مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟ - صفحه 26
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟233MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه در دوراهی های زندگی، راه درست را انتخاب کنیم؟18MB19 دقیقه













بنام خدای هدایتگر من!
خدایا سپاسگزارم که هدایت شدم به این فایل فوقالعاده
خودم توی ای موضوع خوب نیستم، و پاشنه آشیلمه،
اینکه بتونم سریع یه تصمیمی بگیرم، و خودم رو از تردید رها کنم سختمه،
همش به این فکر می کنم که اگر تصمیمم درست نباشه چی؟
اگر درست متوجه هدایت خداوند نشده باشم چی؟
چون توی شک و دودلی هستم با اولین مانع ایمانم رو از دست میدم و به مسیرم شک می کنم.
البته توی بعضی موارد اینجوریم
توی یکسری از موارد خیلی خوب عمل می کنم،
و اینم بر میگرده به باور هام و شرایط بزرگ شدنم که توی یکسری مسائل ترس و تردید زیاد دارم.
از موقع که وارد این سایت الهیی شدم به مراتب توی خیلی از زمینه ها بهتر شدم، و هروز بهتر از دیروزم هستم،
خدایا شکر!
ممنونم استاد عزیزم که این نکته رو بیان کردید که وقتی از خدا هدایت می طلبم و خدا نشونه میده باید حرکت کنم و اگر اون مسیر هدایت ظاهرش مناسب نبود نباید به مسیر و به هدایتم شک کنم،
قطعا که مسیر درستشه، شاید مسیر رسیدن به خواسته ام از این چالش باید رد می شده تا من به مقصد برسم.
ولی من قبلا هدایت رو اینجوری تعبیر می کردم که وقتی از خدا هدایت می طلبی 100 در100 باید اون مسیر بدون چالش باشه، واگر مانعی ایجادشده یعنی که درست هدایت رو متوجه نشدی.
خدای خوبم هزاران بار سپاسگزارم!
60
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.
(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).
(خداوندی که) مالک روز جزاست.
(پروردگارا!) تنها تو را میپرستیم؛ و تنها از تو یاری میجوییم.
ما را به راه راست هدایت کن…
راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا
استادددد گرامی مچکرممممم
شکر خدا که امروز هم تونستم گام بیست و شش پروژه رو پیش ببرم.خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم.
در ارتباط با دوراهی های زندگی یه استراتژی عالی دارم که همیشه بهم کمک کرده و بهم قوت قلب میده. وقتی من میخوام یه تصمیمی بگیرم و نمی دونم کدوم گزینه به صلاحم هست دو حالت وجود داره یا به اندازه کافی اطلاعات جمع نکردم که بتونم تصممیم بگیرم یا اینکه با وجود اطلاعاتی که دارم باز هم نمی تونم تصمیم بگیرم! اگه اطلاعاتم کافی نیست که بیشتر تلاش می کنم و میرم سراغ کسب اطلاعات تا بالاخره بتونم تصمیم درست رو بگیرم. اگه هم اطلاعات دارم و نمی تونم انتخاب کنم یعنی به معنی واقعی کلمه سر دوراهی گیر کردم و دیگه توکل می کنم به خدا و به صورت کاملا بی تفاوت منتظر نشانه ها می مونم و هر مسیری برام پییش بیاد می پذیرم.نتیجه همیشه عالی میشه حتی اگه اون لحظه حس کنم که عالی ترین نیست بعدا متوجه میشم این مسیری که اومدم چقدر نتیجش برام بهتر از اون مسیر دیگه بوده!
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادان عزیزم و دوستانم در سایت
الهی شکر برای این فایل پر از آگاهی . یکی از پاشنه های آشیل من همینه که نمیتونم به نشانه ها اعتماد کنم و دائما شک میکنم و درخواست نشانه های بیشتر میکنم البته خیلی بهتر شدم و فاصله ی بین تصمیم و عملم کمتر شده ولی چیزی که بهش رسیدم اینکه وقتی فکر کردم و تصمیم گرفتم دیگ به خودم وقت ندم که احساساتم بهم غلبه کنه . در یکی از فایل ها استاد گفتن که هرچی بیشتر تصمیم بگیریم، امکان اینکه تصمیمات درست بگیریم بالاتر میره .
اخیرا تصمیم گرفتم که دوره ی 12 قدم رو شروع کنم و قدم هارو خودم تهیه کنم درحالیکه برادرم اونهارو خریده ولی میخام با پرداخت بها تعهدم بیشتر بشه برای کار کردن روی قدم ها الهی هزاران بار شکرت
نکات فایل :
شما وقتی سر دوراهی قرار میگیرین به شکلی که نمیتونین تصمیم بگیرید کدوم درسته و کدومو باید انتخاب کنید، چیکار میکنین؟؟
یه سری از دوراهیها با توجه به قوانین جهان جوابش مشخص میشه و تنها موضوعی که آدمو توو دوراهی قرار میده بحث احساساته و اینکه ما میخوایم بر اساس احساساتمون تصمیم بگیریم اگر نذاریم ترسها و نگرانیها بهمون غلبه کنه و منطقی تصمیم بگیریم، میبینیم که اصلاً دوراهی وجود ندارد و جواب مشخصه مثل اینکه من با فلانی شریک بشم یا نه، شراکتم رو ادامه بدم یا نه، با فلانی ازدواج کنم یا نه، طلاق بگیرم یا نه در خیلی از موارد جوابش مشخصه فقط ما نمیتونیم احساساتمون رو کنترل کنیم و از ترسهامون بگذریم و توکل کنیم . من خودم اگر در دوراهی قرار بگیرم سعی میکنم احساساتم رو کنترل کنم و ببینم فارغ از ترسها و نگرانیها تصمیم درست چیه و بررسی کنم که قوانین جهان به من میگه که کدوم تصمیم درسته و با خواستههای من هم جهتتره حتی اگر هر دو راه خواستههای منو برآورده میکنه، سعی میکنم اونی رو انتخاب کنم که خواستههای بیشتری رو در بر میگیره در نهایت از خداوند میخوام که به یه طریقی به من یه نشونهای رو بده یا یه چراغی رو روشن کنه که بدونم کدوم راه رو انتخاب کنم مثل رسیدن به دوراهی در یک جنگله در حالی که اصلاً نمیدونیم کدوم راه رو باید انتخاب کنیم حالا از خداوند میپرسیم که من میخوام برم به سمت جاده، به سمت امنیت و آرامش به من بگو کدوم مسیر رو انتخاب کنم و در همه ی موارد نشانه ها میاد ولی ممکنه ما درک نکنیم . معمولاً نشانههای خداوند کاملاً واضحه ممکنه یه پرندهای روی یکی از این مسیرها بشینه یا یه صدایی بیاد یا یه اتفاقی بیفته که آدم بفهمه کدوم مسیر رو باید بره و من بارها و بارها این نشونهها رو درک کردم و خداوند هدایتم کرده منتها ممکنه آدم با وجود دیدن نشانههای خیلی واضح باز هم تردید کنه و از خداوند باز هم نشانه بخواد ( صدای بارون :))))) الهی شکرت من عاشق بارونم و خداروشکر به یه جایی هدایت شدم که حتی تابستونا هم بارون میاد و صداشو میشنوم و لذت میبرم الهی شکرت)
اینجور جاها ما دائماً مسئله رو برای خودمون سختتر میکنیم اگر از خداوند خواستیم که هدایتمون کنه باید وقتی نشانهها رو دیدیم بهش عمل کنیم . یه موقعهایی هست که ترجیحمون اینه راه سمت چپ رو انتخاب کنیم و وقتی نشانه راه راست رو نشون میده میگیم نه احتمالاً نشانه اشتباهه یا اینکه خدایا یه نشانه دیگه به من بده چون ترجیحمون راه سمت چپه مثلاً از خدا میپرسیم من با فلانی ازدواج کنم یا نه و نشانه میاد که نه مثلاً یه رفتاری ازش میبینیم که نامناسبه یا میفهمیم مواد مصرف میکنه ولی ما ترجیحمون اینکه باهاش ازدواج کنیم در این حالت میگیم شاید منظور خدا این نبوده یا من اشتباه فهمیدم و خدایا باز هم به من نشونه بده . من اینجور جاها سعی کردم ایمانم رو حفظ کنم و وقتی نشانهها اومد فارغ از اینکه ترجیح من چیه عمل کنم اگر از خدا میپرسم دیگه باید ترجیحاتم و احساساتم رو بذارم کنار ولی اگر خودم جوابش رو میدونم دیگه چرا درخواست هدایت میکنم؟؟ اگر از خداوند میپرسم که خدایا من از کدوم مسیر برم که منو به خواستههام میرسونه، دیگه وقتی نشانهها اومدن برم حتی اگر رفتم و در ظاهر مسیر منو به خواستم نرسوند اون لحظه میگم این مسیر مسیری بوده که من باید میرفتم مثال همون جنگل که یه نشانه واضح برای یکی از مسیرها اومد و من طی کردم و اون مسیر منو به سمت پرتگاه و دره برد نه به سمت جاده در اون لحظه میگم در دل این دره یا شرایط به ظاهر نادلخواه چیزی بوده که من باید میدیدم، در واقع ایمانم رو به هدایتهای خداوند حفظ میکنم . همون داستان موسی و خضر که اگر آدم به خداوند میسپاره که هدایتش کنه دیگه باید اجازه بده که هدایتها عملی بشن نه اینکه منطق و ذهن خودش رو دخیل کنه . من در این مواقع میگم باید این دره رو میدیدم و باید این اتفاق میفتاد .
پس در بحث دوراهی و نشانهها نیازه که توکل کنیم به خداوند و دیگه قضاوت نکنیم حتی اگر نشانهای اومد که نتیجه ش در جهت خواستههامون نبود . هرچند که خیلی مواقع نیاز به نشانه نیست و خودمون جواب رو میدونیم ولی وقتی نشانه ای اومد باید همونو بگیریم و عمل کنیم اینکه دنبال نشانههای بعدی باشیم ممکنه نشانهها با هم ضد و نقیض بشن مثلاً یه نشونهای بیاد که باید بریم به سمت چپ ولی ما نرفتیم و دوباره درخواست نشانه کردیم و نشونه بعدی میگه که بریم به سمت راست و اینطوری ما همیشه در شک و تردید میمونیم . در کل من دوست ندارم توی تردید بمونم و به خاطر همون تمام منافع و مضرات هر دو مسیر رو روی یک کاغذ مینویسم و سعی میکنم بر اساس قانون و تکاملی که طی کردم ببینم کدوم مسیر رو باید ادامه بدم و کم پیش میاد که منتظر نشانهها بمونم چون غالبا تصمیم ها واضحه اگر هم نتونستم تصمیم بگیرم و از خداوند هدایت خواستم، اولین نشانهای که اومد در اغلب موارد بهش عمل میکنم و نمیتونم در تردید و دودلی و شک بمونم چون به نظرم سختتر از اینکه عمل کنیم و نتیجه ی جالبی نگیریم .
الهی شکرت خیلی سپاسگزارم از همگی
به نام خدایی که خالق زیباییها و خالق من ست
خدایی که با قدرتش این جهان رو اداره میکند
و من ایمان دارم از پسه مسائل و زندگی من هم برمیاید خدایا حل تمام مسائل زندگیم رو به تو میسپارم الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
منم بر سر دو راهی ماندم اول از خدا و بعد از شما کمک و هدایت میخواهم با کامنتهای زیبا و مفیدتون
من دوساله مغازه اجاره کردم و ساله اول اجاره کم گرفت پارسال یهو یه میلیون اضافه کرد و امسال هم یه میلیون 700 میخواد اضافه کنه
از طرفی در مغازه چون نرده های قدیمی داره باید هر روز صبح بردارم و آخر شب بذارم و این برام به معضل شده و دستهام درد میکنه و از طرفه دیگه دوست دارم اونجا بشینم
و باز رفتم مغازه در برقی و تمام شیشه دیدم یکم کرایه ش بالاست یعنی مثل همین کرایه این مغازه ست
الان موندم اونجا بمونم و چانه بزنم کرایه رو کم کنه با برم مغازه جدید رو اجاره کنم
خیلی سخته بین دو راهی موندن مغزم هنگ کرده
و تا الان نجواهای ذهن رو کنترل کردم و عالی بوده و به خدا ایمان و اعتمادم زیاده
برای همین بهش سپردم برام خودش جور کنه دله بنده هاشو نرم کنه و به نفهه من رقم بخوره
هم کرایه کم و هم راحتی و آسونی
در پناه خداوند مهربانم باشین
از جواب زیباتون که برام کامنت میذارین ممنون و متشکرم
بی نهایت دوستتون دارم
«به نام خداوند بخشنده مهربان»
باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.»
امروز 17 تیرماه 1404 هست و من برای بار دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو به اتمام رسوندم. قبلا یکبار این دوره رو در دیماه گذروندم و خیلی بهم چسبید. این شد که بعد از چندماه تصمیم گرفتم دوباره این کار رو انجام بدم.
بارزترین حسی که بعد از این دوره دریافت کردم حس رضایت بود.
یجورایی انگار راضیام از خودم و آروم هستم.
خدایا شکرت.
من این رضایت و آرامش رو خلق کردم.
من این خواسته رو محقق کردم.
بله! من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.
وقتی برای بار دوم خواستم این دوره رو شروع کنم، تصمیم گرفتم با توجه به توضیحات مریمجان شایسته، با رویکردی متفاوت اگاهیها رو دنبال کنم. این رویکرد که: من در خلق خواستههای مدنظرم توانا هستم. و خدا رو شکر میکنم که هر گام از این پروژه به نوعی توانا بودن من رو در به دست گرفتن افسار زندگیم بهم نشون داد.
مهمترین نشونه و فکتِ این ادعا، این هست که سرم تقریبا خیلی شلوغ شده. این نشون میده من تقریبا زندگیم رو به دست گرفتم و مطمئنم که بهتر و بهتر از این هم خواهد شد.
خدا رو هزاران بار دیگر شکر.
و اما نکاتی که آموختم در این فایل:
• خیلی از دوراهیها از همان اول پاسخ مشخصی دارند. تنها چیزی که تصمیمگیری را مختل میکند احساسات است.
• خیلی از موارد با منطق توجیه میشود و به جواب درست میرسد اما ما با احساساتمان کار را سخت میکنیم و از آن دوراهی میسازیم.
• اگر بین دوراهی قرار گرفتم باید احساساتم را کنترل کنم. آن را با خواستههای خودم، قوانین جهان، تکامل خودم، تواناییهایم و … بسنجم.
• در بدترین حالت از خداوند میخواهم که به من نشانه بدهد تا بتوانم راه درستتر را انتخاب کنم.
• وقتی از خدا خواستم نشانهای بدهد، به آن نشانه عمل کنم و تردیدی نداشته باشم.
حتی اگر از قبل مسیر خاصی، ترجیح من باشد.
• ممکن است مسیری که خدا به من نشان میدهد مسیری در ظاهر سخت و نازیبا باشد. باید بدانم که اگر اینطور شد؛ این چیزی بوده که باید میرفتم.
• نشانهها بسیار واضح هستند. هرچند خیلی جاها نیاز به نشانه نیست و مسیر مشخص است.
• حتی اگه نتیجه، نتیجه جالبی نباشد، بهتر از ماندن در تردید است.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
بنام خدا
سلام به همگی
ممنونم استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم که سوال به این مهمی رو پرسیدی من تو اسمونا دنبال این جواب بودم مرسی مرسی خدایا شکرت
1)یه سری از دوراهی ها از قبل جوابش مشخصه و درواقع یه راه؛ جواب سوال و درخواست ماست اما چون ما پای احساساتمون وسطه نمیذاره اون یه راه رو ادامه بدیم درواقع جوابش مشخصه ام مانمبتونیم از ترسهامون بگذریم و توکل کنیم (مثل طلاق بگیرم با بمونم-فلان رشته رو برم یا نرم-کارموول کنم یا نکنم-فلان کارو بیزینس رو شروع کنم یا نکنم ووو) و خب برای حل این مساله باید احساساتمون روکنترل کنیم بگیم فارغ از ترس هایی که تو انتخاب این تصمیم تاثیر میذاره .انتخاب درست چیه قوانین میگه کدوم تصمیم درسته و کدوم تصمیم به خواسته های من نزدیک تره و خواسته های بیشتری رو براورده میکنه
2) اگر دیگه مشخص نبود واقعا اونوقت از خدا نشونه میخوام و هر نشانه و هدایتی اومد همونو برم و بهونه نیارم نگم خدایا من نفهمیدم مشخص تر بگو واضح تر بگو وخودمو فریب ندم و راهی که خودم ترجیح میدم رو نرم چون بیشتر گمراه میشم (نشانه ها واضحه همیشه )حتی اگه نتیجه ش به ظاهر هم خوب نبود ایمان داشته باش که باید همون راه رو میرفتی هدایت خدا درسته مغز خودتو دخیل نکن و نگو نه لابد خدا اشتباه گفته یا من اشتباه رفتم نه تو باید اون راه رو میرفتی
3)در هرصورت هر تصمیمی بهتراز موندن سر دوراهی هست
بشینیم رو کاغذ بنویسیم مضرات و فواید هر تصمیم رو
و به قانون و خواسته هامون و تکاملمون نگاه کنیم و براساس اونا تصمیم بگیریم و در اخر اگر نشد دنبال نشانه از خدا باشیم
و بی درنگ عمل کنیم تا اینکه تو تردید بمونیم
خدایا شکرت برای این همه هدایت امروز پاسخ همه سوالهامو دادی مرسی خدای مهربونم
26مین گام مهاجرت به مداربالا تر.
به نام خدا وسلام به خدا واستادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم وخانواده ی سایت بهشتی.
خداراسپاسگذارم که ازبهشت ازلی به من دعوت نامه دادبرای نمایندگی خاص الهی سفری معجزه واروشگفت انگیزی رابارضایت100٪خودم شروع کنم وبه اسپانسری100٪الهی اعتمادکنم.
به شکرانه ی الهی درعالیترین آزادی زمانی، مکانی باعالیترین :امکانات، شرایط، اتفاقات، افرادهمفرکانس همسفربهشت خاکی شده ام وازاین سفرفقط یک لذت وشادی برای من میماند پس بایدشاکر اسپانسرم باشم بابت تمام نعمتها که نمیدانم چی بود؟چی هست؟؟ وچی خواهدبود؟؟یعنی تعدادشونمیدانم؟؟؟ فقط سکوت میکنم وشکرگذاری میکنم وبه سفرم ادامه میدهم ودرادامه ی سفرالهیم، خدامراتوی سایت الهی میزبانم شده است بی نهایت سپاسگذارم.
ازدستان قدرتمندخدادرابعاداستادومریم جون وهمکلاسیهای گلم بی نهایت سپاسگذارم.
الهی شکرکه خانه تکانی ذهن، روزشمار تحول زندگی، مهاجرت به مداربالا تر را، روزی من قراردادی دمت گرم خداجون.
توی زندگی اشتباهات وتصمیمات زیادی گرفتم وتاقعرجهنم رفتم بازهم خداروشکرکه تمام ترفندهایی روکه باعلم الهی بلداست به کاربرد،که تمام اعمالم پاپیچم شد و به لجن کشیده شدم و شیطان پاشوگذاشت روی خِرخِرم به همه چیزخوردن افتادم .
وزمانی که من دستام ازنجاست بالابود خدادستان قدرتمندشو انداخت دورگردن شیطان وگفت مگه بنده ی من دخترخدابی صاحب است!!!!؟؟؟؟؟؟
پس خدایی من کجارفته؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
الهی سپاسگذارتووقدردان استادم هستم ازوقتی که این پروژه هارو تمرین کردم چرخ زندگی رَوُن ترشده متشکرم.
لیلاجون باتمام خطاهات دوست دارم وبرای پروژه ی بعدی خداراتسلیم هستم یاحق.
امیدوارم که شاگردخوبی توکلاس خداوسایت باشم.آمین.
عاشقتونم.
سوره طه
فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلْمَلِکُ ٱلْحَقُّۗ وَلَا تَعْجَلْ بِٱلْقُرْءَانِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَىٰٓ إِلَیْکَ وَحْیُهُۥۖ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمࣰا(١١۴)
برتر و بلند مرتبه است خدا [ىِ یگانه] که فرمانرواى هستى و حقّ محض است؛ و پیش از آنکه وحى کردن قرآن بر تو پایان گیرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بیفزاى
بنام خداوند که ثنا و ستایش مخصوص اوست .
خداوند را به بهترین نوع سپاس گذارهستم که توانایی داد برایم تا این دوره ( مهاجرت به مدار بالاتر ) را به اتمام برسانم .
به تمام رساندن یک دوره یعنی فارغ شدن از آن اگاهی نیست ، یعنی تمام کردن یک بخش از آگاهی و بره که روی ان توجه کنیم شامل حال ماست اگر نکنیم نه !
پس باید گفت دوره های استاددد یکبار دو بار بع گوش دادن نیاززز ندارد طویل مدت و همیش زمان !
چقدر خوشبخت هستم که توانستم به دستان خود مدارمم را عوض کنم
درین پروژه بیشتر روی آگاهی های ناب فردی رو آوردیم !
و گفتیمم هرچقدر مدار ما بالا تر باشد زندگی ما هم روندش بالاتر است !!! به جزئیات این عنوان تعریف شده روی این پروژه
وواقعا افتخار همه ما هستین استاددد عزیزوخانمم شایسته عزیز !
خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را نصیب تان کند !
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-قرار گرفتن در دو راهی تصمیم گیری به این دلیل است که احساسات را مبنای تصمیمات خود قرار می دهیم
-بسیاری از دوراهی ها پاسخ واضح و مشخص دارند
-بهترین روش برای تصمیم گیری درخواست هدایت خواستن از خداوند برای ارسال نشانه هاست
-اگر درخواست نشانه و هدایت از خداوند داشتیم فارغ از درست یا نادرست بودن یا ظاهر نامناسبش به آن عمل کنیم
-در اکثر مواقع نیاز به درخواست هدایت و نشانه از جانب خداوند نیست
-برخی اوقات ترجیحات خود را از قبل انتخاب کرده و با درخواست مکرر از خداوند تنها درخواست تایید درستی مسیر خود را داریم
-بدون در نظر داشتن ترجیحاتمان از خداوند درخواست هدایت کنیم
-با درک و به کار بستن قانون مشخص کردن اولویت ها و خواسته ها رعایت قانون تکامل می توانیم تصمیمات درستی اتخاذ کنیم
-مزایا و معایب تصمیمات خود را یادداشت کرده و هر کدام مزایای بیشتری برای ما داشت و خواسته های بیشتری را براورده می کرد را انتخاب کنیم
-هرگز در دودلی شک و تردید قرار نگیریم
-انتخاب مسیر نادرست بسیار بهتر از بی تصمیمی شک و تردید است
-با انتخاب مسیر درست به افراد شرایط موقعیت ها ایده های مناسب هدایت شده و تصمیمات بهتری اتخاذ می کنیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-قرار گرفتن بر سر دو راهی تصمیم گیری تنها به این دلیل است که احساسات را پایه و اساس قرار می دهیم
-بهترین روش برای تصمیم گیری هدایت خواستن از خداوند برای ارسال نشانه هاست
-اگر ترجیحات خود را از قبل مشخص کرده ایم هرگز از خداوند درخواست هدایت نداشته باشیم
-مزایا و معایب تصمیمات خود را یادداشت کرده و بر اساس درک قانون خصوصا قانون تکامل خواسته ها و اولویت هایمان اقدام به تصمیم گیری کنیم
-در اکثر مواقع بدون درخواست از خداوند می توانیم تصمیمات خوبی اتخاذ کنیم
-به محض دریافت هدایت به آنها فارغ از درست یا نادرست ظاهر جالب یا ناجالب آن عمل کنیم
-حتی اگر تصمیمات نادرست اتخاذ کنیم بسیار بهتر از بی تصمیمی شک تردید و دودلی است
-با بودن در مدار درست داشتن باورهای مناسب تصمیمات بهتری می گیریم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-از زمانی که بر روی باورهای خود کار می کنیم بسیار کم بر سر دو راهی قرار گرفته و بیشتر سعی می کنیم تصمیم گرفته و به تصمیمات خود عمل کنیم بسیاری از مواقع تصمیمات ما نتیجه ای در بر نداشته و ما متوجه نادرستی مسیر خود شده و تصمیم دیگری گرفته ایم
عمل کردن به تصمیمات باعث می شود در هر صورت درس ها و تجربیات زیادی کسب کرده و تصمیمات بهتری در آینده بگیریم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی شخصی ما عمل کردن بیشتر به جای داشتن شک تردید و دودلی در تصمیم گیری است اکثر شک و تردیدهای ما به این دلیل است که احساسات خود را در تصمیماتمان دخیل دانسته یا بر تجربیات نامناسب گذشته ی خود تکیه می کنیم یا نمی توانیم بپذیریم که شرایط هر لحظه در حال تغییر است و با تغییر باورها و افکار نتایج متفاوتی از تجارب نامناسب گذشته می گیریم یا به جای حساب کردن بر هدایت های خداوند بر عقل و منطق خود تکیه کرده بر چگونگی چه زمانی از چه طریق تحقق خواسته ها تمرکز می کنیم اما اگر باورهای مرجع توحیدی را اساس و پایه قرار دهیم به تصمیمات خود در لحظه عمل کرده و نتیجه ی آن برایمان مهم نیست تصمیمات هر چقدر نامناسب درس ها و تجربیات زیادی برای ما دارد و ما را چندین پله رشد می دهد
اگر از تصمیمات نادرست خود درس و تجربه گرفته و آنها را یادداشت کنیم اشتباهات را درآینده به صورت مکرر تکرار نکرده و گرفتار الگوهای تکرار شوند و نامناسب نمی شویم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
اگر بر سر دو راهی قرار گیرید چگونه راه درست را انتخاب می کنید؟
-برخی دوراهی ها با درک و به کار بستن قانون پاسخ مشخص و از پیش تعیین شده دارند
-تکیه براحساسات باعث می شود در دوراهی قرار گیریم
-اغلب ما بر اساس احساسات تصمیم می گیریم
-اگر اجازه ی غلبه احساسات را به خود ندهیم هیچ دو راهی وجود ندارد
-اغلب ما با شرک غلبه ی احساس پا نگذاشتن بر دل ترس ها توکل نکردن بر خداوند در دوراهی تصمیم گیری قرار می گیریم
-احساسات خود را کنترل کرده با درک قوانین در نظر گرفتن خواسته ها و اولویت ها تصمیم درست را اتخاذ کنیم
-بهترین روش برای گرفتن تصمیمات درست درخواست از خداوند برای هدایت به مسیر درست است
-از نشانه هایی که خداوند از هزاران طریق به ما نشان می دهد می توانیم تصمیم درست را اتخاذ کنیم
-اگر از خداوند درخواست هدایت و نشانه کرده ایم نسبت به عمل کردن به آن متعهد و پایبند باشیم
-برخی اوقات ترجیح و انتخاب خود را از پیش تعیین کرده و به نشانه های خداوند شک و تردید داشته و با درخواست مکرر از او انتظار داریم به مسیر درست هدایت شویم
-به هدایت ها و نشانه های خداوند حتی اگر ظاهر نامناسب و ناجالبی داشت عمل کنیم
-نشانه ها و هدایت های خداوند اغلب بسیار واضح و برای ما قابل درک و فهم هستند
-داستان حضرت موسی و خضر به ما کمک می کند به هدایت های خداوند ایمان داشته و ذهنمان را درگیر مسائل حاشیه ای و بیهوده نکنیم
-با توکل بدون قضاوت و پیش داوری به هدایت های خداوند عمل کنیم
-اگر به صورت مکرر از خداوند درخواست نشانه کنیم از مسیر درست منحرف می شویم
-مزایا و معایب تصمیمات خود را یادداشت کرده و بر اساس توانمندی ها خواسته ها و قانون تکامل تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم
-تصمیم گرفتن اغلب واضح است و در اکثر مواقع نیاز به درخواست هدایت از خداوند نیست
-به جای ماندن در احساس شک تردید و دودلی حاصل از بی تصمیمی به تصمیمات خود فارغ از نتیجه ی آن عمل کنیم
-نتیجه ی حاصل از تصمیمات حتی اگر بسیار نامناسب و ناجالب باشد بسیار بهتر از بی تصمیمی است
-با قرار گرفتن در مسیر درست خداوند افراد شرایط موقعیت ها ایده های مناسب را به سمت ما هدایت می کند
خدایا شکرت
عاشقتونیم