اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد خیلی خوب اون ریز جزئیات تغییراتی که براشون رخ دادن رو توضیح دادن و به من خط مشق دادن که به چی توجه کنم تا تعییر رو ببینم
برای من تغییر در این چند روز ،خواب راحت ترم بود – صبح با اسودگی و لذت بیشاری از خواب بیدار شدن بود- اینکه مقدار زیادی پول از سمت های مختلف که اتتظارش نداشتم وارد زندگیم شد- اینکه دیشب خودم رو داخل ایینه نگاه کردم و از نظر خودم زیبا به نظر نی رسیدم و به خودم گفتم تو واقعا زیبایی
و استاد به من یاداوری کردن که حواست به تک تک این تغییرات باشه که همین ها پیشرفته و همین مسیر ادامه بدم اتفاقات در ابعاد بزرگ تری برام رخ میده
مثال ضربه ایستگاهی واقعا به جا بود و کمالکرایی در وجودم راحت تر میتونم با یاداوری اش کنترل کنم، درسته اون ضربه ای که میخوام هنوز نزدم ولی ضربه زدنم خیلی بهتر شده پس نسیر درسته و باید بیشتر تمرینش کنم
اگر من نتایج بزرگ نمیگیرم به خاطر اینه که به اندازه اون نتیجه ای که میخوام روی خودم کار نکردم
خیلی تحسین میکنم استاد رو که در جواب از دست دادن ثروتشون اینقدر راحت پاسخ دادن
یعنی تعصبی روی مسیرشون نداشتن و خیلی راحت گفتن بستگی به شرایط اون لحظه داره و اون موقع تصمبم میگیرم که شاید اصلا یه مسیر دیگه برم شاید همین ادامه بدم
و این برای من درس داشت که چرا اینقدر تعصب افکار و رفتار گذشته ام میکشم؟ تصمیمات میتونن تغیر کن همون طور که افکار و دیدگاه ها تغییر میکنن – دلیل نداره خودم به یه تصمبم محدود کنم
یه جمله قشنگ یادمه قبلا یه جایی خوندم با یان موضوع که تصمیمات و کارهای که مثلا زهرای 15 ساله گرفته که تصمیمات زهرای 20 ساله تیست، زهرای 15 ساله بر اساس اون شرایط و دیدگاهش اون تصمیم گرفته و اون رفتار انجام داده و در اون زمان از نظرش بهترین بوده پس زهرای 20 ساله نباید به خاطر تصمبمات و رفتار زهرای 15 ساله شرمنده باشه یا احساس بدی داشته
وقتی ادما روی خودشون کار کردن و به نتایج پایدار و بزرگ رسبدن نشونه یک شخصیت قویه و هرگز این اتفلق نمی افته که یک شبه موفقیتش از بین بره
اینقدر تو فیما و شاید حرف های بقیه اینو شنیدیم و دیدیم که طرف یه شبهاز عرش به فرش رسید که باورمون شد میشه یه شبه همه چی از سدت داد و دفتی استاد تاکید کردن هرگز این اتفاق نمی افته راستش خیالم راحت شد که نیازی تیست نگرانش باشم و به قول استاد که میگن قوانین کیهانی یه جور اطمینان به ادم میده انگار پاتو روی یه زمین سفت میزاری – قرار نیست یهو اتفاقات عجیب غریب بیوفته و تد قربانی چیزی بشی
راستش خیلی توهم اینو داشتم و دارم همچنان که من از فردا شروع میکنم خفن درس خوندن و تو نتایجم معجزه میشه و یه شبه تغییر میکنم – روند بهترش اینه از هدف ساعتی شروع کنم و بپذیرم که یک شبه تغییر نمیکنم بپذیرم که درسته یه زمانی ساعت مطالعه بالا داشتم ولی اینم مثل عضله است چون یه زمانی وزنه مثلا 40 کیلویی زدم پس توانایی اش داشتم که انجامش دادم ولی نباید انتظار داشته باشم بعد از وقفه ورزشی ام بازم از وزنه 40 کیلو شروع کنم ، بپذیرم که طبیعیه با وزنه 10 کیلوی یا 5 کیلویی شروع کنم و ناامید نشم و امیدم به این باشه که چون یک بار این مشیر رفتم پس بار دوم نسیرم کوتاه تره
و استاد گفتن : داشتم مقاومت میکردم در مقابل تغییری که باید رخ می داد و بعدا فهمیدم این تغییر چقدر خوب بود
اینو توی ذهنم اورد که من کلا نسبت به همه چی خیلی مقاومت دادم و دلم میخواد همه چی اونطوری که من میخوام پیش بره – مثلا اگه جای ساعت 8 صبح من ساعت 12 شروع کنم درس خوندن انگار همه چی بهم ریخته ک دیگه روزم ارزش نداره و مثال های مشابه در 9نبه های دیگه و دیدم من ادمی نیستم که راحت تر بگیرم و با شرایط جدید مچ بشم و با جریان پیش برم و دقیقا طبق حرف استاد با هر تغییری مقاومت دارم حتی اگر خوب باشه
یه مثال دیگه وقتی که مامانم میخواد یه سری تغییرات در چیدمان وسایل خونه بده و من قطعا و کاملا ناراضی ام و میگم نکن و فلان و… ولی بعدش میبینم این تغییری که مادرم بدون توجه به مت انجام داد چقدر خوب شد ولی خب پیش مادرم بهش اعتراف نمیکنم
امیدوارم بتونم از مقاومتم کمتر کنم و راحت تر با جریانی که پیش میاد حرکت کنم
نیتونم جتبه هایی که قبلا توش موفق بودم بررسی کنم و ببینم چه عادت هایی براش داشتم و از اونا برای هدف جدید استفاده کنمو اگه یکم صبور باشم نتایج باعث انگبزه میشن و همدن انگیزه دوباره باعث عمل و نتایج بیشتر میشه
دوتا سوال خیلی قشنگی که پرسیدید من را بسیار بفکر فرو برد و این مدل فکر کردن ها را دوست دارم و زندگی را برایم لذت بخش میکنه.
میخواهم جواب سوالات این گام را در اینجا بنویسم:
جواب سوال اول:
استاد من مسائل زندگی ام را اینجور وقتها مانند یک معمای زیبا و باحال و هیجان انگیز میبینم و فکر میکنم این یک بازی مجازی است در کامپیوتر ذهنم، وآن را آنقدر انجام میدهم تا به تنیجه نهایی برسم برنده شوم و فقط فکر میکنم یک بازی است و خیلی جدی نمیگیرم آن موضوع را چون ذهنم اینطوری اون مسئله را بزرگ یا حل نشدنی نمیدونه و قدرت من در این زمینه بیشتر میشه و لذت بردن اون بازی برام استمرار مدام میاره و به خودم میگم تو این بازی را هم در زندگی ات صد در صد تیک میزنی و میبری اینطوری خودم را برای رسیدن به خواسته هایم آماده میکنم و مسیر را برای خودم لذت بخش.
و بعد از حل شدن موضوع و بردن اون بازی به خودم میگم دیدی محیا این معمای زندگیت را هم حل کردی .دیدی تونستی .دمت گرم
همینطور پله پله بالا میروم وتمامی مسائل زندگی ام را حل میکنم و به عقب که نگاه میکنم دیگر اون معما ها برایم سخت و ناراحت کننده نیست
استاد من به خودم قول داده ام تا لحظه مرگم مسائل زندگی ام را دونه به دونه حل کنم وبی خیالشان نمیشوم
چون به خودم قول دادم
و از خداوند خواستم که مرا تازمانی که همه مسائل زندگی ام را حل کنم زنده نگهدارد چون برایم خیلی لذت بخش است رسیدن و تلاش کردن و هدف داشتن.من عاشق این هستم که مسائلی را که بهم میگن نمیشه بیخیال شو را حل کنم من اتفاقا چیزی را که بهم میگن نمیشه را بیشتر دوستدارم انجام دهم واین حس بهم قدرت میده بهم شجاعت میده انگار من را به خداوند نزدیکتر میکنه این حس.
محیای درونم را بیدار تر میکنه.
وآدم های منفی اطرافم را کلا از زندگی ام حذف میکنم چون خیلی تاثیر زیادی دارند روی این موضوع استمرار باعث میشوند که راجب منفی ها صحبت کنی و همیشه نتیجه را منفی ببینی ودیگر تلاشی نکنی چون میدونی که هیچ فایده ای ندارد تلاش کردن.
جواب سوال دوم :
مهم ترین درسی که گرفتم از صبحت های استاد این بود کهفقط استمرار در کارمون و رسیدن به خواستمون داشته باشیم و ناامید نشویم سریع و بیخیال موضوع شویم
من امروز به یک مقاومت در زندگیم پی بردن که بسیار برام با ارزشه
من هنوز نتونستم حضور 3 فرزند و در زندگیم بپذیرم. و وقتی که شما گفتی همسرم را رها کردم اتفاقات مالی افتاد متوجه شدم که من هم با 3 فرزندی که خداوند داده مقاومت دارم بسیار ابراز میکنم که ندارم ولی در واقعیت اینطور نیست.وقتی قرار شد بر خلاف 99 درصد جامعه حرکت کنم که بچه داشتن را یک معضل میدانند پس باید خلاف حرکت کنم. جالب اینکه خوثدا به من نشانه هم داده.چند روز پیش برای 2 قلو ها م پولی واریز شد که قبلا نبود.و در این فایل به من گفتید توجه کن به اتفاقاتی که داره میوفته .بله خداوند داره صحبت میکنه بامن.مقاومت و کنار بزن و تسلیم امر من شو.تو با داشتن 3 فرزند به هر آنچه که میخواهی میرسی.این ترمز بسیار موزیانه ای بود که شکر خدا یافتم و از امروز جدی کار میکنم.من فرزندانم را مانع حرکتم میدیدم.من آنها را مانع همه چیز و همه اتفاقات خوب میدیم.اما از امروز باید روی این باور برعکس آنچه تا الان فکر میکرده ام کار کنم.
با سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته. بازهم فایل عالی و مرور شدن قانون جهان هستی قانون تکامل و ادامه دادن مسیر.
خب در پاسخ به سوال اول باید بگم که خب اولا که احساس خوب من در این مسیر ارامش و راحتی که دارم و بقول استاد تجربه جهنم و بهشت و ادامه دادن در مسیر بهشت و یاداوری به خودم این مسیر و نتایج کوچکی که از ادامه دادن در این مسیر گرفتم باعث ایجاد انگیزه میشود،از مثال خودم بگم که من قبلا احساس گناه و احساس خودسرزنشی خیلی زیادی میکردم اما الان دیگه این احساس کم شده و جاش ارامش و احساس خودباوریم بیشتر شده که خب این نشون میده که قانون جواب میده حالا هی باید کارکنم تا مهارتم بیشتر بشه در این زمینه و همین مرور نتایج کوچک باعث انگیزه و ادامه دادن میشود مثلا من وقتی چکاپ فرکانسی قدم دوازده با قدم اول را چک کردم کلی تفاوت را درک کردم، خب حالا خودش باعث میشه ادامه بدم درسته نتایج خیلی بزرگ نبود اما نسبت به یکسال پیش عالی بود.اما این مسیر را اگه شروع نمیکردم خدا میدونه اوضاعم الان مثل یک سال پیش بود یا حتی بدتر شده بود.
درمورد سوال دوم بگم،منطقی که باعث شده بازهم حال خوب را تجربه کنیم منطقی که باتغییر باورهای ما همه چیز در دنیای مادی تغییر میکند و نیاز نیست ما تغییر خاصی ایجاد کنیم همچنین روند تکامل از یاد نره. منطق اینکه قطعا میشود چرا چون نتایج کوچک اتفاق افتاده پس راه همینه اگه هنوز نتایج بزرگ رخ نداده به دلیل اینکه ما هنوز خیلی خوب روخودمون کار نکردیم.و…
به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگی
سلام به استاد عزیز خانم شایسته مهربان ودوستان گل سایت
روز دوم:قانون پایداری نتایج.
نکاتی که آموختم ودر فرکانس دریافتشون بودم.
نکته اول:ما با کارکردن به صورت مستمر روی باورهامون نتلیج کوچک را دریافت میکنیم که این نتایج نسبت به تعهد ما بزرگتر هم میشوند.
نکته دوم: اتفاقات زندگی ما توسط افکار ما رخ میدهد اگر افکار ما تغییر کنند نتایج آرام آرام پدیدار میشوند
(افکار اتفاقات را رقم میزند وافکار از ورودی ها بوجود می آیند وتکرار آگاهانه یک سری باورها وبعدش هدایت میشویم به سمت خواسته ها)
نکته سوم:نتایجی که از مسیر درست ایجاد شده باشن به آسونی از بین نمیرن.برای نتایج پایدار باید از قانون تکامل استفاده کنیم .
نکته چهارم.
اگر باورهای تان را تغییر داده باشید از همان جا واز همان مکانی که هستی از همان کار و همان توانایی اوضاع بهتر وبهتر میشه.
نکته پنجم. باید سعی کنیم یک مسیر را شروع کنیم وتمام تمرکز مون روی همون مسیر باشه.تا نتایج مطلوب بدست بیاییند.
نکته ششم.بیشتر از عجله برای مقصد از مسیر لذت ببریم ومطمئن باشیم نتیجه میدهد احساس خوب داشته باشیم تا به مسیر خواسته ها هدایت بشیم.
نکته هفتم نتایج خوب همون احساس خوب وآرامش است .
سوال این جلسه «حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
به نظر من نتیجه مطلوب همون احساس خوب است طوری که استاد گفتن ما قبلا در جهنم زندگی کرده بودم واین احساس خوب خودش یک دنیا نتیجه است
سلام وارادت به استاد عزیزم سپاسگزارم که دانشجوی شما هستم
وحید هستم
قانون پایداری نتایج
چه به موقع و بجا
واقعیت اینکه این سری از فایلهای گام به گام درخواست وحید بود از خداوند
به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
جواب وحید:
من اعتراف میکنم بعداز چند سال تازه 1درصد از صد درصد ،را 100درصد فهمیدم به این شکل که
با همین قانون از بدهی به ثروت رسیدم و بعد از چند سال دوباره به بدهی رسیدم پس:
اولا شکی نیست که قانون وجود داره
باور بسیار قوی که وحید توسط این قانون هم بالا اومدی و هم زمین خوردی
با افکار
با رفتار
با ساده انگاری
دوما : قانون 100درصد به احساسات تو جواب میده
قانون 100درصد به توجه تو جواب میده (چه خوب؛ چه بد)
قانون مکان و زمان نداره و همیشه در حال پاسخ هست
نتیجه اینکه با این تجربه و به وجود اومدن تضادها خواسته های جدیدی در من شکل گرفته که یک بار به این دنیا اومدم والان 37 سالمه پس بیام و برای همیشه تابع قانون باشم چرا که میتونم به :
تمام خواسته هام برسم
دوباره به استقلال مالی برسم
و به هر خواسته ای که در طول زمان برایم ایجاد میشود برسم و خودم خالق زندگی خودم باشم
چی زیبا تر از این:
وحید یه بار به این دنیا اومده پس چه بهتر که تمام توجه خودش را بذاره برای بهتر زندگی کردن و دنیا جای بهتری برای زندگی بکنه
و لذت ببره از هر چیزی که خداوند مسخرش کرده پس اصلا وحید برای لذت بردن ؛ شادی کردن؛ تفریح کردن ؛ تجربه کردن این همه زیبایی به این دنیا اومده پس باید بیشترین توجه را روی خودش وقانون بذاره
واز خدای خودش و استاد عزیزش سپاسگزار باشه
دیگه انگیزه بالاتر از این برای وحید هست یا میتونه باشه
البته(کار کردن؛ گسترش کسب و کار و حل کردن چالش های زندگی میشه همون
لذت بردن ؛ شادی کردن و استفاده از توانایی که خداوند بهم داده)
واما بعد:
خدایش دیگه جایی برای شک تردید وجود نداره که بخواد اصلا به وجود بیاد !
حداقل به باور رسیدم که اقا این قانون هست پس دیگه جایی برای تردید نمیمونه
منتها اگر چیزی درست پیش نمیره احتمالا وحید یه جای کارش مینگه مثلا:
نشخوار ذهنی داره
یا تمام توجه ی وحید روی موضوع مورد نظر نیست
یا تمرکزی روی خوش کار نمیکنه
یا اصل ول کرده و به فرع چسبیده
یا یه پاش روی ترمزه
ولی اینکه حرف شک تردید بیاد وسط توهین به خود وحید هست
و انقدر به کار درست مثل تجسم کردن ؛ توجه به اصل و تمرکز روی خواسته ام ادامه میدم تا خلق بشه
از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
جواب وحید:
کارهایی که برای خودم شخصی سازی کردم
1- وقت گذاشتن(15 تا 20 دقیقه) برای مطالعه کامنت دوستان در فایلهای هم فرکانس و هم جهت با خواسته ی الان (استقلال مالی و عمل به قانون)
2-گوش دادن بالای حداقل 5 بار از فایلهای سایت ( جدید ، محصولات؛ گام به گام ) در طول روز
3- نوشتن روزانه (20 تا 40 دقیقه ) جملات تاکیدی و خواسته هایم
4- سپاسگزاری هنگام بیداری و دروی از گوشی تا 30 دقیقه
5- دیدن روزانه حداقل یک بار فیلم راز
عاشق این جمله ی فیلم راز شدم که میگه
این چیزی که الان هستی گذشته توهه پس الان تو اینده ی تو را میسازه
6- کم کردن هم نشینی با همکارهام فقط در موارد کاری ضروری( کار من املاک هست)
7- تجسم کردن اینده کاری ؛ مالی ؛ روابط واهدافم
8- کنترل ذهن و مطالعه
چند روز پیش یه دفعه (شهودی ) بین فکر کنم 12 تا کتاب ..
کتاب راز را برداشتم اول گفتم اتفاقی کتاب را باز میکنم و شروع به مطالعه میکنم اما یه چیزی از درون گیر داده بود از اولین صفحه بخون
منم شروع کردم به خوندن
توی همون پاراگراف اول هم داشتم ذوق میکردم و هیجان زده از هم زمانی و هم فرکانسی کتاب و جهان با خودم
دقیقا توی مقدمه کتاب راز به موارد بینظیری اشاره شده که من که تاحالا حداقل 5 بار خوندم اصلا ندیده بودم
1- تضاد
2-ایجاد خواسته ی تغییر
3-اجابت کائنات از طریق کتاب
4- به جود اومدن شور و شوق
5- ایجاد انگیزه برای تحقیق بیشتر
6- الهامات خداوند( ساختن فیلم)
7-عمل گرایی نویسنده
8-قدم اول: اماده کردن تیم فیلم برداری و تولید؛ در کمتر از دوماه
9- پاسخ کائنات در نشان دادن مسیر و قدم بعدی
10- سفر به امریکا برای فیلم برداری
11- ایجاد شرایط؛ اتفاقات ؛ هم زمانی؛ و افراد مناسب برای استارت
12- نتیجه 120ساعت فیلم براداری از افراد مناسب و عمل گرا در رابطه با قانون
13-پخش فیلم بعد از 8ماه از لحظه ی تصمیم به تغییر
14- پاداش خداوند(خداوند به شجاعان پاسخ میدهد)
یعنی وحید جان شما میتونی کمتر از 8ماه به نتیجه دل خواه یا نزدیک به دلخواه یا بیشتر از دلخواه به شرط :
1- باور
2-عمل به قانون
3- تمرکز 100 درصدی
4- توجه 100درصدی
حاصل میشه
وچی قشنگ تر از این به خدا؟
واقعا سپاسگزارم از خداوند و استاد عزیز و تمام کسانی که در این سایت حضور دارن
با توجه به آگاهی های این قسمت، به این سوال فکر کنید و جواب دهید:
«حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
ج:
برای من تنها و تنها و اولین نتیجه و درسی که داشته و نکته خیلی مهمیه، این بوده که آرامش و آرامش و آرامش! پس از مدتها ناآرامی و درگیری و دسته و پنجه نرم کردن با مسائل مختلف و قشنگ له شدن زیر چرخ دنده های جهان و بعد هدایت شدن و همین جرقه در درونم و روحم که برای ذهنم منطقی و شرطیش کنم، بوده. یعنی من ناخودآگاه اهرم رنج و لذت ذهنی ای برام ساخته شده و البته بهش توجه و تمرکز کردم و بهش قدرت دادم که کار درست و راه درست رو بصورت پیوسته ادامه بدم، ذهن بازی ها و شیطنت های خودش رو داره، اما نکته اینجاست که واقعا ایندفه خیلی بهتر و عالی تر عمل کردم نسبت به گذشته و مچشو خوب گرفتم، و اجازه ندادم مثل گذشته ناامیدم کنه، و واقعا شخصیت قوی تری از خودم ساختم به کمک الله. و جالب اینه که طبق همون چیزی هم که استاد گفتند، بسیار بسیار زیاد ذهن خاموش تر شده! یعنی واقعا یکی دیگه از موهبت هایی که این اواخر متوجهش شدم اینه که ذهن نجواگرم به شدت خاموش شده و واقعا خوشحالم از این لحاظ و قشنگ لمسش کردم و حسش میکنم که زور باید بزنه تا روم تاثیر بذاره و صداشو به قول معروف بشنوم، چون صدای هدایت ها و کلام الله بلند تر و بلند تر شده در وجودم.
استاد یه نکته جالبی که در مورد خودم خیلی خوب بهش دقت کردم این اواخر، اینه که این ذهن چموش من از وقتی که خیلی بهتر دارم روی خودم کار میکنم و عمیق تر درک میکنم و اجرا و عمل میکنم قوانین و درس ها رو، اینه که همیشه سعی میکنه خیلی نامحسوس و مخفی کاری شده بیاد به شکل آهنگ و ترانه های غمگین و به قولی آیه یاس خوندن مدام بخواد مزاحمت ایجاد کنه و منو محزون کنه، و اوایل این مدت نسبتا کوتاه که میگم دارم خیلی عالی روی خودم کار میکنم خیلی اذیتم میکرد این موضوع چون تا قوی تر بشم یکم زمان برد و خب اوایلش کمی سخت تر بود برام که ببینم چیکار باید کنم با این قضیه، حالا غیر از اینکه بصورت عملی اقدامی انجام بدم یعنی مثلا موزیک های شاد و فرح بخش پلی کنم برای خودم یا فایل بذارم ببینم مثلا و کانون توجهمو معطوف کنم روی نکات مثبت و روی نعمت ها و شکرگزاری کردن، اما گاهی توی میگم یه موقعیت هایی که حساس بود یا مثلا نمیشد اون کارها رو انجام بدم و یا اصلا اینقدر سریع و ناخودآگاه وارد عمل میشد که نجوا کنه یا موزیک های مخرب و محزون کننده پلی کنه تو مغزم، من خیلی سریع استاد همون لحظه یه پلیر مخصوص و ویژه تو مغزم تعبیه کردم که میشه گفت اتوماتیک وار وارد عمل میشه و موج رادیو یا اون میوزک پلیر رو عوض میکنه و تغییر میده : ) یا به قولی ولوم رو میبره روی اون موزیک شاد و زیبا و اینجوری تونستم ساکتش کنم و در نطفه خفش کنم به قولی این ذهن رو! و این یکی فقط از کارهاییه که خیلی خوب واسش راه چاره پیدا کردم و خب الان بعد از مدتها خیلی خیلی بهتر شدم و ذهن رو به طرق مختلف ساکتش میکنم و خوشحالم از این بابت و خیلی خیلی زیاد کمرنگ تر شده نجواها و نیستش تو ذهنم یعنی ساکت تر شده و خبری ازش نیست مثل گذشته که مدام ور میزد و حرافی میکرد و تمرکزمو ازم میگرفت.
یعنی استاد دقیق بگم و مثال بخوام بزنم اینجوری : بصورت کاملا نامحسوس و اصلا بیربط و بدون اینکه خودم بخوام یا مثلا دقت کرده باشم به این نوع موزیک یا موضوعی، شروع میکنه به خوندن.. همه عزادار سر به گریبون.. ، : )یا اساتید گرامِ دیگه.. و بعد همون لحظه چه بصورت آگاهانه و چه حتی میگم اتومات و ناخودآگاه تو مغزم این پلی میشه مثلا : خوشگلا باید برقصن! خوشگلا باید برقصن!! : )) و خیلی وقتا خودم دقیقا همون لحظه انگار دیدین صدای قاتی کردن نوار کاست توی ضبط صوت و یا کلا یه فایل صوتی یا مثل تو فیلما که یهو یه جایی مثلا نشون میده صدا قات میزنه و انگار نوار فیلم جوییده میشه و یه چیز دیگه پلی میشه و اینجور حالتی دیدین؟ همون موقع من خودم اینکارو با ذهنم میکنم یا خودش اتوماتیک اینکارو میکنه. و میره اون شعر یا آهنگ شاد رو پلی میکنه تو وجودم.
قربونت برم استاد با خودتو انتخابات : ) :D
واقعا یکی دیگه از موهبت های کار کردن روی خودم به خوبی، این بوده که مقاومتم در مورد خیلی چیزا واقعا کم شده و بهتر شده. چون من یکی به شدت روی موزیک و سلایقم حساس بودم همیشه و اصلا ایندست آهنگای شاد تو کتم نمیرفت هرگز و هیچوقت! : ) یعنی اصلا ارتباط برقرار نمیکردم باهاشون، اما باورتون نمیشه همونطور که قبلا هم گفتم توی این مدت کوتاه توی فایلای دیگه هم، من نه گیم میزنم نه فیلم میبینم و نه موزیک گوش میدم مدتیه، اونم چی بصورت کاملا طبیعی و بدیهی و نه اینکه خودم دلم نخواد! نه اصلا بای دیفالت این شده روتینم مدتیه یعنی اصلا دوست ندارم انگار وقت بذارم برای این موارد. اگرم دلم موزیک بخواد گاهی اونم مخصوصا صبحا، همون انتخاب و سلایق شما رو گوش میدم که خوشگلا باید برقصن..!!! : )) :D و موزیک های شاد اینچنینی یا بیکلام، که کلا البته بیکلام رو که همیشه عاشقش بودم و من همیشه 99 درصد موزیکایی که گوش میدادم و میدم بیکلام بوده، اما واقعا اینو هم اعتراف میکنم که جنس هموناهم عوض شده : )
و مورد بعدی اینکه با به یاد اوردن نعمتها و سپاسگزاری کردن و اینکه چه کارهایی انجام دادم که به این حالت و این احساسات خوب رسیدم باعث شده فراموشم نشه یا هرجا لغزشی بخواد صورت بگیره، خیلی سریع همون موقع بیام نکته برداری ها و برداشت هام و کامنت هام رو بخونم و مرور کنم و یا فایلی که میاد تو ذهنم یا حسم بهم میگه ببین و گوش بده رو ببینم.
و همه اینارو لطف و عنایت الله میبینم که با دوره فوق العاده احساس لیاقت بهشون رسیدم و هدایت شدم و در طی این مدت با فایلهای مختلف دقیقا و به موقع روی سایت قرار گرفتن مخصوصا مباحث قرآنی، و یا پروژه هایی که خانم شایسته عزیز گذاشتن روی سایت، همه اینا هی به وقتش کمک کرد و منو مجاب کرد تو مسیر بمونم و هدایت بشم. یعنی کلام الله رو خیلی واضح و دقیق تر بفهمم و قشنگ درک کنم اینو که داره باهام حرف میزنه و بهم گوشزد میکنه که تو مسیر بمون و ناامید نشو و ادامه بده و ادامه بده، داری خوب میری جلو و روی خودت کار میکنی و اون چیزی که میخوای رو بهش میرسی اجازه بده و صبر داشته باش و تکاملتو طی کن، هی بهت میدم، هی بهت میدم، هی بهت میدم و نگران نباش نتایج میاد.
خیلی جسورتر شدم و دست به عملم خیلی بهتر شده نسبت به قبل، یعنی سریع میرم سراغ پیاده کردن ایده ها هرچی که بیاد.
و یکی هم اینکه دریافت الهامات و ایده ها و هدایت ها برام بیشتر و بهتر شده، و واقعا میفهمم دلیل خیلی چیزارو، مخصوصا که از وقتی خیلی تغییرکردم و جهاد اکبر به راه انداختم درونم، و سپاسگزار تر شدم و این خدای همیشه همراه و درونم رو طبق گفته های شما به اون شکلایی که خواستم و باور میسازم درون خودم، در میارم و بهش گوش میدم و حمد و سپاس میگمش.
یه چیز خیلی مهم دیگه هم که بخوام بگم و گوشه ذهنم نگهش داشته بودم که یادم نره و حتما بگمش و همیشه استاد ازش نتیجه گرفتم و اصلا یه چیز عجیب و به شدت مقدس و روحانی هست برام، دوره فوق العاده و شگفت انگیز راهنمای عملی دستیابی به رویاها هست، مخصوصا مخصوصا! جلسات 7 و 9 و 10 یعنی اصلا خیلی جادویی و رویاییه واسم این سه جلسه و جالبم اینه که خیلی وقتا دقت کردم انگار مثل یه توربو شارژر عمل میکنه درونم و انگار مثل یه کاتالیزور هست به قولی برام : ) مثل یه تقویت کننده عمل میکنه واسم و انگار هر از چند گاهی اصلا بی برو برگرد وجودم نیاز داره بهش که بشنوه اون جلسات رو و منم خیلی خوب پیامشو دریافت میکنم و بهش چشم میگم به این این انرژی و این خدای نازنین. و همیشه هم به احساس فوق العاده رسیدم و اتفاقات خوب رخ داده بعدش : )
با یادآوری نتایجی هر چند کوچک، که قبلا به دست آوردم.
و یادآوری مدام آنها.
قانون رو واسه خودم تکرار کنم .
و از همه مهمتر اینکه احساسم خوب باشه تا اتفاقات خوب واسم رقم بیفته.
با درک قوانین و کار کردن مداوم روی خودمون، اتفاقات یکی بعد از دیگری رخ میدن و هدایت ها از راه میرسند. نشونه ها پدیدار میشن تا درستی مسیر بهمون ثابت بشه.
قوانین نیاز به تصویر خاص یا راهکار خاص ندارند، فقط باورها و افکارمون هستند که شرایط رو رقم میزنند. پس همه چیز بستگی به ذهنمون و ورودی هاش داره. اینکه چه باوری نسبت به اتفاقات ریز و درشت زندگی مون داریم.
باید تعهد داشته باشیم. یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کنندهی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.
باورهای ما تجربیات ما رو تو زندگی رقم میزنند.
باید خیلی حواسمون به ورودیهای ذهنمون باشه و کنترلشون کنیم، چون باورهای ما رو شکل میدن.
اگر در مسیر درست بمونیم ، تکامل خودمون رو به تدریج طی میکنیم و باورهایمان رو روی پایه محکم بنا کنیم، دستاوردهامون یک شبه از بین نمیره.
سلام به همه بچه های سایت به خصوص استاد عزیز و مریم جان عزیز
اومدم تا دومین کامنت رو بنویسم
با اینکه صبح فایل رو گوش دادم اما یه سری نکات از همون صبحه که داره توی ذهنم مرور و توی قلبم زمزمه میشه.
اول از همه یه ایول مشتی به خودم بگم که دارم دیسیپلین رو حفظ میکنم و اماا
« از همون جا، همون ببزینس و همین امکانات، از همین من از همین مهارت ها از همین لول شروع کن..شروع کن به روی خودت کارکردن و پول درآوردن و مطمعن باش اگه توی همین حرفه روی خودت کار کنی..ته درآمد اون رو کسب میکنی و بعدش خداوند خود به خود هدایت میکند»
حرفه کاری من جزو پولساز ترین بیزینس های دنیاست که مطمعنم 5 سال دیگه صداش گوش همه ارو کر کنه و دقیقا برای کسیه که دنبال تغییر وجودش باشه و نخواد ساکن مثل مردآب باشه.
پس تصمیم گرفتم توی همین حوزه، فارق از همه حواشی که آیا به فلان جاش علاقه دارم یا ندارم.. شروع کنم رو خودم کارکردن و ته درآمدش رو کسب کردن.در حال حاضر بیشترین فردی که داره درآمد کسب میکنه ماهیانه 3 میلیارده.
پس میخوام بهتون قول بدم بیام اینجا و از روند صعودیم بگم.
چیزی که باعث شد استاد رو ثابت نگه داره روی مسیر درست تا از مسیر خارج نشه، این بود که انقدر سختی کشیده بود و ضربه خورده بود که حس شادی و عشق و خوشحالی و دیدگاه مثبت براش مثل الماس بوده و مسلما نتایج بوده که چه بسا اجازه نمیداده از مسیر خارج بشه( نه لزوما نتایج مالی) بلکه حتی انگیزه هم بهش میداده برای محکم تر عقب برداشتن.
اگر برمیگشین عقب چیکار میکردین و جواب این بود که با اطمینان بیشتر قدم برمیداشتم و شک اصلا نمیکردم.
راستش این روزا یکم سردرگمم، نمیدونم از کجا شروع کنم وکجای شخصیتم رو اول درست کنم، همش شده شاخه به شاخه پریدن
اما خب استمرار داشتن رو برای خودم هدف قرار دادم و هرشب دارم کارهایی که برای خودم درنظر گرفتم رو انجام میدم.
امیدوارم هرروز که میگذره همه چیز توی ذهنم ارام آرام ساده تر و واضح تر بشود.
چیزی که خیلی مهمه اینه که خودمون رو مقایسه نکنیم با کسی..چون کسی که میبنییم خیلی زود رشد کرده و دینگش خورده
ممکنه از قبلش روی خودش کار میکرده و میخ ارو میکوبیده
اما با برداشتن پاش از روی ترمز یعنی بالاخره فرو رفتن میخ توی دیواری که ما دیدیم یهو نتایج براش اتفاق افتاد
برای منم دقیقا همینه، بدون کمالگرایی کارهای لازم. و انجام میدم، خود به خود نتایج ظاهر میشه
نتایج هرچند کوچک تائیدشون میکنم و بابتشون ذوق و بعد نتایج هی بزرگ میشه تا یجایی بوممم..بترکه.
چالشی که دارم انجامش میدم هم این روزا، تمرین جلسه اول عزت نفسه، انجام کارهای عقب مانده و طفره نرفتن ها..یک مقداریش رو انجام دادم اما هنوز هم دقیقا یک سری مورد ها توی تو دو لیستم به برنامه فردا هم منتقل میشه عیننا.
و احساس میکنم آگاهی من بیشتر شده چون به ذهنم رسید که اوکییی، یه چیزی هست که انگار تو ذهنمون صداش بلنده و همش داره میگه مهسا یه دختر اهمال کاره مهسا اهمال کاره و تمرکزم رفته روی این قضیه.
برای همین شروع میکنم تمرکزم رو بردن سمت کارهایی که انجام دادم تابحال و خودم رو میخوام بابتش تحسین و تشویق کنم..
چون تنها راه و بهترین راه برای رسیدن به خواسته ها ، کارکردن روی خودمونه و بهبود شخصیتمون.
امروز مدت عضویت: 511 روز از عضویتم در سایت پر از عشقه
رد پای روز 13 دی رو فقط درمورد این فایل و آگاهی هاش مینویسم
و سوالم از خدا در ساعت 00:00روز 14 دی
امروز که داشتم رنگ روغنم رو کار میکردم ، فایل گام دو از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر گوش میدادم
در دقیقه 4 استاد در جواب دوستی ، گفتن که دو تا دوره عزت نفس و عشق و مودت در روابط رو کار کنین
وقتی من این جمله شونو شنیدم گفتم خداروشکر دوره عشق و مودت رو خریدم و دارم کار میکنم و الان 3 جلسه رو گوش دادم و دارم تمریناتشو انجام میدم
اما دوره عزت نفس رو که چند روز پیش خدا نشونه داد گفت میتونی بخری و از سایت هدیه تخفیف 25 در صد رو گرفتم
و با پولی که تو حسابم داشتم نمیخواستم با اون بخرم و گفتم من باید پول رو خلق کنم و به این دو میلیون دست نزنم
اما چند روزی بود که به این فکر بودم که چون نشانه رو گرفتم ،بخرمش
اما دوباره میگفتم نه باید خلق کنم
وقتی استاد گفتن در مورد عزت نفس باید بیشتر کار کنید وقتی که نمیتونید صحبت کنید و حرفتونو بگین
یاد 10 روز پیش افتادم که همین تضاد سبب شد به طرز شگفت انگیزی خدا نشونه داد که میتونم دوره عشق و مودت رو بخرم و 3 دی گرفتمش
وقتی تو این فایل شنیدم ، من اولش گفتم با پولی که تو حسابم هست بردارم و بخرم
که از سایت هدیه تخفیف بهم دادن و کیف پولم از خرید دوره عشق و مودت نزدیک 700 دارم و و دو میلیون میتونم بخرم
اما گفتم نه باید من پول خلق کنم و نباید به اون دو میلیونی دست بزنم که تو حسابم هست
بعد یه لحظه سکوت کردم و گفتم ،خدا میشه هدایتم کنی
من نمیدونم چیکار کنم صبر کنم و خودم اقدام کنم و پول رو خلق کنم بعد دوره رو بخرم یا اینکه الان با پول 2 میلیونی که دارم ،جدا از پول شهریه های کلاسم که کنار گذاشتم بخرم ؟
و همینو گفتم و گفتم اگر اجازه میدی بخرم نشونه ای بهم بده
اما نمیدونم چجوری
آخه من نشونه روزم رو از سایت زده بودم و سریال زندگی در بهشت قسمت 118 اومده بود
گفتم من نمیدونم خدا تو هدایتم کن
بگو که بخرمش یا نخرم
رفتم تو نشانه ام و صفحه سریال زندگی در بهشت 118
اومدم پایین اصلا تو قسمت شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد تصاویر نشون داده نمیشد دیدم یه قسمت خاکستری شده رنگش ،برگشتم و روش زدم
بدون اینکه بدونم تصویر فایل چیه و اسمش چیه
وقتی باز شد
نوشته بود
گفتگو با دوستان 37 | «توحید»، اساس خوشبختی
چون اسامی فایلا رو چند وقته مریم جان تغییر دادن من یادم نبود که کدوم فایل هست
گوش دادم یا نه
یهویی اومدم پایین و دیدم از دقیقه 14 مکث داشته
گفتم حتما قبلا گوش دادم تو این دقیقه مونده
اما نه من داشتم با عقل منطقیم میگفتم این حرفو
وقتی باز کردم تا گوش بدم ،استاد که میخواست با نفر بعدی صحبت کنه
اسمشون رزا خانم بود
وقتی شروع به صحبت کردن من دقیقا پارسال یادم اومد که وقتی اولین بار صحبت هاشونو شنیدم چقدر گریه کردم
اونموقع اوایل ورودم به سایت و گوش دادن به فایلا بود
که بعد اون دیگه این فایل رو گوش نداده بودم تا به امروز
تا اینکه خدا الان هدایتم کرد به این فایل و از زبان رزا جان بهم گفت میتونی بخری دوره عزت نفس رو
اولش از وسطای صحبتاش به شک افتادم گفتم ،چون از فایلای رایگان شروع کرده و گفت تکامل پس باید نخرم
اما آخرش که گفت بگم که چه دوره هایی رو خریدم
و گفت 12 قدم و عزت نقس و ….
اونجا بود که مطمئن شدم که میتونم با 2 میلیون که تو حسابم هست دوره عزت نفس رو بخرم
که در فایل گام دو پروژه مهاجرت به مدار بالا تر استاد خودشونم گفتن که دوره عزت نفس رو بخر و دوره عشق و مودت در روابط
وای خدای من خدا چقدر دقیق داره هدایت میکنه
من چند روز پیش گفتم نمیخرم هر موقع شد توی این یک ماه کارای نقاشیمو فروختم میخرم
و در کنار دوره عشق و مودت و 12 قدم پیش میرم
و تمریناتشونو انجام میدم
تا اینکه خدا امروز بهم فهموند و درک کردم که میتونم بخرم
و بعدشم که حرفای رزا خانم در فایل گفتگو با استاد
که آخرش گفت خریدم
و یک تاییدی بود برای من که بخرمش
اصلا فکرشو نمیکردم بعد یک سال که به این فایل گوش داده بودم ،این فایل
گفتگو با دوستان 37 | «توحید»، اساس خوشبختی
برای من نشانه باشه
و همچنین فایل
گام دو ، پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
اصلا یه وقتایی که اینجوری هدایت میشم متعجب میشم
من اصلا تصویر و موضوع رو ندیدم فقط از روی مربعی که خاکستری شده بود توجهمو جلب کرد و روش زدم و منو برد با گفتگو با دوستان
دقیقا درمورد عزت نفس صحبت میکرد و این سبب شد که مطمئن بشم که میتونم بخرمش
و من الان بی نهایت از ربّ قدرتمندم ،سپاسگزارم که به من این همه محبت داشت توی این ده روز
بهم وعده داده بود که از این به بعد برات اتفاقات خوب میفته
روز 2 دی که از خواسته عشق گذشتم
بهم وعده داد که خبر های خوب در راه است
میدونم که با عمل کردن به تمرینات این دوره ها ،پیشرفتم صعودی میشه
چون تازه 10 روز از 2 دی گذشته و من این تغییراتی که سرعت گرفتن رو حس میکنم
از 3 دی که عشق و مودت رو گرفتم و دارم باورارو تمرکزی مینویسم و ضبط میکنم با صدای خودم
بعد 10 روز اجازه گرفتن دوره عزت نفس بهم داده شد
و الان میخوابم و فردا صبح ان شاء الله میخرمش به لطف خدای بی نهایت بزرگ و قدرتمندم
خدایا شکرت
سپاسگزارم
مریم جانم از شما هم سپاسگزارم که این پروژه رو گذاشتین تا ما مهاجرت کنیم به مدار های بالاتر
امروز یه خواسته هم در من شکل گرفت
هم تو نشونه دیروزم که توجه به نکات مثبت قسمت 5 بود که استاد گفت مایک تو زمان کم انگلیسی صحبت کردن رو یاد گرفته و از این فایل گفتگو با استاد که رزا جان تو انگلیس پیشرفت داشتن
یه نشونه بود که منم میتونم و میشه
خدایا شکرت
بی نهایت سپاسگزارم ازت ربّ من
ماچ ماچی ترین ربّ من
میدونم که از این به بعد خیلی خیلی روان تر و هموار تر میشه مسیر برای من و تکاملم تصاعدی سرعت میکنه ،البته که با عمل کردن من و تمرکز گذاشتن من هست که سرعت میگیره
وگرنه به قول حرف استاد تو نشانه امروزم تو سریال زندگی در بهشت که گفت چک لیست گوگل کیپ رو دانلود کردم و نوشتم و میگفت ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
من سعی میکنم تا قدم هامو به سرعت بردارم و عملی اقدام کنم
خدایا شکرت
من از ساعت 12 که سوالمو از خدا پرسیدم و هدایتم کرد و به صحبت های رزا جان گوش دادم بعد اومدم اینجا تو گوگل درایوم بنویسم تا بعد کپی کنم در سایت در این قسمت از فایل، تا الان درک کردم و نوشتم
خدایا شکرت
بعد از اینکه رد پامو گذاشتم بالای اعلان گوشیم اومد فال حافظ
این دومین بار بود میومد
بار اول توجه نکردم بار دوم رفتم ببینم فال رو که از گوگل بود ،گفتم خدا تو بگو که من کیف کنم
نشونه صد در صد داره برای من
که این متن برای من باز شد
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
تعبیر فال شما
ذات و طینتی زیبا داری و همین برای معرفی تو کافی است. احتیاج به آراستن ظاهر نیست. اعتماد به نفس خود را تقویت کن. هر کس که تو را انتخاب کند عاشق طینتت می شود. تو هم ارزشمندتر از آن هستی که بخواهی خود را خیلی راحت به کسی معرفی کنی.
دوباره اومدم ویرایش بزنم و بنویسم تا هدایت های خدا به یادم باشه
وای خدای من چقدر واضح بهم گفت دوباره با نشونه که دوره عزت نفس رو سریع بخر و تمرکزی روی خودت کار کن
سلام و صبح زیباتون بخیر استاد و خانم شایسته عزیزم
در رابطه با اگاهی های این فایل :
استاد خیلی خوب اون ریز جزئیات تغییراتی که براشون رخ دادن رو توضیح دادن و به من خط مشق دادن که به چی توجه کنم تا تعییر رو ببینم
برای من تغییر در این چند روز ،خواب راحت ترم بود – صبح با اسودگی و لذت بیشاری از خواب بیدار شدن بود- اینکه مقدار زیادی پول از سمت های مختلف که اتتظارش نداشتم وارد زندگیم شد- اینکه دیشب خودم رو داخل ایینه نگاه کردم و از نظر خودم زیبا به نظر نی رسیدم و به خودم گفتم تو واقعا زیبایی
و استاد به من یاداوری کردن که حواست به تک تک این تغییرات باشه که همین ها پیشرفته و همین مسیر ادامه بدم اتفاقات در ابعاد بزرگ تری برام رخ میده
مثال ضربه ایستگاهی واقعا به جا بود و کمالکرایی در وجودم راحت تر میتونم با یاداوری اش کنترل کنم، درسته اون ضربه ای که میخوام هنوز نزدم ولی ضربه زدنم خیلی بهتر شده پس نسیر درسته و باید بیشتر تمرینش کنم
اگر من نتایج بزرگ نمیگیرم به خاطر اینه که به اندازه اون نتیجه ای که میخوام روی خودم کار نکردم
خیلی تحسین میکنم استاد رو که در جواب از دست دادن ثروتشون اینقدر راحت پاسخ دادن
یعنی تعصبی روی مسیرشون نداشتن و خیلی راحت گفتن بستگی به شرایط اون لحظه داره و اون موقع تصمبم میگیرم که شاید اصلا یه مسیر دیگه برم شاید همین ادامه بدم
و این برای من درس داشت که چرا اینقدر تعصب افکار و رفتار گذشته ام میکشم؟ تصمیمات میتونن تغیر کن همون طور که افکار و دیدگاه ها تغییر میکنن – دلیل نداره خودم به یه تصمبم محدود کنم
یه جمله قشنگ یادمه قبلا یه جایی خوندم با یان موضوع که تصمیمات و کارهای که مثلا زهرای 15 ساله گرفته که تصمیمات زهرای 20 ساله تیست، زهرای 15 ساله بر اساس اون شرایط و دیدگاهش اون تصمیم گرفته و اون رفتار انجام داده و در اون زمان از نظرش بهترین بوده پس زهرای 20 ساله نباید به خاطر تصمبمات و رفتار زهرای 15 ساله شرمنده باشه یا احساس بدی داشته
وقتی ادما روی خودشون کار کردن و به نتایج پایدار و بزرگ رسبدن نشونه یک شخصیت قویه و هرگز این اتفلق نمی افته که یک شبه موفقیتش از بین بره
اینقدر تو فیما و شاید حرف های بقیه اینو شنیدیم و دیدیم که طرف یه شبهاز عرش به فرش رسید که باورمون شد میشه یه شبه همه چی از سدت داد و دفتی استاد تاکید کردن هرگز این اتفاق نمی افته راستش خیالم راحت شد که نیازی تیست نگرانش باشم و به قول استاد که میگن قوانین کیهانی یه جور اطمینان به ادم میده انگار پاتو روی یه زمین سفت میزاری – قرار نیست یهو اتفاقات عجیب غریب بیوفته و تد قربانی چیزی بشی
راستش خیلی توهم اینو داشتم و دارم همچنان که من از فردا شروع میکنم خفن درس خوندن و تو نتایجم معجزه میشه و یه شبه تغییر میکنم – روند بهترش اینه از هدف ساعتی شروع کنم و بپذیرم که یک شبه تغییر نمیکنم بپذیرم که درسته یه زمانی ساعت مطالعه بالا داشتم ولی اینم مثل عضله است چون یه زمانی وزنه مثلا 40 کیلویی زدم پس توانایی اش داشتم که انجامش دادم ولی نباید انتظار داشته باشم بعد از وقفه ورزشی ام بازم از وزنه 40 کیلو شروع کنم ، بپذیرم که طبیعیه با وزنه 10 کیلوی یا 5 کیلویی شروع کنم و ناامید نشم و امیدم به این باشه که چون یک بار این مشیر رفتم پس بار دوم نسیرم کوتاه تره
و استاد گفتن : داشتم مقاومت میکردم در مقابل تغییری که باید رخ می داد و بعدا فهمیدم این تغییر چقدر خوب بود
اینو توی ذهنم اورد که من کلا نسبت به همه چی خیلی مقاومت دادم و دلم میخواد همه چی اونطوری که من میخوام پیش بره – مثلا اگه جای ساعت 8 صبح من ساعت 12 شروع کنم درس خوندن انگار همه چی بهم ریخته ک دیگه روزم ارزش نداره و مثال های مشابه در 9نبه های دیگه و دیدم من ادمی نیستم که راحت تر بگیرم و با شرایط جدید مچ بشم و با جریان پیش برم و دقیقا طبق حرف استاد با هر تغییری مقاومت دارم حتی اگر خوب باشه
یه مثال دیگه وقتی که مامانم میخواد یه سری تغییرات در چیدمان وسایل خونه بده و من قطعا و کاملا ناراضی ام و میگم نکن و فلان و… ولی بعدش میبینم این تغییری که مادرم بدون توجه به مت انجام داد چقدر خوب شد ولی خب پیش مادرم بهش اعتراف نمیکنم
امیدوارم بتونم از مقاومتم کمتر کنم و راحت تر با جریانی که پیش میاد حرکت کنم
نیتونم جتبه هایی که قبلا توش موفق بودم بررسی کنم و ببینم چه عادت هایی براش داشتم و از اونا برای هدف جدید استفاده کنمو اگه یکم صبور باشم نتایج باعث انگبزه میشن و همدن انگیزه دوباره باعث عمل و نتایج بیشتر میشه
سلام استاد عزیز
ومریم بانوی عزیزم
دوتا سوال خیلی قشنگی که پرسیدید من را بسیار بفکر فرو برد و این مدل فکر کردن ها را دوست دارم و زندگی را برایم لذت بخش میکنه.
میخواهم جواب سوالات این گام را در اینجا بنویسم:
جواب سوال اول:
استاد من مسائل زندگی ام را اینجور وقتها مانند یک معمای زیبا و باحال و هیجان انگیز میبینم و فکر میکنم این یک بازی مجازی است در کامپیوتر ذهنم، وآن را آنقدر انجام میدهم تا به تنیجه نهایی برسم برنده شوم و فقط فکر میکنم یک بازی است و خیلی جدی نمیگیرم آن موضوع را چون ذهنم اینطوری اون مسئله را بزرگ یا حل نشدنی نمیدونه و قدرت من در این زمینه بیشتر میشه و لذت بردن اون بازی برام استمرار مدام میاره و به خودم میگم تو این بازی را هم در زندگی ات صد در صد تیک میزنی و میبری اینطوری خودم را برای رسیدن به خواسته هایم آماده میکنم و مسیر را برای خودم لذت بخش.
و بعد از حل شدن موضوع و بردن اون بازی به خودم میگم دیدی محیا این معمای زندگیت را هم حل کردی .دیدی تونستی .دمت گرم
همینطور پله پله بالا میروم وتمامی مسائل زندگی ام را حل میکنم و به عقب که نگاه میکنم دیگر اون معما ها برایم سخت و ناراحت کننده نیست
استاد من به خودم قول داده ام تا لحظه مرگم مسائل زندگی ام را دونه به دونه حل کنم وبی خیالشان نمیشوم
چون به خودم قول دادم
و از خداوند خواستم که مرا تازمانی که همه مسائل زندگی ام را حل کنم زنده نگهدارد چون برایم خیلی لذت بخش است رسیدن و تلاش کردن و هدف داشتن.من عاشق این هستم که مسائلی را که بهم میگن نمیشه بیخیال شو را حل کنم من اتفاقا چیزی را که بهم میگن نمیشه را بیشتر دوستدارم انجام دهم واین حس بهم قدرت میده بهم شجاعت میده انگار من را به خداوند نزدیکتر میکنه این حس.
محیای درونم را بیدار تر میکنه.
وآدم های منفی اطرافم را کلا از زندگی ام حذف میکنم چون خیلی تاثیر زیادی دارند روی این موضوع استمرار باعث میشوند که راجب منفی ها صحبت کنی و همیشه نتیجه را منفی ببینی ودیگر تلاشی نکنی چون میدونی که هیچ فایده ای ندارد تلاش کردن.
جواب سوال دوم :
مهم ترین درسی که گرفتم از صبحت های استاد این بود کهفقط استمرار در کارمون و رسیدن به خواستمون داشته باشیم و ناامید نشویم سریع و بیخیال موضوع شویم
سلام استاد عزیزم
من امروز به یک مقاومت در زندگیم پی بردن که بسیار برام با ارزشه
من هنوز نتونستم حضور 3 فرزند و در زندگیم بپذیرم. و وقتی که شما گفتی همسرم را رها کردم اتفاقات مالی افتاد متوجه شدم که من هم با 3 فرزندی که خداوند داده مقاومت دارم بسیار ابراز میکنم که ندارم ولی در واقعیت اینطور نیست.وقتی قرار شد بر خلاف 99 درصد جامعه حرکت کنم که بچه داشتن را یک معضل میدانند پس باید خلاف حرکت کنم. جالب اینکه خوثدا به من نشانه هم داده.چند روز پیش برای 2 قلو ها م پولی واریز شد که قبلا نبود.و در این فایل به من گفتید توجه کن به اتفاقاتی که داره میوفته .بله خداوند داره صحبت میکنه بامن.مقاومت و کنار بزن و تسلیم امر من شو.تو با داشتن 3 فرزند به هر آنچه که میخواهی میرسی.این ترمز بسیار موزیانه ای بود که شکر خدا یافتم و از امروز جدی کار میکنم.من فرزندانم را مانع حرکتم میدیدم.من آنها را مانع همه چیز و همه اتفاقات خوب میدیم.اما از امروز باید روی این باور برعکس آنچه تا الان فکر میکرده ام کار کنم.
ممنونم استاد ازت
بسم الله الرحمن الرحیم.
با سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته. بازهم فایل عالی و مرور شدن قانون جهان هستی قانون تکامل و ادامه دادن مسیر.
خب در پاسخ به سوال اول باید بگم که خب اولا که احساس خوب من در این مسیر ارامش و راحتی که دارم و بقول استاد تجربه جهنم و بهشت و ادامه دادن در مسیر بهشت و یاداوری به خودم این مسیر و نتایج کوچکی که از ادامه دادن در این مسیر گرفتم باعث ایجاد انگیزه میشود،از مثال خودم بگم که من قبلا احساس گناه و احساس خودسرزنشی خیلی زیادی میکردم اما الان دیگه این احساس کم شده و جاش ارامش و احساس خودباوریم بیشتر شده که خب این نشون میده که قانون جواب میده حالا هی باید کارکنم تا مهارتم بیشتر بشه در این زمینه و همین مرور نتایج کوچک باعث انگیزه و ادامه دادن میشود مثلا من وقتی چکاپ فرکانسی قدم دوازده با قدم اول را چک کردم کلی تفاوت را درک کردم، خب حالا خودش باعث میشه ادامه بدم درسته نتایج خیلی بزرگ نبود اما نسبت به یکسال پیش عالی بود.اما این مسیر را اگه شروع نمیکردم خدا میدونه اوضاعم الان مثل یک سال پیش بود یا حتی بدتر شده بود.
درمورد سوال دوم بگم،منطقی که باعث شده بازهم حال خوب را تجربه کنیم منطقی که باتغییر باورهای ما همه چیز در دنیای مادی تغییر میکند و نیاز نیست ما تغییر خاصی ایجاد کنیم همچنین روند تکامل از یاد نره. منطق اینکه قطعا میشود چرا چون نتایج کوچک اتفاق افتاده پس راه همینه اگه هنوز نتایج بزرگ رخ نداده به دلیل اینکه ما هنوز خیلی خوب روخودمون کار نکردیم.و…
با سپاس از شما.
سپاس خدایی را که مرا به این مسیر هدایت کرد.
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگی
سلام به استاد عزیز خانم شایسته مهربان ودوستان گل سایت
روز دوم:قانون پایداری نتایج.
نکاتی که آموختم ودر فرکانس دریافتشون بودم.
نکته اول:ما با کارکردن به صورت مستمر روی باورهامون نتلیج کوچک را دریافت میکنیم که این نتایج نسبت به تعهد ما بزرگتر هم میشوند.
نکته دوم: اتفاقات زندگی ما توسط افکار ما رخ میدهد اگر افکار ما تغییر کنند نتایج آرام آرام پدیدار میشوند
(افکار اتفاقات را رقم میزند وافکار از ورودی ها بوجود می آیند وتکرار آگاهانه یک سری باورها وبعدش هدایت میشویم به سمت خواسته ها)
نکته سوم:نتایجی که از مسیر درست ایجاد شده باشن به آسونی از بین نمیرن.برای نتایج پایدار باید از قانون تکامل استفاده کنیم .
نکته چهارم.
اگر باورهای تان را تغییر داده باشید از همان جا واز همان مکانی که هستی از همان کار و همان توانایی اوضاع بهتر وبهتر میشه.
نکته پنجم. باید سعی کنیم یک مسیر را شروع کنیم وتمام تمرکز مون روی همون مسیر باشه.تا نتایج مطلوب بدست بیاییند.
نکته ششم.بیشتر از عجله برای مقصد از مسیر لذت ببریم ومطمئن باشیم نتیجه میدهد احساس خوب داشته باشیم تا به مسیر خواسته ها هدایت بشیم.
نکته هفتم نتایج خوب همون احساس خوب وآرامش است .
سوال این جلسه «حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
به نظر من نتیجه مطلوب همون احساس خوب است طوری که استاد گفتن ما قبلا در جهنم زندگی کرده بودم واین احساس خوب خودش یک دنیا نتیجه است
خدایا به امید تو به سمت فردایی بهتر وروشن تر
سلام وارادت به استاد عزیزم سپاسگزارم که دانشجوی شما هستم
وحید هستم
قانون پایداری نتایج
چه به موقع و بجا
واقعیت اینکه این سری از فایلهای گام به گام درخواست وحید بود از خداوند
به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
جواب وحید:
من اعتراف میکنم بعداز چند سال تازه 1درصد از صد درصد ،را 100درصد فهمیدم به این شکل که
با همین قانون از بدهی به ثروت رسیدم و بعد از چند سال دوباره به بدهی رسیدم پس:
اولا شکی نیست که قانون وجود داره
باور بسیار قوی که وحید توسط این قانون هم بالا اومدی و هم زمین خوردی
با افکار
با رفتار
با ساده انگاری
دوما : قانون 100درصد به احساسات تو جواب میده
قانون 100درصد به توجه تو جواب میده (چه خوب؛ چه بد)
قانون مکان و زمان نداره و همیشه در حال پاسخ هست
نتیجه اینکه با این تجربه و به وجود اومدن تضادها خواسته های جدیدی در من شکل گرفته که یک بار به این دنیا اومدم والان 37 سالمه پس بیام و برای همیشه تابع قانون باشم چرا که میتونم به :
تمام خواسته هام برسم
دوباره به استقلال مالی برسم
و به هر خواسته ای که در طول زمان برایم ایجاد میشود برسم و خودم خالق زندگی خودم باشم
چی زیبا تر از این:
وحید یه بار به این دنیا اومده پس چه بهتر که تمام توجه خودش را بذاره برای بهتر زندگی کردن و دنیا جای بهتری برای زندگی بکنه
و لذت ببره از هر چیزی که خداوند مسخرش کرده پس اصلا وحید برای لذت بردن ؛ شادی کردن؛ تفریح کردن ؛ تجربه کردن این همه زیبایی به این دنیا اومده پس باید بیشترین توجه را روی خودش وقانون بذاره
واز خدای خودش و استاد عزیزش سپاسگزار باشه
دیگه انگیزه بالاتر از این برای وحید هست یا میتونه باشه
البته(کار کردن؛ گسترش کسب و کار و حل کردن چالش های زندگی میشه همون
لذت بردن ؛ شادی کردن و استفاده از توانایی که خداوند بهم داده)
واما بعد:
خدایش دیگه جایی برای شک تردید وجود نداره که بخواد اصلا به وجود بیاد !
حداقل به باور رسیدم که اقا این قانون هست پس دیگه جایی برای تردید نمیمونه
منتها اگر چیزی درست پیش نمیره احتمالا وحید یه جای کارش مینگه مثلا:
نشخوار ذهنی داره
یا تمام توجه ی وحید روی موضوع مورد نظر نیست
یا تمرکزی روی خوش کار نمیکنه
یا اصل ول کرده و به فرع چسبیده
یا یه پاش روی ترمزه
ولی اینکه حرف شک تردید بیاد وسط توهین به خود وحید هست
و انقدر به کار درست مثل تجسم کردن ؛ توجه به اصل و تمرکز روی خواسته ام ادامه میدم تا خلق بشه
از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
جواب وحید:
کارهایی که برای خودم شخصی سازی کردم
1- وقت گذاشتن(15 تا 20 دقیقه) برای مطالعه کامنت دوستان در فایلهای هم فرکانس و هم جهت با خواسته ی الان (استقلال مالی و عمل به قانون)
2-گوش دادن بالای حداقل 5 بار از فایلهای سایت ( جدید ، محصولات؛ گام به گام ) در طول روز
3- نوشتن روزانه (20 تا 40 دقیقه ) جملات تاکیدی و خواسته هایم
4- سپاسگزاری هنگام بیداری و دروی از گوشی تا 30 دقیقه
5- دیدن روزانه حداقل یک بار فیلم راز
عاشق این جمله ی فیلم راز شدم که میگه
این چیزی که الان هستی گذشته توهه پس الان تو اینده ی تو را میسازه
6- کم کردن هم نشینی با همکارهام فقط در موارد کاری ضروری( کار من املاک هست)
7- تجسم کردن اینده کاری ؛ مالی ؛ روابط واهدافم
8- کنترل ذهن و مطالعه
چند روز پیش یه دفعه (شهودی ) بین فکر کنم 12 تا کتاب ..
کتاب راز را برداشتم اول گفتم اتفاقی کتاب را باز میکنم و شروع به مطالعه میکنم اما یه چیزی از درون گیر داده بود از اولین صفحه بخون
منم شروع کردم به خوندن
توی همون پاراگراف اول هم داشتم ذوق میکردم و هیجان زده از هم زمانی و هم فرکانسی کتاب و جهان با خودم
دقیقا توی مقدمه کتاب راز به موارد بینظیری اشاره شده که من که تاحالا حداقل 5 بار خوندم اصلا ندیده بودم
1- تضاد
2-ایجاد خواسته ی تغییر
3-اجابت کائنات از طریق کتاب
4- به جود اومدن شور و شوق
5- ایجاد انگیزه برای تحقیق بیشتر
6- الهامات خداوند( ساختن فیلم)
7-عمل گرایی نویسنده
8-قدم اول: اماده کردن تیم فیلم برداری و تولید؛ در کمتر از دوماه
9- پاسخ کائنات در نشان دادن مسیر و قدم بعدی
10- سفر به امریکا برای فیلم برداری
11- ایجاد شرایط؛ اتفاقات ؛ هم زمانی؛ و افراد مناسب برای استارت
12- نتیجه 120ساعت فیلم براداری از افراد مناسب و عمل گرا در رابطه با قانون
13-پخش فیلم بعد از 8ماه از لحظه ی تصمیم به تغییر
14- پاداش خداوند(خداوند به شجاعان پاسخ میدهد)
یعنی وحید جان شما میتونی کمتر از 8ماه به نتیجه دل خواه یا نزدیک به دلخواه یا بیشتر از دلخواه به شرط :
1- باور
2-عمل به قانون
3- تمرکز 100 درصدی
4- توجه 100درصدی
حاصل میشه
وچی قشنگ تر از این به خدا؟
واقعا سپاسگزارم از خداوند و استاد عزیز و تمام کسانی که در این سایت حضور دارن
به امید روزهای پر از ثروت و نعمت وسلامتی
با توجه به آگاهی های این قسمت، به این سوال فکر کنید و جواب دهید:
«حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
ج:
برای من تنها و تنها و اولین نتیجه و درسی که داشته و نکته خیلی مهمیه، این بوده که آرامش و آرامش و آرامش! پس از مدتها ناآرامی و درگیری و دسته و پنجه نرم کردن با مسائل مختلف و قشنگ له شدن زیر چرخ دنده های جهان و بعد هدایت شدن و همین جرقه در درونم و روحم که برای ذهنم منطقی و شرطیش کنم، بوده. یعنی من ناخودآگاه اهرم رنج و لذت ذهنی ای برام ساخته شده و البته بهش توجه و تمرکز کردم و بهش قدرت دادم که کار درست و راه درست رو بصورت پیوسته ادامه بدم، ذهن بازی ها و شیطنت های خودش رو داره، اما نکته اینجاست که واقعا ایندفه خیلی بهتر و عالی تر عمل کردم نسبت به گذشته و مچشو خوب گرفتم، و اجازه ندادم مثل گذشته ناامیدم کنه، و واقعا شخصیت قوی تری از خودم ساختم به کمک الله. و جالب اینه که طبق همون چیزی هم که استاد گفتند، بسیار بسیار زیاد ذهن خاموش تر شده! یعنی واقعا یکی دیگه از موهبت هایی که این اواخر متوجهش شدم اینه که ذهن نجواگرم به شدت خاموش شده و واقعا خوشحالم از این لحاظ و قشنگ لمسش کردم و حسش میکنم که زور باید بزنه تا روم تاثیر بذاره و صداشو به قول معروف بشنوم، چون صدای هدایت ها و کلام الله بلند تر و بلند تر شده در وجودم.
استاد یه نکته جالبی که در مورد خودم خیلی خوب بهش دقت کردم این اواخر، اینه که این ذهن چموش من از وقتی که خیلی بهتر دارم روی خودم کار میکنم و عمیق تر درک میکنم و اجرا و عمل میکنم قوانین و درس ها رو، اینه که همیشه سعی میکنه خیلی نامحسوس و مخفی کاری شده بیاد به شکل آهنگ و ترانه های غمگین و به قولی آیه یاس خوندن مدام بخواد مزاحمت ایجاد کنه و منو محزون کنه، و اوایل این مدت نسبتا کوتاه که میگم دارم خیلی عالی روی خودم کار میکنم خیلی اذیتم میکرد این موضوع چون تا قوی تر بشم یکم زمان برد و خب اوایلش کمی سخت تر بود برام که ببینم چیکار باید کنم با این قضیه، حالا غیر از اینکه بصورت عملی اقدامی انجام بدم یعنی مثلا موزیک های شاد و فرح بخش پلی کنم برای خودم یا فایل بذارم ببینم مثلا و کانون توجهمو معطوف کنم روی نکات مثبت و روی نعمت ها و شکرگزاری کردن، اما گاهی توی میگم یه موقعیت هایی که حساس بود یا مثلا نمیشد اون کارها رو انجام بدم و یا اصلا اینقدر سریع و ناخودآگاه وارد عمل میشد که نجوا کنه یا موزیک های مخرب و محزون کننده پلی کنه تو مغزم، من خیلی سریع استاد همون لحظه یه پلیر مخصوص و ویژه تو مغزم تعبیه کردم که میشه گفت اتوماتیک وار وارد عمل میشه و موج رادیو یا اون میوزک پلیر رو عوض میکنه و تغییر میده : ) یا به قولی ولوم رو میبره روی اون موزیک شاد و زیبا و اینجوری تونستم ساکتش کنم و در نطفه خفش کنم به قولی این ذهن رو! و این یکی فقط از کارهاییه که خیلی خوب واسش راه چاره پیدا کردم و خب الان بعد از مدتها خیلی خیلی بهتر شدم و ذهن رو به طرق مختلف ساکتش میکنم و خوشحالم از این بابت و خیلی خیلی زیاد کمرنگ تر شده نجواها و نیستش تو ذهنم یعنی ساکت تر شده و خبری ازش نیست مثل گذشته که مدام ور میزد و حرافی میکرد و تمرکزمو ازم میگرفت.
یعنی استاد دقیق بگم و مثال بخوام بزنم اینجوری : بصورت کاملا نامحسوس و اصلا بیربط و بدون اینکه خودم بخوام یا مثلا دقت کرده باشم به این نوع موزیک یا موضوعی، شروع میکنه به خوندن.. همه عزادار سر به گریبون.. ، : )یا اساتید گرامِ دیگه.. و بعد همون لحظه چه بصورت آگاهانه و چه حتی میگم اتومات و ناخودآگاه تو مغزم این پلی میشه مثلا : خوشگلا باید برقصن! خوشگلا باید برقصن!! : )) و خیلی وقتا خودم دقیقا همون لحظه انگار دیدین صدای قاتی کردن نوار کاست توی ضبط صوت و یا کلا یه فایل صوتی یا مثل تو فیلما که یهو یه جایی مثلا نشون میده صدا قات میزنه و انگار نوار فیلم جوییده میشه و یه چیز دیگه پلی میشه و اینجور حالتی دیدین؟ همون موقع من خودم اینکارو با ذهنم میکنم یا خودش اتوماتیک اینکارو میکنه. و میره اون شعر یا آهنگ شاد رو پلی میکنه تو وجودم.
قربونت برم استاد با خودتو انتخابات : ) :D
واقعا یکی دیگه از موهبت های کار کردن روی خودم به خوبی، این بوده که مقاومتم در مورد خیلی چیزا واقعا کم شده و بهتر شده. چون من یکی به شدت روی موزیک و سلایقم حساس بودم همیشه و اصلا ایندست آهنگای شاد تو کتم نمیرفت هرگز و هیچوقت! : ) یعنی اصلا ارتباط برقرار نمیکردم باهاشون، اما باورتون نمیشه همونطور که قبلا هم گفتم توی این مدت کوتاه توی فایلای دیگه هم، من نه گیم میزنم نه فیلم میبینم و نه موزیک گوش میدم مدتیه، اونم چی بصورت کاملا طبیعی و بدیهی و نه اینکه خودم دلم نخواد! نه اصلا بای دیفالت این شده روتینم مدتیه یعنی اصلا دوست ندارم انگار وقت بذارم برای این موارد. اگرم دلم موزیک بخواد گاهی اونم مخصوصا صبحا، همون انتخاب و سلایق شما رو گوش میدم که خوشگلا باید برقصن..!!! : )) :D و موزیک های شاد اینچنینی یا بیکلام، که کلا البته بیکلام رو که همیشه عاشقش بودم و من همیشه 99 درصد موزیکایی که گوش میدادم و میدم بیکلام بوده، اما واقعا اینو هم اعتراف میکنم که جنس هموناهم عوض شده : )
و مورد بعدی اینکه با به یاد اوردن نعمتها و سپاسگزاری کردن و اینکه چه کارهایی انجام دادم که به این حالت و این احساسات خوب رسیدم باعث شده فراموشم نشه یا هرجا لغزشی بخواد صورت بگیره، خیلی سریع همون موقع بیام نکته برداری ها و برداشت هام و کامنت هام رو بخونم و مرور کنم و یا فایلی که میاد تو ذهنم یا حسم بهم میگه ببین و گوش بده رو ببینم.
و همه اینارو لطف و عنایت الله میبینم که با دوره فوق العاده احساس لیاقت بهشون رسیدم و هدایت شدم و در طی این مدت با فایلهای مختلف دقیقا و به موقع روی سایت قرار گرفتن مخصوصا مباحث قرآنی، و یا پروژه هایی که خانم شایسته عزیز گذاشتن روی سایت، همه اینا هی به وقتش کمک کرد و منو مجاب کرد تو مسیر بمونم و هدایت بشم. یعنی کلام الله رو خیلی واضح و دقیق تر بفهمم و قشنگ درک کنم اینو که داره باهام حرف میزنه و بهم گوشزد میکنه که تو مسیر بمون و ناامید نشو و ادامه بده و ادامه بده، داری خوب میری جلو و روی خودت کار میکنی و اون چیزی که میخوای رو بهش میرسی اجازه بده و صبر داشته باش و تکاملتو طی کن، هی بهت میدم، هی بهت میدم، هی بهت میدم و نگران نباش نتایج میاد.
خیلی جسورتر شدم و دست به عملم خیلی بهتر شده نسبت به قبل، یعنی سریع میرم سراغ پیاده کردن ایده ها هرچی که بیاد.
و یکی هم اینکه دریافت الهامات و ایده ها و هدایت ها برام بیشتر و بهتر شده، و واقعا میفهمم دلیل خیلی چیزارو، مخصوصا که از وقتی خیلی تغییرکردم و جهاد اکبر به راه انداختم درونم، و سپاسگزار تر شدم و این خدای همیشه همراه و درونم رو طبق گفته های شما به اون شکلایی که خواستم و باور میسازم درون خودم، در میارم و بهش گوش میدم و حمد و سپاس میگمش.
یه چیز خیلی مهم دیگه هم که بخوام بگم و گوشه ذهنم نگهش داشته بودم که یادم نره و حتما بگمش و همیشه استاد ازش نتیجه گرفتم و اصلا یه چیز عجیب و به شدت مقدس و روحانی هست برام، دوره فوق العاده و شگفت انگیز راهنمای عملی دستیابی به رویاها هست، مخصوصا مخصوصا! جلسات 7 و 9 و 10 یعنی اصلا خیلی جادویی و رویاییه واسم این سه جلسه و جالبم اینه که خیلی وقتا دقت کردم انگار مثل یه توربو شارژر عمل میکنه درونم و انگار مثل یه کاتالیزور هست به قولی برام : ) مثل یه تقویت کننده عمل میکنه واسم و انگار هر از چند گاهی اصلا بی برو برگرد وجودم نیاز داره بهش که بشنوه اون جلسات رو و منم خیلی خوب پیامشو دریافت میکنم و بهش چشم میگم به این این انرژی و این خدای نازنین. و همیشه هم به احساس فوق العاده رسیدم و اتفاقات خوب رخ داده بعدش : )
عاشقتونم، سپاسگزارم
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
گام دوم/ قانون پایداری نتایج
با یادآوری نتایجی هر چند کوچک، که قبلا به دست آوردم.
و یادآوری مدام آنها.
قانون رو واسه خودم تکرار کنم .
و از همه مهمتر اینکه احساسم خوب باشه تا اتفاقات خوب واسم رقم بیفته.
با درک قوانین و کار کردن مداوم روی خودمون، اتفاقات یکی بعد از دیگری رخ میدن و هدایت ها از راه میرسند. نشونه ها پدیدار میشن تا درستی مسیر بهمون ثابت بشه.
قوانین نیاز به تصویر خاص یا راهکار خاص ندارند، فقط باورها و افکارمون هستند که شرایط رو رقم میزنند. پس همه چیز بستگی به ذهنمون و ورودی هاش داره. اینکه چه باوری نسبت به اتفاقات ریز و درشت زندگی مون داریم.
باید تعهد داشته باشیم. یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کنندهی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.
باورهای ما تجربیات ما رو تو زندگی رقم میزنند.
باید خیلی حواسمون به ورودیهای ذهنمون باشه و کنترلشون کنیم، چون باورهای ما رو شکل میدن.
اگر در مسیر درست بمونیم ، تکامل خودمون رو به تدریج طی میکنیم و باورهایمان رو روی پایه محکم بنا کنیم، دستاوردهامون یک شبه از بین نمیره.
در پناه الله
سلام به همه بچه های سایت به خصوص استاد عزیز و مریم جان عزیز
اومدم تا دومین کامنت رو بنویسم
با اینکه صبح فایل رو گوش دادم اما یه سری نکات از همون صبحه که داره توی ذهنم مرور و توی قلبم زمزمه میشه.
اول از همه یه ایول مشتی به خودم بگم که دارم دیسیپلین رو حفظ میکنم و اماا
« از همون جا، همون ببزینس و همین امکانات، از همین من از همین مهارت ها از همین لول شروع کن..شروع کن به روی خودت کارکردن و پول درآوردن و مطمعن باش اگه توی همین حرفه روی خودت کار کنی..ته درآمد اون رو کسب میکنی و بعدش خداوند خود به خود هدایت میکند»
حرفه کاری من جزو پولساز ترین بیزینس های دنیاست که مطمعنم 5 سال دیگه صداش گوش همه ارو کر کنه و دقیقا برای کسیه که دنبال تغییر وجودش باشه و نخواد ساکن مثل مردآب باشه.
پس تصمیم گرفتم توی همین حوزه، فارق از همه حواشی که آیا به فلان جاش علاقه دارم یا ندارم.. شروع کنم رو خودم کارکردن و ته درآمدش رو کسب کردن.در حال حاضر بیشترین فردی که داره درآمد کسب میکنه ماهیانه 3 میلیارده.
پس میخوام بهتون قول بدم بیام اینجا و از روند صعودیم بگم.
چیزی که باعث شد استاد رو ثابت نگه داره روی مسیر درست تا از مسیر خارج نشه، این بود که انقدر سختی کشیده بود و ضربه خورده بود که حس شادی و عشق و خوشحالی و دیدگاه مثبت براش مثل الماس بوده و مسلما نتایج بوده که چه بسا اجازه نمیداده از مسیر خارج بشه( نه لزوما نتایج مالی) بلکه حتی انگیزه هم بهش میداده برای محکم تر عقب برداشتن.
اگر برمیگشین عقب چیکار میکردین و جواب این بود که با اطمینان بیشتر قدم برمیداشتم و شک اصلا نمیکردم.
راستش این روزا یکم سردرگمم، نمیدونم از کجا شروع کنم وکجای شخصیتم رو اول درست کنم، همش شده شاخه به شاخه پریدن
اما خب استمرار داشتن رو برای خودم هدف قرار دادم و هرشب دارم کارهایی که برای خودم درنظر گرفتم رو انجام میدم.
امیدوارم هرروز که میگذره همه چیز توی ذهنم ارام آرام ساده تر و واضح تر بشود.
چیزی که خیلی مهمه اینه که خودمون رو مقایسه نکنیم با کسی..چون کسی که میبنییم خیلی زود رشد کرده و دینگش خورده
ممکنه از قبلش روی خودش کار میکرده و میخ ارو میکوبیده
اما با برداشتن پاش از روی ترمز یعنی بالاخره فرو رفتن میخ توی دیواری که ما دیدیم یهو نتایج براش اتفاق افتاد
برای منم دقیقا همینه، بدون کمالگرایی کارهای لازم. و انجام میدم، خود به خود نتایج ظاهر میشه
نتایج هرچند کوچک تائیدشون میکنم و بابتشون ذوق و بعد نتایج هی بزرگ میشه تا یجایی بوممم..بترکه.
چالشی که دارم انجامش میدم هم این روزا، تمرین جلسه اول عزت نفسه، انجام کارهای عقب مانده و طفره نرفتن ها..یک مقداریش رو انجام دادم اما هنوز هم دقیقا یک سری مورد ها توی تو دو لیستم به برنامه فردا هم منتقل میشه عیننا.
و احساس میکنم آگاهی من بیشتر شده چون به ذهنم رسید که اوکییی، یه چیزی هست که انگار تو ذهنمون صداش بلنده و همش داره میگه مهسا یه دختر اهمال کاره مهسا اهمال کاره و تمرکزم رفته روی این قضیه.
برای همین شروع میکنم تمرکزم رو بردن سمت کارهایی که انجام دادم تابحال و خودم رو میخوام بابتش تحسین و تشویق کنم..
چون تنها راه و بهترین راه برای رسیدن به خواسته ها ، کارکردن روی خودمونه و بهبود شخصیتمون.
هیچ عجلهای هم در کار نیست.
در پناه حق.
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
گام دو پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
امروز مدت عضویت: 511 روز از عضویتم در سایت پر از عشقه
رد پای روز 13 دی رو فقط درمورد این فایل و آگاهی هاش مینویسم
و سوالم از خدا در ساعت 00:00روز 14 دی
امروز که داشتم رنگ روغنم رو کار میکردم ، فایل گام دو از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر گوش میدادم
در دقیقه 4 استاد در جواب دوستی ، گفتن که دو تا دوره عزت نفس و عشق و مودت در روابط رو کار کنین
وقتی من این جمله شونو شنیدم گفتم خداروشکر دوره عشق و مودت رو خریدم و دارم کار میکنم و الان 3 جلسه رو گوش دادم و دارم تمریناتشو انجام میدم
اما دوره عزت نفس رو که چند روز پیش خدا نشونه داد گفت میتونی بخری و از سایت هدیه تخفیف 25 در صد رو گرفتم
و با پولی که تو حسابم داشتم نمیخواستم با اون بخرم و گفتم من باید پول رو خلق کنم و به این دو میلیون دست نزنم
اما چند روزی بود که به این فکر بودم که چون نشانه رو گرفتم ،بخرمش
اما دوباره میگفتم نه باید خلق کنم
وقتی استاد گفتن در مورد عزت نفس باید بیشتر کار کنید وقتی که نمیتونید صحبت کنید و حرفتونو بگین
یاد 10 روز پیش افتادم که همین تضاد سبب شد به طرز شگفت انگیزی خدا نشونه داد که میتونم دوره عشق و مودت رو بخرم و 3 دی گرفتمش
وقتی تو این فایل شنیدم ، من اولش گفتم با پولی که تو حسابم هست بردارم و بخرم
که از سایت هدیه تخفیف بهم دادن و کیف پولم از خرید دوره عشق و مودت نزدیک 700 دارم و و دو میلیون میتونم بخرم
اما گفتم نه باید من پول خلق کنم و نباید به اون دو میلیونی دست بزنم که تو حسابم هست
بعد یه لحظه سکوت کردم و گفتم ،خدا میشه هدایتم کنی
من نمیدونم چیکار کنم صبر کنم و خودم اقدام کنم و پول رو خلق کنم بعد دوره رو بخرم یا اینکه الان با پول 2 میلیونی که دارم ،جدا از پول شهریه های کلاسم که کنار گذاشتم بخرم ؟
و همینو گفتم و گفتم اگر اجازه میدی بخرم نشونه ای بهم بده
اما نمیدونم چجوری
آخه من نشونه روزم رو از سایت زده بودم و سریال زندگی در بهشت قسمت 118 اومده بود
گفتم من نمیدونم خدا تو هدایتم کن
بگو که بخرمش یا نخرم
رفتم تو نشانه ام و صفحه سریال زندگی در بهشت 118
اومدم پایین اصلا تو قسمت شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد تصاویر نشون داده نمیشد دیدم یه قسمت خاکستری شده رنگش ،برگشتم و روش زدم
بدون اینکه بدونم تصویر فایل چیه و اسمش چیه
وقتی باز شد
نوشته بود
گفتگو با دوستان 37 | «توحید»، اساس خوشبختی
چون اسامی فایلا رو چند وقته مریم جان تغییر دادن من یادم نبود که کدوم فایل هست
گوش دادم یا نه
یهویی اومدم پایین و دیدم از دقیقه 14 مکث داشته
گفتم حتما قبلا گوش دادم تو این دقیقه مونده
اما نه من داشتم با عقل منطقیم میگفتم این حرفو
وقتی باز کردم تا گوش بدم ،استاد که میخواست با نفر بعدی صحبت کنه
اسمشون رزا خانم بود
وقتی شروع به صحبت کردن من دقیقا پارسال یادم اومد که وقتی اولین بار صحبت هاشونو شنیدم چقدر گریه کردم
اونموقع اوایل ورودم به سایت و گوش دادن به فایلا بود
که بعد اون دیگه این فایل رو گوش نداده بودم تا به امروز
تا اینکه خدا الان هدایتم کرد به این فایل و از زبان رزا جان بهم گفت میتونی بخری دوره عزت نفس رو
اولش از وسطای صحبتاش به شک افتادم گفتم ،چون از فایلای رایگان شروع کرده و گفت تکامل پس باید نخرم
اما آخرش که گفت بگم که چه دوره هایی رو خریدم
و گفت 12 قدم و عزت نقس و ….
اونجا بود که مطمئن شدم که میتونم با 2 میلیون که تو حسابم هست دوره عزت نفس رو بخرم
که در فایل گام دو پروژه مهاجرت به مدار بالا تر استاد خودشونم گفتن که دوره عزت نفس رو بخر و دوره عشق و مودت در روابط
وای خدای من خدا چقدر دقیق داره هدایت میکنه
من چند روز پیش گفتم نمیخرم هر موقع شد توی این یک ماه کارای نقاشیمو فروختم میخرم
و در کنار دوره عشق و مودت و 12 قدم پیش میرم
و تمریناتشونو انجام میدم
تا اینکه خدا امروز بهم فهموند و درک کردم که میتونم بخرم
و بعدشم که حرفای رزا خانم در فایل گفتگو با استاد
که آخرش گفت خریدم
و یک تاییدی بود برای من که بخرمش
اصلا فکرشو نمیکردم بعد یک سال که به این فایل گوش داده بودم ،این فایل
گفتگو با دوستان 37 | «توحید»، اساس خوشبختی
برای من نشانه باشه
و همچنین فایل
گام دو ، پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
اصلا یه وقتایی که اینجوری هدایت میشم متعجب میشم
من اصلا تصویر و موضوع رو ندیدم فقط از روی مربعی که خاکستری شده بود توجهمو جلب کرد و روش زدم و منو برد با گفتگو با دوستان
دقیقا درمورد عزت نفس صحبت میکرد و این سبب شد که مطمئن بشم که میتونم بخرمش
و من الان بی نهایت از ربّ قدرتمندم ،سپاسگزارم که به من این همه محبت داشت توی این ده روز
بهم وعده داده بود که از این به بعد برات اتفاقات خوب میفته
روز 2 دی که از خواسته عشق گذشتم
بهم وعده داد که خبر های خوب در راه است
میدونم که با عمل کردن به تمرینات این دوره ها ،پیشرفتم صعودی میشه
چون تازه 10 روز از 2 دی گذشته و من این تغییراتی که سرعت گرفتن رو حس میکنم
از 3 دی که عشق و مودت رو گرفتم و دارم باورارو تمرکزی مینویسم و ضبط میکنم با صدای خودم
بعد 10 روز اجازه گرفتن دوره عزت نفس بهم داده شد
و الان میخوابم و فردا صبح ان شاء الله میخرمش به لطف خدای بی نهایت بزرگ و قدرتمندم
خدایا شکرت
سپاسگزارم
مریم جانم از شما هم سپاسگزارم که این پروژه رو گذاشتین تا ما مهاجرت کنیم به مدار های بالاتر
امروز یه خواسته هم در من شکل گرفت
هم تو نشونه دیروزم که توجه به نکات مثبت قسمت 5 بود که استاد گفت مایک تو زمان کم انگلیسی صحبت کردن رو یاد گرفته و از این فایل گفتگو با استاد که رزا جان تو انگلیس پیشرفت داشتن
یه نشونه بود که منم میتونم و میشه
خدایا شکرت
بی نهایت سپاسگزارم ازت ربّ من
ماچ ماچی ترین ربّ من
میدونم که از این به بعد خیلی خیلی روان تر و هموار تر میشه مسیر برای من و تکاملم تصاعدی سرعت میکنه ،البته که با عمل کردن من و تمرکز گذاشتن من هست که سرعت میگیره
وگرنه به قول حرف استاد تو نشانه امروزم تو سریال زندگی در بهشت که گفت چک لیست گوگل کیپ رو دانلود کردم و نوشتم و میگفت ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
من سعی میکنم تا قدم هامو به سرعت بردارم و عملی اقدام کنم
خدایا شکرت
من از ساعت 12 که سوالمو از خدا پرسیدم و هدایتم کرد و به صحبت های رزا جان گوش دادم بعد اومدم اینجا تو گوگل درایوم بنویسم تا بعد کپی کنم در سایت در این قسمت از فایل، تا الان درک کردم و نوشتم
خدایا شکرت
بعد از اینکه رد پامو گذاشتم بالای اعلان گوشیم اومد فال حافظ
این دومین بار بود میومد
بار اول توجه نکردم بار دوم رفتم ببینم فال رو که از گوگل بود ،گفتم خدا تو بگو که من کیف کنم
نشونه صد در صد داره برای من
که این متن برای من باز شد
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
تعبیر فال شما
ذات و طینتی زیبا داری و همین برای معرفی تو کافی است. احتیاج به آراستن ظاهر نیست. اعتماد به نفس خود را تقویت کن. هر کس که تو را انتخاب کند عاشق طینتت می شود. تو هم ارزشمندتر از آن هستی که بخواهی خود را خیلی راحت به کسی معرفی کنی.
دوباره اومدم ویرایش بزنم و بنویسم تا هدایت های خدا به یادم باشه
وای خدای من چقدر واضح بهم گفت دوباره با نشونه که دوره عزت نفس رو سریع بخر و تمرکزی روی خودت کار کن
خدایا شکرت