اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا رو شاکرم که یک روز دیگه هم زنده ام تا در این مسیر زیبا به خودشناسی و خداشناسی بیشتر بپردازم. از شما اساتید عزیز هم ممنونم بابت فایلهای خوب و آگاهی بخش به ظاهر رایگان، اما غیرقابل ارزش گذاری.
چقدر عالیه که دارم همراه با محصولات به این شکل روی فایلهای دانلودی هم کار میکنم چون واقعا نشنیدنشون خیلی غم انگیزه. اون زمانا که محصولات رو نداشتم مثل الان قدرشون رو نمیدونستم. چون اسم رایگان رو میشنیدم و تو ذهنم کم ارزش بودن. اما الان وقتی میبینم همین مطالب دارن به شکل منسجم تو محصولات توضیح داده میشن، متوجه این نکته شدم که نباید به دلیل اسمشون در موردشون اشتباه برداشت کنیم. گفتم این توضیح رو بدم شاید دوستانی که به تازگی وارد سایت شدن متوجه اهمیت این فایلها بشن.
این فایل برای من چند نکته خیلی مهم داشت که در ادامه توضیح میدم:
همیشه استاد بعد از توحید در مورد تکامل صحبت میکنن. اما چرا این قانون انقدر مهمه؟ چطور میشه که هر بار به تکامل فکر میکنم برداشت جدید و متفاوتی ازش پیدا میکنم؟
چون درک تکامل هم تکامل میخواد.
وقتی ما کم کم وارد مسیر درست میشیم و خداوند رو بهتر درک میکنیم و توحیدی تر عمل میکنیم، انتظارمون میره بالا و فکر میکنیم هر چی میگیم و از خداوند میخواهیم باید اتفاق بیفته.
اما ماجرا متفاوته. چون ما تکامل رو درک نکردیم و این باعث میشه کم کم ناامید بشیم و به شیطان اجازه بدیم نجواها رو شروع کنه.
واقعا این اتفاق برای من افتاده. کم کم این فکرها اومده که خدایی که میگفتی روش حساب کن همین بود؟ چرا اینجا کمک نکرد؟ چرا این اتفاق خوب رو رقم نزد؟ و چراهای بی جوابی که تو سرم بود.
اما داستان اینه که آیا خداوند برای فردی مثل محمد نمیتونست بدون قانون تکامل عمل کنه و یه شبه بهش آگاهی بده و همه رو دورش جمع کنه؟ نمیتونست تمام کفار رو از بین ببره؟
قطعا که این نیرو رو داشت اما این کار رو نکرد چون قانون تکامله که به زندگی معنا میده.
فکر کنید ما هر چیزی رو که بخوایم و اراده کنیم، بلافاصله تجربه کنیم، چقدر بی معنا میشد زندگی!
اگه دنیا به این شکل کار میکرد که الان اصلا جهانی وجود نداشت.
تمام خواسته های بشر طی چند سال برآورده میشد و دیگه چیز جدیدی برای رسیدن بهش وجود نداشت.
منِ نوعی روز اول یه کسب و کار میخواستم روز دوم یه خونه بعد ماشین بعد روابط بعد سفر بعد کشتی تفریحی و به ماه نرسیده همه درخواستهام حاضر و آماده بود و چقدر زندگی برام بی معنا میشد.
اما وقتی من برای رسیدن به خواسته هام تلاش میکنم، از مسیر لذت میبرم، آدم بهتری میشم، رو نقاط ضعفم کار میکنم، جهان رو جای بهتری میکنم.
پس وقتی درست نگاه میکنیم، میبینیم قانون تکامل برای تمامی بندگان خداوند، در طبیعت، در تک تک موجودات زنده وجود داره و یک قانون ابدی و ازلیه.
وقتی به این شکل بهش نگاه کنیم دیگه مدت زمان رسیدن به خواسته ها برامون رنج آور نیست.
به قول استاد بیشتر لذت ببریم و مطمئن باشیم که خداوند پاسخ میدهد. در واقع خداوند همون ابتدا به خواسته های ما پاسخ داده، منتها زمانی باید طی بشه تا به آمادگی برای دریافت خواسته برسیم و ظرف وجودیمون آماده باشه.
موضوع مهم دیگه این بود که وقتی ما نتایجی گرفتیم از عمل به قانون و باورهامون تقویت شده، خیلی راحت میتونیم تو حوزه دیگه هم با همون باورها و خودباوری موفق بشیم.
من در گذشته به اشتباه فکر میکردم وقتی فردی کاری رو شروع کرد باید تا آخر عمرش اون کار رو ادامه بده.
یه باور اشتباه دیگه هم داشتم این بود که هر فردی فقط تو یکی دو تا حوزه استعداد داره.
اما وقتی الان میبینم آدمهایی رو که تو چندین کار موفق شدن، داره این باور در من ایجاد میشه که اصلا چیزی به نام استعداد معنا نداره و میخوام که باورش نکنم.
همه افراد میتونن در زمینه های مختلف موفق بشن اگه روش انرژی و تمرکز بذارن.
آدمها میتونن تجارب موفق تو زمینه های مختلف داشته باشن، مثل ایلان ماسک، ترامپ، آرنولد، پژمان جمشیدی. مهم اون خودباوری در فرد و باورهای مناسب در اون زمینه است.
در مورد سوال خانم شایسته، من الان حدود یک سال هست که حداقل روزانه 2 ساعت باتمرکز روی فایلها کار میکنم و در طی روز هم مدام صدای استاد تو گوشم هست و یا دارم کامنت میخونم. اما قبلش برنامه مشخصی نداشتم و چوب تمرکز نذاشتم رو خوردم. چون یه دوره ای نتایج بسیار زیادی گرفتم و بعد نتایجم محو شدن و اتفاقات ناخواسته تجربه کردم و برای من اون اتفاقها پس گردنی جهان بود که یا با جدیت و تعهد رو خودت کار میکنی یا اتفاقات بدتری رو تجربه میکنی و منی که روزهای جهنمی رو تجربه کردم تو اون برهه، فکر کردن به اون اتفاقات مثل اهرم رنج و لذتی شده که منو تو این مسیر نگه می داره.
استاد نازنینم و خانم شایسته عزیزم دوباره سپاسگزارتون هستم که این همه آگاهی ها رو با ما به اشتراک میزارید
ان شاءالله همیشه سلامت باشید عزیزانم و دوستان عزیزم
پاسخ به سوال:
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
استاد توی فایل حرف درستی زدند که اشتیاق تو این مسیر وقتی اتفاق میوفته که نتیجه بدست بیاری و خب اگر من بخوام راهکاری که خودم استفاده میکنم رو توضیح بدم اینه که تو زمانایی که ممکنه از مسیر دور بشم و پام بلرزه اونم بخاطر اینکه عجولم و هنوز نتیجه ای نگرفتم میام با این جملات ذهنم و خاموش میکنم و بهش میگم:
یادت میاد وقتی رو خودت بصورت مداوم و هرروز کار میکردی تازه بعد از 4 یا 5 ماه تونستی قانون رو خیلی خیلی خوب درک کنی و صدای خدا رو بشنوی و تونستی خدا رو حتی توی یه برگ کاغذ هم ببینی، یادت میاد بعد از کار کردن متوجه هدایت های خدا شدی!
یادت میاد با اینکه رو خودت کار میکردی اما بازم بعضی جاها از قوانین نمیدونستی چطور استفاده کنی و هدایت میشدی به عقل کل یا فایلهای هدایتی روزانت و مشکلت و برطرف میکردی و درس میگرفتی و اون شرایط و مرور میکردی که باید اونجا ها چه رفتار یا عملکردی داشته باشم
یا چطور این باور رو بسازم
بهاره نگاه کن!! همه ی اینا دارن تکامل و نشون میدن و تو هنوز درحال تکامل هستی و این تکامل هیچوقت تموم نمیشه
پس لازم نیست وقتی نتیجه ای نگرفتی بخوای پا پس بکشی
یادت باشه همه چیز تو زمان درستش اتفاق میوفته اگر عجله داری سعی کن ذهنت و با به یاد آوردن نتایج قبل که چه پروسه ای رو طی کردند تا به اون نقطه برسن و به یاد بیار و یادت باشه اگر اونسری 6 ماه طول کشید این دفعه 3 ماه طول میکشه
چون مسیر و دیگه بلدی
چون روش روون شدی و به قولی الان دیگه همه چیز رو غلتطکه
این حرف استاد رو خیلی دوست داشتم که گفت وقتی مسیر درست رو بلد باشی تو تو هرکاری بری یا رو هرچیزی دست بزاری میتونی به موفقیت برسی!!
مثل مثال دونالد ترامپ
چه مثال بینظری بود
خانم شایسته عزیز ممنون که این سوال رو مطرح کردید
این سوال حتی به خودم کمک کرد که چطور ازین قاعده استفاده کنم تا تو مسیر بمونم و اگر هنوز نتیجه ای نگرفتم پاهام نلرزه که بخوام از مسیر دور بشم
خداروشکر که عمری داشتم تا بتونم امروز هم بیشتر و بیشتر رو خودم کار کنم
برای اینکه یادم بمونه خدا چطور الانم کرد برای آسانی ها . برای اینکه یادم بمونه خدا چطور راحت همه کار ها را می تونه انجام بده ، برای این اینکه ایمانم بهش محکم تر بشود. برای اینکه تکرار اتفاقات خوب همون تمرکز روی نکات مثبت است .برای اینکه یاد آوری نعمت ها ،تو مدار سپاسگزاری رفتن است. خیلی راحت انگشت بچه را دکتر دید بدون معطلی ،سر وقت و بعد به راحتی عکس رادیولوژی انداختن بدون نیاز به کارت بیمه و همه چیز راحت و آسان و تو دست و سر راه پیش رفت و موبایلم هم به راحتی درست شد .
حالا نکات فایل
به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید ؟
فقط ادامه دادن ، نتایج کوچک را دیدن و ادامه دادن. به این درک رسیدن که همه اتفاقات زندگی مون را خودمون رقم میزنیم . اگر نتایج بزرگ هنوز رخ نداده ، نا امید نشدن و فهمیدن اینکه هنوز به اندازه کافی روی خودم کار نکردم.افکار من است که این اتفاقات را رقم می زند پس ورودی هایم را کنترل کنم ،یکسری باور جدید بسازم بعد هدایت می شو م به مسیر رسیدن به خواسته ها و با اطمینان در مورد خواسته هام صحبت کنم.
چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید؟
نتیجه باعث انگیزه داشتن و ادامه دادن می شود نتیجه همان احساس خوب است آرامش، لذت، شادی، عشق .نتیجه از جهنم نگرانی تشویش اضطراب ترس دلهره استرس بیرون آمدن، است.
اگر می خواهید تغییر کنید باید خیلی بیشتر روی خود کار کنید یک روند ی را باید طی کنید تا نتیجه بیاید.
آن مقداری که با عشق و باور درست روی خود کار می کنید تاثیر اصلی را دارد.
انرژی و تمرکز و عشق را برای هر کاری بگذارید نتیجه می گیرید مهم نیست چه کاری باشد .
_بیشتر از زندگی لذت ببرم
_بیشتر مطمئن باشم [به خدا توکل و اعتماد کنم] که خداوند کارها را انجام می دهد
_احساس بهتری داشته باشم به مسیر های بهتری هدایت می شوم
_ با خیال راحت تر زندگی می کردم
استاد برای خود این دو باور را ایجاد کردند
باور فراوانی و اینکه هر چه ثروتمند تر به خدا نزدیکتر
اگر همه چیز را از دست بدهند یک ماجراجویی جدید و یک روند خیر جدید را در پیش می گیرند وقتی نتایج به این بزرگی توی دستشان است وقتی در مسیر درست پایدار میشوند ، به راحتی به قبل بر نمی گردند وقتی روی خودتون خوب کار کنید باور ها را به صورت بنیادین عوض می کنید که نشانه اش نتایج پایدار سالهای سال است . پس یک شبه چیزی را از دست نمی دهید
سلام به دوست عزیزم. نفیس عزیزم من خیلی هدایتی با کامنت شما در یکی از فایلها اشنا شدم وعاشق تون شدم وحالا شما وچند دوست دیگه رو دارم دنبال میکنم. وسط استراحت هام قبل خواب یا هروقت بشه، پیامهای شماها اعضای فعال سایت که بقول دوستان شاگرد زرنگای کلاس استاد هستید رو میخونم. مدتی بود کامنت نزاشته بودم، تو کامنت شما خوندم که نتایج هرچندکوچک را ببینم، خواستم از نتایج خیلی کوچک اما لذت بخشم اینجا بنویسم که این تغییرات و شروعش برام بجا بمونه اثرش وهم سپاسگذاری من از خدای بزرگ و قادر و مهربانم باشه. دیشب هدایت شدم به به کامنت از مادری که خسته شده بود از بچه داری، من الان دوفرزند کوچک دارم که گاهی منم خسته میشم مخصوصا پسر بزرگم سر لجبازی و غذا نخوردنش ، خیلی رو اعصابم میره، جالب دیشب که دیدم همه دوستان نوشتند رهاش کن رها باش، از طرفی دوستان نوشته بودند فقط عشق لدید و لذت ببرید از بچگی بچه هاتون، من امروز سعی کردم اینجور باشم، و پسر من که دوهفتس غذا اصلا نمیخوره فقط ذاره با شیر و میوه تو خونه خودشو سیر میکنه، با کمال تعجب من امدم غذا بخورم و ان تو نقش آقاشیر بود وامد گفت منم غذا میخوام ومنم با قاشقم غذا رو گزاشتم دهنش با گوشت و لوبیا!!!! گوشت چیزی که ببینه درش میاره و شروع کرد به خوردن و انقدررر غذا خورد تو نقش اقا شیر که گفتم الان دلدرد میشه، گفتم مامان سیر شذی دیگه نخور، وخودش بعد یه تایمی دیگه گفت مامان سیر شدم. و من چقدررر خوشحالم، یه مامان که بچه بدغذاداره میفهمه من چی میگم، و حالا واقعا اشک تو چشمام جمع شده. خدایا شکرت
دیگه از نتایج کوچکم بگم که من شبا اگر بخاطر بچه یا هردلیل دیگه ای بیخواب میشدم نهایتا همسرم یک ساعت بچه هارونگه میداشت وبعد من رو بیذار میکرد، اوایل یکم اوقات تلخی میکردم ومدتی بود چیزی نمیگفتم یا تشکر میکردم. ولی الان دوروز که قشنگ بچه هارو نکه داشته همسرم که من قشنگ دوساعت خوابیدم وخوابم کامل شده و بعد خودم بیدار شدم و امدم بیرون. مثل معجزه هست برام و خییلی خوشحالم.
دیگه بگم همسرم هروقت جایی میخواستم برم برای خرید و مخصوصا شلوغ بود اصلا نمیومد، اما تو این تعطیلات اخر سال، میخواستم کفش بخرم و واقعاباهام همکاری کرد و من رو دو تا مال برد و من خیلی سریع رفتم تا بچه ها خواب بودند تو ماشین، کفش خریدم، و کلی حس خوب داشتم که بالاخره تونستم چیزی که دوست داشتم بخرم. تو این مدت که دارم فایلها رو بیشتر گوش میدم و بیشتر کامنت میخونم، رفتار همسرم هم مهربونتر شده، بیشتر بمن عشق میده بیشتر بغلم میکنه بوسم میکنه ، مثل گذشته ها که بچه ها نبودند، و بابت همممممه اینها خیلی خیلی از خدادند سپاسگذارم، اینهارو نوشتم که ردپای من باشه وهم تشکر کنم از نفیس عزیز و دیگر عزیزان فعال سایت تو کامنت نوشتن، که بگم چقدر خوبه شما ها هستید. عاشق تونم. عاشقتم استاد و عاشقتم مریم جان
عشق ناب و خالصانه را از بین تک تک کلماتت میشد حس کرد . احساس خوب لذت، احساس خوب رهایی و احساس خوب بهبود . احساس شکرگزاری
همه تلاش های ما همه خواسته های ما همه آرزوهای ما آخرش برای داشتن همین حال خوبه.
چه خوب میشود اگر از اولش حال خوب را بسازیم منتظر آخرش نشویم ((((:
چقدر اسم فامیل شما عالیه! واقعا عالیه! شاکر !شاکر! این فوقالعاده است!
ممنونم عزیزم از ابراز محبتت ، هزاران برابر عشق نصیب وجود نازنینت
میدونی مسیر عشق به خدا از عشق به مخلوقات خدا میرسد و شما آلردی رسیدی .
خیلی خوشحالم برای بهبود غذا خوردن پسرت هیچ چیزی مثل سلامتی فرزند خیال مادر را راحت نمی کند .
رهایی! رهایی ! اصل به دست آوردن است. و شکر داشته ها . از همین به نظر کوچک ها ( ولی در واقع بزرگ) شروع کردن و ادامه دادن هر روز و هر روز و هر روز ،همون کاری که استاد کردن و به این نتایج بزرگ رسیدن. این نکته ای است که از بس ساده است! یادمون می رود یا برامون کم اهمیت میشود.
خوندن از نتایجت خیلی خیلی حس خوبی بهم داد ممنونم که منو تو این حس خوب شریک کردی . الان یادم افتاد سر صبحی از خدا خواسته بودم آرامم کند حسم خوش نبود ازش خواستم یک نشونه بفرستد که خوب دارم پیش میروم و تو عزیز دل شدی اون دست خدا .این خودش نشونه است که خدا ،هم حواسش بهمون هست ،هم دوستمون دارد .
فقط خدا میدونه چقدر خوشحالم که حال دلت خوبه همین را نگه دار .
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنینم و همچنین دوستان گرامی ام
اگر بخوام به این سوال پاسخ بدم که چه انگیزه ای باعث شد مسیر رو ادامه بدم باید به دوران قبل از آشنایی با استاد برگردم
من از همان بچگی و نوجوانی ارتباط خوبی با خداوند داشتم خدا رو دوست داشتم باهاش راز و نیاز میکردم ازش درخواست می کردم و خیلی وقتها فکرهایی توی ذهنم میومد و به واقعیت تبدیل می شدن مثلا :
وقتی کنکور دادم دوست داشتم شیمی بخونم و دبیر بشم و همین هم شد و حتی شهری که دوست داشتم برم هم همون شد
همسرم که از اقوام بود دوسش داشتم و بهش فکر میکردم و ازدواج صورت گرفت
به داشتن خونه شخصی فکر می کردم و در سریع ترین زمان ممکن و در حالی که هنوز شاغل نبودم زمینش رو خریدم
قیافه پسرم وقتی که هنوز باردار بودم رو تو خواب دیدم و وقتی به دنیا اومد دقیقا همون قیافه رو داشت و زمینه قیافه اش همچنان عین کودکیه
یکی از خواهرام دو سال ترک تحصیل کرد مامانم بهم گفت براش دعا کن دعا کردم و اجابت شد و خواهرم الان یه کارمند موفق با مدرک کارشناسی ارشده
یه همکاری داشتم که خیلی باهام لج بود و پشت سر از من بدی میکرد تو ذهنم اومد کاش از مدرسه ما بره و دقیقا روز بعدش به دستور اداره به مدرسه ی دیگه ای منتقل شد یعنی من روز بعد ندیدمش
یه بار دوست داشتم کالباس خونگی که خودم درستش میکنم برای میان وعده همکارام ببرم مدرسه روز بعدش دقیقا روز بعدش یکی از همکارام پیش بقیه از کالباس خونگی من که چند سال پیش در یه مدرسه دیگه برده بودم و ایشون هم اونجا بودن و خورده بود تعریف کرد و همکارام با اشتیاق فراوان ازم خواستن که برای اونا هم درست کنم و من هفته ی بعد درست کردم براشون
بارها و بارها پیش اومده هوس چیزی بکنم یا متوجه نیازی برای خونه بشم و همسرم که بیرون بوده خریده و برام آورده
مثلا یه بار من داشتم برنج می پختم و دیدم دم کنی ام دیگه کهنه شده و خواهرم خونمون بود گفتم کاش دم کنی جدید می خریدم و همسرم وقتی اومد خونه یه سری دم کنی برام خریده بود از یه دوستی که تازه مغازه زده بود گفتم آخه چجوری من اینو بخوام و تو بیاری گفت والا دیدم مغازه زده رفتم تبریک گفتم بعد گفتم بزار یه چیزی ازش بخرم و خواهرم رفته بود پیش مامانم اینا تعریف کرده بود و گفته بود این دوتا خیلی عاشقن خخخخ
از این مثالها خیلی دارم
و چند ماه قبل از آشنایی با استاد من برای اولین بار اسم فیلم راز رو شنیدم و توی گوگل سرچ کردم و اونو دیدم و صد در صد قبولش کردم و باورش کردم ونکته ای که برام جالب بود توی فیلم اون قسمتی که می گفت جای پارک ماشین براحتی براش پیدا میشه و من بعد اون همیشه جای پارک ماشین برامون جور میشد حتی توی تهران و اصفهان و در جاهای خیلی شلوغ این در صورتی بود که جای پارک همیشه همسرم رو عذاب میداد
نکته ی بعدی که باعث هدایت من به سمت استاد گرانقدرم شد این بود که همسرم بازنشست شده بود و همیشه بهش می گفتم یه کسب و کاری رو شروع کنه ایشون می گفت نمیدونم چه کاری انجام بدم و من تو گوگل برنامه ی( از کجا شروع کنم) که تو تلویزیون پخش میشد رو سرچ میکردم تا ببینم چه ایده هایی برای شروع یه کسب و کار پیدا میشه و به طور کاملا اتفاقی اسم استاد عباسمنش رو دیدم که نوشته بود استاد موفقیت گفتم ببینم این شخص کیه و فایلی از ایشون برام باز شد و گوش دادم اونقددددددددر صحبتاشون به دلم نشست که نگو و نپرس اصلا هم یادم نمیاد که اون فایل در مورد چی بود و بعد گوشی خوبی خریدم تا بتونم تو سایت عضو بشم و در همون ابتدا من نشانه ها رو دریافت میکردم و خیلی سریع موفق به خرید دوازده قدم شدم که پسرم استارتش رو زد و مثالهایی که استاد میداد من مصداق اونا رو تو زندگی خودم و زندگی اطرافیانم پیدا می کردم چه شکستها و چه موفقیت ها رو و هنوز که هنوزه من مرتب فایلهای دانلودی و محصولات رو گوش میدم و کامنت ها رو می خونم ولی تو نوشتن کامنت تنبلی می کنم که از خداوند می خوام توفیق نوشتن کامنت به صورت مداوم رو بهم عطا کنه
و سوال دیگه ای که پرسیده شده اینه که چه منطقی توی صحبتهای استاد پیدا کردم که منجر به ادامه دادن این مسیر شده
من از آموزشهای استاد و صحبتهاشون توی این فایل مسیر موفقیت رو پیدا کردم همون جایی که استاد ترامپ رو مثال میزنن
مسیر موفقیت کلیدهایی داره که شامل این موارده
واضح شدن خواسته و هدایت خواستن و توجه به نشانه ها و قدرت دادن به رب و استفاده از قانون تکامل قانون رهایی قانون احساس خوب اتفاقات خوب و
قانون قدرت سوال و قدرت کلام قانون اعتماد به اینکه رب العالمین پاسخ میدهد
و من در چندین مورد متفاوت به موفقیت رسیدم ولی مسیری که رفتم یکسان بوده
سرکار خانم شایسته نازنین شما و استاد گرانقدرم و همه ی دوستانم رو به رب العالمینم می سپارم
سلام عرض میکنم خدمت استاد عباسمنش و بانوی زیبا و مهربان خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم در خانواده عباسمنش
ای جمله استاد که “اگر بخواهیم زندگیمون رو تغیر بدیم باید مدتها روی خودمون کار کنیم با یک جمله و کلمه شنیدن تغیر نمیکنیم ” را باید با جون و دل گوش داد و انجامش بدیم
باشنیدن حرفهای قشنگ فقط انگیزه میگیریم و بعد چند وقت دوباره برمیگردیم به حالت قبل ، ولی باید درست و اصولی بسازیم خودمون رو و کار کنیم روی افکار خودمون و باورها رو به صورت بنیادی ایجاد کنیم ،در اینصورت اگر هم ناخودآگاه از مسیر دور بشیم یک شبه همه چیز رو از دست نمیدیم ، مگر اینکه کلی اتفاق افتاده باشه
” کار نیکو کردن از به کردن است” برمیگرده به مثالی که استاد در مورد بغل کردن گوساله توسط پیرزن گفتن ،
از وقتی وقت گذاشتم و واسه خودم ارزش قائل شدم به همون نسبتی که باور کردم خودم رو درهای خوشبختی دارن بوم بوم واسم باز میشن وتو این مسیر دارم قدم به قدم رشد میکنم و این مسیر تکاملی پیش میره،
خدا رو سپاس برای این سایت و این مکان الهی که میتونیم اینجا راهمون رو پیدا کنیم.
موضوع این گام دلایل نتایج پایدار.
خوب چیزی که ما از زندگی استاد میبینیم گواه این بوده که استاد همیشه رو به رشد بده و نتایجش همیشه با ی سرعت مناسبی به سمت بالا بوده.
خوب منم باید از موضوع درس بگیرم که اولا قانون بدون تغییر خداوند رو باور کنم بهش ایمان بیارم شک نداشته باشم و بدونم که خودم خالق 100درصد زندگی ام هستم و اینکه نباید انتظار بی جا از خودم داشته باشم .و از همین جایی که هستم باید شروع کنم به تغییرات.
خدا رو شکر میکنم بابت اینکه من رو خالق زندگی امقرار داده.
من همیشه دارم فکر میکنم چه کاری باید انجام دهم تا از لحاظ مالی رشد و ذهنم همیشه میگه تو باید شغل خودت رو عوض کنی.
تو هنوز مسیر عشق و علاقه ات رو پیدا نکردی
دیگه دیر شده برات و هزاران حرف دیگه.ولی استادم حرفی زد که خیلی کمک میکنه جلوی نجوا های ذهن رو بگیرم در جواب چطور .چطوری مگه میشه با این شرایط ….
آقا تو بشین ورودی هات رو کنترل کن
تو بشین رو باور هات کار کن احساس خوب رو در خودت ایجاد کن از جای که هستی از همین جا
در همین شغل و شرایط و درآمد شرایط کمکم به اندازه ای که تغییر کنی تغییر میکنه .ن اینکه باید شغلت رو عوض کنی شهرت رو عوض کنی وغیره…
من تعهد میدم به خودم که در این مسیر روی خودم کار کنم تعهد بدم به خودم که سمت خودم رو درست انجام بدم مابقیه اش رو جهان به اندازه ای که من متعهد باشم تغییر کنم آماده باشم کار ها رو انجام میده.
بنظرم روزی هزاران بار باید به خودمون یاد آوری کنیم که خودمون خالق زندگیمون هستیم
یادمون بمونه این فکر و این کانون توجه چقدر قدرت داره
اینکه تخریب کنه زندگیمونو یا بسازه همش به خودمون بستگی داره
و ورودی هایی که بی نهایت نقش دارن توی مسیر زندگی
منخودم بارها دیدم وقتی غافل شدم از کنترل ورودی ها و کنترل کلامم زندگیم به سرعت به یه مسیر دیگه ای رفته
استاد این سری از بس فایل گوشدادم ونوشتم
مثلا بعد از یک صحبت شما استپ میکنم شروع میکنم نوشتن و برای خودم نوت برداری کردن و چیزی بهش اضافه میکنم بعد که پلی میکنم و ادامه میدم همون چیزایی که برای خودم نوشته بودم رو بیان میکنید
انقد ذوق میکنم
احساس میکنم به لطف خدا قوانین رو درست دارم متوجه میشم
وقتی داشتین جواب این سوالو میدادین اگر همه چیز رو یه باره از دست بدین چی میشه
و بعد گفتین هرگز این اتفاق نمیافته
سریع استپ کردم ونوشتم که خدایا بخاطر قانون تکاملت ازت ممنونم
اگر ما با تکامل و هرروز یه قدم برداشتن رشد نمیکردیم و یه شبه رشد میکردیم دقیقا هم یه شبه از بالا پرت میشدیم پایین و هربار پایین افتادن یه عالمه از باورایی که ساختیم را تخریب میکرد
وتا پلی کردم شما هم دقیقا همینو گفتید ومن ذوق کردم استاد قشنگم ازتون ممنونم
قبلا یخورده به قانونتکامل شاکی می شدم چون عجله داشتم
الان واقعا سپاسگذار وجود همچین قانونی هستم و اصلا برام بدیهی شده
گاها دچار عجله هم میشم
اما واقعا قبولش دارم که بی نهایت قانون درست و زیباییه
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
(بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی)
خدایا هرآنچه که دارم از توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود بر بنده گان شایسته خداوند
خداوند را شاکر و سپاسگزارم بخاطر حضورم در این مسیر منتهی به سعادت و خوشبختی
بعد از اینکه از شغل قبلیام بازنشسته شدم علاقمند شدم به کار کردن در گلخانه و کاشت گوجه و فلفل دلمهای
از ابتدای کار که باید زمین را شخم زد و آماده کشت نمود در گلخانه حضور داشتم و با چشم خودم شاهد روند آمادهسازی زمین برای کاشتن نهالها بودم
این نهالها یا به اصطلاح نشاء از چهل روز قبل با کاشتن دانه بذر آنها در محلی دیگر شروع به جوانه زدن و سراز خاک درآوردن کرده بودند
بعد از حدود چهل روز یک بذر کوچک تبدیک شده بود به یک نشا که تقریبا سه الی چهار برگ داشت و خیلی کوچک بودند و به مراقبت زیادی نیاز داشتند
بعد که زمین اصلی را آماده کشت کردیم، موقع آن بود که نشاء فلفل و گوجه به محل اصلی رشد خود که همان محیط گلخانه بود و با شخم زدن و کوددهی و آبیاری، بستری مناسب برای کشت شده بود منتقل گردند
این کار بایستی با صبرو حوصله و مراقبت زیادی انجام میشد چون نشاءها خیلی کوچک و ضعیف و شکننده بودند که اگر هنگام انتقال آنها از بستر قبلی به زمین اصلی، بیدقتی صورت میگرفت باعث میشد نشاء شکسته یا آسیب دیده و رشد نکند و اینگونه زحمت گلخانهدار به بار ننشیند
و بعد از کاشتن در زمین گلخانه، تازه کارهای اصلی شروع میشد که هرروز باید به آن آب داده، کود و محلولهای تقویتی مورد نیاز به آب اضافه شده و مراقب بود که آفتی این نهال تازه جوانه زده که خیلی هم در برابر آفتها ضعیف بود تهدید نشود
و بالاخره این مراقبتها و رسیدگیهای هرروز و صبر و حوصله باعث شد که نهال فلفل دلمهای دقیقاً بعد از 90 روز که در زمین گلخانه کاشته میشد شروع به باردهی کند و از آن روز به بعد هرروز شاهد بودم که هر نهال حدود چهار پنچ عدد فلفل دلمهای قرمز بزرگ میداد و بقول یکی دیگر از کارگران گلخانه تا ما به آخر گلخانه میرسیدم برای چیدن محصول، اول گلخانه دومرتبه محصولی داشت برای چیدن
شاید باور نکنید ولی از هر دانه بذر کوچک گوجه که به اندازه سرسوزنی بود در طی یک دوره کشت 6 الی 9 ماه حدود بیست کیلو گوجه درشت و قرمز و آبدار برداشت میشد( قانون تکامل و تصاعد )
وقتی که سوال سرکار خانم شایسته عزیز را خواندم که نوشته بودند:
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
ناخودآگاه در ذهنم مراحل کاشت بذر گوجه و فلفل از ابتدا تا زمانیکه شروع به محصول دادن میکند از ذهنم عبور کرد و چقدر هماهنگی دیدم روی نتایج پایدار زندگی با کمیت و کیفیت محصولی که از گلخانه برداشت میشود
نتایج زندگی من هم حاصل استمرار در درک قوانین و اجرای آن در تمامی جوانب زندگیام هست
همانگونه که یک بذر از روز اول شروع به دادن گوجه نمیکرد و میبایستی مراحل آن به ترتیب انجام میشد تا به باردهی برسد،
نتایج من نیز نیاز به کارکردن مستمر، مراقبت، تعهد و اینکه ورودیهای ذهنم را کنترل کنم که در زمینه کشت مشابه همان آفتها بود که اگر وارد گلخانه میشد و در همان ابتدا کنترل و ریشهکن نمیشد تمامی گلخانه و محصول را آلوده کرده بود و کنترل آن بسیار سخت میشد.
نکته جالب دیگری که به ذهنم رسید و خیلی شباهت دیدم بین گلخانه و ذهن وباورهام این است که:
بذرها در داخل یک بسته پلمب شده قرار داشتند و اگر این بذر در داخل بسته بود سالهای سال هم که در بسته خودش قرار داشت هیچ اتفاقی برای آن نمیافتاد ولی رسیدن بذر به محصول مستلزم این بود که در بستر و محیط مناسب قرار بگیرد تا شروع کند به رشد و جوانه زدن و محصول دادن
من هم اگر تا آخر عمرم آگاهانه روی خودم کار نکنم باورهای من بهمان شکل که از ابتدای کودکی وارد ذهنم شده یا در طول زمان عمرم آنها را باور کردهام، هیچ تغییری نمیکرد و نتایج من همان نتایج قبلی بود که تکرار مکررات بود
من اگر بخواهم نتایج متفاوتی از قبل بگیرم باید آگاهانه این بذر باورها را از بسته خارج و در محیط مناسب شروع کنم به کشت و آب و کود دادن و مراقبت کردن و صبر و اجازه دادن تا مراحل تغییر باورهایم بخوبی و تکاملی طی شده و شاهد نتایج آن باشم
این نیست که من همین امروز شروع کنم به تکرار جملات تاکیدی و فردا صبح نتایج از راه برسند
من باید از جایی شروع کرده و متعهد باشم که این تعهد به ادامه دادن مسیر نیاز ضروری میباشد
چه مثال زیباو بجایی بود خییییییلی قشنگ گفتید ممنونم بخاطر حضورتون
اینکه ما هم اگه مثل بذر گوجه تو بسته بندیش بمونیم حتی ده سالم بگذره هنوز همون بذریم ولی اگه از یه جایی شروع کنیم روی خودمون کار کردن و کنترل کنیم ورودی هامون رو قطعا مثل بذر گوجه بعد رسیدگی که به بار مینشینه ما هم نتایج رو میبینیم
بعد از اینکه کامنتم را نوشتم خواستم همین موضوعی را که شما در کامنت خودتون نوشتید را اضافه کنم که زمان ویرایش آن به اتمام رسیده بود ولی چقدر زیبا شما به آن اشاره داشتید و این کامنت را تکمیل کردید
از شما واقعاً سپاسگزارم
بله همانگونه که شما هم اشاره داشتید، اگر من با همان باورهای محدودکننده ای که سالیان سال با آنها زندگی کرده ام مابقی عمرم را ادامه بدهم مثل همان بذری هستم که در بسته بندی لاک و مهر و پلمب شده خودش باقی مانده و اگر از آن خارج نشده و در محیط مناسب قرار نگیرد هیچ اتفاقی برای آن نخواهد افتاد
من هم همینطور هستم باید از یک جایی این ذهن محدود و لاک و مهر شده ام را باز کرده و شروع کنم به کاشتن بذر باورهای جدید
البته که باید بستر مناسب، نور و خاک مناسب و آبیاری بموقع نیز برای بذر انجام شود
که برای من همان دادن ورودی های مناسب، تکرار جملات تاکیدی، بدنبال الگوهای مشابه بودن، و رسیدن به احساس خوب هست
و اگر این روند را ادامه بدهم قطع به یقین مثل همان بذر که در محیط و شرایط مناسب قرار گرفته و شروع میکند به جوانه زدن و رشد کردن و سراز خاک درآوردن و بزرگ شدن و محصول دادن؛
من هم به نتایج دلخواه خواهم رسید البته که باید متعهد باشم این مسیر را ادامه بدهم
خداوند رو سپاسگزارم برای بودنم در این مسیر وشنیدن این آگاهیی ها که آرامش خاطری از عمل بهشون بهم میده که نتایجم رو تغیر میده
چندتا زنگ رو این فایل استاد توی ذهنم به صدا در آورد
اولینش- استمرار بود استمرار به عمل کردن راهی که داره جواب میده با وجود اینکه هنوز نتایج بزرگی که توی ذهنم بزرگه نیومده ولی نتایج کوچیک رو دارم میبینم مثلا روبط با کل هستی بهتر شده با آدمای بهتری دارم کار میکنم راه حلهای بهتری دارم توی کارم دریافت می کنم راحت تر دارم پول میسازم اتفاقات جوری رقم می خورن که کارام سریع انجام میشه وهزارتا نتایج دیگه که من کوچیک میبینمشون ولی دارن اتفاق می فتن ومن باید طبق قانون ببینمشون وتاایدشون بکنم تا این روند تکاملی بهتر وبهتر پیش بره ونتایج بزرگ تر هم وارد زندگیم بشه
این استمرار داشتن در دیدن نتایج کوچیک رو بااید واقعا بیشتر وبیشتر روش کار بکنم چون به مرور در خودم دیدم که وقتی چند وقت روش کار نمیکنم احساسم شروع میشه به بد شدن وحالم زیاد کوک نیست وبر عکسشم دیدم که وقتی هر روز سپاسگزاری میکنم در مورد تک به تک محبت ها ونعمت هایی که وارد رندگیم شده بعد چند وقت میبینم هم حالم بهتره هم اون خواسته های یه کم بزرگترمم داره محقق میشه یا میبینم دارمشون بدون هیچ دستو پا زدنی
ولی ذهن کار خودشو میکنه یه جوری بی اهمیت وبی ارزش میکنه نعمت هاتو یا پیشرفت هاتو که احساستو بد بکنه- که احس بدم طبق قانون اتفاقات بدو در پی داره ولی کاار من اینجا همینه که نزارم ذهن روند گذشته خودشو بره وشیطان ذهنمو خلع صلاح بکنم با نترسیدن از آینده وغصه نخوردن از گذشته وبیاد بیارم نعمت هایی رو که خداوند بهم داده تا به احساس بهتری برسم وطبق قانون احساس بهتر= اتفاقات بهتر وخودم خلق بکنم اتفاقات بهتر رو توی زندگیم
پس استمرار واستمرار وبیاد آوری نعمت هام اون چیزیه که همیشه ودر هر حالای باید بتونم حفظش بکنم
دومین زنگی که شنیدم- این بود که سرم به کار خودم باشه نگاه بقیه نکنم که به چه نتایجی رسیدن ومن هنوز نرسیدم.به قول استاد طرف داشته 50 تا ضربه به میخ میزده قبل از اینکه من ببینمش ولی توی اونضربه منجاهو یکومیی من میبیمش ومیبینم که به خوستش رسید وشروع میکنم به مقایسه خودم با اون شخص وتخریب خودم که ببین اون با یه ضربه به خواستش رسیده ولی تو 30 تا ضربه زدی ولی دریغ از یه ذره نتیجه واینجا اون استمراره رو که مهمه رو از خودم میگیرم ونا امید میشم و وارد احساس بد میشم وباز طبق قانون اتفاقات اون جور که می خوام پیش نمیره
پس سرم توی زندگی خودم باشه وبه اون چیزی که رسیدم عمل بکنم چیکار به بقیه دارم وقتی مسیر من مشخصه وسمت من مشخصه که باید چیکار بکنم تا نتیجه بگیرم.چون راه من مال منه زندگی من مختص منه پس روی خودم کار بکنم
نکته سوم- این بود که وقتی راه موفقیت رو یادش میگیری وتجربش میکنی می تونی خیلی راحت تر وسریع تر حتی از نظر زمانی توی قسمت های دیگه ای هم به موفقیت برسی چون چندیدن بار توی کارای دیگه موفقیت رو بدست آوردی وراهشو بلدی
ومهم نیست که قبلا حالا عقبه یا پیشینه ای داشته باشی توی حوضه ای که می خوای به موفقیت برسی
مثلا بگی من که قبل این کارو انجام ندادم .توی مثال استاد که ترامپ بگه من قبلا توی سیاست نبودم وبلدش نیستم وموفق ننیشم نه اون قبلا توی حوضه های دیگه به موفقیت های خیلی خوبی رسیده وراه موفقیتو بلده والعان موفق شده توی سیاست
پس اینو به من میگه که وقتی می دونی برای موفقیت تمرکز واستمرار 100٪ نیازه وتوی هر کاری اینجوری با عشق وتمرکز پیش بری موفق میشی
پس دیگه کار تموم شدست فقط با تمرکز پیش برو ونگران نباش
زنگ چهارم- اینکه استاد گفتن اگر بر میگشتم به چندین سال پیش بیشتر لذت میبردم وخیالم یه جورایی خیلی راحت تر بود که خداوند بهم می دهد اون چیزایی رو که می خوام با اطمینان بیشتر باورشون میکردم که نیرسم بهشون و وقتی آدم خیالش راحت تر باشه یعنی آرامش بیشتری داره یعنی بیشتر توکل کرده یعنی بیشتر سپرده به خداوند وحالش بهتره در کل وباز طبق قانون بدون تغیر خداوند احساس بهتر = با اتفاقت بهتر
ومی خوام از العان به بعد بیشتر باور بکنم که خداوند می دهد
خداوند هرانچه که می خواهم و حتی بیشتراز اونو هم بهم می دهد وآزاد تر باشم از بند ترسهایی که میخوان خواسته هامو ازم بگیرن ورها تر باشم ولذت بیشتری ببرم از زندگیم از مسیر پیشرفتم ورشدم وبدونم وعده خداوند حقه وکیست راست گو تر از خداوند
خدایا شکرت که باتو هستم واین آگاهیی هارو به جانم میدی تا مسیرم سریع تر لذت بخش تر وآسان تر طی بشه شکرت خدای من
و واقعا بودن تک تکمون توی این سایت داره اینو نشون میده که چقدر مسیر برای هممون آسان تر وسریع تر داره پیش میره چقدر لذت بخش تر داریم قوانین رو یاد میگیریم تا بتونیم خواسته هامو نو محقق بکنیم از این دیگه نشانه وهدایت بهتر
پس استمرار واستمرار رو همیشه یاد آور بشم به خودم
که مسیر همینه
خدایا شکرت استاد عزیزم سپاسگزارتونم
خانم شایسته عزیز بانوی مهربان که این حجرت رو خلق کردی از شما بی اندازه سپاسگزارم
انسانی شریف که از اصول و قواعد و تعهدی که به خودش و خدای خودش داده هیج وقت کوتاه نمیاد
و این یعنی خوشبختی همیشه به خودم و خدای خودم میگم به به به به به این ایمانی که استاد عباس منش داره و الگوی من تو زندگیم شما بوده اید
و افتخار میکنم به استادم و همیشه طلب تندرستی و سلامتی براتون دارم دوستدار همیشگی شما محمدرضا بهرام از شهر اصفهان خدا را میلیارد مرتبه شکرت که سایتی به این خوبی با این همه آگاهی وجود داره
با نام و یاد خدا
خدا رو شاکرم که یک روز دیگه هم زنده ام تا در این مسیر زیبا به خودشناسی و خداشناسی بیشتر بپردازم. از شما اساتید عزیز هم ممنونم بابت فایلهای خوب و آگاهی بخش به ظاهر رایگان، اما غیرقابل ارزش گذاری.
چقدر عالیه که دارم همراه با محصولات به این شکل روی فایلهای دانلودی هم کار میکنم چون واقعا نشنیدنشون خیلی غم انگیزه. اون زمانا که محصولات رو نداشتم مثل الان قدرشون رو نمیدونستم. چون اسم رایگان رو میشنیدم و تو ذهنم کم ارزش بودن. اما الان وقتی میبینم همین مطالب دارن به شکل منسجم تو محصولات توضیح داده میشن، متوجه این نکته شدم که نباید به دلیل اسمشون در موردشون اشتباه برداشت کنیم. گفتم این توضیح رو بدم شاید دوستانی که به تازگی وارد سایت شدن متوجه اهمیت این فایلها بشن.
این فایل برای من چند نکته خیلی مهم داشت که در ادامه توضیح میدم:
همیشه استاد بعد از توحید در مورد تکامل صحبت میکنن. اما چرا این قانون انقدر مهمه؟ چطور میشه که هر بار به تکامل فکر میکنم برداشت جدید و متفاوتی ازش پیدا میکنم؟
چون درک تکامل هم تکامل میخواد.
وقتی ما کم کم وارد مسیر درست میشیم و خداوند رو بهتر درک میکنیم و توحیدی تر عمل میکنیم، انتظارمون میره بالا و فکر میکنیم هر چی میگیم و از خداوند میخواهیم باید اتفاق بیفته.
اما ماجرا متفاوته. چون ما تکامل رو درک نکردیم و این باعث میشه کم کم ناامید بشیم و به شیطان اجازه بدیم نجواها رو شروع کنه.
واقعا این اتفاق برای من افتاده. کم کم این فکرها اومده که خدایی که میگفتی روش حساب کن همین بود؟ چرا اینجا کمک نکرد؟ چرا این اتفاق خوب رو رقم نزد؟ و چراهای بی جوابی که تو سرم بود.
اما داستان اینه که آیا خداوند برای فردی مثل محمد نمیتونست بدون قانون تکامل عمل کنه و یه شبه بهش آگاهی بده و همه رو دورش جمع کنه؟ نمیتونست تمام کفار رو از بین ببره؟
قطعا که این نیرو رو داشت اما این کار رو نکرد چون قانون تکامله که به زندگی معنا میده.
فکر کنید ما هر چیزی رو که بخوایم و اراده کنیم، بلافاصله تجربه کنیم، چقدر بی معنا میشد زندگی!
اگه دنیا به این شکل کار میکرد که الان اصلا جهانی وجود نداشت.
تمام خواسته های بشر طی چند سال برآورده میشد و دیگه چیز جدیدی برای رسیدن بهش وجود نداشت.
منِ نوعی روز اول یه کسب و کار میخواستم روز دوم یه خونه بعد ماشین بعد روابط بعد سفر بعد کشتی تفریحی و به ماه نرسیده همه درخواستهام حاضر و آماده بود و چقدر زندگی برام بی معنا میشد.
اما وقتی من برای رسیدن به خواسته هام تلاش میکنم، از مسیر لذت میبرم، آدم بهتری میشم، رو نقاط ضعفم کار میکنم، جهان رو جای بهتری میکنم.
پس وقتی درست نگاه میکنیم، میبینیم قانون تکامل برای تمامی بندگان خداوند، در طبیعت، در تک تک موجودات زنده وجود داره و یک قانون ابدی و ازلیه.
وقتی به این شکل بهش نگاه کنیم دیگه مدت زمان رسیدن به خواسته ها برامون رنج آور نیست.
به قول استاد بیشتر لذت ببریم و مطمئن باشیم که خداوند پاسخ میدهد. در واقع خداوند همون ابتدا به خواسته های ما پاسخ داده، منتها زمانی باید طی بشه تا به آمادگی برای دریافت خواسته برسیم و ظرف وجودیمون آماده باشه.
موضوع مهم دیگه این بود که وقتی ما نتایجی گرفتیم از عمل به قانون و باورهامون تقویت شده، خیلی راحت میتونیم تو حوزه دیگه هم با همون باورها و خودباوری موفق بشیم.
من در گذشته به اشتباه فکر میکردم وقتی فردی کاری رو شروع کرد باید تا آخر عمرش اون کار رو ادامه بده.
یه باور اشتباه دیگه هم داشتم این بود که هر فردی فقط تو یکی دو تا حوزه استعداد داره.
اما وقتی الان میبینم آدمهایی رو که تو چندین کار موفق شدن، داره این باور در من ایجاد میشه که اصلا چیزی به نام استعداد معنا نداره و میخوام که باورش نکنم.
همه افراد میتونن در زمینه های مختلف موفق بشن اگه روش انرژی و تمرکز بذارن.
آدمها میتونن تجارب موفق تو زمینه های مختلف داشته باشن، مثل ایلان ماسک، ترامپ، آرنولد، پژمان جمشیدی. مهم اون خودباوری در فرد و باورهای مناسب در اون زمینه است.
در مورد سوال خانم شایسته، من الان حدود یک سال هست که حداقل روزانه 2 ساعت باتمرکز روی فایلها کار میکنم و در طی روز هم مدام صدای استاد تو گوشم هست و یا دارم کامنت میخونم. اما قبلش برنامه مشخصی نداشتم و چوب تمرکز نذاشتم رو خوردم. چون یه دوره ای نتایج بسیار زیادی گرفتم و بعد نتایجم محو شدن و اتفاقات ناخواسته تجربه کردم و برای من اون اتفاقها پس گردنی جهان بود که یا با جدیت و تعهد رو خودت کار میکنی یا اتفاقات بدتری رو تجربه میکنی و منی که روزهای جهنمی رو تجربه کردم تو اون برهه، فکر کردن به اون اتفاقات مثل اهرم رنج و لذتی شده که منو تو این مسیر نگه می داره.
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد نازنینم و خانم شایسته عزیزم دوباره سپاسگزارتون هستم که این همه آگاهی ها رو با ما به اشتراک میزارید
ان شاءالله همیشه سلامت باشید عزیزانم و دوستان عزیزم
پاسخ به سوال:
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
استاد توی فایل حرف درستی زدند که اشتیاق تو این مسیر وقتی اتفاق میوفته که نتیجه بدست بیاری و خب اگر من بخوام راهکاری که خودم استفاده میکنم رو توضیح بدم اینه که تو زمانایی که ممکنه از مسیر دور بشم و پام بلرزه اونم بخاطر اینکه عجولم و هنوز نتیجه ای نگرفتم میام با این جملات ذهنم و خاموش میکنم و بهش میگم:
یادت میاد وقتی رو خودت بصورت مداوم و هرروز کار میکردی تازه بعد از 4 یا 5 ماه تونستی قانون رو خیلی خیلی خوب درک کنی و صدای خدا رو بشنوی و تونستی خدا رو حتی توی یه برگ کاغذ هم ببینی، یادت میاد بعد از کار کردن متوجه هدایت های خدا شدی!
یادت میاد با اینکه رو خودت کار میکردی اما بازم بعضی جاها از قوانین نمیدونستی چطور استفاده کنی و هدایت میشدی به عقل کل یا فایلهای هدایتی روزانت و مشکلت و برطرف میکردی و درس میگرفتی و اون شرایط و مرور میکردی که باید اونجا ها چه رفتار یا عملکردی داشته باشم
یا چطور این باور رو بسازم
بهاره نگاه کن!! همه ی اینا دارن تکامل و نشون میدن و تو هنوز درحال تکامل هستی و این تکامل هیچوقت تموم نمیشه
پس لازم نیست وقتی نتیجه ای نگرفتی بخوای پا پس بکشی
یادت باشه همه چیز تو زمان درستش اتفاق میوفته اگر عجله داری سعی کن ذهنت و با به یاد آوردن نتایج قبل که چه پروسه ای رو طی کردند تا به اون نقطه برسن و به یاد بیار و یادت باشه اگر اونسری 6 ماه طول کشید این دفعه 3 ماه طول میکشه
چون مسیر و دیگه بلدی
چون روش روون شدی و به قولی الان دیگه همه چیز رو غلتطکه
این حرف استاد رو خیلی دوست داشتم که گفت وقتی مسیر درست رو بلد باشی تو تو هرکاری بری یا رو هرچیزی دست بزاری میتونی به موفقیت برسی!!
مثل مثال دونالد ترامپ
چه مثال بینظری بود
خانم شایسته عزیز ممنون که این سوال رو مطرح کردید
این سوال حتی به خودم کمک کرد که چطور ازین قاعده استفاده کنم تا تو مسیر بمونم و اگر هنوز نتیجه ای نگرفتم پاهام نلرزه که بخوام از مسیر دور بشم
خداروشکر که عمری داشتم تا بتونم امروز هم بیشتر و بیشتر رو خودم کار کنم
خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
و اما بنعمت ربک فحدث
برای اینکه یادم بمونه خدا چطور الانم کرد برای آسانی ها . برای اینکه یادم بمونه خدا چطور راحت همه کار ها را می تونه انجام بده ، برای این اینکه ایمانم بهش محکم تر بشود. برای اینکه تکرار اتفاقات خوب همون تمرکز روی نکات مثبت است .برای اینکه یاد آوری نعمت ها ،تو مدار سپاسگزاری رفتن است. خیلی راحت انگشت بچه را دکتر دید بدون معطلی ،سر وقت و بعد به راحتی عکس رادیولوژی انداختن بدون نیاز به کارت بیمه و همه چیز راحت و آسان و تو دست و سر راه پیش رفت و موبایلم هم به راحتی درست شد .
حالا نکات فایل
به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید ؟
فقط ادامه دادن ، نتایج کوچک را دیدن و ادامه دادن. به این درک رسیدن که همه اتفاقات زندگی مون را خودمون رقم میزنیم . اگر نتایج بزرگ هنوز رخ نداده ، نا امید نشدن و فهمیدن اینکه هنوز به اندازه کافی روی خودم کار نکردم.افکار من است که این اتفاقات را رقم می زند پس ورودی هایم را کنترل کنم ،یکسری باور جدید بسازم بعد هدایت می شو م به مسیر رسیدن به خواسته ها و با اطمینان در مورد خواسته هام صحبت کنم.
چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید؟
نتیجه باعث انگیزه داشتن و ادامه دادن می شود نتیجه همان احساس خوب است آرامش، لذت، شادی، عشق .نتیجه از جهنم نگرانی تشویش اضطراب ترس دلهره استرس بیرون آمدن، است.
اگر می خواهید تغییر کنید باید خیلی بیشتر روی خود کار کنید یک روند ی را باید طی کنید تا نتیجه بیاید.
آن مقداری که با عشق و باور درست روی خود کار می کنید تاثیر اصلی را دارد.
انرژی و تمرکز و عشق را برای هر کاری بگذارید نتیجه می گیرید مهم نیست چه کاری باشد .
_بیشتر از زندگی لذت ببرم
_بیشتر مطمئن باشم [به خدا توکل و اعتماد کنم] که خداوند کارها را انجام می دهد
_احساس بهتری داشته باشم به مسیر های بهتری هدایت می شوم
_ با خیال راحت تر زندگی می کردم
استاد برای خود این دو باور را ایجاد کردند
باور فراوانی و اینکه هر چه ثروتمند تر به خدا نزدیکتر
اگر همه چیز را از دست بدهند یک ماجراجویی جدید و یک روند خیر جدید را در پیش می گیرند وقتی نتایج به این بزرگی توی دستشان است وقتی در مسیر درست پایدار میشوند ، به راحتی به قبل بر نمی گردند وقتی روی خودتون خوب کار کنید باور ها را به صورت بنیادین عوض می کنید که نشانه اش نتایج پایدار سالهای سال است . پس یک شبه چیزی را از دست نمی دهید
سلام به دوست عزیزم. نفیس عزیزم من خیلی هدایتی با کامنت شما در یکی از فایلها اشنا شدم وعاشق تون شدم وحالا شما وچند دوست دیگه رو دارم دنبال میکنم. وسط استراحت هام قبل خواب یا هروقت بشه، پیامهای شماها اعضای فعال سایت که بقول دوستان شاگرد زرنگای کلاس استاد هستید رو میخونم. مدتی بود کامنت نزاشته بودم، تو کامنت شما خوندم که نتایج هرچندکوچک را ببینم، خواستم از نتایج خیلی کوچک اما لذت بخشم اینجا بنویسم که این تغییرات و شروعش برام بجا بمونه اثرش وهم سپاسگذاری من از خدای بزرگ و قادر و مهربانم باشه. دیشب هدایت شدم به به کامنت از مادری که خسته شده بود از بچه داری، من الان دوفرزند کوچک دارم که گاهی منم خسته میشم مخصوصا پسر بزرگم سر لجبازی و غذا نخوردنش ، خیلی رو اعصابم میره، جالب دیشب که دیدم همه دوستان نوشتند رهاش کن رها باش، از طرفی دوستان نوشته بودند فقط عشق لدید و لذت ببرید از بچگی بچه هاتون، من امروز سعی کردم اینجور باشم، و پسر من که دوهفتس غذا اصلا نمیخوره فقط ذاره با شیر و میوه تو خونه خودشو سیر میکنه، با کمال تعجب من امدم غذا بخورم و ان تو نقش آقاشیر بود وامد گفت منم غذا میخوام ومنم با قاشقم غذا رو گزاشتم دهنش با گوشت و لوبیا!!!! گوشت چیزی که ببینه درش میاره و شروع کرد به خوردن و انقدررر غذا خورد تو نقش اقا شیر که گفتم الان دلدرد میشه، گفتم مامان سیر شذی دیگه نخور، وخودش بعد یه تایمی دیگه گفت مامان سیر شدم. و من چقدررر خوشحالم، یه مامان که بچه بدغذاداره میفهمه من چی میگم، و حالا واقعا اشک تو چشمام جمع شده. خدایا شکرت
دیگه از نتایج کوچکم بگم که من شبا اگر بخاطر بچه یا هردلیل دیگه ای بیخواب میشدم نهایتا همسرم یک ساعت بچه هارونگه میداشت وبعد من رو بیذار میکرد، اوایل یکم اوقات تلخی میکردم ومدتی بود چیزی نمیگفتم یا تشکر میکردم. ولی الان دوروز که قشنگ بچه هارو نکه داشته همسرم که من قشنگ دوساعت خوابیدم وخوابم کامل شده و بعد خودم بیدار شدم و امدم بیرون. مثل معجزه هست برام و خییلی خوشحالم.
دیگه بگم همسرم هروقت جایی میخواستم برم برای خرید و مخصوصا شلوغ بود اصلا نمیومد، اما تو این تعطیلات اخر سال، میخواستم کفش بخرم و واقعاباهام همکاری کرد و من رو دو تا مال برد و من خیلی سریع رفتم تا بچه ها خواب بودند تو ماشین، کفش خریدم، و کلی حس خوب داشتم که بالاخره تونستم چیزی که دوست داشتم بخرم. تو این مدت که دارم فایلها رو بیشتر گوش میدم و بیشتر کامنت میخونم، رفتار همسرم هم مهربونتر شده، بیشتر بمن عشق میده بیشتر بغلم میکنه بوسم میکنه ، مثل گذشته ها که بچه ها نبودند، و بابت همممممه اینها خیلی خیلی از خدادند سپاسگذارم، اینهارو نوشتم که ردپای من باشه وهم تشکر کنم از نفیس عزیز و دیگر عزیزان فعال سایت تو کامنت نوشتن، که بگم چقدر خوبه شما ها هستید. عاشق تونم. عاشقتم استاد و عاشقتم مریم جان
سلام مریم عزیزم
عشق ناب و خالصانه را از بین تک تک کلماتت میشد حس کرد . احساس خوب لذت، احساس خوب رهایی و احساس خوب بهبود . احساس شکرگزاری
همه تلاش های ما همه خواسته های ما همه آرزوهای ما آخرش برای داشتن همین حال خوبه.
چه خوب میشود اگر از اولش حال خوب را بسازیم منتظر آخرش نشویم ((((:
چقدر اسم فامیل شما عالیه! واقعا عالیه! شاکر !شاکر! این فوقالعاده است!
ممنونم عزیزم از ابراز محبتت ، هزاران برابر عشق نصیب وجود نازنینت
میدونی مسیر عشق به خدا از عشق به مخلوقات خدا میرسد و شما آلردی رسیدی .
خیلی خوشحالم برای بهبود غذا خوردن پسرت هیچ چیزی مثل سلامتی فرزند خیال مادر را راحت نمی کند .
رهایی! رهایی ! اصل به دست آوردن است. و شکر داشته ها . از همین به نظر کوچک ها ( ولی در واقع بزرگ) شروع کردن و ادامه دادن هر روز و هر روز و هر روز ،همون کاری که استاد کردن و به این نتایج بزرگ رسیدن. این نکته ای است که از بس ساده است! یادمون می رود یا برامون کم اهمیت میشود.
خوندن از نتایجت خیلی خیلی حس خوبی بهم داد ممنونم که منو تو این حس خوب شریک کردی . الان یادم افتاد سر صبحی از خدا خواسته بودم آرامم کند حسم خوش نبود ازش خواستم یک نشونه بفرستد که خوب دارم پیش میروم و تو عزیز دل شدی اون دست خدا .این خودش نشونه است که خدا ،هم حواسش بهمون هست ،هم دوستمون دارد .
فقط خدا میدونه چقدر خوشحالم که حال دلت خوبه همین را نگه دار .
لبریز و سر مست از عشق
و پایدار در مسیر عشق باشی مریم جان شاکر
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنینم و همچنین دوستان گرامی ام
اگر بخوام به این سوال پاسخ بدم که چه انگیزه ای باعث شد مسیر رو ادامه بدم باید به دوران قبل از آشنایی با استاد برگردم
من از همان بچگی و نوجوانی ارتباط خوبی با خداوند داشتم خدا رو دوست داشتم باهاش راز و نیاز میکردم ازش درخواست می کردم و خیلی وقتها فکرهایی توی ذهنم میومد و به واقعیت تبدیل می شدن مثلا :
وقتی کنکور دادم دوست داشتم شیمی بخونم و دبیر بشم و همین هم شد و حتی شهری که دوست داشتم برم هم همون شد
همسرم که از اقوام بود دوسش داشتم و بهش فکر میکردم و ازدواج صورت گرفت
به داشتن خونه شخصی فکر می کردم و در سریع ترین زمان ممکن و در حالی که هنوز شاغل نبودم زمینش رو خریدم
قیافه پسرم وقتی که هنوز باردار بودم رو تو خواب دیدم و وقتی به دنیا اومد دقیقا همون قیافه رو داشت و زمینه قیافه اش همچنان عین کودکیه
یکی از خواهرام دو سال ترک تحصیل کرد مامانم بهم گفت براش دعا کن دعا کردم و اجابت شد و خواهرم الان یه کارمند موفق با مدرک کارشناسی ارشده
یه همکاری داشتم که خیلی باهام لج بود و پشت سر از من بدی میکرد تو ذهنم اومد کاش از مدرسه ما بره و دقیقا روز بعدش به دستور اداره به مدرسه ی دیگه ای منتقل شد یعنی من روز بعد ندیدمش
یه بار دوست داشتم کالباس خونگی که خودم درستش میکنم برای میان وعده همکارام ببرم مدرسه روز بعدش دقیقا روز بعدش یکی از همکارام پیش بقیه از کالباس خونگی من که چند سال پیش در یه مدرسه دیگه برده بودم و ایشون هم اونجا بودن و خورده بود تعریف کرد و همکارام با اشتیاق فراوان ازم خواستن که برای اونا هم درست کنم و من هفته ی بعد درست کردم براشون
بارها و بارها پیش اومده هوس چیزی بکنم یا متوجه نیازی برای خونه بشم و همسرم که بیرون بوده خریده و برام آورده
مثلا یه بار من داشتم برنج می پختم و دیدم دم کنی ام دیگه کهنه شده و خواهرم خونمون بود گفتم کاش دم کنی جدید می خریدم و همسرم وقتی اومد خونه یه سری دم کنی برام خریده بود از یه دوستی که تازه مغازه زده بود گفتم آخه چجوری من اینو بخوام و تو بیاری گفت والا دیدم مغازه زده رفتم تبریک گفتم بعد گفتم بزار یه چیزی ازش بخرم و خواهرم رفته بود پیش مامانم اینا تعریف کرده بود و گفته بود این دوتا خیلی عاشقن خخخخ
از این مثالها خیلی دارم
و چند ماه قبل از آشنایی با استاد من برای اولین بار اسم فیلم راز رو شنیدم و توی گوگل سرچ کردم و اونو دیدم و صد در صد قبولش کردم و باورش کردم ونکته ای که برام جالب بود توی فیلم اون قسمتی که می گفت جای پارک ماشین براحتی براش پیدا میشه و من بعد اون همیشه جای پارک ماشین برامون جور میشد حتی توی تهران و اصفهان و در جاهای خیلی شلوغ این در صورتی بود که جای پارک همیشه همسرم رو عذاب میداد
نکته ی بعدی که باعث هدایت من به سمت استاد گرانقدرم شد این بود که همسرم بازنشست شده بود و همیشه بهش می گفتم یه کسب و کاری رو شروع کنه ایشون می گفت نمیدونم چه کاری انجام بدم و من تو گوگل برنامه ی( از کجا شروع کنم) که تو تلویزیون پخش میشد رو سرچ میکردم تا ببینم چه ایده هایی برای شروع یه کسب و کار پیدا میشه و به طور کاملا اتفاقی اسم استاد عباسمنش رو دیدم که نوشته بود استاد موفقیت گفتم ببینم این شخص کیه و فایلی از ایشون برام باز شد و گوش دادم اونقددددددددر صحبتاشون به دلم نشست که نگو و نپرس اصلا هم یادم نمیاد که اون فایل در مورد چی بود و بعد گوشی خوبی خریدم تا بتونم تو سایت عضو بشم و در همون ابتدا من نشانه ها رو دریافت میکردم و خیلی سریع موفق به خرید دوازده قدم شدم که پسرم استارتش رو زد و مثالهایی که استاد میداد من مصداق اونا رو تو زندگی خودم و زندگی اطرافیانم پیدا می کردم چه شکستها و چه موفقیت ها رو و هنوز که هنوزه من مرتب فایلهای دانلودی و محصولات رو گوش میدم و کامنت ها رو می خونم ولی تو نوشتن کامنت تنبلی می کنم که از خداوند می خوام توفیق نوشتن کامنت به صورت مداوم رو بهم عطا کنه
و سوال دیگه ای که پرسیده شده اینه که چه منطقی توی صحبتهای استاد پیدا کردم که منجر به ادامه دادن این مسیر شده
من از آموزشهای استاد و صحبتهاشون توی این فایل مسیر موفقیت رو پیدا کردم همون جایی که استاد ترامپ رو مثال میزنن
مسیر موفقیت کلیدهایی داره که شامل این موارده
واضح شدن خواسته و هدایت خواستن و توجه به نشانه ها و قدرت دادن به رب و استفاده از قانون تکامل قانون رهایی قانون احساس خوب اتفاقات خوب و
قانون قدرت سوال و قدرت کلام قانون اعتماد به اینکه رب العالمین پاسخ میدهد
و من در چندین مورد متفاوت به موفقیت رسیدم ولی مسیری که رفتم یکسان بوده
سرکار خانم شایسته نازنین شما و استاد گرانقدرم و همه ی دوستانم رو به رب العالمینم می سپارم
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست
سلام عرض میکنم خدمت استاد عباسمنش و بانوی زیبا و مهربان خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم در خانواده عباسمنش
ای جمله استاد که “اگر بخواهیم زندگیمون رو تغیر بدیم باید مدتها روی خودمون کار کنیم با یک جمله و کلمه شنیدن تغیر نمیکنیم ” را باید با جون و دل گوش داد و انجامش بدیم
باشنیدن حرفهای قشنگ فقط انگیزه میگیریم و بعد چند وقت دوباره برمیگردیم به حالت قبل ، ولی باید درست و اصولی بسازیم خودمون رو و کار کنیم روی افکار خودمون و باورها رو به صورت بنیادی ایجاد کنیم ،در اینصورت اگر هم ناخودآگاه از مسیر دور بشیم یک شبه همه چیز رو از دست نمیدیم ، مگر اینکه کلی اتفاق افتاده باشه
” کار نیکو کردن از به کردن است” برمیگرده به مثالی که استاد در مورد بغل کردن گوساله توسط پیرزن گفتن ،
از وقتی وقت گذاشتم و واسه خودم ارزش قائل شدم به همون نسبتی که باور کردم خودم رو درهای خوشبختی دارن بوم بوم واسم باز میشن وتو این مسیر دارم قدم به قدم رشد میکنم و این مسیر تکاملی پیش میره،
خدایا شکرت شکرت شکرت
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به همه دوستان عزیزم.
خدا رو سپاس برای این سایت و این مکان الهی که میتونیم اینجا راهمون رو پیدا کنیم.
موضوع این گام دلایل نتایج پایدار.
خوب چیزی که ما از زندگی استاد میبینیم گواه این بوده که استاد همیشه رو به رشد بده و نتایجش همیشه با ی سرعت مناسبی به سمت بالا بوده.
خوب منم باید از موضوع درس بگیرم که اولا قانون بدون تغییر خداوند رو باور کنم بهش ایمان بیارم شک نداشته باشم و بدونم که خودم خالق 100درصد زندگی ام هستم و اینکه نباید انتظار بی جا از خودم داشته باشم .و از همین جایی که هستم باید شروع کنم به تغییرات.
خدا رو شکر میکنم بابت اینکه من رو خالق زندگی امقرار داده.
من همیشه دارم فکر میکنم چه کاری باید انجام دهم تا از لحاظ مالی رشد و ذهنم همیشه میگه تو باید شغل خودت رو عوض کنی.
تو هنوز مسیر عشق و علاقه ات رو پیدا نکردی
دیگه دیر شده برات و هزاران حرف دیگه.ولی استادم حرفی زد که خیلی کمک میکنه جلوی نجوا های ذهن رو بگیرم در جواب چطور .چطوری مگه میشه با این شرایط ….
آقا تو بشین ورودی هات رو کنترل کن
تو بشین رو باور هات کار کن احساس خوب رو در خودت ایجاد کن از جای که هستی از همین جا
در همین شغل و شرایط و درآمد شرایط کمکم به اندازه ای که تغییر کنی تغییر میکنه .ن اینکه باید شغلت رو عوض کنی شهرت رو عوض کنی وغیره…
من تعهد میدم به خودم که در این مسیر روی خودم کار کنم تعهد بدم به خودم که سمت خودم رو درست انجام بدم مابقیه اش رو جهان به اندازه ای که من متعهد باشم تغییر کنم آماده باشم کار ها رو انجام میده.
خدا رو شکر برای این روز قشنگ
سلام از گام دوم مهاجرت به مدار بالاتر
استاد جونم سلام
مریم بانوی عزیزسلام
بنظرم روزی هزاران بار باید به خودمون یاد آوری کنیم که خودمون خالق زندگیمون هستیم
یادمون بمونه این فکر و این کانون توجه چقدر قدرت داره
اینکه تخریب کنه زندگیمونو یا بسازه همش به خودمون بستگی داره
و ورودی هایی که بی نهایت نقش دارن توی مسیر زندگی
منخودم بارها دیدم وقتی غافل شدم از کنترل ورودی ها و کنترل کلامم زندگیم به سرعت به یه مسیر دیگه ای رفته
استاد این سری از بس فایل گوشدادم ونوشتم
مثلا بعد از یک صحبت شما استپ میکنم شروع میکنم نوشتن و برای خودم نوت برداری کردن و چیزی بهش اضافه میکنم بعد که پلی میکنم و ادامه میدم همون چیزایی که برای خودم نوشته بودم رو بیان میکنید
انقد ذوق میکنم
احساس میکنم به لطف خدا قوانین رو درست دارم متوجه میشم
وقتی داشتین جواب این سوالو میدادین اگر همه چیز رو یه باره از دست بدین چی میشه
و بعد گفتین هرگز این اتفاق نمیافته
سریع استپ کردم ونوشتم که خدایا بخاطر قانون تکاملت ازت ممنونم
اگر ما با تکامل و هرروز یه قدم برداشتن رشد نمیکردیم و یه شبه رشد میکردیم دقیقا هم یه شبه از بالا پرت میشدیم پایین و هربار پایین افتادن یه عالمه از باورایی که ساختیم را تخریب میکرد
وتا پلی کردم شما هم دقیقا همینو گفتید ومن ذوق کردم استاد قشنگم ازتون ممنونم
قبلا یخورده به قانونتکامل شاکی می شدم چون عجله داشتم
الان واقعا سپاسگذار وجود همچین قانونی هستم و اصلا برام بدیهی شده
گاها دچار عجله هم میشم
اما واقعا قبولش دارم که بی نهایت قانون درست و زیباییه
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی
پس واقعا باید سپاسگذار قانون تکامل باشیم️
تکامل باعث میشه بتونیم لذت بیشتری ببریم و از صمیم قلب تجربه هایی رو داشته باشیم که باعث رضایتمون بشه
(بقول شما اگر من هنوز اماده نباشم برای یک ماشین اخرین سیستم وبهم داده بشه من به جای اینکه از اون ماشین لذت ببرم دارم درد میکشم که ازش مراقبت کنم و یا هرچیزی)
خیلی این تیکه جالب بود
بنام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا هرآنچه که دارم از توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود بر بنده گان شایسته خداوند
خداوند را شاکر و سپاسگزارم بخاطر حضورم در این مسیر منتهی به سعادت و خوشبختی
بعد از اینکه از شغل قبلیام بازنشسته شدم علاقمند شدم به کار کردن در گلخانه و کاشت گوجه و فلفل دلمهای
از ابتدای کار که باید زمین را شخم زد و آماده کشت نمود در گلخانه حضور داشتم و با چشم خودم شاهد روند آمادهسازی زمین برای کاشتن نهالها بودم
این نهالها یا به اصطلاح نشاء از چهل روز قبل با کاشتن دانه بذر آنها در محلی دیگر شروع به جوانه زدن و سراز خاک درآوردن کرده بودند
بعد از حدود چهل روز یک بذر کوچک تبدیک شده بود به یک نشا که تقریبا سه الی چهار برگ داشت و خیلی کوچک بودند و به مراقبت زیادی نیاز داشتند
بعد که زمین اصلی را آماده کشت کردیم، موقع آن بود که نشاء فلفل و گوجه به محل اصلی رشد خود که همان محیط گلخانه بود و با شخم زدن و کوددهی و آبیاری، بستری مناسب برای کشت شده بود منتقل گردند
این کار بایستی با صبرو حوصله و مراقبت زیادی انجام میشد چون نشاءها خیلی کوچک و ضعیف و شکننده بودند که اگر هنگام انتقال آنها از بستر قبلی به زمین اصلی، بیدقتی صورت میگرفت باعث میشد نشاء شکسته یا آسیب دیده و رشد نکند و اینگونه زحمت گلخانهدار به بار ننشیند
و بعد از کاشتن در زمین گلخانه، تازه کارهای اصلی شروع میشد که هرروز باید به آن آب داده، کود و محلولهای تقویتی مورد نیاز به آب اضافه شده و مراقب بود که آفتی این نهال تازه جوانه زده که خیلی هم در برابر آفتها ضعیف بود تهدید نشود
و بالاخره این مراقبتها و رسیدگیهای هرروز و صبر و حوصله باعث شد که نهال فلفل دلمهای دقیقاً بعد از 90 روز که در زمین گلخانه کاشته میشد شروع به باردهی کند و از آن روز به بعد هرروز شاهد بودم که هر نهال حدود چهار پنچ عدد فلفل دلمهای قرمز بزرگ میداد و بقول یکی دیگر از کارگران گلخانه تا ما به آخر گلخانه میرسیدم برای چیدن محصول، اول گلخانه دومرتبه محصولی داشت برای چیدن
شاید باور نکنید ولی از هر دانه بذر کوچک گوجه که به اندازه سرسوزنی بود در طی یک دوره کشت 6 الی 9 ماه حدود بیست کیلو گوجه درشت و قرمز و آبدار برداشت میشد( قانون تکامل و تصاعد )
وقتی که سوال سرکار خانم شایسته عزیز را خواندم که نوشته بودند:
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
ناخودآگاه در ذهنم مراحل کاشت بذر گوجه و فلفل از ابتدا تا زمانیکه شروع به محصول دادن میکند از ذهنم عبور کرد و چقدر هماهنگی دیدم روی نتایج پایدار زندگی با کمیت و کیفیت محصولی که از گلخانه برداشت میشود
نتایج زندگی من هم حاصل استمرار در درک قوانین و اجرای آن در تمامی جوانب زندگیام هست
همانگونه که یک بذر از روز اول شروع به دادن گوجه نمیکرد و میبایستی مراحل آن به ترتیب انجام میشد تا به باردهی برسد،
نتایج من نیز نیاز به کارکردن مستمر، مراقبت، تعهد و اینکه ورودیهای ذهنم را کنترل کنم که در زمینه کشت مشابه همان آفتها بود که اگر وارد گلخانه میشد و در همان ابتدا کنترل و ریشهکن نمیشد تمامی گلخانه و محصول را آلوده کرده بود و کنترل آن بسیار سخت میشد.
نکته جالب دیگری که به ذهنم رسید و خیلی شباهت دیدم بین گلخانه و ذهن وباورهام این است که:
بذرها در داخل یک بسته پلمب شده قرار داشتند و اگر این بذر در داخل بسته بود سالهای سال هم که در بسته خودش قرار داشت هیچ اتفاقی برای آن نمیافتاد ولی رسیدن بذر به محصول مستلزم این بود که در بستر و محیط مناسب قرار بگیرد تا شروع کند به رشد و جوانه زدن و محصول دادن
من هم اگر تا آخر عمرم آگاهانه روی خودم کار نکنم باورهای من بهمان شکل که از ابتدای کودکی وارد ذهنم شده یا در طول زمان عمرم آنها را باور کردهام، هیچ تغییری نمیکرد و نتایج من همان نتایج قبلی بود که تکرار مکررات بود
من اگر بخواهم نتایج متفاوتی از قبل بگیرم باید آگاهانه این بذر باورها را از بسته خارج و در محیط مناسب شروع کنم به کشت و آب و کود دادن و مراقبت کردن و صبر و اجازه دادن تا مراحل تغییر باورهایم بخوبی و تکاملی طی شده و شاهد نتایج آن باشم
این نیست که من همین امروز شروع کنم به تکرار جملات تاکیدی و فردا صبح نتایج از راه برسند
من باید از جایی شروع کرده و متعهد باشم که این تعهد به ادامه دادن مسیر نیاز ضروری میباشد
سلام آقای کاظمی عزیز
چه مثال زیباو بجایی بود خییییییلی قشنگ گفتید ممنونم بخاطر حضورتون
اینکه ما هم اگه مثل بذر گوجه تو بسته بندیش بمونیم حتی ده سالم بگذره هنوز همون بذریم ولی اگه از یه جایی شروع کنیم روی خودمون کار کردن و کنترل کنیم ورودی هامون رو قطعا مثل بذر گوجه بعد رسیدگی که به بار مینشینه ما هم نتایج رو میبینیم
عالی بود
اینقد تو ذهنم قشنگ نشست
سلام سرکار خانم جوکار عزیز
خوشحالم که تونستم کمکی کرده باشم
بعد از اینکه کامنتم را نوشتم خواستم همین موضوعی را که شما در کامنت خودتون نوشتید را اضافه کنم که زمان ویرایش آن به اتمام رسیده بود ولی چقدر زیبا شما به آن اشاره داشتید و این کامنت را تکمیل کردید
از شما واقعاً سپاسگزارم
بله همانگونه که شما هم اشاره داشتید، اگر من با همان باورهای محدودکننده ای که سالیان سال با آنها زندگی کرده ام مابقی عمرم را ادامه بدهم مثل همان بذری هستم که در بسته بندی لاک و مهر و پلمب شده خودش باقی مانده و اگر از آن خارج نشده و در محیط مناسب قرار نگیرد هیچ اتفاقی برای آن نخواهد افتاد
من هم همینطور هستم باید از یک جایی این ذهن محدود و لاک و مهر شده ام را باز کرده و شروع کنم به کاشتن بذر باورهای جدید
البته که باید بستر مناسب، نور و خاک مناسب و آبیاری بموقع نیز برای بذر انجام شود
که برای من همان دادن ورودی های مناسب، تکرار جملات تاکیدی، بدنبال الگوهای مشابه بودن، و رسیدن به احساس خوب هست
و اگر این روند را ادامه بدهم قطع به یقین مثل همان بذر که در محیط و شرایط مناسب قرار گرفته و شروع میکند به جوانه زدن و رشد کردن و سراز خاک درآوردن و بزرگ شدن و محصول دادن؛
من هم به نتایج دلخواه خواهم رسید البته که باید متعهد باشم این مسیر را ادامه بدهم
ممنونم از شما که به کامنت من توجه نشان دادید
به نام خداوند مقتدر ودانا
خداوند رو سپاسگزارم برای بودنم در این مسیر وشنیدن این آگاهیی ها که آرامش خاطری از عمل بهشون بهم میده که نتایجم رو تغیر میده
چندتا زنگ رو این فایل استاد توی ذهنم به صدا در آورد
اولینش- استمرار بود استمرار به عمل کردن راهی که داره جواب میده با وجود اینکه هنوز نتایج بزرگی که توی ذهنم بزرگه نیومده ولی نتایج کوچیک رو دارم میبینم مثلا روبط با کل هستی بهتر شده با آدمای بهتری دارم کار میکنم راه حلهای بهتری دارم توی کارم دریافت می کنم راحت تر دارم پول میسازم اتفاقات جوری رقم می خورن که کارام سریع انجام میشه وهزارتا نتایج دیگه که من کوچیک میبینمشون ولی دارن اتفاق می فتن ومن باید طبق قانون ببینمشون وتاایدشون بکنم تا این روند تکاملی بهتر وبهتر پیش بره ونتایج بزرگ تر هم وارد زندگیم بشه
این استمرار داشتن در دیدن نتایج کوچیک رو بااید واقعا بیشتر وبیشتر روش کار بکنم چون به مرور در خودم دیدم که وقتی چند وقت روش کار نمیکنم احساسم شروع میشه به بد شدن وحالم زیاد کوک نیست وبر عکسشم دیدم که وقتی هر روز سپاسگزاری میکنم در مورد تک به تک محبت ها ونعمت هایی که وارد رندگیم شده بعد چند وقت میبینم هم حالم بهتره هم اون خواسته های یه کم بزرگترمم داره محقق میشه یا میبینم دارمشون بدون هیچ دستو پا زدنی
ولی ذهن کار خودشو میکنه یه جوری بی اهمیت وبی ارزش میکنه نعمت هاتو یا پیشرفت هاتو که احساستو بد بکنه- که احس بدم طبق قانون اتفاقات بدو در پی داره ولی کاار من اینجا همینه که نزارم ذهن روند گذشته خودشو بره وشیطان ذهنمو خلع صلاح بکنم با نترسیدن از آینده وغصه نخوردن از گذشته وبیاد بیارم نعمت هایی رو که خداوند بهم داده تا به احساس بهتری برسم وطبق قانون احساس بهتر= اتفاقات بهتر وخودم خلق بکنم اتفاقات بهتر رو توی زندگیم
پس استمرار واستمرار وبیاد آوری نعمت هام اون چیزیه که همیشه ودر هر حالای باید بتونم حفظش بکنم
دومین زنگی که شنیدم- این بود که سرم به کار خودم باشه نگاه بقیه نکنم که به چه نتایجی رسیدن ومن هنوز نرسیدم.به قول استاد طرف داشته 50 تا ضربه به میخ میزده قبل از اینکه من ببینمش ولی توی اونضربه منجاهو یکومیی من میبیمش ومیبینم که به خوستش رسید وشروع میکنم به مقایسه خودم با اون شخص وتخریب خودم که ببین اون با یه ضربه به خواستش رسیده ولی تو 30 تا ضربه زدی ولی دریغ از یه ذره نتیجه واینجا اون استمراره رو که مهمه رو از خودم میگیرم ونا امید میشم و وارد احساس بد میشم وباز طبق قانون اتفاقات اون جور که می خوام پیش نمیره
پس سرم توی زندگی خودم باشه وبه اون چیزی که رسیدم عمل بکنم چیکار به بقیه دارم وقتی مسیر من مشخصه وسمت من مشخصه که باید چیکار بکنم تا نتیجه بگیرم.چون راه من مال منه زندگی من مختص منه پس روی خودم کار بکنم
نکته سوم- این بود که وقتی راه موفقیت رو یادش میگیری وتجربش میکنی می تونی خیلی راحت تر وسریع تر حتی از نظر زمانی توی قسمت های دیگه ای هم به موفقیت برسی چون چندیدن بار توی کارای دیگه موفقیت رو بدست آوردی وراهشو بلدی
ومهم نیست که قبلا حالا عقبه یا پیشینه ای داشته باشی توی حوضه ای که می خوای به موفقیت برسی
مثلا بگی من که قبل این کارو انجام ندادم .توی مثال استاد که ترامپ بگه من قبلا توی سیاست نبودم وبلدش نیستم وموفق ننیشم نه اون قبلا توی حوضه های دیگه به موفقیت های خیلی خوبی رسیده وراه موفقیتو بلده والعان موفق شده توی سیاست
پس اینو به من میگه که وقتی می دونی برای موفقیت تمرکز واستمرار 100٪ نیازه وتوی هر کاری اینجوری با عشق وتمرکز پیش بری موفق میشی
پس دیگه کار تموم شدست فقط با تمرکز پیش برو ونگران نباش
زنگ چهارم- اینکه استاد گفتن اگر بر میگشتم به چندین سال پیش بیشتر لذت میبردم وخیالم یه جورایی خیلی راحت تر بود که خداوند بهم می دهد اون چیزایی رو که می خوام با اطمینان بیشتر باورشون میکردم که نیرسم بهشون و وقتی آدم خیالش راحت تر باشه یعنی آرامش بیشتری داره یعنی بیشتر توکل کرده یعنی بیشتر سپرده به خداوند وحالش بهتره در کل وباز طبق قانون بدون تغیر خداوند احساس بهتر = با اتفاقت بهتر
ومی خوام از العان به بعد بیشتر باور بکنم که خداوند می دهد
خداوند هرانچه که می خواهم و حتی بیشتراز اونو هم بهم می دهد وآزاد تر باشم از بند ترسهایی که میخوان خواسته هامو ازم بگیرن ورها تر باشم ولذت بیشتری ببرم از زندگیم از مسیر پیشرفتم ورشدم وبدونم وعده خداوند حقه وکیست راست گو تر از خداوند
خدایا شکرت که باتو هستم واین آگاهیی هارو به جانم میدی تا مسیرم سریع تر لذت بخش تر وآسان تر طی بشه شکرت خدای من
و واقعا بودن تک تکمون توی این سایت داره اینو نشون میده که چقدر مسیر برای هممون آسان تر وسریع تر داره پیش میره چقدر لذت بخش تر داریم قوانین رو یاد میگیریم تا بتونیم خواسته هامو نو محقق بکنیم از این دیگه نشانه وهدایت بهتر
پس استمرار واستمرار رو همیشه یاد آور بشم به خودم
که مسیر همینه
خدایا شکرت استاد عزیزم سپاسگزارتونم
خانم شایسته عزیز بانوی مهربان که این حجرت رو خلق کردی از شما بی اندازه سپاسگزارم
حجرت دوم
به به به به
درود بیکران به استاد عشق️️️️️
خدا را میلیارد مرتبه شکرت
استاد انسانهایی مثل شما باید باید تا ابدیت الله
تندرست و سلامت باشند و مطمئنم که همینطور است
انسانی شریف که از اصول و قواعد و تعهدی که به خودش و خدای خودش داده هیج وقت کوتاه نمیاد
و این یعنی خوشبختی همیشه به خودم و خدای خودم میگم به به به به به این ایمانی که استاد عباس منش داره و الگوی من تو زندگیم شما بوده اید
و افتخار میکنم به استادم و همیشه طلب تندرستی و سلامتی براتون دارم دوستدار همیشگی شما محمدرضا بهرام از شهر اصفهان خدا را میلیارد مرتبه شکرت که سایتی به این خوبی با این همه آگاهی وجود داره
یا حق️️️️️