مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 76


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سلماز مالکی مقدم گفته:
    مدت عضویت: 446 روز

    توسط مرا بسمت نشانه ام هدایت کن به اینجا اومدم حتی فایل رو هم گوش ندادم ولی عنوان برام کافی بود تا ذهن پراکنده من روی خودم متمرکز بشه با دنیای ذهن و باور و … غریبه نیستم اما همیشه رفیق نیمه راه بودم تا نزدیک به کشف گنج وجودیم برمیگشتم به نقطه اول .

    من در شرایط الان قرار دارم مسئولش خودمم

    و‌میدونم خودمم میتونم درست کنم

    اما همین جمله مسئولیت بزرگی برام داره

    حرفای زیاد دارم برا درد و دل با خودم

    اما من لازمه باز در 36 سالگی از صفر شروع کنم البته با هویت های جدید اضاف شده بهم

    من الان یک مادرم ‌

    و امشب ساعت 9 شب باشد برای ساخت من درون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      الهه بهروز گفته:
      مدت عضویت: 550 روز

      سلام عزیزم…

      کامنتت رو خوندم و یک حس بهم گفت برات کامنت بزارم و بگم …

      ناامید نباش هیچ وقت براش شروع دیر نیست…

      هر زمانکه شروع کنیم برای خودسازی انگار تازه متولد شدیم ….

      نباید فکر کنیم که شاید دیر باشه اینکه سن خودمون رو بهش فکر کنیم اشتباهه ون ما تازه از 25 سالگی تا 30 سالگی به هستی زندگیمون پی می‌بریم پی می‌بریم قبلش خام و نپخته همین که از این سن شروع کنیم و به پیروزی برسی یک برد محسوب می‌شه ه این فکر می‌کنم که خیلی‌ها تمام عمرشون رو از دست دادند و از دنیا رفتند ولی هیچی از این دنیا نفهمیدن و هیچ چیزی رو کسب نکردند و هیچ لذتی از زندگیشون نبردن ن همیشه خدا رو شکر می‌کنم که کمکم کرده و راه رو به من نشون داده…

      چیزی که من با خودم میگم اینکه حتی اگر مرگ من یک روز دیگر باشه همینکه امروز رو برای بهبودم تلاش کردم یعنی موفق شدم …

      با آرزوی بهترین ها برای شما…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    ایمان گفته:
    مدت عضویت: 1591 روز

    با سلام خدمت همه دوستان همفرکانسی درک من از اگاهی این فایل اینه که ما برای اینکه در این مسیر استمرار داشته باشیم باید اول از همه متعهد بشیم به باور کردن این قانون چون تا وقتی که باورنکنی تو با افکارت وکانون توجهت اتفاقات زندگیتو رقم میزنی عملا روی خودت اصلا کار نمیکنی چون باورت اینه یکسری عوامل بیرونی دارند اتفاقات زندگیتو رقم میزنن بعدشم باید انتظار بی جا از خودت نداشته باشی چون نتایج بهتر و بزرگتر با تکامل به وجود میان باید از همین نتایج کوچیک حین کار کردن روی خودت انگیزه بگیری و به خودت یاداور بشی که این افکارجدیدتا که این اتفاقات جدید رو به وجود اوردن تا بیشتر باور کنی که این مسیر نتیجه میده و در مسیر بمونی هدفای کوجک برای خودت انتخاب کنی کلا چیزایی که با شرابط کنونی امکانپذیر باشه چون ذهن با فرکانس کار میکنه و اگر از لحاظ فرکانسی با یک هدف دور دراز فکر کنی و از اون جایی که ذهن مقاومت نشون میده به اون انگیزه های تورو هم از بین میبره یک باور قشنگ استاد گفتن توی فایل که اگر برگردن به گذشته با باور به این قانون چ کارهایی انجام میدن استاد گفتن مطمئن میشم که من به تمام خواسته هام خواهم رسید به اندازه ای که روی خودم کار کنم و مسیر تکاملی رسیدن به خواسته هامو طی کنم و سعی میکنم عجول نباشم و بیشتر از زندگیم لذت ببرم چون فاصله فرکانسی ما و خواسته هامون با رهایی و حال خوب پر میشه تمرین درست کردن اهرم رنج لذت درباره ترک عادت های که مانع پیشرفت ما میشوند رو انجام بدیم کع فوق العادست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    احمد گفته:
    مدت عضویت: 1136 روز

    سلام صد سلام خدمت دوستان

    متن این فایل خواندم و خیلی برام تلنگری بود که من الان توکارم عجله میکنم من سه سال پیش باشما استاد آشنا شدم از نظر فکری انظر مالی از نظر

    روحی روان روابط من تومردم وقتی فکر میکنم قابل مقایسه نیستم والان پیشرفت چشم گیری کردم وقتی دارم فکر میکنم میبینم یک شبه اتفاق نیفتاده

    یک روند آروم وروبه بهبودی ازهمه نظر کم کم توهم کارها پیشرفت کردم و ادامه داره من پارسال

    یه اتفاق سنگین برام افتاد و خیلی فکرمو دریگر کرده

    ولی خدارو شکر با کنترل کردن حل شد من امسال

    پروژه خانه تکانی ذهنو از اول گوش کردم وتمرینشو

    انجام دادم وبعدش روان شناسی ثروت خریدم وانم

    گوش دادم وتمرین نوشتم والان این پروژروشروع کردم و می‌دونم تا آخر برم نتیجه عالی میگیرم تشکر استاد مهربان وعزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    پونه گفته:
    مدت عضویت: 1356 روز

    سلام به استاد گرامی و عباسمنشی های عزیز

    این فایل رو‌ امروز دیدم و گوش کردم و دیدم تو هر مسئله ای که باعث پیشرفت تو آدما شده ،بحث سرمایه گذاریست.یه موقع هایی سرمایه گذاریهامون مادی هست یه موقع هایی معنوی و یه موقع هایی هردو.

    حتی موقع ایکه ما وقت میزاریم برای عبادت و سپاسگزاری از خدا ،داریم وقت میزاریم،سرمایه گذاری میکنیم برای حال خوب ،برای توجه به داشته ها.

    به نظرم مطرح کردن مسائلی که برمیگرده به (شرایط حساس کنونی)فقط برای توجیه پیشرفت نکردنه،برای توجیه در جا زدنه،برای توجیه عقب افتادنه،برای توجیه شکستها و ناکامیهاست.مثل این میمونه که ما دانشگاه بریم و درسها که سنگین میشه بگیم :نمیدونید چقدر درسها سخت شده ،اصلا نمیشه پاس کرد.غافل از اینکه خیلیها همین درسهای سنگین رو پاس کردند و خیلیها همین درسها رو به راحتی و با بهترین نمره پاس کردند.

    اینجاست که تعهد و تلاش که قطعا نتیجه مثبت داره جایگاه خودش رو نشون میده و هیچکس این توجیه رو قبول نمیکنه.

    اگر بخایم به کمبودها توجه کنیم تا ابد این کمبودها وجود داره و ما با تمرکز کانون توجهمون روی اونا میتونیم مدام کمبودها رو جذب کنیم.خوب چرا؟مگه با خودمون دشمنیم .درسته سخته اما وقتی به نتایج فکر میکنیم برامون راحتتر میشه که تمرکزمون رو آگاهانه ببریم روی نکات مثبت.

    مثل کسایی که همیشه دوست دارند غصه بخورن و غمگین باشند ..خوب همیشه وقتی بگردیم مسائلی پیدا میشه برای غصه خوردن.

    توجه به نکات منفی،به کمبودها به نظرم عین ناسپاسی هست .یعنی ما فقط نداشته ها رو میبینیم و ارزشی برای داشته ها قائل نیستیم :

    شکر نعمت نعمتت افزون‌کند

    کفر نعمت از کفت بیرون کند

    وقتی این فایلها رو‌نگاه میکنم حس میکنم که به به چقدر حال من خوبه و من چقدر توانایی کنترل افکارم رو دارم و میتونم ذهنم رو کنترل کنم ،اما وقتی ناخواسته ای پیش میاد میبینم که افکار منفی چگونه به ذهن هجوم میارند ،چقدر نجواهای شیطان زیاد میشه…..اون موقع هزار بار به خودم نهیب میزنم که الان باید قدرت کنترل ذهنت رو نشون بدی ،نزار وقایع تو رو و احساستو کنترل کنند تو باید با کنترل ذهنت نتیجه این ناخواسته رو اونطوری که دلت میخاد خلق کنی….در همون لحظات ناآروم ذهنی شروع میکنم به شکرگزاری برای داشته هام ،سعی میکنم ذره ذره نعمتهامو به یاد بیارم،اینطوری میبینم زمان زیادی گذشته و من تو اون مدت به اون ناخواسته فکر نکردم و قطعأ نتیجه سپاسگزاری حس آرامشه.

    خدایا ما رو به راه راست هدایت فرما

    راه کسانیکه به آنان نعمت داده ای

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    لیلی گفته:
    مدت عضویت: 951 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته خلاق و مهربون ممنونم بابت این اگاهی ها چقدر حین دیدن و شنیدن این قسمت از پروژه وجودتون رو شکر کردم

    جواب سوال اول ک ب چ شکل میتونم انگیزه هام رو حفظ کنم

    بنظرم اول ایمان ب اینکه قانون جواب میدهد و درک اینکه قانون جواب میدهد و تمرکز ب روی قانون و نتایج کوچولویی ک پدیدار میشود وقتی نتیجه تو دستت باشه بنظرم میشود فکتی برای ذهن کاوشگر ک دنبال نشون دادن نشدن هاست

    مثلا امروز توی تمرین ستاره ی قطبی نوشته بودم دلم بارون میخواد وقتی اینو نوشتم هوا کاملا آفتابی بود خبری از بارون نبود

    ولی همین ک ابرا اومدن تو آسمون خودش برای من نتیجس ک جووونم اگر تمرکز بیشتری روی خواسته هات داشته باشی میشه اونی ک تو میخای حتی از اونم بهتر

    وجواب سوال دوم

    چقدر این جمله امروز ب دلم نشست با اینکه هزار بار از هزار طریق شنیده بودم ک من با افکارم زندگیم رو میسازم اما امروز انگار جور دیگه میشنیدم ک من باید افکارم رو کنترل کنم حالا چجوری کنترل کنم از طریق کنترل ورودی ها و آگاهانه یکسری باور ها رو در خودم ایجاد کنم و در این مسیر استمرار داشته باشم

    *دنیا پر از ثروت و فراوانی هست

    *پول در اوردن کار بسیار راحتیه

    *خداوند میخواهد ک من ثروتمند شوم

    *فرصت ها هر روز بیشتر و بیشتر می شوند

    *هر روز ایده های فوق العاده ای ب سمت من می ایند

    *هر روز افراد فوق العاده ای وارد زندگی من میشوند

    *هرچقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبترم

    *رب من پروردگار من ثروتمند هست و من از روح او هستم پس من هم باید ثروتمند شوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهدی شکریان گفته:
    مدت عضویت: 2143 روز

    سلام وقت همگی بخیر

    یکی پرسیده بود :

    5. اگر با باورها و آگاهی های کنونی به 14 سال پیش که تازه این مسیر را شروع کرده بودید برگردید، چه باوری را بیشتر از همه جدی می گیرید و روی آن کار می کنید؟ چه مهارتی را بیشتر از بقیه بهبود می دهید؟ چه اصلی را از همه جدی تر می گیرید و به چه شکل عمل می کنید؟ یعنی در مسیری که تا کنون آماده اید، چه آیتمی را بیشتر از همه تغییر می دهید؟

    استاد از ی دیدگاه زیبا به موضوع نگاه کردند و جواب درخوری دادند .

    اما برای من ! برای من این سوال داستان همون ظرف و سطل وجودی ما رو پیش میکشه ! به این صورت که فرض کنید شخصی سالها روی خودش کار کرده و ظرفش به اندازه تلاشش بزرک شده و مقدار زیادی از باران رحمت الهی در ظرف وجود داره .

    حالا کسی بیاد بپرسه اگر با همین حجم باران بری به سالهایی که ظرف کوچکی داشتی ! چکار میکنی ؟ چه مسیری و میری و از اینجور سوالها !

    میدونید داستان چیه ؟ داستان هموم داستان رشده . ما رشد میکنیم و ظرفمون بزرگ میشه . و تحمل ما برای نعمت بیشتر بالا میره . و من با این جایگاه و ظرف ، نمیتونم باران الهی بیشتری بگیرم . چون نعمته که هست و همین الان هم وجود داره . به وفور هم هست . این ظرف ماست که همین مقدار ظرفیت داره و جا میگیره .

    حالا اگر فرض کنیم نعمت بزرگی رو شخصی دریافت کنه که ظرف کوچکی داره ، تصورش هم سخته .اگر بخوام مثال بزنم مثل اینه که کسی که مدتهاست غذاش فقط ی خیلی کم بود غذای یک وزنه بردار حرفه ای رو بدیم ! همه میدونیم چی میشه و همه میدونیم که اون ورزشکار حرفه ای هم ی روزی غذا کم میخورده.و به مرور به این جاگاهی که داره رسیده . چه از نظر بدنی چه از نظر ذهنی و باورها . تا اینجا رو امیدوارم مطلب رو رسونده باشم .

    برای خودم اتفاقی افتاد این بود که با استفاده از قوانین ماشین مورد علاقه خودم رو میخواستم. از نظر مالی من حداکثر میتونستم برای امسال ( 1403) ی ماشین یک میلیاردی بخرم( البته بعد از فروش 400 تومن ماشینی که دارم ) . اما خدا لطف کرد و یک ماشین 4 میلیاردی نسیبم شد . بدون اینکه حتی بخوام ماشین قبلی رو بفروشم یا وام بگیرم( وام هم چند سالی هست که با خدا قرار گذاشتنم که یا نعمتی رو بده یا برای تهیه اش اسیر وام نشم . خدا هم خدای خوبیه. باور کنید . اجابت کرد ). بعد از رسیدن این نعمت دچار استرس و افکاری شدم که فشار زیادی بهم وارد کرد تا اینکه به خودم اومدم و بیدار شدم و شروع کردم به شکرگذاری و تمرین اینکه من لیاقت این خودرو که خوبه لیاقت بالاتر رو دارم .

    این داستان من بود و اگر بخوام به تاریخ مراجعه کنیم حکایتهای زیادی هست که یکی از اونها میشه داستان حضرت ابراهیم و رشدش که در قران اومده یا حکایت پیامبر اسلام وقتی برای مدتها روی خودش کار کرده بود رشد کرده بود ولی وقتی اولین بار بهش وحی نازل میشه …. داستانش رو خودتون میدونید.

    خلاصه که قصه ، قصه رشده ! و همون بزرگ شدن ظرفمون . اگر برای ظرف کوچیک نعمت بزرگی بیاد اون رو نمیگیره و نمیبینه . حالا اگر به جهتی نعمت نسبتا بزرگتری ( نه خیلی بزرگ و نامتعارف ! ) توی ظرف کوچیک بیاد ( مثل معده ای که غذای زیادتر از حد خودش توش ریخته باشیم ) مدتی طول خواهد کشید تا اون رو هضم و جذب کنه.البته اگر صاحب خودش رو نکشه !

    امیدوارم خداوند به ما نعمت دیدن و جذب نعمات و برکات فراوانش رو عطا کنه.

    با آرزوی ظرفی متناسب و بزرگتر برای همه دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سجاد بحرینی گفته:
    مدت عضویت: 2234 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و مریم شایسته عزیز که عاشقانه داره توی این مسیر قدم برمیداره تاب من و امثال من یاد بده چطور تو این مسیر ثابت قدم بمونم

    یکی از چیزهایی که من از مریم خانم یاد گرفتم اینه که الان استاد این تمرین رو چرا داد؟

    منطق پشت این تمرین چیه؟

    و من سجاد بحرینی چطور میتونم این تمرین رو انجام بدم تا هم خودم و هم بقیه بتونن راه رو پیداا کنن

    دلیل پایداری نتایج به تعهد برمیگرده و داشتن تعهد هم به طور کلی با داشتن انگیزه ایجاد میشه و برای اینکه انگیزه داشته باشیم میتوانیم آگاهانه با استفاده از اهرم رنج و لذت ایجادش کنیم

    همون صحبتی که ابتدای همین پروژه شد که من باید اولویت اول زندگی ام رو با تمرکز 100 درصد بذاریم روی همین آموزه ها تا نتایج کم کم و به قول استاد عزیزم لاجرم وارد زندگیم شود.

    لاجرم یعنی بی برو برگرد

    لاجرم یعنی بدون هیچ نگرانی

    لاجرم یعنی جها و خداوند هیچ راهی ندارند مگر اینکه تو رو به مدار بالاتر ببرند

    ولی هر بار این کار رو بهتر انجام میدهیم بهتر نتیجه میگیریم و هربار که نتیجه میگیریم باورمان نسبت به قانون فرکانس بیشتر میشود و هر بار که باورمان به فرکانس بهتر شود یعنی درک درست تری ازش کسب کنیم نتایج با کیفیت تری رو تجربه میکنیم و هر چه نتایج با کیفیت تر بشوند انگیزه های ما در این مسیر بشتر میشه

    که صد البته این مسیر باید با رعایت قانون تکامل طی شود

    یعنی حالتو خوب نگه داری و از تضادهایی که توی مسیر حتمن بهش برخورد خواهی کرد نترسی بیخیالشون نشی و با حمله کردن به اون تضادها و ترس هات یه پله بری بالاتر و بزرگتر بشی

    اما این رو هم بگم که این قانون خیلی خیلی فراره

    خصوصا زمانهایی که کنترل ذهن از دست مان در میرود

    من خودم به شخصه خیلی خیلی فایلهای استاد رو گوش میدم ولی یه جاهایی واقعا نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم

    که خب سعی میکنم خیلی خودمو سرزنش نکنم و مجددا به مسیر برگردم

    کی دیگه از اون معجزات قانون خداوند اینه که من هر لحظه با خودم در صلح باشم و توجه کامل خودم رو به نکات مثبت اطرافم متمرکز کنم

    چون توجه به نکات مثبت اطرافم برای من جلوه ی عینی و عملی شکرگزاری هست

    من به شخصه سعی میکنم هروقت در این فرکانس بیشتر بمونم از برکاتش خیلی خیلی سود میبرم

    یعنی بدون اینکه من کار خاصی انجام بدهم وقتم آزاد میشه یعنی سرکارم اتوماتیک سرم خلوت تر میشه و در منزل باوجود 3 تا فرزند زمان های آزاد بیشتری کسب مبکنم و میتونم با تمرکز بیشتری روی این آموزه ها کار کنم و…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    Hootan گفته:
    مدت عضویت: 2802 روز

    سلام

    برای حفظ انگیزه در مسیر تحقق نتایج پایدار، ابتدا باید هدف و ارزش‌های بلندمدت خود را به‌وضوح تعریف کنید و آن‌ها را همواره به یاد داشته باشید. داشتن یک دیدگاه روشن از مقصد، می‌تواند شما را در لحظات دشوار حمایت کند.

    همچنین لازم است که به اهمیت فرآیند و نه فقط نتیجه نهایی توجه کنید. هر گام کوچک که برمی‌دارید، بخشی از روند تکاملی شماست و باید قدردان پیشرفت‌های جزئی باشید.

    در لحظاتی که شک و تردید سراغتان می‌آید، می‌توانید با مرور دستاوردهای گذشته و تمرکز بر این حقیقت که هیچ پیشرفت پایداری یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، خود را آرام کنید. یادآوری کنید که حتی تلاش‌هایی که اکنون بدون نتیجه به‌نظر می‌رسند، بخشی از مسیر یادگیری و رشد شما هستند.

    علاوه بر این، از منابع الهام‌بخش استفاده کنید؛ مطالعه داستان موفقیت افرادی که مسیری مشابه را طی کرده‌اند، یا حتی یادداشت‌برداری از افکار و ایده‌های مثبتی که در مسیر پیدا کرده‌اید، می‌تواند انگیزه‌بخش باشد.

    در نهایت، ایجاد عادات روزانه‌ای که به رشد شما کمک می‌کنند و تمرکز بر پیشرفت تدریجی به‌جای انتظار تغییرات بزرگ در کوتاه‌مدت، شما را در این مسیر پایدار نگه می‌دارد. به خودتان یادآوری کنید که استمرار و پایداری، کلید موفقیت است و هر تلاشی، حتی اگر کوچک باشد، شما را به هدف نهایی‌تان نزدیک‌تر می‌کند.

    زندگی نلسون ماندلا یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های پایداری در مسیر دستیابی به اهداف بزرگ است، اما این مسیر پر از لحظات تلخ و چالش‌های سخت بود که می‌تواند برای همه ما الهام‌بخش باشد. او در سال 1962 به دلیل مبارزه با رژیم آپارتاید و تلاش برای برابری، دستگیر شد و به زندانی طولانی‌مدت در جزیره روبن محکوم شد. 27 سال زندان برای کسی که رویاهای بزرگی در سر دارد، می‌تواند شکننده باشد، اما ماندلا این زمان را به فرصتی برای رشد درونی و آماده‌سازی خود برای تغییر تبدیل کرد.

    در زندان، ماندلا مجبور بود در سخت‌ترین شرایط جسمی و روانی زندگی کند. او روزانه ساعت‌ها کارهای طاقت‌فرسا انجام می‌داد، مانند شکستن سنگ‌ها در گرمای شدید یا کار در معادن آهک. رژیم زندان به‌گونه‌ای طراحی شده بود که عزت نفس زندانیان را نابود کند: غذای ناچیز، دسترسی محدود به کتاب و ارتباط محدود با خانواده و دوستان. حتی اجازه دیدار با فرزندانش را نداشت. اما ماندلا تسلیم نشد.

    یکی از چالش‌های عمیق او در این دوران، مدیریت ذهن و روحش در برابر احساس ناامیدی و خشم بود. او می‌دانست که اگر از درون شکسته شود، تمام مبارزاتش از بین خواهد رفت. بنابراین، تصمیم گرفت زندان را به مدرسه‌ای برای رشد شخصی تبدیل کند. ماندلا همراه با دیگر زندانیان، کتاب می‌خواند و درباره سیاست، تاریخ، و استراتژی‌های مبارزه گفت‌وگو می‌کرد. او حتی با زندان‌بان‌های خود وارد گفتگو شد تا ذهن آن‌ها را تغییر دهد و ثابت کند که دشمنی و نفرت را می‌توان با احترام و انسانیت به چالش کشید.

    ماندلا زمانی گفت:

    “آزاد بودن تنها به معنای رها شدن از زنجیر نیست، بلکه زندگی به گونه‌ای است که آزادی دیگران را نیز افزایش دهد.”

    این جمله در زندان نیز صدق می‌کرد. او نه تنها برای آزادی خودش، بلکه برای آزادی میلیون‌ها انسان دیگر مقاومت کرد.

    در سال‌های آخر زندان، رژیم آپارتاید در حال فروپاشی بود. حکومت وقت تلاش کرد با او مذاکره کند تا از برخی اصولش کوتاه بیاید، اما ماندلا قاطعانه ایستاد. او از زندان خارج نمی‌شد مگر آنکه آزادی نه تنها برای خودش، بلکه برای همه مردم آفریقای جنوبی تضمین شود.

    ماندلا پس از آزادی در سال 1990، نه تنها به مبارزاتش ادامه داد، بلکه به جای انتقام، صلح و آشتی را در پیش گرفت. او با همان افرادی که سال‌ها او را زندانی کرده بودند، کار کرد تا کشورش را از نفرت نجات دهد. این انتخاب سخت، نشان‌دهنده عمق پایداری و قدرت روح او بود.

    زندگی ماندلا به ما نشان می‌دهد که برای دستیابی به اهداف بزرگ، باید آماده تحمل سخت‌ترین چالش‌ها باشیم. او در لحظات تیره و تار، از شعله امید و عشق به هدفش برای روشن نگه داشتن مسیر استفاده کرد. مقاومت و ایمان او به عدالت، یادآوری می‌کند که حتی در تاریک‌ترین لحظات، اگر چشم‌انداز روشنی داشته باشید و به اصول خود پایبند بمانید، می‌توانید دنیا را تغییر دهید.

    مولانا نیز بر این پایداری تأکید دارد:

    “هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

    باز جوید روزگار وصل خویش”

    وقتی در میانه‌ی مسیر به تردید می‌رسید، این شعر می‌تواند یادآور شود که هر تلاش، هرچند کوچک، شما را به اصل وجودتان و هدفی که برای آن خلق شده‌اید نزدیک‌تر می‌کند.

    فروغ فرخزاد نیز در شعری می‌گوید:

    “کسی می‌آید

    که مثل هیچ‌کس نیست

    و چشم‌هایش با من حرف می‌زند از روزی نو.”

    این شعر می‌تواند نویدی برای لحظاتی باشد که پیشرفت ملموسی نمی‌بینید. آن شخص یا تغییر، همان نتیجه‌ای است که در دل استمرار و صبر به سراغتان می‌آید.

    به یاد داشته باشید، مسیر شما شبیه کاشتن یک درخت است. سال‌ها طول می‌کشد تا ریشه‌ها عمیق شوند و شاخ و برگ‌ها گسترده شوند. حتی اگر لحظه‌ای احساس کنید که چیزی در حال رخ دادن نیست، بدانید که در زیر خاک، زندگی در جریان است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      Smaeil rostami گفته:
      مدت عضویت: 833 روز

      سلام و درود بر شما ،

      از کامنت زیبا و کاملی که نوشته بودید خیلی لذت بردم و خواستم از شما تشکر کنم ،

      خیلی قشنگ به موضوع رشد پرداخته بودید و مثال هایی که آورده بودید هم ارزشمند بودند،

      و واقعا هم همینطوره ؛ صبر کردن در مسیر رشد و ایمان به نتیجه در چهارچوب جهانی که قوانین اون هرگز خطا نمیکنند تمام اون چیزیه که ما باید بفهمیمس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2791 روز

    •_•سوال :

    حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    با موال زدن الگوهایی که توی این مسیر بودن و‌ادامه دادن و‌نتایج‌گرفتن

    با پیداکردن ادم هایی که الان دستاوردهایی دارند و یه روزی نهالی کاشته شده بر روی زمین بودن

    و الان بعد از مدت ها تبدیل به درختی تنومند شدن

    یا حتی با دیدن یه سری نتایج کوچیک توی زندگی خودمون مثل اینکه استاد گفتن وقتی داشتم کا‌ر میکردم مسافرهام بیشتر شده بودن

    یا اینکه دلم هوس غذایی میکرد میرفتم‌خونه‌اون غذارو‌داشتیم

    یا اینکه رفتار همکارام مدیرم رییسم با من تغییز کرده بود همون‌ادمایی که تا دیروز تیکه بهم مینداختن

    یا مثلا اسنپی‌که میگیری انسانی شریف هست که چقد باهات با مهربانی و‌رویی خوش‌برخوزد میکند

    و‌ از این جنس اتفاقات و‌توی‌زندگبمون تجربه میکنیم و‌بعد اروم‌اروم باورمون میشه که نتایج در حال دیده شدن هست

    خوده من خیلی وقتا یکی از علت هایی که شغل عوض میکردم همین بود

    که‌ عجله داشتم نمیزاشتم سیر تکاملم طی بشه و‌دوس‌داشتم سریع نتیجه تو‌دستم داشته باشم

    بعذ میزدم از اینور خراب میکردم

    و خب باعث این میشد که‌بعد از مدتی موندن در یک‌ کار تغییر شغل میدادم

    سالها کذشت و‌بعد فهمیدم که چقدر پاشنه اساسی دارم و‌باید روش کار کنم

    و‌الان خداروشکر بهتر‌شدم‌و‌دارم‌هر‌روز‌ببشتر‌ از روز قبل نتیجه خلق میکنم

    حیلی جاها دقتی بی انگیزه میشم

    میام به خودم میگم مائده ببین با باورایی که ساختی و استمراری که ورزیدی

    اللن این نتایج و داری

    برای خودم مثال میزنم و بعد میام اهرم رنج و لذت و به کار میبرم که بتونم حرکت کنم هرروز

    و توی مسیرم مستمر باشم

    خداروشاکرم برای وجودتون

    یکی از تارگتایی که داشتم تیک‌خورد به لطف الله

    در زمان مناسب در فایلی مناسب تعریف میکنم

    به خدای بزرگم میسپارمتون

    دوستون دارم:)))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    شکوفه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1016 روز

    خدارو شکر ‌میکنم بابت این آگاهی های عالی

    درباره سوالی که پرسیده شد که وقتی حس می‌کنی راکت موندی و تغییری تو زندگیت رخ نداده چیکار باید بکنی؟

    برای من چیزی که خیلی کمک کرده و خیلی بهم یادآوری میشه اینه که قانون رو یادآوری کنم

    نتایج رو یادآوری کنم

    و یا با دیدن نتایج دیگران قانون رو تو ذهنم هی تثبیت کنم

    که این کاررو‌ با خوندن کامنت ها ، گوش کردن مداوم فایل های استاد به من خیلی کمک کرد

    که میخوام از نتایج عمل به این دو بگم

    همیشه استاد گفتند که این فایل رو چند بار در “دفعات و زمان های مختلف گوش کنید”

    به من ثابت شد با تکرار و یادآوری ، اون قانون به صورت تکاملی تو ذهنت میشینه و تبدیل به یک باور میشه و نتایج شروع میکنن به رخ دادن

    تابستون امسال یادمه که با خواهرم فایل” نامه 31 امام علی” رو که درباره اجابت دعا بود خیلی گوش می‌کردیم

    اصلا همون بار اولی که این فایل رو شنیدم یه چیزی توم‌ بیدار شد که این یه قانون مهمه این یک باور ناحالب رو در تو تغییر میده

    انقدر من این فایل رو دوست داشتم که می‌شد روزی 2~3 بار ببینم و هرروز گوشش میدادم

    انقدر اون حرف ها رو من تاثیر گذاشته بود که دقیقا یادمه شب تولدم بود با یک حال عجیب و خیلی خوب شروع کردم به دعا کردن و اطمینان داشتم که خدا بهم میده( این در صورتی بود که من هر بار بعد از گوش دادن این فایل این حس خال خوب و اطمینان بهم دست میداد و شروع می‌کردم به گفتن خواسته هام و ایمانم به اینکه خدا واحده و قطعا میده 1000 بزار شده بود)

    و خداشاهده که یکی از خواسته هام که تو ذهنم پررنگ بود برآورده شد بصورت کاملا معجزه وار

    و خدارو هزاران هزار بار شاکرم بابت ایمانی که نسبت به خودش در من ایجاد کرد

    عاشقتمممم

    درباره کامنت خوندن دوستان من این رو قبلا هم گفتم ولی باز هم میگم‌ انقدر که عللی بود برام

    من موقع رفتن به دانشگاه با مترو میرم و خب شلوغه و اتفاقاتی هم رخ میده منم برای اینکه ذهنم رو کنترل کنم شروع می‌‌کردم به شکر گزاری و بعد دیدم کم میارم

    بعد شروع کردم به خوندن کانت بچه ها تا برسم تهران

    و این شده بود در من عادت و من لذت میبردم از حرف های قشنگی که بچه ها میزدن از نتایج عالی که میگرفتن و از اتفاقاتی که تو زندگیشون رخ میداد و طرز برخورد اونها با اتفاقات من رو حیرت زده می‌کرد و در کنارش هی قوانین تو ذهنم وبت و یادآوری میشد‌

    و خوندن این کامنت ها بصورت مستمر اتفاقات خیلی قشنگی رو برای من رخ داد

    خدایا شکرت که انقدر عللی هستی و همه اینها رو دوباره بهم یادآوری کردی که چه کارهایی رو انجام دادم و این شد نتیجش

    هزاران هزار بار شکرت

    من عاشقتممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: