اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته که بسیار مناسب این اطلاعات را دسته بندی می کند تکامل تدریجی و رسیدن تدریجی و رعایت تکامل برای رسیدن به خواسته ها بسیار مهم هست که در زندگی بنده وقتی تکامل را رعایت می کنم به نتیجه بهتر می رسم مثلا چند وقت پیش میخواستم خودروی خود را عوض کنم دنبال ماشین چند میلیاردی بودم ولی خودم خودروی زیر یک میلیاردی داشتم و به خواسته ام نمیرسید ولی وقتی فکرم را روی ماشین با قیمت دو برابر خودروی خودم زوم کردم راحت به خواسته ام رسیدم و ماشین را خریدم و سعی می کنم روی تکامل کار کنم
من باید نتایجم رو بولد کنم برای خودم و هرروز روی خودم کارکنم و هراتفاقی خوب که میفته برام باید بفهمم وامیدوار بشم که تومسیرم و ادامه بدم واگر هنوز به نتایج بزرگ نرسیدم به دلیل اینه که باید بیشتر روی خودم کارکنم .و واقعا با کارکردن روی خودم و احساس خوب و افکار مثبت خیلی نتایج برام رقم خورده که برام بی سابقه بوده و خداروشکر میکنم که هدایت شدم واینکه یک شبه هیچ نتیجه ای اتفاق نمی افته و تمرین واستمرار باعث ایجاد نتایج میشه پس خودم رو مقایسه نکنم و تو مسیر بمونم و تمرین کنم و اینکه نچسبم به یک موضوع ورهاباشم با رها کردن وتسلیم خداوند بودن وتوکل لاجرم اتفاقات عالی بلافاصله برام رخ خواهد داد و اینکه درهرجایی هستم لذت ببرم و تمرین کنم وحس خوب داشته باشم و سپاسگزار باشم و تکاملم را طی کنم ازهمانجایی که هستم به نتایج عالی خواهم رسید و اینکه من درهمین مدت کوتاهی که درسایت هستم نتایج مالی اندازه باورهایی که ساختم بدست آوردم و مطمئنم با باور بیشتر نتایجم بیشتر میشه ولی از لحاظ آرامش من واقعا در حد عالی پیشرفت کردم من قبل ازورودم به سایت هرشب تا نیمه های شب بااشک وگریه ونفرین وناله وگله شکایت به خدا سپری میکردم ولی الان من در طول شش ماه شاید دوبار یاسه بار اشک ریختم و خودم رو سرزنش هم نکردم به خودم اجازه دادم باشرایط جدیدذهنم کنار بیاد اتفاقاوقتی گریه ام گرفت تو این مدتی که داشتم رو خودم کار میکردم پراز حس سپاسگزاری بودم ومیگفتم خدایا شکرت من تو سه ماه یاچهارماه این اولین باره که دارم گریه میکنم منی که شبانه روزم غم وغصه بود وسپاس گزار خداوند بودم بخاطر اینکه رو بهبودم من هنوز به نتایج عالی نرسیدم ولی امیدوارم و بقول استاد راحتتر هستم وبیشتر لذت میبرم چون میدونم جواب میده و خداروشکر میکنم که الگویی مثل استاد دارم که راه رو رفته و من میتونم راحتتر برم و تومسیر لذت ببرم چون به نتیجه اطمینان دارم خدایا شکرت شکرت خدایا ازت میخوام منو همچنان تو مسیر نگه داری وبه بهترینها هدایتم کنی خداجونم من به هرخیری ازتو بمن برسه محتاجم.
سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و تمامی دوستان گرامی.
با توجه به صحبتهای استاد عزیز اگه از روند تغییرات خودم بخام بگم ، منم قبل از اینکه با استاد عزیز آشنا بشم فک میکنم 15 سالی روی تغییرات خودم کار کرده بودم . قبلاً گفتم تو برنامه ای به اسم نارانان بودم که برای خانوادههای معتاد بود. البته سالهای اول ازدواجم همسرم معتاد بود و بعد از 7 سال تونستن ترک کنن و خدا رو شکر ، دیگه سمت اعتیاد نرفتن .
از اونجایی که خودش تو برنامه ی NA بود و از طریق همین برنامه تونسته بود به اعتیادش غلبه کنه و برای همیشه ترک کنه از منم درخواست کرد که تو برنامه ی نارانان شرکت کنم . سال اول هر دو تغییرات خوبی داشتیم اما بیشترین تغییراتمون همون سال بود. بعدش به خاطر عادت و اینکه خودمونو موظف به ادامه ی راه میدیم ، ادامه دادیم. از اونجایی که تو خودم دیگه تغییر بزرگی ندیدم و دوست داشتم تغییرات بهتری داشته باشم و اتفاق نمیفتاد دنبال راهکار دیگه ای بودم.
یه چیزیو تو این برنامه تونستم حس کنم و اون این بود که خیلی احساسات و رفتارها و عملکردهای منفیمو میتونستم کنترل کنم. این برنامه از اونجایی که جهانی بود بینقص بود . تغییر نکردن من ، دلیل بر خوب نبودن این برنامه نبود شایدم انقدر فاجعه بودم که در همین حد تغییراتم خوب بود. اما من انتظار و توقع دیگهای داشتم. نمیدونم همیشه دنبال چیزی میگشتم که با روح و قلبم سازگاری بیشتری داشته باشه فکر میکنم اکثرتون تجربه کرده باشید شاید توی کتابها یا آدمهایی شبیه استاد خیلی حرفهای قشنگ و آموزنده زده باشن و به نظر خیلی الهام بخش و آگاهیبخش باشه ، منتها اینکه چقدر اون حرفها به دلت بشینه و باعث حرکت و تلاش و ایجاد انگیزه تو وجودت بشه خیلی مهمه . شاید به خاطر اینکه وصل به خانوادههای معتاد بود دیگه اونجور دوستش نداشتم و با قلب و روح من سازگاری نداشت. همیشه دنبال گمشدهای میگشتم دنبال کسی که ریشهای مشکلات منو حل کنه. کسی که بتونه از درون منو تغییر بده . دیده بودم خیلیا ظاهر خوب و موجهی دارن ولی وقتی که کمی شناخت بیشتری بهشون پیدا میکردی متوجه میشدی که چقدر افکار و باورهاشون نسبت به چیزی که نشون میدن فرق داره و من اینو نمیخواستم . دلم میخواست اونی که تو وجودم دوست دارم باشم ولی جرات و شهامت انجامشو نداشتم .خیلی دنبال کسی گشتم که همچین شهامتی بهم بده هیچکس نمیتونست بهم کمک کنه و از هیچکس حال خوبی که میخواستم دریافت نمیکردم. تا اینکه 5 سال پیش با استادعزیز آشنا شدم و الان نزدیک به سه ساله که تو سایت هستم بله ایشون دقیقا همون فردی بودن که دنبالش میگشتم. از همون اولین باری که صدای ایشونو شنیدم و صحبتهاشونو گوش کردم هیچ مقاومتی در مقابل هیچ کدوم از حرفاشون نداشتم احساس میکردم شناخت کافی از آدمهایی مثل من دارن که انقدر قشنگ و انقدر شفاف و واضح و ساده صحبتاشو بیان میکنن. کسی که زیر و رو نداره و خود واقعیشه.
بنابراین نه یک دل نه صددل ، هزار دل به دل استاد بستم .
البته به خاطر افکار و باورهای غلط زیادی که داشتم زمان برد تا خیلی چیزها رو یاد گرفتم و خیلی چیزا رو درک کردم ولی بالاخره تا حدودی ، تغییراتی که میخواستم بوجود اومد . میدونم بعد از گذشت این همه سال هنوز اول راهم و نیاز به کسب آگاهیهای بیشتری دارم و تمرین و ممارست بیشتر! ولی به نسبت گذشته راضیم چون استادعزیزو دارم و با بودن در این مسیر میدونم به جایگاه و شرایط و موقعیتهای بهتری خواهم رسید. همونطوری که الانم به نسبت قبل خیلی بهتره حتماً در آینده هم به نسبت امروز بهتر خواهد شد. تو این مسیر باید آگاهانه تمرین و ممارست و تلاش داشته باشی تا موفقیت کسب کنی. هر روزی که از خواب پا میشی دنبال کسب آگاهی باشی آموختههای قدیم رو تکرار کنی و تمرکز روی آموختههای جدید بزاری .باید طبق برنامه و اصولی که استاد عزیز آموزش میدن پیش بری تا نتیجه دریافت کنی به هیچ وجه نباید عجله داشته باشی باید به خودت فرصت و زمان بدی .
روند تکاملی آرام آرام ولی پیوسته شکل میگیره .
باید دست از سرزنش و انتقاد جویی از خودت برداری و خیلی راحت اشتباهاتت رو بپذیری و ببخشی و از همشون بگذری سعی کنی تکرار نکنی ولی اگه تکرار کردی باز خودتو ببخشی.
موندن تو اشتباهات آدمو عقب نگه میداره چون مدام تو حس بد میمونی .
به گذشته فقط به عنوان درس و تجربه نگاه کنی و از گذشته فقط به عنوان یک تجربه یاد کنی. زیاد به آینده فکر نکنی و خودتو درگیر آینده نکنی. تمام سعیت بر این باشه که در لحظه ی حال زندگی کنی و با توجه به شرایط و موقعیتی که داری از زندگیت لذت ببری. داشتههاتو بیشتر ببینی و بیشتر سپاسگزار خداوند باشی تا نعمتهای بیشتری دریافت کنی.
تو این مسیر بعد معنویت بالا میره و سلامتی بیشتری دریافت میکنی و بعد اتفاقات قشنگتری رو تجربه میکنی.
با خدا بیشتر انس میگیری و ایمانت نسبت به خداوند بیشتر میشه .
کمتر به قضاوت دیگران اهمیت میدی به جایی میرسی که اصلاً اهمیت نمیدی .
خودتو به چالش میندازی و در راستای اون تلاش بیشتری میکنی.
روابطت بهتری با دیگران پیدا میکنی .حد و مرزها و چار چوبهات مشخص میشن و احترام بیشتری به دیگران میزاری و احترام دریافت میکنی .
با قوانین جهان آشنا میشی و در مقابل تضادها و مشکلات آرومتر میشی و مقاومت کمتری نشون میدی. این یعنی خوشبختی .
و به اندازه ی باور و ایمان قلبی که به فراوانی نعمت داری ، نعمت و ثروت نصیبت میشه.
ممنون و سپاس به خاطر بودن چنین استاد عزیز و توانمندی .استاد خوبو و دوست داشتنی.
بهتره که اول آنچه که به ما گفته اند را عملی کنیم تا ببینیم نتیجه میده یا نه …
اینهمه تو زندگیمون راه اشتباه رفتیم و چه احساسات بدی که تجربه نکردیم آیا ارزش این را ندارد که یک بارم شده به حرفهای استاد گوش کنیم و با تعهد جلو بریم و بعداز دیدن نتایج تصمیم بگیریم ادامه بدیم یا نه …
البته که شرایط و اتفاقات سختی که توی زندگی تک تکمون وجودداره میتونه باعث شه که بخایم از این وضعیت نجات پیدا کنیم و با تعهد با استاد همراه بشویم اما بعضی ها هرچقدرم سرشون به سنگ بخوره بارم همون رفتار و عادتهای قبلی رو تکرار میکنند .اینجور آدما اونقد از سمت جهان هستی ضربه میخورند تا درس زندگیشونو بگیرند …
و در رابطه با فایل استاد در این باب…
نتایج یک شبه بوجود نمیاد که بخاد یک شبه هم از بین بره استمرار بخشی از موفقیته…
و دوم اینکه لحظه ای ک موفقیت دیگران رو میبینیم…به تلاش ها و استمرارهایی که این فرد از قبل داشته نگاه نمیکنیم و فقط همون لحظه رو میبینیم…. که موفق شده
درود به استاد عزیز الهی ام و بانو شایسته و شما دوستان الهی
درگذشته من تا خلق ثروت بارها و بارها پیش رفتم و خلق کردم و بدست آوردم آما چی میشد که از دست میدادم و نتایج پایدار نمیموندن تا یه نقطه خوب بلد بودم برم ولی تا یه جایی .
اما به هدایت به سایت الهی استاد عزیز و با آموزهای استاد و تجربه رایگانی که از نو کامنت ها بدست آوردم
ایمانم را قویتر از گذشته کردم و نوع درخواست کردن از خداوند را تغییر دادم و باور و افکارم را به سمت مسیر الهی و قرآنی بردم و خیلی ریز بینانه به اتفاقات کوچک را هم میبینم و شکر گذار اون نعمت و درخواستی که زدم را جشن میگیرم با امیر جدید و در درون خودم احساس خوشبختی و ماندن در احساس خوب را فقط و فقط تمرین میکنم چون همراه من همیشه خدا بوده و هست و من به این درگ نرسیده بودم .
تضاد نمیگزارم در ذهنم ایجاد بشه و سریع رد میشم و با خودم تکرار میکنم که من جزئی از خدایم و خدا با تو هست .
پاشنه آشیل های خود را شروع کردم به درآوردن و کارکردن روی آنها تمام نواقصی که در افکار بوجود آمده بود را نوشتم و برای هر کدام تمرینی انجام دادم تا افکارم عادت کند .
تمرین تمرین تمرین
باور باور باور و تغییر افکار ار وقتی به دنبال زیبایی ها هستم فقط زیبایی میبینم قانون توجه پس باید تمرین کنم در همه موارد که توجه من افکار من و افکار من باور من و باور من ایمان در من بوجود میآورد
از خدا و استاد عزیزم ؛بانو شایسته و همه دوستان که گرد هم تجربه و احساس خوب را به رایگان در اختیار هم قرار میدهیم سپاسگزارم سپاسگزارم خدا
در پاسخ به سوال این گام باید بگم که تنها انگیزه ای که باعث میشه در مسیرم استمرار به خرج بدم این منطق هست که من در خیلی مواقع قبلتر بواسطه ی این قانون به نتیجه رسیدم پس این دفعه هم میتونم و اینکه تا الان نتیجه ای نیست یعنی داره شرایط براش محیا میشه من فقط و فقط باید به قوانین احساس خوب ، تمرکز بر نکات مثبت و… تمرکز کنم و ادامه بدم باقیش رو خود خدای بزرگ ، خدایی که فرمانروای این جهان هست و همه چیز رو درست در زمان و مکان صحیحش قرار میده ، انجامش میده فقط کافیه صبور باشم و لذت ببرم چون من بنده محبوب خدا هستم و خدا بزرگترین حامی من هست. خدا همون دست پنهانی هست که اتفافات رو به شکل خوشگل و کادو پیچ شده برام انجام میده یا مثل یک شیرینی خوشمزه . آره خدا خودش اینقدر راحت و آسون و در زمان درستش برام نتیجه رو رقم میزنه که من راضی باشم همونطوری که دفعات قبل بودم.
امروز هم گوش کردن این فایل در قالب گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر روحم رو نوازش کرد و از خداوند مهربونم سپاسگزارم که جزئی از این مسیرم.
در مورد تمرین این گام، مواردی که به ما کمک میکنن که مستمر در مسیر کار کردن روی خودمون بمونیم و نا امید نشیم:
1.به قول خود استاد، فهمیدن کامل قانون خودش یه کلیده
یعنی کسی که قانون رو درست و کامل فهمیده باشه خیلی راحت تر در مسیر درست حرکت میکنه
2.مسئله بعدی، مرور این آگاهیه
اینکه دائم با خودمون مرور کنیم که ورودی ها و کانون توجه من، افکاری رو در ذهن من ایجاد میکنه
تکرار این افکار، خالق باور هاست
باور های من (همون افکار غالبم) فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنن
که جهان بوسیله این فرکانس ها اتفاقات و شرایطی همسو باهاشون برای من بوجود میاره
از طرفی وقتی من احساس خوبی دارم، یعنی افکار خوبی دارم و لاجرم چیز های خوبی تجربه خواهم کرد
و وقتی احساس بدی دارم، یعنی افکار نامناسبی دارم و لاجرم اتفاقات بدی را تجربه خواهم کرد
3. موضوع دیگه ای که به خود من خیلی کمک کرد، درک خداوند بود. بعد از خوندن کتاب “چگونه فکر خدا را بخوانیم” وقتی با تئوری سیستمی بودن خداوند آشنا شدم، فهمیدم که من هر چقدر هم که بدبخت باشم یا وانمود کنم که هستم، و هر چقدر گریه و ناله و زاری کنم، خداوند ذره ای برای من دلش نمیسوزه بلکه طبق قاتون بدون تغییرش، من در زمره افرادی قرار میگیرم که قراره چیزای نامناسبی تجربه کنن، و برعکس
4. مسئله دیگه که برمیگرده به عزت نفس، مقایسه نکردن خودم و نتایجم، با دیگرانه
خیلی موقع ها علت نا امید شدن من اینه که من میام باطن زندگی خودم رو با ظاهر زندگی و ادعای دیگران مقایسه میکنم که این، به علت کمبود عزت نفسه و باید روش کار کرد؛ چون کاملا بی اساسه و صرفا باعث ناامیدی ما میشه
5 کار دیگه ای که من میکنم،اینه که یه دفتر دارم که هر موقع یه نتیجه خیلی جالبی از نظر خودم میگیرم (یعنی ممکنه از نظر دیگران چیز خاصی نباشه ولی من میدونم چقدر خاصه) میرم توی اون دفتر مینویسمش. اوایل میگفتم بی فایدست یا اینکه تو ذهنم میمونه دیگه
ولی هر بار میخونمش خیلی هاش رو یادم رفته بوده و خیلی هاش که یادم بوده، انگار فقط عنوانش تو ذهنم بوده و فراموش کرده بودم که به زمان خودش چقدر غیر ممکن و ناباورانه بوده. این کار هم خیلی کمک کننده است
درس هایی که امروز من یاد گرفتم این بود که:
-نتایج کوچیکی که بدست میان رو ارزشمند بدونم و سپاسگزارشون باشم و فراموش نکنم که قبلا من خیلی میخواستمشون ولی نمیشد
-فراموش نکنم که کنترل ذهن هم یک مهارته و مثل هر مهارت دیگه ای باید اینقدر روش کار کنم تا هر روز بهتر و بهتر بشم
-وقتی روی خودم کار میکنم، اوضاع از همین جایی که هستم بهتر و بهتر میشه و نیاز نیست حتما اولش تغییر فیزیکی خاصی ایجاد کنم
-هرگز فراموش نکنم که کلید اصلی، لذت بردن از زندگی و احساس خوبه؛ پس از زندگیم لذت ببرم و حالم خوب باشه! که احساس خوب= اتفاقات خوب
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی
امروز میخوام در مورد نتایج پایدار کار جدیدم بنویسم و مدار تکاملی که دارم طی میکنم
الان توی سومین ماه هستم که وارد کار عینک فروشی شدم یکی از باور هایی که همکارانم دارند اینه که باید پوستت کنده بشه تا مشتری ازت بخره و به سختی میشه بهشون عینک بفروشی ولی من از روزی که اومدم با این باور شروع کردم که به راحتی و به سادگی میتونم به مشتریان عینک بفروشم
تو دو ماه اول این رو امتحان کردم و چون پیش زمینه ای نداشتم و داشتم رو خودم کار میکردم دیدم داره جواب میده حتی ماه دوم تو یه روز من 20 میلیون فروختم که همه داشتن شاخ در میاوردن حتی دوست خودم و وقتی ازم پرسیدن در جواب فقط یه چیز گفتم اینکه من باور دارم که براحتی میتونم بفروشم تو ماه سوم که وارد شدم برای خودم تارگت گذاشتم که این ماه 50 میلیون بفروشم از روز اول ماه که واضح اعلام کردم تا امروز که هنوز به وسط ماه نرسیدیم 43 میلیون براحتی فروختم و تا پایان ماه خدا میدونه که چقدر میفروشم
چند تا نتیجه از این کار دارم متوجه میشم :
1 >واضح اعلام کردن خواسته ام به جهان هستی و اقدام عملی همراه با ایمان
2 >ساختن باور درست در مورد خواسته ای که داشتم و دارم مبنی بر اینکه من به راحتی میتونم بفروشم
3 >استمرار در کنترل ورودیها باعث شده که من در بیشتر اوقات احساس خوبی داشته باشم و باعث بشه اتفاقات خوبی برام بیفته
4 >متعهد بودنم به آموزشها و نا امید نشدن در مورد نتایج کوچک مخصوصا در مورد تمرین ستاره قطبی که صبر و استمرار میخواد
و در آخر میخوام بگم که اصل و اساس همه چیز که من تا اینجا دریافت کردم اینه که احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و احساس بد مساوی اتفاقات بد و اگر من تنها مفهوم یک اصل مهم رو درک کنم تمام زندگی من متحول میشه
چون خود جهان هستی هم با این فاکتور با ما در ارتباطه یعنی اگر احساست خوبه داره بهت میگه خوبه و همین رو ادامه بده تا اتفاقات خوب بیشتری برات بیفته و اگر احساست بده داره بهت هشدار میده که توقف کنی چون در صورت ادامه دادن باید منتظر اتفاقات بد بیشتری باشی بنابراین ما همیشه میتونیم با توجه به احساسمون که استاد همیشه میگه بفهمیم که به چه چیزی داریم توجه میکنیم و و برای این کار باید همیشه از خودمون این سوال رو بپرسیم که ” من الان چه احساس دارم ” هر جوابی که در جواب این سوال مهم بیاد مشخص میکنه که ما آیا به خواسته ها و چیزهایی توجه میکنیم که دوست داریم یا به نا خواسته ها و چیز هایی که دوست نداریم
و نکته پایانی اینکه چیزی که باعث میشه یک باور جدید هر روز قویتر و قویتر بشه همین نتایج کوچکی هست که ما در اوایل میگیریم و این طوری ذهن ما بهتر و راحت تر قبول میکنه
در آخر میخوام از استاد و خانم شایسته عزیز تشکر میکنم که در فضای درجه یک این سایت به ما این فرصت رو دادن که در کنارشون آموزش بگیریم و رشد کنیم
ما باید آمادهگی لازم برای ایجاد تغییر را داشته باشیم هرگاه آماده باشیم بهتر میتوانیم نکات مثبت، سخنان استاد، قانون فرکانس و احساس خوب را درک کنیم.
من یک مدت رو باورای سلامتی کار میکردم. هرقدر کار میکردم سردر نمی آوردم از توضیحات دوستان در عقل کل، چرا؟ چون مدار اونا بالا بود و مدار من پایین
اینکه میگفتن سلولهای بدن خودش را بازسازی میکنه، ما سیستم ایمنی شگفت انگیز داریم،خیلیا بیماری های خودشونُ درمان کردن برا من سوال بود پس من چرا نمیتونم!
چون من برنامه ریزی شده بودم یه عمر در باور بیماری، دائم ناله و شکوه ک من بیمارم، هرچند وقت یه باری یک بیماری سخت و جانکاه منو میگرفت
حال با تکرار چند باور در سه ماه من نمیتونم خوب بشم
اما وقتی فایل صوتی کتاب راز در مورد سلامتی رو شنیدم بهم کلی ایمان داد که بدن ما در هر هفت ساعت خودشُ احیا کرده و تمام سلولها جدید میشوند، اینکه بیماری در بدن میمانه بخاطر حافظه هست ک باقی میمانه ورنه ما هر روز بدنی تازه و سلامت داریم
الان بعد سه ماه این حرفها بیشتر در من تاثیر میذاره
بهتر میتونم درک کنم توضیحات دوستان در باور سلامتی رو
مهم اینه آماده باشیم .
یک نکته در مورد عزت نفس هم متوجه اش شدم
اوایل برا من آدمها بزرگ بودن، حتی باوجودی ک رو خودم کار میکردم از بقیه آدمها دور بودم اینجا فعالیت میکردم، متوجه یک شرک شدم
من دوستانی ک درسایت کامنتهای عالی مینوشتند، امتیازات بالا میگرفتن را برا خودم بزرگ کرده بودم
باوجودی ک روزی عزت نفسم کار میکردم
ولی متوجه شدم اگر من به اون شخص کامنت میدم اون چرا جواب نمیده، یا سوال مطرح کنم چرا دوستان کمی پاسخگو اند اون افراد به اصطلاح خاص چرا بمن کامنت نمیدن!
اما کامنت و سوال های بقیه افراد راحت جواب میدن.
متوجه شدم اینا رو کردم برا خودم خاص!
حتی اگر یکی هم کامنت بده کلی در جوابش متن طولانی و داستان مینویسم ک شما گفتید فلان ای ولی بهمان …
دیدم هنوز ازین باور شرک آلود رها نشدم.
الان مدت دوماه شدم دیگه هیچ فردی برام بزرگ یا خاص نیست
اصن متوجهام منِ درونم دوست نداره به یک کامنت تشکر، بشینه دوساعت توضیح و فدات شم بنویسه!
سابق میگفتم فلانِ بازیگر،یا خواننده چقد خاصن اند!
الان میگم اونا هیچی ندارن ک خاص باشن و من ازونا کم باشم
به فرض من کنار یکیشون تصادفی هم قرار بگیرم شبیه این طرفدارای دو آتیشه ک خودشون بی عزت میکنند جیغ میزنند هدیه میدهن، اسمشو فریاد میزنند، بیا امضا کن ،عکس بگیر فلان
اصلا، نگاهش میکنم و عادی ازکنارش رد میشم. اونقدری ک بفهمه یکی هم هست ک براش نمیمیره
نه اینکه توهین کنم یا تکبر داشته باشم نه!
فقط دست از خاص کردن آدمها برداشتم
هیچکی خاص نیست
هیچکی بزرگتر ازما نیست
نگاهمون عوض بشه میبینیم همه یک اندام، سیستم عصبی، گوارشی،گردش خون، هضمی،اطراحیه ،تنفسی داریم
هیچکس برتر نیست جز در تقوا!
این که دیگه به افراد خاص یا کامنتهای عالی دیگه ریپلی نمیدم خیلی خوشحالم چون دیگه من نیاز ندارم سوالی بپرسم ک کسی نخواهد جواب بده یا من منتظر جوابش بشینم ک اگر جواب نداد حس بدی بگیرم
فقط فایل ها رو میشنوم
از استادم میاموزم و از خدا راه حل میطلبم
این بدین معنا نیست پرسیدن عیب داره!
ولی برا منی ک پاشنه آشیل دارم در روابط، از دادن پیام های طولانی، دوستان ازمن خسته بودن، راهیه ک دیگه کمتر خود و بقیه را خسته کنم و سکوت کردن بیاموزم
چون کسی ک زیاد حرف میزنه اینکه اشتباه بکنه زیاده!
پس الله متعال هدایتم کرد
و من چقد سعادتمندم ک هرچند کوچک رو عزت نفسم کار میکنم داره نتایج بهتر میشه
ان شاالله بزودی دوره عزت نفس رو میخرم تا اساسی تر رو خودم کار کنم
1- در مورد اینکه چرا نتایج به خوبی خودش رو نشون نمیده باید بگم که هرکس با توجه به شرایطی که درش قرار داره نتیجه میگیره. من قبل از اینکه وارد این مسیر بشم غرق در قسط و بدهی بودم و از خداوند با تمام وجودم خواستم تا منو هدایت کنه و خداوند هم هدایتم کرد.(یعنی من خواستار تغییر همه جانبه در زندگی ام شدم و بعد از اینکه آماده دریافتش شدم، اون هدایت رو دریافت کردم). در حالی که در کنار اون هدایت خواسته های بزرگتر دیگه ای هم دارم اما خداوند خودش میبینه که من توی چه شرایطی هستم و داشتم دست و پا میزدم و به زور خودم رو نجات میدادم، خب اول میاد ایده ها و راهکارهایی که مربوط به بدهی هست رو مرحله به مرحله به من الهام میکنه و من هم با عمل کردن به اون ایده ها تلاش کنم که خودم رو از اون شرایط سخت نجات بدم و بعد برم سراغ خواسته ی دیگه. باید بگم که من توی این 10 ماهی که توی سایت اومدم و از همون روز اول تا به امروز مدام دارم فایل های رایگان رو گوش میدم، هیچ وقت احساس ناامیدی و بی حوصلگی نکردم و حتی لحظه ای هم این فکر به ذهنم خطور نکرد که نکنه این مسیر اشتباهه و جواب نمیده یا این که بچه های دیگه به ثروت آنچنانی رسیدند ولی تو هیچ تغییری نکردی!؟ من به خودم میگفتم اولویت برای من خلاص شدن از این منجلابی ست که خودم برای خودم درست کردم اول باید از این بدهی ها و قسط ها خلاص بشم بعد برم سراغ خواسته بعدی. یه وقتایی که احساس میکنیم که با تمام تلاش هایی که روی کار کردن روی خودمون انجام میدیم ولی هیچ نتیجه ای نمیگیریم، این به این معنا نیست که نتیجه نمیگیریم بلکه مثل ریشه دواندن زیر خاک میمونه، ما داریم ریشه هامون و پایه هامون رو محکم میکنیم و بعد شاخ و برگهاش خودش رو نشون میده فقط باید با ایمان و توکل، به این مسیر ادامه بدیم.
2_ وقتی شما در مسیر درست و الهی باشی تمام جهان بسیج میشه تا شما رو به اون خواسته ات برسونه نه اینکه شمارو از خواسته ات دور کنه، پس هیچ نگرانی وجود نخواهد داشت از اینکه نکنه داشته هامو و یا موقعیتمو یه شبه از دست بدم. اگر مطمئن باشیم که مسیری که درش هستیم مسیر درستی هست دیگه همچین نگرانی سراغمون نمیاد. کسانی که به اینچنین نگرانی هایی دچار میشن مطمئن باشند که مسیرشون مسیر درستی نیست و از راه درست به اون خواسته و یا اون موقعیت نرسیدند و اون تکاملشون رو طی نکردند.
3_ در حوزه تمرکز بر کار باید بگم که من کاملا با حرف استاد موافقم. چون خودم در این شرایط بودم. من با خواهرم شراکتی مغازه پارچه فروشی باز کردیم و توی اون کار چون من به لحاظ مالی و حساب و کتاب خودم رو قبول داشتم و البته خواهرم هم منو بیشتر از خودش قبول داشت، تمام اون مسئولیت های مالی رو به گردن گرفتم. ولی بعد از یه مدت دچار بدهکاری شدیم و توی کارمون کم آوردیم و هر دو خیلی درگیر شدیم. چون من گردن گرفته بودم خودم باید جواب پس میدادم. البته ناگفته نماند که من قبل از اینکه با خواهرم شریک بشم خودم به تنهایی و به طور مستقل مغازه لوازم التحریر داشتم و بعد از شراکت با خواهرم تمرکزم نصف شد. در همون گیرودار، مغازه لوازم التحریر رو تبدیل به سوپر مارکت کردم.(چون این باور اشتباه رو داشتم که برای تغییر اوضاع مالیم اول باید نوع کار و بیزنس تغییر کنه). بعد از اینکه این تغییر کار انجام شد، دغدغه های من چندین برابر شد.(از یه طرف پارچه و از طرف دیگه سوپر مارکت). خیلی اوضاع وخیم تر از قبل شد و من با ذهنی ناآرام و آشفته شبها میخوابیدم و صبح بیدار میشدم. تا این که به پیشنهاد دخترعموم که از بچه های سایت هست به این سایت و این مسیر الهی هدایت شدم. سه روز بعد از آشنایی با سایت خوابی دیدم و در آن خواب به من گفته شد که کار پارچه رو به طور کامل بزار کنار و همه چی رو ول کن و فقط بچسب به کار سوپر مارکت. من تا دو روز ذهنم درگیر بود و حتی به خواهرم هم نگفته بودم که همچین چیزی به من الهام شد. چون ذهنم مقاومت زیادی میکرد که: مگه میشه کاری که براش اون همه سرمایه گذاشتی رو به راحتی ازش دل بکنی!؟ پس سودت چی میشه تازه کلی ضرر هم کردی! ولی همون موقع یه فایلی از استاد رو دیدم که درمورد الهام بود. و من بزرگترین تصمیم زندگیم رو گرفتم که به خواهرم بگم. خواهرم اولش خیلی شاکی شد ولی من خیر همه چی رو خوردم و همه چی رو به خواهرم دادم و فقط تمرکزم رو برداشتم ودادم به سوپرمارکت. البته به خواهرم این پیشنهاد رو دادم که یکجا پارچه هارو بفروش و خودت رو از شرّ این همه قسط و بدهی و دغدغه مندی رها کن. اما خواهرم قبول نکرد و هنوز با گذشت 10 ماه توی اون گرفتاری مونده و روز به روز حالش بدتر میشه. اما من به الهامی که از طرف خداوند به من شد مقاومت نشون ندادم و به اون چیزی که به من گفته شد سریع عمل کردم و به قول استاد بمب بمب بمب همه چی عوض شد و نتایج سریع خودش رو نشون داد. از اون به بعد دیگه تصمیم گرفتم فقط و فقط روی یه کار تمرکز کنم.
نکته آخر اینکه هیچ نتیجه ای قشنگ تر و مهم تر از احساس خوب و آرامش درونی نیست. چیزی که تمام سالهای عمرم هیچ وقت درکش نکرده بودم و به دنبالش بودم، اما با آگاهی های الآنم به این احساس آرامش درونی رسیدم و دارم میبینم که بعد از اینکه به این احساس خوب رسیدم نتایج دونه دونه خودش رو نشون داد. نه اینکه اول نتایج بیاد بعد احساس خوب بشه.
تشکر میکنم از استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز بابت فراهم کردن این شرایط که خیلی راحت بتونیم از خودمون یک ردپایی به جا بزاریم.
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته که بسیار مناسب این اطلاعات را دسته بندی می کند تکامل تدریجی و رسیدن تدریجی و رعایت تکامل برای رسیدن به خواسته ها بسیار مهم هست که در زندگی بنده وقتی تکامل را رعایت می کنم به نتیجه بهتر می رسم مثلا چند وقت پیش میخواستم خودروی خود را عوض کنم دنبال ماشین چند میلیاردی بودم ولی خودم خودروی زیر یک میلیاردی داشتم و به خواسته ام نمیرسید ولی وقتی فکرم را روی ماشین با قیمت دو برابر خودروی خودم زوم کردم راحت به خواسته ام رسیدم و ماشین را خریدم و سعی می کنم روی تکامل کار کنم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همه عزیزان
ردپای دوم من در پروژه عالی مهاجرت به مدار بالاتر
من باید نتایجم رو بولد کنم برای خودم و هرروز روی خودم کارکنم و هراتفاقی خوب که میفته برام باید بفهمم وامیدوار بشم که تومسیرم و ادامه بدم واگر هنوز به نتایج بزرگ نرسیدم به دلیل اینه که باید بیشتر روی خودم کارکنم .و واقعا با کارکردن روی خودم و احساس خوب و افکار مثبت خیلی نتایج برام رقم خورده که برام بی سابقه بوده و خداروشکر میکنم که هدایت شدم واینکه یک شبه هیچ نتیجه ای اتفاق نمی افته و تمرین واستمرار باعث ایجاد نتایج میشه پس خودم رو مقایسه نکنم و تو مسیر بمونم و تمرین کنم و اینکه نچسبم به یک موضوع ورهاباشم با رها کردن وتسلیم خداوند بودن وتوکل لاجرم اتفاقات عالی بلافاصله برام رخ خواهد داد و اینکه درهرجایی هستم لذت ببرم و تمرین کنم وحس خوب داشته باشم و سپاسگزار باشم و تکاملم را طی کنم ازهمانجایی که هستم به نتایج عالی خواهم رسید و اینکه من درهمین مدت کوتاهی که درسایت هستم نتایج مالی اندازه باورهایی که ساختم بدست آوردم و مطمئنم با باور بیشتر نتایجم بیشتر میشه ولی از لحاظ آرامش من واقعا در حد عالی پیشرفت کردم من قبل ازورودم به سایت هرشب تا نیمه های شب بااشک وگریه ونفرین وناله وگله شکایت به خدا سپری میکردم ولی الان من در طول شش ماه شاید دوبار یاسه بار اشک ریختم و خودم رو سرزنش هم نکردم به خودم اجازه دادم باشرایط جدیدذهنم کنار بیاد اتفاقاوقتی گریه ام گرفت تو این مدتی که داشتم رو خودم کار میکردم پراز حس سپاسگزاری بودم ومیگفتم خدایا شکرت من تو سه ماه یاچهارماه این اولین باره که دارم گریه میکنم منی که شبانه روزم غم وغصه بود وسپاس گزار خداوند بودم بخاطر اینکه رو بهبودم من هنوز به نتایج عالی نرسیدم ولی امیدوارم و بقول استاد راحتتر هستم وبیشتر لذت میبرم چون میدونم جواب میده و خداروشکر میکنم که الگویی مثل استاد دارم که راه رو رفته و من میتونم راحتتر برم و تومسیر لذت ببرم چون به نتیجه اطمینان دارم خدایا شکرت شکرت خدایا ازت میخوام منو همچنان تو مسیر نگه داری وبه بهترینها هدایتم کنی خداجونم من به هرخیری ازتو بمن برسه محتاجم.
سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و تمامی دوستان گرامی.
با توجه به صحبتهای استاد عزیز اگه از روند تغییرات خودم بخام بگم ، منم قبل از اینکه با استاد عزیز آشنا بشم فک میکنم 15 سالی روی تغییرات خودم کار کرده بودم . قبلاً گفتم تو برنامه ای به اسم نارانان بودم که برای خانوادههای معتاد بود. البته سالهای اول ازدواجم همسرم معتاد بود و بعد از 7 سال تونستن ترک کنن و خدا رو شکر ، دیگه سمت اعتیاد نرفتن .
از اونجایی که خودش تو برنامه ی NA بود و از طریق همین برنامه تونسته بود به اعتیادش غلبه کنه و برای همیشه ترک کنه از منم درخواست کرد که تو برنامه ی نارانان شرکت کنم . سال اول هر دو تغییرات خوبی داشتیم اما بیشترین تغییراتمون همون سال بود. بعدش به خاطر عادت و اینکه خودمونو موظف به ادامه ی راه میدیم ، ادامه دادیم. از اونجایی که تو خودم دیگه تغییر بزرگی ندیدم و دوست داشتم تغییرات بهتری داشته باشم و اتفاق نمیفتاد دنبال راهکار دیگه ای بودم.
یه چیزیو تو این برنامه تونستم حس کنم و اون این بود که خیلی احساسات و رفتارها و عملکردهای منفیمو میتونستم کنترل کنم. این برنامه از اونجایی که جهانی بود بینقص بود . تغییر نکردن من ، دلیل بر خوب نبودن این برنامه نبود شایدم انقدر فاجعه بودم که در همین حد تغییراتم خوب بود. اما من انتظار و توقع دیگهای داشتم. نمیدونم همیشه دنبال چیزی میگشتم که با روح و قلبم سازگاری بیشتری داشته باشه فکر میکنم اکثرتون تجربه کرده باشید شاید توی کتابها یا آدمهایی شبیه استاد خیلی حرفهای قشنگ و آموزنده زده باشن و به نظر خیلی الهام بخش و آگاهیبخش باشه ، منتها اینکه چقدر اون حرفها به دلت بشینه و باعث حرکت و تلاش و ایجاد انگیزه تو وجودت بشه خیلی مهمه . شاید به خاطر اینکه وصل به خانوادههای معتاد بود دیگه اونجور دوستش نداشتم و با قلب و روح من سازگاری نداشت. همیشه دنبال گمشدهای میگشتم دنبال کسی که ریشهای مشکلات منو حل کنه. کسی که بتونه از درون منو تغییر بده . دیده بودم خیلیا ظاهر خوب و موجهی دارن ولی وقتی که کمی شناخت بیشتری بهشون پیدا میکردی متوجه میشدی که چقدر افکار و باورهاشون نسبت به چیزی که نشون میدن فرق داره و من اینو نمیخواستم . دلم میخواست اونی که تو وجودم دوست دارم باشم ولی جرات و شهامت انجامشو نداشتم .خیلی دنبال کسی گشتم که همچین شهامتی بهم بده هیچکس نمیتونست بهم کمک کنه و از هیچکس حال خوبی که میخواستم دریافت نمیکردم. تا اینکه 5 سال پیش با استادعزیز آشنا شدم و الان نزدیک به سه ساله که تو سایت هستم بله ایشون دقیقا همون فردی بودن که دنبالش میگشتم. از همون اولین باری که صدای ایشونو شنیدم و صحبتهاشونو گوش کردم هیچ مقاومتی در مقابل هیچ کدوم از حرفاشون نداشتم احساس میکردم شناخت کافی از آدمهایی مثل من دارن که انقدر قشنگ و انقدر شفاف و واضح و ساده صحبتاشو بیان میکنن. کسی که زیر و رو نداره و خود واقعیشه.
بنابراین نه یک دل نه صددل ، هزار دل به دل استاد بستم .
البته به خاطر افکار و باورهای غلط زیادی که داشتم زمان برد تا خیلی چیزها رو یاد گرفتم و خیلی چیزا رو درک کردم ولی بالاخره تا حدودی ، تغییراتی که میخواستم بوجود اومد . میدونم بعد از گذشت این همه سال هنوز اول راهم و نیاز به کسب آگاهیهای بیشتری دارم و تمرین و ممارست بیشتر! ولی به نسبت گذشته راضیم چون استادعزیزو دارم و با بودن در این مسیر میدونم به جایگاه و شرایط و موقعیتهای بهتری خواهم رسید. همونطوری که الانم به نسبت قبل خیلی بهتره حتماً در آینده هم به نسبت امروز بهتر خواهد شد. تو این مسیر باید آگاهانه تمرین و ممارست و تلاش داشته باشی تا موفقیت کسب کنی. هر روزی که از خواب پا میشی دنبال کسب آگاهی باشی آموختههای قدیم رو تکرار کنی و تمرکز روی آموختههای جدید بزاری .باید طبق برنامه و اصولی که استاد عزیز آموزش میدن پیش بری تا نتیجه دریافت کنی به هیچ وجه نباید عجله داشته باشی باید به خودت فرصت و زمان بدی .
روند تکاملی آرام آرام ولی پیوسته شکل میگیره .
باید دست از سرزنش و انتقاد جویی از خودت برداری و خیلی راحت اشتباهاتت رو بپذیری و ببخشی و از همشون بگذری سعی کنی تکرار نکنی ولی اگه تکرار کردی باز خودتو ببخشی.
موندن تو اشتباهات آدمو عقب نگه میداره چون مدام تو حس بد میمونی .
به گذشته فقط به عنوان درس و تجربه نگاه کنی و از گذشته فقط به عنوان یک تجربه یاد کنی. زیاد به آینده فکر نکنی و خودتو درگیر آینده نکنی. تمام سعیت بر این باشه که در لحظه ی حال زندگی کنی و با توجه به شرایط و موقعیتی که داری از زندگیت لذت ببری. داشتههاتو بیشتر ببینی و بیشتر سپاسگزار خداوند باشی تا نعمتهای بیشتری دریافت کنی.
تو این مسیر بعد معنویت بالا میره و سلامتی بیشتری دریافت میکنی و بعد اتفاقات قشنگتری رو تجربه میکنی.
با خدا بیشتر انس میگیری و ایمانت نسبت به خداوند بیشتر میشه .
کمتر به قضاوت دیگران اهمیت میدی به جایی میرسی که اصلاً اهمیت نمیدی .
خودتو به چالش میندازی و در راستای اون تلاش بیشتری میکنی.
روابطت بهتری با دیگران پیدا میکنی .حد و مرزها و چار چوبهات مشخص میشن و احترام بیشتری به دیگران میزاری و احترام دریافت میکنی .
با قوانین جهان آشنا میشی و در مقابل تضادها و مشکلات آرومتر میشی و مقاومت کمتری نشون میدی. این یعنی خوشبختی .
و به اندازه ی باور و ایمان قلبی که به فراوانی نعمت داری ، نعمت و ثروت نصیبت میشه.
ممنون و سپاس به خاطر بودن چنین استاد عزیز و توانمندی .استاد خوبو و دوست داشتنی.
استادی که ندیدم مطابقش.
استاد جونم عاشقتم میدونی که چقد دوستت دارم.
تیکهای از وجودمی . همیشه تو قلبمی .
مرسی که هستی .
الهی که باشی همیشه.
سلام و درود به استادِ عزیزم و خانم شایسته عزیز
در پاسخ به سوال خانم شایسته عزیز
باید بگم که
بهتره که اول آنچه که به ما گفته اند را عملی کنیم تا ببینیم نتیجه میده یا نه …
اینهمه تو زندگیمون راه اشتباه رفتیم و چه احساسات بدی که تجربه نکردیم آیا ارزش این را ندارد که یک بارم شده به حرفهای استاد گوش کنیم و با تعهد جلو بریم و بعداز دیدن نتایج تصمیم بگیریم ادامه بدیم یا نه …
البته که شرایط و اتفاقات سختی که توی زندگی تک تکمون وجودداره میتونه باعث شه که بخایم از این وضعیت نجات پیدا کنیم و با تعهد با استاد همراه بشویم اما بعضی ها هرچقدرم سرشون به سنگ بخوره بارم همون رفتار و عادتهای قبلی رو تکرار میکنند .اینجور آدما اونقد از سمت جهان هستی ضربه میخورند تا درس زندگیشونو بگیرند …
و در رابطه با فایل استاد در این باب…
نتایج یک شبه بوجود نمیاد که بخاد یک شبه هم از بین بره استمرار بخشی از موفقیته…
و دوم اینکه لحظه ای ک موفقیت دیگران رو میبینیم…به تلاش ها و استمرارهایی که این فرد از قبل داشته نگاه نمیکنیم و فقط همون لحظه رو میبینیم…. که موفق شده
درود به استاد عزیز الهی ام و بانو شایسته و شما دوستان الهی
درگذشته من تا خلق ثروت بارها و بارها پیش رفتم و خلق کردم و بدست آوردم آما چی میشد که از دست میدادم و نتایج پایدار نمیموندن تا یه نقطه خوب بلد بودم برم ولی تا یه جایی .
اما به هدایت به سایت الهی استاد عزیز و با آموزهای استاد و تجربه رایگانی که از نو کامنت ها بدست آوردم
ایمانم را قویتر از گذشته کردم و نوع درخواست کردن از خداوند را تغییر دادم و باور و افکارم را به سمت مسیر الهی و قرآنی بردم و خیلی ریز بینانه به اتفاقات کوچک را هم میبینم و شکر گذار اون نعمت و درخواستی که زدم را جشن میگیرم با امیر جدید و در درون خودم احساس خوشبختی و ماندن در احساس خوب را فقط و فقط تمرین میکنم چون همراه من همیشه خدا بوده و هست و من به این درگ نرسیده بودم .
تضاد نمیگزارم در ذهنم ایجاد بشه و سریع رد میشم و با خودم تکرار میکنم که من جزئی از خدایم و خدا با تو هست .
پاشنه آشیل های خود را شروع کردم به درآوردن و کارکردن روی آنها تمام نواقصی که در افکار بوجود آمده بود را نوشتم و برای هر کدام تمرینی انجام دادم تا افکارم عادت کند .
تمرین تمرین تمرین
باور باور باور و تغییر افکار ار وقتی به دنبال زیبایی ها هستم فقط زیبایی میبینم قانون توجه پس باید تمرین کنم در همه موارد که توجه من افکار من و افکار من باور من و باور من ایمان در من بوجود میآورد
از خدا و استاد عزیزم ؛بانو شایسته و همه دوستان که گرد هم تجربه و احساس خوب را به رایگان در اختیار هم قرار میدهیم سپاسگزارم سپاسگزارم خدا
سلام استاد عزیزم
در پاسخ به سوال این گام باید بگم که تنها انگیزه ای که باعث میشه در مسیرم استمرار به خرج بدم این منطق هست که من در خیلی مواقع قبلتر بواسطه ی این قانون به نتیجه رسیدم پس این دفعه هم میتونم و اینکه تا الان نتیجه ای نیست یعنی داره شرایط براش محیا میشه من فقط و فقط باید به قوانین احساس خوب ، تمرکز بر نکات مثبت و… تمرکز کنم و ادامه بدم باقیش رو خود خدای بزرگ ، خدایی که فرمانروای این جهان هست و همه چیز رو درست در زمان و مکان صحیحش قرار میده ، انجامش میده فقط کافیه صبور باشم و لذت ببرم چون من بنده محبوب خدا هستم و خدا بزرگترین حامی من هست. خدا همون دست پنهانی هست که اتفافات رو به شکل خوشگل و کادو پیچ شده برام انجام میده یا مثل یک شیرینی خوشمزه . آره خدا خودش اینقدر راحت و آسون و در زمان درستش برام نتیجه رو رقم میزنه که من راضی باشم همونطوری که دفعات قبل بودم.
به نام خداوند بخشنده مهربان
امروز 13 دی 1403، گام دوم
امروز هم گوش کردن این فایل در قالب گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر روحم رو نوازش کرد و از خداوند مهربونم سپاسگزارم که جزئی از این مسیرم.
در مورد تمرین این گام، مواردی که به ما کمک میکنن که مستمر در مسیر کار کردن روی خودمون بمونیم و نا امید نشیم:
1.به قول خود استاد، فهمیدن کامل قانون خودش یه کلیده
یعنی کسی که قانون رو درست و کامل فهمیده باشه خیلی راحت تر در مسیر درست حرکت میکنه
2.مسئله بعدی، مرور این آگاهیه
اینکه دائم با خودمون مرور کنیم که ورودی ها و کانون توجه من، افکاری رو در ذهن من ایجاد میکنه
تکرار این افکار، خالق باور هاست
باور های من (همون افکار غالبم) فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنن
که جهان بوسیله این فرکانس ها اتفاقات و شرایطی همسو باهاشون برای من بوجود میاره
از طرفی وقتی من احساس خوبی دارم، یعنی افکار خوبی دارم و لاجرم چیز های خوبی تجربه خواهم کرد
و وقتی احساس بدی دارم، یعنی افکار نامناسبی دارم و لاجرم اتفاقات بدی را تجربه خواهم کرد
3. موضوع دیگه ای که به خود من خیلی کمک کرد، درک خداوند بود. بعد از خوندن کتاب “چگونه فکر خدا را بخوانیم” وقتی با تئوری سیستمی بودن خداوند آشنا شدم، فهمیدم که من هر چقدر هم که بدبخت باشم یا وانمود کنم که هستم، و هر چقدر گریه و ناله و زاری کنم، خداوند ذره ای برای من دلش نمیسوزه بلکه طبق قاتون بدون تغییرش، من در زمره افرادی قرار میگیرم که قراره چیزای نامناسبی تجربه کنن، و برعکس
4. مسئله دیگه که برمیگرده به عزت نفس، مقایسه نکردن خودم و نتایجم، با دیگرانه
خیلی موقع ها علت نا امید شدن من اینه که من میام باطن زندگی خودم رو با ظاهر زندگی و ادعای دیگران مقایسه میکنم که این، به علت کمبود عزت نفسه و باید روش کار کرد؛ چون کاملا بی اساسه و صرفا باعث ناامیدی ما میشه
5 کار دیگه ای که من میکنم،اینه که یه دفتر دارم که هر موقع یه نتیجه خیلی جالبی از نظر خودم میگیرم (یعنی ممکنه از نظر دیگران چیز خاصی نباشه ولی من میدونم چقدر خاصه) میرم توی اون دفتر مینویسمش. اوایل میگفتم بی فایدست یا اینکه تو ذهنم میمونه دیگه
ولی هر بار میخونمش خیلی هاش رو یادم رفته بوده و خیلی هاش که یادم بوده، انگار فقط عنوانش تو ذهنم بوده و فراموش کرده بودم که به زمان خودش چقدر غیر ممکن و ناباورانه بوده. این کار هم خیلی کمک کننده است
درس هایی که امروز من یاد گرفتم این بود که:
-نتایج کوچیکی که بدست میان رو ارزشمند بدونم و سپاسگزارشون باشم و فراموش نکنم که قبلا من خیلی میخواستمشون ولی نمیشد
-فراموش نکنم که کنترل ذهن هم یک مهارته و مثل هر مهارت دیگه ای باید اینقدر روش کار کنم تا هر روز بهتر و بهتر بشم
-وقتی روی خودم کار میکنم، اوضاع از همین جایی که هستم بهتر و بهتر میشه و نیاز نیست حتما اولش تغییر فیزیکی خاصی ایجاد کنم
-هرگز فراموش نکنم که کلید اصلی، لذت بردن از زندگی و احساس خوبه؛ پس از زندگیم لذت ببرم و حالم خوب باشه! که احساس خوب= اتفاقات خوب
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی
امروز میخوام در مورد نتایج پایدار کار جدیدم بنویسم و مدار تکاملی که دارم طی میکنم
الان توی سومین ماه هستم که وارد کار عینک فروشی شدم یکی از باور هایی که همکارانم دارند اینه که باید پوستت کنده بشه تا مشتری ازت بخره و به سختی میشه بهشون عینک بفروشی ولی من از روزی که اومدم با این باور شروع کردم که به راحتی و به سادگی میتونم به مشتریان عینک بفروشم
تو دو ماه اول این رو امتحان کردم و چون پیش زمینه ای نداشتم و داشتم رو خودم کار میکردم دیدم داره جواب میده حتی ماه دوم تو یه روز من 20 میلیون فروختم که همه داشتن شاخ در میاوردن حتی دوست خودم و وقتی ازم پرسیدن در جواب فقط یه چیز گفتم اینکه من باور دارم که براحتی میتونم بفروشم تو ماه سوم که وارد شدم برای خودم تارگت گذاشتم که این ماه 50 میلیون بفروشم از روز اول ماه که واضح اعلام کردم تا امروز که هنوز به وسط ماه نرسیدیم 43 میلیون براحتی فروختم و تا پایان ماه خدا میدونه که چقدر میفروشم
چند تا نتیجه از این کار دارم متوجه میشم :
1 >واضح اعلام کردن خواسته ام به جهان هستی و اقدام عملی همراه با ایمان
2 >ساختن باور درست در مورد خواسته ای که داشتم و دارم مبنی بر اینکه من به راحتی میتونم بفروشم
3 >استمرار در کنترل ورودیها باعث شده که من در بیشتر اوقات احساس خوبی داشته باشم و باعث بشه اتفاقات خوبی برام بیفته
4 >متعهد بودنم به آموزشها و نا امید نشدن در مورد نتایج کوچک مخصوصا در مورد تمرین ستاره قطبی که صبر و استمرار میخواد
و در آخر میخوام بگم که اصل و اساس همه چیز که من تا اینجا دریافت کردم اینه که احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و احساس بد مساوی اتفاقات بد و اگر من تنها مفهوم یک اصل مهم رو درک کنم تمام زندگی من متحول میشه
چون خود جهان هستی هم با این فاکتور با ما در ارتباطه یعنی اگر احساست خوبه داره بهت میگه خوبه و همین رو ادامه بده تا اتفاقات خوب بیشتری برات بیفته و اگر احساست بده داره بهت هشدار میده که توقف کنی چون در صورت ادامه دادن باید منتظر اتفاقات بد بیشتری باشی بنابراین ما همیشه میتونیم با توجه به احساسمون که استاد همیشه میگه بفهمیم که به چه چیزی داریم توجه میکنیم و و برای این کار باید همیشه از خودمون این سوال رو بپرسیم که ” من الان چه احساس دارم ” هر جوابی که در جواب این سوال مهم بیاد مشخص میکنه که ما آیا به خواسته ها و چیزهایی توجه میکنیم که دوست داریم یا به نا خواسته ها و چیز هایی که دوست نداریم
و نکته پایانی اینکه چیزی که باعث میشه یک باور جدید هر روز قویتر و قویتر بشه همین نتایج کوچکی هست که ما در اوایل میگیریم و این طوری ذهن ما بهتر و راحت تر قبول میکنه
در آخر میخوام از استاد و خانم شایسته عزیز تشکر میکنم که در فضای درجه یک این سایت به ما این فرصت رو دادن که در کنارشون آموزش بگیریم و رشد کنیم
ممنونم که کامنت من رو خوندین
امیدوارم هر کجا هستین شاد و موفق و سربلند باشین
تا رد پای بعدی
یا حق
بنام خداوند هدایتگر
سلام استاد عزیز، خانم شایسته و همسفران این گام.
ما باید آمادهگی لازم برای ایجاد تغییر را داشته باشیم هرگاه آماده باشیم بهتر میتوانیم نکات مثبت، سخنان استاد، قانون فرکانس و احساس خوب را درک کنیم.
من یک مدت رو باورای سلامتی کار میکردم. هرقدر کار میکردم سردر نمی آوردم از توضیحات دوستان در عقل کل، چرا؟ چون مدار اونا بالا بود و مدار من پایین
اینکه میگفتن سلولهای بدن خودش را بازسازی میکنه، ما سیستم ایمنی شگفت انگیز داریم،خیلیا بیماری های خودشونُ درمان کردن برا من سوال بود پس من چرا نمیتونم!
چون من برنامه ریزی شده بودم یه عمر در باور بیماری، دائم ناله و شکوه ک من بیمارم، هرچند وقت یه باری یک بیماری سخت و جانکاه منو میگرفت
حال با تکرار چند باور در سه ماه من نمیتونم خوب بشم
اما وقتی فایل صوتی کتاب راز در مورد سلامتی رو شنیدم بهم کلی ایمان داد که بدن ما در هر هفت ساعت خودشُ احیا کرده و تمام سلولها جدید میشوند، اینکه بیماری در بدن میمانه بخاطر حافظه هست ک باقی میمانه ورنه ما هر روز بدنی تازه و سلامت داریم
الان بعد سه ماه این حرفها بیشتر در من تاثیر میذاره
بهتر میتونم درک کنم توضیحات دوستان در باور سلامتی رو
مهم اینه آماده باشیم .
یک نکته در مورد عزت نفس هم متوجه اش شدم
اوایل برا من آدمها بزرگ بودن، حتی باوجودی ک رو خودم کار میکردم از بقیه آدمها دور بودم اینجا فعالیت میکردم، متوجه یک شرک شدم
من دوستانی ک درسایت کامنتهای عالی مینوشتند، امتیازات بالا میگرفتن را برا خودم بزرگ کرده بودم
باوجودی ک روزی عزت نفسم کار میکردم
ولی متوجه شدم اگر من به اون شخص کامنت میدم اون چرا جواب نمیده، یا سوال مطرح کنم چرا دوستان کمی پاسخگو اند اون افراد به اصطلاح خاص چرا بمن کامنت نمیدن!
اما کامنت و سوال های بقیه افراد راحت جواب میدن.
متوجه شدم اینا رو کردم برا خودم خاص!
حتی اگر یکی هم کامنت بده کلی در جوابش متن طولانی و داستان مینویسم ک شما گفتید فلان ای ولی بهمان …
دیدم هنوز ازین باور شرک آلود رها نشدم.
الان مدت دوماه شدم دیگه هیچ فردی برام بزرگ یا خاص نیست
اصن متوجهام منِ درونم دوست نداره به یک کامنت تشکر، بشینه دوساعت توضیح و فدات شم بنویسه!
سابق میگفتم فلانِ بازیگر،یا خواننده چقد خاصن اند!
الان میگم اونا هیچی ندارن ک خاص باشن و من ازونا کم باشم
به فرض من کنار یکیشون تصادفی هم قرار بگیرم شبیه این طرفدارای دو آتیشه ک خودشون بی عزت میکنند جیغ میزنند هدیه میدهن، اسمشو فریاد میزنند، بیا امضا کن ،عکس بگیر فلان
اصلا، نگاهش میکنم و عادی ازکنارش رد میشم. اونقدری ک بفهمه یکی هم هست ک براش نمیمیره
نه اینکه توهین کنم یا تکبر داشته باشم نه!
فقط دست از خاص کردن آدمها برداشتم
هیچکی خاص نیست
هیچکی بزرگتر ازما نیست
نگاهمون عوض بشه میبینیم همه یک اندام، سیستم عصبی، گوارشی،گردش خون، هضمی،اطراحیه ،تنفسی داریم
هیچکس برتر نیست جز در تقوا!
این که دیگه به افراد خاص یا کامنتهای عالی دیگه ریپلی نمیدم خیلی خوشحالم چون دیگه من نیاز ندارم سوالی بپرسم ک کسی نخواهد جواب بده یا من منتظر جوابش بشینم ک اگر جواب نداد حس بدی بگیرم
فقط فایل ها رو میشنوم
از استادم میاموزم و از خدا راه حل میطلبم
این بدین معنا نیست پرسیدن عیب داره!
ولی برا منی ک پاشنه آشیل دارم در روابط، از دادن پیام های طولانی، دوستان ازمن خسته بودن، راهیه ک دیگه کمتر خود و بقیه را خسته کنم و سکوت کردن بیاموزم
چون کسی ک زیاد حرف میزنه اینکه اشتباه بکنه زیاده!
پس الله متعال هدایتم کرد
و من چقد سعادتمندم ک هرچند کوچک رو عزت نفسم کار میکنم داره نتایج بهتر میشه
ان شاالله بزودی دوره عزت نفس رو میخرم تا اساسی تر رو خودم کار کنم
آدم خاشع و متواضعی بشم و سکوت بیشتر یاد بگیرم.
الهی به امیدِ امدادهای غیبی تو!
به نام الله هدایتگر
1- در مورد اینکه چرا نتایج به خوبی خودش رو نشون نمیده باید بگم که هرکس با توجه به شرایطی که درش قرار داره نتیجه میگیره. من قبل از اینکه وارد این مسیر بشم غرق در قسط و بدهی بودم و از خداوند با تمام وجودم خواستم تا منو هدایت کنه و خداوند هم هدایتم کرد.(یعنی من خواستار تغییر همه جانبه در زندگی ام شدم و بعد از اینکه آماده دریافتش شدم، اون هدایت رو دریافت کردم). در حالی که در کنار اون هدایت خواسته های بزرگتر دیگه ای هم دارم اما خداوند خودش میبینه که من توی چه شرایطی هستم و داشتم دست و پا میزدم و به زور خودم رو نجات میدادم، خب اول میاد ایده ها و راهکارهایی که مربوط به بدهی هست رو مرحله به مرحله به من الهام میکنه و من هم با عمل کردن به اون ایده ها تلاش کنم که خودم رو از اون شرایط سخت نجات بدم و بعد برم سراغ خواسته ی دیگه. باید بگم که من توی این 10 ماهی که توی سایت اومدم و از همون روز اول تا به امروز مدام دارم فایل های رایگان رو گوش میدم، هیچ وقت احساس ناامیدی و بی حوصلگی نکردم و حتی لحظه ای هم این فکر به ذهنم خطور نکرد که نکنه این مسیر اشتباهه و جواب نمیده یا این که بچه های دیگه به ثروت آنچنانی رسیدند ولی تو هیچ تغییری نکردی!؟ من به خودم میگفتم اولویت برای من خلاص شدن از این منجلابی ست که خودم برای خودم درست کردم اول باید از این بدهی ها و قسط ها خلاص بشم بعد برم سراغ خواسته بعدی. یه وقتایی که احساس میکنیم که با تمام تلاش هایی که روی کار کردن روی خودمون انجام میدیم ولی هیچ نتیجه ای نمیگیریم، این به این معنا نیست که نتیجه نمیگیریم بلکه مثل ریشه دواندن زیر خاک میمونه، ما داریم ریشه هامون و پایه هامون رو محکم میکنیم و بعد شاخ و برگهاش خودش رو نشون میده فقط باید با ایمان و توکل، به این مسیر ادامه بدیم.
2_ وقتی شما در مسیر درست و الهی باشی تمام جهان بسیج میشه تا شما رو به اون خواسته ات برسونه نه اینکه شمارو از خواسته ات دور کنه، پس هیچ نگرانی وجود نخواهد داشت از اینکه نکنه داشته هامو و یا موقعیتمو یه شبه از دست بدم. اگر مطمئن باشیم که مسیری که درش هستیم مسیر درستی هست دیگه همچین نگرانی سراغمون نمیاد. کسانی که به اینچنین نگرانی هایی دچار میشن مطمئن باشند که مسیرشون مسیر درستی نیست و از راه درست به اون خواسته و یا اون موقعیت نرسیدند و اون تکاملشون رو طی نکردند.
3_ در حوزه تمرکز بر کار باید بگم که من کاملا با حرف استاد موافقم. چون خودم در این شرایط بودم. من با خواهرم شراکتی مغازه پارچه فروشی باز کردیم و توی اون کار چون من به لحاظ مالی و حساب و کتاب خودم رو قبول داشتم و البته خواهرم هم منو بیشتر از خودش قبول داشت، تمام اون مسئولیت های مالی رو به گردن گرفتم. ولی بعد از یه مدت دچار بدهکاری شدیم و توی کارمون کم آوردیم و هر دو خیلی درگیر شدیم. چون من گردن گرفته بودم خودم باید جواب پس میدادم. البته ناگفته نماند که من قبل از اینکه با خواهرم شریک بشم خودم به تنهایی و به طور مستقل مغازه لوازم التحریر داشتم و بعد از شراکت با خواهرم تمرکزم نصف شد. در همون گیرودار، مغازه لوازم التحریر رو تبدیل به سوپر مارکت کردم.(چون این باور اشتباه رو داشتم که برای تغییر اوضاع مالیم اول باید نوع کار و بیزنس تغییر کنه). بعد از اینکه این تغییر کار انجام شد، دغدغه های من چندین برابر شد.(از یه طرف پارچه و از طرف دیگه سوپر مارکت). خیلی اوضاع وخیم تر از قبل شد و من با ذهنی ناآرام و آشفته شبها میخوابیدم و صبح بیدار میشدم. تا این که به پیشنهاد دخترعموم که از بچه های سایت هست به این سایت و این مسیر الهی هدایت شدم. سه روز بعد از آشنایی با سایت خوابی دیدم و در آن خواب به من گفته شد که کار پارچه رو به طور کامل بزار کنار و همه چی رو ول کن و فقط بچسب به کار سوپر مارکت. من تا دو روز ذهنم درگیر بود و حتی به خواهرم هم نگفته بودم که همچین چیزی به من الهام شد. چون ذهنم مقاومت زیادی میکرد که: مگه میشه کاری که براش اون همه سرمایه گذاشتی رو به راحتی ازش دل بکنی!؟ پس سودت چی میشه تازه کلی ضرر هم کردی! ولی همون موقع یه فایلی از استاد رو دیدم که درمورد الهام بود. و من بزرگترین تصمیم زندگیم رو گرفتم که به خواهرم بگم. خواهرم اولش خیلی شاکی شد ولی من خیر همه چی رو خوردم و همه چی رو به خواهرم دادم و فقط تمرکزم رو برداشتم ودادم به سوپرمارکت. البته به خواهرم این پیشنهاد رو دادم که یکجا پارچه هارو بفروش و خودت رو از شرّ این همه قسط و بدهی و دغدغه مندی رها کن. اما خواهرم قبول نکرد و هنوز با گذشت 10 ماه توی اون گرفتاری مونده و روز به روز حالش بدتر میشه. اما من به الهامی که از طرف خداوند به من شد مقاومت نشون ندادم و به اون چیزی که به من گفته شد سریع عمل کردم و به قول استاد بمب بمب بمب همه چی عوض شد و نتایج سریع خودش رو نشون داد. از اون به بعد دیگه تصمیم گرفتم فقط و فقط روی یه کار تمرکز کنم.
نکته آخر اینکه هیچ نتیجه ای قشنگ تر و مهم تر از احساس خوب و آرامش درونی نیست. چیزی که تمام سالهای عمرم هیچ وقت درکش نکرده بودم و به دنبالش بودم، اما با آگاهی های الآنم به این احساس آرامش درونی رسیدم و دارم میبینم که بعد از اینکه به این احساس خوب رسیدم نتایج دونه دونه خودش رو نشون داد. نه اینکه اول نتایج بیاد بعد احساس خوب بشه.
تشکر میکنم از استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز بابت فراهم کردن این شرایط که خیلی راحت بتونیم از خودمون یک ردپایی به جا بزاریم.