اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).
(خداوندی که) مالک روز جزاست.
(پروردگارا!) تنها تو را میپرستیم؛ و تنها از تو یاری میجوییم.
ما را به راه راست هدایت کن…
راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا
استادد جونی نازنین خیلی سپاس
شکر خدا که امروز هم تونستم گام دو پروژه رو پیش ببرم ، در ارتباط با دوتا سوالی که پرسیده بودین باید بگم که یکی از راه هایی که همیشه بهم کمک کرده که با قدرت ادامه بدم نوشتن هست، چون وقتی دفترم رو ورق می زنم و می بینم خیلی تغییر کردم و به یه سری از خواسته هام رسیدم و یا اینکه نگرشم نسبت به خودم و دنیای پیرامونم چقدر عوض شده ، ادامه این مسیر برام برام لذت بخش تر میشه، من همیشه سعی کردم خودم رو با خودم مقایسه کنم و حتی وقتی حالم بد میشه و از مسیر خارج می شم خیلی زود برمیگردم سمت دفتر و کتابام و با نوشتن خودمو آروم می کنم و گاهی اوقات هم بی انگیزگی یه آلارم هست که حس می کنم یه چیزی باید تغییر کنه. دقیقا دو سه روز قبل همین اتفاق افتاد و خدا منو به سمت این پروژه هدایت کرد و این شروع خودش یه اگیزه جدید به من داد.گاهی حس می کنم باید سفر برم و یکی دو روز هم که شده هیچ کاری نکنم تا خودمو پیدا کنم! گاهی از همسرم خواهش می کنم حتی یکی دو ساعت بچه هارو ببره بیرون تا من تو خونه در سکوت مطلق باشم و دوباره بیام تو مسیر. از وقتی من متوجه اهمیت احساساتم شدم و به احساساتم بها میدم دیگه رجا لازم باشه توقف می کنم و به خودم فرصت میدم و دوباره با انرژی بیشتر شروع می کنم.
از روزی که من وارد سایت شدم انرژی و حس و حالی رو تجربه کردم که هیچ وقت اینقدر مستمر نداشتم این حجم از هماهنگی خودش با من حرف می زد که این مسیر خیلی درسته و اینقدر هدایت های ریز درشت و اتفاقات مثبت رو تجربه کردم که تا ذهنم می خواد آشوب به پا کنه میگه ساکت باش قلبم تو این مسیر آرومه و این برام کافیه که حسم خوبه؛ اینکه آدم های موفقی رو می بینم که وابسته هیچ چیز نیستند و آرامش دارند یعنی به اندازه کافی رشد کردن ، وقتی اونا تونستن پس من هم می تونم. اینکه خدا همه چی رو فرموله کرده و قوانین گذاشته و پارتی بازی و بی عدالتی در کار نیست و هیچ موفقیتی احتمالی نیست بهم امیدواری میده و منم دوست دارم شاگرد زرنگ این مدرسه باشم تا موقع تحویل کارنامه حالم خوب باشه و سرم بلند باشه، تو کلاس درس خوش باشم و با معلما رفیق باشم و مدرسه زندگی برام پر از تفریح باشه!
سلامی گرم با نام خداوند مهربان خواستم چندی از نشانه ها و نتایجی که این چند روز دیدم رو اینجا ثبت کنم و رد پا بذارم.
1)اول اینکه حالم بهتره و ارامش بیشتری دارم و وقتی عصبی میشم هم میتونم بعدش راحت تر نسبت به گذشته به حال خوب برگردم.
2)در مورد نتایج مالی بگم که ورودی خیلی خوبی داشتم شکر خدا به اسانی و سطلم احساس میکنم بزرگ تر شده این روز ها جریان ثروت بیشتری هم میبینم و میبینم چقدر بدست اوردن پول آسانه.
3)به جایی دعوت شدم که بسیار خوش انرژی بود و انسان های عالی ای رو دیدم و خیلی بهم خوش گذشت و دیدم چقدر توانایی اینکه بهم خوش بگذره رو در خودم پرورش دادم و بیشتر به خدا میسپرم.
4)کنترل ببشتری بر ذهنم دارم مخصوصا درمورد احساس لیاقت همش سعی میکنم عبارت های تاکیدی رو تکرار کنم و باورش کنم مخصوصا زمانی که نجواهای منفی میان برای مقایسه.
5)کار هام حس میکنم با روانی بیشتری انجام میشه و بار ها شده چیزی رو بخوام حتی نگفته ببینم برام تهیه کنن مثلا در مورد ناهار امروز یک ماده غذایی رو خیلی دوست داشتم میخواستم به مادرم بگم به غذا اضافه کنه ولی نگفتم ، اومدم دیدم مادرم اضافه کرده بدون اینکه حتی بگم و خداروشکر کردم به خاطر نشانه ها.
6)احساس رهایی بیشتری دارم چون میدونم خداوند هرچیز و هرکسی که در فرکانس من باشه و حال خوبی باهم داشته باشیم رو بدون اینکه بخوام دست و پا بزنم و تلاش خاصی کنم بهم میده یا نگه میداره اگر نبودیم هم بهترش رو بهم میده ، من باید روی خودم و مسیر درست تمرکزم رو بذارم و کار کنم.
7)و تجربه امروزم اینکه مهمونی داشتیم که سر بحث شروع شد و داشت یک سری چیزهایی میگفت راجب شغلو ثروت بود که برای دخترش صدمیلیون کلاس گرفتن برای کنکور و ایشون دوماه قبل کنکورش میاد میگه من نمیخوام کنکور بدم پارتی هست صندلی هست فلان هست و میخواد کار کنه و الان تریدره و ادامه دادن به حرف های دیگه راجب این موضوعات و کلا نکات منفی، من هم نظر خودمو گفتم و گفتم پول نتیجه طبیعی روند زندگیه وقتی ادم در جای درستشه و داره لذت میبره از کارش و قدرت هم فقط در دستان خداست، ایشونم گفت اره ولی خیلی ها اینجاتو جای درست نیستن 90 درصد مردم توی این مملکت من هم گفتم خب این تقصیر مملکت نیست هرکسی هرجایی که هست رو خودش رقم میزنه و گفتم این همه ادم توی همین ایران موفقند ، ایشون شروع کردن به گفتن مثال هایی از ناعدالتی به فکر خودشون و سوال پرسیدن از من که خود شما فلان جا این رو ندیدی؟ و اینها من هم با قدرت و بدون ترس از قضاوت گفتم من مسئولیت زندگیم دست خودمه و قدرت رو به جامعه نمیدم به پارتی نمیدم و شرک رو توضیح دادم و ایشون هم همینجور عقیده خودش رو راجب به ناعدالتی داشت . راجب کنکور بهم گفتن گفتم اگر من نتیجه دلخواهم رو بگیرم یا نگیرم بخاطر هیچکس نیست و مسئولیتش فقط با منه.
و راجب این که خدا برای هیچکس چیزی نمیخواد بد و خوب نمیخواد و چیزی که ما میخوایم رو بهمون میده هم حرف زدم.
دیدم کلا هرچی میگم ایشون روی نظر خودشه و این وسط فقط انرژی من رفته و یکم ترس هم اومده که من اگر فلان نتیجه رو بگیرم یا نگیرم این خانوم نمیگه من این همه ادعا داشتم ؟
و خودم رو اروم کردم گفتم ببین تو مجبور نیستی زندگیت رو به کسی توضیح بدی و تو همیشه قدرت انتخاب داری و میتونی هر زمان چیز جدید یا قدیمی رو انتخاب کنی و نیاز نیست به کسی توضیح بدی، هرکسی نتیجه باورها و مسیرزندگی خودش رو میگیره! بدون قدرت زندگی تو فقط در دستان خداست و تو وقتی در مسیر درستی خداوند همینجور جاده زندگیت رو زیباتر میکنه و هیچکس در این دخیل نیست!
و امروز برای من درسی شد تا وقتی میبینم یکی شرایط و دیدگاهش تا این حد متفاوته و علاقه ای هم برای دیدگاه جدید نداره تا وقتی ازم پرسیده نشد اصلا صحبتی نکنم راجب این موضوع و سعی کنم اگر میتونم کلا ارتباطی نداشته باشم و اگر هم اون شخص توی جمع هست حواسم رو به چیز دیگه ای پرت کنم و نه گفتن دیدگاهم و شنیدن حرف هاش و پایین اوردن انرژیم و با این دیدگاه نگاه کنم که چقدر موهبت بزرگیه که من جزوشون نیستم و سعی میکنم نباشم و جزو ان دسته ایم که خداوند بهشون با عشق نعمت داده و انها میبینند و شکرگزارند ، البته این تواناییه که هر روز باید پرورش داده بشه همین دیدن.
و اینکه خداروشکر کردم که با این مسیر زیبا اشنا شدم و دیدگاهم زیبا تره حداقل ترین نتیجش اینه با فکر کردن به نکات مثبت من حالم بهتره و ارامش بیشتری دارم بماند ان دریای بیکران نعمت خداوند که همینجور دریافت میشه با ادامه دادن.
و اینکه قطعا با تمرکز بر نکات + خداوند انسان های باکیفیت تر و عالی تری در مسیرم میذاره خداروشاکرم به خاطر وجود قدرتمندش ، از استاد عزیز ، مریم جان عزیز ممنونم و شاکرم خداوند را به خاطر این سایت عالی ، قدرت خلق و این جهان زیبا.
به سلام و خسته نباشید به استاد وخانوم شایسته و همه ای بچهای عزیز استاد درمورد این فایل واقعا حرفهای عالی گفت مخصوصا احساس خوب و باورها که ادمهای میان تو این مسیر که قضیه توجه و باور جدی گرفته باشن مهم نیس چقدر تو سایت عضویتت هست من عضویتمو نگاه کنید دوستان من سال 98یا 97بود که عضو سایت بود که اتفاقی از یه دوستی شد حالا من چند مدت کار کردم دیدم اتفاقات خوبه و دیگه ول کردم فک کردم یه دکمه هستش و تو مسیر اینقدر باورها و وابستگی من به یه سری چیزها زیاد بود که حالا اون سری چیزهای از دستم همشون رفتن و برگشتم از زیر صفر با کار مورد علاقم به سایت عباسمنش بچه ها من اومدم ولی با قول شرف و اینکه یا مرگ یا موفقیت در مسیر
واینکه کلی مسیر اومدم فهکیدم که همه چی باورهای توحیدی و باور خوب ادم هست که همه چی رقم میرنه واقعا استاد راست میگن که ادمی که ایمان داره تو سایت عباسمنش میاد و تغییرات اتفاق میفته و و رشد اساسی میکنه وقتی این مسیر رو ادامه بده واقعا احساس خوب به قول استاد جواهر کل اموزش هستش
همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش به او وسوسه می کند، می دانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم.
چقدر خوبه، خدا میدونه منو چه چیزی وسوسه میکنه میدونه توی ذهنم توی فکرم چیه، همه چیز رو میدونه اون دانای کله… همهههه چیز میدونه و انقدر هم به من نزدیکه !
چرا نگران باشم؟
مثل این میمونه یه آدم متخصص و فوق حرفه ای تو زندگیم باشه بگه ببین من حاضرم هر وقت تو بخوای هر کجا گیر کنی کل کار و زندگیم ول کنم فقط مسئله تورو حل کنم اصلاااا نگران نباش و فقط بسپارس به من!
ولی چقدر زود فراموشم میشه که خدا برای من مثل همین آدمیه که مثال زدم ، میگه عزیزم نگران هیچی نباش من هستم، همه چیزو برات حل میکنه حتی یک لحظه نگران نباش!
وای که چه حس خوبیه، چجوری میشه عاشق این خدا نشد؟ گاهی خیلی واضح باهاش مکالمه میکنم بهم میگه تو خیلی برام ارزشمندی، خیلی برام مهمه که خوشحال باشی، بهم میگه عاشق وقتاییه که من از ته دل خوشحالم…
خداروشکر، ممنونم از خدای خوبم که استاد عباسمنشو سرراهم قرار داد تا ازش یاد بگیرم چجوری توحیدی باشم، که استاد یادم بده چجوری خدارو پیدا کرد چجوری باهاش عشق بازی کرد و چجوری و چه شب هایی که خوابش نبرد و تا صبح سجده کرد و از شوق اشک ریخت… استاد توحیدی من، هرروز چهرتون نورانی تر از دیروز میشه، صداتون آرامش بخش تر از دیروز میشه و وحودتون تاثیر گذار تر از دیروز…
اولین باری که از شما شنیدم اتفاقات خودمون رقم میزنیم یا اصلاً در مورد قوانین جهان از شما شنیدم احساس کردم که دیوونه شدم یه حس عجیبی داشتم خیلی سرخوش بودم مدام نان استاپ داشتم فایل گوش میدادم انقدر فایده رو گوش میدادم که به اصطلاح از گوشم خون میومد:))))
اما چیزی که در این راه خیلی مهمه اینه که چقدر استمرار داری هر چقدر استمرار داشته باشی اول اتفاقات آرام آرام تغییر میکنه و بعد تصاعدی اتفاقات بزرگ هم توی زندگی آدم رخ میده فقط باید صبور بود و مومنتوم مثبت رو ادامه داد…
اول راه باید به نشونه های کوچیک دقت کرد و بهش بها داد و مدام یاداوری کرد ، جواب میده فقط باید بهتر کار کنی تا نتایج بهتری بگیری
دقیقا استاد،هیچچچچ وقت به این مسیر شک نداشتم و شک نکردم فقط باید ادامه داد و بیشتر تمرین کرد و لااجرم، لاااجرم اتفاقات رخ میده.
قوانین خداوند همیشه ثابت هستند این باعث میشه که آدم خیلی اطمینان بیشتری داشته باشه با خیالش راحتتر باشه همه چیز تغییر میکنه اما این قانون هیچ وقت تغییر نمیکنه و وقتی آدم یه مسیریو از راه درستش همراه قوانین طی میکنه ممکنه بازم براش تضادهایی پیش بیاد اما هیچ وقت این تضادها قرار نیست اون رو نابود کنه قراره خیلی راحت بتونه این تضادها رو حل کنه و ازش بگذره..
دیگه زندگی برای آدم روان میشه، سوت میزنی و با خیال راحت توی جنگل زندگی قدم میزنی با نتایج پایدار…
وقتی نتایج پایدار بشه اونوقت میتونم بگم تغییر کردم :))))
باید همیشه از خودم بپرسم آیا این نتایجی که به دست اوردم پایداره؟ و وقتی یه نتیجه گرفتم فک نکنم دیگه تمومه و بخوام این مسیرو رها کنم!
استاد عزیزم من وقتی با شما آشنا شدم حس میکنم کاملا آماده و تشنه بودم، الان هم همینطورم، هیچ صدایی جز صدای شمارو نمیتونم گوش بدم، هیچ کسی رو اندازه ای ک شمارو قبول دارم، قبول ندارم، شما انگار جزیی از وجود من هستید و وقتایی که توی سایت هستم بهترین زمانیه که دارم میگذرونم، حس عالی ای دارم و یاد گرفتم تو این مسیر استمرار داشته باشم و خودم هیچ وقت با هیچ کسی مقایسه نکنم!
اولا نتایج خودم با بقیه مقایسه میکردم ولی حقیقت اینه که نمیشه سیب و پرتقال باهم مقایسه کرد اینجوری فقط زمان طی کردن این مسیر برای من طولانی میشه…فقط باید تکاملم طی کنم و به هدایت ها گوش کنم… از مسیر لذت ببرم :))))
به نام خداوند بزرگ سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی بزرگوار
و تمامی عزیزانی که این متن رو میخونن
بسیار خوشحالم که میتونم الان این کامنت رو با بقیه دوستان به اشتراک بذارم
اول اینکه من در توضیحات این فایل اطلاعات خوبی درمورد اهرم رنج و لذت بدست اوردم و از این بابت خیلی خوشحالم چون برای اولین بار به اینگونه شنیده ام
و دوم درمورد سوالی که پرسیده شده بود:
من خودم به شخصه یک باوری رو یادداشت کردم و همیشه در دسترسم قرار میدهم که اگر در شرایط به ظاهر نا بسامانی گیر کردم بتوانم اون رو دوباره به یاد خودم بیارم
اون جمله اینه: تو هم اکنون در مسیر درست برای رسیدن به خواسته هایت هستی و بدان که این مورد جزئی از کار توست اصلا نگران نباش و انچه که به عنوان قدم بعدی به تو گفته میشود انجام بده و مطمئن باش که خیر تو در همین است پس نیاز نیست نگران نتیجه ی نهایی یا قدم های بعدی باشی)
امیدوارم که تونسته باشم به خوبی توضیح بدم و به خوبی مفهوم توی فکرم رو بیان کرده باشم
وقتی اول راه هستیم و اتفاقات کوچک رخ میدن باید مطمئن بشیم که این راه درسته . من خیلی خوشحال شدم و انگیزه گرفتم با این جمله و فهمیدم دارم راه درست رو میرم چون خیلی تجربه این اتفاقات کوچیک رو داشتم و نجوا های ذهنی بهم میگفتم خب حالا که چی؟ این که چیزی نیست مثلا روابطم با دیگران داره عالی پیش میره و همه ازم تعریف میکنند یا مثلا میخوام از خیابون رد شم ماشینا برام می ایستند که همیشه دوست داشتم این اتفاق برام بیوفته ، رابطه ام با پارتنرم داره هر روز عالی تر و پر هیجان تر پیش میره ، پول میخوام و همون روز میاد به کارتم از بی نهایت راه ، مثلا دیروز یه سوال داشتم از مسئول خوابگاهمون و به خودم گفتم چی میشد الان میومد تو اتاق که من نخوام برم پایین این همه پله و یهو در زد و اومد تو اتاق و میخواست تخت های خالی رو به یه بازدید کننده جدید نشون بده و من سوالمو ازش پرسیدم و انقدر ذوق زده شده بودم که قانون داره انقدر قشنگ کار میکنه .
من فقط باید احساسمو خوب نگه دارم و انصافا دارم عالی عمل میکنم و همه چیز داره بهتر و بهتر میشه .
خدا رو شکر بابت این روز های پر از حس خوبم.
با این فایل اطمینان پیدا کردم که توی مسیر تصاعدم و فهمیدم نباید ناامید شم ادامه بدم تا نتایج هم بزرگ تر بشن و عمل کنم عمل کنم عمل کنم نه اینکه برای تسکین این آگاهی ها رو بشنوم.
* آگاهانه ورودی هامو کنترل کنم ، باورهای درست ایجاد کنم و بعد هدایت میشم.
———-
هیچ وقت کسی که از مسیر درست به موفقیت رسیده و تکاملش رو طی کرده یک شبه همه چیزش رو از دست نمیده.
این آگاهی به من کمک میکنه که در صلح بیشتری با خودم قرار بگیرم چون نجواهای ذهنی همیشه دارن به من شرم میدن از اینکه چرا موفق نیستی چرا به خواسته هات نمیرسی همه از تو جلو ترن تو عقب افتادی سنت داره بیشتر میشه و به درد نمیخوره اگه همینجوری ادامه بدی ، اما با این جمله من میتونم گفتگوی ذهنی مثبت با خودم داشته باشم و بگم که اشکال نداره من الان دارم تکاملی پیش میرم من دارم قدم های کوچک و متوالی برای هدفم برمیدارم و وقتی از این راه به موفقیت برسم نتایجم پایدار میشن و امکان نداره مثل آدمی که با عجله و بدون طی کردن تکامل به جایگاهی رسیده یک دفعه همه چیزمو از دست بدم پس کمکم میکنه با آرامش و اطمینان بیشتر جلو برم و بدونم که در مسیر عملی رسیدن به خواسته هام هستم.
خدا رو شکر
———–
اینکه یه تحول بزرگ رو توی یک نفر میبینیم و فکر میکنیم همون لحظه اتفاق افتاده، اشتباهه. اون شخص یه روندی رو طی کرده و به اون نتایج پایدار رسیده که ما تونستیم اون تغییر رو توش تشخیص بدیم . مثالش برای من همین هفته پیش اتفاق افتاد که بعد از اینکه بالاخره تونستم به دوره قانون سلامتی عمل کنم تغییرات خیلی زیادی توی جسمم اتفاق افتاده بود و بعد از جریانات اخیر 2 هفته کارگاه ما تشکیل نشد و هفته پیش وقتی بالاخره سر کلاس حاضر شدیم، دوستم وقتی منو دید یه عالمه تعجب کرد و همینطور می پرسید تو معتاد شدی که تو دو هفته انقدر لاغر شدی و من کلی بهش خندیدم اما میدونستم که من حدود یک سال بود که در تلاش بودم تا به این شیوه عمل کنم و بالاخره تونسته بودم فقط 1 ماه اون سبک تغذیه رو داشته باشم که باعث نتایج چشمگیر شده بود و دوستم فکر میکرد من توی دو هفته این همه تغییر کردم.
پس قضاوت کردن خودم کار اشتباهیه وقتی یه نفر رو می بینم و خودمو باهاش مقایسه میکنم چون من که روند موفقیت اون شخص رو ندیدم و فقط اون لحظه برنده شدنش جلو چشمم بوده و این نکته هم کمک میکنه من بازم بیشتر با خودم دوست باشم و رفتار محبت آمیزی با خودم داشته باشم.
—————-
اگر قانون رو درک کنی و راه رسیدن به خواسته ها رو متوجه بشی و روش کار کنی توی هر زمینه ای میتونی موفق بشی مثل هنرمندان و دانشمندان بزرگ ، برای من مثالش داوینچی و میکل آنژ هست که توی معماری ، نقاشی ، موسیقی و خرد ورزی و چندین زمینه نابغه بودن؛ چون قانونش رو متوجه شده بودن و میدونستن اگه تمرکز صد در صد بگذارند روی هدفشون و تلاش کنند و باور های درست داشته باشند به موفقیت می رسند و دقیقا هم همینطور بوده
سلام به شما دوستای نازنین، بندههای خوب و دوست داشتنی رب جونم،
خداجونم متشکرم برای این که این مسیر را از وقتی که نشانم دادی کم و بیش ادامه دادم و الان قویتر و با ایمانتر از قبل در این مسیر هستم.
برای این استمرار بینهایت متشکرم، برای زیباییها و ذات پاک و مقدسی که به من عطا کردی سپاس گزارم و بینهایت خوش حالم.
ایاک نعبد و ایاک نستعین
خوشحالم برای ایمانی که در قلبم حتی در بزرگترین تضادهای زندگیم حفظش کردی و روز به روز قویتر و محکمترش کردی، همین که این ایمان رو دارم به تو، قدرتت و این که این قانون جواب میدهد بینهایت سپاس گزارم و خوش حالم.
خوش حالم با این که من شیطنت کردم و در حق خود بدی کردم اما تو همین که متوجه اشتباهم شدم یاریم کردی تا بلند شوم و در مسیر همراه و هم قدمم شدی، متشکرم یارب العالمین ام.
ایاک نعبد و ایاک نستعین….
خدایا شکرت برای این که ذهنم را آرام کردی از افکار نامناسب و به سوی مناسب سوق میدهی، خوش حالم برای بزرگتر شدن ظرف وجودم، برای درک بهتر قوانین و عمل به آن.
به چه شکل انگیزهام را برای استمرار در این مسیر در این لحظات حفظ میکنم؟ وقتی مدتهاست که تمام توجهام رو گذاشتم روی نداشتههام و هی میگفتم پس کی به این خواسته میرسم که نتیجه شد، غم و غصه و مشکلات در زمینههای مختلف زندگیم، به قول استاد درد تاقت فرساش، هیمن این مدت انگیزه بخش بوده و هست برای من همین آرامشی که دارم، همین که از زندگیم میتوانم لذت ببرم، شاد باشم، بخندم، بی خیال باشم، همین حس رهایی از بند غم و اندوه.
این نگاه که رب همچی بهم میده چون آن این همه نعمت تا الان بهم داده و به ثروتمند ها به افراد متناسب به همه به استاد، به بچههای سایت مثل آقا هادی و آقا رضا و عموری با آن وضعیت داده وقتی آن ها توانستند کنترل ذهن کنند و ببینند زیبایی های اطراف و سپاس گزار باشند و به همین خاطر هر آنچه خواستند بهشون داده شده و از فرش به عرش رسیدند
پس منم باید ادامه بدهم، نه اجبار بلکه با عشق چون این آرامش به دنیا دنیا میارزد، عاشق این جمله هرچی پیش بیاد خوش بیاد شدم یا غم میاد و میره، شادی میاد و میره این روزها میگذره این که من چه جوری ردش کنم و ازش یاد کنم و چه حسی با فکر کردن بهش بهم بده مهم هست.
خدایا شکرت،شکر که هستی و هستم شکر که باهم این مسیر رو پیش میبریم شکر که خودت همه کار میکنی برام فرمان زندگیم دست خود خودت من که دارم عشق میکنم و بس
هدایت شدم به نکته برداری از کامنت 4 صفحهای دوست گرامی مون عموری، بسیار بهم کمک میکند تا نشانهها رو بهتر درک کنم و بیشتر امیدوار بشم که قانون جواب میدهد.
به قول سعیده جان با تعهد نسبت به عمل به قانون برام باور پذیرتر شده که قانون جواب میدهد.
دوست دارم یا رب العالمین، متشکرم که امروز صبح پرندههای زیبا رو آوردی تا برام بخوانند و من رو بیدار کردی برای شنیدن این موسیقی زیبا
سبحان الله سبحان الله
در پناه ربالعالمین شاد و سربلند و استوار در مسیر توحید باشید
هم جهت با جریان خداجونم غرق در آرامش و امنیت و ثروت که همگی نشان از ایمان به اوست. باشید.
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیزدل ،
و همه خانواده عباسمنشی در این سایت و این فایل.
تصویر ذهنی استاد از قوانین…
استاد :
برای اولین بار که من فیلم راز رو دیدم ، احساس کردم یکسری چیزها رو که از قبل میدونستم ، دوباره برام تکرار شده ، و من بیشتر و بیشتر باورش کردم.
من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه ، افکار من از کجا میاد ، از ورودی های من میاد ، من باید ورودی هام رو کنترل کنم ، آگاهانه یکسری باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هام رو هم در خودم ایجاد کنم ، و بعدش هدایت میشم ، شرایط اتفاق میفته ، افراد مناسب سر راهم قرار میگیرن ، ایده ها میاد ، موقعیت های مناسب اتفاق میفته و من براحتی به سمت خواسته هام هدایت میشم و اونا از این طریق اتفاق میفته.
من باید :
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و تجارب زندگیمون رو خودمون به وسیله افکارمون خلق میکنیم.”
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما حاصل افکار و فرکانس های ماست.”
بیشتر و بیشتر باور کنم که ” خداوند قدرت خلق زندگی من رو به من داده و منم که خالق زندگی خودمم.”
و وقتی این قانون و اصل و اساس رو باور کردم و درکش کردم ، شروع کردم بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردن. و وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم ، اتفاقات کوچیک شروع شد و نشانه ها رخ داد.
پس مسئله اصلی ، تصویر ذهنی نیست ، مسئله فهم و درک قانونه و بعدش عمل به قانون.
و دونستن این اصل که تمام قوانین کیهانی بصورت کاملا دقیق و نزدیک به هم ربط دارن.
یعنی برای موفقیت من باید در کنار این قانون و اصل که میگه :
-تمام اتفاقات و تجربیات زندگی من حاصل افکار و فرکانس های منه.
-احساس خوب=اتفاقات خوب
-جهان کارش اینه که به کانون توجه ، باورها ، افکار من پاسخ بده و این فرکانس رو به صورت ماده ، وارد زندگی من کنه.
اینا رو که میدونیم ، باید قانون تکامل ، رو هم در کنارش در نظر بگیریم.
باید آگاهانه اتفاقات و نشانه های مثبت کوچکی رو که با شروع کار کردن روی خودمون و با باورسازی در جهت رشدمون ، رخ میده رو ببینیم ، و آگاهانه اونقدر در موردش صحبت کنیم ، بنویسیم ، سپاسگزاری کنیم ، اونقدر اونو توی ذهنمون تکرار کنیم که پایه قوی برای ارسال فرکانس مثبت رو در وجودمون بسازیم.
و اصلی که مهمه اینه که ، این توجه ، این گفتگوهای مثبت ، این باورسازی ، این یادآوری نکات مثبت و اتفاقات مثبت ، همشون باید در جهت ،
” ایجاد احساس خوب یا احساس بهتر نسبت به قبل و تکرار این روند برای موندن در این احساس خوب ”
باشه و باید دائما به خودم یادآوری کنم که ببین ، اتفاقات به ظاهر کوچیکی که الان افتاد ، و قبلا نمیفتاد ، با شروع کار کردن روی خودت ، با این روشی که یاد گرفتی ، رخ دادا.
پس ناامید نشو ، بیشتر و بیشتر روی خودت کار کن ، خودت رو توی احساس خوب نگه دار ، اون اتفاق کوچیکی که افتاد رو توی ذهنت بُلد کن و تصورش کن ، به احساس خوب و خوبتر و عالی برس و تو اون احساس بمون ،
بعد نتایج بزرگتر هم اتفاق میفته ،
تو باید ویژگی شخصیتی ” کمالگرایی ” رو با تمرین ” صبر و داشتن امید و یقین ” و درنظر گرفتن قانون تکامل ، و دونستن اصل تصاعدی در رخ دادن نتایج ، رفع کنی و تو این وضعیت خوب بمونی.
اتفاقات خوب و نتایج بزرگ زمانی رخ میده که تو بیشتر و بیشتر روی خودت کار کنی ، باوراتو تقویت کنی ، ورودی هاتو کنترل کنی ، و در کل همه کاری کنی که به احساس خوبی برسی و توی این احساس خوب بمونی و هرچقدر که این احساس خوب بیشتر تقویت بشه ، اتفاقات بزرگتر خواهد بود.
تو فقط ادامه بده ، تو فقط روی خودت کار کن ، با امید ، با صبر ، با توکل .
چنتا از مثالایی که با شروع کار کردن روی خودمون اتفاق میفته و گفتنش شاید به دردمون بخوره تا راحت تر نشانه ها رو ببینیم و روشون فوکوس کنیم.
اینکه :
-به دوستی که سالها ازش خبر نداری فکر میکنی و خودش باهات تماس میگیره و کلی از اون تماس احساس خوبی میگیری.
-اینکه غذایی رو دوست داری بخوری و تا اون موقع کمتر برات اتفاق میفتاده که توی خونه درست بشه ،درست میشه، یا به صرف غذا دعوت بشی جایی ، ولی الان این اتفاق برات میفته.
-اینکه مشتری های بهتر ، با کیفیت تر ، خوش رو تر ، جالبتر ، ثروتمندتر ، که تا الان برات اتفاق نیفتاده ، برات میاد.
-اینکه دوست داری توی کسب و کارت یه مدل مشتری با ویژگی های خاص بیاد ، و چند روز بعد این اتفاق میفته.
-اینکه تا الان توی کسب و کارت مثلا روزی هزارتومن فروش داشتی ، یه حرکت الهامی بهت گفته میشه و ظاهرا اصلا به کسب و کارت ربطی نداره ها ، ولی خب به صورت ریشه ای کسب و کارتو گرفتار کرده ، اونو انجام میدی (یا انجام نمیدی) ، بعد فروشت توی همون روز یا روز بعدش ، میشه 8هزارتومن .
-اینکه مسائلی رو داشتی و الان بعد از کار کردن روی خودت ، کمتر برات پیش میاد یا اصلا پیش نمیاد.
-اینکه با فکر خودت و تجربیات خودت ، یه صدایی از ماشینت میومده که میگفتی این از اون قطعس و اگر ببرم تعمیرگاه ، چندین میلیون باید خرج کنم ، و تو احساستو خوب میگیری و با توکل بر خدا و یادآوری فراوانی خداوند ، به تعمیرگاهی هدایت میشی ، و اتفاقا استادکاری توی اون تعمیرگاه حضور داره که وقتی بهش توضیح میدی که این جوره ، سریع با چک کردن ، میگه این بخاطر اینه و با چند صد هزار تومن ، کارت راه میفته ،
-اینکه جمله ای ، حرفی ، متنی ، رو از کسی دریافت میکنی که اصلا انتظارشو نداشتی و قبلا فکر میکردی و دائم ترس داشتی که نه این فرد تنها عامل بیرونی (شرک) برای جلو من وایسادنه ، ولی الان این نشونه برات میاد ، که تو فقط روی خودت کار کن.
تو فقط روی خودت کار کن ، تو جهان خودت رو درست کن ، تو از درون با خودت به صلح برس ، جهان بیرون ” لاجرم ” “لاجرم” تغییر خواهد کرد ، به چه صورتی ؟ به نفع تو ، در مسیر اهداف تو ، در مسیر رشد تو ، در مسیر خواسته های تو.
(استاد عاشق این لاجرم گفتناتم)
تو باید “قانون تسلیم” بودن در برابر خداوند رو بپذیری ، باور کنی و در عمل نشونش بدی ،
این کارو کن ، مسئولیت کارهاتو بنداز گردن خدا.
این یه ترمز و مقاومت شدید داره توی ذهن همه مون.چرا که اگر درک درستی از قوانین ، آموزش های استاد و درک صحیحی از خداوند نداشته باشیم ، فکر میکنیم این کار ، شونه خالی کردن از مسائل و کارها باشه، در واقع نه اینطور نیست.
وقتی من روی خودم کار میکنم ، ذهنم رو برای خداوند کنترل میکنم ، از قوانین خدا پیروی میکنم ، بهش ایمان میارم و عمل میکنم ، در کل بندگی خدا رو میکنم ،
خدا ، خوشحال میشه که من کارهامو بهش واگذار کنم ، مدبر الامور من میشه ،
وکیل و وصی و یار و یاور من میشه. میشه انرژی ، میشه نور توی زندگی من ،
اون موقع خداوند ، مصداق این آیه رو توی تک تک لحظات زندگی من اجرا میکنه ،
” لم یلد و لم یولد ” ، خداوند یه انرژی بی نهایته ، یه انرژی قدرتمند که جهان رو پدید آورده ، انرژی طبق تعریف فیزیک ، نه به وجود میاد و نه از بین میره ، بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.
چه زمان ؟
زمانی که من بدونم از چه قانون و اصلی برای شکل دهی به این انرژی استفاده کنم.
ژنراتور ، انرژی مکانیکی رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه.
من اگر توی سیستمم از موتور استفاده کنم ، چه نتیجه ای خواهم گرفت؟
من اگر قانون رو درک کنم ، اگر خداوند رو با تمام ویژگی هاش درک کنم ، اون موقع من نیاز نیست پلن بچینم ، من فقط نتایج رو دریافت میکنم ، من فقط باید سعی کنم ، ظرفم رو اونجوری که میخوام این انرژی شکل بگیره ، شکل بدم.
و یه موضوعی یادم اومد ، در مورد تصویر ذهنی استاد از قوانین.
توی یه فایلی ، استاد گفتن ، من اینجور برای خودم این ذهنیت رو ساختم ، که ، دائما احساسم رو چک میکنم و اگر احساس بدی دارم ، باور دارم که این احساس بد منو میندازه توی آتیش.منو از دره پرت میکنه پایین ، حالا اگر حس کردم که احساسم داره بد میشه ، باید به هر طریقی شده ، حالمو بهتر کنم ، چنگ بزنم به بوته خار کنار صخره و خودمو بکشم بالا ،
پس توی تصویر ذهنی استاد ، مانیتوری وجود داره که دائما سیگنال مربوط به احساساتش رو چک میکنه و طبق اون ، رفتار میکنه.
افکار ما داره در هر لحظه فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنه و جهان هم در هر لحظه پاسخ میده به این فرکانس های دریافتی و اتفاقات هم اساس با افکارمون رو وارد زندگیمون میکنه.
پس من باید در هر لحظه ورودی هام رو چک کنم ، گفتگوهای مثبت ذهنی رو در مورد اتفاقات مثبتی که برام رخ داده ، اتفاقات مثبتی که دیدم ، شنیدم ، تکرار کنم ، تا احساس خوب رو بوجود بیارم ، و توی این احساس خوب بمونم.
وقتی اتفاقات رخ میده ، و ما آگاهانه بهشون توجه میکنیم ، و با خودمون تکرار میکنیم که ببین ، من این احساس خوبو داشتم ، این حرکت مثبتو زدم ، این ذهنیت مثبتو داشتم ، این اتفاق خوب برام افتاد ،
و با تکرار این روند و باورسازی بیشتر ، باورام تقویت میشه ، و لاجرم نتایجم بزرگتر میشه.
وقتی با اطمینان به درک قانون رسیدیم ، وقتی خداوند رو درک کردیم ، وقتی اتفاقات مثبت حتی کوچیک رو آگاهانه دیدیم و درموردش صحبت کردیم ، وقتی با اطمینان و باور خواسته هامون رو نوشتیم ، درموردش صحبت کردیم ، باید مطمئن باشیم که رخ میده ، با یقین.
همه چیز ، عزت نفسه ، اعتماد به نفسه.
هرچیزی که جلوی ما رو از انجام یکاری میگیره ، نداشتن عزت نفسه ، نداشتن اعتماد بنفسه ، نداشتن احساس لیاقته.
یا داشتن باور مخرب عذاب وجدان و احساس گناهیه که از فرهنگ و جامعه به ما داده شده.
عزت نفس هم مثل تمام موفقیت ها (که البته سنگ بنای تمام موفقیت هاست) نیاز داره به طی شدن یه روند تکاملی ، و این پروسه تا بی نهایت ادامه داره.
چون هرچی پیش میریم یه جنبه از اعتماد به نفس و عزت نفس در ما وجود داره که نیاز هست روش کار کنیم.
این مسئله که اگر یه شخصی که به موفقیت هایی در تمام جنبه های زندگیش رسیده و داره دائما برای بهبودش روی خودش و ورودی هاش کار میکنه ، و روند تکاملش رو طی کرده ،
طبق همون قانون تکامل ، امکان نداره یکدفعه تمام آنچه که داره رو از دست بدست (تا زمانی که در مدار درست هستیم.)
اما بیایم تحلیلش کنیم ، فرض کنیم یه دانش آموزی ، که البته فرض هم نیازنیست و در جهان واقعی این اتفاق افتاده ، درس هاش رو درک میکنه ، روی خودش و علمش کار میکنه ، میفهمه درسا رو ، رفته کنکور داده و رتبه 1 رو آورده ، با یکسری درصد هایی 80 تا 100 درصد ،
حالا این دانش آموز ، بهش میگن آقا شما باید برای حصول اطمینان ، مجدد امتحان بدی ،
این فردی که قانون رو درک کرده ، این فردی که درساشو فهمیده و مطمئنه از خودش ، یبار کنکور داده ، الان دیگه اون نیمچه استرسشم رفته ،میره با شجاعت پای کنکور مجدد ، و اینبار همه درسا رو 100٪ ، جواب میده ،از امتحان دادن نمیترسه ، از چالش جدید نمیترسه ، مسئله و موقعیت جدید رو ازش استقبال میکنه.
کسی که روی باور فراوانی ، روی باور توحید ، روی باور خالق بودن خودش ، روی عزت نفسش ، روی احساس لیاقتش و …. کار کرده ، درساشو پاس کرده ، از قرار گرفتن توی موقعیت جدید نمیترسه ، کسی که درک کرده به این جهان اومده تا خودش رو تجربه کنه ، خودش رو به چالش بکشه ، مسائلش روحل کنه ، اصلا این نگرانی براش وجود نداره که از صفر شروع کنه ،
میدونی ، مثه بازی کامپیوتری میمونه ، مثلا تا مرحله 40 رفتی ، الان برمیگردی مرحله 1 ، خب تو مسیرو میدونی ، میدونی چی کجاس ، و چه مسائل و نعمتایی توی مسیرت هست ، دیگه بیراهه نمیری ،یه راست میری سر اونا….و ایندفعه خیلی زودتر میرسی به جایگاه قبل ، حتی اون برکتایی که سری قبل نگرفتی رو اینبار میگیری ، سعی میکنی تجربه های منفی سری قبل رو اینبار دریافت نکنی ….
گرچه بقول استاد ، طبق قوانین خداوند ، کسی که موفقیت هاش رو روی پایه های درستی چیده ، هرگز یدفه از بالا به پایین نمیفته ، و وقتی نتایج پایداری داری ، این نتایج یدفه از بین نمیره.
و ما برای اینکه این مسئله اذیتمون نکنه ، باید روی چنتا باور کار کنیم ،
-ما هرچی داریم ازآن خداونده ،
-نعمت و ثروت در جهان بی نهایته،
-در مورد نعمت ها و داشته هامون رها باشیم و وابسته نشیم بهشون.
-من خالق زندگی خودمم.
-من تا وقتی درمسیر درست هستم ، مورد حمایت و هدایت خداوندم.
-اصل و اساس جهان از موفقیت حمایت میکنه ، پس امکان نداره تا وقتی من در مسیر موفقیتم ، با من مخالفت کنه.
-الخیر فی ما وقع ، هر آنچه اتفاق بیفته به نفع منه ،
-انّا لله و انّا الیه راجعون ،
-من باید در هر لحظه به سمت خواسته هام حرکت کنم ، من باید از مسیر لذت ببرم ، نه از نتیجه.(البته که نتایج ، پاداش لذت بردن از مسیره)
-من وقتی همه خواسته هامو تجربه کردم ، مادیات رو تجربه کردم ، خواهی نخواهی ، وقتی در مسیر درست هستم ، ازشون میگذرم ، (مسیر گذر از مادیات ، تجربه مادیاته )
اصلا مسیر گذر از هرچیزی ، تجربه اونه.
وقتی من موفقیت رو در تمام جنبه ها تجربه کردم ، راه رسیدن بهشو درک کردم ، قانون رو فهمیدم ، دیگه نگران نیستم ،
اصلا این سوال ، خودش چنتا ریشه معیوب و باور غلط داره.
باور کمبود ، باور ترس ، باور وابستگی به مادیات ، باور نداشتن به آخرت ، باور عدم احساس لیاقت داشتن اون نعمت ها ،(که اصلا چرا من باید به نداشتنشون فکر کنم؟چرا؟)
باور مخربی که ، همه افراد ثروتمند ، یه روزی بهاشو میدن ، باید پس بدن ،
باور اینکه ، حالا من این سوالو بپرسم ، اصلا هرچی ادم موفقه ، موفقیتش بادآوردس ، و بادآورده رو باد میبره ، حالا سوال بپرسم ، ببینم واکنشش چیه؟
باور عدم اعتماد به نفس و عزت نفس ،
موفقیت افراد رو نباید از روی ظاهر و توی اون قله اوج ، ببینیم و برای اینکه خودمون امیدوار باشیم ، الگو بگیریم ، و بتونیم مسیر موفقیت رو طی کنیم ، باید بتونیم درک کنیم ، که حتی خداوند هم از قانون تکامل ، تخطی نکرده ، و هر موفقیتی ، یه روند تکاملی داشته .
همه افرادی که توی سایت عباسمنش.کام ، هستند و دارن این مسائل رو میخونن و گوش میدن ، توی مدار موفقیت قرار گرفتن ، چون یه روزی از خدا خواستند که راهشو بهشون نشون بده.
مهم ، درک قانونه ، فهم درس و اصل و اساس کارکرد این جهانه ،
یه کلاس درس رو در نظر میگیریم که استاد داره درس میده ، همه دارن جزوه مینویسن ، و استاد یکسری تمرین میده ، یکسری منبع رو برای تمرین بیشتر معرفی میکنه (کامنت های سایت) ، و یکسری کتاب رو معرفی میکنه که برای درک بیشتر و کار کردن بیشتر و حرفه ای تر هستن (دوره های سایت) ، حالا ،
من میگم ولش کن ، من همین جزوه رو بخونم و تمرینایی که استاد داده رو میخونم ، در حد یه 10 بگیرم کافیه.و میبندم روی 10…حالا باید با هزار نگرانی و ترس برم سر جلسه ، که آیا همون سوالا اومده یا نه ، که من بتونم ده بگیرم.
یکی هم نه ، از اولش همه درسا رو درک میکنه ، سوال میپرسه ، تمرین میکنه ، منابعو بررسی میکنه ، و خودش رو اماده میکنه برای نمره تاپ ، یعنی 20.
حالا اگر سوالی هم از این تمرینا نیومده باشه ، براش فرقی نداره ، چون درک کرده درسو ، و نمره کاملو میگیره.
(مهم درک قانونه ، مهم عمل به قانون ، مهم تمرین کردنه ، مهم فهم کارکرد و اصل و اساس این جهانه.)
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.
(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).
(خداوندی که) مالک روز جزاست.
(پروردگارا!) تنها تو را میپرستیم؛ و تنها از تو یاری میجوییم.
ما را به راه راست هدایت کن…
راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا
استادد جونی نازنین خیلی سپاس
شکر خدا که امروز هم تونستم گام دو پروژه رو پیش ببرم ، در ارتباط با دوتا سوالی که پرسیده بودین باید بگم که یکی از راه هایی که همیشه بهم کمک کرده که با قدرت ادامه بدم نوشتن هست، چون وقتی دفترم رو ورق می زنم و می بینم خیلی تغییر کردم و به یه سری از خواسته هام رسیدم و یا اینکه نگرشم نسبت به خودم و دنیای پیرامونم چقدر عوض شده ، ادامه این مسیر برام برام لذت بخش تر میشه، من همیشه سعی کردم خودم رو با خودم مقایسه کنم و حتی وقتی حالم بد میشه و از مسیر خارج می شم خیلی زود برمیگردم سمت دفتر و کتابام و با نوشتن خودمو آروم می کنم و گاهی اوقات هم بی انگیزگی یه آلارم هست که حس می کنم یه چیزی باید تغییر کنه. دقیقا دو سه روز قبل همین اتفاق افتاد و خدا منو به سمت این پروژه هدایت کرد و این شروع خودش یه اگیزه جدید به من داد.گاهی حس می کنم باید سفر برم و یکی دو روز هم که شده هیچ کاری نکنم تا خودمو پیدا کنم! گاهی از همسرم خواهش می کنم حتی یکی دو ساعت بچه هارو ببره بیرون تا من تو خونه در سکوت مطلق باشم و دوباره بیام تو مسیر. از وقتی من متوجه اهمیت احساساتم شدم و به احساساتم بها میدم دیگه رجا لازم باشه توقف می کنم و به خودم فرصت میدم و دوباره با انرژی بیشتر شروع می کنم.
از روزی که من وارد سایت شدم انرژی و حس و حالی رو تجربه کردم که هیچ وقت اینقدر مستمر نداشتم این حجم از هماهنگی خودش با من حرف می زد که این مسیر خیلی درسته و اینقدر هدایت های ریز درشت و اتفاقات مثبت رو تجربه کردم که تا ذهنم می خواد آشوب به پا کنه میگه ساکت باش قلبم تو این مسیر آرومه و این برام کافیه که حسم خوبه؛ اینکه آدم های موفقی رو می بینم که وابسته هیچ چیز نیستند و آرامش دارند یعنی به اندازه کافی رشد کردن ، وقتی اونا تونستن پس من هم می تونم. اینکه خدا همه چی رو فرموله کرده و قوانین گذاشته و پارتی بازی و بی عدالتی در کار نیست و هیچ موفقیتی احتمالی نیست بهم امیدواری میده و منم دوست دارم شاگرد زرنگ این مدرسه باشم تا موقع تحویل کارنامه حالم خوب باشه و سرم بلند باشه، تو کلاس درس خوش باشم و با معلما رفیق باشم و مدرسه زندگی برام پر از تفریح باشه!
سلامی گرم با نام خداوند مهربان خواستم چندی از نشانه ها و نتایجی که این چند روز دیدم رو اینجا ثبت کنم و رد پا بذارم.
1)اول اینکه حالم بهتره و ارامش بیشتری دارم و وقتی عصبی میشم هم میتونم بعدش راحت تر نسبت به گذشته به حال خوب برگردم.
2)در مورد نتایج مالی بگم که ورودی خیلی خوبی داشتم شکر خدا به اسانی و سطلم احساس میکنم بزرگ تر شده این روز ها جریان ثروت بیشتری هم میبینم و میبینم چقدر بدست اوردن پول آسانه.
3)به جایی دعوت شدم که بسیار خوش انرژی بود و انسان های عالی ای رو دیدم و خیلی بهم خوش گذشت و دیدم چقدر توانایی اینکه بهم خوش بگذره رو در خودم پرورش دادم و بیشتر به خدا میسپرم.
4)کنترل ببشتری بر ذهنم دارم مخصوصا درمورد احساس لیاقت همش سعی میکنم عبارت های تاکیدی رو تکرار کنم و باورش کنم مخصوصا زمانی که نجواهای منفی میان برای مقایسه.
5)کار هام حس میکنم با روانی بیشتری انجام میشه و بار ها شده چیزی رو بخوام حتی نگفته ببینم برام تهیه کنن مثلا در مورد ناهار امروز یک ماده غذایی رو خیلی دوست داشتم میخواستم به مادرم بگم به غذا اضافه کنه ولی نگفتم ، اومدم دیدم مادرم اضافه کرده بدون اینکه حتی بگم و خداروشکر کردم به خاطر نشانه ها.
6)احساس رهایی بیشتری دارم چون میدونم خداوند هرچیز و هرکسی که در فرکانس من باشه و حال خوبی باهم داشته باشیم رو بدون اینکه بخوام دست و پا بزنم و تلاش خاصی کنم بهم میده یا نگه میداره اگر نبودیم هم بهترش رو بهم میده ، من باید روی خودم و مسیر درست تمرکزم رو بذارم و کار کنم.
7)و تجربه امروزم اینکه مهمونی داشتیم که سر بحث شروع شد و داشت یک سری چیزهایی میگفت راجب شغلو ثروت بود که برای دخترش صدمیلیون کلاس گرفتن برای کنکور و ایشون دوماه قبل کنکورش میاد میگه من نمیخوام کنکور بدم پارتی هست صندلی هست فلان هست و میخواد کار کنه و الان تریدره و ادامه دادن به حرف های دیگه راجب این موضوعات و کلا نکات منفی، من هم نظر خودمو گفتم و گفتم پول نتیجه طبیعی روند زندگیه وقتی ادم در جای درستشه و داره لذت میبره از کارش و قدرت هم فقط در دستان خداست، ایشونم گفت اره ولی خیلی ها اینجاتو جای درست نیستن 90 درصد مردم توی این مملکت من هم گفتم خب این تقصیر مملکت نیست هرکسی هرجایی که هست رو خودش رقم میزنه و گفتم این همه ادم توی همین ایران موفقند ، ایشون شروع کردن به گفتن مثال هایی از ناعدالتی به فکر خودشون و سوال پرسیدن از من که خود شما فلان جا این رو ندیدی؟ و اینها من هم با قدرت و بدون ترس از قضاوت گفتم من مسئولیت زندگیم دست خودمه و قدرت رو به جامعه نمیدم به پارتی نمیدم و شرک رو توضیح دادم و ایشون هم همینجور عقیده خودش رو راجب به ناعدالتی داشت . راجب کنکور بهم گفتن گفتم اگر من نتیجه دلخواهم رو بگیرم یا نگیرم بخاطر هیچکس نیست و مسئولیتش فقط با منه.
و راجب این که خدا برای هیچکس چیزی نمیخواد بد و خوب نمیخواد و چیزی که ما میخوایم رو بهمون میده هم حرف زدم.
دیدم کلا هرچی میگم ایشون روی نظر خودشه و این وسط فقط انرژی من رفته و یکم ترس هم اومده که من اگر فلان نتیجه رو بگیرم یا نگیرم این خانوم نمیگه من این همه ادعا داشتم ؟
و خودم رو اروم کردم گفتم ببین تو مجبور نیستی زندگیت رو به کسی توضیح بدی و تو همیشه قدرت انتخاب داری و میتونی هر زمان چیز جدید یا قدیمی رو انتخاب کنی و نیاز نیست به کسی توضیح بدی، هرکسی نتیجه باورها و مسیرزندگی خودش رو میگیره! بدون قدرت زندگی تو فقط در دستان خداست و تو وقتی در مسیر درستی خداوند همینجور جاده زندگیت رو زیباتر میکنه و هیچکس در این دخیل نیست!
و امروز برای من درسی شد تا وقتی میبینم یکی شرایط و دیدگاهش تا این حد متفاوته و علاقه ای هم برای دیدگاه جدید نداره تا وقتی ازم پرسیده نشد اصلا صحبتی نکنم راجب این موضوع و سعی کنم اگر میتونم کلا ارتباطی نداشته باشم و اگر هم اون شخص توی جمع هست حواسم رو به چیز دیگه ای پرت کنم و نه گفتن دیدگاهم و شنیدن حرف هاش و پایین اوردن انرژیم و با این دیدگاه نگاه کنم که چقدر موهبت بزرگیه که من جزوشون نیستم و سعی میکنم نباشم و جزو ان دسته ایم که خداوند بهشون با عشق نعمت داده و انها میبینند و شکرگزارند ، البته این تواناییه که هر روز باید پرورش داده بشه همین دیدن.
و اینکه خداروشکر کردم که با این مسیر زیبا اشنا شدم و دیدگاهم زیبا تره حداقل ترین نتیجش اینه با فکر کردن به نکات مثبت من حالم بهتره و ارامش بیشتری دارم بماند ان دریای بیکران نعمت خداوند که همینجور دریافت میشه با ادامه دادن.
و اینکه قطعا با تمرکز بر نکات + خداوند انسان های باکیفیت تر و عالی تری در مسیرم میذاره خداروشاکرم به خاطر وجود قدرتمندش ، از استاد عزیز ، مریم جان عزیز ممنونم و شاکرم خداوند را به خاطر این سایت عالی ، قدرت خلق و این جهان زیبا.
در پناه و عشق خداوند.
به سلام و خسته نباشید به استاد وخانوم شایسته و همه ای بچهای عزیز استاد درمورد این فایل واقعا حرفهای عالی گفت مخصوصا احساس خوب و باورها که ادمهای میان تو این مسیر که قضیه توجه و باور جدی گرفته باشن مهم نیس چقدر تو سایت عضویتت هست من عضویتمو نگاه کنید دوستان من سال 98یا 97بود که عضو سایت بود که اتفاقی از یه دوستی شد حالا من چند مدت کار کردم دیدم اتفاقات خوبه و دیگه ول کردم فک کردم یه دکمه هستش و تو مسیر اینقدر باورها و وابستگی من به یه سری چیزها زیاد بود که حالا اون سری چیزهای از دستم همشون رفتن و برگشتم از زیر صفر با کار مورد علاقم به سایت عباسمنش بچه ها من اومدم ولی با قول شرف و اینکه یا مرگ یا موفقیت در مسیر
واینکه کلی مسیر اومدم فهکیدم که همه چی باورهای توحیدی و باور خوب ادم هست که همه چی رقم میرنه واقعا استاد راست میگن که ادمی که ایمان داره تو سایت عباسمنش میاد و تغییرات اتفاق میفته و و رشد اساسی میکنه وقتی این مسیر رو ادامه بده واقعا احساس خوب به قول استاد جواهر کل اموزش هستش
سلام
امیدوارم همگی در احساس خوب باشید
در مورد سوال:
من هر وقت ناامید میشم،
اول به روزم نگاه میکنم و نشانه های حتما پیدا میشه واسه شکرگزاری و حال خوب…
دوم فایل های رو گوش میدم که مطمئن هستم راه درست رو گفته….
قبلا فایل های استادای دیگه
الانم فایل های استاد عباسمنش
مخصوصا فایل های نشانه سایت.
«دستانم در دستان محکم خداست»
سلام دوستان…
امیدوارم تو احساس خوب باشین.
ممنونم از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدن.
من چند روز درگیر یه تصمیم گیری ام
من تو کارم بسیار مسئولیت پذیر، صبور، خوشرو و با پشتکارم…
با افراد زیادی از هر قشر و سنی سروکار دارم
درامدی هم که واسه مجموعه کسب میکنم تا حدی خوبه و مطمئن هستم بهترم میشه
اما دوس دارم حقوق دریافتی من…. در حد زحمت کاری و پولسازی واسه مجموعه، باشه
چند روزه میگم: باید راجب حقوقم بصورت جدی با کارفرما صحبت کنم
اگه ترتیب اثر نداد خب از این شغل استعفا بدم(بااینکه شغله مورد علاقه منه و لذت میبرم از کمک به انسان ها)
گاهی میگم:
اصلا به درامد فعلی ات فکر نکن
به درامدی فکر کن که لیاقتشو داری خواهانش هستی….
درآمدی که چندین برابر زحمت کاریه که میکشی
وقتی مدارت عوض شه و به مدار بالاتر بری قطعا یا حقوقت در شغل فعلی بالا میره
یا به سمت شغلی با درامد بالا هدایت میشی
میگم این قانون بدون تغییر خداونده
اما از طرفی میگم:
بابااااااا باید یه اعتراصی کنم
من هیچی نگم
کارفرما از خداشه
میگم عجب ادم ساده……
اما الان که فایل استاد رو گوش دادم
خداروشکر میکنم
متوجه شدم بله تغییر شرایط در هر حوضه ای چه مالی چه عاطفی چه سلامت…. از درونه…
با سیر تکاملی اصلاح باورها
در شغل فعلی ام با عشق کار کنم(همچنان که تا الان با عشق کار کردم)
همزمان با فایل های ارزشمند استاد، رو خودم کار کنم
قطعا مدار بالا بره
درامد هم لاجرم بالا میره
قانون قانونه
اونم قانونه بدون تغیبره خداوند
«دستانم در دستان محکم خداست»
به نام خداوند بخشندهی مهربان
گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
سلام به استاد توحیدی من، که نشونم دادی با خدای درونم دوست باشم با خدایی که از رگگردن حتی به من نزدیک تره
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ
همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش به او وسوسه می کند، می دانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم.
چقدر خوبه، خدا میدونه منو چه چیزی وسوسه میکنه میدونه توی ذهنم توی فکرم چیه، همه چیز رو میدونه اون دانای کله… همهههه چیز میدونه و انقدر هم به من نزدیکه !
چرا نگران باشم؟
مثل این میمونه یه آدم متخصص و فوق حرفه ای تو زندگیم باشه بگه ببین من حاضرم هر وقت تو بخوای هر کجا گیر کنی کل کار و زندگیم ول کنم فقط مسئله تورو حل کنم اصلاااا نگران نباش و فقط بسپارس به من!
من چه حسی دارم؟
اینجور وقتا خب خیالم راحته راحته، اصلا نگران نیستم میگم حلش میکنه!
ولی چقدر زود فراموشم میشه که خدا برای من مثل همین آدمیه که مثال زدم ، میگه عزیزم نگران هیچی نباش من هستم، همه چیزو برات حل میکنه حتی یک لحظه نگران نباش!
وای که چه حس خوبیه، چجوری میشه عاشق این خدا نشد؟ گاهی خیلی واضح باهاش مکالمه میکنم بهم میگه تو خیلی برام ارزشمندی، خیلی برام مهمه که خوشحال باشی، بهم میگه عاشق وقتاییه که من از ته دل خوشحالم…
خداروشکر، ممنونم از خدای خوبم که استاد عباسمنشو سرراهم قرار داد تا ازش یاد بگیرم چجوری توحیدی باشم، که استاد یادم بده چجوری خدارو پیدا کرد چجوری باهاش عشق بازی کرد و چجوری و چه شب هایی که خوابش نبرد و تا صبح سجده کرد و از شوق اشک ریخت… استاد توحیدی من، هرروز چهرتون نورانی تر از دیروز میشه، صداتون آرامش بخش تر از دیروز میشه و وحودتون تاثیر گذار تر از دیروز…
اولین باری که از شما شنیدم اتفاقات خودمون رقم میزنیم یا اصلاً در مورد قوانین جهان از شما شنیدم احساس کردم که دیوونه شدم یه حس عجیبی داشتم خیلی سرخوش بودم مدام نان استاپ داشتم فایل گوش میدادم انقدر فایده رو گوش میدادم که به اصطلاح از گوشم خون میومد:))))
اما چیزی که در این راه خیلی مهمه اینه که چقدر استمرار داری هر چقدر استمرار داشته باشی اول اتفاقات آرام آرام تغییر میکنه و بعد تصاعدی اتفاقات بزرگ هم توی زندگی آدم رخ میده فقط باید صبور بود و مومنتوم مثبت رو ادامه داد…
اول راه باید به نشونه های کوچیک دقت کرد و بهش بها داد و مدام یاداوری کرد ، جواب میده فقط باید بهتر کار کنی تا نتایج بهتری بگیری
دقیقا استاد،هیچچچچ وقت به این مسیر شک نداشتم و شک نکردم فقط باید ادامه داد و بیشتر تمرین کرد و لااجرم، لاااجرم اتفاقات رخ میده.
قوانین خداوند همیشه ثابت هستند این باعث میشه که آدم خیلی اطمینان بیشتری داشته باشه با خیالش راحتتر باشه همه چیز تغییر میکنه اما این قانون هیچ وقت تغییر نمیکنه و وقتی آدم یه مسیریو از راه درستش همراه قوانین طی میکنه ممکنه بازم براش تضادهایی پیش بیاد اما هیچ وقت این تضادها قرار نیست اون رو نابود کنه قراره خیلی راحت بتونه این تضادها رو حل کنه و ازش بگذره..
دیگه زندگی برای آدم روان میشه، سوت میزنی و با خیال راحت توی جنگل زندگی قدم میزنی با نتایج پایدار…
وقتی نتایج پایدار بشه اونوقت میتونم بگم تغییر کردم :))))
باید همیشه از خودم بپرسم آیا این نتایجی که به دست اوردم پایداره؟ و وقتی یه نتیجه گرفتم فک نکنم دیگه تمومه و بخوام این مسیرو رها کنم!
استاد عزیزم من وقتی با شما آشنا شدم حس میکنم کاملا آماده و تشنه بودم، الان هم همینطورم، هیچ صدایی جز صدای شمارو نمیتونم گوش بدم، هیچ کسی رو اندازه ای ک شمارو قبول دارم، قبول ندارم، شما انگار جزیی از وجود من هستید و وقتایی که توی سایت هستم بهترین زمانیه که دارم میگذرونم، حس عالی ای دارم و یاد گرفتم تو این مسیر استمرار داشته باشم و خودم هیچ وقت با هیچ کسی مقایسه نکنم!
اولا نتایج خودم با بقیه مقایسه میکردم ولی حقیقت اینه که نمیشه سیب و پرتقال باهم مقایسه کرد اینجوری فقط زمان طی کردن این مسیر برای من طولانی میشه…فقط باید تکاملم طی کنم و به هدایت ها گوش کنم… از مسیر لذت ببرم :))))
به نام خداوند بزرگ سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی بزرگوار
و تمامی عزیزانی که این متن رو میخونن
بسیار خوشحالم که میتونم الان این کامنت رو با بقیه دوستان به اشتراک بذارم
اول اینکه من در توضیحات این فایل اطلاعات خوبی درمورد اهرم رنج و لذت بدست اوردم و از این بابت خیلی خوشحالم چون برای اولین بار به اینگونه شنیده ام
و دوم درمورد سوالی که پرسیده شده بود:
من خودم به شخصه یک باوری رو یادداشت کردم و همیشه در دسترسم قرار میدهم که اگر در شرایط به ظاهر نا بسامانی گیر کردم بتوانم اون رو دوباره به یاد خودم بیارم
اون جمله اینه: تو هم اکنون در مسیر درست برای رسیدن به خواسته هایت هستی و بدان که این مورد جزئی از کار توست اصلا نگران نباش و انچه که به عنوان قدم بعدی به تو گفته میشود انجام بده و مطمئن باش که خیر تو در همین است پس نیاز نیست نگران نتیجه ی نهایی یا قدم های بعدی باشی)
امیدوارم که تونسته باشم به خوبی توضیح بدم و به خوبی مفهوم توی فکرم رو بیان کرده باشم
انشالله هرجا که هستید شاد و موفق و سربلند باشید
یا حق.
سلام
برداشت من از قدم دوم مهاجرت به مدار بالاتر:
وقتی اول راه هستیم و اتفاقات کوچک رخ میدن باید مطمئن بشیم که این راه درسته . من خیلی خوشحال شدم و انگیزه گرفتم با این جمله و فهمیدم دارم راه درست رو میرم چون خیلی تجربه این اتفاقات کوچیک رو داشتم و نجوا های ذهنی بهم میگفتم خب حالا که چی؟ این که چیزی نیست مثلا روابطم با دیگران داره عالی پیش میره و همه ازم تعریف میکنند یا مثلا میخوام از خیابون رد شم ماشینا برام می ایستند که همیشه دوست داشتم این اتفاق برام بیوفته ، رابطه ام با پارتنرم داره هر روز عالی تر و پر هیجان تر پیش میره ، پول میخوام و همون روز میاد به کارتم از بی نهایت راه ، مثلا دیروز یه سوال داشتم از مسئول خوابگاهمون و به خودم گفتم چی میشد الان میومد تو اتاق که من نخوام برم پایین این همه پله و یهو در زد و اومد تو اتاق و میخواست تخت های خالی رو به یه بازدید کننده جدید نشون بده و من سوالمو ازش پرسیدم و انقدر ذوق زده شده بودم که قانون داره انقدر قشنگ کار میکنه .
من فقط باید احساسمو خوب نگه دارم و انصافا دارم عالی عمل میکنم و همه چیز داره بهتر و بهتر میشه .
خدا رو شکر بابت این روز های پر از حس خوبم.
با این فایل اطمینان پیدا کردم که توی مسیر تصاعدم و فهمیدم نباید ناامید شم ادامه بدم تا نتایج هم بزرگ تر بشن و عمل کنم عمل کنم عمل کنم نه اینکه برای تسکین این آگاهی ها رو بشنوم.
* آگاهانه ورودی هامو کنترل کنم ، باورهای درست ایجاد کنم و بعد هدایت میشم.
———-
هیچ وقت کسی که از مسیر درست به موفقیت رسیده و تکاملش رو طی کرده یک شبه همه چیزش رو از دست نمیده.
این آگاهی به من کمک میکنه که در صلح بیشتری با خودم قرار بگیرم چون نجواهای ذهنی همیشه دارن به من شرم میدن از اینکه چرا موفق نیستی چرا به خواسته هات نمیرسی همه از تو جلو ترن تو عقب افتادی سنت داره بیشتر میشه و به درد نمیخوره اگه همینجوری ادامه بدی ، اما با این جمله من میتونم گفتگوی ذهنی مثبت با خودم داشته باشم و بگم که اشکال نداره من الان دارم تکاملی پیش میرم من دارم قدم های کوچک و متوالی برای هدفم برمیدارم و وقتی از این راه به موفقیت برسم نتایجم پایدار میشن و امکان نداره مثل آدمی که با عجله و بدون طی کردن تکامل به جایگاهی رسیده یک دفعه همه چیزمو از دست بدم پس کمکم میکنه با آرامش و اطمینان بیشتر جلو برم و بدونم که در مسیر عملی رسیدن به خواسته هام هستم.
خدا رو شکر
———–
اینکه یه تحول بزرگ رو توی یک نفر میبینیم و فکر میکنیم همون لحظه اتفاق افتاده، اشتباهه. اون شخص یه روندی رو طی کرده و به اون نتایج پایدار رسیده که ما تونستیم اون تغییر رو توش تشخیص بدیم . مثالش برای من همین هفته پیش اتفاق افتاد که بعد از اینکه بالاخره تونستم به دوره قانون سلامتی عمل کنم تغییرات خیلی زیادی توی جسمم اتفاق افتاده بود و بعد از جریانات اخیر 2 هفته کارگاه ما تشکیل نشد و هفته پیش وقتی بالاخره سر کلاس حاضر شدیم، دوستم وقتی منو دید یه عالمه تعجب کرد و همینطور می پرسید تو معتاد شدی که تو دو هفته انقدر لاغر شدی و من کلی بهش خندیدم اما میدونستم که من حدود یک سال بود که در تلاش بودم تا به این شیوه عمل کنم و بالاخره تونسته بودم فقط 1 ماه اون سبک تغذیه رو داشته باشم که باعث نتایج چشمگیر شده بود و دوستم فکر میکرد من توی دو هفته این همه تغییر کردم.
پس قضاوت کردن خودم کار اشتباهیه وقتی یه نفر رو می بینم و خودمو باهاش مقایسه میکنم چون من که روند موفقیت اون شخص رو ندیدم و فقط اون لحظه برنده شدنش جلو چشمم بوده و این نکته هم کمک میکنه من بازم بیشتر با خودم دوست باشم و رفتار محبت آمیزی با خودم داشته باشم.
—————-
اگر قانون رو درک کنی و راه رسیدن به خواسته ها رو متوجه بشی و روش کار کنی توی هر زمینه ای میتونی موفق بشی مثل هنرمندان و دانشمندان بزرگ ، برای من مثالش داوینچی و میکل آنژ هست که توی معماری ، نقاشی ، موسیقی و خرد ورزی و چندین زمینه نابغه بودن؛ چون قانونش رو متوجه شده بودن و میدونستن اگه تمرکز صد در صد بگذارند روی هدفشون و تلاش کنند و باور های درست داشته باشند به موفقیت می رسند و دقیقا هم همینطور بوده
…..
خدایا شکرت برای این آگاهی ها
ممنونم استاد و تیم عزیز سایت
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به شما دوستای نازنین، بندههای خوب و دوست داشتنی رب جونم،
خداجونم متشکرم برای این که این مسیر را از وقتی که نشانم دادی کم و بیش ادامه دادم و الان قویتر و با ایمانتر از قبل در این مسیر هستم.
برای این استمرار بینهایت متشکرم، برای زیباییها و ذات پاک و مقدسی که به من عطا کردی سپاس گزارم و بینهایت خوش حالم.
ایاک نعبد و ایاک نستعین
خوشحالم برای ایمانی که در قلبم حتی در بزرگترین تضادهای زندگیم حفظش کردی و روز به روز قویتر و محکمترش کردی، همین که این ایمان رو دارم به تو، قدرتت و این که این قانون جواب میدهد بینهایت سپاس گزارم و خوش حالم.
خوش حالم با این که من شیطنت کردم و در حق خود بدی کردم اما تو همین که متوجه اشتباهم شدم یاریم کردی تا بلند شوم و در مسیر همراه و هم قدمم شدی، متشکرم یارب العالمین ام.
ایاک نعبد و ایاک نستعین….
خدایا شکرت برای این که ذهنم را آرام کردی از افکار نامناسب و به سوی مناسب سوق میدهی، خوش حالم برای بزرگتر شدن ظرف وجودم، برای درک بهتر قوانین و عمل به آن.
به چه شکل انگیزهام را برای استمرار در این مسیر در این لحظات حفظ میکنم؟ وقتی مدتهاست که تمام توجهام رو گذاشتم روی نداشتههام و هی میگفتم پس کی به این خواسته میرسم که نتیجه شد، غم و غصه و مشکلات در زمینههای مختلف زندگیم، به قول استاد درد تاقت فرساش، هیمن این مدت انگیزه بخش بوده و هست برای من همین آرامشی که دارم، همین که از زندگیم میتوانم لذت ببرم، شاد باشم، بخندم، بی خیال باشم، همین حس رهایی از بند غم و اندوه.
این نگاه که رب همچی بهم میده چون آن این همه نعمت تا الان بهم داده و به ثروتمند ها به افراد متناسب به همه به استاد، به بچههای سایت مثل آقا هادی و آقا رضا و عموری با آن وضعیت داده وقتی آن ها توانستند کنترل ذهن کنند و ببینند زیبایی های اطراف و سپاس گزار باشند و به همین خاطر هر آنچه خواستند بهشون داده شده و از فرش به عرش رسیدند
پس منم باید ادامه بدهم، نه اجبار بلکه با عشق چون این آرامش به دنیا دنیا میارزد، عاشق این جمله هرچی پیش بیاد خوش بیاد شدم یا غم میاد و میره، شادی میاد و میره این روزها میگذره این که من چه جوری ردش کنم و ازش یاد کنم و چه حسی با فکر کردن بهش بهم بده مهم هست.
خدایا شکرت،شکر که هستی و هستم شکر که باهم این مسیر رو پیش میبریم شکر که خودت همه کار میکنی برام فرمان زندگیم دست خود خودت من که دارم عشق میکنم و بس
https://abasmanesh.com/fa/abasmanesh-right-role-model-for-business/comment-page-29/#comment-1388877
لینک کامنت ایشون
هدایت شدم به نکته برداری از کامنت 4 صفحهای دوست گرامی مون عموری، بسیار بهم کمک میکند تا نشانهها رو بهتر درک کنم و بیشتر امیدوار بشم که قانون جواب میدهد.
به قول سعیده جان با تعهد نسبت به عمل به قانون برام باور پذیرتر شده که قانون جواب میدهد.
دوست دارم یا رب العالمین، متشکرم که امروز صبح پرندههای زیبا رو آوردی تا برام بخوانند و من رو بیدار کردی برای شنیدن این موسیقی زیبا
سبحان الله سبحان الله
در پناه ربالعالمین شاد و سربلند و استوار در مسیر توحید باشید
هم جهت با جریان خداجونم غرق در آرامش و امنیت و ثروت که همگی نشان از ایمان به اوست. باشید.
یا حق
به نام خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره.
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیزدل ،
و همه خانواده عباسمنشی در این سایت و این فایل.
تصویر ذهنی استاد از قوانین…
استاد :
برای اولین بار که من فیلم راز رو دیدم ، احساس کردم یکسری چیزها رو که از قبل میدونستم ، دوباره برام تکرار شده ، و من بیشتر و بیشتر باورش کردم.
من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه ، افکار من از کجا میاد ، از ورودی های من میاد ، من باید ورودی هام رو کنترل کنم ، آگاهانه یکسری باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هام رو هم در خودم ایجاد کنم ، و بعدش هدایت میشم ، شرایط اتفاق میفته ، افراد مناسب سر راهم قرار میگیرن ، ایده ها میاد ، موقعیت های مناسب اتفاق میفته و من براحتی به سمت خواسته هام هدایت میشم و اونا از این طریق اتفاق میفته.
من باید :
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و تجارب زندگیمون رو خودمون به وسیله افکارمون خلق میکنیم.”
بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما حاصل افکار و فرکانس های ماست.”
بیشتر و بیشتر باور کنم که ” خداوند قدرت خلق زندگی من رو به من داده و منم که خالق زندگی خودمم.”
و وقتی این قانون و اصل و اساس رو باور کردم و درکش کردم ، شروع کردم بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردن. و وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم ، اتفاقات کوچیک شروع شد و نشانه ها رخ داد.
پس مسئله اصلی ، تصویر ذهنی نیست ، مسئله فهم و درک قانونه و بعدش عمل به قانون.
و دونستن این اصل که تمام قوانین کیهانی بصورت کاملا دقیق و نزدیک به هم ربط دارن.
یعنی برای موفقیت من باید در کنار این قانون و اصل که میگه :
-تمام اتفاقات و تجربیات زندگی من حاصل افکار و فرکانس های منه.
-احساس خوب=اتفاقات خوب
-جهان کارش اینه که به کانون توجه ، باورها ، افکار من پاسخ بده و این فرکانس رو به صورت ماده ، وارد زندگی من کنه.
اینا رو که میدونیم ، باید قانون تکامل ، رو هم در کنارش در نظر بگیریم.
باید آگاهانه اتفاقات و نشانه های مثبت کوچکی رو که با شروع کار کردن روی خودمون و با باورسازی در جهت رشدمون ، رخ میده رو ببینیم ، و آگاهانه اونقدر در موردش صحبت کنیم ، بنویسیم ، سپاسگزاری کنیم ، اونقدر اونو توی ذهنمون تکرار کنیم که پایه قوی برای ارسال فرکانس مثبت رو در وجودمون بسازیم.
و اصلی که مهمه اینه که ، این توجه ، این گفتگوهای مثبت ، این باورسازی ، این یادآوری نکات مثبت و اتفاقات مثبت ، همشون باید در جهت ،
” ایجاد احساس خوب یا احساس بهتر نسبت به قبل و تکرار این روند برای موندن در این احساس خوب ”
باشه و باید دائما به خودم یادآوری کنم که ببین ، اتفاقات به ظاهر کوچیکی که الان افتاد ، و قبلا نمیفتاد ، با شروع کار کردن روی خودت ، با این روشی که یاد گرفتی ، رخ دادا.
پس ناامید نشو ، بیشتر و بیشتر روی خودت کار کن ، خودت رو توی احساس خوب نگه دار ، اون اتفاق کوچیکی که افتاد رو توی ذهنت بُلد کن و تصورش کن ، به احساس خوب و خوبتر و عالی برس و تو اون احساس بمون ،
بعد نتایج بزرگتر هم اتفاق میفته ،
تو باید ویژگی شخصیتی ” کمالگرایی ” رو با تمرین ” صبر و داشتن امید و یقین ” و درنظر گرفتن قانون تکامل ، و دونستن اصل تصاعدی در رخ دادن نتایج ، رفع کنی و تو این وضعیت خوب بمونی.
اتفاقات خوب و نتایج بزرگ زمانی رخ میده که تو بیشتر و بیشتر روی خودت کار کنی ، باوراتو تقویت کنی ، ورودی هاتو کنترل کنی ، و در کل همه کاری کنی که به احساس خوبی برسی و توی این احساس خوب بمونی و هرچقدر که این احساس خوب بیشتر تقویت بشه ، اتفاقات بزرگتر خواهد بود.
تو فقط ادامه بده ، تو فقط روی خودت کار کن ، با امید ، با صبر ، با توکل .
چنتا از مثالایی که با شروع کار کردن روی خودمون اتفاق میفته و گفتنش شاید به دردمون بخوره تا راحت تر نشانه ها رو ببینیم و روشون فوکوس کنیم.
اینکه :
-به دوستی که سالها ازش خبر نداری فکر میکنی و خودش باهات تماس میگیره و کلی از اون تماس احساس خوبی میگیری.
-اینکه غذایی رو دوست داری بخوری و تا اون موقع کمتر برات اتفاق میفتاده که توی خونه درست بشه ،درست میشه، یا به صرف غذا دعوت بشی جایی ، ولی الان این اتفاق برات میفته.
-اینکه مشتری های بهتر ، با کیفیت تر ، خوش رو تر ، جالبتر ، ثروتمندتر ، که تا الان برات اتفاق نیفتاده ، برات میاد.
-اینکه دوست داری توی کسب و کارت یه مدل مشتری با ویژگی های خاص بیاد ، و چند روز بعد این اتفاق میفته.
-اینکه تا الان توی کسب و کارت مثلا روزی هزارتومن فروش داشتی ، یه حرکت الهامی بهت گفته میشه و ظاهرا اصلا به کسب و کارت ربطی نداره ها ، ولی خب به صورت ریشه ای کسب و کارتو گرفتار کرده ، اونو انجام میدی (یا انجام نمیدی) ، بعد فروشت توی همون روز یا روز بعدش ، میشه 8هزارتومن .
-اینکه مسائلی رو داشتی و الان بعد از کار کردن روی خودت ، کمتر برات پیش میاد یا اصلا پیش نمیاد.
-اینکه با فکر خودت و تجربیات خودت ، یه صدایی از ماشینت میومده که میگفتی این از اون قطعس و اگر ببرم تعمیرگاه ، چندین میلیون باید خرج کنم ، و تو احساستو خوب میگیری و با توکل بر خدا و یادآوری فراوانی خداوند ، به تعمیرگاهی هدایت میشی ، و اتفاقا استادکاری توی اون تعمیرگاه حضور داره که وقتی بهش توضیح میدی که این جوره ، سریع با چک کردن ، میگه این بخاطر اینه و با چند صد هزار تومن ، کارت راه میفته ،
-اینکه جمله ای ، حرفی ، متنی ، رو از کسی دریافت میکنی که اصلا انتظارشو نداشتی و قبلا فکر میکردی و دائم ترس داشتی که نه این فرد تنها عامل بیرونی (شرک) برای جلو من وایسادنه ، ولی الان این نشونه برات میاد ، که تو فقط روی خودت کار کن.
تو فقط روی خودت کار کن ، تو جهان خودت رو درست کن ، تو از درون با خودت به صلح برس ، جهان بیرون ” لاجرم ” “لاجرم” تغییر خواهد کرد ، به چه صورتی ؟ به نفع تو ، در مسیر اهداف تو ، در مسیر رشد تو ، در مسیر خواسته های تو.
(استاد عاشق این لاجرم گفتناتم)
تو باید “قانون تسلیم” بودن در برابر خداوند رو بپذیری ، باور کنی و در عمل نشونش بدی ،
این کارو کن ، مسئولیت کارهاتو بنداز گردن خدا.
این یه ترمز و مقاومت شدید داره توی ذهن همه مون.چرا که اگر درک درستی از قوانین ، آموزش های استاد و درک صحیحی از خداوند نداشته باشیم ، فکر میکنیم این کار ، شونه خالی کردن از مسائل و کارها باشه، در واقع نه اینطور نیست.
وقتی من روی خودم کار میکنم ، ذهنم رو برای خداوند کنترل میکنم ، از قوانین خدا پیروی میکنم ، بهش ایمان میارم و عمل میکنم ، در کل بندگی خدا رو میکنم ،
خدا ، خوشحال میشه که من کارهامو بهش واگذار کنم ، مدبر الامور من میشه ،
وکیل و وصی و یار و یاور من میشه. میشه انرژی ، میشه نور توی زندگی من ،
اون موقع خداوند ، مصداق این آیه رو توی تک تک لحظات زندگی من اجرا میکنه ،
” لم یلد و لم یولد ” ، خداوند یه انرژی بی نهایته ، یه انرژی قدرتمند که جهان رو پدید آورده ، انرژی طبق تعریف فیزیک ، نه به وجود میاد و نه از بین میره ، بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.
چه زمان ؟
زمانی که من بدونم از چه قانون و اصلی برای شکل دهی به این انرژی استفاده کنم.
ژنراتور ، انرژی مکانیکی رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه.
من اگر توی سیستمم از موتور استفاده کنم ، چه نتیجه ای خواهم گرفت؟
من اگر قانون رو درک کنم ، اگر خداوند رو با تمام ویژگی هاش درک کنم ، اون موقع من نیاز نیست پلن بچینم ، من فقط نتایج رو دریافت میکنم ، من فقط باید سعی کنم ، ظرفم رو اونجوری که میخوام این انرژی شکل بگیره ، شکل بدم.
و یه موضوعی یادم اومد ، در مورد تصویر ذهنی استاد از قوانین.
توی یه فایلی ، استاد گفتن ، من اینجور برای خودم این ذهنیت رو ساختم ، که ، دائما احساسم رو چک میکنم و اگر احساس بدی دارم ، باور دارم که این احساس بد منو میندازه توی آتیش.منو از دره پرت میکنه پایین ، حالا اگر حس کردم که احساسم داره بد میشه ، باید به هر طریقی شده ، حالمو بهتر کنم ، چنگ بزنم به بوته خار کنار صخره و خودمو بکشم بالا ،
پس توی تصویر ذهنی استاد ، مانیتوری وجود داره که دائما سیگنال مربوط به احساساتش رو چک میکنه و طبق اون ، رفتار میکنه.
افکار ما داره در هر لحظه فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنه و جهان هم در هر لحظه پاسخ میده به این فرکانس های دریافتی و اتفاقات هم اساس با افکارمون رو وارد زندگیمون میکنه.
پس من باید در هر لحظه ورودی هام رو چک کنم ، گفتگوهای مثبت ذهنی رو در مورد اتفاقات مثبتی که برام رخ داده ، اتفاقات مثبتی که دیدم ، شنیدم ، تکرار کنم ، تا احساس خوب رو بوجود بیارم ، و توی این احساس خوب بمونم.
وقتی اتفاقات رخ میده ، و ما آگاهانه بهشون توجه میکنیم ، و با خودمون تکرار میکنیم که ببین ، من این احساس خوبو داشتم ، این حرکت مثبتو زدم ، این ذهنیت مثبتو داشتم ، این اتفاق خوب برام افتاد ،
و با تکرار این روند و باورسازی بیشتر ، باورام تقویت میشه ، و لاجرم نتایجم بزرگتر میشه.
وقتی با اطمینان به درک قانون رسیدیم ، وقتی خداوند رو درک کردیم ، وقتی اتفاقات مثبت حتی کوچیک رو آگاهانه دیدیم و درموردش صحبت کردیم ، وقتی با اطمینان و باور خواسته هامون رو نوشتیم ، درموردش صحبت کردیم ، باید مطمئن باشیم که رخ میده ، با یقین.
همه چیز ، عزت نفسه ، اعتماد به نفسه.
هرچیزی که جلوی ما رو از انجام یکاری میگیره ، نداشتن عزت نفسه ، نداشتن اعتماد بنفسه ، نداشتن احساس لیاقته.
یا داشتن باور مخرب عذاب وجدان و احساس گناهیه که از فرهنگ و جامعه به ما داده شده.
عزت نفس هم مثل تمام موفقیت ها (که البته سنگ بنای تمام موفقیت هاست) نیاز داره به طی شدن یه روند تکاملی ، و این پروسه تا بی نهایت ادامه داره.
چون هرچی پیش میریم یه جنبه از اعتماد به نفس و عزت نفس در ما وجود داره که نیاز هست روش کار کنیم.
این مسئله که اگر یه شخصی که به موفقیت هایی در تمام جنبه های زندگیش رسیده و داره دائما برای بهبودش روی خودش و ورودی هاش کار میکنه ، و روند تکاملش رو طی کرده ،
طبق همون قانون تکامل ، امکان نداره یکدفعه تمام آنچه که داره رو از دست بدست (تا زمانی که در مدار درست هستیم.)
اما بیایم تحلیلش کنیم ، فرض کنیم یه دانش آموزی ، که البته فرض هم نیازنیست و در جهان واقعی این اتفاق افتاده ، درس هاش رو درک میکنه ، روی خودش و علمش کار میکنه ، میفهمه درسا رو ، رفته کنکور داده و رتبه 1 رو آورده ، با یکسری درصد هایی 80 تا 100 درصد ،
حالا این دانش آموز ، بهش میگن آقا شما باید برای حصول اطمینان ، مجدد امتحان بدی ،
این فردی که قانون رو درک کرده ، این فردی که درساشو فهمیده و مطمئنه از خودش ، یبار کنکور داده ، الان دیگه اون نیمچه استرسشم رفته ،میره با شجاعت پای کنکور مجدد ، و اینبار همه درسا رو 100٪ ، جواب میده ،از امتحان دادن نمیترسه ، از چالش جدید نمیترسه ، مسئله و موقعیت جدید رو ازش استقبال میکنه.
کسی که روی باور فراوانی ، روی باور توحید ، روی باور خالق بودن خودش ، روی عزت نفسش ، روی احساس لیاقتش و …. کار کرده ، درساشو پاس کرده ، از قرار گرفتن توی موقعیت جدید نمیترسه ، کسی که درک کرده به این جهان اومده تا خودش رو تجربه کنه ، خودش رو به چالش بکشه ، مسائلش روحل کنه ، اصلا این نگرانی براش وجود نداره که از صفر شروع کنه ،
میدونی ، مثه بازی کامپیوتری میمونه ، مثلا تا مرحله 40 رفتی ، الان برمیگردی مرحله 1 ، خب تو مسیرو میدونی ، میدونی چی کجاس ، و چه مسائل و نعمتایی توی مسیرت هست ، دیگه بیراهه نمیری ،یه راست میری سر اونا….و ایندفعه خیلی زودتر میرسی به جایگاه قبل ، حتی اون برکتایی که سری قبل نگرفتی رو اینبار میگیری ، سعی میکنی تجربه های منفی سری قبل رو اینبار دریافت نکنی ….
گرچه بقول استاد ، طبق قوانین خداوند ، کسی که موفقیت هاش رو روی پایه های درستی چیده ، هرگز یدفه از بالا به پایین نمیفته ، و وقتی نتایج پایداری داری ، این نتایج یدفه از بین نمیره.
و ما برای اینکه این مسئله اذیتمون نکنه ، باید روی چنتا باور کار کنیم ،
-ما هرچی داریم ازآن خداونده ،
-نعمت و ثروت در جهان بی نهایته،
-در مورد نعمت ها و داشته هامون رها باشیم و وابسته نشیم بهشون.
-من خالق زندگی خودمم.
-من تا وقتی درمسیر درست هستم ، مورد حمایت و هدایت خداوندم.
-اصل و اساس جهان از موفقیت حمایت میکنه ، پس امکان نداره تا وقتی من در مسیر موفقیتم ، با من مخالفت کنه.
-الخیر فی ما وقع ، هر آنچه اتفاق بیفته به نفع منه ،
-انّا لله و انّا الیه راجعون ،
-من باید در هر لحظه به سمت خواسته هام حرکت کنم ، من باید از مسیر لذت ببرم ، نه از نتیجه.(البته که نتایج ، پاداش لذت بردن از مسیره)
-من وقتی همه خواسته هامو تجربه کردم ، مادیات رو تجربه کردم ، خواهی نخواهی ، وقتی در مسیر درست هستم ، ازشون میگذرم ، (مسیر گذر از مادیات ، تجربه مادیاته )
اصلا مسیر گذر از هرچیزی ، تجربه اونه.
وقتی من موفقیت رو در تمام جنبه ها تجربه کردم ، راه رسیدن بهشو درک کردم ، قانون رو فهمیدم ، دیگه نگران نیستم ،
اصلا این سوال ، خودش چنتا ریشه معیوب و باور غلط داره.
باور کمبود ، باور ترس ، باور وابستگی به مادیات ، باور نداشتن به آخرت ، باور عدم احساس لیاقت داشتن اون نعمت ها ،(که اصلا چرا من باید به نداشتنشون فکر کنم؟چرا؟)
باور مخربی که ، همه افراد ثروتمند ، یه روزی بهاشو میدن ، باید پس بدن ،
باور اینکه ، حالا من این سوالو بپرسم ، اصلا هرچی ادم موفقه ، موفقیتش بادآوردس ، و بادآورده رو باد میبره ، حالا سوال بپرسم ، ببینم واکنشش چیه؟
باور عدم اعتماد به نفس و عزت نفس ،
موفقیت افراد رو نباید از روی ظاهر و توی اون قله اوج ، ببینیم و برای اینکه خودمون امیدوار باشیم ، الگو بگیریم ، و بتونیم مسیر موفقیت رو طی کنیم ، باید بتونیم درک کنیم ، که حتی خداوند هم از قانون تکامل ، تخطی نکرده ، و هر موفقیتی ، یه روند تکاملی داشته .
همه افرادی که توی سایت عباسمنش.کام ، هستند و دارن این مسائل رو میخونن و گوش میدن ، توی مدار موفقیت قرار گرفتن ، چون یه روزی از خدا خواستند که راهشو بهشون نشون بده.
مهم ، درک قانونه ، فهم درس و اصل و اساس کارکرد این جهانه ،
یه کلاس درس رو در نظر میگیریم که استاد داره درس میده ، همه دارن جزوه مینویسن ، و استاد یکسری تمرین میده ، یکسری منبع رو برای تمرین بیشتر معرفی میکنه (کامنت های سایت) ، و یکسری کتاب رو معرفی میکنه که برای درک بیشتر و کار کردن بیشتر و حرفه ای تر هستن (دوره های سایت) ، حالا ،
من میگم ولش کن ، من همین جزوه رو بخونم و تمرینایی که استاد داده رو میخونم ، در حد یه 10 بگیرم کافیه.و میبندم روی 10…حالا باید با هزار نگرانی و ترس برم سر جلسه ، که آیا همون سوالا اومده یا نه ، که من بتونم ده بگیرم.
یکی هم نه ، از اولش همه درسا رو درک میکنه ، سوال میپرسه ، تمرین میکنه ، منابعو بررسی میکنه ، و خودش رو اماده میکنه برای نمره تاپ ، یعنی 20.
حالا اگر سوالی هم از این تمرینا نیومده باشه ، براش فرقی نداره ، چون درک کرده درسو ، و نمره کاملو میگیره.
(مهم درک قانونه ، مهم عمل به قانون ، مهم تمرین کردنه ، مهم فهم کارکرد و اصل و اساس این جهانه.)