اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی این فایل رو گوش میدادم یادم اومد وقتی تازه عضو سایت شده بودم و این فایل رو برای اولین بار گوش میدادم
به این نتیجه رسیدم که همسر من ترمز من هست و اگر ازش جدا بشم،بوم بوم اتفاقات عالی رخ میده
ینی هیچی از فایل رو نفهمیدم و فقط تمرکز کرده بودم روی این حرفی که تو این فایل شنیده بودم
و الان که بعد از مدتها این فایل رو گوش دادم
متوجه شدم که چقدر طرز فکرم عوض شده
و اتفاقا همسرم رو خیلی بیشتر اون زمان دوست دارم
و همیشه یکی از سپاسگزاری هام وجود همسرم در زندگیمه
استاد من به اندازه ای که روی باورهام کار کردم نتیجه گرفتم،اما همش به دنبال نتایج خیلی بزرگ بودم
و نتایج کوچیک رو نادیده میگرفتم و بابتشون خوشحال نبودم،و یه حس بدی همیشه داشتم
اما بعد از شنیدن فایل چگونه از فرد بد بین تبدیل شوم به فرد خوشبین
کلا ورق برگشت من بعد دوسال با گوش دادن به فایلهای محصولات و دانلودی آماده شده بودم
برای دریافت اون فایل بی نظیر و پیدا کردن ریشه ی تمام اتفاقات ناجالب زندگیم
اینکه من یه آدم بسیار بدبینی بودم و این اونقدر ریشه داره در باورهای من
که هر وقت دست به هر کاری میزدم مثل یه زنجیر نامرئی به پام وصل بود و اجازه نمیداد از یه حدی جلوتر برم
الان سعی میکنم هر اتفاقی که رخ میده خوشبین باشم،خیلی سخته برام
اما وقتی نتیجه های کوچیک رو میبینم و با خودم مرور میکنم
بیشتر متوجه میشم که باید رو این موضوع کار کنم
مثلا همین چند روز پیش که شهرستان بودم هوا سرد شد و جاده ها برفی به ترمینال تماس میگرفتم میگفتن چون جاده ها خرابه فقط سمت صبح اتوبوس هست و من طبق روال قبل ماتم داشتم که چجوری میخام برگردم مشهد، اما سعی کردم خوشبین باشم و بگم همه چی درست میشه و حواسم رو پرت کردم
و در کمال ناباور همسرم اومد شهرستان و میگفت وقتی میومده جاده ها خیلی خراب بوده
اما وقتی برمیگشتیم هیچ ردی از هوای بد و جاده خراب نبود
یا مثلا من ثبت نام کرده بودم باشگاه،اما فقط یک جلسه شو تونستم برم و هر سری یه مسئله ای پیش میومد که نمیشد برم، و انگار داشت جلسه هام میسوخت،سعی کردم خوشبین باشم و بگم خیره
وقتی به مربیم گفتم جریان رو گفت تاریخ نگه میداره تا وقتی که میرم باشگاه
اینا رو نوشتم تا بازهم برام یادآوری بشه
و با مرور همین اتفاقات استمرار داشته باشم و نا امید نشم
تو این فایل هف،هش، ده تا سوال به ظاهر متفاوت مطرح شد که استاد عباسمنش برای هر کدومش با جملات مختلف، پاسخ یکسانی داد که از نگاه من همه این سوال و جواب ها حول محور عبارت » اطمینان « میچرخید.
پرسشگر دنبال راهی هست که به یقین و اطمینان برسه.
پاسخگو که در راه یقین و اطمینان مستقر شده میگه: مطمئن باش این جهان قوانینی داره که اگه مطابقش عمل کنی ، میشود به هررررچیزی در چهارچوب قانون رسید.
باورهات زندگیتو به وجود آورده .
اگه میخای زندگیت تغییر کنه ، باید ورودی های ذهنت مطابق چیزی که میخای کنترل بشه یا باورهای همسو با خواسته رو در خودت ایجاد کنی.
طی یه پروسه تکاملی، فارغ از شرایط فعلی، مرحله مرحله افراد و شرایط و موقعیت و… رخ میده که به چیزی که در خودت ایجاد کردی ، میرسی.
.
.
استاد طبق اصل بالا به اون دوستی که پرسیده بود؛ اگه همه چی رو ازدست بدی چی میشه؟
گفت : طبق قانون اولا هیچ وقت دستاوردهای کسی که درست پیش رفته از بین نمیره. دوما حتی اگه بخام با همین اگاهی ها از اول شروع کنم خیلی زوتر به این اندازه و یا بیشتر میرسم.
یا به اونی که پرسیده بود : چی باعث شد ناامید نشی -یا- مسیر رسیدن به موفقیت های مالی چطور طی شد و چنتا پرسش مشابهش
گفت: هرکسی که پذیرای اگاهی باشه وقتی با قانون آشنا بشه و تستش کنه همون روزای اول نشونه ها و نتایجی بدست میاره.
حالا هرچی در بکارگیری اگاهانه قانون مسلط تر بشی، به همون میزان میتونی به خواسته های بیشتری برسی.
.
به قول خانم شایسته در خلال این فایل بارها مفهموم »اطمینان« بهم یاداوری شد.
فهمیدم مسیر همینیه که یکبار ازش جواب گرفتم، حالا اگه برای چیزای دیگه اونجوری که میخام نتیجه حاصل/پایدار نمیشه، مشکل از منه که باید محدودیت های ذهنم پیدا و برطرف کنمو همون مسیری طی کنم که نتایج قبلی رو باهاش خلق کردم…
خب
اعتراف میکنم تا اینجا حرفای قشنگ استاد را از دریچه نگاه خودم مکتوب کردم اما در واقعیت همین مطلب، عینا سیکل معیوب و مرحله ای هست که نتونستم ازش رد بشم.
من با بکارگیری قوانین نتیجه ها گرفتم اما راجب یه سری چیزا نتیجه ای ظاهر / پایدار نمیشه؟!
چراااااااااا؟
مشکل کارم چیه؟؟؟؟
خب
این سوال را از خودم پرسیدم و مِن باب گزارش میگم که :
تا این لحظه به این «اطمینان» رسیدم که قانون هیچ تغییر و استثنایی نداره و برای هر خواسته ای میشود اجراش کرد.
محدودیت فعلی من ؛ پیدا کردن علت و چرایی رخ ندادن ها و ناکامیم، می باشد!
از طرفی
باز به این «اطمینان» رسیدم که اگه مسئله پیدا و حل بشه،، بمب! خیلی شیرین و راحت به هدفم میرسم و نتیجه پایدار میشه.
سوال و درخواست این روزای من :
چطور وقتی در مسیر رسیدن به خواسته هام ، اتفاقاتی خارج از برنامه رخ میده یا نتایج پایدار نمیشود و درگیر امواج سینوسی ناامیدی، شک ، تردید و ترس میشم
مثه استاد عباسمنش و همه افرادی که در جایگاه «یقین و اطمینان» مستقر شدن، فارغ از نتیجه ،،، حال خوبم را حفظ کنمو ادامه بدم؟؟؟؟
چطور؟؟؟
چطور با حلوا حلوا گفتن کامم را شیرین کنم؟؟!!
.
.
با تمام وجودم از خدا میخام یه حالتی، یه کلیدی رو قلبم، رو ذهنم قرار بگیره که هروقت این شک و تردید ها سراغم میاد بهش بگم : مهدی اقا نگران نباش، از زندگیت لذت ببر و مسیر کار کردن رو باورات ادامه بده ، مطمئن باش به فرااااااتر از چیزایی که میخای ، میرسی…
مگه استاد عباسمنش نرسید،
خب واسه توام میشه.
قانون یکیه.
جفتتون شرایطتون یکسانه. باور کن اون هیچ چیزی از لحاظ ساختار فیزیکی از تو بیشتر نداره.
فقط تو الان در شرایطی میبینیش که ترس ها و تردید هاشو پشت سر گذاشته وگرنه اونم مثه تو همین ناامیدی ها و ترسها سراغش اومده و از خدا خواسته هدایتش کنه تا بازیو بفهمه.
توام الان داری به وسیله همین متن از خدا درخواست میکنی و همون جوری که ایشون به مدارهای بالاتری رفت ، توام هدایت میشی و به مدار بالاتر مهاجرت میکنی و باز همین راه را باید ادامه بدی برای رفتن به یه گام بالاتر و الی آخر…
.
خب
فک میکنم سهم خودم رو در این پروژه انجام دادم .
خدایا از فضل خودت بر این سعی و تلاش های من بیفزا و هدایتم کن به راه راست.
راه کسانی که خیلی شیرین و راحت به نعمت ها و خواسته ها میرسن.
نه راه کسانی که رو خودشون یا دیگران حساب میکنن و ناکام موندن.
نه راه کسانی که حتی فکر میکنن هیچ راهی نیست برای رسیدن به نعمت ها و خواسته ها.
الان درموقعیتی هستم که نشده حتی یکروزازوقتی که باشماآشناشدم روی خودم کارنکنم ووقتی به ظاهربعضی وقتهاهیچ پیشرفت آشکاری نمی بینم وذهن میادمیگه نکنه اینکه حالت رومستقل ازشرایط بیرونی خوب نگه داری الکیه وجواب نمیده والان توشرایطی هستم که همه کارهایی که بایدانجام میشده برای بیزینسم انجام دادم ومنتظرمجوزبین المللی هستم تااستارت بخوره ودیروزذهنم میگفت نکنه چسبیدی به این ایده وبایدرهاش کنی وبری دنبال یک ایده دیگه درصورتی که همه چیز داره خوب پیش میره واینقدرمسیرم راحته وهمه چیز داره راحت پیش میره که ذهنم میادمیگه اینقدرراحت دیگه امکان نداره شایدداری اشتباه میکنی!
ومن درجواب این ذهن میگم جوری که من کارکردم والان میکنم وبخصوص روی باورراحتی کارهاوبستن ورودیها ازجمله تلویزیون وهرجایی که حالموبدکنه وعزاداری و……اینقدرراحت بودن کاروحتی بیشترازاین هم طبیعیه ذهن جان!
پس لطفا ساکت باش من میخوام تاتهش برم.
من مطمئنم وباورکردم باکارکردن لیزری روی خودم ودرک بیشترقوانین وعمل به اون نتیجه میگیرم ومیدونم اونطرف هم خداکارشوخوب بلده.
من نگاهم به احساس خوب وساختن باورهایی بااحساس خوب وقانون تکامل وتوکل به خداوند مثل نگاه ارتش آوانگاردکه هیچ راهی جزپیروزشدن نداشتنه وتمام راههای دیگه روبه روی ذهنم بستم وقبول کردم همین راه موفقیته ولاغیر.
حالابیاجفتک بندازذهن جان….
همیشه به خودم میگم مگه چندبارزندگی میکنم ویاچقدردیگه میتونم زندگی کنم که بخوام جابزنم حالاکه میدونم این راه درسته وتواناییشوبهم داده خداوندواونم پشتمه….
در این کامنتم میخام تعهد بدم که گام به گام با این پروژه پیش برم و هیچ عذر و بهانه ای نیارم ، هروقت فایل جدید اومد گوش کنم تفکر کنم و اگر حسم اجازه داد کامنت بنویسم . توی زندگیم به مباحث هر فایل فکر کنم و باورهای مرتبط رو استخراج کنم. فایل های مصاحبه یادآور روزهای اولیه ورودم به سایته و آغاز تغییراتم از همین فایلها بوده برای همین نسبت به این فایلها حس متفاوتی دارم . از خدای مهربان میخام کمکم کنه که حضورم در این قسمت پیوسته باشه و در اخر پروژه بیام و از تاثیر این فایلها بنویسم.
تعهد میدک که هر روز کانتهای دوستانم را بخونم و موارد کلیدی رو یادداشت کنم .
تعهد میدم اولین کار هر روز صبحم اومدن به سایت و دیدن فایل پروژه باشه.
تعهد میدم که در آخر این پروژه از خودم و عملکردم راضی باشم.
بنده حدود 1771 روز هست که عضو سایت هستم.همونطور که استاد فرمودند صرفا ثبت نام تو سایت به منزله نتیجه گرفتن نیست همونطور که صرفا ثبت نام در یک باشگاه بدنسازی به منزله به تناسب اندام رسیدن نیست.
من با فایل های رایگان پیش رفتم و نتایج خیلی خوبی گرفتم.
تونستم از شغل کارمندی بیرون بیام، کسب و کار خودم رو راه انداختم ، ماشین خریدم و یک رابطه خوب رو شروع کردم!!! ولی بعد از اون مغرور شدم و فکر کردم که به تهش رسیدم غافل از اینکه کار کردن روی باورها تا ابد باید ادامه داشته باشه.
الان که دارم این متن رو مینویسم 300 میلیون بدهکار شدم و طلبکارهام حکم جلب گرفتن و من از ترس زندان مجبور شدم از شهر خودم فرار کنم.
امشب تو تنهاییم انگار هدایت شدم به سمت سایت استاد و انگار یه چیزی بهم گفت تنها راه نجات آگاهی های سایت استاده.
چیزی که من فهمیدم اینه که اگه قراره تو وسط راه کار کردن روی باورها رو متوقف کنی، بهتر اینه که اصلا شروع نکنی…!
از امشب کار کردن روی باورهام رو شروع میکنم و یقین دارم به لطف خدای مهربان به زودی دوباره به موفقیت میرسم …
خداروشکر که به تعهدم عمل کردم و دومین قدم پروژه پیش بردم…..
اتفاقات را با افکار خودمان رقم میزنیم ،
اگه دنبال نتایج بزرگی اول باید با دیدن نتایج کوچیک شکرگزار باشی و تحسین کنی تا نتایج بزرگ ترو ببینی.
اگه هنوز نتایج بزرگ ندیدی به این معنی نیست که مسیر غلطه به این معنی گه به اندازه کافی کار نکردی و مهم ترین چیز برای رسیدن به خواسته:استمرار،استمرار،استمرار
پایه و اساس موفقیت توی هر حوزه ای
روابط
سلامتی
ثروت
موفقیت
همش فقط و فقط به کار کردن روی عزت نفس برمیگرده و شالوده اصلی همون احساس لیاقت و تعلق و دوست داشتن خوده ماست.
وقتی تو مدار درست باشیم ،وقتی روی خودمون کار کنیم هیچ اتفاق غیر منتظره ای نیست و سوپرایز نخواهیم شد بلکع هر اتفاقی بیوفته اتفاق خوبیه….
کسی که یه مدت طولانی روی خودش کار کرده یه شبه به حالت قبل برنمیگرده شاید سینوسی بشه اما صفر نخواهد شد.
قانون تکامل
سالها طول میکشه یه شبه موفق بشی
موفقیت افرادو نباید یه شبه دید و خودتو با کسی مقایسه کنی تو از باور های درونی اون خبر نداری و فقط داری ظاهر قضیه می بینی ریشه ها ندیدی هنوز
تکامل یعتی از جایی که هستی کسب و کارتو راه بنداز
تکامل یعنی با همون چیزی گه داری شروع کن نه اینکه وام بگیری و خودتو ببری توی قرض ،،،،
مهم ترین نتیجه کار کردن روی خودمون احساس آرامش درونی و بعدش نتایج دیگع ام میاد.
یادآوری این اصل که اتفاقات زندگی من به خاطر افکار خودم رقم میخوره یه تکراره ک فک کنم لازمه تا پایان عمر بشنوم ش و تکرارش کنم و به خودم یادآور بشم .
خب سوال مهم این است که من چطور مسیر تغییر باورها و کنترل ورودی ها را ادامه دهم و اجازه ندهم ذهن با آوردن بهانههای مختلف من را از ادامه مسیر بازدارد ؟؟
با دیدن نتایج کوچکی که در زمان بودن در مسیر در طول روز تجربه میکنی که قبلاً سختتر تجربه میکردی یا به ندرت تجربه میکردی و یا اصلا تجربه نمیکردی . این دیدنها و نوشتنها منطقهایی میشود برای ذهنم تا به کنترل ورودیها ادامه دهم و اجازه ندهم که ذهنم من را از مسیر و ادامه دادن آن ناامید کند .
مورد حرکت دهندهی مهمی که در ادامهی مسیر بسیار یاری رسان است احساس خوب است ، اینکه زمانیکه در مسیر اجرای قانون هستم احساس خوبی دارم . احساس سبکی ، حال خوب ، آرامش خاطر دارم و این خود مهمترین اهرم لذت برای من است ، چرا که کاملا احساس میکنم زمانیکه کنترلی بر ورودی های ذهنم ندارم چطور ب راحتی حال بد به سراغم می آید و رنجش و ناخوشحالی امر طبیعی زندگی ام میشود و این مهمترین اهرم رنجی است ک به من در بودن در این مسیر و ادامه ی اجرای قوانین انگیزه میبخشد .
روان شدن زندگی ، راحت شدن کارها ، خوب شدن اخلاق آدمها و تمام تغییرات کوچکی ک به محض بودن در مسیر تجربه میکنی مهم ترین عامل محرک برای من هستند. فک کنم تمام ماهایی که اینجا در این خانواده ی بی نظیر جمع شدیم متوجه این تغییرات کوچیک و بزرگ به محض کنترل ذهن و تقوا هستیم و نسبت بهشون آگاه و هوشیار شدیم .
مهم ترین اصل این مسیر کنترل ورودی هاست ک آگاهانه باید ورودی هایم را مدیریت کنم تا به خواسته هایم هدایت شوم . تفاوت در نتایج آدمها به این شکل رقم میخوره نه به دلیل تفاوت های دیگه و یا خاص بودن و ویژگی های منحصر به فرد داشتن.
نتایج زمانی پایدار میشود که باورها به شکل بنیادین تغییر کرده باشد و این مهم با ادامه مسیر و تکامل رخ میده . و قشنگی قانون این هست که وقتی در مدار و مسیر درست هستی و تکامل ت رو طی کردی ،هیچ وقت نتایجت رو از دست نمیدی . سقوط و عقبگرد زمانی اتفاق میافتد که مسیر تکاملیات را طی نکرده باشی . بنابراین زمانی که باورها به صورت بنیادین تغییر میکند و نتایج پایدار میشوند، از دست دادن نتایج اتفاق نمیافتد. وقتی چیزی درست ساخته بشه به راحتی خراب میشه و از بین نمیره . سقوط در تکامل معنایی نداره.
وقتی آمادهی تغییر باشی شرایط و اتفاقات به گونهای رقم میخورد تا من به نتایج و خواسته های مدنظرم برسم. تغییرات از همان جایی که هستی شروع میشود و در ادامه موقعیت هم تغییر میکند .
خدا رو شکر ک روز دوم مهاجرت به مدار بالاتر برام یه روز پر از حس و حال خوب و احساس رهایی و سبکی و امید به فردایی بهتر و اتفاقات بهتر سپری شد و انگار نور جدیدی مهمان خانه ی قلبم شده بود . خدا رو هزاران بار شکر برای وجودت مریم عزیزم . دوستت دارم بانوی مهر و ماه
سلام و درود دوستان عزیزم امیدوارم در ااین پروژه حسابی رشد کنیم و اونچه میخواهیم رخ بده.
قانون پایداری نتایج:
در مورد سوال اول خیلی خوشحالم که چنین جوابی از استاد شنیدم چون استاد اصلا قضیه رو پیچیده نمیکنند و به سادگی هرچه تمام موضوعات را باور کرده و همون رو برای ما به اشتراک میذاره .
سوال دوم که مربوط به ارتباط ب جنس مخالفه بسیاری از باورهای مذهبی رو به یاد آوردم که تو جامعه و فرهنگ من یعنی جایی که بزرگ شدم خیلی فراوونه همین مورد ترغیبم کرد بنویسم .
این باورها نه تنها بهمون قدرت ندادن بلکه باعث ضعیف بار اومدن افراد مخصوصا جنس مونث شدند دوست دارم چند نمونه از باورهایی که از اطرافیان شنیدم و خانواده خودمم این باورها را داشتند بازگو کنم :
دختر خوب کسی ست که حتی یک کلمه هم با مردها صحبت نکند و هیچ مردی بغیر از پدر و برادرانش صداشو نشنیده باشند !!
دختر خوب دختری ست که هیچ مردی چهره اونو ندیده باشه !!!
پیامبر گفته دخترانتون رو در کودکی روانه خانه بخت کنید (چون حضرت فاطمه در نه سالگی ازدواج کردند)!!!!!!
خوشبحال پدر و مادری که دخترانشون رو قبل از دیدن خون حیض شوهر میدن!!!!!
وقتی کسی اسم طلاق رو بیاره عرش خداوند به لرزه میوفته چه برسه به اینکه طلاق بگیره!!
.
نمیدونم این باورها از کجا اومده ولی تا سالهای پیش این موارد رو خیلی میشنیدم خوشبختانه در این ده سال اخیر خیلی بهتر شده ولی خب این باورها ریشه ای هست و آثارش وجود داره ، هنوزم خانواده هایی رو میبینم که دختر بچه زیر پانزده سالشون رو عروس میکنند و خیلی هم به این مورد افتخار میکردند اما این دختر یکسال یا دو سال بعد با حالت روحی داغون طلاق گرفته و برگشته خونه پدرش تنها به این دلیل که بلد نبوده خانه داری کنه و چیزی از ازدواج نمیفهمیده چون اون واقعا یک کودکه.
این باورهای مذهبی خرافه باعث شده دختر و پسرهایی که همچین باورهایی دارند در زمان ازدواج نتونند باهم به درستی صحبت کنند و نتونند به درستی باهم آشنا بشن چون به قول خودشون میگن حجب و حیا دارن نمیتونند با طرف مقابل راحت صحبت کنند! بدون اینکه اشنایی و شناختی کسب کنند تن به ازدواج میدن و تازه بعد از ازدواج میفهمند طرف چه رفتارهایی داره چه باورهایی داره و بعدش اگه ازدواجه خوب نباشه میگن این قسمته و خدا خواست که ما باهم ازدواج کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مثل برادر خودم که کلا دوبار دختر خانم رو دیده بود و هیچ شناختی ازش نداشت اما ازدواج کردند و دقیقا چند روز بعد از عقد به مامانم گفت این دختر اونی نیست که فکر میکردم! اما همچنان زندگی میکنن بدون هیچ عشق و مودتی چون باور دارند ازدواج مثل یک هندونه سربسته است! همینه که هست! همه همینن!
حتی برای خودمم پیش اومد سالها قبل که شاید 20 ساله بودم شب خاستگاری که قرار بود صحبت کنیم من هیچ موضوعی نداشتم که از اون آدم بپرسم چون بار اولی بود که میدیدمش و راحت نبودم ،توی اتاق دوسه کلمه مسخره صحبت کردیم و اون پسر بدون شناخت در مورد شخصیتم و بدون هیچ آشنایی دیگه ای گفته بود جوابم مثبته و این دخترخانم رو قبول کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدارو شاکرم که گفت جواب نه بده چون منم اونموقع عقاید خانوادم رو داشتم و فکر میکردم ازدواج باید همینجوری شکل بگیره!!!!!!!!!
وای خدایا چقدر این جمله رو شنیدم . طرف هررروز تو زندگیش داره میمیره و زنده میشه ولی میگه این خواست خدا بوده قسمت منم این بوده! یک نمونه عینی و ملموسش خواهرم بود که سی سال زندگیشو ادامه داد در صورتیکه هرروز آرزوی مرگ میکرد ولی مامانم بهش میگف دخترجان این قسمته توعه زندگی بی رحمه و باید بسازی!
خواهرم از ترس حرف مردم و باورهایی که داشت طلاق نمیگرفت ولی بارها اقدام به خودکشی کرد البته هیچکدوم منجر مرگش نشد ولی پارسال در اثر تصادف فوت کرد و میبینم الان همه اقوام و نزدیکان دور و نزدیک خواهرم رو ستایش میکنند و میگن خیلی زن وفاداری بود !خیلی زن بسازی بود! خیلی زن مظلومی بود !خیلی فداکار بود وهزارتا ازین جملات که جزئی از باورهای مردمه چون همه باور دارند زندگی یعنی زجر و مخصوصا برای یک زن! چون زن خوب زنی ست که بسوزه و بسازه و جیکش درنیاد!!!
.
اما من وجودم موافق این باورها نبود و همیشه از شنیدنش احساساتم برانگیخته میشد وقتی با سایت آشنا شدم هیچ مقاومتی در برابر حرفهای استاد نداشتم و اتفاقا وجودم پر از هیجان شد که آهان من همینو میخاستم وقتی استاد گفتند پدر مادرها مسئول فرزندان نیستند خیلی راحت قبولش کردم وقتی از حجاب گفتند از طلاق گفتند از ازدواج و ….گفتند راحت پذیرفتم .
بیشترین نتیجه ام در این سایت تغییر عقایدمه که شخصیتم بلکل عوض شده و من دیگه اون دختر مذهبی و خرافاتی 4سال پیش نیستم و به هیچ عنوان عقایدم قابل مقایسه با اون سالها نیست. با خانواده و محلی که زندگی میکنم خیلی متفاوتم حتی در کوچیکترین مسائل ولی من در بهترین مکان در سکوت کامل در حال کارکردن روی خودم وشخصیتم هستم مثل یک پادشاه وقتی از خواب بیدار میشم همه چی محیاست لذت میبرم ازین هماهنگی در اکثر مواقع کسی کاری بهم نداره و قابل احترامم .
تو خونواده های مذهبی خیلی دیدم که پسرهای خانواده روی خواهرا خیلی تعصب های بیمورد دارند ولی خداروشکر من هیچوقت اینو تجربه نکردمو تاحالا برادرام حتی یک کلمه نگفتن و در تصمیمام دخالت نکردن البته الان که فکرکردم قبلا هم هیچوقت دخالتی نمیکردن چون مامانم برای همه ما به یک اندازه ارزش و احترام قائل بود و فقط خودشون حق داشتند مارو تنبیه کنن یا نصیحتی کنن.
مامانم گاهی چیزایی میگه(طبق باوراش که میخواد مثلا منو امر به معروف کنه ) مثلا نماز بخون فلان کن وو …. ولی تعدادش اونقدر کمه که میتونم صفر در نظر بگیرم . اینهم از لطف خدا نسبت بهمه که چندوقت پیش مامانم خوابی دیده که من در حال بالا رفتن از درختی هستم و بسیار هم خوشحال بودم واینطوربرای خودش تعبیر کرد که تو راهت درسته و میتونی و میدونی چطور زندگی کنی ، از اونموقع خیلی کمتر تو کارام و زندگی شخصیم دخالت میکنه و حتی نگرانیاش و مثلا امر به معروف کردناش خیلی کمتر شده در حد صفر. که خودم باورم نمیشه این مادر مذهبی که برای هر حرف کوچیکی ربطش میده به دین و دنبال نصیحت کردن همه س چطوری بهم چیزی نمیگه ؟!( تومسائل دیگه اهل نصیحت هست همچنان اما تو مسائل دینی خیلی کمتر شده )
خداروشاکرم این هم نتیجه خیلی عالی است در نوع خودش و این فایل باعث شد بنویسم هرچند زیاد مرتبط نباشه اما احساساتم برای نوشتن غلیان کرد و نوشتم.
سلام بر استادان عزیز و گرامی جناب آقای سیدحسین عباس منش و بانو مریم شایسته عزیز
سلام بر دوستان هم سایتی و هم فرکانسی
آغاز سال جدید میلادی رو به اساتید بزرگوارم و همچنین دوستان هم سایتی تبریک عرض میکنم امیدوارم در سال جدید میلادی تحولات خوبی در زندگی برامون از جنس مثبت و موفقیت پیش آید.
پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»
گام دوم قانون پایداری نتایج
بسیار خوشحال و سپاس گذار خداوند هستم که قراره منم در این پروژه و در این مسیر همراه شما اساتید عزیزم باشم و از آموزش های شما استفاده کنم و همچنین خوشحال و خرسندم که با دیگر دانش پذیران این سایت در این پروژه همراهم که از انرژی و فرکانس مثبت شما نهایت استفاده را داشته باشم.
بسیار از بانو مریم عزیز سپاسگزارم به خاطر توضیحات و روند کار و نکات بسیار عالی و مفیدی که در ابتدا در دستورالعمل مهاجرت به مدار بالاتر بیان کردید.
بسیار از استاد عزیزم سپاسگزار هستم که باز به ما یادآوری کردید که همه چیز توحید است و سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمتهایی که به ما داده است همه چیز توحید است
ایجاد تصویر ذهنی از قوانین، رقم زدن زندگی خودمون با افکار خودمون، تمرین کردن تا رسیدن به نتیجه نهایی و کنترل ورودی ها، عزت نفس برای ایجاد روابط خوب، روی خودمون باید کار کنیم و یک روندی رو طی کنیم و تکاملون باید طی شود وقتی که در مدار درست باشیم و روند تکاملی رو درست طی کرده باشیم و باورهای بنیادی ایجاد کنیم هیچ وقت اتفاقات نمی تواند باعث از بین زفتن همه اون نتایج شود یک شبه موفقیت بزرگ به دست نمیاری و یک شبه هم همه موفقیتها رو از دست نمیدهی، و آدم با یک جمله متحول نمیشود بلکه طی کردن و تمرین کردن مدام هست و زدن اون ضربه آخر مهم است که وقتی در مسیر درست هستی و اون ضربه آخر رو که از تمرین کردن به دست آوردی باعث ایجاد نتیجه میشود، وقتی روی خودمون کار میکنیم وضعیت از همانجایی که هستیم رقم میخورد و تغییرات اتفاق میفتد، برداشتن مقاومت و تسلیم شدن و تمرکز کردن باعث اتفافات بزرگ میشود وقتی قوانین کیهانی خداوند رو بدانیم و انجام دهیم و عمل کنیم درهر زمینه ای که وارد شوی موفق خواهی بود
هرچقدر ثروتمندتر شویم نزد خدا محبوبتر میشویم
خدایا سپاسگزارم که این بندش رو هدایت میکنه که در این مسیر باشم و هم از مسیر لذت ببرم و هم یک مدار خودم رو ارتقا بدم.
-اول اینکه باید بپذیرم که من خالق زندگیم هستم،مسئولیت صددرصد زندگیمو به عهده بگیرم که من دارم با افکار و باورهام زندگیمو خلق میکنم،هیچ چیز بیرون از من وجود نداره،باور قلبی من این باشه که من خالق زندگیم هستم،ادامه بدم،تمرین و تکرار،من فهمیدم که افکار منه که داره زندگیمو رقم میزنه،افکار هم از ورودی هام بوجود میاد،من باید ورودی هامو کنترل کنم،آگاهانه یه سری باورها رو در خودم ایجاد کنم،بعدش هدایت میشم به ایده ها،اتفاقات و شرایط…
-دوم اینکه باید روی عزت نفس و اعتماد به نفسم دارم کار کنم،مهارتهامو افزایش بدم،در مسیر علاقه م حرکت کنم،و اینکه خودم رو همینجوری که هستم لایق بهترینها بدونم،کسی باارزش تر از من نیست،و من هم با ارزش تر از کسی نیستم،خودم رو با کسی مقایسه نکنم،فقط خودم رو با دیروزم مقایسه کنم و سعی کنم امروزم بهتر از دیروزم باشه
-من اینقدر باید قوی باشم برای اینکه چیزی رو بدست بیارم،باید خلق کنم برای اینکه چیز جدیدی رو بخرم نه اینکه اون چیزهایی رو که دارم بفروشم،یه پولی ام بزارم روش،تا یه چیز جدیدی رو بخرم.
-خداوند محافظ و نگهبان خودم و اموالم هست
-باید زیاد روی خودم کار کنم تا نتیجه بگیرم
-قانون تکامل،وقتی که من دارم روی خودم کار میکنم از همین جایی که هستم تغییرات شروع میشه بعد لاجرم هدایت میشم به مسیرهای بعدی،اگر باورهامو تغییر بدم از همین کسب و کاری که دارم از همین جایی که هستم،با همین کاری که میکنم با همین استعداد،با همین توانایی وضعیتم شروع میشه به تغییر کردن،درآمد من به باورهای من بستگی داره و نه به هیچ عامل بیرونی
-ایمان به خداوند،احساس خوب،لذت بردن از مسیری که تووش هستم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم،خانم شایسته و همه دوستان
وقتی این فایل رو گوش میدادم یادم اومد وقتی تازه عضو سایت شده بودم و این فایل رو برای اولین بار گوش میدادم
به این نتیجه رسیدم که همسر من ترمز من هست و اگر ازش جدا بشم،بوم بوم اتفاقات عالی رخ میده
ینی هیچی از فایل رو نفهمیدم و فقط تمرکز کرده بودم روی این حرفی که تو این فایل شنیده بودم
و الان که بعد از مدتها این فایل رو گوش دادم
متوجه شدم که چقدر طرز فکرم عوض شده
و اتفاقا همسرم رو خیلی بیشتر اون زمان دوست دارم
و همیشه یکی از سپاسگزاری هام وجود همسرم در زندگیمه
استاد من به اندازه ای که روی باورهام کار کردم نتیجه گرفتم،اما همش به دنبال نتایج خیلی بزرگ بودم
و نتایج کوچیک رو نادیده میگرفتم و بابتشون خوشحال نبودم،و یه حس بدی همیشه داشتم
اما بعد از شنیدن فایل چگونه از فرد بد بین تبدیل شوم به فرد خوشبین
کلا ورق برگشت من بعد دوسال با گوش دادن به فایلهای محصولات و دانلودی آماده شده بودم
برای دریافت اون فایل بی نظیر و پیدا کردن ریشه ی تمام اتفاقات ناجالب زندگیم
اینکه من یه آدم بسیار بدبینی بودم و این اونقدر ریشه داره در باورهای من
که هر وقت دست به هر کاری میزدم مثل یه زنجیر نامرئی به پام وصل بود و اجازه نمیداد از یه حدی جلوتر برم
الان سعی میکنم هر اتفاقی که رخ میده خوشبین باشم،خیلی سخته برام
اما وقتی نتیجه های کوچیک رو میبینم و با خودم مرور میکنم
بیشتر متوجه میشم که باید رو این موضوع کار کنم
مثلا همین چند روز پیش که شهرستان بودم هوا سرد شد و جاده ها برفی به ترمینال تماس میگرفتم میگفتن چون جاده ها خرابه فقط سمت صبح اتوبوس هست و من طبق روال قبل ماتم داشتم که چجوری میخام برگردم مشهد، اما سعی کردم خوشبین باشم و بگم همه چی درست میشه و حواسم رو پرت کردم
و در کمال ناباور همسرم اومد شهرستان و میگفت وقتی میومده جاده ها خیلی خراب بوده
اما وقتی برمیگشتیم هیچ ردی از هوای بد و جاده خراب نبود
یا مثلا من ثبت نام کرده بودم باشگاه،اما فقط یک جلسه شو تونستم برم و هر سری یه مسئله ای پیش میومد که نمیشد برم، و انگار داشت جلسه هام میسوخت،سعی کردم خوشبین باشم و بگم خیره
وقتی به مربیم گفتم جریان رو گفت تاریخ نگه میداره تا وقتی که میرم باشگاه
اینا رو نوشتم تا بازهم برام یادآوری بشه
و با مرور همین اتفاقات استمرار داشته باشم و نا امید نشم
در پناه الله مهربان باشید
گام دوم – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
.
سلام
تو این فایل هف،هش، ده تا سوال به ظاهر متفاوت مطرح شد که استاد عباسمنش برای هر کدومش با جملات مختلف، پاسخ یکسانی داد که از نگاه من همه این سوال و جواب ها حول محور عبارت » اطمینان « میچرخید.
پرسشگر دنبال راهی هست که به یقین و اطمینان برسه.
پاسخگو که در راه یقین و اطمینان مستقر شده میگه: مطمئن باش این جهان قوانینی داره که اگه مطابقش عمل کنی ، میشود به هررررچیزی در چهارچوب قانون رسید.
باورهات زندگیتو به وجود آورده .
اگه میخای زندگیت تغییر کنه ، باید ورودی های ذهنت مطابق چیزی که میخای کنترل بشه یا باورهای همسو با خواسته رو در خودت ایجاد کنی.
طی یه پروسه تکاملی، فارغ از شرایط فعلی، مرحله مرحله افراد و شرایط و موقعیت و… رخ میده که به چیزی که در خودت ایجاد کردی ، میرسی.
.
.
استاد طبق اصل بالا به اون دوستی که پرسیده بود؛ اگه همه چی رو ازدست بدی چی میشه؟
گفت : طبق قانون اولا هیچ وقت دستاوردهای کسی که درست پیش رفته از بین نمیره. دوما حتی اگه بخام با همین اگاهی ها از اول شروع کنم خیلی زوتر به این اندازه و یا بیشتر میرسم.
یا به اونی که پرسیده بود : چی باعث شد ناامید نشی -یا- مسیر رسیدن به موفقیت های مالی چطور طی شد و چنتا پرسش مشابهش
گفت: هرکسی که پذیرای اگاهی باشه وقتی با قانون آشنا بشه و تستش کنه همون روزای اول نشونه ها و نتایجی بدست میاره.
حالا هرچی در بکارگیری اگاهانه قانون مسلط تر بشی، به همون میزان میتونی به خواسته های بیشتری برسی.
.
به قول خانم شایسته در خلال این فایل بارها مفهموم »اطمینان« بهم یاداوری شد.
فهمیدم مسیر همینیه که یکبار ازش جواب گرفتم، حالا اگه برای چیزای دیگه اونجوری که میخام نتیجه حاصل/پایدار نمیشه، مشکل از منه که باید محدودیت های ذهنم پیدا و برطرف کنمو همون مسیری طی کنم که نتایج قبلی رو باهاش خلق کردم…
خب
اعتراف میکنم تا اینجا حرفای قشنگ استاد را از دریچه نگاه خودم مکتوب کردم اما در واقعیت همین مطلب، عینا سیکل معیوب و مرحله ای هست که نتونستم ازش رد بشم.
من با بکارگیری قوانین نتیجه ها گرفتم اما راجب یه سری چیزا نتیجه ای ظاهر / پایدار نمیشه؟!
چراااااااااا؟
مشکل کارم چیه؟؟؟؟
خب
این سوال را از خودم پرسیدم و مِن باب گزارش میگم که :
تا این لحظه به این «اطمینان» رسیدم که قانون هیچ تغییر و استثنایی نداره و برای هر خواسته ای میشود اجراش کرد.
محدودیت فعلی من ؛ پیدا کردن علت و چرایی رخ ندادن ها و ناکامیم، می باشد!
از طرفی
باز به این «اطمینان» رسیدم که اگه مسئله پیدا و حل بشه،، بمب! خیلی شیرین و راحت به هدفم میرسم و نتیجه پایدار میشه.
سوال و درخواست این روزای من :
چطور وقتی در مسیر رسیدن به خواسته هام ، اتفاقاتی خارج از برنامه رخ میده یا نتایج پایدار نمیشود و درگیر امواج سینوسی ناامیدی، شک ، تردید و ترس میشم
مثه استاد عباسمنش و همه افرادی که در جایگاه «یقین و اطمینان» مستقر شدن، فارغ از نتیجه ،،، حال خوبم را حفظ کنمو ادامه بدم؟؟؟؟
چطور؟؟؟
چطور با حلوا حلوا گفتن کامم را شیرین کنم؟؟!!
.
.
با تمام وجودم از خدا میخام یه حالتی، یه کلیدی رو قلبم، رو ذهنم قرار بگیره که هروقت این شک و تردید ها سراغم میاد بهش بگم : مهدی اقا نگران نباش، از زندگیت لذت ببر و مسیر کار کردن رو باورات ادامه بده ، مطمئن باش به فرااااااتر از چیزایی که میخای ، میرسی…
مگه استاد عباسمنش نرسید،
خب واسه توام میشه.
قانون یکیه.
جفتتون شرایطتون یکسانه. باور کن اون هیچ چیزی از لحاظ ساختار فیزیکی از تو بیشتر نداره.
فقط تو الان در شرایطی میبینیش که ترس ها و تردید هاشو پشت سر گذاشته وگرنه اونم مثه تو همین ناامیدی ها و ترسها سراغش اومده و از خدا خواسته هدایتش کنه تا بازیو بفهمه.
توام الان داری به وسیله همین متن از خدا درخواست میکنی و همون جوری که ایشون به مدارهای بالاتری رفت ، توام هدایت میشی و به مدار بالاتر مهاجرت میکنی و باز همین راه را باید ادامه بدی برای رفتن به یه گام بالاتر و الی آخر…
.
خب
فک میکنم سهم خودم رو در این پروژه انجام دادم .
خدایا از فضل خودت بر این سعی و تلاش های من بیفزا و هدایتم کن به راه راست.
راه کسانی که خیلی شیرین و راحت به نعمت ها و خواسته ها میرسن.
نه راه کسانی که رو خودشون یا دیگران حساب میکنن و ناکام موندن.
نه راه کسانی که حتی فکر میکنن هیچ راهی نیست برای رسیدن به نعمت ها و خواسته ها.
الهی آمین .
1721+
به نام خداوندبخشنده ومهربان
سلام به استادعزیزومریم جان
الان درموقعیتی هستم که نشده حتی یکروزازوقتی که باشماآشناشدم روی خودم کارنکنم ووقتی به ظاهربعضی وقتهاهیچ پیشرفت آشکاری نمی بینم وذهن میادمیگه نکنه اینکه حالت رومستقل ازشرایط بیرونی خوب نگه داری الکیه وجواب نمیده والان توشرایطی هستم که همه کارهایی که بایدانجام میشده برای بیزینسم انجام دادم ومنتظرمجوزبین المللی هستم تااستارت بخوره ودیروزذهنم میگفت نکنه چسبیدی به این ایده وبایدرهاش کنی وبری دنبال یک ایده دیگه درصورتی که همه چیز داره خوب پیش میره واینقدرمسیرم راحته وهمه چیز داره راحت پیش میره که ذهنم میادمیگه اینقدرراحت دیگه امکان نداره شایدداری اشتباه میکنی!
ومن درجواب این ذهن میگم جوری که من کارکردم والان میکنم وبخصوص روی باورراحتی کارهاوبستن ورودیها ازجمله تلویزیون وهرجایی که حالموبدکنه وعزاداری و……اینقدرراحت بودن کاروحتی بیشترازاین هم طبیعیه ذهن جان!
پس لطفا ساکت باش من میخوام تاتهش برم.
من مطمئنم وباورکردم باکارکردن لیزری روی خودم ودرک بیشترقوانین وعمل به اون نتیجه میگیرم ومیدونم اونطرف هم خداکارشوخوب بلده.
من نگاهم به احساس خوب وساختن باورهایی بااحساس خوب وقانون تکامل وتوکل به خداوند مثل نگاه ارتش آوانگاردکه هیچ راهی جزپیروزشدن نداشتنه وتمام راههای دیگه روبه روی ذهنم بستم وقبول کردم همین راه موفقیته ولاغیر.
حالابیاجفتک بندازذهن جان….
همیشه به خودم میگم مگه چندبارزندگی میکنم ویاچقدردیگه میتونم زندگی کنم که بخوام جابزنم حالاکه میدونم این راه درسته وتواناییشوبهم داده خداوندواونم پشتمه….
درپناه حق سعادتمندوسلامت باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان
در این کامنتم میخام تعهد بدم که گام به گام با این پروژه پیش برم و هیچ عذر و بهانه ای نیارم ، هروقت فایل جدید اومد گوش کنم تفکر کنم و اگر حسم اجازه داد کامنت بنویسم . توی زندگیم به مباحث هر فایل فکر کنم و باورهای مرتبط رو استخراج کنم. فایل های مصاحبه یادآور روزهای اولیه ورودم به سایته و آغاز تغییراتم از همین فایلها بوده برای همین نسبت به این فایلها حس متفاوتی دارم . از خدای مهربان میخام کمکم کنه که حضورم در این قسمت پیوسته باشه و در اخر پروژه بیام و از تاثیر این فایلها بنویسم.
تعهد میدک که هر روز کانتهای دوستانم را بخونم و موارد کلیدی رو یادداشت کنم .
تعهد میدم اولین کار هر روز صبحم اومدن به سایت و دیدن فایل پروژه باشه.
تعهد میدم که در آخر این پروژه از خودم و عملکردم راضی باشم.
الهی آمین.
به نام خداوند روزی دهنده بی منت
بنده حدود 1771 روز هست که عضو سایت هستم.همونطور که استاد فرمودند صرفا ثبت نام تو سایت به منزله نتیجه گرفتن نیست همونطور که صرفا ثبت نام در یک باشگاه بدنسازی به منزله به تناسب اندام رسیدن نیست.
من با فایل های رایگان پیش رفتم و نتایج خیلی خوبی گرفتم.
تونستم از شغل کارمندی بیرون بیام، کسب و کار خودم رو راه انداختم ، ماشین خریدم و یک رابطه خوب رو شروع کردم!!! ولی بعد از اون مغرور شدم و فکر کردم که به تهش رسیدم غافل از اینکه کار کردن روی باورها تا ابد باید ادامه داشته باشه.
الان که دارم این متن رو مینویسم 300 میلیون بدهکار شدم و طلبکارهام حکم جلب گرفتن و من از ترس زندان مجبور شدم از شهر خودم فرار کنم.
امشب تو تنهاییم انگار هدایت شدم به سمت سایت استاد و انگار یه چیزی بهم گفت تنها راه نجات آگاهی های سایت استاده.
چیزی که من فهمیدم اینه که اگه قراره تو وسط راه کار کردن روی باورها رو متوقف کنی، بهتر اینه که اصلا شروع نکنی…!
از امشب کار کردن روی باورهام رو شروع میکنم و یقین دارم به لطف خدای مهربان به زودی دوباره به موفقیت میرسم …
️
الهی به امید تو
قدم دوم
خداروشکر که به تعهدم عمل کردم و دومین قدم پروژه پیش بردم…..
اتفاقات را با افکار خودمان رقم میزنیم ،
اگه دنبال نتایج بزرگی اول باید با دیدن نتایج کوچیک شکرگزار باشی و تحسین کنی تا نتایج بزرگ ترو ببینی.
اگه هنوز نتایج بزرگ ندیدی به این معنی نیست که مسیر غلطه به این معنی گه به اندازه کافی کار نکردی و مهم ترین چیز برای رسیدن به خواسته:استمرار،استمرار،استمرار
پایه و اساس موفقیت توی هر حوزه ای
روابط
سلامتی
ثروت
موفقیت
همش فقط و فقط به کار کردن روی عزت نفس برمیگرده و شالوده اصلی همون احساس لیاقت و تعلق و دوست داشتن خوده ماست.
وقتی تو مدار درست باشیم ،وقتی روی خودمون کار کنیم هیچ اتفاق غیر منتظره ای نیست و سوپرایز نخواهیم شد بلکع هر اتفاقی بیوفته اتفاق خوبیه….
کسی که یه مدت طولانی روی خودش کار کرده یه شبه به حالت قبل برنمیگرده شاید سینوسی بشه اما صفر نخواهد شد.
قانون تکامل
سالها طول میکشه یه شبه موفق بشی
موفقیت افرادو نباید یه شبه دید و خودتو با کسی مقایسه کنی تو از باور های درونی اون خبر نداری و فقط داری ظاهر قضیه می بینی ریشه ها ندیدی هنوز
تکامل یعتی از جایی که هستی کسب و کارتو راه بنداز
تکامل یعنی با همون چیزی گه داری شروع کن نه اینکه وام بگیری و خودتو ببری توی قرض ،،،،
مهم ترین نتیجه کار کردن روی خودمون احساس آرامش درونی و بعدش نتایج دیگع ام میاد.
خدایاشکرت
«مهاجرت به مدار بالاتر»
گام دوم پروژه:
یادآوری این اصل که اتفاقات زندگی من به خاطر افکار خودم رقم میخوره یه تکراره ک فک کنم لازمه تا پایان عمر بشنوم ش و تکرارش کنم و به خودم یادآور بشم .
خب سوال مهم این است که من چطور مسیر تغییر باورها و کنترل ورودی ها را ادامه دهم و اجازه ندهم ذهن با آوردن بهانههای مختلف من را از ادامه مسیر بازدارد ؟؟
با دیدن نتایج کوچکی که در زمان بودن در مسیر در طول روز تجربه میکنی که قبلاً سختتر تجربه میکردی یا به ندرت تجربه میکردی و یا اصلا تجربه نمیکردی . این دیدنها و نوشتنها منطقهایی میشود برای ذهنم تا به کنترل ورودیها ادامه دهم و اجازه ندهم که ذهنم من را از مسیر و ادامه دادن آن ناامید کند .
مورد حرکت دهندهی مهمی که در ادامهی مسیر بسیار یاری رسان است احساس خوب است ، اینکه زمانیکه در مسیر اجرای قانون هستم احساس خوبی دارم . احساس سبکی ، حال خوب ، آرامش خاطر دارم و این خود مهمترین اهرم لذت برای من است ، چرا که کاملا احساس میکنم زمانیکه کنترلی بر ورودی های ذهنم ندارم چطور ب راحتی حال بد به سراغم می آید و رنجش و ناخوشحالی امر طبیعی زندگی ام میشود و این مهمترین اهرم رنجی است ک به من در بودن در این مسیر و ادامه ی اجرای قوانین انگیزه میبخشد .
روان شدن زندگی ، راحت شدن کارها ، خوب شدن اخلاق آدمها و تمام تغییرات کوچکی ک به محض بودن در مسیر تجربه میکنی مهم ترین عامل محرک برای من هستند. فک کنم تمام ماهایی که اینجا در این خانواده ی بی نظیر جمع شدیم متوجه این تغییرات کوچیک و بزرگ به محض کنترل ذهن و تقوا هستیم و نسبت بهشون آگاه و هوشیار شدیم .
مهم ترین اصل این مسیر کنترل ورودی هاست ک آگاهانه باید ورودی هایم را مدیریت کنم تا به خواسته هایم هدایت شوم . تفاوت در نتایج آدمها به این شکل رقم میخوره نه به دلیل تفاوت های دیگه و یا خاص بودن و ویژگی های منحصر به فرد داشتن.
نتایج زمانی پایدار میشود که باورها به شکل بنیادین تغییر کرده باشد و این مهم با ادامه مسیر و تکامل رخ میده . و قشنگی قانون این هست که وقتی در مدار و مسیر درست هستی و تکامل ت رو طی کردی ،هیچ وقت نتایجت رو از دست نمیدی . سقوط و عقبگرد زمانی اتفاق میافتد که مسیر تکاملیات را طی نکرده باشی . بنابراین زمانی که باورها به صورت بنیادین تغییر میکند و نتایج پایدار میشوند، از دست دادن نتایج اتفاق نمیافتد. وقتی چیزی درست ساخته بشه به راحتی خراب میشه و از بین نمیره . سقوط در تکامل معنایی نداره.
وقتی آمادهی تغییر باشی شرایط و اتفاقات به گونهای رقم میخورد تا من به نتایج و خواسته های مدنظرم برسم. تغییرات از همان جایی که هستی شروع میشود و در ادامه موقعیت هم تغییر میکند .
خدا رو شکر ک روز دوم مهاجرت به مدار بالاتر برام یه روز پر از حس و حال خوب و احساس رهایی و سبکی و امید به فردایی بهتر و اتفاقات بهتر سپری شد و انگار نور جدیدی مهمان خانه ی قلبم شده بود . خدا رو هزاران بار شکر برای وجودت مریم عزیزم . دوستت دارم بانوی مهر و ماه
به نام رب توانگرم
سلام و درود دوستان عزیزم امیدوارم در ااین پروژه حسابی رشد کنیم و اونچه میخواهیم رخ بده.
قانون پایداری نتایج:
در مورد سوال اول خیلی خوشحالم که چنین جوابی از استاد شنیدم چون استاد اصلا قضیه رو پیچیده نمیکنند و به سادگی هرچه تمام موضوعات را باور کرده و همون رو برای ما به اشتراک میذاره .
سوال دوم که مربوط به ارتباط ب جنس مخالفه بسیاری از باورهای مذهبی رو به یاد آوردم که تو جامعه و فرهنگ من یعنی جایی که بزرگ شدم خیلی فراوونه همین مورد ترغیبم کرد بنویسم .
این باورها نه تنها بهمون قدرت ندادن بلکه باعث ضعیف بار اومدن افراد مخصوصا جنس مونث شدند دوست دارم چند نمونه از باورهایی که از اطرافیان شنیدم و خانواده خودمم این باورها را داشتند بازگو کنم :
دختر خوب کسی ست که حتی یک کلمه هم با مردها صحبت نکند و هیچ مردی بغیر از پدر و برادرانش صداشو نشنیده باشند !!
دختر خوب دختری ست که هیچ مردی چهره اونو ندیده باشه !!!
پیامبر گفته دخترانتون رو در کودکی روانه خانه بخت کنید (چون حضرت فاطمه در نه سالگی ازدواج کردند)!!!!!!
خوشبحال پدر و مادری که دخترانشون رو قبل از دیدن خون حیض شوهر میدن!!!!!
وقتی کسی اسم طلاق رو بیاره عرش خداوند به لرزه میوفته چه برسه به اینکه طلاق بگیره!!
.
نمیدونم این باورها از کجا اومده ولی تا سالهای پیش این موارد رو خیلی میشنیدم خوشبختانه در این ده سال اخیر خیلی بهتر شده ولی خب این باورها ریشه ای هست و آثارش وجود داره ، هنوزم خانواده هایی رو میبینم که دختر بچه زیر پانزده سالشون رو عروس میکنند و خیلی هم به این مورد افتخار میکردند اما این دختر یکسال یا دو سال بعد با حالت روحی داغون طلاق گرفته و برگشته خونه پدرش تنها به این دلیل که بلد نبوده خانه داری کنه و چیزی از ازدواج نمیفهمیده چون اون واقعا یک کودکه.
این باورهای مذهبی خرافه باعث شده دختر و پسرهایی که همچین باورهایی دارند در زمان ازدواج نتونند باهم به درستی صحبت کنند و نتونند به درستی باهم آشنا بشن چون به قول خودشون میگن حجب و حیا دارن نمیتونند با طرف مقابل راحت صحبت کنند! بدون اینکه اشنایی و شناختی کسب کنند تن به ازدواج میدن و تازه بعد از ازدواج میفهمند طرف چه رفتارهایی داره چه باورهایی داره و بعدش اگه ازدواجه خوب نباشه میگن این قسمته و خدا خواست که ما باهم ازدواج کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مثل برادر خودم که کلا دوبار دختر خانم رو دیده بود و هیچ شناختی ازش نداشت اما ازدواج کردند و دقیقا چند روز بعد از عقد به مامانم گفت این دختر اونی نیست که فکر میکردم! اما همچنان زندگی میکنن بدون هیچ عشق و مودتی چون باور دارند ازدواج مثل یک هندونه سربسته است! همینه که هست! همه همینن!
حتی برای خودمم پیش اومد سالها قبل که شاید 20 ساله بودم شب خاستگاری که قرار بود صحبت کنیم من هیچ موضوعی نداشتم که از اون آدم بپرسم چون بار اولی بود که میدیدمش و راحت نبودم ،توی اتاق دوسه کلمه مسخره صحبت کردیم و اون پسر بدون شناخت در مورد شخصیتم و بدون هیچ آشنایی دیگه ای گفته بود جوابم مثبته و این دخترخانم رو قبول کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدارو شاکرم که گفت جواب نه بده چون منم اونموقع عقاید خانوادم رو داشتم و فکر میکردم ازدواج باید همینجوری شکل بگیره!!!!!!!!!
وای خدایا چقدر این جمله رو شنیدم . طرف هررروز تو زندگیش داره میمیره و زنده میشه ولی میگه این خواست خدا بوده قسمت منم این بوده! یک نمونه عینی و ملموسش خواهرم بود که سی سال زندگیشو ادامه داد در صورتیکه هرروز آرزوی مرگ میکرد ولی مامانم بهش میگف دخترجان این قسمته توعه زندگی بی رحمه و باید بسازی!
خواهرم از ترس حرف مردم و باورهایی که داشت طلاق نمیگرفت ولی بارها اقدام به خودکشی کرد البته هیچکدوم منجر مرگش نشد ولی پارسال در اثر تصادف فوت کرد و میبینم الان همه اقوام و نزدیکان دور و نزدیک خواهرم رو ستایش میکنند و میگن خیلی زن وفاداری بود !خیلی زن بسازی بود! خیلی زن مظلومی بود !خیلی فداکار بود وهزارتا ازین جملات که جزئی از باورهای مردمه چون همه باور دارند زندگی یعنی زجر و مخصوصا برای یک زن! چون زن خوب زنی ست که بسوزه و بسازه و جیکش درنیاد!!!
.
اما من وجودم موافق این باورها نبود و همیشه از شنیدنش احساساتم برانگیخته میشد وقتی با سایت آشنا شدم هیچ مقاومتی در برابر حرفهای استاد نداشتم و اتفاقا وجودم پر از هیجان شد که آهان من همینو میخاستم وقتی استاد گفتند پدر مادرها مسئول فرزندان نیستند خیلی راحت قبولش کردم وقتی از حجاب گفتند از طلاق گفتند از ازدواج و ….گفتند راحت پذیرفتم .
بیشترین نتیجه ام در این سایت تغییر عقایدمه که شخصیتم بلکل عوض شده و من دیگه اون دختر مذهبی و خرافاتی 4سال پیش نیستم و به هیچ عنوان عقایدم قابل مقایسه با اون سالها نیست. با خانواده و محلی که زندگی میکنم خیلی متفاوتم حتی در کوچیکترین مسائل ولی من در بهترین مکان در سکوت کامل در حال کارکردن روی خودم وشخصیتم هستم مثل یک پادشاه وقتی از خواب بیدار میشم همه چی محیاست لذت میبرم ازین هماهنگی در اکثر مواقع کسی کاری بهم نداره و قابل احترامم .
تو خونواده های مذهبی خیلی دیدم که پسرهای خانواده روی خواهرا خیلی تعصب های بیمورد دارند ولی خداروشکر من هیچوقت اینو تجربه نکردمو تاحالا برادرام حتی یک کلمه نگفتن و در تصمیمام دخالت نکردن البته الان که فکرکردم قبلا هم هیچوقت دخالتی نمیکردن چون مامانم برای همه ما به یک اندازه ارزش و احترام قائل بود و فقط خودشون حق داشتند مارو تنبیه کنن یا نصیحتی کنن.
مامانم گاهی چیزایی میگه(طبق باوراش که میخواد مثلا منو امر به معروف کنه ) مثلا نماز بخون فلان کن وو …. ولی تعدادش اونقدر کمه که میتونم صفر در نظر بگیرم . اینهم از لطف خدا نسبت بهمه که چندوقت پیش مامانم خوابی دیده که من در حال بالا رفتن از درختی هستم و بسیار هم خوشحال بودم واینطوربرای خودش تعبیر کرد که تو راهت درسته و میتونی و میدونی چطور زندگی کنی ، از اونموقع خیلی کمتر تو کارام و زندگی شخصیم دخالت میکنه و حتی نگرانیاش و مثلا امر به معروف کردناش خیلی کمتر شده در حد صفر. که خودم باورم نمیشه این مادر مذهبی که برای هر حرف کوچیکی ربطش میده به دین و دنبال نصیحت کردن همه س چطوری بهم چیزی نمیگه ؟!( تومسائل دیگه اهل نصیحت هست همچنان اما تو مسائل دینی خیلی کمتر شده )
خداروشاکرم این هم نتیجه خیلی عالی است در نوع خودش و این فایل باعث شد بنویسم هرچند زیاد مرتبط نباشه اما احساساتم برای نوشتن غلیان کرد و نوشتم.
به امید موفقیت تمامی دوستان عزیزم.
بنام خدای مهربان و بخشنده
سلام بر استادان عزیز و گرامی جناب آقای سیدحسین عباس منش و بانو مریم شایسته عزیز
سلام بر دوستان هم سایتی و هم فرکانسی
آغاز سال جدید میلادی رو به اساتید بزرگوارم و همچنین دوستان هم سایتی تبریک عرض میکنم امیدوارم در سال جدید میلادی تحولات خوبی در زندگی برامون از جنس مثبت و موفقیت پیش آید.
پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»
گام دوم قانون پایداری نتایج
بسیار خوشحال و سپاس گذار خداوند هستم که قراره منم در این پروژه و در این مسیر همراه شما اساتید عزیزم باشم و از آموزش های شما استفاده کنم و همچنین خوشحال و خرسندم که با دیگر دانش پذیران این سایت در این پروژه همراهم که از انرژی و فرکانس مثبت شما نهایت استفاده را داشته باشم.
بسیار از بانو مریم عزیز سپاسگزارم به خاطر توضیحات و روند کار و نکات بسیار عالی و مفیدی که در ابتدا در دستورالعمل مهاجرت به مدار بالاتر بیان کردید.
بسیار از استاد عزیزم سپاسگزار هستم که باز به ما یادآوری کردید که همه چیز توحید است و سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمتهایی که به ما داده است همه چیز توحید است
ایجاد تصویر ذهنی از قوانین، رقم زدن زندگی خودمون با افکار خودمون، تمرین کردن تا رسیدن به نتیجه نهایی و کنترل ورودی ها، عزت نفس برای ایجاد روابط خوب، روی خودمون باید کار کنیم و یک روندی رو طی کنیم و تکاملون باید طی شود وقتی که در مدار درست باشیم و روند تکاملی رو درست طی کرده باشیم و باورهای بنیادی ایجاد کنیم هیچ وقت اتفاقات نمی تواند باعث از بین زفتن همه اون نتایج شود یک شبه موفقیت بزرگ به دست نمیاری و یک شبه هم همه موفقیتها رو از دست نمیدهی، و آدم با یک جمله متحول نمیشود بلکه طی کردن و تمرین کردن مدام هست و زدن اون ضربه آخر مهم است که وقتی در مسیر درست هستی و اون ضربه آخر رو که از تمرین کردن به دست آوردی باعث ایجاد نتیجه میشود، وقتی روی خودمون کار میکنیم وضعیت از همانجایی که هستیم رقم میخورد و تغییرات اتفاق میفتد، برداشتن مقاومت و تسلیم شدن و تمرکز کردن باعث اتفافات بزرگ میشود وقتی قوانین کیهانی خداوند رو بدانیم و انجام دهیم و عمل کنیم درهر زمینه ای که وارد شوی موفق خواهی بود
هرچقدر ثروتمندتر شویم نزد خدا محبوبتر میشویم
خدایا سپاسگزارم که این بندش رو هدایت میکنه که در این مسیر باشم و هم از مسیر لذت ببرم و هم یک مدار خودم رو ارتقا بدم.
خدایا من به درگاه تو تسلیم و فقیر هستم.
رد پا برای گام دوم 2025/01/01
به نام خدای مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز
سلام به دوستان همفرکانسم در این سایت الهی
درک من از قانون پایداری نتایج:
-اول اینکه باید بپذیرم که من خالق زندگیم هستم،مسئولیت صددرصد زندگیمو به عهده بگیرم که من دارم با افکار و باورهام زندگیمو خلق میکنم،هیچ چیز بیرون از من وجود نداره،باور قلبی من این باشه که من خالق زندگیم هستم،ادامه بدم،تمرین و تکرار،من فهمیدم که افکار منه که داره زندگیمو رقم میزنه،افکار هم از ورودی هام بوجود میاد،من باید ورودی هامو کنترل کنم،آگاهانه یه سری باورها رو در خودم ایجاد کنم،بعدش هدایت میشم به ایده ها،اتفاقات و شرایط…
-دوم اینکه باید روی عزت نفس و اعتماد به نفسم دارم کار کنم،مهارتهامو افزایش بدم،در مسیر علاقه م حرکت کنم،و اینکه خودم رو همینجوری که هستم لایق بهترینها بدونم،کسی باارزش تر از من نیست،و من هم با ارزش تر از کسی نیستم،خودم رو با کسی مقایسه نکنم،فقط خودم رو با دیروزم مقایسه کنم و سعی کنم امروزم بهتر از دیروزم باشه
-من اینقدر باید قوی باشم برای اینکه چیزی رو بدست بیارم،باید خلق کنم برای اینکه چیز جدیدی رو بخرم نه اینکه اون چیزهایی رو که دارم بفروشم،یه پولی ام بزارم روش،تا یه چیز جدیدی رو بخرم.
-خداوند محافظ و نگهبان خودم و اموالم هست
-باید زیاد روی خودم کار کنم تا نتیجه بگیرم
-قانون تکامل،وقتی که من دارم روی خودم کار میکنم از همین جایی که هستم تغییرات شروع میشه بعد لاجرم هدایت میشم به مسیرهای بعدی،اگر باورهامو تغییر بدم از همین کسب و کاری که دارم از همین جایی که هستم،با همین کاری که میکنم با همین استعداد،با همین توانایی وضعیتم شروع میشه به تغییر کردن،درآمد من به باورهای من بستگی داره و نه به هیچ عامل بیرونی
-ایمان به خداوند،احساس خوب،لذت بردن از مسیری که تووش هستم
خدایا شکرت
دوستون دارم