مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 116
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر قسمت 3
تمرین
1) با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمند کننده ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می دهد.
من برای این موضوع دارم روی اهرم رنج و لذت کار میکنم. و البته دلایل منطقی هم مینویسم.
مثلاً برای اهرم رنج یا در واقع فقر اومدم نوشتم که زندگی در ترس و نگرانی دائمی ولی زیرش اومدم منطقشو نوشتم که کاملا مفهومش درک بشه.
منطقشم اینه که فقر یک منبع استرس دائمی است شما همیشه نگران هزینههای غیر منتظره اجاره خانه و تامین نیازهای اولیه زندگی هستید این ترس و نگرانی آرامش روحی را از شما میگیرد. اگر این منطق رو ننویسیم ممکنه خوب درک نکنیم این موضوع رو که چرا فقر باعث ترس و نگرانی دائمی میشه ولی وقتی منطقشو مینویسی کاملاً این موضوع رو درک میکنی.
یا مثلاً نداشتن یک زندگی هدفمند. منطقش چیه وقتی تمام تمرکز شما بر روی تامین حداقل نیازهاست نمیتوانید بر روی اهداف بزرگتر و ارزشمند تمرکز کنید و بنابراین در یک زندگی بیهدف و سرگردان اسیر خواهید بود.
یا مثلاً محرومیت از تحصیلات با کیفیت: به دلیل فقر نمیتوانید در دورههای آموزشی مناسب سمینارها و دانشگاههای معتبر شرکت کنید این امر فرصتهای شغلی بهتر را از شما میگیرد
کلی موضوعات دیگه رو اینجوری نوشتم که کاملا ذهنم مفهومش رو درک کنه.
حالا برای ثروت:
مثلاً ارتقا عزت نفس و خودباوری. منطقش چیه موفقیت مالی عزت نفس و خودباوری شما را افزایش میدهد ایمان و توکل و جسارت و شهامت شما را افزایش میدهد.
یا مثلاً دسترسی به بهترین امکانات سلامتی.
منطقش چیه؟ ثروت به شما این امکان را میدهد تا بر روی سلامتی خود سرمایهگذاری کنید شما میتوانید از بهترین خدمات درمانی تغذیه عالی و ورزش در شرایط بسیار با کیفیت و استفاده از امکانات و تجهیزات مناسب و با کیفیت ورزشی از یک زندگی طولانی و با کیفیت بهرهمند شوید.
یا مثلاً دسترسی به تکنولوژی و امکانات روز.
منطقش چیه ؟ با ثروت میتوانید از جدیدترین تکنولوژیها و امکاناتی که زندگی را سادهتر و کارآمدتر میکند بهرهمند شوید
یا مثلاً فرصتهای رشد و یادگیری مداوم. منطقش چیه؟ با ثروت میتوانید در بهترین دورههای آموزشی و سمینارها شرکت کرده و دانش خود را به روز نگه دارید.
خوب با توجه به توضیحاتی که نوشته شد متوجه میشیم که ثروت یک ابزار برای کارآمدتر کردن زندگیم و بهبود زندگی رشد و با کیفیتتر کردن زندگی.
یک خودرو با سوخت کار میکنه اگه سوخت بهش نرسه خودرو کار نمیکنه متوقف میشه درسته؟
بدن ما با خون کار میکنه اگه خون تو بدنمون جریان نداشته باشه، اکسیژن توی بدن ما جریان نداشته باشه ما قطعا میمیریم.
پس ما یک جهان پویا داریم و برای حرکت این جهان ما با ابزاری به نام ثروت نیاز داریم. ا یعنی سوخت این جهان پول و ثروته. در واقع افراد ثروتمند با ثروتشون به توسعه جهان و پیشرفت جهان دارند کمک میکنند.
و از اونجایی که جهان مادی نمیتونه متوقف بشه پس ثروت ثروتمندان به رشد جهان گسترش جهان داره کمک میکنه.
2) از خلال توضیحات استاد عباس منش در این قسمت، چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟
به نظر من یکی از بهترین راهها برای ساختن باور فراوانی دیدن سفر به دور امریکا هستش. من هر روز صبح که از خواب بلند میشم سعی میکنم اولین چیزی رو که بهش نگاه کنم سریال سفر به دور آمریکا باشه. یکی از قسمتها رو نگاه میکنم لذت میبرم فراوانی رو میبینم زیباییها رو میبینم و ذهنم خوراک خیلی خوبی رو میگیره. دیدن اون همه زیبایی توی اون سریال قطعاً به رشد باور فراوانی برای من خیلی کمک میکنه. یعنی ذهن من همون ابتدای روز با دیدن این صحنههای زیبا تغذیه میشه. من فکر میکنم که سریال سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت بهترین منبع تولید باور فراوانی برای ما هستند. از اونجایی که فرکانسهای ما اول روز بعد از بیدار شدن از خواب شروع میشن به ارسال شدن چه چیزی بهتر از سفر به دوره آمریکا که من ذهنم رو چشمام رو با دیدن اون زیباییها عادت بدم.
من دوباره سفر به دوره آمریکا رو دارم از اول نگاه میکنم قبلاًم داشتم نگاه میکردم ولی تا قسمت 80 بیشتر پیش نرفتم ولی الان دوباره از اول دارم نگاه میکنم و امروز اون قسمت رو نگاه کردم که اون آهوئه اون پایین توی جنگل بود اون آهوی خیلی خیلی زیبا. وای خدا موزیکی که برای اون قسمت انتهای فایل انتخاب شده خیلی قشنگه من خیلی دوست دارم اون موزیک رو .
خب اینم از رد پای بعدی من،یادم باشه تعهد دادم.
خدایا شکرت
به نام خدای زیبایی ها
خدایا شکرت
سلام ..سلام ..
استاد میخوام راجع به یه جمله مهم از این فایل صحبت کنم تشخیص الهامات خداوند از نجوای شیطان ؛ قبلش یه سری موضوعات مهم دیگه رو بگم که اتفاقا خیلی مربوطه به بحث های قشنگ دوره هم جهت با جریان خداوند
من چند وقت پیش باید یه تصمیمی رو در زمینه کاری ام میگرفتم و طبق معمول نمیدونستم چه انتخابی درسته و از خداوند پرسیدم که بهم جواب بده یعنی ازش نشونه خواستم ؛ خدایا اولین گزینه ای که بهم گفته بشه یعنی جواب توست و من به فاصله یه ساعت دوبار از زبان دو نفر متفاوت یک جواب مشترک دریافت کردم و با خودم گفتم حتما انتخاب درست همینه اما نکته اینجا بود که حسم نسبت بهش نه بد بود ، نه خوب ، یه جورایی خنثی بودم.اما بازم گفتم خدایا من به اعتبار خودت اینو انجام میدم من که ایده ای ندارم و انجامش دادم و خداروشکر هرچی جلوتر رفتم راضی تر بودم ؛
تا اینکه دیروز یه اتفاق نادلخواه ، یه تضاد رو تجربه کردم ، چیزی که به شدت منو تحت تاثیر قرار داد ، فشار استرسی و ناراحتی زیادی بهم وارد شده بود و طوری که تمام راه های قبلی که برای تایم اوت گرفتن بلد بودم تا جلوی مومنتوم منفی رو بگیرم هم دیگه بهم جواب نداد …
در این بین یه سوال برام پیش اومد ؛ “نکنه من اشتباه فهمیدم ! نکنه اون انتخاب الهام نبود و از جانب شیطان بوده . * وای دیدی اشتباه کردم چرا حواسم نبود… اصلا این تضاد که الان داره نابودم میکنه نتیجه اون تصمیم اشتباه هست و هی داشت ادامه میداد . .. ادامه میداد …تو خودت اول نظر دیگه ای داشتی اما یهو با حرف دو نفر(الهامات در واقع) نظرت رو چرا عوض کردی ، باید همون با عقل خودت پیش می رفتی ! ”
بعد من تلاش میکردم آگاهانه جلوشو بگیرم ؛ نه سمیه تو از طریق هدایت پیش رفتی ، درست میشه تو قبلا تضادهای زیادی رو حل کردی و همه این چیزا رو پشت سر گذاشتی.
اونم جواب میداد : نه نه از کجا مطمئنی هدایت بوده ؟ اینبار خیلی فرق میکنه ، اینبار فقط خودت نیستی دیگران هم درگیر هستند ، این جا رفتی زیر سوال ، فلان اتفاق میفته ! بهمان موضوع بهم میریزه
خیلی بی قرار بودم و حتی نمیتونستم یه جا بشینم. ذهنم میخواست راجع بهش حرف بزنم ، فکر کنم ، بررسی اش کنم ، اما و اگرها رو زیر و رو کنم …
ذهنم دائم داشت سرزنش ام میکرد که نباید این مسئله پیش می اومد تقصیر خودته ، حواست نبود ، این اشتباه بزرگ از تو بعیده دیگه یه بچه هم این اشتباه رو نمیکنه . اگه اون تصمیم رو نمیگرفتی اصلا این مسائل برات پیش نمیرفت ،
یکی از سخت ترین کارها این بود که راجع بهش با کسی صحبت نکنم ، اینکه خودمو کنترل کنم و نَرم سراغ درد دل کردن با دیگران خیلی سخت بود اما … اما انجامش دادم و با هیشکی حرفی نزدم و نخواستم هیچ سوالی هم از کسی بپرسم و گفتم سمیه ببین شعار تو همیشه این بوده که بین تو و این مردم چیزی نیست ، همه چی بین تو و خداست .
رفتم سراغ خودش اما بازم حواسم رو جمع کردم که درددل نکنم ، پس نشستم برای خدا نوشتم :
خدای من خدایا من واقعا خسته ام من دیگه هیچی نمیدونم
خدایا من به هرخیری که ازت بهم برسه فقیرم خدایا مثل پیامبرت موسی…خدایا قلبم رو آروم کن
خداایا نمیدونم واقعا رفتار درست چیه که آرومم کنه
نمیدونم ! من اول فکر کردم به الهامات تو گوش دادم و اون تصمیم رو گرفتم. فکر کردم تو گفتی این مسیرم هست !
خدایا من نمیدونم الان اگه اون تشخیص هم اشتباه بوده ،
تو خودت مسیر رو برام روشن کنی ، راحت کنی.
خدایا میخوام ذهنم آروم باشه ، میخوام ذهنم در سکوت باشه. خدایا من فقط تو رو دارم خدایا دلم رو آروم کن.
خدایا این مسئله رو خودت مدیریت کن خدایا مشکلی پیش نیاد و همه چی به ساده گی پیش بره.
خدایا این اتفاق رو از حافظه دنیا پاک کن همه چی رو ،انگار هیچ اتفاقی نیفتاده باشه.
خدایا من خیلی همیشه همه چی رو قضاوت کردم خدایا بخاطر همین ،نگران قضاوت دیگران هم هستم خدایا توبه میکنم توبه میکنم از هر قضاوتی که کردم
خداایا من رو عفو کن و هدایتم کن
اینا رو نوشتم ، و یه تسبیح هم دستم گرفتم و برای اینکه صدای توی سرم رو خاموش کنم شروع کردم ذکر گفتن و هر کلمه رو تو سرم با صدای بلند تکرار میکردم که صدای این از صدای نجوا بلندتر باشه
داشت کم کم اون صدای نجواهای سرزنشگر کمرنگ و کمرنگ تر میشد …
و اینقدر ادامه دادم تا دیگه ساکت شد و بلاخره موفق شدم تایم اوت بگیرم از یه راه جدید .
گفتم حالا که ساکت شده برم سراغ سپاسگزاری ، دفتر سپاسگزاری ام رو که باز کردم بنویسم یه لحظه یه نگاهی به صفحات قبلش کردم ، یه صفحه توجه ام و جلب کرد مربوط به پونزده روز پیش :
خدای مهربانم سپاسگزارم که تو تنها تو رب و فرمانروای منی
خدایا منو ببخش که بنده فراموشکار تو هستم
تو ارباب منی و تو کارهای منو انجام میدی
خدایا میدونم که در زمان درست و مکان درست این تصمیم منو به سرانجام میرسونی من پیش خودم فکر کردم و گزینه ای رو انتخاب کردم اما این چیزیه که من با عقل خودم انتخاب کردم و فقط یه پیشنهاده ، این چیزیه که من با ذهن محدود خودم انتخاب کردم ؛ بازم تو بهم بگو گزینه درست چیه ؟ تو هدایتم کن ، ایمان دارم که تو هدایتم میکنی .من تسلیم تو هستم .
اینجا بود که فهمیدم هیچ اشتباهی رخ نداده ، من خیلی واضح به خدا اجازه داده بودم برام انتخاب کنه . اما ذهنم میخواست طور دیگه ای نشون بده ، چقدر خوب شد که اینا رو ثبت کرده بودم تا ذهنم رو قانع کنم .
و اینکه در نهایت من تونستم حالم رو خوب کنم درسته خیلی خیلی سخت بود و تقریبا یه روز طول کشید ، یه روز کامل تحت فشار بودم، اما نه تنها جلوی مومنتوم منفی رو گرفتم بلکه رفتم توی مومنتوم مثبت و نتیجه هم مشخصه امروز ، انگار اصلا نه خانی اومده و نه خانی رفته !
انگار هیچ وقت من آدم دیروزی نبودم !
واقعا همونطوری که درخواست کرده بودم اون تضاد اینقدر ساده حل شد که انگار هیچوقت نبوده و انگار از حافظه دنیا پاک شد .الان که تموم شده باورم نمیشه اینقدر راحت حل شد!
باورم نمیشه ذهنم چطور تونست اونقدر اتفاقات وحشتناک رو برام پیش بینی کنه و من داشتم باورش میکردم ؟
همش با خودم میگم یعنی این منم که ازش عبور کردم
منی که دیروز ته چاه بودم و امروز در اوج !؟
این همون ذهنه که دیروز دنیا رو برای من تموم شده میدونست و امروز میگه خب اتفاق بزرگی هم نبود ، کار خاصی هم نکردی ، کنترل هم نمیکردی خودش حل میشد !
این همون ذهنه که دیروز میگفت باعث بدبختی دیگران هم شدی ! من ؟ من خودم بنده فقیر خداوندم توانایی بدبختی یا خوشبختی دیگران رو ندارم .
این اتفاق تاثیر بزرگی روی من داشت ، بهتره بگم تاثیرات بزرگ ، چندتا درس حرفه ای مهم گرفتم که برای شغلم خیلی کمک کننده است و اگه این تضاد پیش نمی اومد منم یاد نمیگرفتم.
جسارت ، اعتماد به نفس ، صراحت گفتار و از همه مهم تر ایمان منو به قانون بیشتر کرد .
و بعدش درس های اخلاقی :اولا ،وقتی با اولین تضاد برخورد میکنم و یه اتفاقی میفته که نادلخواهم هست نباید همه چیز رو ببرم زیر سوال ، و به همه چی شک کنم ، نباید به الهامات شک کنم ، نباید بخوام که فرار کنم و خودمو سرزنش کنم که چرا به تضاد برخوردم ؟باید راه حلش رو پیدا کنم ، اگه بخوام هیچوقت به هیچ تضادی برخورد نکنم نباید هیچ تصمیمی هم در زندگیم بگیرم ،زاویه دیدم رو درست کنم، یکم صبور باشم و به برنامه ریزی خدا اعتماد کنم وقتی توی مسیر درست باشم همه چی خیره .
دوما ،ذهن من همیشه میخواد هر اتفاقی رو بدترین اتفاق جلوه بده، هزاران بار که تضادی پیش اومده و برای هر هزار بار گفته این دیگه با بقیه فرق داره ، این دیگه نابودت میکنه ، این تو بمیری دیگه از اون تو بمیری ها نیست ! اینجا دیگه فقط مسئله خودت نیستی ! اینجا پای فلان و بهمان هم درگیره ! این فرق داره !
خجالتم نمیکشه از این ترفند تکراری . منم خجالت نمیکشم از این گول خوردن از ترفند تکراری !!!!
سوما ؛ مهم ترین درس اینه که وقتی بتونی ذهنت رو کنترل کنی و وارد مومنتوم منفی نشی، نتیجه به نفع تو میشه مهم نیست چقدر ظاهراتفاق بد باشه کنترل نتیجه با توست. واکنش تو به اتفاق و زاویه دید تو به اتفاق نتیجه رو تغییر میده .
اینقدر دیروز برام وحشتناک بود که امروز بعد ختم بخیر شدن قضیه واقعا فکر کردم که من اینقدررررر خوشحالم که دیگه چیزی از خدا نمیخوام ، فکر کن چقدر ما ثروتمندیم که در آرامش هستیم اما چون همیشه هست برامون طبیعی شده و نمیفهمیم این ثروت بزرگیه ولی وقتی یه خللی درش ایجاد میشه سریع میفهمیم ، دردش رو حس میکنیم و ناسپاسی میکنیم
اما موقع آرامش سپاسگزار نبودیم .
قشنگی ماجرا اینه که من دقیقا امروز بیام برسم به گام سوم پروژه که شما جواب این سوال رو بدین که چطور تفاوت بین الهامات و نجواها رو تشخیص بدیم و من بارها این جواب شما رو شنیده باشم اما امروز تازه درکش کردم چون بصورت عملی تجربه اش کردم.
سپاسگزارم استاد عزیز و مریم جان بخاطر این پروژه
رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَیۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحۡمَهًۚ إِنَّکَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ. آمین
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایا شکرت برای تمام داشته هایم خدایا شکرت برای سلامتی خودم و همسرم و فرزندانم خدایا شکرت برای آگاهی و درک امروزم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
من یه چند ماهی میشه خیلی خوب دارم روی خودم کار میکنم و خداییش در بیشتر زمینه ها عالی شدم و از احساسم فهمیدم از روان شدن چرخ زندگیم فهمیدم از اینکه کارهام قشنگ انجام میشن و دستانه خداوند رو حس میکنم
اما اما درآمدم هنوز به اون چیزی که خودم میخوام نرسیده
دیروز نشستم فکر کردم حتی دخترم هم با من صحبت کرد گفت کار میکنی روی خودت تغییرات انجام شده اما مامان کو نتیجه مالیت
و منو تو فکر برد و یکم دروغ نگم احساسم بد شد
و با خودم فکر کردم خب راست میگه کو نتیجه مالی بعد از فکر کردن زیاد فهمیدم من هنوز اونه ته ذهن لامصبم باور کمبود خونه داره و هنوز اونه خونه رو خراب نکردم و هرز گاهی بهش یه سری میزنم
و از امروز تصمیم گرفتم بهتر و بهتر قدم بردارم
و از خداوند میخوام کمکم کنه و ایده و راهکار به من بده
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا ثروتمند شدن حق الهی من ست
ممنونم از همه عزیزان
ابن ردپا رو گذاشتم برای خودم که بعد از چند وقته دیگه بیام و بخونم و بدونم که رشد کردم .در پناه خداوند مهربانم باشین
سلام خانوم مشتاقی
من هم مثل شما بودم همش فک میکردم باور کمبود دارم نتایج مالی نمیاد به قول استاد جهاد اکبر به راه انداختم
می ترسیدم از حرکت باور کمبودی نداشتم الان خدارو شکر خوب شده
با کار کردن روی خودم یه سری ایده ها اومد عمل کردم به ایدها نتیجه داد.
به نظرم عمل به ایدها قسمت اصلی کاره ایده های الهام شده از طرف خداوند .
موفق باشید
خدای من خدای من خدای من شکرت
امروز با دیدن اینفایل به چیزایی از خودم فهمیدم
وبرامروشن شد که هم خوشحالم هم شگفت زده
همناراحتولی دارم ناراحتیمو کنترل میکنم
چون پاشنه هایی از خودم پیدا کردم که میتونه منو پامپم کنه به شرط استمرار و تعهد در کارکردن روشون….
پاشنه اول:
امروز همینجوری که داشتم فایل وتماشا میکردم
با خودمبلنذ بلند خرف میزدم
حرفای استادو یکی یکی داشتم تو زندگیم مرور میکردم که آنی برخورد کردم به یه چیز خیلی عجیب
یه نگاه جالب از خودمپیدا کردم که در واقع فکر میکردم بقیه این نکاه ونسبت به مندارن
اما توهم زده بودم
خودمداشتماینبرداشت و نسبت به خودم بزرگمیکردم
که من اصلا دختر موفقی نیستم
چون توخونم و بیرون کارنمیکنم واگر میخوامموفق باشم بایذ حتما بیرون از خونه کارکنم ودیده بشه موفقیتم
خالا برای کی و چیدیده بشه؟!!!
برای اینکه بقیه ببینند که ماهی داره کارمیکنه و پول در میاره در صورتی کهاکثرکارای کن انلاین هست
یه باور محدود کننده درونم پیدا شد
که من خودمو زمانی به دختر موفق میبینم که حتما تلاش فیزیکی کنه واون تلاش فیزیکی همبایذ حتما بیرون از خونه باشع
در صورتی کع من همین الانش دارم تلاش میکنم وکارمیکنم
کتاب میخونم
فایل میبینم
فایل ضبط میکنم
تولید محتوامیکنم
مراجعه میگیرم
مشاوره میدم
روی باورام کارمیکنم
قران میخونم
باشگاه میرم
ورزش میکنم
این همه کار اینا کار نیس؟؟؟؟
نتیجع کرفتم من هیچ کدوم از اینارو کار نمیدونم وتوی فکر من کار کردن حتما کار بیرون از خونه محسوب میشه
و برای همین خودمو یه دختر ناموفق میبینم
خدای من خدای من
شکرت کهداری کمکم میکنی خودمو پیدا کنم
پاشنه دوم:
این پاشنه دمار از روزگار من دراورده
اونم رقابته
من یهادم عجیب رقابتی هستم
وطبق سرگذشتی که دارم وسابقم نشون میده
من هر رشته ای که رفتم به دنبال برنده شدن بودم
هرکاری انجامدادم به دنبال نفر اول شدن بودم
هر تصمیمی که میخوام بگیرم به دنبال اینم که ایده اول باشه
هر کاری که میخوام بکنم
باید اینقذ منوسریع به خواسته هامبرسونه که از بقیع جلوتر باشم
خب چرا؟؟؟؟
واقعا چرااااااا؟؟؟؟
میخوام از کیجلو بزنم
میخوامروی کیو کم کنم
میخوام به کی نشون بدم بهترم اولم نامبر وانم
اخه چراااااا؟؟؟؟
واقعا اذییت کننده است
رقابت منو یه جوری کرده که هنوز اول مسیرم نیستم میخوام اخر مسیر دیکران باشم
رقابت برای من شده یه باورمحدود کننده و از اون طرف به شدت عزت نفس منو میاره پایین
و ریشه این رقابت از نگاه مردم سرچشمه میگیره
نگاه مردمم از عزت نفس میاد
جقدر همه جی بهم مربوطه
برای همین عاشق این مسیرم چون داره منوتغییرمیده داره به من زندگی کردن ویاذ میده
من عاشق این مسیرم
منعاشق این کاری هستم که دارم میکنم
کار کردن رویخودم برای من لذتبخش ترین کار دنیاس
سیر نمیشمازش
امروز به لطف این فایل نشستم نوشتم واین پاشنه هاروپیدا کردم
و باید بشینم روش کار کنم هر روز
خدایا میخوام متعهد باشم کمکم کن
ودر اخراین مثالی که از میر داماد زدی استادجانم
چقدر توش پراز نکنه بود
جقدرتوش حرف داشت
میخوامخیلی بیشتر درک کنم این حرفارو
مبخوام خیلی بیشتر باور کنم
اینو از صمیم قلبم میخوام
خدایا شکرت برای امروز🩵
به نام خدا
آنچه من از این گام میفهمم این است که مقابله با سختیها و موانع و دشواریها و هزاران مشکل در مسیر هدف، فقط و فقط با کنترل ذهن ممکن است؛ یعنی ثابت نگاه داشتن کانون تمرکز ذهنم بر هدف. این کنترل هم حاصل نمیشود مگر با باقی ماندن در فضای احساس خوب. احساس خوب، یعنی اتفاقات خوب. احساس خوب، عینی اعراض از تمرکز بر سختیها و موانع. احساس خوب، یعنی به تصویر کشیدن ذهنی و تجسم نتیجه ناشی از تلاشها و موقعیت رسیدن به هدف. وقتی من ایمان داشته باشم که از این مسیر و با پیروی از این قوانین الهی به موفقیت خواهم رسید؛ در سختیها و احساس بد ناشی از موانع و ناکامیها غرق نمیشوم و به تیرهروزی و فلاکت فکر نمیکنم. من با استفاده از اهرم رنج و لذت، بر موقعیت حاصل از رسیدن به هدف فکر میکنم و احساس خوب آن را از همین لحظه فعلی تجربه میکنم. با احساس خوب میتوان زاویه ذهن را تغییر دهم و ذهنم را کنترل و در جهت درست برای عبور از موانع حرکت کنم. هر نجوا و گفتوگویی که احساس بد را تولید کند، از سمت شیطان است و باید از آن نجوا و از آن موقعیت دور شد و پرهیز کرد. هر چه احساس خوب بدهد و یا حداقل احساس بد تولید نکند، از سمت خدا است و باید به آن پیوست.
باید بدانم که باورهای نادرست قبلی من از بین نمیروند و نابود نمیشوند. من باید باورهای جدید درست را بسازم و آن قدر آنها را عمیق و قدرتمند کنم تا بر باورهای نادرست پیشین غلبه کنند. به همین علت است که کار روی باورها، توقف ندارد و همواره باید ادامه داشته باشد. ذهن من همانند یک باغچه است که باغبان میخواهد تا علفهای هرز را بزداید و به گیاهان مورد نظر رسیدگی و آنها را تقویت و هرس کند تا رشد کنند و قوی شوند و قوی بمانند. آن باغبان من هستم و این من هستم که مسئولیت دارم که همواره، همواره، همواره روی ذهنم کنترل داشته باشم.
ثروت واقعی، از حل مسائل مردم و خدمت به مردم حاصل میشود. به همین علت، هر قدر ثروتمندتر شوم، به خدا هم نزدیکتر خواهم شد؛ زیرا تبدیل به دستی از دستان خدا خواهم شد. تقوا، یعنی کنترل ذهن و کنترل ذهن فقط با احساس خوب ایجاد میشود و حاصل آن سلامتی و آرامش و ثروت است. به همین علت، پایان ندارد؛ زیرا همان طور که من قطع نظر از میزان و کمیت تندرستی و آرامش، خواهان سلامتی و آرامش هستم و هرگز نمیگویم که خداوندا همین قدر سلامتی و آرامش که به من دادی کافی است و بیش از این نمیخواهم؛ به همین ترتیب خواهان ثروت هم هستم و قطع نظر از میزان نیازم، همواره ثروت میخواهم. آرامش و سلامتی و ثروت، میوههای ایمان هستند. خداوند از تو میخواهم در زمره بندگان مومن و با تقوای تو باشم و در این مسیر بر تو توکل میکنم و از تو کمک میخواهم. الهی آمین
خداوند را سپاس بابت فایل روز. سوم و قدم نهادن در این سایت و گذاشتن رد پایی از خودم .خداوند را سپاس بابت نعمت های بی انتهایش.خداوند را سپاس بابت الرحم الراحمین بودنش.
خداروشکر میکنم بابت استاد عزیز و خانم شایسته.ارزوی سلامتی و برکت و عمر با عزت برای شما دارم.این فایلها اینقدر نکات ریز و مهم دارند که شاید بعد از بارها گوش دادن به آنها پی ببرین و نمود آن را در زندگی کاری و عاطفی خود پیدا کنید.
همین یک جمله استاد بابت باورها که باورهای غلط به هیچ عنوان از بین نمیروند و فقط،ما میتوانیم با کار کردن روی باورهای خوب آنها رو کمرنگ کنیم و فضای کمتری در زندگی خود بدهیم.
شاید هیچوقت دقیق و از این زاویه نگاه نکرده بودم به این موضوع و من همیشه با گوش دادن به فایلها به خودم میکفتم که خب این باور رو که میدونم چی هست و دارم اجرا میکنم در حالی که فقط علمش رو داشتم ولی عملی آنچنان نه و شاید در پس زمینه ذهن من در باورها و فایلهای استاد دنبال یک نکته یا یه صحبت خارقالعاده علمی که اصلا به گوشمون نخورده بودم که اینها و این قوانین ساده الهی رو جدی نمیگزفتم در حالی که زندگی خوب همین عمل کردن به قوانینی هست که استاد همیشه در فایلهای خود تکرار میکنند که مادر همه این قوانین به نظر من احساس خوب =اتفاقات خوب .که اگر بصورت بنیادی روی همین یکی کار کنیم در همه قوانین استاد میشویم.
اگر احساس خوب و دائمی داشته باشی باور فراوانی بصورت خودکار فعال میشود و باور کمبود از کار میفتد.
اگر احساس خوب داشته باشی دیگر حرص نمیخوری .حسادت نمیورزی و بجایش تحسین میکنی .
اگر احساس خوب داشته باشی دیگر تکیه گاهت و نجواهایت با خداوند میباشد و نه با بنده خدا. ..
اگر احساس خوب داشته باشی به آرامشی خواهی رسید که حاضر نیستی با هیچی در دنیا عوضش کنی..
به قول استاد نتیجه احساس خوب لاجرم اتفاقات خوب هست.
خداروشکر که توانستم این سد کامنت ننوشتن رو بشکنم ..
الهی
توفیق نوشتن در سایت و عمل کردن رو بر ما ارزانی بدار..
انشالا باشد که بعد از این دوره راجب مدار بالاتر صحبت کنیم
به نام پروردگار وهاب ورزاق
سلام براستاد ومریم خانم ودوستان گرامی
رابطه بین ثروت و تقوا رابطه ای مستقیم است
هرچه من ثروتمند تر شوم بهخدا نزدیک تر میشوم زیرا بخشندگی خدا را باور میکنم حتی کوچکترین چیزها مثل یک ظرف غدا وقتی به انسان داده میشود ذوق میزند وخدا راشکر میکند پس هر چه نعمت بیشتر شود بخشندگی و مهربانی خدا را بیشتر باور میکنم وخودم نیز بخشنده تر میشوم اگر به ثروت برسم میتوانم از آن بگذرم وببخشم
با ثروت آسودگی خاطر بیشتر ی دارم پس به خدا وتوحید فکر میکنم
باثروت شادی و آرامش را به خودم هدیه میدهم
با ثروت به خویشاوندان احسان ونیکی میکنم
با ثروت از فساد و تباهی دوری میجویم
با ثروت به گسترش جهان کمک میکنم ومیتوانم مولد ثروت باشم
با ثروت به دیگران و نزدیکان عشق میورزم
با ثروت خدا را میشناسم خودم را میشناسم
باورهایم را قویتر وسریع تر میسازم ثروت همه چیز است تنها راه رسیدن به خدا از ثروت میگذرد وگرنه شرک جای ان را میگیرد
باور فراوانی مهمترین رکن ثروت چگونه باورهای قوی در رابطه با آن بسازم
دوسوم کره زمین اب است هر وقت زیر دوش اب میروم با خود تجسم میکنم که نعمت وثروت است که بر سر من میریزد به همین سادگی و فراونی
اب بهترین و بزرگترین نعمت زندگی است وابن اب است که زندگی را در کره زمین ایجاد کرده تک تک موجودات از این اب بهرمند هستند ودر هر جایی حتی کویر هم میشود ان را پیدا کرد
من در خیابان ی زندگی میکنم که روز به روز به معازهای عمده فروشی ان اضافه میشود پس نشانه ثروت بیشتر ونعمت است و یک پروژه بزرگ تجاری به زودی در این مکان افتتاح میشود که همه نشانه ثروت و فراونی است
بابک ثروت خود را با ثروت از زندان آزاد کرد
و دولت را با ثروت خود هماهنگ کرد
خدایا شکرت شکرت شکرت برای این همه ثروت و فراونی و نعمت
بنام خالق یکتا
گام سوم
ـ وقتی تو مسیر درست هستی رو ذهن کار میکنی،ب مسیر یا چالش سختی برنمیخوری. چرخ زندگی روانه و همه چیز راحت پیش میره. اگ این باورِ احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد رو درخود قوی کنیم باعث میشه در شرایط بظاهر سخت ذهنمون رو راحت تر کنترل کنیم و دستمون رو تو اتیشِ احساس بد نبریم هیچ جوره.
ـ راه سریع و میانبری برای تغییر باور وجود نداره. باورها یه شبه بوجود نیومدن ک یه شبه ازبین برن. نمیشه ک باورهای غلط رو خراب کرد و ازبین برد بلکه باید باورمناسب جدیدش بجاش ساخته بشه. چون باورهای غلط و پاشنه اشیل ماهمیشه هستن تو ذهن اما با ساخت باورجدید فضای اشغالی بیشتری از ذهن رو ب باور مناسب میدیم و باور غلط کمرنگ میشه وکار نمیکنه. مثل پاشیدن رنگ سفید روی دیوار سیاه . اون رنگ سیاه هست اما باید بارهارنگ سفید زد تا پوشیده شه. برا همین ما باید مدام رو باورهامون کار کنیم و همیشه تکرار کنیم تا باورهای غلط برنگردن و پررنگ نشن. حالا برای ساخت باور جدید نیاز ب تکامل هست ، ساختن هر چیزی روند تکاملی داره.
ـ خدمت ب خلق و خلق ثروت یکی است. هرچه مسائل بیشتری حل کنیم پول بیشتری میسازیم.
هرچه ثروتمندتر شویم در دیدگاه خداوند، عزیزتریم.
ـ برای ساخت باور فراوانی ب دنبال مثال و مصداق هایی باشیم ک فراوانی رو تایید کنه. مثلا میگن اب کمه ببینیم ک دستگاهی ساخته شده ک حتی اب لجن رو ب اب اشامیدنی تبدیل میکنه چ برسه ب اب شور ک بیشتر کره زمین رو فرا گرفته پس نعمت اب ب وفور هست.
ـ تشخیص الهامات از نجوا ها، ب واسطه احساس هست. اگه گفتگوی ذهنی ب ما حس خوب میده ، از طرف خداست و اگر حس بد داد از طرف شیطان. اگ حس خنثی داریم یعنی حس خوبه .
ـ وقتی کتاب، سخن، دیدگاهی تاثیر گذاره ک یک عقبه و پیشینه ای داره و از ایمان و عمل بهش برخاسته شده.
ـ برامون مهم نباشه ک فلانی چه کار میکنه چقد درامد داره. همینک بدونیم موفقه برا باور امکان پذیریِ پس میشودکافیه. خودمون رو با بقیه مقایسه نکنیم. خودمون رو بادیروزمون مقایسه کنیم هرروز یه ذره بهتر شیم.
ـ دردنیای ثروتمندان، کسی ک 20 میلیون دلار ثروت داره باکسی ک 1 میلیارد دلار داره تفاوتی نمیکنه اگ نخای رقابت کنی. بحث بی نیازی هست ک مهمه. البته ک همیشه باید پول بسازیم و مولد باشیم چون هرچه ثروتمند تر شویم در پیشگاه خدا، عزیزتریم.
ثروت، تقوا میاره. ثروت باعث تقوا میشه. کسی ک ثروتمنده طمع نمیورزه،بخدا نزدیکتره سپاسگزارتره، حسد نمیورزه. ب کسی باج نمیده موحد تره.
ـ خداوند یعنی نعمت و ثروت. هرچه تو زندگی خدارو بیشتر داشته باشیم پس نعمت و ثروت بیشتر داریم.
ب نعمت های دیگران چشم نندازیم. روی باورهامون کار کنیم خدا بیش از نیازمون بهمون نعمت میده.
سپاسگزارم رب من
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
رابطه ثروت و تقوا
این یک رابطه مستقیم و دوسویه هست یعنی به میزان بالارفتن ثروت و نعمت، تقوا نیز بالاتر میره. به این خاطر که ثروت و پول یک انرژی هست ، که منبع این انرژی رب العالمین هست . و هرچه خودمان را به این انرژی نزدیک کنیم ، از مواهب آن بهره می بریم .
بنابراین:
نزدیک ترین فرد به الله، ثروتمند ترین آن هست ، چرا؟ چون شخص ثروتمند توحیدی عمل می کنه و توحیدی فکر می کنه ، حسد نمی ورزد، چون خودش غنی هست ، دزدی نمی کنه ، چون غنی هست ، به نسبت کمتر دروغ می گوید ، چون ترسی ندارد، بخشنده هست چون توانایی مالی داره و به فراوانی باور داره ، و در راه خداوند انفال می کنه ، آرام و ساکت هست ، چون از ثروت و نعمت پر هست، اهل شوعاف کردن نیست، چون ثروتمند شدن عزت نفس انسان را بالا می بره .
خداوند شخص ثروتمند را دوست داره و ازش حمایت می کنه چون باعث رشد و گسترش جهان هستی میشه .
انسان ثروتمند کمتر مشرک میشه ، چون وصل به الله هست و پول را معنوی و مقدس می دونه .
و بی نهایت موضوعاتی که نشان میده ثروت معنوی هست و با تقوا رابطه مستقیم داره
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
گام سوم
رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
سوره نساء
إِنْ تُبْدُوا خَیْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ عَفُوًّا قَدِیرًا ﴿149﴾
اگر کار خیری را آشکار کنید، یا آن راپنهان دارید، یا از بدیِ [دیگران] گذشت کنید، [کاری مورد پسند خدا انجام داده اید]؛ یقیناً خدا [با قدرت داشتن بر انتقام] همواره گذشت کننده و تواناست. (149)
خدایا شکرت برای امروزم که همواره سرشار از نعمت و برکت و فراوانی و رحمت و ثروت الهی بوده برام
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
قانون همواره احساس خوب اتفاقات خوب است
و احساس بد اتفاقات بد است
باور سازی یعنی ساختن زندگی دلخواه
هر چقدر بیشتر روی باور ها با تمرین و تکرار کار کنیم و زمان و انرژی و وقت بزاریم و بها باید پرداخت کنم تا باورهای من از محدودیت ها به باورهای قدرتمند توحیدی تغییر کند
کار یه شبه ای نیست نیاز به تکامل دارد.
نگاهم باید به احساس خوب اتفاقات خوب قوی تر شود
این اهرم را همیشه باید در ذهنم ایجاد کنم
که اگر دست به آتیش بزنم دستم میسوزه
احساسم بد باشه اتفاقات بد حتما رخ خواهد داد.
پس باید آگاهانه سعی کنم در کنترل ذهنم قوی تر شوم و با باورهای درست احساس خودمو خوب کنم و با تکرار اصل قانون با صبر و شکر گذاری با دیدن زیبایی ها
با تمرکز بر بهبود شخصیتم
میتوانم حال خودم خوب کنم
باورهای غلط همیشه هستند فقط باید فضای بیشتری به باورهای توحیدی بدم تا قدرت بگیره
و همیشه و همواره باید روی خودم کار کنم
مثله اکسیژن مثله غذا خوردن نیاز همیشگی منه
باورهای خوب هم همینه
خدایا شکرت که حرفهای استاد وحی منزل است برایم
بدون هیچ مقاومتی آنها را میپذیرم و هر روز درحال رشد و پیشرفت هستم
خدایا شکرت برای بهترین سرمایه زندگی ام که صداقت و درستی و راستی است .
بلطف خداوند ایده ای الهی دریافت کردم و
و قدم برداشتن و کیفیت عالی و راستی و درستی و صداقت دارم پیش میرم
و لذت میبرم از مسیر الهی ام که در حال طی کردن تکاملم هستم
خدایا شکرت که خداوند و ثروت یکی هستند
همه چی باید تکاملش طی بشه
به اندازه ای که مشکلات مردم را حل میکنیم ثروتمند میشویم .
هر چقدر ثروتمندتر باشم درنزد خداوند عزیز نرم
خدایا شکرت که این روزها باورهابم داره بهتر میشود و در مدار دریافت نعمت و ثروت هستم
و نشانه ها و الهامات الهی در این راستا هستند
خدایا شکرت که من تسلیمم هرآنچه دارم از آن توست
خدایا شکرت که همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری بوووووس خداجونم قربونت برم
خدایا شکرت که باور ثروتمند شدن که تر روز با عشق در حال کار کردن روی پاشنه اشیلم هستم
خدایا شکرت که تر کجا میروم آگاهانه تمرکزم را روی فراوانی هر چیزی که میبینم میزارم
خدایا شکرت برای افراد درست زندگی ام
خدایا شکرت برای جادههای شهرم که ماشینها چنان زیادن که در ترافیک می مانند بااینکه شهر ما شهر کوچکی هست
خدایا شکرت که صف نانوایی بسیار زیاد بود با کارتهای پر پول
خدایا شکرت برای بلوار های سرسبز که با آب فراوان همیشه سرسبز هستند
خدایا شکرت برای مغازه ها که هر روز بیشتر در از اجناس متفاوت هستند
خدایا شکرت برای کسب و کارهای بینهایت زیاد در همین شهر کوچک
خدایا شکرت برای ایده های الهی که بهم گفته میشود و بینهایت هستند تا مرا به ثروت برسانند
خدایا برای کارخانه ها و ماشین آلات و صنعت و معدن و کشاورزی و دامداری و باغداری و دامپروری بخدا هر کدامشان بینهایت وجود دارد همه اینها از فضل خداوند است
بماند دریاها و اقیانوس ها با تمام جانوران و ماهی ها و کشتی ها و قایق ها و گمرکهای پر از کانتینر مواد غذایی و نفتی و پتروشیمی و پالایشگاه و بی نهایت نعمت و ثروت فراوان در جهان وجود دارد
خدایا شکرت که هر چقدر در مسیر درست الهی ثابت قدم باشم خواسته های من برآورده میشود
هر وقت احساسم خوبه و بهم احساس صبر و شادی و آرامش میدهد از طرف خدا وند است
و هر موقع احساسم بد است وترس و نگرانی و استرس و غم دارم از طرفی شیطانه
و اگر احساس خنثی داشته باشم بازم از طرف خداست .
همیشه باید از توانایی هایم پول بسازم
اینو بارها استاد عزیزم گفته که هیچوقت خودتون رو بیکار نزارین
همیشه مشغول کار باشیم و توانایی هامون را قدرت بیشتری بدهیم
خدایا شکرت که همیشه از خداوند سوالات خوب میپرسم که امروز بهم بگو چکار کنم تا ثروت خلق کنم و خودش بهم میگه
و بر اساس شرایط و امکاناتم به الهامات بلطف خداوند عمل میکنم و هر چقدر عمل میکنم و پول میسازم شجاعتم بیشتر میشود ایمانم قوی تر میشود
اعتمادم بخداوند بیشتر میشود و توکلم بیشتر میشود.
خدایا شکرت که معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است
هر چقدر ثروتمندتر باشم با تقوا تر هستم
انسانی که ثروتمند میشود کنترل ذهن راحتری دارد
به خداوند نزدیک تر است و ثروت همان
و آرامش و سلامتی و پول است.
باید دیدگاهم را نسبت به پول زیباتر کنم
اینجا من ترمز دارم
خدایا خودت ایراداتم را بهم نشان بده
این فایل برای من بود بخدا
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم.
خدایا شکرت برای پولهایی که دارم از توانایی هایم میسازم و از اینکه کار خوب و با کیفیت و الهی است از انجام دادنش لذت میبرم و مسائل مردم را حل میکنم با این محصول الهی
خدایا شکرت که وقتی محصولم را دست مردم میدهم همینکه نگاهش میکنند کلی احساس رضایت را در چشمانشان میبینم و اول خودم را ارزشمند میدونم
و کارم را ارزشمند میدانم بلطف خداوند
برای کارم ارزش قائل هستم
خودم با عشق میبرم تحویل مشتری های خوبم میدم و میدونم این اول راه است من بلطف خداوند رشد و پیشرفت میکنم
من بلطف خداوند همواره هدایت شده هستم
خداوند وقتی تعهد مرا میبیند و در حال لذت بردن هستم و سمت خودم را خوب انجام میدهم
خدا کارش را خوب بلده
اون سمت خودش را قبل از من انجام داده
من باید احساس لیاقت را بیشتر کنم
من باید درونم را با باورهایم و کارهایم یکی کنم
ثروت را معنوی بدونم
ثروت را الهی بدونم
ثروت را زیباترین ببینم
خدایا شکرت برای لذت بردنم از زندگی الهی ام
خدایا شکرت که منم بینیازی را میخواهم
به ثروت برسم و ازش بگذرم
زندگی یک سفر الهی است یک زیارت این برای رسیدن بخدا
ثروت باعث تقوا میشود
وقتی ثروتمند باشی به توحید نزدیکتر میشوی
به کسی باج نمیدی .از کسی نمیترسی
حسد و شرک و مقایسه و نفرت و کینه دیگه نداری و آزاد و زیبا و رها زندگی میکنی و لذت میبری
خدایا شکرت که کلی باورهای خوب ثروت در وجودم بهتر و قوی تر شده
خدایا شکرت برای دادن این ورودی های مثبت به ذهنم
خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگی ام که با عشق میام تو سایت و از هر گوشه آید سایت الهی لذت میبرم
خدایا شکرت که من همواره بنده ی تسلیم تو هستم و هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم
خدایا شکرت برای تمام لحظات امروزم
که وقتی همسرم ازم مشورت خواست برای مالش
بهش گفتم بهترین راه بخشش است
و با عشق قبول کرد و همون لحظه که همسرم اون طرف مقابل را گفت با تمام وجودم بخشیدم و از مازاد مالم گذشتم
کلی مشتری عالی و نقد اومدن از مغازه 400میلیون خرید کردند و چقدر این کار ایمان منو به خداوند بیشتر کرد .
خدایا شکرت بخدا که همه چی خودتی
برکت الهی همواره در زندگی ام جاری است
امروز که رفتم برای پخش محصولاتم
با هدایت خداوند راهها و مسیرهای الهی را می کنم که یک خانم یه بسته نمک بهم داد
یه کبوتر تو مسیرم دیدم انگار حالش خوب نبود گذاشتمش کنار به راه آب خونه
و کلی باهاش حرفهای خوب زدم و براش آرزوی سلامتی کردم
چه لبخندهایی که از آدمهای غریبه دریافت کردم
خدایا شکرت همه تویی من هیچ
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم