مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 54


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1671 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام بر عباد الرحمن

    أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (60) وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ (61)

    آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟! (60) و اینکه مرا بپرستید که راه مستقیم این است؟! (61)

    یس [60-61]

    سلام استاد عباس منش و استاد شایسته عزیزانم

    این آیه بالا نشان‌دهنده اینه که شیطان دست بردار نیست و دشمن آشکار ماست.

    امروز درگیر یه ذهنیت نادرست شدم و پشت سرش نجواهای شیطان زیاد شد.یک ساعتی منو درگیر کرد و بعد یک لحظه طبق جلسه دوم لیاقت متوجه شدم دیگه یکی داره از درون منو تخریب می‌کنه و خدا رو شکر تونستم با کمک خدا و پناه بردن به خودش نور قلبم شیطان رو دور کرد.

    میخام بگم راه مستقیم مشخصه فقط حواسمون باید به شیطان باشه.

    من برای اینکه فکت داشته باشم از اول حضورم تا حالا هر چی هدایت،نتیجه،الهام،راهنما،نشانه،آگاهی ،گفتگو و هر چیزی که بهم یه حس خوب داده رو یادداشت کردم و مواقعی که شیطان زیاد اذیت میکنه میرم اول شکرگزاری میکنم ،در بالای 80 درصد مواقع خوب میشم و اگر نشد اون فکت ها رو میخونم و اطمینان دارم از ذهنم خارج میشه.

    بارها این اتفاق افتاده که ذهنم گفته این مسیر بدرد نمیخوره،مسیرهای دیگه سریع تر نتیجه میده و….

    اما با توجه به گوش کردن دائمی به صحبت‌های استاد دوباره تونستم تو مسیر قدرت بگیرم.

    هر چی بتونیم با خدا ارتباط بگیریم و بدونیم اصل ما از خداست و صراط مستقیم رو متوجه بشیم و توحید رو اجرا کنیم ،بی شک به آرامش می‌رسیم.الا بذکر الله تطمئن القلوب

    استاد در این جلسه یه نکته ای گفت که برای من بزرگ بود و ضعف من.استاد فرمودند با اطمینان از خواسته هام صحبت میکردم

    این نشانه ای برای من که ادعای فهم قانون دارم باید با این اطمینان و صلابت با خودم صحبت کنم .

    بسیار سپاسگزار استاد عزیزم و استاد شایسته عزیزم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2282 روز

    به نام الله یکتا

    سلام و وقت همگی بخیر

    ان شاالله در پناه لطف پروردگار استاد گلم، خانم شایسته عزیزم و همه دوستانم همواره در حال رشد شخصی و برداشتن گامهای تکاملی به سمت نور بیشتر و نعمتهای فراوانتر باشند.

    اول از همه از استاد عزیزم تشکر می کنم که طی این سالهای زیادی که از تدریس و تحقیقاتشون گذشته، هر گونه سوالی در مورد قوانین رو پاسخ دادند که ممکنه هرکسی در زمان متفاوتی به اون سوال برسه و فقط کافیه سری به سایت بزنه تا جوابش رو پیدا کنه.

    تشکر بعدیم از خانم شایسته گرامی هست که خیلی خیلی دقیق و ریزبینانه توالی و ترتیب فایلها رو به درستی انتخاب می کنن بطوریکه حتی اگر صفر مطلق هم باشیم مثل یک بچه کلاس اولی توی این دوره ها درس هامون رو برطبق اصول و با رعایت تکامل یاد می گیریم.

    اسم تکامل که میاد استاپ میشم و مجبور به بازبینی تمام فرایند فکری و عملیم میشم.

    استاد در دوره 12 قدم گفتند چطور میشه که یک حرف رو باور کنیم؟

    +اگر از شخص بسیار عاقل و قابل اعتماد و راستگویی بشنویم.

    +اگر افراد زیادی اون حرف رو تکرار کنند.

    +اگر خودمون به درست بودنش پی ببریم.

    حالا با این منطق من میتونم به خودم اطمینان بدم مسیری که استاد معرفی کردند درسته حتی اگر من هنوز نتیجه مشخصی نگرفته باشم.

    یعنی من حرف یک فرد راستگو و دانا و باتجربه رو پذیرفتم.

    منطق دوم اینه که نتایج افراد موفقی رو بخونم یا دانشجویان موفق استاد رو پیگیری کنم که قبل از من این مسیر رو طی کردند. پس میتونم یک درجه بیشتر اعتماد کنم که دارم درست میرم جلو.

    سوم هم نتایج قبلی خودم از زمانهاییه که یک هدف مشخص داشتم و با استفاده از آموزشهای استاد در مورد قوانین جهان هستی بهش رسیدم.

    نه تنها رسیدم بلکه بیش از اونچه فکر می کردم به من داده شد، همراه با لذت و آرامش و از راه آسون یا از راه هایی که فکرش رو نمی کردم.

    اینها همه منطق های قوی هستند که بصورت بهمن وار به من بیشتر و بیشتر خاطراتی رو یادآوری می کنن که خواستم و شد.

    هرچه بیشتر به این روش اعتماد می کنم نتایح بیشتر می گیرم و خود این نتایج علاوه بر ایجاد حس ارزشمندی بیشتر و اعتماد بنفس بالاتر، بیشتر منو راغب به غرق شدن در این آگاهیها میکنه.

    همین پروسه است که به من توان و جرأت «نه گفتن» به اضافات و غیرضروریات زندگیم میکنه.

    امروز به خودم اومدم و دیدم همزمان که همسرم داره دستگاه تصفیه آب رو زیر ظرفشویی نصب میکنه (و به کمک من نیاز نداره) بجای اینکه مثل قبل الکی وایسم کنارش دارم فایل امروزم رو گوش میدم و کارهای خودم رو انجام میدم.

    و زمانیکه نصاب درب های سرویس ها و اتاق خوابها اونده اندازه بزنه تا بعدا درب ها بیاره، بجای اینکه الکی بشینم روی مبل، گوشیم دستمه و دارم بخشی از همین کامنتی رو که الان در حال نوشتنش هستم می نویسم.

    دیدم که کمالگراییم بسیار کمتر شده و نیازی نیست دنبال یک وقت خالی مناسب بگردم تا بنویسم. بلکه اوقات مرده رو دونه دونه دارم زنده می کنم.

    الان یادم اومد که قبلا که برای کنکور درس می خوندم روزی 12 ساعت هم شده بود که بخونم. حداقل 8 ساعت مفید درس می خوندم. از تمام وقتهای مفید و غیرمفید روز بهره میبردم.

    الان هم با صحبتهای کاملا درست خانم شایسته تلنگری بهم وارد شد و یادم آورد که میشه وقتها رو زنده کرد و به اصطلاح وقت دزدید.

    بعد یواش یواش متوجه شدم که اصلا این نیست که مجبور باشم وقت بدزدم، وقت به اندازه کافی هست و من ندانسته درحال تلف کردنش بودم و حالا دارم تمرین می کنم ازشون بهره ببرم و مدیریتشون کنم. مثل دیروز و امروز.

    دوباره بعد از 70 روز فاصله از برنامه ریزی هام یک صفحه کاغذ رو جدولبندی کردم و چسبوندم به یخچال.

    نظم و ترتیب ذهنی اون چیزیه که برای در مسیر باقی موندن و انگیزه داشتن بهش نیاز داشتم و بهم گفته شد و خوشحالم که انجامش دادم.

    جالبه که چون ذهنم به دنبال یک هدفه و بخاطرش انرژی داره خوابم هم مدیریت شده. با اینکه دیشب هم مثل شبهای دیگه خیلی دیر خوابیدم؛ حدود ساعت 4 صبح، اما الان که بچه ام خوابه و منم میتونم بخوابم ولی بجای خوابیدن ذهنم رفت سمت تمرین نوشتن.

    این همونه که استاد میگن اگر هدفی داشته باشی شرایط براش مهیا میشه خودبخود.

    ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

    مدتهاست از استاد یاد گرفتم الان خودم رو با الان دیگران مقایسه نکنم و نگم که چرا نتایج من شبیه فلانی ها و بهمانی ها نیست.

    چون الان من شاید گذشته ی 10 سال پیش فرد مدنظرم باشه.

    همونطور که برعکسش هم صادقه. ممکنه الانِ من دو یا 10 سال آینده ی فرد دیگه ای باشه.

    یه مثال یادم میاد، من توی دبیرستان و دانشگاه چون خیلی به زبان انگلیسی علاقه داشتم خیلی خوب یاد گرفتم و تقریبا هرچی خونده بودم در خاطرم مونده بود. به همین خاطر وقتی بعدها دوره فشرده آیلتس رفتم تعیین سطح که شدم چند ترم جلو افتادم و میاز نبود از صفر شروع کنم. یعنی من آینده ی بعضی از زبان آموزان دیگه بودم چون یک تکاملی رو طی کرده بودم.

    ام برعکسش در مقابل یک دبیر فیزیک همسن خودم که تجربه تدریس بسیار بیشتری از من داشت، من در جایگاه پایینتری قرار داشتم و تدریس و تدوین جزوه درسی برام مشکلتر بود.

    خوب این دلیل بر کم سوادی یا نادانی من نیست بلکه فقط من نیاز به طی زمان و صرف انرژی بیشتری داشتم به رتبه اون همکارم برسم.

    پس نباید بگم چرا اون همکارم حقوق بالاتری دریافت میکرد.

    البته در کنار اون حتما ترمزهایی هست که پاهای منو به خودش بسته و اجازه پرتاب نمیده.

    راهی ندارم جز اینکه حالم خوب باشه و همه چیز الان خودم رو دوست داشته باشم، همچنان به خودشناسیم ادامه بدم و سعی کنم با استفاده از آموزشهای استاد اصل رو از فرع تشخیص بدم. ورودیهامو کنترل کنم و دم به تله ی ناامیدی ها و محدودیت هام ندم.

    ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

    امیدوارم بتونم این سیر تکاملی رو تا آخر ادامه بدم و ازش نتایج راضی کننده بگیرم.

    برای همه دوستانم هم آرزوی موفقیت و درخشش در مسیر خودشناسی دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  3. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 1329 روز

    به نام خدای همیشه همراهم

    خدا را شکر میکنم بابت ذوق و تمایلم برای کامنت گذاشتن

    سلامی دوباره

    یکی از کارهایی که من به شدت بهش علاقه دارم مرور گذشته در واقع شروع آشنایی با قوانین و همین جور رو به جلو…

    وقتایی که همسرم رانندگی میکنن یا پیاده روی میریم بیشتر مورد قوانین حرف می‌زنیم و مرور قدم هایی که برداشتیم نعمتهایی که دریافت کردیم روابطمون که عالی تر شده سلامتی که چندین سال هست در مدار دکتر و بیماری نبودیم آدمهای اطرافمون شغل همسرم سفرهایی که میریم هدایت‌های خداوند و خیلی چیزها را در موردش حرف می‌زنیم باعث میشه بیشتر برای یادگیری و در مسیر قانون ماندن تلاش کنیم همچنین وقتایی که چالشی ایجاد میشه( با گفتگو با نوشتن و در خواست از خداوند که او فقط حل مسائل را می‌داند و ما تسلیم هستیم) با ذوق و اشتیاق از آن چالش عبور میکنیم و باورهای ما بیشتر و بهتر قوا می‌گیرد احساسمان بهتر می‌شود و دوباره ما را وادار می‌کند که شکرگزاری کنیم و نعمت دریافت کنیم و این یک چرخش زیباست..

    در مورد عزت نفس که من محصول را خریداری کرده و نتایجش را به وضوح دیدم و اصلن ربطی به لیلای قبلی ندارم هر کجا ضعفی داشتم فایل مربوطه را گوش میدم مینویسم درس میگیرم و انگاری جهان از من دوباره امتحان می‌گیرد و من به درستی پاسخ می‌دهد

    باور این موضوع که عاشقشم

    من خالق زندگی خودم هستم من مسئول صد در صد آنچه تجربه میکنم( اتفاقات شرایط نعمت‌ها) باعث شده آرامش داشته باشم توقعی از کسی ندارم از کسی ناراحت نمیشم

    و خودم را باارزش میدونم از خودم مراقبت میکنم وقتی میبینم خداوند آنقدر هوامو داره چرا خودم کم لطفی کنم؟!

    این زندگی شیرینی که دارم براش تلاش کردم وقت گذاشتم کوچکترین دلخوشی ها را ثبت کردم شکرگزاری روزانه و مرتب دارم جهان همه جوره پاسخ داد و کم کم رشد کردیم وقتی که طعم شیرین این زندگی را بچشی با خودت در صلح باشی گفتگوهای ذهنیت را آگاهانه جهت بدی اون حس خوب را تجربه کنی دیگه هیچ چیزی نمیتونه از مسیر خارجت کنه

    وقتی الان نگاه میکنم واقعن از خودم قدر دانی میکنم بابت این استمرار خدایا شکرت

    از صمیم قلبم تشکر میکنم

    بچه های سایت بچه های پشتیبانی خانوم شایسته و استاد توحیدی من

    خداوند به شما سلامتی و خیر و برکت روز افزون عطا کند

    عاشقتونم شاد باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمد لله رب العالمین

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    سلام به دو استاد عزیز و دوستان نازنین

    گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    اومدم بعنوان شاگرد در این کلاس حاضری بزنم و بگم دو بار با دقت هم صوتی هم تصویری فایلو دیدم و گوش کردم و تمام نکاتشو تو دفتر نوشتم

    و همزمان با اذان مغرب شد رفتم صلاتم رو اقامه کردم

    و چون روزه بودم میخوام افطاری بخورم و انشاء الله بعد از افطاری بیام کامنتهای عالی دوستان رو بخونم و از نظراتشون بهره مند بشم

    خدارو  شکر که گام دوم رو با تعهد انجام دادم

    برای خودم و همه دوستان دعا می کنم که پروژه رو تا انتها پیش بریم و  بعد از اون هم استرار در مسیر داشته باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    دانا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 839 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عباسمنش عزیز ، خانم شایسته گرامی و دوستان ارزشمندم

    قبل از هر چیز یک تشکر ویژه میکنم از استاد و خانم شایسته بابت این پروژه جدید و مخصوصا اسم بسیار ویژه ای که براش انتخاب کردید ، مهاجرت به مدار بالاتر ، چیزی که فکر میکنم همه ما در هر زمان نیازمند مهاجرت به مدار بالاتر هستیم ، این اولین کامنت من در این پروژه هست و از خدا میخوام کمکم کنه که تا آخر پروژه بتونم ردپای خودمو از درکم نسبت به آموزشهای این دوره به جا بذارم .

    اولین نکته ای که در این فایل یاد گرفتم این بود که برای من هم دقیقا اثبات شده که قانون کار میکنه اما توی موارد کوچکتر ( البته که برای خودم کوچکتر – برای قدرت خدا درخواست کوچک و بزرگ معنایی نداره ) راحتتر نتیجه میگیرم و برای نتیجه گرفتنم در درخواست های بزرگتر نیاز به کار کردن بیشتر روی خودم دارم

    استادجان واقعا من هر بار با مثالهاتون شگفت زده میشم ، در این فایل مثال میخ روی دیوار بتنی و مثال پیرزن و گوساله ، وقتی خوب به خودم نگاه میکنم میبینم من هم خیلی وقتها در طول زندگیم برای دور زدن قانون تکامل تلاش کردم ولی الان دیگه فهمیدم که یه شبه نمیشه ، به کار کردن و انرژی گذاشتن احتیاج داره و از خدا میخوام کمکم کنه که در موارد مختلف به جایی برسم که ضربه های آخر رو به راحتی بزنم و در این مسیر استمرار داشته باشم ، در مورد تعداد روزهای عضویت من که واقعا اهل مقایسه کردن نیستم و یا حداقل انگشت شمار به یاد دارم که خودمو مقایسه کرده باشم ، باز بعضی وقتها مخصوصا اون اوایل نجواها میومدن که مثلا تو تازه 100 روز هست که عضو این سایت هستی ، افرادی هستن که مثلا 3500 روز از عضویتشون میگذره ، ولی کم کم متوجه شدم که اولا به تعداد روز نیست ، به کارکردنه و دوما من قرار نیست با کسی مسابقه بدم .

    استاد خیلی وقته دوست دارم به فایلهایی از شما هدایت بشم که در مورد زندگی مشترک قبلی تون صحبت کردید و کارهایی که برای برداشتن پاتون از روی اون ترمز قوی انجام دادید بدونم چون من هم دقیقا توی شرایط مشابهی توی زندگی شخصیم هستم و با یه بچه واقعا نمیدونم تصمیم درست چیه اما میدونم که این موضوع یک مقاومت و ترمز بسیار شدیدی توی زندگیم هست ، از خدا میخوام که هدایتم کنه به بهترین تصمیم و راهکار .

    استاد ممنونم بابت تجاربی که در اختیار ما میذارید ، با این دوتا جمله خیلی حال کردم خیلییی :

    بیشتر لذت میبردم

    بیشتر مطمین بودم که خداوند به من میبخشد

    این دوتا جمله واقعا برای من تاثیرگذار بود مخصوصا دومی

    ممنونم از شما استاد عزیز

    در پناه خدا باشیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2906 روز

    بنام خداوند مهربان و هدایتگرم

    خدایا هر آنچه ک دارم همه از آن توست

    درود بر استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گلم

    گام دوم برای مهاجرت به مدار بالاتر

    خدایا سپاسگزارم ازت بابت اینکه در هر لحظه منو هدایت میکنی که گامم رو محکمتر بردارم برای بهبود خودم و تمرکز روی درون خودم بزارم

    خودت هم بگو تا بنویسم برای درک بهتر از این فایل ها که قبلا هر چقدر گوش داده بودم الان ی جور دیگه میفهم اینم برمیگرده به مدارهایی که دارم طی میکنم

    وقتی درک کنم و باور کنم که من هستم با افکارم و کانون توجهم دارم اتفاقات زندگیم رو خلق میکنم دیگه نباید نگران چیزی باشم و خداوند رو در اولویت بزارم و از خودش هدایت بخوام به زیبایی ها هدایتم میکنه به مسیری که با خودش باشم حسابی بهم خوش میگذره بشرطی که پایدار باشه و هر کاری میخوام انجام بدم بخودش بگم و عادتم بشه که از خودش بپرسم و میبنم چقدر زیبا منو میبره جاهایی ک همه کارهام روان تر انجام میشه

    قبلا ی اتفاقی میفتاد یا ی فایلی برای مشتری میخواستم بلافاصله تماس میگرفتم از دیگری کمک میخواستم یا از همکار میخواستم فایل بگیرم دیدم چرا کارم پیش نمیره ولی اون خدای عزیزم گفت من همکارتم از من بخواه تا بهت فایل بدم مشتری بدم چرا از من نمیخوای و دیدم که وقتی روش حساب میکنم بهم جواب میده و اینو همیشه بخودم میگم هر چی رو از خودش بخوام بهم میده

    قبلا وقتی روی خودم کار می‌کردم اون تمرکز لازم رو نداشتم چند روز شروع میکردم روی خودم کار کردن بعد تمرکز کمتر می‌شد و نتایج میومد چون تایید نمیکردم که ببین داره قانون جواب میده ادامه بده اما وقتی تمرکز لازم رو نداشته باشی قطعا نتایج دلخواه و بزرگ واست نمیفته و بعد میگی بخودت چرا برای من اتفاق نمیفته و بعد میری تو مقایسه کردن ک بدتر از مقایسه کردن چیزی نداریم مقایسه نابودگره به محض اینکه مقایسه میکنیم مهاجرت میکنیم به مدار پایین تر

    وقتی در مسیر خداوند باشی و هرروز هر اتفاقی میفته هی بخودت یادآوری کنی میری بالاتر ولی اگه نادیده بگیری و تایید نکنی اون نعمت بزرگتر داده نمیشه توی کامنت قبلی نوشته بودم من از ی شکلات که صبح گرفتم تایید کردم و نوشتم و خدا رو بابتش شکر کردم تا شب بخاطر فعال بودن تو سایت 25درصد تخفیف برای خرید محصول از سایت پیامش اومد روی صفحه و چقدر خوشحال شدم و همینطور ساعت 10شب یکی ار دستان خدا تماس گرفت ک 20کیلو برنج اعلا گرفتم اومد در منزل داد و رفت بدون اینکه بخواد پولی بگیره این خدا هست که روزی رسان منه و هرروز تکرار میکنم همین باور همیشه از بی نهایت طریق برام روزی میرسونه و سوپرایز میکنه

    سوالی که دوست عزیزمون پرسیده بودن

    که اگر تمام ثروت و شهرت رو از دست بدی و تبدیل به یک آدم عادی بشی چقدر زمان میبره به این ثروت و جایگاه برسی

    استاد عزیز گفتن هیچی نمیشه و گفت مسیر دیگه ایی میرم و گفت وقتی در مسیر درست باشی این اتفاق نمیفته ولی اگه تکاملت طی نکرده باشی ی شبه بباد میدی ثروتت رو

    به این فکر کردم اگه استاد گفتن اگه ثروت و شهرت از دست بدی هیچی نمیشه بخاطر این باورشون هست که همیشه میگن خدایا هر آنچه دارم همه از آن توست یعنی میدونه همه چیزهایی که داره از خدا امانت گرفته و وابسته به این اسباب بازی‌ها نیست و میدونه که فقط داره لذت میبره

    تا وقتی در مسیر خداوند باشی و امانت دار خوبی باشی هی بیشتر وبیشتر ش میکنه اون نعمت‌ها رو که منم دارم با باورهای توحیدی ک دارم کارمیکنم میخوام بیشتر بخودش وابسته بشم و منم میخوام امانت دار خوبی باشم

    ولی اکثریت ک خودم هم از همون اکثریت بودم و تقلا میکردم برای بدست آوردن در صورتی که اگه بگم این چیزایی که میخوام از قبل همش خداوند برام آماده کنار گذاشته شده احتیاج نیست که زور الکی بزنم روی باورهای توحیدی و ثروت کارکن و لذت ببر و قدردان اون نعمت های قبل باش خدا رو باور کن ظرفت هم به اندازه ایی که خدا رو باور داری بهت نعمت داده میشه

    اگه کسی در این سایت داره تمرکزی کار میکنه و روی باورهاش کار کرده و به نتایج بالا رسیده بخاطر اینه شبانه روز داره وقت میزاره بعد میوه ها رو میبینیم میگیم چرا برای اون میشه برای من نمیشه

    اینجا هم جا داره از دوست ثروتمند و موفق آقای مهدی عزیز که به درآمد 160میلیاردی رسیدن و تارگت این ماه رو زدن رو بهش تبریک میگم و تحسینش میکنم و انگیزه ایی شد از جمله برای من اگه آقا مهدی عزیر تونسته پس منم میتونم پس امکان پذیره باید مثل آقا مهدی باور کنم و تمرکز داشته باشم منم میرسم هیچ فرقی بین ما نیست خدا برای ما ثروت میخواد خدا برای همه ما میخواد توی همه کارتهای بانکی ما میلیاردرها پول باشه چون وظیفه اش پرکردن پول داخل کارتهای عابر بانکمون هست فقط کافیه وصل بشیم و قبولش داشته باشیم که اینکار رو می‌کند و بریم از سر راهش کنار تا انجام بده این مقاومت ها رو بردارم بگم خدایا فقط خودتی زندگیم دودستی تحویل خودت دادم من برم برای لذت بردن اون موقع همه چی دارم نه اینکه دو دستی بچسبم بهش و خودم با عقلم برم جلو گند میزنم که بوش همه جا رو برمیداره

    درمورد تکامل هم تا وقتی دارم کار میکنم روی،باورهام تو هر شغلی که باشم خدا هدایتم میکنه به ی شرایط عالی‌تر به ی ایده ناب که اجرا میکنی اون ایده رو بعد میبینی میترکونی فقط کافیه تو این سایت الهی خیمه بزنی و کار کنی همه چی درست میشه

    منم چند روز پیش بخاطر ی سری از آدم‌های اطرافم اومدم خونه که با یکی از دوستان همین سایت باهاش صحبت کردم و دیدم خداوند از طریق این دوست عزیز بهم حرفی زد و چراغی روشن کرد که اتفاق خوب بعدش رو دیدم و تایید کردم و از این دوست عزیزم تشکر وقذردانی میکنم انشالله هر جا هست دست به هر چی میزنه ازجنس طلا و الماس بشه واسش

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    در پناه خداوند یکتا باشین️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4082 روز

    گام دوم – مهاجرت به مدار بالاتر

    تجربه ایی که از فایلهایی استاد تا الان بدست اوردم من اینطوری این سوال که پایه ای ترین باوری که موجب استمرار در مسیر درست می شود چیست؟ حتی با اینکه در شروع کار هنوز نتیجه ی مورد انتظارت را ندیده ای؟

    یا این سوال که

    د از آشنایی با قانون و در شروع مسیر، چقدر قانون را باور کردید؟ چطور شک و تردیدهای اولیه را نسبت به قانون برطرف کردید که موجب شد در مسیر عمل به قانون استمرار داشته باشید؟

    میرسم به مفهوم توحید.

    استاد توی بندرعباس توحید رو خیلی عالی درک کردن و نکته دیگه اینکه استاد از آزمون و خطاها درس میگیرن و نمیذارن بار دوم تکرار بشن.

    یعنی اگر یه چیزی ضربه زده بهش دیگه تکرار نمیکنه و اگه یه چیزی بهش خیر رسونده اونو بیشتر تکرار کرده.

    من خودم شخصا هر دو حالت رو تجربه کردم و میکنم ولی اونطور مثل استاد نه درس گرفتم و نه تکرار کردم.

    استاد میپذیره، تسلیمِ

    اینه که میگم استاد مفهوم توحید رو درک کرده.

    استاد ربوبیت رو درک کرده بوده و ایمان داشته به یک قدرتی که میشود برای همین هم هست که میگن از زمانی که فهمیدم تمام اتفاقات زندگیم رو خودم خلق میکنم فقط داشتم روی خودم کار میکردم.

    و چون به درک این قدرت رسیده بودن تلاش شون ضربدر 10 بوده، و خب طبیعی هم هست وقتی با این قدرت تسلیم بودن و درک توحید شما حرکت کنین و تلاش کنین و تغییرات رو توی زندگیتون ببینین، آروم میشین، عجله نمیکنی چون میدونی میرسی بالاخره ولی در زمان درستش.

    اینکه از جمله خودم با اینکه تغییرات رو میبینم ولی رشد نمیکنم چونکه با خودم میگم بعد از مدت کوتاهی اینکه میشد، درصورتی که این میشد رو من با تلاش و مراقبت ذهن و باورهای قوی ساختم، خودش که همینطوری نیومده. بنابراین مغرور میشیم و فراموش میکنیم چیکار کردیم و چطور رسیدیم یعنی اون الگو رو دیگه تکرار نمیکنیم و برای همین همه چی متوقف میشه.

    یه نکته دیگه هم اینکه استاد هر نعمت خیری رو واقعا بزرگ میدونستن یعنی ارزشمند میدونستن نه اینکه خب الان حالم خوب شد که چی؟؟ پول که ندارم … آرامش رو میخوام چیکار؟؟؟

    ولی استاد بدترین حالت زندگی شون رو دیده بودم و احساس خوب در صورتی که پول نداشتن بالاترین ارزش بوده و بعدش هم هدایت شدن به ثروت.

    پس خیلی مهم که

    هر اتفاق خوبی رو توی زندگیمون به یاد بیاریم و تکرار کنیم

    الگوی رسیدن بهش رو دائما با خودمون تکرار کنیم تا ادامه بدیم همون الگورو

    درس بگیریم از اتفاقاتی که برامون میفته

    دائما یاداوری کنیم که قدرت رو باید به کی بدیم.

    همه اینا باعث میشه با تکامل و بدون عجله جلو بریم چون درس گرفتیم قبلا از عجله و عدم تکامل.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1888 روز

    سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته گل و همه دوستان

    باران :

    گام دوم اینقد عالی بود من نتونستم صبر کنم گفتم شب گوش میدم مینویسم بعد رد پا میذارم

    همه چی تکامله وقتی درست و حسابی طی کنی قشنگ نتیجه میگیری مثلا ما قبل از شروع دوره 12قدم با وجود حقوق عالی همسرم ولی همیشه هشتمون گرو نه مون بود چون باورهای غلطی داشتیم ،ولی با شروع دوره و تعهدی که دادیم از همون روز نتایج شرو شد هم مالی ،هم روابطی ،هم سلامتی و بعد از یه سال نتایج خییلی بزرگ گرفتیم چون کم کم نتایج رخ داد والان خداروشکر نتایج بزرگترم گرفتیم ،برا هر چیزی تکامل طی شه و اصولی باشه نتایج ماندگاره و باید همیییشه رو خودت کارکنی من مثلا یه ساعت بیکار باشم احساس میکنم یه چیزی گم کردم سریع فایل گوش میدم میرم تو سایت کامنت میخونم نمیذارم از مسیر دور شم چون میدونم هرچقدر بیشتر کار کنم بیشتر نتایج میگیرم و باورهامم تغییر میکنه .

    خداروشکر برااین پروژه عالی

    ممنونم ازتون استاد عزیزم و خانوم شایسته گل

    در پناه خدای مهربان باشید .

    خدانگهدار تا رد پای بعدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    حمیده اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2350 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان….

    خدای وهاب که بی حد و حصر میبخشه….

    سلام به استاد عزیزم…

    سلام به خانم شایسته عزیزم….

    سلام به دوستان ارزشمندم….

    خداوند رو سپاسگزارم که منو در مسیر شنیدن و نوشتن،درک و عمل کردن به این آگاهی ها قرار داده….

    گام دوم/پروژه مهاجرت به مدار بالاتر : دلیل پایداری نتایج

    خداوند رو سپاسگزارم برای این پروژه ناب که لازمه این روزای منه…حالم باهاتون خیلی عالیه، عاشق تک تکتووونم…

    سوال:

    در لحظاتی که ظاهراً هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینم، به چه شکل می خواهم انگیزه های خودمو برای استمرار در این مسیر حفظ کنم و اجازه ندهم شک و تردیدهای ذهنم پای منو بلرزونه؟

    من از همینجا، همین سایت یاد گرفتم که ابزار ذهن منطقه..و با منطق آوردن براش میتونم جلوی نجواهاشو بگیرم.

    اولین چیزی که تو دفترم نوشتم این جمله خانم شایسته عزیزم بود که :

    1) به یاد آوردن قانون

    2) درک قانون

    3) تعهد برای اجرای همان مقدار درک در روند روزانه زندگی

    منطق اول

    جهان قانونمنده، هدفمنده…

    من در یک جهان قانونمند دارم زندگی میکنم

    جهانی که قانونهاش همیشگی، ثابت و بدون تغییر هستند.

    از ازل بودن و تا ابد هم خواهند بود…

    من باید این منطق رو بارها و بارها به ذهنم بگم و یادآوری کنم قانون خداوند رو، قانون بدون تغییر خداوند رو که اگر طبق قانون عمل کنم، نتیجه خوب میشود و اگر بر خلاف قانون عمل کنم نتیجه بد میشود

    منطق دوم

    نیروی توحید…

    این قانون که این جهان رب دارد… رب، فرمانروای کل کیهان …نیروی بینهایت قدرتمند و من این نیرو رو در درون خودم دارم، نیرویی که پاسخ میدهد، بسیار بسیار قدرتمند هست…همیشه در دسترس منه، همه جوابها رو داره، جواب همه سوالات رو داره، این نیرو با کن قهر نمیکنه، فقط کافیه باورش کنم…

    نیرویی که با سوال پرسیدن ازش میتونم فعالش کنم…آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 3…

    منطق سوم

    اصل قانون تکامل

    هیچ پیشرفت و رشد فوری وجود نداره، هیچ پیشرفتی یه شبه اتفاق نمیافته و همینطور هیچ سقوطی. جهان اینطوری عمل نمیکنه، من حرکت میکنم و جهان آرام آرام پاسخ میده..

    درک این اصل کمک میکنه که منتظر پاسخ یهویی، اتفاق یهویی نباشم…

    در واقع بزرگترین منطق برای اینکه ذهنم پاش نلرزه همون یادآوری پایه و اساس ها هستن…همون قوانین…همه بازی همینه، قوانین جهان رو به یاد خودم بیارم…

    منطق چهارم

    باز به یادآوری، درک و عمل به یه قانون دیگست..و اونم اینکه اساس جهان به راحتیه، به لذته

    اگر احساس خوبی داشته باشم، اگر از زندگیم لذت ببرم، اگر رها و راحت و آرام باشم همه اتفاقات زندگیم خیلی خیلی بهتر و روانتر پیش میره..به اصطلاح چرخ زندگیم روانتر میشه…

    منطق ها همون قانونها هستن که من نوعی از یاد بردم، و وقتی به یاد خودم میارم که این جهان بر اساس قوانین عمل می‌کنه و اینو درک میکنم و عمل میکنم دیگه نباید نگران باشم…عین استاد که نگران از دست دادن تمام ثروتش نیست….چون قانون رو بلده….

    از خداوند میخام منو هدایت کنه به یاد آوردن قوانین، درک کردن و عمل کردن به اونا….

    بینهایت عاشقتوووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1575 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    خداوند با هدایت کردنم به این مسیر، توحید و قوانین حاکم بر جهان هستی رو به من آموخت از طریق بنده موحدش (استاد عزیزم)

    من به اندازه ای که این قوانین و آگاهی هارو درک کردم و باور کردم و عمل کردم در زندگیم به همون اندازه هم نتیجه گرفتم برای همین مسیر مو با ایمان بیشتری ادامه میدم و در مواقعی که دچار ناامیدی و بی انگیزگی میشم میام برای خودم مرور میکنم نتایجی که گرفتم با عمل به قوانین و اینکه وقتی زندگی و شرایط الانمو با قبل از شناخت این قوانین مقایسه میکنم مصمم تر میشم که این مسیر مو ادامه بدم

    پس من باور دارم که زندگی مو داره افکار و فرکانس هام رقم میزنه شاید در حال حاضر این باور بصورت صد در صد در وجودم نهادینه نشده چون بعضی وقتا که میرم تو در و دیوار متوجه میشم که حال حالا ها باید کار کنم روی خودم اما

    به اندازه ای که باور کردم دارم عمل میکنم به این آگاهی ها و هربار هدایت ها و نشونه های خداوند رو که میبینم ایمانم بیشتر میشه و شور وشوقم برای ادامه ی مسیر هر بار بیشتر میشه

    نکته ی مهم این فایل برای من اینه که برای رسیدن به نتایج دلخواه و البته پایدار فقط باید مسیر مو با ایمان با توکل با اجرای توحید در عمل ادامه بدم

    سپاسگزارم از شما مریم بانوی مهربان.

    در پناه رب العالمین شاد و سلامت و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: