مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 67


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 1726 روز

    سلام

    گام 2-

    برداشت من از این فایل:

    من متوجه شدم که تغییرات خیلی کوچک نشون دهنده این هستند که من در مسیر درستم مثلا من همیشه به این فکر میکردم که چقدر قشنگه که وقتی میخوام از خیابون رد بشم ماشینا برام می ایستن تا رد بشم بعد من سرمو خم میکنم و ازشون تشکر میکنم و از وقتی دارم روی مطالب و آگاهی های توحیدی سایت کار میکنم می بینم که خیلی معجزه وار وقتی میخوام رد شم از خیابون، ماشینا برام صف میشن تا رد شم و یه لبخند زیبا تحویلم میدن و منم ازشون تشکر میکنم.

    این شاید خیلی تغییر کوچکی به نظر بیاد ولی برای من ثابت کننده ی قوانین هست چون احساس خوب= اتفاقات خوب و خدارو بابت این رفتاری که باهام میشه سپاسگزارم.

    خیلی خیلی ممنونم خداوند عزیز.

    همین تغییرات باعث میشه من بمونم و ادامه بدم وقتایی که ممکنه ناامید بشم همین تغییرات کوچک رو یادآوری میکنم . البته من اگر هر روز سپاسگزاری کنم و توجه به خواسته هام داشته باشم دیگه فرصتی برای ناامیدی نیست چون من مدام احساسم با اتفاقات خوب بهتر و بهتر میشه و توجهم رو با قدردانی از خدا میگذارم رو خواسته هام بعد طبق قانون نعمت های بیشتری وارد زندگیم میشن ، وقتی نعمت ها بیشتر بشن پس نا امیدی چه معنی میتونه داشته باشه؟

    تنها باید بهتر و بیشتر وی قوانین کار کنم. چیز جدیدی وجود نداره قوانین ثابت هستند و من تصمیم دارم هر روز طبق اونها فکر و رفتار کنم.

    خدایا شکرت.

    یه مورد دیگه که از فایل برداشت کردم درباره ی ساختن بنیادین باور هاست که نتایج رو برام پایدار میکنه؛ اگه من بدون داشتن روند تکاملی رشد کنم مثل یه قایق سبک و بی بنیه میشم که لنگرش رو با یه طناب ضعیف انداخته ته دریا و با هر تکونی ممکنه جاش عوض بشه ، اگه باد های شدید بیاد از اسکله جدا میشه و توی دریا سرگردان میشه اما یه کشتی قدرتمند ، محکم به یه جایی متصله و لنگر قدرتمندش اونو نگه داشته. با طوفان ها ممکنه تکون بخوره ولی از جاش کنده نمیشه و از اسکله جدا نمیشه.

    منم باید همین شکلی روندمو طی کنم؛ به شکل تکاملی!

    مثلا توی بازیگری من روند خودمو دارم طی میکنم و از نقشای کوچیک کوچیک توی دانشگاه شروع کردم پارسال توی تئاتر استادمون نقشم به شکل فرم بود و امسال با روند تکاملی یه پله بالاتر رفتم و دارم نقش خودمو بازی میکنم و جشنواره فجر قبول شدیم و من خوشحالم از این روند. اگه یه کارگردان اسم بیاد و به من نقش اول پیشنهاد بده برای فیلم یا تئاتر قبول نمیکنم و از نقص طمع استفاده نمیکنم چون من باید از همین نقشای کوچیک یاد بگیرم چطور حرفه ای بشم با آدما بُر بخورم، ارتباط برقرار کنم، صدم رو بگذارم برای هر نقش حتی کوچولو و کم کم دیده میشم و بعد یه نقش جوندار که به پستم بخوره ممکنه همه منو ببینن و بگن این آدم یهویی اسم شده ولی نمیدونن که من این همه روند رو طی کردم تا به اینجا برسم و از کوچیک کارو شروع کردم.

    از خدا میخوام هدایتم کنه به راه درست و واضح نشونه ها و قدم بعدی رو سر راهم قرار بده تا هر روز بهتر و بهتر بشم.

    خدایا شکرت

    خدایا سپاسگزارم.

    ماموریت های من چیه؟

    – از مسیرم لذت ببرم.

    – روی باورهام خیلی بیشتر و جدی تر کار کنم.

    – به الهاماتم عمل کنم.

    – توی کاری که بهش علاقه دارم بهترین بشم.

    – قانون تکامل رو رعایت کنم.

    – احساسم رو خوب نگه دارم و به خواسته هام توجه کنم.

    ممنونم خدا

    ممنونم استاد و تیم عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    مجيد فلاح گفته:
    مدت عضویت: 3205 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیز

    سهیلا هستم

    سوالی که پرسید که از همون اول پیشرفت فوری نیست چگونه میخواهید استمرار در این مسیر رو ادامه دهید و ناامید نشوید

    بنظر من از همون روزهای اول یه اتفاقاتی میافته

    که متوجه میشی مسیرت رو خودت با اشتیاق و ذوق ادامه میدی

    تجربه من این بود من توسط همسرم با استاد آشنا شدم

    البته اول خیلی خوشم نیومد همسرم فایل استاد گذاشته بود ومن گفتم این آقا چرا بلند بلند حرف میزنه

    بعد یه دفعه یه روز که داشت خودش توی اتاق گوش میداد دیدم اره صحبت های که میشنوم درست هست و تایید کردم بعد راغب شدم ببینم صاحب صدا کیست البته که هزاران بار وقتی میدیدم با چیزهای که توی ذهنم هست فرق داره دچار چالش میشدم و میگفتم مسیرم درست یانه

    نکنه انحراف باشه اخه من یه ادم مذهبی بودم

    خلاصه اول کنجکاو بودم ببینم استاد چه فکری داره

    وقتی به خودم اومدم دیدیم اتفاقاتی داره میافته که من خیلی سال بود که از خدا خواسته بودم نمیشد وحالا داره اتفاق میافته بعد حال بهتری داشتم انگار وقتی فایل ها رو گوش میدادم روی هوا بودم و دایم تایید میکردم و اتفاقات زندگیم کلا عوض شد و باورتون نمیشه من حتی از شوهرم علاقه ام به گوش دادن صحبت های استاد بیشتر شده بود

    البته الانم همین جوریم کلا من فایل رو سایت میاد از خود بیخود میشم ببینیم استاد چی گفته میدونم که جواب سوالت ذهنم توی صحبت های استاد هست و وقتی از همون ماه اول دیدم اتفاقات عالی میافته باخودم گفتم چرا تا حالا نبود

    و توی فایل استاد شنیده بودم همزمانی های اتفاق میافته و برای من اتفاق افتاد و حال خوب و احساس خوبی داشتم همه چیز عالی تر و راحت تر شده بود و منم بادیدن این اتفاقات کوچیک به وجد میامدم میگفتم راه درسته چرا تاحالا رخ نمیداد این تجربه من بود

    من از استاد و خانم شایسته ممنونم برای زحماتتشون و فایل های خوبشون من لذت میبرم توی این مسیر

    خدا خیر دنیا و آخرت بهشون بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1732 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا بر علم و حکمتم بیفزا

    من هیچی نمی دونم

    هیچی بلد نیستم

    قلبم رو منور به نورت کن

    مسیر رو برام روشن تر کن

    انک انت الفضل العظیم

    انک انت خیر الرازقین

    سلام به همه

    قانون پایداری نتایج

    ++درک بهتر قانون⬅️ تبدیل نگرانی ها به جسارت برای سازندگی

    ++ طبق قانون هیچی یه شبه اتفاق نمی افته چه صعود و چه سقوط

    ++موفقیت پایدار⬅️ پایه اش، آجر به آجر با درک قانون و رشد شخصیت درونی شکل گرفته ⬅️ خروجیش یه شخصیت قوی که نه تنها از طوفان ها نمی لرزه و راهکار مقابله اش رو می دونه… بلکه می دونه چطور از اون به نفع خودش بهره برداری کنه

    ++ مهارت عمل به قانون⬅️ مثل همه مهارت ها تکاملی که با استمرار در یاداوری قانون، درکش و تعهد به اجرای همون مقدار درک در روند روزانه زندگی، حاصل میشه… مثل مهارت رانندگی

    ++نشانه ی تغییر باورها به صورت بنیادین ⬅️ نتایج پایدار

    ++ شاخص اصلی درباره اینکه فرد می تواند باورهای خود را به صورت بنیادین تغییر دهد این است که⬅️

    1. استمرار در مسیری که فهمیده درسته

    2. ادامه دادن شیوه فکری و رفتاری قدرتمندکننده ای که داره یاد می گیره حتی اگه اولش براش جذاب نباشه

    3. یادآوری قانون به ذهنش مخصوصا زمانیکه ذهن می خواد به عادت های قبلی برگرده

    4. نه گفتن به فرعیات خوش رنگ و لعاب و بله گفتن به اصولی از قانون که براش جذابیتی نداره

    ++استمرار در مسیر درست یعنی⬅️ تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده.

    ++تلاش آگاهانه یعنی⬅️ منطق هایی بسازیم برای رنج آور بودن عادت های محدود کننده و لذت بخش کردن ترک اون عادت + یادآوری مکرر این منطق ها تا تبدیل بشه به شیوه ی فکری ذهن… یعنی ذهن ما به صورت ناخودآگاه به شیوه آن رفتارها و عادت های قدرتمند کننده فکر کنه و به مسائل نگاه کنه ⬅️ این همون تعهد …

    تعهد یعنی ⬅️ تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری

    =================================

    حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    1. سعی می کنم نشانه ها رو ببینم و تایید کنم

    … مثلاً امروز رفته بودیم پارک

    پسرم که 5 سالشه دنبال پیدا کردن حلزون بود تا با ایده ای که داشت، بتونه شمع های تزئینی درست کنه و بفروشه… کلا خیلی دنبال اینه که مولد باشه و خلق ثروت کنه… یکبار هم کلی کاردستی درست کرد تا بفروشه….

    خلاصه هر 4 نفرمون دنبال حلزون بودیم…

    یادم افتاد که باید لذت ببرم

    یادم افتاد که در مسیر درست همه چی باید آسان انجام بشه

    بعد از خدا درخواست هدایت کردم

    این کلمه زیاد تو قلبم تکرار شد:

    انک انت خیر الرازقین

    با اینکه پسرم و همسرم خیلی گشته بودن ولی حتی یه دونه پیدا نکرده بودن، قلبم گفت برو به سمت فلان جا

    رفتم

    وقتی دقیق تر نگاه کردم دیدم خدای من

    اونجا مرکز حلزون

    کلی حلزون اونجا بود

    خلاصه صداشون کردم

    امیر علی با کلی ذوق جمع کرد

    فراوانی و خیر الرازقین بودن رو با مثال درک کردم

    یا دیشب یه بنده خدایی حرفی بهم زد که اگه سارای قبل بودم کلی می ترسیدم و دنبال راهکار بودم برای اون حرفی که هنوز اتفاق نیفتاده

    اما دیشب رشد خودمو دیدم

    اصلاً دلهره نگرفتم

    و قلبم سریع گفت: نگران نباش ما مراقبت هستیم

    هیچ کس هیچ قدرتی تو زندگیت نداره

    تو حاصل فرکانس های خودتو می گیری

    یعنی همه‌ی اینا بدون تقلا و ناخودآگاه اومد بالا

    خدایا شکرت این یعنی رشد

    سارا بانو تحسینت می کنم عزیز دلم

    2. سعی می کنم موفقیت های قبلم رو مرور کنم که همانطور که آنجا شد، باز هم می شود

    همانطور که همه می گفتن تو استخدام آ. پ قبول نمیشم… همش پارتی بازی… و کلی باورهای محدود کننده، ولی من با توکل بر خدا شروع کردم و استخدام شدم

    همانطور که مقطع ارشد دانشگاه تهران قبول شدم

    همانطور که به سادگی به اندام متناسب رسیدم

    همانطور که آسان شدم برای آسانی ها و الان در مرکز با ازادی زمانی دارم کار می کنم

    همانطور که عمل لیزیک چشم هام رو خیلی راحت سال 93 انجام دادم

    همانطور که….

    سارا بانو ممنون که داری روی خودت کار می کنی… مررررسی که داری ادامه میدی… جا نمیزنی‌… انتظار نداری یه شبه تغییر کنی… بهت افتخار می کنم… بهترین ها در انتظار توعه چون لایق بهترین ها هستی

    قدم های تکاملی برای بهبود شخصیت

    چهاردهم دی ساعت 19:51 … پیش به سوی دنیایی زیبا و روابطی رویایی … خدایا من بهت اعتماد دارم… کمکم کن… تو بهترین بخشنده ای … تو وهابی… به اندازه وهاب بودنت به فرکانس های خوبم خیر و برکت بده و به اندازه غفور و ستارالعیوب بودنت، فرکانس های منفی منو پاک کن… کمکم من… نشانه ها رو بفرست… قلبم رو منور کن به نورت و قدم های منو استوار کن…

    آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  4. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1075 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همگی ، گام دوم از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    اصل داستان همینه : همه اتفاقات زندگیمان را خودمان با افکارمان رقم میزنیم وقتی این اصل رو درک کنیم و شروع کنیم روی خودمان کار کردن اتفاقات و شرایط دلخواهمان رخ می‌دهد هر چقدر روی خودمان بیشتر کار کنیم و زمان بذاریم نتیجه بهتری میگیریم و هربار که نتیجه صورت می گیرد برامون باور پذیرتر می‌شود و ایمانمان قوی تر…

    از اتفاقات کوچک شروع می‌شود و با ادامه دادن نتایج به مرور بزرگتر می‌شود و نباید انتظار داشته باشیم یک شبه برامون اتفاقات بزرگ رخ دهد!

    ( کار کردن روی خود یعنی کنترل ذهن ، خوش بین بودن ، تمرکز بر نکات مثبت ، توکل به رب ، توجه به زیبائی ها ، اعراض از ناخواسته ها، قدم برداشتن و سپردن نتیجه به رب ..)

    اولش ذهن مقاومت می‌کند اما با کار کردن روی خودمان روز به روز چرخ های زندگی مان روان تر میشه و همین باورهای ما را قوی تر می‌کند و ادامه دادن این مسیر باعث نتایج بزرگتر و در واقع پایدار می‌شود.

    جمله های طلایی : افکار من است که دارد اتفاقات را رقم می‌زند.افکارم از کجا بوجود می آید؟ از طریق ورودی هام .

    پس باید ورودی هایم را کنترل کنم و آگاهانه آگاهانه آگاهانه یکسری باورها را در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت می‌شوم و ایده ها می آیند ، شرایط و موقعیت ها بوجود می آیند و من هدایت می‌شوم به مسیر خواسته هام .

    کسی که در مسیر درست است و سال هاست روی خودش کار می‌کند، روی باورها ، کنترل ذهن و توحید کار کرده هرگز برایش سقوط رخ نمی‌دهد چون باورهای درستی ساخته.

    جمله های طلایی :وقتی در مسیر درست پایدار می شوید به این راحتی ها به مسیر قبل بر نمی گردید ،وقتی یک آدمی روی خودش کار کرده و به نتایج بزرگ پایدار رسیده به این راحتی ها اتفاقات جوری رقم نمی‌خورد که سقوط کند، زیرا باورهایش بنیادین ایجاد شده اند و نشانه اش نتایج پایدار است.

    هیچوقت کسی با یک جمله متحول نمی‌شود و مسیر زندگیش تغییر نمیکند مگر اینکه آن فرد آماده باشد مثل کسی که 50 بار با چکش روی میخ ضربه زده باشد و ما فقط ضربه 51 ام را دیده باشیم.

    مریم عزیزم بابت این دوره بی‌نظیر ازت سپاسگزارم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 617 روز

    سلام به استاد و دوستان هم مسیرم

    بیشتر اوقاتم مطالب سایت رو میخونم گوش میدم خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم و بابت این موضوع خوشحالم و سپاسگزار

    ولی این روزا بیشترین چیزی که می‌شنوم کنترل ذهن هست کنترل ورودیهای ذهن،ذهنی که باید روی تمام ورودیهاش فیلتر نصب کنم هر چیزی رو توش راه ندم ساده است اما آسان نیست سهم من اینه بقیه ی چیزها رو کائنات برام ردیف می‌کنه ولی ذهن من عادت کرده به فرعیات خوش رنگ و لعاب و من باید آگاهش کنم و مهار کنم این چموشه بازیگوش را،در این مسیر مستمر باشم تا نتایج برام رقم بخوره قطعا نتایجی که با باورهای درست رقم بخوره باعث آرامش و حال خوب میشه و آرامش و حال خوب هم نتایج رضایت بخشی را رقم میزنن این چرخه ی حال خوب اتفاقات خوب و یادآوری آن به خودم باعث رشدم میشه من اگر یادآوری نکنم زود برام عادی میشه و یادم می‌ره که این نتایج حاصل بودن در مسیر درست بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    خدیجه غلام زاده گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    به نام خداوند هدایتگر و روزی دهنده ام.

    سلام به همگی دوستان

    برداشت های من از این فایل،

    استاد در ابتدای مسیر تغییرشون وقتی نتایج کوچک (غذای مورد علاقه.روابط و جسم بهتر و مسافردربستی و… ) رو می بینند حس سپاسگذاری که شاه کلید تمام خواسته هاست رو توی وجودشون رشد می کند و سپاسگذار تر میشن و طبق قانون اتفاقات بهتر و بهتر و باز تایید درستی مسیر. دیگه مطمعن میشن که مسیرشون درسته

    به نظرم توی یک چرخه مثبت قرار میگیرن و برای همین از همون ابتدا با اطمینان بالا از خواسته هاشون حرف میزدند.

    مطلب بعدی که درک کردم، ما نباید هیچ کس رو توی ذهنمون بت کنیم و فک کنیم اون یک فرد خاصی هست.

    استاد بارها گفتن که من یک فرد عادی ام مثل شماها فقط

    روی باورهام کار کردم و با تعهد ادامه دادم همین.

    قبلا همیشه فکر میکردم پیامبران و امامان افرادی خاصی بودن و نظر کرده حق تعالی بودن و مبرا از هرگونه خطایی و از غیب میدونستند. حتی برای شهدا هم همین افکار بود. و اون ها برام دست نیافتنی بودند. اصلا ام فکر نمیکردم که این باورم با عدالت خداوند هماهنگی نداره.

    وقتی  به دوره 12قدم گوش دادم  خیلی برام واضح شد عدالت خداوند مو لای درزش نمیره و امامان و پیامبران یک انسان بودن مث ما و اون ها هم میترسیدن گاهی. گاهی خشمگین میشدن و. …..

      اونها چون قانون جهان رو بلد بودند ثروتمند بودن و طبق قانون بدون تغییر خداوند اگه راجع به اینده چیزی میگفتن مردم فکر میکردن اونا از غیب می داند.

    و استادمون سخاوتمندانه و زیرکانه از خودشون و گذشته شون میگن تا برای ما بچه ها باورپذیر شود که اونم مث ما بوده و اگه اون تونسته پس منم میتونم. ایشون الگویی عالی و قابل درکه.

    خداروشکر که توی مسیر استاد و این سایت قرار گرفتیم و کلی جواب های درست دریافت کردیم. و به قول سعیده عزیز کور و کر و جاهل از این دنیا نرفتیم.

    و این باور که اگه سال های طولانی توی مسیر درست بمانیم و ادامه بدیم هرگز نمی شود که به یکباره همه چیز را از دست بدهیم.

    چون اون فرد یک سری باورها رو درست از بیس و پایه برای خودش ساخته. منطقشم اینه که این همه سال نتایج اش حفظ شده.

    و دیگه امکان نداره یهویی از اون بالا بیفته پایین و همه چیزش رو از دست بده. و چه باور ارامش دهنده ایست این باور.

    اخه یکی از ترمز های مخفی ای که برای ثروتمند شدن

    توی وجودم پیدا کردم همینه که اگه ادم ثروتمند بشه و عادت کنه به یه سری امکانات و غذاها و شرایط و یهو اگه شرایط مالی خراب بشه خیلی اذیت میشه چون خودش و بچه هاش عادت کردن. اینم به خاطر دیدن فیلم

    و سریال هایی که قدیم با تمرکز نگاه میکردیم ایجاد شده.

    ولی الان میگم اصلا اینطور نیس که یهو شرایط خراب بشه. اصلا قانون تکامل اجازه نمیده. اگرم تضادی ام بیاد گذراست و برای رشد ماست.

    و مورد بعدی یه چیزی که چند وقته مدام درونم تکرار میشه یکی از اگاهی های دوره احساس لیاقته، اینکه ما نباید به خودمون گیر بدیم یا با خودمون در بیفتیم یا به خودمون برچسب بزنیم یا همون خودسرزنشی، همه این موارد احساس لیاقت ما رو هدف گرفته.

    احساس لیاقتی که از مهم ترین عامل های رسیدن ما به خواسته مون هست.

    از توی همین 2 تا فایل مصاحبه این پروژه ارزشمند فهمیدم برای رسیدن به هر خواسته ای باید

    1_باورهای همانگشو بسازی و تثبیت کنی و ادامه بدی و

    2_ عزت نفس و خودباوری که من میتونم از پسش برمی ایم و حس لیاقت داشتنشو توی وجودت احساس کنی.

    فقط همین و همین.

    ولی باید بدونیم شیطان هم از این موارد مطلع هست اگه من تازه فهمیدم اون خیلی وقته که میدونه. برای همینه به هر شکلی که شده از راه مقایسه، از راه خودسرزنشی، از راه کمال گرایی، از طریق پاشنه اشیل و ترسوندن و حتی یه روز کمتر توی سایت بودن میخاد حالتو و احساستو خراب کنه و بگه تو خوب متعهد نیستی پس لیاقتشو نداری واقعا اینا مواردیه که این چند وقته مدام توی مغزم می چرخه.

    خداوند خودش ما رو هدایت کنه به مسیر درست و صراط مستقیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1265 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگر

    گام دوم

    خدایا هزاران بار شکرت که دومین روز رو هم پای تعهدم موندم و پنج ساعت یکسره پای گوش دادن دوره نشستم و نکته برداری کردم و باورتون نمیشه که وسط این نکته برداری ها و منطق آوردن ها تو اون قسمتی که استاد درمورد عزت نفس و احساس لیاقت صحبت میکنند، خداوند بزرگترین باور محدود کننده من رو برام واضح کرد

    باور عدم خود ارزشی و احساس لیاقت باوری که باعث شده خودم رو مهم و ارزشمند ندونم

    باوری که حتی باعث شرک هم میشه چون من از همسر و فلانی و فلانی به طور ناخوداگاه بدون اینکه قلبی بخوام ازشون توقع حمایت دارم اینکه هوامو داشته باشن اینکه تاییدم کنن و با تایید دیگران احساس مهم بودن و ارزشمندی میکنم

    یه حس خیلی قوی میگه وقتی این باور احساس عدم لیاقت رو بهبود بدی وقتی خودت، خودت رو دوست داشته باشی وقتی احساس ارزشمندی کنی

    رها میشی، سبک میشی، بی توقع میشی، موحدتر میشی،متوکل تر میشی

    اونوقته که رشد میکنی از هر لحاظی پیشرفت میکنی…

    خانم شایسته عزیزم سوال پرسیده بودین که چطور به خودتون انگیزه میدین برای استمرار در این مسیر، چه منطق هایی برای خودتون میارین که عقب نکشین..

    دیروز که گام اول روشروع کرده بودم بعدازظهرش به تضادی برخوردم و به لطف خدا از خودم راضیم که تونستم کنترل ذهن داشته باشم، اومدم تو سایت و کامنت خوندم اونقدر خودم رو با کامنتا مشغول کردم که اون احساس خشم و کینه سرد شد و آرام تر شدم و تونستم سریع خودم رو از اون احساسات نامناسب خارج کنم

    برام سوال بود که آخه اول پروژه با اون همه احساس خوب سر صبح چرا این تضاد پیش اومد

    با خودم تکرار کردم الخیر فی ما وقع

    بعد از آروم شدنم از اون تضاد حسابی انگیزه گرفتم گفتم من باید متعهد بمونم توی این مسیر باید خودم رو بالا بکشم باید مدارم رو بالا ببرم من اگر میخوام از شرایط الان و آدمای دورو برم جدا بشم و به مدار بهتری وارد بشم باااااید ادامه بدم

    من چاره دیگه ای ندارم من فقط خودم رو و هدایت و حمایت خدارو دارم

    من نه برای هیچ کس دیگه ای مهمم نه کسی میتونه برای زندگی من کاری انجام بده…

    امروز صبح هم که موقع نکته برداری فایل دوم خداوند از ایراد کارم و از باور عدم احساس لیاقتم که کاملا به تضاد دیروز مرتبط بود آگاهم کرد و اونجا فهمیدم که واقعا هرچی پیش میاد خیره و در دل هر ناخواسته ای خیری برای ما وجود داره

    من هزاران بار به خودم میگم من از این مسیر نتایج دیدم و الان هم هیچ آپشن دیگه ای وجود نداره برای تغییر زندگیم جز این مسیر پس بااااید ادامه بدم بااااید

    فقط هرروز یه قدم بردارم، هروز یکم بهتر همییین…

    خدایا ای مهربانتر از خودم به خودم هوامو داشته باش…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2067 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»

    «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»

    —————————————————————–

    سلام به اساتید عزیزم و دوستان همراه و گرامی

    تعهد یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.

    مهاجرت به مدار بالاتر، از قدم برداشتن در راستای ایجاد این عادت های فکری و رفتاری قدرتمند کننده شروع می شود. یعنی بهبود فکر، رفتار و عملکرد از همان جایی که هستید، با همان شرایط و امکاناتی که دارید.

    دیشب تو کامنتم نوشتم که فهمیدم باید در مورد قانون تو لحظاتی که ذهنم اذیت میکنه بیشتر با خودم صحبت کنم و سعی کنم تحت هر شرایطی خودمو به احساس بهتر برسونم، صبح داشتم جلسه اول عشق و مودت رو مرور میکردم، احساسم جالب نبود اما اتفاقی که افتاد دیدم بلافاصله قانون به یادم اومد که چون تمرکزم نا خواسته روی ناخواسته هامه احساسم بد شده پس باید بیام یجوری روش کار کنم که مدت بیشتری جواب بده حسم درونی بهتر بشه ، و یادآوری قانون تغییر زاویه دید و هماهنگ کردنش با نگاه روح باعث شد آرامتر و امیدوارتر بشم و میخوام که بهش عمل کنم نگرانی هامو بنویسم و نگاه متفاوت هماهنگ با روح رو به صورت عبارات مثبت بنویسم واز اونجایی که این دلیل این نگرانی ها بیرونی و یجورایی روتین زندگیمه الان ، هرروز به خودم یادآوری کنم و احساسمو خوب نگه دارم.

    قبلا سعی میکردم بیشتر اعراض کنم چون چیزی نیست که دست من باشه، اما الان میخوام به شیوه متفاوت عمل کنم و با نگاهی که احساسم رو خوب میکنه ذهنمو کنترل کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3618 روز

    بنام خداوند هدایتگر مهربان

    خدایا هرآنچه دارم از آن توست و از تو به من رسیده است

    سلام و درود بر استاد عباس منش گرامی و سرکار خانم شایسته عزیز

    همانگونه که در کامنت قبل در مورد کاشت بذر گوجه و فلفل اشاره کردم، وقتی که ما در گلخانه تصمیم گرفتیم که امسال میخواهیم فلفل و گوجه بکاریم ابتدا اقدام کردیم به خرید بذر این گیاهان و بعد هم بذرهای را به محلی که مخصوص کاشت بذر تا رسیدن به نشاء بود برده و آنها را در ظرف‌های پلاستیکی که حاوی خاک مخصوصی بود کاشتیم،

    این کاشتن بذرها در خاک و آب دادن به آنها و فراهم کردن محیط مناسب برای رشد آنها و مهمتر از همه صبر کردن برای جوانه زدن آنها به این دلیل بود که می‌دانستیم و مطمئن که اگر ما بذرها را بکاریم و شرایط لازم که شامل محیط گرم با دمای ثابت و همچنین نور کنترل شده بود را فراهم کرده و صبر کنیم صددرصد بذرها جوانه زده و از خاک سر بیرون می‌آورند، چرا؟

    چون هم خودمان قبلاً از اینکار نتیجه دیده بودیم و هم افراد زیادی اقدام به این کار میکردند و هم اینکه طبق قانون این اتفاق صددرصد بایستی رخ میداد و غیر از این ممکن نبود بشود و این روند طبیعی کاشت و رشد گیاه است

    بنظر من در پاسخ به سوال دوم سرکار خانم شایسته:

    چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟

    این بهترین منطقی است که من میتوانم به ذهنم بدهم که همانگونه که من مطمئن بودم اگر بذر را در خاک قرار داده و شرایط لازم را برای رشد آن فراهم کنم صددرصد بعد از مدتی که لازم بود گیاه جوانه زده و سرازخاک در می‌آورد و غیر از این راهی نداشت

    من هم بقول استاد که فرمودند من دیگه فهمیدم که قضیه همینه و شک خاصی نداشتم، جواب میدهد فقط من باید بهتر کارکنم

    من هم اگر مثال کاشتن بذر را در ذهنم یادآوری کنم که همانگونه که من بذر را کاشتم و بعد از مدتی شاهد بودم که رشد کرده و از خاک سربرآورده و ساقه و برگ آن نمایان شد

    من اگر روی باورهایم آگاهانه و متعهدانه کار کنم صددرصد این کارکردن من منجر به نتیجه خواهد شد

    من شک ندارم که این روش درست است فقط اگر بخواهم نتایج مورد انتظار من باشد باید بیشتر کار کنم؛

    وقتی که در گلخانه من نتیجه که همان سربرآوردن جوانه گیاه از خاک بود را دیدم، دلگرم‌تر و امیدوارتر شدم که بله مسیر من کاملاً درست است و در صورت ادامه دادن نتایج بزرگتر که همان به بارنشستن گیاه است هم رخ خواهد داد

    در خصوص کارکردن روی باورها هم به همین شکل است که وقتی من شروع میکنم به کارکردن روی خودم از همان ابتدا حالم و احساسم بهتر خواهد شد و اگر این نتیجه بتواند ایمان و انگیزه من را بیشتر کند و من ادامه بدهم مسلماً نتایج بزرگتر هم از همین مسیر برای من اتفاق خواهد افتاد

    در مورد سوال دوم و منطقی که میتونم برای خودم بسازم این است که من اگر مسیر کاشت تا برداشت را بدرستی انجام میدادم و مراقبت میکردم از محصولم، غیر ممکن بود که محصولی که میخواهم را بدست نیاورم یا اگر مراقبت و جلوگیری میکردم از حمله آفات، محال بود که محصول من کیفیت بازار پسند را نداشته باشد؛

    یعنی نمیشد که من زحمت خودم را کشیده و تمام مسائل را رعایت کنم ولی یکشبه مثلاً تمام محصول من از بین برود مگر اینکه اول یک آفت کوچک به داخل گلخانه نفوذ میکرد و من از همان ابتدا آن را از بین نمیبردم و اجازه میدادم تا این آفت رشد و تکثیر پیدا کرده و کل گلخانه را گرفته و گیاه و محصول من را از بین ببرد و این کار یکمرتبه اتفاق نمی‌افتاد و بستگی به من داشت که چگونه از

    گیاهان مراقبت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    عرفانه تیموری گفته:
    مدت عضویت: 2844 روز

    سلام و خداقوت ب همه دوستان و استاد عزیز و خانم شایسته محترم و دوست داشتنی.

    میخاستم جواب سوال رو بدم.

    سوال:حالا ک میدانید نتایج پایدار یک روند تکاملی است و یک شبه اتفاق نمیفتد،بلکه بااستمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد میشود،درلحظاتی ک ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید،به چ شکل میخواهید انگیزه های خود رابرای استمرار دراین مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان،پای شمارا بلرزاند؟

    جواب:بذارید ازینجا شروع کنم.من چندسالی هست ک عضو این سایت هستم.حتی دوره کشف قوانین رو هم تهیه کردم ولی واقعا این مهم نیست ک چندسال هست عضوی بقول استاد مثل کسیکه باشگاه ثبت نام میکنه ولی فقط ثبت نام کرده و هیچ تمرینی نداشته،منم همینطور بودم.اصلا این حرفارو قبول نداشتم.حتی دوره رو هم نصفه نیمه گوش کردم و دیگه رفتم پی کارم.گاهی میومدم ی سرکی میکشیدم و دوباره میرفتم.

    تااینکه5ماه پیش واقعا تصمیم گرفتم ک باور کنم. دقیقا استاد توی فایل مقدمه فکر میکنم بود ک گفتند اگر باور کنید….

    و من تصمیم گرفتم یکبارم ک شده باور کنم حرفای استاد رو.باخودم گفتم حالا ضرر ک نداره.سعی کن باور کنی و فعلا فقط گوش کن ببین چی پیش میاد. و واقعا تصمیم گرفتم اینبار باور کنم.چون این حرف استاد ک گفتند اگه باور کنید خیلی بدلم نشست.متوجه شدم اصلا کلا من از قدم اول مشکل دارم.مشکل من در باور نکردن بود.آخه مگه میشه یکی اصلا از بیخ و بن حرفای ینفرو قبول نداشته باشه و هی برچسبهای مختلف ب طرف بچسبونه ولی از اون طرفم بخاد شاهد نتایج باشه؟

    واسه همین در درجه اول مهمه ک ابتدا این حرفها رو قبول داشته باشیم و باورش کنیم.استاد رو باور کنیم.مسیرش رو باور کنیم.نتایجش رو باورکنیم و درنهایت آموزه هاش رو.

    و برای منم این مسیر و همین نتایج خیلی ریز از اون لحظه ای شروع شد ک تصمیم گرفتم حرفای استاد رو باور کنم.این قدم اول برای من بود.ک اگه سالهاپیش ک دوره رو خریدم توی مداری میبودم ک باید،الان کلی جلو بودم ولی خب اشکال نداره.

    بعداز قدم اول دیگه شروع کردم ب گوش دادن فایلها.اینبار جدیتر.اصلا قابل قیاس باچندسال پیش نیست.وقت و تمرکز گذاشتم روی فایلها و و بعدشم انجام تمرینها.یعنی یادمه وقتی تعهد رو نوشتم داخل دفترم ی انرژی خاصی اومد تو وجودم ک جنسش متفاوت بود.این انرژی انگار بطور نامحسوس این وعده رو بهم میداد ک اینبار همه چی فرق میکنه.همین مسیرو برو.

    شروع کردم تمرینهارو انجام دادن.ب مدت فقط شاید 4ماه من فقط فایل جلسه اول رو گوش میکردم و تمرین کدنویسی رو انجام میدادم.آخه با انجام این تمرین شروع شد خیلی خیلی زود نتایج ریز و درشت برام اتفاق افتاد.همون نتایج ریز هم ب ظاهر ریز بود ولی برای من خارق العاده بود.

    چون هی کمکم میکرد ک برام قانون باورپذیرتربشه چ قانونی؟اینکه من خودم خالق شرایط و اتفاقهای زندگیم هستم.این توانایی هست ک خداوند از روی عدالتش به همه داده.همه این قدرتو دارند.

    پس همینا باعث میشد بااینکه نتیجه ی خاصی ک حالا از اول کار مدنظرمن بوده مثل شرایط مالی یا خونه و ماشین و اینا ولی ناامید و مایوس نشم. بااینکه توی این مدت ک الان 5ماه گذشته هیچ پیشرفت فوری و آشکاری ندیدم،ولی تاالان ک انگیزه هامو دارم و شک و تردیدی ب سراغم نیومده.یعنی میدونی موضوع چیه؟ یجورایی پر این آموزه ها و انرژیش آدمو میگیره.انگار دیگه آدم راه دررویی نداره.دیگه هر کاریم بکنی،نمیتونی پسرفت داشته باشی.فقط باید پیش بری.با تمرکز گذاشتن،با همون درکهای نصفه نیمه ای ک بدست آوردی و حالا باید روزانه کوچولو کوچولو توی زندگیت،توی روابطت،رابطه باخودت دیگران باخدا، توی کسب و کارت،توی مسایل مالیت،توی سلامتیت اجراشون کنی.عجله ای هم نیست. البته ک هرچقدر وقت و تمرکز و انرژی بذاری نتایج هم ملموس تر و اعجاب انگیز تر و بزرگتر میشه.

    من همه ی عمرمو فقط حرص دیگران رو خوردم. حرص همسر بچه خواهر برادر پدر مادر. همش گفتم اونو چیکارکنم.برای اون یکی چ قدمی بردارم.

    شام اون یکی چی میشه.ناهار اون یکیو چی بپزم. کی خونه رو نظافت کنم.یکم ک بچه هام بزرگتر شدند حالا چیکارکنم ک سنار پول دربیارم خرج بچه هام کنم.نیازهاشونو برطرف کنم. و…

    و عملا هیچ کار خاصی واسه رشد خودم دل خودم عشق خودم نکردم.البته بجز رانندگی شنا و کوهپیمایی ک اونم دیگه بجز رانندگی سالهاست ک انجام نشده.واسه همین ترجیح میدم بجای اینکه وقت بذارم و هی از بالا تا پایین خونه رو بسابم،وقت بذارم واسه فایل گوش کردن و کامنت گذاشتن و تمرین انجام دادن.اینه ک بقول استاد مهدی خانی ک استاد دانشگاهی استاد عباسمنش بودند،این آموزه ها هم بدرد دنیای من میخوره هم آخرتم.

    پس سعی میکنم همین نتایج کوچک رو ببینم.همینا باعث میشه انگیزه هام واسه ادامه حفظ بشه. و تردید نکنم.

    من هنوز خیلی راه هست ک باید طی کنم.خداروشکر ک این مسیرو قبلا استاد رفتند و کار واسه ماها خیلی راحتتر شده.

    ممنونم و شاکر خداوندم ک این مسیر رو روزی من قرار داد و سپاسگذارم از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دلسوز.

    دوستتون دارم.عرفانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: