مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 114


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2107 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام به دوستان عزیزم

    می‌خواهی به مسیر‌های سخت برنخوری؟ همین طوری با شور و شوق روی باور هات هر روز و هر روز کار کن.‌ نشانه درست بودن مسیر چیه؟ این که احساس آرامش می‌کنی، فاصله اتفاقات خوب و تحقق پیدا کردن خواسته‌هات کم‌تر میشه مثل این چند روز که ساعتت مدت‌ها بود خراب بود، دادی درست کنند، فرداش شلوارک که می‌خواستی خریدی و فروشگاه رفتی و پنیر لاکتیکی خوش مزه فلحه‌ای و خوراکی‌های دیگه خریدید، امروزم که تو پارک نشسته بودی خانمه حلوا و زرد آلو که هوس کرده بودی بهت تعارف کرد.

    مهم‌ترین و اساسی ترین باور برای کنترل ذهن

    احساس خوب = 100٪ اتفاقات خوب

    احساس بد=100٪ اتفاقات بد

    کمال گرایی گرامی باورها یک شب به وجود نیامده که یک شبِ از بین برود، اصلا ساخت یک چیز ، یک خانه باید براش وقت و انرژی بزاری، می‌توانی در یک لحظه خراب کنی اما ساختن خیر.

    هر کاری که می‌خواهی یادبگیری، رشد کنی و پیشرفت کنی یک بازه زمانی داره و تنها کاری که می‌توانی بکنی از آن بازه زمانی که درش هستی لذت ببری مگه مریضی که می‌خواهی کار سخت کنی بزرگوار.

    شما با ایجاد باور مناسب متضاد غلط باعث می‌شی آن باور مناسب دیده شود یعنی فضای بیشتری رو ذهنت بهش اختصاص بده

    یعنی بیشتر ببینیش، بیشتر بهش توجه کنی، افکار بیشتری ازش منشا می‌گیره، یعنی کار راحت تر می‌کنی، یک گزینه دیگه به ذهنت می‌دهی برای فکر کردن، یعنی دیدن وجه جدید و ورژن بهتری از محیط اطرافت یعنی آرامش و رضایت خاطر بیش‌تر و بیشتر هرچی بیشتر پرورش بدهی پس فضای بیشتری در ذهنت بهش دادی درنتیجه آرامش بیشتری داری ، متوکل تری. شاد‌تری خلاصه زندگی با کیفیت تری داری.

    با ایجاد باور مناسب متضاد غلط باعث می‌شی باورهات دیده بشه ، فضای بیشتری رو بگیره و فضا رو برای باورهای نامناسب تنگ و تنگ تر می‌کنه، نامناسب همیشه هست اما تو با وردی های مناسبی که می‌گی هی باور مناسب قوی‌تر و قوی‌تر می‌کنی.

    همین دادن توجه بیشتر به باورهای خوب، فضای بیشتر به باورهای خوب باعث می‌شی کارشان انجام بدهند.

    مخصوصا وقتی یک باور خوب می‌خواهی بسازی باید تمام جزئیات در آن دیده بشه. مثل خانه ساختن می‌ماند.

    چه جوری بهشون توجه می‌کنی و فضای بیشتری می دهی مثلا باور فراوانی؟

    1. بی‌نهایت مشتری که در مغازه ها هست و هیچ وقت تمام نمیشه جنس و دوباره و دوباره شارژ میشه و از طرفی جنس‌های جدید، محصولات جدید به بازار میاد.

    2. تایید و تحسین نماد‌های فراوانی، در تمام فصول سال هندوانه هست، همیشه ایران این همه جمعیت داره، هر هفته هم هر خانواده دوتا هندوانه خانه اش ببره دنیایی هندوانه میشه. این یعنی فراوانی.

    3. یک نوع پنیر که نداریم همین پنیر سفید انواع مختلفی دارد. هر لبنیاتی از فلحه‌ای تا بسته‌ای داره، کارخانه های مختلف که کامیون کامیون پنیر جابه جا می‌کنند و بین فروشگاه‌ها و مغازه‌ها پخش می‌کنند.

    4. هر چی جمعیت زیادتر میشه، مشتری‌ها بیشتر میشه، خرید بالاتر میره، تنوع و سلیقه‌ها بیشتر و بیشتر میشه، همه چی بیش‌تر از نیاز مردم هست.

    5. انواع مختلف نان فقط تو ایران داریم. از بربری، سنگک با نوع‌های مختلف، لواش، تافتون، نان خراسانی، نان های یزدی، باگت، فانتزی در سایزها و اشکال مختلف و….. هر روز دارند پخت می‌کنند.

    نشان از فراوانی گندم و آرد.

    6. لباس، پیر ، جوان، نوزاد، زن، مرد، دختر، پسر، حیوانات، برای آب و هوای مختلف، مناسبت‌های مختلف، در رنگ‌ها و سلایق مختلف هست.

    7. یک جسم از سلول‌های متعددی تشکیل شده، یک میوه از سلول‌های زیادی تشکیل شده، درخت از برگ‌ها و میوه‌های بسیار و….. یک اقیانوس و دریا و دریاچه از قطرات آب بسیار و…..پس اساس جهان فراوانی هست، اساس جهان ثروت هست، فردی که ثروتمند هست. اطرافش از نعمت‌های بسیاری تشکیل شده و فراگرفته دقیقا الگویی از طبیعت است یک آدم‌ثروتمند.

    یک آدم ثروتمند با جهان اطرافش با طبیعت کاملا هماهنگ هست چرا که مثل طبیعت مثل جهان از نعمت‌های بسیاری تشکیل شده و خود باعث افزایش نعمت‌های بیشتر و بیشتر در جهان می‌شود.

    8. هر کی هر مسئله ای رو بهتر و بیشتر حل کند ثروتمند‌تر می‌شود. کی می‌تواند مسائل حل کند؟ کسی که ایمان‌دارد هر مسئله‌ای راحل داره پس حرکت می‌کند، یک آدم‌ثروتمند که جهان رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل می‌کند.باعث رشد و پیشرفت و گسترش جهان می‌شود.

    9. تنها راه ساختن باور توجه و تامل در اطراف در جهان هست برای همین قرآن تاکید داره به تفکر کردن، استاد بارها می‌گه چیزی رو همین جوری نپذیرید، تحقیق کنید بررسی کنید و خودتان به نتیجه برسید.

    10. هر چه ثروتمند باشی پیش خدا عزیزتری: چرا ؟

    آدم ثروتمند، فردی هست که تامل می‌کند، تفکر کند، می‌بیند نعمت‌های اطرافش رو سپاس گزارتر از فردی که فقیر هست، آدم ثروتمند که باعث رشد جهان میشه، باعث میشه جهان جای بهتری برای زندگی باشه. آدم ثروتمند که نعمت‌ها رو می‌بینه و تایید و تحسین می‌کند، ویژگی‌افرادی که رب بهشان روزی به غیر الحساب می‌دهد، آدمی که امیدواره به زندگی ، آدم فقیر، کفور، ناسپاس به زندگی امیدوار نمی‌تواند باشه، و بر اساس قوانین بر اساس قرآن در عذاب سر می‌کند هم این دنیا هم اون دنیا چرا که روحش در عذاب هست.

    فردی که ثروتمند باور داره به قدرت و فراوانی رب روحش در آرامش هست.

    11. استاد قبل از آشنایی با قوانین به راحتی پول می‌ساخت، قبل ار این که ذهنیتش رو درست کند و جلوی نشتی‌هاش رو بگیره بعد از کار کردن روی باورهاش پول ساختن براش مثل آب خوردن شد، نشتی ها برطرف شد و ثروتمند شد. پس تو هم می‌توانی پول بسازی با همین باورهایی که داری چرا که رب وهاب هست. ببین با همین باورهای داغونت چقدر نعمت وارد زندگیت کرده و می‌کند به طرق مختلف پس این فکر بریز بیرون که آره من …… کمال گراییت رو بزار کنار.

    12. تقوا با ثروت میاد، نه حرص می‌زند، نه طمع داره، به خودش کمک می‌کند، به دیگران کمک می‌کند، در مسیر درست می‌رود، ذهن سالمی دارد، نه باج می‌دهد، نه نگران کسی ازش سو استفاده کند، نه شرک می‌ورزد.

    13. وقتی ثروتمند می‌شی به مال و ثروتت تکیه نمی‌کنی به خدایی که آن ثروت رو داده تکیه می‌کنی. ایمان و ثروت با هم یکی هستند. وقتی ایمان هست ثروتم هست. ایمان نباشه ثروتم نیست، وقتی تو به رزاقیت رب باور داری به دل ترس‌ها و مسائل می‌ری و ازش ثروت میسازی وقتی باور نداری که اصلا کاری نمی‌کنی و میزاری آن مسائل بزرگ و بزرگ تر می‌شوند تا تو رو از پا در میارند.

    14. ظرفت رو درست کند، باورهات عوض کن جوری دیگه به جهان نگاه کن آن وقت می‌بینی بی‌نهایت نعمت و ثروت و پول و مشتری و امکانات درجهان هست و تویی که داری ازش بهره می‌بری اگه الان نیست چون ظرفیت ایراد داره.

    خدایا متشکرم برای امروز برای گوش کردن به این فایل و نکته برداری و انجام این تمرین.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 2203 روز

    به نام خدا

    گام سوم .

    پروژه مهاجرت ب مدار بالاتر

    ارتباط مستقیم بین تقوا و ثروت پایدار :

    هرچقدر ثروتمندتر باشی در نزد خداوند دوست داشتنی تری و به خداوند نزدیکی

    تقوا یعنی نزدیکی به خدا و ارتباط مستقیم با ثروت داره

    تقوا اتفاق نمی افته مگر با ثروت اون موقع است که میشه بخشش کرد میشه از دروغ و هر راه اشتباهی دور شد و در نتیجه به منبع و خودش نزدیک تر شد

    ثروت واقعا از جنس خود خداست وقتی بهش دقیق تر که فکر میکنیم

    ما به خاطر اینکه باورهای اشتباهی از اطراف گرفتیم این قضیه تو‌ذهنمون سخت شده و تا الآنم زندگیش کردیم چون آخه چیز دیگه ای ندیدیم

    خیلی منطقیه که خدا ثروتمند شدنمونو دوست داشته باشه ینی اصلن ازین جدا نباید باشیم

    خود خدا منبع سلامتی و ثروت و خیر مطلقه

    این. ماییم گاهی که از اصل جدا میشیم فراموشمون میشه

    وجود ما با خدا یکیه و این اصل خود فراوانیه

    خداوند تمام خیرهاذرو برامون خواسته .هیچ کجای قرآن نگفته فلان پیامبر شغلش چی بود و از کجا پول درمی‌آورد اصلن انکار خیلی طبیعی بود دسترسی به همه نعمت ها خیلی راحت راحت

    و قرار نیست سخت باشه چیزی و یا تموم بشه .جهان و کیهان پر هست از فراوانی از منابع بی پایان و به اندازه درخواست ما جهان گسترش پیدا می‌کنه

    خداوند خیلی وهابه و به همون اندازه که به سلیمان داده به تک‌تک ماها میده

    من با ثروتمند شدن به خدا نزدیک تر میشم .ی

    آزاد آزادم و روح و جسمم در بند جایی که دوست ندارم نیست

    آزادم هرکجا باشم و انسان آزاده شرک نمیورزه و خدایی تر و موحد ترم

    من با ثروتمند بودنم خیلی خیلی بیشتر خدمت میکنم به جهانی که در اون زیست میکنم .

    من با ثروتمند بودنم از هر کار پستی دور میشم از حسد از دروغ از فقر و عصبانیت از باج دادن از توقع داشتن و طمع و ….

    من انسان شادی هستم و همه با دیدنم حس خوب مییگیرند و میتونم نسلم رو عوض کنم و باورهای قبلی رو دیگه به نسل بعد خودم منتقل نکنم و کاملا در لذت و شادی زندگی میکنم

    من بی نیازم چون وصلم به خدا

    چون خدا بی نیاز مطلقه

    خدا خودش بی نیازه

    این جریان ثروت همیشه به سمت من جاریه و من به راحتی ثروت می‌سازم و این امری کاملا طبیعیه و هر چیزی غیر این خلاف اصل هست.

    من با تقوا هستم و به خدا نزدیک ترم و نزد خدا محبوب ترک

    ثروتمندی من باعث میشه انسان با تقوایی باشم

    خدایا شکرت

    دنیا دنیای فراوانیه هر چیزی فکر کنی در دنیا بی نهایت وجود داره

    منابع دنیا بی نهایته

    از اکسیژنی که بی نهایت هرروز در اختیار همچون هست و متوجه بودنش هم نیستیم و ما رو زنده نگه‌میداره

    از منابع آبی بی نهایت در جهان

    از منابع انرژی طبیعی که این روزا خیلی راحت به صورت آزمایشگاهی هم کشف شده و هیچ وقت تمومی ندارن مواد نفتی که ساخته میشوند

    از هر چیزی که فکرشو بکنی

    چقدر راحت دارند انسان ها ثروت می‌سازند

    چقدر راحت فضانوردان میرن به فضا و چقدر هزینه می‌کنند

    مردم ستاره می‌خرند در این کهکشان چیزی که هیچوقت لمسش هم نخواهند کرد و چه هزینه هوایی بابتش میدهند

    چقدر شهرها در حال رشد و برج سازی و پیشرفت و مدرنیته شدن هستند

    مسیرها کوتاه شدند و خیلی راحت شده سفر کردن و دیدن دنیا

    چقدر نعمت و ثروت هست برای تک تک موجودات حتی مورچه ها

    چقدر راحت این روزا تو‌ایست انسان های ثروتمند جوون ترادو‌نوجوونا رو زیاد میبینیم

    با این همه تنوع در هر شغلی و سلیقه ای همیشه مشتری برای همه هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    الهام و وحيد گفته:
    مدت عضویت: 1852 روز

    به نام خدا غنی و بی نیازم

    سلام بر استاد ودوستان عزیز

    یکی از نکات فایل

    ساختن

    اهرم رنج ولذت برای احساس خوب =اتفاقات خوب

    و

    احساس بد =اتفاقات بد

    وباید این نگاه رو در خودمون بسازیم که

    نگاهت رو به مسائل عوض کنی از یه زاویه ایی باید مسائل رو دید که به احساس بهتری

    در مورد اون اتفاق برسی

    و ایمان داشته باشید که

    اگر این زاویه دید رو نداشته باشیم

    صد در صد اوضاع بدتر میشه

    این میشه اهرم رنج و لذت در این با

    ره یعنی اگه بدونی که دستت روببری توی اتیش

    می سوزی و شک نداری در موردش

    دیگه این کارو نمیکنی

    واگه بدونی در هر مسئله ایی که هستی

    اگر احساسات رو در موردش خوب نگه داری کنی

    به نفع تو میشه

    ما ادم ها باید بتونیم این موضوع رو باور کنیم

    با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمند کننده ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می دهد.

    باور قدرتمند کننده

    مثل اینکه

    ثروت من رو مثل خداوند میکنه

    قوی ترم میکنه

    به ذات الهی خودم بر میگردم

    من از خدا جدا نبودم

    ونیستم مگه خدا بی نیاز نیست

    من هم به اذن خدا ازش میخوام که من رو به بی نیازی برسونه

    که این بی نیازی شرک رو از بین میبره

    با ثروت ترس رو از بین میبره

    قائم‌ تر به ذات خویش هستم

    ثروت میتونه من رو

    انسان بهتری کنه

    ومن رو به ارامش بیشتری بکشونه

    اگه ثروتمند بشم. به احتمال کمتر دروغ بگم

    حسادت بورزم

    به احتمال زیاد کار افرینی میکنم و خیلی فرصت ها رو فراهم میکنم با ثروتم میرم سراغ تجربه هر چیزی که دلم بخواد

    حس و ذوقم بهم بر میگرده

    پر تر میشم و تجر به اش میکنم

    احساس میکنم که رسالت هر انسان در این دنیا این میتونه باسه که از وضعیت کنونیش ثروت بسازه و‌خودش رو باور کنه

    که شدنیه با هر شرایطی که داری میشه‌

    به قول استاد‌که میکن به شغل تون‌ربط نداره به این ربط داره که خدارو در هر کاری که میکنی باور کنی

    خودت رو باور کنی

    و‌ایمان بیترید به‌خودتون‌و تکامل رو طی کنیم فقط نگاه همون به خودمون باشه

    که از دیروزمون بهتر باشیم

    خدا اینها رو میببنه بهبود شخصیتت هست که ثروت. و میاره برات

    ثروتمند که بشی میتونی از پول و از ثروتت بگذری

    و ببخشیش

    و به معنی واقعی فراوانی پی میبری

    یه انسان فقیر از چیش میتونه بگذره

    با خریدهام با پروژه هایی که بر میدارم باعث میشم که به دیگران هم خیر و برکت بیشتری برسونم

    نکته جالب دبگه فایل اینکه اگر در مورد کاری احساس خاصی نداری

    اون کارو انجام بده احساس خاصی نداری به این معناست که احساس بدی نداری

    پس می تونی انجامش بدی

    اگه دستت زخم بشه کاملا میتونی بفهمیش

    اگه هیچ احساسی نداری یعنی دستت سالمه

    هر گفتگویی که بهت احساس خوبی میده از طرف پروردگار است

    اگر احساس بدی داره بهت میده از نجوای ذهنه

    از خلال توضیحات استاد عباس منش در این قسمت، چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟

    برای ساختن باور فراوانی باید فراوانی و موفقیت دیگران رو که دیددی تحسین کنی

    وبگی افرین بر شما که تونستی پس منم میتونم انجامش بدم و یه الگو رو ببینی

    برای موفقیت در کارت

    همین کافیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    رضا حمزه گفته:
    مدت عضویت: 696 روز

    ادامه ی کامنت اول نکته ی سوم

    هرچقدر ثروتمند شوی نزد خدا عزیز تر و محبوب تر

    می شوی در واقع خداوند می‌فرماید اونیکه با تقوا

    تراست به خداوند نزدیک تر است تقوا با ثروت میاد

    کسی که ثروت واقعی داشته باشه و در مسیر درست

    باشه ، نه حرص میزنه ، نه طمع داره ، نه کار خلاف

    می‌کنه نه کلاهبرداری می‌کنه ، نه حسادت می ورزه

    به کسی ، انسان خوبه به بقیه کمک می‌کنه ، بخشش

    می‌کنه ، به جهان کمک می‌کنه به خودش کمک میکنه

    ذهن سالمی داره ، نه شرک می ورزه وقتی شما در

    مسیر درست قرار میگیرد مال و ثروت نیست که

    می خوای بهش تکیه کنی اون خدای که به شما

    ثروت و مال داده تکیه بهش می‌کنی اون خدا

    همیشه تو ذهنت باشه اون خدا همیشه باثروت و

    نعمت و خوشبختی هست اینا با هم یکی اند،

    اگر ایمانت رو از دست بدی ثروت رو هم از

    دست میدی تا وقتی ایمانو اون باورهای درست

    به خداوند هست ثروت و نعمت هم هست

    نکته ی چهارم. خیلی باور کمبودی که به ما گفتند

    پول کمه ، موفقیت سخت به دست میاد، آدم خوب

    کمه ، موقعیت کاری کمه، آب کمه، باران کمه ، نون

    کمه ، غذا کمه همه چی کمه اینقد به ما تو زندگیمون

    و به نسل در نسل ما گفتند که حد و حساب نداره

    خیلی ما باورهامون در مورد این موضوع ایراد داره ،

    کاری که من میکنم اینه تایید و تحسین میکنم اون

    نمودهای فراوانی رو و مثال هایی که استاد در مورد نامه

    تکنولوژی که می‌تونه آب دریا رو شیرین کنه و در مورد

    فروش ماشین تسلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    رضا حمزه گفته:
    مدت عضویت: 696 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیز

    من این باور رو دارم که خیلی خیلی قوی که احساس خوب مساوی اتفاقات خوب این باور رو دارم وقتی شما نگاه تو به مسائل جوری تغییر میدی که احساست بهتره بشه صدرصد اتفاقات خوب برات میوفته و اگر نتونی این کارو بکنی صدرصد شرایط برات سخت میشه یعنی این اهرم رنج و لذت خوب ساختمش تو ذهنم به همین دلیل اصلا وقتی میدونم اگر احساسم رو خوب کنم اوضاع هر جوری که هست تهش برای من خوب میشه خوب دیگه این کارو میکنم یعنی کسی اینو نتونسته خوب درک کنه کسی که خیلیا که نمیتونند خودشون رو کنترل کنند یعنی من بدونم آتیش اینجا دست منو میسوزونه خوب دستمو هیچ جوره سمت آتیش نمی‌برم هیچ جوره مگه اینکه اینقد متمئا نباشم که آتیش دست منو بسوزونه بعد احتمال داره

    دستمو ببرم تو آتیش یعنی در مورد احساس خوب و بد احساس بد مثل اینکه من میدونم اگه نتونم احساسم رو خوب کنم با تغییر زاویه ی ذهنم حتما می‌سوزم اینو بهش مطمئنم به همین دلیل خیلی راحت ذهنم رو کنترل میکنم

    نکته ی دوم. باورها یکشبه به وجود نیومده که یکشبه از

    بین بره یک خونه رو بخوای خراب کنی میتونی راحت

    خرابش کنی اما بخوای بسازیش باور رو باید بسازیش

    اینجوری نیست که ما بگیم باورهای قبلی رو خراب میکنیم

    و باورهای جدید رو ایجاد میکنیم شما باور قبلی رو خراب

    نمیتونی بکنی اون باور همیشه هست شما با ایجاد باور

    مناسب متضاد با باور غلط در واقع باعث میشه باور

    مناسبه دیده شود یعنی فضای بیشتری رو ذهنت بهش

    اختصاص میده شما باورهاتون از بین نمیره که باورهای غلطتتون که مثل اینکه رنگ بکشی روی کاشی شما رنگ

    کاشی رو میتونی عوض کنی میتونی رنگ بکشی روش

    اون باورهای غلط همیشه تو ذهن ما هست به همین

    دلیل همیشه باید روی خودمون کار کنیم یعنی علف های

    هرز همیشه هستند به محض اینکه روشون کار نمیکنیم

    نمی چینشون مواظبت نمی کنیم اونا دوباره رشد میکنند

    اونا همیشه هستند وقتی روی باورهای خوبت کار می‌کنی

    و توجه می‌کنی به اونا فضای ذهنی بیشتری میدی به

    باورهای خوب همین فضای بیشتر و توجه بیشتر به باورهای خوب باعث میشه کارشو انجام بده خانه خراب

    کردنش شاید بشه توی یک ساعت با بمب خرابش کرد

    ولی ساختش نه باید بسازیش با جزئیات وقتی میخوای

    باور خوب بسازی تمام جزئیات باید توش دیده بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سمیه پیروز گفته:
    مدت عضویت: 2373 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خدای مهربونم

    که مدتهاست صدای هدایتش رو نمیشنیدم اما نمیدونم چطور شد که خدا این لیاقت رو نصیب من کرد که دوباره بشنوم که بیا از اول شاگرد کلاس استاد عباسمنش منشی بیا و از اولین فایل های مصاحبه با استاد شروع کن

    و شروع کردم و چقد لذت بردم

    و چقدر زیبا هدایت شدم و الحمدلله که باز سر سفره ی روزی استاد عزیزم نشستم

    و چقدر پر رزق و روزیه سفره ی شما استاد عزیز مهربونم

    چقدر شما رو دوست دارم و چقد نگاهتون مهربونه

    استاد از همون روز اول که به ندای قلبم گوش دادم حالم بهتر شد

    انگار جواب تک تک سوالاتم رو میگرفتم

    مثلا گاهی میشد من حالم خوب بود اما میگفتم چرا ندایی نمیشنوم استاد گفتن این ینی که در مسیر هستی و سکوت خوبه

    چند روز قبل خواهرم هدایت شد به کاری که تا شنیدم خیلی خوشحال شدم به مهاجرت به تهران یه شرکت خوب که ماموریت به کشورای عربی داشت گفتم برو هجرت خوبه

    استاد میگه هجرت کنید

    توی مصاحبه بش گفتند که ماه اول حقوق نداری و باید آزمایشی کار کنی و شرایط سخت و سنگینی براش گذاشتن خب خواهر من چون یک کار کوچیک از خودش داره ولی دوست داشت به درآمد بیشتر برسه میخواست موافقت کنه من فردا صبح که از خواب بیدار شدم مدام ندا بم میگفت زنگ بزن به مریم بگو نرو سر این کار و این کار رو فقط نشونه بدونه از طرف خدا ولی دل به نشونه نبنده

    فقط این موقعیت شغلی رو تحسین کنه و بفهمه که این یک تضاده و باید ازش به راحتی بگذره

    پیام دادم بش که بگذر ناراحت نشو که کارت درست نشد سپاسگزاری کن، تحسین کن، بفهم که تضاد دوست ماست و همین مدل کار رو با شرایط بهتر جذب کنی

    وای که وقتی می‌نوشتم حالم عالی میشد انگار خدا معلمم بود و می‌گفت و من می‌نوشتم

    انگار خدا بم میگفت سمیه توام رابطه تو رها کن رابطه هاتو نشونه بدون و بگذر

    من خدای توام من توانا هستم من برای تو خیر میخوام و بقول دوست نازنینم ژوبیک خدای من همون خدایی هستش که به مریم باکره فرزند داد

    نترس، لاتخف و لا تحزن

    جالبه براتون بگم وقتی استاد میگید که وقتی تو با خدا هم فرکانس میشی همه چیز به راحتی برات رقم میخوره و به راحتی فردی که برای خواستگاری باش حرف میزدم از زندگیم حذف شدن

    واقعا استاد ما به ندای قلبمون اعتماد نمی‌کنیم وگرنه حتی به تضاد هم بر نمیخوریم

    یه اتفاق جالب دیگه که برام بازم نشونه بود افتاد این بود که خواهرم که 44 سالشه باردار شدن به راحتی هر چه تمام تر اونم بچه سومشون

    و این برای من که پاشنه آشیلم بچه داری و سن بود نشونه ی بزرگی بود

    خدایا بی نهایت تو را شکر می‌گویم

    خدایا بمن نعمت بده که هرگز از سر سفره ی استادم بی روزی نمونم

    خدایا ممنونم

    14 خرداد 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    فائزه رستگار گفته:
    مدت عضویت: 1038 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و سلام خدمت همه دوستان من در این پروژه و در این سایت

    بازم خدا را شکر می‌کنم بازم خدا را شکر می‌کنم که تونستم روی ذهنم کار کنم و یک رد پا اینجا از خودم بزارم

    ص سوال چگونه خودمون رو در مسیر ناامیدی ترس کنترل کنیم و به مسیر اصلی برگردیم؟

    احساس خوب= اتفاقات خوب

    احساس بد= اتفاقات بد وقتی ن می‌دونم که احساس خوب = برام با اتفاقات خوب وقتی روی این باورم کار کنم وقتی این باورم رو دائماً قوی کنم دیگه کمتر به اتفاقات منفی فکر می‌کنم یا اصلاً بهشون فکر نمی‌کنم مثل این موضوع وقتی ببینم جایی آتیشو و اون آتیش دماش به دست من آسیب می‌رسونه اگه دستمو ببرم توی آتیش یا وقتی بدونم که جاذبه قانون زمینه و اگر از یک بلندی خودم بلندی پرت کنم پایین به سرعت می‌افتم این کارو نمی‌کنم جهان هم دارای قانونه وقتی بدونم قانون جهان اینه قوانین اینه اتفاقات خوب مساوی با احساس خوب یا برعکس باورهام کار می‌کنم اما مشکل اینجاست که خیلی‌ها این رو نمی‌دونند و خیلیی‌ها هنوز درکش نکردند

    سوال دیگه آیا یک شبه باورها تغییر می‌کند تغییر باور امکان‌پذیر است؟ جواب این موضوع اینه که نه یک شبه باورها تغییر نمی‌کنه باورها یک شبه به وجود نیومده که یک شبه از بین بره شاید یه تلنگر بهمون بخوره اما به صورت بنیادین تغییری نمی‌کنه مثل استاد که یک تلنگر خوردن بابت اینکه خداوند جونشون رو نجات داده اما یک شبه باورهای ایشون تغییری نکرده باورهای غلط هیچ وقت از بین نمیره همیشه در ذهن ما هست و ما باید دائماً روی اون کار کنیم ا اون باورها کمرنگ‌تر بشه مثل یک زمین کشاورزی یا یک باغ علف‌های هرز هر میشه در حال رشدند و ما باید اون‌ها را قطع کنیم تا به زمین یا باغمون آسیبی نرسه

    همه چیز باید تکامل اون طی بشه ک شبه به همه چیز به یک هدف نمی‌شه رسید

    سوال بعدی آیا هدف خود را خدمت به خلق در نظر بگیریم یا جنبه مادی اون رو

    میشه گفت هر دو یعنی این برای من ثابت شده که هر دو انسانی که ثروتمند باشه به خدا نزدیک‌تره خدا رو بیشتر باور داره خدا رو بیشتر قبول داره چرا که از خدا گله نمی‌کنه چرا که ناشکری نمی‌کنه چرا که مثل همون قضیه میرداماد سپاسگزار خداونده ض کسایی که ثروتمند باشند می‌تونن مشکلات مردم رو حل کنند می‌تونن برای اون‌ها کار درست کنند می‌تونن برای اون‌ها شغل بسازند مثل خیلی از افراد ثروتمند جهان می‌تونن با اخترااتی که کردن با کارآفرین‌هایی که کردن مشکلات مردم رو حل کنند این موضوع توی سریال زندگی در بهشت و سریال تمرکز بر روی نکات مثبت و سریال سفر به دور امریکا برای من ثابت شده وقتی یک آدم با یک وسیله پرکاربرد می‌تونه ثروت بسازه و کار دیگر را راه بندازه خدا هم بیشتر دوستش داره یا مثل تاسیس فروشگاه آیکیا یا خیلی از فروشگاه‌های جهان وقتی بتونیم همه جای دنیا از اون شعبه داشته باشیم چقدر مردم جهان چقدر مردم هر کشور ثروتمندند الان حساب کنید فروشگاه آیکیا نه تنها توی آمریکا بلکه توی سوئد بلکه توی ایران و توی شهر مشهد هست خب این‌ها همه نشونه گر اینکه وقتی ثروتمند بشی نه تنها مردم جامعه خودت بلکه به تمام جهان خدمت کردی بخاطر همینه هرچقدر ثروت مند تر پیش خودت محبوب تر

    توضیح درباره ایجاد فراوانی: تایید و تحسین نعمت‌های خداوند باور فراوانی ما رو قوی‌تر می‌کند

    چگونه متوجه بشیم که گفتگوهای ذهنی ما کدومش گفتگوهای شیطانیه و کدومش گفتگوی خداوند؟اگر ما با هر گفتگوی ذهنی برای ما پیش میاد احساس بد داشته باشیم یعنی این از طرف شیطان یعنی ناامیدی ترس شرک و ایمان نداشتن به خداوند

    و اگر احساسات خوب مثل شادی نشاط لبخند صبر ایمان داشته باشیم این یعنی الهام از طرف خداوند

    تقوا با ثروت و ثروت با تقوا می‌آید و هر چقدر ثروتمندتر پیش خدا محبوب‌تر روت واقعی تقوا واقعی می‌آورد باید همیشه پول بسازیم تا آخر عمر وقتی در مسیر درست باشیم به هیچکس در ساخت ثروت تکیه نمی‌کنه و فقط به خداوند تکیه می‌کنیم

    استاد ممنونم بابت این فایل ممنون ممنونم بابت این فایل این فایلتون خیلی باورهای خوبی در من ایجاد کرد امیدوارم که یک روز از نزدیک بتونم ببینمتون و در آغوشتون بگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    محمد طاها افضلی نیا گفته:
    مدت عضویت: 591 روز

    گام سوم مهاجرت به مدار بالاتر

    سلام به استاد و مریم شایسته و دوستان عزیز

    تمرینی که من خودم انجام دادم و واقعا برای من معجزه کرد در کارم این بود که رفتم و یک لیست بلند از افرادی تهیه کردم که در حوزه کاری خودم تونسته بودن موفقیت های بزرگی بدست بیارن و اونم بدون وابستگی به هیچ چیزی از صفر! و نشست ام و داستان تک تک شون رو خوندم و چقدر برای من موفقیت رو باور پذیر تر کرد چقدر رسیدن به رویا ها و اهداف ام رو شدنی کرد و باعث شد توی کارم کلی پیشرفت کنم و نتایج عالی بگیرم منتها چیزی که من توی این تمرینی که انجام دادم روش تمرکز بیشتری کردم ثروت نبود بلکه عشق و علاقه به کار و لذت بردن از اون و راحتی و سادگی کار بود که من روش تمرکز کردم و به همون میزان هم توش نتیجه گرفتم و کارم بشدت برای من لذت بخش و راحت شد, در واقع من فراوانی آسانی رو باور کردم چون خیلی برام مهم بود که کاری که دارم انجام می دم بهش علاقه داشته باشم و برام لذت بخش باشه و به سادگی برای من پیش بره ولی همون طور که گفتم چون از نظر مالی تمرکزی نکردم روش نتیجه مالی نگرفتم و از طرفی باور های کمبود راجب ثروت همچنان به من اجازه نمی دن که درست بتونم راجب ثروت فکر کنم اما این فایل به من کمک کرد که چند تا چیز مهم رو بفهمم اینکه من باید به خدای خودم تکیه کنم نه مال و ثروت, من باید به منبع خوبی ها و نعمت ها تکیه کنم نه خود نعمت و اینکه احساس خنثی همون احساس خوبه و باور های غلط از بین نمی رن بلکه با باور های متضاد اون ها پوشیده می شن و ضعیف می شن,خدایا شکرت بابت این آگاهی ها.

    شما رو به خدای بزرگ می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    3مین گام مهاجرت به مداربالا تر.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.

    خداراسپاسگذارم بابت سلامتی کل خانواده وفرشته ی الهی یمان دخترگلم.

    قبل از آشنایی با قانون جذب.

    حدواً34سال پیش: فوت برادرنوجوانم بود.

    30سال پیش فوت پدرمهربانم بود.

    10سال پیش فوت مادرمهربانم بود.

    ومابین خیلی ازخانواده، فامیلهادوستان و…….

    بوده که هیچکدام مثل پدرومادرم وبرادرم ناگوارنبوده.

    والان هم برام عادیه کاش اونجاآگاهی داشتم خیلی خودم رو اذیت نمیکردم.

    حدودا4الی5سال هست شوهرخواهرم که قبل از خودم هست.

    فوت کرده،چون باهم رفتیم بیرون شهرازماشین پیاده شدسریع جلوی پسربزرگم رفته بودبالای درخت منوخواهرم با2تادخترهاش رفتیم جلوترماشین روپارک کنیم که پسرم تماس گرفت!!!!¡

    تاگفت: مامان پشت سرم را نگاه کردم دیدم کناردرخت نشسته ودوتامردکنارش ایستادن ومن دیدم که اون آقایون دارند باگوشی صحبت می‌کنند وبادست اشاره میکردوآدرس به اورژانس میداد.

    به خواهرم گفتم نمیدونم شوهرت پاش سرخورده به زمین خورده!!!!!!

    دوباره نشستیم توماشین برگشتیم به عقب، من به محض تماس پسرم متوجه شدم شوهرخواهرم براساس تشنج ازبالای درخت سقوط کرد.

    وخواهرم گفت :حتمأ شوهرم ازدرخت افتاده !!!!!!!!چون تشنجی بودهمگی متوجه شدیم.

    تاآمبولانس رسیدمن فقط زیراندازروزیرسرش قراردادم ودستم زیرسرش بودسریع گفتم :ملحفه روش بکیشیدلرزش گرفته!!!!!

    باانتقال دادن به بیمارستان فرداصبح خبربهشتی شدنش به همه جااعلام شد.

    من خیلی عذاب وجدان داشتم، چون بابدگوییهای اطرافیان دیدگاه بنده ی خدا رو نصبت به من وبچه هام بدکرده بودن.

    چون کمی حرف گوش کن بودپسرداییم بودولی سمت خانواده اش که میرفت سریع باحرفهای به ظاهرخوب آنهااین خدابیامرزبه مابدبین میشد.

    خدارحمت کنه مادرش روحدوا40روزپیش بهشتی شد بانکته های پندآموزش دیدشوهرخواهرم به منوپسرهام بدمیشد.

    بازتاآخرهفته که باخانواده ش رفت و آمد نبودباماخیلی عالی بود.

    ودراین لحظه که این اتفاق سقوط کردن ازدرخت افتاد!!!!!!

    گفتم :خدایاچرامن بایدتوی این ماجرامیبودم!!!!؟؟؟؟؟

    چرامن امروزناهاربرای اولین بارکه شوهرخواهرم خانه بودمن رفتم خانه ی خواهرم!!!!؟؟؟

    چون طی این24سال خانه داری خواهرم اگه شوهرش خانه نبود!!!!!!!

    حتما100٪میرفتم خانه ی خواهرم!!!!

    یااگه میخواستم برم خونشون که شوهرش خانه بود.

    یابابچه هام یاباعزیزدلم یاهرکسی که خانه شان بودمیرفتم!!!!

    این اولین باربودتماس گرفتم دختربزرگش گوشی رو برداشت.

    پرسیدم: کیه خونتون!!!!!؟؟؟؟

    گفت: خودمون باپدرم.

    گفتم: پس خداحافظ!!!!!

    پدرش فهمیده بودمیخواستم ناهار برم خونشون !!!!!گفته: بودبه مامان لیلابگوناهاربیاد.

    استادبازدورباره حالم منقلب شدچون من یکم دیرترازوقت ناهاررسیدم وحتی گفته بود.

    منتظرلیلا میشینیم تابیادباهم چایی بخوریم.

    چایی وناهار خوردن همانا به زور خواهرم را گفت حاضرشوبریم بیرون.

    وبیرون رفتن هماناخدایابه خانواده ش صبر بده.

    وبه شکرانه الهی الان1سال و3ماهه که خواهرم بامن قطع رابطه کرده!!!!!!!!

    یک زمانی میگفت :همچین بیاکه شوهرم سرکاره که راحت باشی !!!!!!

    حالاهمچین برای یک معامله بین مون،

    خداقشنگ جدایی گذاشت که خودش رفت و پشت سرش رونگاه نکرد!!!¡

    الهی به تمام نعماتت شکرمیگویم.

    من میخواستم بگم که حالاسعی میکنم مثل قبلها غصه ی مرگ دیگران رو نخورم که این اتفاق رو کامنت کردم.

    خب حالا ازکارهای مثبتی که دیروزداشتم بنویسم.

    خدایاشکرت دیروز عزیزدلم وپسرسومی سرِ کاربودند.

    پسراولی ودومی کارشهرستان داشتند تابرگشتنِ، بچه ها ازشهرستان شدساعت2بعدازظهر.

    الهی شکرت بیدارشدم چایی نوشجان کردم،گردگیری داشتم.

    مابین صبحانه نوش جان کردم.

    الهی شکرت که درحال تمیزکردن منزل،ناهار حاضر می‌کردم.

    شروع کردم جاروکردن دیدم اصلا جاروکشش نداره!!!!!

    سریع رفتم توی حیاط کنارباغچه جاروبرقی روتمیزکنم!!!!

    وای چه خبربود!!!!؟؟؟؟

    دورِ، کیسه چنان پُرز، مو گرفته بودکه جارو، جای نفس کشیدن نداشت!!!!!!

    پرزهاوموهاروبادست گرفتم وباجاروسیخی آنقدر ضربه به کیسه ی جارو، زدم که مثل گل تمیزشد.

    جارو، روآماده کردم وزدم به برق وای خدایا.

    چنان مکش جارو زیاد شد که فرش رو ازجابلندمیکرد!!!!

    خدابه من گفت: توی این مسیری که هستی باش.

    صبرداشته باش کارکردن روی خودت راگرامی بدار.

    نتیجه صبروکاروقدمهای تکاملی میشه مکش جاروبرقی باسطل وکیسه خالی وتمیز.

    جذب نعمت‌های الهی، با دلی صاف و قلبی نورانی انجام می‌گیرد.

    الهی شکرت تازمانی که بچه ها برگشتندسفره ی ناهار

    رو آماده کردم وغذانوشجان کردیم.

    الهی شکرت که امروزمنو، توباهم رفتیم حمام وکلی لباس شستیم.

    باهم حرف زدیم وخیلی هم شکرگذاری کردم.

    وناهارقرمه سبزی مشتی باخدادرست کردیم وباخانواده نوشجان کردیم و استراحت میکنیم.

    ومدام هم باصدای خدادرابعاد استاد انرژی میگیرم وکارهای خانه راانجام می‌دهم.

    وکل کردیت انجام کارهارو به خدامیدهم.

    عاشقتونم.

    باخداباش پادشاهی کن.بی خداباش هرچه خواهی کن.من باتوام خدایا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2687 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    باور اصلی در طول دوره: «من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم».

    خواسته‌هایی که امروز خلق کردم:

    با عشششق نماز خوندم.

    پسرم رو بی دردسر و با آرومی خوابوندم.

    آشپزخونه رو که خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود مرتب کردم.

    گام سوم پروژه مهاجرت رو با دقت گوش دادم و بهش فکر کردم و حالا دارم درموردش دیدگاه می‌نویسم.

    به خودم به جسمم و زیباییم رسیدگی کردم.

    چایی خوشمزه دم کردم و تا چند دقیقه دیگه می‌خوام بخورمش.

    و خب قطعا تا پایان روز خواسته‌های بیشتری رو خلق میکنم.

    باورهای این فایل:

    _ از وقتی روی باورهام‌ کار میکنم، اتفاقات و تضادهای سخت برام پیش نیومده.

    اررررره. اره استاد. منم وقتی به این جمله فکر می‌کنم میبینم منم همینطورم. چه خوب شد که گفتید، تابحال اصلا بهش دقت نکرده بودم. قبلاً یادم میاد خیلی اتفاقات ناخواسته و یهویی برام پیش میومد ولی از وقتی دارم مستمر روی آگاهی‌ها و سایت کار میکنم اصلا اینطور نیست.

    قبلاً خیلی تند تند حالم بد میشد و احساسات منفی خفه‌م میکرد ولی حالا مدتیه این اتفاق خیلی کمتر میفته و وقتی هم رخ میده خیلی زود خوب می‌شم. در واقع میشه گفت یجورایی کنترل کردن ذهنم رو یاد گرفتم.

    حتی از یه اتفاق مشابه هم مثال دارم؛ نبودن همسرم.

    قبلا یک‌بار همسرم برای یه کاری مجبور شد بره سفر و یک هفته من تنها موندم. با اینکه عاشق تنهایی هستم ولی خییلی بهم سخت گذشت اون یک هفته جوری که واااااقعا اذیت شدم و حتی همین الان اصلا دلم نمی‌خواد به اون روزا فکر کنم. ولی همین یه ماه پیش دوباره همسرم مجبور شد یه سفر بره و من خودم اصلا بهش گفتم من نمیام برو.

    این بار هم نزدیک بود حالم بد بشه ولی من انقد خوب ذهنم رو کنترل کردم که آب از آب تکون نخورد و خیلی هم خوب بود اتفاقا این غیبت همسرم.

    خدایا شکرت.

    قبلا خیلی تند تند حس بد ناامیدی و افسردگی میومد سراغم ولی حالا مدتی هست که این احساسات کم شدند و شدتشون هم کمتر شده. خدایا سپاسگزارم.

    و اما تمرین این بخش:

    1) با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمندکننده‌ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می‌دهد.

    خب. خدا گفته گرامی‌ترین شما نزد من باتقواترین شماست.

    گرامی یعنی عزیز، یعنی محبوب. این که مشخصه. تقوا هم یعنی چی؟ یعنی پرهیزکاری. با تقوا کیه؟ کسی که پرهیز می‌کنه.

    پرهیز از چی بنظرتون؟ خب معلومه پرهیز از بدی.

    نرگس خانم. بصورت رندوم چهارتا بدی نام ببر ببینم.

    1. دروغ 2. حسادت 3. خشم 4. توهین

    الله اکبر. بنظرت چه کسی از این چیزها پرهیز میکنه؟!

    کسی که آدم پُری باشه. کسی که خودش رو ساخته باشه. کسی که با خودش در صلح باشه. کسی که ثرررروت داشته باشه. یک کلام.

    اونی که پول داره قطعا برای پول تلاش کرده. خودش رو ساخته تو این مسیر. خم و چم زندگی رو یاد گرفته.

    وقتی من پول داشته باشم چه نیازی دارم دروغ بگم؟ مگه از کسی میترسم من؟

    چه نیازی دارم حسودی کنم؟ هرچی بخوام خودم تهیه میکنم.

    چه نیازی دارم عصبی بشم؟ با پول حل‌ش میکنم.

    چه نیازی دارم به کسی توهین کنم؟! ازش اعراض میکنم.

    اینا فقط یه مقدار از بدی‌هایی هستند که آدمهای باتقوا ازش پرهیز می‌کنند.

    اونی که ثروت داره نه دنبال پول کس دیگه‌ست نه دنبال ناموس کس دیگه‌ست نه دنبال شر درست کردنه.

    پرهیز می‌کنه از دزدی و ربا و دروغ و شهوت رانی. خب این تقواست دیگه. شاخ و دم که نداره.

    خدایا منم می‌خوام باتقوا باشم. خدایا منو در مسیر تقوا قرار بده. منم جزو گروه متقین قرار بده.

    وقتی پول داشته باشم ذهنم آزاد تره. معنوی‌ترم، بیشتر دنبال خدا میتونم برم.

    هرم مازلو رو که دیگه همه می‌دونند چیه. وقتی پول داشته باشم میتونم یکی یکی این طبقات هرم رو برم بالا و برسم به نوک هرم یعنی رشد و خود شکوفایی.

    مستأجری نمی‌کشم که بخوام به صاحبخانه فحش بدم همش، دلم باهاش صاف نباشه.

    محتاج و نیازمند کسی نیستم که بخوام شرک‌ بورزم.

    خدایا ممنونتم. خدایا عاشقتم. گفته بودم بهت تاحالا؟!

    خدایا میشه دستمو بگیری ببری بذاری وسط ثروتمندای باتقوا؟!

    2) چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته‌ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟

    دلم میخواد برم مستندهایی که درمورد معادن و ذخایر کشف نشده و کشف شده‌ی دنیا هستند رو ببینم که توش پر از ارقام و آمارهای گنده و نجومی هست.

    اصلا اینا به کنار. یه روز نشستم حساب کنم ببینم من تا اینجای زندگی چقدر پول، خرج خوراکم شده فقط.

    میانگین هر وعده غذایی رو اگه 50 هزار تومان در نظر بگیرم. باتوجه به اینکه قبلا کمتر می‌شده و حالا بیشتر، میانگین رو 50 گرفتم حالا.

    دیدم 26 سالمه. یعنی 9/490 روز عمر کردم. هر روز 150 هزار تومان، میشه حدود یک میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون تومان. رقمی که من تابحال توی حساب بانکیم ندیدمش.

    این از کجا اومده؟! آقا من پدرم کارگر بوده. همسرم نیروی ساده تو یه شرکته. خودم تابحال شغل خاصی نداشتم که بشه رو پولش حساب کرد. خدایا ببین چه خدایی هستی تو. ببین چجوری گردن میگیری بنده‌هاتو. عاشقتما عاشقتم.

    یه راه دیگه این بود که حواسم به اکسیژن باشه. کی حواسش به نفس کشیدنش هست آخه در حالت عادی؟! معلومه که هیچکس.

    چرا؟! چون اصلا لازم نیست غصه اینو بخوریم که آی برم واسه خودم اکسیژن جور کنم بیام نفس بکشم. بس که زیاد و فراوانه حتی ما بهش فکر هم نمی‌کنیم.

    واسه تقویت باور فراوانی دوست دارم به خورشیدی که بینهایت روز داره میتابه توجه کنم.

    به عشقی که به پسرم دارم که تموم نمیشه. هرقدر بغلش میکنم و میبوسمش تموم نمیشه.

    و خب خیلی جا داره هنوز واسه کار کردن.

    خدایا شکرت.

    خدایا شکرت که عاشقتم. شکرت که عاشقمی.

    خدایا ممنونم که بهم خانواده دادی، که میبینمشون قلبم باز میشه.

    خدایا شکرت واسه غذا واسه چایی، واسه شربت آبلیمو خنک.

    خدایا شکرت واسه حموم و دوش و بوی شامپو روی موهام.

    خدایا شکرت واسه باد کولر وسط ظهر.

    خدایا شکرت واسه تمیزیِ خونه و آشپزخانه.

    خدایا شکرت واسه کتابهای قشنگ، رمان‌های خاص.

    خدایا شکرت واسه رختخواب، واسه خواب، واسه استراحت و تنفس.

    خدایا، شکرت واسه سایت و استاد و مریم شایسته و بچه‌ها.

    خدایا شکرت واسه اینکه دارم شکرتو بجا میارم.

    خدایا شکرت واسه قلبم که خونه‌ت شده.

    خدایا عاشقتم ، یادت نره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: