مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید
    133MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید
    23MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1170 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2709 روز

    به نام الله رحمان

    گام پنجم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    پنجم بهمن هزار و چهارصد و سه

    • تمرین؛

    _ آگاهی های این قسمت چه درسهای سازنده ای درباره شناخت خداوند و شیوه اتصال با این نیرو برای شما داشته؟

    اول اینکه خداوند یک سیستم است ، نه یک شخص ، احساسات ندارد و احساسات را درک نمی‌کند ، صرفا بر اساس قوانینی کار میکند که تغییرناپذیر هستند و در قرآن از آن به عنوان سنت‌های تغییرناپذیر الهی یاد شده است.

    دیگر اینکه خداوند برای هر شخص به شکلی درمی‌اید که آن شخص فرکانسش را ارسال کرده باشد ، مثل آبی که در هر ظرفی ریخته شود شکل همان ظرف را به خود میگیرد.

    مورد بعد اینکه رابطه‌ی هر فرد با خداوند کاملا شخصی و شخصی‌سازه‌شده است ، نمیتوان از یک رابطه خاص الگوبرداری کرد و همان احساسات را عینا تجربه کرد ، پس بهتر است که هر فرد رابطه‌ی مناسب با خود را با خداوند پیدا کند.

    بعدی اینکه خط قرمزهای خداوند در قرآن ، آیات عذاب هستند و مطالعه قرآن برای هرکس ساده و آسان است ، این ادعای خود قرآن است و قرآن را با هر ترجمه‌ای که بخوانیم ، عقل ، منطق آن را درک می‌کند.

    _ این درسها منجر به اخذ چه تصمیم / تصمیماتی برای شما شده است؟

    آن تصمیم / تصمیمات را مکتوب کنید.

    با این آگاهی‌ها متوجه شدم مسیر رسیدن به خواسته‌ها ، هر طور که باشه ، اگه با محبت و دوستی و رفاقت با خدا همراه باشه بسیار شیرین‌تر میشه.

    حتی نزدیک شدن به خداوند در خیلی از مواقع هدف اصلی از همه‌ی برنامه‌های زندگی است.

    یعنی ما تلاش می‌کنیم برنامه‌ریزی میکنیم به اهدافمون برسیم که در نهایت شخصیت شاکرتری داشته باشیم.

    به امید خدا تصمیم دارم رابطه‌م رو با خدا بهبود ببخشم و ساعات بیشتری از روز رو با این منبع عظیم در اتصال و ارتباط باشم.

    _ حالا که تصمیم خود را مکتوب کردید، ایده‌های خود برای اجرای این تصمیم را لیست کنید.

    یک) قرآن را با توجه بیشتری بخونم. خداروشکر من اهل قرآن خوندن هستم و به لطف الله بخشی از آیات رو از حفظ هستم ، بعد از این فایل تصمیم دارم قرآنی رو که هر روز تلاوت میکنم با تدبر و تعقل بیشتری بخونم.

    (ممنون که انگیزه‌ای میشید برای روی آوردن آدمها به قرآن و کلام وحی)

    دو) دوست دارم ریشه‌ی بعضی از کلمات رو از قرآن بفهمم ، مثل نماز ، روزه ، تقوا ، حجاب ، گناه .

    سه) چند روز قبل به پیشنهاد یکی از بچه‌های سایت ، کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو خریداری کردم ، تو این فایل وقتی مجدد بهش اشاره شد متوجه شدم در مسیر درست هستم و برای خوندنش مصمم‌تر شدم ، به امید خدا این کتاب رو هم تصمیم دارم بخونم.

    چهار) من نماز رو میخونم و معتقدم به این طریق رابطه‌ی خودم رو با خداوند حتی شده به اجبار حفظ میکنم. تصمیم دارم از این به بعد با حضور قلب بیشتری نماز بخونم و این رابطه رو عمیق‌تر کنم.

    پنج) دوره‌ی راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو تا جلسه پنج گوش دادم ، دوست دارم این دوره رو به انتها برسونم و طبق توضیحات این فایل روی جلسات 9 و 10 تمرکز بیشتری داشته باشم.

    پی‌نوشت؛

    چقدر این روزا که این پروژه رو شروع کردم حالم خوبه ، چقدر احساس آرامش دارم ، واقعا حس میکنم در مسیر درست هستم (چیزی که مدت‌ها ، خلافش در وجودم بود و روحم رو آزار میداد) حتی امروز وقتی به افرادی که به نوعی بهشون وابستگی دارم فکر کردم ، برای چند لحظه این وابستگی در نظرم مسخره اومد و چقدر این رهایی شیرین بود.

    به امید روزی که از ظرفیت‌های وجودی‌مون نهایت استفاده رو بکنیم و این روح متعالی رو که خداوند بهمون هدیه داده به اوج خودش برسونیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1098 روز

    خدایااا سلاام ‍ صبحت بخیر

    شکر واسه این صبح قشنگ که چشمامو باز کردم و هنوز زنده‌ام که زندگی رو تجربه کنم.

    با همون حالی که از تخت بلند شدم رفتم سمت آشپزخونه.. کره یه ذره مربا یکم عسل … آخ که چه صفایی داره سر سفره صبحونه زمانی ک عطر چای تازه دم کل خونه رو بر میداره.

    خدایا شکرررت واسه همین لحظه‌های ساده و شیرین که به آدم انرژی میده واسه کل روز.

    وقتی مشغول آماده کردن صبحونه‌ام، صدای قل‌قل کتری، صدای پرنده‌ها بیرون… همه‌ش میگه خدااا اینجاست و داره لبخند می‌زنه بهت .

    شکر واسه همین خونه‌ای که توش آرامش دارم واسه همین آشپزخونه‌ای که منو یاد مهر مادری می‌ندازه واسه همین دل قرص و مطمئن که دارم.

    بعد صبحونه ..شروع کارای خونه…

    جارو می‌زنم ظرف می‌شورم ..همه‌جا برق می‌زنه انگار خود دلم تازه میشه خدایاااا شکرررت که توان و سلامتی دادی بتونم همه‌ی این کارارو انجام بدم.

    بعدشم آماده میشم واسه خرید حس خوب بازار رفتن، رنگارنگی میوه‌هااا دیدن مردم… همه‌ش پر از نشونه‌های نعمته. خدایا شکرت که همیشه بهترینا رو جلوم می‌ذاری.

    امروز رو پر از اتفاقای قشنگ می‌بینم منتظر خبرای عالی‌ام، منتظر رزق و روزی شیرین ..مشتریای خوب لبخندای از ته دل. خدایا شکرت که قبل از اینکه چیزی بخوام.. تو آماده‌ش کردی.

    الهی به امید تو

    وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ

    (سوره طلاق آیات 2 و 3)

    هر کس تقوای الهی پیشه کند خدا راه خروجی براش قرار می‌ده و از جایی که حتی فکرش رو هم نمی‌کنه بهش روزی می‌رسونه.

    یعنی خدایا من مطمئنم تو امروز و هر روز درهای رزق و برکتو روم باز می‌کنی حتی از جاهایی که خودمم تصورشو نمی‌کنم.من به تووو ایمان دارم

    پیش به سوی چهارشنبه ای پر از اتفاقات خووووب

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    – گام پنجم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر –

    به نام خدای حقیقت

    وقتی این فایل رو گوش میدادم و استاد از قرآن می‌گفت، یه چیزی تو سرم زنگ زد که : من چرا تاحالا به صورت جدی قرآن رو نخوندم!؟ چرا نرفتم ببینم این خدایی که انقدر دم از توحیدی بودن و توکل بهش میزنم، اصلا چی گفته!؟ توی خونه راه رفتم و حرفای استاد رو عمیق گوش دادم. وقتی که فایل تموم شد، رفتم یکی از ده ها قرآنی که داشت توی کتابخونمون خاک میخورد رو برداشتم، تمیزش کردم، ماژیک و خودکار برداشتم و بازش کردم. همین که شروع کردم به خوندن تک به تک آیه ها، آگاهی ها مرور میشد توی ذهنم. این حجم از هماهنگی بین آیه ها با چیزایی که تاحالا توی سایت خونده بودم و شنیده بودم، متحیرم کرد. چقدررررر تاحالا آگاهی ها دم دستمون بوده و ما ندیدیم؛ یعنی قطعا که تو مدارش نبودیم. برای هر آیه ای که میخوندم، یه چیزی مرتبط با قوانین مینوشتم و یهو به خودم اومدم دیدم هفت هشت صفحه خوندم و حاشیه های قرآن پر شده از دستخط من.

    اینهمه آگاهی ناب و واضح و روشن عجیب شگفت زدم کرد… چقدرررررر خدا رو شکر کردم.

    چقدر خوشحالم که خوندن قرآن رو شروع کردم.

    چقدر خوشحالم که بالاخره تو مدارش قرار گرفتم.

    چقدر حالم خوبه با خودم. خدایا شکرت.

    میخوام چندتا از آیه ها رو با چیزایی که خودم تو حاشیه درموردشون نوشتم رو اینجا بذارم تا ردپایی باشه از من، از روزهایی که برای ثبات حال خوبم تلاش کردم. خدایا شکرت

    – کسی را مثل و مانند او قرار ندهید در صورتیکه می‌دانید خدا بی مانند است – ( 22 بقره ) کنارش نوشتم : بی مانند یعنی چی!؟ یعنی همون یکتا بودن؛ یعنی هرگونه قدرت دادن به غیر خداوند شرکه؛ یعنی باور کن فقط اوست که می‌تواند و اوست که قادر است.

