،و بدون چیزی که الان هست نتیجه یه سری باورهاست..نتیجه زمانهایی هست که تو قانونو نمیدونستی،و الان که داری قانونو درک میکنی بدون همه چیز تغییر میکنه..خیلی از آدمها چون نمیتونن ارتباطی بین خواسته هاشون و شرایط فعلیشون پیدا کنند از خواستشون دست میکشن چون باور نمیکنن که بتونن داشته باشنش..حرف من اینجاست که باور کنید خداوند رو..باور کنید دستان خداوند رو..باور کنید وقتی به اون داده نشونه اینه که به تو هم میده ،باور کنید که میتونه زندگیتون تغییر کنه..وقتی اینو باور کنید میرید سراغ قدمهای کوچیکتر و آرام آرام اول به خواسته های کو چیکتون میرسید و بعد اون خواسته اصلی وارد زندگیتون میشه..بعد که به اون خواسته کوچیک رسیدین با اون قدرتی که ایجاد شده حالا سراغ خواسته بزرگتر نیرید.باور داشته باش شرایط فعلیت تغییر میکنه،ابزارهات تغییر میکنن،آدمهایی وارد زندگیت میشن ،اون فردی که تو زندگیت هست و تو اونو دلیل عذم پیشرفت خودت میدونی تغییر میکنه یا از زندکیت خیلی راحت خارج میشه وظیفه تو فقط کار کردن رو خودته..همه چیز تغییر میکنه انقدر ایستا و غیر قابل تغییر نبینید شرایط زندگیتونو..همه چیز تغییر میکنه وقتی که توداری تغییر میکنی،
اینوبدون شرایط الانت به خاطر اون چیزی هست که قبلا فرستادی بما قدمت ایدیهم هست به قول قرآن..به واسطه آنچه ارسال کردی داری بدست میاری،خداوندهیچ ظلمی به بندگانش نمیکنه،هر آنچه بدست میاری بما کانوا یعملون هست..به خاطرنوع نگاهت ،به خاطرکارایی که انجام میدی نعمتهارو وارد زندگیت میکنی.
نگاه توحیدی فقط این نیست که توکلاممون خدا خدا کنیم نگاه توحیدی یعنی اینکه ؛
باور کنیم دست خداوند رو تو زندگیمون ..وقتی باور میکنی عمل میکنی،وقتی من باور میکنم تغییر میکنم و به خاطر تغییرم خدا دستانی رو تو زندگیم میاره پس اتفاقات میتونه تغییر کنه اونوقته که من بلند میشم ،اونوقته که ایده های جدیدمو اجرا میکنم،اونوقته که قدمهامو ور میدارم..اگه باور نکرده باشم قدمی ور نمیدارم و این مصداق همون حرفیه که ((ایمان بدون عمل حرف مفته))
مثل همون داستان بنی اسرائیل،که از خدا خواستن که بهشون نعمت بده خدا به موسی گفت بریدوارد این شهر بشید نعمتها هست ،چیزی از اون بالا از طرف خدا نمیفته پایبن ،تومدارت تغییر میدی تو باید این باورو داشته باشی که حرکت کنی..بنی اسرائیل گفتن نه ،ما اگه وارد این شهر بشیم حاکم اونجا ما رو میکشه ،موسی تو برو و همه چیزرو ردیف کن اونموقع ما خواهیم آمد ،وخدا گفت به خاطراین بی ایمانی تا ابد باید سرگردان باشید..ایمان یعنی خدا گفته اون موقعیته هست تو حرکت کن،وقتی تو باورداشته باشی شرایط تغییر میکنه رو خودت کار میکنی و این یعنی ایمان واقعی..پس شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستیدآگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کارو انجام میدین
پس »»»»»یکی از راههایی که خواسته های شما مشخص میشه اینه که میبینید چه چیزایی تودنیا هست ،و به جای اینکه حسرت بخورید لذت ببرید و باور کنید و اینو سند واقعی بودن خواسته هاتون بدونید ،تنها کاری که باید بکنیم اینه که تو مدار خواسته هامون قرار بگیریم و همیشه این اتفاق میتونه بیفته فارغ از اینکه وضعیت فعلی تو ،جامعه و خونوادت چیه،همه چیزتغییرمیکنه وقتی تو مدارتو تغییر میدی به همه چی میتونی برسی ،همه چیو میتونی داشته باشی..
ادامه 100 نکته هشتم در پیام بعدی ??????
ادامه 100 نکته هشتم پیام قبلی ??????
25- یقین یعنی، شکست محدودیت های ذهنی
26- استاد گفت حواستون باشه پاشنه آشیلتونرو همییییشههه باید روش کار کنید واگر بگید من تو این باور دیگه مشکلی ندارم، خودش رو به یه صورت دیگه ای نشون میده . از چاخان(شیطان یا نجوای ذهنی) بگم براتون،استاد میگه خودشو به هزار رنگ در میاره
27- بخش اول از جلسه 8 رو شنیدم و خییییلییییی خییییلی لذت بردم. یاد یه اتفاق در دو سال پیش افتادم. یکی از دوستای دوران دانشجوییم توی اینستاگرام منو فالو کرده بود وقتی که عکساشو دیدم اون موقع همش حسرت میخوردم و با خودم گفتم خوش به حالش چه زندگی خوبی داره چه لحظات شادی رو داره میگذرونه و اونقدر غرق حسرت و احساس بد شده بودم که عصبانی و شاکی بودم و گفتم این زندگی میکنه یا من البته همون موقع هام گفتم انشاالله همیشه زندگیش شادترو بهتر بشه ولی از خودم و زندگی خودم خیلی شاکی شده بودم. بعد از اینکه تصمیم گرفتم جدی روی خودم و باورام کار کنم به خاطر تضادهای زیادی که توی زندگیم پیدا کرده بودم این تصمیمو گرفتم. و الان بعد از گذشت دوسال از اون موقع با شنیدن این فایل جلسه 8 یاد اون شب افتادم و دوباره به پیج دوستم سر زدم و دیدم که نه تنها باورهام بلکه تمام اوضاع زندگیم به قدری تغییر کرده که با تمام وجودم هرلحظه میگم خوش به حال خودم که زندگیم یه بهشته واقعی شده. به هرچی که میخواستم و اون موقع ها حسرتش رو میخوردم به راحتی رسیدم. زندگی الانم رابطه ی عاشقانه ام با همسرو فرزندم و اوضاع و احوال الانم هزار برابر بهتر از اون موقع ها شده و هییییچ حسرتی توی دلم نیست. چقدر احساس خوبی پیدا کردم که به این احساس رسیدم، با تمام وجود میفهمم که چقدر تغییر باورها در من تاثیر گذاشته، الان دیگه با دیدن لوکس ترین زندگیا و بیشترین امکانات دیگه هیچ حسرتی توی دلم نیست و فقط میگم آفرین ایول چه زندگی عالی چه موقعیتهای فوق العاده ای ایول این همینه که من میخوام و چون به اونچه که قبلا میخواستم رسیدم حتی به فراتر از اونم رسیدم الان دیگه مطمئنم که به هرچی که میخوام میرسم. بچه ها من الان با گذشت یکسال و خورده ای کار کردن روی خودم تمام اوضاع زندگیم کاملا تغییر کرده و هیچ ربطی به گذشته ام نداره خدا میدونه که قراره تا چه حدی تغییر کنه ولی مطمئنم خیلی خیلی بهترو عالی تر از اینم میشه به لطف خدای مهربونم، اونقدر این مسیر به من همه چیزای خوب و داده که عاشقانه میخوام ادامه اش بدم. واقعا با تغییر باورها همه چیز امکان پذیره فقط کافیه روی خودمون کار کنیم جهان با ما هماهنگ میشه تمام چیزای خوبی که میخواستیم و آرزوی داشتنش رو داشتیم و دریافت میکنیم فقط فقط فقط کافیه روی خودمون کار کنیم و به وهابیت خدا ایمان بیاریم و از درون تغییر کنیم همه ی اوضاع و شرایط بیرونی تغییر میکنه ما در مداری قرار میگیریم که تمام نعمتهایی که میخوایم وجود داره. یادمه یکسال و نیم پیش اصلا درک واضحی از مدار ها و فرکانس نداشتم و فایلای استادو که میشنیدم خیلی نمیفهمیدم ولی باخودم عهد بستم اونقدر گوشش کنم تا بفهمم و الان تونستم خیلی خوب درکش کنم. خلاصه که هرروز اطمینانم بیشتر میشه که قانون جواب میده و یقیین و ایمانم به این مسیر هر روز بیشتر و بیشتر میشه. خدایا همواره مارا به راه راست هدایت کن. استاد بی نهاااااایت سپاسگذارم ازتون.
28- اگه قضیه ی ترست رو حلش کنی یه جهش فوق العاده میکنی،
29- یادمه تو دوره ها و فایل های قدیمی همیشه گفتید: تو تله ی چطور گیر نیوفتید ..
چجوری تو تله چطور گیر نیوفتیم؟
یه جمله رو باید باور کنیم: خداوند با هزاران دستش از هزاران طریقی که فکرش رو میکنم و فکرش رو نمیکنم خوشبختی ، سعادت، سلامتی و ثروت رو وارد زندگیم میکنه.
30- یه جمله شنیدم ازتون که گفتید : اگه تو رابطه ای شما به طرفت بگی ” ازت توقع نداشتم ” دیگه فاتحه ی اون رابطه رو باید خوند ……….. دیگه یعنی وابستگی ……. دیگه یعنی باید حواستو جمع کنی ……..
31- استاد شما توی جلسه پنجم گفتید فقط باید لذت برد و حس خوب داشت قبل از رسیدن به خواسته ها….فقط باید بهش ثابت کنی که «ایاک نعبد و ایاک نستعین» بعد همه چیز به زیباترین و راحتترین شکل ممکن بهت داده میشه.
32- استاد جون چقدر خوشکل توی فایل جلسه 5 بخش اولش میگید، اییییده اش بهت گفته میشه( و بعد میخندید) رااااهش بهت گفته میشه مسییرش بهت گفته میشه (و بعد میخندید) آدمهایی که تو رو به خواسته ات می رسونن وارد زندگیت میشن شرایط به وجود میاد (و میخندید) اصلا نگران نباش، و من ناخودآگاه هر بار که این قسمت از فایل رو گوش میدم میخندم و امیدم بیشتر میشه.
33- در مورد عمل کردن و اقدام کردن بگم که همین چند وقت پیش اتفاق افتاد . یه چند وقتی بود که بایستی میرفتم دندانپزشکی ولی هم تنبلی میکردم و هم منتظر یه پولی هم بودم که اول اون بیاد تو حسابم و خوشال بشم و بعد برم و این انتظار و تنبلی تقریبا 3 هفته شد ولی ازون پوله خبری نشد و تنبلی من هم بیشتر ، تا اینکه واقعا تصمیم گرفتم که برم و اتفاقی که افتاد این بود که در وسط مسیر رفت خداوند پولو به حسابم واریز کرد و اونجا بود که با تمام وجودم معنی واقعی اقدام کردن رو درک کردم که چقدر سریع جهان به اقدام کردن پاسخ میده و باید فقط اقدام کرد چون جهان فقط به حرکت پاسخ میده و جهان خیلیییی سریع به حرکت پاسخ میده . هرچند که خیلی از این اقدام کردنها رو انجام داده بودم ولی به خاطر مدارهام توجهی نداشتم.
34- ا این جمله تون حض کردم« شکرت که ی توجه کوچیک به تو نعمت و ثروت میاره برام »
این جمله تون رو که داشتم اینجا کپی میکردم جلسه8-1رو هم دارم گوش میکنم که استاد داره میگه«وقتی من یه کوچولو رو خودم کار کردم یه عالمه اوضاع بهتر شددد،پس من اگه یه ذره با اطمینان و باور بیشتر روی خودم کار کنم چقدر اوضاع بهتر شههه»
35- این حرفتو واقعا قبول دارم آدم تو تنهایی سفر کردن یه چیزایی رو یاد میگیره که اصلا تو سفرهای گروهی تجربش نمیکنه..ممنون که از تجربه سفرت نوشتی خیلی لذت بخش بووود
36- از بیشتر افراد که میپرسم ، چطوری با مدرسه زبان آشنا شدین، میگن که دوستمون پیشنهاد داده و بدون اینکه دو دو تا چهارتا کنن، سریع بلیط گرفتن و اومدن و امان از دست ما که استاد میگه انقدر حساب و کتاب نکنید و پاشید حرکت کنید و نجوا میگه که چه طور؟ با کدوم پول؟ و ….. یه بنده خدا اهل مکزیک هستش و 22 ساعت پروازش طول کشیده و اصلا نمیدونسته که دبی اینقدر گرمه ولی چون دوستش فقط پیشنهاد داده ، سریع پاشده و امومده
37- دقیقا العان من تو مداری هستم ک هر وقت چاخان میخواد حرف از خواسته ها بزنه و از هر دری ک میخواد وارد بشه منم همین کار رو میکنم فقط سپاسگزاری میکنم میگم برو بابا خدا خودش قول داد منو ب خواستم برسونه فقط من باید احساسم خوب داشته باشم و سپاسگزار لحظه هام باشم خیلی حس خوبیه اگاهانه گوش چاخان و سر بزنگاه میگیری و ضایع ش میکنی
38- چقدر زیبا میگید که هر آنچه مرا نکشد قوی ترم میسازد
39- خدارو صد هزار مرتبه شکر
ممنونم که به یادم آوردی که چطور وقتی بچه بودم صاحب دوچرخه شدم اصلا من نوشتن بلد نبودم که بنویسم اصلا بلد نبودم نقشه بکشم که چکار کنم تا به خواسته م برسم فقط با یه بالش دراز و یه چوب دوچرخه درست کردم بعدم سوارش شدم و حال میکردم خیلی خوب یادم میاد پدر بزرگم گفت داری چیکار میکنی گفتم با دوچرخم دارم بازی میکنم گفت اگه سرو صدا نکنی من یه چرت بزنم با هم بعداز ظهر میریم برات دوچرخه میخرم همین تمام شد من بعدازظهر همون روز صاحب دوچرخه شدم قیمتش 750 تومن بود یادم میاد فرداش برادرم و پسر عمه م رفته بودن خونه پدر بزرگم که اگه کمکی چیزی میخواد بهش کمک کنن حالا نمیدونم چقدر کمک کرده بودن ولی آخرش وقتی از پدر بزرگم پول خواستن پدربزرگ یه سکه 5 ریالی پرت کرده بود بهشون . استاد عزیز شما مثل یه فانوس دریایی هستی
40- دستااان خداوند برای رسوندن عشق بی پایانش به من بسیارند و همواره بهترین ها رو سر راهم قرار میده سعی میکنم احساس رهایی و عدم وابستگی رو در خودم قوی تر و قوی تر کنم
41- چند روز پیش یه اتفاق افتاد که اگر قبلا بود من درجا قید همه چی رو زده بودم و میگفتم بابا این رابطه فایده نداره :))) اگه بدونید چاخان چه ها که نکرد و چه کوهی از کاه برام ساخت که نگو.
میدونید من با این باور که دستااان خداوند برای رسوندن عشق بی پایانش به من بسیارند و همواره بهترین ها رو سر راهم قرار میده سعی میکنم احساس رهایی و عدم وابستگی رو در خودم قوی تر و قوی تر کنم ولی خب دیدم نه این راهش نیست تو داری صورت مسئله رو پاک میکنی در حالی که باید یاد بگیری حل کردن مسئله رو. اینکه الان در برابر این اتفاقه همه چی رو بهم بریزی کار خاصی نکردی ، کاریو کردی که همه میکنن :)) تو باید یاد بگیری که با این مسایل چطوری برخورد کنی تا به احساس خوب برسی . چون مسایل همیشه همه جا و برای همه هستن. چاخان هم که ماشالا یه ان بهش رو بدی واویلا میکنه. یه ان گفتم برو بابا من گول تورو نمیخورم. همه اش میگفتم نهههه من نباید گول بخورم. نمیخورم. و اومدم تمرکزم رو گذلشتم روی خوبی های طرفم.
42- واقعا درک کردم که تفاوت یه زندگی خوب و یه زندگی معمولی در نوع نگرش و برخورد با همین اتفاقات کوچیک و بزرگ افتاده اس. اینه که مسیر ادم ها رو جدا میکنه و عده ی کمی رو به سمت خوشبختی و عده ی زیادی رو به سمت نارضایتی میبره.
و فهمیدم که من چقدرررر بزرگ شدم ، چقدرررر پیشرفت کردم، چقدررر ارامشم بیشتره ، چقدرررر حالم بهتره.
و اینا فقط به خاطر بیشتر شدن ایمانمه. ایمان به خدای خودم. خدایی که برای من همه چیزه. خدایی که برام سراسر خیر و شادی میخواد و داره اینچنین زیبا هدایتم میکنه. دستم رو گرفته و من هم محکم تر از قبل دستشو میگیرم. خدایی که هر ان بخواهمش کنارمه، هر ان بخوانمش پاسخم رو میده و این یعنی طعم واقعی خوشبختی. این که حمایت همچی نیرویی رو کنار خودت حس کنی و رهای رها تنها او را بپرستی و تنها از او یاری بجویی یعنییییی خود خود خوشبختی.
43- وارد برناهه شدم و چندین برنامه کودک بود یکیشونو به دلم افتاد نگاه کنم که اسمش دایناسور خوب بود احساس کردم این برنامهه مثبت باید باشه،خیلی برنامه ی بامزه ای بود انگار که داستان زندگی خودم بود یه دایناسور کوچولوی ترسو، که باید برای به دست آوردن یه نشان، یه کار بزرگ میکرد خیلی جالب بود وسطای برنامه یه دایناسور بزرگ به دایناسور کوچولوهه میگه نباید ترسها تو مخفی کنی… اگه با ترسها م مواجه نشی مطمئن باش به هیچ جا نمیرسی فقط اینطوری راهتو پیدا میکنی و برام خیلی قشنگ بود
44- به نام پروردگاری ک همین نزدیکی ست پروردگاری ک از رگ گردن به من نزدیکتر است پروردگاری ک از روح خودش در وجودم دمیده است و به من جان داده است پروردگار قدرتمند و مهربان پروردگار وهاب رزاق و ثروت آفرینیم
موضوع : نکته های قسمت 8
تو استیک پارک افراد مختلفی میان برای ماهیگیری اسب سواری قایق سواری یه شب دو شب با هم باشن غذا درست کنند بازی کنند خیلی افراد متنوعی رو ملاقات کردیم یکی از این ملاقات ها با دوستانی بود ک دو تا بلاک با ما فاصله داشتند و چون خانوم بودند و با اسب هم آمده بودند دوست داشتم بیشتر بدونم و صحبت کنم باهاشون قبل از هر چیزی من اینو بگم ک بارها و بارها اینو گفتم خیلی از مواقع خواسته های ما زمانی شکل میگیره ک ما می فهمیم ک اصلا میشود این خواسته رو داشت یعنی با نگاه کردن ب اطرافمون با دیدن یه برنامه شاد مثلا تلوزیون یه عکس یه تصویر یا یه خاطره از کسی اون خواسته در وجود ما شکل میگیره فرض کنید یکی میاد برای من تعریف میکنه ما رفتیم فلان جا یه قایقی برداشتیم فلان رودخونه چند روز اون جا بودیم ماهی گرفتیم روزها شنا میکردیم شب ها می گفتیم می خندیدیم مثلا یه فضای این چنینی رو برای من تعریف میکنه من تا قبل از اون به فرض اصلا نمیدونستم میشه یه همچین کاری کرد وقتی اون میاد یه فضای این چنینی برای من تعریف میکنه من فکر میکنم میگم ااااااااا میشود یه همچین خواسته ای رو داشت یا مثلا در مورد همین استیک پارک من اصلا نمیدونستم یه همچین جایی در اینجا وجود داره به این شکل با این اتفاقات با این ظرفیت ها وجود داره وقتی دیدمش فهمیدم ک من دوست دارم خیلی از خواسته های ما به این شکل ,شکل میگیره یعنی تا قبل از اینکه ما ببینیم نمی دونیم وجود داره ولی وقتی میبینیم این خواسته شکل میگیره و وقتی خواسته شکل گرفت در مسیر زندگیمون با باورهایی ک روی خودمون کار میکنیم خیلی آرام و خیلی ساده و راحت به خواسته هامون می رسیم
قدم اول اینه ک تو بدونی چی رو میخوای چه امکاناتی تو دنیا هست چقدر تو آزادی برای رسیدن به هر چی ک بخوای وقتی ک دقیقا می فهمی ک چیرو میخوای یا حداقل نشانه ها و شواهد شو میبینی اون وقت مسمم میشی ک من میخوام به یه همچین شکلی زندگی کنم
یه خانوم میتونه چقدر عالی و مستقل زندگی کنه میتونه تنهایی با دوست هاش بیاد بیرون حالا فارغ از اینکه با همسرش داره زندگی میکنه میتونه یه زمان هایی هم برای خودش تنها داشته باشه و با دوستانش مجردی بیان بیرون و با هم تفریح کنند در واقع خیلی دوست دارم به شما بگم با دیدن دنیای اطرافتون خیلی از خواسته ها تون شکل میگیره ک قبلا وجود نداشته و اگر باورهای درستی داشته باشید اون خواسته ها باعث حسرت تون نمیشه مثلا یه موقعی هست آدم باورهاش ایراد داره مثلا می بینه فلانی فلان خونه رو داره یا رفته بالای شهر تهران میگه ااااااا یه همچین خونه استخر دار باغ داره اطرافش برای خودش آشپز داره اون خونه سیستم پذیرایی داره بجای اینکه به خودش بگه یعنی میشه اینجوری هم زندگی کنیم بجای اینکه این احساس خوب و بهش بده ک یه همچین جوری هم هست یه سری آدم ها دارن اینجوری زندگی میکنند پس من هم میتونم به خودش میگه چقدر ما باید حسرت زندگی بقیه رو بخوریم ببین زندگی بقیه چه عالیه و ما داریم تو چه بدبختی زندگی میکنیم وقتی باورها خراب باشه دیدن چیزهای زیبا نه تنها باعث شادی و خوشحالی نمیشه باعث ایجاد امید نمیشه ک اگه اون توانسته پس من هم میتونم بلکه باعث ایجاد حسرت میشه باعث ایجاد ناراحتی میشه غم میشه
خیلی ها وقتی یه الگوی قشنگ رو میبینند حتی از اون الگوی قشنگ به روش نادرست استفاده میکنند حتی از اون ویژگی زیبا ک میتونه به ما بگه اگر اون توانسته پس من هم میتونم .
این از اون باورهایی هست ک من خیلی سال پیش توی خودم ایجاد کردم و واقعا به من کمک کرد باورم این بود که هر انسانی در هر کجای کره ی زمین با هر سن جنسیت و فرهنگ و زبان و با هر چی توانسته به هر دست آوردی برسه من هم میتونم به آن دست آورد برسم به شرط اینکه بتونم ببینم اون چه باورهایی داشته چه طرز فکرهای داشته و چطور عمل کرده یعنی اصلا این طور نیست اگه شما یک نفرو میبینید بگید ااااا خوش بحال اون ,اون تونسته برسه من ک نمیتونم من ک فلانم من که شرایط خانوادگی این طوریه من ک تو این کشور زندگی میکنم من ک تحصیلاتم فلانه شوهرم نمیزاره زنم نمیزاره یعنی من از اون اول مغزم و برنامه ریزی کردم ک اگر یه نفر تونسته پس میشود منم میتونم انجام بدم برخلاف بقیه نه اون یه آدم عجیب و غریب اصلا مسی ,مسی برای سیاره زمین نیست اون از یه سیاره دیگه اومده اینا یه اسطوره هایی هستند ک یک بار اومدن و دیگه هم نمیان من اصلا نگاهم به آدم ها این طور نیست یعنی اصلا این طور نبوده ک العان اینجا هستم نه نگاهم به آمریکا اینطور بود ک آمریکا جایی هست ک فقط از ما بهترون میتونند برند اونا یه آدم های خاص ند اصلا اینطور نبوده و نیست این خودش توحیدی ترین نگاهاست به جهان هستی ک اون الله یی ک این نعمت ها رو به هر کسی ک شما دارید میبینید داده است به شما هم میدهد اون هیچ فرقی بین شما و اون نمیزاره اون فردی ک به این موفقیت ها رسیده هیچ ویژگی برتری نسبت به تو نداره فقط یه سری چیزها رو یاد گرفته
اصل توحید اینه وقتی یه نفر به هر نعمتی رسیده بدونید ک اون خدایی ک اون نعمت رو به اون داده به تو هم میتونه بده دستش بازه قدرتش و داره ثروت شو داره نعمتها ش بینهایته تو هر چیرو میبینی بقیه دارند باید به خودت بگی منم میتونم داشته باشم اون خدا به من هم میتونه بده فقط آیا من در مدار درستش قرار گرفتم خدا داره فقط تو یه مداری این نعمت ها رو میده من توی مدارهای دیگه ای هستم من تنها کاری ک باید بکنم اینه که خودم مو برسونن توی اون مدار ی ک خدا داره اون نعمت ها رو پخش میکنه
وقتی شما یه نعمتی رو میبینی یه نفر داره حالا نعمت بچه صالح روابط عاشقانه و قشنگ خونه ی خیلی زیبا ماشین خیلی فوق العاده مسافرتهای عالی کارخونه بزرگ و یا استعداد خاص تو زمینه خاص داره یا هر چیز دیگه ای باید به خودت بگی ک این نشان میدهد ک من هم میتوانم اینو داشته باشم من هم میتوانم اینجوری زندگی کنم بحث این نیست ک منم میخوام عین همون خونه رو داشته باشم نه .فلانی ک به همچین خونه ای رسیده منم میتونم به خونه دل خواهم برسم فلانی به همسر دلخواه رسیده ب شغل دلخواه به سلامتی دلخواه من هم میتونم به همسر شغل سلامتی دل خواهم برسم بحث این نیست منم همون و داشته باشم بحث اینه ک اون به چیزی ک میخواسته رسیده و اون چیزی ک میخواسته خداوند بهش داده پس من هم میتوانم به آنچه ک میخواهم برسم و خداوند به من میدهد فقط کافیه منم برم توی مداری ک اون ها هستند چون خداوند داره این نعمت ها رو پخش میکنه نه به این معنا ک خداوند فقط به یه سری افراد خاص میدهد نه به یک مدار خاص میدهد عدالت خدا اینه ک هر کسی میتونه وارد اون مدار بشه حالا اون مدار چه ویژگی های خاصی دارد هر کس میتونه از هر کجایی ک هست وارد مدار بشه باید مدارت رو توی فکرت توی باورهات تغییر بدی وقتی روی باورهات کار میکنی هدایت میشی ایده هایی بهت گفته میشه حرکت هایی میزنی آدم هایی وارد زندگیت میشن اتفاقاتی برات بوجود میاد ک اون نعمت ها رو تو هم دریافت میکنی به طرق مختلف به هزاران هزار طریق ک ما نمی تونیم بهش فکر کنیم
من میخوام بیس توحید رو درمورد رسیدن به خواسته ها اینجوری به شما بگم اگر کسی به موفقیتی رسیده و به هر خواسته ای رسیده به هر چیزی رسیده فارغ از اینکه چقدر بزرگ باشه چقدر در حال حاظر دور از دسترس تو هست فارغ از همه ی اینها .نشونه و پیغام اون اتفاقاتی ک اون طرف به خواسته رسیده اینه ک تو هم میتونی بهش برسی و این باید به ما امید بده وقتی من میرفتم تو تهران این چیزها رو می دیدم تحسین میکردم می گفتم دمش گرم نوش جونت مبارکت باشه بجای این که بگم الهی کوفت بشه برات یه آب خوش از گلوت نره پایین الهی نتونی ازش استفاده کنی مثل خیلی های دیگه نه می گفتم قربون خدا برم ک چقدر میتونه نعمت بده نوش جونت ایشالله خدا صدبرابر ش رو بهت بده این داره به من نشون میده ک منم میتونم بهش برسم منم میتونم اون خونه رو داشته باشم منم میتونم اون امکانات و داشته باشم و از بسکی من اینجوری فکر کردم و تحسین کردم و باور کردم رسیدم به جایی ک دارم زندگی میکنم ک از همه اون جاهایی ک من تا بحال دیده بودم نه دوبرابر بلکه صدبرابر از همه لحاظ بخاطر همون نگاهی ک من فهمیدم اگر کسی تونسته به چیزی برسه پس من هم میتونم و باور کردم این قضیه رو و خیلی هم منطقی ک آدم باور کنه خیلی منطقی اگر کسی تونسته به چیزی برسه منم میتونم برسم هیچ تفاوتی بین ما نیست فقط اون یه سریع کارها رو کرده
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
45- همون طور ک تو دوره قانون آفرینش میگید انقدر روی خودم کار میکنم ک توی خواب هم باورهام و تکرار میکنم
46- استاد شما تو فایل قانون اول آفرینش یه قانونی رو گفتین قانون خارپشتی..الان من میخوام همون خارپشته باشم انقد متخصص بشم که موسیقی بشه تخصص اصلیم..و باید قدمها رو یکی یکی بردارم ..
47- اینکه از خوندن کامنت های بچه ها در مورد خودم لذت میبردم و خوشحال میشدم دلیلش کمبود عزت نفسم هست و وقتی که خودمو بیشتر دوست داشته باشم وبدونم که ارزشمندم و کارهام درسته و برای خداست، دیگه به قول استاد از تعریف های دوستان در مورد خودم به اندازه ی یه ارزن خوشحال میشم، اگر چه سپاسگذار همشون هستم و اینو هم از محبت اونها می بینم
48- من رسالت رو پیدا کردم و تمام باورهای مربوط به اون رو هم به لطف خدا و استاد پیدا کردم و این یک سال و چهار ماه رو روشون کار کردم،و تجسم و صحبت کردن در موردشون روانجام دادم ولی هنوز اتفاقی که میخوام نیفتاده اگر چه نشونه هاشو زیاد می بینم، میخوام بدونم اگه من روی دوره ی عشق کار کنم و کار کردن رسالتم رو رها کنم اشکال نداره؟
جواب گروه تحقیقاتی :
سلام دوست گرامی
سوال شما مانند این است که بگویی، آیا اگر من غذا خوردن را کنار بگذارم و فقط نفس بکشم، برای حیاتم کافی است.
شما می توانی در حین اینکه غذا می خوری، نفس هم بکشی. حتی یک تصویر زیبا را هم ببنی و نیز همزمان هم از غذا خوردن و هم از دیدن آن تصویر زیبا، لذت هم ببری.
موضوع این است که همه جنبه های زندگی ما به هم مربوط اند.
موضوع این است که زندگی ما مجموعه ای از جنبه های مختلف است که با یک قانون و با یک منطق و با یک فرمول کار می کند و به خوبی می بینی که خداوند تمام این جهان پهناور را با یک قانون مدیریت و رهبری می کند
هر جنبه ای از زندگی شما، بخشی از مسیر اهداف و رسالت شما را در بر می گیرد و تنها زمانی به احساس بهتر ،احساس عشق و احساس رضایت در زندگی ات می رسی که تمام آن جنبه ها را با هم پیش ببری.
همانگونه که تنها زمانی سلامت هستی که هم نفس بکشی، هم غذا بخوری، هم بخوابی، هم تفریح داشته باشی و هم کار کنی
مجموعه تمام اینها در کنار هم، شما را همزمان قادر به زنده بودن و لذت بردن از زندگی تان می سازد
49- این باور هر روز داره قوی تر و قوی تر میشه در من که علا الدین منم و قول چراغ جادو فقط میگه فرمانبردارم سرورم هر چیزی می خوام فرقی نباشه چی برام فراهم میکنه
50- دیگه منم می خوام فقط آنچه بهم گفته میشه رو بهش عمل کنم بقیه اش با خداست
و میگم خدایا من هیچی نیستم عقل ناقص من به هیچی قد نمیده خودت برای من همه چی میشی همونطور که تا الان شدی الان لشکر کائنات و فرشته ها و زمین و زمان آماده شدند که فقط من این کار رو انجام بدهم البته هیچ عجله ای هم ندارم چون خدا زمان هم می شود
خدا ایده می شود
خدا باور می شود
خدا ایمان میشود
51- دوره ششم انقلابی در من بوجود آمد.انقلابی در حد عمری که از خدا گرفتم در من بوجود آمد به این نتیجه رسیدم که نجواهای شیطانی باعث باورهای در من شده که من از جایگاه اشرف مخلوقات بودن، نماینده خــــــدا روی زمین بودن را نبینم. شما گفتین چـــرا نجواهای شیطان را هزاربار تکرار می کنید و نجواهای خدا را ساده از کنارش رد میشیم
52- نکته های جلسه هشتم
اگر کسی به هر موفقیتی رسیده به هر خواسته ای رسیده نشانه و پیغامش اینه که تو هم می توانی بهش برسی
این باور را بساز هر چیزی و هر کاری که یه نفر انجام داده و بهش رسیده تو هم میتونی باید باور کنم که منم میتونم لیاقتش رو دارم
ولی اون چیکار کرده دنبال کارهای فیزیکی خاص نباش دنبال کارهای فکری خاص باش اگه اون فلان کلاس یا فلان دوره رو رفته یا فلان شغل رو داره یا فلان توانمندی رو داره اینها عامل موفقیتش نیست
اگه باورت رو درست کنی خداوند دستهاش رو به سمت میاره هدایتت می کنه و شرایط خیلی بهتری برات فراهم میکنه پس کار فیزیکی خاصی نمی خواد کار فکری خاص می خواد.
وقتی فردی و موقعیتی رو میبینید اجازه بدهید خواسته ها رشد کنه در وجودتون توی نطفه خفه اش نکنید که اون فلان بوده که تونسته من چجوری تحسینش کن و بگو من چیکارکنم چه باوری بسازم
به خدا همه چیز تغییر میکنه
به خدا شرایط تغییر میکنه
به خدا ایده های جدید میاد
به خدا رفتار همسرت تغییر میکنه
به خدا رفتار رئیست تغییر میکنه
آنچه الان هست نتیجه یکسری باورهاست که قبلا داشتی نگو چجوری
تو خواسته هارو تو وجودت رشد بده روی خودت کار کن اگر باورهارو تغییر بدهی و روش کار کنی و متعهد باشی همه چی عوض میشه ابزارهایی برات فراهم میشه که تورو به خواسته ات میرسونه همونطور که برای بقیه فراهم شده
باور کنید خداوند رو
باورکنید دستان خداوند رو
باورکنید اگر به اون داده است به من هم می تواند بدهد
باورکنید آنچه که الان هست نتیجه باورها و افکار گذشته شماست پس اگر به این خواسته کوچیک رسیدم به بهترش هم می تونم برسم
وقتی تو تغییر می کنی ابزارهات تغییر می کنه
وقتی تو تغییر می کنی اون فردی که تو مانع میبینیش یا عوض میشه یا میره بیرون از زندگیت
وقتی تو تغییر می کنی شرایط تغییر می کنه
شرایط فعلی رو ایستا و غیر قابل تغییر ندونید همه چی عوض میشه به خدا همه چی عوض میشه
به ما قدمت ایدیهم هست به واسطه آنچه که فرستادی این شرایط را بدست آورده ای
به ما کانو یعلمون
به ما کسبت ایدیهم
مثل بنی اسرائیل نباشیم که اول نتایج رو می خواهند بعد قدم بردارند اول من باید قدم بردارم بعد به خواسته هام میرسم
شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید آگاهانه و یا نا اگاهانه
ببینید فراوانی در جهان رو و لذت ببرید و بگید من فقط باید در اون مدار قرار بگیرم
53- استاد توی یکی از فایلها در مورد تمرین جلسه ششم دوره عزت نفس گفتن… که خیلیا انجامش ندادن و منم جزئی از همون خیلیا بودم… ولی بازم از رو نرفتم تا اینکه دیروز کامنتی خوندم از یکی از دوستان , ذیل قسمت پنجم مصاحبه, که نوشته بود 90 درصد از کساییکه میان سایت و حتی از محصولات استفاده میکنن فقط تماشاچی هستن و نهایتش فقط حرفای قشنگ بزنن…. این کامنت خیلی بهم تلنگر زد و امروز صبح به خودم گفتم تا وقتی تمرین آگهی تبلیغاتی رو انجام ندادی برنمیگردی خونه. و از تکنیک جلسه اول ( تو شروع کن و ایمانت رو نشون بده. درهای بعدی باز میشه) استفاده کردم و به خدا گفتم من قدم اولو برداشتم و لیستمو نوشتم و دارم میرم انجامش بدم تو هم موقعیتش رو فراهم کن. خلاصه اش کنم که در نهایت هدایت شدم به خونه مادر همسرم :)) و یه حسی بهم گفت همینجا باید لیستتو بخونی.اونجا بود که نجواهای شیطان شروع شد که اره دقیقا بیا پیش اینا بخون که هی میبینشون و مسخره ات میکنن بعدا و…(خداییش خوندن اون لیسته پیش چندنفر غریبه که بعدا هم نمیبینشون خیلی راحتتره تا پیش فامیل. اونم فامیل همسر:)) اینجا هم از تکنیک جلسه ششم استفاده کردم و بهش گفتم بیخود حرف نزن من میدونم حرفات همه دروغه و دقیقا برعکسش میشه…. خلاصه که چاخان رو به درخروجی هدایت کردم و اگهیمو خوندم و …… فقط بگم که جقدر خوب بود و برام دست هم زدن و گفتن دقیقا همینطوره و…. (و هیچ مسخره کردنی هم در کار نبود) در اخر هم من ازشون خواستم که هرکدوم چندتا خصوصیت مثبت از خودشون بگن (اینو خودم به تمرین اضافه کردم:))) و خلاصه جو خیلی خوبی شد و همه داشتن از هم تعریف میکردن اون وسط:))
و خب بازم بهم ثابت شد چاخان واقعا چاخانه و بهم دروغ داشت میگفت و خداروشکر که اصلا محلش نذاشتم. ( و اینم بگگ توی پرانتز که این تمرین فوووووق العاده اس و بعدش ادم حس میکنه از هیچی دیگه نمیترسه!)
امروز اولین قدم برای “تماشاچی” نبودن رو برداشتم و اومدم تو زمین بازی کنم…
54- وقتی با پسرم بازی میکنم گاهی وقتا یه چیزی رو دستش میگیره مثلا کنترل تلویزیون و دیگه نمیده. یعنی از دستش بخوام بگیرم هم گریه میکنه و…. و تنها راهش اینه که همزمان که دارم اونو میگیرم یه وسیله جذاب دیگه بدم دستش. اینطوری تمرکزش میره جای دیگه و خیلی راحت ول میکنه اولی رو. کساییکه بچه کوچولو دارن میدونن دقیقا درک کردن اینو! یعنی هیچ راه بدون گریه و ناله دیگه ای وجود نداره. اونروز داشتم فکر میکردم ذهن ما هم بچه اس. وقتی فکر بدی رو دستش گرفته نمیشه همینطوری ازش گرفت. باید سریع یه فکر خوب (شکرگزاری از نعمتها و…) رو بهش داد تا اون نجواهه رو ول کنه. هیچ راه دیگه ای نداره. اضلا بهتره همیشه چندتا نکته مثبت خوب دم دست داشته باشیم تا سریع بتونیم کانون توجهمونو عوض کنیم
چندروز دیگه هم تولدشه و دنبال تزیینات خونه بودیم و پیرو تمرین قسمت چهارم: بادکنک ارایی ! بله از تزیین بادکنک هم پول میشه دراورد اونم نه کم ها! یعنی گفتن کف قیمت از 250 تومن شروع میشه و میره بالای یک میلیون ! یعنی اگه یکی از کار کردن با بادکنک هم خوشش بیاد میتونه چندتا کلیپ توی اپارات ببینه و دست به کار شه. اصلا هم کار سختی نیست ولی چون پدرو مادرها مشغول بچه و کارای تولدش و… هستن وقت ندارن برن یاد بگیرن همیچن چیز ساده ای رو و راحت پول میدن واسه تزیینات این مدلی.
واقعا از هرچیزی میشه پول ساخت!
55- موضوع : نکته های قسمت 8
به خدا همه چی تغییر میکنه آقای فلانی ک العان تو زندگی زناشویت مشکل داری خانوم فلانی ک العان با همسرت مشکل داری خیلی درگیر هستی میگی این شوهر من اجازه نمیده من توی خونه نقاشی بکشم بعد تو میگی من به خواسته هام و آرزوهایم فکر کنم ,دوست عزیزی ک تو یه شرکت یا کارخونه ای داری کارگری میکنی و العان حتی هزینه رفت و آمد با مترو رو نداری نمی تونی حتی اجاره خونه تو ,تو پایین ترین نقطه شهر بدی
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
آقا به خدا همه چی تغییر میکنه
این طور نیست ک شرایط همین باشه و شما از همین شرایط بپری به خواسته هات برسی شرایط تغییر میکنه موقعیت تغییر میکنه رفتار همسرت تغییر میکنه رفتار رئیس شرکت با تو تغییر میکنه ایده های جدید میاد نباید به اون چیزی ک العان هست فکر کنید و به خودتون بگید من چجوری به اون خواسته برسم اون چیزی ک العان هست بخاطر باورهای قبلی ته بخاطر عمل کرد قبلی ته اون چیزی ک العان هست و اصلا روش حساب نکن اینا تغییر میکنه یعنی بدون اون چیزی ک العان هست نتیجه یه سری باورهاست یه سری چیزهایی ک نمی دونستی قوانین و حالا ک داری قوانین و درک میکنی نیا بگو پس چه جور با این شرایط با این زن با این شوهر با این مملکت با این قانون چطور میتونم به خواسته هام برسم بحث اینجاست ک این چیزی ک العان تو زندگی شماست بخاطر باورهای قبلی ک داری این نتیجه اون باورهاست اگر اون باورها رو ادامه بدی این نتیجه تا ابد ادامه پیدا میکنه اما اگر باورها تو تغییر بدی و بشینیم روش کار کنیم و متعهد باشی این نتیجه آرام آرام تغییر میکنه
یه کسی ک العان پول بلیط مترو نداره به این فکر کنه ک یه ماشین داشته باشم ک فقط تعویض روغن ش 8 یا 9 میلیون حتی ماشین های خاص العان 30 میلیون تومن هست بعد اون آدم میگه من لنگ 50 هزار تومن هستم با مترو نمیتونم برم بیام چجوری میتونم به همچین چیزی فکر کنم بعد چون هیچ ارتباطی نمیتونه پیدا کنه با وضعیت فعلی ش با اون چیزی ک میخواد بنابر این کلا اون خواسته روکات میکنه
این نگاه توحیدی اینجاست ک باور کنید خداوند و باور کنید دستان خداوند و باور کنید اگر به اون داده است پس نتایجش اینه ک به تو هم میتواند بدهد باور کنید ک میتونه زندگی شما رو هم تغییر بده باور کنید ک اوضاع و شرایط رو خودتون بوجود آوردید و این چیزی ک العان هست نتیجه خودتون نتیجه افکار خودتون نتیجه باورهای خودتون نه هیچ چیزی خارج از این دایره اگر شما اینو باور کنید اون وقت خواسته ها تون رو زنده نگه می دارید و میرسد سراغ قدم های کوچک تر و میگید من به اون قدم بزرگه میتونم برسم حالا آرام آرام با باورهام اول میام به یه چیز کوچولو ک منطقی تر بهش میرسم بعد ک به اون رسیدم از رسیدن به اون از انرژی و اشتیاق اون قدرت و اون باوری ک ایجاد شد بعد از رسیدن به اون خواسته کوچیک منی ک با مترو میتونستم برم العان میتونم یه پراید بخرم با اون قدرتی ک ایجاد شد حالا میرم سراغ ماشین بهتر و بعد دوباره باورم قویتر میشه و بعدش به خواسته هات میرسی کی وقتی باور داشته باشی شرایط خودتو خودت داری رقم میزنی باور داشته باشی خداوندی ک به اون داده به تو هم میدهد باور داشته باشی شرایط فعلی تو قرار تغییر کنه آدم هایی ک وارد زندگیت میشن تغییر میکنند اون فردی ک تو زندگی تو ک تو فکر میکنی دلیل عدم پیشرفت تو اونه وقتی باورهات و عوض میکنی دلیل عدم پیشرفت و خودت میدونی اون فرد عوض میشه یا اخلاق و رفتارش عوض میشه یا کلا از زندگیت می ره بیرون و کلا اون جوری ک دوست داری زندگی میکنی
شرایط فعلی تو ما حصل باورهای گذشته ته ماحصل فرکانس های گذشته ته به ما قدمت ایدیهم به قول قرآن به واسطه آنچه ک ارسال کردید این چیزی ک بدست آوردید بارها و بارها خداوند تو قرآن می فرماید هیچ ظلمی خداوند به بندگانش نمیکنه هر آنچه بدست میارید هر آنچه ک باهاش روبرو می شید به ما قدمت ایدیهم به ما کسبت ایدیهم به ما کانو یعلمون به خاطر اون چیزهایی ک می فرستی بخاطر اون نوع نگاهت اون کارهایی ک انجام میدی خدا به کسی ظلم نکرده اصلا اینا اون نگاه توحیدی ک ازش میشه استفاده کرد توی زندگی فردی نگاه توحیدی فقط بحث این نیست ک ما توی کلام مون بیام خدا خدا کنیم خدایا من تو رو دوست دارم خدایا من تو رو می پرستم خدایا تو به من کمک کن نگاه توحیدی اینه ک باور کنیم دست خداوند و توی زندگی خودمون ک وقتی باور میکنی عمل میکنی بحث اصلا سر حرف نیست وقتی من باور میکنم ک دارم تغییر میکنم پس خداوند دستانی رو برای من تو زندگیم میاره پس اتفاقات میتونه تغییر کنه اون وقت ک من بلند میشم و حرکت میکنم اون وقت ک من ایده های جدید مو اجرا میکنم اون وقته ک من قدم هامو بر میدارم وقتی خدا رو باور کرده باشم وقتی ک باور داشته باشم این اتفاق می افته
من تمام سعی م این بوده ک به شما بگم این باور رو ایجاد کنید ک شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید اگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کار رو انجام میدید من سعی میکنم اون قسمتی ک ناآگاهانه اتفاق می افته رو به شما بگم ک بتونید اون قسمت ها رو هم اگاهانه کنید و بعد به این شکل میتونید زندگی تون رو اون جوری ک میخواید خلق کنید یکی از این راههائی ک خواسته های شما رو مشخص میکنه اینه ک شما میبینید چه چیزهایی تو دنیا هست و به جای اینکه حسرت بخورید لذت ببرید و باور کنید و اینو سند واقعی بودن خواسته ها تون بدونید ک پس میشود خواسته هام واقعی شد اگر برای فلانی شده پس برای من هم میشود فقط باید توی اون مدار قرار بگیرم
تو به همه چی میتونی برسی میتونی داشته باشی ولی باید بتونی این کارو انجام بدی راهش اینه راه دیگه ای نداره
ادامه 100 نکته هشتم در پیام بعدی ??????
عالیییییییییی
دوست عزیز و محترم
همیشه ممنون شما برای صد نکته ها هستم. کاری خلاقانه و مفید.
سلام عالی بود، دقیقا جواب سوالهام، چون چندروزی هست درگیر احساسات مزخرفی شده بودم😊خداروشکرکه کامنت شمارو دیدم، متشکرم، خداجونم متشکرم، منو یاری کن تا در کنترل ذهنم موفق باشم.
ادامه 100 نکته هشتم پیام قبلی ??????
56- *اگر می خواهید خوشبخت باشید
زندگی را به یک هدف گره بزنید
نه به آدم ها و اشیا.”
*راه حل صحیح موفقیت این است که
اشتیاق شما به پیروزی
بیشتر از ترس شما از شکست باشد.”
آلبرت انیشتن
دوستان سلام.این دوتاپیام توی مجله هفتگی اداره مون چاپ شده بودن.فکرمی کنم جمله اول به بحث توحیدخیلی نزدیکه.
57- تلنگر بزرگی به ذهنم خورد و اون اینکه: لذت های کوچیک که توی زندگی همه ی ما در هر روز هست رو خدا داره می ده، در واقع خدا داره اون قطعات کوچک خوشی رو کنار هم می چینه تا پازل خوشبختی مون کامل بشه. مهم اینه که آیا ما حواسمون هست یا نه؟؟؟
————————————————
مثلاً وقتی پسر برادر من یه فیلم قشنگ کمدی به من می ده که ببینم و ما حدود یکی دو ساعت اون فیلم رو می بینیم و می خندیم و لذت می بریم، اون فیلم رو یک فرد به من نداده بلکه خدا داده . خدا می خواسته من اون چند دقیقه رو لذت ببرم و شاد باشم
یا وقتی یک بشقاب زردآلو می ذارم و از خوردنش لذت می برم، اونو همسرم نداده بلکه خدا این ظرف زردآلوی خوشمزه رو به من داده تا بخورم و کیف کنم
یا وقتی می خوام از خونه بیرون برم و دخترم پیشنهاد می ده مامان برات تبسی یا اسنپ بگیرم، در واقع اون پیشنهاد رو خدا می ده تا من راحت باشم و لذت ببرم . و خیلی خیلی مثال های دیگه که من و شما در زندگی مون داریم
خب خوشبختی مگه چیه؟؟؟
خوشبختی همین قطعات کوچک خوشی و شادی ست که خداوند وارد زندگی من می کنه.
برای همینه که این روزها سعی کرده ام خیلی بیشتر خوشبختی رو لمس و احساس کنم.
——————————————-
خدا با شماست پس ….. شاد باشید خوشبخت باشید کیف کنید لذت ببرید
58- سلام به دوستان عزیز
عاشق سبک زندگی خورشیدم دیدید چطور بدون توجه به هیاهوی دنیا و مردمش میدرخشه چطور با طمانینه و ناز غروب میکنه با همون آرامشی که غروب میکنه یه نقطه دیگه این کره خاکی داره با آرامش طلوع میکنه هر لحظه از غروبش لحظه ای ست از تولدش پس نگران غروبش نباش فقط ازش زندگی کردن ، بخشیدن ، تکامل و …. رو یاد بگیر انوارش رو به همه مخلوقات خداوند نثار میکنه اما خیر و برکتش مال اونایی هست که سبک زندگی خودشونو دارن
59- خدایا شکرت که تلاش هایم به ثمر میرسد و زندگی ام سراسر موفقیت و پیروزی میشود.
«امروز بهترین روز زندگی من است.
60- یه مدته دارم رو باورهای توحیدیم کار میکم ….از وقتی خوندم شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شبه و سعی کردم تمرکزم رو بذارم رو توحید و یکتا پرستی همه چیز تغییر کرد….. ( چند روز پیش تولدم بود اینو تو پرانتز داشته باشید تا بعد ) یه جایی شندیم استاد میگفت تو یه رابطه ای اگه تو به طرفت بگی ” ازت توقع نداشتم ” یعنی فاتحه ی اون رابطه خونده ست ….. یعنی وابستگی …… یعنی دیگه یه فکری به حال خودت و رابطه ات بکن …….. با این نگاه توحیدی من با خودم فکر کردم که از دوستم اصلا نباید توقع داشته باشم برام هدیه بخره یا یادش باشه تولدم رو ….. استاد راست میگه نوشتن و کتبی کردن و عقد دائمی خوندن و این حرفا دلیلی بر ثبات و موندگاری یه رابطه نیست ………به نظرم باید روزی هزاران بار بنویسیم و تکرار کنیم که مهمترین رابطه ی ما فقط و فقط رابطه ی ما با خداست اون وقت آدمها از خدا شونه که با ما بمونن ….. اون وقت بود و نبود آدمها مهم نیست هر چند که خیلی دوسشون داشته باشی ……………..شاید مثل حسی که استاد به میکاییل داره و دوسش داره و ولی وابستگی هم نداره …………
61- تو این چند ماه کلی پیشرفت داشتم ……یادمه استاد گفت بچه ها پیشرفت هاتون یادتون بمونه ….. گفت بچه ها موفقیت های گذشته تون یادتون بمونه ……. و حالا من دائم اونارو به خودم یادآوری میکنم ………
62- موضوع : نکته های قسمت 8 بخش2
یه قانونی رو ما میتونیم یاد بگیریم یه موقعی هست یه سری چیزها همون بحث تکامل نیاز داره,نیاز داره به زمان تا آدم بتونه لذت ببره ازش بتونه بهش برسه بعضی موقع ها ما فکر میکنیم یه چیزی رو یا یه شغلی رو دوست داشتم رفتم واردش شدم دیدم نه خیلی سخته کار داره بعد خیلی زود تصمیم بگیریم ازش بیایم بیرون خیلی موقع ها چیزهایی ک ما میخوایم براش حرکت میکنیم و بهش می رسیم و به دلیل اینکه روش درست استفاده کردن شو بلد نیستیم روش درست کار کردن باهاش و بلد نیستم روش درست بازاریابی شو بلد نیستیم روش درست پول ساختن شو بلد نیستم ,یعنی اون چیزی ک بهش علاقه داشتیم و بهش رسیدیم العان داریم کار میکنیم ولی چون ازش پول نمی سازیم دیگه خسته میشیم ,ازش بزار میشیم ولی قلبا دوسش داریم میگی من این کارو دوسش دارم ولی خستم کرد و بعد رهایش میکنیم بجای اینکه ببینیم چه راهی هست آیا افرادی هستند ک از این شغل دارند پول میسازند از همین چیزی ک عاشقش هستند دارند پول میسازند اگر اونا هستند پس منم میتونم ولی احتمالا من از راه نادرستی دارم استفاده میکنم یا دیدگاه نادرستی دارم یا باورهای نادرستی دارم در موردش بخاطر همین میخوام بگم وقتی به چیزی ک مورد علاقه ته میرسی به این زودی به این نتیجه نرس ک پس جواب نمیده مخصوصا در مورد شغل های مورد علاقه ک افراد می رسند بهش انجامش میدن ولی چون خیلی زود میخوان همون موقع با باورهای قبلی نتیجه بگیرند و چون ازش نتیجه نمی گیرند ناامید میشن بیخیالش میشن دوباره همه ی اون شور و عشق و امید و رها میکنند و میرم سراغ یه شغلی ک راضی نیستند ولی راه پول ساختن ازشو یه زره بلدند یا یه شغل کارمندی یا یه شغلی ک یه نفر بهشون حقوق میده و دارند کار میکنند در صورتی که همون چیزی ک دوست داری همون چیزی ک مورد علاقه ته اگر یه زره ادامه بدی و بگی شاید روش های من ایراد داشته باشه و بیام روش ها مو بهبود ببخشم و یاد بگیرم از افرادی ک توانستند با همین شغل پول بسازند بیام از اونا چیز یاد بگیرم باورهام و بسازم و روش حل مسئله رو پیدا کنم
چقدر خوبه ما هر کدوممون سبک مورد علاقه مون رو پیدا کنیم و به همون شکل زندگی کنیم یعنی اونو تجربه کنیم و بعد از یه مدتی بگیم میخوام سبک مو عوض کنم اصلا اشکال نداره قرار نیست سبک زندگی ما یه چیزی باشه و تا ابد همون بمونه ولی وقتی شما میای اجازه میدی به اون روحت به اون وجود درونی خودت ک پرواز کنه به اون جایی ک دوست داره بره اصلا زندگی یه زندگی متفاوت میشه یعنی زندگی میشه بهشت من همیشه میگم بهشت همین جاست بهشت رو ما تو همین دنیا می سازیم و ادامش رو در آخرت تجربه میکنیم این که میگن دنیا مزرعه آخرت. اون چیزی ک ما اینجا اجرا میکنیم و تجربه میکنیم ادامش در آخرت به خودمون بر میگرده یعنی کسی ک تو زندگی دنیاش داره تو جهنم خود ساخته خودش زندگی میکنه بعد از مرگش هم در جهنم خودش زندگی خواهد کرد این ما هستیم ک بهشتمون رو خلق میکنیم و اگر بهشتمون رو خلق کنیم نشونش اینجاست ک در همین دنیا هم بهشت خلق میشود کسی ک اجازه میدهد به روحش ک پرواز کنه اون جوری ک دوست داره زندگی کنه واقعا بهشت و تجربه میکنه اگر ما اجازه نمیدیم ک پرواز کنه روح درونیمون اون وجود درونیمون بخاطر اون باورهامون بخاطر محدودیت های زندگیمون بخاطر چیزهایی ک از قدیم به ما گفتند نه نمیشه حالا در مورد موارد مختلف یه عالمه باور به ما دادند ک باعث شده ما اون جوری ک دوست داریم زندگی نکنیم ولی حالا هر چقدر ک میگزره انسان ها دارند بیدار تر میشن انسان ها دارند از غالب تعریف شده ک از قبل براشون تعریف کردند میان بیدار میشند و دنبال آرزوهایشان میرند وقتی دنبال عشقت میری دنبال اون چیزی ک دوست داری میری واقعا زندگی رو تجربه میکنی و اگر باورهای درستی داشته باشی به اون چیزی ک میخوای میرسی و هدایت میشی ولی وقتی دنبال دنبال عشقت بخاطر باورهای اشتباهت نمیری اونوقت ک میبینی فقط داری سالها رو میگذرونی بدون اینکه از زندگی لذت ببری بدون اینکه تجربه کنی حرف من اینه اون چیزی ک دوست داری برو دنبالش و حرکت کن و اگر شرایط شو نداری باورهای نادرستی داری باورهات و درست کن میبینی همون موضوع میشه بهترین موضوع زندگیت
از هر کاری ک مورد علاقه ت میشه پول ساخت
از هر کاری ک عاشقش ی میشه پول ساخت
از بینهایت طریق ثروت وارد زندگی میشه ک اون جوری ک دوست داری زندگی کنی
وقتی آدم به دل ناشناخته ها قدم میزاره محدودیت ها رو می زاره کنار و می ره سراغ اون چیزهایی ک دوست داره برای اولین بار مثلا جرات میکنه شهامت داره برای اینکه بره دنبال خواسته هاش برای اینکه لذت ببره این خودش یعنی ایمان این خودش یعنی توکل این خودش یعنی اینکه میدونم یه نیرویی به من کمک میکنه کسی ک باور داشته باشه میتونه این کارو و انجام بده و بلند میشه می ره دنبال اون چیزی ک دوست داره اون تفریحاتی ک دوست داره اون خواسته هایی ک علاقه داره بهشون و ترس هاشو می زاره کنار و اجازه میده تجربه کنه کسی ک باور نداشته باشه هزاران ترس نگرانی ناامیدی سراغش میاد ک چی میشه چیکار کنم
انتظار در مورد چیزهای خوب یعنی من وارد یک مسیری میخوام بشم و میخوام یه مسیری از زندگی رو طی کنم و منتظر اتفاق های خوب هستم یعنی انسان مثبت اندیش انسانی هست ک میتونه افکارش رو کنترل کنه همیشه منتظر چیزهای خوب هست و به این دلیل ک منتظر اتفاقات خوب, اتفاقات خوب و جذب میکنه ولی کسی ک همیشه منتظر بلا و مسیبت و بدبختی هاست اون آدم همیشه مشکلات و جذب میکنه اون آدمی ک همیشه منتظر اتفاق های خوبه همیشه سرزنده ست همیشه پر شور و حال همیشه پر انرژی وقتی آدم باهاش صحبت میکنه لذت میبره و اون احساس شور و شوق و دریافت میکنه ازش ولی کسی ک همیشه دنبال بدبختی هاست دو دقیقه پیشش می شینی انقدر اعصابت خورد میشه آیه های یاس می خونه و حرف های ناامید کننده میزنه نمیخوای یه ثانیه پیشش باشی و یه ثانیه حرف هاشو بشنوی این اون تفاوتی هست بین یه سری از آدم ها و اون تفاوت ها در باورها باعث تفاوت ها در نتیجه میشه به دلیل اینکه تفکر افراد متفاوت افراد متفاوت فکر میکنند
در واقع خیلی دوست دارم شما در مورد اون چیزهایی ک میخواید اتفاق بی افته و اون فرصتهای عالی ساعت ها و ساعت ها با خودتون صحبت کنید بنویسید در موردش بیاید منتظر اتفاقات خوب در آینده باشید چیزهای خوبی ک ممکنه در آینده در شغلت در مسیر بهش برخورد کنی و در مورد اون ها فکر کنی به سمت چیزهایی هدایت میشوی به سمت موقعیت هایی هدایت میشوی ک خودت ساختی توی ذهنت ولی خیلی باید تکرار بشه اونقدر تکرار بشه ک مدارات تغییر کنه فرکانس ت تغییر کنه احساس دائمی ت تغییر کنه نه اینکه فقط دو دقیقه تکرار بشه باید تبدیل بشه به یه باور ک من میدونم این اتفاق ها برای من رخ میده من دیدم شون انقدر بگی ک ببینی شون توی آینده ت انقدر بساز اون تصویر و ک واقعی بشه توی ذهنت بعد ک واقعی شد تو زندگی واقعیت به وجود میاد این اون چیزی هست ک ما باید یاد بگیریم وقتی میخوایم به یه مسیری در آینده نامعلوم ب اون سمت حرکت کنیم این ما هستیم ک میسازی مش اون نامعلوم ما معلوم ش میکنیم چجوری معلومش میکنیم با باورهامون با افکارمون اون جا هیچ چیزی از قبل مشخص نیست توی اون مسافرت توی اون مهاجرت توی اون شغل توی آینده توی رابطه عاشقانه تو هیچی در آینده مشخص نیست هیچی از قبل مقدور نشده هیچی از قبل توسط خداوند معین نشده هیچ چیز این تو هستی ک داری شکل میدی به اون روابط به اون اتفاق یا بیزینس یا اون آینده ت اون آینده تو مثل یه مایع مثل یه آب ک تو ظرفی ک تو بهش شکل میدی شکل میگیره تو هستی ک داری این کارها رو انجام میدی و من ازت میخوام به آرزو ها و رویا هات جوری فکر کنی جوری نگاه کنی بهشون ک دوست داری اتفاق بی افتند و خیلی تکرار کنی و ما به این شکل داریم آینده مون خلق میکنیم و میسازی مش
63- اگر در مدار درست باشیم جهان ما رو به جای بهتری هدایت میکنه، به قول استاد : هیچ اشتباهی رخ نداده، هر کی هر جایی هست دقیقا جای درستش همونجاست
64- ای قوم به حج رفته کجائید کجائید؟ معشوق همین جاست بیائید بیائید
معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوائید؟
گر صورت بی صورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمائید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید یک بار از این خانه بر این بام برآئید
آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خواجه ی آن خانه نشانی بنمائید
یک دسته ی گل کو، اگر آن باغ بدیدید؟ یک گوهر جان کو، اگر از بحر خدائید؟
با این همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمائید
مولانا
65- بچه ها کوچکترین نشانه ها رو تایید کنید ،بخاطر کوچکترین اتفاقات زندگیتون شکرگزار خداوند باشید اونوقت همون شکرگزاریه همون تایید نشونه ها براتون معجزه میکنه ،از جنس همون اتفاقو هی تجربه میکنید ،همون نعمتتون چند برابر میشه ،حالا اون نعمت هر چیزی میتونه باشه ،سلامتی،پول،عشق،معنویات،و حتی یه گلدون گل..وقتی این چیزا رو میبینم میگم چقد قانون زود و راحت جواب میده همین چند ماه پیش بود که میگفتم کاش میتونستم چندتا گلدون دیگه بخرمو بذارم کنار اینایی که الان دارم و الان انقد گل و گلدون دارم که جا براشون نیست و مجبور شدم یه گل میز دیگه بذارم و گلدونارو جا بدم..خدا همه چیز میشود ،اینو بدون خدا حواسش هست خدا حواسش به کوچکترین خواسته هاتم هست ،انقد هواتو داره که فکرشم نمیکنی پس نگو کی؟ چطوری؟ فقط ایمان داشته باش و همه چیز رو به خودش بسپار..و ببین و تایید کن ،اون تو دل کوچکترین اتفاقات زندگیت هست،تو قلبته..تو احساسته..همینقدر نزدیک …خدا همون مادرته که یهو با یه غذای خوشمزه شگفت زدت میکنه،خدا همون پدرته که میبینی رفتارش صد و هشتاد درجه تغییر کرده و مهربونتر شده،خدا همون همسرته،عشقته،دوستته،که تو تک تک لحظات عاشقانته و بهت میگه دوستت دارم ،ببینش،باورش کن..فک نکن اگه کسی بهت ابراز علاقه میکنه اون حرفای اون شخصه نه،،،اون خود خداست که از طریق اون فرد داره بهت محبت میکنه،وقتی اینجوری ببینی و فکر کنی دیگه رو هیشکی جز خودش حساب نمیکنی،به هیشکی جز خودش وابسته نمیشی،و میدونی اون از هزاران طریق عشقشو بهت میرسونه ..فقط باوووورش کن ،نشونه هاشوو تایید کن ،و مطمن باش هواتو داره همیشه داشته فقط کافیه یه نگاهی به گذشتت بندازی و ببینی همه جا کنارت بوده…
خدایا شکررررت تنها تو را میپرستم و تنها از تو هدایت میخوام..
66- این توضیحات و آیات رو در بخش عقل کل دوستان در باره تکامل نوشته بودند
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّـهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ ۗ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَکَ اللَّـهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ(اعراف/54)
در حقیقت، پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس بر عرش استیلا یافت. روز را به شب -که شتابان آن را مى طلبد- مىپوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شدهاند . آگاه باش که خلق و امر از آن اوست. فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان»
((ثم)) در عربی به معنای سپس در فارسی است اما عرب ها کلمه ی(( ثم ))را برای یک مدت طولانی استفاده می کنند
البته این عدد شش منظور ، شش دور ه است که هر دوره هزار سال طول کشید ، چون خداوند در آیات بعدی همین سوره بیان می کند که یک روز معادل هزار سال شما می باشد
یا این آیه
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخًا ۚ وَمِنکُم مَّن یُتَوَفَّىٰ مِن قَبْلُ ۖ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(غافر/67)
او همان کسى است که شما را از خاکى آفرید، سپس از نطفهاى، آنگاه از علقهاى، و بعد شما راکودکى برمىآورد، تا به کمال قوّت خود برسید و تا سالمند شوید، و از میان شما کسى است که مرگ پیشرس مىیابد، و تابه مدتى که مقرّر است برسید، و امید که در اندیشه فرو روید.
67- سوره النساء آیه 175
فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَهٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا
اما آنها که به خدا ایمان آوردند و به او تمسک جستند، همه را در جوار رحمت و فضل خود در خواهد آورد و آنان را به سوى خودش به راهى راست هدایت خواهد نمود.
68- زندگی و اتفاقاتِ روزانه برام حکمِ ی کارگاهِ عملی رو داره.گوش کردن به جلسات و مشارکت کردن و خوندنِ نظراتِ بچه ها بِهِم آگاهی میده و با اتفاقاتی که روزانه برام پیش میاد قانون و نوعِ استفاده از قانون برام جا افتاده میشه و تثبیت میشه تو ناخودآگاهم.
69- توجه به هر چیزی اون چیز رو تو زندگیمون میافریند.سیستم اینو میگه.سیستم اینجوری طراحی شده.سیستم به توجه ما حساسِ.
در جهانِ من همه چیز نیکوست خداوندا سپاسگذارم
70- داشتم قرآن میخوندم به آیه ی 15 سوره ی آل عمران رسیدم، مفهوم آیه یعنی نتیجه ی عمل کردن به جلسه ی هفتم همین دوره.
خداوند میفرماید:
بگو آیا شما را به بهتر از این خبر دهم که (للذین اتقوْا) برای کسانی که تقوا پیشه کنند، کسانی که کنترل نفس داشته باشند کسانی که اون نفس درونشون رو میتونند کنترل کنند کسانی که اینقدر تمرین میکنند که صدای نفسشون از ته چاه به زووووور به گوششون میرسه، نزد پروردگارشان برای آنها باغ هایی هست که از زیر آنها نهرها روان است و در آن جاودانند،و زوج های مطهر و پاکیزه و خوشنودی از جانب خداوند. ( یعنی برای آنها تمام لذت ها و نعمتها فراهم است و آنها به واسطه ی کنترل نفسشون به مقام خوشنودی خداوند میرسند و چه جایگاهی قشنگ تر و والا تر از این جایگاه باشه؟ واقعا به گفته ی خداوند چه خبری بهتر از این برای شما؟
مگر ابراهیم که خلیل خدا شد چه کرد؟
جز اینکه توحید داشت و تقوا داشت و تسلیم بود و در نهایت به خوشنودی خدا رسید به حدی از خوشنودی خدا رسید که شد خلیل خدا و چه زیبا جایگاهیست و خداوند میفرماید که ابراهیم در دنیا از بندگان صالح ما بود و در آخرت نیز سعادتمند خواهد بود.
پس راه سعادت راه لذت در دنیا و آخرت راه توحید هست، راه این هست که ایمان داشته باشیم به قوانین تا بتونیم توحید رو در عمل اجرا کنیم، کنترل کنیم نفسمون رو، و با رضایت قلبی تسلیم امر خدا باشیم همون طور که ابراهیم تسلیم بود.
خدا کمکون کنه که پیرو آیین ابراهیم باشیم که موحد بود و مشرک نبود.
71- من از هرچه دراین دنیا رنگ تعلق داره آزادم!!!
من فقط روی خدا حساب میکنم!!
بزرگترین وابستگی من تو دنیا مادرم بود..که الان مدتهاست دارم تمرینش رو انجام میدم وخیلی کم می بینمش وخیلی کم هم بهش زنگ میزنم…فقط از احوالش پیگیرم…البته نه بااحساس دلتنگی بلکه بایک احساس عالی …
72- جلسه اول: باید اقدام کنم و قدم اول بردارم.
جلسه دوم و سوم: صبر کن تکاملت به تکامل برسه
جلسه چهارم: دنبال عشقت برو تا خستگی نفهمی
جلسه پنجم: گفتی با حس خوب به خواسته ت میرسی
73- این مدرسه باحال ما که دکوراسیون جذابی داره ، اسمش ES Dubai هست که میتونستین از سایت linguatrip که معرفی کرده بودم هم ببینید. یکی از مواردی که اینجا رو خیلی خودمونی میکنه اینه که همه همدیگه رو به اسم کوچک صدا میزنن و به هیچ عنوان کسی فامیلی همدیگه رو نمیدونه ، حتی معلم ها و مسئولین آموزشی با اسم کوچک صدا زده میشن که خیلی روابط رو بهتر میکنه. تویه کلاس ما یه خانم دندانپزشک برزیلی هست که نزدیک 45 سال رو داره و هم دانشجوی عربستانی که 20 سالش هست و همگی رو با اسم کوچک صدا میزنیم و اصلا و ابدا جنسیت و سن و شغل ، مطرح نیست و فقط وجود خود شخص مهمه. اگه میشد تویه همین سایت هم میشد که با اسم کوچک همدیگه رو صدا بزنیم خیلی خوب میشد پس لطفا دیگه به من نگین آقای نوفرستی یا جناب نوفرستی …. من فقط علیرضا هستم و خیلی هم خوشحالم که در جمع بهترین افراد دنیا هستم.
74- من به ایستگاه مورد نظر رسیدم و وقتی که اومدم بیرون نمیدونستم که راست برم یا چپ. اون نیرویی که همه ما خبر داریم گفت که از چپ برو و من هم از سمت چپ رفتم و وارد اولین مغازه شدم که از محصولات من میفروخت. تا گفتم قیمتش چنده ، گفت کجایی هستی؟ گفتم ایران و یک هو شروع کرد فارسی با من صحبت کردن. جل الخاقی بود برای خودش، اولین مغازه و اولین نفری که تویه اون محل برخورد کردم ایرانی بود و شیرازی، خلاصه تموم نقشه محل رو برای من تعریف کرد و گفت کجا برو و اسم بازار اصلی رو گفت و کلا هر چی که راجع به محل اطلاعات میخواستم رو گذاشت کف دست من. خدای من ، قبل از اومدن به این جا اصلا نمیدونستم که کدوم طرف باید برم، چیکار باید بکنم، هیچ ایده ای نداشتم ، غیر از اسم اینجا که خداوند یکی از دستانش رو در همون لحظه اول به یاری من رسوند و کلا شکر خدا کردم. ایشالا که در غربت از این دستها به کمک همتون بیاد که ببینید چه کیفی داره.
75- صبح همش این عبارتو تکرار میکردم ((خدای من میتونه برام همه کاری بکنه)) اینو از فایل مصاحبه جلسه پنج که گفتین تو ذهنم موند و تو دفترم نوشتمش،همش میگفتم خدای من رزاقه،همه ثروتها و نعمتها متعلق به اونه ،تنها قدرت اونه ،و هیچ عامل بیرونی تو موفقیت و ثروت مند شدن من نقشی نداره..
76- عصر کلاس موسیقی داشتم و سر ساعت رسیدم ،وقتی وارد شدم مربیم ازم خواست تمریناتی رو که گفته با ساز بزنم و منم زدم و بعد یه چنتا تمرین جدید داد و خودش برام ساز زد و خوند کلی حال داد جاتوون خاالی بعد یه ده دیقه از وقت کلاس زیاد اومد و نشستیم با هم گپ زدیم ،من از خودم گفتم که ازبچگی موسیقی رو دوست داشتمو الان شروعش کردم ،تو مکالممون یه جمله گفت که خیلی به حرفای استاد شبیه بود ،گفت ببین خیلی از ماها یه سری خواسته ها داریم و همش به تهش فک میکنیم و نگرانشیم و اون نگرانی باعث میشه که لذت مسیرو از دست بدیم پس از مسیرت لذت ببر .این حرفش خیلی به دلم نشست قبلا هم استاد تو همین دوره اینو گفته بودن که از مسیر زندگیتون لذت ببرید ..و اون حرف جنسش یه جوری بود که اونو پیامی از طرف خدا دونستم ،و چقدر خوشحالم از اینکه هر کسی این روزا سر راهم قرار میگیره یه جورایی همفرکانس با منه ،اینا نشونست که ثابت میکنه به من که آره..خوب دارم رو باورهام کار میکنم ..خلاصه انقد با هم حرف زدیم انگار که سالها بود همدیگه رو میشناختیم و بهم گفتش که اگه خوب کار کنی و تمرین داشته باشی میتونی همینجا مشغول به کار شی،البته بعد از 6،7 ماه که راه افتادی چون میگی عاشق موسیقی هستی،اون لحظه انقد حس خوبی گرفتم که واقعا غیرقابل وصفه و ازش تشکر کردم و تو دلم اینو گفتم که خدایا من میدونم این آدم فقط دستی از طرف توإ که منو به خواستم برسونه و من فقط رو تو حساب میکنم نه هیچ کس دیگه ..(استاد من انقد فایل فقط خدارو گوشش کردم که حس میکنم این حساب کردنم رو خدا نسبت به ثبل خیلی بهتر شده چون منم هیلی جاها رو آدما حساب کردمو ضربه خوردم ) و یه اتفاق قشنج دیگه ام که افتاد این بود که مربیم ازم خواست یه کسی که بتونه بصورت مبتدی زبان بهش یاد بده رو بهش معرفی کنم..همون لحظه تو دلم گفتم بذار بهش بگم من زبانم نسبتا خوبه ولی چاخان اومد سراغم گفت آخه تو مدرک زبان داری؟اگه بگی و قبول نکنه چی؟ فقط خودت ضایع میشی،،همینجوری که داشت نجوا میکرد خفش کردم و به مربیم گفتم من میتونم بهتون زبان یاد بدم البته نه در سطح پیشرفته ولی میتونم از پایه باهاتون کار کنم ..اونم کلی خوشحال شد و استقبال کرد و خلاصه مربی گیتارم شاگرد زبانم شد و قراره از فردا بیاد بهش زبان یاد بدم..خیلییی حس خوبیه که ببینی تغییر یاورهات داره نتیجه میده..خیلی حس بهتریه وقتی بتونی نجواهای شیطانی رو ساکت کنی و تا خواست شروع کنه نذاری و همون لحظه اول دهنشو ببندی ..خدا از بی نهایت دستانش به ما نعمت و ثروت ممیرسونه .یه روزایی زبانم در حد تافل بود ولی هیچ وقت جرات و جسارت اینو نداشتم که برای خودم تبلیغ کنم ،همیشه فک میکردم یه سریا هستن که از من بهترن ملت چرا بیان پولشونو بدن به من ..ولی الان انقد اعتماد بنفس دارم که مطمنم از پسش برمیام و یاد استاد افتادم که تو فایل اول قانون آفرینش میگه من هیچ کدوم از اون معیارهایی که شما مدنظرتون هست رو برای شروع کارم نداشتم ،ولی خودمو باور داشتم ،و امروز من با باور و ایمان قلبی که آره من میتونم و چرا از همین چیزی که بلدم پول در نیارم این پیشنهادو دادم و مربیم با خوشحالی تمام قبول کرد.الان تعداد شاگردام به 4 نفر رسیده دو نفرشون گیتارن دوناشون زیان ومن شکرگذار خدای خودم هستم،و مطمنم همه چیز به بهترین شکل پیش میره ..خودتونو باور کنین مطمنا همه ما یه چیزایی رو بلدیم که خیلیا حاضرن براش پول پرداخت کنن فقط فک میکنیم نمیشه ..در حالیمه اصلا اینجوری نیست وقتی خودت به خودت به کارت به خدات باور داشته باشی بقیه هم باورت میکنن..انقدر حس و حالم خوب بود که دلم نیومد ننویسم ..شاید نتایج کوچیکی یاشه ولی برای من کلی ارزش داره چون با تغییر باورام به این چیزا رسیدم چون میدونم وقتی تایید کنم نتایج به قول استاد پررنگتر میشه …
77- راجع به بحث توحید عملی هم نکته ای رو که خود سید حسین عزیز میگن رو مجدد برای یادآوری خودم و دوستان به اشتراک میزارم…
” حتی رویه خودتون هم حساب نکنین… رویه خدایه خودتون حساب کنین…”
این دیگه آخر توحید عملی هستش، چون واقعا مسائلی هست که عقل و منطق و اون چیزهایی که یاد گرفتیم و یاد داریم هم نمی تونه به کارمون بیادش، چون اگه به کارمون میومدش الان شرایط بهتری رو داشتیم، یبار دیگه هم میگم که رو خودمون هم حساب نکنیم، روی خدای خودمون حساب کنیم، رویه خدایی که عقل و این سیستم رو خلق کرده حساب کنیم، پیرو قلبمون باشیم تا بتونیم الهامات رو دریافت کنیم و هدایت بشیم…
78- یه جمله جالب گفتی استاد توی قسمت اول جلسه ششم. اینکه مدت زمان تاثیر این نجواها واست کوتاه شده. میخوام یه خبر خوب به امثال خودم بودم. منم مثل مامانم متخصص توجه به نجواها بودم. خیلی جالبه اگه به تاریخ عضویت من نگاه کنید چندان با سابقه نیستم اما شدیدا شدیدا زمانی که تحت تاثیر این نجواها هستم کوتاه شده. خیلی زیادن ها. اما قبلا از کاه کوه میساخت الان تپه میسازه. یعنی در واقع من که باید بگم 99 درصد وجودم ذهنم افکارم منفی بافی بود الان تایم موندن در حس خوبم خیلی بیشتر شده
79- توحید عملی راهکاری هست برای همه چیز.
وقتی که هر نعمتی که به تو داده میشه حالا میخواد یه رابطه ی عاشقانه باشه میخواد یک شغل مناسب باشه میخواد راهکاری برای حل مساله ات باشه همه و همه برکت هایی هستن و موهبت هایی از جانب خداوند بدونی اون وقت اگر روزی به هر دلیلی از زندگیت بروند نه تنها ناراحت نمیشی نه تنها افسرده و غمگین نمیشی بلکه خوشحال و مشتاااق منتظر ورود برکات جدیدی از خداوند به زندگیت میمونی.
این سبک زندگی کردن برای من یعنی توحید عملی.
80- سوره ی مریم بود و داستان زکریا :
زکریا به خاطر قومش که کافر بودن از خداوند درخواست میکنه که به او فرزندی بدهد که اهل تقوا باشه و جایگزین زکریا باشه و در حالی که زکریا پیر بوده و زنش نازا بوده و خداوند بهش میگه که من تو رو از عدم و نیستی خلق کردم پس بر هر کار توانا هستم و تو فکر نکن که پیر هستی و زنت نازا چون این من هستم که خلق میکنم نه تو !
و هنگامی که زکریا از خداوند نشانه ای میخواهد خدا به او میفرماید نشان به این نشان که تا سه روز با مردم تکلم نتوانی کرد و زکریا سه روز کامل قادر به سخن گفتن نبود.
در اون آیات خداوند به من گفت که پروردگار تو از رحمتش بر بنده ی خاص خود سخن میگوید یاد کن حکایت زکریا را که وقتی پنهانی و از ته دل با خلوص نیت از خدا درخواست کرد خداوند او را به چیزی وعده داد که تا به حال مثل و مانندش رو ندیده باشد .
81- واقعا مهاجرت خیلی خوبه به نظر من انسان اگر میخواد تکامل شو طی کنه رشد کنه باید دنیا رو تجربه کنه مهاجرت کنه البته با باورهای درست باید دنیا رو بگردی من از زمانی ک مهاجرت کردم تا العان خیلی رشد کردم دنیا رو با چشم های خودم دیدم وقتی خودم و با اون موقع ها مقایسه میکنم میگم اصلا من زندگی نمی کردم فقط زنده بودم و نفس می کشیدم ولی وقتی حرکت کردم و با تمام وجود ادامه دادم العان راضی هستم و لذت میبرم و شکر گزار خدا هستم ک توی اون همه سختی بازم کمکم کرد کم نیارم
حسم گفت بنویس منم نوشتم شاید کمک کنه حتی به یه نفر من با باورهای داغون مهاجرت کردم ولی العان شما ک از این دوره استفاده کردید با باورهای عالی مهاجرت میکنید باور کنید خیلی خوبه مهاجرت خیلی دنیا قشنگ اصلا خودتون و محدود نکنید به یه جای خاص العان ک قانون و میدونید خیلی راحت میتونید با رعایت قانون تکامل و باورهای درست وهدایت خداوند دنیا رو بگردید خیلی لذت بخشه
82- در دوره عزت نفس گفتین: (مدرک تو هویت تو نیست. من هیچوقت دنبال مدرک نبودم چون میدونستم که ارزش واقعی من خیلی بالاتر از مدرکیه که دارم و و وقتیکه همه دنبال جزوه برای امتحان بودن من مینشستم کتابای خودمو میخوندم کتابایی که باورهای منو قوی میکرد همه به من میخندیدن و در شرایطی که فقط یک واحد مونده بود تا مدرکمو بگیرم درس رو رها کردم چون به نظرم اون درسا در جهت رسالت من نبود)….
83- در دوره راهنمایی عملی دستیابی به رویاها باز یک نشونه دیگه برای من بود وقتی که در مورد پیدا کردن رسالت زندگی و قدرت تمرکز گفتین: 100 درصد وقتتو بذار روی کاری که بهش علاقه داری و در جهت رسالت تو هست نه 9/99 درصد. تمام تمرکزتو بذار همه حاشیه ها رو بذار کنار حاشیه ها زندگی رو نابود میکنه شجاع باش حتی اگر میبینی درسی هم که داری میخونی به دردت نمیخوره و درجهت اهدافت نیست رهاش کن…. همچنین در فایل پنجم هم گفتین که: وقتی میخواستم بیام تهران هرچی که داشتم توی بندر عباس هدیه دادم و فقط با یه ساک لباسام رفتم تهران. با ایمان به اینکه من با باورهای خودم میتونم اون زندگی رو که میخوام بسازم پس نیازی به پل های پشت سرم ندارم. تمام پلهای پشت سرم رو خراب کردم تا دیگه وسوسه نشم و برنگردم به مسیر قبل… تمام پل های پشت سرت رو خراب کن و در مسیر جدیدی که برای خودت تعیین کردی حرکت کن…..
84- صبر نکن!!! زمان درست هیچوقت نمیاد، از اونجایی که هستی شروع کن، و با هر ابزاری که در اختیار داری شروع کن، همچنان که مسیر رو ادامه میدی ابزارهای بهتر رو پیدا خواهی کرد.
“Do not wait; the time will never be ‘just right.’ Start where you stand, and work with whatever tools you may have at your command, and better tools will be found as you go along.”
George Herbert
85- مهم لذت بردن از مسیره، سعی کنیم که در هر لحظه از زندگیمون لذت ببریم، فکر نکنیم رسیدن به خواسته ها باعث لذت بردن ما از زندگی میشه!!!!
یه نکته خیلی مثبت که بچه ها دارن اینه که سریع یادشون میره غم و غصه هاشون رو، اونا واسه یه تجربه بد یه ماه نمیشینن گریه و زاری کنن، دو سه ساعت غصه میخورن و دیگه یادشون میره، و 99 درصد مواقع زندگیشون شاد و پرانرژی هستن و به همین خاطر به خیلی از خواسته هاشون میرسن، این تجربه و درک شخصی من بود
86- وقتی که باورات تغییر کنه کم کم پول و ثروتم وارد زندگیت میشه ،حالا باید از خودت بپرسی واقعا دوس داری رشتتو ادامه بدی؟ اگه یه روزی خیلی پولدار باشی حاضری تو این رشته کار کنی؟؟؟ اگه جوابت مثبته ادامش بده اگه نیست برو سراغ علاقت ..
87- نیازی نیست کل زندگی تو از مسیر سخت و طاقت فرسا بری که بعد در سالهای خیلی دور راحت زندگی کنی.
به خدا می شود جوری زندگی کرد که هم الان از مسیرت لذت ببری هم از لحاظ مالی آزاد باشی * هم بعداً داشته باشی … فقط باید توکل کرد باید باورها رو عوض کرد.
88- صاحب اون آپارتمان هم خیلی خوشش اومد بعد به من گفت میتونی واسم نقشه رو با سلیقه خودت طراحیش کنی؟ گفتم آره، اما پولش میگیرم درسته که تازه فارغ التحصیل شدم اما مجانی کار نمیکنم، اون بنده خدا هم بیشتر خوشش اومد از من گفت چشم مبلغشم هرچی شد میپردازم (تو اون زمان خیلی از آشناها میخواستن نقشه واسشون بکشم مجانی و منم که تجربه کرده بودم هروقت مجانی کاری انجام بدی طرف مقابل نه خودت رو جدی میگیره نه ارزش کارت رو درک میکنه قبول نمیکردم. حتی از عمو و دایی و …)
89- «برای رسیدن به احساس خوب پایدار بهترین و سریعترین و راحت ترین راه تغییر باورهاست، ایجاد باورهای قدرتمند کننده مناسبی که با اون باورها ما سعی میکنیم نجواهای ذهنی رو کنترل کنیم و زندگی بهتری داشته باشیم.»
90- بچه ها کار کردن روی خودمون و باورهامون یه مسیریه که باید تا ابد باشه مثل غذا خوردن مثل خوابیدن ما تا لحظه ی مرگمون هرروز چند وعده غذا میخوریم و هر شب میخوابیم چون جسممون احتیاج داره و روحمونم به کار کردن روی باورهامون نیاز داره، نیاز داره که همیشه توی احساس خوب باشه نیاز داره که غذاش تامین بشه. بچه ها هدف جدیدم رسیدن به درآمده و الانم هیچ ایده ای ندارم براش فقط میدونم که خدای رزاقی دارم که فوق العاده حکیمه و جاش توی قلب منه و هدایتگر منه و راهشو بهم میگه.
من خدایی دارم که اون منتظره من فقط با ایمان قدم بردارم خودش برام ایده میشه خودش برام مشتری میشه خودش برام ثروت میشه و اینا باورهای عالیه که با گفتنش احساسم عالی میشه و انگیزه میگیرم واسه قدم برداشتن، اینارو اینجا نوشتم که به خودم یادآوری کنم که باید حرکت کنم
91- من برای اینکه روی این باور کار کنم که حرف مردم برام مهم نباشه از لباس پوشیدنم شروع کردم، خانواده شوهر من خیلی اهل آرایش هستن و کلی سایه میزارن و مژه مصنوعی میزنن و عمل بینی و… میکنن و من اولین باری که تصمیم گرفتم به سبک خودم زندگی کنم یادمه یه مراسم دعوت بودیم توی باغ و کلی همه ارایش کرده بودن و من اونبار با وجود اینکه ذهنم مدام میگفت تو هم مثل اونا باش حالا میری توی مهمونی بی حال و زال و والی و کلی حرف دیگه من یه آرایش خیلی خیلی کم و ملیح همونی که همیشه دوست داشتم و کردم و یه لباس خیلی ساده و راحت پوشیدم و رفتم اولش همه بهم اینطوری نگاه میکردن بعد همه اومدن گفتن چته مریضی؟ انگار خیلی قیافت بی حاله نکنه حامله ای و بعدم براشون عادی شد و من الان خیلی وقته که اون لباسی رو میپوشم و اون آرایشی رو میکنم که خیلی خیلی باهاش راحتم و اتفاقا بعد یه مدت دیگه حیلی عادی شده و خودم خودمو خیلی تحسین میکنم که سبک شخصی خودمو توی لباس پوشیدن و رفتارم دارم رعایت میکنم اتفاقا از همه هم بیشتر احساس خوشتیپی میکنم چون خیلی راحت شدم. موفق باشی دوست خوبم.
92- هر چقدر به خدا نزدیکتر بشیم انسان بهتری هستیم و خداوند از فضل خودش بیشتر و بیشتر به ما میبخشه.
بزرگترین سپاسگزاری هر روز من این هست که خدایا شکرت که دنیای تو قوانین ثابت و مشخصی داره و من با خیاااااال راحت در تمام جنبه های زندگیم میتونم قدم بردارم.
وقتی با خدا باشی پادشاهی میکنی خودش هدایتت میکنه به شرایط بهتر و بهتر، تو فقط باید ایمان داشته باشی اون همه کار برات میکنه به اندازه ی ایمانت ، چقدر باورش داری؟ به همون اندازه برات کارگشا میشه.
93- خدا رو شکر میکنم در محل کارم بسیااار راحت هستم و تمام افراااااد چه غریبه و چه آشنا واقعا با عشق و محبت باهام برخورد میکنند، به خداوندی خدا قسم اینقدددر رفتار همه با من خوب هست و با عشق هست که من خودم اوایل متعجب میشدم انگار که همه و همه در تمام ابعاد زندگیم مامور رساندن عشق خدا به من هستند.
در محل کارم واقعا همه اش میگم خدایا شکرت از این همه محبت غریبه ها، اینقدر که ابراز علاقه میکنند به من و به قول استاد، من خدا رو در عشق غریبه ها به خودم میبینم
شاید باور کنید شاید هم نکنید که روزانه علاوه بر تماااام محبت هایی که بهم میشه، این جمله، تقریبا جزو جملاتی هست که هر رووووز از افراد مختلف غریبه تکرار میشه و من میشنوم که بهم میگن شما خیییلی مهربان هستی و اصلا دیدن شما به ما آرامش میده و حتی بارها و بارها از زیبایی من هم تعریف میکنند و من در تمام کلام اون ها فقط نور خدا رو میبینم و سپاسگذار خداوندم هستم.
یادمه استاد در دوره ی روابط میگفتن که من هرجا میرم دیگه نمیذارن برگردم و میگن آمدن تو آرامشی رو به ما داد که با رفتنت هم اون آرامش رفت و من اون زمان درکش برام سخت بود اما این موضوع واقعیت الان زندگی من در روابطم شده به لطف خدای مهربان.
بارها تجربه کردم که فردی به منزل ما اومده و گفته که دیدن شما به من آرامش داده و انرژی مثبت داده و خیلی ها میگن که جو منزل شما ما رو جذب میکنه و آرامش خوبی بهمون میده و من همیشه و همیشه خدا رو سپاسگزارم بابت تغبیراتی که در وجودم هر روز به لطف خودش بیشتر و بیشتر میشه…
94- خیلی خوب درک میکنم که وقتی سریع تر قدم ها رو بردارم سریعتر تکاملم رو طی میکنم.
95- اول راه بودن مهم نیست مهم اینه که تو این مسیر قرار گرفتین و کم کم با تغییر باورهاتون پول و ثروت هم میاد کم کم مدارهارو طی میکنید خود من هم هنوز اول راهم ولی میدونم که میشه فقط باید رو خودم کار کنم و نتیجشو ببینم
96- واقعا همینه. با تمام وجودم به این موضوع رسیدم که هررجا از کسی توقعی داشته باشی ، میخوره تو ذوقت . بد هم میخوره تو ذوقت ها. ولی وقتی رهاش میکنی باورت نمیشه که چی میشه. من چند وقته دارم سر این موضوع روی خودم کار میکنم و واقعا میگم که اسون نیست این کار . یه چیزایی مثل کادوی تولد رو خیلی واضح میشه روش کار کرد که به خودمون بگیم توقع نداشته باشیم ولی خیلی جاها چنان چاخان (شیطان یا نجوای ذهنی…) موزمارانه میاد و برات توقع ایجاد میکنه که اصلا فکرشو نمیکنی. دقیقا چند روز پیش برام یه مشکلی پیش اومد که وقتی بعدش نشستم با خودم قضیه رو بررسی کردم دیدم که موضوع از همین توقع داشتن داره اب میخوره. بدون اینکه همون موقع متوجه باشم. خلاصه که باید خیلی حواس جمع باشیم.
97- استاد مفصل اگر درست گفته باشم تو دوره شیوه حل مسائل باز کردن، ما هیچ قدرتی در تغییر دیگران نداریم، و نباید در اینکه بخوایم کسی رو تغییر بدیم وارد عمل بشیم، و تو فایل های مصاحبه هم اشاره کردن به این موضوع… فقط باید رویه خودمون کار کنیم و بقیه کار رو به خداوند و جهان هستی بسپاریم… و اون فرد یا تغییر میکند با ما همفرکانس و هم مدار میشود یا از مدار ما به راحتی و آسونی در آرامش خارج میشود . استاد چند روز پیش شعری رو توی کانال به اشتراگ گذاشتن…
“هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر * آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر * رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر”
که راجع به مقام تسلیم هستش و ما باید رویه خودمون کار کنیم که هم به خداوند ایمان داشته باشیم و اعتماد کنیم و مهمتر از اون تسلیم باشیم، که الخیر فی ما وقع…
98- العان هم باور دارم ک باید یه رسالت خیلی مهمی رو انجام بدم خدا خودش منو رشد داد با تمام اون سختی ها به من فهموند ک بیخود نیست ک این جا توی این سایت هستی باید یه کاری تو دنیا انجام بدی باید تو هم مثل استاد یکی از دستان من بشی و به این جهان خدمت کنی ولی همه چیز به موقع انجام میشه فقط صبور باش و روی باورهات کار کن تا به وقتش خدایا شکرت این تیکه آخر و خدا بهم گفت و خودش همین جور اومد وای چه حس قشنگی وقتی از درون یه چیزی بهت گفته میشه خدایا قربونت بشم هر لحظه باهامون در ارتباطی و منو و بچه های این مکان مقدس و رشد میدی باورم قویتر شد ک باید خیلی جدی تر روی باورهام کار کنم تا یه بنده خوبی مثل استاد بشم برای خدای وهاب م
99- سلام به همه دوستانی ک این دوره رو ندارند و کامنت های این دوره رو میخوندند باور کنید این دوره میلیون ها میلیون دلار می ارزه اگر یه زره تردید بابت خرید این دوره دارید لطفا تردید و بزارید کنار و این دوره رو تهیه کنید اگر هم تمام زندگی تون فقط پول این دوره هست اشکالی نداره بدید چون با این دوره عزیز دل خدا می شید و به هر چی ک بخواهید میرسید نمی دونید چقدر این دوره ارزشمند این تبلیغ نیست چون خود استاد تو این دوره قشنگ توضیح میده ک بدون تبلیغ به این جا رسید و خود خدا نود و نه درصد کارها شو انجام داده منم العان تبلیغ نمیکنم فقط احساس کردم ک باید این و بنویسم برای کسانی ک یه درصد تردید دارند ک این دوره رو تهیه کنند
100- باور فراوانی و ثروت جلسه 12 ثروت 1 در نظرات صفحه 195 دوره روانشناسی ثروت 1 حتما مطالعه کنید
سلام خدمت شما استاد عزیز و تمام اعضای خانواده صمیمی سایت.استاد می خواستم ببینم دیدگاه شما نسبت به حجاب چیه؟من تو خانواده و کلا فامیلی زندگی می کنم که بسیاری از نزدیکانم چادری هستن،مادرم،خواهرم،مادر بزرگام و…
به همین علت در مورد مسئله حجاب،دیدگاهتونو بیان کنید.اگر رد می کنید،بگید چرا(لطفا)و اگر قبولش دارید،باز هم لطفا بگید چرا،و به چه صورتی قبولش دارید.مثلا تا حدی که مثلا اگه یه تار مو بیرون باشه خیلی بده و فلان،یا حالت دیگه ای؟
ممنون میشم نظرتون رو در این باره بگید.
با تشکر از شما استاد عباس منش گرانقدر.
در پناه الله یکتا شاد و خوشبخت باشید.خداحافظ
THANKS GOD for not letting you to start up new business
so we have some study material
thanks for your support
به نام یکتای ثروت آفرین
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
سپاسگزار خداوندی هستم که بهترین الهامات و آموزهها را از زبان استاد به گوش جان ما می رساند.
استاد یک درخواست ازتون دارم. همین طور که دارید فایل های پاسخ به سوالات رو می ذارید و قوانین الهی را به بهترین و کاربردی ترین شیوه آموزش می دهید. اگر امکانش هست یک مسابقه طراحی کنید.
دلم برای جو مسابقه و برنده شدن همگی مون تنگ شده.
مرسی که هستید و در عالی ترین مرتبه هستید.
در پناه خدا شاد، سلامت، سعادتمند و ثروتمند باشید.
درود فراوان خدمت استاد یکتاپرستم و همه فرشته های زمینی. استاد من یه چیزی رو میخوام بگم که خیلی ناراحتم میکنه هرچند که اینجا باید درمورد چیزای قشنگ حرف زد اما از شما یا از بقیه دوستای گلم راهنمایی کوچولو میخوام. من سال گذشته قانون جذب رو برای اطرافیانم که تعریف و بازش کردم، همشون میگفتن که من شیطانم و اینا درسهای شیطانیه و الان هم هنوز بعضی وقتها منو مسخره میکنن یا با وجود خوبیها و خدمتهایی که بهشون میکنم بازم جلوی اونا من آدم بدی هستم((البته برای چاپلوسی خوبی نمیکنم چون خونوادمه و با اونا زندگی میکنم )). لطف بفرمایید من چیکار باید بکنم چون نمیشه ازشون فاصله بگیرم یا باهاشون قهر باشمO:-)
نکته خوبی اشاره کردید در مورد دریافت الهامات .
وقتی احساس بدی نداریم معمولا در حالت آرامش هستیم و این نشان از هماهنگی و خوب بودن حسمان دارد .
واقعا تا بیمار نشویم قدر سلامتی را نمی دانیم .
این یکی از علت وجود تضادها است تا قدر احساس خوب و آرامش خود را بدانیم.
اما اگر می خواهیم بدانیم چقدر الهامات را خوب دریافت می کنیم باید ببینیم چقدر حرف ش را باور می کنیم و به حرفش عمل می کنیم .
اگر درست باور کنیم اتفاق می افتد ورخ دادن انها نشان از هماهنگی ما دارد.
استاد و دوستان گلم.داستان اینه که یه روزی یه دختری از جلوی یه مغازه طلا فروشی رد میشد که نگاهش افتاد به ویترین طلا فروشی که طلاها تو برق میزد.رفت جلو و نگاه میکرد و با خودش میگفت ای کاش اون انگشتره مال من بود.ای کاش اون گردنبنده مال من بود و همینجور نگاه میکرد و ای کاش ای کاش میکرد که یهو نگاش افتاد به داخل مغازه و دید که یه جوان خوشگل و خوش تیپ صاحب مغازه هست و رفت داخل مغازه و با خودش گفت کاش این جوان خوش تیپ مال من بود و شروع کرد به دلربایی کردن و اون جوان ازش خوشش اومد و بهش پیشنهاد ازدواج داد و با هم ازدواج کردن .حالا میدونید که چه اتفاقی برای دختره افتاد؟؟؟؟؟ دختره با این کارش صاحب کل طلا فروشی شد.حالا این مصداق احوال الان استاد ماست.به جای اینکه ای کاش ای کاش بکنه و حسرت بخوره که بعضی چیزا رو نداره ،،رفته دل خدا رو بدست اورده و خدا هم داره چپ و راست بهش حال میده.اصلا به قول استاد طبیعیه که ثروت و نعمت و سلامتی وارد زندگیش بشه.نمیشه که نشه.و استاد منم دارم به خودم میگم که که اول الله و بعد پادشاهی جهان،نمیشه که نشه.ببخشید که زیاد حرف زدم.دوستتون دارم ،در پناه الله یکتا??
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد خوبم و دوستان گلم هر روز با خودم میگم بیام نظر بزارم و اتفاقات خوبو بگم اینقدر اتفاقای خوب میوفته تو اون روز با خودم میگم خب فردا نظر میدم، فرداش یه عالمه باز اتفاقای خوب میوفته، خیلی از پاسخ راجب خانواده و دوستان دادین ممنونم من یکی از پاشنه های آشیلمو دقیقا پیدا کردم که ادم همیشه باید در چارچوب خانواده اش باشه چقدر اشتباه بوده و روش کار میکنم تا بهرپتر بشه اینو فهمیدم که خداوند هم می تونه خانواده باشه هم رفیق باشه هم پول باشه هم کار، خیلی عالی بود این نکته ممنونم استاد
عین یه ساختمان میمونه که من با باورام پیشو ریختم، بعضی جاها آجر کم میارم که یه فایل میاد بیرون شما یه چیزی میگی و اون آجره پیدا میشه ساختمان میره بالا. خدارو شکر کلاس زبانم شروع شد و دارم ادامه اش میدم خیلی احساس خوبی نسبت به یادگیری زبان دارم یادمه چندسال پیش آرزوم بود برم انگلستان، چون به اون سبک خونه های انگلیسی، آب و هوا و گلخانه هایی که توی انگلستان هست خیلی علاقه دارم، برعکس استاد آب و هوای خیلی گرم زیاد دوست ندارم، وقتی رفتم زبان اون مسئول اونجا ازم پرسید اول باید یه اسم برای خودت به انگلیسی انتخاب کنی و انتخاب کنی که میخوای جه لهجه ای یاد بگیری امریکایی و انکلیسی، خدای درون ثریا کع الان خیلی باهم رفیقیم گفت برتیش با اینکه من خیلی وقت بود اون ارزوی انگلستان رفتنو یادم رفته بود نمیدونم صدای درونم چه جوری بیدارش کرد خدارو شکر با تکامل دارم پیش میرم و آینده روشنی میبینم برای خودم خیلی. ( من ادرس موسسه رو بلد نبودم توی خیابون از یکی پرسیدم اونم بلد نبود ولی اون اقاهه یه عالمه خیابونو گشت تا پیداش کنه و بعد اومد منو صدا کرد و بهم نشون دادم چقدر مردم عالین خداروشکر)
دومین قدم من توی شرکت کار میکنم درامد عالی دارم همیشه دلم میخواست دورکاری هم کنم یعنی خواسته من با توجه به محیط کارم این بود که بشینم تو خونه زیر کولر فایل استاد تو گوشم و کار کنم که بهم یه حسی گفت خدای درون ثریا( بعد از اون که شروع کردم روی باورهای توحیدی کار کردن که خودم میتونم پول دربیارم) برم چندتا آگهی دورکاری بزنمم، خیلی باهام تماس گرفتن و برای یه جا قبول کردم دورکاری کنم همون موقع نصف پولو برام زدن اصلا نمیدونین اعتماد به نفسم 100 برابر شده خیلی از باورای مخربمم شکست والان بیشتر میتونم بگم میشود خیلی خوشحالم چون این باورو خیلی تو خودم ساختم که خیلی رااحت میشه پول درآورد و تو خونه، مطئنم به یاری خداوند اونقدر درآمدم زیاد میشه که محصولات رو یکی یکی بخرم. از خداوند سپاسگزارم از استادم که دستی از خداست و توی باورام کمکم کرد ممنونم
با ثریا باشین تا اتفاقای خوب بیشتر در پناه خداوند باشین ثروتمند و شاد و سالم