اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باسلام و درود به تمامی عزیزان درمسیررشدوپیشرفت الهی
گام دوم دلیل نتایج پایدار:
کلیدی ترین نکته ی هرفایل یادآوری قانون جهان هستی است،اینکه تمام اتفاقات زندگیمون نتیجه ی باورهای خودمان است،حتی کوچک ترین اتفاقات زندگیمون رو هم خودمون با افکارمون رقم می زنیم
اگرمی خواهیم نتایج بزرگ درهر زمینه ای اززندگیمون بگیریم،باید همان نتایج کوچک را تأیید کنیم،مثلا اگر درطول مسیر ودر طی کار کردن روی خودمان درمدت زمان بیشتری سلامت هستیم و آرامش بیشتری داریم،یااگر به کسی فکر می کنیم و اون فرد برای مازنگ می زند یا همان روز اون رو ملاقات می کنیم،این بخاطر همان فرکانس هایی بوده که ازقبل فرستاده ایم،واگر خوب دقت کنیم می بینیم که دقیقا تمام اتفاقات زندگیمون بخاطر تمامی توجهات خودمون و تمامی ورودی هایی است که چندین بار تکرار شده اند و اساس اون رو داریم تجربه می کنیم
خیلی این نکته هربار منو بیشتر به فکر فرو میبره که چقدر افراد جامعه بخاطر همین موضوع دارن هربار بیشتر درگیر مقصر دونستن عوامل بیرونی می شوند
داستان تکراری زندگی اطرافیانم بیشتر برای من تجربه می شود وبیشتر به من تلنگر وارد می کند که اگر دوباره برگردم به شرایط قبل زندگیم،چیزی جز اتفاقات شبیه به اطرافیانم را تجربه نخواهم کرد
یکی از افراد فامیل ما درسن سی سالگی تقریبا نصف بینایی خود را از دست داده است،دیشب عمدا باهمسرم او را ملاقات کردم تا بیشتر قانون وعدالت خداوند را برای خودم یاداوری کنم،اولش کمی احساسات برمن غلبه کرد ولی وقتی آن فرد شروع به صحبت کردن کرد،چقدر هدایتهای الهی رو درزندگیش مشاهده می کردم که خداوند اورا از هزاران بلا نجات داده بود ولی باز هم او متوجه هدایتهای الهی نبود و چنان مشتاق بود بیشتر از بلاهایی که سرش آمده برای ما توضیح بدهد که من واقعا تعجب می کردم که چرا او نتوانسته هدایتهای الهی را ببیند و دست از ظلمی که به خودش می کند بردارد،و مادرش اشک ریزان دست به دامان امام رضابود که اورا حتما به حرم امام رضا ببرد تا بلکه امام رضا چشمانش را شفا بدهد!
واقعا انجا فهمیدم که چقدر ازدرون تغییرکرده ام و چقدر بی نیاز ازین شده ام که بخواهم مشکلاتم را برای دیگران مشتاقانه بیان کنم و احساس ترحم ودلسوزی از دیگران جلب کنم،حتی واقعا دیگر علاقه ای ندارم که کوچکترین سر دردم را همسرم متوجه بشود،و خدارا هزاران هزار مرتبه شکر کردم که چقدر عادلانه هرکسی را درجای درست خود قرارداده است،اما متأسفانه اکثریت جامعه فکر می کنند که خداوند مانند یک انسان ظالم و ستمگر علاقه دارد به بندگانش ظلم کند و ازهمه بدتر به جای آنکه به درگاه خداوند طلب بخشش کنند و از او یاری بطلبند از غیر خداوند که اوهم دستش ازاین دنیا کوتاه شده است طلب یاری کنند!!!
وبازهم ازهمه بدتر فکرمی کنند تمامی این مشکلاتی که دارند تحمل می کنند پاداشی می شود برای آن ها در سرای آخرت!
این داستان ازدیشب تاحالا منو خیلی به فکرعمیقی فرو برده که چقدر انسان کفوره و چقدر داره به خودش ظلم می کنه و بیشتر شکرگزار رب العالمینم شدم که خداوند راه درست هدایت رو در مسیرزندگیم به من نشان داد و خداروشکر که دارم هربار بهتر وپایبند تر دراین مسیر حرکت میکنم
وبقول استادعزیز اگر یک روز تمامی شهرت و ثروتم رو ازدست بدم به نظر من هم چیزی نمی شه و تازه بهتر می تونم یک ورژن بهتری ازخودم ارائه بدم و همه چیز رو دوباره از نو بسازم…
هرچند که بازهم طبق قانون جهان هستی اگر کسی درمدار درست باشه و باورهای بنیادین درست درون خودش درست کرده باشه به همین راحتی همه چیزش رو از دست نمی دهد،مثل اینکه کسی ساختمانش رو محکم وباابزار مناسب بنا کرده باشه و اون ساختمان به راحتی درمقابل سیل و زلزله خراب نخواهد شد
پس بنابراین نتیجه ی کارکردن روی خودمون و نتیجه ی باورهای درست و بنیادین نتایج پایدار درمورد هر باور است و به همین راحتی این نتایج پایدار یک شبه ازبین نمی رود.
-درمورد تغییر دادن باورهای گذشته و تسلیم شدن،من تو خیلی ازموضوعات مخصوصا معنویت خیلی بهتر تونستم عمل کنم،ولی در مورد تربیت فرزند،چنان باورهای گذشته در من رسوخ کرده که هنوز رگه هایی از اخلاق و رفتارهایی درمن پدیدار می شه که واقعا در گذشته ازین نوع رفتارها درمادرم اذیت می شدم و دقیقا خیلی اوقات من به شدت مثل مادرم بافرزندم رفتار میکنم و تو این مدت کارکردن روی خودم متوجه شدم که بزرگترین پاشنه ی آشیل من تربیت فرزندمه،که می خوام مثل یک منجی در هرلحظه هدایتگر و مشاور لحظه به لحظه ی اون باشم،حتی شده گاهی وقتا اگه به حرفم گوش نده اون رو تنبیه کنم و واقعا این موضوع باعث میشه از کار کردن روی خودم ناامید بشم و خیلی خیلی برام سخته که خودمو تسلیم کنم و اجازه بدم فرزندم راه خودش رو پیش ببره نه اینکه با زور و اجبار من بخواد یک کار رو انجام بده
ولی می بینم خیلی از افراد رو که چقدر بی خیالند و تفریح و خوش گذرانی یکی از اولویتهای اول خودشونه و چقدر بچه هاشون آروم ترند و چقدر بیشتر به حرف پدرمادرشون گوش می کنند
الان بعداز چهارسال تلاش هنوز دراین مورد خیلی خوب نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و جاداره که متمرکز تر روی این پاشنه ی آشیلم کار کنم چون قشنگ می فهمم بیشترین ضربه ی روحی من ازاین موضوع خورده میشه،چون هنوز دراکثر اوقات فکر می کنم تایک سنی بچه نصف بیشتر مسئولیتش برعهده ی مادره و مادر وظیفه داره بهش تو هر کاری امرونهی کنه،و یا مثل یک منجی به اون بگه این راه درسته اون راه غلط…
نکته ی بعد:
برای ثروتمند شدن ربطی به شغل،جنسیت،موقعیت جغرافیایی نداره،اگه ما باورهامون رو در مورد ثروت درست کنیم مطمئنا و بدون شک درهمون موقعیتی که هستیم بیشتر ورود نعمتها و ثروت ها رو درزندگیمون لمس خواهیم کرد
نکته ی بعد:
اینکه استاد می گوید اگر به پونزده سال قبل برگردم بیشتر لذت می بردم و بیشتر به خداوند ایمان داشتم که همه چیز رو بهم میده و خیالم نسبت به نتیجه راحت تر بود
الان که فکرشو میکنم میبینم که چقدر مادانشجوها باید سپاسگزارخداوند و استادمون باشیم که داره آموزش هایی رو به ما میده که هربار داریم رهاتر،توحیدی تر میشیم و چقدرداره هربار بااین دست ازآگاهیا مسیرمون کوتاه تر میشه و به وفور نعمت وثروت بیشتر و سریع تر دست پیدامی کنیم
خداروصدهزارمرتبه شکر،این فایل از اون فایلهاییه که باید چندینو چندبار گوش بدیم و تک به تک نکته هارو درزندگیمون اجرا کنیم….
من یه تجربه ای جدیدا دارم میگم من همین دسروز یه اتفاقی افتاد با وجود اینکه حسابم پر پوله و پس انداز هم دارم و تو یه حساب دیگم خواهرم هم کلی پول داشت تو حساب من یه اتفاقی افتاد که کلا همشون از دسترس من خارج شدن خیلی جالبه حتی هزار تومن نداشتم برم یه شکلات بخرم ولی خدارو شکر انقدر دارم رو خودم کار میکنم یاد جمله استاد افتادم هر وقت داری رو خودت کار میکنی هر اتفاقی به نفع تو هست و درس داره با این آموزه گفتم خدایا چه درسی برام داره قلبم گفت تو جدا از همه این چیزا هستی تو جدا از پولی حستو خوب کن چون تو پول ساختی باور کنید حسم انقدر عالی شد بعد با کارت خانمم رفتم خرید کردم دو روز بعد مشکل حل شد و کلی کاسبی کردم تو این دو روز ما واقعا بدون هیچی هم میتونیم حس عالی داشته باشیم جالبه برام استاد تو این فایل میگن اوایل نتایج به من انگیزه میداد اونم نه نتایج مالی همین که حسم خوب بود نتیجه بود درحالی که خیلی از ما ها این چیزهارو نتیجه نمیدونیم
خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت
گام دوم
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
وختی فقط آمدم در این پروژه نتیجه را میبینم همین خودش نشانه است نشانه درست بودند مسیر همین که وختی من در مغازه هستم مشتری بیشتر می آید خودش نشانه است
و من تا حالا این ها را خلق کردم و می توانم بیشتر از این هم خلق کنم و من به خدای خودم ایمان دارم الهی شکرت
وختی این فایل را صبح چندین بار گوش دادم خیییلیی حس من عالی شد الهی شکرت
شاید چندین بار این فایل را شنیده بودم ولی جنس این گوش دادن کجا و آن نگاه سر سری کجا الهی شکرت
حالا می خواهم از این مدار مهاجرت کنم به مدار بالاتر حالا بهتر این فایل ها را درک میکنم بخاطری این است که مدار من تغییر کرده و انشالله این روند تا آخر عممرم ادامه داشته باشه الهی شکرت
قانون تکامل
این همه چیز است حاالا که میبینم جای که قانون تکامل را درک نکردم وتقلا کردم خییلی بد ضربه خوردم
وختی مسیر درست را با قانون تکامل اداامه میدهیم و تقلا نمیکنیم و ادامه میدهیم در ها باز می شود و صد در صد سقوط یک شبه نمی کنیم وختی مسیر ما درست باشد هیچ وخت سقوط نمی کنیم
منن نباید خودم را با بقیه مقایسه کنم و بعد کاری به مسیر بقیه نداشته باشم و فقط تمرکز بگذارم روی خودم و بعد نتیحه انشالله می آیدد تا حالا که نتیجه آمده و بعد از هم بزرگتر خواهد شد الهی شکرت الهی شکرت
سؤال: حالا که میدانید نتایج پایدار یک روند تکاملی است و یک شبه پدیدار نمی شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهراً هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید، و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهنتان، پای شما را بلرزاند؟
جواب: بنظرم اول باید سپاسگزاری های خودمو بیشتر کنم یا حد اقل حفظ کنم تا با این روحیه سپاسگزاری نگاه مثبت تری به مسائل داشته باشم و دوم اینکه پیشرفتها و موفقیتهای قبلی رو حتی اگر خیلی کوچیک و با تعداد کم باشه بارها و بارها و بارها به خودم یادآوری کنم، که خب همونجوری که قبلاً این پیشرفتها و موفقیتها رو داشتم حالا و بعد از این هم میشه باشه
فعلاً از نعمتهای دیگه ام لذت ببرم و البته که حالت عجله هم نداشته باشم
سؤال: از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
باورهای خوب و درست باید داشته باشم اگر نیست بسازمشون و اگر هست تقویتشون کنم، و اونقدر ریشه ای و قوی بشن که تبدیل به عادت فکری یا رفتاری من بشه
و اینکه بدونم تنها راه موفقیت عمل کردن به قانونه راه دیگری وجود نداره ، و قانون رو نمیشه دور زد
نا امید هم که نباید بشم اصلاً، و نمیشم، چون خدا همیشه هست و هر لحظه امکان هدایت وجود داره
من به اینکه این مسیر قطعاً نتیجه میده اطمینان کامل دارم، و حتی یک درصد هم فکر برگشتن به مسیر قبلی به ذهنم خطور نمی کنه؛ موضوع فقط اینه که چقدر کار می کنم، اندازه کار کردن من تفاوت در نتیجه رو ایجاد می کنه
گام دوم از آگاهی مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
استاد قانون تکامل رو خیلی خوب توضیح دادن مثال هایی زدن که ذهن آدم رو از اون کمالگرایی میاره بیرون و درعین حال آدم رو ترغیب میکنه به قدم های کوچیک تر و به قولی عضله های آدم رو تقویت میکنه برای سنگ های بزرگ تر
وقتی متوجه قانون تکامل و قدم به قدم رسیدن به خواسته هات شدی کمالگرایی و ترس و نشدن ها اومد سراغت پات رفت روی ترمز برای اینکه بتونی پاتو از روی ترمز برداری از یه قانون ساده استفاده کن (قانون رهایی) رها کن هرآنچه را که بهت احساس ناکافی بودن و ترس میدن
به هر آنچیزی که ارزش بدی اون برات بزرگتر میشه پس به خواسته هات ارزش بده و روی توحیدی بودنت بیشتر کار کن هرچقدر روی توحیدی بودنت کار کنی فارق از اینکه دنیا چیکار میکنه و چخبره تو به خواسته هات میرسی دقیقا مثل ترامپ برای خدا کاری نداره که تو رییس جمهور بشی یا بری تو حوزه سرگرمی فقط باید ظرف وجودیتو بزرگ تر کنی تا این نعمت ها داخلش جا بشن و تو برای داشتن این نعمت ها باید باورت و افکارت تغییر کنن اینجوریه که ظرف وجودیتو بزرگ تر میکنی برای نعمت های بیشتر و همه اینا نیاز داره به قدم های کوچیک برداشتن…
لذت بردیم از این همه آگاهی های ناب سپاس فراوان از استاد و خانم شایسته
خوشحالم که در کنار شما هستم و اگر اینجا هستم وانرژی و زمان میزارم و هزینه میکنم به این دلیله که باور دارم با تغییر ورودی هام باورهام و افکارم تغییر میکنه و زندگیم تغییر میکنه چون من در این سالهای که با استاد هستم و خداوند مرا با استاد آشنا کرده روز های بسیار زیبا و آرامش و سلامتی و روابط قشنگ و اتفاقات خوب و نعمت های خوب رو دریافت کردم این نتیجه خوب و بهشته که منو هر روز دعوت میکنه به این مسیر و ادامه دادن و زندگی من به دو قسمت تقسیم شده قبل آشنایی با استاد و بعد از آشنایی با استاد و در ذهن من کار نکردن با فایل های استاد مساوی جهنم و کار کردن روی فایل های استاد مساوی هست با بهشت و یا اگر با خانم شایسته در این پروژه پرواز به مدار بالاتر دارم کار میکنم برای اینکه از پروژه ای خانه تکانی ذهن خیلی نتیجه های خوبی گرفتم و واقعا ذهن من پاکسازی و از دوباره درست برنامه ریزی شد و این روند درسته که داره هروز نتایج ریز و درشت رو برای من به همراه میاره و این باور و ایمان که حتما نتیجه های بزرگ هم وارد زندگیم میشه فقط باید این مسیر رو ادامه و ادامه و ادامه بدهم
خانم شایسته عزیزم خیلی خیلی از شما سپاسگزارم و مطمئنم که به مدار بالاتری پرواز میکنم با شما دوستتون دارم سال نو مبارک شما و استاد خوبم باشه
ثروت یک رو دو سال پیش تهیه کردم خیلی روی خودم کار کردم اما همیشه یک احساس نیاز بزرگ به این مسئله داشتم که تصور ذهنی شما از قوانین را بدونم و همون رو توی ذهنم تصور کنم
تصویر ذهنی که از قوانین توی ذهن شما شکل میگیره و به هر شکلی که هست من به دنبال اون تصویر هستم
تصویر ذهنی از قوانین را درک نمیکنم که مثلاً تصویر خاصی توی ذهنم داشته باشم وقتی که اولین بار فیلم راز رو دیدم اصلاً انگار یه چیزایی رو شنیدم که از قبل میدونستم فقط انگار یکی باید بهم میگفت مثلاً خیلی مبهم میدونستم یکی اومده گفته واضح شده یا باورپذیر شده برای من و اونم این بود که اتفاقات رو خودتون رقم میزنید با افکارتون
وقتی که من اینو درک کردم دیگه شروع کردم به کار کردن روی خودم بعد وقتی که کار کردم خب اول از اتفاقاتی که یه ذره کوچولوتر بود اتفاق افتاد بعد که اتفاق میفتاد من مطمئن شدم که قضیه همینه
حالا اتفاقات بزرگ هنوز رخ نداده به خاطر اینکه من هنوز به اون اندازه خوب روی خودم کار نکردم دیگه همین جور فقط ادامه میدادم فقط کار میکردم نتایج هم گرفته بودم
حالا بعضیها خیلی زود ناامید میشن میگن نتایج بزرگ چرا نمیاد من اصلاً ناامید نشدم یعنی من اون اتفاقاتی که رخ داد همون اوایل که من اومدم به یک دوستی فکر میکردم همون موقع زنگ میزد
یا مثلاً یه غذای خاصی دوست داشتم بخورم میومدم خونه میدیدم درست شده برام
یا اینکه به یک مسیر خاصی هدایت میشدم یا مثلاً یه سری کارهام خیلی راحت انجام میشد برخلاف گذشته که مریض نمیشدم
یا ماشینم خراب نمیشد
یا مثلاً مشتری خوب بیشتر گیرم میومد
مثلاً در بستی به تورم میخورد
قبلاً نمیشد الان داره میشه و از این چیزها دیگه وقتی رخ داد من فهمیدم قضیه همینه اصلاً دیگه شک نه به معنای اینکه اصلاً شک نداشتم ولی اگر در کل نگاه کنیم شک خاصی وجود نداشت یه موقعهایی میشه آدم یه ذره ناراحت میشه بیحوصله میشه ولی اینکه بگم نه این جواب نمیده هیچ وقت نشد. جواب میده فقط من باید بهتر کار کنم
مثل این میمونه که شما یک روشی رو به شما یاد میدن که ضربه ایستگاهی بزنید توی فوتبال بعد شما چند بار تمرین میکنی یه ذره میبینی اون روشی که به شما گفتن خیلی تغییر ایجاد کرد توی نتیجه اون ضربه ایستگاهی
قبلا مثلاً خیلی توی در و دیوار میزدی الان خیلی داره بهتر میشه ولی هنوز اون چیزی که میخوای نشده میفهمی که بهتر شده همین که میفهمی بهتر شده دیگه موضوع اینه که ادامه بدی اونقدر تمرین کنی تا بشینه اون شیوه جدید روی پات
به خاطر همین شکی نداری که اون روش درسته فقط اینو به خودت میگی که من باید بیشتر تکرار کنم تا به اون نتیجه نهایی که میخوام برسم
منم همینجوری بوده تصویر خاصی نبوده که بگم تصویر خاصی از قوانین داشتم و اینا
من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از کجا به وجود میاد از طریق ورودیهام
من باید ورودیهام رو کنترل کنم آگاهانه یه سری باورها رو هم در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم ایدهها میاد اتفاقات شرایط موقعیتها به وجود میاد و هدایت میشم به مسیر خواستههام
این دیگه چیزی بود که من قطعاً همون اوایل بهش رسیدم و با اطمینان در مورد خواستههام صحبت میکردم
دوست بعدیمون پرسیدن که من توی ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف مشکل دارم توی فضای مجازی مشکل خاصی ندارم ولی حضوری و رو در رو نمیتونم ارتباطی برقرار کنم اصلاً روم نمیشه چیزی بگم این موضوع برام یه معضل بزرگی شده روی چه باوری باید کار کنم روی عزت نفس باید کار کنیم روی اون مواردی که در دوره عزت نفس گفتیم باید کار کنیم یعنی در واقع به علت باورهای محدود کننده که ما در گذشته داشتیم که زشته تو اگر مرد باشی زشته با خانم صحبت کنی اگر زن باشی زشته با آقا صحبت کنی فلانه و بهمانه.
و اون اعتماد به نفسی که از ما گرفته شده بود باعث شده خیلی مسئله داشته باشم خیلی خودمون رو باور نداشته باشیم خیلی احساس بیارزشی کنیم خیلی اینجوری فکر کنیم که نه بابا منو اصلاً آدم حساب نمیکنن اون دختره خیلی خوشگله خیلی درس خونده است خیلی کلاسش بالاست من که آدم معمولیم خونواده معمولیم من لیسانس دارم اون دکترا داره من کار ندارم وضعم خوب نیست اون یک ماشین مدل بالا داره یا برعکس پسر فلان و این باعث میشه اصلاً ما نتونیم اون خودباوری رو در خودمون داشته باشیم که بتونیم ارتباط برقرار کنیم اگر میخواهید تغییر کنید باید روی خودتون خیلی بیشتر از این کار کنید اینکه یک جملهای رو من بگم هیچ تاثیری نداره یک روندی رو باید طی کنید تا اون نتیجه براتون به وجود بیاد
این سوال هم زیاد پرسیدن که اگر تمام ثروت و شهرتتون را از دست بدید و تبدیل بشید به یه آدم عادی حتی کسی هم دیگه شما رو نشناسه چقدر زمان میبره تا به همین جایگاهی که دارید برسید.
من این سوال رو هم قبلاً خودم اون موقع که مصاحبه میکردم از افراد میپرسیدم اولاً که من یه آدم عادی هستم همین الان اصلاً یه آدم عجیب و غریب و فلان نیستم
کلاً دوستان من به هیچ عنوان علاقه ندارم که فکر کنید من یک لطف خاصی پروردگار به من داشته یا یه ویژگی خاصی دارم یا یک عامل خاصی توی وجود من هست که باعث این نتایج شده به هیچ عنوان اینطور نیست
یعنی من که خودم را از نزدیک میشناسم به شما میگم من یه آدم کاملاً عادیم با همون ترسها نگرانیها کفر شرک و با همه خصلتهایی که همه آدمها دارن
فقط از یه زمانی سعی کردم روی خودم کار کنم و این روند رو ادامه بدم بنابراین به هیچ عنوان اینجوری نیست که بگم به یک دلیل خاصی من از بقیه بالاترم و اگر تمام ثروت و شهرت را از دست بدید چی میشه
هیچی نمیشه اصلاً یه مسیر دیگهای میرم به نظر من
یعنی اگر این آگاهی رو داشته باشم اصلاً خدا میدونه چه مسیری رو میرم ولی اینو میدونم که هیچی نمیشه یعنی هیچ اتفاق بدی نمیفته و اصلاً کلی ماجراجوییهای دیگهای میکنم توی چیزای دیگه یعنی من که به همه اینا رسیدم و تجربهاش کردم اگر همه اینا رو از دست بدم نه تنها هیچ اتفاقی نمیفته بلکه ممکنه با جسارت بیشتری یه سری ماجراجوییها رو بکنم.
و هرچند که وقتی شما توی مدار درست هستید هیچ وقت این اتفاق برای شما نمیفته یعنی هیچ وقت این اتفاق نمیفته که مثلاً بیل گیتس یا وارن بافت یا زیدان همه چیزشون را از دست بدن
برای هیچکس این اتفاق نمیفته یعنی برای کسی که در مسیر درست هست و یک روند درست رو به صورت به مدت زمان طولانی طی کرده هیچ وقت این اتفاق نمیفته به این دلیل که یه سری چیزها رو ساخته توی ذهنش تا به اینجا رسیده اونا هم درست ساخته شده که این نتایج به این بزرگی رخ داده اون درست ساخته شدهها به این راحتی خراب نمیشن
وقتی شما توی مسیر درست پایدار میشی به این راحتی برنمیگردید به قبل
یعنی مثل کسی که 20 سال ورزش کرده به این راحتی از لحاظ جسمی ضعیف نمیشه حتی اگر هم کم کار کنه روی خودش اصلاً کار نکنه روی خودش بارها دیدید طرف مثلاً 50 سالشه 60 سالشه ورزشکار خیلی خوبی بوده الان 60، 70 سالشه سالهاست ورزش نکرده ولی وقتی دست بهتون بده دستتون خورد میشه یعنی وقتی یه آدم روی خودش کار کرده و به نتایج خیلی بزرگی رسیده به این راحتی اتفاقات جوری رقم نمیخوره که از اون بالا بیفته پایین مگر اینکه اون بیسش درست نباشه یعنی خیلی تکاملش رو طی نکرده باشه خیلی زود یه شبه به یک سری اتفاقات رسیده باشه
چرا خیلی زود هم میتونه بیفته پایین ولی کسی که مثل علی دایی، مثل عادل فردوسیپور، مثل شجریان این همه اتفاق برای شجریان افتاد ولی از اون بالا پایین نیفتاد یا برای آقای علی دایی علی پروین یا مهران مدیری این همه بالا و پایین شدن مگه کم بالا و پایین شدن توی تلویزیون راهشون ندن این اتفاق بیفته ممنوع التصویر و ممنوع الصدا بشن و خیلیهای دیگه ولی میبینیم که هیچ وقت از اون بالا به پایین نیفتادن حالا یه سری موجهای سینوسی بوده ولی همون خیلی زود دوباره برگشتن و حتی بیشتر از قبل هم به دست آوردن بنابراین وقتی شما روی خودتون خیلی خوب کار میکنید و باورها رو به صورت بنیادین ایجاد میکنید که نشانش اینه که نتایج پایدار میشه یعنی سالهای سال یه سری نتایج خوب را با خودت میبری به این راحتی یه شبه چیزی رو از دست نمیدی.
اما من اگر خدا شاهده همین الان همه آنچه که دارم را از دست بدم هیچ اتفاق خاصی نمیفته
اینکه حالا کی به اینجایی که هستم میرسم چقدر طول میکشه مطمئناً اگر بخوام برسم یعنی توی همین مسیر برم مطمئناً خیلی کمتر طول میکشه ولی اینکه توی کدوم مسیر برم باید اون لحظه شرایط به وجود بیاد که ببینم توی کدام مسیر میرم
دوستمون پرسیدن که چرا بعضی از افراد با شنیدن چند جمله متحول میشن و زندگیشون تغییر میکنه و بعضی برای اینکه تغییر کنه باید سالها روی خودشون کار کنند
چرا بعضی صحبتهای شما را به راحتی باور میکنند بعضی خیلی باید تلاش کنند تا باور کنند
چرا بعضی به راحتی تسلیم میشن ولی بعضیها سالها مبارزه میکنند تا تسلیم بشن چرا بعضی به راحتی به خدا میسپارند و اعتماد میکنند ولی بعضی نگران و مردد هستند
چرا بعضی به راحتی ذهنشون رو کنترل میکنند و بعضی بعد از سالها تلاش هنوز از کنترل افکار و احساسشون ناتوان هستند
این تضاد و تفاوت را چطور تعریف میکنید من فکر نمیکنم کسی با یک جمله متحول بشه مگر اینکه مثل این میمونه که یکی داره یک میخی رو روی دیوار بتونی میزنه مثلاً 50 تا ضربه داره میزنه این میخه نرفته تو
ضربه 51 رو که میزنه این میخه میره داخل دیوار یه نفر توی ضربه 51 این صحنه رو میبینه بعد میگه این میخ رو زد تق زد رفت توی دیوار
اصلاً یک آدم جادویی هست با یک ضربه مثلاً این کارو انجام داد
حالا مثال میخ هر کار سخت دیگهای رو شما در نظر بگیرید من فکر نمیکنم کسی باشه که اینجوری باشه
مگر اینکه اون اتفاق قبلاً افتاده توی ذهنش ولی شما اون لحظه آخر رو دیدی
یعنی اون زیر خاک اون جوانه کلی اتفاق افتاده و رشد کرده و پیش رفته بعد توی یک هفته رشد کرده اومده بالا شما اون بالا رو داری میبینی اون زیر رو قبلاً ندیده بودی من یه مثالی بزنم
یه داستانی هست از یک زندانی محکوم به اعدام که میخواستن اعدامش کنن
بعدها مادر این زندانی خیلی به شاه التماس میکنه که پسرم رو اعدامش نکنید من هر کاری بگید انجام میدم دیگه شاهم برای اینکه یه چیزی پرونده باشه که این از شرش کم بشه این مادر این پیرزن
میگه اگر تونستی یک گاو سالم که 400 تا پله هست از کاخ پادشاهی من از پله پایین تا پله بالا بیاری من پسرت رو اعدام نمیکنم
یعنی یه چیز نشد
یه گاو چند صد کیلو وزنش باشه به یک پیرزن نحیف اونم میگه باشه یک سال به من وقت بده من این کارو انجام میدم میگه باشه اگر تونستی یک سال ما که این همه وقت نگهش داشتیم یک سال دیگه هم نگهش میداریم و یک سال بعد این توی اون یک سال یک مسیری شبیه اون مسیر تپهای رو پیدا میکنه گوساله تازه به دنیا اومده رو میزاره روی دوشش و هر روز این مسیر رو میبره بالا میاره پایین گوساله هر روز بزرگتر میشه و دوباره فردا همینجوری تا اینکه این گوساله یک سال در واقع به همون نسبتی که بزرگ میشه عضلههای این پیرزن هم قوی میشه برای انجام این کار و این کار براش راحتتر میشه یک سال بعد که این گوساله گاو شده میاد به راحتی یک گاو کامل و سالم و بزرگ رو میاره روی دوشش میذاره و چون عادت داشته این گوساله که همیشه این کار باهاش بشه هیچ مقاومتی هم نداشته میزاره روی دوشش و میبره بالا و پسرش آزاد میشه و واقعاً هم همینه.
اگر یک نفری اون صحنه آخر رو دیده باشه اصلاً دیوونه میشه اصلاً باور نمیکنه میگه چطوری همچین آدمی تونست یه همچین کاری انجام بده ولی وقتی شما کل داستان رو دیده باشید میدونید که قضیه چه جوری اتفاق افتاده بنابراین اینکه یک تحول لحظهای حتی برای حر بن ریاحی
اینا اون ایمانه توش بوده یه سری حالا توی اون برهه یه سری تحت تاثیر جامعه یه سری حرفها رو شنیده بوده به یک سمت دیگهای رفته ولی اون پاکدامنی اون درستی و این ایمان و اون راست کرداری بوده و اونا داشته کار خودش رو میکرده حالا توی یک لحظه تصمیمش رو گرفته عمل کرده واقعاً اینجوری نبوده که مثلاً آدم بد طینت و آدم بد ذات و آدم نادرستی باشه یهویی یه شبه عوض میشه.
اونایی که توی برنامه ما میان و آمادگی تغییر دارند من همیشه میگم اونایی که از برنامه من استفاده میکنند که آمادگی تغییر رو داشته باشند به همین دلیل هم میگم من آموزشهام برای همه نیست برای یک عده خاصی هست که وقت میذارند زمان میذارند انرژی میذارن روی خودشون کار میکنند اشتیاق دارند تواناییش رو دارند حالا چه از لحاظ مالی چه از لحاظ ذهنی اونا آمادگیش رو دارند برای یک سری تغییرات بعد میان با برنامه ما چون آمادگیش رو دارند نتایج خیلی بزرگی هم میگیرند یعنی خیلی کارها رو کردن ولی اون ضربه آخری رو هنوز نزدن بعد میان توی برنامه ما اون ضربه آخری رو ما در موردش توضیح میدیم و اون ضربه آخری رو میزنه بعد اتفاقها رخ میده و بعضی از دوستان که میبینن توی کامنتها میگن چرا اون مدت عضویتش توی سایت 10 روزه به این نتایج رسیده من مدت عضویتم دو ساله به نتایج نرسیدم هنوز
اینا همش برمیگرده به اون آمادگیه
و بعد یه موضوع دیگه هم در مورد مدت عضویت که خیلیها هم نوشتید توی نظرات که شما دو ساله توی سایت عضو هستید من تعجب میکنم از این سوالی که پرسیدید یا از مشکلی که دارید یا از این چیزی که هنوز حل نشده شما که دیگه باید حل بشید مثل این میمونه که یکی رفته باشه باشگاه ثبت نام کرده باشه سه سال پیش بعد ما بگیم تو که سه ساله توی باشگاه ثبت نام کردی الان باید بشی آرنولد چه ربطی داره به ثبت نام اگه سه سال پیش من رفته باشم توی کتابخونه یا توی باشگاه ثبت نام کرده باشم تمرین نکرده باشم مگه مدت عضویت من چیزی رو مشخص میکنه به همون نسبتی که اگر شما بری توی باشگاهی ثبت نام کنید ولی نرید استفاده کنید تمرین نکنید کار نکنید تاثیری نداره برای شما
به همون نسبت هم اگر شما توی سایت ما عضو شده باشید و تمرینها رو انجام نداده باشید و باور نکرده باشید اون حرفها رو هیچ تاثیری نداره بنابراین مدت عضویت اصلاً مهم نیست اون مقداری که با تمرکز و تعهد و عشق و با باور روی خودت کار میکنی اون تاثیر اصلی رو داره.
سیر تکاملی سالهای اول پیشرفتتون رو همان موقع که درآمدتون در حدود یک سال و نیم یا دو سال 150 برابر شده بگید
تکامل همین بود که من وقتی روی باورهام کار کردم به همون نسبت از همون شغلی که داشتم از همون کاری که داشتم بارها و بارها گفتم وقتی روی خودتون کار میکنید اصلاً نیاز نیست که چیزی رو تغییر بدید از همون جایی که هست تغییرات شروع میشه بعد خود به خود هدایت میشید به مسیر بعدی نه اینکه بگید من چیزی رو تغییر بدم بیزینسم رو تغییر بدم تا درآمدم بیشتر بشه اگر باورهاتون رو واقعاً تغییر داده باشید از همون جایی که هستید از همون مکانی که هستید از همان نقطهای که هستی با همون کاری که میکنی با همون استعداد با همون توانایی وضعیتت شروع میشه متفاوت شدن درآمدت شروع میشه به بیشتر شدن و بعد یواش یواش میتونه موقعیت تغییر کنه ولی این نیست که بگی نه من شغلم رو عوض کنم تا درآمدم بیشتر بشه کشورم رو عوض کنم تا درآمدم بیشتر بشه یا هر چیزی شبیه این از همون جایی که هستید این اتفاق شروع میشه
من از همون جایی که بودم توی بحث آموزش و بحث تندخوانی از همون جایی که بودم روی خودم شروع کردم به کار کردن و غیر از اینکه روی خودم کار میکردم یه سری از مسائلی هم که بود توی زندگی با همسر سابقم داشتم اونا یه سری من هی به زور میخواستم این زندگی رو نگه دارم حالا هی داشتم مقاومت میکردم در مقابل این تغییری که باید رخ میداد و بعداً فهمیدم چقدر خوب شد این تغییر اون مقاومت باعث شد که انرژی من روی کار نباشه تمرکز من روی کار نباشه و نتونم درست روی باورهام کار کنم به محض اینکه مقاومت رو برداشتم و اون حق طلاق رو دادم و گفتم اصلاً هرجوری که خودت میخوای انتخاب کنی من کاملاً دیگه اصلاً بیتفاوتم نسبت به هر انتخابی که شما میخوای هر چیزی بشه همون چیز درستی هست و بعد اومدم تمرکز کردم روی کارم و روی باورهام کار کردم اصلاً بمب بمب پشت سر هم از همون شب اول اینکه خیلی جالب بود برام اینکه از همون شب اول این اتفاقات مالی من شروع شد
از همون شب اول
یعنی به محض اینکه من این کارو کردم گفتم خداحافظ من رفتم هرجوری میخوای تصمیم بگیر از فرداش اون همه روی خودم کار کردم چون پام روی ترمز بود ماشین راه نمیرفت تا پام رو از روی ترمز برداشتم گفت بمب اتفاقات رخ داد و اولش از دورههای تندخوانی حضوری بود توی شهرستانها بعدش یواش یواش رفتیم توی بحث تولید همون دورهها به صورت سی دی و دی وی دی و بعدش آنلاین و همین جور بهتر و بهتر.
گفتن که راجع به سرمایهگذاریتون بیشتر توضیح بدید همیشه گفتید ملک و سایر سرمایهگذاریها چی هستند شرکت
یه سری ایدههای خیلی خوب توی بیزینس داشتم که میشد کار کنی توی آمریکا و در حد خیلی زیادی هم پیش بردن و بعدش مسیرم عوض شد یعنی یه حسی بهم گفت که این مسیری که هستی رو ادامه بده چون تمرکزم رو میبرد یه برههای هم اگر یادتون باشه روی سایت زیاد کار نمیکردم زیاد فایل قرار نمیدادم و داشتم روی اونها کار میکردم ولی خیلی هم از لحاظ مالی ممکن بود جواب بده هنوز نشد که ببینم چقدر جواب میده ولی اصلاً یه حسی اومد گفت تو همین مسیری که داری میری روی همین برو روی همین سایت کار کن همین فایلهای رایگان دوره محصول توی همین حوزه باش تمرکزت رو بذار تیکه پاره نکن تمرکزت رو این راهی هست که باید بری این بحث توحید و این مسیری که داری میری این مسیری هست که باید بری بعدش من دیگه خیلی از اونها رو کات کردم یا اینکه هزینه کردم روشون با اینکه پیش بردمشون با اینکه اصلاً هدفها و برنامههای خیلی زیادی داشتم براشون ولی یه آدمی هستم که وقتی یه چیزی الهامی اینجوری قوی بهم گفته میشه خیلی دیگه مقاومت نمیکنم هر چقدر پیشرفته باشم قبول میکنم چون خیلی جواب گرفتم ازش
اگر با این آگاهیها و تجربهای که الان دارید برگردید به 15 سال پیش به روزهایی که از لحاظ مالی ضعیف بودید و روابط نادلخواه بود دقیقاً چه کارهایی انجام میدادید روی کدوم باورها کار میکردید و چگونه و چقدر کار میکردید
یه چیزی هم بگم انصافاً خیلی سخته که یاد بیارم اون موقعها رو و بگم چیکار میکردم ولی جوابی که الان میدونم اینه که بیشتر لذت میبردم بیشتر مطمئن بودم که خداوند به من میده یعنی بیشتر اینجوری بودم نسبت به الان بعد که باعث میشد احساس بهتری داشته باشم بنابراین به مسیرهای بهتری میرسیدم و روی کدام باورها کار میکردم روی همین باورهایی که الان دارم کار میکنم کار میکردم من همون مسائلی که اون موقع داشتم کار میکردم هنوزم دارم روش کار میکنم مثلاً باور فراوانی
مثل باور هر چقدر که ثروتمند بشی نزد خداوند خوبتر میشی
همون باوری که توی روانشناسی یک و دو گفتم همونا رو کار میکردم یعنی فکر نمیکنم فرقی میکرد الان هم اونا را کار میکنم اون موقع هم اونا رو کار میکردم اصلاً اونا رو کار کردم به اینجا رسیدم و برگردم به اون موقع همون کارها رو میکنم فقط تفاوتش اینه که خیالم راحتتره نسبت به نتیجه اگر این آگاهیها رو داشته باشم.
بعضیها میگن که اگر این کارو نمیکردی چه جوری بود
من این انرژی و تمرکز و عشقی که برای این کار میذارم برای هر کار دیگهای میذاشتم مثل همین نتیجه میگرفتم
یعنی از همه لحاظ نتیجه میگرفتم یعنی فرقی نمیکرد چه کاری باشه اگر عشق و انرژی و تمرکزی که من روی این کار گذاشتم برای هر کار دیگهای بذارم به همین نتیجه میرسه.
سلام و درود بر استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان جان
فایل امروز استاد هم به لطف الله گوش کردم و خدا را از این بابت بی نهایت سپاسگزارم
و اینکه منم دقیقا مثل استاد هستم یه حسی بهم میگه اگه کارها راحت داره پیش میره هدایت خداست و واقعا حالم عاااالی عاااالیه و میبینم اتفاقات عاااالی داره برام رقم میخوره از آرامش از رابطم با خودم با خدای خودم با همسرم با فرزندانم ودرآمدهای عالی
و به قول استاد این باورها و این اتفاقات یک شبه بوحود نیومده و این مسیریه که مدتها ادامه داشته
دقیقا خود من از سال 95 به بعد با این قانون آشنا شدم و قبلا هم یه فردی بودم که دوست نداشتم با کسی در و دل کنم و همیشه بخدا امید داشتم اما قانون را آگاه نبودم و ترس ها و نگرانی هام ترمزهای من بودند با اینکه آموزش میدیدم اما کامل نبود و الان که اینجا هستم میبینم قانون همون قانون بوده درک من از قانون باید به این زمان میرسیده قانون تکامل و این را میدونم که برا رسیدن به موفقیت های بالاتر و بالاتر هر روز روی خودم روی ذهنم روی باورهام سرمایه گذاری کنم و من عاااشق اینکار هستم و دقیقا منم موقعی که این باور را در خودم ایجاد کردم که من هیچ کسی را نمیتونم تغییر بدهم و همه به هدایت و آگاهی های خداوند به یک اندازه نزدیکیم و خداوند به همه ی ما به یک اندازه و تا کسی خودش نخواد نمیتونیم تغییرش بدیم متوجه شدم که زندگیم چقدر از هر لحاظ عالی شده فقط نمیدونم چطوری و چگونه
اما دارم میبینم تجربه میکنم اتفاقات عالی زندگیم را
خدا را بی نهایت سپاسگزارم
و اینکه بگم هنوز ریشه های مخفی ترس ها در وجودم هست و دقیقا برا چند لحظه در قفسه سینم احساس میکردم و از آنجایی که میدانم قانون همیشه یکسانه و به فرکانس های ما جواب میده به خودم میگفتم خدا را شکر که این تضاد در من بوجود اومده تا من هدایت شوم به راه حلش به حل مسئله و از خداوند هدایت خواستم و خداوند هدایتم کرد به مهاجرت به مدار بالاتر
و اینجا بود که جواب گرفتم و این حس از عجول بودن من بود و قانون تکامل را شنیده بودم اما درکش نکرده بودم و امروز که این باور را آگاهانه درک کردم که تغییر پله پله هست و هر چه پیشرفت کنیم باز جای پیشرفت هست چون جهان هر روز در حال پیشرفته
و از خدا میخواهم که هر لحظه هدایتگرمان باشه به راه درست
و سپاسگزارم از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز که با عشق به لطف خدا آگاهی های بی نظیرشون را در اختیار ما قرار میدهند
در پناه یگانه الله شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشبد
خداجونم الهی شکرت که به لپتاپ نازم دارم واسه اولین بار کامنتمو مینویسم ! این فایل خیلی درسای شخصی داشت برای من مثلا من همیشه با خودم یا به بقیه میگفتم بابا اخه چجوری فلان ارتیست انقدر اهنگاش خوبه یا چجوری مسی و رونالدو انقدر عالین اصن نمیشه اینا خاصن و هرچی کتاب و مقالس میگه اینا نابغن اینا با استعداد ترینن اینا فضایین … بعد دیدم اقا مثل خمون فایل استاده که میگفتن چرا فکر میکنین کتابا و فیلما همش سختیای افراد موفقو نشون میدن ؟ چون مردم دوست دارن ! انصافا واسه هیشکی جذاب و مهم نیس بگن خب مسی ده سال هرروز ساعت 8 سر زمین بوده تمرین میکرده بعد مثلا توپ طلا گرفته : همه میخوان بشنون واو مسی نابغه قرن و با استعداد ترین بازیکن تاریخ تونست توپ طلا بگیره ! همش بخاطر اینه که تو خریدار اون مطلب و مقاله باشی وگرنه ما بینهایت ادم داریم که تمرکز کردن حالا هرکی اندازه خودش نتایجی خلق کرده ! همین بحث سر مفهوم نابغه هم هست که ما سریع میریم سر اینشتین ولی چرا ما شجریان هارو مدیری هارو عباسمنش هارو نابغه نمیدونیم ؟ نشون میده که مثلا فلان مباحث تنها نابغه هست درحالی که اینا تنها باوراییه که ما دوست داریم از رسانه بشنویم نه واقعیت .
درس دیگه برای من ، اینه که اقا هرچقدر دستاورد بدست میاری واسه قدمای بعدیت کمکت میکنه ! اقا سیاست چه ربطی به بدنسازی داره ؟ ولی ارنولد صددرصد گفته باخودش که اقا من همونیم که قهرمان جهان شدم و حالا بهترین فیلمارم بازی کردم ؛ حالا میرم فرماندار کالیفرنیا هم میشم ! این شخصیت ارنولده که این نتایجو اورده . من امسال کنکور دارم و خیلی افکار مختلف و فشار هست ولی بیشتر از همیشه دارم روی خودم کار میکنم ؛ باید یاد بگیرم که مهم تمرکز و تلاشمه در حد خودم و نتایجو بسپارم به خدا . همین شخصیت متمرکز و ادامه دهنده حتی وقتی حال نداره درس بخونه و خستس ، توی همه زمینه ها با من میمونه که اقا من ادامه میدم . خداجونم نمیدونم نتیجه کنکور چی میشه شاید اصن رفتم سربازی شایدم نه ولی تنها یه چیزو مطمئنم : من همونطور که درسامو خوندم 12 سال یا زبانمو اونقدر تمرکز گذاشتم و الان عالیم توش یا بازی یا اعتماد به نفس یا هرچی ،همونقدر تمرکز میگذارم و نتایج رو میتونم خلق کنم در هرکجا که باشم و هررشته ای که برم یا علاقه پیدا کنم . این قانونمندی و خوش قولی تو بزرگترین نعمته برای ما الهی صدهزاربار سپاسگزارم
ک نتایج پایدار یک روند ثکاملیه است و ی شبه به وجود نمیاد بلکه با استمرار به وجود میاد
وقتی درک کنیم و مثال بخودمون بزنیم و به ذهن نشون بدیم و منطقی حالیش کنیم ببین ذهن که وقتی کسی میره بدنسازی وزنه میزنه و طبق برنامه میره جلو و ادامه میده هیکلش زیبا میشه یا وقتی که گیتار میخوای بنوازی باید نت ها و آکوردها و ریتم رو یاد بگیری و هر قطعه رو بخوای با تمرین کردن میتونی بنوازی و باید با فکت نشونش بدیم و اون احساس خوب رو در طول روز به وجود بیاریم و صبح ها وقتی زود بیدار میشیم و سپاسگزاری میکنی و مدیتیشن میکنی و ستاره قطبی رو انجام میدی و میریم پیاده روی ورزش میکنی در طول روز حالت خوبه و احساست عالیه
چون مهمترین قانون،قانون تکامله رو بدونیم و کدهایی که بخودمون تعریف کردیم میدونیم آروم آروم اتفاقات میفته و پیشرفت فوری و آشکاری نمیفته توی این شرایط باید بخودم بگم ببین وقتی م عجله میکنم توی دائم عجله افتادن میفتم و از مسیر خداوند دور شدن همونجا با شکی که میاد بجای پروبال دادن بهش و نشخوار کردن ذهن بگم من اومدم توی این دنیا برای لذت بردن از امروزی که خدا بهم فرصت داده استفاده کنم چون کسی ی شبه پیشرفت فوری نکرده که تو دومیش باشی و دیدیم مثل شرکتهایی یا آدمهایی که میخواستن زود پیشرفت کنن چ بلایی سرخودشون آوردن یا در گذشته بخودم میگم دیدی میخواستی زود موفق بشی و قانون تکامل رو نمیدونستی و رعایت نکردی میخواستی فوری پیشرفت کنی رفتی 2 کیلو طلا خریدی چ ضرری دادی بشین ی گوشه ذهن جان تا بعدا ازت سواری بگیریم درجهت رشد و بهبودم
به نام یگانه پروردگار هستی بخش
باسلام و درود به تمامی عزیزان درمسیررشدوپیشرفت الهی
گام دوم دلیل نتایج پایدار:
کلیدی ترین نکته ی هرفایل یادآوری قانون جهان هستی است،اینکه تمام اتفاقات زندگیمون نتیجه ی باورهای خودمان است،حتی کوچک ترین اتفاقات زندگیمون رو هم خودمون با افکارمون رقم می زنیم
اگرمی خواهیم نتایج بزرگ درهر زمینه ای اززندگیمون بگیریم،باید همان نتایج کوچک را تأیید کنیم،مثلا اگر درطول مسیر ودر طی کار کردن روی خودمان درمدت زمان بیشتری سلامت هستیم و آرامش بیشتری داریم،یااگر به کسی فکر می کنیم و اون فرد برای مازنگ می زند یا همان روز اون رو ملاقات می کنیم،این بخاطر همان فرکانس هایی بوده که ازقبل فرستاده ایم،واگر خوب دقت کنیم می بینیم که دقیقا تمام اتفاقات زندگیمون بخاطر تمامی توجهات خودمون و تمامی ورودی هایی است که چندین بار تکرار شده اند و اساس اون رو داریم تجربه می کنیم
خیلی این نکته هربار منو بیشتر به فکر فرو میبره که چقدر افراد جامعه بخاطر همین موضوع دارن هربار بیشتر درگیر مقصر دونستن عوامل بیرونی می شوند
داستان تکراری زندگی اطرافیانم بیشتر برای من تجربه می شود وبیشتر به من تلنگر وارد می کند که اگر دوباره برگردم به شرایط قبل زندگیم،چیزی جز اتفاقات شبیه به اطرافیانم را تجربه نخواهم کرد
یکی از افراد فامیل ما درسن سی سالگی تقریبا نصف بینایی خود را از دست داده است،دیشب عمدا باهمسرم او را ملاقات کردم تا بیشتر قانون وعدالت خداوند را برای خودم یاداوری کنم،اولش کمی احساسات برمن غلبه کرد ولی وقتی آن فرد شروع به صحبت کردن کرد،چقدر هدایتهای الهی رو درزندگیش مشاهده می کردم که خداوند اورا از هزاران بلا نجات داده بود ولی باز هم او متوجه هدایتهای الهی نبود و چنان مشتاق بود بیشتر از بلاهایی که سرش آمده برای ما توضیح بدهد که من واقعا تعجب می کردم که چرا او نتوانسته هدایتهای الهی را ببیند و دست از ظلمی که به خودش می کند بردارد،و مادرش اشک ریزان دست به دامان امام رضابود که اورا حتما به حرم امام رضا ببرد تا بلکه امام رضا چشمانش را شفا بدهد!
واقعا انجا فهمیدم که چقدر ازدرون تغییرکرده ام و چقدر بی نیاز ازین شده ام که بخواهم مشکلاتم را برای دیگران مشتاقانه بیان کنم و احساس ترحم ودلسوزی از دیگران جلب کنم،حتی واقعا دیگر علاقه ای ندارم که کوچکترین سر دردم را همسرم متوجه بشود،و خدارا هزاران هزار مرتبه شکر کردم که چقدر عادلانه هرکسی را درجای درست خود قرارداده است،اما متأسفانه اکثریت جامعه فکر می کنند که خداوند مانند یک انسان ظالم و ستمگر علاقه دارد به بندگانش ظلم کند و ازهمه بدتر به جای آنکه به درگاه خداوند طلب بخشش کنند و از او یاری بطلبند از غیر خداوند که اوهم دستش ازاین دنیا کوتاه شده است طلب یاری کنند!!!
وبازهم ازهمه بدتر فکرمی کنند تمامی این مشکلاتی که دارند تحمل می کنند پاداشی می شود برای آن ها در سرای آخرت!
این داستان ازدیشب تاحالا منو خیلی به فکرعمیقی فرو برده که چقدر انسان کفوره و چقدر داره به خودش ظلم می کنه و بیشتر شکرگزار رب العالمینم شدم که خداوند راه درست هدایت رو در مسیرزندگیم به من نشان داد و خداروشکر که دارم هربار بهتر وپایبند تر دراین مسیر حرکت میکنم
وبقول استادعزیز اگر یک روز تمامی شهرت و ثروتم رو ازدست بدم به نظر من هم چیزی نمی شه و تازه بهتر می تونم یک ورژن بهتری ازخودم ارائه بدم و همه چیز رو دوباره از نو بسازم…
هرچند که بازهم طبق قانون جهان هستی اگر کسی درمدار درست باشه و باورهای بنیادین درست درون خودش درست کرده باشه به همین راحتی همه چیزش رو از دست نمی دهد،مثل اینکه کسی ساختمانش رو محکم وباابزار مناسب بنا کرده باشه و اون ساختمان به راحتی درمقابل سیل و زلزله خراب نخواهد شد
پس بنابراین نتیجه ی کارکردن روی خودمون و نتیجه ی باورهای درست و بنیادین نتایج پایدار درمورد هر باور است و به همین راحتی این نتایج پایدار یک شبه ازبین نمی رود.
-درمورد تغییر دادن باورهای گذشته و تسلیم شدن،من تو خیلی ازموضوعات مخصوصا معنویت خیلی بهتر تونستم عمل کنم،ولی در مورد تربیت فرزند،چنان باورهای گذشته در من رسوخ کرده که هنوز رگه هایی از اخلاق و رفتارهایی درمن پدیدار می شه که واقعا در گذشته ازین نوع رفتارها درمادرم اذیت می شدم و دقیقا خیلی اوقات من به شدت مثل مادرم بافرزندم رفتار میکنم و تو این مدت کارکردن روی خودم متوجه شدم که بزرگترین پاشنه ی آشیل من تربیت فرزندمه،که می خوام مثل یک منجی در هرلحظه هدایتگر و مشاور لحظه به لحظه ی اون باشم،حتی شده گاهی وقتا اگه به حرفم گوش نده اون رو تنبیه کنم و واقعا این موضوع باعث میشه از کار کردن روی خودم ناامید بشم و خیلی خیلی برام سخته که خودمو تسلیم کنم و اجازه بدم فرزندم راه خودش رو پیش ببره نه اینکه با زور و اجبار من بخواد یک کار رو انجام بده
ولی می بینم خیلی از افراد رو که چقدر بی خیالند و تفریح و خوش گذرانی یکی از اولویتهای اول خودشونه و چقدر بچه هاشون آروم ترند و چقدر بیشتر به حرف پدرمادرشون گوش می کنند
الان بعداز چهارسال تلاش هنوز دراین مورد خیلی خوب نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و جاداره که متمرکز تر روی این پاشنه ی آشیلم کار کنم چون قشنگ می فهمم بیشترین ضربه ی روحی من ازاین موضوع خورده میشه،چون هنوز دراکثر اوقات فکر می کنم تایک سنی بچه نصف بیشتر مسئولیتش برعهده ی مادره و مادر وظیفه داره بهش تو هر کاری امرونهی کنه،و یا مثل یک منجی به اون بگه این راه درسته اون راه غلط…
نکته ی بعد:
برای ثروتمند شدن ربطی به شغل،جنسیت،موقعیت جغرافیایی نداره،اگه ما باورهامون رو در مورد ثروت درست کنیم مطمئنا و بدون شک درهمون موقعیتی که هستیم بیشتر ورود نعمتها و ثروت ها رو درزندگیمون لمس خواهیم کرد
نکته ی بعد:
اینکه استاد می گوید اگر به پونزده سال قبل برگردم بیشتر لذت می بردم و بیشتر به خداوند ایمان داشتم که همه چیز رو بهم میده و خیالم نسبت به نتیجه راحت تر بود
الان که فکرشو میکنم میبینم که چقدر مادانشجوها باید سپاسگزارخداوند و استادمون باشیم که داره آموزش هایی رو به ما میده که هربار داریم رهاتر،توحیدی تر میشیم و چقدرداره هربار بااین دست ازآگاهیا مسیرمون کوتاه تر میشه و به وفور نعمت وثروت بیشتر و سریع تر دست پیدامی کنیم
خداروصدهزارمرتبه شکر،این فایل از اون فایلهاییه که باید چندینو چندبار گوش بدیم و تک به تک نکته هارو درزندگیمون اجرا کنیم….
داستان مهاجرت به مداربالاتر ادامه دارد…
بنام خدا
من یه تجربه ای جدیدا دارم میگم من همین دسروز یه اتفاقی افتاد با وجود اینکه حسابم پر پوله و پس انداز هم دارم و تو یه حساب دیگم خواهرم هم کلی پول داشت تو حساب من یه اتفاقی افتاد که کلا همشون از دسترس من خارج شدن خیلی جالبه حتی هزار تومن نداشتم برم یه شکلات بخرم ولی خدارو شکر انقدر دارم رو خودم کار میکنم یاد جمله استاد افتادم هر وقت داری رو خودت کار میکنی هر اتفاقی به نفع تو هست و درس داره با این آموزه گفتم خدایا چه درسی برام داره قلبم گفت تو جدا از همه این چیزا هستی تو جدا از پولی حستو خوب کن چون تو پول ساختی باور کنید حسم انقدر عالی شد بعد با کارت خانمم رفتم خرید کردم دو روز بعد مشکل حل شد و کلی کاسبی کردم تو این دو روز ما واقعا بدون هیچی هم میتونیم حس عالی داشته باشیم جالبه برام استاد تو این فایل میگن اوایل نتایج به من انگیزه میداد اونم نه نتایج مالی همین که حسم خوب بود نتیجه بود درحالی که خیلی از ما ها این چیزهارو نتیجه نمیدونیم
در پناه حق
به نام خداوند مهربان و بخشنده
خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت
گام دوم
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
وختی فقط آمدم در این پروژه نتیجه را میبینم همین خودش نشانه است نشانه درست بودند مسیر همین که وختی من در مغازه هستم مشتری بیشتر می آید خودش نشانه است
و من تا حالا این ها را خلق کردم و می توانم بیشتر از این هم خلق کنم و من به خدای خودم ایمان دارم الهی شکرت
وختی این فایل را صبح چندین بار گوش دادم خیییلیی حس من عالی شد الهی شکرت
شاید چندین بار این فایل را شنیده بودم ولی جنس این گوش دادن کجا و آن نگاه سر سری کجا الهی شکرت
حالا می خواهم از این مدار مهاجرت کنم به مدار بالاتر حالا بهتر این فایل ها را درک میکنم بخاطری این است که مدار من تغییر کرده و انشالله این روند تا آخر عممرم ادامه داشته باشه الهی شکرت
قانون تکامل
این همه چیز است حاالا که میبینم جای که قانون تکامل را درک نکردم وتقلا کردم خییلی بد ضربه خوردم
وختی مسیر درست را با قانون تکامل اداامه میدهیم و تقلا نمیکنیم و ادامه میدهیم در ها باز می شود و صد در صد سقوط یک شبه نمی کنیم وختی مسیر ما درست باشد هیچ وخت سقوط نمی کنیم
منن نباید خودم را با بقیه مقایسه کنم و بعد کاری به مسیر بقیه نداشته باشم و فقط تمرکز بگذارم روی خودم و بعد نتیحه انشالله می آیدد تا حالا که نتیجه آمده و بعد از هم بزرگتر خواهد شد الهی شکرت الهی شکرت
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام مجدد به دو استاد عزیز و دوستان هم پروژه ای
میخوام به سؤالهای استاد مریم جانم پاسخ بدم
سؤال: حالا که میدانید نتایج پایدار یک روند تکاملی است و یک شبه پدیدار نمی شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهراً هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید، و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهنتان، پای شما را بلرزاند؟
جواب: بنظرم اول باید سپاسگزاری های خودمو بیشتر کنم یا حد اقل حفظ کنم تا با این روحیه سپاسگزاری نگاه مثبت تری به مسائل داشته باشم و دوم اینکه پیشرفتها و موفقیتهای قبلی رو حتی اگر خیلی کوچیک و با تعداد کم باشه بارها و بارها و بارها به خودم یادآوری کنم، که خب همونجوری که قبلاً این پیشرفتها و موفقیتها رو داشتم حالا و بعد از این هم میشه باشه
فعلاً از نعمتهای دیگه ام لذت ببرم و البته که حالت عجله هم نداشته باشم
سؤال: از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
باورهای خوب و درست باید داشته باشم اگر نیست بسازمشون و اگر هست تقویتشون کنم، و اونقدر ریشه ای و قوی بشن که تبدیل به عادت فکری یا رفتاری من بشه
و اینکه بدونم تنها راه موفقیت عمل کردن به قانونه راه دیگری وجود نداره ، و قانون رو نمیشه دور زد
نا امید هم که نباید بشم اصلاً، و نمیشم، چون خدا همیشه هست و هر لحظه امکان هدایت وجود داره
من به اینکه این مسیر قطعاً نتیجه میده اطمینان کامل دارم، و حتی یک درصد هم فکر برگشتن به مسیر قبلی به ذهنم خطور نمی کنه؛ موضوع فقط اینه که چقدر کار می کنم، اندازه کار کردن من تفاوت در نتیجه رو ایجاد می کنه
تا درودی دیگر بدرود
سلام به همه دوستان و استاد عزیز
گام دوم از آگاهی مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
استاد قانون تکامل رو خیلی خوب توضیح دادن مثال هایی زدن که ذهن آدم رو از اون کمالگرایی میاره بیرون و درعین حال آدم رو ترغیب میکنه به قدم های کوچیک تر و به قولی عضله های آدم رو تقویت میکنه برای سنگ های بزرگ تر
وقتی متوجه قانون تکامل و قدم به قدم رسیدن به خواسته هات شدی کمالگرایی و ترس و نشدن ها اومد سراغت پات رفت روی ترمز برای اینکه بتونی پاتو از روی ترمز برداری از یه قانون ساده استفاده کن (قانون رهایی) رها کن هرآنچه را که بهت احساس ناکافی بودن و ترس میدن
به هر آنچیزی که ارزش بدی اون برات بزرگتر میشه پس به خواسته هات ارزش بده و روی توحیدی بودنت بیشتر کار کن هرچقدر روی توحیدی بودنت کار کنی فارق از اینکه دنیا چیکار میکنه و چخبره تو به خواسته هات میرسی دقیقا مثل ترامپ برای خدا کاری نداره که تو رییس جمهور بشی یا بری تو حوزه سرگرمی فقط باید ظرف وجودیتو بزرگ تر کنی تا این نعمت ها داخلش جا بشن و تو برای داشتن این نعمت ها باید باورت و افکارت تغییر کنن اینجوریه که ظرف وجودیتو بزرگ تر میکنی برای نعمت های بیشتر و همه اینا نیاز داره به قدم های کوچیک برداشتن…
لذت بردیم از این همه آگاهی های ناب سپاس فراوان از استاد و خانم شایسته
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم
و خانم شایسته مهربانم
خوشحالم که در کنار شما هستم و اگر اینجا هستم وانرژی و زمان میزارم و هزینه میکنم به این دلیله که باور دارم با تغییر ورودی هام باورهام و افکارم تغییر میکنه و زندگیم تغییر میکنه چون من در این سالهای که با استاد هستم و خداوند مرا با استاد آشنا کرده روز های بسیار زیبا و آرامش و سلامتی و روابط قشنگ و اتفاقات خوب و نعمت های خوب رو دریافت کردم این نتیجه خوب و بهشته که منو هر روز دعوت میکنه به این مسیر و ادامه دادن و زندگی من به دو قسمت تقسیم شده قبل آشنایی با استاد و بعد از آشنایی با استاد و در ذهن من کار نکردن با فایل های استاد مساوی جهنم و کار کردن روی فایل های استاد مساوی هست با بهشت و یا اگر با خانم شایسته در این پروژه پرواز به مدار بالاتر دارم کار میکنم برای اینکه از پروژه ای خانه تکانی ذهن خیلی نتیجه های خوبی گرفتم و واقعا ذهن من پاکسازی و از دوباره درست برنامه ریزی شد و این روند درسته که داره هروز نتایج ریز و درشت رو برای من به همراه میاره و این باور و ایمان که حتما نتیجه های بزرگ هم وارد زندگیم میشه فقط باید این مسیر رو ادامه و ادامه و ادامه بدهم
خانم شایسته عزیزم خیلی خیلی از شما سپاسگزارم و مطمئنم که به مدار بالاتری پرواز میکنم با شما دوستتون دارم سال نو مبارک شما و استاد خوبم باشه
به نام خدای مهربان
مصاحبه با استاد
قانون پایداری نتایج
ثروت یک رو دو سال پیش تهیه کردم خیلی روی خودم کار کردم اما همیشه یک احساس نیاز بزرگ به این مسئله داشتم که تصور ذهنی شما از قوانین را بدونم و همون رو توی ذهنم تصور کنم
تصویر ذهنی که از قوانین توی ذهن شما شکل میگیره و به هر شکلی که هست من به دنبال اون تصویر هستم
تصویر ذهنی از قوانین را درک نمیکنم که مثلاً تصویر خاصی توی ذهنم داشته باشم وقتی که اولین بار فیلم راز رو دیدم اصلاً انگار یه چیزایی رو شنیدم که از قبل میدونستم فقط انگار یکی باید بهم میگفت مثلاً خیلی مبهم میدونستم یکی اومده گفته واضح شده یا باورپذیر شده برای من و اونم این بود که اتفاقات رو خودتون رقم میزنید با افکارتون
وقتی که من اینو درک کردم دیگه شروع کردم به کار کردن روی خودم بعد وقتی که کار کردم خب اول از اتفاقاتی که یه ذره کوچولوتر بود اتفاق افتاد بعد که اتفاق میفتاد من مطمئن شدم که قضیه همینه
حالا اتفاقات بزرگ هنوز رخ نداده به خاطر اینکه من هنوز به اون اندازه خوب روی خودم کار نکردم دیگه همین جور فقط ادامه میدادم فقط کار میکردم نتایج هم گرفته بودم
حالا بعضیها خیلی زود ناامید میشن میگن نتایج بزرگ چرا نمیاد من اصلاً ناامید نشدم یعنی من اون اتفاقاتی که رخ داد همون اوایل که من اومدم به یک دوستی فکر میکردم همون موقع زنگ میزد
یا مثلاً یه غذای خاصی دوست داشتم بخورم میومدم خونه میدیدم درست شده برام
یا اینکه به یک مسیر خاصی هدایت میشدم یا مثلاً یه سری کارهام خیلی راحت انجام میشد برخلاف گذشته که مریض نمیشدم
یا ماشینم خراب نمیشد
یا مثلاً مشتری خوب بیشتر گیرم میومد
مثلاً در بستی به تورم میخورد
قبلاً نمیشد الان داره میشه و از این چیزها دیگه وقتی رخ داد من فهمیدم قضیه همینه اصلاً دیگه شک نه به معنای اینکه اصلاً شک نداشتم ولی اگر در کل نگاه کنیم شک خاصی وجود نداشت یه موقعهایی میشه آدم یه ذره ناراحت میشه بیحوصله میشه ولی اینکه بگم نه این جواب نمیده هیچ وقت نشد. جواب میده فقط من باید بهتر کار کنم
مثل این میمونه که شما یک روشی رو به شما یاد میدن که ضربه ایستگاهی بزنید توی فوتبال بعد شما چند بار تمرین میکنی یه ذره میبینی اون روشی که به شما گفتن خیلی تغییر ایجاد کرد توی نتیجه اون ضربه ایستگاهی
قبلا مثلاً خیلی توی در و دیوار میزدی الان خیلی داره بهتر میشه ولی هنوز اون چیزی که میخوای نشده میفهمی که بهتر شده همین که میفهمی بهتر شده دیگه موضوع اینه که ادامه بدی اونقدر تمرین کنی تا بشینه اون شیوه جدید روی پات
به خاطر همین شکی نداری که اون روش درسته فقط اینو به خودت میگی که من باید بیشتر تکرار کنم تا به اون نتیجه نهایی که میخوام برسم
منم همینجوری بوده تصویر خاصی نبوده که بگم تصویر خاصی از قوانین داشتم و اینا
من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از کجا به وجود میاد از طریق ورودیهام
من باید ورودیهام رو کنترل کنم آگاهانه یه سری باورها رو هم در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم ایدهها میاد اتفاقات شرایط موقعیتها به وجود میاد و هدایت میشم به مسیر خواستههام
این دیگه چیزی بود که من قطعاً همون اوایل بهش رسیدم و با اطمینان در مورد خواستههام صحبت میکردم
دوست بعدیمون پرسیدن که من توی ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف مشکل دارم توی فضای مجازی مشکل خاصی ندارم ولی حضوری و رو در رو نمیتونم ارتباطی برقرار کنم اصلاً روم نمیشه چیزی بگم این موضوع برام یه معضل بزرگی شده روی چه باوری باید کار کنم روی عزت نفس باید کار کنیم روی اون مواردی که در دوره عزت نفس گفتیم باید کار کنیم یعنی در واقع به علت باورهای محدود کننده که ما در گذشته داشتیم که زشته تو اگر مرد باشی زشته با خانم صحبت کنی اگر زن باشی زشته با آقا صحبت کنی فلانه و بهمانه.
و اون اعتماد به نفسی که از ما گرفته شده بود باعث شده خیلی مسئله داشته باشم خیلی خودمون رو باور نداشته باشیم خیلی احساس بیارزشی کنیم خیلی اینجوری فکر کنیم که نه بابا منو اصلاً آدم حساب نمیکنن اون دختره خیلی خوشگله خیلی درس خونده است خیلی کلاسش بالاست من که آدم معمولیم خونواده معمولیم من لیسانس دارم اون دکترا داره من کار ندارم وضعم خوب نیست اون یک ماشین مدل بالا داره یا برعکس پسر فلان و این باعث میشه اصلاً ما نتونیم اون خودباوری رو در خودمون داشته باشیم که بتونیم ارتباط برقرار کنیم اگر میخواهید تغییر کنید باید روی خودتون خیلی بیشتر از این کار کنید اینکه یک جملهای رو من بگم هیچ تاثیری نداره یک روندی رو باید طی کنید تا اون نتیجه براتون به وجود بیاد
این سوال هم زیاد پرسیدن که اگر تمام ثروت و شهرتتون را از دست بدید و تبدیل بشید به یه آدم عادی حتی کسی هم دیگه شما رو نشناسه چقدر زمان میبره تا به همین جایگاهی که دارید برسید.
من این سوال رو هم قبلاً خودم اون موقع که مصاحبه میکردم از افراد میپرسیدم اولاً که من یه آدم عادی هستم همین الان اصلاً یه آدم عجیب و غریب و فلان نیستم
کلاً دوستان من به هیچ عنوان علاقه ندارم که فکر کنید من یک لطف خاصی پروردگار به من داشته یا یه ویژگی خاصی دارم یا یک عامل خاصی توی وجود من هست که باعث این نتایج شده به هیچ عنوان اینطور نیست
یعنی من که خودم را از نزدیک میشناسم به شما میگم من یه آدم کاملاً عادیم با همون ترسها نگرانیها کفر شرک و با همه خصلتهایی که همه آدمها دارن
فقط از یه زمانی سعی کردم روی خودم کار کنم و این روند رو ادامه بدم بنابراین به هیچ عنوان اینجوری نیست که بگم به یک دلیل خاصی من از بقیه بالاترم و اگر تمام ثروت و شهرت را از دست بدید چی میشه
هیچی نمیشه اصلاً یه مسیر دیگهای میرم به نظر من
یعنی اگر این آگاهی رو داشته باشم اصلاً خدا میدونه چه مسیری رو میرم ولی اینو میدونم که هیچی نمیشه یعنی هیچ اتفاق بدی نمیفته و اصلاً کلی ماجراجوییهای دیگهای میکنم توی چیزای دیگه یعنی من که به همه اینا رسیدم و تجربهاش کردم اگر همه اینا رو از دست بدم نه تنها هیچ اتفاقی نمیفته بلکه ممکنه با جسارت بیشتری یه سری ماجراجوییها رو بکنم.
و هرچند که وقتی شما توی مدار درست هستید هیچ وقت این اتفاق برای شما نمیفته یعنی هیچ وقت این اتفاق نمیفته که مثلاً بیل گیتس یا وارن بافت یا زیدان همه چیزشون را از دست بدن
برای هیچکس این اتفاق نمیفته یعنی برای کسی که در مسیر درست هست و یک روند درست رو به صورت به مدت زمان طولانی طی کرده هیچ وقت این اتفاق نمیفته به این دلیل که یه سری چیزها رو ساخته توی ذهنش تا به اینجا رسیده اونا هم درست ساخته شده که این نتایج به این بزرگی رخ داده اون درست ساخته شدهها به این راحتی خراب نمیشن
وقتی شما توی مسیر درست پایدار میشی به این راحتی برنمیگردید به قبل
یعنی مثل کسی که 20 سال ورزش کرده به این راحتی از لحاظ جسمی ضعیف نمیشه حتی اگر هم کم کار کنه روی خودش اصلاً کار نکنه روی خودش بارها دیدید طرف مثلاً 50 سالشه 60 سالشه ورزشکار خیلی خوبی بوده الان 60، 70 سالشه سالهاست ورزش نکرده ولی وقتی دست بهتون بده دستتون خورد میشه یعنی وقتی یه آدم روی خودش کار کرده و به نتایج خیلی بزرگی رسیده به این راحتی اتفاقات جوری رقم نمیخوره که از اون بالا بیفته پایین مگر اینکه اون بیسش درست نباشه یعنی خیلی تکاملش رو طی نکرده باشه خیلی زود یه شبه به یک سری اتفاقات رسیده باشه
چرا خیلی زود هم میتونه بیفته پایین ولی کسی که مثل علی دایی، مثل عادل فردوسیپور، مثل شجریان این همه اتفاق برای شجریان افتاد ولی از اون بالا پایین نیفتاد یا برای آقای علی دایی علی پروین یا مهران مدیری این همه بالا و پایین شدن مگه کم بالا و پایین شدن توی تلویزیون راهشون ندن این اتفاق بیفته ممنوع التصویر و ممنوع الصدا بشن و خیلیهای دیگه ولی میبینیم که هیچ وقت از اون بالا به پایین نیفتادن حالا یه سری موجهای سینوسی بوده ولی همون خیلی زود دوباره برگشتن و حتی بیشتر از قبل هم به دست آوردن بنابراین وقتی شما روی خودتون خیلی خوب کار میکنید و باورها رو به صورت بنیادین ایجاد میکنید که نشانش اینه که نتایج پایدار میشه یعنی سالهای سال یه سری نتایج خوب را با خودت میبری به این راحتی یه شبه چیزی رو از دست نمیدی.
اما من اگر خدا شاهده همین الان همه آنچه که دارم را از دست بدم هیچ اتفاق خاصی نمیفته
اینکه حالا کی به اینجایی که هستم میرسم چقدر طول میکشه مطمئناً اگر بخوام برسم یعنی توی همین مسیر برم مطمئناً خیلی کمتر طول میکشه ولی اینکه توی کدوم مسیر برم باید اون لحظه شرایط به وجود بیاد که ببینم توی کدام مسیر میرم
دوستمون پرسیدن که چرا بعضی از افراد با شنیدن چند جمله متحول میشن و زندگیشون تغییر میکنه و بعضی برای اینکه تغییر کنه باید سالها روی خودشون کار کنند
چرا بعضی صحبتهای شما را به راحتی باور میکنند بعضی خیلی باید تلاش کنند تا باور کنند
چرا بعضی به راحتی تسلیم میشن ولی بعضیها سالها مبارزه میکنند تا تسلیم بشن چرا بعضی به راحتی به خدا میسپارند و اعتماد میکنند ولی بعضی نگران و مردد هستند
چرا بعضی به راحتی ذهنشون رو کنترل میکنند و بعضی بعد از سالها تلاش هنوز از کنترل افکار و احساسشون ناتوان هستند
این تضاد و تفاوت را چطور تعریف میکنید من فکر نمیکنم کسی با یک جمله متحول بشه مگر اینکه مثل این میمونه که یکی داره یک میخی رو روی دیوار بتونی میزنه مثلاً 50 تا ضربه داره میزنه این میخه نرفته تو
ضربه 51 رو که میزنه این میخه میره داخل دیوار یه نفر توی ضربه 51 این صحنه رو میبینه بعد میگه این میخ رو زد تق زد رفت توی دیوار
اصلاً یک آدم جادویی هست با یک ضربه مثلاً این کارو انجام داد
حالا مثال میخ هر کار سخت دیگهای رو شما در نظر بگیرید من فکر نمیکنم کسی باشه که اینجوری باشه
مگر اینکه اون اتفاق قبلاً افتاده توی ذهنش ولی شما اون لحظه آخر رو دیدی
یعنی اون زیر خاک اون جوانه کلی اتفاق افتاده و رشد کرده و پیش رفته بعد توی یک هفته رشد کرده اومده بالا شما اون بالا رو داری میبینی اون زیر رو قبلاً ندیده بودی من یه مثالی بزنم
یه داستانی هست از یک زندانی محکوم به اعدام که میخواستن اعدامش کنن
بعدها مادر این زندانی خیلی به شاه التماس میکنه که پسرم رو اعدامش نکنید من هر کاری بگید انجام میدم دیگه شاهم برای اینکه یه چیزی پرونده باشه که این از شرش کم بشه این مادر این پیرزن
میگه اگر تونستی یک گاو سالم که 400 تا پله هست از کاخ پادشاهی من از پله پایین تا پله بالا بیاری من پسرت رو اعدام نمیکنم
یعنی یه چیز نشد
یه گاو چند صد کیلو وزنش باشه به یک پیرزن نحیف اونم میگه باشه یک سال به من وقت بده من این کارو انجام میدم میگه باشه اگر تونستی یک سال ما که این همه وقت نگهش داشتیم یک سال دیگه هم نگهش میداریم و یک سال بعد این توی اون یک سال یک مسیری شبیه اون مسیر تپهای رو پیدا میکنه گوساله تازه به دنیا اومده رو میزاره روی دوشش و هر روز این مسیر رو میبره بالا میاره پایین گوساله هر روز بزرگتر میشه و دوباره فردا همینجوری تا اینکه این گوساله یک سال در واقع به همون نسبتی که بزرگ میشه عضلههای این پیرزن هم قوی میشه برای انجام این کار و این کار براش راحتتر میشه یک سال بعد که این گوساله گاو شده میاد به راحتی یک گاو کامل و سالم و بزرگ رو میاره روی دوشش میذاره و چون عادت داشته این گوساله که همیشه این کار باهاش بشه هیچ مقاومتی هم نداشته میزاره روی دوشش و میبره بالا و پسرش آزاد میشه و واقعاً هم همینه.
اگر یک نفری اون صحنه آخر رو دیده باشه اصلاً دیوونه میشه اصلاً باور نمیکنه میگه چطوری همچین آدمی تونست یه همچین کاری انجام بده ولی وقتی شما کل داستان رو دیده باشید میدونید که قضیه چه جوری اتفاق افتاده بنابراین اینکه یک تحول لحظهای حتی برای حر بن ریاحی
اینا اون ایمانه توش بوده یه سری حالا توی اون برهه یه سری تحت تاثیر جامعه یه سری حرفها رو شنیده بوده به یک سمت دیگهای رفته ولی اون پاکدامنی اون درستی و این ایمان و اون راست کرداری بوده و اونا داشته کار خودش رو میکرده حالا توی یک لحظه تصمیمش رو گرفته عمل کرده واقعاً اینجوری نبوده که مثلاً آدم بد طینت و آدم بد ذات و آدم نادرستی باشه یهویی یه شبه عوض میشه.
اونایی که توی برنامه ما میان و آمادگی تغییر دارند من همیشه میگم اونایی که از برنامه من استفاده میکنند که آمادگی تغییر رو داشته باشند به همین دلیل هم میگم من آموزشهام برای همه نیست برای یک عده خاصی هست که وقت میذارند زمان میذارند انرژی میذارن روی خودشون کار میکنند اشتیاق دارند تواناییش رو دارند حالا چه از لحاظ مالی چه از لحاظ ذهنی اونا آمادگیش رو دارند برای یک سری تغییرات بعد میان با برنامه ما چون آمادگیش رو دارند نتایج خیلی بزرگی هم میگیرند یعنی خیلی کارها رو کردن ولی اون ضربه آخری رو هنوز نزدن بعد میان توی برنامه ما اون ضربه آخری رو ما در موردش توضیح میدیم و اون ضربه آخری رو میزنه بعد اتفاقها رخ میده و بعضی از دوستان که میبینن توی کامنتها میگن چرا اون مدت عضویتش توی سایت 10 روزه به این نتایج رسیده من مدت عضویتم دو ساله به نتایج نرسیدم هنوز
اینا همش برمیگرده به اون آمادگیه
و بعد یه موضوع دیگه هم در مورد مدت عضویت که خیلیها هم نوشتید توی نظرات که شما دو ساله توی سایت عضو هستید من تعجب میکنم از این سوالی که پرسیدید یا از مشکلی که دارید یا از این چیزی که هنوز حل نشده شما که دیگه باید حل بشید مثل این میمونه که یکی رفته باشه باشگاه ثبت نام کرده باشه سه سال پیش بعد ما بگیم تو که سه ساله توی باشگاه ثبت نام کردی الان باید بشی آرنولد چه ربطی داره به ثبت نام اگه سه سال پیش من رفته باشم توی کتابخونه یا توی باشگاه ثبت نام کرده باشم تمرین نکرده باشم مگه مدت عضویت من چیزی رو مشخص میکنه به همون نسبتی که اگر شما بری توی باشگاهی ثبت نام کنید ولی نرید استفاده کنید تمرین نکنید کار نکنید تاثیری نداره برای شما
به همون نسبت هم اگر شما توی سایت ما عضو شده باشید و تمرینها رو انجام نداده باشید و باور نکرده باشید اون حرفها رو هیچ تاثیری نداره بنابراین مدت عضویت اصلاً مهم نیست اون مقداری که با تمرکز و تعهد و عشق و با باور روی خودت کار میکنی اون تاثیر اصلی رو داره.
سیر تکاملی سالهای اول پیشرفتتون رو همان موقع که درآمدتون در حدود یک سال و نیم یا دو سال 150 برابر شده بگید
تکامل همین بود که من وقتی روی باورهام کار کردم به همون نسبت از همون شغلی که داشتم از همون کاری که داشتم بارها و بارها گفتم وقتی روی خودتون کار میکنید اصلاً نیاز نیست که چیزی رو تغییر بدید از همون جایی که هست تغییرات شروع میشه بعد خود به خود هدایت میشید به مسیر بعدی نه اینکه بگید من چیزی رو تغییر بدم بیزینسم رو تغییر بدم تا درآمدم بیشتر بشه اگر باورهاتون رو واقعاً تغییر داده باشید از همون جایی که هستید از همون مکانی که هستید از همان نقطهای که هستی با همون کاری که میکنی با همون استعداد با همون توانایی وضعیتت شروع میشه متفاوت شدن درآمدت شروع میشه به بیشتر شدن و بعد یواش یواش میتونه موقعیت تغییر کنه ولی این نیست که بگی نه من شغلم رو عوض کنم تا درآمدم بیشتر بشه کشورم رو عوض کنم تا درآمدم بیشتر بشه یا هر چیزی شبیه این از همون جایی که هستید این اتفاق شروع میشه
من از همون جایی که بودم توی بحث آموزش و بحث تندخوانی از همون جایی که بودم روی خودم شروع کردم به کار کردن و غیر از اینکه روی خودم کار میکردم یه سری از مسائلی هم که بود توی زندگی با همسر سابقم داشتم اونا یه سری من هی به زور میخواستم این زندگی رو نگه دارم حالا هی داشتم مقاومت میکردم در مقابل این تغییری که باید رخ میداد و بعداً فهمیدم چقدر خوب شد این تغییر اون مقاومت باعث شد که انرژی من روی کار نباشه تمرکز من روی کار نباشه و نتونم درست روی باورهام کار کنم به محض اینکه مقاومت رو برداشتم و اون حق طلاق رو دادم و گفتم اصلاً هرجوری که خودت میخوای انتخاب کنی من کاملاً دیگه اصلاً بیتفاوتم نسبت به هر انتخابی که شما میخوای هر چیزی بشه همون چیز درستی هست و بعد اومدم تمرکز کردم روی کارم و روی باورهام کار کردم اصلاً بمب بمب پشت سر هم از همون شب اول اینکه خیلی جالب بود برام اینکه از همون شب اول این اتفاقات مالی من شروع شد
از همون شب اول
یعنی به محض اینکه من این کارو کردم گفتم خداحافظ من رفتم هرجوری میخوای تصمیم بگیر از فرداش اون همه روی خودم کار کردم چون پام روی ترمز بود ماشین راه نمیرفت تا پام رو از روی ترمز برداشتم گفت بمب اتفاقات رخ داد و اولش از دورههای تندخوانی حضوری بود توی شهرستانها بعدش یواش یواش رفتیم توی بحث تولید همون دورهها به صورت سی دی و دی وی دی و بعدش آنلاین و همین جور بهتر و بهتر.
گفتن که راجع به سرمایهگذاریتون بیشتر توضیح بدید همیشه گفتید ملک و سایر سرمایهگذاریها چی هستند شرکت
یه سری ایدههای خیلی خوب توی بیزینس داشتم که میشد کار کنی توی آمریکا و در حد خیلی زیادی هم پیش بردن و بعدش مسیرم عوض شد یعنی یه حسی بهم گفت که این مسیری که هستی رو ادامه بده چون تمرکزم رو میبرد یه برههای هم اگر یادتون باشه روی سایت زیاد کار نمیکردم زیاد فایل قرار نمیدادم و داشتم روی اونها کار میکردم ولی خیلی هم از لحاظ مالی ممکن بود جواب بده هنوز نشد که ببینم چقدر جواب میده ولی اصلاً یه حسی اومد گفت تو همین مسیری که داری میری روی همین برو روی همین سایت کار کن همین فایلهای رایگان دوره محصول توی همین حوزه باش تمرکزت رو بذار تیکه پاره نکن تمرکزت رو این راهی هست که باید بری این بحث توحید و این مسیری که داری میری این مسیری هست که باید بری بعدش من دیگه خیلی از اونها رو کات کردم یا اینکه هزینه کردم روشون با اینکه پیش بردمشون با اینکه اصلاً هدفها و برنامههای خیلی زیادی داشتم براشون ولی یه آدمی هستم که وقتی یه چیزی الهامی اینجوری قوی بهم گفته میشه خیلی دیگه مقاومت نمیکنم هر چقدر پیشرفته باشم قبول میکنم چون خیلی جواب گرفتم ازش
اگر با این آگاهیها و تجربهای که الان دارید برگردید به 15 سال پیش به روزهایی که از لحاظ مالی ضعیف بودید و روابط نادلخواه بود دقیقاً چه کارهایی انجام میدادید روی کدوم باورها کار میکردید و چگونه و چقدر کار میکردید
یه چیزی هم بگم انصافاً خیلی سخته که یاد بیارم اون موقعها رو و بگم چیکار میکردم ولی جوابی که الان میدونم اینه که بیشتر لذت میبردم بیشتر مطمئن بودم که خداوند به من میده یعنی بیشتر اینجوری بودم نسبت به الان بعد که باعث میشد احساس بهتری داشته باشم بنابراین به مسیرهای بهتری میرسیدم و روی کدام باورها کار میکردم روی همین باورهایی که الان دارم کار میکنم کار میکردم من همون مسائلی که اون موقع داشتم کار میکردم هنوزم دارم روش کار میکنم مثلاً باور فراوانی
مثل باور هر چقدر که ثروتمند بشی نزد خداوند خوبتر میشی
همون باوری که توی روانشناسی یک و دو گفتم همونا رو کار میکردم یعنی فکر نمیکنم فرقی میکرد الان هم اونا را کار میکنم اون موقع هم اونا رو کار میکردم اصلاً اونا رو کار کردم به اینجا رسیدم و برگردم به اون موقع همون کارها رو میکنم فقط تفاوتش اینه که خیالم راحتتره نسبت به نتیجه اگر این آگاهیها رو داشته باشم.
بعضیها میگن که اگر این کارو نمیکردی چه جوری بود
من این انرژی و تمرکز و عشقی که برای این کار میذارم برای هر کار دیگهای میذاشتم مثل همین نتیجه میگرفتم
یعنی از همه لحاظ نتیجه میگرفتم یعنی فرقی نمیکرد چه کاری باشه اگر عشق و انرژی و تمرکزی که من روی این کار گذاشتم برای هر کار دیگهای بذارم به همین نتیجه میرسه.
به نام یگانه الله بی نهایت بخشنده و مهربانم
سلام و درود بر استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان جان
فایل امروز استاد هم به لطف الله گوش کردم و خدا را از این بابت بی نهایت سپاسگزارم
و اینکه منم دقیقا مثل استاد هستم یه حسی بهم میگه اگه کارها راحت داره پیش میره هدایت خداست و واقعا حالم عاااالی عاااالیه و میبینم اتفاقات عاااالی داره برام رقم میخوره از آرامش از رابطم با خودم با خدای خودم با همسرم با فرزندانم ودرآمدهای عالی
و به قول استاد این باورها و این اتفاقات یک شبه بوحود نیومده و این مسیریه که مدتها ادامه داشته
دقیقا خود من از سال 95 به بعد با این قانون آشنا شدم و قبلا هم یه فردی بودم که دوست نداشتم با کسی در و دل کنم و همیشه بخدا امید داشتم اما قانون را آگاه نبودم و ترس ها و نگرانی هام ترمزهای من بودند با اینکه آموزش میدیدم اما کامل نبود و الان که اینجا هستم میبینم قانون همون قانون بوده درک من از قانون باید به این زمان میرسیده قانون تکامل و این را میدونم که برا رسیدن به موفقیت های بالاتر و بالاتر هر روز روی خودم روی ذهنم روی باورهام سرمایه گذاری کنم و من عاااشق اینکار هستم و دقیقا منم موقعی که این باور را در خودم ایجاد کردم که من هیچ کسی را نمیتونم تغییر بدهم و همه به هدایت و آگاهی های خداوند به یک اندازه نزدیکیم و خداوند به همه ی ما به یک اندازه و تا کسی خودش نخواد نمیتونیم تغییرش بدیم متوجه شدم که زندگیم چقدر از هر لحاظ عالی شده فقط نمیدونم چطوری و چگونه
اما دارم میبینم تجربه میکنم اتفاقات عالی زندگیم را
خدا را بی نهایت سپاسگزارم
و اینکه بگم هنوز ریشه های مخفی ترس ها در وجودم هست و دقیقا برا چند لحظه در قفسه سینم احساس میکردم و از آنجایی که میدانم قانون همیشه یکسانه و به فرکانس های ما جواب میده به خودم میگفتم خدا را شکر که این تضاد در من بوجود اومده تا من هدایت شوم به راه حلش به حل مسئله و از خداوند هدایت خواستم و خداوند هدایتم کرد به مهاجرت به مدار بالاتر
و اینجا بود که جواب گرفتم و این حس از عجول بودن من بود و قانون تکامل را شنیده بودم اما درکش نکرده بودم و امروز که این باور را آگاهانه درک کردم که تغییر پله پله هست و هر چه پیشرفت کنیم باز جای پیشرفت هست چون جهان هر روز در حال پیشرفته
و از خدا میخواهم که هر لحظه هدایتگرمان باشه به راه درست
و سپاسگزارم از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز که با عشق به لطف خدا آگاهی های بی نظیرشون را در اختیار ما قرار میدهند
در پناه یگانه الله شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشبد
خداجونم الهی شکرت که به لپتاپ نازم دارم واسه اولین بار کامنتمو مینویسم ! این فایل خیلی درسای شخصی داشت برای من مثلا من همیشه با خودم یا به بقیه میگفتم بابا اخه چجوری فلان ارتیست انقدر اهنگاش خوبه یا چجوری مسی و رونالدو انقدر عالین اصن نمیشه اینا خاصن و هرچی کتاب و مقالس میگه اینا نابغن اینا با استعداد ترینن اینا فضایین … بعد دیدم اقا مثل خمون فایل استاده که میگفتن چرا فکر میکنین کتابا و فیلما همش سختیای افراد موفقو نشون میدن ؟ چون مردم دوست دارن ! انصافا واسه هیشکی جذاب و مهم نیس بگن خب مسی ده سال هرروز ساعت 8 سر زمین بوده تمرین میکرده بعد مثلا توپ طلا گرفته : همه میخوان بشنون واو مسی نابغه قرن و با استعداد ترین بازیکن تاریخ تونست توپ طلا بگیره ! همش بخاطر اینه که تو خریدار اون مطلب و مقاله باشی وگرنه ما بینهایت ادم داریم که تمرکز کردن حالا هرکی اندازه خودش نتایجی خلق کرده ! همین بحث سر مفهوم نابغه هم هست که ما سریع میریم سر اینشتین ولی چرا ما شجریان هارو مدیری هارو عباسمنش هارو نابغه نمیدونیم ؟ نشون میده که مثلا فلان مباحث تنها نابغه هست درحالی که اینا تنها باوراییه که ما دوست داریم از رسانه بشنویم نه واقعیت .
درس دیگه برای من ، اینه که اقا هرچقدر دستاورد بدست میاری واسه قدمای بعدیت کمکت میکنه ! اقا سیاست چه ربطی به بدنسازی داره ؟ ولی ارنولد صددرصد گفته باخودش که اقا من همونیم که قهرمان جهان شدم و حالا بهترین فیلمارم بازی کردم ؛ حالا میرم فرماندار کالیفرنیا هم میشم ! این شخصیت ارنولده که این نتایجو اورده . من امسال کنکور دارم و خیلی افکار مختلف و فشار هست ولی بیشتر از همیشه دارم روی خودم کار میکنم ؛ باید یاد بگیرم که مهم تمرکز و تلاشمه در حد خودم و نتایجو بسپارم به خدا . همین شخصیت متمرکز و ادامه دهنده حتی وقتی حال نداره درس بخونه و خستس ، توی همه زمینه ها با من میمونه که اقا من ادامه میدم . خداجونم نمیدونم نتیجه کنکور چی میشه شاید اصن رفتم سربازی شایدم نه ولی تنها یه چیزو مطمئنم : من همونطور که درسامو خوندم 12 سال یا زبانمو اونقدر تمرکز گذاشتم و الان عالیم توش یا بازی یا اعتماد به نفس یا هرچی ،همونقدر تمرکز میگذارم و نتایج رو میتونم خلق کنم در هرکجا که باشم و هررشته ای که برم یا علاقه پیدا کنم . این قانونمندی و خوش قولی تو بزرگترین نعمته برای ما الهی صدهزاربار سپاسگزارم
بنام خداوند رزاق و وهابم
خدایا هر آنچه ک دارم همه از آن توست
سلام استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گلم
به سوالی ک بانو شایسته عزیز مطرح کرده بودن
ک نتایج پایدار یک روند ثکاملیه است و ی شبه به وجود نمیاد بلکه با استمرار به وجود میاد
وقتی درک کنیم و مثال بخودمون بزنیم و به ذهن نشون بدیم و منطقی حالیش کنیم ببین ذهن که وقتی کسی میره بدنسازی وزنه میزنه و طبق برنامه میره جلو و ادامه میده هیکلش زیبا میشه یا وقتی که گیتار میخوای بنوازی باید نت ها و آکوردها و ریتم رو یاد بگیری و هر قطعه رو بخوای با تمرین کردن میتونی بنوازی و باید با فکت نشونش بدیم و اون احساس خوب رو در طول روز به وجود بیاریم و صبح ها وقتی زود بیدار میشیم و سپاسگزاری میکنی و مدیتیشن میکنی و ستاره قطبی رو انجام میدی و میریم پیاده روی ورزش میکنی در طول روز حالت خوبه و احساست عالیه
چون مهمترین قانون،قانون تکامله رو بدونیم و کدهایی که بخودمون تعریف کردیم میدونیم آروم آروم اتفاقات میفته و پیشرفت فوری و آشکاری نمیفته توی این شرایط باید بخودم بگم ببین وقتی م عجله میکنم توی دائم عجله افتادن میفتم و از مسیر خداوند دور شدن همونجا با شکی که میاد بجای پروبال دادن بهش و نشخوار کردن ذهن بگم من اومدم توی این دنیا برای لذت بردن از امروزی که خدا بهم فرصت داده استفاده کنم چون کسی ی شبه پیشرفت فوری نکرده که تو دومیش باشی و دیدیم مثل شرکتهایی یا آدمهایی که میخواستن زود پیشرفت کنن چ بلایی سرخودشون آوردن یا در گذشته بخودم میگم دیدی میخواستی زود موفق بشی و قانون تکامل رو نمیدونستی و رعایت نکردی میخواستی فوری پیشرفت کنی رفتی 2 کیلو طلا خریدی چ ضرری دادی بشین ی گوشه ذهن جان تا بعدا ازت سواری بگیریم درجهت رشد و بهبودم
شاد باشین ️