اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به چه چیزهای خوش رنگ و لعاب روزانه و عادتهای رفتاریم نه بگویم تا وقت آزاد بیشتری برای کار کردن روی باورهام آزاد بشه
یکی از مواردی که وقت زیادی از من رو تا قبل شروع پروژه مهاجرت به مدار بالاتر میگرفت پرسه زدن در شبکه های اجتماعی بود که با امید به خدا به این مورد نه گفته ام تا هم وقت بیشتری برای کار کردن روی باورهام داشته باشم و هم اینکه ذهنم کمتر درگیر چیزهای چرت و پرت شود.
به چه چیز بله بگویم؟ به وقت بیشتری رو گذاشتن در سایت استاد و منطقهای قوی آوردن برای ذهنم که این مسیر مسیر سعادته، مسیر موفقیته، مسیر شادیه
چه درسهایی از این فایل گرفتم؟
1- پیشرفتهای ریز و درشتم رو ببینم تایید کنم و تحسین کنم و سپاسگزار باشم
2- افکارم رو آگاهانه کنترل کنم و ورودی ها منفی رو جلوش رو بگیرم و روی نکات مثبت توجه بیشتری بکنم
3- اگر در مسیر درست حرکت کنیم هیچ اتفاق ناخواسته ای برامون نمیفته و هیچوقت آنچه که تکاملی بدست آورده ایم به یکباره از دست نمیره
4- با استمرار و ساختن باورهای بنیادین نتایج هم پایدار میشه و همیشه رو به جلو حرکت میکنیم
5- اگه ترمز ها رو برداریم سرعت حرکت مون بیشتر وبیشتر میشه
6- روی کارمون تمرکز بزاریم و به الهامات توجه کنیم و از مسیر لذت ببریم
7- عشق انرژی و تمرکز رو روی هرکاری بزاریم نتیجه میگیریم
اگه با ایمان در این مسیر حرکت کنم و عوامل بالا رو رعایت کنم روز بروز سرعت رشدم بیشتر و بیشتر میشود
درود براستاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسم…
داستانی شنیدم که احتمالا همه ی دوستان شنیدن که یک شخصی برای اینکه پیشرفت کنه توی بسکتبال میره پیش یک مربی و پول زیادی هم میده که مربی هرچی میدونه رو بهش بگه که خیلی زود شاهد پیشرفت و پیروزی های زیادی بشه…
چند هفته ای میره و تا میره برا تمرین مربی بک توپ بهش میده و میگه 500تا توپ بنداز توی تور…
بعد از چند وقت اون بازیکن فکر میکنه میگه منکه پول زیادی دادم که این مربی هرچی در توانش هست بمن یاد بددکه من پیشرفت کنم الان چندماه فقط میگه روزی 500تا توپ بنداز توی تور و همین فکرشو بصورت اعتراض میره به مربیش میگه…
مربی شخص دانایی بوده به بازیکن میگه تموم تلاش بک بسکتبالیست اینه که توپ رو توی تور بندازه و تو فقط کافیه همین مهارت رو خیلی دقیق یاد بگیری تا به اون هدفت برسی…
من از عید 403 که خداکمکم کرد و تصمیم گرفتم جدی رو خودم کار کنم و هرروز توی این سایت الهی هستم چندتا جمله طلایی رو روی برگه نوشتم و روی میز کارم جلوی چشمم چسبوندم…
سپاسگزاری نزدیک ترین فرکانس به خداوند…
تمرکزبر زیبایی ها
کنترل ورودی ها
حال خوب احساس خوب
من خالق زندگی ام هستم
درک قانون تکامل
درک هدایت های خداوند…
500تا پرتاب توپ های من همیناست
دارم سعی میکنم درک کنم عجله نکنم من باید تکامل رو طی کنم و با گوش دادن به فایل ها و به اجرا درآوردن در کارام دارم حس میکنم جواب میده…
مثلا خیلی دقیق توی ساعات مشخص تو جایی که باید باشم قرار میگیرم…
وقتی سپاسگزاری میکنم کارام بهتر و روان تر پیش میره…
وقتی میخوام ذهنم رو کنترل کنم یک نجوایی میاد حالا بهتره به این مشکل فکر کنی تا بتونی طرفو محکوم کنی ولی بخودم میگم من خالق زندگی تم هستم من چه باوری داشتم که این مشکل رو جذب کردم…
خیلی پیشرفت چشگیری ندارم تازه شغلی که تموم جنسم نسیه فروش میرفت هم کنار گذاشتم ولی خیلی نشونه ها دارن حرف مبرنن که راه درسته ..شاید الان خبری به اون صورت نیست ولی تکاملم رو که طی کنم میدونم نتایجم بهتر میشه…
نجواهای دهنم خیلی تلاش میکنن که خودتو گول نزن ی ذره منطقی باش داری خودتو نابود میکنی ولی بخودم میام میگم باشه تو درست میگی من ایمان دارم که خداوند منو هدایت میکنه ازم حمایت میکنه تا راه درستم رو پیداکنم…
اون خدایی هست که تاامروز هرلحظه منو هدایت کرده..وقتی فکر میکنم میبینم خیلی مواقع اگر خدا اون کمکا رو نمیکرد بهم من اصلا سالیان پیش نابود شده بودم پس اون حواسش بمن هست و منم ازش درخواست میکنم…
استادشمااول فایل گفتیدبرای ضربه ایستگاهی فوتبال(که من مطلب اخرراگرفتم)بایدتمرین وتمرین واستمرارباشه که این روبایدتویادگیری قوانین داشته باشیم.
سوالی که شمااستادشایسته درکپشن پرسیدیدومن درپاسخ شما:من دریافتم که همه چیزباوره ماآدمهابه چیزی که لیاقت داریم نمیرسیم به هرآنچه که باورداریم میرسیم.
من دراین مسیرباید(مسیرخودشناسی وخودباوری وباورهای توحیدی…)تعهدداشته باشم چون مسلمامن خییلی بهترازروزهاوسالهای قبلم شدم درسته که مدت عضویت ام زیاده اینم برمیگرده به گذشته ام واصلابه گذشته ام زوم نمیکنم وافرادموفق افرادی که ازقانون نتیجه گرفتندرابایدتحسین کنم.
لیست خودم برای کارکردن روی خودم:
1.کنترل ورودیها2.آگاهانهباورهاراتغییردادن3.شکرگزاری داشتها4.احساس خوب پایدار5.کارکردن برباورهای توحیدی6.مواقع تضادکنترل ذهن داشتن7.کارکردن روی باورهای فراوانی(راحترین روش دیدن سریالهای سفربه دورامریکا)8.هرروزمراجعه به سایت وکارکردن روی دوره ها9.توجه به نکات مثبت(هم ادمهای اطرافم وهم محیطی که زندگی میکنم) 10.لذت بردن ازمسیر
ازشمادوستان هم که این مطلب رومیخونیداگه نکته ای هست که من جاگذاشتم رواینجاذکرکنید. متشکر
قانون فرکانس و این که به هر چیزی که توجه کنین از اصل همان چیز وارد زندگی ما میشود
وقتی من کانون توجه خودم را آگاهانه انتخاب میکنم و خساست به خرج میدهم درست از همان لحظه شرایط و اتفاقات شروع به تغییر کردن به نفع من میکنند
سوال:
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند
اگر در مسیر متعهد باشیم و ایمان داشته باشیم که قوانین به درستی کار میکنند با تعهد بیشتری عمل میکنیم و اگر یک جای دیدیم که نتایح هیچ تغییری نمیکند فقط و فقط باید تمرین بیشتر کنیم ؛چون کل نتایجی که من گرفتم فقط و فقط از این مسیر بوده چه آگاهانه چه وقتی که اصلا از قانون خبری نداشتم
امروز من متن گام دوم مهاجرت به مدار بالاتر رو خوندم وهنوز فایل رو گوش ندادم (البته قبلا چندین بار فایل های مصاحبه با استاد رو گوش دادم ) ولی الان با یک نگاه جدیدتر و با تمرکز بیشتری میخوام گام به گام پیش برم
یه باور محدود کننده ای که در ذهن من هست اینه که هروقت میخوام فایل های رایگان رو گوش کنم و باهاش پیش برم ذهنم میگه تو که چند تا دوره خریدی پس خیلی بهتره که بری دوازده قدم رو از اول گوش کنی تا فایل رایگان و معلومه که از اون بهتر نتیجه میگیری
ولی من میدونم که این باورم مشکل داره چون مطمئنم خانم شایسته و استاد عباس منش برای فایل های رایگان هم از دل و جون مایه میزارن تو مرحله اول باید سعی کنم این باور رو کمرنگکنم و باور درست رو جایگزینش کنم
یه مورد دیگه درباره سوال آخر اینکه چطور وقتی هنوز به نتیجه نرسیدیم خوش بین باشیم به ادامه مسیر به نظرم جواب اینه که با فلاش بک زدن به اتفاق ها وپیشرفت های گذشته و پذیرفتن شرایط فعلی و مهمتر از همه مقایسه نکردن
من تازه متوجه شدم که علت اصلی خیلی از حال بدی های من مقایسه کردن شرایط خودم با افراد دیگه است وگرنه خود زندگی من به خودی خود مشکلی نداره
سلام به همه ی دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین
1) باید نتایج کوچک رو ببینم و ادامه بدم تا به نتایج بزرگتر برسم، نباید ناامید بشم.
تو کامنت خانم ماریا اکبری خوندم: «دراجرای قوانین مهارت کسب کنم و هوشمندانه ارتباط بین نتایج و طرز تفکر و رفتار مو ،پیدا کنم و هی تصحیح مسیر کنم»
به نظرم این خیلی مهمه که مدام ارتباط بین نتایج و نگرش و عملکرد جدیدم رو برای خودم مرور کنم بگم نگین قبلا این چیزها رو تو زندگیت نداشتی، نگین تو قبلا این درآمد و این احساس آرامش تو رابطه عاشقانه رو نداشتی، تو این ده سال گذشته اصلا هیچ دوستی نداشتی ولی الان دوستایی داری که باهم حسسابی میخندین، قبلا خیلی سخت خرج میکردی ولی الان همیشه پول سمتت میاد و به راحتی خرج میکنی.
2) باید با اطمینان از رسیدن به خواسته هام حرف بزنم (چیزی که من همیشه ازش ترس داشتم اگه نشد چی؟ الان هم سعی میکنم حرفی نزنم تا انرژی منفی از بقیه نگیرم، فقط سکوت میکنم)
نگین اگر تو مسیر درست رو بری کم کم اتفاقاتی میافته که تو رو به خواسته ات نزدیکتر میکنه و در نهایت بهش میرسی، خودم هم میدونم این ترس از نرسیدن بخاطر ترس از مسخره شدن توسط دیگرانه (عزت نفس رو بیشتر کار کن نگین)
این جمله رو هم از کامنت خانم ماریا اکبری برداشتم، «اگر در مسیر درست بمونم و نتایج پایدار بگیرم هرگز یک شبه سقوط نمیکنم چون در ذهنم تغییرات بنیادین ایجاد کردم»
دیگه ترسی نخواهد بود که اگر بیشتر پیشرفت نکنم چی؟ اگر همین راه رو برم اما به خواسته ام نرسم چی؟ و در ادامه برای من ترس از مسخره شدن توسط دیگران هم از بین خواهد رفت.
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز که این فایلها را با شکیبایی و پیوستگی برای خود و ما آماده کردهاند و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی عزیزان همراه و همفرکانسم
ای والله استاد، من هم مدتها بود که در کسب و کارم دچار رکود شده بودم. اوائل فکر میکردم که دارم درجا میزنم ولی بعد فهمیدم که درجا زدنی وجود ندارد بلکه من دارم عقب میرم و پایین میرم. مدتها کارهام شده بود همون کارهای روزمره و تکراری. با این که زیاد کار میکردم ولی کارم بهرهای نداشت. تا اینکه با هدایت الله به سوی محصولات شما و بهویژه محصولاتی مثل دورهی آفرینش و احساس خود ارزشمندی و روانشناسی ثروت سه هدایت شدم و حالا هم تو این بخش هستم و کلا دارم آرام آرام میفهمم که باید هر کاری را با طی کردن مراحل تکاملیام انجام بدم. من پیش از این خیلی عجول بودم و میخواستم که یک شبه ره صد ساله را برم و هر بار هم به عقب میرفتم و اوضاع بدتر از بدتر میشد. حالا دارم آرام آرام میفهمم که نباید عجله کرد و باید گذاشت که نتایج تثبیت بشن! حالا دیگه دارم آرام آرام میفهمم که هرچه هست، همون قوانین الهی توحید و توجه و تمرکز به اهدافه که من را به نتیجه میرسونه و بس! و دیگه دنبال راه دیگهای نیستم.
پیش از اینها، زود یه کار را رها میکردم ولی حالا اونقدر ادامش میدم که در هنگام مناسبش به نتیجهی مطلوب برسه.
واقعا خدا را شکر میکنم برای این نعمت!
منم فیلم راز را خیلی سال پیش دیدهام ولی اون موقع نفهمیدم که چی دیدم و تنها ادعای این را میکردم که آره همه چیز دست منه و همه چیز را من با افکارم کنترل میکردم ولی، چیز خاصی برام پیش نیومده بود چون اصلا نمیدونستم که باید روی خودم کار کنم و باید کانون توجهم را در هر شرایطی تنها روی خواستههایم متمرکز کنم. البته نباید بی انصاف باشم! بالاخره آغاز تحول من از همون زمان بود. گرچه که من خیلی کند پیش رفتم و البته که تجربههای تلخی هم داشتم ولی حالا که خوب فکر میکنم میبینم که اگر اون روزها نبودن، من اینجا نبودم! با این حال، اون روزا بودن چیزهایی که برای من با افکارم به شکل آگاهانه پیش میومدن. مثلا یادم هست که من باید کاری را برای یکی از همکارانم انجام میدادم ولی، نتونسته بودم که انجامش بدم. توی قطار به سمت تهران و تنها توی کوپه نشسته بودم که بلند شدم و با صدای بلند روبه آیینهی کوپه ایستادم و گفتم: آقای مهندس … شما به من زنگ میزنی و میگی که برات کاری پیش اومده و نمیتونی که من رو ببینی و از من معذرت میخوای و من هم با ادب، قرار دیگری با شما میگذارم! و باورتون نمیشه، پانزده دقیقه بعد همین شد و خودم هم دهانم باز موند! چند بار دیگر هم این کارها را مردم ولی نمیدونستم که این کارها تظاهر و نشانهی افکار تغییر کردهی منه و اگه باورهام را عوض کنم، اگه ورودیهام را فیلتر کنم، میتونم زندگیم را تغییر بدم و اونجوری که میخوام بسازمش!
ولی حالا دیگه اینجوری نیست! درسته که نتایجم نسبت به خیلیها شاید چشمگیر نباشه ولی دارم میبینم که همه چیز داره با افکارم که کنترلشون میکنم، شکل میگیرند. دارم میفهمم که همه چیز داره با کنترل ورودیهام و ساختن باورهای نامحدود و مثبتم اینجوری که میخوام شکل میگیره و جوری کارهام داره پیش میره خدا را شکر که، گاهی باورم نمیشه که خدایا چه جوری اینجوری عالی پیش میره و چندین برابر آنچه که انتظار داشتم نتایج خوبی بهدست میارم. گاهی میشه که شیطان میاد سراغم و من رو وسوسه میکنه که خودم را شایستهی این نعمات و برکات روزافزون الهی ندونم. مثلا دیروز برای پرزنت یکی از همکاران قدیمی رفته بودم که دیدم ایشان چند نفر دیگه از دوستانش که با هم در یک بنگاه مسکن کار میکنند را هم برای پرزنت آماده کرده است. خدایا یک آن، داشتم اسیر حس کم ارزشی میشدم که خدا من را هدایت کرد و بهم گفت: هی بچه! این نعمت منه! درکش کن و بگیرش! منم گفتم چشم و کار انجام شد! همین شکل اتفاق هم باز شب گذشته و درست چند ساعت پس از آن پرزنت دیروز صبح برام روی داد و باز هم داشتم متعجب میشدم که باز هم خداوند من را هدایت کرد و کار به خوبی پایان پذیرفت.
خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.
همه چیز هنگامی که بنیادی باشد و سنگهای بنا را یکی یکی و بدون شتابزدگی بچینی است که دیرپای خواهد بود و اگر هم همیشه از آن نگاهبانی نکنی و گاهی هم چون انسان هستیم خطا کنیم، برجای میماند و بنایی ماندگار میشود. همچون شاهنامهی فردوسی که گفته است:
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و توفان نیابد گزند
اینجوری باشه خوبه؟ یا اینکه با شتاب و عجله بخوای ره صد ساله را یک ساله بری و آخرش سر از ناکجاآباد درآوری؟ همه دوست داریم که سرانجامی خوش داشته باشیم و حتا اگر هم به قول دوستمان که از استاد پرسیدند که اگر ثروتتان را از دست دهید چه میکنید؟ پاسخ را استاد بزرگوارمان دادند و به بهترین شکل گفتند که اگر بنا را بنیادی ساخته باشی! دوباره بنا کردن آن بر روی زیرساخت و پی مستحکم کاری ساده و آسان است چون تنها نیستی و دادار هستی با ماست!
از صمیم قلب برای خودم و همهی شما عزیزان از درگاه خداوند یگانهی بسیار بخشاینده و بسیار مهربان که تنها فرمانروای جهانیان است بهترینها را آرزومندم.
سلام خدمت استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز و اعضای سایت
خدایا شکرت که بهم سعادت این رو دادی که شنونده این فایلها باشم و بتونم نظر بزارم .این فایل رو زمانی که گوش کردم در راستای پروژه گامهای مهاجرت به مدار بالاتر بود .من و همسرم حدود 6 سال پیش با فایلها آشنا شدیم و دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردیم و بعد از رها کردن فایلها و برداشتن تمرکزمون دوباره به همان وضعیت سابق برگشتیم حتی فایلهای سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکردیم اما به عنوان سرگرمی.اینبار دوباره شروع کردیم با تمرکز و قدرت و تعهدی که هرگز از این آموزشها دور نباشیم .نشانه ها پی درپی میایند…مثلا همینکه استاد میفرمایند که به میزان توجه به خواسته هامون نتیجه میگیریم ،ما چون با تمرکز سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکنیم ،وقتی اون حال و هوای خوب پرادایس رو میبینیم خودمون رو واقعا در اون فضا حس میکنیم و لذت میبریم و تنها سریال ما شده،سریال زندگی در بهشت…چند روز پیش بدون اینکه از قبل برنامه ریزی کرده باشیم یهو تصمیم گرفتیم به چمخاله در استان گیلان بریم و یک شب رو در خانه کارگر چمخاله اقامت داشتیم .با اینکه قبلا هم به این مکان رفته بودیم اما اینبار یه جور خاصی بود حالو هوامون …با اینکه شرایط محیط اونجا تغییری نکرده بود اما نگرش ما فرق کرده بود دقیقا همون بوقلمونها ،مرغ چینی،اردک ،طاووس،مرغ و خروسهایی که در زندگی در بهشت میدیدیم اونجا اونها رو دیدیم و با اینکه یک شب بود اما واقعا حالو هوای زندگی در پرادایس بهمون دست داده بود.شاید به نظر مسخره بیاد و بعضی ها بگن اونجا با اینجا….بله اما ما به این باور رسیده بودیم به میزان توجه و تمرکز به خواسته هامون نتیجه میگیریم و مدام با همسرم در اینباره صحبت میکردیم که به خاطر توجه به سریال زندگی در بهشت به اینجا هدایت شدیم …پس میشود….واگه تمرکزمون بیشتر باشه حتما نتایج بهتری میگیریم و باید قانون تکامل رو طی کنیم طبق گفته استاد به دوست عزیز که گفته بودن چرا بعضیها یهو متحول میشن و بعضی ها دیرتر نتیجه میگیرن ..دقیقا به خاطر قانون تکامله و این قانون در وجود هر کدوممون به یک میزان نیست و پله هایی که افراد برای تکامل طی کرده اند یه جور نیست به خاطر اینکه تمرکز و میزان توجهمون به موضوعات به یک اندازه نیست پس برای بعضی کوتاهتر و برای بعضی طولانیتر عمل میکنه.مثل خود من که 6سال پیش که همسرم فایل روانشناسی ثروت رو تهیه کرده بود ،من فکر میکردم عمل و توجه ایشون به این فایلها کافیه ،با اینکه منم میشنیدم اما پیش خودم میگفتم منکه شاغل نیستم پس توجه و عمل من کاری نمیکنه اما الان میفهمم که هر کسی باید جداگانه روی خودش و افکارش کارکنه والبته اینکه در یک خانواده همه با هم همفرکانس باشند تأثیرش خیلی بیشتره و قدرت نتایج هم بیشتر .و همه حالو هوای تغییر شرایط رو حس میکنند.من پسری 17ساله هم دارم که اون هم از 11سالگی با ما مینشست و شنونده فایلها بود اما چون آمیزه های نامناسبش در مورد قوانین زندگی و ثروت کمتر بودخیلی راحتتر آموزشها رو باور و عمل میکرد .به هر خواسته ای میخاست سریع میرسید ،وقتی جایی کسی در مورد کمبودها به خاطر عدم توجه پدر و مادر صحبت میکرد …میگفت هیچکس نمیتونه نرسیدن به خواسته هاشو تقصیر پدر و مادر یا دیگری بندازه …و به لطف آموزشهای استاد الان هرچی داره و نداره رو از عمل خودش میبینه و میگه مسئولیتش با شما نیست حتی وقتی تو این سن آرزوی داشتن ماشین و…داره میگه «خودم باید بخرم»نمیگه وظیفه شماست.وقتی به این بچه نگاه میکنیم میبینیم خیلی درستر از ما داره فکر میکنه و ما همش بهش میگیم افکار تو عباسمنشیه.استاد بزرگوار نمیدونید چقدر حال خوبی دارم وقتی که حس میکنم شما کامنت من رو میخونید و واقعا فرکانس مثبت شما رو حس میکنم و واقعا همین نتایج کوچک مثل رفتن به چمخاله با اون حسو حال ،بهمون انگیزه ی «شدن» میده والبته چون قبلا این «شدنها »رو تجربه کردیم با اعتماد و باور کامل جلو میریم .ممنونم از خانم شایسته عزیز برای این پروژه.خدا حافظتون باشه.
سلام به همه عزیزان و استاد عزیز و خانم شایسته گرانقدر که همچون استاد در مسیر رسالت همراهی رو این چنین زیبا به نمایش گذاشتند و تشکر بابت این همه تلاش و پشتکار برای ساختن این فایلها
من در ابتدا که به این سایت و استاد هدایت شدم و استاد عباسمنش و صحبتهای ایشون و فایلهایی دانلودی و محصولاتشون دیدم به واسطه نگاه متفاوتی بود که ایشون به خداوند و جهان هستی داشتند خیلی جذب شدم و اولین محصول رو جهانی بینی توحیدی بود که تهیه کردم و استفاده کردم در حقیقت من قیل تر هم در شرایط خوبی از لحاظ مالی و رابطه بودم و به طور ناخودآگاه از قوانین استفاده میکردم ولی با گوش دادن به استاد و تمرکز روی داشتهای که هر روز و هر روز برام عادی تر شده بود و زیبایی خودش از دست داشت میداد کم کم زندگی برام هی زیباتر میشد حالا آگاهانه به داشتهام دقت میکردم
حالا از چیزهای کوچک تری شروع کردم برای خلق اونها و ساختن اعتماد به نفس بیشتر
یادم هست برای اولین بار که میخواستم از قوانین برای رسیدن به خواستم به طور آکاهانه استفاده کنم روی جذب نیروهایی بهتر در بیزنسم بود که اینقدر خارق العاده و غیر قابل باور و حتی بازگویی افرادی با یکسری ویژگی بینظیر بهم مراجعه کردن که داشتم از هیجان سکته میکردم ا
ما با همه این شرایط در یک بازه زمانی از سایت و استاد و قوانین دوز شدم و فراموش کردم و هر بار به تضادی میرسیدم یک مروری میکردم و باز فراموشی تا یک روز عصر که منتظر بودم همسرم از مطب دکتر بیاد بیرون و نشسته بودم با گوشی رفتم تو سایت تا ببینم چه خبر هست که هدایت شدم به یک قسمت سایت که پاسخ به سولات بود و خانم شایسته پاسخ داده بودن و اون سوال هم همین طور بود که چرا قوانین فراموش میکنیم و از مسیر دور میشیم و پاسخ خانم شایسته من رو دیکه پایبند به قوانین کرد زمانی که یادم افتاد که باید همیشه به یاد داشته باشم که زندگی من نتیجه باور های من و کانون توجه خودم است و زمانی که علت این فراموشی رو این دلیل فهمیدم که احساس خوب برابر با اتغاق خوب و احساس بد برابر با اتفاق بد و این یعنی قانون و اصل
برای همین همیشه دیگه حواسم جمع کردم و کوچکترین نشانها رو با دقت توجه میکردم و از اون اتفاق دلیل برای رسیدن به شرایط بهتر استفاده میکردم و همیشه اتفاقات روز مره خودم شب ها با قوانین مطابقت میدم و انرژی که میگیرم برای فردا ازش استفاده میکنم و هیچ زمان نا امید یا خسته نشدم چون میدون جهان سیستم و دارای قانون است
امروز که تو زندگی همه ما هوش مصنوعی به نوعی نقش دارد دیکه چه منطقی بهتر از این گه وقتی یک سری قانون و اطلاعات پایه رو به سیستم بدی مثل چت جی بی تی همه سوالی رو و هر اطلاتی رو بهت میده براساس آنالیز هموم اطلاعات ابتدای و با نگاه به این همه دلیل برای بائر پذیری قوانین دیگه فراموشی یا نا امیدی از وجود قانون دیگه سختر از باور بودن قوانین است
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و هم دوره ای های گلم
……………………………………………………….
اگه نتایج بزرگ اتفاق نیوفتاده دلیلش چیه؟
اینکه من هنوز خوب روی خودم کار نکردم
برای نتایج کوچک شکر گزار باش
از لحظات فعلی لذت ببر
افکار و ورودی هات رو کنترل کن و با اطمینان قدم بردار و خواسته هات رو واضح بیان کن
……………………………………………………….
باتوجه به سوالی که از استاد پرسیده شد میخوام راجع به یه فکر اشتباه که تو سر خودم گاهی به وجود میومد حرف بزنم که با شنیدن توضیحات منطقی استاد کاملا اصلاح شد
من یه معلم هستم که یه شغل آزاد با درآمد خیلی بالاتر هم دارم امسال از آموزش و پرورش مرخصی گرفتم چون ادامه دادن تو دو تا شغل با همسر و فرزند خیلی سخت بود و به خاطر تفاوت درآمد ها عقل حکم میکرد که شغل آزاد رو انتخاب کنم
تنها نگرانی من هم زمان پیری و نداشتن حقوق بازنشستگی هست
یه فکر محدود کننده که خیلی توی سر من میچرخید این بود که
خب الان که داری کار میکنی و خوب هم داری پول در میاری اگه یه روزی پیر بشی و دیگه نتونی کار کنی و اونموقع به خاطر اتفاقات یا شرایط غیر قابل پیش بینی ثروت های اندوخته شده ات هم از دست بدی میخوای چیکار کنی؟
استاد عاشقتونم که دونه به دونه دارید به سوالات من جواب میدید و باعث رشد من میشید
الان جواب رو فهمیدم خدایا شکرت
من اگر درست روی خودم کار کنم و در مسیر درست باشم و به یه جایگاه خوب و ثروت عالی برسم هرگز یه شبه اینا از بین نمیره و شرایط برای کسی که روی خودش کار کرده هر روز بهتر و بهتر میشه
این موضوع یه نگرانی برای من ایجاد کرده بود که الان به درستی متوجه شدم
هرگز نتایجی که در مسیر درست اتفاق افتاده و با تکامل رخ داده یک شبه از بین نمیره و تو به صفر نمیرسی
فقط کافیه در مسیر درست باشی و در این مسیر استمرار داشته باشی و قانون تکامل رو رعایت کنی
وقتی تو روی خودت خوب کار میکنی و باور های خوبی میسازی که نتیجه اش پایداری نتایج هست هرگز یه شبه به صفر نمیرسی
……………………………………………………….
آیا میشه کسی با یک جمله متحول بشه ؟؟؟ خیر
ممکنه لحظه ی آخر رشد و پیشرفت کسی رو ببینیم و گذشته ای که فرد برای رسیدن به نتیجه داشته رو ندیدیم
اون شخص از قبل کلی باور های درست داشته که الان با شنیدن این جمله متحول میشه و تغییر میکنه
مثل رشد و جوانه زدن یک دانه که ریشه زدن دانه داخل خاک طی زمان طولانی رو نمیبینیم و فقط جوانه زدن اون رو میبینیم
در نتیجه هر رشد و تغییری آروم آروم اتفاق میوفته
و طبق قانون تکامل باید پیش رفت
……………………………………………………….
وقتی روی باور هات کار کنی از همونجایی که هستی و بدون حتی تغییر شغل
درآمدت شروع به بیشتر شدن و رشد کردن میکنه
……………………………………………………….
وقتی شما راه رو پیدا کنی با عشق و انرژی و تمرکز پیش بری قطعا در هر مسیری میتونی موفق بشی
مثل ترامپ در املاک در شو تلویزیونی در سیاست توانسته جز بهترین ها باشه
بنام پرودگار یکتا
سلام
تمرین دوم برای دومین جلسه مهاجرت به مدار بالاتر
به چه چیزهای خوش رنگ و لعاب روزانه و عادتهای رفتاریم نه بگویم تا وقت آزاد بیشتری برای کار کردن روی باورهام آزاد بشه
یکی از مواردی که وقت زیادی از من رو تا قبل شروع پروژه مهاجرت به مدار بالاتر میگرفت پرسه زدن در شبکه های اجتماعی بود که با امید به خدا به این مورد نه گفته ام تا هم وقت بیشتری برای کار کردن روی باورهام داشته باشم و هم اینکه ذهنم کمتر درگیر چیزهای چرت و پرت شود.
به چه چیز بله بگویم؟ به وقت بیشتری رو گذاشتن در سایت استاد و منطقهای قوی آوردن برای ذهنم که این مسیر مسیر سعادته، مسیر موفقیته، مسیر شادیه
چه درسهایی از این فایل گرفتم؟
1- پیشرفتهای ریز و درشتم رو ببینم تایید کنم و تحسین کنم و سپاسگزار باشم
2- افکارم رو آگاهانه کنترل کنم و ورودی ها منفی رو جلوش رو بگیرم و روی نکات مثبت توجه بیشتری بکنم
3- اگر در مسیر درست حرکت کنیم هیچ اتفاق ناخواسته ای برامون نمیفته و هیچوقت آنچه که تکاملی بدست آورده ایم به یکباره از دست نمیره
4- با استمرار و ساختن باورهای بنیادین نتایج هم پایدار میشه و همیشه رو به جلو حرکت میکنیم
5- اگه ترمز ها رو برداریم سرعت حرکت مون بیشتر وبیشتر میشه
6- روی کارمون تمرکز بزاریم و به الهامات توجه کنیم و از مسیر لذت ببریم
7- عشق انرژی و تمرکز رو روی هرکاری بزاریم نتیجه میگیریم
اگه با ایمان در این مسیر حرکت کنم و عوامل بالا رو رعایت کنم روز بروز سرعت رشدم بیشتر و بیشتر میشود
خدایا شکرت که من رو در مسیر آسانیها قرار دادی
درود براستاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسم…
داستانی شنیدم که احتمالا همه ی دوستان شنیدن که یک شخصی برای اینکه پیشرفت کنه توی بسکتبال میره پیش یک مربی و پول زیادی هم میده که مربی هرچی میدونه رو بهش بگه که خیلی زود شاهد پیشرفت و پیروزی های زیادی بشه…
چند هفته ای میره و تا میره برا تمرین مربی بک توپ بهش میده و میگه 500تا توپ بنداز توی تور…
بعد از چند وقت اون بازیکن فکر میکنه میگه منکه پول زیادی دادم که این مربی هرچی در توانش هست بمن یاد بددکه من پیشرفت کنم الان چندماه فقط میگه روزی 500تا توپ بنداز توی تور و همین فکرشو بصورت اعتراض میره به مربیش میگه…
مربی شخص دانایی بوده به بازیکن میگه تموم تلاش بک بسکتبالیست اینه که توپ رو توی تور بندازه و تو فقط کافیه همین مهارت رو خیلی دقیق یاد بگیری تا به اون هدفت برسی…
من از عید 403 که خداکمکم کرد و تصمیم گرفتم جدی رو خودم کار کنم و هرروز توی این سایت الهی هستم چندتا جمله طلایی رو روی برگه نوشتم و روی میز کارم جلوی چشمم چسبوندم…
سپاسگزاری نزدیک ترین فرکانس به خداوند…
تمرکزبر زیبایی ها
کنترل ورودی ها
حال خوب احساس خوب
من خالق زندگی ام هستم
درک قانون تکامل
درک هدایت های خداوند…
500تا پرتاب توپ های من همیناست
دارم سعی میکنم درک کنم عجله نکنم من باید تکامل رو طی کنم و با گوش دادن به فایل ها و به اجرا درآوردن در کارام دارم حس میکنم جواب میده…
مثلا خیلی دقیق توی ساعات مشخص تو جایی که باید باشم قرار میگیرم…
وقتی سپاسگزاری میکنم کارام بهتر و روان تر پیش میره…
وقتی میخوام ذهنم رو کنترل کنم یک نجوایی میاد حالا بهتره به این مشکل فکر کنی تا بتونی طرفو محکوم کنی ولی بخودم میگم من خالق زندگی تم هستم من چه باوری داشتم که این مشکل رو جذب کردم…
خیلی پیشرفت چشگیری ندارم تازه شغلی که تموم جنسم نسیه فروش میرفت هم کنار گذاشتم ولی خیلی نشونه ها دارن حرف مبرنن که راه درسته ..شاید الان خبری به اون صورت نیست ولی تکاملم رو که طی کنم میدونم نتایجم بهتر میشه…
نجواهای دهنم خیلی تلاش میکنن که خودتو گول نزن ی ذره منطقی باش داری خودتو نابود میکنی ولی بخودم میام میگم باشه تو درست میگی من ایمان دارم که خداوند منو هدایت میکنه ازم حمایت میکنه تا راه درستم رو پیداکنم…
اون خدایی هست که تاامروز هرلحظه منو هدایت کرده..وقتی فکر میکنم میبینم خیلی مواقع اگر خدا اون کمکا رو نمیکرد بهم من اصلا سالیان پیش نابود شده بودم پس اون حواسش بمن هست و منم ازش درخواست میکنم…
خداوندا
بی نهایت ازت سپاسگزارم…
بی نهایت سپاسگزار استادم و خانم شایسته عزیز هستم…
بی نهایت از دوستانم تواین سایت الهی سپاسگزارم…
عاشقتونم
به نام خداوندبخشنده مهربان
سلام به همگی…
استادشمااول فایل گفتیدبرای ضربه ایستگاهی فوتبال(که من مطلب اخرراگرفتم)بایدتمرین وتمرین واستمرارباشه که این روبایدتویادگیری قوانین داشته باشیم.
سوالی که شمااستادشایسته درکپشن پرسیدیدومن درپاسخ شما:من دریافتم که همه چیزباوره ماآدمهابه چیزی که لیاقت داریم نمیرسیم به هرآنچه که باورداریم میرسیم.
من دراین مسیرباید(مسیرخودشناسی وخودباوری وباورهای توحیدی…)تعهدداشته باشم چون مسلمامن خییلی بهترازروزهاوسالهای قبلم شدم درسته که مدت عضویت ام زیاده اینم برمیگرده به گذشته ام واصلابه گذشته ام زوم نمیکنم وافرادموفق افرادی که ازقانون نتیجه گرفتندرابایدتحسین کنم.
لیست خودم برای کارکردن روی خودم:
1.کنترل ورودیها2.آگاهانهباورهاراتغییردادن3.شکرگزاری داشتها4.احساس خوب پایدار5.کارکردن برباورهای توحیدی6.مواقع تضادکنترل ذهن داشتن7.کارکردن روی باورهای فراوانی(راحترین روش دیدن سریالهای سفربه دورامریکا)8.هرروزمراجعه به سایت وکارکردن روی دوره ها9.توجه به نکات مثبت(هم ادمهای اطرافم وهم محیطی که زندگی میکنم) 10.لذت بردن ازمسیر
ازشمادوستان هم که این مطلب رومیخونیداگه نکته ای هست که من جاگذاشتم رواینجاذکرکنید. متشکر
بنام خدای مهربان
قانون فرکانس و این که به هر چیزی که توجه کنین از اصل همان چیز وارد زندگی ما میشود
وقتی من کانون توجه خودم را آگاهانه انتخاب میکنم و خساست به خرج میدهم درست از همان لحظه شرایط و اتفاقات شروع به تغییر کردن به نفع من میکنند
سوال:
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند
اگر در مسیر متعهد باشیم و ایمان داشته باشیم که قوانین به درستی کار میکنند با تعهد بیشتری عمل میکنیم و اگر یک جای دیدیم که نتایح هیچ تغییری نمیکند فقط و فقط باید تمرین بیشتر کنیم ؛چون کل نتایجی که من گرفتم فقط و فقط از این مسیر بوده چه آگاهانه چه وقتی که اصلا از قانون خبری نداشتم
کنترل آگاهانه افکار و کانون توجه
بعد ایده ها میاد و هدایت میشویم به سمت خواسته هات
امروز من متن گام دوم مهاجرت به مدار بالاتر رو خوندم وهنوز فایل رو گوش ندادم (البته قبلا چندین بار فایل های مصاحبه با استاد رو گوش دادم ) ولی الان با یک نگاه جدیدتر و با تمرکز بیشتری میخوام گام به گام پیش برم
یه باور محدود کننده ای که در ذهن من هست اینه که هروقت میخوام فایل های رایگان رو گوش کنم و باهاش پیش برم ذهنم میگه تو که چند تا دوره خریدی پس خیلی بهتره که بری دوازده قدم رو از اول گوش کنی تا فایل رایگان و معلومه که از اون بهتر نتیجه میگیری
ولی من میدونم که این باورم مشکل داره چون مطمئنم خانم شایسته و استاد عباس منش برای فایل های رایگان هم از دل و جون مایه میزارن تو مرحله اول باید سعی کنم این باور رو کمرنگکنم و باور درست رو جایگزینش کنم
یه مورد دیگه درباره سوال آخر اینکه چطور وقتی هنوز به نتیجه نرسیدیم خوش بین باشیم به ادامه مسیر به نظرم جواب اینه که با فلاش بک زدن به اتفاق ها وپیشرفت های گذشته و پذیرفتن شرایط فعلی و مهمتر از همه مقایسه نکردن
من تازه متوجه شدم که علت اصلی خیلی از حال بدی های من مقایسه کردن شرایط خودم با افراد دیگه است وگرنه خود زندگی من به خودی خود مشکلی نداره
سلام به همه ی دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین
1) باید نتایج کوچک رو ببینم و ادامه بدم تا به نتایج بزرگتر برسم، نباید ناامید بشم.
تو کامنت خانم ماریا اکبری خوندم: «دراجرای قوانین مهارت کسب کنم و هوشمندانه ارتباط بین نتایج و طرز تفکر و رفتار مو ،پیدا کنم و هی تصحیح مسیر کنم»
به نظرم این خیلی مهمه که مدام ارتباط بین نتایج و نگرش و عملکرد جدیدم رو برای خودم مرور کنم بگم نگین قبلا این چیزها رو تو زندگیت نداشتی، نگین تو قبلا این درآمد و این احساس آرامش تو رابطه عاشقانه رو نداشتی، تو این ده سال گذشته اصلا هیچ دوستی نداشتی ولی الان دوستایی داری که باهم حسسابی میخندین، قبلا خیلی سخت خرج میکردی ولی الان همیشه پول سمتت میاد و به راحتی خرج میکنی.
2) باید با اطمینان از رسیدن به خواسته هام حرف بزنم (چیزی که من همیشه ازش ترس داشتم اگه نشد چی؟ الان هم سعی میکنم حرفی نزنم تا انرژی منفی از بقیه نگیرم، فقط سکوت میکنم)
نگین اگر تو مسیر درست رو بری کم کم اتفاقاتی میافته که تو رو به خواسته ات نزدیکتر میکنه و در نهایت بهش میرسی، خودم هم میدونم این ترس از نرسیدن بخاطر ترس از مسخره شدن توسط دیگرانه (عزت نفس رو بیشتر کار کن نگین)
این جمله رو هم از کامنت خانم ماریا اکبری برداشتم، «اگر در مسیر درست بمونم و نتایج پایدار بگیرم هرگز یک شبه سقوط نمیکنم چون در ذهنم تغییرات بنیادین ایجاد کردم»
دیگه ترسی نخواهد بود که اگر بیشتر پیشرفت نکنم چی؟ اگر همین راه رو برم اما به خواسته ام نرسم چی؟ و در ادامه برای من ترس از مسخره شدن توسط دیگران هم از بین خواهد رفت.
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز که این فایلها را با شکیبایی و پیوستگی برای خود و ما آماده کردهاند و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی عزیزان همراه و همفرکانسم
ای والله استاد، من هم مدتها بود که در کسب و کارم دچار رکود شده بودم. اوائل فکر میکردم که دارم درجا میزنم ولی بعد فهمیدم که درجا زدنی وجود ندارد بلکه من دارم عقب میرم و پایین میرم. مدتها کارهام شده بود همون کارهای روزمره و تکراری. با این که زیاد کار میکردم ولی کارم بهرهای نداشت. تا اینکه با هدایت الله به سوی محصولات شما و بهویژه محصولاتی مثل دورهی آفرینش و احساس خود ارزشمندی و روانشناسی ثروت سه هدایت شدم و حالا هم تو این بخش هستم و کلا دارم آرام آرام میفهمم که باید هر کاری را با طی کردن مراحل تکاملیام انجام بدم. من پیش از این خیلی عجول بودم و میخواستم که یک شبه ره صد ساله را برم و هر بار هم به عقب میرفتم و اوضاع بدتر از بدتر میشد. حالا دارم آرام آرام میفهمم که نباید عجله کرد و باید گذاشت که نتایج تثبیت بشن! حالا دیگه دارم آرام آرام میفهمم که هرچه هست، همون قوانین الهی توحید و توجه و تمرکز به اهدافه که من را به نتیجه میرسونه و بس! و دیگه دنبال راه دیگهای نیستم.
پیش از اینها، زود یه کار را رها میکردم ولی حالا اونقدر ادامش میدم که در هنگام مناسبش به نتیجهی مطلوب برسه.
واقعا خدا را شکر میکنم برای این نعمت!
منم فیلم راز را خیلی سال پیش دیدهام ولی اون موقع نفهمیدم که چی دیدم و تنها ادعای این را میکردم که آره همه چیز دست منه و همه چیز را من با افکارم کنترل میکردم ولی، چیز خاصی برام پیش نیومده بود چون اصلا نمیدونستم که باید روی خودم کار کنم و باید کانون توجهم را در هر شرایطی تنها روی خواستههایم متمرکز کنم. البته نباید بی انصاف باشم! بالاخره آغاز تحول من از همون زمان بود. گرچه که من خیلی کند پیش رفتم و البته که تجربههای تلخی هم داشتم ولی حالا که خوب فکر میکنم میبینم که اگر اون روزها نبودن، من اینجا نبودم! با این حال، اون روزا بودن چیزهایی که برای من با افکارم به شکل آگاهانه پیش میومدن. مثلا یادم هست که من باید کاری را برای یکی از همکارانم انجام میدادم ولی، نتونسته بودم که انجامش بدم. توی قطار به سمت تهران و تنها توی کوپه نشسته بودم که بلند شدم و با صدای بلند روبه آیینهی کوپه ایستادم و گفتم: آقای مهندس … شما به من زنگ میزنی و میگی که برات کاری پیش اومده و نمیتونی که من رو ببینی و از من معذرت میخوای و من هم با ادب، قرار دیگری با شما میگذارم! و باورتون نمیشه، پانزده دقیقه بعد همین شد و خودم هم دهانم باز موند! چند بار دیگر هم این کارها را مردم ولی نمیدونستم که این کارها تظاهر و نشانهی افکار تغییر کردهی منه و اگه باورهام را عوض کنم، اگه ورودیهام را فیلتر کنم، میتونم زندگیم را تغییر بدم و اونجوری که میخوام بسازمش!
ولی حالا دیگه اینجوری نیست! درسته که نتایجم نسبت به خیلیها شاید چشمگیر نباشه ولی دارم میبینم که همه چیز داره با افکارم که کنترلشون میکنم، شکل میگیرند. دارم میفهمم که همه چیز داره با کنترل ورودیهام و ساختن باورهای نامحدود و مثبتم اینجوری که میخوام شکل میگیره و جوری کارهام داره پیش میره خدا را شکر که، گاهی باورم نمیشه که خدایا چه جوری اینجوری عالی پیش میره و چندین برابر آنچه که انتظار داشتم نتایج خوبی بهدست میارم. گاهی میشه که شیطان میاد سراغم و من رو وسوسه میکنه که خودم را شایستهی این نعمات و برکات روزافزون الهی ندونم. مثلا دیروز برای پرزنت یکی از همکاران قدیمی رفته بودم که دیدم ایشان چند نفر دیگه از دوستانش که با هم در یک بنگاه مسکن کار میکنند را هم برای پرزنت آماده کرده است. خدایا یک آن، داشتم اسیر حس کم ارزشی میشدم که خدا من را هدایت کرد و بهم گفت: هی بچه! این نعمت منه! درکش کن و بگیرش! منم گفتم چشم و کار انجام شد! همین شکل اتفاق هم باز شب گذشته و درست چند ساعت پس از آن پرزنت دیروز صبح برام روی داد و باز هم داشتم متعجب میشدم که باز هم خداوند من را هدایت کرد و کار به خوبی پایان پذیرفت.
خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.
همه چیز هنگامی که بنیادی باشد و سنگهای بنا را یکی یکی و بدون شتابزدگی بچینی است که دیرپای خواهد بود و اگر هم همیشه از آن نگاهبانی نکنی و گاهی هم چون انسان هستیم خطا کنیم، برجای میماند و بنایی ماندگار میشود. همچون شاهنامهی فردوسی که گفته است:
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و توفان نیابد گزند
اینجوری باشه خوبه؟ یا اینکه با شتاب و عجله بخوای ره صد ساله را یک ساله بری و آخرش سر از ناکجاآباد درآوری؟ همه دوست داریم که سرانجامی خوش داشته باشیم و حتا اگر هم به قول دوستمان که از استاد پرسیدند که اگر ثروتتان را از دست دهید چه میکنید؟ پاسخ را استاد بزرگوارمان دادند و به بهترین شکل گفتند که اگر بنا را بنیادی ساخته باشی! دوباره بنا کردن آن بر روی زیرساخت و پی مستحکم کاری ساده و آسان است چون تنها نیستی و دادار هستی با ماست!
از صمیم قلب برای خودم و همهی شما عزیزان از درگاه خداوند یگانهی بسیار بخشاینده و بسیار مهربان که تنها فرمانروای جهانیان است بهترینها را آرزومندم.
ارادتمند شما
سلام خدمت استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز و اعضای سایت
خدایا شکرت که بهم سعادت این رو دادی که شنونده این فایلها باشم و بتونم نظر بزارم .این فایل رو زمانی که گوش کردم در راستای پروژه گامهای مهاجرت به مدار بالاتر بود .من و همسرم حدود 6 سال پیش با فایلها آشنا شدیم و دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردیم و بعد از رها کردن فایلها و برداشتن تمرکزمون دوباره به همان وضعیت سابق برگشتیم حتی فایلهای سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکردیم اما به عنوان سرگرمی.اینبار دوباره شروع کردیم با تمرکز و قدرت و تعهدی که هرگز از این آموزشها دور نباشیم .نشانه ها پی درپی میایند…مثلا همینکه استاد میفرمایند که به میزان توجه به خواسته هامون نتیجه میگیریم ،ما چون با تمرکز سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکنیم ،وقتی اون حال و هوای خوب پرادایس رو میبینیم خودمون رو واقعا در اون فضا حس میکنیم و لذت میبریم و تنها سریال ما شده،سریال زندگی در بهشت…چند روز پیش بدون اینکه از قبل برنامه ریزی کرده باشیم یهو تصمیم گرفتیم به چمخاله در استان گیلان بریم و یک شب رو در خانه کارگر چمخاله اقامت داشتیم .با اینکه قبلا هم به این مکان رفته بودیم اما اینبار یه جور خاصی بود حالو هوامون …با اینکه شرایط محیط اونجا تغییری نکرده بود اما نگرش ما فرق کرده بود دقیقا همون بوقلمونها ،مرغ چینی،اردک ،طاووس،مرغ و خروسهایی که در زندگی در بهشت میدیدیم اونجا اونها رو دیدیم و با اینکه یک شب بود اما واقعا حالو هوای زندگی در پرادایس بهمون دست داده بود.شاید به نظر مسخره بیاد و بعضی ها بگن اونجا با اینجا….بله اما ما به این باور رسیده بودیم به میزان توجه و تمرکز به خواسته هامون نتیجه میگیریم و مدام با همسرم در اینباره صحبت میکردیم که به خاطر توجه به سریال زندگی در بهشت به اینجا هدایت شدیم …پس میشود….واگه تمرکزمون بیشتر باشه حتما نتایج بهتری میگیریم و باید قانون تکامل رو طی کنیم طبق گفته استاد به دوست عزیز که گفته بودن چرا بعضیها یهو متحول میشن و بعضی ها دیرتر نتیجه میگیرن ..دقیقا به خاطر قانون تکامله و این قانون در وجود هر کدوممون به یک میزان نیست و پله هایی که افراد برای تکامل طی کرده اند یه جور نیست به خاطر اینکه تمرکز و میزان توجهمون به موضوعات به یک اندازه نیست پس برای بعضی کوتاهتر و برای بعضی طولانیتر عمل میکنه.مثل خود من که 6سال پیش که همسرم فایل روانشناسی ثروت رو تهیه کرده بود ،من فکر میکردم عمل و توجه ایشون به این فایلها کافیه ،با اینکه منم میشنیدم اما پیش خودم میگفتم منکه شاغل نیستم پس توجه و عمل من کاری نمیکنه اما الان میفهمم که هر کسی باید جداگانه روی خودش و افکارش کارکنه والبته اینکه در یک خانواده همه با هم همفرکانس باشند تأثیرش خیلی بیشتره و قدرت نتایج هم بیشتر .و همه حالو هوای تغییر شرایط رو حس میکنند.من پسری 17ساله هم دارم که اون هم از 11سالگی با ما مینشست و شنونده فایلها بود اما چون آمیزه های نامناسبش در مورد قوانین زندگی و ثروت کمتر بودخیلی راحتتر آموزشها رو باور و عمل میکرد .به هر خواسته ای میخاست سریع میرسید ،وقتی جایی کسی در مورد کمبودها به خاطر عدم توجه پدر و مادر صحبت میکرد …میگفت هیچکس نمیتونه نرسیدن به خواسته هاشو تقصیر پدر و مادر یا دیگری بندازه …و به لطف آموزشهای استاد الان هرچی داره و نداره رو از عمل خودش میبینه و میگه مسئولیتش با شما نیست حتی وقتی تو این سن آرزوی داشتن ماشین و…داره میگه «خودم باید بخرم»نمیگه وظیفه شماست.وقتی به این بچه نگاه میکنیم میبینیم خیلی درستر از ما داره فکر میکنه و ما همش بهش میگیم افکار تو عباسمنشیه.استاد بزرگوار نمیدونید چقدر حال خوبی دارم وقتی که حس میکنم شما کامنت من رو میخونید و واقعا فرکانس مثبت شما رو حس میکنم و واقعا همین نتایج کوچک مثل رفتن به چمخاله با اون حسو حال ،بهمون انگیزه ی «شدن» میده والبته چون قبلا این «شدنها »رو تجربه کردیم با اعتماد و باور کامل جلو میریم .ممنونم از خانم شایسته عزیز برای این پروژه.خدا حافظتون باشه.
خدایا شکرت
سلام به همه عزیزان و استاد عزیز و خانم شایسته گرانقدر که همچون استاد در مسیر رسالت همراهی رو این چنین زیبا به نمایش گذاشتند و تشکر بابت این همه تلاش و پشتکار برای ساختن این فایلها
من در ابتدا که به این سایت و استاد هدایت شدم و استاد عباسمنش و صحبتهای ایشون و فایلهایی دانلودی و محصولاتشون دیدم به واسطه نگاه متفاوتی بود که ایشون به خداوند و جهان هستی داشتند خیلی جذب شدم و اولین محصول رو جهانی بینی توحیدی بود که تهیه کردم و استفاده کردم در حقیقت من قیل تر هم در شرایط خوبی از لحاظ مالی و رابطه بودم و به طور ناخودآگاه از قوانین استفاده میکردم ولی با گوش دادن به استاد و تمرکز روی داشتهای که هر روز و هر روز برام عادی تر شده بود و زیبایی خودش از دست داشت میداد کم کم زندگی برام هی زیباتر میشد حالا آگاهانه به داشتهام دقت میکردم
حالا از چیزهای کوچک تری شروع کردم برای خلق اونها و ساختن اعتماد به نفس بیشتر
یادم هست برای اولین بار که میخواستم از قوانین برای رسیدن به خواستم به طور آکاهانه استفاده کنم روی جذب نیروهایی بهتر در بیزنسم بود که اینقدر خارق العاده و غیر قابل باور و حتی بازگویی افرادی با یکسری ویژگی بینظیر بهم مراجعه کردن که داشتم از هیجان سکته میکردم ا
ما با همه این شرایط در یک بازه زمانی از سایت و استاد و قوانین دوز شدم و فراموش کردم و هر بار به تضادی میرسیدم یک مروری میکردم و باز فراموشی تا یک روز عصر که منتظر بودم همسرم از مطب دکتر بیاد بیرون و نشسته بودم با گوشی رفتم تو سایت تا ببینم چه خبر هست که هدایت شدم به یک قسمت سایت که پاسخ به سولات بود و خانم شایسته پاسخ داده بودن و اون سوال هم همین طور بود که چرا قوانین فراموش میکنیم و از مسیر دور میشیم و پاسخ خانم شایسته من رو دیکه پایبند به قوانین کرد زمانی که یادم افتاد که باید همیشه به یاد داشته باشم که زندگی من نتیجه باور های من و کانون توجه خودم است و زمانی که علت این فراموشی رو این دلیل فهمیدم که احساس خوب برابر با اتغاق خوب و احساس بد برابر با اتفاق بد و این یعنی قانون و اصل
برای همین همیشه دیگه حواسم جمع کردم و کوچکترین نشانها رو با دقت توجه میکردم و از اون اتفاق دلیل برای رسیدن به شرایط بهتر استفاده میکردم و همیشه اتفاقات روز مره خودم شب ها با قوانین مطابقت میدم و انرژی که میگیرم برای فردا ازش استفاده میکنم و هیچ زمان نا امید یا خسته نشدم چون میدون جهان سیستم و دارای قانون است
امروز که تو زندگی همه ما هوش مصنوعی به نوعی نقش دارد دیکه چه منطقی بهتر از این گه وقتی یک سری قانون و اطلاعات پایه رو به سیستم بدی مثل چت جی بی تی همه سوالی رو و هر اطلاتی رو بهت میده براساس آنالیز هموم اطلاعات ابتدای و با نگاه به این همه دلیل برای بائر پذیری قوانین دیگه فراموشی یا نا امیدی از وجود قانون دیگه سختر از باور بودن قوانین است
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و هم دوره ای های گلم
……………………………………………………….
اگه نتایج بزرگ اتفاق نیوفتاده دلیلش چیه؟
اینکه من هنوز خوب روی خودم کار نکردم
برای نتایج کوچک شکر گزار باش
از لحظات فعلی لذت ببر
افکار و ورودی هات رو کنترل کن و با اطمینان قدم بردار و خواسته هات رو واضح بیان کن
……………………………………………………….
باتوجه به سوالی که از استاد پرسیده شد میخوام راجع به یه فکر اشتباه که تو سر خودم گاهی به وجود میومد حرف بزنم که با شنیدن توضیحات منطقی استاد کاملا اصلاح شد
من یه معلم هستم که یه شغل آزاد با درآمد خیلی بالاتر هم دارم امسال از آموزش و پرورش مرخصی گرفتم چون ادامه دادن تو دو تا شغل با همسر و فرزند خیلی سخت بود و به خاطر تفاوت درآمد ها عقل حکم میکرد که شغل آزاد رو انتخاب کنم
تنها نگرانی من هم زمان پیری و نداشتن حقوق بازنشستگی هست
یه فکر محدود کننده که خیلی توی سر من میچرخید این بود که
خب الان که داری کار میکنی و خوب هم داری پول در میاری اگه یه روزی پیر بشی و دیگه نتونی کار کنی و اونموقع به خاطر اتفاقات یا شرایط غیر قابل پیش بینی ثروت های اندوخته شده ات هم از دست بدی میخوای چیکار کنی؟
استاد عاشقتونم که دونه به دونه دارید به سوالات من جواب میدید و باعث رشد من میشید
الان جواب رو فهمیدم خدایا شکرت
من اگر درست روی خودم کار کنم و در مسیر درست باشم و به یه جایگاه خوب و ثروت عالی برسم هرگز یه شبه اینا از بین نمیره و شرایط برای کسی که روی خودش کار کرده هر روز بهتر و بهتر میشه
این موضوع یه نگرانی برای من ایجاد کرده بود که الان به درستی متوجه شدم
هرگز نتایجی که در مسیر درست اتفاق افتاده و با تکامل رخ داده یک شبه از بین نمیره و تو به صفر نمیرسی
فقط کافیه در مسیر درست باشی و در این مسیر استمرار داشته باشی و قانون تکامل رو رعایت کنی
وقتی تو روی خودت خوب کار میکنی و باور های خوبی میسازی که نتیجه اش پایداری نتایج هست هرگز یه شبه به صفر نمیرسی
……………………………………………………….
آیا میشه کسی با یک جمله متحول بشه ؟؟؟ خیر
ممکنه لحظه ی آخر رشد و پیشرفت کسی رو ببینیم و گذشته ای که فرد برای رسیدن به نتیجه داشته رو ندیدیم
اون شخص از قبل کلی باور های درست داشته که الان با شنیدن این جمله متحول میشه و تغییر میکنه
مثل رشد و جوانه زدن یک دانه که ریشه زدن دانه داخل خاک طی زمان طولانی رو نمیبینیم و فقط جوانه زدن اون رو میبینیم
در نتیجه هر رشد و تغییری آروم آروم اتفاق میوفته
و طبق قانون تکامل باید پیش رفت
……………………………………………………….
وقتی روی باور هات کار کنی از همونجایی که هستی و بدون حتی تغییر شغل
درآمدت شروع به بیشتر شدن و رشد کردن میکنه
……………………………………………………….
وقتی شما راه رو پیدا کنی با عشق و انرژی و تمرکز پیش بری قطعا در هر مسیری میتونی موفق بشی
مثل ترامپ در املاک در شو تلویزیونی در سیاست توانسته جز بهترین ها باشه
خدایا شکرت به خاطر فهمیدن آگاهی های این جلسه
ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته