اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود بر استاد عزیز که یک فایل 28 دقیقه ای سرشار از آگاهی های ناب رو به ما هدیه دادن که میخوام خلاصه وار برای خودم و دوستان عزیز مرور کنم.
1- تکامل در رسیدن به مدارهای بالاتر مثل ساختن یک ساختمان با فنداسیون های قوی و زیاد است که وقتی خرابی یا ترکی در یکی از پایه های ان ساختمان ایجاد بشه نمیتونه باعث ریختن اون ساختمان بشه و هم اینکه وقتی برای ساختن داریم اون پایه های قوی را که مطمینا زمان و هزینه زیادی رو برده ، درست می کنیم قدرشون رو خیلی خوب می دونیم و اگر کوچک ترین اسیب بخواد تهدیدش کنه بسرعت نسبت به رفع مشکل اقدام می کنیم چون باد آورده نبوده که پشت گوشش بندازیم. اصلا پشت گوش انداختن وقتی در مسیر رشد «تعهد » و اهمیتش رو فرا گرفتی هیچ جایگاهی نداره.
2- در رابطه با زمان بندی متفاوت دستیابی افراد به اهدافشون، من یک ایده دارم و اون اینه که ما انسان ها با هزاران استعداد های متفاوت و هزاران تیپ شخصیتی منحصربفرد به این دنیا می آییم تا هزاران تجربه منحصر بفرد را تجربه و زندگی کنیم. حال در این مسیر هر فرد بسته به تقدیر یا شانس یا حتی میشه گفت بخشی از همان ماموریت و یا هرچیز دیگری که اسمش را میخواییم بزاریم و من به اون میگم حکمت خداوند ، در یک زمان معین نسبت به اون تجربه منحصربفردی که باید در این زندگی بازی کنه، مطلع میشه . یکی ممکنه در همان 18 سالگی اون تیکه پازل خودش رو پیدا کنه در مسیرش قدم بر میداره و رشد کنه یکی بعد از اتمام تحصیلات تا مقطع دکترا تازه به ایننتیجه میرسه که این همه درس اصلا براش کارایی نداشته و جذاب نبوده و میخواد مسیرش رو تازه عوض کنه یکی هم ممکنه تا اخر عمر اصلا اون تیکه پازل زندگیش را درک نکنه. یکی با یک تیپ شخصیتی برونگرا، پرشور فاقد نظم و خلاق به اصرار والدین یا هر چیز دیگه میره یه کارمند میشه و در زندگیش سرخورده میشه و فقط به فکر شب کردن روزه تا بازنشستگیش ، این در حالی که یک شخصیت مثلا محتاط با یک دیسیپلن زیاد و دقیق هم کارمند میشه و با پشتکار پله پله در اون مسیر پیشرفت می کنه تا مثلا ریاست یک ارگان سطح بالای دولتی
منظورم اینه که بودن در زمان و مکان درست در هنگام استارت کار هم توفیقی است که برای برخی از همان اول و طبیعی سر راهش قرار گرفتن و برای برخی دیگر ممکنه با پستی بلندی بهش برسند. البته شاید هم این پستی بلندی ها اگر در مسر قانون و هدایت الهی باشه نتایج نهایی را بزرگتر بهمراه بیاره چون مثل مثال استاد به یک باره چندین ترمز برداشته میشه و تحت گاز به سمت اهداف پرتاب میشه. خلاصه که در همان هم عدالت دقیق پرودگار حاکمه. یکی دقیقا از خط استارت زندگی شروع می کنه رو خودش کار کردن و پله پله در این مسیر رشد میکنه . یکی دیگه هم میخواد متعهدانه رو خودش کار کنه ولی کلی ترمز و زنجیر به پاشه ولی پنجاه متر عقب تر از خط استارت ایستاد، کلی دست و پا میزنه میاد رو خط استارت که یهو همه ی اون زنجیرها پاره میشه و چون خیلی عضلاتش قوی شده حالا عین موشک به سمت جلو پرتاب میشه.
خلاصه که هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست و عدالت خداوند همیشه و همه جا حاکمه و این ذهن زمینی ماست که با سو برداشت همیشه مارو گمراه میکنه
این وسط همیشه تسلیم لحظه به لحظه بودن در لحظه حال و سپردن بار به خداوند و اماده دریافت الهامات صحیح خداوند خیلی میتونه به ما کمک کنه تا راحت تر و سریع تر بیاییم سر خط استارت بایستیم
3- بقول استاد انسان بسیار فراموش کار است و در این مورد هم حکمت خداوند حاکمه که توضیح مختصری دوست دارم بگم . بطور خلاصه علاج فراموشی یاداوری مکرر است. ترس از ندیدن نتیجه تلاش، عدم اطمینان در حین طی کردن مسیر فقط با یاداوری پی در پی دیدن نتایج قانون در گذشته و مرور آنهاست که حل میشه . از طرفی ماهیچه هم با تکرار یک حرکت قوی و بزرگ میشه . ماهیچه قانون هم با تکرار و یاداوری ، قوی و حاکم میشه پس اینجاست که فراموشی هم نعمتی است.
در پی این پرورش افکار ( معادل پرورش اندام) انگیزه، راحتی خیال ، امید و حس سرخوشی هم در ما بالا میاد
میبینم مردم بعضی ها ندانسته از قانون دنیا استفاده میکنند که میشوند خوش شانس وبعضی ها برعکس استفاده میکنند میشوند بدشانس من تا مشغولم کمه خیلی خوب کار میکنم روخودم ولی وقتی یکم مشغله دارم کمتر کار میکنم ولی هروقت
ذهن آدم میریزه بهم باید کنترل کنی وخدمونو به
خواسته چیزهای خوشحال کننده توجه کنیم پیشرفت میکنیم.
– سلام و عرض ادب محضراستاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی،
سرآغاز نام خدائیست، که بسم الله الرحمن الرحیم است، همان ذاتیکه تحت هیچ شرایطی ترکم نمی کند، همان ذات و نیرویکه همواره درحال پخش و دهش نعمت است، همان ذاتیکه بیش از من می خواهد که به تک تک از آرزوها و خواسته هایم برسم،
– اولین باریکه قاونون را از فلم راز شنیدم، باور کردم که درست میگه، تمام موضوعات آن فلم فکر کردم که برایم جهت یاد آوری گفته شده است، یعنی اینکه فکر می کردم که این قوانین را ازقبل می دانستم، فقط فعلا دارم تکرارش می کنم، اگر درخصوص تجربه خودم ازین موضوع بگم، منم همی قسم بودم، البته که من ابتدا با فایل فقط روی خدا حساب کن، داره یادم می آید که فقط می خواستم این فایل و محتویات فایل را ای بشنوم، با هر بار شنیدن احساس من دگرگون میشد، منم همانند جناب استاد عطار روشن انوقت صاحب مغازه بودم، البته که چند فایل دیگری هم همراه این فایل یکی ازدوستان برایم داده بود، ولی من تشنه این فایل بودم، یادم است به مدت خیلی زیادی فقط این فایل ملکوتی را گوش میکردم، تا آشنا شندم به فایل های زیادی دیگری و نیز به خود سایت،
– حال اینکه من چرا همانند بعضی از دوستان از این روند نتیجه نگرفتم که البته بازم این بازی ذهن است، یعنی نظر به اینکه اگر، خداوند برایم لطف نمی کرد و من را وارد این راه و مسیر نمی کرد، مطمن هستم که من هم همانند دوستان دیگری که گهگاهی ازحالت شان خبر می شوم، همان مشکلات را دارم، ولی کار ذهن من حالا این شده که می خواهد من را مقایسه کند همانند بعضی از دوستان که بعد از من به این قوانین آشنا شدن، و می خواهد که من هم همانند آنها نتیجه دستم باشد، درحالیکه من همانند او دوستان متعهد به انجام قوانین درتمام امورات خود نبودم، شاید من قوانین را خوب فهمیده باشم و یا زودتر فهمیده باشم، مهم عمل به قوانین است، نه شناخت قوانین،اگر من خودرا متعهد کنم به عمل قوانین و نه اینکه همانند دیواری باشم که روی آن جملات خوبی نوشته شده باشد، آنوقت نتایج پایدار هم از راه خواهند رسید، همانند همان مثالیکه استاد در قدم دوم زدن، ما یک بیل می زنیم، دوست داریم که نتیجه یک بیل زدن ما همانند یک لودر عمل کند، درحالیکه درواقع جا می زنیم،
– تفاوت دیگری که من داشته ام به گفته استاد بازم مثال همان بیل است که ما بیشتر افراد دوست دارند که با یک بیل زدن یک ساحتمان برای شان درست شود، درحالیکه این اشتباه محض است، قانون تکامل یکی از قوانین ثابت و اصلی است، البته قانون تکامل نه به معنی تکمیلی یک تاریخ معین، بلکه به معنی ماندن در روند تغییر و تکمیل یک روند و یا تکمیل نمودن یک پروسه، حال برای بعضی از دوستان در سایت که تازه هم به قوانین آشنا شده اند، این قانون تکمال می تواند یک ماه باشد یا یک سال، مهم ماند و قرار دادن شخصیت خود در سیکل احساس خوب است، هرچه قدر که احساس مان خوب باشد و قوانین را همه با هم مرعات کرده باشیم، این قانون تکامل برای مان تایم و وقت اش کم شده می رود.
– نکته اصلی که استاد درین فایل به آن اشاره کرده اند نتیجه گرفتن از چیزهای ابتدائی شروع شده آهسته آهسته با در نظر داشت روغن کاری چرخ، نتایج هم کلان شده رفته، مهم ای بوده که استاد ادامه دادن، جمله طائی که استاد در قدم هفتم جلسه سوم بیان داشتن، این را باید به طلا نوشت، رسیدن به خواسته ها احساس مان را خوب نمی کند، بلکه احساس خوب داشتن است که مارا به خواسته های کلان می رساند، یعنی اگر هرقدریکه ما بتوانیم احساس خوب خویش را از بُعد زمان طولانیتر کنیم، آن وقت است که در فرکانس دریافت قرار می گیریم.
– اگر صادقانه بگویم، من تا فعلا شجاعت انجام خیلی از کارهای ابتدائی را هم نداشته که جزء قوانین اصلی است، مثلا همیکه من 50% کوشش کرده باشم که ورودی هایم را کنترول کنم، منیکه قوانین را می فهمم اگر عمل نکنم آخر خوب نتیجه نمیده، همانند همان فردیکه رفته نزد داکتر نسخه گرفته اما دارو را خریداری نکرده است، بناءاگر من می خواهم که به آرزو و خواسته هایم برسم باید عمل کنم، فقط عمل کنم،
– استاد در قدم سوم جلسه هفتم هم تاکید داشته اند، بعد ازینکه من قوانین را خیلی خوب شناختم، و ایشون متوجه میشن که بعضی از کتابها حتی دارند توجه شان را از اصل قوانین برمیداره، تصمیم می گیرند ابتدا کتاب ها را فیلتر کنند، و بعد اش با هدایت پروردگار دیگر فقط می خواهند که روی عملی کردن قوانین و تکرار تمارین تمرکز کنند، و شکی درین نیست که من هم اگر همانند استاد و سایر دوستان دیگریکه نتایج بزرگی گرفته اند من هم می توانم به آرزوها و خواسته هایم از طریق همین قانون در زندگی فعلی خود آنها را تجربه کنم، یعنی اینکه مشکل در مسیر نیست مشکل در من است که آیا من قوانین را عملی می کنم یا خیر؟!!!
– اگر در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکلی داریم، باید روی دوره عزت نفس کار کنیم، یا هم روی دوره عشق و مودت.
– استاد خودرا همانند افراد جهان یک فرد عادی می داند با تمام خصوصیات همانند ترس، ناامیدی، شجاعت، شکر، بعضی وقتا شرک و… ولی اذها می دارند که از یه مدتی تصمیم گرفتند که زندگی خودرا تغییر بدهند، البته با یک تعهد خیلی بالا، سپس خداوند هم ایشان را پله به پله هدایت کرده است و این هدایت همچنان ادامه دارد، البته که آن تعهد هم همانند روز اول در شخصیت استاد است. و بخاطر همان تعهد و عمل است که استاد داره قدم به قدم هدایت خداوند را دریافت می کند. من یک چیزی را باید همین جا بیان کنم، بگفته خوداستاد ما درجهان شخص کامل نداریم، ولی من مطمئنم هستم که استاد همواره درحال بهتر شدن هستند، البته که این مسیر تا زمانی ادامه دارد که استاد ادامه بدن، و بگفته خودشان این مسیر هم پایانی نداره، چیزیکه من فهمیدم این جزء شخصیت ایشان شده است که همواره می خواهند که بهتر شوند، و همواره می خواهند که ورژن جدیدی را از خود بسازند، و خداوند که عاشق چنین افرادی است که ای ازش درخواست داشته باشند.
– برای کسیکه در مسیر بهود قرار دارد و همواره کوشش می کند که ارزش خلق کند هیچگاه قاونون وارونه عمل نمی کند که این فرد یک شبه تمام امکانات و اندوخته های خودرا از دست بدهد، یعنی قوانین الهی اشتباه و خطا نمی کنند، به این دلیل که شخصی همانند استاد، که تا اینجای کار رسیده است، شخصیت ایشان نظر به روز اول نه تنها که تغییر کرده است، بل ایشان یک شخص دیگری شده اند از هر بُعدیکه خواسته باشند ایشون خودرا با آن عباسمنش روز اول که وارد این مسیر شده اند مقایسه کنند، و چون این تغییرات این قدر اساسی است به همین خاطر دست آورد ها نمی شود که یک شبه ازبین برود.
– هیچی فردی با یک جمله و یا نصیحت فرد مشخصی دیگرگون نمی شود، بهتر مثالیکه استاد می زنند همان میخ کوبیدن است که معمولا افراد ندیده اند که شخص میخ کوب چیقدر تلاش کرده است که میخ را به دیوار و یا یک جای مشخصی بکوبد، یا مثال انتقال گاو بزرگ توسط یک پیرزال که این پیرزال قانون تکامل را یک سال قبل شروع کرده و همه روزه داشته سمت خویش را بدرستی انجام می داده، درآخر من بعنوان مشاهد که می بینم، یک پیرزال؛ گاو به او بزرگی را بلند کرده است میروم که همانند او عمل کنم؛ این کار باعث می شود که کمرم بشکنه و درآخرش هم نقص در قوانین ببینم نه در فهم خود و عمل خود نسبت به قوانین.
– شما به قوانین آشنا می شوید، نباید در همان ابتدائی کار خود تان تصمیم بگیرید که شغل تان را عوش کنید، بلکه درجریان مسیر تغییرات برای شما گفته می شود، این به این معنی است طبق فرموده استاد در قدم اول جلسه سوم تمام شغل های جهان به یک اندازه فرصت ساختن ثروت را دارند این باور افراد است که باعث آفزایش و یا کاهش درآمد در فلان شغل مشخص می شود، وگرنه ما در شهر خود داکتر فقیر داریم، داکتر ثروتمند هم داریم، معلم ثروتمند داریم و معلم فقیر هم داریم، خیاط ثروتمند داریم و خیاط فقیر هم داریم، این شغل نبوده که باعث افزایش آن ثروت و یا کمی پولی شده باشد، بلکه نوع باور و نوع نگاه فرد به کسب وکار و پول بوده که باعت و بانی اصل آن شده است.
– اگر به 14 سال قبلم برگردم فقط روی احساس خوبم بیشتر کارمیکردم، روی لذت بردن از زندگی در همان لحظه را بیشتر مرعات می کردم، و اطمینان بیشتری را می داشتم که قانون و این مسیر جواب می دهد.
با تشکر از خانم شایسته عزیز که این فرصت و این وقت را برای همگی مان در آغاز سال جدید آماده کرده اند، خدا می داند که چی نتایجی شگفت انگیزی در انتظار این خانم مهربان قرار دارد و هم چنین این سایت الهی، در خدای مهربان شاد و سلامت باشید.
سلام به بانو شایسته که با تمریناتی که در این فایلها میزارن ما رو به فکر وامیدارن که چگونه خودمون رو بشناسیم و چطور ترمزهای مخفی که در گوشه و کنار ذهنمون جا خوش کرده اند رو پیدا کنیم
و سلام به همه دوستانی که در این مسیر لذت بخش و پر از آگاهی گام برمیدارن.
من سالهاست که جسته و گریخته روی خودم کار میکنم اما نتایج زمانی خودش رو به من نشان داد که متعهد شدم لیزری و با تمرکز روی این مسیر کار کنم یادمه وقتی به خودم تعهد دادم که یکسال تمرکزی روی فایلهای دانلودی و دوره هایی که از سایت خریداری کرده بودم کار کنم اگر نتیجه گرفتم ادامه دهم وگرنه کلا با این مسیر خداحافظی کنم و بچسبم به کسب و کارم
وقتی اون تعهد رو به خودم دادم حداقل روزی دو ساعت و در بیشتر اوقات حدود چهار ساعت وقتم رو روی این مسیر گذاشتم و با دقت فایلها رو میدیدم یا گوش میکردم و نکته برداری میکردم و تا حدودی هم عمل میکردم و نتابج بصورت کاملا ملموس از همون هفته اول وارد زندگیم شد و در عرض سه ماه نتایج مالی بسیار بزرگی رو کسب کردم، اما در ادامه یه مقدار ضعیف تر عمل کردم نتایج خوب بود اما به نسبتی که روی خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم، تا چند ماه پیش که تصمیم گرفتم که کمتر کامنت بزارم و الان کاملا متوجه شده ام نتایج معکوس شده اند و تضادها خودشون رو به اشکال مختلف نشون دادن
و نتیجه اینکه وقتی که برای هر فایلی که میبینم کامنت میزارم خودم رو ملزم میکنم که ریزبینانه فایلها رو گوش کنم و نکته برداری کنم اما وقتی تصمیمی برای گذاشتن کامنت ندارم فایلها رو هم سرسری تر گوش میکنم و طبق قانون نتایج هم ضعیف تر میشن،
البته که مورد دیگه ای که من رو از این آگاهی ها در این چند ماه دورتر کرد گشت و گذار در اینستاگرام بود که متاسفانه گاهی ساعتها در این شبکه مجازی وقتم رو تلف کردم
از دیروز که تصمیم گرفتم دوباره با تمرکز روی این دوره ارزشمند که خانم شایسته عزیز زحمت کشیدن و فایلهای مصاحبه استاد رو هدفمند بارگزاری میکنن و تمرینات عالی میزارن، کار کنم
شور و شوقی عجیب در من ایجاد شده و حرکت بسوی مدار بالاتر رو کاملا احساس میکنم
برداشتهایی که از این فایل داشتم رو انشالله در کامنت بعد مینویسم
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است
درود بر استاد عزیز و خانوم شایسته بزرگوار و عزیز.
درود بر همه دوستان در پروژه ی مهاجرت با مدار بالاتر .
گام دوم .
سوال اول .
عمیق ترین درک شما از قانون که بیشترین تاثیر را بر ذهنیت قبلی شما گذاشت چه بود ؟
عمیق ترین درک من این بود که به هر آنچه توجه میکنید از اصل و اساس همان موضوع در زندگی شما ایجاد میشود. من میدیدم بعد از این که این درک رو پیدا کردم و آگاه شدم چگونه بر هر آنچه توجه میکردم وارد زندگیم میشد و در آن زمان من توجهم کلا به مشکلات و مسائل دردناکی بود که هر روز بیشتر و بیشتر میشد و زندگی من از یک زندگی آرام و بی حاشیه به یک زندگی پرتلاطم و نا آرام تبدیل شده بود.
وقتی متوجه شدم که انسان به هر چیزی توجه میکند به همان سمت متمایل میشود کم کم شروع کردم به تغییر زاویه دیدم تا این که از همان ابتدا متوجه شدم که افکار و زاویه دید جدیدم در حال تغییر آرام آرام مسائل زندگیم شده است و هی به خودم میگفتن بیشتر توجهم رو از مسائلی که میخواهم تغییر دهم بردارم و به چیزی که حالم رو بهتر میکنه توجه کنم و با دیدم نتایج بسیار کوچک و آرام با خودم میگفتم که من که توی مشکلات غرق شدم توجه کردن بهش حالم رو بد میکنه حداقل بهش بیتوجهی کنم و یه مدت بیخیال مشکلات و مسائل باشم شاید فرجی شد .
سوال دوم
اگر تمام ثروت و نتایج رو از دست بدهید با همین درک از قانون تبدیل به یک فرد عادی شوید چقدر طول میکشد که دوباره به همین جایگاه برگردی ؟
با همین درک از قانون امکان ندارد حتی یک پله به عقب برگردم و با این درکی که از قانون دارم کاملا میدانم که چگونه روند تکاملم رو طی کرده ام و به این جایگاه رسیده ام و تمام نتایجم به خاطر درک قوانین بوده وقتی درکم از قوانین و آگاهی که دارم رو حفظ کنم من فقط میتوانم هر روز رشد کنم و رشد کنم و چون توجهم به سپاسگذاری و داشتن احساس خوب معطوف است فقط میتواند نتایج بهتر و بهتر پیش آید و هر گاه مسئله ای پیش آمد آگاهانه توجهم رو به سمت خواسته ام معطوف میکنم و در کمترین زمان توجهم رو از روی مسئله برمیدارم . تنها دلیلی که امکان دارد نتایج تغییر کند این است که تضادی برای پیشرفت بوجود بیاید و من به جای تمرکز روی حل مسئله تمرکزم بردی تضاد و مشکل باشد دراین صورت سقوط امکان دارد و هر موقع بتوانم تمرکزم رو از روی مشکل بردارم نتایج مناسب دوباره خلق میشود.
سوال سوم
بعد از آشنایی با قانون و در شروع مسیر چقدر قانون را باور کردید ؟ چطور شک و تردید های اولیه نسبت به قانون را برطرف کردید که موجب شد در مسیر عمل به قانون ثابت بمانید و استمرار داشته باشید ؟
بنظرم تا حد خوبی باور کردم که وقتی متوجه قانون شدم سعی کردم طبق قانون عمل کنم اما هی از دستم در میرفت و زود منحرف میشدم اما اینقدر دوباره به مسیر برگشتم تا وقتی که درکم خیلی کامل تر شد و از قوانین دیگه هم مطلع شدم و همیشه توی سپاسگذاری هام این سپاسگذاری بود و همچنان پای ثابت نعمتهامه که خداوندا از تو سپاسگذارم بخاطر نعمت عقل و شعور و آگاهی که به من دادی و هر روز درکم از قوانین ثابت جهان رو بیشتر کردی .اما شک و تردید نداشتم ولی زود از مسیر خارج میشدم چون ایمانم قوی نبود و تبدیل به باور نشده بود .
سوال چهارم .
سیر تکاملی خود را درباره رسیدن به موفقیت مالی توضیح بدهید چقدر طول کشید تا از درگیری های مسائل مالی به آزادی و استقلال مالی برسید ؟
بنظرم هر چه ایمانم قویتر شد و باورم نسبت به قوانین بیشتر شد توکلم به خداوند و این که قدرت رو به خداوند بزرگ بدهم بیشتر و بیشتر شد تا جایی که دیگه سراغ قرض کردن نرفتم سراغ وام و قسط نرفتم و از کشیدن چک خودداری کردم و گفتم هرچیزی که بخواهم باید پولش رو بسازم بعد بخرم ، هرچیزی هم که توان خریدش نداشتم گفتم اشکال نداره آرام آرام رشد میکنم و وقتی به اندازه کافی رشد کردم بدون عجله اونم میخرم و سعی کردم که آرام باشم و از زندگیم لذت ببرم و از اون چیزی که دارم سپاسگذار خداوند بزرگ باشم و همیشه میگم شکر نعمت نعمتت افزون کند و توجهم رو از کمبود به فراوانی معطوف کردم و در هر لحظه بخاطر هر چیزی از خداوند بزرگ سپاسگذاری میکنم و مدتهاست که همه زندگیم غرق در احساسات خوب است و توی حال بسیار خوبی بسر میبرم و توی اسکوپ که هستم کاملا راضی هستم و میدانم که من اگه تا اینجا رسیدم با عمل به قانون به هر خواسته ای که بخواهم بی شک و تردید با ماندن در مسیر یکتا پرستی خواهم رسید و نه حسادتی دارم نه حسرت چیزی رو میخورم و هر کسی هر نعمتی دارد اون رو تحسین میکنم و شکر خدا میگم .
سوال پنجم
. اگر با باورها و آگاهی های کنونی به 14 سال پیش که تازه این مسیر را شروع کرده بودید برگردید، چه باوری را بیشتر از همه جدی می گیرید و روی آن کار می کنید؟ چه مهارتی را بیشتر از بقیه بهبود می دهید؟ چه اصلی را از همه جدی تر می گیرید و به چه شکل عمل می کنید؟ یعنی در مسیری که تا کنون آماده اید، چه آیتمی را بیشتر از همه تغییر می دهید.
من این مسیر رو سه سال پیش شروع کردم و همیشه بخودم میگم که استاد از سال 85 شروع کردن اما اون زمان نمیدونم من توی غار بودم کجا بودم و سال 1401 بود که با استاد و قوانین آشنا شدم اما اگه با همین باور ها و قوانین که آشنا شدم به چهارده سال پیش برگردم بی شک اولین کاری که میکنم میرم در رکاب استاد و سعی میکنم نزدیک با استاد باشم توی جلسات و سمینارها شرکت کنم و خود استاد رو از هر چیزی بیشتر جدی میگیرم و تلاش میکنم آنلاین و به روز باشم توی آگاهی ها و روی خودم کار میکنم و کاری به مسائل بیرونی ندارم و سعی میکنم تمام توجهم رو به خودم و باورهای بنیادین معطوف کنم و اینطوری مثل دوستانی که سالهاست توی سایت هستن و با استاد آشنا هستن و به نتایج خوب در تمام جنبه ها رسیده اند من هم توی تمام جنبه های زندگی به همین نتایج برسم ودر کل تغییر باورها که اصل مهمیست .
سواد ششم
پایه ای ترین باوری که موجب استمرار در مسیر درست می شود چیست؟ حتی با اینکه در شروع کار هنوز نتیجه ی مورد انتظارت را ندیده ای؟
بنظرم پایه ای ترین باوری که منجر به ماندن در مسیر درست میشود
احساس خوب =اتفاقات خوب
این پایه ای ترین باور است و باعث میشود بیشتر و بیشتر با داشتن احساسات خوب روزهای بهتری رو پشت سر بزاریم و تجربه کنیم و فرکانس احساسات خوب رو ارسال کنیم و این قانون جهان هستی است که پاسخ میدهد به فرکانسهای ما و ارسال فرکانس خوب باعث آمدن اتفاقات و نتایج خوب در زندگی میشود .حتی زمانی که نتایج مورد نظر را ندیده بودم میدانستم که هر درکی نیاز به تکامل دارد و وقتی که من توی مسیر درست بمانم قانون تکامل باعث میشود رفته رفته احساسات خوبم احساسات خوب بیشتری رو بسمت هدایت کنه که منجر به سپاسگذاری بیشتر میشود و این چرخه هی به خودش کمک میکنه و نتایج کم کم بزرگ و بزرگتر میشه .
سوال هفتم
چرا بعضی ها خیلی راحت تغییر می کنند و بعضی ها برای اینکه تغییر کنند خیلی باید تلاش کنند و روی خودشان کار کنند؟
بنظر من اون افرادی که زود و راحت تغییر میکنند این قوانین رو راحت تر قبول میکنند و وقتی شما چیزی رو قبول کنی احتمال بیشتری وجود دارد که به سمتش متمایل شوی و نتیجه مورد نظر رو بگیری.
اما اون دسته از افرادی که تمرکز ذهن ندارند و یا باور ندارند که این خودشون هستند که تمام نتایج زندگیشون رو خودشون با توجهاتشون به محیط پیرامونشان خلق میکنند باید خیلی تلاش کنند چون درگیر مسائل و عوامل بیرون از خودشون هستند و قطعا نمیتوانند خودشون رو از محیطی که مناسب نیست و افرادی که باورهای محدود کننده دارند جدا کنند و در واقع هی شل کن سفت کن دارند و فقط زمان رو از دست میدهند. چون با این روند نتایج پایدار ندارند پس قانون رو زیر سوال میبرند و به سختی یک قدم در مسیر درست بر میدارند.
سوال هشتم
چرا بعضی ها آموزه های شما را خیلی راحت باور می کنند، اما بعضی ها برای باور کردن این قوانینی که بر خلاف شنیده های قبلی آنهاست، باید خیلی تلاش کنند؟
بنظر من بستگی داره خود طرف چقد توی باورهای محدود کننده و نامناسب غرق شده یا به چه میزان از قوانین بدوره هر چقد که ندانسته طبق یه سری قوانین عمل کرده باشی و نتیجه گرفته باشی به همون نسبت وقتی از قوانین مطلع میشوی راحت تر قبول میکنی و ذهن ، مقاومت کمتری میکنه پس راحت قوانین و باورهای فراوانی و تفاوت بین ذهنیت ثروتمند و فقیر رو درک میکنی و اون افرادی که خیلی تلاش میکنند و به زور قوانین رو درک میکنند اونها به طور پیش فرض باورهای مخرب و محدود بیشتری دارند و بیشتر از مسیر دورافتاده اند پس نیاز داره که بیشتر روی خودشون کار کنند و بقول استاد نیاز به جهاد اکبر بزرگتری دارند .
سوال نهم
چرا بعضی ها به راحتی توکل می کنند و تسلیم خدا می شوند و بعضی ها بسیار مردد هستند و به این راحتی به نقطه تسلیم شدن در برابر خداوند نمی رسند؟
افرادی که خداوند رو به عنوان نیروی برتر و تنها قدرت حاکم بر جهان میدانند بیشتر به خدا توکل میکنند و به همان نسبت بیشتر تسلیم خداوند هستند و روی شانه های خداوند مینشینند و مطیع خداوند هستند و در جاده ای جنگلی سوت زنان راحت مسیر زیبای زندگی رو میروند و از زندگیشون لذت میبرند.
اما افرادی که خداوند رو به عنوان تنها قدرت حاکم بر جهان نپذیرفته اند و نسبت به این باور درست مقاومت زیادی دارند تسلیم خداوند نیستند و به الهامات و هدایتها هم گوش نمیدهند و انگار روی دلهاشون مهر خورده که نشنوند . پس بسیار مردد هستند و به اصطلاح استاد روی شانه های خداوند نمینشیند و در جاده ای سربالایی که پر از سنگلاخه با یک گاری زهوار در رفته کلی زور میزنند تا یک قدم پیش بروند .
در پناه خداوند بزرگ شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
با تشکر از خانوم شایسته عزیز و همه دوستان و اعضای خانواده.
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است.
درود بر شما دوست بسیار عزیز زیبا خانوم محترم .
با کمال تشکر از شما که وقت گذاشتید و کامنتی که من نوشتم رو مطالعه کردید و نظر بسیار خوبتون رو برام نوشتید کلی به من انرژی دادید و لذت بردم و الان خودم دوباره کامنتم رو خوندم و به خودم گفتم من اول توضیحاتی که خانوم شایسته عزیز داده بودند رو خوندم و بعد کامنتها رو خوندم و نظرات دوستان رو با دقت دیدم بعد کامنتم رو نوشتم و سوالات رو با دقت و برگرفته از باورهایی که تبدیل به عمل در زندگی من شده بود رو جواب دادم بعد رفتم فایل تصویری بسیار ارزشمند استاد رو دیدم و دیدم جوابهایی که دادم چقدر نزدیکه به جوابهای استاده و چقد احساس لیاقت بهم دست داد چقد احساس ارزشمندی در من رشد کرد و پاسخ شما رو که دیدم اعتماد بنفسم رو بازم بیشتر کرد واقعا سپاسگذار شما هستم و ممنونم از کامنت زیبایی که نوشتید .
امیدوارم ثروت ، نعمت ، فراوانی و برکت خداوند در تمام جنبه ها توی زندگیتون جاری باشه و دوام همیشگی داشته باشه و خوشبختی پایدار رو به زندگیتون دعوت کنید .
با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز ومریم جان.و مهاجران به مدار بالاتر.
خدا را هزاران بار شکر بابت این آگاهی ها.
یکی از مسائلی که قابل توجه است تمرین ستاره قطبی است که استاد در فایل های 12 قدم در موردشون صحبت میکنه وبرای تمرین از ما میخواد که خواسته های منطقی مون رو بنویسم وبا انجام شدنش سپاسگزاری کنیم. از اونجایی که انسان از ریشه ی نسیان فراموشی است وخیلی چیزها رو فراموش میکنه،برای با یاد آوردن بهتره که خواسته هامون رو مکتوب کنیم و وقتی اجابت شد به خودمون یادآوریش کنیم که دیدی فلان چیز رو خواستی وشد پس بقیه خواسته ها هم میشه. وبا تکرار الگو ها برای خودمون این قانون رو باور پذیرکنیم که إذا قضی امرا فقال له کن فیکون. وقتی چیزی رو اراده کنیم پس میگوییم باش پس می شود. واین قانون حق ودرست خداوند است.
اگر خواسته ای رو خودمون هم نداریم وقتی میبینیم کسی داره وما هم دوست داریم داشته باشیم به جای اینکه حسرت بخوریم که چرا فلانی داره ومن ندارم. این باور رو در خودمون می سازیم که چون اون خواسته وبه دست آورده پس من هم میتونم وخدا به من هم می دهد.
اگر چیزی رو نمی دانیم ونمی شناسیم از کتاب قانون خداوند استفاده کنیم تا درک بهتری داشته باشیم.
وقتی بین دو نفر یا دو دین یا دو مسلک میخواهی قضاوت کنی از چیزی که خداوند مهربان در قانونش گفته استفاده کن وبی خود وبی جهت از کسی دفاع نکن تا خائن نباشی. برای رسیدن به مسیر درست تحقیق کنیم وبا تعصب به خدا وقانونش نگاه نکنیم.
اینها چند نمونه از آیاتی که این باور رو تقویت میکند که چگونه خواسته های ما اجابت می شوند. ووقتی اجابت خواسته های به ظاهر غیر منطقی وبا قول خودمون معجزه رو می شنویم ایمان ما قوی تر می شود که تسلیم باشیم.با توجه به این نشانه ها از کتاب قوانین خدا میتوانیم متوجه تصویر ذهنی استاد بشویم. وبفهمیم که اینگونه می شود از قانون تصویر ذهنی ساخت ومؤمن تر بود.
در مورد ارتباط بر قرار کردن با افراد مختلف به صورت حضوری دوره ی عزت نفس ودوره ی عشق ومودت در روابط خیلی عالی بود.
برای کار کردن روی این دوره ها باید ذهن خودمون رو از باور های گذشته گان وپدرانمان پاک کنیم وبا ذهن باز وبدون تعصب به قوانین توجه کنیم تا از همه نظر پیشرفت کنیم.
هر کسی باید حواسش به اعمال وافکار ورفتار خودش باشه. اگر مسیرش درست باشه هیچ کس نمیتونه از مسیر خارجش کنه. پس طبق قانون احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب. وطبق قانون فرکانس واینکه به هر چه توجه کنیم از همون جنس وارد زندگی ما میشه چه نیازی است که استاد بخواد فکر کنه اگر همه چی رو از دست بده چقدر زمان میزاره تا دوباره برگرده. واصلا همچین اتفاقی نمی افته. چون استاد به این باور ویقین رسیده که خودش خالق زندگی خودشه واین به نظرمن بزرگترین وکامل ترین باوره که باعث رشد میشه. من ((خالق زندگی خودم هستم.))
واز همه مهمتر توانایی کنترل ذهن است که اگر به خوبی انجام بشه هیچ اتفاق ناجوری در زندگی هیچ کس نمی افته چون طبق همون قانون زمین را شایستگان به ارث میبرند.
پس بعضی ها بهانه جویی میکنند ونمی خواهند که نتیجه بگیرند وهدایت شوند. اگر می خواستند طبق قانون درخواست طلب میکردند واجابت می شدند. پس نخواسته اند که هدایت نشده اند.
در مورد سرمایه گذاری که از استاد پرسیدند. طبق درس هایی که از استاد آموخته ام وبهترین آن ها در فایل روان شناسی ثروت بود. بهترین سرمایه گذاری. سرمایع گذاری رو ی خودمان است. روی تغییر باور هایمان. کار کردن روی باور فراوانی. روی احساس لیاقت.
وقتی این همه باور ونشانه هست برای امید وار بودن وانگیزه داشتن. چرا نا امیدی وچرا بی انگیزه ای. چون با وجود این قانون بدون تغییر خداوند نا امیدی شرک است.
به نام خداوندی که همه چیز میشود همه کس را (به شرط ایمان )
سلام ونور به قلب پاک و سلیم استادان عزیزم و همه همکلاسی های قدرتمندم
گام دوم از پروژه مهاجرت به مدار بالا….
یاد گرفتم و انگار میدونستم که تصویر ذهنی نمیشه از قوانین داشت…
دقیقا احساسی رو که استاد با دیدن فیلم راز داشتن اینکه (ما اتفاقات زندگی رو خودمون رقم میزنیم با افکارمون با احساسمون )من هم این چند روزه انگار صد درصد بهش رسیدم واقعا …انگار مدارم رفته بالا که خوب درکش کردم
استاد شما خیلی بع نکته خوبی اشاره کردید همین من ،آرزو تا 6.7 روز قبل (قبل دیدن فیلم راز و خواندن فصل اول کتاب رویاها )واقعا همین فکر رو داشتم که انگار خداوند لطف زیادی به شما داشته یا اینکه شما یه ادم خاص خاص هستی ؛اما وقتی فیلم راز رو دیدم من از عمق وجود تلاش شما استمرار شما جدیت شما رو تحسین کردم این همه تغییرات شما واقعا ستودنیه به نظرم جهانیان باید به شما افتخار کنن شما یک الگوی تمام عیاری ،اونجا بود که گفتم آرزو استاد هم عینه تو یه انسان بوده اما تنها تفاوت در ایمان به مسیر و نتایجش هست ؛ تفاوت در جدیت هست که تو الان داری میوه هاشو میبینی پس تو هم میتونی آرزو جانم
استاد خیلی خوشحال شدم که اینجا این فایل با زبون خودتون گفتین که یه انسان عادی هستین با همون ترسها،نگرانی ها ،کفر و شرک و با همه خصلت هایی که همه آدمها دارن اما نکته مهم اینه که از یه زمانی تصمیم گرفتید روی خودتون کار کنید و ادامه بدید این روندو و تکرار کنید باورهای خوب و قوانین ثابت جهان رو….
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
افکار من داره اتفاقات زندگیمو رقم میزنه !!!
افکار از کجا به وجود میاد ؟؟؟
از طریق ورودی ها ؛من باید ورودی هامو کنترل کنم مثل تلویزیون،یه سری افراد که همش در مورد نکات منفی حرف میزنن ،یه سری افراد که حالشون واقعا خوب نیست اما انگار من بهشون میرسم ناخودآگاه دلم میخواد براشون دایه مهربونتر از مادر باشم انگار درصدد اینم که تغییر شون بدم که دقیقا احساسم بعد از جدا شدن از همون افراد خیلییییی بد میشه و همش اون حس سرزنش گری میاد سراغم که چرا این حرفو زدی من باید همیشه به خودم یادآور بشم که من قادر به تغییر هیشکی نیستم جز خودم و جز خط قرمز خودم بکنم که یه حرفی رو بیش از دو سه بار به فردی بزنم و در نهایت برسم به جایی که تا ازم نظر نخواستن بکشم زیپ دهنمو (یادت نره آرزو همون حس مخرب بعد از اون دلسوزی که برات به وجود میاد خیلی مخربه ،انگار گور خودتو میکنی دقت کن نازنینم) این حس رو بگذارم کنار و آگاهانه یه سری باورها رو در خودم ایجا کنم ،بعدش هدایت میشم انگار ایده ها میاد اتفاقات شرایط و موقعیت ها به وجود میاد و با اطمینان و عشقققق و لذت در مورد خواسته هام صحبت میکنم تجسم میکنم و درنهایت لاجرم بهشون میرسم
باید بیشتر روی عزت نفسم کار کنم
باید بیشتر از قبل به خودم برسم به فکر خودم باشم خودمو اذیت نکنم خودمو نوازش کنم قربون صدقه خودم برم و بدونم که مهم ترین ارتباط من هماهنگی با منبع درون و بقیه موارد لاجرم حل میشه
باید به قانون تکامل احترام بگذارم و رعایتش کنم با جون ودل و تمام تلاشمو بکنم که باور کمبود و عجله رو از خودم دوره دور کنم
باید ترمزهامو بردارم تا بومممم سرعت رشدم چندین برابر بشه…
باید روی کسب و کارم انرژی ،تمرکز ،عشق بزارم
خدایا شکرت به خاطر این پروژه و هماهنگیش با تصمیم و تعهد جدیدم
خدایا شکرت به خاطر نشونه خوبی که بهم دادی،خدایا من به هر خیری که ازت برسه فقیرم قربونت
من تجربه امو تا به امروز می نویسم وقتی تعهدانه روی خودم کار کردم با دیدن نتایج هر چن کوچیک امیدوار شدم و این تعهد م رو بیشتر و بیشتر کردم
حال امروزم را می نویسم
اولا به درستی از لحظات زندگی ام استفاده می کنم بسیار از ثانیه ثانیه ام لذت می برم این چیزی نبود که باش این نتیجه روی خودم کار کردم به وجود اومده احساس زیبای عشق و زندگی و لذت بردن نمی دونم تا چه حد درک می کنید ولی واقعا از نفس کشیدنم از صحبت کردن با همکارم از دیدن آسمان و زمین و هر موجودی یه احساس زیبای عالی دارم و حس لذت عجیبی در من ایجاد کرد به فرزندانم نگاه می کنم به همسرم به سلامتی خودم به هر چیزی که دارم و چیزهایی که می خوام داشته باشم ولی انگار اونارو هم دارم این حس فو العاده هس
این حس برام انگیزه ای شد برای ادامه دادن مستمر و بسیار با تعهد بیشتر
دوما اوضاع مالی ام که هرروز داره بهتر و بهتر میشه انگار راحتتر از همین کارم راحت تر و بیشتر پول داره میاد تو حسابم اینم تعهد منو بیشتر کرد
سوما روابطم با همسر و فرزندانم و مهمتر از همه با خودم و خدای خودم هرروز زیباتر و عاشقانه تر داره میشه هرروز شاداب تر و سرحال ترم اینم تعهدمنو بیشتر کرد
شاید کسی به من نگاه می کنه پیش خودش اینا رو یه روند طبیعی و عادی و یه تعییر مثبت کاملا معمولی ببینه و اون تغییری بزرگ نباش ولی از نظر من یک انقلاب بزرگی در من هس و احساسم نشانه از اتفاقات بزرگی در آینده نزدیک رو مژده میده
اینها شده برام انگیزه شده اشتیاق و شده شور و عشق زندگی که به راحتی شبها فوق العاده عالی می خوابم هرروز کمی زودتر از دیروزم بیدار میشم ورزش می کنم و با سپاسگزاری و عشق بیشتر روزهای زیبای بیشتری رو با فضل خدایم رقم میزنم
و ایمان دارم روزی خواهد آمد که ناخودآگاه به هر چی مدنظرم بود رسیدم پس باید لذت برد و سپاسگزار خدایی بود که این هدیه بزرگ زندگی رو به ما ارزانی داشت خدای مهربانم سپاس سپاس سپاس
خدایا شکرت بابت این سایت ارزشمند این استاد بزرگ و دانا و این بزرگواران عزیز
امروز صبح به یه تضاد از نظر خودم بزرگ برخوردم و وقتی از خدا هدایت خواستم وارد گام دوم که شدم دیدم خدا از طریق شما استاد عزیز داره باهام حرف میزنه
مسئله بزرگ من استمراره
وقتی استمرار رو شنیدم گفتم راضیه جان ببین تو باید اینو تقویت کنی و ادامه بدی مشکل تو ادامه دادن مسائله
ببین چقدر قشنگ خدا از زبان استاد بهت میگه ایراد کارت کجاست
پس اینو کامل بهش دقت و توجه کن
استاد جان وقتی درمورد مدت زمان عضو شدن دوستان گفتین دیدم که منم کمو بیش به این مسئله دقت میکنم و میرم تو حالت مقایسه البته همیشه زود به خودم اومدم ولی کلا برام پیش اومده در این موقعیت باشم
الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم که منم نتایج خیییییییلی خوبی از دوره های شما گرفتم ولی گاهی فراموششون میکنم
و فکر میکنم این یک روند طبیعیه و دیگه رهاشون میکنم
خداروشکر که بازم بهم این مورد یادآوری شد
همین امروز صبح میان صحبت با خدا متوجه احساسم شدم و گفتم که باید احساسمو خوب کنم تا نتایج خوب بگیرم
و برای این حال خوب اومدم سراغ سایت تا بتونم ورودیهامو بهتر کنترل کنم و جواب سوالمو بگیرم که خداروشکر همین اتفاق هم افتاد
استاد عزیز شما به نکته خوبی اشاره کردین اینکه اگر هنوز اون اتفاق بزرگ رخ نداده به این دلیله که من خوب روی خودم کار نمیکنم و باید تلاشمو بیشتر کنم برای یادگیری آموزشهاتون و صد البته که اونهارو ادامهههههههههههه بدم پس یکی از پاشنه های آشیل من 100% استمراره و خیلی خوشحالم و سپاسگزار خداوندم که کامل متوجه این موضوع شدم
متوجه شدم اون مقدار زمانی که با عشق و تعهد و تمرکز و با باور روی خودم کار میکنم اون تاثیر اصلی رو داره
متوجه شدم وقتی روی خودم کارمیکنم نیازی نیست چیزی رو تغییر بدم و همه تغییرات از همونجا شروع میشه و هدایتها میاد
متوجه شدم وقتی در مسیر درست باشم و استمرار داشته باشم دیگه به این راحتی ها بر نمیگردم به قبل
متوجه شدم آسون گرفتن و لذت بردن از مسیر منو راحتر به خواستم میرسونه
متوجه شدم که قانون تکامل یک اصله که من با عجله و کمالگراییم فراموشش کرده بودم و چه ضربه بدی خوردم از این عجله و عدم رعایت تکامل
متوجه شدم که باید مدام به خودم قانون تکامل ، استمرار ، کنترل ورودیهای ذهن و ایجاد باورهای قدرتمند کننده را یادآوری کنم
متوجه شدم که با یادآوری قانون و اجرای آن میتونم مانع رشد شک و تردیدهام بشم
من امروز متوجه شدم که مهاجرت به مدار بالاتر نیاز به بهبود فکر و رفتار و عملکرد من از همین جایی که هستم را دارد
خدایا از صمیم قلبم سپاسگزارم بابت آگاهی های امروز که روزی ام کردی
خانم شایسته عزیز از شما و استاد بزرگوار هم سپاسگزارم
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند .
سلام به استادم ومریم جان ..
مایه چیزایی رو میدونیم ولی انگارلازمه که یه نفربگه تابه وضوح برسه ،مثل کتاب کیمیا گر که سانتیاگو گوسفندانش رادراعضای چندجمله ازپادشاه دادکه خودشم فکرکردچرا گوسفندام ودادم درعوض چندتاجمله که خودمم میدونستم ولی بااین کارمتعهدشد ،باید بهامیداد،تاباورپذیرتربشه وقدم برداره
وقتی که درک کنبم که خودمون زندگیمون ومیسازیم روی خودمون کارمیکنیم همان نتایج ریز یعنی قانون جواب میدهد وباید استمرارداشته باشیم تا خواسته های بزرگ هم ازراه برسند.
آگاهانه باوربسازیم پس هدایت میشویم وایده هامی آیند واتفاق هاوشرایط به وجودمی آیندتا مابه خوایته مون برسیم .
درارتباط برقرارکردن باجنس مخالف منم خیلی مشکل دارم والبته محیط روستامونم جوریه که خیلی ها باورهای محدودکننده دارند حتی بدترازمن .
ولی خوشبختانه من آگاهانه تلاش میکنم ودوره ی عزت نفس وکارمیکنم تابه مکانی بهتر وارتباط بهتر هدایت بشم .
همه ی آدم های عادی هم میتونن به ثروت ،آرامش ،روابط عالی و ….برسند فقز کافیه روخودشون کارکنن ،استادهم بااین همه نتیجه یه آدم عادیه که خلق کرده نتایج و باهمون ترسهاکه ماداریم باهمون محدودیت ها ،کمبود عزت نفس ،وضعیت بدمالی ،…..
نتایج پایداریعنی باورهابه صورت بنیادین ساخته شدند یعنی یک شبه به وجودنیامدند که یه شبه هم ازبین برن .
وقتی یک نفربه موفقیت رسزده مطمن باشیم پشت این موفقیت هزاران بارتمرین وتکرارواستمرار وتعهدبوده ،
مدت عضویت اصلا مهم نیست ومقدار تعهدو تمرکز وعشق مهمه وباوررررر ..
اگه روی خودمون وباورهامون کارکنیم ازهمین جا همین مکان همین شغل باهمین استعدادوتوانایی درآمدمون افزایش پیدامیکنه ،تغییرات به وجودمی آیند ونیازنیست چیزی وتغییربدیم تغییرات تودش ایجادمیشه وهدایت میشیم به مسیرهای بعدی ..
یه هدایت برای من روشن سد همونجورکه مریم جان قولش وداده بودن ،خدایاشکرت ..
استادممنون به الهام قلبی تون گوش کردین والان راهنمای ماهستیددراین مسیر …وازخیلی چیزاگذشتید وتمرکزکردید روی سایت ..
اگرهرکاری وباعشق وتمرکز وانرژی انجام بدبم قطعا به نتبجه میرسد …
واونایی که تمام ثروت شون وازدست دادن میتونن باهمین آگاهی هاسریع تر وبهتربه دستش بیارن چون باورهای قدرتمندکننده دارند ومطمنن خداوند جواب میدهد ..
درود بر استاد عزیز که یک فایل 28 دقیقه ای سرشار از آگاهی های ناب رو به ما هدیه دادن که میخوام خلاصه وار برای خودم و دوستان عزیز مرور کنم.
1- تکامل در رسیدن به مدارهای بالاتر مثل ساختن یک ساختمان با فنداسیون های قوی و زیاد است که وقتی خرابی یا ترکی در یکی از پایه های ان ساختمان ایجاد بشه نمیتونه باعث ریختن اون ساختمان بشه و هم اینکه وقتی برای ساختن داریم اون پایه های قوی را که مطمینا زمان و هزینه زیادی رو برده ، درست می کنیم قدرشون رو خیلی خوب می دونیم و اگر کوچک ترین اسیب بخواد تهدیدش کنه بسرعت نسبت به رفع مشکل اقدام می کنیم چون باد آورده نبوده که پشت گوشش بندازیم. اصلا پشت گوش انداختن وقتی در مسیر رشد «تعهد » و اهمیتش رو فرا گرفتی هیچ جایگاهی نداره.
2- در رابطه با زمان بندی متفاوت دستیابی افراد به اهدافشون، من یک ایده دارم و اون اینه که ما انسان ها با هزاران استعداد های متفاوت و هزاران تیپ شخصیتی منحصربفرد به این دنیا می آییم تا هزاران تجربه منحصر بفرد را تجربه و زندگی کنیم. حال در این مسیر هر فرد بسته به تقدیر یا شانس یا حتی میشه گفت بخشی از همان ماموریت و یا هرچیز دیگری که اسمش را میخواییم بزاریم و من به اون میگم حکمت خداوند ، در یک زمان معین نسبت به اون تجربه منحصربفردی که باید در این زندگی بازی کنه، مطلع میشه . یکی ممکنه در همان 18 سالگی اون تیکه پازل خودش رو پیدا کنه در مسیرش قدم بر میداره و رشد کنه یکی بعد از اتمام تحصیلات تا مقطع دکترا تازه به ایننتیجه میرسه که این همه درس اصلا براش کارایی نداشته و جذاب نبوده و میخواد مسیرش رو تازه عوض کنه یکی هم ممکنه تا اخر عمر اصلا اون تیکه پازل زندگیش را درک نکنه. یکی با یک تیپ شخصیتی برونگرا، پرشور فاقد نظم و خلاق به اصرار والدین یا هر چیز دیگه میره یه کارمند میشه و در زندگیش سرخورده میشه و فقط به فکر شب کردن روزه تا بازنشستگیش ، این در حالی که یک شخصیت مثلا محتاط با یک دیسیپلن زیاد و دقیق هم کارمند میشه و با پشتکار پله پله در اون مسیر پیشرفت می کنه تا مثلا ریاست یک ارگان سطح بالای دولتی
منظورم اینه که بودن در زمان و مکان درست در هنگام استارت کار هم توفیقی است که برای برخی از همان اول و طبیعی سر راهش قرار گرفتن و برای برخی دیگر ممکنه با پستی بلندی بهش برسند. البته شاید هم این پستی بلندی ها اگر در مسر قانون و هدایت الهی باشه نتایج نهایی را بزرگتر بهمراه بیاره چون مثل مثال استاد به یک باره چندین ترمز برداشته میشه و تحت گاز به سمت اهداف پرتاب میشه. خلاصه که در همان هم عدالت دقیق پرودگار حاکمه. یکی دقیقا از خط استارت زندگی شروع می کنه رو خودش کار کردن و پله پله در این مسیر رشد میکنه . یکی دیگه هم میخواد متعهدانه رو خودش کار کنه ولی کلی ترمز و زنجیر به پاشه ولی پنجاه متر عقب تر از خط استارت ایستاد، کلی دست و پا میزنه میاد رو خط استارت که یهو همه ی اون زنجیرها پاره میشه و چون خیلی عضلاتش قوی شده حالا عین موشک به سمت جلو پرتاب میشه.
خلاصه که هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست و عدالت خداوند همیشه و همه جا حاکمه و این ذهن زمینی ماست که با سو برداشت همیشه مارو گمراه میکنه
این وسط همیشه تسلیم لحظه به لحظه بودن در لحظه حال و سپردن بار به خداوند و اماده دریافت الهامات صحیح خداوند خیلی میتونه به ما کمک کنه تا راحت تر و سریع تر بیاییم سر خط استارت بایستیم
3- بقول استاد انسان بسیار فراموش کار است و در این مورد هم حکمت خداوند حاکمه که توضیح مختصری دوست دارم بگم . بطور خلاصه علاج فراموشی یاداوری مکرر است. ترس از ندیدن نتیجه تلاش، عدم اطمینان در حین طی کردن مسیر فقط با یاداوری پی در پی دیدن نتایج قانون در گذشته و مرور آنهاست که حل میشه . از طرفی ماهیچه هم با تکرار یک حرکت قوی و بزرگ میشه . ماهیچه قانون هم با تکرار و یاداوری ، قوی و حاکم میشه پس اینجاست که فراموشی هم نعمتی است.
در پی این پرورش افکار ( معادل پرورش اندام) انگیزه، راحتی خیال ، امید و حس سرخوشی هم در ما بالا میاد
با تشکر فراوان از عزیزان
سلام وقت بخیر
قانون دنیارو اگه بتونیم درک کنیم وبهش عمل کنیم
اوضاع خوب میشه من خودم خیلی تحقیقم بیشتر
شده از عمل کردنم اگه بتونیم هرچی فهمیدیم بهش
عمل کنیم هرچند کوچیک من وقتی مقایسه میکنم
میبینم مردم بعضی ها ندانسته از قانون دنیا استفاده میکنند که میشوند خوش شانس وبعضی ها برعکس استفاده میکنند میشوند بدشانس من تا مشغولم کمه خیلی خوب کار میکنم روخودم ولی وقتی یکم مشغله دارم کمتر کار میکنم ولی هروقت
ذهن آدم میریزه بهم باید کنترل کنی وخدمونو به
خواسته چیزهای خوشحال کننده توجه کنیم پیشرفت میکنیم.
– سلام و عرض ادب محضراستاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی،
سرآغاز نام خدائیست، که بسم الله الرحمن الرحیم است، همان ذاتیکه تحت هیچ شرایطی ترکم نمی کند، همان ذات و نیرویکه همواره درحال پخش و دهش نعمت است، همان ذاتیکه بیش از من می خواهد که به تک تک از آرزوها و خواسته هایم برسم،
– اولین باریکه قاونون را از فلم راز شنیدم، باور کردم که درست میگه، تمام موضوعات آن فلم فکر کردم که برایم جهت یاد آوری گفته شده است، یعنی اینکه فکر می کردم که این قوانین را ازقبل می دانستم، فقط فعلا دارم تکرارش می کنم، اگر درخصوص تجربه خودم ازین موضوع بگم، منم همی قسم بودم، البته که من ابتدا با فایل فقط روی خدا حساب کن، داره یادم می آید که فقط می خواستم این فایل و محتویات فایل را ای بشنوم، با هر بار شنیدن احساس من دگرگون میشد، منم همانند جناب استاد عطار روشن انوقت صاحب مغازه بودم، البته که چند فایل دیگری هم همراه این فایل یکی ازدوستان برایم داده بود، ولی من تشنه این فایل بودم، یادم است به مدت خیلی زیادی فقط این فایل ملکوتی را گوش میکردم، تا آشنا شندم به فایل های زیادی دیگری و نیز به خود سایت،
– حال اینکه من چرا همانند بعضی از دوستان از این روند نتیجه نگرفتم که البته بازم این بازی ذهن است، یعنی نظر به اینکه اگر، خداوند برایم لطف نمی کرد و من را وارد این راه و مسیر نمی کرد، مطمن هستم که من هم همانند دوستان دیگری که گهگاهی ازحالت شان خبر می شوم، همان مشکلات را دارم، ولی کار ذهن من حالا این شده که می خواهد من را مقایسه کند همانند بعضی از دوستان که بعد از من به این قوانین آشنا شدن، و می خواهد که من هم همانند آنها نتیجه دستم باشد، درحالیکه من همانند او دوستان متعهد به انجام قوانین درتمام امورات خود نبودم، شاید من قوانین را خوب فهمیده باشم و یا زودتر فهمیده باشم، مهم عمل به قوانین است، نه شناخت قوانین،اگر من خودرا متعهد کنم به عمل قوانین و نه اینکه همانند دیواری باشم که روی آن جملات خوبی نوشته شده باشد، آنوقت نتایج پایدار هم از راه خواهند رسید، همانند همان مثالیکه استاد در قدم دوم زدن، ما یک بیل می زنیم، دوست داریم که نتیجه یک بیل زدن ما همانند یک لودر عمل کند، درحالیکه درواقع جا می زنیم،
– تفاوت دیگری که من داشته ام به گفته استاد بازم مثال همان بیل است که ما بیشتر افراد دوست دارند که با یک بیل زدن یک ساحتمان برای شان درست شود، درحالیکه این اشتباه محض است، قانون تکامل یکی از قوانین ثابت و اصلی است، البته قانون تکامل نه به معنی تکمیلی یک تاریخ معین، بلکه به معنی ماندن در روند تغییر و تکمیل یک روند و یا تکمیل نمودن یک پروسه، حال برای بعضی از دوستان در سایت که تازه هم به قوانین آشنا شده اند، این قانون تکمال می تواند یک ماه باشد یا یک سال، مهم ماند و قرار دادن شخصیت خود در سیکل احساس خوب است، هرچه قدر که احساس مان خوب باشد و قوانین را همه با هم مرعات کرده باشیم، این قانون تکامل برای مان تایم و وقت اش کم شده می رود.
– نکته اصلی که استاد درین فایل به آن اشاره کرده اند نتیجه گرفتن از چیزهای ابتدائی شروع شده آهسته آهسته با در نظر داشت روغن کاری چرخ، نتایج هم کلان شده رفته، مهم ای بوده که استاد ادامه دادن، جمله طائی که استاد در قدم هفتم جلسه سوم بیان داشتن، این را باید به طلا نوشت، رسیدن به خواسته ها احساس مان را خوب نمی کند، بلکه احساس خوب داشتن است که مارا به خواسته های کلان می رساند، یعنی اگر هرقدریکه ما بتوانیم احساس خوب خویش را از بُعد زمان طولانیتر کنیم، آن وقت است که در فرکانس دریافت قرار می گیریم.
– اگر صادقانه بگویم، من تا فعلا شجاعت انجام خیلی از کارهای ابتدائی را هم نداشته که جزء قوانین اصلی است، مثلا همیکه من 50% کوشش کرده باشم که ورودی هایم را کنترول کنم، منیکه قوانین را می فهمم اگر عمل نکنم آخر خوب نتیجه نمیده، همانند همان فردیکه رفته نزد داکتر نسخه گرفته اما دارو را خریداری نکرده است، بناءاگر من می خواهم که به آرزو و خواسته هایم برسم باید عمل کنم، فقط عمل کنم،
– استاد در قدم سوم جلسه هفتم هم تاکید داشته اند، بعد ازینکه من قوانین را خیلی خوب شناختم، و ایشون متوجه میشن که بعضی از کتابها حتی دارند توجه شان را از اصل قوانین برمیداره، تصمیم می گیرند ابتدا کتاب ها را فیلتر کنند، و بعد اش با هدایت پروردگار دیگر فقط می خواهند که روی عملی کردن قوانین و تکرار تمارین تمرکز کنند، و شکی درین نیست که من هم اگر همانند استاد و سایر دوستان دیگریکه نتایج بزرگی گرفته اند من هم می توانم به آرزوها و خواسته هایم از طریق همین قانون در زندگی فعلی خود آنها را تجربه کنم، یعنی اینکه مشکل در مسیر نیست مشکل در من است که آیا من قوانین را عملی می کنم یا خیر؟!!!
– اگر در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکلی داریم، باید روی دوره عزت نفس کار کنیم، یا هم روی دوره عشق و مودت.
– استاد خودرا همانند افراد جهان یک فرد عادی می داند با تمام خصوصیات همانند ترس، ناامیدی، شجاعت، شکر، بعضی وقتا شرک و… ولی اذها می دارند که از یه مدتی تصمیم گرفتند که زندگی خودرا تغییر بدهند، البته با یک تعهد خیلی بالا، سپس خداوند هم ایشان را پله به پله هدایت کرده است و این هدایت همچنان ادامه دارد، البته که آن تعهد هم همانند روز اول در شخصیت استاد است. و بخاطر همان تعهد و عمل است که استاد داره قدم به قدم هدایت خداوند را دریافت می کند. من یک چیزی را باید همین جا بیان کنم، بگفته خوداستاد ما درجهان شخص کامل نداریم، ولی من مطمئنم هستم که استاد همواره درحال بهتر شدن هستند، البته که این مسیر تا زمانی ادامه دارد که استاد ادامه بدن، و بگفته خودشان این مسیر هم پایانی نداره، چیزیکه من فهمیدم این جزء شخصیت ایشان شده است که همواره می خواهند که بهتر شوند، و همواره می خواهند که ورژن جدیدی را از خود بسازند، و خداوند که عاشق چنین افرادی است که ای ازش درخواست داشته باشند.
– برای کسیکه در مسیر بهود قرار دارد و همواره کوشش می کند که ارزش خلق کند هیچگاه قاونون وارونه عمل نمی کند که این فرد یک شبه تمام امکانات و اندوخته های خودرا از دست بدهد، یعنی قوانین الهی اشتباه و خطا نمی کنند، به این دلیل که شخصی همانند استاد، که تا اینجای کار رسیده است، شخصیت ایشان نظر به روز اول نه تنها که تغییر کرده است، بل ایشان یک شخص دیگری شده اند از هر بُعدیکه خواسته باشند ایشون خودرا با آن عباسمنش روز اول که وارد این مسیر شده اند مقایسه کنند، و چون این تغییرات این قدر اساسی است به همین خاطر دست آورد ها نمی شود که یک شبه ازبین برود.
– هیچی فردی با یک جمله و یا نصیحت فرد مشخصی دیگرگون نمی شود، بهتر مثالیکه استاد می زنند همان میخ کوبیدن است که معمولا افراد ندیده اند که شخص میخ کوب چیقدر تلاش کرده است که میخ را به دیوار و یا یک جای مشخصی بکوبد، یا مثال انتقال گاو بزرگ توسط یک پیرزال که این پیرزال قانون تکامل را یک سال قبل شروع کرده و همه روزه داشته سمت خویش را بدرستی انجام می داده، درآخر من بعنوان مشاهد که می بینم، یک پیرزال؛ گاو به او بزرگی را بلند کرده است میروم که همانند او عمل کنم؛ این کار باعث می شود که کمرم بشکنه و درآخرش هم نقص در قوانین ببینم نه در فهم خود و عمل خود نسبت به قوانین.
– شما به قوانین آشنا می شوید، نباید در همان ابتدائی کار خود تان تصمیم بگیرید که شغل تان را عوش کنید، بلکه درجریان مسیر تغییرات برای شما گفته می شود، این به این معنی است طبق فرموده استاد در قدم اول جلسه سوم تمام شغل های جهان به یک اندازه فرصت ساختن ثروت را دارند این باور افراد است که باعث آفزایش و یا کاهش درآمد در فلان شغل مشخص می شود، وگرنه ما در شهر خود داکتر فقیر داریم، داکتر ثروتمند هم داریم، معلم ثروتمند داریم و معلم فقیر هم داریم، خیاط ثروتمند داریم و خیاط فقیر هم داریم، این شغل نبوده که باعث افزایش آن ثروت و یا کمی پولی شده باشد، بلکه نوع باور و نوع نگاه فرد به کسب وکار و پول بوده که باعت و بانی اصل آن شده است.
– اگر به 14 سال قبلم برگردم فقط روی احساس خوبم بیشتر کارمیکردم، روی لذت بردن از زندگی در همان لحظه را بیشتر مرعات می کردم، و اطمینان بیشتری را می داشتم که قانون و این مسیر جواب می دهد.
با تشکر از خانم شایسته عزیز که این فرصت و این وقت را برای همگی مان در آغاز سال جدید آماده کرده اند، خدا می داند که چی نتایجی شگفت انگیزی در انتظار این خانم مهربان قرار دارد و هم چنین این سایت الهی، در خدای مهربان شاد و سلامت باشید.
بنام پرودگار یکتا و بی همتا
سلام
سلام به استاد عباسمنش
سلام به بانو شایسته که با تمریناتی که در این فایلها میزارن ما رو به فکر وامیدارن که چگونه خودمون رو بشناسیم و چطور ترمزهای مخفی که در گوشه و کنار ذهنمون جا خوش کرده اند رو پیدا کنیم
و سلام به همه دوستانی که در این مسیر لذت بخش و پر از آگاهی گام برمیدارن.
من سالهاست که جسته و گریخته روی خودم کار میکنم اما نتایج زمانی خودش رو به من نشان داد که متعهد شدم لیزری و با تمرکز روی این مسیر کار کنم یادمه وقتی به خودم تعهد دادم که یکسال تمرکزی روی فایلهای دانلودی و دوره هایی که از سایت خریداری کرده بودم کار کنم اگر نتیجه گرفتم ادامه دهم وگرنه کلا با این مسیر خداحافظی کنم و بچسبم به کسب و کارم
وقتی اون تعهد رو به خودم دادم حداقل روزی دو ساعت و در بیشتر اوقات حدود چهار ساعت وقتم رو روی این مسیر گذاشتم و با دقت فایلها رو میدیدم یا گوش میکردم و نکته برداری میکردم و تا حدودی هم عمل میکردم و نتابج بصورت کاملا ملموس از همون هفته اول وارد زندگیم شد و در عرض سه ماه نتایج مالی بسیار بزرگی رو کسب کردم، اما در ادامه یه مقدار ضعیف تر عمل کردم نتایج خوب بود اما به نسبتی که روی خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم، تا چند ماه پیش که تصمیم گرفتم که کمتر کامنت بزارم و الان کاملا متوجه شده ام نتایج معکوس شده اند و تضادها خودشون رو به اشکال مختلف نشون دادن
و نتیجه اینکه وقتی که برای هر فایلی که میبینم کامنت میزارم خودم رو ملزم میکنم که ریزبینانه فایلها رو گوش کنم و نکته برداری کنم اما وقتی تصمیمی برای گذاشتن کامنت ندارم فایلها رو هم سرسری تر گوش میکنم و طبق قانون نتایج هم ضعیف تر میشن،
البته که مورد دیگه ای که من رو از این آگاهی ها در این چند ماه دورتر کرد گشت و گذار در اینستاگرام بود که متاسفانه گاهی ساعتها در این شبکه مجازی وقتم رو تلف کردم
از دیروز که تصمیم گرفتم دوباره با تمرکز روی این دوره ارزشمند که خانم شایسته عزیز زحمت کشیدن و فایلهای مصاحبه استاد رو هدفمند بارگزاری میکنن و تمرینات عالی میزارن، کار کنم
شور و شوقی عجیب در من ایجاد شده و حرکت بسوی مدار بالاتر رو کاملا احساس میکنم
برداشتهایی که از این فایل داشتم رو انشالله در کامنت بعد مینویسم
با تشکر
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است
درود بر استاد عزیز و خانوم شایسته بزرگوار و عزیز.
درود بر همه دوستان در پروژه ی مهاجرت با مدار بالاتر .
گام دوم .
سوال اول .
عمیق ترین درک شما از قانون که بیشترین تاثیر را بر ذهنیت قبلی شما گذاشت چه بود ؟
عمیق ترین درک من این بود که به هر آنچه توجه میکنید از اصل و اساس همان موضوع در زندگی شما ایجاد میشود. من میدیدم بعد از این که این درک رو پیدا کردم و آگاه شدم چگونه بر هر آنچه توجه میکردم وارد زندگیم میشد و در آن زمان من توجهم کلا به مشکلات و مسائل دردناکی بود که هر روز بیشتر و بیشتر میشد و زندگی من از یک زندگی آرام و بی حاشیه به یک زندگی پرتلاطم و نا آرام تبدیل شده بود.
وقتی متوجه شدم که انسان به هر چیزی توجه میکند به همان سمت متمایل میشود کم کم شروع کردم به تغییر زاویه دیدم تا این که از همان ابتدا متوجه شدم که افکار و زاویه دید جدیدم در حال تغییر آرام آرام مسائل زندگیم شده است و هی به خودم میگفتن بیشتر توجهم رو از مسائلی که میخواهم تغییر دهم بردارم و به چیزی که حالم رو بهتر میکنه توجه کنم و با دیدم نتایج بسیار کوچک و آرام با خودم میگفتم که من که توی مشکلات غرق شدم توجه کردن بهش حالم رو بد میکنه حداقل بهش بیتوجهی کنم و یه مدت بیخیال مشکلات و مسائل باشم شاید فرجی شد .
سوال دوم
اگر تمام ثروت و نتایج رو از دست بدهید با همین درک از قانون تبدیل به یک فرد عادی شوید چقدر طول میکشد که دوباره به همین جایگاه برگردی ؟
با همین درک از قانون امکان ندارد حتی یک پله به عقب برگردم و با این درکی که از قانون دارم کاملا میدانم که چگونه روند تکاملم رو طی کرده ام و به این جایگاه رسیده ام و تمام نتایجم به خاطر درک قوانین بوده وقتی درکم از قوانین و آگاهی که دارم رو حفظ کنم من فقط میتوانم هر روز رشد کنم و رشد کنم و چون توجهم به سپاسگذاری و داشتن احساس خوب معطوف است فقط میتواند نتایج بهتر و بهتر پیش آید و هر گاه مسئله ای پیش آمد آگاهانه توجهم رو به سمت خواسته ام معطوف میکنم و در کمترین زمان توجهم رو از روی مسئله برمیدارم . تنها دلیلی که امکان دارد نتایج تغییر کند این است که تضادی برای پیشرفت بوجود بیاید و من به جای تمرکز روی حل مسئله تمرکزم بردی تضاد و مشکل باشد دراین صورت سقوط امکان دارد و هر موقع بتوانم تمرکزم رو از روی مشکل بردارم نتایج مناسب دوباره خلق میشود.
سوال سوم
بعد از آشنایی با قانون و در شروع مسیر چقدر قانون را باور کردید ؟ چطور شک و تردید های اولیه نسبت به قانون را برطرف کردید که موجب شد در مسیر عمل به قانون ثابت بمانید و استمرار داشته باشید ؟
بنظرم تا حد خوبی باور کردم که وقتی متوجه قانون شدم سعی کردم طبق قانون عمل کنم اما هی از دستم در میرفت و زود منحرف میشدم اما اینقدر دوباره به مسیر برگشتم تا وقتی که درکم خیلی کامل تر شد و از قوانین دیگه هم مطلع شدم و همیشه توی سپاسگذاری هام این سپاسگذاری بود و همچنان پای ثابت نعمتهامه که خداوندا از تو سپاسگذارم بخاطر نعمت عقل و شعور و آگاهی که به من دادی و هر روز درکم از قوانین ثابت جهان رو بیشتر کردی .اما شک و تردید نداشتم ولی زود از مسیر خارج میشدم چون ایمانم قوی نبود و تبدیل به باور نشده بود .
سوال چهارم .
سیر تکاملی خود را درباره رسیدن به موفقیت مالی توضیح بدهید چقدر طول کشید تا از درگیری های مسائل مالی به آزادی و استقلال مالی برسید ؟
بنظرم هر چه ایمانم قویتر شد و باورم نسبت به قوانین بیشتر شد توکلم به خداوند و این که قدرت رو به خداوند بزرگ بدهم بیشتر و بیشتر شد تا جایی که دیگه سراغ قرض کردن نرفتم سراغ وام و قسط نرفتم و از کشیدن چک خودداری کردم و گفتم هرچیزی که بخواهم باید پولش رو بسازم بعد بخرم ، هرچیزی هم که توان خریدش نداشتم گفتم اشکال نداره آرام آرام رشد میکنم و وقتی به اندازه کافی رشد کردم بدون عجله اونم میخرم و سعی کردم که آرام باشم و از زندگیم لذت ببرم و از اون چیزی که دارم سپاسگذار خداوند بزرگ باشم و همیشه میگم شکر نعمت نعمتت افزون کند و توجهم رو از کمبود به فراوانی معطوف کردم و در هر لحظه بخاطر هر چیزی از خداوند بزرگ سپاسگذاری میکنم و مدتهاست که همه زندگیم غرق در احساسات خوب است و توی حال بسیار خوبی بسر میبرم و توی اسکوپ که هستم کاملا راضی هستم و میدانم که من اگه تا اینجا رسیدم با عمل به قانون به هر خواسته ای که بخواهم بی شک و تردید با ماندن در مسیر یکتا پرستی خواهم رسید و نه حسادتی دارم نه حسرت چیزی رو میخورم و هر کسی هر نعمتی دارد اون رو تحسین میکنم و شکر خدا میگم .
سوال پنجم
. اگر با باورها و آگاهی های کنونی به 14 سال پیش که تازه این مسیر را شروع کرده بودید برگردید، چه باوری را بیشتر از همه جدی می گیرید و روی آن کار می کنید؟ چه مهارتی را بیشتر از بقیه بهبود می دهید؟ چه اصلی را از همه جدی تر می گیرید و به چه شکل عمل می کنید؟ یعنی در مسیری که تا کنون آماده اید، چه آیتمی را بیشتر از همه تغییر می دهید.
من این مسیر رو سه سال پیش شروع کردم و همیشه بخودم میگم که استاد از سال 85 شروع کردن اما اون زمان نمیدونم من توی غار بودم کجا بودم و سال 1401 بود که با استاد و قوانین آشنا شدم اما اگه با همین باور ها و قوانین که آشنا شدم به چهارده سال پیش برگردم بی شک اولین کاری که میکنم میرم در رکاب استاد و سعی میکنم نزدیک با استاد باشم توی جلسات و سمینارها شرکت کنم و خود استاد رو از هر چیزی بیشتر جدی میگیرم و تلاش میکنم آنلاین و به روز باشم توی آگاهی ها و روی خودم کار میکنم و کاری به مسائل بیرونی ندارم و سعی میکنم تمام توجهم رو به خودم و باورهای بنیادین معطوف کنم و اینطوری مثل دوستانی که سالهاست توی سایت هستن و با استاد آشنا هستن و به نتایج خوب در تمام جنبه ها رسیده اند من هم توی تمام جنبه های زندگی به همین نتایج برسم ودر کل تغییر باورها که اصل مهمیست .
سواد ششم
پایه ای ترین باوری که موجب استمرار در مسیر درست می شود چیست؟ حتی با اینکه در شروع کار هنوز نتیجه ی مورد انتظارت را ندیده ای؟
بنظرم پایه ای ترین باوری که منجر به ماندن در مسیر درست میشود
احساس خوب =اتفاقات خوب
این پایه ای ترین باور است و باعث میشود بیشتر و بیشتر با داشتن احساسات خوب روزهای بهتری رو پشت سر بزاریم و تجربه کنیم و فرکانس احساسات خوب رو ارسال کنیم و این قانون جهان هستی است که پاسخ میدهد به فرکانسهای ما و ارسال فرکانس خوب باعث آمدن اتفاقات و نتایج خوب در زندگی میشود .حتی زمانی که نتایج مورد نظر را ندیده بودم میدانستم که هر درکی نیاز به تکامل دارد و وقتی که من توی مسیر درست بمانم قانون تکامل باعث میشود رفته رفته احساسات خوبم احساسات خوب بیشتری رو بسمت هدایت کنه که منجر به سپاسگذاری بیشتر میشود و این چرخه هی به خودش کمک میکنه و نتایج کم کم بزرگ و بزرگتر میشه .
سوال هفتم
چرا بعضی ها خیلی راحت تغییر می کنند و بعضی ها برای اینکه تغییر کنند خیلی باید تلاش کنند و روی خودشان کار کنند؟
بنظر من اون افرادی که زود و راحت تغییر میکنند این قوانین رو راحت تر قبول میکنند و وقتی شما چیزی رو قبول کنی احتمال بیشتری وجود دارد که به سمتش متمایل شوی و نتیجه مورد نظر رو بگیری.
اما اون دسته از افرادی که تمرکز ذهن ندارند و یا باور ندارند که این خودشون هستند که تمام نتایج زندگیشون رو خودشون با توجهاتشون به محیط پیرامونشان خلق میکنند باید خیلی تلاش کنند چون درگیر مسائل و عوامل بیرون از خودشون هستند و قطعا نمیتوانند خودشون رو از محیطی که مناسب نیست و افرادی که باورهای محدود کننده دارند جدا کنند و در واقع هی شل کن سفت کن دارند و فقط زمان رو از دست میدهند. چون با این روند نتایج پایدار ندارند پس قانون رو زیر سوال میبرند و به سختی یک قدم در مسیر درست بر میدارند.
سوال هشتم
چرا بعضی ها آموزه های شما را خیلی راحت باور می کنند، اما بعضی ها برای باور کردن این قوانینی که بر خلاف شنیده های قبلی آنهاست، باید خیلی تلاش کنند؟
بنظر من بستگی داره خود طرف چقد توی باورهای محدود کننده و نامناسب غرق شده یا به چه میزان از قوانین بدوره هر چقد که ندانسته طبق یه سری قوانین عمل کرده باشی و نتیجه گرفته باشی به همون نسبت وقتی از قوانین مطلع میشوی راحت تر قبول میکنی و ذهن ، مقاومت کمتری میکنه پس راحت قوانین و باورهای فراوانی و تفاوت بین ذهنیت ثروتمند و فقیر رو درک میکنی و اون افرادی که خیلی تلاش میکنند و به زور قوانین رو درک میکنند اونها به طور پیش فرض باورهای مخرب و محدود بیشتری دارند و بیشتر از مسیر دورافتاده اند پس نیاز داره که بیشتر روی خودشون کار کنند و بقول استاد نیاز به جهاد اکبر بزرگتری دارند .
سوال نهم
چرا بعضی ها به راحتی توکل می کنند و تسلیم خدا می شوند و بعضی ها بسیار مردد هستند و به این راحتی به نقطه تسلیم شدن در برابر خداوند نمی رسند؟
افرادی که خداوند رو به عنوان نیروی برتر و تنها قدرت حاکم بر جهان میدانند بیشتر به خدا توکل میکنند و به همان نسبت بیشتر تسلیم خداوند هستند و روی شانه های خداوند مینشینند و مطیع خداوند هستند و در جاده ای جنگلی سوت زنان راحت مسیر زیبای زندگی رو میروند و از زندگیشون لذت میبرند.
اما افرادی که خداوند رو به عنوان تنها قدرت حاکم بر جهان نپذیرفته اند و نسبت به این باور درست مقاومت زیادی دارند تسلیم خداوند نیستند و به الهامات و هدایتها هم گوش نمیدهند و انگار روی دلهاشون مهر خورده که نشنوند . پس بسیار مردد هستند و به اصطلاح استاد روی شانه های خداوند نمینشیند و در جاده ای سربالایی که پر از سنگلاخه با یک گاری زهوار در رفته کلی زور میزنند تا یک قدم پیش بروند .
در پناه خداوند بزرگ شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
با تشکر از خانوم شایسته عزیز و همه دوستان و اعضای خانواده.
و با کمال تشکر از استاد عزیز .
به نام خداوند جان و خرد
سلام آقا مصطفی
روزتون بخیر
خیلی عالی درک کردید و جواب دادید ازتون سپاسگزارم
اینکه سوال ها رو تک تک جواب دادید با درک عالی ازتون سپاسگزارم
باعث درک بهتر شدی
سوال ها را خواستم جدا کنم که بگم کدوم بهتر بود دیدم همگی برایم عالی بود
باید توکل کرد
باید احساس خوب داشت و باید قانون تکامل را رعایت کنیم
همهچیز اتفاق می افتد
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است.
درود بر شما دوست بسیار عزیز زیبا خانوم محترم .
با کمال تشکر از شما که وقت گذاشتید و کامنتی که من نوشتم رو مطالعه کردید و نظر بسیار خوبتون رو برام نوشتید کلی به من انرژی دادید و لذت بردم و الان خودم دوباره کامنتم رو خوندم و به خودم گفتم من اول توضیحاتی که خانوم شایسته عزیز داده بودند رو خوندم و بعد کامنتها رو خوندم و نظرات دوستان رو با دقت دیدم بعد کامنتم رو نوشتم و سوالات رو با دقت و برگرفته از باورهایی که تبدیل به عمل در زندگی من شده بود رو جواب دادم بعد رفتم فایل تصویری بسیار ارزشمند استاد رو دیدم و دیدم جوابهایی که دادم چقدر نزدیکه به جوابهای استاده و چقد احساس لیاقت بهم دست داد چقد احساس ارزشمندی در من رشد کرد و پاسخ شما رو که دیدم اعتماد بنفسم رو بازم بیشتر کرد واقعا سپاسگذار شما هستم و ممنونم از کامنت زیبایی که نوشتید .
امیدوارم ثروت ، نعمت ، فراوانی و برکت خداوند در تمام جنبه ها توی زندگیتون جاری باشه و دوام همیشگی داشته باشه و خوشبختی پایدار رو به زندگیتون دعوت کنید .
با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز ومریم جان.و مهاجران به مدار بالاتر.
خدا را هزاران بار شکر بابت این آگاهی ها.
یکی از مسائلی که قابل توجه است تمرین ستاره قطبی است که استاد در فایل های 12 قدم در موردشون صحبت میکنه وبرای تمرین از ما میخواد که خواسته های منطقی مون رو بنویسم وبا انجام شدنش سپاسگزاری کنیم. از اونجایی که انسان از ریشه ی نسیان فراموشی است وخیلی چیزها رو فراموش میکنه،برای با یاد آوردن بهتره که خواسته هامون رو مکتوب کنیم و وقتی اجابت شد به خودمون یادآوریش کنیم که دیدی فلان چیز رو خواستی وشد پس بقیه خواسته ها هم میشه. وبا تکرار الگو ها برای خودمون این قانون رو باور پذیرکنیم که إذا قضی امرا فقال له کن فیکون. وقتی چیزی رو اراده کنیم پس میگوییم باش پس می شود. واین قانون حق ودرست خداوند است.
آل عمران
الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ فَلَا تَکُن مِّنَ الْمُمْتَرِینَ
ﺣﻖ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺗﻮﺳﺖ ; ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺗﺮﺩﻳﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺒﺎﺵ .(۶٠)
وقتی برای خودمون نمونه وشاهد والگو بیاریم رسیدن به خواسته ها برامون باور پذیر تر میشه.
النساء
وَلَئِنْ أَصَابَکُمْ فَضْلٌ مِّنَ اللَّهِ لَیَقُولَنَّ کَأَن لَّمْ تَکُن بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُ مَوَدَّهٌ یَا لَیْتَنِی کُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﻓﻀﻠﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺪ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻲ ﻣﻴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻭ ﻣﻮﺩّﺗﻲ ﻧﺒﻮﺩﻩ ، ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : ﺍﻱ ﻛﺎﺵ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩم ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﻛﺎﻣﻴﺎﺑﻲ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺩﺳﺖ ﻣﻰ ﻳﺎﻓﺘﻢ .(٧٣)
اگر خواسته ای رو خودمون هم نداریم وقتی میبینیم کسی داره وما هم دوست داریم داشته باشیم به جای اینکه حسرت بخوریم که چرا فلانی داره ومن ندارم. این باور رو در خودمون می سازیم که چون اون خواسته وبه دست آورده پس من هم میتونم وخدا به من هم می دهد.
النساء
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللَّهُ وَلَا تَکُن لِّلْخَائِنِینَ خَصِیمًا
ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ; ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩم ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺩﺍﻭﺭﻱ ﻛﻨﻲ ، ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﮔﺮ ﺧﺎﺋﻨﺎﻥ ﻣﺒﺎﺵ .(١٠۵)
اگر چیزی رو نمی دانیم ونمی شناسیم از کتاب قانون خداوند استفاده کنیم تا درک بهتری داشته باشیم.
وقتی بین دو نفر یا دو دین یا دو مسلک میخواهی قضاوت کنی از چیزی که خداوند مهربان در قانونش گفته استفاده کن وبی خود وبی جهت از کسی دفاع نکن تا خائن نباشی. برای رسیدن به مسیر درست تحقیق کنیم وبا تعصب به خدا وقانونش نگاه نکنیم.
البقره
بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ ﭘﺪﻳﺪﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ . ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻛﻨﺪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : « ﺑﺎﺵ » . ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ .(١١٧)
آل عمران
قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ قَالَ کَذَٰلِکِ اللَّهُ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ
[ ﻣﺮﻳﻢ ] ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺑﺸﺮﻱ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ؟ ! ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻲ ﺧﺪﺍ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﻰ ﺁﻓﺮﻳﻨﺪ ، ﭼﻮﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﺪ ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : « ﺑﺎﺵ » ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ;(۴٧)
آل عمران
إِنَّ مَثَلَ عِیسَىٰ عِندَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ
ﻗﻄﻌﺎً ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﻴﺴﻲ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﺩم ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻙ ﺁﻓﺮﻳﺪ ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﺎﺵ ; ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﺷﺪ .(۵٩)
الأنعام
وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَیَوْمَ یَقُولُ کُن فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْکُ یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ
ﻭ ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪ ; ﻭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : ﺑﺎﺵ ، ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ; ﮔﻔﺘﺎﺭﺵ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ; ﻭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭ ﺩﻣﻴﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﻭ ﺣﺎﻛﻤﻴّﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻭﺳﺖ ، ﺩﺍﻧﺎﻱ ﻧﻬﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﺍﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﻭ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ .(٧٣)
النحل
إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ
ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﻴﺰﻱ ﭼﻮﻥ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﻴﻢ ، ﻓﻘﻂ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻴﻢ : ﺑﺎﺵ ، ﭘﺲ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .(۴٠)
مریم
مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﺴﺰﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻓﺮﺯﻧﺪﻱ ﺑﺮﮔﻴﺮﺩ ; ﺍﻭ ﻣﻨﺰّﻩ ﺍﺳﺖ ; ﭼﻮﻥ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻣﺪﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﺪ ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : ﺑﺎﺵ ، ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .(٣۵)
یس
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ
ﺷﺄﻥ ﺍﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻣﺪﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﺪ ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : ﺑﺎﺵ ، ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .(٨٢)
غافر
هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ فَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ
ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻰ ﻣﻴﺮﺍﻧﺪ ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻣﺪﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﺪ ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : ﺑﺎﺵ . ﭘﺲ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .(۶٨)
اینها چند نمونه از آیاتی که این باور رو تقویت میکند که چگونه خواسته های ما اجابت می شوند. ووقتی اجابت خواسته های به ظاهر غیر منطقی وبا قول خودمون معجزه رو می شنویم ایمان ما قوی تر می شود که تسلیم باشیم.با توجه به این نشانه ها از کتاب قوانین خدا میتوانیم متوجه تصویر ذهنی استاد بشویم. وبفهمیم که اینگونه می شود از قانون تصویر ذهنی ساخت ومؤمن تر بود.
در مورد ارتباط بر قرار کردن با افراد مختلف به صورت حضوری دوره ی عزت نفس ودوره ی عشق ومودت در روابط خیلی عالی بود.
برای کار کردن روی این دوره ها باید ذهن خودمون رو از باور های گذشته گان وپدرانمان پاک کنیم وبا ذهن باز وبدون تعصب به قوانین توجه کنیم تا از همه نظر پیشرفت کنیم.
التوبه
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَکُمْ وَإِخْوَانَکُمْ أَوْلِیَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَى الْإِیمَانِ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ
ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﻛﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﺩﻫﻨﺪ ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﮕﻴﺮﻳﺪ ; ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﮔﻴﺮﻧﺪ ، ﻫﻢ ﺍﻳﻨﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﻧﺪ .(٢٣)
اگر قرار باشه بهتر از آدم های گذشته ی زندگی مون نتیجه بگیریم باید باور هامون رو عوض کنیم.
الزخرف
وَکَذَٰلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّهٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ ﺷﻬﺮﻱ ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺳﺮﺍﻥ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺴﺖ ﻭ ﻣﻐﺮﻭﺭﺵ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻳﻴﻨﻲ ﻳﺎﻓﺘﻴﻢ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﻪ ﺁﺛﺎﺭﺷﺎﻥ ﺍﻗﺘﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ .(٢٣)
الزخرف
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُم بِأَهْدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَیْهِ آبَاءَکُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ
ﮔﻔﺖ : ﺁﻳﺎ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﻦ ﺁﻳﻴﻨﻲ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻳﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﭘﺪﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻳﺪ ، ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺑﻴﺎﻭﺭم ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻳﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﺪ ، ﻛﺎﻓﺮﻳﻢ !(٢۴)
وقتی هدایتگری می آید ونتایج درستی گرفته باید متوجه بشیم مسیر قبلی ما درست نبوده وروش رو تغییر بدیم تا نتایج بهتری بگیریم.
المائده
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ
ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﻣﺮﺍﻗﺐِ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﻴﺪ ; ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻴﺪ ، ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺯﻳﺎﻧﻲ ﻧﻤﻰ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍﺳﺖ ; ﭘﺲ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻳﺪ ، ﺁﮔﺎﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ .(١٠۵)
هر کسی باید حواسش به اعمال وافکار ورفتار خودش باشه. اگر مسیرش درست باشه هیچ کس نمیتونه از مسیر خارجش کنه. پس طبق قانون احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب. وطبق قانون فرکانس واینکه به هر چه توجه کنیم از همون جنس وارد زندگی ما میشه چه نیازی است که استاد بخواد فکر کنه اگر همه چی رو از دست بده چقدر زمان میزاره تا دوباره برگرده. واصلا همچین اتفاقی نمی افته. چون استاد به این باور ویقین رسیده که خودش خالق زندگی خودشه واین به نظرمن بزرگترین وکامل ترین باوره که باعث رشد میشه. من ((خالق زندگی خودم هستم.))
واز همه مهمتر توانایی کنترل ذهن است که اگر به خوبی انجام بشه هیچ اتفاق ناجوری در زندگی هیچ کس نمی افته چون طبق همون قانون زمین را شایستگان به ارث میبرند.
الأنبیاء
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﺩﺭ ﺯﺑﻮﺭ ﻧﻮﺷﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻣﻰ ﺑﺮﻧﺪ .(١٠۵)
.
در مورد این موضوع که چرا بعضی ها زود نتیجه می گیرند وبعضی ها دیر. این بر میگرده به مدار ومسیر هر کس واینکه اصلا کسی میخواهد هدایت بشود یا نه.
فصلت
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ أَأَعْجَمِیٌّ وَعَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى أُولَٰئِکَ یُنَادَوْنَ مِن مَّکَانٍ بَعِیدٍ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻗﺮﺁﻧﻲ ﻏﻴﺮ ﻋﺮﺑﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻗﻄﻌﺎً ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﺮﺍ ﺁﻳﺎﺗﺶ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺭﻭﺷﻨﻲ ﺑﻴﺎﻥ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺁﻳﺎ ﻏﻴﺮ ﻋﺮبﺑﺮﺍﻱ ﻋﺮﺏ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﮕﻮ : ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺳﺮﺍﺳﺮ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺸﺎﻥ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﻭ ﻧﺎﻣﻔﻬﻮم ﺍﺳﺖ ; ﺍﻳﻨﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﻲ ﺩﻭﺭ ﻧﺪﺍﻳﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ .(۴۴)
کسانی که نخواهند هدایت شوند صم بکم عمی هستند
. کر ولال وکور.
الفرقان
وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وَاحِدَهً کَذَٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا
ﻭ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﺮﺍ ﻗﺮﺁﻥ ﻳﻚ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻧﺎﺯﻝ ﻧﺸﺪ ؟ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ [ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﻳﺞ ﻧﺎﺯﻝ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ ] ﺗﺎ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺳﺎﺯﻳﻢ ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻬﻠﺖ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﻰ ﺧﻮﺍﻧﺪﻳﻢ .(٣٢)
پس بعضی ها بهانه جویی میکنند ونمی خواهند که نتیجه بگیرند وهدایت شوند. اگر می خواستند طبق قانون درخواست طلب میکردند واجابت می شدند. پس نخواسته اند که هدایت نشده اند.
در مورد سرمایه گذاری که از استاد پرسیدند. طبق درس هایی که از استاد آموخته ام وبهترین آن ها در فایل روان شناسی ثروت بود. بهترین سرمایه گذاری. سرمایع گذاری رو ی خودمان است. روی تغییر باور هایمان. کار کردن روی باور فراوانی. روی احساس لیاقت.
وقتی این همه باور ونشانه هست برای امید وار بودن وانگیزه داشتن. چرا نا امیدی وچرا بی انگیزه ای. چون با وجود این قانون بدون تغییر خداوند نا امیدی شرک است.
الشورى
ذَٰلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَىٰ وَمَن یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ
ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ . ﺑﮕﻮ : ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﭘﺎﺩﺍﺷﻲ ﺟﺰ ﻣﻮﺩّﺕ ﻧﺰﺩﻳﻜﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﺧﻮﺍﻫﻢ . ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﺪ ، ﺑﺮ ﻧﻴﻜﻲ ﺍﺵ ﻣﻰ ﺍﻓﺰﺍﻳﻴﻢ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻋﻄﺎﻛﻨﻨﺪﻩ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻋﻤﻞ ﺍﻧﺪﻙ ﺍﺳﺖ .(٢٣)
پس قطعا وضعیت استاد وهر کس مانند استاد روی خودش وباور هایش بیشتر کار کند روز به روز بهتر می شود. چون این یک قانون است. لئن شکرتم لأزیدنکم.
در پناه خدا باشید.
به نام خداوندی که همه چیز میشود همه کس را (به شرط ایمان )
سلام ونور به قلب پاک و سلیم استادان عزیزم و همه همکلاسی های قدرتمندم
گام دوم از پروژه مهاجرت به مدار بالا….
یاد گرفتم و انگار میدونستم که تصویر ذهنی نمیشه از قوانین داشت…
دقیقا احساسی رو که استاد با دیدن فیلم راز داشتن اینکه (ما اتفاقات زندگی رو خودمون رقم میزنیم با افکارمون با احساسمون )من هم این چند روزه انگار صد درصد بهش رسیدم واقعا …انگار مدارم رفته بالا که خوب درکش کردم
استاد شما خیلی بع نکته خوبی اشاره کردید همین من ،آرزو تا 6.7 روز قبل (قبل دیدن فیلم راز و خواندن فصل اول کتاب رویاها )واقعا همین فکر رو داشتم که انگار خداوند لطف زیادی به شما داشته یا اینکه شما یه ادم خاص خاص هستی ؛اما وقتی فیلم راز رو دیدم من از عمق وجود تلاش شما استمرار شما جدیت شما رو تحسین کردم این همه تغییرات شما واقعا ستودنیه به نظرم جهانیان باید به شما افتخار کنن شما یک الگوی تمام عیاری ،اونجا بود که گفتم آرزو استاد هم عینه تو یه انسان بوده اما تنها تفاوت در ایمان به مسیر و نتایجش هست ؛ تفاوت در جدیت هست که تو الان داری میوه هاشو میبینی پس تو هم میتونی آرزو جانم
استاد خیلی خوشحال شدم که اینجا این فایل با زبون خودتون گفتین که یه انسان عادی هستین با همون ترسها،نگرانی ها ،کفر و شرک و با همه خصلت هایی که همه آدمها دارن اما نکته مهم اینه که از یه زمانی تصمیم گرفتید روی خودتون کار کنید و ادامه بدید این روندو و تکرار کنید باورهای خوب و قوانین ثابت جهان رو….
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
افکار من داره اتفاقات زندگیمو رقم میزنه !!!
افکار از کجا به وجود میاد ؟؟؟
از طریق ورودی ها ؛من باید ورودی هامو کنترل کنم مثل تلویزیون،یه سری افراد که همش در مورد نکات منفی حرف میزنن ،یه سری افراد که حالشون واقعا خوب نیست اما انگار من بهشون میرسم ناخودآگاه دلم میخواد براشون دایه مهربونتر از مادر باشم انگار درصدد اینم که تغییر شون بدم که دقیقا احساسم بعد از جدا شدن از همون افراد خیلییییی بد میشه و همش اون حس سرزنش گری میاد سراغم که چرا این حرفو زدی من باید همیشه به خودم یادآور بشم که من قادر به تغییر هیشکی نیستم جز خودم و جز خط قرمز خودم بکنم که یه حرفی رو بیش از دو سه بار به فردی بزنم و در نهایت برسم به جایی که تا ازم نظر نخواستن بکشم زیپ دهنمو (یادت نره آرزو همون حس مخرب بعد از اون دلسوزی که برات به وجود میاد خیلی مخربه ،انگار گور خودتو میکنی دقت کن نازنینم) این حس رو بگذارم کنار و آگاهانه یه سری باورها رو در خودم ایجا کنم ،بعدش هدایت میشم انگار ایده ها میاد اتفاقات شرایط و موقعیت ها به وجود میاد و با اطمینان و عشقققق و لذت در مورد خواسته هام صحبت میکنم تجسم میکنم و درنهایت لاجرم بهشون میرسم
باید بیشتر روی عزت نفسم کار کنم
باید بیشتر از قبل به خودم برسم به فکر خودم باشم خودمو اذیت نکنم خودمو نوازش کنم قربون صدقه خودم برم و بدونم که مهم ترین ارتباط من هماهنگی با منبع درون و بقیه موارد لاجرم حل میشه
باید به قانون تکامل احترام بگذارم و رعایتش کنم با جون ودل و تمام تلاشمو بکنم که باور کمبود و عجله رو از خودم دوره دور کنم
باید ترمزهامو بردارم تا بومممم سرعت رشدم چندین برابر بشه…
باید روی کسب و کارم انرژی ،تمرکز ،عشق بزارم
خدایا شکرت به خاطر این پروژه و هماهنگیش با تصمیم و تعهد جدیدم
خدایا شکرت به خاطر نشونه خوبی که بهم دادی،خدایا من به هر خیری که ازت برسه فقیرم قربونت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام ودرود خدمت استاد عزیزو تمامی بزرگواران
دومین روزم از این سفر زیبا
من تجربه امو تا به امروز می نویسم وقتی تعهدانه روی خودم کار کردم با دیدن نتایج هر چن کوچیک امیدوار شدم و این تعهد م رو بیشتر و بیشتر کردم
حال امروزم را می نویسم
اولا به درستی از لحظات زندگی ام استفاده می کنم بسیار از ثانیه ثانیه ام لذت می برم این چیزی نبود که باش این نتیجه روی خودم کار کردم به وجود اومده احساس زیبای عشق و زندگی و لذت بردن نمی دونم تا چه حد درک می کنید ولی واقعا از نفس کشیدنم از صحبت کردن با همکارم از دیدن آسمان و زمین و هر موجودی یه احساس زیبای عالی دارم و حس لذت عجیبی در من ایجاد کرد به فرزندانم نگاه می کنم به همسرم به سلامتی خودم به هر چیزی که دارم و چیزهایی که می خوام داشته باشم ولی انگار اونارو هم دارم این حس فو العاده هس
این حس برام انگیزه ای شد برای ادامه دادن مستمر و بسیار با تعهد بیشتر
دوما اوضاع مالی ام که هرروز داره بهتر و بهتر میشه انگار راحتتر از همین کارم راحت تر و بیشتر پول داره میاد تو حسابم اینم تعهد منو بیشتر کرد
سوما روابطم با همسر و فرزندانم و مهمتر از همه با خودم و خدای خودم هرروز زیباتر و عاشقانه تر داره میشه هرروز شاداب تر و سرحال ترم اینم تعهدمنو بیشتر کرد
شاید کسی به من نگاه می کنه پیش خودش اینا رو یه روند طبیعی و عادی و یه تعییر مثبت کاملا معمولی ببینه و اون تغییری بزرگ نباش ولی از نظر من یک انقلاب بزرگی در من هس و احساسم نشانه از اتفاقات بزرگی در آینده نزدیک رو مژده میده
اینها شده برام انگیزه شده اشتیاق و شده شور و عشق زندگی که به راحتی شبها فوق العاده عالی می خوابم هرروز کمی زودتر از دیروزم بیدار میشم ورزش می کنم و با سپاسگزاری و عشق بیشتر روزهای زیبای بیشتری رو با فضل خدایم رقم میزنم
و ایمان دارم روزی خواهد آمد که ناخودآگاه به هر چی مدنظرم بود رسیدم پس باید لذت برد و سپاسگزار خدایی بود که این هدیه بزرگ زندگی رو به ما ارزانی داشت خدای مهربانم سپاس سپاس سپاس
خدایا شکرت بابت این سایت ارزشمند این استاد بزرگ و دانا و این بزرگواران عزیز
در پناه حق شاد و سلامت باشید
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان
گام دوم
بازم خداروشاکرم که فرصتی شد بیام و رد پامو بذارم
امروز صبح به یه تضاد از نظر خودم بزرگ برخوردم و وقتی از خدا هدایت خواستم وارد گام دوم که شدم دیدم خدا از طریق شما استاد عزیز داره باهام حرف میزنه
مسئله بزرگ من استمراره
وقتی استمرار رو شنیدم گفتم راضیه جان ببین تو باید اینو تقویت کنی و ادامه بدی مشکل تو ادامه دادن مسائله
ببین چقدر قشنگ خدا از زبان استاد بهت میگه ایراد کارت کجاست
پس اینو کامل بهش دقت و توجه کن
استاد جان وقتی درمورد مدت زمان عضو شدن دوستان گفتین دیدم که منم کمو بیش به این مسئله دقت میکنم و میرم تو حالت مقایسه البته همیشه زود به خودم اومدم ولی کلا برام پیش اومده در این موقعیت باشم
الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم که منم نتایج خیییییییلی خوبی از دوره های شما گرفتم ولی گاهی فراموششون میکنم
و فکر میکنم این یک روند طبیعیه و دیگه رهاشون میکنم
خداروشکر که بازم بهم این مورد یادآوری شد
همین امروز صبح میان صحبت با خدا متوجه احساسم شدم و گفتم که باید احساسمو خوب کنم تا نتایج خوب بگیرم
و برای این حال خوب اومدم سراغ سایت تا بتونم ورودیهامو بهتر کنترل کنم و جواب سوالمو بگیرم که خداروشکر همین اتفاق هم افتاد
استاد عزیز شما به نکته خوبی اشاره کردین اینکه اگر هنوز اون اتفاق بزرگ رخ نداده به این دلیله که من خوب روی خودم کار نمیکنم و باید تلاشمو بیشتر کنم برای یادگیری آموزشهاتون و صد البته که اونهارو ادامهههههههههههه بدم پس یکی از پاشنه های آشیل من 100% استمراره و خیلی خوشحالم و سپاسگزار خداوندم که کامل متوجه این موضوع شدم
متوجه شدم اون مقدار زمانی که با عشق و تعهد و تمرکز و با باور روی خودم کار میکنم اون تاثیر اصلی رو داره
متوجه شدم وقتی روی خودم کارمیکنم نیازی نیست چیزی رو تغییر بدم و همه تغییرات از همونجا شروع میشه و هدایتها میاد
متوجه شدم وقتی در مسیر درست باشم و استمرار داشته باشم دیگه به این راحتی ها بر نمیگردم به قبل
متوجه شدم آسون گرفتن و لذت بردن از مسیر منو راحتر به خواستم میرسونه
متوجه شدم که قانون تکامل یک اصله که من با عجله و کمالگراییم فراموشش کرده بودم و چه ضربه بدی خوردم از این عجله و عدم رعایت تکامل
متوجه شدم که باید مدام به خودم قانون تکامل ، استمرار ، کنترل ورودیهای ذهن و ایجاد باورهای قدرتمند کننده را یادآوری کنم
متوجه شدم که با یادآوری قانون و اجرای آن میتونم مانع رشد شک و تردیدهام بشم
من امروز متوجه شدم که مهاجرت به مدار بالاتر نیاز به بهبود فکر و رفتار و عملکرد من از همین جایی که هستم را دارد
خدایا از صمیم قلبم سپاسگزارم بابت آگاهی های امروز که روزی ام کردی
خانم شایسته عزیز از شما و استاد بزرگوار هم سپاسگزارم
به امید دیدارتان
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند .
سلام به استادم ومریم جان ..
مایه چیزایی رو میدونیم ولی انگارلازمه که یه نفربگه تابه وضوح برسه ،مثل کتاب کیمیا گر که سانتیاگو گوسفندانش رادراعضای چندجمله ازپادشاه دادکه خودشم فکرکردچرا گوسفندام ودادم درعوض چندتاجمله که خودمم میدونستم ولی بااین کارمتعهدشد ،باید بهامیداد،تاباورپذیرتربشه وقدم برداره
وقتی که درک کنبم که خودمون زندگیمون ومیسازیم روی خودمون کارمیکنیم همان نتایج ریز یعنی قانون جواب میدهد وباید استمرارداشته باشیم تا خواسته های بزرگ هم ازراه برسند.
خستگی ویاشک ممکنه درطی مسیر پیش بیاد وخودمون ونباید سرزنش کنیم ،ادامه دادن مهمه ..
افکار ه که زندگبمون ورقم میزنه ،
افکارازکجامی آیند؟ ازورودی ها
ورودیهاباید کنترل بشه .
آگاهانه باوربسازیم پس هدایت میشویم وایده هامی آیند واتفاق هاوشرایط به وجودمی آیندتا مابه خوایته مون برسیم .
درارتباط برقرارکردن باجنس مخالف منم خیلی مشکل دارم والبته محیط روستامونم جوریه که خیلی ها باورهای محدودکننده دارند حتی بدترازمن .
ولی خوشبختانه من آگاهانه تلاش میکنم ودوره ی عزت نفس وکارمیکنم تابه مکانی بهتر وارتباط بهتر هدایت بشم .
همه ی آدم های عادی هم میتونن به ثروت ،آرامش ،روابط عالی و ….برسند فقز کافیه روخودشون کارکنن ،استادهم بااین همه نتیجه یه آدم عادیه که خلق کرده نتایج و باهمون ترسهاکه ماداریم باهمون محدودیت ها ،کمبود عزت نفس ،وضعیت بدمالی ،…..
نتایج پایداریعنی باورهابه صورت بنیادین ساخته شدند یعنی یک شبه به وجودنیامدند که یه شبه هم ازبین برن .
وقتی یک نفربه موفقیت رسزده مطمن باشیم پشت این موفقیت هزاران بارتمرین وتکرارواستمرار وتعهدبوده ،
مدت عضویت اصلا مهم نیست ومقدار تعهدو تمرکز وعشق مهمه وباوررررر ..
اگه روی خودمون وباورهامون کارکنیم ازهمین جا همین مکان همین شغل باهمین استعدادوتوانایی درآمدمون افزایش پیدامیکنه ،تغییرات به وجودمی آیند ونیازنیست چیزی وتغییربدیم تغییرات تودش ایجادمیشه وهدایت میشیم به مسیرهای بعدی ..
یه هدایت برای من روشن سد همونجورکه مریم جان قولش وداده بودن ،خدایاشکرت ..
استادممنون به الهام قلبی تون گوش کردین والان راهنمای ماهستیددراین مسیر …وازخیلی چیزاگذشتید وتمرکزکردید روی سایت ..
اگرهرکاری وباعشق وتمرکز وانرژی انجام بدبم قطعا به نتبجه میرسد …
واونایی که تمام ثروت شون وازدست دادن میتونن باهمین آگاهی هاسریع تر وبهتربه دستش بیارن چون باورهای قدرتمندکننده دارند ومطمنن خداوند جواب میدهد ..