مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟ - صفحه 27
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟233MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟18MB19 دقیقه














به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست
و اما نشانه ی امروز من
ما در زندگیمون اکثر اوقات به دو راهی و شک و تردید دچار میشیم بخاطر فاصله فرکانسی بین روح و ذهنمون و هر چقدر این فاصله کمتر بشه و اتصال ما با منبع نزدیکتر و قویتر بشه ما هم مثل موسی بدون شک و تردید به سمت دریایی که هیچ راهی ازش نیست میدویم و ایمان و یقین و توکل به الله ما رو میبره وگرنه ما هیچ قدرتی از خودمون نداریم مثل یوسف به سمت درهای بسته میدویم وقتی وارد فرکانس خدا بشیم جایی برای ذهن و عقل و منطق نیست فقط یقین و باور به الهامات هست که ما رو میبره
از کفر من تا دین تو ،راهی بجز تردید نیست
دل خوش به فانوسم نکن اینجا مگر خورشید نیست
با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من
بی جستجو ایمان ما از جنس عادت میشود
حتی عبادت بی عمل،وهم سعادت میشود
با عشق ان سوی خطر،جایی برای ترس نیست
در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست
کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن میشود
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود
تمام شک ها ،دو دلی ها برگرفته از شرک ماست که قدرت را به مسائل بیرونی ،ترس از نظرات افراد ،ترس از شکست و نابودی ،و در اون لحظات به یک ناباوری عمیقی از خدا میرسیم جوریکه اونقدر وارد ذهن میشویم که نه نشانه ها رو جدی میگیریم نه صدای الهامات رو میشنویم
پس راهکار چیه ؟؟
درخواست ایمان ابراهیمی از خداوند و تلاش برای بدست آوردنش با کار کردن روی باورهای توحیدی تا به یقین قلبی برسیم به این باور که من در مسیر حق هستم و هر اتفاقی برایم بیفتد به نفع من است
الخیر فی ما وقع و خداوند همواره خیر منو میخاد ،همراه منه ،درون منه ،و بیشتر از من میخاد من رشد و پیشرفت کنم چون اساس جهان بر پایه رشد و پیشرفته
با سپاس از الهامات خدای مهربانم و استاد دلها و خانم شایسته
یا حق
به نام خدایی ک هر چه دارم از اوست.
سلام و درود پرانرژی خدمت استاد عزیز و مریم بانوی مهربونم.
آنچه ک من از این فایل برداشت کردم :
بحث دخیل شدن احساسات در تصمیم گیریهامون ک فک می کنیم سر دوراهی هستیم در واقع یه راه مشخص وجود داره اما چون احساسی رفتار می کنیم نمیتونیم حرکت قطعیمون رو ببینیم…
منطقمون خیلی قشنگ و واضح بهمون میگه ک راه درست کدومه اما احساسمون مانع میشه
استاد عزیزم دقیقا بنده الان چهارساله ک توی همچین وضعیتی هستم در مورد موضوع مهمی
زمانی ک منطقم بیداره خیلی محکم به خودم میگم راه درست همینه و اندفعه تمومش می کنم اما هر بار احساسات غلبه می کنن و مانع میشن
و هر بارم به خودم میگم باید بزرگتر بشم تا بتونم حرکت اخریو برم و تمومش کنم
انگار دارم خودمو گول میزنم و از ترسم فرار می کنم نمی دونم فقط خیلی واضح میفهمم ک احساساتی میشم
در واقع اگه متوکل باشیم و طبق قوانین حاکم عمل کنیم و مراحل رشدمون رو پله پله طی کنیم و ترسامونو از کوچکترینش شروع کنیم و عبور کنیم میزان ایمانمون بیشتر میشه و با طی کردن تکامل رشد می کنیم زمانی ک به گذشتم فک می کنم می بینم نسبت به الانم چقد توکلم کمتر بوده و اعتماد به نفسم و عزت نفسم کمتر بوده
در واقع زمانی ک ذهن و روحم بهم نزدیکترن ارومترم و اسیر باورای ذهنی منفیم نمیشم یا حداقل کمتره میزانش و خیلی راحت با شجاعت بدون ذره ای تردید و احساسی شدن تصمیم می گیرم و عملیش می کنم البته ک تا این میزان از رشدم تصمیماتمم گرفته شدن و حل شدن
اما در مورد تصمیم بزرگی ک توش هستم باید بزرگتر بشم چرا ک مطمعنم تصمیم درست چیه
اما ترس اجازع نمیده.
در پناه حق
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
مهاجرت به مدار بالاتر
خدا رو شکر که با تعهد هر روزه این پروژه رو هم به اتمام رسوندم . ترس و تردید و دودلی و شک ،، همه این ها به خاطر باورهای محدود کننده ای هستش که در طی سال ها وارد ذهنم شده .. چند روز پیش یه سفر کوتاه به کرج داشتم خیلی خوش گذشت.
من توی موضوع ترس و تردید شاید بهتر از قبل شدم چون دارم سعی میکنم خیلی توی شک و تردید نسبت به موضوعی نمونم و برم واردش بشم و بازخوردش رو بگیرم. شک و تردید و در برزخ موندن بدترین موضوع ممکنه !!!
یعنی به نظرم برای وارد شدن به رابطه ی عاطفی هم همین موضوع صادقه و اگر از کسی خوشم میاد باید خیلی راحت حرفم رو بهش بزنم تا بازخورد بگیرم و اجازه ندم در شک و تردید باقی بمونم . چون شک و تردید قدرت تصمیم گیری آدم رو از بین میبره و به شدت اعتماد به نفس رو پایین میاره ..
درحال آماده شدن برای مسابقات هستم و هی دارم تمرین میکنم تا بازخورد بگیرم.
درآمدم هم که در کامنت جلسه قبلی گفتم که دو برابر شده و امیدوارم این دفعه مثل دفعات قبلی نشه و این افزایش درآمد پایدار باشه.
یک عادت بدی دارم و اون هم اینه که بعضی وقت ها مثلاً در صفحات مجازی اکانت های دیگران رو چک میکنم و اون وقت مثلاً طرف یک موفقیتی رو داره نشون میده از خودش،، این موضوع باعث میشه که من موفقیت های خودم رو بیارزش تلقی کنم و فکر کنم اون طرف کار عجیب و غریبی میکنه .. و این موضع عزت نفس من رو کاهش میده . اینستاگرام رو من قبلاً مدت ها بود پاکش کرده بودم ولی مجبور شدم برای کارم دوباره نصبش کنم،، ولی الان دارم دوباره متوجه میشم که این موضوع دوباره داره ذهن من رو مختل میکنه !!!
خب به نظرم باید برم سراغ دوره ی. راهنمای عملی و ذهنم رو باهاش درگیر کنم تا بالاخره بتونم از حصار ترس ها و تردید هام خارج شم مثل دفعات قبلی که بارها تلاش کردم برای موضوع . ولی این بار باید قدم به قدم و آروم آروم پیش برم و از مسیر لذت ببرم ..
خب اینم از رد پای آخر من .
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم خداجونم تنها تورو میپرستم وتنهااز تویاری میجویم.
سلام به استادان خوب وعزیزم
سلام به همه دوستان نازنینم
خداجونم فردا 1304/6/28قراره یه قدمی در راستای الهاماتی که بهم کردی وطبق نشانه هایی که دیدم بردارم وکاملا خودم رو آماده کردم برای رو برو شدن با هر اتفاق وهر حرف وهر قضاوتی وتنها تسلیم خودت هستم و خودم رو به آغوش گرم خودت میسپارم وایمان دارم که هدایتم میکنی وحمایتم میکنی و ایمان دارم هر اتفاقی بیوافته به خیر وصلاح منه.
خداجونم سپاسگزارم بخاطر تمام نعمتها برکتهات
خداجونم سپاسگزارم بخاطر بارون رحمتت که صدای بارشش دراین فایل قلبم رو روشن کرد
خداجونم سپاسگزارم بخاطر تمام اتفاقات زیباومثبت زندگیم.
راستش دوتا مسیر جلو روم قرار گرفت یکی در راستای حرفه م خیاطی یکی هم کاملا دور از حرفه م ویه پیشنهادی بود از طرف پسرم امیر علی که دیشب این پیشنهاد رو بهم داد.
ودیشب در حالی که طبق نشانه هایی که داشتم نیت داشتم امروز 04/6/27برم یزد به اون آدرس مزونی که از گوگل مپ گرفته بودم درخواست همکاری بدم،مزونی که تنها یه شماره وآدرس ازش داشتم حتی نمیدونستم نیاز به نیروی کمکی دارن ندارن؟ یاحتی دقیق تو چه بخشی از شاخه خیاطی فعالیت دارن
گفتم میرم انشاالله هرچه خیره واسم رقم میخوره.
خلاصه وقتی دیشب پسرم پیشنهاد یه کار رو بهم داد
سر دوراهی موندم که برم یزد،نرم یزد واز خداوندم هدایت خواستم.
امروز صبح 04/6/27 پنج شنبه که تعطیلی نونواییمون بود همراه همسرم رفتم به اون آدرسی که داشتم
اما اتفاقی که افتاد هیچ تابلو یا نشانه ای از اون مزون نبود حتی یه تابلو مزون دوتا کوچه پایین تر هم بود با شماره ای که روی تابلو بود تماس گرفتم وازشون در مورد اون مزون سوال کردم گفتن هیچ اطلاعی ندارن وانگار که هیچ وقت اسم همچین مزونی نشنیده بودن
این نشانه شد برام که تمرکزم رو بزارم رو کاری که پسرم پیشنهادش رو بهم داده بود به امید خدا فردا04/6/28 فعالیتم رو شروع می کنم توکل به خداوندم ایمان دارم که هر اتفاقی برام بیوافته به خیر وصلاح منه.
یاحق
به نام خدا
آنچه من از این گام میفهمم این است که همه ما انسانها گاهی در زندگی در مقابل دوراهی قرار میگیریم و نمیدانیم کدام را انتخاب کنیم یا به هر علتی نمیخواهیم یکی از آنها را انتخاب کنیم. علت اصلی ایجاد دوراهی، نه عوامل بیرونی، که عامل ذهنی خود من است؛ زیرا در بسیاری مواقع، دوراهی یک مشکل ذهنی است که در اثر تقابل بین قدرت منطق با قدرت احساس ایجاد میشود و احساساتی مانند ترس یا نگرانی یا علاقه یا نفرت و غیره، «مانع» انتخاب راه درست است. روشن است که در این گونه موارد من باید مانع ذهنی را کنار بگذارم و بیندیشم که صرف نظر از احساسم، کدام راه با خواسته من، با قوانین کیهانی و با باورهای درست من همراستا است. برای بررسی دقیقتر میتوانم منافع و مضار هر یک از این دو راه را در کنار هم بنویسم و به هر کدام یک نمره بر اساس اهمیت آن بدهم و سپس با ارزیابی، به پاسخ درست برسم. در مواردی که واقعاً امکان انتخاب درست برای من وجود نداشته باشد، میتوانم از خداوند کمک بخواهم و به نشانههای خداوند درباره آن دقت و سپس عمل کنم. خداوند پاسخ خواهد داد و ارزش مادی یا معنوی و عاطفی موضوع هدایت در انتخاب، در اراده خداوند برای هدایت بنده خود اثری ندارد و خداوند از کوچکترین تا بزرگترین مسائلی که از نظر بندهاش وجود دارد را پاسخ خواهد داد. این جهان و دیدگاههی ذهنی من است که محدودیت و نسبیّت و بزرگی و کوچکی و موارد کماهمیت و پراهمیت دارد؛ ولی خداوند، مطلق است و خواست بندهاش را، هر چه که باشد، اجابت میکند. تکلیف من این است که به نشانههای خداوند، بدون دخالت قضاوت یا ترجیح یا تمایل خودم عمل کنم و بدانم که حتی اگر نتیجه به ظاهر مناسب و دلخواه من نباشد، هدایت خداوند این گونه بوده که من آن راه را بروم و نتیجه را ببینم.
خداوندا از تو برای هدایت من در این مسیر سپاسگزارم. من در آغاز این راه بسیار مردّد بودم و بیش از یک سال طول کشید تا در سایت ثبت نام کنم. از روزی که ثبت نام کردم و پس از پایان دوره خانهتکانی ذهن تا امروز که آخرین گام پروژه مهاجرت به مدار بالاتر را به پایان رساندم و کمتر از شست روز میگذرد، احساس و درک من بسیار بسیار متفاوت شده و دیدگاهم نسبت به خداوند و ایمان به خدا و توکل بر خدا و زیباییهای زندگی و احساسی که در اغلب اوقات نسبت به خودم و جهان اطرافم دارم، به طور فوقالعادهای بهتر شده و به طور قطع و یقین میتوانم درک کنم به مدار بالاتری رسیدهام. از مدتی که برای اتخاذ تصمیم برای ثبت نام در سایت گذشت، پشیمان نیستم؛ زیرا من باید به سطح لازم برای رشد و آگاهی میرسیدم تا وارد این مسیر خطیر شوم. خطیر از این جهت که آگاهی، مسئولیت میآورد و هیچ عذری از من برای انجام ندادن آنچه میدانم باید برای رشد خود انجام دهم، پذیرفته نخواهد بود. نمیخواهم در پیشگاه خداوند شرمنده و خجالتزده باشم. عهدی با خدای خودم بستهام که تا این تن خاکی نفس میکشد بر آن پایبندم و لذتی عایدم شده که به هیچ قیمتی حاضر نیستم از آن دست بکشم و با عشق، عهدهدار همه کارهایی هستم که باید در مسیر رشد خودم انجام دهم و تلاش کنم تا همواره کنترل ذهن داشته باشم تا انسان بهتری باشم و فقط از خدای یگانه بخواهم و فقط به خدای یگانه توکل داشته باشم.
«در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم؛ سرزنشها گر کند خار مغیلان، غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید؛ هیچ راهی نیست کان را نیست پایان، غم مخور»
بر خودم واجب میدانم که از جناب استاد عباسمنش و سرکار خانم شایسته و همه همکاران ایشان برای زحمات صادقانه و ارزشمندشان قدردانی و برای همگی طول عمر همراه با تندرستی و شادی و آرامش بیش از پیش آرزو کنم.
الهی آمین
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
سلام به خدای مهربانم
بینهایت سپاسگزارم جان جانانم که فرصتی طلایی بهم بخشیدی تا امروز هم با عشق در مدار تو باشم و همواره از هدایت یافتگان راه راست و الهی
خدایا شکرت برای پروژه های عالی سایت
خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم
خدایا شکرت که تو بودی قدم به قدم مرا هدایت کردی به این دو پروژه و هر روز آگاهی های ناب الهی را مناسب با شرایط و موقعیت های من پلن و برنامه ریزی کردی و دقیقا چیزی بود که برای رشد و پیشرفت من بینظییییر بوده
و قلبا با هر فایلی من ارتباط قلبی داشتم و بن نسبت قبل که شنیده بودم تفاوتها بینظییییر و مدارم بالاتر بوده که درکم را بیشتر کرده
خدایا شکرت برای گام اخر پروژه و شناخت بیشتر خودم و استمرارم در مسیر درست الهی
خدایا شکرت برای ثابت قدم بودنم در این مسیر
خدایا شکرت که خودت برنامه ریزی کردی و این دو سه روز گذشته مهمان های عزیزی را خودت برایم رساندی که این دو جلسه آخر را یک روز در میان انجام بدهم متناسب با شرایطم الان که میبینم و درک میکنم و در تنهایی خودم بلطف خداوند نشسته ام و فایلها را با عشق گوش جان میدهم و درکم بیشتره که اینا هدایت خداوند بوده که من در این لحظه این فایل را برای رشد و پیشرفت بشنوم و درکم از هدایت های خداوند بیشتر شود .
خدایا شکرت
سوره انفال
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْرًا یُؤْتِکُمْ خَیْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿70﴾
ای پیامبر! به اسیرانی که در اختیار شمایند، بگو: اگر خدا خیری در دل های شما بداند، بهتر از مالی که [در برابر آزادی شما] از شما گرفته اند به شما می دهد، و گناهانتان را می آمرزد و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (70)
وَإِنْ یُرِیدُوا خِیَانَتَکَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿71﴾
و اگر اسیران آزاد شده بخواهند [پس از آزاد شدنشان] به تو خیانت ورزند، [کار جدید و تازه ای نیست] آنان پیش از این هم به خدا خیانت ورزیدند، پس او تو را بر آنان مسلط ساخت؛ و خدا دانا و حکیم است. (71)
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَکُمْ مِنْ وَلَایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتَّى یُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿72﴾
مسلماً کسانی که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد نمودند، و کسانی که مهاجران را پناه و جا دادند و یاری کردند، اینانند که یار و دوست یکدیگرند. و کسانی که ایمان آوردند و هجرت نکردند شما را از دوستی آنان هیچ سودی نیست تازمانی که هجرت کنند؛ و اگر در امور دین از شما یاری طلبند، بر شماست که آنان را یاری دهید مگر آنکه یاری دادن شما به زیان گروهی باشد که میان شما و آنان پیمان [ترک جنگ] برقرار است؛ و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست. (72)
خدایا شکرت که در حال تغییر هستم همواره
خدایا شکرت که هدایت شده هستم همواره
خدایا شکرت که در مسیر درست الهی ثابت قدم هستم همواره
خدایا شکرت برای دریافت الهامات الهی همواره
خدایا شکرت که خودت حامی و هدایتگر م هستی همواره
خدایا شکرت برای دریافت آگاهی های ناب الهی که امروز برای درستی مسیرم شنیدم و درک کردم
خدایا شکرت برای هموار شدن مسیرهای جدید برای رشد و بهبود شخصیتم
جان جانانم تو هستی که مسیرهای بهبود ی ام را هموار میکنی ومرا به اقدام و عمل هدایت میکنی
با تمام وجودم میخواستم تغییر کنم و بیشتر خودم را بشناسم
و هر ایده و فرصت و آگاهی بهم گفته شود را با عشق انجام میدهم حتی اگر نتیجه مطلوبی حاصل نشود
بلطف خداوند یاد گرفتم که باید از منطقه امنم بیرون بروم
باید ایمان و شجاعت و جسارتم را نشان دهم
باید بر اساس افکار و فرکانس ها و باورهای قبلم عمل نکنم
و به مسیر درست با قدرت ادامه دهم
سدهای ذهنی ام و ترسهای قبلی ام را قدم به قدم با تمرین و تکرار باورهای قدرتمند و انگیزه برای رشد و پیشرفت را در خودم بیشتر کنم
خدایا شکرت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراربگیرم
خدایا من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن من میخواهم هر لحظه رشد کنم به سمت بهبود شخصیتم
فقط روی خدا حساب باز کنم
و وقتی بلطف خداوند تصمیم درست میگیری و به خدا اعتماد میکنی و رها و آزاد تمام امورات را به دستان قدرتمندش بسپاری دیگه حتی شک و تردید نیست
باید حرکت کرد
باید جسارت داشت و عمل کرد به آنچه که هدایت شده است و نشانه های الهی داره تر لحظه واضح تر میشود که مسیر درسته با قدرت بیشتر ادامه بده
و همواره در حال هدایت هستم و متوجه درستی مسیر درست الهی هستم
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت که هر لحظه مرا آسان میکنی بر آسانی ها
خدایا که همواره خودت داری برای شروع یک مسیر جدید ارتباطی خودت مسیر می را هموار تر و آسانتر و لذت بخش تر میکنی
خدایا شکرت من تسلیمم به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم
خدایا شکرت که انسانهای درست را به زندگی ام وارد کردی و بدون هیچ چشم داشتی خودشون داوطلبانه حاضرن همه کار برایم انجام دهند
خدایا اعتبارش فقط برای توست من تسلیمم هیچی نمیدووووونم تو بگو تو میدونی
بابا من بلد نیستم
همانطور که خودت در مسیرهای آموزشی قبلی تمام اموراتم را مدیریت کرده ای
تو همان خدایی
ایمان دارم که اگر با قدرت حرکت کنم و به خزه های کف رودخانه و باورهای محدودم نچسبم
بخدا برام کن فیکون میکنی .
خدایا شکرت بخدا اینقدر ازت مهر و محبت و مهربانی و لطف و عشق و نعمت و ثروت و فراوانی دیده ام
که دیگه جای هیچگونه سر دوراهی موندنی نیست .فقط باید اعتماد و باورم را قوی تر کنم و حرکت کنم
و پاداش های الهی بینهایت است
خودش وعده داده
خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم
خدایا شکرت که یک سفر یک روزه برایم مهیا کردی و خودت داری همه چی این سفرم را برای دوروز آینده مدیریت میکنی
و در بهترین زمان و مکان و بهترین شرایط مرا هدایت میکنی که فقط لذت ببرم و رشد کنم و قوی تر شوم برای قدمهای بعدی با ایمان و توکل و استمرار در مسیر درست الهی ثابت قدم باشم
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
سلام و سپاس از خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر بسیار عالی بود و همزمان با تمام شدن این پروژه من و خانوادم به یه سفر ده روزه رفتیم که این همزمانی برام معنادار و لذت بخش بود و خداروشکر با اینکه بچه یه ساله دارم و مسیر طولانی بود اصلا اذیت نکرد و به هممون کلی خوش گذشت.دیشب که اومدم سایت نشانه ی روزم رو دیدم قسمت 225 سفر به آمریکا چقدر عالی بود و من متوجه شدم که هرچقدر بیشتر بخوام و بیشتر رو خودم کار کنم به سفرای بهتری هدایت میشم و مسیر رشد و تکامل انتهایی نداره.از خدای مهربون سپاسگزارم که منو به این سایت هدایت کرد و از استاد عباسمنش عزیز تشکر می کنم که سخاوتمندانه فایل های پربارشون رو در اختیار ما قرار میدن و مریم خانم عزیز هم عالی همراهی شون می کنن و همه چیز دست به دست هم داده تا ما بهونه رو کنار بذاریم و رشد کنیم.
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش عزیز و همه اعضای خانواده بزرگ و صمیمم!
خیلی خوشحالم که شما خانواده ی من هستید.
خیلی خوشحالم منم سعی میکنم عضو فعال و پیشتاز این خانواده دوست داشتنی باشم.
خدایا هزار مرتبه شکر
چالش این هفته رو میخوام مشخص کنم:
پررنگ کردن احساس تعلقم به این خانواده!
دقیقا این از مهم ترین چالش هاییه که برگزار میکنم.
من انقدر این کامنیوتی رو گسترش میدم و تقویتش میکنم که نویز های ناجلب که همون روابط نادلخواه هستن ، هر روز کم رنگ تر و این احساس رضایت از این روابط زیبا و احساس داشتن دوستان خوب ، اعضای خانواده خوب ، در ذهنم پررنگ تر و پررنگ تر بشه.
خدایا به کمکت نیاز دارم هدایتم کن و بهم قدرت بده.
گام های عملی:
ستاره قطبی(که همیشه انجامش میدم ولی باید بیشتر و با جزئیات تر انجام بدم که ریز بشم توی نکات مثبت )
نوشتن کامنت روی هر فایلی که نگاه میکنم بدون استثنا (اینم اکثرا انجام میدم ولی میخوام دیگه بدون استثنا و دقیق تر انجام بدم )
فعال بودن توی قسمت عقل کل (هم سوال هم جواب )
تکرار عبارات تاکیدی
تخیل اکاهانه و خلاق
انجام دادن تمرینات عملی که شما میفرمایید با تعهد و با شجاعت!
نمیخوام بیشتر بنویسم که از توانم خارج بشه ،فعلا میخوام به همین ها عمل کنم و نتیجه بگیرم.
ستاره قطبی امشب:
امروز یک صبح زیبای دیگه شروع شد ، مثل همیشه گفتم خدایا شکرت که یه فرصت دیگه برای رشد کردم و زندگی کردن بهم هدیه دادی
با دوچرخه از خونه زدم بیرون رفتم شهرستان کوچیکمونو گشتم جاهایی رو با دوچرخه رفتم که تاحالت بدون ماشین نرفته بودم ، به مغازه ها کسب و کار ها طبیعت زیبا ماشین های زیبا ادم های فوق العاده ثروت فراوانی خونه های زیبا توجه کردم قانون رو مرور کردم رکاب زدم و از تندرستیم لذت بردم ، خدایا هزار مرتبه شکر
تجربه جدید و متفاوتی بود.
اومدم خونه یه دوش عالی گرفتم خدایا شکرت بخاطر تمام مشتقات حمام و نعمت هاش و احساس خوب پاکیزگی
یک ناهار عالی خوردم
کلی ترانه ها و اهنگ های زیبا و جدید گوش دادم
فایل گوش دادم نوشتم و روشون فکر کردم.
(الان یادم اومد اینو ، با دوچرخه که صبح رفته بودم بیرون خدایا شکرت که رفتم و با پول خودم بدیهیمو پرداخت کردم و بازم با پول خودم برای اولین بار خودم رو میلک کافی مهمون کردم خیلی احساس فوق العاده ایه شکرررر )
یکم ورزش
بازم فایل گوش کردم ، دائم در حال ایده دادن بودم که چطوری پول دربیارم و چیزهای بیشتری یاد بگیرم ایده ها میرفت و میومد تا اینکه یهو یه ایده ساده و البته باحال ، چالش برانگیز و یهویی بهم چشمک زد
منم رفتم و ظروفی که نیاز بود رو خریدم ، به امید خدا فردا قراره عملیش کنم و اگه زنده بودم توی ستاره قطبی فردا مینویسم.
بعدم نشتم 2 تا مستند و 1 فیلم حرفه ای ، تاثیر گذار و باحال نگاه کردم ، نوشتم فکر کردم نتیجه گیری کردم و کلی حال کردم و درس گرفتم
و مهمترین قسمت امروزم این درسی بود که خدا واضح بهم گفت:
روزی تو دست هیچکس نیست ، هیچکس هیچ قدرتی نداره ، فقط به خدا امیدوار باش و ادم هارو دستانی از طرف خدا بدون ، با خداوند تقسیم کار کن و بزار هدایتت کنه و تسلیم باش.
خدایا ممنونم که بهم لطف داری
(این کامنت مربوط به این فایل نبود خواستم توی سایت برام ثبت بشه ، قبلا فایل رو گوش کردم ولی روش کامنت نزاشتم ، برای موضوع فایل هم کامنت مجزا می نویسم)
ارادت
به نام خداوندی که هدایتگر و روزی دهنده ست
به نام خداوندی که فرمانروای جهانیان ست
سلام به استاد بی نهایت عشق و دوست داشتنی و عزیز دلشون مریم جانم
کامنتها رو خوندم چندتا شون رو دوستان عالی جواب داده بودن
واقعا درست گفتن دوراهی یا چند راهی وجود ندارد ابن ما هستیم که با ترمزها و مانعهایی که با افکار و ذهنمون ایجاد کردیم و خودمون در آنها گیر افتادیم بعد نمیدانیم کدوم راه رو بریم
وقتی به خودشناسی میرسیم
وقتی قانون رو میشناسیم و بعد آرام آرام میفهمیم ترمز و مانعها و باورو افکار نادرست کدوم ها هستن
کدوم باور نادرست و کدوم درست
کدوم افکار و کدوم کارها ما رو به خواسته میرسونه و کدوم دور میکنه
و بعد با حرکت کردن در این مسیر زیبا آرام آرام راه رو میشناسیم و بعد میبینبم یک راه ست که ما رو به خداوند و به منبع وصل میکند
و اون هم روح و ذهنمون با هم هماهنگ شوند
و بعد از اینکه مانعها و ترسها رو شناختم واردشون بشم و یکی یکی آنها رو بهبود بدم با گوش دادن فایلها و خوندن و نوشتن کامنتها
و استفاده کردن از قانون
و این نجواهای ذهن ست که ترسها رو برامون میچیند و باید کنترل کنیم و بهش اجازه ندهیم
من هر آگاهی که بدست نی آورم مینویسم تا برام در ذهن بماند چون با نوشتن بهتر میفهمم
و نوشتن قدرت دارد
الان چند روزه آرامش در پرتوی آگاهی رو هدایت شدم و دارم گوش میدم و مینویسم و مراقبه میکنم
و خیلی چیزها رو یاد گرفتم و بعد از تکامل طی کردن الان وارد فهم و درک این فایلها شدم و این هم لطف خداوند بود
خدایا شکرت سپاسگزارتم برای نفس کشیدن امروزم
خدایا شکرت سپاسگزارتم برای واریزهای امروزم برای فراوانی جهانم
الهی شکرت سپاسگزارتم
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
خیلی از دوراهی های زندگی در اصل دوراهی نیستن بلکه این من هستم که به خاطر ترس ها و شک و تردیدهای که ناشی از باورهای غلطمه،، مسیر رو برای خودم پیچیده و دورا هی که چه عرض کنم ،،صد راهی میکنم !!
یعنی اگر باورها درست باشند خب قطعا ترس ها کمتر و کمتر میشن.. ترس ناشی از باورهای اشتباهه..
باورهای نادرست در مورد پول و خدا و آدم ها و توانایی های خودم که عمدتا بیشترین و سخت ترین باوری که داره به من ضربه میزنه باور کمبود و باور پول درآوردن بی نهایت سخت است هستش..
چرا باورم اینه پول درآوردن بسیار سخت است ؟؟ چون اونجایی که حس لیاقت نسبت به مهارت هام و توانایی هام ندارم و خود ارزشمندی ندارم،، باورم برا ین شده که اینا که ارزش ندارن و پولی از توشون در نمیاد پس حالا من برای دو قرون دو هزار باید صبح تا شب سگ دو بزنم ! خب قطعا این باورها اجازه حرکت به آدم نمیدن !! و حتی اگرم حرکت کنی در همون مسیر سخت و پر تقلی قرار میگیری..
پس چند راهی و دوراهی در کار نیست.. ترس های خودمه که اجازه نمیده مثلاً مهاجرت کنم یا مثلاً ازدواج کنم یا مثلاً وارد رابطه ی عاطفی بشم ..
حالا من کم کم باید وارد ترس هام شم دیگه.. که البته یه مقداریشون رو وارد شدم قبلاً ..
من باید با این تفکر وارد ترس هام شم که اشکال نداره اشتباه کنم .. اگر اشتباه کنم هیچی نمیشه ،، زمین به آسمون نمیاد . .باید واردسون شم و بازخورد بگیرم ازشون
که البته در این زمینه مقداری بهتر شدم و دارم سعی میکنم به جای در شک و تردید ماندن برم وارد شم و بازخورد بگیرم ..
مثلاً درگیر تمرین برای یک پروژه ی هستم و اولش شک و تردید داشتم ولی گفتم ولش کن همش تمرین میکنم و واردش میشم شد شد نشد نشد و باخوردس رو میگیرم.
در مورد دوره ها هم من خیلی به نوشتن اعتقاد دارم و واقعا خیلی تاثیر گذاره نوشتن تک تک اون جملات ..
دوره ی راهنمای عملی رو دوباره روش کار میکنم .. این دوره انگیزه های خیلی خوبی در آدم بیدار میکنه وقتی گوشش میدی و البته مینویسیشون اون ایمان و جسارت آدمو انگار بیدار میکنه خیلی انگیزههای خوبی در آدم ایجاد میشه رویاهاتو تو رو به یاد میاری بهت حرکت میده بهت انگیزه میده باعث میشه راحتتر بر ترسات غلبه کنی اون امید از دست رفتتو بیدار میکنه من دوباره میرم سراغ این دوره من نباید آرزوهامو فراموش کنم بارها تلاش کردم و نشده ولی نباید تجربیات تجربیات تلخ گذشته رو به خودم یادآوری کنم باید موفقیتهایی که تا الان به دست آوردم رو بارها به خودم یادآوری کنم یه نکته خیلی خوب راستی الان گوشیم یه قابلیت جدید توش پیدا کردم که صحبت میکنم و سریع تایپ میشه راحت خیلی خوبه.
من به نوشتن خیلی اعتقاد دارم نظورم نوشتن دورههاست خیلی تاثیرش بیشتره وقتی نمینویسی اون جملات رو اون کلمات رو اونجوری باید و شاید اثر نمیذاره انگار فقط یه سری جمله رو داری میشنوی و هیچ درکی ازش نداری و اثر نمیذاره ولی وقتی جملات رو مینویسی انگار اون آگاهیها مثل جریان آب توی ذهن جریان پیدا میکنه و بعد به هم متصل میشن ولی وقتی نمینویسی این اتفاق نمیوفته
من صدها صفحه نوشتم کلی دفتر نوشته بودم اونا رو همه رو پاره کردم لان از نو دارم روی برگه آچار مینویسم چند صد صفحه شده به غیر از اونایی که پاره کردم تازه هنوز حس میکنم هنوز به ابتدای کار نرسیدم اینقدر انقدر که این باورهای محدود کننده توی ذهن من هست انقدر ریشه داره و اگه یه روز دو روز چند روز رو خودت کار نکنی دوباره سریع اون باورهای غلط کل فضای ذهنت رو میگیرند.
تنها راه تغییر باورها به نظر من فقط نوشتن و نوشتن و نوشتن است.
و وقتی باورها تغییر کنه به خود ترسها و شکها و تردیدها کمتر میشه چون دلیل ترسهای ما باورهای غلط ماست
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام خدای مهربانم سلام به دوست توحیدیم آقا رضا عزیز
ممنونم از نوشته زیبایت
وقت گذاشتی و هر چه یاد داشتی و آموختی به ما بخشیدی متشکرم
خیلی آگاهی داشت کامنتت
شما بهترین بنده محبوب خداوند هستی و بهترین دانشجوی این سایت
من به شخصه تحسینت میکنم
مرحبا مرحبا که مدارت و شخصیتت و ظرف وجودت بالا رفته
من به وجود شما دوستان توحیدیم افتخار میکنم و دوستتون دارم
خوشحالم و خدا درو شکر میکنم که با شما عزیزان زندگی میکنم
در پناه خداوند مهربان بهترینها نصیبتون بشود