مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 105


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    بنام الله یکتا که هرآنچه دارم از اوست

    گام سوم

    من بیشتر از اینکه چیزی بنویسم کامنت میخونم و از آگاهی های بچهای سایت استفاده میکردم اما الان بعد از خوندن کامنت یکی از بچها حس کردم منم باید باورهای جدیدمو اینجا بنویسم چون استاد بارها تاکید که با نوشتن در واقع به خودم کمک میکنم

    آشنایی من با استاد در زمانی رخ داد که من بعد از 35 سال زندگی بودن آگاهی از قوانین ثابت خداوند درگیر هر جور مباحثی میشدم و زندگی من سرشار از تضاد ،ترس،دلهره،عدم عزت نفس ،و مشکلات مالی فراون بود و این در حالی بود که من همیشه آدم پولسازی بودم و همیشه احساس میکردم لیاقت من بیشتر از این چیزی که الان دارم یعنی زندگی پر از قرض بدهی و قسط

    وقتی من بخاطر طی نکردن قانون تکامل بعد از کلی تلاش و سرمایگذاری روی کارهای متفاوت و نتیجه نگرفتن باعث شد درگیر یک شرکت هرمی بشم و چون آدم بسیار مورد اعتمادی بودم در شهر خودم خیلی از افراد به اعتبار من وارد این مجموعه از شرکت هرمی شدن و بعد از مدت کوتاهی فهمیدم چه اشتباهی کردم و کلی بدهکار شدم ،همه از دست من شاکی شدن و تقریبا همه جور تهمتی به من زدن و شروع داستان آشنایی من با استاد و این مباحث در اون شرایط سخت بدهکاری استارت خورد ،منی که همیشه فعال و پر انرژی بودم تبدیل شده بودم یه یک آدم نامید و افسرده که فقط دست و پا میزدم که از منجلابی که توش گیر کردم بزنم بیرون ،تقریبا داشتم اعتقادمو به خدا از دست میدادم و وقتی که درخواست کمک کردم از خدا همه چی عوض شد ،ایدهای اومد برای انجام کارهای جدید و باعث شد من دوباره انرژی بگیرم و حرکت کنم ،اولش واقعا برام گیج کننده بود و مدتها طول کشید تا بتونم اصل از فرع بشناسم و کلی داستانها برام پیش اومد ،خیلی ترس داشتم ولی امید فراونی هم در وجودم بود و حرفهای استاد بارها و بارها گوش دادم سعی کردم عمل کنم بهش

    نمیدونستم راه درست چیه ولی یه حرف استاد خیلی تو گوشم زنگ زد که همیشه میگفت اگر نمیدونی راه درست چیه بیا و کارهای که میدونی نادرست رو انجام نده و بعد از اون یواش یواش راه درست مشخص میشه برات ،منم تصمیم گرفتم دیگه کارهای اشتباه گذشته رو نکنم از جمله بدهی داشتن به هر شخص یا ارگان دولتی مثل قسط ،هر چی داشتم فروختم و در اول کار بدهی های کوچیکمو تسویه کردم بعد از اون رفتم سراغ طلبکارام و ازشون مهلت خواستم و همین الان بعد از تقریبا دو سال دارم هر روز بدهی های خودمو کمتر میکنم و خدا رو شکر داره تضاد از زندیگم میره بیرون ،بقول آقا رضا عطار بعد از سه سال خبر خوشحال کننده اینکه من دیگه بدهکار تر نشدم بلکه از بدهی هام کم و کمتر شده ،دیگه خریدهام برعکس گذشته فقط نقد ،احساس میکنم توحیدی تر شدم ،روی آدمها اصلا حساب نمیکنم ،به همه آدمها سعی میکنم با احترام رفتار کنم ،باگهای شخصیتیمو خیلی خوب دارم روشون کار میکنم البته به جز پاشنهای آشیلم که خیلی کند داره میش میره ولی با تلاش قطعا بهتر میشه

    دنیا برام توی این سه سال آشنایی با استاد بسیار زیباتر شده ،ارتباطم با آدمهای زندگیم هر روز داره بهتر میشه ،ارتباطم با خدای خودم بی نهایت بهتر شده کلا زندگی برام یه رنگ دیگست و تازه میفهمم وقتی استاد میگفت یه روز میرسه بر میگردی به عقب نگاه میکنی میبنی زندگیت زمن تا آسمون با گذشته عوض شده یعین چی…

    استاد عزیزم من اومده بودم اینجا که شرایط مالیم عوض بشه ،ثروتمند بشم ولی آموزشهای شما همه چی داره بهم میده ،الان میفهمم من آرامشی که دارم رو به دنیا نمیدم و هر چقدر آرامشم بیشتر میشه خودبه خود ثروتی که میاد به زندگیم هم داره بیشتر میشه ،تازه دارم نعنی راضی شدن از خداوند میفهمم ،نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم واقعا زبانم قادر به تشکر در حد زحماتتون نیست ..از خداوند بی نهایت سپاسگزارم برای بودن شما در این دنیا و هم مدار شدنم با شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    بهار گفته:
    مدت عضویت: 1163 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد و مریم عزیز

    خدا رو سپاسگزارم که به راه درست هدایت شدم و تو این مسیر زیبا قرار گرفتم

    این چند روز با گوش دادن به فایل های این دوره احساس خیلی خوبی به خودم و کارم دارم

    امروز یه مشکل تو کارم به وجود اومد بخاطر حواس پرتی خودم که باعث شد اختلال تو کارم بوجود بیاد کلی فکر کردم تلاش کردم که این مسئله رو هر جور شدهدحلش کنم اما نشد شب این فایل رو گوش دادم و فردا صبح یکی دوتا راه دیگه به ذهنم رسید در نهایت گفتم خدایا میسپارم به تو حلش کن و به طرز عجیب و باور نکردنی حل شد

    تقوا یعنی همین اطمینان و ایمان به خداوند

    هر گاه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

    وقتی انسان فقط به دنیای کوچیکه اطراف خودش وابسته هست و به ذهن محدودش قطعا خیلی جاها تا امید میشه راهی به ذهنش نمی‌رسه ولی وقتی مسائل رو به خدا می‌سپاریم انگار همه جهان دست به دست هم میده تا ما به چیزی که میخواهیم برسیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    فاطمه درویشی گفته:
    مدت عضویت: 818 روز

    17 دی ماه

    امروز هم روز معجزه من بود

    29 آذر مهاجرت کردم به شهر دیگری

    و امروز 17 دی ماه بعد 2 هفته و خورده ای امشب خانه مد نظرم رو قولنامه کردیم و اجاره شد

    با مبلغ خیلی خوب

    اما دو شب قبل تر یک خانه دیدیم شرایط اش عالی بود و به ما می خورد و محیط اش هم خیلی خوب بود

    صاحب خانه شرطی گذاشته بود که ما باید دروغ می‌گفتیم و بنگاهی گفت یه دروغ ساده هست

    اینو بگید

    منم گفتم میخواد این خانه مال ما باشه به درستی و صداقت

    اگه نه این دروغ اسمش مصلحتی هست یا هر چی رو ما نمی گیم

    پیچشی بود که توی دلم خالی شد که چقدر سخت شده خانه بگیریم ، بعد اون خونه نشد

    به خودم گفتم شاید خدا قراره بهترش سر راه من بزاره

    باز امشب رفتیم

    و دقیقا اولین بازدید تلفن شخص خاموش شده بود

    رفتیم دومین بازدید که دقیقا همونی بود که من میخواستم

    یک خانه عالی

    و مهم تر از همه کنار یک پارک کوهستانی بزرگ یعنی بغل بغل این پارک کوهستانی

    من انسان طبیعت گردی هستم از فضای شهری کمی نگران بودم ولی خدا حیاط خونه منو دقیقا یک کوهستان پارک بزرگ گذاشته که خونه من دقیقا کنار این کوهستانع و از کوچه پله می خوره به کوهستان پارک

    خدای من چقدر راه رفتم برای خانه

    تو بهترین اش برام پیدا کردی دمت گرم

    بغل کوه و پارک که راحت بتونم هر روز پیاده روی کنم

    آخر هفته ها خواهرزاده هام بیان تفریح

    و هر وقت خونواده ام بیان راحت بیان برن پارک و کوه هستان و قله ها رو برن

    خدایا از تو ممنونم و سپاس گزارم اینقدر همه چی خوب و عالی کنار هم قرار گرفته

    دمت گرم خدایا

    دو تا خواب

    حمام جدا سرویس جدا

    غرق نور همه جا خانه پنجره داره

    خدایا شکرت

    آشپزخانه پنجره داره

    حال پنجره داره

    هر دو اتاق خواب پنجره های بزرگ رو به پارک دارن

    ممنونم ازت خدایا

    کلی جای پارک داره

    کوچه خلوته

    پارکینگ اختصاصی داره

    کنار کوه میشه مهمانانم پارک کنند بدون مزاحمت برای کسی

    خدایا این شرایط عالی رو تو برای من فقط فراهم کردی دمت گرم خدایا

    هیچ چالش و سختی هم برای جور شدن اش نداشتیم

    خدایا بازم ازت ممنونم

    معجزه امروز من بود

    از روزی که مهاجرت کرده بودم هی میگفتم پس کی این خونه جور میشه ؟

    پس کی

    چرا اینقدر سخت شده

    چرا جور نمیشه ؟

    بعد گفتم حتما خدا بهترش قراره جور کنه

    که آخرش هم همون شد

    شکرت پروردگارم

    که به راحتی هم پول ودیعه توی حسابم بود

    هم پول کرایه ماه اول

    هم پول پورسانت بنگاه

    خدایا ممنونم ازت تمام پول یکجا توی حسابم گذاشته بودی که یکجا پرداخت کنم

    ممنونم ازت که امروز هم بدون که روحم خبر داشته باشه باز دوباره مشاوره گرفتم

    ممنونم ازت که بهم فراوانی رو توی بنگاه نشون دادی

    که چه شغل پولسازی هست بنگاه داری

    واقعا

    هر اجاره یا فروش ملکی بزنه پول یک ماه اون پورسانت بر می داره

    خیلی عالیه

    چه فراوانی داره

    خدایا شکرت ، چقدر عالیه این شرایط

    ممنونم ازت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    نظری گفته:
    مدت عضویت: 3395 روز

    سلام خدمت همه دوستای گلم

    خانم شایسته عزیزم و استاد گرامی …

    یک باور خوبی که استاد توی این فایل گفتن

    اینکه

    هرچقدر ثروتمند تر بشی نزد خداوند عزیزتری

    واقعنم درسته چون هرچقدر که ثروتمند باشی میتونی بیش تر خدمت کنی با مسافرت رفتنت با کمک کردنت با راه اندازی بیزنست و سرکار بردن بقیه اینکه تمرکزت فقط رو پول ساختنه تمرکزت فقط روی پیشرفته تمرکت روی اینکه چطور بهتر پیشرفت کنی ….

    چون باران رحمت الهی همیشه هست همیشه نعمت و برکت هست پول همیشه هست

    ی باوری که وجود داره اینکه ثروتمندا هر روز ثروتمند تر میشن بله واقعا هم همین طوره چون هرروز ظرفشون بزرگتر میشه هر روز نعمت و برکت زندگیشون بیشتر میشه ….

    وقتی که احساست خوب باشه ایده ها و الهامات خوب میاد نتیجه اونا میشه ثروت بیشتر…

    به خاطر همینه که استادهمیشه میگه احساس خوب همه چیزه .

    تقوا با ثروت میاد ثروت درست و واقعی یعنی ثروت تقوا میاره کسی که ذهن سالمی داره به کسی باج نمیده ، به همین دلیل هرچقدر ثروتمند باشی پیش خدا عزیزی محبوب تری .

    ما بایددد همیشه ثروت بسازیم مثل ی ورزش یعنی ی کاریه که همیشه باید انجامش بدیم .

    شاداب باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    خدیجه غلام زاده گفته:
    مدت عضویت: 2187 روز

    به نام یگانه قدرتِ مند جهان هستی

    سلام به همگی، استادان عزیز و دوستان همکلاسی

    مصاحبه با استاد قسمت سوم:

    کنترل ذهن در شرایط سخت، برای من زمان زیادی برد تا بفهمم کنترل ذهن چی هست و چقدر توی سایت و عقل کل این کلمه را سرچ کردم اون اوایل توی تمام فایل های استاد این کلمه رو میشنیدم ولی درکی ازش نداشتم.

    تا اینکه با اولین فایل لایو استاد و اقای عرشیانفر که بسیار زیاد بسیار زیاد گوش دادم تونستم یکم بفهمم.

    با درک الانم و البته اگاهی های دوره احساس لیاقت متوجه شدم

    وقتی موضوعی ناخواسته پیش میاد که حس ترس و نگرانی و…

    برامون میاره در مرحله اول باید ذهنم رو با کلامم یا هر کاری دیگه مثل توجه به حرکت یک مورچه منحرف کنم.

    ولی ولی این اصلا کافی نیست چون دوباره ذهن ول کن نیس و بازم حس های منفی رو ادامه میده اونجاست که باید فکت بیاری و منطق، فقط منطق ذهن رو خلع سلاح و اروم میکنه.

    حالا هرچی بیشتر کنترل ذهنو تمرین کنی عضله اون قوی تر میشه.  یعنی شخصیت انسان بزرگتر میشه و ظرف وجودش بزرگ تر میشه برای دریافت نعمت ها….

    یعنی هرچی بهتر کنترل ذهن کردی و طبق اگاهی های روح رفتار و فکر کردی اماده نعمت های بیشتری باش.

    کنترل ذهن یعنی زاویه نگاهت به موضوعات رو تغییر بدی و جوری بهش نگاه کنی که بهت احساس بهتری بده. و اجازه ندی که ذهن با نجواها و ایجاد نگرانی ها برات جهنم بسازه.

    و به مراتب هر چه در مسیر تغییر و تعهد بیشتر بمانیم و ادامه بدیم کنترل ذهن و تقوا برای ما راحت تر میشود. چون به یاد میاوریم که بارها از فلان موضوع ترسیدم و نگران شدم ولی کاملا واهی بود و با هدایت الله حل شد. پس بازم این ناخواسته  و این مساله ام حل میشه به نظرم این جا ست که داره کم کم ایمان درون ما ساخته میشه

    _ ایمان به هدایت گری که اگاهی برتره و از تمام نیازها و توانایی های من اگاه است.

    _ایمان به خدایی  که صدای ما رو می‌شنوه و مواظب ماست.

    _ایمان به خدایی که بیشتر از ما میخاد که ما به خواسته هامون برسیم.

    و البته طبق اگاهی های 12قدم  الخیر فی ما وقع بودن را بیاد بیاوریم و به کمی ارامش میرسیم و کم کم ذهن ساکت میشود.

    و وقتی ارامش بر قلبت نشست اون موقع است که هدایت های الله از راه می رسه تا مساله ات را حل کنی  و بازم بزرگتر شوی،

    م این چرخه ادامه داره و این خاصیت جهان مادی هست

    پس اگر فک میکنیم روزی میرسه که هیچ  دغدغه ای و مساله ای نداشته باشیم سخت در اشتباه هستیم.

    فقط ما می تونیم با کارکردن روی شخصیت مون و خودشناسی از مسایل بزرگ تر بشیم و راحت ازش عبور کنیم.

    درک دیگه ای که از این فایل داشتم این بود همیشه و همیشه باید روی خودمان کارکنیم و مواظب ورودی ها باشیم چون هرگز باورهای منفی از بین نمیره و مثل علف هرز توی ذهنمون هست و به محض کار نکردن روی خودمان یا دادن ورودی نامناسب رشد میکنه و همون ترس ها و نگرانی ها رو برات میاره.

    و 5 دقیقه اخر فایل را بارها و بارها گوش دادم و متوجه عنوان فایل که مریم عزیز نام گذاری کردن شدم و چه هوشمندانه است این عنوان «رابطه متقابل تقوا و ثروت پایدار»

    این باوری که من برا خودم ساختم به تازگی که هر وقت کنترل ذهن کنی پاداش ها میرسه و واقعا هم همین طوره.

    برداشت من اینه که استاد گفتن تقوا با ثروت میاد یعنی چی؟

    به نظر من یعنی تمرینِ کنترل ذهن و تقوا وقتی ست که حرکت کنی و در مسیر مولد بودن قدم برداری، وقتی از حاشیه امنت خارج نشی و حرکتی نکنی کدوم کنترل ذهن معنی میدهد؟

    تو دل کدوم ترس هات رفتی؟

    پس وقتی در مسیر ساختن ثروت قدم برداری اعتماد به نفس با حل کردن چالش ها شکل میگیرد و خودباوری که من میتونم و باور میکنی که میشود و جواب میدهد پس شخصیت جوری رشد میکند که متفاوت از شخصیت قبلی است که مجهز به کنترل ذهن و تقوا است.

    همان ایه قران( که در میان شما محبوب ترین شما با تقوا ترین شماست) و (جمله معروف هرکه ثروت مند تر است نزد خدا محبوب تر است.)

    پس پول و تقوا یکی هست و خودباوری هم هست. همه با هم معنی می شود البته برای ثروتمندان واقعی و در مسیر درست.

    پس چه کاری مهم تر از اینکه تلاش کنیم از راه درست ودر مسیر درست مولد ثروت با‌شیم و پول خلق کنیم. برای همینه که استاد همیشه میگن( معنوی ترین کار جهان پول ساختن است.)

    این صحبت های پایانی فایل باعث شد تمام این جملاتی که بارها شنیده بودم مثل قطعات پازل کنار هم چیده بشن توی ذهنم.

    و اینه فرد ثروتمند تکیه گاهش پول و حساب بانکی اش نیس بلکه تکیه گاهش خدایی هست که این ثروت رو بهش داده

    و بهتر بگم تکیه اش به خودباوری و خدای درونشه و اگه ثروتش کم یشه یا کلا از بین بره میگه همون طور که قبلا ساختم بازم می سازم و خدا که هست بازم هدایتم میکنه.

    هرچند که هرگز نمیشه یک فرد ثروتمند تمام انچه دارد را از دست بدهد مگر ایمان خود را از دست دهد که ثروتش نیز از بین خواهد رفت.

    خیلی منطقی هست که فرد ثروتمند تقوای بیشتری دارد چون

    نه حرص میزند نه طمع و کلاهبرداری میکند نه حسرت می خورد و نه حسادتی با کسی دارد و نه به کسی باج میدهد نه به کسی توی ذهنش قدرت میدهد چون به بی نیازی رسیده است.

    پس ارامش و تقوا همیشه با اوست. خداوند و ایمان به خدا همیشه با اوست.

    چه درک های خوبی داشتم از این فایل و منطق هایی که مولد ثروت بودن بسیار مهم و اصلی ترین کار در زندگی ماست.

    ممنونم از همگی موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2322 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    پروردگارم تو را سپاس می گویم و به تو پناه می برم از شر شیطان رانده شده

    چه جالب فلسفه رانده شدگی و دور شدن شیطان از بارگاه الهی در این فایل به زبان ساده گفته شد و نشانه ساده اش بیان شد.

    هر فکری یا حرفی و یا عملی که در کل احساس خوبی می دهد از فرکانس خداست، در مقابل هر چیزی چیزی که تو را از فرکانس خدا و احساس خوب دور می کند شیطانی است، چون هر فکر و کلام و عملی که از احساس بد سرچشمه بگیرد در درگاه الهی رانده شده و مطرود است، چه زیبا در قرآن نشانه اش را بارها و به نحو مختلف بیان می کند.

    ٱلشَّیۡطَٰنُ یَعِدُکُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَیَأۡمُرُکُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ یَعِدُکُم مَّغۡفِرَهࣰ مِّنۡهُ وَفَضۡلࣰاۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِیمࣱ بقره268

    شیطان به شما وعدۀ فقر مى‌دهد و شما را وادار به بدیها مى‌کند و خداوند از جانب خود به شما وعدۀ بخشش و فراوانى مى‌دهد و خدا وسعت‌بخش و داناست.

    وَقَالَ ٱلشَّیۡطَٰنُ لَمَّا قُضِیَ ٱلۡأَمۡرُ إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَکُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّکُمۡ فَأَخۡلَفۡتُکُمۡۖ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیۡکُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُکُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِیۖ فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوٓاْ أَنفُسَکُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِکُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِیَّ إِنِّی کَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَکۡتُمُونِ مِن قَبۡلُۗ إِنَّ ٱلظَّـٰلِمِینَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِیمࣱ ابراهیم22

    در آن هنگام که کار بندگان خاتمه پذیرد، شیطان مى‌گوید: خداوند به شما وعدۀ درست داد و من نیز به شما وعده دادم؛ ولى خلف وعده کردم. من بر شما تسلطى نداشتم. فقط دعوت کردم، شما هم پذیرفتید؛ بنا بر این مرا ملامت نکنید بلکه خود را ملامت نمایید. نه من مى‌توانم به فریاد شما برسم و نه شما مى‌توانید فریادرس من باشید و من به شرکى که شما با فریب من مبتلا شدید معتقد نیستم. براى ستمکاران عذاب دردناکى خواهد بود

    این طرز بیان سمبلیک قرآن در مورد شیطان خبر از فرکانس هایی مختلف و متفاوت رفتار و اعمال می دهد، خبر از مراتب فرکانسی می دهد که در درون هر فرد روی می دهد.

    چیزی خیلی مهم است آگاهی از این مشیت ها و سنت های هستی است تا آگاهانه از آنها برای زندگی دنیایی استفاده کنیم و رشد کنیم.

    لذا وقتی بدانی که احساس بد نتیجه ای است که آبشخور شیطانی دارد، به هر نحوی که شده خودت را از آن رها می کنی چون شیطان عدو مبین است و قسم خورده تا بلا سر ما بیاورد و اتفاقات بد را برایمان فراهم نماید، این شور بختی زمانی رخ می دهد که با مرتبه شیطانی وجود همنشین شویم، یعنی با نگرانی ها، ترسها، خشم ها و … مانوس شویم و آنها را به عنوان واقعیتی همیشگی بپذیریم

    لذا معنی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم یعنی این نگرانی ها، ترسها، غم ها و … آمده تا مرا از حقیقت یکتای هستی دور کند و این جمله یعنی آگاهانه به منبع هستی پناه می برم و کانون توجه ام را کنترل می کنم. با آگاهی از این که آتش می سوزاند دستم را زود می کشم.

    خدایا شکرت

    ساخت یک باور مثل ساختن یک ساختمان است. همانطور که از کودکی تا به اکنون اینگونه باورهای ما زمان برده تا ساخته شود. یادم هست یکی از باورهای مخرب در مورد ثروت را از زبان مادرم شنیدم، او با نقل قولی از پدرش می گفت که: ارباب دلش می لرزد اما فقیر نه

    از آنجا که ارباب دارایی بسیار دارد، هر لحظه در دل ترس از دست دادن آنها را دارد، اما فقیر هیچی ندارد و خیالش راحت هست. این جمله رنج ناخودآگاهی را از داشتن ثروت در ذهنم ایجاد کرد که تا به اکنون همراهم هست و ثروت روان و پایدار را دریافت نمی کنم.

    در حالی که این یک دروغ محض است، ثروت واقعی از خداست، به قول استاد ثروت خود خداست، چطور می شود خدای حقیقی را شناخت در حالی که ثروت و نعمت نداشت؟

    دردسر فقر که به عینه بینهایت بیشتر از ثروت است، چطور این موضوع را از یاد بردم، چطور می شود که بخشش کنی در حالی که چیزی برای بخشیدن نداری، چطور می خواهی برای عزیزانت رفاه و آرامش فراهم کنی و هدیه بگیری در حالی که پولش را نداری و دست دلت می لرزد که خرج کنی.

    اتفاقا دل فقیر است که می لرزد باباااا

    این چه منطق بی پایه و اساسی هست که ذهنم پذیرفته!!!!!

    اتفاقا خیلی منطقی است که ثروت آسایش و آرامش می آورد، ثروت است که نیازهایت را برطرف می کند و تو را از نیاز های زندگی مادی فارغ می کند، به تو امکانی می دهد تا بتوانی عملکرد بهتری را در زندگی از خود بروز بدهی، و رفتارهای بهتری را انجام بدهی ، چون فقر و نیازمندی نمی گذارد تو از فکر مایحتاج اولیه زندگی بیرون بیایی، این چیزی است که اغلب آنرا با پوست و اسخوان لمس کرده ایم، ثروت به تو بال پرواز می دهد، به تو چتری می دهد تا از قابلیت های خود و جهان بهره ببری،

    حال که این ثروت خود خداست، باورها و ایمانی است که در وجودت به خدا ساختی، اعتقاداتی بنیادین است از ذات سرشار از فراوانی خداوند در درون داری.

    چند روز پیش یک کتابی را می خواندم که در مورد بیگ بنگ مطالبی را می گفت، نکته ای که برایم حیرت انگیز بود اینکه در ابتدای امر خلقت این جهان مادی، تراکم حجم و جرم ماده اولیه دنیا بسیار بسیار بالا بود، به حدی که جرم یک سر سوزن از آن ماده بیش از پانزده میلیون تن بود (برایم غیر قابل تصور است)

    به قول مولانا ذات سرشار از فراوانی خدا از پُرّی چاک کرد و جوشید

    کل عالم را سبو دان ای پسر

    کاو بود از علم و خوبی تا به‌سر

    قطره‌ای از دجلهٔ خوبی اوست

    کان نمی‌گنجد ز پُری زیر پوست

    گنج مخفی بُد ز پُری چاک کرد

    خاک را تابان‌تر از افلاک کرد

    گنج مخفی بد ز پری جوش کرد

    خاک را سلطان اطلس‌پوش کرد

    این است ذات بینهایت و فراوان پرودگار که ذهن شیطانی آنرا فراموش می کند و به وعده های دروغین خود را فریفته و به باد داده

    خدایا شکرت که توفیق نوشتنم دادی و مهم تر اینکه منطق های بی پایه و اساس ذهنم را به چالش کشیدی

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      علی م گفته:
      مدت عضویت: 1298 روز

      سلام و درود خدا به شما علی آقا عزیز

      واقعا عالی نوشتی و چقدر موشکافانه مطلب را درک کردی و به ما هم گفتی اینکه هر فکری که حس منفی به انسان بدهد یک وسوسه شیطانی است.

      قبلا فکر میکردم وسوسه شیطان فقط در مورد مسایل جنسی ، دروغ ، دزدی و این جور چیزهاست حالا متوجه شدم که حس ترس ، حس نداشتن و اینکه دلار گران شد، فلان جنس گران شد ، اجاره داره میرسه میخای چکار کنی ، فرصتهای کسب ثروت دیگه تمام شده ، اینها هم همه وسوسه شیطان است

      ممنونم از شما بابت این آگاهی

      خدایا به تو پناه می برم از شر شیطان و نجواهایش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 691 روز

    خدایاشکرت خونه درتهران دارم

    خدایاشکرت ماشین سالم دارم

    خدایاشکرت یک واحد دربالاشهردارم

    خدایاشکرت چندمیلیارد تومان بعدا توحسابم واریزمیشه

    خدایاشکرت مغازه دربالاشهردارم

    خدایاشکرت مغازه رواجاره میدم

    خدایاشکرت ماهی 30میلیون همسرم درامد ثابت داره

    خدایاشکرت بیمه زنان خانه داربالاترین درصد واریزمیشه

    خدایاشکرت بیمه تامین اجتماعی بالاترین درصد واریزمیشه

    خدایاشکرت بیمه عمر ویانا بالاترین درصد واریزمیشه

    خدایاشکرت هروز وسابل نواینترنتی میخرم

    خدایاشکرت هرماه لباس وکفش ولسباب بازی برای ویانامیخرم

    خدایاشکرت هرماه لباس وکفش بروزبرای خودم میخرم

    خدایاشکرت سالن زیبایی میرم بخودم میرسم

    خدایاشکرت برای همسرم لباس وکفش میخرم

    خدایاشکرت همسرم گوشی وکامپیوتر وای فای بروزمیخره

    خدایاشکرت چندمیلیارد پولی که به حسابم واریزمیشه ازشغل همسرم خرج بیزینس منوهمسرم میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    اردیبهشت گفته:
    مدت عضویت: 3144 روز

    سلام استاد عزیز و سلام مهربانو مریم جان شایسته و سلام به دوستان همراه.

    روز سوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    رابطه متقابل بین تقوا و ثروت

    یکی از کمک کننده ترین باورهایی که در مواجهه با شرایط به ظاهر بد و سخت این هست که باور داشته باشیم احساس خوب = اتفاقات خوب خواهد بود. استاد خیلی قبل تر از اینکه با آموزه های شما آشنا بشم میدونستم وقتی اتفاق بدی میفته و من بهم ریخته و عصبانی میشدم، کنترل اوضاع از دستم درمیرفت و زنجیروار اتفاقات و شرایط بد پشت سرهم میاومد. اینو هم فک کنم از پدر خدابیامرزم یاد گرفته بودم. من 13 سالم بود که پدرم وفات کردن. یادم میاد همیشه وقتی اول صبح چیزی میشد مثلا لیوانی میشکست یا یکی در خونه رو میزد بابام به کنایه میگفت موتور رحمت خدا شروع شد(تکیه کلامش بود) .بابام باور داشت اول صبح هر اتفاق بدی بیفته تا اخر اون روز جریانات‌ مشابه پیش میاد.

    با شما یاد گرفتم این قانون یه تبصره هم داره و اون اینه که با تغییر احساس میشه روال بازی رو عوض کرد و اتفاقات خوب رو به جریان انداخت. پس یادم باشه در حس بد باقی نمونم و راهی برای عوض کردن احساس بد اون لحظه پیدا کنم در غیر این صورت شرایط برام سخت میشه. یادم باشه موندن در احساس بد مثل نگه داشتن دستم روی شعله سوزان آتش هست.

    چقدر این مثال شما زیبا بود که ساخت باور درست مثل ساختن خونه هست. میشه در عرض یکی دو روز با بولدوزر یه خونه گلنگی رو خراب کرد. واسه ساخت دوباره همون خونه چندین ماه زمان لازمه. نمیشه که مصالح رو رویهم ریخت. با اولین لرزه میاد پایین. هر مرحله باید صبر کرد مصالح محکم و مقاوم بشه (پایداری در نتایج ) بعد بریم سراغ مرحله بعدی.

    از طرفی باورها از بین نمیرن. تنها کاری که ما انجام میدهیم‌این هست که با ایجاد یک باور متضاد با آن باور غلط، آن باور درست پر رنگتر دیده شود

    یادمه ما بچگی خیلی مسافرت میرفتیم. جاده خرم آباد یکی از خطرناکترین و ترسناکترین جاده ها بود. از دل کوه می گذشت؛ یک جاده کم عرض و دوطرفه. راننده یکم‌غفلت می کرد میرفت ته دره. الان بزرگراه های خوبی ساخته شد. ایمن و عریض که مسیر رو کوتاه تر کرده.با وجود اینکه چهل سال گذشته ولی من خاطرات جاده قدیم پرپیچ و خم خرم آباد رو به وضوح یادمه‌. بزرگراه هست ، اون جاده قدیمی هم هست. منم که انتخاب میکنم کدوم رو انتخاب کنم شاید باور نکنید گاهی دلتنگ اون جاده قدیمی خرم آباد و خاطرات سفرهای بچگی میشم ولی میدونم رفتن خطرناکه. باورهای من درست مثل این دوتا مسیره. من باورهای خوب رو آگاهانه ساختم ولی میدونم‌ اون باورهای قدیمی هم هستن و گاهی خودشون رو نشون میدن. باید حواسم باشه برگشتن به افکار و باورهای قدیمی همون نتایج قبلی رو به وجود میاره. یکم‌ غفلط کنم مثل علف هرز تمام فضای ذهنی منو پر میکنه.

    در مورد علت تاثیرگذاری حرفها فرمودید کلام و حتی نوشته های تاثیرگذار از یک باوری منشاء میگیره.آن باوری که پشت اونهاست داره کارو انجام میده‌. یاد ضربالمثل رطب خورده منع رطب کی کند. این باور در مورد تاثیرگذاری حرفها رو نیاکان ماهم بهش رسیده بودن. یادم‌ باشه تا خودم عمل نکردم، تا خودم نتیجه نگرفتم واسه خلق خدا نرم رو منبر.

    آگاهی های این فایل خیلی زیاده. تعجب میکنم اون زمان چطور از صحبتهای شما به سادگی گذشتم!!!

    خوب این نشونه خوبیه. متوجه شدم چرا. خدارو هزار بار شکر.

    نوشتن آگاهی های این فایل ادامه داره. فقط یک فرصت کوچیک لازم دارم.

    بهترینها در سرنوشت شما جاری باشد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 903 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    یکی از تجربه های بچگیم رو بگم که داشتم این جلسه رو دوباره مرور میکردم بهم الهام شد

    وقتی بچه بودم همه می گفتن مثلا آب کمه مخصوصا پدر و مادرم کلا نگهبان مصرف آب بودن برای من ….. میرفتم حموم پشت در وایمیستادن تایم بالا نره :) کلا استرس داشتن وقتی شیر آب باز می‌شد ….!

    وقتی میرفتم مدرسه معلم با دلیل و جزییات می گفت آب کمه قحطی و نفت می خواد تموم شه ، بالاخره این منابع محدود هستن بزارین واسه نسل بعد بمونه …..سی و سه پل خشک شده دریاچه ارومیه نمک زار شده

    و خلاصه یک تصویر بیرونی وحشت آور از ایران به خصوص و زندگی برامون به تصویر کشیده می‌شد ….

    من تو دوران بچگی خودم می گفتم اینا همه دیوانه هستن من عاقل ….! کی گفته کمه شیر آب کی شده قطع بشه ! من الان نگران نسل بعد باشم در حالی که خودم استفاده نکنم ! این چه دنیایی هست ، فکر نکنم خدا اینطوری خلق کرده باشه ….واسه همین از قصد سر برق و آب و اینا اضافی استفاده می کردم …..

    و تو دلم می گفتم خدا ما رو که گیر نیاورده اگه آب کم باشه من انقد استرس این چیزا رو داشته باشم پس چطوری تو زندگیم موفق بشم…! چطوری با عشق زندگی کنیم در حالی که خدا می خواد من بهترین و موفق ترین شم در حالی که خدا می خواد هر خانواده ای با عشق و صفا زندگی کنن ، اگه نگران اینا باشن که نمیشه ….پس اینا دارن چرت و پرت می گن

    و مثلا خونمون یه جایی بود همه جا درخت و رودخونه

    اونا میگفتن کمه ، من مدرسه میرفتم تو راه میدیدم جوی آب شالیزار ها پر آبه

    انقد بارون میاد …

    خونمون نزدیک دریا بود میگفتم این همه آب …..

    و بعد میرفتم به مامانم و معلمم می گفتم به مادرم میکفتم اگه آب کمه چرا انقد بارون هست …. انقد بارون میاد من از آب فراری هستم

    مادرم چون به شدت باورهاش ضعیف بود می گفت اره بارون هست ولی بارون رو‌که نمیشه خورد … آب باران حرام هست توش یه چیزهایی هست ( از نظر علمی نمیکفت ، از نظر مذهبی میگفت )

    منم می گفتم خب یه چیزی اختراع میشه دیگه ،،،، آب ، آبه دیگه

    بعد هم منو مسخره می کردن که تو اسراف میکنی هنوز هم از نظر دیگران من آدم اسراف کاری هستم ( خدا رو شکر بعدا استاد فایل اسراف کردن رو گذاشت )

    بعد به معلمم میگفتم میگی آب کمه نقشه زمین انقد آب داره یا ابالفضل این همه آب اقیانوس آرام و البته با روش بچگانه و سن ‌‌سال خودم

    میگفت اون آب شور هست و منظور ما آب شیرین قابل شرب هست …

    من میگفتم تو دلم خب اینا دیوانه هستن آب آبه دیگه حالا شور یا شیرین ، یه چیزی می تونه آب شور و به شیرین تبدیل کنه

    الان میفهمم من باور ها و منطق های آلهی پشت این باور فراوانی داشتم و هر روز با نمونه ‌‌الگو و تفکر به خودم ثابت می کردم و‌افکار محدود اطرافیانم رو نمی پذیرفتم …

    یا مادرم از بچگی می گفت کارمند باشین کارمند بشین تا وضعتون خوب شه

    من با خودم میگفتم مامانم چقد کوچیک فکر میکنه مثلا کارمند هم بشم درآمدم ثابته ولی شغل خودم رو داشته باشم درآمدم دست خودمه و ناخودآگاه قانون تکامل و تصاعد بعدش میومد جلوی چشمم ……

    ( الیته بزرگ هم شدم زود به ثروت رسیدم که به خاطر باورهای محدود دیگه از دست دادم … )

    یاد حرف استاد می افتم که میگفت ممکنه اگر باورتون تو یه زمینه خوب باشه به ثروت برسین ولی تو یه مرد مشکل باشه ثروت رو از دست بدین چون نتایج ما ، برآیند تمام باورهامون هست ….

    انسان همیشه باید تمرکزش روی خودش باشه

    چند وقته آلرژی پیدا کردم وقتی خانواده ام در مورد این و‌اون صحبت میکنن که کی چی داره …. حالا یا حسرت حسادت با حتی رقابت در وجودشون ایجاد میشه

    و میبینم این حس اپیدیمی هست توی جامعه

    و بعد با خودم مقایسه میکنم که میبینم من دیگه اینطوری نیستم تو بیتشر مواقع

    مثلا به این فکر میکنم زمانی که مدرسه می رفتم برای اینکه شاگرد اول بشم هیچ وقت به افراد دیگه توجه نمی کردم

    فقط به هدفم 20 شدن فکر میکردم ‌سعی میکردم درس ها رو طوری عالی بخونم که اصلا سوالی نباشه نتونم جواب بدم

    یا اینکه یه نوشته خونده بودم‌همراه با عکس که بازنده ها روی دیگران تمرکز میکنن و برنده ها روی برنده شدن …. اینا منطق های خوب برای رفع این مسئله بود واسم

    هر چقد. این کد قبلی هست هنوز بعضی وقتا تو شرایطش قرار می گیرم میبینم دارم سرزنش میکنم‌خودم‌و‌ در مقابل دستاوردهای دیگران

    ‌بعد سریع عوض میکنم میام تو مسیر خودم میگم اگر من مسیرم و هر. روز با پیشرفت برم که دیگه برای خودم‌هم دست نیافتیم میشم پس این فکر به جای قدرت دادم بهم ( مقایسه ) داره سرعتم کم میکنه ، اکثرا فکر میکنن این فکر و‌مقایسه و رقابت ‌‌حسرت به نفعشون هست ( اهرم رنج و لذت غلط )

    من باید همیشه مولد ثروت باشم چه وضعم خوب باشه چه نباشه

    چرا ؟؟. چرا اینو میگی ؟

    چون مولد ثروت بودن وظیفه الهی منه و هر چقد بیشتر پول دربیارم به خدا نزدیک تر میشم

    آیا اگر این باورم باشه ؟ دیگه برای پول ساختن همیشگی من نیاز به رقابت دارم یا نیاز به انگیره خارجی با دیدن دستاوردهای دیگران !؟؟

    به نظرم واسه بعضی افراد خوبه ، افرادی که تنبل هستن ……

    ولی واسه منی که همیشه دارم و هر روز دارم نهایت تلاش ذهنی ‌عملی خودم‌رو‌ میکنم این سبک کمک کننده نیست

    واقعا استاد میگه کارهاشو خدا میکنه راست میگه

    حتی همون دوره تندخوانی هم یه نقشه خدا بود

    چون می دونست بعدها افراد ممکنه بگن شما با فروش دوره ثروت و قانون جذب ثروتمند شدی و باور پذیری بیاد پایین و بهانه بره دست افراد مریض …..

    واسه همین اولین ثروت استاد. از مهارتی بود غیر از قانون جذب

    دوره تندخوانی

    که اگه کسی بهانه آورد ، مدرکش وجود داشته باشه …..

    استاد چه منطق خوبی آورد برای اینکه سرمون تو کار بقیه نباشه که کی چی داره کی نداره …….

    اینکه باران همیشه داره میباره

    به جای اینکه به سطل بقیه نگاه کنم اون وقت و تمرکز رو بزارم واسه بهتر و بزرگ‌تر کردن سطل خودم

    چون نگاه به دارایی های دیگران و تجزیه تحلیلش کمکی به من نمیکنه …… کار اصلی رو بهبود های من داره انجام میده

    پس بهتر هوشیار باشم و گول نخورم و تو مسیر محکم و با قدرت جلو برم تا نتایجم بزرگ و ایمانم تقویت و دیگه ازین شک و دودلی ها و ازین حواسپرتی ها نجات پیدا کنم وقتی ببینم مسیر من انقد نتیجه داده قطعا هر دفعه با ایمان و اشتیاق بیتشری میرم

    خدا رو شکر از درک عمیق تر امروزم

    از مرور آگاهی های امروزم

    از کامنتی که گذاشتم ‌‌از استاد و مریم جان برای انتقال این اصول

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    آزاده معصوم جماعت گفته:
    مدت عضویت: 1014 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز

    بسیار از شما سپاسگزارم که یک بار دیگر به من یادآوری کردین که تنها عامل افتادن اتفاق های خوب در زندگی ما داشتن حال خوب است.

    حال خوب هم ساختنی هست با ورودی هایی که به ذهنمون میدیم و باورهایی که میسازیم

    اینکه تمام قدرت دست خداست و خداوند تمام زندگی مارا می‌سازد خود یک باور هست که باعث حال خوب و آرامش می‌شود.

    زمانی که تقوا داشته باشی و همه چیز را از خداوند بدانی همین باعث حال خوب می‌شود و پایداری و ادامه پیدا کردن این حال خوب باعث اتفاقات خوب می‌شود.

    این روزها خیلی خوب میتونم این قانون رو تو زندگیم رعایت کنم چون یک تاثیر بسیار بزرگ در زندگی من گذاشته است و درسی که ازین قانون تو زندگیم گرفتم هیچ وقت یادم نمیره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: