مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 30
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














استاد جونم کاش زودتر بتونید اون فایل مربوط به قرآن رو درست کنید تا همه ی ما از این بلا تکلیفی هایی که توی ذهنمون داریم در بیاییم قطعا”قرآن میتونه برای تمام امور ما راهگشای بی نظیری باشه
سلام استاد جونم، شیرین بود شییییییییرین، سپاسگذارم ???????????????????????????????????????????تقدیم با عشق برای بهترین استاد دنیا
سلام حضور استاد با عشق و دوستان گرامی.من سوالاتم رو در قسمتی که مربوط به سوالات بود فرستادم .ولی از اونجایی که جواب سوال هام برام مهم بود میخوام یکبار دیگه ارسال کنم.انشاءا… اگر قرار باشه اینجا به جوابشون برسم این اتفاق خواهد افتاد.ممنون از وقتی که میگذارید و به سوالات پاسخ میدید.
من سه تا سوال در مورد قانون تکامل دارم.سه تا سوال در مورد توحید و یک سوال مهم در مورد برانگیختگی در روابط.ممنون از وقتی که برای مطالعه می گذارید و سپاس بابت پاسخگوئیتون .سوالات در مورد قانون تکامل:
1_در قسمت اول محصول راهنمای عملی دستیابی به رویاها کمی در مورد آرام آرام رسیدن به خواسته و طی کردن تکامل و لذت بردن از مسیر رسیدن به اهداف صحبت کردید ولی در جلسه سوم همون محصول در مورد تمرکز و صد در صد انرژی رو گذاشتن برای رسیدن به اهداف صحبت کردید و مثالهایی از خودتون زدید.شما در مورد تمرکزی که توی دو هفته یا یک ماه برای تند خوانی یا قرآن یا یادگیری اینترنت گذاشتید ،آیا توی اون مدت هم از لحظه های زندگیتون لذت بردید ؟تمرکز گذاشتن به شکل شما درست تره یا آرام آرام یاد گرفتن و تکامل رو طی کردن؟این سبک یادگیری شما چه تفاوتی با کسی داره که یکباره میخواد ورزش رو شروع کنه و همون روزهای اول روزی هشت ساعت تمرین میکنه و بعد نمیتونه ادامه بده؟آیا اگر ما با تمرکز شدید یک چیز رو یاد بگیریم و به یک سطحی برسونیم بعد از رها کردنش اونچه که یاد گرفتیم فراموش نمیشه؟مثلا شما الان هنوز همون مهارت تند خوانی رو دارید و مهارتتون کم نشده؟لطفا کمی در مورد تمرکز گذاشتن و طی کردن تکامل و لذت بردن در طول مسیر صحبت کنید و مرز اینها رو مشخص کنید.
2_شما در فایل های قدیمیتون روش کار انجمن معتادان گمنام(NA) رو کاملا تائید کردید.ولی چرا این انجمن برای ترک اعتیاد روش ترک یکباره و قطعی رو پیشنهاد میده و اصلا روش های ترک اعتیاد تدریجی رو قبول نداره؟البته گویا در کارش هم بسیار موفق بوده.این روش ترک منافاتی با قانون تکامل نداره؟
3 _در مورد خرید وسایل مورد نیاز زندگی مثل گوشی و تبلت و دوربین هم باید تکامل طی بشه؟مثلا کسی که گوشی تاچ نداشته نباید در اولین خریدش گوشی بل کیفیت تاچ رو بخره ؟و اگر بخره احتمالا نمیتونه ازش استفاده کنه و یا ممکنه بشکنه یا دزدیده بشه یا چیزهایی از این قبیل؟یا تکامل در مورد وسایلیه که استفاده از اونها نیاز به مهارت داره؟مثل موتور سیکلت یا ماشین یا کلا وسایلیه که در صورت نداشتن مهارت استفاده خطرناک میشن؟یا کسی که ساعت یا کفش یا لباس گرون قیمت نداشته نباید ساعت یا کفش چند میلیونی بخره ؟باز هم ممنون بابت جوابتون
سوالات در مورد توحید:
1_کسی که درخواستش رو از یک امام یا امامزاده می کنه و در واقع شرک به خدا قائل میشه ،گاهی میبینیم که واقعا نتیجه میگیره.البته میدونیم این نتیجه به خاطر باورخودشه که حتی منجر به شفا گرفتن میشه .و یا در کشوری مثل هند بعضیا به چیزهای عجیب و غریب باور و اعتقاد دارند و اونها هم به خاطر باور قلبی و شدیدشون به اون شیء نتیجه هم میگیرن.حالا سوال اینجاست پس چه تفاوتی هست بین کسی که فقط به خدا اعتقاد و باور داره و منشا قدرت رو خداوند میدونه و ربوبیتش رو باور کرده و کسی که باور قلبی به چیزی غیر از خدا داره؟در حالیکه هر دو نتیجه میگیرن و نتیجه شون هم به خاطر قدرت باورشونه؟
2_خداوند در آیه 155 سوره بقره( ولنبلونکم بشیء من …) می فرماید ما حتما شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کم شدن اموال و از دست دادن عزیزان آزمایش می کنیم.و بشارت بده به صابرین.
در مورد صبر در برابر گرسنگی و کم شدن اموال و از دست دادن عزیزان صحبت شده ولی در مورد صبر در برابر ترس کمتر صحبت شده.صبر در برابر ترس به چه معنیه؟با ترس باید روبرو شیم یا صبر کنیم؟اصلا صبر در برابر ترس رو درک نمی کنم.
و اینکه آیا ممکنه ما دائما در احساس خوب باشیم و این اتفاقات به ظاهر بد برامون بیفته ؟با توجه به این قانون که احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب.
و در آخر شما فرمودید ما یکبار یا دوبار در طول زندگی آزمایش میشیم و اگر اتفاقات بد براتون تکرار میشه خودتون اون رو رقم می زنید .حالا ما از کجا بدونیم دیگه آزمایش شدیم و تموم شده و دیگه منتظر اتفاقات بد و آزمایش الهی نباشیم و این باور رو با قدرت در خودمون ایجاد کنیم که خدا دوست داره ما هر روز راحت تر از روز قبل باشیم و دوست داره ما به ثروت و عشق و سلامتی و روابط خوب برسیم و بیشتر از ما دوست داره که ذره ای سختی نکشیم و هر روز راحت تر و خوشحال تر از دیروز باشیم؟
3_در محصول عشق و مودت در روابط به درستی در مورد گذرا بودن روابط صحبت کردید.آیا روابط ما با همسر و پدر و مادر و خواهر وبرادر فقط مختص همین دنیاست و بعد از مرگ این روابط در دنیای دیگه وجود نداره ؟
و اینکه بهترین باور در مورد کسی که عزیزی از اعضای خانوادش رو در جوانی از دست داده برای اینکه کمتر اذیت بشه چیه؟آیا درسته با این باور خودش رو آروم کنه که مثلا فرزندش رو در اون دنیا و پس از مرگ خودش ملاقات می کنه؟یا این باور به خاطر وابستگی اش به فرزندشه و نتونسته وابستگیش رو قطع کنه؟
و سوال بسیار مهم در مورد برانگیختگی در روابط:
در یکی از فایل های رایگان اخیر و محصول عشق و مودت در روابط فرمودید ما با افکارمون می تونیم اون رفتاری رو که دوست داریم طرف مقابل باهامون داشته باشه رو برانگیخته کنیم و دیگه اصلا کاری با طرف مقابل نداریم.لطفا این موضوع رو بیشتر باز کنید.
منظورتون اینه که اون رفتاری رو که میخواهیم تجسم کنیم؟یا اینکه اگه حالمون خوب باشه دیگران همون رفتاری که ما دوست داریم رو باهامون می کنن؟استاد اگر ممکنه میخوام دو سه تا مثال بزنید تا کاملا روشن بشه.مثلا در مورد خودتون چطور اون رفتاری رو که از مراقب امتحان توقع داشتید رو برانگیخته کردید.؟یعنی واقعا اگر هر کس دیگه هم اون لحظه احساس خوبی داشت مراقب امتحان کاری باهاش نداشت؟چون این موضوع به نظرم خیلی مهمه اگر ممکنه کاملا با چتد تا مثال واقعی که ممکنه تو زندگی روزمره هر کسی باشه ،شرح بدین.آیا واقعا با هماهنگ شدن ذهن با روح هر رفتاری رو میتونیم برانگیخته کنیم؟هر رفتاری که دلخواه ماست؟
سوال دیگر من در مورد نحوه تغییر باورهاست:
در محصول راهنمای عملی به آرزوها فرمودید که باورهایی که ایرادهای اساسی در اونها داریم باید تا ابد روی اونها کار کنیم و فکر نکنیم که برای همیشه درست شدند.ولی در فایل های دیگه ای هم گفتید که اگر ما آگاهانه و با تلاش زیاد روی باورهامون کار کنیم ،کم کم این یادگیری از سطح خود آگاه به سطح ناخود آگاه میره و بعد بطور ناخود آگاه ما اون فرکانس خوب که ناشی از تغییر باور در ناخودآگاهه رو ارسال می کنیم .مثل هول دادن ماشین تو سر بالائیه که اولش خیلی سخته ولی وقتی به بالای تپه برسه تخت میشه و خودش حرکت میکنه و وقتی به سرپائینی برسه دیگه خودش میره.
برای تغییر باورها چطور میتونیم از ناخودآگاه استفاده کنیم .مگه با تکرار بی نهایت یک فکر خوب به طور آگاهانه نمیتونیم اون فکر رو وارد ناخودآگاه کنیم و از این به بعد خود به خود اون فکر خوب و اون فرکانس خوب تکرار بشه؟
که اینقدر هم تغییر باورها سخت نباشه؟
و سوال آخرم در مورد عبارت الخیر فی ما وقع هست :
این عبارت در قرآن نیومده ولی خیلی جاها ازش استفاده میشه.میخواستم بدونم هر اتفاقی که افتاد ،بهترین اتفاقه؟برای هر کسی؟حتی اگر در مدار منفی باشه ؟یا اون اتفاق رو خودش به واسطه فرکانس منفی خودش رقم زده باشه؟کلا میخواستم یک مقدار در مورد این عبارت توضیح بفرمائید.
استاد با اینکه تک تک سوالاتم برام مهمه ولی اگر خواستید به دلیل کمبود وقت به بعضی از اونها جواب بدید لطفا در مورد گذرا بودن روابط صحبت کنید و اینکه آیا واقعا دوابط ما با دوستان و مردم و عزیزانمون بعد از این دنیا برای همیشه تموم میشه؟
و همینطور سوال برانگیختگی در روابط هم ممنون میشم پاسخ بدید
سپاس فراوان و آرزوی شادی و سلامت و سعادت برای تمام دوستان.
با سلام
وقتی استاد در مورد سپاسگزاری صحبت میکردند میگفتند مثلا برای ایده هایی که به ذهنتون میرسه از خداوند سپاسگزاری کنید، حالا من به خاطر ایده ی مصاحبه با استاد عباسمنش که به ذهن ایشون رسیده سپاسگزار خداوند هستم، چقدر عالیه، چقدر به دل میــشیــنـــه، ضمنا به خاطر عقل کل هم از خداوند سپاسگزارم.
در پناه خداوند یکتا
شاد باشید.
با سلام و درود به استاد گرانقدر و دوستان همراه
خیلی خوشحالم و سپاسگزار خداوند که شما و آموزه هاتون رو در مسیر من قرار داد و بسیار شاد و مسرورم از این بابت و از خدا میخواهم که شرایط استفاده هرچه بیشتر من رو از مطالب آموزنده شما فراهم کنه و در توصیف کار شما استاد عزیز این شعر حافظ علیه الرحمه به ذهنم افتاد که :
من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست صد گدای همچو خود را بعد ازین قارون کنم
دست مریزاد استاد ممنونم بسیار عالی و تاثیرگذار هستین . برای دوستان عزیز و همه کسانی که نیاز به تغییر و در خودشون میبینن روشنایی و برکت و معجزات روز افزون طلب میکنم
سلام زینب جان
مرسی بابت بیت شعری که از حافظ نوشتی. واقعاً به جا و زیبا.
مرسی واقعا.
مطمئناً باگوش دادن و عمل کردن به آموزه های استاد شما و من? و همه دوستان موفق می شویم.
در پناه خدا شاد، سلامت، سعادتمند و ثروتمند باشید.
سلام مرضیه بانو
من تازه قسمت نظرات و پاسخ به اونها رو پیدا کردم ? ممنونم از تعریف تون من کلا عاشق حافظو شعرای پر مغزشم ? امیدوارم همه دوستان موفق و خوشبخت و سلامت باشن
سلام و وقت به خیر
چقدر سه شنبه ها رو دوست دارم و مشتاق شنیدن و دیدن و عمل کردن به گفته های استاد
فقط اینو نوشتم برای تشکر و این که چقدر نسبت به فایل های قدیمی تر گذشته ، صدای استاد با یقین تر و نگاه چشماشون با ایمان تر شده اصلا صدا و نگاهشون سرشار از ایمانه و یقین که کاملا انرژیش بهم میرسه امروز یک جمله ایشون توی ذهنم همش نجوا وار تکرار میشه “خواستن بی نیازی از خدا”
سلام استاد
چند روز دیگه بگذره من 1000 روزه که با شما همراهم البته من یکم دیر شاید ثبت نام کرده باشم
تقریبا 1000 روزه که با شما هستم همیشه از مطالب شما استفاده کردم ولی هیچ پیامی نذاشتم تا اینکه مطمئن باشم که نتیجه داره .فقط خواستم بگم تقریبا 1000 روز پیش من برای خرید یه آب معدنی 500 تومنی عذاب میکشیدم.یادمه که با خانمم بخاطر خرید بستنی 1000 تومنی یا 3000 تومنی بحث کردم چون پول نداشتم و چیزای بده دیگه که گفتنش ارزشی نداره.ولی منم نتیجه گرفتم .منم زندگیم خدارو شکر خیلی بهتر شد. درآمدم خیلی خیلی بالاتر رفته.زندگی 2 نفره من عالی تر شده .
میخوام بگم سپاسگزارم از خدای بزرگم که شمارو به من معرفی کرد .من بعد 1000 روز دارم این متنو مینویسم .حرفها و راهکارهای استاد رو سعی کردم عمل کنم خدارو شکر حرفهای استاد درسته خداروشکر راهکارهاش درسته.بعد از 1000 روز با استاد بودن میگم استاد کارش درسته
سلام استاد
عالیییییییییی
استاد جونم الهی قربونت برم با این همه لطف و مهربونی ک نسبت به ما داری عشق میکنم صدات و می شنوم کلی ذوق میکنم ماجراهای من و بابا م عالی تک تک حرفهاتون فوق العاده ست تمام آدم های کل دنیا ک تو این حوزه کار میکنند مثل همون انتی رابینز راندا برن ک من تا حالا دنبال هیچ کدوم نرفتم و نمیروم هر کس دیگه ای جمع بشن بازم نمیتونند یه جمله از حرف های شما رو بگند سپاسگزارم استاد تمام حرفهاتون از قلبت میاد و به قلب ها می شینه ????
وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ ﴿40﴾ و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده ای هست؟ (40) سوره 54: القمر – جزء 27