مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 25
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی226MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی19MB21 دقیقه














وَکَذَٰلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ
و این گونه فرمانروایی و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمان ها و زمین به ابراهیم نشان می دهیم تا از یقین کنندگان شود.
فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَىٰ کَوْکَبًا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّی ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ
پس چون [تاریکی] شب او را پوشانید، ستاره ای دید، گفت: این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت: من غروب کنندگان را دوست ندارم.
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَٰذَا رَبِّی ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ
هنگامی که ماه را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است؛ چون ماه غروب کرد، گفت: یقیناً اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود.
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَهً قَالَ هَٰذَا رَبِّی هَٰذَا أَکْبَرُ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ
وقتی خورشید را در حال طلوع دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ تر است؛ و هنگامی که غروب کرد، گفت: ای قوم من! بی تردید من [با همه وجود] از آنچه شریک خدا قرار می دهید، بیزارم
إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ
من به دور از انحراف و با قلبی حق گرا همه وجودم را به سوی کسی که آسمان ها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.
سلام خدمت عزیزان
داستان رسیدن به خواسته ها و گذر از اونها، همون داستان ابراهیم نبیه!! اینکه خواسته ای در ما شکل میگیره و نسبت بهش اشتیاق قلبی پیدا میکنیم، به سمتش حرکت میکنیم، و وقتی بهش میرسیم درک میکنیم این جمله حضرت ابراهیم رو که:
لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ
من افول کنندگان رو دوست ندارم!! من چیزی رو که از خودش وجودی نداشته باشه رو دوست ندارم!!
خیلی حرف پشت این کلمه هست..
به جز ذات پروردگار همه چیز افول میکنه.. همه چیز مظهر اوست و در همه جا جاری و ساریه.. اما هیچ چیز مظهر اتم و کامل او نیست.. همه چیز افول میکنه..
حرکت ما به سمت خواسته ها مثل حرکت ابراهیم نبی، درک تهی بودن اون خواسته ها و رسیدن به نگاه توحیدی پشت اون خواسته است.. اگر حضرت ابراهیم به دنبال ماه و ستارگان نبود و پروردگارش رو جستجو نمیکرد و تهی بودن اونها رو درک نمی کرد، هرگز به درک خدای اونها و خالق اونها نمی رسید..
و خدا میفرماید اینگونه ما مالکیت خودمون بر سرتاسر گیتی رو به ابراهیم نشون دادیم.. هیچ کس در عالم نیست که خدا رو اونطور که هست درک کنه.. هیچ کس به توحید صد در صد نخواهد رسید.. چون حقیقت بی نهایته و وجود خداوند لایتناهیه..
لکن ما را چاره نیست از این حرکت همراه با این نگاه.. خدا میفرماید در جستجوی من باشید و در پی این جستجو زندگی و کسب و کار و روابطتتون رو بسازید.. اما همیشه این نگاه ابراهیمی چراغ راهتون باشه که اگر به هر خواسته ای رسیدید و درک کردید که عامل خوشبختی شما نبوده و بر شما ربوبیت نداشته ازش گذر کنید، مثل ابراهیم.. این گونه منو هر بار بیشتر خواهید شناخت و لذت حقیقی که بی قید و شرطه بیشتر درک خواهید کرد…
بتهای ذهنی ما که خوشبختی رو بهشون گره زدیم.. همون چیزهایی که خوشبختی رو در اونها جستجو میکنیم.. وقتی به اون خواسته ها میرسیم و پوچ بودنشون رو درک میکنیم، اون بتهای ذهنی خاموش میشن و ما به نگاه درستی که در ورای اون بتهای ذهنی بوده میرسیم.. و توحیدمون عمیق تر میشه و حالمون بهتر میشه و وجودمون بزرگتر میشه..
وجود ما چیزی نیست جز گستره آگاهی ما از خداوند که در عالم به شکل زندگی کنونی ما نمود پیدا کرده
و صد البته که این حرکت ها و کسب و کارها و تلاش های انسان باید باشه تا به اون نگاه برسه..
اگر ابراهیم افول ستارگان رو درک نمیکرد، هرگز به خدای ستارگان آگاه نمیشد…
این حرکت ها، این خلقت، این جهل بشر، این تداخل رنگ ها، این ترکیب جادویی حق و باطل، این ترنم هستی در حرکت تار الهی از فراز ملکوت به فرود ماده، این باید میبود تا هستی شناخته و درک بشه…
و چیزی که خطرناکه موندن در باطله که مزمحل میشه.. آب اگر گذر کرد پاک هست و پاکی بخش.. و حیات رو با خودش به ارمغان میاره و زندگی به عالی ترین شکل متجلی میشه.. و الا میشه گندابی متعفن
نْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَابِیًا ۚ وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَهٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ ۚ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ ۚ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ ۚ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ
خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر درّه و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پُف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می افروزند، کفی پُف کرده مانند سیلاب بر می آید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مَثَل می زند. اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می رساند، در زمین می ماند. خدا مَثَل ها را این گونه بیان می کند [تا مردم جریان خلقت و حقیقت را بشناسند.]
به نام خدای هدایتگرم
سلام ب استاد عزیز، خانم شایسته جان و دوستان عزیزم
نشانه ی امروزم، خدایا شکرت زدی تو خال. چقدررر آرومم کرد. اصن اتفاقات چیده شدن تامن این درسارو بگیرم.
فرصتی شگفت انگیز به نام تضاد
مسائل و تضادها میتونن ب ما قدرت بدن برای اینکه ب سمت رسیدن ب خواسته هامون حرکت کنیم.
انگیزه ای ک یه سری کمبودها ب آدم میده، این قدرت و توانایی رو داره ک مارو ب اون هدف برسونه.
تضادها سوخت ما هستن برای پرواز، برای حرکت، برای رسیدن ب خواسته ها و آرزوهامون
میخوام این انگیزه و نوید رو ب شما بدم ک خلاء ها نیومدن ک شمارو بدبخت کنن، نیومدن ک باعث حسرت شما بشن.اومدن ک ب شما انگیزه بدن برای حرکت کردن و این اتفاق میتونه بیوفته همونطور ک برای من رخ داد.
خب تضاد من:
دیروز ب پدرم گفتم میتونی بهم ایکس تومن پول بدی لازم دارم، ینی صبح با این فکر از خواب بیدار شدم، هی میگفتم خدایا تو ک میدونی برا من چقد سخته از کسی پول بخوام چرا میگی این حرفو بزنم؟ گفت انجامش بده، قربانی کن، غرورت رو، قانون درخواست رو انجام بده و با این پیش زمینه فکری ک خدایا تو ب بابام دستور میدی ک کارم رو راه بندازه، و تو خودت از راز درون سینه ها آگاهی میدونی ک من قدرت رو میدم ب تو و اگر بگه نه دیگه ب من مربوط نیست وظیفه خودته.
ازش درخواست کردم و مِن مِن کنان جواب من رو داد و یه باشه ای گفت ک از سر خودش بازم کرده باشه :/
منو میگی ب غرور سازنده ام برخورد گفتم چرا اصن گفتی ازش درخواست کنم؟ ینی من اصلا از پدرم هیچ توقعی ندارم حتی در حد یه کفش. و همین باعث شد از 19 سالگی کار کنم و حتی شغل خودم رو داشته باشم و تجربه اش کنم.
این بماند ک نجوا چقدررر رفت سراغ مقایسه و سرزنش من.
ولی خدا همش یه بیت شعر یادم می اورد
رزق زان معنی ندادندم خسان، تا تورا دانم پناه بی کسان
و امروز اصن یه جوری انگیزه گرفتم ک نگم، داشتم پادری میشتم گفتم حقته، حقته ناعمه. میدونید من پدرم رو خیلی بت کردم تو ذهنم، میخوام یه تصمیماتی بگیرم مثلا وارد کاری ک دوست دارم تجربه اش کنم، اولین ترمز اینه باااااابااات عمرا اگه بزاره. و این سرب باعث میشه من حرکت نکنم.
گفتم آفرین دمت گرم، از پدرت درخواست میکنی جوابتو نمیده، این همون پدریه ک ازش بت ساختی و ازش میترسی هااا، ببین خدا میخواد ک تو وابسته پدرت نباشی، تو توی تصمیماتت هم مستقل باشی، بگی پدر من زندگی منه خودم براش تصمیم می گیرم. یه حسی بهم میگفت ببین تو چند وقت دیگه از پدرت تشکر میکنی بابت اون روزی ک جوابتو رد کرد.
ازت ممنونم ک اون روز منو پیچوندی و جوابمو ندادی، ک من یادم بیوفته باید رو پای خودم وایستم، باید خودم یه حرکتی برا زندگیم بکنم، بهم ثابت کردی ک وابسته ی نظر تو نباشم برای حرکت کردن هام، نظر تو سرب نشه ب پام بچسبه نزاره حرکت کنم، میخوای من فقط وابسته ی خودم و خدای خودم باشم؟؟ ازت ممنونم، آره من همونی ام ک مستقل از تو هستم پدرجان، و از این ب بعد هم مستقلم، پس این تصمیمم رو قاطعانه اعلام میکنم و ازت نمی ترسم.
خدا ب من گفت پدرت اگه بهت دونه بده تو توی قفسِ تایید طلبی اون میمونی، تو کبوتر اهلی پدرت میشی ک وابسته ب دست کسیه ک دونه براش می ریزه، من میخوام یادت بیارم ک تو بازی، تو عقابی، میخوای نون خشکای دست مردم و زیرش و بگیری جمع کنی؟؟ یا میخوای ب رزق فراوان رب العالمین تکیه کنی؟؟ بیگ پیکچررر بااابااااا
اره آقا من میترسیدم از یه سری اقدامات ولی دیگه بیشتر جریح ترم شدم ک وایمیستم میگم آقا شما هیچ جای زندگیم تا الان نبودین از این ب بعدشم نیستید، منو خدام کافی هستیم ممنون. و ب خدا گفتم خدایا بیا این سربم از پام باز کردم تو فقط هدایت کن من بگم چشممم. دیگه ذره ای نظر فامیل و اطرافیان برام مهم نیست، این فامیل کجای تضادهای مالی من همراهم بودن ک بخوان الان جلوی تصمیم من وایستن؟؟
اصن خودِبابام، مامانم نبوده پس چرا انقد بهش قدرت میدم؟؟؟ چرا میخوام کاری رو داشته باشم ک بقیه راضی باشن؟؟
مورد بعدی تضاد عاطفی
عزت نفست رو افزایش بده، مهارت های ارتباطی تو بهبود ببخش، احساس لیاقت خودت رو بالا ببر، زیبایی های خودت رو ببین، زیبایی های درونی ات رو ببببیییین.
آره اینم یه نشانه دیگه بود، من یه رابطه ی عاطفی رو بعد 2 جلسه کات کردم، خب برخی از ویژگی های موردنظرم رو داشتن ولی چندین مورد ک خط قرمزای من بود رو خیر، و داشتم میرفتم تو فضای مادر ترزا و قهرمان زندگی عشقم بودن :/ ک خدا با فایل توانایی تغییر دیگران تون منو نجاااات داد، و سریع این رابطه ی سمی رو کات و بلاک.
خب این نجوا چی میگفت، افکار کمبود: تمام شد و رفت دیگه کجا میخوای پیدا کنی مثه اینو برو خداتم شکر کن الان پاییزه و تنهایی هاش :// و… بعد قلبم ارومم کرد و بهم احساس ارزشمندی ام رو یاد آوری کرد، گفت اگه میخوای ب جهان ثابت کنی لیاقتت یه فرد بهتره پس ثابت کن در عمل، در تقوا و کنترل ذهن. گفتم باشه خدایا من از ذهنم هم کاتش میکنم ولی بعدا جایزه شو خوب میدی بهم هاااا.
اینم یه مرحله رشد برام بود، یه تجربه ای ک باعث شد قوی تر بشم، وابسته ی آدما نشم، دل بکنم از روابط دنیایی، اصن حتی یه هفته من آهنگم گوش نمیدادم چون می دیدم تاثیر میزاره ک ذهن میره.
ب قول شما : این رابطه خیلی قشنگه!؟؟ این آدمه خیلی خوبه!؟؟؟ بخدا بعدی بهتره. بخدا آدم بعدی باکیفیت تره. رابطه ی بعدی قشنگ تره، زیباتره.
این باور کمبود شیره ی مارو مکیده :/
ب قول استاد اگه بتونید بهش فکر هم نکنید بردید نمیخواد احساس تون رو عالی کنید فقط بهش فکر نکنید ب چیزای دیگه فکر کنید. اولش فکرتون روزی چند ساعت، بعد میشه 1 ساعت، بعد میشه چندین دقایق، بعد هرچند روز و بعد تامام. اصن این ذهن فراموشکار اینجاها ب درد میخوره دیگه، این انسان(نسیان) اگر غم هارو فراموش نکنه ک خودکشی میکنه، همینه میگن زمان همه چیز رو از یادت میبره، مثلا مرگ افراد بعد از یه مدت ک زمان میگذره آروم میشی. و اگر تو زودتر فراموش کنی و زودتر خودتو آروم کنی بُردی دیگه
و خدا یه دوست جدید برام پیدا کرد، یه دختر بچه ی 8 ساله ک باهاش میرم پارک، پیاده روی، سرسره بازی، میرم کافه، و همش خنده و خنده و خنده، بفرما اینم جایزه اش. انقدر ک من از این دختر شاد بودن و رها بودن و یاد گرفتم، در لحظه بودن. انقد ک منو میخندونه، همش بهم میگه من کنارت خیلی حالم خوبه انقده شیرینه و دوستش دارم. قشنگ مطمئنم خدا این بنده شو فرستاده دلِ منو شادکنه، میگه بچه شو و لذت ببر.
سپاس و سپاس از همه ؛) خدایا شکرت
سلام به توان دوست ازشمندم
سلام به شما ناعمه احمدی عزیزم
واقعا سپاسگزارم برای وجودت، سپاسگزارم برای این ردپایی که از وجودت گذاشتی، عزیزم واقعا لذت بردم از کامنتی که نوشتی، از اینکه چقدر قشنگ داری مسیر رشدت رو با صبر و تکامل پیش میبری و از مسیر رشد و پیشرفت های درونی و بیرونی ات لذت میبری و فقط بچه میشی و با بچه بازی فقط در لحظه شادی میکنی و رشد میکنی و بزرگ و بزرگتر میشی. چقدر احساس کردم دلم میخواد بغلت کنم و بوست کنم برای این فکرات برای این تصمیم های، واقعا تحسینت کردم که داری یک شخصیت از اساس مستقل و آزاد میسازی، حتی خونه پدری هم هستی و مسئولیت تمام زندگی خودتو به عهده گرفتی و فقط شکرگزار داشتن پدر مادرت و آدم های خوب اطرافت هستی نه اینکه بگی اونا وظیفه شون هست، خودتو خار کنی و قربانی جلوه بدی، آره بابا تو عقاب با شکوهی هستی که داره یاد میگیره در افق های بلندتر پرواز کنه، فقط بال و پرهاش باید بیشتر رشد کنه و بزرگ بشه، اگر زخمی هم بشه امید داره ایمان داره که خوب میشه ترمیم میشه و با گذر زمان قوی تر هم میشه، اصلا این تضادها تست قدرت سنجی ماست برای لول آپ شدن. این تضادها میتونه مرحله گذار ما به مدارهای بالاتر هست و جهان اینجوریه که میسنجه ما چقدر آماده هستیم تا لول آپ بشیم. آره دختر خوب اینه خدایی که هدایت میکنه خدایی که رشددهنده است خدایی که میمراند و زنده می کند، اینه خدای قوانین ثابت، که عاشقانه میخواد تا ما ثروتمند و غنی تر بشیم، بشیم خالق زندگی خودمون خلیفه زمین و خالقی که بهش احسنت گفت.
ناعمه جان خدا با شجاعانه و من اینو بهش خیلی ایمان دارم. و بتو و اون شجاعت و ایمانی که در قلبت دیدم ایمان دارم که پیش بسوی کمال و رشد چنان میدرخشی که به خودت افتخار میکنی و باعث افتخار بقیه میشی.
عزیزم خیلی قشنگ نوشتی و این قسمت رو میخوام اینجا تکرار کنم و تحسینت کنم:
خدا ب من گفت پدرت اگه بهت دونه بده تو توی قفسِ تایید طلبی اون میمونی، تو کبوتر اهلی پدرت میشی ک وابسته ب دست کسیه ک دونه براش می ریزه، من میخوام یادت بیارم ک تو بازی، تو عقابی…
برات از صمیم قلبم از الله یکتا بهبود های دائمی درونی و بیرونی رو خواهانم.
ارادتمندت فهیمه پژوهنده
سلام به دوستان خوبم بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین
چقدر اهرم رنج و لذت! نشانه ی قبلیم هم درباره ی همین موضوع بود برای افزایش درآمد و من نوشتمش البته موارد زیادی نتونستم بنویسم چون خواسته های ذهنم کمن اگر زیادشون کنم ذهنم مقاومت میکنه و میگه رسیدن بهشون سخته.
تو متن انتخابی این فایل نوشته بود، باید یه مهارتی رو یاد بگیرم تا بتونم کسب و کارم رو گسترش بدم و در ادامه افزایش اعتماد به نفس و درآمد خواهم داشت، خب من باید توی شغلم پیشرفت کنم اما چجوری؟ 1) الان به بچه ها تکلیف خانگی بیشتر از قبل میگم، 2) دانش آموزان با نمره کم تمرین ریاضی حل میکنن و فیلمش رو برام میفرستن، 3) دفتر برنامه ریزی دارن، 4) روش درس خواندن، آزمون دادن و کاهش استرس رو براشون نوشتم و توضیح دادم 5) هر موقع تو خونه اشکال دارن برام عکس میفرستن و من جواب رو براشون ارسال میکنم 6) برگزاری کلاس های تقویتی اضافی 7) فرستادن فیلم ریاضی صفحه ای که همون روز تدریس کردم
خب حالا باید چه کارهای دیگه ای انجام بدم تا بیشتر نتیجه بگیرم:
1) به چند نفر که میدونم میخوان پیشرفت کنن و نمره ی «خوب» گرفتن گفتم اونها هم هر شب تمرین ریاضی حل کنن توضیح بدن و فیلمش رو برام بفرستن (این افراد قابلیت پیشرفت و «خیلی خوب» گرفتن را دارند)
2) هر زنگ قبل از شروع هر درس یک سوال ریاضی حل کنم
3) وقتی فیلم آموزشی تدریس ریاضی هر روز را در گروه میگذارم از همان فیلم، در گروه آزمون بگذارم تا مجبور شوند فیلم را نگاه کنند و درس برایشان مرور شود.
اما چی تو ذهنمه؟! اینکه خودشون نمیخوان، خودشون خیلی تمرین نمیکنن، و تاااا خودشون نخوان منن نمیتونم کاری براشون کنم پسس کارهایی که من میکنم بی فایده است!!!
این شده ترمز ذهنی من، اما یکبار مدیرمون گفت کار نشد نداره، آدم راه حلهای مختلف رو باید امتحان کنه تا برای هر دانش آموز یکیش جواب بده. خب تعداد دانش آموزای من (مثل مدارس دولتی) زیاد نیست پس من میتونم روش های مختلف رو امتحان کنم و با اینکار تجربه و مهارت خودم رو هم زیادتر کنم.
خدایا خیلی تو ذهنم میاد که برای پیشرفت و درآمد بیشتر همین شغلت رو خوب انجام بده، و متن انتخابی این فایل هم تایید همین نکته بود من باید مهارتم رو افزایش بدم، خدایا به امید تو من فکر میکنم تو راهکار جلوی پایم میذاری من انجامشون میدم، دیگه نتیجه با تو، خدایا شکرت
به نام خدای هستی بخش
سلام استاد و مریم جان
خلا های درونی
چرا در بچگی احساس تنهایی و نبودن دوست داشتیم
اینکه شهر دیگه بودیم و غریبه بودم
ولی همیشه راحت ارتباط گرفتم
ولی این فایل نشانه روزم بود
و من تضاد و خلا اکنون این بود که چطور اجاره را بدم
این مسله خیلی درگیر بودم و البته تلاش کردم احساسم خوب باشه
ولی باز ته ذهنم بود
این فایل رو گوش دادم که تضادها بد نیستند
مشکلات بد نیستند
و به ما قدرت میدن که بتونیم موفق شویم
لیاقت خودمون رو بپذیریم
مسائل و خلا ها سوخت ما هستند برای پرواز
اره این تضاد میخواد تا من خواسته ام و باورم
بیشتر بشه که زودتر خونه دلخواه رو بدست آوردم
باید رسید تا پر شد
خدایا هدایتم کن به مسیرهای آسان و راحت برای رسیدن به خواسته هایم
خدایا تنها تو را دارم و تنها از تو یاری می جویم
مرا به مسیر آسانی و راحتی و فراوانی هدایت کن
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
سلام دوست خوبمممم
عاشقتم بخاطر این کامنت زیبات
بعضی وقتا موقعیی که دارم کامنتای بعضی بچه هارو میخونم اینجوریم که کاش این ادما اینجا بودن من محکم محکم بغلشون کنم
کامنتت هدایت خداوند بود برای من و نجات بخش من از احساس بد
که البته این سایت همیشه تمام بخشاش نجات بخش منه
قلبم موقع خوندن کامنتت باز شد به این دلیل که باززززز هم یک بار دیگه خداوند من رو هدایت کرد که مسئله ی ذهنیم حل بشه و مدارم بالا تر بره
سپاسگزارم از شمایی که کامنتای پرمحتوا میزارید
به نام خدای هدایتگر
سلام به استاد عباسمنش عزیزو سلام به استادمریم عزیزم
من حدود 4 ساله که عضو سایت هستم و چند تا از محصولات و خریداری کردم اما نمیتونستم دیدگاه مو ارسال کنم فقط برای خودم مینوشتم .امروز بابت موضوع مهم که خرید خانه بسیارزیبا است نشانه من از طرف خدا اومد اهرم رنج و لذت واقعا این اهرم رنج و لذت به موقع بود من امروز صبح تصمیم گرفتم روانشناسی ثروت 1 و از اول گوش کنم و درست گوش کنم و تمرینات و انجام بدم از صبح فایل اول و گوش کردم و چند تا ازکامنت ها رو خوندم و دوست داشتم جلسه دوم و گوش بدم و گفتم شاید هنوز وقتش نرسیده و عجله نکنم که به این فایل هدایت شدم اهرم رنج و لذت واقعا از خدای خوبم و استاد عزیزم تشکر و قدر دانی می کنم که همه چیز به موقع و در زمان خودش اتفاق میفته مخصوصا خرید خانه بزرگ و زیبای من در بهترین مکان و در بهترین زمان خریداری میشه و حتما در اینجا برای شماو استاد بزرگوار تمام اتفاقات و معجزه ها رو به زودی زود یعنی نا عید 1404 مینویسم .
ان شاءالله همیشه سلامت و پر روزی باشید
ازتون میخوام کلی برام انرژی بفرستید و برام دعا کنید
به نام خدای هدایتگر
سلام به استاد عباسمنش عزیزو سلام به استادمریم عزیزم
من حدود 4 ساله که عضو سایت هستم و چند تا از محصولات و خریداری کردم اما نمیتونستم دیدگاه مو ارسال کنم فقط برای خودم مینوشتم .امروز بابت موضوع مهم که خرید خانه بسیارزیبا است نشانه من من از طرف خدا اومد اهرم رنج و لذت واقعا این اهرم رنج و لذت به موقع بود من امروز صبح تصمیم گرفتم روانشناسی ثروت 1 و از اول گوش کنم و درست گوش کنم و تمرینات و انجام بدم از صبح فایل اول و گوش کردم و چند تا ازکامنت ها رو خوندم و دوست داشتم جلسه دوم و گوش بدم و گفتم شاید هنوز وقتش نرسیده و عجله نکنم که به این فایل هدایت شدم اهرم رنج و لذت واقعا از خدای خوبم و استاد عزیزم تشکر و قدر دانی می کنم که همه چیز به موقع و در زمان خودش اتفاق میفته مخصوصا خرید خانه بزرگ و زیبای من در بهترین مکان و در بهترین زمان خریداری میشه و حتما در اینجا برای شماو استاد بزرگوار تمام اتفاقات و معجزه ها رو به زودی زود یعنی تا عید 1404 مینویسم .
ان شاءالله همیشه سلامت و پر روزی باشید
ازتون میخوام کلی برام انرژی بفرستید و برام دعا کنید
سلام به استاد گرامی و خانوم شایسته
دقیقا منم تک دختر بودم تو خانواده و حتی تو محله مون هم دختر نبود و من با پسرا بازی میکردم. و اولین دوستم رو وقتی 7سالم بود پیدا کردم بعد اون همیشه سعی میکردم برای دوستام همه کار انجام بدم تا تنهام نزارن و یه کسیو داشته باشم هر چقدر برای موندن آدما تلاش میکردم اونا بیشتر ازم دور میشدن و همیشه وقتایی ک تنها بودم اذیت میشدم و فکر میکردم کسی منو دوست نداره.
الان دوساله ک پشت کنکورم و با هیچ دوستی ارتباط ندارم و هیچ نیازی هم به بودن کسی در زندگیم احساس نمیکنم این تنهایی دوساله باعث شد خودم رو بهتر بشناسم و با خودم رابطه ی خیلی خیلی بهتری برقرار کنم جوری ک حاضر نیستم خلوت خودم رو با هیچی عوض نمیکنم و متوجه شدم باید تمام تلاشم برای بهتر شدن حال خودم بکنم و عاشق خودم باشم.
من فکر میکنم همه ی ما آدما تنها به دنیا اومدیم و تنها هم میمیریم و تنها کسی ک همیشه درکنارمون میمونه خودمونیم پس باید بیشتر از همه روی خودمون و خدامون حساب کنیم
به نظرم همه ی اون تنهایی ها باعث شدم خودم بپذیرم و دوست داشته باشم احساسی ک از هزاران میلیارد پول یا ده ها دوست ارزشمند تره.
خدایا برای داشتن خود فوقالعاده م شکر️
درود بر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
تو وقت خیلی جالبی این فایل وارد زندگیم شد
امروز صبح روی تخت دراز کشیده بودم طرفای ساعت 10 صبح و کلی کار داشتم که انجام بدم(رسیدگی به کسب و کار خودم و کار کردن روی ذهنم) اما هوا سرد بود و همه میدونن تو این حالت چقدر سخته بخوای از خواب بیدار بشی مخصوصا اینکه من ساعت یک و نیم ظهر میرم سرکار و عامل بیرونی دیگه ای نیست که بخواد مجبورم کنه بزور بلند بشم و واسمم راحته بخوام اونهمه کارو بندازم برای بعدا و تعلل کنم!
یه چند دقیقه با خودم داشتم کلنجار میرفتم که بلند بشم یا بخوابم که با خودم گفتم بذار برم توی سایت هر هدایتی بیاد انجامش میدم(اینم بگم خیلی وقت بود میخواستم صبح زودتر بیدار بشم که موقع انجامش لنگ میزدم و تنبلی میکردم) زدم روی دکمه هدایت و به اینجا هدایت شدم و این اولین باری نیست که این اتفاق میوفته
منم یاد تضادهایی که به خاطر خواب بدم بهشون برخورده بودم افتادم و گفتم خدا بهت گفته پاشو همین الان خودتو جمع و جور کن برو سراغ تمریناتت
خلاصه استاد به شدت لذت بردم از این آگاهی ها و هم زمانی ها که چقدر به موقع این آگاهی وارد زندگیم شد و بیشتر و بیشتر واسم ثابت شد که خداوند به آشکار و پنهان من حتی بهتر از خودم آگاهه و زمانی که درخواست کنم پاسخ میده
ممنون ازتون در پناه خداوند یکتا خوشبخت باشید
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام استاد جانم و مریم مهربونم
با تضادها ما رشد میکنیم قبلنا که آگاهی نداشتیم وقتی به مشکلی بر میخوردیم کلی گلایه و ناله و گریه بود که خدا ما رو دوست نداره و غیره
اما خدا رو شکر استاد جان الان ازآموزهای شما یاد گرفتیم که وقتی تضادی برمیخوریم اولین کاری که میکنیم باید آرامش داشته باشیم و بعد دیدگاه ما خیلی تاثیر داره اگر به اون تضاد به عنوان بدبختی و نقطه سقوط نگاه کنیم همان میشود و اتفاقات بدی میافتد ولی اگر به عنوان صعود و خوشبختی پله پرش نگاه کنیم همش سود و سود و سود است و همان میشود که در ذهن ساختیم و باورش کردیم
الان که آگاه شدیم هر تضادی در زندگی رو به عنوان پله پرش ببینیم و الخیر فی ما الوقع بدونیم و آرام باشیم که در آرامش هدایت میشویم
و بعد تمام کارها رو به خداوند بزرگ بسپاریم که او قدرته مطلقه و جهان به کمک ما می آید و مسیرها و راهها برامون هموار میشود و همون تضاد برامون نقطه خوشبختی و شادی و ثروت میشود
خدایا مرا همواره هدایت کن که من لایق هدایتت هستم لایق دریافت نعمت و ثروت هستم
خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد عزیزم بی نهایت ممنونتم
در پناه خداوند باشین یاحق
سلام بر خداوند هدایتگر مهربان
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان
خدارا شکر میکنم که هر لحظه من را در این مسیر زیبای بندگی به آرامش بیشتر و حال بهتر هدایت میکند.
نشانه هایی که واضح تر دریافت میکنم وقتی که روی خودم کار میکنم.
بعد از یکسال کار کردن و بالا و پایین شدنها، دو روز پیش هدایت شدم به اینکه روی خودم کار کنم. جمله استاد در یکی از فایل ها برام بولد شد که در جواب یکی از دوستان که روی چی سرمایه گذاری کنم و استاد گفتند بهترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری روی خودتان است.
حتی در مورد یک مسیر دیگه که اون هم هدایتی تا جاهای نسبتا خوبی پیش رفته بودم stop کردم و گفتم این هم مسیر اصلی من که که باید با عشق کار کنم و گذر زمان را احساس نکنم نیست.
تنها کاری که وقتی شروع میکنم به نوشتن و خواندن گذر زمان را احساس نمیکنم و دوست دارم زمان متوقف شود و من ساعتها توی خونه راه برم و با خداوند صحبت کنم و هدایت بطلبم همین مسیر است و کار کردن روی خودم.
اینکه با جدیت کار روی دوره عزت نفس را شروع کنم که پاشنه آشیل من هست و به شدت نیاز به تغییر اساسی دراین مورد دارم که هر تضادی که در زندگی ام به آن مواجه میشوم به نداشتن عزت نفس در خودم و یا پایین بودن آن میرسم.
6 ماه زمان دادم به خودم که بعد از نوشتن چکاپ فرکانسی دوباره برگردم و از تغییراتم از رشدم و از تحولم بگم.
از وقتی که یادم میاد من در این مورد مشکل داشتم برچسب خجالتی بودن که از بچگی همراه من بوده و اونقدر روی این کلمه حساس شدم که الان تا یکی در مورد دخترهام میخواد از این کلمه استفاده کنه سریع به جای این کلمه خجالتی با بار منفی بالایی که داره کلمه مثبت دیگری جایگزین آن میکنم.
که خدا را شکر اتفاقا مربی مهدشون میگفت خیلی خوبه که بچه ها از عهده خودشون بر میان..
به خاطر داشتن پدری که همیشه یا 90 درصد مواقع از من از زندگی ایراد میگرفت و هیچ وقت از بچه هاش از خودش و از زندگیش راضی نبود.
و نتیجه این طرز تفکر و سبک زندگی شد سکته قلبی و بعد سکته مغزی.
من که همیشه پدرم را عامل شکست ها و نرسیدن ها میدونستم از پدرم گذشتم و بخشیدمش و گفتم خدایا شکرت بهترین معلمان زندگی من پدر و مادرم هستند و من درسها از اونها گرفتم و اینکه الان اینجا هستم و به آرامش رسیدم
به خدا رسیدم
به بقیه خواسته هایم هم میرسم
فقط باید تکاملم را طی کنم و به برنامه ریزی خداوند اعتماد کنم که اوست بهترین هدایتگر من بهترین حامی من بهترین مادر من بهترین پدر من، معلم و و دوست و همراه و همه چی
من هیچم و تو همه چی
خدایا تو را دارم همه چی دارم
تو برای من کافی هستی
جمله الخیر فی ما وقع را خیلی ساده روی یک کاغذ کوچک نوشتم و توی اتاقم زدم و هر روز هم این جمله را تکرار میکنم و ایمانم به این جمله هر روز بیشتر و بیشتر میشود و دیگه ارومم.
هر اتفاقی که در زندگی من افتاده و خواهد افتاد خیر مطلق است.
هر لحظه سپاسگذار خداوندی هستم که هر آنچه که در زندگی من رخ داده خیر بوده و در بزنگاه ها با تضاد هایی که در زندگی من اتفاق افتاده بهترین ها رقم خورده و همیشه در شکرگزاری ام مینویسم خدایا تو بهترین حافظ و نگهبان من و عزیزانم هستی
تو بهترین برنامه ریز زندگی من هستی
مطمئن هستم از دل تضاد مالی هم که الان در زندگیام رخ داده قرار است درسها بگیرم و اتفاقات بی نظیری در زندگی من رخ دهد.
خدایا تورا شکر که توفیق دست داد تا در این ساعات ابتدایی روز چشم بازکردم گوشی ام را برداشتم و برای نشانه ای که دیروز آمده بود کامنت گذاشتم.
چون به خودم قول دادم برای هر نشانه ای که دریافت میکنم از نشانه روزانه ام یا فایلهایی که هدایت میشوم کامنت بذارم تا ایمانم در این مسیر بیشتر و بیشتر شود و خودم را بهتر بشناسم و خیلی انرژی مثبت به خود من برمیگردد.
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم و برای شما و مریم جان بهترینها را آرزومندم.