    – پس هر کس پیروی کند راهنمای مرا، هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهد گشت – ( 38 بقره ) کنارش نوشتم : تسلیم محض خدا بودن و عمل به هدایتی که خداوند ما رو در مسیرش قرار میده.

    – از خدا به صبر و نماز یاری خواهید که کاری دشوار است مگر بر خداپرستان – ( 45 بقره ) کنارش نوشتم : صبر یعنی چی!؟ یعنی عمل به هدایت درحالی که هنوز هیچی معلوم نیست. چجوری میتونی استوار باشی در مسیرت!؟ ایمان و عزت نفس / رابطه‌ی متقابل و واضح توحید و عزت نفس. نماز یعنی چی!؟ یعنی کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت. یعنی شکرگزاری و قدردانی از نعمت ها.

    – پس بخشیدیم شما را از گناه شما بعد از چنین کار زشت که شاید سپای خدا بجای آوردید – ( 52 بقره ) نوشتم : هر کاری قابل بخششه؛ هر کاری. همیشه راهی برای برگشت به مسیر هست. اگه خودت بخوای. پس عذاب وجدان و فکر اینکه ما هرگز بخشیده نمیشیم هم کنسله.

    – و یاد آرید وقتی را که موسی برای قوم خود به جستجوی آب بر آمد و ما به او دستور دادیم که عصای خود را بر سنگ زن پس دروازه چشمه آب از آن بیرون آمد و هر سبطی را آبشخوری معلوم گردید – ( 60 بقره ) نوشتم : هر کس هدایت مختص به خودش رو داره و فقط باید حرکت کنه تا هدایت بشه. وگرنه موسی اگه حرکت نمی‌کرد، به کجای مغزش خطور میکرد که میتونه از سنگ چشمه بسازه!؟ پس توی هدایت دنبال چیز منطقی نباش. فقط به ندای درونت گوش بده و اگه حس خوب داری، برو تو دلش.

    – هر مسلمان و یهود و نصاری و ستاره پرست که از روی حقیقت ایمان به خدا و روز قیامت آورد و عمل شایسته کند، هیچگاه بیمناک و اندوهگین نخواهد بود – ( 62 بقره ) نوشتم : وای خدای من! میگه اصلا مهم نیست تو کی ای و چی ای، اگه ایمانت رو نشون بدی و عمل کنی، توحیدی هستی و رستگار. خب این یعنی چی!؟ یعنی هر کی میخوای باش، هر دینی میخوای داشته باش، اصلا مهم نیست. همین که قوانینو بلد باشی، جواب میگیری! چی واضح تر از این!؟ چی ارزشمندتر از این!؟ این با همه‌ی اون چیزایی که درمورد اسلام به ما گفته بودن فرق میکنه. آیه صریح قرآنه ولی خیلی متفاوته از اون همه چرت و پرتی که تو کلمون کردن.

    خدایا شکرت که این چیزا رو خوندم.

    خدایا شکرت که تو مدارشم.

    خدایا شکرت که الان اینجام.

    تازه این اولشه؛ قراره سرشار از عشق و آگاهی باشه این مسیر.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
      مدت عضویت: 2709 روز

      سلام حدیث جونم، چقدر خوشحالم که این پیام رو ازت خوندم. چقدر خوشحالم که شروع کردی به خوندن قرآن و چقدر عالی که این فایل باعث شده بری به سمت قرآن و با تفکر و تامل آیات رو بخونی.

      دوست دارم حتما فرصت و زمینه‌ای پیش بیاد که باهم درمورد قرآن و آیات قشنگ و فرکانسی با هم تبادل نظر داشته باشیم.

      می‌دونی چیه؟ هرچی بیشتر میگذره بیشتر دلم میخواد از این باهم بودنه استفاده کنیم و بیشتر باورهامون رو تقویت کنیم.

      وقتی این آیات رو خوندم دلم لرزید، مرسی که دست خدا شدی تا منم یه مروری داشته باشم روی تعدادی از آیات زیبای قرآن.

      خدایا شکرت.

      به امید روزی که در زمینه قوانین جهان مسلط باشیم و تو لحظه به لحظه زندگیمون ازشون استفاده کنیم.

      در پناه الله باشی آبجی قشنگم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4297 روز

    سلام استاد خوبم

    چند روز قبل از اینکه شما راجب رابطه تون عمیق تر صحبت کنید و این فایل منتشر شه ……… من داشتم راجب خودم و رابطه ام فکر میکردم ……. هر جوری حساب میکردم میدیدم اینکه دوستم بهم زنگ بزنه یا اسمس عاشقانه بده خوشحالم میکنه ….. اینکه روم حساس باشه و غیرتی شه خوشحالم میکنه …… حالا نه همیشه ….. من رو باورهام کار کرده بودم و همه چیز خیلی خیلی خوب تر شده بود و باور های توحیدیم خیلی بهتر و قوی تر شده …… ولی هر جوری دو دو تا چهارتا میکردم میدیدم ته احساسم اینه که دلم میخواد ازش توجه ببینم ……. خیلی به این فکر کردم ….. نجواهای ذهنیم میگفت آره بابا اصل و اساس رابطه ی عاشقانه اینه که طرف روت حساس باشه ….. گاه گاهی غیرتی شه …… گاه گاهی بگه حق نداری بری فلان جا خخخخخ….. گاه گاهی بهت اسمس عاشقانه بده و اتفاقا ازت توقع داشته باشه تو هم جوابشو سریع بدی…..نذاره بدون اون تکی بری تولد ……….. اجازه نده با خواهرت بری مسافرت خارج از کشور …… بابا باید روت حساس باشه …….. نجواهای ذهنیم میگفت اگه یه آدمی رو قانون مسلط باشه فقط به نکات مثبت تو توجه میکنه و تو براش خیلی مهم میشی و اون وقت رابطتون عاشقانه تر میشه…… میگفت قانون اینه که اون بهت عشق بده. ……..نجواهای ذهنیم میگفت اگه یه آدمی رو پیدا کنی که قانونو بلد باشه رابطه همونی میشه که تو میخوای …..شاید خنده دار باشه اما دلم میخواست اگه به دوستم بگم میخوام از این رابطه برم بیرون ناراحت شه و با زبون بی زبونی هم که شده بخواد منو نگه داره ………اینا نجواهای ذهنی من بود با اینکه رو باورهای توحیدیم کار کرده بودم ….. اما ته دلم اینا بود ……..تا اینکه …………. خودم با خودم جلسه گذاشتم …..خدا هم بود ….. من حرف زدم و اون جواب داد ….. کلنجار میرفتیم با هم …… و این شد نتیجه ش : بهم گفت سمانه بهترین آدمی که تو زندگیت میشناسی و قانونو بلده و داره طبق قانون زندگی میکنه و تو ازش راضی هستی کیه ؟ گفتم بهترین آدمی که داره قانون رو خوب رعایت مینکه و از تمام زندگیش راضی و خوشحاله خود استاده …… گفت: فکر میکنی خود استاد با رابطه ش چه جوری رفتار میکنه ؟ گفت فکر میکنی اگه رابطی ش بگه میخوام از زندگیت برم بیرون استاد ناراحت میشه ؟ ………………… با اینکه اون موقع هنوز این فایل منتشر نشده بود ولی حسم گفت منطقیه ……..اینو از صحبتهاتون میشد فهمید که شما درسته رابطه ی عاشقانه ای دارید اما توش از منت کشی و وابستگی و قهر و آشتی های پر از وابستگی خبری نیست …….یعنی من اگه با یه آدمی دوست میشدم که قانون رو کامل بلد باشه و من بهش بگم میخوام از این رابطه برم اون اصلا ناراحت نمیشه ….. یعنی اگه قانون و بلده اصلا رو من حساب نمیکنه و فقط خدا رو در نظر میگیره ….. پس این وسط من چی میشم ………. دیدم یه جای کار میلنگه …… دیدم تا وقتی خودم تو وجود خودم ناقص باشم و خلا داشته باشم حتی اگه با آدمی دوست شم که حتی بیشتر از خود شما هم قانونو بلد باشه بازم تضمینی وجود نداره که اون رابطه عالی باشه ….. چون من هنوز از طرفم” توقع” دارم…………. حرفاش منطقی بود ……. شدیدا هم منطق قوی ای داشت …….. فهمیدم هر چی هست . اول و آخر همه چی به خود من میرسه …….. انگار سرنخ از خود من شروع میشه و در نهایت به خود من میرسه ………… فهمیدم هر چی هست باید تو وجود خودم دنبالش بگردم ……….. به رفتارای دوستم فکر کردم و دیدم این آدم اون قدررررر با خودش هماهنگه که من این رفتاراشو میذارم رو حساب بی تفاوتیش ولی غافل از اینکه انگار بعضی چیزایی رو که من تازه دارم یاد میگیرم اون از قبل بلده و داره تو زندگیش رعایت میکنه ……….اگه بخوام مثال بزنم : یه روزی البته حدود سه سال پیش بهش گفتم اگه من بمیرم چی کار میکنی؟ فکر میکنید چی گفت : خخخخخخخ لبخند زد و گفت هیچی …….ناراحت شدم …. گفت وقتی بمیری دیگه کاری از دستم بر نمیاد ولی تا هستی قدرتو میدونم ………….الان که با باورهای توحیدی آشنا شدم میبینم این جمله خیلی هم زیباست …… راست میگه مرگ حقه و همه میمیرن ولی مهم اینه که تا هستم دلش میخواد با هم خوش باشیم …………. یه خاطره ی دیگه : بچه ها دوست من اصلا اهل ناله نیست ….. وقتی ام که مریض میشه دکتر نمیره و آخر آخر دوا درمونش اینه که یه استامینفون یا یه ادالت کلد بخوره خخخخخخخ ( یعنی سرطان هم داشته باشه با همینا خودشو خوب میکنه خخخخخخخخخ شوخی کردم )…… اون روز تو ماشین بودیم دیدم یهو زد کنار و پیاده شد و با حالتی شبیه دویدن رفت سمت سطل زباله و گلاب به روتون بالاآورد ….. من حتی پیاده هم نشدم ………. بعد اومد نشست تو ماشینو و من فقط گفتم میخوای برم پایین از سوپر مارکت آب معدنی بخرم برات؟ گفت نه و خیلی عادی به راهمون ادامه دادیم و رفتیم خرید و بعدشم با اینکه میدونستم اون چیزی نمیخوره ولی خب من گفتم گشنمه و رفتیم رستوران و من پیتزا خوردم و اون طفلک حتی نتونست لب به غذا هم بزنه و بعدشم مثل همیشه منو رسوند خونه و همین …….. همه چیز مثل همیشه بود …….. بچه ها اون با اینکه خودش بالا آورده بود اما به من حق میداد که گرسنه م باشه و منو برد رستوران و خودش نشست تا من غذامو بخورم …… آه و ناله نکرد ….. در حالیکه اگه من بود میگفتم بابا من مریضم اون وقت تو درک نمیکنی و میگی بریم رستوران ؟ اگه من بودم ناراحت میشدم که دارم بالا میارم و طرفم حتی از ماشین پیاده هم نشد …………جالب اینه که منم اگه مریض شم اون اضافه بر سازمان قربون صدقم نمیره ………… بهم میگه خوبی … بهتری ….. ولی این طوری نیست که من مریض شم بهم بیشتر توجه کنه ………. همیشه یه مدله ……. و من الآنا میفهمم که جه قدر این رفتاراش طبق قانونه ………. بچه ها روزای اول آشناییمون این کاراشو میذاشتم رو حساب بی تفاوتیش و بی احساس بودنش اما حالا میبینم این رفتارا نشون دهنده ی عدم وابستگی و شناخت قانونه ………………. عاشق خودمم از کجا شروع کردمو به کجا رسیدم خخخخخخ

    شاداب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    Malek_success گفته:
    مدت عضویت: 3239 روز

    سلام خدمت دوستان عزیزم

    اول از همه میخوام احساس خوبم رو به اشتراک بزارم

    به لطف الله در مدار دوستی قرار گرفتم که با شدت و تعهد روی خودش کار میکنه ..هرشب تمرینات بازی فراوانی، شکرگذاری روزانه و قرآن رو با هم انجام میدیم..واقعا بودن یک شخص خیلی به روند پیشرفت و رشدمون کمک میکنه…البته اون شخص خودبه خود و به طرز شگفت انگیزی به من پیام داد و گفت که ایدی تلگرام من رو دیده و اون رو به عنوان نشونه دیده…اشتراکات جالبی داریم و از هم درس یاد میگیریم.

    .آگاهی جلسه 6 بینظره ..من همیشه فکر میکردم که با انجام یک سری اعمال خاص میشه به خدا رسید. در حالی که بی نهایت مسیر برای رسیدن به خدا وجود داره مثل چوپانی که خدا رو مانند انسانی میدید و موهاش رو شونه میکرد و قربون صدقه اش میرفت. هنگامی که موسی اون رو دید سرزنشش کرد اما خدا به موسی گفت بزار به روش خودش عبادت کنه. و این عبادت پیش من مقبوله.. این که من یک سری اعمال رو بدون دلیل و صرف اینکه دیگران اون رو انجام میدن، انجام بدم به معنای جاهل و نادان بودنه…به قول استاد واقعا ما اگر نمیتونم تنها کتابی که خدا فرستاده رو مطالعه کنیم پس چرا سوال میپرسیم؟ چرا دوست داریم بدون تلاش جوابمون رو پیدا کنیم؟ اگر بدون پیش زمینه به سمت قران بریم هدایت میشم این رو منی که قبلا از خوندن قرآن بیزار بودم میگم اما الان سعی میکنم روزم رو بدون مطالعه چند ایه از قران سر نکنم..چون واقعا آگاهی هاش بینظیره..ان شالله بتونم در دوره جدید استاد شرکت کنم و بتونم از این اقیانوس بی کران الهی نهایت استفاده رو ببرم..

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوب خودم

    خدا را شکر که در حال شنیدن این فایل عالی و زییا هستم

    واقعا صحبت های استاد در مورد تکامل و در مورد رشد و پیشرفت عالی و بی نظیر است

    بی شک می توان با شنیدن این صحبت ها و درس گرفتن از آنها و کمک گرفتن از این صحبت ها برای خود یک راه درست را انتخاب کرد

    خدای من ممنون تو هستم که من را به این راه زیبا هدایت کردی

    آنچه که از این فایل عالی یاد گرفتم سیستم بودن این خدای عزیز و مهربان بود

    که می توان او را در همه چیز و همه جا قرار داد

    هر جور که من این خدای مهربان را باور کنم این خدا همان می شود و به همان شکل و تصور من در می آید

    زیباتر از این نیست که هر چه من بیشتر به خواسته های خودم برسم من نسبت به آن خواسته رهاتر می شوم و از همه مهمتر اینکه من از همین که هست هم لذت می برم

    هرچه من بیشتر ثروتمند تر بشوم به خدای خودم نزدیک و نزدیک تر می شوم

    خدا را شکر که در این راه قرار گرفته ام و می توانم با کارکردن روی باورهای خودم برای خودم دنیایی عالی و شگفت انگیز بسازم

    همه چیز در دستهای من است و من می توانم با قدرت تفکر خودم برای خود یک زندگی عالی و زیبا بسازم

    خدای قدرتمند مهربان من همه چیز را در دستهای من قرار داده است

    من با ساختن افکار و باورهای خودم هستم که می توانم دنیا و آروزهای خوبی را برای خودم بسازم

    خدای من دوستت دارم بخاطر این همه نظم و قانون

    نکته زیبای دیگری که یاد گرفتم این بود که برای خودم الگوهای مناسب انتخاب کنم و با کمک گرفتن از این الگوها برای ذهن

    منطقی خودم مسیری را بسازم که بهترین راه ممکن باشد برای سریع تر و زودتر رسیدن به خواسته های خودم

    یک موضوع دیگر این است که باید برای اهداف خودم وقت بگذارم و تحقیق کنم و جلو بروم چرا که وقتی که یک هدف برای من مهم باشد باید وقت بگذارم و جلو بروم تا به جهان هستی این را اثبات کنم که من می توانم و قدرتمند هستم و برای هدف خودم ارزش قایل هستم

    ممنونم استاد عزیز از شما بخاطر این نکته های زیبا

    سپاس از خدای خوب خودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    امیر آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 1974 روز

    به نام الله مهربان و هدایتگر به سمت زیبایی سلامتی شادی ثروت و حال خوب

    سلام به استاد عزیز

    =وقتی روی خودمون کار کنیم تغییرات شروع میشه و از همون کاری که داریم درامدمون بیشتر میشه

    =خداوند یه سیستمه که هر جوری هستیم و هر فرکانس بهش میدیم به همون شکل در میاد و هر مدلی باور کنیم به اون شکل در میاد

    =هر لحظه ای رو با غم افکار بیماری زا طی کنیم داریم خودمون از رسیدن به خواسته هامون دور میکنیم و باید رها باشیم و با رهایی و احساس خوب داشتن خاسته هامون نزدیک و نزدیک تر میشود

    =هر چقد ثروتمندتر شویم نزدخداعزیز ترینیم

    =وقتی کارمون عشقمون باشه شب روز نداره و کلن در هر حال لذت میبریم از کار زندگی

    =رابطه با خدا برای هر کسی جداست و الگو از کسی نباید بگیریم و تقلید نکنیم

    =آیه های عذاب خط قرمز های قران هست

    =خدایی که جهان خلق کرده و فرمانرای ربه یک کتاب داده بیرون و اگه این کتاب نخونیم یعنی باور نداریم به هیچ‌ چیز

    چقد فرکانس قوانین جالب الان دوباره دارم قران میخونم و هدایت شدم به این فایل

    چقد نکات در مورد نماز گفتید زیبا بود

    سپاسگذارم برای این فایل ها

    آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1597 روز

    به نام خداوند مهربان و وهاب

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر خانواده عباس منش در این سایت

    جمع آوری توضیحات استاد که من درک کردم تا حد فرکانس خودم

    اول از همه ما باید خودمون رو بشناسیم تا به خدا برسیم

    خودشناسی از کجا شروع میشه

    قبل از همه ی مثال میزنم ما مثلا ی دستگاه آب میوه گیری داریم اول باید بدونیم این دستگاه اصلا چی هست و چطوری کار میکنه. و ورودی‌ کجاست خروجی کجاست. چطوری فعال میشه

    وقتی فعال بشه هر چیزی بدی بهش طبق همون بهش پس میده

    پس من اول باید خودمو بشناسم خودشناسی رو شروع کنم و خیلی هم راحت نیست. پاشنه های خودمو پیدا کنم

    خوب من تا حدودی متوجه شدم که من یک موجودی هستم فرکانسی موجودی که با توجهش به هر چیزی اونم به طور مکرر از همون جنس وارد زندگیش میشه بر اساس قانونی که خداوند مقرر کرده و هیچ گونه تغییری درونش نیست

    قانون چیه؟؟؟

    قانون میگه من با توجه به فرکانس و احساس تو پاسخ میدم ن ادا و خودنمایی و مظلومیت و گریه و ناله و الکی شاد بود. احساس فقط و اصلا براش مهم نیست که تو کی هستی

    پیامبر هستی یا فرعون. نوح باشی یا پسرش. هر کسی نتیجه فرکانس های ارسالی خودشو میگیره

    پس اینجاست که ارسالی ها چطور به وجود میاد. تا ما چیزی رو دریافت نکنیم چیزی رو نمیتونیم ارسال کنیم. پس باید کنترل ذهن رو شروع کنیم و فقط ورودی های مثبت و ورودی هایی که احساسمون رو عالی نگه میداره رو وارد این موجود فرکانسی بکنم

    ما قادر هستیم خودمون به همه چیز برسیم و اینکه در مورد تقلید کردن جالب بود که ما چقدر راحت میتونیم به یک فردی که یک موجود هست با افکار و فرکانس هاش بدون تحقیق اعتماد کنیم ولی به خدایی که اصل هست و خودش داخل کتاب چندین بار میگه آیا من برای شما کافی نیستم. شک و بی اعتماد باشیم

    وقتی کتاب هست پس غیر خدا این وسط چی میگه. وقتی خود شما استاد عباس منش. وقتی این حرف ها رو می‌زنید من اگر بدون تحقیق بپذیرم. پس ی نفر دیگه بیاد ی حرف دیگه بزنه اونو می‌پذیرم

    من بعد از 1 سالو نیم تازه متوجه شدم که حرف های استاد رو هم اگر میخوای باور کنی هر فایلی رو گوش دادی بپر تو قرآن یا سرچ کن تو قرآن. چند تا آیه قبل و بعدش رو بخونم و باورم رو قوی تر کنم

    حضرت ابراهیم با اینکه با پیامبری رسیده بود به خدا گفت خداوندا کاری کن خدا گفت مگه منو باور نداری گفت چرا ایمان دارم میخوام ایمانم قوی تر بشه

    خداوند گفت پرنده ای رو چهار تکه کن و در چهار نقطه کوه قرار بده و بگو موجود باشه پرنده به سمتت خواهد آمد ایمان بدون تحقیق خودت ن تقلید قوی تر میشه

    خداوند یک سیستمی هست که قانون خودشو داره

    مثل یک بازی فوتبال که قانون خودشو داره. ی دکمه مخصوص شوت هست حالا تو بیا خودتو بکش و عذاب بده. ی دکمه دیگه رو فشار بده ولی اون شوت نمیزنه چون خلاف قانون داری عمل میکنی

    و نکته بسیار مهم که درک باید کنیم و من دارم این رو در خودم نهادینه میکنم

    اینکه که ما به خاطر باور های محدود کننده ای که داریم و داشتیم اینه که ما وقتی چیزی رو می‌بینیم به‌ اعتماد پیدا می‌کنیم و میگیم این اوکی هست. این همون آدمی هست که با عث میشه ما موفق باشیم

    چون ما خدا رو یک فرد می‌شناسیم این باور رو داریم این فرد باید بیاد کمکمون.

    ولی خدا یک سیستم هست که می‌بینیم ولی درکی نداریم سیستم که این طبیعت و آب و هوا و همه جز این سیستم هست

    ولی ما فرکانس رادیو رو نمی‌بینیم ولی باور داریم

    جاذبه رو نمیبینیم ولی باور داریم

    پس خدا رو هم سیستم هست نمی‌بینیم ولی باید باور داشته باشی و قبول داشته باشی و فقط تو ورودی های عالی رو دریافت کنی و خروجی های عالی رو ارسال کنی. و اصلا دنبال این نباشی که سریع نتیجه بده. فقط مهم ترین کار و مهم ترین کار که مثل خوردن آب واجب هست ورودی عالی و خروجی عالی هست

    جهان و خداوند و همان سیستم کار خودشو درست انجام میده پاسخ میده و هدایت میکنه

    که در قرآن هم آمده الذین یومنون بالغیب

    خدایا ازت سپاسگزارم که این آگاهی ها رو در اختیار ما قرار دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    موضوع مهمی که در این فایل یاد گرفتم برای من این بود که وقتی که می خواهم تغییر کنم وضعیت من آرام آرام شروع به عوض شدن می کند

    حالم خوب تر می شود

    ایده ها و راه کارهایی به ذهن من می رسد که من با عملی کردن آن ایده ها براحتی و آسانی می توانم به موفقیت برسم

    نکته زیبا اینجا است که به محض اینکه من شروع به تغییر می کنم جهان هم به این تغییر پاسخ می دهد و در این راه به من کمک می کند

    این موضوع را من براحتی و به وضوح در زندگی و کسب و کار خودم بارهای بار آنرا درک کرده ام

    درس مهمی که باید همیشه مد نظر خودم باشد این است که باید همیشه خونسرد باشم و همیشه از لحظه حال خودم لذت ببرم

    نکته دیگر برای من این بود که باید به الهامات و ایده هایی که به من می شود آنها را عملی کنم و به آنها اعتماد داشته باشم و جلو بروم

    آنوقت است که من موفق خواهم بود

    این نکته را باید یاد بگیرم که همیشه دنبال عشق و هدف خودم بروم

    کاری را انجام بدهم که به آن علاقه دارم

    کاری را انجام بدم که انگیزه بخش است برای من و من را به جلو می برد

    اینجا این موضوع واقعا مهم است که هر کاری را که می خواهم انجام بدهم به دنبال آن بروم و براحتی آنرا قبول نکنم بلکه باید تحقیق کنم و آنوقت من می توانم آن را که می دانم عملی کنم و به آن عمل کنم

    ممنونم استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    معین کوه پیما گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    سلام سلام صد تا سلام

    روز 39 ام روتین روزانه روز 49 ام

    خوب خوب

    ارتباط با خداوند

    فکر کنم تا الان توی خیلی از کامنت هام نحوه اشناییم رو با خدایی خودم گفتم

    اینجا هم میخوام بگم انگاری

    من قبل از ورود به سایت خیلی مدیتیشن میکردم و خوب اعتقاد داشتم به چاکرا ها

    و از اینا و علاقه زیادی دارم به هنر ها رزمی و کونگفو ولی علاقه الانم نیست در ایندست

    که نمیدونم ولش

    اقا خلاصه من فهمیدم که مرتاز های هندی مدیتشین خیلی خوبی دارن منم گفتم حله پس بریم براش

    و خیلی خوب مدیتیشن میکنم و میکردم تا حدی که من برای خودم دنیا میسازم و توشون انیمیشن و انیمه میسازم

    و بازیشون میکنم وموفق میشم و بعضی وقتا هم اینده خودم رو بازی میکنم

    یادمه 2 الی 3 سال پیش بود

    توی اب دراز کشیده بودم و فکر میکردم

    یک هو یک صدایی خیلی قوی از توی قلبم اومد

    گفتم این چیه دیگه اقا منم رفتم پیش

    روز ها باهاش صحبت میکردم سوال میکردم تستش میکردم

    و اول فکر میکردم دیوانه شدم و خل

    بعد شک کردم ترسیدم و برای اخرین بار رفتم توی اب

    بهش گفتم تو کی هستی

    منی یا جن یا روحی هستی

    گفت من خدام

    اقا من اینطوری بودم گفتم ال حق که دیوانه شدم

    مردم از خنده

    بعد اینجا من با این نیروی به نام خدا اشنا شدم

    بعد ازش کمک گرفتم و نتایج ریزی داشتم تا اینکه منو به سایت استاد هدایت کرد

    بگم تا یک مدت فکر میکردم دیوانه شدم و توهم میزنم

    بعد یکی از فایل استاد رو شنیدم که داشت از همین صدا حرف میزد

    گوش هام تیز شد

    گفتم یعنی من دیوانه نیستم استاد شروع کرد من محو شدم

    گفتم نه من دیوانه نیستم این خداست

    البته ایمان الان رو نداشتم

    بعد شروع شد

    مسیر هدایت من

    از سن 13 الی 14 سالگی به حقیقیت نماز و مسجد ها و این مراسم ها پی برده بودم و توشون شرکت نمی کردم

    و متما هستم کار خودش بوده

    خلاصه گذشت تا رسید به امروز که درک کردم داستان چیه؟ و نتایج خیلی خوبی داشتم تا به امروز

    بازی تازه شروع شده

    از اون موقع حرف حرف اونه بگه برم سرکار میرم

    بگه برو این کار رو بکن میکنم

    هرچی بگه سعی میکنم عملیش کنم و تا اینجایی کار که کارش درسته و هست

    فقط منم که باید کارم رو درست انجام بدم

    خلاصه از این فایل خیلی لذت بردم و قبلا بارها این فایل رو گوش کردم و الان یادم نبود تا موقعی که استاد

    حرف ببعی رو زد گفتم اع این فایله که

    و یادم اومد یعنی هر فایلی رو هر بار نگاه میکنم جدیده

    عاشقتونم دوستون دارم تا درودی دیگر بدورد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: