اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این موضوع تکامل تو همه چیز هست و شما چقدر عالی این موضوع رو بهش اشاره میکنید و تأکید اون بر طی کردن تکامل هست .
استاد در این موضوع ک گفتین همین الآنم رو اموالتون حساب نکردید فکر میکنم به این دلیل هست که شما در زمانی که هیچی از نظر مالی توی زندگیتون نبود هم راضی بودی و رضایت از زندگی داشتید .چه اون زمانی که با یه کتونی پاره توی خیابون ای بندرعباس از عشق خداوند پر بودید و لطیف شده بودین بگیرین و این روند رو در خودتون حفظ کردین و به احساس خوب پایدار رسیدید و حالت یه شخصیت پایدار از خودتون ساختین که چه اوج نداری و چه در بهترین شرایط میتونه راضی باشه و رضایت داشته باشه از زندگیش …
و موضوع دیگه اون حد از احساس ارزشمندی شما که گره نخورده به دارایی تون برای همین اگه همه چیز رو از دست هم بدین بازم اون احساس ارزشمندی رو دارید.
بعضیا از ما میخوایم فقط به خواسته خودمون برسیم …فقط برسیم یه شبه یا اگه بشه فقط زود چون فکر میکنیم اون وقت میتونیم راضیم باشیم اون وقت میتونیم احساس ارزشمندی کنیم در حالی از دید شما همه اینا برعکسه …کسی که احساس ارزشمندی نکنه اصلا نمیتونه هیچ غلطی تو زندگیش بکنه که بعد حالا بیاد صاحب ثروت و موفقیت بشه…
موفقیت وقتی طی روند تکاملی طی بشه اگه یه وقتی پایین هم بیایم میتونیم دو باره بریم بالا ولی اگه یه شبه باشه با مخ میخوریم زمین که جرثقیل هم نمیشه بلدندمون کنند.
در مورد یهو متحول شدن …
نه نه اینطور نیست که یهو در یه لحظه از افکار داغون به اوج احساس رضایت رسید …
در مورد ضربه 51م میخ آدم میتونه چه راحت گول بخوره اگه روند تکامل رو یادش بره و بیاد ضربه 51فردی رو با اولین و یا 30مین ضربه خودش مقایسه کنه و فکر کنه خودش لابد عرضه شد رو ندارم انجام بده …و باعث بشه از مسیری که اونقدر با ذوق و شوق وارد شده خارج بشه و فکر کنه متعلق به این جا نیست و بیاد خودش رو سرزنش کنه و به خودش انگ بی استعدادی و بدشانسی و ناتوانی بزنه….
در مورد مدت عضویت و این موهات چه ربطی میتونه داشته باشه ممکنه من با مدت عضویت که دارم اما موضوعات رو شاید بعنوان یه فایلی که جالبه دیده باشم و اطلاعات رو اطلاعات اضافه کرده باشم بدون این که مطلبی رو باور کرده باشم .
شاید همه ش توی تشطط افکار بوده باشم و دنبال مزه مزه کردن همه اطلاعات از همه افراد …
البته اون شک ها و اون اطلاعات در یه جایی و در یه موقعیتی میتونه بهم اتصال پیدا کنه و آغاز او تحول صورت بگیره که بازم نیازه ک اون تعهد برای تغییر رو حفظ کنیم و دوباره فیل مون یاد هندوستان نکنه و دوباره یادمون بره ک مسیر چی بود و تمرکزمون بره سراغ فرعیات و حواشی نشیم
هر بیاری که ما اون مسیر رو طی میکنیم و در مدار قرار میگیرم روند درکمون و اتصالات رهنمون برقرار میشه و به میزانی که بیشتر این روند تکرار بشه و تمرکز در اون گذاشته بشه بهمون نسبت میتونه تغییرات پایدار تر بشه و سریع تر …
اگه هنوز به تحوله و نقطه عطفه و باور هم نرسید ادامه بدید تا این اطلاعات با هم دیگه چنج بشه و بتونه اون روند تغییر شروع بشه
این موضوع تکامل تو همه چیز هست و شما چقدر عالی این موضوع رو بهش اشاره میکنید و تأکید اون بر طی کردن تکامل هست .
استاد در این موضوع ک گفتین همین الآنم رو اموالتون حساب نکردید فکر میکنم به این دلیل هست که شما در زمانی که هیچی از نظر مالی توی زندگیتون نبود هم راضی بودی و رضایت از زندگی داشتید .چه اون زمانی که با یه کتونی پاره توی خیابون ای بندرعباس از عشق خداوند پر بودید و لطیف شده بودین بگیرین و این روند رو در خودتون حفظ کردین و به احساس خوب پایدار رسیدید و حالت یه شخصیت پایدار از خودتون ساختین که چه اوج نداری و چه در بهترین شرایط میتونه راضی باشه و رضایت داشته باشه از زندگیش …
و موضوع دیگه اون حد از احساس ارزشمندی شما که گره نخورده به دارایی تون برای همین اگه همه چیز رو از دست هم بدین بازم اون احساس ارزشمندی رو دارید.
بعضیا از ما میخوایم فقط به خواسته خودمون برسیم …فقط برسیم یه شبه یا اگه بشه فقط زود چون فکر میکنیم اون وقت میتونیم راضیم باشیم اون وقت میتونیم احساس ارزشمندی کنیم در حالی از دید شما همه اینا برعکسه …کسی که احساس ارزشمندی نکنه اصلا نمیتونه هیچ غلطی تو زندگیش بکنه که بعد حالا بیاد صاحب ثروت و موفقیت بشه…
موفقیت وقتی طی روند تکاملی طی بشه اگه یه وقتی پایین هم بیایم میتونیم دو باره بریم بالا ولی اگه یه شبه باشه با مخ میخوریم زمین که جرثقیل هم نمیشه بلدندمون کنند.
در مورد یهو متحول شدن …
نه نه اینطور نیست که یهو در یه لحظه از افکار داغون به اوج احساس رضایت رسید …
در مورد ضربه 51م میخ آدم میتونه چه راحت گول بخوره اگه روند تکامل رو یادش بره و بیاد ضربه 51فردی رو با اولین و یا 30مین ضربه خودش مقایسه کنه و فکر کنه خودش لابد عرضه شد رو ندارم انجام بده …و باعث بشه از مسیری که اونقدر با ذوق و شوق وارد شده خارج بشه و فکر کنه متعلق به این جا نیست و بیاد خودش رو سرزنش کنه و به خودش انگ بی استعدادی و بدشانسی و ناتوانی بزنه….
در مورد مدت عضویت و این موهات چه ربطی میتونه داشته باشه ممکنه من با مدت عضویت که دارم اما موضوعات رو شاید بعنوان یه فایلی که جالبه دیده باشم و اطلاعات رو اطلاعات اضافه کرده باشم بدون این که مطلبی رو باور کرده باشم .
شاید همه ش توی تشطط افکار بوده باشم و دنبال مزه مزه کردن همه اطلاعات از همه افراد …
البته اون شک ها و اون اطلاعات در یه جایی و در یه موقعیتی میتونه بهم اتصال پیدا کنه و آغاز او تحول صورت بگیره که بازم نیازه ک اون تعهد برای تغییر رو حفظ کنیم و دوباره فیل مون یاد هندوستان نکنه و دوباره یادمون بره ک مسیر چی بود و تمرکزمون بره سراغ فرعیات و حواشی نشیم
هر بیاری که ما اون مسیر رو طی میکنیم و در مدار قرار میگیرم روند درکمون و اتصالات رهنمون برقرار میشه و به میزانی که بیشتر این روند تکرار بشه و تمرکز در اون گذاشته بشه بهمون نسبت میتونه تغییرات پایدار تر بشه و سریع تر …
اگه هنوز به تحوله و نقطه عطفه و باور هم نرسیده ادامه بدید تا این اطلاعات با هم دیگه چنج بشه و بتونه اون روند تغییر شروع بشه تا امید نشید.
شاید منظور دوستمون این باشه که همون نگاه سیستمی که در موضوع کد نویسی رو بیان کردن تو جلسه قرآنی فکر کنم قدم دوم منظورش باشه…
یادم افتاد یه جمله ازتون نمیدونم تو کدوم فایل بود که گفتید من شما رو در مسیر درست قرار میدم خود مسیر و نتایجی که ازش میگیرید اون شور و شوق رو در شما ایجاد میکنه برای پیش رفتن…
فکر کنم فایل معرفی روانشناسی ثروت 3بود …
که در مورد این که اگه یه نفر که خیلی ثروتمند هست و در زمانی که شما در زمان گذشته بودید و تنها دارایی تون یه پیکان بود میگفت که میخوای یک دهم چیزی که من دارم رو پنج سال بعد و بعد از اون بصورت تکاملی بدست بیاری و من میگفتم بله و میگفت من این آگاهی رو بهت به ازای این پیکان بهت میدم ولی عمل با این آگاهی ها پنج سال بعد میتونی 500تا از اون رو برای خودت داشته باشی…
یا بگه یه کتابی هست زیر یه سنگ تو کوهستان بعد شما گفتین میرم اونجا با سرما و گرماش میسازم و گیاهان و ریشه درختان تغذیه میکنید تا اون کتابه رو پیدا کنید .
یا مثلاً این که میدونید الان در مکان aهستید و مکان zرو میخواین حالا مطمئن هستید که به اون میرسید و در اون شکی نیست پس تنها کار شما حرکت کردن به سمت نقطه زد هست حالا اگه در مکان nیا pیا هر کدوم از اون ها یکم هوا گرم و سرد بشه شما که از رفتن باز نمی ایستد و میدونید که بهش میرسید بعد بجای گیر دادن بخدا و یا به مسیر میان میبینید چه المانی در باور های شما باید تغییر کنه تا بتونید بهش برسید .
یا همون مثالی که از اینکه اگه خدا بگه که در فلان نقطه در عمق 10متری طلا وجود داره و شما باور کنید اون موقع چیکار میکنید .
واقعاً باور به موضوع این که خواسته های ما اجابت شده توسط خداوند و اون در مدار خودش قرار داره فقط لازمه که ما با باورهامون و هماهنگ کردن اون ها با خواسته مون در مدار اون قرار بگیریم و اون رو دریافت کنیم.
ماشین ،خونه،فرد فوق العاده ،درآمد و همه همه خواسته های ما آماده هست و خدا گذاشتتش در عمق ده متری زمین و وعده خدا صدق هست حالا چقدر میتونیم این موضوع رو باور کنیم بستگی به ایمانمون داره که اگر باورش کنیم اون وقت تموم کار و زندگی خودمون رو ول میکنیم میچسبیم به تغییر باورامون برای رفتن از جایی که درش قرار داریم به سمت مداری ک میخوایم و همون کار کردن روی باورهامون هم برامون لذت بخش چون میدونیم داریم به هدفمون نزدیک تر میشیم و از جایی که بودیم مثلا یه قدم فاصله گرفتیم …
یا همون مثالی که از بازی بیلیارد زدید که وقتی میدونین قانون بازی چیه اون موقع فقط تمرین میکنین اون نوع ضربه زدن رو و میدونید که اگه نشده ضربه درستی بزنین به تمرین نیاز داره تا اون ضربه زده بشه…
یاد اومد زمانی که برای بازی پینگ پنگ خودتون رفتید اصولی یاد بگیرید و شما گفتید با این که ضربه درسته رو بهتون یاد دادن منتهی شما گفتین با این که میدونستین ضربه درست چیه منتهی نمیتونستین اجراش کنید و نیاز به تمرین داره تا اون حرکت به حافظه عضله تون سپرده بشه…و گفتید اگه از همون اول اون رفتار درسته رو یاد میگرفتین اون وقت این همه تلاش نمیخواست چون باید یه سری مسیری که توی رهنمون شکل گرفته رو از یاد برد و یه مسیر جدید تشکیل داد…
باورهای ما هم از گذشته هست و باید برای تغییر اون باور جدید رو اونقدر تکرار کنیم که مسیر جدیدی در رهنمون ایجاد بشه …
شما با این کامنتتون یه آگاهی ناب بهم دادین اصلا وقتی این کامنت شما رو خوندم ذهنم باز شد
گفتم عهههه راسسست میگه خب…
من به این درک نرسیده بودم که خواسته ها هم مدار دارن و مثلا الان من که تو مدار A هستم و خواسته من تو مدار D، خب کاملا منطقیه که به صورت فیزیکی تو زندگیم ندارمش وگرنه وعده خداوند راسته که میفرماید من درخواست درخواست کننده رو اجابت میکنم، پس فقط من باید با تغییر فرکانسم مدار به مدار بالاتر برم تا به مدار D برسم اونوقته که خواسته من به صورت فیزیکی وارد زندگیم میشه وگرنه خیلی وقته که به صورت متافیزیکی بهم داده شده
وقتی این قضیه مدارهارو درک کنم دیگه نا امیدی وجود نداره، دیگه نجواهارو میشه راحت خاموش کرد که همش بغل گوشم میگن تو که به قول خدا از خودش درخواست کردی پس چرا اجابت نشدی نکنه خدا صداتو نمیشنوه نکنه خواسته های تو براش مهم نیست…
وای خدای من چه آگاهی عظیمی چه درک نابی که با هدایت خدای مهربونم در کامنت شما بهش رسیدم…
الهی خداوند هرچی خیر و خوبیه در دنیا و آخرت بهتون عنایت کنه آمین…
با ارزش ترین سرمایه گزاری در زندگی نه خرید دلار وطلا ونه خرید زمین وملک ونه پس انداز در بانک هست بلکه ارزشمندترین سرمایه گزاری، سرمایه گزاری روی روی خودمون ذهنمون وباورهامون هست.
این خودمون وعوامل درون ماست که اتفاقات زندگی رو می سازه نه عوامل بیرونی.
اگه باور درست وذهن ارومی داشته باشی اگه به کنترل ذهن برسی اون وقت ثروتها ونعمتها سرازیر می شه.
دنیای دنیای فراوانی هست وما برای رنج وزحمت به این دنیا نیومدیم اما چی می شه که در عذاب ورنج وکمبود زندگی می کنیم.
باورهای ما وافکار ما اتفاقات رو رقم می زنند.
وقتی باورهای نادرست داری تمرکزت روی نازیبایی وکمبود هست هر چقدر هم طلا ودلار بخری توی بورس سرمایه گزاری کنی فقط کمبود وفقر رو وارد زندگیت می کنی در حالی که شخص دیگه ای با یه کار به ظاهر ساده با افکار درست هر روز پول می سازه.
خدایا شکرت که در این جهان پراز زیبایی وثروت قرار گرفتم.
خدایا شکرت که به این مسیر توحیدی این سایت توحیدی واستاد توحیدی هدایت شدم.
وقتی ما ادامه بدیم مسیر برامون راحتتر و راحتتر میشه من خودم این حرف شما را درک کردم اوایل اصلا نتیجه چشمگیری نبود ولی کم کم تغییرات شروع شد مثل دانه ای هست در دل خاک داری بهش اب و… میدی و اون زیر داره بزرگ میشه اما چیزی نمیبینی بعد میبینی جوانه زد و بعد میشه یک درخت تنومند و ما متاسفانه زود دست میکشیم و همین باعث شکست ما هست
وقتی به خودم گفتم ادامه میدم و رهاش نکردم کم کم تغییرات اومد و با جدیت بیشتر ادامه دادم
استاد حرفاتون خیلی زیباست باعث میشه بیشتر از قبل مصمم باشم
استاد وقتی در مورد این صحبت کردید که با دیدن فیلم راز انگار چیزی رو میشنیدید که همیشه میدونستید، یاد خودم افتادم. منم مثل شما ذهنم هیچ مقاومتی نداشت نسبت به آگاهی های اون دوره. یادمه وقتی با کتاب معجزه شکزگزاری شروع میکردم به مثبت اندیشی و سپاسگزاری، اتفاقهایی می افتاد تو زندگیم که واقعا برام عجیب بود، اما من اون اتفاقها رو از خودم و شیوه تفکر جدیدم نمیدیدم. خیلی گذشت تا من با شما آشنا شدم و تازه متوجه شدم قانون چیه. اما تو این مدت من با نتایج کوچک راضی میشدم و روند کار کردن روی باورهام رو شل میگرفتم و نتایجم هم سینوسی بودن. و به تازگی این رو درک کردم که اصل زندگی من همین کار کردن رو باورهامه و نه چیز دیگه ای. یعنی هر چیز دیگه ای الان برام فرع محسوب میشه. البته شیطان کار خودش رو میکنه اما من تو مدت زمان کمتری دوباره به مسیر درست برمیگردم.
درباره شخصیتهای بزرگ، داشتم یه مصاحبه ای از رونالدو میدیدم که داشت در مورد این صحبت میکرد که وقتی شکست میخوره تیمش، شاید یک روز و برای بازی های مهم 2 روز تو احساس بد باشه. اما نمیذاره تو این احساس بمونه چون هیچ وقت نباید متوقف بشه. به درستی که وقتی افرادی به این سطح میرسن و به طور پایدار نتیجه میگیرن، (نه مثل کسی که ظرفش آماده نیست و یکباره بزرگ میشه و میترکه) حتما باورها و شخصیت درستی دارن که این شخصیت درست نمیذاره زمین بخورن و ناکامی ها و دشواری های مقطعی اونها رو متوقف نمیکنه. یعنی اون شخصیت درست نتیجه اش میشه این نتایج بزرگ. این نیست که نتایج بزرگ شخصیت فرد رو بهبود بده.
در مورد اینکه چرا کسی با چند هفته کار کردن نتیجه میگیره و یکی دیگه با 10 سال کار کردن هم نتیجه نمیگیره، من خودم مثال این قضیه هستم. 4 سال پیش که با استاد آشنا شدم یه سری نتیجه از قانون جذب گرفته بودم و صحبتهای استاد خیلی زود نتایج من رو چندین برابر بزرگتر کرد. اما یه مدت بعد که خوشحال از نتایج دیگه رو خودم کار نکردم نتایج هم برگشتن. حالا الان با جدیتی که در عمل به قوانین دارم مطمئنم که دوباره میتونم نتایج خیلی بزرگتر از قبل بگیرم، البته که عجله سابق رو هم ندارم و میخوام تکاملم رو طی کنم.
من پویا سهرابی خالق زندگی خودم میخواهم گوشهای از پیشرفت شخصیتم را بنویسم
من از یک پسر کم رو خجالتی تبدیل شدم به یک پسر خوشرو و پررو که توی ارتباط گرفتن با افراد فوقالعاده عمل میکنم و منی که فکر میکردم حرف هایم بی ارزش هست الان از صحبت کردن خسته نمیشوم و لذت میبرم
اون پسری که توی کل دوران نوجوانیش به ورزش و تحرک هیچ علاقهای نداشت-الان به اندازهای پر تحرک و پر انرژی ام که دگ نمیتونم باشگاه نرم دگ نمیتونم فعالیت نداشته باشم و چقدرر لذت میبرم از ورزش کردن پسری که نمیدونست باید چیکار کنه و از چه راهی باید ثروت بسازه و به درس هم علاقه نداشت-الان داره کسب و کار خودش رو راه میندازه و در تمامی این مسیر خدا کنارم بوده با ایمان به او به مسیرم ادامه میدم خدایی که میگه جناب انسان تو ثروتمند بدنیا اومدی تو سلامت به دنیا اومدی تو ازاد به دنیا اومدی چرا نمیبینی چرا دست خودت رو کوتاه کردی از این همه نعمت
با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و دوستان مهربان و عزیزم
تمام موفقیت های یک ادم با تکرار و تکرار اتفاق میفته و برعکسشم شکست هم با تکرار و تکرار اتفاق میفته
از خداوند سپاسگزارم که منو هدایت میکنه
واقعا استاد راست میگه که تعداد روزها اصلا مهم نیست تو سایت کار کردن روی باور ها مهمه من اصلا ده سال تو سایت بوده باشم وقتی بیام تو کامنت ها به جای اینکه نتیجه بگیرم بیام بگم میخوام دیگه تعهد بدم و فلان اونم برای ی رب هست باز همون افکار همون نتایج و همون اتفاقات همیشگی فقط ی اسمی به نام عباس منش رو فقط یدک میکشیم
من به شخصه بار ها تصمیم گرفتم روی باور هام کار کنم خودمو ببندم به اموزش ها و فلان از فلان جا شروع کنم من دیگه زندگیمو بسازم اینا تو شرایط سخت هست به به امان از روزی که شرایط عالی میشه هدف ها تصمیم ها همگی میرن ی گوشه ای فراموش میشه چرا چون ایمان نداریم ایمان به خدا نداریم چون اوضاع خراب خدایا تو هستی یاور من تو هستی وهاب وقتی اوضاع خوب میشه عجب فکری کردم عجب حرکتی کردم اون موقع خدا میره گوشه ای که یادمکن میره تا اوضاع دوباره سخت بشه
قبول کنیم این اتفاق برای هممون اتفاق افتاده
من خودم به نتیجه ای رسیدم که برای خودم توضیح میدم
انسان تا زمانی که سختی بهش فشار نیاره تغییر نمیکنه اون چهار دسته ای که استاد تو فایلش گفت
من اولویت اول تغیر رو برای خودم میزارم بالا بردن احساس لیاقت .چرا
چون احساس لیاقت یعنی خودتو دوست داشتن بی قید و شرط هر جوری که هستی
وقتی خودتو دوست داشته باشی برای خودت ارزش قائل میشی پس وقتی تصمیمی گرفته میشه عملیش میکنی چون برای خودت ارزشمندی و لذت میبری از تصمیمت
دوم باور های مناسب توحیدی و فقط روی خدا حساب باز کردن و ایمان واقعی داشتن به خداوند که منبع اصلی تمام نعمت ها در جهان هست اون موقع دیگه حالت بد نمیشه میدونی به کس تکیه کردی
استاد توی تمام فایل هاش داره توحید رو فریاد میزنه
هیچکس در زندگی من اندازه قران خونمون خاک نخورده ایمان من نسبت به شیطان درونم مثل فیل و مورچه هست ایمان من مثل مورچه هست تا میخوام حرکت کنم و ایمانو قوی کنم فیل شیطلان درونم پاشو میزاره روم که هیچ تکونی نمیتونم بخورم یا همون سگ سیاه زندگیم
وقتی ترکیت احساس لیاقت با باورهای توحیدی عملی بشه نتیجش میشه کن فیکون میشه نعمت از هزاران دست
میشه سلامتی
میشه ثروت بی نهایت
میشه عشق
به قول میرداماد
خدا میشه برات بچه
میشه برات پول
میشه برات نعمت
میشه برات همسر
میشه برات مشتری
من اینجا تعهد بدم یا ندم هیچ فرقی به حال هیچکدوممون نداره
من به این باور رسیدم بیام تو سایت فقط از نتایجم حرف بزنم ن از تعهداتم
سلام میکنم به استاد عزیزم واقعا کنترل ذهن جواب میده و منم درزندگی خودم دارم عمل میکنم به این قوانین بزرگ خداوند که چقدر میتونه باعث رشد وپیشرفت در کار و زندگی وحتا از لحظه معنویت من اگر یک مورد بخوام بگم درزندگی خودم درکسب کارم مثلا هروقت که نمیتونستم ذهنم رو کنترل کنم فروش کمتر بود وقتی که فروش نداشتم و به خودم میگفتم اون روزهای که خداوند به من لطف داره فروشم بالا بود و روزهای که نبود اون روز جبران تمام روزهای بود که من فروش نمیکردم اینو به ذهنم همیشه میگم خداوند جبران میکند برای من و چنان احساس خوبی در وجود من شکل میگرفت و واقعا هم اتفاق می افتاد و جبران میشد حالا همنو میتونیم در ابعاد های زندگیمون استفاده کنیم کنترل ذهن.من تشکر میکنم از استاد عزیزم که نکته بسیار مهمی رو اشاره کردند.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این موضوع تکامل تو همه چیز هست و شما چقدر عالی این موضوع رو بهش اشاره میکنید و تأکید اون بر طی کردن تکامل هست .
استاد در این موضوع ک گفتین همین الآنم رو اموالتون حساب نکردید فکر میکنم به این دلیل هست که شما در زمانی که هیچی از نظر مالی توی زندگیتون نبود هم راضی بودی و رضایت از زندگی داشتید .چه اون زمانی که با یه کتونی پاره توی خیابون ای بندرعباس از عشق خداوند پر بودید و لطیف شده بودین بگیرین و این روند رو در خودتون حفظ کردین و به احساس خوب پایدار رسیدید و حالت یه شخصیت پایدار از خودتون ساختین که چه اوج نداری و چه در بهترین شرایط میتونه راضی باشه و رضایت داشته باشه از زندگیش …
و موضوع دیگه اون حد از احساس ارزشمندی شما که گره نخورده به دارایی تون برای همین اگه همه چیز رو از دست هم بدین بازم اون احساس ارزشمندی رو دارید.
بعضیا از ما میخوایم فقط به خواسته خودمون برسیم …فقط برسیم یه شبه یا اگه بشه فقط زود چون فکر میکنیم اون وقت میتونیم راضیم باشیم اون وقت میتونیم احساس ارزشمندی کنیم در حالی از دید شما همه اینا برعکسه …کسی که احساس ارزشمندی نکنه اصلا نمیتونه هیچ غلطی تو زندگیش بکنه که بعد حالا بیاد صاحب ثروت و موفقیت بشه…
موفقیت وقتی طی روند تکاملی طی بشه اگه یه وقتی پایین هم بیایم میتونیم دو باره بریم بالا ولی اگه یه شبه باشه با مخ میخوریم زمین که جرثقیل هم نمیشه بلدندمون کنند.
در مورد یهو متحول شدن …
نه نه اینطور نیست که یهو در یه لحظه از افکار داغون به اوج احساس رضایت رسید …
در مورد ضربه 51م میخ آدم میتونه چه راحت گول بخوره اگه روند تکامل رو یادش بره و بیاد ضربه 51فردی رو با اولین و یا 30مین ضربه خودش مقایسه کنه و فکر کنه خودش لابد عرضه شد رو ندارم انجام بده …و باعث بشه از مسیری که اونقدر با ذوق و شوق وارد شده خارج بشه و فکر کنه متعلق به این جا نیست و بیاد خودش رو سرزنش کنه و به خودش انگ بی استعدادی و بدشانسی و ناتوانی بزنه….
در مورد مدت عضویت و این موهات چه ربطی میتونه داشته باشه ممکنه من با مدت عضویت که دارم اما موضوعات رو شاید بعنوان یه فایلی که جالبه دیده باشم و اطلاعات رو اطلاعات اضافه کرده باشم بدون این که مطلبی رو باور کرده باشم .
شاید همه ش توی تشطط افکار بوده باشم و دنبال مزه مزه کردن همه اطلاعات از همه افراد …
البته اون شک ها و اون اطلاعات در یه جایی و در یه موقعیتی میتونه بهم اتصال پیدا کنه و آغاز او تحول صورت بگیره که بازم نیازه ک اون تعهد برای تغییر رو حفظ کنیم و دوباره فیل مون یاد هندوستان نکنه و دوباره یادمون بره ک مسیر چی بود و تمرکزمون بره سراغ فرعیات و حواشی نشیم
هر بیاری که ما اون مسیر رو طی میکنیم و در مدار قرار میگیرم روند درکمون و اتصالات رهنمون برقرار میشه و به میزانی که بیشتر این روند تکرار بشه و تمرکز در اون گذاشته بشه بهمون نسبت میتونه تغییرات پایدار تر بشه و سریع تر …
اگه هنوز به تحوله و نقطه عطفه و باور هم نرسید ادامه بدید تا این اطلاعات با هم دیگه چنج بشه و بتونه اون روند تغییر شروع بشه
خداوند به همگی ما برکت بدهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این موضوع تکامل تو همه چیز هست و شما چقدر عالی این موضوع رو بهش اشاره میکنید و تأکید اون بر طی کردن تکامل هست .
استاد در این موضوع ک گفتین همین الآنم رو اموالتون حساب نکردید فکر میکنم به این دلیل هست که شما در زمانی که هیچی از نظر مالی توی زندگیتون نبود هم راضی بودی و رضایت از زندگی داشتید .چه اون زمانی که با یه کتونی پاره توی خیابون ای بندرعباس از عشق خداوند پر بودید و لطیف شده بودین بگیرین و این روند رو در خودتون حفظ کردین و به احساس خوب پایدار رسیدید و حالت یه شخصیت پایدار از خودتون ساختین که چه اوج نداری و چه در بهترین شرایط میتونه راضی باشه و رضایت داشته باشه از زندگیش …
و موضوع دیگه اون حد از احساس ارزشمندی شما که گره نخورده به دارایی تون برای همین اگه همه چیز رو از دست هم بدین بازم اون احساس ارزشمندی رو دارید.
بعضیا از ما میخوایم فقط به خواسته خودمون برسیم …فقط برسیم یه شبه یا اگه بشه فقط زود چون فکر میکنیم اون وقت میتونیم راضیم باشیم اون وقت میتونیم احساس ارزشمندی کنیم در حالی از دید شما همه اینا برعکسه …کسی که احساس ارزشمندی نکنه اصلا نمیتونه هیچ غلطی تو زندگیش بکنه که بعد حالا بیاد صاحب ثروت و موفقیت بشه…
موفقیت وقتی طی روند تکاملی طی بشه اگه یه وقتی پایین هم بیایم میتونیم دو باره بریم بالا ولی اگه یه شبه باشه با مخ میخوریم زمین که جرثقیل هم نمیشه بلدندمون کنند.
در مورد یهو متحول شدن …
نه نه اینطور نیست که یهو در یه لحظه از افکار داغون به اوج احساس رضایت رسید …
در مورد ضربه 51م میخ آدم میتونه چه راحت گول بخوره اگه روند تکامل رو یادش بره و بیاد ضربه 51فردی رو با اولین و یا 30مین ضربه خودش مقایسه کنه و فکر کنه خودش لابد عرضه شد رو ندارم انجام بده …و باعث بشه از مسیری که اونقدر با ذوق و شوق وارد شده خارج بشه و فکر کنه متعلق به این جا نیست و بیاد خودش رو سرزنش کنه و به خودش انگ بی استعدادی و بدشانسی و ناتوانی بزنه….
در مورد مدت عضویت و این موهات چه ربطی میتونه داشته باشه ممکنه من با مدت عضویت که دارم اما موضوعات رو شاید بعنوان یه فایلی که جالبه دیده باشم و اطلاعات رو اطلاعات اضافه کرده باشم بدون این که مطلبی رو باور کرده باشم .
شاید همه ش توی تشطط افکار بوده باشم و دنبال مزه مزه کردن همه اطلاعات از همه افراد …
البته اون شک ها و اون اطلاعات در یه جایی و در یه موقعیتی میتونه بهم اتصال پیدا کنه و آغاز او تحول صورت بگیره که بازم نیازه ک اون تعهد برای تغییر رو حفظ کنیم و دوباره فیل مون یاد هندوستان نکنه و دوباره یادمون بره ک مسیر چی بود و تمرکزمون بره سراغ فرعیات و حواشی نشیم
هر بیاری که ما اون مسیر رو طی میکنیم و در مدار قرار میگیرم روند درکمون و اتصالات رهنمون برقرار میشه و به میزانی که بیشتر این روند تکرار بشه و تمرکز در اون گذاشته بشه بهمون نسبت میتونه تغییرات پایدار تر بشه و سریع تر …
اگه هنوز به تحوله و نقطه عطفه و باور هم نرسیده ادامه بدید تا این اطلاعات با هم دیگه چنج بشه و بتونه اون روند تغییر شروع بشه تا امید نشید.
خداوند به همگی ما برکت بدهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تصور ذهنی از قانون…
شاید منظور دوستمون این باشه که همون نگاه سیستمی که در موضوع کد نویسی رو بیان کردن تو جلسه قرآنی فکر کنم قدم دوم منظورش باشه…
یادم افتاد یه جمله ازتون نمیدونم تو کدوم فایل بود که گفتید من شما رو در مسیر درست قرار میدم خود مسیر و نتایجی که ازش میگیرید اون شور و شوق رو در شما ایجاد میکنه برای پیش رفتن…
فکر کنم فایل معرفی روانشناسی ثروت 3بود …
که در مورد این که اگه یه نفر که خیلی ثروتمند هست و در زمانی که شما در زمان گذشته بودید و تنها دارایی تون یه پیکان بود میگفت که میخوای یک دهم چیزی که من دارم رو پنج سال بعد و بعد از اون بصورت تکاملی بدست بیاری و من میگفتم بله و میگفت من این آگاهی رو بهت به ازای این پیکان بهت میدم ولی عمل با این آگاهی ها پنج سال بعد میتونی 500تا از اون رو برای خودت داشته باشی…
یا بگه یه کتابی هست زیر یه سنگ تو کوهستان بعد شما گفتین میرم اونجا با سرما و گرماش میسازم و گیاهان و ریشه درختان تغذیه میکنید تا اون کتابه رو پیدا کنید .
یا مثلاً این که میدونید الان در مکان aهستید و مکان zرو میخواین حالا مطمئن هستید که به اون میرسید و در اون شکی نیست پس تنها کار شما حرکت کردن به سمت نقطه زد هست حالا اگه در مکان nیا pیا هر کدوم از اون ها یکم هوا گرم و سرد بشه شما که از رفتن باز نمی ایستد و میدونید که بهش میرسید بعد بجای گیر دادن بخدا و یا به مسیر میان میبینید چه المانی در باور های شما باید تغییر کنه تا بتونید بهش برسید .
یا همون مثالی که از اینکه اگه خدا بگه که در فلان نقطه در عمق 10متری طلا وجود داره و شما باور کنید اون موقع چیکار میکنید .
واقعاً باور به موضوع این که خواسته های ما اجابت شده توسط خداوند و اون در مدار خودش قرار داره فقط لازمه که ما با باورهامون و هماهنگ کردن اون ها با خواسته مون در مدار اون قرار بگیریم و اون رو دریافت کنیم.
ماشین ،خونه،فرد فوق العاده ،درآمد و همه همه خواسته های ما آماده هست و خدا گذاشتتش در عمق ده متری زمین و وعده خدا صدق هست حالا چقدر میتونیم این موضوع رو باور کنیم بستگی به ایمانمون داره که اگر باورش کنیم اون وقت تموم کار و زندگی خودمون رو ول میکنیم میچسبیم به تغییر باورامون برای رفتن از جایی که درش قرار داریم به سمت مداری ک میخوایم و همون کار کردن روی باورهامون هم برامون لذت بخش چون میدونیم داریم به هدفمون نزدیک تر میشیم و از جایی که بودیم مثلا یه قدم فاصله گرفتیم …
یا همون مثالی که از بازی بیلیارد زدید که وقتی میدونین قانون بازی چیه اون موقع فقط تمرین میکنین اون نوع ضربه زدن رو و میدونید که اگه نشده ضربه درستی بزنین به تمرین نیاز داره تا اون ضربه زده بشه…
یاد اومد زمانی که برای بازی پینگ پنگ خودتون رفتید اصولی یاد بگیرید و شما گفتید با این که ضربه درسته رو بهتون یاد دادن منتهی شما گفتین با این که میدونستین ضربه درست چیه منتهی نمیتونستین اجراش کنید و نیاز به تمرین داره تا اون حرکت به حافظه عضله تون سپرده بشه…و گفتید اگه از همون اول اون رفتار درسته رو یاد میگرفتین اون وقت این همه تلاش نمیخواست چون باید یه سری مسیری که توی رهنمون شکل گرفته رو از یاد برد و یه مسیر جدید تشکیل داد…
باورهای ما هم از گذشته هست و باید برای تغییر اون باور جدید رو اونقدر تکرار کنیم که مسیر جدیدی در رهنمون ایجاد بشه …
خداوند به همگی ما برکت بدهد
سلام آقا هادی عزیز
واقعا خداوند به شما برکت دهد…
شما با این کامنتتون یه آگاهی ناب بهم دادین اصلا وقتی این کامنت شما رو خوندم ذهنم باز شد
گفتم عهههه راسسست میگه خب…
من به این درک نرسیده بودم که خواسته ها هم مدار دارن و مثلا الان من که تو مدار A هستم و خواسته من تو مدار D، خب کاملا منطقیه که به صورت فیزیکی تو زندگیم ندارمش وگرنه وعده خداوند راسته که میفرماید من درخواست درخواست کننده رو اجابت میکنم، پس فقط من باید با تغییر فرکانسم مدار به مدار بالاتر برم تا به مدار D برسم اونوقته که خواسته من به صورت فیزیکی وارد زندگیم میشه وگرنه خیلی وقته که به صورت متافیزیکی بهم داده شده
وقتی این قضیه مدارهارو درک کنم دیگه نا امیدی وجود نداره، دیگه نجواهارو میشه راحت خاموش کرد که همش بغل گوشم میگن تو که به قول خدا از خودش درخواست کردی پس چرا اجابت نشدی نکنه خدا صداتو نمیشنوه نکنه خواسته های تو براش مهم نیست…
وای خدای من چه آگاهی عظیمی چه درک نابی که با هدایت خدای مهربونم در کامنت شما بهش رسیدم…
الهی خداوند هرچی خیر و خوبیه در دنیا و آخرت بهتون عنایت کنه آمین…
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام.
با ارزش ترین سرمایه گزاری در زندگی نه خرید دلار وطلا ونه خرید زمین وملک ونه پس انداز در بانک هست بلکه ارزشمندترین سرمایه گزاری، سرمایه گزاری روی روی خودمون ذهنمون وباورهامون هست.
این خودمون وعوامل درون ماست که اتفاقات زندگی رو می سازه نه عوامل بیرونی.
اگه باور درست وذهن ارومی داشته باشی اگه به کنترل ذهن برسی اون وقت ثروتها ونعمتها سرازیر می شه.
دنیای دنیای فراوانی هست وما برای رنج وزحمت به این دنیا نیومدیم اما چی می شه که در عذاب ورنج وکمبود زندگی می کنیم.
باورهای ما وافکار ما اتفاقات رو رقم می زنند.
وقتی باورهای نادرست داری تمرکزت روی نازیبایی وکمبود هست هر چقدر هم طلا ودلار بخری توی بورس سرمایه گزاری کنی فقط کمبود وفقر رو وارد زندگیت می کنی در حالی که شخص دیگه ای با یه کار به ظاهر ساده با افکار درست هر روز پول می سازه.
خدایا شکرت که در این جهان پراز زیبایی وثروت قرار گرفتم.
خدایا شکرت که به این مسیر توحیدی این سایت توحیدی واستاد توحیدی هدایت شدم.
استاد ومریم عزیز سپاسگزارم .
در پناه خدا.
وقتی ما ادامه بدیم مسیر برامون راحتتر و راحتتر میشه من خودم این حرف شما را درک کردم اوایل اصلا نتیجه چشمگیری نبود ولی کم کم تغییرات شروع شد مثل دانه ای هست در دل خاک داری بهش اب و… میدی و اون زیر داره بزرگ میشه اما چیزی نمیبینی بعد میبینی جوانه زد و بعد میشه یک درخت تنومند و ما متاسفانه زود دست میکشیم و همین باعث شکست ما هست
وقتی به خودم گفتم ادامه میدم و رهاش نکردم کم کم تغییرات اومد و با جدیت بیشتر ادامه دادم
استاد حرفاتون خیلی زیباست باعث میشه بیشتر از قبل مصمم باشم
ممنون از این ویس عالی
با نام و یاد خدا
نشانه امروز من 15 شهریور 1403
استاد وقتی در مورد این صحبت کردید که با دیدن فیلم راز انگار چیزی رو میشنیدید که همیشه میدونستید، یاد خودم افتادم. منم مثل شما ذهنم هیچ مقاومتی نداشت نسبت به آگاهی های اون دوره. یادمه وقتی با کتاب معجزه شکزگزاری شروع میکردم به مثبت اندیشی و سپاسگزاری، اتفاقهایی می افتاد تو زندگیم که واقعا برام عجیب بود، اما من اون اتفاقها رو از خودم و شیوه تفکر جدیدم نمیدیدم. خیلی گذشت تا من با شما آشنا شدم و تازه متوجه شدم قانون چیه. اما تو این مدت من با نتایج کوچک راضی میشدم و روند کار کردن روی باورهام رو شل میگرفتم و نتایجم هم سینوسی بودن. و به تازگی این رو درک کردم که اصل زندگی من همین کار کردن رو باورهامه و نه چیز دیگه ای. یعنی هر چیز دیگه ای الان برام فرع محسوب میشه. البته شیطان کار خودش رو میکنه اما من تو مدت زمان کمتری دوباره به مسیر درست برمیگردم.
درباره شخصیتهای بزرگ، داشتم یه مصاحبه ای از رونالدو میدیدم که داشت در مورد این صحبت میکرد که وقتی شکست میخوره تیمش، شاید یک روز و برای بازی های مهم 2 روز تو احساس بد باشه. اما نمیذاره تو این احساس بمونه چون هیچ وقت نباید متوقف بشه. به درستی که وقتی افرادی به این سطح میرسن و به طور پایدار نتیجه میگیرن، (نه مثل کسی که ظرفش آماده نیست و یکباره بزرگ میشه و میترکه) حتما باورها و شخصیت درستی دارن که این شخصیت درست نمیذاره زمین بخورن و ناکامی ها و دشواری های مقطعی اونها رو متوقف نمیکنه. یعنی اون شخصیت درست نتیجه اش میشه این نتایج بزرگ. این نیست که نتایج بزرگ شخصیت فرد رو بهبود بده.
در مورد اینکه چرا کسی با چند هفته کار کردن نتیجه میگیره و یکی دیگه با 10 سال کار کردن هم نتیجه نمیگیره، من خودم مثال این قضیه هستم. 4 سال پیش که با استاد آشنا شدم یه سری نتیجه از قانون جذب گرفته بودم و صحبتهای استاد خیلی زود نتایج من رو چندین برابر بزرگتر کرد. اما یه مدت بعد که خوشحال از نتایج دیگه رو خودم کار نکردم نتایج هم برگشتن. حالا الان با جدیتی که در عمل به قوانین دارم مطمئنم که دوباره میتونم نتایج خیلی بزرگتر از قبل بگیرم، البته که عجله سابق رو هم ندارم و میخوام تکاملم رو طی کنم.
شاد و سالم و ثروتمند باشید.
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایاشکر به خاطر این قوانین فوقالعاده زیبا
من پویا سهرابی خالق زندگی خودم میخواهم گوشهای از پیشرفت شخصیتم را بنویسم
من از یک پسر کم رو خجالتی تبدیل شدم به یک پسر خوشرو و پررو که توی ارتباط گرفتن با افراد فوقالعاده عمل میکنم و منی که فکر میکردم حرف هایم بی ارزش هست الان از صحبت کردن خسته نمیشوم و لذت میبرم
اون پسری که توی کل دوران نوجوانیش به ورزش و تحرک هیچ علاقهای نداشت-الان به اندازهای پر تحرک و پر انرژی ام که دگ نمیتونم باشگاه نرم دگ نمیتونم فعالیت نداشته باشم و چقدرر لذت میبرم از ورزش کردن پسری که نمیدونست باید چیکار کنه و از چه راهی باید ثروت بسازه و به درس هم علاقه نداشت-الان داره کسب و کار خودش رو راه میندازه و در تمامی این مسیر خدا کنارم بوده با ایمان به او به مسیرم ادامه میدم خدایی که میگه جناب انسان تو ثروتمند بدنیا اومدی تو سلامت به دنیا اومدی تو ازاد به دنیا اومدی چرا نمیبینی چرا دست خودت رو کوتاه کردی از این همه نعمت
خدایا شکرت چقدر دارم لذت میبرم از زندگی
خدایا شکرت به خاطر تمامی نعمت هایت
شما بی نیازید به واسطه ایمان به خدا .تمام
قدرت رو به خداوندی میدهم که قدرتش را داده به من
سلام به همه دوستان من اینجا اولین کامنتم رو دارم میزارم امیدوارم بتونم ادامه بدم این روند رو
امشب موقع خواب زدم روی نشانه هدایت و این فایل رو اورد برام
چقدر نیاز داشتم به شنیدن این حرفا ….
چقدر مثال پیرزن و گوساله تاثیرگذار بود
واقعا ما فقط ظاهر قضیه رو میبینیم تو همه ی مسائل و بخاطر همینه زود قضاوت میکنیم
واقعا همین موضوع خیلی جای تامل داره
ممنون از راهنماییتون استاد
به نام خداوند مهربان
با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و دوستان مهربان و عزیزم
تمام موفقیت های یک ادم با تکرار و تکرار اتفاق میفته و برعکسشم شکست هم با تکرار و تکرار اتفاق میفته
از خداوند سپاسگزارم که منو هدایت میکنه
واقعا استاد راست میگه که تعداد روزها اصلا مهم نیست تو سایت کار کردن روی باور ها مهمه من اصلا ده سال تو سایت بوده باشم وقتی بیام تو کامنت ها به جای اینکه نتیجه بگیرم بیام بگم میخوام دیگه تعهد بدم و فلان اونم برای ی رب هست باز همون افکار همون نتایج و همون اتفاقات همیشگی فقط ی اسمی به نام عباس منش رو فقط یدک میکشیم
من به شخصه بار ها تصمیم گرفتم روی باور هام کار کنم خودمو ببندم به اموزش ها و فلان از فلان جا شروع کنم من دیگه زندگیمو بسازم اینا تو شرایط سخت هست به به امان از روزی که شرایط عالی میشه هدف ها تصمیم ها همگی میرن ی گوشه ای فراموش میشه چرا چون ایمان نداریم ایمان به خدا نداریم چون اوضاع خراب خدایا تو هستی یاور من تو هستی وهاب وقتی اوضاع خوب میشه عجب فکری کردم عجب حرکتی کردم اون موقع خدا میره گوشه ای که یادمکن میره تا اوضاع دوباره سخت بشه
قبول کنیم این اتفاق برای هممون اتفاق افتاده
من خودم به نتیجه ای رسیدم که برای خودم توضیح میدم
انسان تا زمانی که سختی بهش فشار نیاره تغییر نمیکنه اون چهار دسته ای که استاد تو فایلش گفت
من اولویت اول تغیر رو برای خودم میزارم بالا بردن احساس لیاقت .چرا
چون احساس لیاقت یعنی خودتو دوست داشتن بی قید و شرط هر جوری که هستی
وقتی خودتو دوست داشته باشی برای خودت ارزش قائل میشی پس وقتی تصمیمی گرفته میشه عملیش میکنی چون برای خودت ارزشمندی و لذت میبری از تصمیمت
دوم باور های مناسب توحیدی و فقط روی خدا حساب باز کردن و ایمان واقعی داشتن به خداوند که منبع اصلی تمام نعمت ها در جهان هست اون موقع دیگه حالت بد نمیشه میدونی به کس تکیه کردی
استاد توی تمام فایل هاش داره توحید رو فریاد میزنه
هیچکس در زندگی من اندازه قران خونمون خاک نخورده ایمان من نسبت به شیطان درونم مثل فیل و مورچه هست ایمان من مثل مورچه هست تا میخوام حرکت کنم و ایمانو قوی کنم فیل شیطلان درونم پاشو میزاره روم که هیچ تکونی نمیتونم بخورم یا همون سگ سیاه زندگیم
وقتی ترکیت احساس لیاقت با باورهای توحیدی عملی بشه نتیجش میشه کن فیکون میشه نعمت از هزاران دست
میشه سلامتی
میشه ثروت بی نهایت
میشه عشق
به قول میرداماد
خدا میشه برات بچه
میشه برات پول
میشه برات نعمت
میشه برات همسر
میشه برات مشتری
من اینجا تعهد بدم یا ندم هیچ فرقی به حال هیچکدوممون نداره
من به این باور رسیدم بیام تو سایت فقط از نتایجم حرف بزنم ن از تعهداتم
تعهد یعنی احساس ارزشمند بودن
نتایج یعنی ایمان به خدا داشتن
سلام میکنم به استاد عزیزم واقعا کنترل ذهن جواب میده و منم درزندگی خودم دارم عمل میکنم به این قوانین بزرگ خداوند که چقدر میتونه باعث رشد وپیشرفت در کار و زندگی وحتا از لحظه معنویت من اگر یک مورد بخوام بگم درزندگی خودم درکسب کارم مثلا هروقت که نمیتونستم ذهنم رو کنترل کنم فروش کمتر بود وقتی که فروش نداشتم و به خودم میگفتم اون روزهای که خداوند به من لطف داره فروشم بالا بود و روزهای که نبود اون روز جبران تمام روزهای بود که من فروش نمیکردم اینو به ذهنم همیشه میگم خداوند جبران میکند برای من و چنان احساس خوبی در وجود من شکل میگرفت و واقعا هم اتفاق می افتاد و جبران میشد حالا همنو میتونیم در ابعاد های زندگیمون استفاده کنیم کنترل ذهن.من تشکر میکنم از استاد عزیزم که نکته بسیار مهمی رو اشاره کردند.