مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 59 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محیا احمدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1337 روز

    سلام استاد عزیز

    ومریم بانوی عزیزم

    دوتا سوال خیلی قشنگی که پرسیدید من را بسیار بفکر فرو برد و این مدل فکر کردن ها را دوست دارم و زندگی را برایم لذت بخش میکنه.

    میخواهم جواب سوالات این گام را در اینجا بنویسم:

    جواب سوال اول:

    استاد من مسائل زندگی ام را اینجور وقتها مانند یک معمای زیبا و باحال و هیجان انگیز میبینم و فکر می‌کنم این یک بازی مجازی است در کامپیوتر ذهنم، وآن را آنقدر انجام می‌دهم تا به تنیجه نهایی برسم برنده شوم و فقط فکر می‌کنم یک بازی است و خیلی جدی نمیگیرم آن موضوع را چون ذهنم اینطوری اون مسئله را بزرگ یا حل نشدنی نمیدونه و قدرت من در این زمینه بیشتر میشه و لذت بردن اون بازی برام استمرار مدام میاره و به خودم میگم تو این بازی را هم در زندگی ات صد در صد تیک میزنی و میبری اینطوری خودم را برای رسیدن به خواسته هایم آماده میکنم و مسیر را برای خودم لذت بخش.

    و بعد از حل شدن موضوع و بردن اون بازی به خودم میگم دیدی محیا این معمای زندگیت را هم حل کردی .دیدی تونستی .دمت گرم

    همینطور پله پله بالا میروم وتمامی مسائل زندگی ام را حل می‌کنم و به عقب که نگاه میکنم دیگر اون معما ها برایم سخت و ناراحت کننده نیست

    استاد من به خودم قول داده ام تا لحظه مرگم مسائل زندگی ام را دونه به دونه حل کنم وبی خیالشان نمی‌شوم

    چون به خودم قول دادم

    و از خداوند خواستم که مرا تازمانی که همه مسائل زندگی ام را حل کنم زنده نگهدارد چون برایم خیلی لذت بخش است رسیدن و تلاش کردن و هدف داشتن.من عاشق این هستم که مسائلی را که بهم میگن نمیشه بیخیال شو را حل کنم من اتفاقا چیزی را که بهم میگن نمیشه را بیشتر دوستدارم انجام دهم واین حس بهم قدرت میده بهم شجاعت میده انگار من را به خداوند نزدیکتر میکنه این حس.

    محیای درونم را بیدار تر میکنه.

    وآدم های منفی اطرافم را کلا از زندگی ام حذف می‌کنم چون خیلی تاثیر زیادی دارند روی این موضوع استمرار باعث می‌شوند که راجب منفی ها صحبت کنی و همیشه نتیجه را منفی ببینی ودیگر تلاشی نکنی چون میدونی که هیچ فایده ای ندارد تلاش کردن.

    جواب سوال دوم :

    مهم ترین درسی که گرفتم از صبحت های استاد این بود کهفقط استمرار در کارمون و رسیدن به خواستمون داشته باشیم و ناامید نشویم سریع و بیخیال موضوع شویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زهرا جعفرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    سلام و صبح زیباتون بخیر استاد و خانم شایسته عزیزم

    در رابطه با اگاهی های این فایل :

    استاد خیلی خوب اون ریز جزئیات تغییراتی که براشون رخ دادن رو توضیح دادن و به من خط مشق دادن که به چی توجه کنم تا تعییر رو ببینم

    برای من تغییر در این چند روز ،خواب راحت ترم بود – صبح با اسودگی و لذت بیشاری از خواب بیدار شدن بود- اینکه مقدار زیادی پول از سمت های مختلف که اتتظارش نداشتم وارد زندگیم شد- اینکه دیشب خودم رو داخل ایینه نگاه کردم و از نظر خودم زیبا به نظر نی رسیدم و به خودم گفتم تو واقعا زیبایی

    و استاد به من یاداوری کردن که حواست به تک تک این تغییرات باشه که همین ها پیشرفته و همین مسیر ادامه بدم اتفاقات در ابعاد بزرگ تری برام رخ میده

    مثال ضربه ایستگاهی واقعا به جا بود و کمالکرایی در وجودم راحت تر میتونم با یاداوری اش کنترل کنم، درسته اون ضربه ای که میخوام هنوز نزدم ولی ضربه زدنم خیلی بهتر شده پس نسیر درسته و باید بیشتر تمرینش کنم

    اگر من نتایج بزرگ نمیگیرم به خاطر اینه که به اندازه اون نتیجه ای که میخوام روی خودم کار نکردم

    خیلی تحسین میکنم استاد رو که در جواب از دست دادن ثروتشون اینقدر راحت پاسخ دادن

    یعنی تعصبی روی مسیرشون نداشتن و خیلی راحت گفتن بستگی به شرایط اون لحظه داره و اون موقع تصمبم میگیرم که شاید اصلا یه مسیر دیگه برم شاید همین ادامه بدم

    و این برای من درس داشت که چرا اینقدر تعصب افکار و رفتار گذشته ام میکشم؟ تصمیمات میتونن تغیر کن همون طور که افکار و دیدگاه ها تغییر میکنن – دلیل نداره خودم به یه تصمبم محدود کنم

    یه جمله قشنگ یادمه قبلا یه جایی خوندم با یان موضوع که تصمیمات و کارهای که مثلا زهرای 15 ساله گرفته که تصمیمات زهرای 20 ساله تیست، زهرای 15 ساله بر اساس اون شرایط و دیدگاهش اون تصمیم گرفته و اون رفتار انجام داده و در اون زمان از نظرش بهترین بوده پس زهرای 20 ساله نباید به خاطر تصمبمات و رفتار زهرای 15 ساله شرمنده باشه یا احساس بدی داشته

    وقتی ادما روی خودشون کار کردن و به نتایج پایدار و بزرگ رسبدن نشونه یک شخصیت قویه و هرگز این اتفلق نمی افته که یک شبه موفقیتش از بین بره

    اینقدر تو فیما و شاید حرف های بقیه اینو شنیدیم و دیدیم که طرف یه شبهاز عرش به فرش رسید که باورمون شد میشه یه شبه همه چی از سدت داد و دفتی استاد تاکید کردن هرگز این اتفاق نمی افته راستش خیالم راحت شد که نیازی تیست نگرانش باشم و به قول استاد که میگن قوانین کیهانی یه جور اطمینان به ادم میده انگار پاتو روی یه زمین سفت میزاری – قرار نیست یهو اتفاقات عجیب غریب بیوفته و تد قربانی چیزی بشی

    راستش خیلی توهم اینو داشتم و دارم همچنان که من از فردا شروع میکنم خفن درس خوندن و تو نتایجم معجزه میشه و یه شبه تغییر میکنم – روند بهترش اینه از هدف ساعتی شروع کنم و بپذیرم که یک شبه تغییر نمیکنم بپذیرم که درسته یه زمانی ساعت مطالعه بالا داشتم ولی اینم مثل عضله است چون یه زمانی وزنه مثلا 40 کیلویی زدم پس توانایی اش داشتم که انجامش دادم ولی نباید انتظار داشته باشم بعد از وقفه ورزشی ام بازم از وزنه 40 کیلو شروع کنم ، بپذیرم که طبیعیه با وزنه 10 کیلوی یا 5 کیلویی شروع کنم و ناامید نشم و امیدم به این باشه که چون یک بار این مشیر رفتم پس بار دوم نسیرم کوتاه تره

    و استاد گفتن : داشتم مقاومت میکردم در مقابل تغییری که باید رخ می داد و بعدا فهمیدم این تغییر چقدر خوب بود

    اینو توی ذهنم اورد که من کلا نسبت به همه چی خیلی مقاومت دادم و دلم میخواد همه چی اونطوری که من میخوام پیش بره – مثلا اگه جای ساعت 8 صبح من ساعت 12 شروع کنم درس خوندن انگار همه چی بهم ریخته ک دیگه روزم ارزش نداره و مثال های مشابه در 9نبه های دیگه و دیدم من ادمی نیستم که راحت تر بگیرم و با شرایط جدید مچ بشم و با جریان پیش برم و دقیقا طبق حرف استاد با هر تغییری مقاومت دارم حتی اگر خوب باشه

    یه مثال دیگه وقتی که مامانم میخواد یه سری تغییرات در چیدمان وسایل خونه بده و من قطعا و کاملا ناراضی ام و میگم نکن و فلان و… ولی بعدش میبینم این تغییری که مادرم بدون توجه به مت انجام داد چقدر خوب شد ولی خب پیش مادرم بهش اعتراف نمیکنم

    امیدوارم بتونم از مقاومتم کمتر کنم و راحت تر با جریانی که پیش میاد حرکت کنم

    نیتونم جتبه هایی که قبلا توش موفق بودم بررسی کنم و ببینم چه عادت هایی براش داشتم و از اونا برای هدف جدید استفاده کنمو اگه یکم صبور باشم نتایج باعث انگبزه میشن و همدن انگیزه دوباره باعث عمل و نتایج بیشتر میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    حجت طباطبایی گفته:
    مدت عضویت: 2522 روز

    سلام به همه عزیزان و استاد عزیز و خانم شایسته گرانقدر که همچون استاد در مسیر رسالت همراهی رو این چنین زیبا به نمایش گذاشتند و تشکر بابت این همه تلاش و پشتکار برای ساختن این فایلها

    من در ابتدا که به این سایت و استاد هدایت شدم و استاد عباسمنش و صحبتهای ایشون و فایلهایی دانلودی و محصولاتشون دیدم به واسطه نگاه متفاوتی بود که ایشون به خداوند و جهان هستی داشتند خیلی جذب شدم و اولین محصول رو جهانی بینی توحیدی بود که تهیه کردم و استفاده کردم در حقیقت من قیل تر هم در شرایط خوبی از لحاظ مالی و رابطه بودم و به طور ناخودآگاه از قوانین استفاده میکردم ولی با گوش دادن به استاد و تمرکز روی داشتهای که هر روز و هر روز برام عادی تر شده بود و زیبایی خودش از دست داشت میداد کم کم زندگی برام هی زیباتر میشد حالا آگاهانه به داشتهام دقت میکردم

    حالا از چیزهای کوچک تری شروع کردم برای خلق اونها و ساختن اعتماد به نفس بیشتر

    یادم هست برای اولین بار که میخواستم از قوانین برای رسیدن به خواستم به طور آکاهانه استفاده کنم روی جذب نیروهایی بهتر در بیزنسم بود که اینقدر خارق العاده و غیر قابل باور و حتی بازگویی افرادی با یکسری ویژگی بینظیر بهم مراجعه کردن که داشتم از هیجان سکته میکردم ا

    ما با همه این شرایط در یک بازه زمانی از سایت و استاد و قوانین دوز شدم و فراموش کردم و هر بار به تضادی میرسیدم یک مروری میکردم و باز فراموشی تا یک روز عصر که منتظر بودم همسرم از مطب دکتر بیاد بیرون و نشسته بودم با گوشی رفتم تو سایت تا ببینم چه خبر هست که هدایت شدم به یک قسمت سایت که پاسخ به سولات بود و خانم شایسته پاسخ داده بودن و اون سوال هم همین طور بود که چرا قوانین فراموش میکنیم و از مسیر دور میشیم و پاسخ خانم شایسته من رو دیکه پایبند به قوانین کرد زمانی که یادم افتاد که باید همیشه به یاد داشته باشم که زندگی من نتیجه باور های من و کانون توجه خودم است و زمانی که علت این فراموشی رو این دلیل فهمیدم که احساس خوب برابر با اتغاق خوب و احساس بد برابر با اتفاق بد و این یعنی قانون و اصل

    برای همین همیشه دیگه حواسم جمع کردم و کوچکترین نشانها رو با دقت توجه میکردم و از اون اتفاق دلیل برای رسیدن به شرایط بهتر استفاده میکردم و همیشه اتفاقات روز مره خودم شب ها با قوانین مطابقت میدم و انرژی که میگیرم برای فردا ازش استفاده میکنم و هیچ زمان نا امید یا خسته نشدم چون میدون جهان سیستم و دارای قانون است

    امروز که تو زندگی همه ما هوش مصنوعی به نوعی نقش دارد دیکه چه منطقی بهتر از این گه وقتی یک سری قانون و اطلاعات پایه رو به سیستم بدی مثل چت جی بی تی همه سوالی رو و هر اطلاتی رو بهت میده براساس آنالیز هموم اطلاعات ابتدای و با نگاه به این همه دلیل برای بائر پذیری قوانین دیگه فراموشی یا نا امیدی از وجود قانون دیگه سختر از باور بودن قوانین است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1772 روز

    امروز من متن گام دوم مهاجرت به مدار بالاتر رو خوندم وهنوز فایل رو گوش ندادم (البته قبلا چندین بار فایل های مصاحبه با استاد رو گوش دادم ) ولی الان با یک نگاه جدیدتر و با تمرکز بیشتری میخوام گام به گام پیش برم

    یه باور محدود کننده ای که در ذهن من هست اینه که هروقت میخوام فایل های رایگان رو گوش کنم و باهاش پیش برم ذهنم میگه تو که چند تا دوره خریدی پس خیلی بهتره که بری دوازده قدم رو از اول گوش کنی تا فایل رایگان و معلومه که از اون بهتر نتیجه میگیری

    ولی من میدونم که این باورم مشکل داره چون مطمئنم خانم شایسته و استاد عباس منش برای فایل های رایگان هم از دل و جون مایه میزارن تو مرحله اول باید سعی کنم این باور رو کمرنگ‌کنم و باور درست رو جایگزینش کنم

    یه مورد دیگه درباره سوال آخر اینکه چطور وقتی هنوز به نتیجه نرسیدیم خوش بین باشیم به ادامه مسیر به نظرم جواب اینه که با فلاش بک زدن به اتفاق ها وپیشرفت های گذشته و پذیرفتن شرایط فعلی و مهمتر از همه مقایسه نکردن

    من تازه متوجه شدم که علت اصلی خیلی از حال بدی های من مقایسه کردن شرایط خودم با افراد دیگه است وگرنه خود زندگی من به خودی خود مشکلی نداره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2181 روز

    با نام و یاد خدای متعال میریم برای آگاهی های گام دوم

    سلام میکنم به استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیزم

    و سلام به دوستان عزیزم در این سایت الهی

    این گام را با این درک شروع میکنیم که اتفاقات را خودمان با افکارمان رقم میزنیم

    با درک این مفهوم شروع به کار کردن روی خودمان افکارمان و باورهایمان کنیم و وقتی اتفاق های کوچک رخ میدهد آنها را تایید کنیم و با اطمینان بیشتر مسیر را ادامه دهیم

    حالا چگونه روی خودم کار کنم؟ افکار من از ورودی های من میاد پس من باید ورودی هایم را کنترل کنم و یکسری باورها را آگاهانه در خودم ایجاد کنم بعد از اینکار هدایت میشوم به ایده ها…شرایط و هدایت میشوم به مسیر خواسته هام

    من چجوری ورودی ها رو کنترل میکنم؟ چندین ساله تلویزیون نمیبینم…اخبار گوش نمیکنم… استفاده از فضای مجازی رو مخصوصا از ابتدای این پروژه به شدت کم کردم… وقتم رو با خوندن کامنت های سایت و گوش کردن دوره های استاد پر میکنم… جدیدا در سایت بیشتر کامنت میذارم …بیشتر می نویسم … یکسری باورها رو با صدای خودم ضبط کردم و هر روز گوش می کنم…

    نکته دیگری که استاد تو این فایل بیان کردند اینکه اگر خیلی خوب روی خودمان کار کنیم و یکسری باورها را به صورت بنیادی تغییر بدیم و نتایج تغییر کند به این راحتی چیزی را از دست نمی دهیم و نتایج پایدار می شود

    وقتی روی خودمان کار کنیم اصلا نیازی نیست که چیزی را تغییر بدهیم تغییرات از همان جایی که هستیم شروع میشود یعنی با همان استعدادی که داریم با همان توانایی ها در همان شغلی که هستیم و شرایطی که داریم و بعد خود به خود ما هدایت میشویم به مسیرهای بعدی

    باید در این مسیر سعی کنیم بیشتر لذت ببریم و بیشتر اطمینان داشته باشیم به نتایج و خیلی خوب روی باورهایمان کار کنیم.

    پس جواب عنوان این فایل که دلیل پایداری نتایج چیست؟ کار کردن بنیادی روی باورهاست.

    سپاسگزار استادان عزیزم هستم

    خدارو شاکرم که در این مسیر کنار دوستان هر روز آگاهی های بی نظیری رو کسب میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    شکوفه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    خدارو شکر ‌میکنم بابت این آگاهی های عالی

    درباره سوالی که پرسیده شد که وقتی حس می‌کنی راکت موندی و تغییری تو زندگیت رخ نداده چیکار باید بکنی؟

    برای من چیزی که خیلی کمک کرده و خیلی بهم یادآوری میشه اینه که قانون رو یادآوری کنم

    نتایج رو یادآوری کنم

    و یا با دیدن نتایج دیگران قانون رو تو ذهنم هی تثبیت کنم

    که این کاررو‌ با خوندن کامنت ها ، گوش کردن مداوم فایل های استاد به من خیلی کمک کرد

    که میخوام از نتایج عمل به این دو بگم

    همیشه استاد گفتند که این فایل رو چند بار در “دفعات و زمان های مختلف گوش کنید”

    به من ثابت شد با تکرار و یادآوری ، اون قانون به صورت تکاملی تو ذهنت میشینه و تبدیل به یک باور میشه و نتایج شروع میکنن به رخ دادن

    تابستون امسال یادمه که با خواهرم فایل” نامه 31 امام علی” رو که درباره اجابت دعا بود خیلی گوش می‌کردیم

    اصلا همون بار اولی که این فایل رو شنیدم یه چیزی توم‌ بیدار شد که این یه قانون مهمه این یک باور ناحالب رو در تو تغییر میده

    انقدر من این فایل رو دوست داشتم که می‌شد روزی 2~3 بار ببینم و هرروز گوشش میدادم

    انقدر اون حرف ها رو من تاثیر گذاشته بود که دقیقا یادمه شب تولدم بود با یک حال عجیب و خیلی خوب شروع کردم به دعا کردن و اطمینان داشتم که خدا بهم میده( این در صورتی بود که من هر بار بعد از گوش دادن این فایل این حس خال خوب و اطمینان بهم دست میداد و شروع می‌کردم به گفتن خواسته هام و ایمانم به اینکه خدا واحده و قطعا میده 1000 بزار شده بود)

    و خداشاهده که یکی از خواسته هام که تو ذهنم پررنگ بود برآورده شد بصورت کاملا معجزه وار

    و خدارو هزاران هزار بار شاکرم بابت ایمانی که نسبت به خودش در من ایجاد کرد

    عاشقتمممم

    درباره کامنت خوندن دوستان من این رو قبلا هم گفتم ولی باز هم میگم‌ انقدر که عللی بود برام

    من موقع رفتن به دانشگاه با مترو میرم و خب شلوغه و اتفاقاتی هم رخ میده منم برای اینکه ذهنم رو کنترل کنم شروع می‌‌کردم به شکر گزاری و بعد دیدم کم میارم

    بعد شروع کردم به خوندن کانت بچه ها تا برسم تهران

    و این شده بود در من عادت و من لذت میبردم از حرف های قشنگی که بچه ها میزدن از نتایج عالی که میگرفتن و از اتفاقاتی که تو زندگیشون رخ میداد و طرز برخورد اونها با اتفاقات من رو حیرت زده می‌کرد و در کنارش هی قوانین تو ذهنم وبت و یادآوری میشد‌

    و خوندن این کامنت ها بصورت مستمر اتفاقات خیلی قشنگی رو برای من رخ داد

    خدایا شکرت که انقدر عللی هستی و همه اینها رو دوباره بهم یادآوری کردی که چه کارهایی رو انجام دادم و این شد نتیجش

    هزاران هزار بار شکرت

    من عاشقتممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    عاطفه عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1006 روز

    گام دوم

    به نام خدای نور

    استاد های عزیزم سلاممم به روی ماهتوننن خیلی دوستون دارممم.

    الان درشرایط رها کردنم رها کردن همه چیز رهاکردن درگیری های الکی ذهنم رها کردن تقلا برای جذب مشتری رها کردن زور زدن برای پول ساختن میخوام رها کنم هرچیزی که ارامشم رو میگیره حتی نمیخوام بهشون فکر کنم میخوام اروم باشم میخوام به قدرت خدا اعتماد کنم میخوام قدرت رو از همه چیززز از پول از ادما ازهمه بگیرم و بدم به خدای دورنم بدم به خدایی که بارها برام معجزه کرد.

    نورمن به معجزه هات به هدایت هات نیاز دارم تو نزدیک و همراه منی و ازت میخوام که مثل اب روون و جاری دراین مسیر قدم بردارم.

    هدایتم کن با زبان نشانه ها بام حرف بزن من گوش میدم بهم بگو چکار کنم.

    من تورو شریک کاری خودم میدونم و میدونم تو همیشه خیر و خوبی رو برای من میخوای قطعا بعد ازاین کارکردن ها معجزه رخ میده میشود هرانچه که باید من قدم به قدم این پروژه رو میرم و میدونم توهم کارهارو انجام میدی من خیالم راحته نمیخوام عجله کنم میخوام همه ی اینارو به خودت بسپارم نورم من تسلیم درگاه توهستم.

    من وقتی درمدار درست باشم همه چیز به بهترین شکلش پیش میره نتایج دوان دوان به سمتم میان و فراوانی نعمت رو تجربه میکنم خودت تبلیغاتم رو به عهده گرفتی و خودتم بی حساب به من مشتری میدی و از جاهایی که فکرش رو نمیکنم مشتری میاری به کسب و کارم.

    من روی دارایی هام روی ادم ها روی پول تو کارتم حساب نمیکنم من بجاش روی توحساب میکنم و ازتو میخوام هدایتم کنی از تو میخوام مثل همیشه معجزه کنی و ازتو میخوام کاری کنی ورق برگرده و مثل همیشه همه ی تضادها به نفع من باشه و سراسر خیر باشه برام.

    خداوند به من میدهد خداوند همراه و هدایتگر منه.

    خدایاشکرت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مونا روشنا گفته:
    مدت عضویت: 1725 روز

    سلام و درود بی پایان به استاد دل ها استاد عباس منش دوست داشتنی و سلام ویژه به مریم شایسته ی عزیز و همه ی بچه های سایت دوست داشتنی تر

    روز دوم تعهد ما شروع شد به امید الله مهربان

    بریم برای هدایت الهی و نوشتن پاسخ تمرین امروز

    «حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    واقعیت اینه که من از استاد یاد گرفتم که فارغ از اینکه اون بیرون چه خبره ، فارغ از اینکه چقد دلایل قانع کننده داری که حالت بد باشه، تو باید تو موظفی که احساس خوب اتفاقات خوبو به خودت یاداوری کنی. باید بتونی کنترل ذهن کنی. به هر روشی که میتونی.روزهایی که کنترل ذهن از دستم در میرفت و از اول روز احساسم در جهت مثبت نبود قشنگ میفهمیدم که ای واای من . چرخ زندگیم چقد زوار در رفته شده . یعنی دقیقا توی اون روزا بود که میفهمیدم که روزایی که حالم خوب بوده چقد زمین و زمان با ساز دلم کوک بوده و همیشه در مسیر درست بودم و همه چی برام اسان میشده. یعنی اون روزایی که خوب پیش میرفت انقدر واسم بدیهی و طبیعی شده بود که تازه اون روزایی که احساس غیر مثبتم منجر به اتفاقات غیر مثبت خنده دار و مسخره میشد تازه دوزاریم می افتاد که اهان. پس چرخ روان زندگیم اون روزا بوده ها. ببین کاراتو. فرار کن از این حال و احوال سمی. به قول استاد دستتو از تو اتیش دربیار.

    ولی عوضش وقتی کوک کوکی درخواستات در لحظه اجابت میشه.

    مثلا من همین امروز یه خواسته رو که مدت ها میخواستم ولی انجام نمیشد دیگه با حدت و شدت از ته دل خواستم و نوشتم . شاید باورتون نشه. 5 دقیقه فقط 5 دقیقه بعدش اجابت شد. الله اکبر مگه داریم

    اونم چه جوری؟ با هدایت خودش. همون خدا همون خدا همون خدا یهو به دلت میندازه برو فلان چیزو چک کن. الله اکبر.

    مثلا یه بار خیلی گیر مالی داشتم یهو به دلم انداخت برو حساب بانک ملتتو چک کن. و من سورپرایز شدم. پولی توی حسابم بود که روحمم خبر نداشت از کجاست. این یعنی رزق بی حساب. الهی شکرت. یا یه بار خیلی اتفاقی به دلم انداخت برو اون کارت بانکیتو که صدسال بود دستش نزده بودم و کلا رمزشو یادم رفته بود چک کن. در کمال ناباوری بعد از رفتن به بانک و درست کردن رمزم دیدم بهله. 5 میلیون شیرین داخلش نشسته منتظر من که برم کیفشو ببرم. خدایا شکرت.

    میخوام بگم که اونجایی که تلاش اگاهانه میکنی که احساستو خوب کنی که منجر به ارامش میشه منجر به در مسیر درست قرار گرفتن میشه لاجرم نشانه ها میاد. هر چند کوچیک باشه ها. اما میاد . این نشانه ها و این نتایج کوچیک میشه واست سوخت جت. میشه واست انگیزه که ببین. حال خوب داشتن هزار تا منفعت داره پس الکی احساستو بد نکن که کارت بد سخت میشه. چی از این بهتر که تو لذت ببری و خواسته هات هم به قول استاد بوم بوم براورده شه. چی از این بهتر. حالا بسته به ظرف وجودیت و ترمزات خواسته های بزرگترت هم کم کم تیک میخوره. الهی شکر از دانستن قوانین. انشال توی این مسیر بتونیم ادامه بدیم و کیف کنیم. الهی شکرت. من توکل میکنم من ایمان دارم و به الهامات خداوند عمل میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محمد طاها افضلی نیا گفته:
    مدت عضویت: 615 روز

    گام دوم مهاجرت به مدار بالاتر

    سلام به استاد و مریم شایسته و دوستان عزیز

    چقدر این حرف برام آشناس که وقتی دست از مقاومت برمی داری و اجازه می دی که تغییر اتفاق بی افته چه نتایج فوق العاده ای رخ می ده من چیزی که راجب خودم متوجه شدم اینه که من چقدر زود به شرایط عادت می کردم و نمی خواستم که اصلا تغییرشون بدم و از تغییر دوری می کردم من آدمی بودم که حتی از تغییر چیز های کوچیک مثل اتاقم یا حتی گوشی ام هم دوری می کردم اما وقتی که دیگه از شرایط خسته شدم و دیگه نخواستم تحمل کنم از خدا یک راه چاره درخواست کردم و چقدر شیرین و زیبا من رو هدایت کردم باور های کوچیک,طرز فکر های جدید و دیدی نو به جهان اطراف ام از چپ و راست به من هدایت می شد هر کدوم از اون ها هر روز که می گذشت و برای من تکرار می شد بیشتر من رو آماده می کرد و باور ها و طرز فکر قدیمی جاش رو با یک دید جدید و باور های نو عوض می کردم به وضوح شخصیت من تغییر کرد و به همون میزان اطراف من و رفتار ادم ها با من هم تغییر می کرد شرایط ام تغییر کرد احساساتم تغییر کرد یک تحول بزرگ شکل گرفت درونم همه اینها زمانی اتفاق افتاد که من به خودم اجازه تغییر دادم و دست از مقاومت برداشتم و تغییر رو با تمام وجود خواستم این شد که از یک ادم که حتی حاضر نبود در کوچک ترین مسائل اش تغییری ایجاد کنه یا از یک روش جدید استفاده کنه به ادمی تبدیل شدم که مدام به دنبال تغییر مثبت و پیشرفت خودشه و دقیقا نتایج و تغییر ها از همون لحظه ای شروع شد که من از خدا خواستم تغییر رو و از همون روز هر روز برای من یک پیشرفت جدید بوده هر روز من آگاهی هایی رو دریافت می کردم که یک قدم من رو بالا تر می برد چیز های خیلی کوچیک و قدم های آروم.اما تصمیمی که اون لحظه گرفتم از قبل من آماده اش شده بودم و تکامل خودم رو طی کرده بودم ذهن من با تجربه ها و صحبت ها و طرز فکر های زیبا و قدرت مند کننده بمباران شده بود و ذهن من آماده تغییر شده بود.به همین دلیل تونستم بصورت پایدار و مستمر ادامه بدم و هر روز خودم رو قوی تر کنم.

    خدایا شکرت

    شما رو به خدای بزرگ می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 938 روز

    به نام خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره.

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیزدل ،

    و همه خانواده عباسمنشی در این سایت و این فایل.

    تصویر ذهنی استاد از قوانین…

    استاد :

    برای اولین بار که من فیلم راز رو دیدم ، احساس کردم یکسری چیزها رو که از قبل میدونستم ، دوباره برام تکرار شده ، و من بیشتر و بیشتر باورش کردم.

    من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه ، افکار من از کجا میاد ، از ورودی های من میاد ، من باید ورودی هام رو کنترل کنم ، آگاهانه یکسری باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هام رو هم در خودم ایجاد کنم ، و بعدش هدایت میشم ، شرایط اتفاق میفته ، افراد مناسب سر راهم قرار میگیرن ، ایده ها میاد ، موقعیت های مناسب اتفاق میفته و من براحتی به سمت خواسته هام هدایت میشم و اونا از این طریق اتفاق میفته.

    من باید :

    بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و تجارب زندگیمون رو خودمون به وسیله افکارمون خلق میکنیم.”

    بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما حاصل افکار و فرکانس های ماست.”

    بیشتر و بیشتر باور کنم که ” خداوند قدرت خلق زندگی من رو به من داده و منم که خالق زندگی خودمم.”

    و وقتی این قانون و اصل و اساس رو باور کردم و درکش کردم ، شروع کردم بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردن. و وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم ، اتفاقات کوچیک شروع شد و نشانه ها رخ داد.

    پس مسئله اصلی ، تصویر ذهنی نیست ، مسئله فهم و درک قانونه و بعدش عمل به قانون.

    و دونستن این اصل که تمام قوانین کیهانی بصورت کاملا دقیق و نزدیک به هم ربط دارن.

    یعنی برای موفقیت من باید در کنار این قانون و اصل که میگه :

    -تمام اتفاقات و تجربیات زندگی من حاصل افکار و فرکانس های منه.

    -احساس خوب=اتفاقات خوب

    -جهان کارش اینه که به کانون توجه ، باورها ، افکار من پاسخ بده و این فرکانس رو به صورت ماده ، وارد زندگی من کنه.

    اینا رو که میدونیم ، باید قانون تکامل ، رو هم در کنارش در نظر بگیریم.

    باید آگاهانه اتفاقات و نشانه های مثبت کوچکی رو که با شروع کار کردن روی خودمون و با باورسازی در جهت رشدمون ، رخ میده رو ببینیم ، و آگاهانه اونقدر در موردش صحبت کنیم ، بنویسیم ، سپاسگزاری کنیم ، اونقدر اونو توی ذهنمون تکرار کنیم که پایه قوی برای ارسال فرکانس مثبت رو در وجودمون بسازیم.

    و اصلی که مهمه اینه که ، این توجه ، این گفتگوهای مثبت ، این باورسازی ، این یادآوری نکات مثبت و اتفاقات مثبت ، همشون باید در جهت ،

    ” ایجاد احساس خوب یا احساس بهتر نسبت به قبل و تکرار این روند برای موندن در این احساس خوب ”

    باشه و باید دائما به خودم یادآوری کنم که ببین ، اتفاقات به ظاهر کوچیکی که الان افتاد ، و قبلا نمیفتاد ، با شروع کار کردن روی خودت ، با این روشی که یاد گرفتی ، رخ دادا.

    پس ناامید نشو ، بیشتر و بیشتر روی خودت کار کن ، خودت رو توی احساس خوب نگه دار ، اون اتفاق کوچیکی که افتاد رو توی ذهنت بُلد کن و تصورش کن ، به احساس خوب و خوبتر و عالی برس و تو اون احساس بمون ،

    بعد نتایج بزرگتر هم اتفاق میفته ،

    تو باید ویژگی شخصیتی ” کمالگرایی ” رو با تمرین ” صبر و داشتن امید و یقین ” و درنظر گرفتن قانون تکامل ، و دونستن اصل تصاعدی در رخ دادن نتایج ، رفع کنی و تو این وضعیت خوب بمونی.

    اتفاقات خوب و نتایج بزرگ زمانی رخ میده که تو بیشتر و بیشتر روی خودت کار کنی ، باوراتو تقویت کنی ، ورودی هاتو کنترل کنی ، و در کل همه کاری کنی که به احساس خوبی برسی و توی این احساس خوب بمونی و هرچقدر که این احساس خوب بیشتر تقویت بشه ، اتفاقات بزرگتر خواهد بود.

    تو فقط ادامه بده ، تو فقط روی خودت کار کن ، با امید ، با صبر ، با توکل .

    چنتا از مثالایی که با شروع کار کردن روی خودمون اتفاق میفته و گفتنش شاید به دردمون بخوره تا راحت تر نشانه ها رو ببینیم و روشون فوکوس کنیم.

    اینکه :

    -به دوستی که سالها ازش خبر نداری فکر میکنی و خودش باهات تماس میگیره و کلی از اون تماس احساس خوبی میگیری.

    -اینکه غذایی رو دوست داری بخوری و تا اون موقع کمتر برات اتفاق میفتاده که توی خونه درست بشه ،درست میشه، یا به صرف غذا دعوت بشی جایی ، ولی الان این اتفاق برات میفته.

    -اینکه مشتری های بهتر ، با کیفیت تر ، خوش رو تر ، جالبتر ، ثروتمندتر ، که تا الان برات اتفاق نیفتاده ، برات میاد.

    -اینکه دوست داری توی کسب و کارت یه مدل مشتری با ویژگی های خاص بیاد ، و چند روز بعد این اتفاق میفته.

    -اینکه تا الان توی کسب و کارت مثلا روزی هزارتومن فروش داشتی ، یه حرکت الهامی بهت گفته میشه و ظاهرا اصلا به کسب و کارت ربطی نداره ها ، ولی خب به صورت ریشه ای کسب و کارتو گرفتار کرده ، اونو انجام میدی (یا انجام نمیدی) ، بعد فروشت توی همون روز یا روز بعدش ، میشه 8هزارتومن .

    -اینکه مسائلی رو داشتی و الان بعد از کار کردن روی خودت ، کمتر برات پیش میاد یا اصلا پیش نمیاد.

    -اینکه با فکر خودت و تجربیات خودت ، یه صدایی از ماشینت میومده که میگفتی این از اون قطعس و اگر ببرم تعمیرگاه ، چندین میلیون باید خرج کنم ، و تو احساستو خوب میگیری و با توکل بر خدا و یادآوری فراوانی خداوند ، به تعمیرگاهی هدایت میشی ، و اتفاقا استادکاری توی اون تعمیرگاه حضور داره که وقتی بهش توضیح میدی که این جوره ، سریع با چک کردن ، میگه این بخاطر اینه و با چند صد هزار تومن ، کارت راه میفته ،

    -اینکه جمله ای ، حرفی ، متنی ، رو از کسی دریافت میکنی که اصلا انتظارشو نداشتی و قبلا فکر میکردی و دائم ترس داشتی که نه این فرد تنها عامل بیرونی (شرک) برای جلو من وایسادنه ، ولی الان این نشونه برات میاد ، که تو فقط روی خودت کار کن.

    تو فقط روی خودت کار کن ، تو جهان خودت رو درست کن ، تو از درون با خودت به صلح برس ، جهان بیرون ” لاجرم ” “لاجرم” تغییر خواهد کرد ، به چه صورتی ؟ به نفع تو ، در مسیر اهداف تو ، در مسیر رشد تو ، در مسیر خواسته های تو.

    (استاد عاشق این لاجرم گفتناتم)

    تو باید “قانون تسلیم” بودن در برابر خداوند رو بپذیری ، باور کنی و در عمل نشونش بدی ،

    این کارو کن ، مسئولیت کارهاتو بنداز گردن خدا.

    این یه ترمز و مقاومت شدید داره توی ذهن همه مون.چرا که اگر درک درستی از قوانین ، آموزش های استاد و درک صحیحی از خداوند نداشته باشیم ، فکر میکنیم این کار ، شونه خالی کردن از مسائل و کارها باشه، در واقع نه اینطور نیست.

    وقتی من روی خودم کار میکنم ، ذهنم رو برای خداوند کنترل میکنم ، از قوانین خدا پیروی میکنم ، بهش ایمان میارم و عمل میکنم ، در کل بندگی خدا رو میکنم ،

    خدا ، خوشحال میشه که من کارهامو بهش واگذار کنم ، مدبر الامور من میشه ،

    وکیل و وصی و یار و یاور من میشه. میشه انرژی ، میشه نور توی زندگی من ،

    اون موقع خداوند ، مصداق این آیه رو توی تک تک لحظات زندگی من اجرا میکنه ،

    ” لم یلد و لم یولد ” ، خداوند یه انرژی بی نهایته ، یه انرژی قدرتمند که جهان رو پدید آورده ، انرژی طبق تعریف فیزیک ، نه به وجود میاد و نه از بین میره ، بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.

    چه زمان ؟

    زمانی که من بدونم از چه قانون و اصلی برای شکل دهی به این انرژی استفاده کنم.

    ژنراتور ، انرژی مکانیکی رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه.

    من اگر توی سیستمم از موتور استفاده کنم ، چه نتیجه ای خواهم گرفت؟

    من اگر قانون رو درک کنم ، اگر خداوند رو با تمام ویژگی هاش درک کنم ، اون موقع من نیاز نیست پلن بچینم ، من فقط نتایج رو دریافت میکنم ، من فقط باید سعی کنم ، ظرفم رو اونجوری که میخوام این انرژی شکل بگیره ، شکل بدم.

    و یه موضوعی یادم اومد ، در مورد تصویر ذهنی استاد از قوانین.

    توی یه فایلی ، استاد گفتن ، من اینجور برای خودم این ذهنیت رو ساختم ، که ، دائما احساسم رو چک میکنم و اگر احساس بدی دارم ، باور دارم که این احساس بد منو میندازه توی آتیش.منو از دره پرت میکنه پایین ، حالا اگر حس کردم که احساسم داره بد میشه ، باید به هر طریقی شده ، حالمو بهتر کنم ، چنگ بزنم به بوته خار کنار صخره و خودمو بکشم بالا ،

    پس توی تصویر ذهنی استاد ، مانیتوری وجود داره که دائما سیگنال مربوط به احساساتش رو چک میکنه و طبق اون ، رفتار میکنه.

    افکار ما داره در هر لحظه فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنه و جهان هم در هر لحظه پاسخ میده به این فرکانس های دریافتی و اتفاقات هم اساس با افکارمون رو وارد زندگیمون میکنه.

    پس من باید در هر لحظه ورودی هام رو چک کنم ، گفتگوهای مثبت ذهنی رو در مورد اتفاقات مثبتی که برام رخ داده ، اتفاقات مثبتی که دیدم ، شنیدم ، تکرار کنم ، تا احساس خوب رو بوجود بیارم ، و توی این احساس خوب بمونم.

    وقتی اتفاقات رخ میده ، و ما آگاهانه بهشون توجه میکنیم ، و با خودمون تکرار میکنیم که ببین ، من این احساس خوبو داشتم ، این حرکت مثبتو زدم ، این ذهنیت مثبتو داشتم ، این اتفاق خوب برام افتاد ،

    و با تکرار این روند و باورسازی بیشتر ، باورام تقویت میشه ، و لاجرم نتایجم بزرگتر میشه.

    وقتی با اطمینان به درک قانون رسیدیم ، وقتی خداوند رو درک کردیم ، وقتی اتفاقات مثبت حتی کوچیک رو آگاهانه دیدیم و درموردش صحبت کردیم ، وقتی با اطمینان و باور خواسته هامون رو نوشتیم ، درموردش صحبت کردیم ، باید مطمئن باشیم که رخ میده ، با یقین.

    همه چیز ، عزت نفسه ، اعتماد به نفسه.

    هرچیزی که جلوی ما رو از انجام یکاری میگیره ، نداشتن عزت نفسه ، نداشتن اعتماد بنفسه ، نداشتن احساس لیاقته.

    یا داشتن باور مخرب عذاب وجدان و احساس گناهیه که از فرهنگ و جامعه به ما داده شده.

    عزت نفس هم مثل تمام موفقیت ها (که البته سنگ بنای تمام موفقیت هاست) نیاز داره به طی شدن یه روند تکاملی ، و این پروسه تا بی نهایت ادامه داره.

    چون هرچی پیش میریم یه جنبه از اعتماد به نفس و عزت نفس در ما وجود داره که نیاز هست روش کار کنیم.

    این مسئله که اگر یه شخصی که به موفقیت هایی در تمام جنبه های زندگیش رسیده و داره دائما برای بهبودش روی خودش و ورودی هاش کار میکنه ، و روند تکاملش رو طی کرده ،

    طبق همون قانون تکامل ، امکان نداره یکدفعه تمام آنچه که داره رو از دست بدست (تا زمانی که در مدار درست هستیم.)

    اما بیایم تحلیلش کنیم ، فرض کنیم یه دانش آموزی ، که البته فرض هم نیازنیست و در جهان واقعی این اتفاق افتاده ، درس هاش رو درک میکنه ، روی خودش و علمش کار میکنه ، میفهمه درسا رو ، رفته کنکور داده و رتبه 1 رو آورده ، با یکسری درصد هایی 80 تا 100 درصد ،

    حالا این دانش آموز ، بهش میگن آقا شما باید برای حصول اطمینان ، مجدد امتحان بدی ،

    این فردی که قانون رو درک کرده ، این فردی که درساشو فهمیده و مطمئنه از خودش ، یبار کنکور داده ، الان دیگه اون نیمچه استرسشم رفته ،میره با شجاعت پای کنکور مجدد ، و اینبار همه درسا رو 100٪ ، جواب میده ،از امتحان دادن نمیترسه ، از چالش جدید نمیترسه ، مسئله و موقعیت جدید رو ازش استقبال میکنه.

    کسی که روی باور فراوانی ، روی باور توحید ، روی باور خالق بودن خودش ، روی عزت نفسش ، روی احساس لیاقتش و …. کار کرده ، درساشو پاس کرده ، از قرار گرفتن توی موقعیت جدید نمیترسه ، کسی که درک کرده به این جهان اومده تا خودش رو تجربه کنه ، خودش رو به چالش بکشه ، مسائلش روحل کنه ، اصلا این نگرانی براش وجود نداره که از صفر شروع کنه ،

    میدونی ، مثه بازی کامپیوتری میمونه ، مثلا تا مرحله 40 رفتی ، الان برمیگردی مرحله 1 ، خب تو مسیرو میدونی ، میدونی چی کجاس ، و چه مسائل و نعمتایی توی مسیرت هست ، دیگه بیراهه نمیری ،یه راست میری سر اونا….و ایندفعه خیلی زودتر میرسی به جایگاه قبل ، حتی اون برکتایی که سری قبل نگرفتی رو اینبار میگیری ، سعی میکنی تجربه های منفی سری قبل رو اینبار دریافت نکنی ….

    گرچه بقول استاد ، طبق قوانین خداوند ، کسی که موفقیت هاش رو روی پایه های درستی چیده ، هرگز یدفه از بالا به پایین نمیفته ، و وقتی نتایج پایداری داری ، این نتایج یدفه از بین نمیره.

    و ما برای اینکه این مسئله اذیتمون نکنه ، باید روی چنتا باور کار کنیم ،

    -ما هرچی داریم ازآن خداونده ،

    -نعمت و ثروت در جهان بی نهایته،

    -در مورد نعمت ها و داشته هامون رها باشیم و وابسته نشیم بهشون.

    -من خالق زندگی خودمم.

    -من تا وقتی درمسیر درست هستم ، مورد حمایت و هدایت خداوندم.

    -اصل و اساس جهان از موفقیت حمایت میکنه ، پس امکان نداره تا وقتی من در مسیر موفقیتم ، با من مخالفت کنه.

    -الخیر فی ما وقع ، هر آنچه اتفاق بیفته به نفع منه ،

    -انّا لله و انّا الیه راجعون ،

    -من باید در هر لحظه به سمت خواسته هام حرکت کنم ، من باید از مسیر لذت ببرم ، نه از نتیجه.(البته که نتایج ، پاداش لذت بردن از مسیره)

    -من وقتی همه خواسته هامو تجربه کردم ، مادیات رو تجربه کردم ، خواهی نخواهی ، وقتی در مسیر درست هستم ، ازشون میگذرم ، (مسیر گذر از مادیات ، تجربه مادیاته )

    اصلا مسیر گذر از هرچیزی ، تجربه اونه.

    وقتی من موفقیت رو در تمام جنبه ها تجربه کردم ، راه رسیدن بهشو درک کردم ، قانون رو فهمیدم ، دیگه نگران نیستم ،

    اصلا این سوال ، خودش چنتا ریشه معیوب و باور غلط داره.

    باور کمبود ، باور ترس ، باور وابستگی به مادیات ، باور نداشتن به آخرت ، باور عدم احساس لیاقت داشتن اون نعمت ها ،(که اصلا چرا من باید به نداشتنشون فکر کنم؟چرا؟)

    باور مخربی که ، همه افراد ثروتمند ، یه روزی بهاشو میدن ، باید پس بدن ،

    باور اینکه ، حالا من این سوالو بپرسم ، اصلا هرچی ادم موفقه ، موفقیتش بادآوردس ، و بادآورده رو باد میبره ، حالا سوال بپرسم ، ببینم واکنشش چیه؟

    باور عدم اعتماد به نفس و عزت نفس ،

    موفقیت افراد رو نباید از روی ظاهر و توی اون قله اوج ، ببینیم و برای اینکه خودمون امیدوار باشیم ، الگو بگیریم ، و بتونیم مسیر موفقیت رو طی کنیم ، باید بتونیم درک کنیم ، که حتی خداوند هم از قانون تکامل ، تخطی نکرده ، و هر موفقیتی ، یه روند تکاملی داشته .

    همه افرادی که توی سایت عباسمنش.کام ، هستند و دارن این مسائل رو میخونن و گوش میدن ، توی مدار موفقیت قرار گرفتن ، چون یه روزی از خدا خواستند که راهشو بهشون نشون بده.

    مهم ، درک قانونه ، فهم درس و اصل و اساس کارکرد این جهانه ،

    یه کلاس درس رو در نظر میگیریم که استاد داره درس میده ، همه دارن جزوه مینویسن ، و استاد یکسری تمرین میده ، یکسری منبع رو برای تمرین بیشتر معرفی میکنه (کامنت های سایت) ، و یکسری کتاب رو معرفی میکنه که برای درک بیشتر و کار کردن بیشتر و حرفه ای تر هستن (دوره های سایت) ، حالا ،

    من میگم ولش کن ، من همین جزوه رو بخونم و تمرینایی که استاد داده رو میخونم ، در حد یه 10 بگیرم کافیه.و میبندم روی 10…حالا باید با هزار نگرانی و ترس برم سر جلسه ، که آیا همون سوالا اومده یا نه ، که من بتونم ده بگیرم.

    یکی هم نه ، از اولش همه درسا رو درک میکنه ، سوال میپرسه ، تمرین میکنه ، منابعو بررسی میکنه ، و خودش رو اماده میکنه برای نمره تاپ ، یعنی 20.

    حالا اگر سوالی هم از این تمرینا نیومده باشه ، براش فرقی نداره ، چون درک کرده درسو ، و نمره کاملو میگیره.

    (مهم درک قانونه ، مهم عمل به قانون ، مهم تمرین کردنه ، مهم فهم کارکرد و اصل و اساس این جهانه.)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: