اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من فهمیدم که افکار منه که داره رقم میزنن نتایج رو و باید آکاهانه یه سری باورها رودر خودم ایجاد کنم
خب اینکه ورودی ها باید چقدر کنترل بشن حواسم به همه چی باشه باید یک روند رو طی کنم تا نتایج رخ بدن قرار نیست با یه کلمه زندگی من تغییر کنه
من باید کوچکترین نتایج رو تحسین کنم و حواسم باشه و تنها دلیلی که نتایج بزرگ هنوز رخ نداده فقط خودمم و اینکه باوراتو باید قوی تر کنم
وکر نه قانون صد در صد جواب میده
من تمام وقت خودمو بمباران میکنم با این آموزه ها
خیلی خیلی فرکانسم رو باید خوب نگه دارم و در مسیر درست بمونم
و اتفاقات خوب رو رقم بزنم
درست بسازم در ذهنم تا نتایج رو رقم بزنن تا به راحتی کمنیارم و ضعیف نشم وقتی درست ساخته بشه با تداوم و ادامه دار و باورام بنیادین ساخته بشه و نشانه اش نتایج پایداره
باید سال های سال آگاهانه حواسم باشه در زندگیم تا اینکه نتایجم به صورت محسوس بیان تو زندگیم
ولی خب نتایج همواره میان این منم که باید ببینم
نتایج تصاعدی میان اگه من تکاملی برم جلو و حواسم باشه به ورودی هام
این نکته خیلی مهم دقیقا بذمنم ثابت شده .اصلن مهم نیست چقدر عضو شدیم واقعا خیلی مهمه تایمی که با عشق و تعهد و باور و شوق میزارم روی خودم و روی سایت و تمرین و تمرین و تمرین
خیلی مهمه اینکه تمرکزی روی خودم کار کنم
ای خدای من استاد حدی که شما روی خودتون کار کردید منم میخوام اینجوری وی باورام کار کنم .چقدر این جمله منو تموم داد
فقط با خیال راحت میرم جلو چون میدونم چیزی که من بلدم جواب میده همیشه .ای خدا این چقدر دل ادمو قرص میکنه .استاد تونستن و خیلی های دیگه خیلی از دوستان داخل سایت با عمل به قانون به نتیجه رسیدن
راهشو بلدن و باور قوی که دارند جواب میده برای هر راهی
خدایا شکرت
من باید خیالم راحت باشه که نتیجه میده و لذت ببرم از مسیرم و احساسمو عالی نگه دارم و تو بهشت نگه دارم خودمو و خیلی سریع برسم به نتایج دلخواهم
میگم سریع منظورم اینه که از همون لحظه که من حال دلم خوبه دیگه نتایج برای من شروع شده هستند چون خیالم راحته و من اینو میخوام این حس اعتماده همه چیزه به نظرم
خدایا شکرت بابت این دنیای زیبایی که با نگاه های جدید ساختم
خدایا شکرت که داری نشونم میدی الخیر فی ما وقع رودر هر کاری
خدایا شکرت من رو در مسیر و مدار آرامش قرار میدیدهر لحظه شکر خداجونم
باور اینکه نتایج پایدار حاصل یک روند تکاملی هستند، برای من مثل یک نفس عمیق در میان اضطرابها بود. قبلاً وقتی نتیجه نمیدیدم، سریع میرفتم توی ذهن منفیباف و احساس شکست میکردم. ولی الان میفهمم که ندیدن نتیجه، نشونه شکست نیست؛ بلکه بخشی از روند ساختنِ اون شخصیت قویایه که قراره بتونه اون نتایج رو نگه داره.
منطقهایی که از این فایل گرفتم و مثل ستونهای ذهنم بهشون تکیه میکنم ایناست:
اگر سقوط یکشبه نیست، پس بینتیجه موندنِ موقتی هم دلیل نرسیدن نیست. این یعنی: همین حالا که ظاهراً چیزی ندیدم، دارم مسیر رو میسازم، نه اینکه دارم بیراهه میرم.
استمرار در یادآوری قانون، مهمتر از هر تکنیکیه. من سعی میکنم هر روز، حتی با یه جمله ساده، قانون رو به ذهنم یادآوری کنم. این باعث میشه ذهنم کمتر بلغزه سمت عادتهای قبلی.
تعهد یعنی: همون مقدار درکی که دارم رو عمل کنم، نه اینکه منتظر درک بیشتر بمونم. یعنی حتی وقتی حس میکنم “کاش بهتر میفهمیدم”، همون چیزایی که فهمیدم رو توی عملکردم بیارم.
آگاهی از قانون، مثل یاد گرفتن شناست. اولش سرده، ترس داره، ولی با تمرین، بدن عادت میکنه. پس من هم سعی میکنم به ذهنم فرصت بدم تا عادت کنه به این مدل جدید فکر کردن و تصمیم گرفتن.
وقتی پیشرفتی نمیبینم، به خودم یادآوری میکنم که:
من الان دارم اون آدمی میشم که ظرفیت نگه داشتن نتایج بزرگ رو داره. شاید هنوز نتیجه نیومده، اما من دارم همونی میشم که میتونه اون نتیجه رو تحمل کنه.
و این خودش برای من انگیزهای میشه که ادامه بدم، چون باور دارم دستاوردهای پایدار فقط سهم کساییه که خودشون هم پایدارن.
این فایل برام یه نقطهی عطف بود برای اینکه بدونم: “اگر امروز دارم درست فکر و عمل میکنم، حتی بدون نشونههای بیرونی، حتماً دارم به مقصد نزدیک میشم.”
.باز هم اومدم ذهن استاد عباسمنش رو بخونم تا ببینم چه باورهایی تو سرش بود که به این همه نتیجه رسید و معتقدم این پروزه مهاجرت به مدار بالاتر همون گفتگوهای ذهنیه استاد عباسمنشه که اونو به اینجا رسونده
.دوست عزیزی از استاد پرسیدن که ثروت 1 رو 2سال پیش تهیه کرده و خیلی هم روی خودش کار کرده اما الان میخواد تصور ذهنی استاد رو از قوانین بدونه ؟و خودش هم همون رو توی ذهنش تصور کنه (دقیقا چیزی که من خیلی بهش فکر کردم )تصویر ذهنی که از قوانین توی ذهن استاد عباسمنش هست چیه ؟چطور فکر میکنه ؟چطور باور میکنه ؟
.استاد عباسمنش =تصویرررر ذهنی از قوانین =من از این جنس سوالات زیاد ازم شده
.من وقتیکه اولین بار فیلم راز رو دیدم اصلا انگار یه چیزایی رو شنیدم که از قبل میدونستم و فقط یکی باید میومد و اینها رو بهم میگفت و جالب ترین چیزی که شنیدم این بود که اتفاقات رو داریم خودمون رقم میزنیم
.و من حامد میرچناری خدا میدونه چقدر خوشحال شدم وقتیکه اولین بار شنیدم که اتفاقات رو خودم دارم رقم میزنم و دیگه نیازی نیست به کسی التماس کنم چون من همیشه معتقد بودم من اگه خودمو پاره هم بکنم اخرش یکی میاد و همه چیز رو خراب میکنه یا نمیزاره موفق بشم یعنی همیشه میگفتم بالخره یکی هست که کار رو خراب کنه و همه چیز 100در100دست من نیست و شنیدن این جمله امروز دوباره به من ارامش بی نهایتی داد که هیچکس نمیتونه چه در جهت خیر و چه در جهت شر در سرنوشت من تاثیری داشته باشه و همه چیز خودمم و افکارم
.استاد عباسمنش میگه وقتیکه من اینو درک کردم دیگه شروع کردم به کار کردن روی خودم و قتیکه روی خودم کار کردم اول اتفاقات کوچیک برام افتاد مطمین شدم که قضیه همینه (من حامد میرچناری با این قانون برای خودم و خانواده ماشین و خانه ها و بیزینس ها ایجاد کرده ام و باید بپذیرم که قانون همینه و چشمهام رو ببندم رو بیرون و اگر اتفاقات خیلی خیلی بزرگ تو زندگیم نیوفتا ده به خاطره اینه که من هنوز خوبه خوب روی خودم کار نکردم و باید شروع کنم به کار کردن و ادامه دادن و اصلا ناامید نشم مثل استاد عباسمنش
.من ننتایج بی نظیری دارم و باید این نتایج رو ببینم و ادامه بدم
.وقتی چیزای کوچیک رخ داد من فهمیدم که قضیه همینه و اصلا دیگه شک نکردم و ادامه دادم و اگر تا به الان اتفاقات خیلی بزرگ نیوفتاده من باید بیشتر روی خودم کار کنم مثل این میمونه که مثلا به شما یه روشی رو یاد میدن که ضربه ایستگاهی بزنی توی فوتبال بعد شما چند بار تمرین میکنی و این روش جدید که به شما گفتن خیلی تغییر ایجاد کرده تو نحوه ی ضربه زدن شما و قبلا خیلی تو در و دیوار میزدی و الان بهتر شده ولی هنوز اون چیزی که میخوای نشده و فقط میفهمی که بهتر شده و همین که میفهمی یکم بهتر شده اینقدر ادامه میدی و تمرین میکنی که توپ ات گل بشه و شکی نداری که این روش درسته و به خودت میگی من بیشتر باید تمرین کنم که توپه گل بشه و برای منم همینجوری بوده و تصویره خاصی نبوده که بگم یه تصویر خاصی از قوانین داشتم و من فهمیدم که=
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکار من از طریق ورودی هام بوجود میاد
. افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
و من باید ورودی هام رو کنترل کنم و اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم
ومن باید اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم
ومن باید ورودی ها رو منترل کنم و اگاهانه یک سری ورودی ها را در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم به ایده ها و شرایط و این دیگه چیزی بود که همون اوایل بهش رسیدم
.استاد میگه من با اطمینان در مورد خواسته هام صحبت میکردم چون قوانین رو میدونستم
.سوال بعدی
.من توی ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف مشکل دارم و توی فضای مجازی مشکلی ندارم اما حضوری و رو در رو نمیتونم ارتباط برقرار کنم و روم نمیشه چیزی بگم و این موضوع برام مشکل بزرگی شده و روی چه باوری من باید کار کنم ؟
.استاد میگه که ایشون باید روی عزت نفس اش کار کنه و روی مواردی که در دوره عزت نفس گفته شده و در واقع به علت باورهایی که ما در گذشته داشتیم که مثلا اگر مرد باشی زشته که با یک خانم صحبت کنی و اگر زن باشی زشته با یک اقا صحبت کنی و اون اعتماد به نفسی که از ما گرفته شده باعث شده خیلی احساس بی ارزشی کنیم و احساس کنیم اونا اصلا ما رو ادم حساب نمیکنن و من یه ادم معمولی هستم و اون ماشین داره و….و همینا باعث شده که ما نتونیم خودمون باور کنیم و همه اینها رو کامل در دوره عزت نفس استاد توضیح دادن و با یک جمله چیزی حل نمیشه و روند و پروسه نتایج رو به وجود میاره
.سوال بعدی
اگر استاد عباسمنش تمام ثروت و شهرت اش رو از دست بده و تبدیل بشه به یک ادم عادی چقدر زمان میبره که دوباره به این ثروت و شهرت برسه ؟
.اولا که من همین الانم یه ادم عادی هستم و اصلا یک ادم عجیب و غریب نیستم و کلا من به هیچ عنوان علاقه ندارم که شما فکر کنید پروردگار یه لطف خاصی به من داشته یا یه ویزگی خاصی دارم یا یه عامل خاصی درون من هست که باعث این نتایج شده و به هیچ عنوان اینطور نیست ومنی که خودم رو از نزدیک میشناسم اینو به شما میگم ومن یک ادم کاملا عادی هستم با همون ترس ها و نگرانی ها و کفر و شرک و با تمام خصلت هایی که همه ادمها دارن فقط و فقط از یه زمانی سعی کردم رو باورهام کار کنم و این روند رو ادامه بدم و بنابراین به هیچ عنوان اینجوری نیست که مثلا بگم که به یک دلیل خاصی از همه بالاترم و اگر تمام دارای ام رو از دست بدم هیچی نمیشه و اصلا دیگه از یک مسیر دیگه ای میرم بنظرم یعنی اگر اگاهی های امروزم رو داشته باشم خدا میدونه چه مسیری رو برم ولی اینو میدونم که هیچ اتفاق بدی نمیوفته و کلی ماجراجویی ها میکنم توی چیزای دیگه یعنی من که رسیدم و تجربه اش کردم و اگر همه ایینها رو از دست بدم نه اینکه فکر نمیکنم همه چیزم از دست دادم بلکه با جسارت بیشترر به یک سری ماجراجویی ادامه میدم هر چند که وقتیکه در مدار درست باسشی هیچوقت این اتفاق نمیوفته که همه چیزت رو از دست بدی به این دلیل که یک سری چیزها رو درست توی ذهنم ساختم که این اتفاقات افتا ده و این درست ساخته شده ها به این راحتی خراب نمیشه و وقتیکه شما نتیجه ای بگیری به این راحتی برنمیگردی به قبل یعنی مثل کسی که 20سال ورزش کرده و اگر الان کم کار کنه یا اصلا رو خودش کار نکنه به این زودی همه چیز نابود نمیشه و وقتیکه یه ادمی رو خودش کار کرده و نتایج بزرگی گرفته باشه یهووی همه چیز ازدست نمیده ولی اگر تکامل طی نکرده به یه جایی رسیده باشه چرا امکانش هست که یک شبه همه چیز از دست بده ولی کسی مثل علی دایی یهویی از اون بالا پایین نمیوفته
.من اگر روی خودم خوب کار کنم و باورهایی به صورت بنیادین ایجاد کنم و نتایج پایدار بگیرم به این راحتی یک شبه چیزی رو از دست نمیدی
.من اگر خدا شاهده همین الان همه ی انچه که دارم رو از دست بدم هیچ اتفاقی نمیوفته و اگر در همین مسیر بخوام بیام خیلی کمتر طول میکشه
سوال بعدی
.چرا بعضی از افراد با مطالعه چند جمله متحول میشن و زندگیشون تغییر میکنه و بعضی برای اینکه تغییر کنن باید سال ها روی خودشون کار کنن ؟
.چرا بعضی ها صحبت های شما را به راحتی باور میکنن و بعضی خیلی باید تلاش کنن تا باور کنن
.چرا بعضی ها سریع تسلیم میشن و بعضی سالها مبارزه میکنن ؟
.چرا بعضی ها به راحتی همه چیز به خدا میسپارن و بعضی ها نگران و مردد هستند
.چرا بعضی ها به راحتی ذهنشان را کنترل میکنند و بعضی بعد از سالها هنوز از کنترل افکارشان ناتوانند ؟؟؟؟؟؟
.من اصلا فکر نمیکنم کسی بایک جمله متحول بشه مگر اینکه مثلا یه نفر یه میخی رو داره توی یک دیوار بتنی میکوبه و 50تا ضربه زده و این میخ تو نرفته و تو ضربه 51 این میخ میره داخل دیوار و یه نفر تو ضربه 51 این ضربه رو میبینه و فکر میکنه با اولین ضربه واردش کرد و معجزه کرده و …حالا در صورتیکه هیچکس اینجوری نیست که با یک جمله متحول بشه و مگر اینکه اون اتفاقات قبلا توی ذهنش افتاده باشن ولی شما اون لحظه ی اخر رو دیده باشی یعنی اون همه اتفاقات قبلی رو ندیدی و فقط میوه رو دیده باشی
.من یه مثالی بزنم
.یه داستانی هست از یک زندانی محکوم به اعدام و مادر این زندانی خیلی به شاه التماس میکنه که اعدامش نکنید پسرم رو و هر کاری بگید انجام میدم و شاه هم برای اینکه یه چیزی پرونده باشه که از شرش کم بشه بهش میگه اگر نتونستی تو یک گاو بزرگ رو از این 400تا پله تا کاخ من بالا بیاری من پسرت رو اعدام نمیکنم و پیر زن هم میگه یکسال بهت وقت میدم .و یکسال بعد این پیرزن یه مسیر پیدا میکنه مث کاخ پادشاه و یک گوساله تازه به دنیا اومده رو هر روز میزاره روی دوشش و هر روز اون مسیر رو میبره بالا و میاره پایین و این گوساله هر ر.وز بزرگتر میشه و تا اینکه این گوساله به مدت یکسال که بزرگ میشه عضله های این پیرزن هم رشد میکنن و اینکار براش راحت تر میشه و یکساله دیگه که این گوساله یک گاو شده میاد و به راحتی اونو از پله ها میبره بالاو پسرش هم ازاد میشه و اگر یک نفر اون صحنه اخر رو دیده باشه دیوانه میشه و باور نمیکنه و میگه چطور یه همچین ادمی تونست اینکارو بکنه بنابراین حتی حر بن ریاحی یهو به حسین رجوع نکرد و از قبل ایمان در وجودش بوده و درونش پاک بوده و اونا داشته کار خودش رو میکرده و در یک لحظه تصمسیم گرفته بنابراین اونایی از برنامه من نتیجه میگیرن که اماده تغییر باشن به همین دلیل میگم من اموزش هام برای همه نیست و فقط مختص کسانیه که برای خودشون وقت و امنرزی میزارن و اشتیاق دارن و توانایی اش رو دارن و امادگی تغییر رو دارن و چون خودشون امادگی تغییر رو دارن میان و با برنامه های ما تغییر میکنن و نتیجه اش رو هم مییگیرن یعنی خودشون خیلی کارها رو کردن ولی اون ضربه اخر روز هنوز نزدن و بعد میان تو برنامه ی ما و اون ضربه اخری رو میزنن و اتفاق رخ میده
و نتیج همه اش برمیگرده به اون امادگی
سوال بعدی
.سیر تکاملی پیشرفت خودت رو به ما بگو همون موقع که درامدت در یکسال 150 برابر شد
.خداروشکر که حداقل این دوستمون نوشته یک سال و نیم و بعضی ها نوشتن چطور شما درامدت در یک ماه 150برابر شد ؟
من وقتیکه ر.و باورهام کار کردم از همون شروع که داشتم و از همون کاری که داشتم من بارها و بارها گفتم که وقتیکه شما روی خودت کار میکنی اصلا نیازی نیست که چیزی رو تغییر بدی از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و بعد خود به خود هدایت میشی به مسیرهای بعدی نه اینکه مثلا بگی من بیزینس ام رو تغییر بدم تا درامدم چند برابر بشه و اگر باورهات رو واقعا تغییر بدب از همون مکان و نقطه ای که هستی با همون کار و استعداد و توانایی و ضعیت و درامدت تغییر میکنه و بعد یواش یواش موقعیت تغییر میکنه بنابراین دنبال تغییر شغل نباش برای درامد بیشتر یا دنبال تغییر کشور نباش و از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و من در بحث اموزش از همون جایی که بودم در بحث تند خوانی روی خودم شروع کردم به کار کردن و یک سری مسایل که با همسر سابق ام داشتم یعنی اونا به زور میخواستن این زندگی رو نگه دارم و اون مقاومت هایی که من داشتم باعث شد من انرزی و تمرکزم روی کار نباشه و نتونم درست رو باورهام کار کنم و به محض اینکه من اون مقاومت رو برداشتم و حق طلاق رو بهش دادم و گفتم من کاملا بی تفاوتم به هر اتفاقی که بخواد بیوفته و هر چیزی بشه مشکلی ندارم و بعد اومدم تمرکز کردم روی کارم و بعدبمب بمب بمب پشت سرهم از همون شب اول و اینکه خیلی جالب بود برام از همون شب اول این اتفاقات مالی من شروع شد یعنی به محض اینکه من گفتم خداحافظ من رفتم و هر جوری که میخوای تصمیم بگیر اصلا از فرداش اون همه من رو خودم کار کرده بودم چون پام رو ترمز بود ماشینه راه نمییرفت ولی پام رو که از روی ترمز برداشتم ماشین مث جت راه افتاد و اولش از دوره های تند خوانی حضوری در شهرستان ها بود و بعدش یواش یواش رفتیم تو تولید همون دورها ها به صورت سی دی و دی وی دی و بعدش ان لاین و هم همینجوری بهتر و بهتر شد
سوال بعدی
.راجب سرمایه گذاری هاتون میشه بیشتر توضیح بدید ؟همیشه گفتید ملک و سایر سرمایه گذاری ها ایسرمایه گذاری ها چی هستند ؟
.من یک سری ایده های خوب داشتم توی امریکا و تا یه حد زیادی هم پیش بردم و بعدش مسیرم عوض شده یعنی یه حسی بهم گفت این مسیری که هستی رو ادامه بده چون تمرکزم رو میبرد و خیلی هم ممکن از لحاظ مالی بهم جواب بده اما یه حسی به من گفت فقط تو همین حوزه بمون و این راهیه که تات خر عمر باید بری و بعدش با اینکه هزینه کرده بودم کات کردم و یه ادمی هستم وقتیکه الهامی بهم گفته میشه سریع انجامش میدم
سوال بعدی
.اگر با این اگاهی ها و تجربیاتی که الان داری برگردی به 15 سال پیش دقیقا چه کارهایی میکردی و روی کدوم باورها کار میکردی و چگونه و چقدر کار میکردی ؟
.یه چیزیم بگم که اتنصافا خیلی سخته که فکر کنم و به یاد بیارم اون موقع ها رو و بگم چکار میکردم ولی جوابی که الان میدونم اینه که بیشتر لذت میبردم و بیشتر مطمین بودم که خداوند به من میدهد و باعث میشد احساس بهتری داشته باشم و روی همین باورهایی که الان دارم کار میکنم کار میکردم و همون باورهای که 15سال پیش روشو کار میکردم هنوز دارم روشون کار میکنم مثلا باور =فراوانی . هر چقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوب تری .و همونا رو کار میکردم و هنوزم دارم اونا رو کار میکنم فقط تفاوتش اینه که خیالم راحت تره نسبت به نتیجه مثل ترامپ که تو حوزه های مختلف بهترینه و تو هر حوزه ای بره بهترین میشه یعنی وقتیکه نتیجه گرفته و میدونست که یک راهی بلده که به هدفش میرسونش به خاطر همینم اولین باری که اومد رییس جمهوری برنده شد و همه رو شکست داد و با ابنکه هیچ سابقه خاصی نداشت و قانون جهان رو بلد بود اومد و برنده شد مثل زیدان مثل ارنولد و فقط کافیه راه رو بلد باشی دیگه بازی برات اسون میشه و من اگر این انرزی رو برای هر کاری بزارم نتیجه میگیرم و مهم عشق تمرکز و انرزی و باوره و من اگر برگردم به 15سال پیش بیشتر لذت میبرم و هیچ شک و تردیدی نداشته باشم
.سوال بعد
.چه باوری باعث شده که اینقدر امیدوار باشید و بدون شک و تردید ادامه بئدید ؟
نتیجه باعث شده وقتیکه کار کردم و نتیجه گرفتم و احساسم خوب شد باعث انگیزه و امیدواری من شد و قبلا همیشه احساسم بد بود و وقتیکه احساسم خوب شد به این احساس ادادمه دادمن و داشت بهم خوش میگذشت و در دنیای دیگه ای بودم و من بده بد رو دیده بودم و اصلا یک لحظه هم دیگه فکر نکردم که برگردم به اون زندگی ….
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت مریم عزیز دلم و سلام تک تک اعضای خانواده قشنگم خانواده عباس منشی خدا را شاکرم که باز تونستم یک فایل زیبا ببینم و تونستم باورها و ایمانم رو قویتر کنم و هدایت بشم
و اینجا یک رد پا از خودم بزارم
همیشه تو بچگی سوالم این بود چرا بعضی از افراد پولدارن چرا بعضی از افراد خوش شانسند چرا بعضی از افراد مثل فلان دوستم و فلانی و فلانی از اول تو زندگیشون خوشی و سلامتی بوده
بعدها که با فایلهای شما آشنا شدم فهمیدم که
خوب بودن شرایط به نگاه افراد بستگی داره به نگاه فرد به باور فرد گر همیشه راضی باشیم همه چیز بهتر و بهتر میشود به قول معروف شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
یادمه اولین باری که با واژه شکرگزاری توی 17 سالگی میخواستم آشنا بشم یعنی هدایت شدم که آشنا بشم داشتم با معلمم صحبت میکردم دیگه شرایط داشتم داشت کلافم میکرد دیگه به خودکشی و هزار تا تضاد دیگه که اینجا نمیخوام راجع بهش زیاد حرف بزنم فکر میکردم فقط تا همین جا بگم که معلمم یک جمله گفت که زندگی من رو نجات داد یعنی روی زندگی من تاثیر بسیار زیادی گذاشت ایشون که معلم ریاضیم بودن گفتن خدا همه چیزو درست میکنه خانم رستگار شما نمیخواد نگران باشی انقدر غصه نخور یادمه اون موقع گفتم ههههه آقای فلانی دلت خوشهها شما سنگینتر از خودکار بلند نکردی تو زندگی داری این حرفو میزنی اون موقع یادمه که تو دلم همچین چیزی گفتم یعنی جراتشو نداشتم که جلوی معلمم بگم این همچین حرفیو فقط به معلمم گفتم آقای فلانی اگر خدا میخواست درست کنه وضع من وضع فائزه از بچگی این نبود مثل بقیه هم سن و سالهاش مثل بقیه بچههای تو کلاس فلان کارو فلان کارو میتونه انجام بده پس خود منو یادش رفته خدا منو دوست نداره از اولم یادش رفته بوده به خاطر این شرایط یادمه معلمم 25 بهمن ماه 1400 این حرفو به من زد گفت خانم فائزه به خدا گله کنی بدترهها بدتر اتفاقات خیلی بدتری پس در انتظارته همیشه شکرگزار خدا باش این قانون جهانه و من یادمه اون موقع از روی بیحوصلگی از فایلهایی که از فایلهای انگیزشی کنکور شنیده بودم حرفشو اجرا کردم یک دفتر کوچیک برداشتم و شکرگزاریهامو نوشتم خدایا شکرت که فلان چیز و فلان چیز و فلان چیز و فلان چیزو دارم و دفترو بستم و یادمه که همون روز به طرز عجیبی همه رفتارشون با من خوب شد از خواهرم گرفته تا پدرم تا همون معلمم که با من یکم رفتارش تند بود البته حقم داشت چون من خیلی لجباز بودم و فاز منفی میدادم همش و فکر میکردم شرایط من درست نمیشه و بعدها که تو این موضوع جدیتر شدم تو فایلهای اینستاگرام صحبتهای استاد عرشیانفر که یکی از شاگردان استاد عباس منش هستند رو دیدم به صورت کوتاه هدایت شدند هدایت شدند هدایت شدم تا به این سایت رسیدم مدتی طول کشید تا به فایلهایی که توی سایت گوش بدم آهسته و پیوسته هدایت شدم آهسته و پیوسته هدایت شدم به زندگی دلخواه که از بچگی آرزوش داشتم الان جوری شده که به از خودم بارها و بارها میپرسم اگر من ماشین زمان داشته باشم سفر کنم به همون زمانی که خدا رو قبول نداشتم سفر کنم به همون زمانی که کلافه طور بودم به نظر خودم به نظر خود فائزه قبلیم فائزه قبل فائزه الانو باور میکنه و ه لجبازیها و کفر گویاش و شرک ورزیاش یا ناامید بودنهاشم باز ادامه میده یا زودتر هدایت میشه نمیدونم همیشه یک سری راضین یک سری ناراضی از وقتی که یادمه از وقتی که کلاس اول بودن یک سریا میگفتن فلان رئیس جمهور بیاد خوب میشه 8 سال توی خانواده ما همین بحث بود که نه اگه فلانی میومد خیلی خوب میشد و جالب اینجا بود د سال بعدش همون نفری که اونها دلشون میخواست رای آورد اما باز هم اونا را ناراضی بودند اما الانم که باز کسی که دلشون میخواست نیومد باز هم ناراضی بودند یعنی همیشه همه ناراضیاند همیشه به شیوه دلخواهشون نیست بعد اسمش رو گذاشتن اگر زندگی به شیوه دلخواه باشه پس اون دنیا چی پس بهشت چی پس جهنم چی مردم ما فکر میکنند که هرچی تو این دنیا زجر بیشتری بکشی تو اون دنیا بهشت در انتظارته اما من با حرفهای استاد عباس منش این موضوع بهم ثابت شده که نه این اشتباهه هر چقدر تو این دنیا لذت ببری توی دنیای دیگه هم بهشت در انتظارته و این زندگی رو فوق العاده برام لذت بخش کرده .
ما باید بدونیم که کنترل ذهن توانایی کنترل ذهن دست خودمونه اگر بخواهیم ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم دانستههای خودمون رو تبدیل کنیم به عمل زندگی خودمون رو نجات دادیم اگر من فائزه بدونم که اخبار رسانه و غیبت کردن و شرکت کردن تو یک بحث منو از هدفم دور میکنه تو یک بحثی که هیچ سودی نداره مثل یک بحث سیاسی یا مثل یک غیبت یا مثل یک دعوا یا مثل قمار من را از هدفم دور میکنه این ورودی رو کنترل میکنم و بهش نه میگم و من فائزه اگر بدونم موفقیت بیشتری در انتظارمه به شرط اینکه روی ذهنم بیشتر کار کنم مثل نفس کشیدن روی ذهنم کار کنم و تا آخر عمر روی ذهنم کار کنم مثل استاد عباس منش به خوشبختی میرسم در همه جنبههای زندگیم سرمایهگذاری میکنم روی کنترل افکارم
افکار ماست که زندگی ما را رقم میزنه
و باید وی قوانین جهان سرمایهگذاری کنیم و قوانین جهان رو به اون عمل کنیم
سرمایهگذاری کردن روی افکار یا کار کردن روی ذهن باید هر روز و هر ثانیه و هر ساعت مثل نفس کشیدن باشد یعنی مثل نفس کشیدن واجبه برای کسی که میخواد به سمت موفقیت بره تا آخر عمر
ما هستیم که زندگی خودمون رو خلق میکنیم ما هستیم که سرمایهگذاری باید بکنیم روی باور و افکارمون
واقعا من بعضی اوقات وقتی تو جمع خانوادگی میشینم خندم میگیره از آدمهایی که قدرتو دادن به دولت به دلار به هزاران چیز دیگه به جز خدا ه جز موفقیت و اعتبار خودشون و میدونم تهش جز سیاهی و تباهی هیچی نیست و شکست بیشتره
استاد ممنونم بابت این فایل ممنونم بابت این فایل که باور منو قویتر کرد ممنونم بابت راهاندازی این سایت که همه ما رو دور هم جمع کردیم که از افکار خوبمون با هم حرف بزنیم و از نتیجههای خوبمون و از حس خوبمون با هم حرف بزنیم و جهان جای قشنگتری برای ما کردید بستگی به ما داره که جهان رو بهش ببینیم یا جهنم شما با این سایت جهان رو برای ما مثل یک بهشت کردید واقعاً از شما ممنونم و خدا رو سپاس میگم که تونستم توی این سایت باشم و اینجا کامنت بزارم امیدوارم یک روز از نزدیک ببینمتون به امید دیدار
جواب استاد در مورد اینکه چه عاملی سبب شد که مسیر رو ادامه بدن و ناامید نشوند،گرفتن و دیدن نتایج و در واقع نتیجه اصلی که داشتن احساس خوب و آرامش هست، من رو به این فکر رسوند که تقریبا اکثر بچه ها بعد دیدن یا شنیدن چه فایلهای دانلودی و چه محصولات جمله ای که عنوان میکنن اینه که احساس آرامش بدست آوردن و دلشون آرومتر شده.
تمام تلاشهای ما آدمها برای رسیدن به ثروت توی تمام ابعادش ،اینه که به آرامش و حس خوب برسیم و اولین نتیحه ای هم که میگیریم بعد دیدن یا شنیدن فایلها و در واقع عمل کردن به قوانین و در مسیر درست قرار گرفتن، همین حس آرامش هست در واقع نتیجه آخر رو همین اول بدست میاریم
در مورد خودم بیشتر وقتهای زندگیم احساس خوب رو دارم ولی توی شرایطی که این حس رو از خودم دور میکنم قدرش رو میدونم و از دست دادن این حس خوب رو به خاطر رسیدن با فشار و حساسیت بالا برای عواملی که در واقع عاملهای بعد رسیدن به حس خوب هستن بوجود میارم.به نظرم تمرکز لیزری و آگاهانه برای ادامه این حس خوب الانم از هرچیزی که الان دارم و هستم، با توجه آگاهانه به هر طریقی که میتونم مثل حرف زدن یا نوشتن یا هر شکل دیگه ای، میتونه تمام غیر ممکنها رو برام بوجود بیاره .برای من اینجوری نگاه کردن خیلی دنیام رو عوض کرده و با وجود ثابت بودن یه سری چیزها یا آدمها ،حس و حالم به اونها و نگاهم به اونها رو بهتر و جدیدتر کرده.
چقدر این حرف برام آشناس که وقتی دست از مقاومت برمی داری و اجازه می دی که تغییر اتفاق بی افته چه نتایج فوق العاده ای رخ می ده من چیزی که راجب خودم متوجه شدم اینه که من چقدر زود به شرایط عادت می کردم و نمی خواستم که اصلا تغییرشون بدم و از تغییر دوری می کردم من آدمی بودم که حتی از تغییر چیز های کوچیک مثل اتاقم یا حتی گوشی ام هم دوری می کردم اما وقتی که دیگه از شرایط خسته شدم و دیگه نخواستم تحمل کنم از خدا یک راه چاره درخواست کردم و چقدر شیرین و زیبا من رو هدایت کردم باور های کوچیک,طرز فکر های جدید و دیدی نو به جهان اطراف ام از چپ و راست به من هدایت می شد هر کدوم از اون ها هر روز که می گذشت و برای من تکرار می شد بیشتر من رو آماده می کرد و باور ها و طرز فکر قدیمی جاش رو با یک دید جدید و باور های نو عوض می کردم به وضوح شخصیت من تغییر کرد و به همون میزان اطراف من و رفتار ادم ها با من هم تغییر می کرد شرایط ام تغییر کرد احساساتم تغییر کرد یک تحول بزرگ شکل گرفت درونم همه اینها زمانی اتفاق افتاد که من به خودم اجازه تغییر دادم و دست از مقاومت برداشتم و تغییر رو با تمام وجود خواستم این شد که از یک ادم که حتی حاضر نبود در کوچک ترین مسائل اش تغییری ایجاد کنه یا از یک روش جدید استفاده کنه به ادمی تبدیل شدم که مدام به دنبال تغییر مثبت و پیشرفت خودشه و دقیقا نتایج و تغییر ها از همون لحظه ای شروع شد که من از خدا خواستم تغییر رو و از همون روز هر روز برای من یک پیشرفت جدید بوده هر روز من آگاهی هایی رو دریافت می کردم که یک قدم من رو بالا تر می برد چیز های خیلی کوچیک و قدم های آروم.اما تصمیمی که اون لحظه گرفتم از قبل من آماده اش شده بودم و تکامل خودم رو طی کرده بودم ذهن من با تجربه ها و صحبت ها و طرز فکر های زیبا و قدرت مند کننده بمباران شده بود و ذهن من آماده تغییر شده بود.به همین دلیل تونستم بصورت پایدار و مستمر ادامه بدم و هر روز خودم رو قوی تر کنم.
خدا رو شاکرم که باز ونستم به وسوسههای شیطان غلبه کنم و به جای کارهای بیهوده یا روزمره که منو از هدفم دور میکرد دوباره بتونم یک فایل ببینم و اینجا یک رد پا از خودم بگذارم واقعا خدا رو سپاس میگم بابت این موضوع
نکته بسیار اساسی و مهم که استاد توی 95 درصد فایلاشون: اتفاقات رو فکار ما رقم میزنه یا تمام اتفاقات زندگیمون رو بدون استثنا با توجه به افکار و باورهای ما رقم میخوره
حالا افکار یا باورمون چه جوری به وجود میاد، با توجه به ورودیهای ذهن باید به صورت پیوسته روی ذهن خود کار کنیم که اتفاقات بزرگی رخ میده وقتی اتفاقات بزرگی رخ میده که ما روی ذهنمون به صورت پیوسته کار کنیم تمرین کنیم
اگر روی ذهن خودمون به صورت مدام کار کنیم اول اتفاقات کوچیکی برامون رخ میده و اگر به صورت مداوم به صورت طولانی مدت روی افکارمون کار کنیم اتفاقات بزرگ برامون رخ میده
باید به صورت دائم روی ذهن خودمون کار کنیم باید همیشه تمرین کنیم مثل یک ورزش مثل یک فردی که باشگاه میره مثل یک فرد ورزشکار یا مثل یک فوتبالیست یا مثل یک زبان آموز یا معلم زبان
افکار ماسک زندگی ما رو رقم میزنه افکار ما از کجا به وجود میاد ز ورودیهای ذهن ما
وقتی آگاهانه روی افکار خودمون کار کنیم هدایت میشیم به راههای بهتر ایدههای بهتر زندگی راحتتر برای زندگی و روابط بهتر انگار در تمام جنبههای زندگی ثروتمند میشی ثروتمند شدن فقط ثروت مالی نیست ثروتمند شدن یعنی خوشبختی کامل از تمام جنبههای زندگی
با اطمینان درباره خواستههای خودمون صحبت کنیم و خودمون رو لایق اون خواستهها بدونیم و این ری میکنه که ما به اهدافمون نزدیکتر بشیم برای رخ دادن نتیجههای خوب باید یک روندی رو طی کنیم تا نتایج بزرگ بیاد اگر ما در مدار درست باشیم هیچ وقت زندگی خودمون را از دست نمیدیم هیچ وقت شکست نمیخوریم و اگر هم شکست خوردیم باید در بدترین شرایط ذهن خودمون رو به بهترین نحو ممکن کنترل کنیم اگر این کار را انجام بدیم راه موفقیت از قبل هم برای ما هموارتر و آسونتر میشه
وقتی روی ذهن خودمون به صورت بنیادی کار کنیم پایدار میشه
کار کردن روی ذهن و عضویت در سایت مهم نیست تمرین و تکرار مهمه فقط اینکه فایلها را دانلود کنیم و یک نگاه رو گذرا بهش بندازیم تاثیر زیادی نداره اما وقتی روش کار کنیم بنویسیم بخونیم و اینجا یک رد پا از خودمون بزاریم و تجربیات کسانی که در این موضوع یعنی همین دوستان که در سایت هستند رو بخونیم باورهای ما قویتر میشه و موفقتر میشیم به قول استاد کامنتهای دوستان خیلی با ارزشانگار یک ترازو رو باید برداریم و یک طرف تمام کتابهای موفقیت دنیا و یک طرف دیگه تمام کامنت این دوستان رو در سایت بزاریم کامنتها ارزش و وزنشون از لحاظ اطلاعات بیشتره
وقتی روی ذهن خودمون کار کنیم و تکامل خود رو طی کنیم به نسبت از همان غل یا موقعیتی که داریم یا فرصتی که درش هستیم میتونیم اتفاقات خوبی رو ببینیم و درآمد بالایی داشته باشیم وقتی روی ذهن خودمون کار کنیم نیازی نیست تغییر خاصی بکنیم تغییرات خود به خود انجام میشه خود به خود شروع میشه
هدایت میشیم به مسیرهای بهتر هموارتر اگر باورهای خودمون رو تغییر بدیم ا همون موقعیت همون خانواده همون کشور همون کاری که داریم میتونیم زندگیمون رو به بهترین نحو ممکن مدیریت کنیم
استاد ممنونم بابت این فایل این فایل خیلی باورهای خوبی برای من ساخت خیلی خوشحالم معلمی مثل شما دارم و خدا رو هر روز از این بابت سپاسگزارم
و آسمان را با قدرتى وصف ناپذیر بنا کردیم، و ما گسترش دهنده ایم.
وزمین را گسترانیدیم، پس چه نیکو گسترش دهنده ایم.
و از هر چیز دو زوج آفریدیم، باشد که یاد کنید و پند گیرید.
بهترین سرمایه گذاری:
اکثر مردم برای اینکه زندگی بهتری داشته باشند و بتونند خوشبختی، سلامتی و تناسب اندام، ثروت و پول بیشتر بدست بیارند ، در زمینه های مختلفی سرمایه گذاری می کنند ، مثلا ورزشکار روی بدن خودش سرمایه گذاری میکنه ، فروشندگان سعی می کنند تکنیک های فروش را یاد بگیرن و روی این گزینه سرمایهگذاری می کنند ، و این افراد فقط با کلی تلاش و زحمت می تونند فقط یک جنبه را ارتقا بدند.
اما اگه قانون را بلد باشیم می تونیم در همه زمینهها موفق بشیم و زندگی ما در تمام ابعاد در رشد و پیشرفت باشه اما آن قانون چیه ؟
من خودم با افکارم و کانون توجه ام قادر هستم تمام خواسته هایم خلق کنم و بهش برسم.
استاد توی دوره کشف قوانین زندگی میگه اگر شما همین جمله طلایی را بلد باشید بقیه عمرتان را برید صفا کنید .
من از طریق کنترل ورودهای ذهن ، می تونم باور های خوبی در ذهن بسازم و جهان طبق قانون به من ثابت می کنه همین باور درست هست و تمام اتفاقات و شرایط را جهان هستی برام پیش می آره که منطبق باشه به باورهای من، پس وقتی من باور فراوانی را در ذهن بسازم و تکرار کنم و استمرار داشته باشم باور شکل می گیره و بعد شکل فکر کردن من عوض میشه، رفتار من عوض میشه اصلا عجلهای ندارم ، چون می دونم خداوند مهربان وهدایتگر مرا در بهترین زمان و بهترین مکان هدایت می کنه و الهامات پول ساز به من خواهد رسید .
نکته ، کنترل ذهن، مثل ورزش بدنسازی نیاز به تکرار و استمرار داره و باید تکامل رعایت بشه هر روز و همیشه باید تمرین کنیم ، توجه خودمان از ناخواسته ها برداریم و بذاریم روی مسائلی که ما را به احساس خوب می رسونه. توجه به زیبایی ها و نکات مثبت در اولویت زندگی ما باشه .
در این صورت آرام آرام با عمل به ایده های الهامی زندگی ما در تمام ابعاد عالی خواهد شد.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. خداراسپاسگذارم که به منو کل،خانواده ام وفرشته الهیم نعمت زندگی سالم وسرتاپاعشق راهدیه داد.
هیچ اتفاقی ونتیجه ی خوب وناخوب یک شبه محصولش برداشت نمیشود.
کامنت گام اول گفتم: که عزیزدلم باحاج دادشش قرارتفریح گذاشتن برای رفتن به کوههای زیبای زشک ودیدن معجزه ی الهی جوشیدن آب سردِتگرگی از، دلِ، زمین.به نام نِهِل
دیروز، منوعزیزدلم ازشهرراهی روستاشدیم.
حاج دادشش تماس گرفت: که من نون تازه وخیاروگوجه وپنیربرای صبحانه تهیه کردم والان قصابی هستم گوشت گرفتم بیاین روستاخانه ی ما، تا راه بیفتیم.
پرسیدم خانمت حاضره؟
گفت: نه پاهاش دردمیکنه دیروز بردمش دکترنمیتونه بیاد!!!!!!!!
تمام انگشتانی که درجهان هستی ازآدم وحواتااولادآخرشون هست رو، روی عزیزدلم میگذاشتند!!!!!!
وقضاوت !قضاوت! قضاوت !!!!!!!
گفتههای: ناخوب خداازدلم خبرداردنمیدانم به شماچه جوربگم که درکم کنی!!!!!؟؟؟؟
حالا ادامه ی ماجرا رومیگم : خب منوعزیزدلم خیلی بچه بودیم واون زمان ناآگاه که چی عرض کنم!!!؟؟؟؟
خدمت تون بگم نادان!!!
نافهم ،ناشکر،مشرک ،کافر، همه چی به تمام معنابودیم!!!!!
حالا هردوتاشون برادرشوهروخانمش، چنان منومثل یک توپ آماده ی پرتاپ شلیککردن خمپاره میکردن که روی پشت بام هرآن لحظه شماری میکردم که فقط این نامردناکس ازراه برسه!!!!!!
خدایاتوکه شاهدماجرابودی به محض اینکه ازاون دوردستهامیدیدم عزیزدلم میاد.
نفرت داشتم،ضعف منومیگرفت .
هم میلرزیدم، هم میترسیدم، هم دلم پربودوآماده شلیک فحشها وناسزاگفتن هابودم.
وقتی که نزدیکتر میشد،من صدام رو از بالای پشت بام بلندمیکردم.
همسایه ها شون ازدرودیوارسرک میکشیدند!!!!!!
وعزیزدلم ازهمون پائین به سمت من سنگ پرتاب میکردوناسزامیگفت!!!!!
استاد:عزیزدلم که واردخانه میشد.
بازهمین زن وشوهرجلوی عزیزدلم میگفتن: ای بابا توزنی بایدتوخونه بنشینی مواظب بچه هات باشی!!!!!!!!!
این مَردِاین جَوُنِ نمیتونه که پابه پای تو وبچه هات بشینه یک روزجمعه بیکاره بایدبرای خودش باشه!!!!!!!!!
وای خدای من چی شدازوقتی که این رفته در قهوه خونه پس چی میگفتین این زنوشوهر!!!؟؟؟؟؟
بهش(یعنی به شوهرش)بگین اینقدردوستاشوبه خانه باغ نبره دیگه آسی شدم دست وپاندارم بشورم بسابم مریضم!!!!!
بعدعزیزدلم گفت: داداش من کوچکترازاونی هستم که شمارونصیحت کنم!!!!!!
ببین رفیق بامن چکارکرد!!!!؟؟؟؟
گفتم: تا کسی دلش نخوادهرچی بگی تغیرنمیکنه!!!!
بایدخودش دست ردبه سینه ودرخواست دوستاش بزنه!!!!!
ولی گفتم: ببین آقای فلانی دوست توهمسرتواولادتوس.
وَ ، وَ، وَ، وَ، تاخیلی گفتیم!!!!
ولی بازهم اول وآخرحرف استاد.
خدادرقرآن فرمودسرگذشت هیچ قومی تغیرنمیکندتاخودآن قوم تغیرنکند.
وحالافهم ودرک میکنم اگه اونهامثلایک سال یاکمتریابیشتربه حساب خودشون زن و شوهر خیلی خیلی زرنگ بودند.
که با افکارورفتارمنفی شون، منفیهارو وارد زندگی مامیکردن!!!!!!
ولی الان بیش از25سال هست یک جرعه آب خوش ازگلویش پائین نرفته!!!!
باغ وخونه باغ دارن به اسم خانمش ماشینش به اسم خانمش مشهدخانه 2طبقه دارندروستاخانه ی 2طبقه دارند2تاپسرش ودوتادخترشون ازدواج کردن ولی یک تریلیاردم بگوآرامش اطرافشون پیدانمیشود.
بنده خودم وپسرم ازدواج کرده3تای دیگرشون مجردن وتوی بهشتی که زندگی میکنیم آرزوی یک لحظه تجربه ی زندگی مارودارن!!!!
که همشون میگن چقدراین پدرومادرخوش شانس هستندکه 4تاپسرمودب دارن!!!!؟؟؟؟
وازاول حسرت زندگی منوداشتن تاآخرهم حسرت به دل هستند.
دختربزرگش دوتابچه ی اولش دختربوده خانواده ی شوهرش خیلی بهش بی احترامی میکردن تایک پسرآورده 4سالشه ولی دخترجاریم میکه به خدادیوانه شدم ازوجودوحضوراین پسر!!!!!!!!
به قول جاری خانمم باهمسرش میگفتن:به خداهرکس آروزوی پسرکنه واقعا (؟!!!)هستند اصلا بچهها مایه ی دردسرن چه دخترچه پسر.
من گفتم: نه! بچه ها هدیه هاونعمتهای الهی به ماهستند.
جاریم گفت :بذارازدواج کنن بعدمیفهمی!!!!!
باخودم گفتم :ماهمیشه درمشیت الهی سرسفره ی خان وکرم خداهستیم.
وامروزرفتم براش هدیه تولدیک یخدان خریدم برای سرکارش شربت ویخ بذارم اینقدرازاین سوپرایزخوشحال شده مثل بچه ها که صبح میخوادبره سرکاریخدان جدیدداره چون یک کلمن داشتیم خب پسرم هم لازم داشت .
به نام خدای هدایتگر
ادامه سفر من به مدار بالاتر
خدایاشکرت بابت این آگاهی ها
من فهمیدم که افکار منه که داره رقم میزنن نتایج رو و باید آکاهانه یه سری باورها رودر خودم ایجاد کنم
خب اینکه ورودی ها باید چقدر کنترل بشن حواسم به همه چی باشه باید یک روند رو طی کنم تا نتایج رخ بدن قرار نیست با یه کلمه زندگی من تغییر کنه
من باید کوچکترین نتایج رو تحسین کنم و حواسم باشه و تنها دلیلی که نتایج بزرگ هنوز رخ نداده فقط خودمم و اینکه باوراتو باید قوی تر کنم
وکر نه قانون صد در صد جواب میده
من تمام وقت خودمو بمباران میکنم با این آموزه ها
خیلی خیلی فرکانسم رو باید خوب نگه دارم و در مسیر درست بمونم
و اتفاقات خوب رو رقم بزنم
درست بسازم در ذهنم تا نتایج رو رقم بزنن تا به راحتی کمنیارم و ضعیف نشم وقتی درست ساخته بشه با تداوم و ادامه دار و باورام بنیادین ساخته بشه و نشانه اش نتایج پایداره
باید سال های سال آگاهانه حواسم باشه در زندگیم تا اینکه نتایجم به صورت محسوس بیان تو زندگیم
ولی خب نتایج همواره میان این منم که باید ببینم
نتایج تصاعدی میان اگه من تکاملی برم جلو و حواسم باشه به ورودی هام
این نکته خیلی مهم دقیقا بذمنم ثابت شده .اصلن مهم نیست چقدر عضو شدیم واقعا خیلی مهمه تایمی که با عشق و تعهد و باور و شوق میزارم روی خودم و روی سایت و تمرین و تمرین و تمرین
خیلی مهمه اینکه تمرکزی روی خودم کار کنم
ای خدای من استاد حدی که شما روی خودتون کار کردید منم میخوام اینجوری وی باورام کار کنم .چقدر این جمله منو تموم داد
فقط با خیال راحت میرم جلو چون میدونم چیزی که من بلدم جواب میده همیشه .ای خدا این چقدر دل ادمو قرص میکنه .استاد تونستن و خیلی های دیگه خیلی از دوستان داخل سایت با عمل به قانون به نتیجه رسیدن
راهشو بلدن و باور قوی که دارند جواب میده برای هر راهی
خدایا شکرت
من باید خیالم راحت باشه که نتیجه میده و لذت ببرم از مسیرم و احساسمو عالی نگه دارم و تو بهشت نگه دارم خودمو و خیلی سریع برسم به نتایج دلخواهم
میگم سریع منظورم اینه که از همون لحظه که من حال دلم خوبه دیگه نتایج برای من شروع شده هستند چون خیالم راحته و من اینو میخوام این حس اعتماده همه چیزه به نظرم
خدایا شکرت بابت این دنیای زیبایی که با نگاه های جدید ساختم
خدایا شکرت که داری نشونم میدی الخیر فی ما وقع رودر هر کاری
خدایا شکرت من رو در مسیر و مدار آرامش قرار میدیدهر لحظه شکر خداجونم
به نام خداوند مهربانم
باور اینکه نتایج پایدار حاصل یک روند تکاملی هستند، برای من مثل یک نفس عمیق در میان اضطرابها بود. قبلاً وقتی نتیجه نمیدیدم، سریع میرفتم توی ذهن منفیباف و احساس شکست میکردم. ولی الان میفهمم که ندیدن نتیجه، نشونه شکست نیست؛ بلکه بخشی از روند ساختنِ اون شخصیت قویایه که قراره بتونه اون نتایج رو نگه داره.
منطقهایی که از این فایل گرفتم و مثل ستونهای ذهنم بهشون تکیه میکنم ایناست:
اگر سقوط یکشبه نیست، پس بینتیجه موندنِ موقتی هم دلیل نرسیدن نیست. این یعنی: همین حالا که ظاهراً چیزی ندیدم، دارم مسیر رو میسازم، نه اینکه دارم بیراهه میرم.
استمرار در یادآوری قانون، مهمتر از هر تکنیکیه. من سعی میکنم هر روز، حتی با یه جمله ساده، قانون رو به ذهنم یادآوری کنم. این باعث میشه ذهنم کمتر بلغزه سمت عادتهای قبلی.
تعهد یعنی: همون مقدار درکی که دارم رو عمل کنم، نه اینکه منتظر درک بیشتر بمونم. یعنی حتی وقتی حس میکنم “کاش بهتر میفهمیدم”، همون چیزایی که فهمیدم رو توی عملکردم بیارم.
آگاهی از قانون، مثل یاد گرفتن شناست. اولش سرده، ترس داره، ولی با تمرین، بدن عادت میکنه. پس من هم سعی میکنم به ذهنم فرصت بدم تا عادت کنه به این مدل جدید فکر کردن و تصمیم گرفتن.
وقتی پیشرفتی نمیبینم، به خودم یادآوری میکنم که:
من الان دارم اون آدمی میشم که ظرفیت نگه داشتن نتایج بزرگ رو داره. شاید هنوز نتیجه نیومده، اما من دارم همونی میشم که میتونه اون نتیجه رو تحمل کنه.
و این خودش برای من انگیزهای میشه که ادامه بدم، چون باور دارم دستاوردهای پایدار فقط سهم کساییه که خودشون هم پایدارن.
این فایل برام یه نقطهی عطف بود برای اینکه بدونم: “اگر امروز دارم درست فکر و عمل میکنم، حتی بدون نشونههای بیرونی، حتماً دارم به مقصد نزدیک میشم.”
یا حق
سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیز
نکته ی اول . افکار ما داره شرایط ما رو رقم می زند افکار
چطور به وجود میاد از ورودی ها به وجود میاد ما باید
آگاهانه ورودی ها رو کنترل کنیم و روی باورها مون کار
کنیم وقتی روی خودمون کار میکنیم اول نتایج کوچک
اتفاق میافتد بعد هر چقدر این روند کارکردن روی
خودمون رو ادامه بدیم اتفاقات بزرگ تر و بهتر میوفته
مثلاً استاد میگفت وقتی اینو درک کردم که افکار داره
اتفاقات رو رقم میزند شروع کردم به کار کردن روی خودم
و این اتفاقات کوچک افتاد به دوستی فکر میکردم همون
لحظه بهم زنگ میزد یک غذای رو دوست داشتم بخورم
میومد خونه میدیدم اون غذا رو درست کردند کارهام
خیلی راحت انجام میشود بر خلاف گذشته، دیگه مریض
نمیشدم ، ماشینم خراب نمیشد ، اون موقع که با تاکسی
کار میکردم مشتری بیشتر گیرم می آمد نکته ی دوم.
هیچ وقت افراد موفق مثل بیل گیتس و زیدان یک
دفعه همه چیز سون رو از دست نمی دهند چون اونا یک
روند درست رو به مدت طولانی طی کردند یک باورهای
توی ذهن شون خیلی خوب ساختند که باعث شده
اینجای که الان هستند باشند و این نتایج بزرگ رو بگیرند
یک مدت زمان طولانی روی باورها شون کار کردند و این
نتایج بزرگ به دست آوردند به این راحتی به قبل بر نمی
گردند ممکنه اتفاقاتی بیفته که بالا و پایین بشوند
اما از بالا به پایین نمی یفتند اگر تکامل شون رو خوب
طی نکردند و خیلی زود به یکسری موفقیت ها رسیدند
خیلی زود هم از بالا مییفتند پایین نکته ی سوم .
از همین شغلی که داریم و از همون نقطه ی که هستیم
اگر روی باورهامون کار کنیم زندگی ما شروع به
تغییر کردن میشه نیازی نیست کشور مون
رو عوض کنیم یا شغل مون رو عوض کنیم تا مثلاً
درآمد ما بیشر بشه فقط باید رو باورها کار کنیم
تا زندگی ما کم کم عوض میشه و شرایط و اتفاقات خوبی
میفته یک نکته ی دیگه باورها شرایط و اتفاقات رو برای
ما رقم میزند تا به خواسته هامون برسیم
بنام خدای مهربان
سلام و عرض ادب
.باز هم اومدم ذهن استاد عباسمنش رو بخونم تا ببینم چه باورهایی تو سرش بود که به این همه نتیجه رسید و معتقدم این پروزه مهاجرت به مدار بالاتر همون گفتگوهای ذهنیه استاد عباسمنشه که اونو به اینجا رسونده
.دوست عزیزی از استاد پرسیدن که ثروت 1 رو 2سال پیش تهیه کرده و خیلی هم روی خودش کار کرده اما الان میخواد تصور ذهنی استاد رو از قوانین بدونه ؟و خودش هم همون رو توی ذهنش تصور کنه (دقیقا چیزی که من خیلی بهش فکر کردم )تصویر ذهنی که از قوانین توی ذهن استاد عباسمنش هست چیه ؟چطور فکر میکنه ؟چطور باور میکنه ؟
.استاد عباسمنش =تصویرررر ذهنی از قوانین =من از این جنس سوالات زیاد ازم شده
.من وقتیکه اولین بار فیلم راز رو دیدم اصلا انگار یه چیزایی رو شنیدم که از قبل میدونستم و فقط یکی باید میومد و اینها رو بهم میگفت و جالب ترین چیزی که شنیدم این بود که اتفاقات رو داریم خودمون رقم میزنیم
.و من حامد میرچناری خدا میدونه چقدر خوشحال شدم وقتیکه اولین بار شنیدم که اتفاقات رو خودم دارم رقم میزنم و دیگه نیازی نیست به کسی التماس کنم چون من همیشه معتقد بودم من اگه خودمو پاره هم بکنم اخرش یکی میاد و همه چیز رو خراب میکنه یا نمیزاره موفق بشم یعنی همیشه میگفتم بالخره یکی هست که کار رو خراب کنه و همه چیز 100در100دست من نیست و شنیدن این جمله امروز دوباره به من ارامش بی نهایتی داد که هیچکس نمیتونه چه در جهت خیر و چه در جهت شر در سرنوشت من تاثیری داشته باشه و همه چیز خودمم و افکارم
.استاد عباسمنش میگه وقتیکه من اینو درک کردم دیگه شروع کردم به کار کردن روی خودم و قتیکه روی خودم کار کردم اول اتفاقات کوچیک برام افتاد مطمین شدم که قضیه همینه (من حامد میرچناری با این قانون برای خودم و خانواده ماشین و خانه ها و بیزینس ها ایجاد کرده ام و باید بپذیرم که قانون همینه و چشمهام رو ببندم رو بیرون و اگر اتفاقات خیلی خیلی بزرگ تو زندگیم نیوفتا ده به خاطره اینه که من هنوز خوبه خوب روی خودم کار نکردم و باید شروع کنم به کار کردن و ادامه دادن و اصلا ناامید نشم مثل استاد عباسمنش
.من ننتایج بی نظیری دارم و باید این نتایج رو ببینم و ادامه بدم
.وقتی چیزای کوچیک رخ داد من فهمیدم که قضیه همینه و اصلا دیگه شک نکردم و ادامه دادم و اگر تا به الان اتفاقات خیلی بزرگ نیوفتاده من باید بیشتر روی خودم کار کنم مثل این میمونه که مثلا به شما یه روشی رو یاد میدن که ضربه ایستگاهی بزنی توی فوتبال بعد شما چند بار تمرین میکنی و این روش جدید که به شما گفتن خیلی تغییر ایجاد کرده تو نحوه ی ضربه زدن شما و قبلا خیلی تو در و دیوار میزدی و الان بهتر شده ولی هنوز اون چیزی که میخوای نشده و فقط میفهمی که بهتر شده و همین که میفهمی یکم بهتر شده اینقدر ادامه میدی و تمرین میکنی که توپ ات گل بشه و شکی نداری که این روش درسته و به خودت میگی من بیشتر باید تمرین کنم که توپه گل بشه و برای منم همینجوری بوده و تصویره خاصی نبوده که بگم یه تصویر خاصی از قوانین داشتم و من فهمیدم که=
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکار من از طریق ورودی هام بوجود میاد
. افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
و من باید ورودی هام رو کنترل کنم و اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم
ومن باید اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم
ومن باید ورودی ها رو منترل کنم و اگاهانه یک سری ورودی ها را در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم به ایده ها و شرایط و این دیگه چیزی بود که همون اوایل بهش رسیدم
.استاد میگه من با اطمینان در مورد خواسته هام صحبت میکردم چون قوانین رو میدونستم
.سوال بعدی
.من توی ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف مشکل دارم و توی فضای مجازی مشکلی ندارم اما حضوری و رو در رو نمیتونم ارتباط برقرار کنم و روم نمیشه چیزی بگم و این موضوع برام مشکل بزرگی شده و روی چه باوری من باید کار کنم ؟
.استاد میگه که ایشون باید روی عزت نفس اش کار کنه و روی مواردی که در دوره عزت نفس گفته شده و در واقع به علت باورهایی که ما در گذشته داشتیم که مثلا اگر مرد باشی زشته که با یک خانم صحبت کنی و اگر زن باشی زشته با یک اقا صحبت کنی و اون اعتماد به نفسی که از ما گرفته شده باعث شده خیلی احساس بی ارزشی کنیم و احساس کنیم اونا اصلا ما رو ادم حساب نمیکنن و من یه ادم معمولی هستم و اون ماشین داره و….و همینا باعث شده که ما نتونیم خودمون باور کنیم و همه اینها رو کامل در دوره عزت نفس استاد توضیح دادن و با یک جمله چیزی حل نمیشه و روند و پروسه نتایج رو به وجود میاره
.سوال بعدی
اگر استاد عباسمنش تمام ثروت و شهرت اش رو از دست بده و تبدیل بشه به یک ادم عادی چقدر زمان میبره که دوباره به این ثروت و شهرت برسه ؟
.اولا که من همین الانم یه ادم عادی هستم و اصلا یک ادم عجیب و غریب نیستم و کلا من به هیچ عنوان علاقه ندارم که شما فکر کنید پروردگار یه لطف خاصی به من داشته یا یه ویزگی خاصی دارم یا یه عامل خاصی درون من هست که باعث این نتایج شده و به هیچ عنوان اینطور نیست ومنی که خودم رو از نزدیک میشناسم اینو به شما میگم ومن یک ادم کاملا عادی هستم با همون ترس ها و نگرانی ها و کفر و شرک و با تمام خصلت هایی که همه ادمها دارن فقط و فقط از یه زمانی سعی کردم رو باورهام کار کنم و این روند رو ادامه بدم و بنابراین به هیچ عنوان اینجوری نیست که مثلا بگم که به یک دلیل خاصی از همه بالاترم و اگر تمام دارای ام رو از دست بدم هیچی نمیشه و اصلا دیگه از یک مسیر دیگه ای میرم بنظرم یعنی اگر اگاهی های امروزم رو داشته باشم خدا میدونه چه مسیری رو برم ولی اینو میدونم که هیچ اتفاق بدی نمیوفته و کلی ماجراجویی ها میکنم توی چیزای دیگه یعنی من که رسیدم و تجربه اش کردم و اگر همه ایینها رو از دست بدم نه اینکه فکر نمیکنم همه چیزم از دست دادم بلکه با جسارت بیشترر به یک سری ماجراجویی ادامه میدم هر چند که وقتیکه در مدار درست باسشی هیچوقت این اتفاق نمیوفته که همه چیزت رو از دست بدی به این دلیل که یک سری چیزها رو درست توی ذهنم ساختم که این اتفاقات افتا ده و این درست ساخته شده ها به این راحتی خراب نمیشه و وقتیکه شما نتیجه ای بگیری به این راحتی برنمیگردی به قبل یعنی مثل کسی که 20سال ورزش کرده و اگر الان کم کار کنه یا اصلا رو خودش کار نکنه به این زودی همه چیز نابود نمیشه و وقتیکه یه ادمی رو خودش کار کرده و نتایج بزرگی گرفته باشه یهووی همه چیز ازدست نمیده ولی اگر تکامل طی نکرده به یه جایی رسیده باشه چرا امکانش هست که یک شبه همه چیز از دست بده ولی کسی مثل علی دایی یهویی از اون بالا پایین نمیوفته
.من اگر روی خودم خوب کار کنم و باورهایی به صورت بنیادین ایجاد کنم و نتایج پایدار بگیرم به این راحتی یک شبه چیزی رو از دست نمیدی
.من اگر خدا شاهده همین الان همه ی انچه که دارم رو از دست بدم هیچ اتفاقی نمیوفته و اگر در همین مسیر بخوام بیام خیلی کمتر طول میکشه
سوال بعدی
.چرا بعضی از افراد با مطالعه چند جمله متحول میشن و زندگیشون تغییر میکنه و بعضی برای اینکه تغییر کنن باید سال ها روی خودشون کار کنن ؟
.چرا بعضی ها صحبت های شما را به راحتی باور میکنن و بعضی خیلی باید تلاش کنن تا باور کنن
.چرا بعضی ها سریع تسلیم میشن و بعضی سالها مبارزه میکنن ؟
.چرا بعضی ها به راحتی همه چیز به خدا میسپارن و بعضی ها نگران و مردد هستند
.چرا بعضی ها به راحتی ذهنشان را کنترل میکنند و بعضی بعد از سالها هنوز از کنترل افکارشان ناتوانند ؟؟؟؟؟؟
.من اصلا فکر نمیکنم کسی بایک جمله متحول بشه مگر اینکه مثلا یه نفر یه میخی رو داره توی یک دیوار بتنی میکوبه و 50تا ضربه زده و این میخ تو نرفته و تو ضربه 51 این میخ میره داخل دیوار و یه نفر تو ضربه 51 این ضربه رو میبینه و فکر میکنه با اولین ضربه واردش کرد و معجزه کرده و …حالا در صورتیکه هیچکس اینجوری نیست که با یک جمله متحول بشه و مگر اینکه اون اتفاقات قبلا توی ذهنش افتاده باشن ولی شما اون لحظه ی اخر رو دیده باشی یعنی اون همه اتفاقات قبلی رو ندیدی و فقط میوه رو دیده باشی
.من یه مثالی بزنم
.یه داستانی هست از یک زندانی محکوم به اعدام و مادر این زندانی خیلی به شاه التماس میکنه که اعدامش نکنید پسرم رو و هر کاری بگید انجام میدم و شاه هم برای اینکه یه چیزی پرونده باشه که از شرش کم بشه بهش میگه اگر نتونستی تو یک گاو بزرگ رو از این 400تا پله تا کاخ من بالا بیاری من پسرت رو اعدام نمیکنم و پیر زن هم میگه یکسال بهت وقت میدم .و یکسال بعد این پیرزن یه مسیر پیدا میکنه مث کاخ پادشاه و یک گوساله تازه به دنیا اومده رو هر روز میزاره روی دوشش و هر روز اون مسیر رو میبره بالا و میاره پایین و این گوساله هر ر.وز بزرگتر میشه و تا اینکه این گوساله به مدت یکسال که بزرگ میشه عضله های این پیرزن هم رشد میکنن و اینکار براش راحت تر میشه و یکساله دیگه که این گوساله یک گاو شده میاد و به راحتی اونو از پله ها میبره بالاو پسرش هم ازاد میشه و اگر یک نفر اون صحنه اخر رو دیده باشه دیوانه میشه و باور نمیکنه و میگه چطور یه همچین ادمی تونست اینکارو بکنه بنابراین حتی حر بن ریاحی یهو به حسین رجوع نکرد و از قبل ایمان در وجودش بوده و درونش پاک بوده و اونا داشته کار خودش رو میکرده و در یک لحظه تصمسیم گرفته بنابراین اونایی از برنامه من نتیجه میگیرن که اماده تغییر باشن به همین دلیل میگم من اموزش هام برای همه نیست و فقط مختص کسانیه که برای خودشون وقت و امنرزی میزارن و اشتیاق دارن و توانایی اش رو دارن و امادگی تغییر رو دارن و چون خودشون امادگی تغییر رو دارن میان و با برنامه های ما تغییر میکنن و نتیجه اش رو هم مییگیرن یعنی خودشون خیلی کارها رو کردن ولی اون ضربه اخر روز هنوز نزدن و بعد میان تو برنامه ی ما و اون ضربه اخری رو میزنن و اتفاق رخ میده
و نتیج همه اش برمیگرده به اون امادگی
سوال بعدی
.سیر تکاملی پیشرفت خودت رو به ما بگو همون موقع که درامدت در یکسال 150 برابر شد
.خداروشکر که حداقل این دوستمون نوشته یک سال و نیم و بعضی ها نوشتن چطور شما درامدت در یک ماه 150برابر شد ؟
من وقتیکه ر.و باورهام کار کردم از همون شروع که داشتم و از همون کاری که داشتم من بارها و بارها گفتم که وقتیکه شما روی خودت کار میکنی اصلا نیازی نیست که چیزی رو تغییر بدی از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و بعد خود به خود هدایت میشی به مسیرهای بعدی نه اینکه مثلا بگی من بیزینس ام رو تغییر بدم تا درامدم چند برابر بشه و اگر باورهات رو واقعا تغییر بدب از همون مکان و نقطه ای که هستی با همون کار و استعداد و توانایی و ضعیت و درامدت تغییر میکنه و بعد یواش یواش موقعیت تغییر میکنه بنابراین دنبال تغییر شغل نباش برای درامد بیشتر یا دنبال تغییر کشور نباش و از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و من در بحث اموزش از همون جایی که بودم در بحث تند خوانی روی خودم شروع کردم به کار کردن و یک سری مسایل که با همسر سابق ام داشتم یعنی اونا به زور میخواستن این زندگی رو نگه دارم و اون مقاومت هایی که من داشتم باعث شد من انرزی و تمرکزم روی کار نباشه و نتونم درست رو باورهام کار کنم و به محض اینکه من اون مقاومت رو برداشتم و حق طلاق رو بهش دادم و گفتم من کاملا بی تفاوتم به هر اتفاقی که بخواد بیوفته و هر چیزی بشه مشکلی ندارم و بعد اومدم تمرکز کردم روی کارم و بعدبمب بمب بمب پشت سرهم از همون شب اول و اینکه خیلی جالب بود برام از همون شب اول این اتفاقات مالی من شروع شد یعنی به محض اینکه من گفتم خداحافظ من رفتم و هر جوری که میخوای تصمیم بگیر اصلا از فرداش اون همه من رو خودم کار کرده بودم چون پام رو ترمز بود ماشینه راه نمییرفت ولی پام رو که از روی ترمز برداشتم ماشین مث جت راه افتاد و اولش از دوره های تند خوانی حضوری در شهرستان ها بود و بعدش یواش یواش رفتیم تو تولید همون دورها ها به صورت سی دی و دی وی دی و بعدش ان لاین و هم همینجوری بهتر و بهتر شد
سوال بعدی
.راجب سرمایه گذاری هاتون میشه بیشتر توضیح بدید ؟همیشه گفتید ملک و سایر سرمایه گذاری ها ایسرمایه گذاری ها چی هستند ؟
.من یک سری ایده های خوب داشتم توی امریکا و تا یه حد زیادی هم پیش بردم و بعدش مسیرم عوض شده یعنی یه حسی بهم گفت این مسیری که هستی رو ادامه بده چون تمرکزم رو میبرد و خیلی هم ممکن از لحاظ مالی بهم جواب بده اما یه حسی به من گفت فقط تو همین حوزه بمون و این راهیه که تات خر عمر باید بری و بعدش با اینکه هزینه کرده بودم کات کردم و یه ادمی هستم وقتیکه الهامی بهم گفته میشه سریع انجامش میدم
سوال بعدی
.اگر با این اگاهی ها و تجربیاتی که الان داری برگردی به 15 سال پیش دقیقا چه کارهایی میکردی و روی کدوم باورها کار میکردی و چگونه و چقدر کار میکردی ؟
.یه چیزیم بگم که اتنصافا خیلی سخته که فکر کنم و به یاد بیارم اون موقع ها رو و بگم چکار میکردم ولی جوابی که الان میدونم اینه که بیشتر لذت میبردم و بیشتر مطمین بودم که خداوند به من میدهد و باعث میشد احساس بهتری داشته باشم و روی همین باورهایی که الان دارم کار میکنم کار میکردم و همون باورهای که 15سال پیش روشو کار میکردم هنوز دارم روشون کار میکنم مثلا باور =فراوانی . هر چقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوب تری .و همونا رو کار میکردم و هنوزم دارم اونا رو کار میکنم فقط تفاوتش اینه که خیالم راحت تره نسبت به نتیجه مثل ترامپ که تو حوزه های مختلف بهترینه و تو هر حوزه ای بره بهترین میشه یعنی وقتیکه نتیجه گرفته و میدونست که یک راهی بلده که به هدفش میرسونش به خاطر همینم اولین باری که اومد رییس جمهوری برنده شد و همه رو شکست داد و با ابنکه هیچ سابقه خاصی نداشت و قانون جهان رو بلد بود اومد و برنده شد مثل زیدان مثل ارنولد و فقط کافیه راه رو بلد باشی دیگه بازی برات اسون میشه و من اگر این انرزی رو برای هر کاری بزارم نتیجه میگیرم و مهم عشق تمرکز و انرزی و باوره و من اگر برگردم به 15سال پیش بیشتر لذت میبرم و هیچ شک و تردیدی نداشته باشم
.سوال بعد
.چه باوری باعث شده که اینقدر امیدوار باشید و بدون شک و تردید ادامه بئدید ؟
نتیجه باعث شده وقتیکه کار کردم و نتیجه گرفتم و احساسم خوب شد باعث انگیزه و امیدواری من شد و قبلا همیشه احساسم بد بود و وقتیکه احساسم خوب شد به این احساس ادادمه دادمن و داشت بهم خوش میگذشت و در دنیای دیگه ای بودم و من بده بد رو دیده بودم و اصلا یک لحظه هم دیگه فکر نکردم که برگردم به اون زندگی ….
به نام خالق زیباییها
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت مریم عزیز دلم و سلام تک تک اعضای خانواده قشنگم خانواده عباس منشی خدا را شاکرم که باز تونستم یک فایل زیبا ببینم و تونستم باورها و ایمانم رو قویتر کنم و هدایت بشم
و اینجا یک رد پا از خودم بزارم
همیشه تو بچگی سوالم این بود چرا بعضی از افراد پولدارن چرا بعضی از افراد خوش شانسند چرا بعضی از افراد مثل فلان دوستم و فلانی و فلانی از اول تو زندگیشون خوشی و سلامتی بوده
بعدها که با فایلهای شما آشنا شدم فهمیدم که
خوب بودن شرایط به نگاه افراد بستگی داره به نگاه فرد به باور فرد گر همیشه راضی باشیم همه چیز بهتر و بهتر میشود به قول معروف شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
یادمه اولین باری که با واژه شکرگزاری توی 17 سالگی میخواستم آشنا بشم یعنی هدایت شدم که آشنا بشم داشتم با معلمم صحبت میکردم دیگه شرایط داشتم داشت کلافم میکرد دیگه به خودکشی و هزار تا تضاد دیگه که اینجا نمیخوام راجع بهش زیاد حرف بزنم فکر میکردم فقط تا همین جا بگم که معلمم یک جمله گفت که زندگی من رو نجات داد یعنی روی زندگی من تاثیر بسیار زیادی گذاشت ایشون که معلم ریاضیم بودن گفتن خدا همه چیزو درست میکنه خانم رستگار شما نمیخواد نگران باشی انقدر غصه نخور یادمه اون موقع گفتم ههههه آقای فلانی دلت خوشهها شما سنگینتر از خودکار بلند نکردی تو زندگی داری این حرفو میزنی اون موقع یادمه که تو دلم همچین چیزی گفتم یعنی جراتشو نداشتم که جلوی معلمم بگم این همچین حرفیو فقط به معلمم گفتم آقای فلانی اگر خدا میخواست درست کنه وضع من وضع فائزه از بچگی این نبود مثل بقیه هم سن و سالهاش مثل بقیه بچههای تو کلاس فلان کارو فلان کارو میتونه انجام بده پس خود منو یادش رفته خدا منو دوست نداره از اولم یادش رفته بوده به خاطر این شرایط یادمه معلمم 25 بهمن ماه 1400 این حرفو به من زد گفت خانم فائزه به خدا گله کنی بدترهها بدتر اتفاقات خیلی بدتری پس در انتظارته همیشه شکرگزار خدا باش این قانون جهانه و من یادمه اون موقع از روی بیحوصلگی از فایلهایی که از فایلهای انگیزشی کنکور شنیده بودم حرفشو اجرا کردم یک دفتر کوچیک برداشتم و شکرگزاریهامو نوشتم خدایا شکرت که فلان چیز و فلان چیز و فلان چیز و فلان چیزو دارم و دفترو بستم و یادمه که همون روز به طرز عجیبی همه رفتارشون با من خوب شد از خواهرم گرفته تا پدرم تا همون معلمم که با من یکم رفتارش تند بود البته حقم داشت چون من خیلی لجباز بودم و فاز منفی میدادم همش و فکر میکردم شرایط من درست نمیشه و بعدها که تو این موضوع جدیتر شدم تو فایلهای اینستاگرام صحبتهای استاد عرشیانفر که یکی از شاگردان استاد عباس منش هستند رو دیدم به صورت کوتاه هدایت شدند هدایت شدند هدایت شدم تا به این سایت رسیدم مدتی طول کشید تا به فایلهایی که توی سایت گوش بدم آهسته و پیوسته هدایت شدم آهسته و پیوسته هدایت شدم به زندگی دلخواه که از بچگی آرزوش داشتم الان جوری شده که به از خودم بارها و بارها میپرسم اگر من ماشین زمان داشته باشم سفر کنم به همون زمانی که خدا رو قبول نداشتم سفر کنم به همون زمانی که کلافه طور بودم به نظر خودم به نظر خود فائزه قبلیم فائزه قبل فائزه الانو باور میکنه و ه لجبازیها و کفر گویاش و شرک ورزیاش یا ناامید بودنهاشم باز ادامه میده یا زودتر هدایت میشه نمیدونم همیشه یک سری راضین یک سری ناراضی از وقتی که یادمه از وقتی که کلاس اول بودن یک سریا میگفتن فلان رئیس جمهور بیاد خوب میشه 8 سال توی خانواده ما همین بحث بود که نه اگه فلانی میومد خیلی خوب میشد و جالب اینجا بود د سال بعدش همون نفری که اونها دلشون میخواست رای آورد اما باز هم اونا را ناراضی بودند اما الانم که باز کسی که دلشون میخواست نیومد باز هم ناراضی بودند یعنی همیشه همه ناراضیاند همیشه به شیوه دلخواهشون نیست بعد اسمش رو گذاشتن اگر زندگی به شیوه دلخواه باشه پس اون دنیا چی پس بهشت چی پس جهنم چی مردم ما فکر میکنند که هرچی تو این دنیا زجر بیشتری بکشی تو اون دنیا بهشت در انتظارته اما من با حرفهای استاد عباس منش این موضوع بهم ثابت شده که نه این اشتباهه هر چقدر تو این دنیا لذت ببری توی دنیای دیگه هم بهشت در انتظارته و این زندگی رو فوق العاده برام لذت بخش کرده .
ما باید بدونیم که کنترل ذهن توانایی کنترل ذهن دست خودمونه اگر بخواهیم ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم دانستههای خودمون رو تبدیل کنیم به عمل زندگی خودمون رو نجات دادیم اگر من فائزه بدونم که اخبار رسانه و غیبت کردن و شرکت کردن تو یک بحث منو از هدفم دور میکنه تو یک بحثی که هیچ سودی نداره مثل یک بحث سیاسی یا مثل یک غیبت یا مثل یک دعوا یا مثل قمار من را از هدفم دور میکنه این ورودی رو کنترل میکنم و بهش نه میگم و من فائزه اگر بدونم موفقیت بیشتری در انتظارمه به شرط اینکه روی ذهنم بیشتر کار کنم مثل نفس کشیدن روی ذهنم کار کنم و تا آخر عمر روی ذهنم کار کنم مثل استاد عباس منش به خوشبختی میرسم در همه جنبههای زندگیم سرمایهگذاری میکنم روی کنترل افکارم
افکار ماست که زندگی ما را رقم میزنه
و باید وی قوانین جهان سرمایهگذاری کنیم و قوانین جهان رو به اون عمل کنیم
سرمایهگذاری کردن روی افکار یا کار کردن روی ذهن باید هر روز و هر ثانیه و هر ساعت مثل نفس کشیدن باشد یعنی مثل نفس کشیدن واجبه برای کسی که میخواد به سمت موفقیت بره تا آخر عمر
ما هستیم که زندگی خودمون رو خلق میکنیم ما هستیم که سرمایهگذاری باید بکنیم روی باور و افکارمون
واقعا من بعضی اوقات وقتی تو جمع خانوادگی میشینم خندم میگیره از آدمهایی که قدرتو دادن به دولت به دلار به هزاران چیز دیگه به جز خدا ه جز موفقیت و اعتبار خودشون و میدونم تهش جز سیاهی و تباهی هیچی نیست و شکست بیشتره
استاد ممنونم بابت این فایل ممنونم بابت این فایل که باور منو قویتر کرد ممنونم بابت راهاندازی این سایت که همه ما رو دور هم جمع کردیم که از افکار خوبمون با هم حرف بزنیم و از نتیجههای خوبمون و از حس خوبمون با هم حرف بزنیم و جهان جای قشنگتری برای ما کردید بستگی به ما داره که جهان رو بهش ببینیم یا جهنم شما با این سایت جهان رو برای ما مثل یک بهشت کردید واقعاً از شما ممنونم و خدا رو سپاس میگم که تونستم توی این سایت باشم و اینجا کامنت بزارم امیدوارم یک روز از نزدیک ببینمتون به امید دیدار
سلام
وقت همگی به خوشی
جواب استاد در مورد اینکه چه عاملی سبب شد که مسیر رو ادامه بدن و ناامید نشوند،گرفتن و دیدن نتایج و در واقع نتیجه اصلی که داشتن احساس خوب و آرامش هست، من رو به این فکر رسوند که تقریبا اکثر بچه ها بعد دیدن یا شنیدن چه فایلهای دانلودی و چه محصولات جمله ای که عنوان میکنن اینه که احساس آرامش بدست آوردن و دلشون آرومتر شده.
تمام تلاشهای ما آدمها برای رسیدن به ثروت توی تمام ابعادش ،اینه که به آرامش و حس خوب برسیم و اولین نتیحه ای هم که میگیریم بعد دیدن یا شنیدن فایلها و در واقع عمل کردن به قوانین و در مسیر درست قرار گرفتن، همین حس آرامش هست در واقع نتیجه آخر رو همین اول بدست میاریم
در مورد خودم بیشتر وقتهای زندگیم احساس خوب رو دارم ولی توی شرایطی که این حس رو از خودم دور میکنم قدرش رو میدونم و از دست دادن این حس خوب رو به خاطر رسیدن با فشار و حساسیت بالا برای عواملی که در واقع عاملهای بعد رسیدن به حس خوب هستن بوجود میارم.به نظرم تمرکز لیزری و آگاهانه برای ادامه این حس خوب الانم از هرچیزی که الان دارم و هستم، با توجه آگاهانه به هر طریقی که میتونم مثل حرف زدن یا نوشتن یا هر شکل دیگه ای، میتونه تمام غیر ممکنها رو برام بوجود بیاره .برای من اینجوری نگاه کردن خیلی دنیام رو عوض کرده و با وجود ثابت بودن یه سری چیزها یا آدمها ،حس و حالم به اونها و نگاهم به اونها رو بهتر و جدیدتر کرده.
ممنون بابت این سایت فوق العاده
گام دوم مهاجرت به مدار بالاتر
سلام به استاد و مریم شایسته و دوستان عزیز
چقدر این حرف برام آشناس که وقتی دست از مقاومت برمی داری و اجازه می دی که تغییر اتفاق بی افته چه نتایج فوق العاده ای رخ می ده من چیزی که راجب خودم متوجه شدم اینه که من چقدر زود به شرایط عادت می کردم و نمی خواستم که اصلا تغییرشون بدم و از تغییر دوری می کردم من آدمی بودم که حتی از تغییر چیز های کوچیک مثل اتاقم یا حتی گوشی ام هم دوری می کردم اما وقتی که دیگه از شرایط خسته شدم و دیگه نخواستم تحمل کنم از خدا یک راه چاره درخواست کردم و چقدر شیرین و زیبا من رو هدایت کردم باور های کوچیک,طرز فکر های جدید و دیدی نو به جهان اطراف ام از چپ و راست به من هدایت می شد هر کدوم از اون ها هر روز که می گذشت و برای من تکرار می شد بیشتر من رو آماده می کرد و باور ها و طرز فکر قدیمی جاش رو با یک دید جدید و باور های نو عوض می کردم به وضوح شخصیت من تغییر کرد و به همون میزان اطراف من و رفتار ادم ها با من هم تغییر می کرد شرایط ام تغییر کرد احساساتم تغییر کرد یک تحول بزرگ شکل گرفت درونم همه اینها زمانی اتفاق افتاد که من به خودم اجازه تغییر دادم و دست از مقاومت برداشتم و تغییر رو با تمام وجود خواستم این شد که از یک ادم که حتی حاضر نبود در کوچک ترین مسائل اش تغییری ایجاد کنه یا از یک روش جدید استفاده کنه به ادمی تبدیل شدم که مدام به دنبال تغییر مثبت و پیشرفت خودشه و دقیقا نتایج و تغییر ها از همون لحظه ای شروع شد که من از خدا خواستم تغییر رو و از همون روز هر روز برای من یک پیشرفت جدید بوده هر روز من آگاهی هایی رو دریافت می کردم که یک قدم من رو بالا تر می برد چیز های خیلی کوچیک و قدم های آروم.اما تصمیمی که اون لحظه گرفتم از قبل من آماده اش شده بودم و تکامل خودم رو طی کرده بودم ذهن من با تجربه ها و صحبت ها و طرز فکر های زیبا و قدرت مند کننده بمباران شده بود و ذهن من آماده تغییر شده بود.به همین دلیل تونستم بصورت پایدار و مستمر ادامه بدم و هر روز خودم رو قوی تر کنم.
خدایا شکرت
شما رو به خدای بزرگ می سپارم
به نام خالق زیباییها
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت مریم جانم
سلام خدمت همه دوستان عزیزم در این سایت
خدا رو شاکرم که باز ونستم به وسوسههای شیطان غلبه کنم و به جای کارهای بیهوده یا روزمره که منو از هدفم دور میکرد دوباره بتونم یک فایل ببینم و اینجا یک رد پا از خودم بگذارم واقعا خدا رو سپاس میگم بابت این موضوع
نکته بسیار اساسی و مهم که استاد توی 95 درصد فایلاشون: اتفاقات رو فکار ما رقم میزنه یا تمام اتفاقات زندگیمون رو بدون استثنا با توجه به افکار و باورهای ما رقم میخوره
حالا افکار یا باورمون چه جوری به وجود میاد، با توجه به ورودیهای ذهن باید به صورت پیوسته روی ذهن خود کار کنیم که اتفاقات بزرگی رخ میده وقتی اتفاقات بزرگی رخ میده که ما روی ذهنمون به صورت پیوسته کار کنیم تمرین کنیم
اگر روی ذهن خودمون به صورت مدام کار کنیم اول اتفاقات کوچیکی برامون رخ میده و اگر به صورت مداوم به صورت طولانی مدت روی افکارمون کار کنیم اتفاقات بزرگ برامون رخ میده
باید به صورت دائم روی ذهن خودمون کار کنیم باید همیشه تمرین کنیم مثل یک ورزش مثل یک فردی که باشگاه میره مثل یک فرد ورزشکار یا مثل یک فوتبالیست یا مثل یک زبان آموز یا معلم زبان
افکار ماسک زندگی ما رو رقم میزنه افکار ما از کجا به وجود میاد ز ورودیهای ذهن ما
وقتی آگاهانه روی افکار خودمون کار کنیم هدایت میشیم به راههای بهتر ایدههای بهتر زندگی راحتتر برای زندگی و روابط بهتر انگار در تمام جنبههای زندگی ثروتمند میشی ثروتمند شدن فقط ثروت مالی نیست ثروتمند شدن یعنی خوشبختی کامل از تمام جنبههای زندگی
با اطمینان درباره خواستههای خودمون صحبت کنیم و خودمون رو لایق اون خواستهها بدونیم و این ری میکنه که ما به اهدافمون نزدیکتر بشیم برای رخ دادن نتیجههای خوب باید یک روندی رو طی کنیم تا نتایج بزرگ بیاد اگر ما در مدار درست باشیم هیچ وقت زندگی خودمون را از دست نمیدیم هیچ وقت شکست نمیخوریم و اگر هم شکست خوردیم باید در بدترین شرایط ذهن خودمون رو به بهترین نحو ممکن کنترل کنیم اگر این کار را انجام بدیم راه موفقیت از قبل هم برای ما هموارتر و آسونتر میشه
وقتی روی ذهن خودمون به صورت بنیادی کار کنیم پایدار میشه
کار کردن روی ذهن و عضویت در سایت مهم نیست تمرین و تکرار مهمه فقط اینکه فایلها را دانلود کنیم و یک نگاه رو گذرا بهش بندازیم تاثیر زیادی نداره اما وقتی روش کار کنیم بنویسیم بخونیم و اینجا یک رد پا از خودمون بزاریم و تجربیات کسانی که در این موضوع یعنی همین دوستان که در سایت هستند رو بخونیم باورهای ما قویتر میشه و موفقتر میشیم به قول استاد کامنتهای دوستان خیلی با ارزشانگار یک ترازو رو باید برداریم و یک طرف تمام کتابهای موفقیت دنیا و یک طرف دیگه تمام کامنت این دوستان رو در سایت بزاریم کامنتها ارزش و وزنشون از لحاظ اطلاعات بیشتره
وقتی روی ذهن خودمون کار کنیم و تکامل خود رو طی کنیم به نسبت از همان غل یا موقعیتی که داریم یا فرصتی که درش هستیم میتونیم اتفاقات خوبی رو ببینیم و درآمد بالایی داشته باشیم وقتی روی ذهن خودمون کار کنیم نیازی نیست تغییر خاصی بکنیم تغییرات خود به خود انجام میشه خود به خود شروع میشه
هدایت میشیم به مسیرهای بهتر هموارتر اگر باورهای خودمون رو تغییر بدیم ا همون موقعیت همون خانواده همون کشور همون کاری که داریم میتونیم زندگیمون رو به بهترین نحو ممکن مدیریت کنیم
استاد ممنونم بابت این فایل این فایل خیلی باورهای خوبی برای من ساخت خیلی خوشحالم معلمی مثل شما دارم و خدا رو هر روز از این بابت سپاسگزارم
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ (47)
وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ (48)
وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (49)
و آسمان را با قدرتى وصف ناپذیر بنا کردیم، و ما گسترش دهنده ایم.
وزمین را گسترانیدیم، پس چه نیکو گسترش دهنده ایم.
و از هر چیز دو زوج آفریدیم، باشد که یاد کنید و پند گیرید.
بهترین سرمایه گذاری:
اکثر مردم برای اینکه زندگی بهتری داشته باشند و بتونند خوشبختی، سلامتی و تناسب اندام، ثروت و پول بیشتر بدست بیارند ، در زمینه های مختلفی سرمایه گذاری می کنند ، مثلا ورزشکار روی بدن خودش سرمایه گذاری میکنه ، فروشندگان سعی می کنند تکنیک های فروش را یاد بگیرن و روی این گزینه سرمایهگذاری می کنند ، و این افراد فقط با کلی تلاش و زحمت می تونند فقط یک جنبه را ارتقا بدند.
اما اگه قانون را بلد باشیم می تونیم در همه زمینهها موفق بشیم و زندگی ما در تمام ابعاد در رشد و پیشرفت باشه اما آن قانون چیه ؟
من خودم با افکارم و کانون توجه ام قادر هستم تمام خواسته هایم خلق کنم و بهش برسم.
استاد توی دوره کشف قوانین زندگی میگه اگر شما همین جمله طلایی را بلد باشید بقیه عمرتان را برید صفا کنید .
من از طریق کنترل ورودهای ذهن ، می تونم باور های خوبی در ذهن بسازم و جهان طبق قانون به من ثابت می کنه همین باور درست هست و تمام اتفاقات و شرایط را جهان هستی برام پیش می آره که منطبق باشه به باورهای من، پس وقتی من باور فراوانی را در ذهن بسازم و تکرار کنم و استمرار داشته باشم باور شکل می گیره و بعد شکل فکر کردن من عوض میشه، رفتار من عوض میشه اصلا عجلهای ندارم ، چون می دونم خداوند مهربان وهدایتگر مرا در بهترین زمان و بهترین مکان هدایت می کنه و الهامات پول ساز به من خواهد رسید .
نکته ، کنترل ذهن، مثل ورزش بدنسازی نیاز به تکرار و استمرار داره و باید تکامل رعایت بشه هر روز و همیشه باید تمرین کنیم ، توجه خودمان از ناخواسته ها برداریم و بذاریم روی مسائلی که ما را به احساس خوب می رسونه. توجه به زیبایی ها و نکات مثبت در اولویت زندگی ما باشه .
در این صورت آرام آرام با عمل به ایده های الهامی زندگی ما در تمام ابعاد عالی خواهد شد.
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
2مین گام مهاجرت به مداربالا تر.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. خداراسپاسگذارم که به منو کل،خانواده ام وفرشته الهیم نعمت زندگی سالم وسرتاپاعشق راهدیه داد.
هیچ اتفاقی ونتیجه ی خوب وناخوب یک شبه محصولش برداشت نمیشود.
کامنت گام اول گفتم: که عزیزدلم باحاج دادشش قرارتفریح گذاشتن برای رفتن به کوههای زیبای زشک ودیدن معجزه ی الهی جوشیدن آب سردِتگرگی از، دلِ، زمین.به نام نِهِل
دیروز، منوعزیزدلم ازشهرراهی روستاشدیم.
حاج دادشش تماس گرفت: که من نون تازه وخیاروگوجه وپنیربرای صبحانه تهیه کردم والان قصابی هستم گوشت گرفتم بیاین روستاخانه ی ما، تا راه بیفتیم.
پرسیدم خانمت حاضره؟
گفت: نه پاهاش دردمیکنه دیروز بردمش دکترنمیتونه بیاد!!!!!!!!
گفتم :کاش میدونستم منم نمیومدم خودتون 2تابرادرمیرفتین.
رسیدیم خانه ی حاج داداش به جاری خانم
گفتم :حاضرشوبریم.
گفت: نمیدونم بیام یانه!!!!؟؟؟؟
پرسیدم :چرا؟؟؟؟
آخرش این بودکه شوهرش دیشب گفته شماکه پاهات درد میکنه نمیتونی بیای!!!؟؟؟
حاج خانم ناراحت بودن!!!
خب واقعامسیرپیاده روی بیش از 1ساعت بود.
حتی ازخانه تاآخرین جایی که ماشین ، روو، بود1ساعت بیشتربود.
بلاخره خدارو شکر نوه ی جاری خانم راه افتادکه کنارماشین بامادربزرگش بمونند تامابریم سرچشمه وبرگردیم.
وگرنه گفتم: بیابریم من جای شمامیمونم 2تابرادر ، برن سرچشمه.
خدای من ازکجاش براتون تعریف کنم!!!!!؟؟؟؟؟
یک ساعت ازکنار، رودخانه یاتوی رودخانه آبهای یخ که از آب شدن برفهاتشکیل شده بود پیاده روی میکردیم ومسیرمستقیم بودولی نوه حاج داداشش باماهم مسیرشد .
وآقا وخانم درمسیر، رود مشغول چیدن پونه بودن.
آنقدرتوی مسیرهم عزیزدلم وهم خودم بلند، بلند ازهویدای دل خدارافریادمیزدیم حال کردیم.
خدایا،بابت حضورت بااین همه زیبایی وپاکی آسمان آبی شکرت.
خدایابه تمام کوههای سرسبزکه همچون با، پارچه ی مخمل سبز روی کوهها رو پوشانده ای شکرت.
خدایابه زیبایی برفهایی که روی کوههابه نمایش گذاشته ای شکرت.
خدایابه تک، تکِ چشمه های جوشان که توی دیدمابودوازهرکدام جرعه ای آب مینوشیدم شکرت.
خدایابابت سنگ سُر که توی روخانه زیرپام آمدومرادر آغوش رودخانه پرت کرد شکرت،کلی خندیدیم.
خدایابه صدای طبیعت وهو،هوی بادِ زیباودلنشینت شکر.
خدایابه صدای زیبای پرندگان جورواجورت شکرت.
خدایابه صدای زیبای سنجاقکها که کل فضا راگرفته بودشکرت.
خدایابابتِ، این چوبدستی، که کمک حالم شدی درمسیرِ، رفت و برگشت به سلامتی مرامیزبان بودی شکرت.
خدایاالان که رسیدیم سرِچشمه ی نِهِل چی می بینم!!!!!؟؟؟؟؟؟
الهی چگونه وباچه زبانی توراشکربگویم.
اولاً:این توان رادروجودمنوعزیزدلم گذاشتی که مسیراین رودِ زیبا رابا آبهای یخ تجربه کنیم.
دوماً: چشمهای زیبایم بادیدالهی، چی میبیند!!؟؟؟
فقط خدامیداند،ازاین همه زیبایی وگریه شوق من.
فقط خدا،بادستان قدرتمندش دهانه ی، رودخانه راگشادترکرده ودامنه ی کوه رابا طاقه های سبززیبای مخمل همه جاراسبزپوش کرده.
چرا؟؟؟!!!
چون دختربابا،سوگلی خدا برای دیدن نشانه های ومعجزات الهی وشکرگذاری به دامنِ سبزِطبیعت تشریف آوردن.
این قسمت سبز پوش آنقدر نرم بودوزیراین مخمل سبزهمه آب بودوکفشت توی آب فرومیشد.
وبامعجزات الهی ازیک سمت آب ازکال میومدازیک طرف آب از، زمین میجوشید!¡!!!!
به قول خدابیامرزمادرم:العظمت ولله .
دوتاتخته سنگ صاف توی آب بودرفتم داخل آب زانوهایم را، روی تخته سنگهاگذاشتم خیس شدم ولی می ارزید.سرم راتوی چشمه گذاشتم.
به یادبچگی هام آب میخوردم ولذت میبردم.
وفوراً، ازآب بیرون آمدم ودستاموگذاشتم توی دستای عزیزدلم ازبس که سردبود.
وچندلحظه شکرگذاری وعکس وفیلم گرفتیم برگشتیم.
توی مسیربرگشت کوله پشتی که حامل لوازم چای بودرا باخودمون آورده بودیم وبه وسطای راه گذاشته بودیم .
ودرمسیربرگشت عزیزدلم آتشی آماده کردسریع کمک کردم قُل،قُلی هاروآب کردم وجای همه خانواده ی عباسمنشی پراز صفاوصمیمیت بود.
چای نوشجان کردیم وبه سمت ماشین راه افتادیم.
حدوا20دقیقه باماشین به سمت روستا آمدیم واتراق کردیم.
همگی باهم جاری عزیزم کنارِاجاق بودمنوعزیزدلم وحاج داداش هیزم آماده میکردیم.
من سریع چدن راباگوشتهای قلیه شده کنارِ، روخانه بردم شستشو دادم.
میوهاونوشابه روتوی آبِ رودخانه زیرسنگ گذاشتم دوباره قُل قُلی هارو آب کردم چایی آماده کردیم وکمی تنقلات نوشِ جان کردیم تاناهارخوشمزه(قرمه ی چدنی) روی آتش رابامدیریت جاری خانم وکمک بقیه آماده کردیم.
ونون هم داخل چدن اضافه کردیم.
وجاتون پرازمحبت الهی بودناهار نوشجان کردیم سریع لوازمهاروبه ماشین چیدیم وبه جاری خانم که چوب دستی، دسش بود.
گفتم: یک دست رو، روی شانه ی من بذار، وازبلندی بیاکنار، رودخانه بسلامتی به روستامون برگشیم.
وتوی مسیررفت وبرگشت چندتاخانم راسوارماشین کردیم چون ماشین مزدا2کابین بودجاداشتیم.
الهی شکرت ازاین همه لطف الهی که یکی از آرزوهاواهداف منوعزیزدلم این بودکه به قول من سرچشمه مقدس الهی نِهِل رو ، ببینیم.تمام نعمتهای الهی مقدس است.
زندگی.ماهم مقدس است.
خب، میگن جهان گرد است!!!!!!
درسته الان تعریف میکنم.
برگردیم حدوا30سال پیش که توی کامنتهای خیلی قبل براتون گفتم:که عزیزدلم کارآزادشاگردبود.
هرهفته جمعه هامیرفت روستاماکه نه مکانی به روستاداشتیم منظورپدرمادرم به مشهدبودندکه پدرم بهشتی شد ومادرم ساکن مشهدبود.
مادرشوهرم بهشتی شد وهمین حاج داداشِ عزیزدلم باخانمش، مادرخانمش روبه صیغه ی پدرشوهرم درآوردن!!!!!!!
پس عزیزدلم اگه مادرنداشت!!!!!
حالادیگه باازدواج مادرجاری عزیزدلم ازداشتن پدرهم محروم بود.
عزیزدلم هرازگاهی جمعه هابا3تابچه ی کوچک مارو، باچه بدبختی میاورد روستاخب از روی اجبارمیرفتیم خانه همین برادرش چون 2تابرادربیشترنیستند.
تامیرسیدیم خانه ی برادرش خودش سریع میرفت درقهوه خانه بادوستاشدورهمی باشن!!!!!
تاظهر.
خب بچه ها هم کوچک بودن بازی میکردن.
تاظهرکه عزیزدلم میومدخونه ،خدا به برادرشوهروجاری عزیزم عمربابرکت بده!!!!!!
چنان عزیزدلم رومقصرمیکردند!!!!!
جلوی من میگفتند:که اصلاشوهرت به فکرتووبچه هانیست!!!!والی آخر.
میگفتند:معلوم نیست به کدام شیره خانه(یعنی جای که مواداستفاده میکنند)است !!!!!
این شوهرتودَلّه س (یعنی خیلی ولگردِ)وَ، وَ ،وَ، وَ،
تابی نهایتهاهرچندکه خودشون انگشت داشتندبماند!!!!!!!!!!!!!!!!
تمام انگشتانی که درجهان هستی ازآدم وحواتااولادآخرشون هست رو، روی عزیزدلم میگذاشتند!!!!!!
وقضاوت !قضاوت! قضاوت !!!!!!!
گفتههای: ناخوب خداازدلم خبرداردنمیدانم به شماچه جوربگم که درکم کنی!!!!!؟؟؟؟
حالا ادامه ی ماجرا رومیگم : خب منوعزیزدلم خیلی بچه بودیم واون زمان ناآگاه که چی عرض کنم!!!؟؟؟؟
خدمت تون بگم نادان!!!
نافهم ،ناشکر،مشرک ،کافر، همه چی به تمام معنابودیم!!!!!
حالا هردوتاشون برادرشوهروخانمش، چنان منومثل یک توپ آماده ی پرتاپ شلیککردن خمپاره میکردن که روی پشت بام هرآن لحظه شماری میکردم که فقط این نامردناکس ازراه برسه!!!!!!
خدایاتوکه شاهدماجرابودی به محض اینکه ازاون دوردستهامیدیدم عزیزدلم میاد.
نفرت داشتم،ضعف منومیگرفت .
هم میلرزیدم، هم میترسیدم، هم دلم پربودوآماده شلیک فحشها وناسزاگفتن هابودم.
وقتی که نزدیکتر میشد،من صدام رو از بالای پشت بام بلندمیکردم.
همسایه ها شون ازدرودیوارسرک میکشیدند!!!!!!
وعزیزدلم ازهمون پائین به سمت من سنگ پرتاب میکردوناسزامیگفت!!!!!
استاد:عزیزدلم که واردخانه میشد.
بازهمین زن وشوهرجلوی عزیزدلم میگفتن: ای بابا توزنی بایدتوخونه بنشینی مواظب بچه هات باشی!!!!!!!!!
این مَردِاین جَوُنِ نمیتونه که پابه پای تو وبچه هات بشینه یک روزجمعه بیکاره بایدبرای خودش باشه!!!!!!!!!
وای خدای من چی شدازوقتی که این رفته در قهوه خونه پس چی میگفتین این زنوشوهر!!!؟؟؟؟؟
الان تکلیف چیست!!!!؟؟؟؟؟
مقصرواقعی کیه!!!!!!؟؟؟؟
منم یاعزیزدلم!!!!؟؟؟؟؟؟
خوب کتک میخوردم هردوزن وشوهریک لقمه نونی که جلوی مامیخواستن بذارن بامعجون کتک وگریه وفحش مخلوط میکردن وبخورونمیربازبعدازظهرجمعه بادلسردی ازعزیزدلم باقهربه خانه برمیگشتیم!!!!!
بازتاجمعه ی آینده بدرود دوستان.
بازهمون آش وهمن کاسه ی هفته ی قبل!!!!!!!
تااینکه یکم سرعقل اومدم وباهاشون به ندرت رفت و آمد داشتم.
ماجراهای اعمال زن وشوهر بعدازاین شروع شد!!!!!
حالاعقلم میکشه که بماکانویعملون به ماکسبت ایدیهم براشون مهیاشد.
تابه الان خدابه برادرشوهرم توفیق وقوت بده ظاهری سه مرتبه ازدواج مجددداشت وپنهان اگه داشته به گردن خودش!!!!!
وبعدخانمش به گردن ماانداخت که منوعزیزدلم شوهرش رو دامادکردیم!!!!!!!!
چون انگشت قضاوتش مدام روی دیگرانه.
خودش که خیلی خوبه ولی بقیه هیچی حالیشون نیست!!!!!!
وبه لطف الهی تمام اعمالی که داشتن به خودشون برگشت ازدرودیواربراشون میومد. والی آخر.
خوب برگردیم به دیروز که باحاج داداش وخانمش برای تفریح به زُشک رفتیم.
اولین جایی که چای درست کردیم.
دامادخاله ی جاری خانمم بادوستاشون ناخودآگاه به مابرخوردکردندبادوتاازدوستانشون!!!!!!
وای جاریه وبرادرشوهرم انگارسرتاپاتوی موادمذابشون گذاشته بودن!!!!!!
چرا؟؟؟؟
چون جاریم میگفت: هرکسی که هرجامیخوادبره به شوهرمن میگه ماشین و، وسیله برداربریم تفریح یابریم باغ تون!!!!
حالاببین همین دامادخالم ازدیروزبرنامه ریختن بادوستاشون بیان اینجاولی به شوهربی عقل من نگفتن!!!!!!!!!
استادهمین خانم تلاشهاکردکه زندگی منوباکارهای ناشایست وحرفهای ناشایست خودوشوهرش بین منوعزیزدلم رابه ناروشنی ببرد!!!!!!!
ماکه ناآگاه بودیم ولی کائنات که آگاهی کامل داشت.
وقانون بدون تغییرکارخودش روبه زیبایی وبدون عیب ونقص انجام داد.
حتی خدابه من 4تانعمت پسربخشیده بود.
میگفت: تاتودختردارنشی خدابه توخانه نمیده همیشه مستاجری!!!!!!
منم همون لحظه که به من اینجوری قلمبه انداخت!!!!!.
گفتم: خدایااگه به خاطردخترمیخوای به من خانه بدی که نمیخوام مگه پسرچه شه خانه نمیدی!!!!؟؟
هرچی توان وانرژی داشت خداپدرش روبیامرزه برای نابودی زندگی من بکاربردند بامادرش که نامادری عزیزدلم هست..
خدابیشترتوانشون بده آمین.
حالادیروز بعدازرفتن دامادخاله جانش به منوعزیزدلم میگه الان جلوی شمادارم میگم.
بهش(یعنی به شوهرش)بگین اینقدردوستاشوبه خانه باغ نبره دیگه آسی شدم دست وپاندارم بشورم بسابم مریضم!!!!!
بعدعزیزدلم گفت: داداش من کوچکترازاونی هستم که شمارونصیحت کنم!!!!!!
ببین رفیق بامن چکارکرد!!!!؟؟؟؟
گفتم: تا کسی دلش نخوادهرچی بگی تغیرنمیکنه!!!!
بایدخودش دست ردبه سینه ودرخواست دوستاش بزنه!!!!!
ولی گفتم: ببین آقای فلانی دوست توهمسرتواولادتوس.
وَ ، وَ، وَ، وَ، تاخیلی گفتیم!!!!
ولی بازهم اول وآخرحرف استاد.
خدادرقرآن فرمودسرگذشت هیچ قومی تغیرنمیکندتاخودآن قوم تغیرنکند.
وحالافهم ودرک میکنم اگه اونهامثلایک سال یاکمتریابیشتربه حساب خودشون زن و شوهر خیلی خیلی زرنگ بودند.
که با افکارورفتارمنفی شون، منفیهارو وارد زندگی مامیکردن!!!!!!
ولی الان بیش از25سال هست یک جرعه آب خوش ازگلویش پائین نرفته!!!!
باغ وخونه باغ دارن به اسم خانمش ماشینش به اسم خانمش مشهدخانه 2طبقه دارندروستاخانه ی 2طبقه دارند2تاپسرش ودوتادخترشون ازدواج کردن ولی یک تریلیاردم بگوآرامش اطرافشون پیدانمیشود.
بنده خودم وپسرم ازدواج کرده3تای دیگرشون مجردن وتوی بهشتی که زندگی میکنیم آرزوی یک لحظه تجربه ی زندگی مارودارن!!!!
که همشون میگن چقدراین پدرومادرخوش شانس هستندکه 4تاپسرمودب دارن!!!!؟؟؟؟
وازاول حسرت زندگی منوداشتن تاآخرهم حسرت به دل هستند.
دختربزرگش دوتابچه ی اولش دختربوده خانواده ی شوهرش خیلی بهش بی احترامی میکردن تایک پسرآورده 4سالشه ولی دخترجاریم میکه به خدادیوانه شدم ازوجودوحضوراین پسر!!!!!!!!
به قول جاری خانمم باهمسرش میگفتن:به خداهرکس آروزوی پسرکنه واقعا (؟!!!)هستند اصلا بچهها مایه ی دردسرن چه دخترچه پسر.
من گفتم: نه! بچه ها هدیه هاونعمتهای الهی به ماهستند.
جاریم گفت :بذارازدواج کنن بعدمیفهمی!!!!!
باخودم گفتم :ماهمیشه درمشیت الهی سرسفره ی خان وکرم خداهستیم.
تااولادخاتم وابدهامون.
وامروزچندتامتن تشکراول ازخدابعدازبرادرشوهرم وخانمش ونوه ش تشکرکردم ودعای خیربراشون کردم وگفتم :سایه ی شماروی سرمامستدام باشه انشاالله .
عاشقتونم استادبابت این فایل زیباتون من قبلا این فایلها روشنیدم والان یکجوری دیگه فهم میکنم انشاالله درعمل با نتیجه هام بایدنشون بدم.
وازگوشی هم خیلی اطلاع ندارم تاحافظش پرمیشه سریع فایلهاروپاک میکنم.
بازدوباره دانلودمیکنم.
الان هرفایل روچندبار پاک میکنم بازدوباره دانلودمیکنم!!
.واصلانمیگم: اینترنت اینجوره یااونجوره من بلدنیستم بچه ها مون اینترنت تهیه میکنند منوعزیزدلم استفاده میکنم.
خدایابابت عزیزدلم وبچه هام باهمسرواولادالهیشون سپاسگذارم.
20اردیبهشت تولدعزیزدلم بود.
وامروزرفتم براش هدیه تولدیک یخدان خریدم برای سرکارش شربت ویخ بذارم اینقدرازاین سوپرایزخوشحال شده مثل بچه ها که صبح میخوادبره سرکاریخدان جدیدداره چون یک کلمن داشتیم خب پسرم هم لازم داشت .
الان هردوتاشون راحتن.
میگه؛ خانم این یخدان از100پیراهن برام بهتره خیلی سپاسگذاری کردوچندبارمنودرآغوش کشیدوبوسه تشکروقدردانی میکردومیگفت.منو.سوپرایزعالی کردی.
الهی توراسپاسگذارم که این ایده روبه من دادی.
الهی سپاسگذارم که همین الان چک 190میلیون پسرم بابت انجام خریدوفروش آجرتوی حسابش نشست.
خدایاسپاسگذارم که الان پسرم سومم یک میلیون وپانصدهزارتومان به کارتم واریزکرد.
الهی شکرت هرچی دارم ازتودارم.
الهی دست پسرهام وعزیزدلم به خاک بخوره طلاواشرفی وجواهرشودانشاءالله.
عاشقتونم استادالان دیگه بعداز4سال کارکردن روی خودم زندگی به کامم هر روز شیرین وشیرین ترمیشه.
برای همه آرزوی سعادت وخوشبختی دارم یاحق.
ببخشیدچشمام بازنمیشه اگه کامنتم خواب آلوده ببخشیدخیلی خوابم میاد.
صبح بخیر.