مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 43 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2804 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز سایت

    نکات فایل گام دوم

    اتفاقات را خودمان با افکارمان رقم می زنیم و به اندازه ای که روی خودمان مار کنیم نتایج نیز به همان اندازه است هرچقدر کوچک یا هرچقدر بزرگ.

    با کنترل ورودی هایمان و کنترل کانون توجه باورهایمان را در جهت خواسته هایمان تغییر دهیم و شاهد تغییر زندگی در تمام جوانب زندگی مان باشیم.

    اگر می خواهیم تغییر کنیم باید روندی را طی کنیم تا نتیجه دلخواهمان را به وجود آوریم .

    وقتی به صورت خوب روی خودمان کار‌می کنیم باعث ایجاد نتایج پایدار می شود که نشانه تغییر باورهایمان هست اما این بهبود هر لحظه باید به یاد باوریم و ورودی هایمان را کنترل کنیم .

    هیچ چیزی یک شبه عوض نمی‌شود و همه چیز به قانون تکامل نیاز دارد .

    وقتی روی خودمان کار می کنیم از جایی که هستیم تغییرات شروع می شود و وضعیت ما شروع به تغییر می کند .

    هرچقدر ثروتمندتر شویم نزد خداوند محبوب تر‌می شویم .

    وقتی نتیجه می بینیم هعی انگیزه می گیریم در نهایت باعث استمرار و ادامه دادن در این راه می شود به شرط تایید نتیجه و باور پذیر کردن هرچه بیشتر قانون و ایمان داشتن به آن .

    در پناه حق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهدی شکریان گفته:
    مدت عضویت: 2170 روز

    سلام وقت همگی بخیر

    یکی پرسیده بود :

    5. اگر با باورها و آگاهی های کنونی به 14 سال پیش که تازه این مسیر را شروع کرده بودید برگردید، چه باوری را بیشتر از همه جدی می گیرید و روی آن کار می کنید؟ چه مهارتی را بیشتر از بقیه بهبود می دهید؟ چه اصلی را از همه جدی تر می گیرید و به چه شکل عمل می کنید؟ یعنی در مسیری که تا کنون آماده اید، چه آیتمی را بیشتر از همه تغییر می دهید؟

    استاد از ی دیدگاه زیبا به موضوع نگاه کردند و جواب درخوری دادند .

    اما برای من ! برای من این سوال داستان همون ظرف و سطل وجودی ما رو پیش میکشه ! به این صورت که فرض کنید شخصی سالها روی خودش کار کرده و ظرفش به اندازه تلاشش بزرک شده و مقدار زیادی از باران رحمت الهی در ظرف وجود داره .

    حالا کسی بیاد بپرسه اگر با همین حجم باران بری به سالهایی که ظرف کوچکی داشتی ! چکار میکنی ؟ چه مسیری و میری و از اینجور سوالها !

    میدونید داستان چیه ؟ داستان هموم داستان رشده . ما رشد میکنیم و ظرفمون بزرگ میشه . و تحمل ما برای نعمت بیشتر بالا میره . و من با این جایگاه و ظرف ، نمیتونم باران الهی بیشتری بگیرم . چون نعمته که هست و همین الان هم وجود داره . به وفور هم هست . این ظرف ماست که همین مقدار ظرفیت داره و جا میگیره .

    حالا اگر فرض کنیم نعمت بزرگی رو شخصی دریافت کنه که ظرف کوچکی داره ، تصورش هم سخته .اگر بخوام مثال بزنم مثل اینه که کسی که مدتهاست غذاش فقط ی خیلی کم بود غذای یک وزنه بردار حرفه ای رو بدیم ! همه میدونیم چی میشه و همه میدونیم که اون ورزشکار حرفه ای هم ی روزی غذا کم میخورده.و به مرور به این جاگاهی که داره رسیده . چه از نظر بدنی چه از نظر ذهنی و باورها . تا اینجا رو امیدوارم مطلب رو رسونده باشم .

    برای خودم اتفاقی افتاد این بود که با استفاده از قوانین ماشین مورد علاقه خودم رو میخواستم. از نظر مالی من حداکثر میتونستم برای امسال ( 1403) ی ماشین یک میلیاردی بخرم( البته بعد از فروش 400 تومن ماشینی که دارم ) . اما خدا لطف کرد و یک ماشین 4 میلیاردی نسیبم شد . بدون اینکه حتی بخوام ماشین قبلی رو بفروشم یا وام بگیرم( وام هم چند سالی هست که با خدا قرار گذاشتنم که یا نعمتی رو بده یا برای تهیه اش اسیر وام نشم . خدا هم خدای خوبیه. باور کنید . اجابت کرد ). بعد از رسیدن این نعمت دچار استرس و افکاری شدم که فشار زیادی بهم وارد کرد تا اینکه به خودم اومدم و بیدار شدم و شروع کردم به شکرگذاری و تمرین اینکه من لیاقت این خودرو که خوبه لیاقت بالاتر رو دارم .

    این داستان من بود و اگر بخوام به تاریخ مراجعه کنیم حکایتهای زیادی هست که یکی از اونها میشه داستان حضرت ابراهیم و رشدش که در قران اومده یا حکایت پیامبر اسلام وقتی برای مدتها روی خودش کار کرده بود رشد کرده بود ولی وقتی اولین بار بهش وحی نازل میشه …. داستانش رو خودتون میدونید.

    خلاصه که قصه ، قصه رشده ! و همون بزرگ شدن ظرفمون . اگر برای ظرف کوچیک نعمت بزرگی بیاد اون رو نمیگیره و نمیبینه . حالا اگر به جهتی نعمت نسبتا بزرگتری ( نه خیلی بزرگ و نامتعارف ! ) توی ظرف کوچیک بیاد ( مثل معده ای که غذای زیادتر از حد خودش توش ریخته باشیم ) مدتی طول خواهد کشید تا اون رو هضم و جذب کنه.البته اگر صاحب خودش رو نکشه !

    امیدوارم خداوند به ما نعمت دیدن و جذب نعمات و برکات فراوانش رو عطا کنه.

    با آرزوی ظرفی متناسب و بزرگتر برای همه دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 822 روز

    به نام خدای مهربان

    هفتاد و ششمین تعهد

    افکاره منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودیهام به وجود میاد من باید ورودیهامو کنترل کنم و اگاهانه ی سری از باورهارو در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم ایده ها میاد شرایط و اتفاقات به وجود میاد و من هدایت میشم به مسیر خواسته هام

    وقتی که ما در مسیر درست هستیم هیچوقت برنمیگردیم از اول و همه چیو از دست نمیدیم چون تکاملمون طی شده و باورهامون به صورت ریشه ای تغییر کرده

    خدایا منو به مسیر درست هدایت کن و ایمانمو به خودت قوی و قوی تر کن امین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حسن صالحی گفته:
    مدت عضویت: 2563 روز

    به نام الله

    سلام خدمت همه عزیزان وعاشقان توحید

    من جلسه دوم ازمهاجرت به مداربالاتر را نگاه کردم ودارم به آگاهی هایی که رسیدم وفعلا متوجه آنها شدم فکر میکنم

    طبق گفته های استاد من یک ترمز بزرگ توی زندگیم هست که باعث شده ومیشه حال واحساسم بد بشه

    هرکاری توی زندگیم برای تغییر انجام دادم خیلی مطالعه کردم وخیلی چیزهای دیگه اما کمی ترقی میکردم وجلو میرفتم اما بعد از مدتی دوباره متوجه میشدم که دارم به دایره گرداب مشکلات وسختی ها وارد میشم تااین اینکه نزدیک هست غرق بشم باز دوباره یه اتفاقی می افتاد ونجات پیدا میکردم این مورد چندین سال هست که برام اتفاق افتاده و می افتد

    اما دراین جلسه متوجه یه چیزی شدم که هی تکرار میشه یه الگوریتمی که چند وقت یکبار هی برام تکرار میشه

    احساس بد داشتن من درمواقعی که سعی وتلاش میکردم تا خودم رواصلاح کنم کمی هایم رو بشناسم روی خودم سرمایه گزاری کنم تا موفق بشم به خودم وخانواده ام کمک کنم تا ترقی کنیم به جلو بریم و از هرنظر خصوصا مالی پیشرفت کنیم اتفاقاتی برام می افتاد که هی مشکلات مالیم بیشتر وبیشتر میشد بجای بهتر شدن وحالا دارم میفهمم ترمز من کجا بود

    احساس بد داشتن دروقت مشکلات البته من خودم باروشهایی که می شناختم روی خودم کار میکردم وحال خودم روخوب میکردم اما وقتی زندگی مشترک داشته باشی وشریک زندگیت اصلا به تودراین مورد توجه نکند وهرچی بهش بگی با روشهای که مسالمت آمیز وعقلانی هست وحتی باروشهای روانشناسانه اما او متوجه قضیه نیست وساز خودش رازمینه بد کردن احساس خودش وتوباشد چه کاری میشود کرد

    اینجا وقتی استاد گفتند وقتی احساسشان عوض شد موفقیت هایی که می خواستند مثل بمب ترکید وشروع کردند جواب دادن دقیقا می دونم مشکل من هم همین است که نمی توانم ازنظر مالی پیشرفت کنم زیرا من چندین سال است وقتی ایده ای دارم وقتی به دوستام میگم تاازاون استفاده کنند وقتی اونها استفاده می کنند به موفقیت های مالی خوبی میرسیدند اما خودم نه

    این مسئله چندین بارباچندین نفر اتفاق افتاده وبرای تمام افرادی که پیش نهاد کاری یا ایده دادم همشون موفق میشدن اما برای خودم برعکس جواب می داد

    این برای من شده بود معما که چرا انگاراگر خیری هست برای دیگران هست وبرای خود من هیچ خیر توی این موارد نیست

    من کارهایی کردم که توش موفق هم بودم اما درزمینه کسب ثروت وپول نقد داشتن به مدت خیلی زیاد هست که موفق نمی شم از زمانی که ازدواج کردم تا همین لحظه این الگوریتم هی برام تکرار میشه زمانی که من ازخانواده دورمیشدم یه حسی همیشه تووجودم بود که باید تنها باشم وچندین سال پیش این حس به سراغم می اومد که حدود 8 سال پیش به اون حس گوش دادم وجایی که متعلق به خودمون بود یعنی خانه مادربزرگم که دریه منطقه دیگه ای بود وخالی هم بود وهیچ کسی زندگی نمی کرد رفتم با خودم و اهدافم تنها بودم ایدهایی داشتم همون جا بود که با برنامه های استاد اشنا شدم

    وبا اولین فایل رایگان استاد تونستم به یک موفقیت مالی برسم با کمترین هزینه وباهمون وضعیتی که درش بودم ودرعرض یک هفته تونستم یه کسب وکارراه اندازی کنم اما باگذشت یک ماه شریک زندگیم هی زنگ میزد ومیگفت برگرد ومن هرچه بهش توضیح میداد م که نیاز دارم زمان بیشتری تنها باشم تا برروی کارهام که داره روی غلطک می افته تمرکز کنم اما اون اسرار میکرد برگرد وهمین جا کارت روادامه بده وباپافشاری زیاد منو مجبور کرد برگردم و قول همکاری هم داد ومن برگشتم اما همکاری که نکرد هیچ باعث شد تمام سرمایه واجناسم برباد بره تمام رخماتم برباد شد وکم کم احساس بد شروع شد تا اینکه یه مغازه باذوق وسلیقه واهداف خودم را ه اندازی کردم که کم کم داشتم باذوق کارمیکردم وخوب پیش میرفت که با اسرار وخواهش همسرم برای وارد کرد یه کار دیگه درکنارهمون کار که ازطرف پدرش بهش گفته بود من رووادارکرد تا که همونی که پدرش می خواد روانجام بدم اما من مقاومت کردم وزیر بارنرفتم ازاونجایی که شریک زندگیم بود نتونستم مقاومت کنم وتن دادم بازنتیجه معلوم هست ورشکست شدم واین الگوریتم توی زندگیم تا همین لحظه داره تکرار میشه من ازنظر سرمایه راکد تونستم برای خودم چندین ملک داشته باشم ولی ازنظر اینکه درکارهام پول نقد درحساب داشته باشم نمیشه

    البته شریک زندگیم ولخرج نیست و آ دم حسود ویا بدی هم نیست اما نمیتونه احساساتش روکنترل کنه ودرمواجه باکوچکترین مشکل یا بدهکاری ازصد تا طلب کاربرای من بدترهست وهمش حرفهایی که یه طلبکارشاکی وناراحت به آدم میزنه رواون به من میگه وهرچی میگم صبرکن مشکل حل میشه اون بدتراحساس من روبد میکنه به توری که دچارافسردگی شدم

    بعد ازچندین سال حالا ترمزم روپیدا کردم وهمین فایل دوم استاد به من کمک کرد که به این بینش برسم البته با کامل کردن دوره قبلی

    وقتی انسان درهر زمینه ای با عشق تمرکز تعهد * وباوردرست داشته باشد نتیجه خواهد گرفت وازهرشغل وازهرکجا که هستیم می توانین شروع کنیم

    واین ترمزهای زندگیمان هستند که باعث شده تا نتوانیم به موفقیت هایمان برسیم تا اینکه پایمان را ازروی ترمز برداریم

    وقتی احساس انسان تغییر می کند ازحال بد به حال خوب احساس آرامش باعث می شود انسان بتواند توانایی های

    خودش را آشکارکند وازآن به راحتی برای رسیدن به اهداف مالی وغیره استفاده کند وبه نتایج چشم گیری وخیره کننده ای برسد

    به امید روزی که همه بتوانند ترمزهای خود روبشناسند و پایشان راازروی ترمز بردارن تا به آرزوهای خود دست پیدا کنند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    امیر عباسی فر گفته:
    مدت عضویت: 759 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان

    تجربه من از فقط گوش دادن به فایل های پروژه مهاجرت به مدار بالاتر:

    با اینکه قبلا این فایل ها رو گوش داده بودم و در سطح فرکانسی خوبی بودم ولی با توجه به اتفاقی که برام افتاد و به یک رابطه عاطفی سمی پایان دادم که اون هم خواسته خدای متعال بود و خواسته خودم برای چندین روز افت کردم و در شرایط روحی خوبی نبودم

    مجدد وقتی شروع کردم به گوش دادن این فایل ها با عناوین جدید به گام ده یا دوازده که رسیدم حس کردم که ارامش به من برگشته به اوضاع و شرایطم مسلط شدم و کنترل افکارم رو مجدد در دست گرفتم که تجربه بی نهایت عالی بود برام

    اما در پاسخ به این تمرین که چطور میخوام استمرارم رو در این مسیر حفظ کنم این هست که روزانه روی باورهام کار کنم ، به فایل های استاد گوش بدم و هر بار در ذهنم منطقی سازی کنم که چطور قوانین کار میکنند و بیاد بیارم که این قوانین در گذشته هم در زندگیم کار کردن ، همینطور توجه کنم به مثالهایی که از درک و عمل به قانون میبینم و منطقی سازی کنم و در ذهنم به خودم یاداور بشم که این قوانین دارند به بهترین شکل ممکن کار میکنند

    و چه اگاهی های ناب و خالصی رو استاد بیان میکنند که بومی سازی شده با فرهنگمون و چقدر عااالی استاد در اموزه هاشون این مطالب رو برای ما بیان میکنند

    خیلی ازتون ممنونم استاد عزیز

    و ارزوی سعادت و خوشبختی دارم برای همگی

    به این مسیر ایمان دارم و شک ندارم که این خودم هستم که زندگیم رو خلق میکنم و اینده فوق العاده درخشانی با عمل به قوانین در انتظارم هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    الهه بهروز گفته:
    مدت عضویت: 578 روز

    به نام خداوندی که رحمتش بی نهایت و مهربانیش همیشگی است…

    سلام مجدد بر همه دوستان و استاد عزیز و مریم جان

    توی گام دوم که گوش دادم فایلش رو خیلی فکر کردم و نکته برداری کردم و نظرات دوستان عزیز رو خوندم …

    چند تا ترمز من توی خودم پیدا کردم که فکر می‌کنم تا الان اینکه نتونستم به یک سری از خواسته‌هام برسم به این دلایل بوده لبته الان مدتی هستش که از وقتی با استاد آشنا شدم و فایل‌های رایگان استاد رو گوش دادم و زندگی در بهشت رو دیدم خیلی خیلی احساسم بهتر شده دارم روی خودم کار می‌کنم تا نتایجم بیشتر و بیشتر بشه اولین ترمزی که من داشتم این بود که یک ترس خیلی زیادی داشتم که بخوام کارم رو شروع کنم و می‌ترسیدم شکست بخورم اینکه بقیه چی میگن در موردم اینکه نتونم کارم رو ادامه بدم خدا را شکر همسرم همیشه حمایتگر من بوده اما خودم ترس از درون خودم بود ه الان اون ترس رو گذاشتم کنار و کارم رو شروع کردم به لطف خدا کارم رو شروع کردم و به این فکر می‌کنم که حتی اگر قرار باشه شکستی هم باشه بهتره تجربه کنم تا اینکه بخوام یک عمر حسرت این آرزو رو داشته باشم بایی تجربه کردنش برای من خیلی ارزشمنده و مطمئنم مطمئنم که بهش می‌رسم و می‌تونم ازش به درآمد بالا برسم.

    ترمز بعدی که داشتم این بود که اگر یک مشکلی پیش میومد خیلی اون رو پیش خودم و توی ذهنم همش مرور می‌کردم شاید سر یک مورد خیلی کوچیک شاید یه سر یه مسئله کوچیک من یک هفته درگیر بودم و اون رو توی ذهن خودم همش تکرار می‌کردم که چرا اینجوری شد چرا این اتفاق افتاد نباید می‌شد اما الان رها کردم خدا را شکر که من رو هدایت کرد و الان دارم روی این قضیه خیلی بیشتر کار می‌کنم و هرچی که بیشتر کار می‌کنم نتایج رو بهتر می‌بینم توی این ترمز به نظر خودم وقتی که بهش فکر می‌کنم تنها دلیلش اینه که به خدا اعتماد نداشتم و الان خیلی اعتمادم رو به خدا بیشتر کردم و واقعاً همه چی رو سعی می‌کنم بهش بسپارم احساس می‌کنم خیلی پیشرفت خوبی داشتم که بابت اون خداوند خیلی سپاسگزارم

    یه ترمز دیگه‌ای هم که داشتم این بود که در مورد اتفاقات ناجالب خودم با دیگران صحبت می‌کردم و همیشه سنگ صبور اتفاقات ناجالب بقیه هم بودم اما الان کاملاً این موضوع رو کنار گذاشتم سعی می‌کنم که با افراد ارتباط نداشته باشم

    در مورد سوال هم که سوال پرسیده بودند باید بگم که من به شخصه وقتی که الان یک اتفاقی می‌افته که احساس می‌کنم درست نیست و دنبال نتایجم با خودم فکر می‌کنم شاید هنوز اون نتیجه وقتش نیست شاید نتایجی که الان دارم اید براش شکرگزاری کنم و سعی می‌کنم با نتایج کوچیکی که کسب کردم حال خودم رو بهتر کنم و بابتش سپاسگزاری می‌کنم از خدا ذهنم رو آروم می‌کنم و حال خودم رو بهتر می‌کنم برای من جواب میده

    از خدا می‌خوام که هدایتگر همه ما باشه بی‌نهایت عاشقشم قدرت تنها دست خداست فرمانروای آسمان‌ها و زمین و هر آنچه که میان این دو است

    برای همگیتون بهترین‌ها را آرزو دارم

    موفق و مؤید باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    امیر میوند گفته:
    مدت عضویت: 2074 روز

    سلام و سپاس فراوان خدمت همراهان عزیز

    باز هم خداوند توفیق خیر نصیبم کرد و مثل همیشه منو هدایت کرد ….و این بار به وسیله شما دو بزرگوار (استاد و بانو شایسته عزیز).

    به لطف خدا آدم ها و از همه مهمتر تضاد های زندگیم در حال کمتر شدن هستند.واز این بابت خوشحالم و سپاسگزار …احساساتم به شدت مثبت و گیرا شدن احساس ارزشمندی بیشتری دارم و از این بابت راضی ام.

    به چند مورد از برداشت ها و تجربه هایم اشاره میکنم امیدوارم مؤثر باشند

    1. باید باور هارو انقدر تکرار کنیم تا به ناخودآگاه تبدیل بشن این خیلی مهم بود . یعنی تلاشگر باشم در تمام حالت ها امیدوار باشم در تمام حالتها و…

    2. موفقیت ها و دستاوردها لازمشون عادت های خوب هستن …مثل عادت به یادگیری عادت به تغییر پذیری عادت به حل مسئله عادت به خوش بینی و…

    3. بلند نظر باشیم و تکامل و تلاش های پشت موفقیت ها را ببینیم(اینجوری مقاومت ذهن رو میتوان از بین برد که امکان پذیر هست)

    4. به خدا باید از جایی که هستیم با همون امکاناتی که داریم شروع کنیم جهان خداوند پاسخ میدهد…این یک قانونه

    5.عشق تمرکز و انرژی روی هرکاری بزاریم اون کار با موفقیت، دستاورد و شادی بسیار همراه است

    و من الله توفیق️🪂

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    عبدالله سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 758 روز

    بسم رب رحمانم

    که بینهایت بخشنده است

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    و سلام برای دوستان وهم فرکانسی های نابم که کمنت میگزارند و کمنت هارا مطالعه می‌کنند

    من در این فایل به این فهم رسیدم که من می‌توانم با افکار و باور هایم زندگی دلخواه ام را رقم بزنم.

    و شرایط فعلی من حاصل افکار وباور های گذشته من هستن.

    خب من باید چی کار کنم تا شرایط دلخواه ام را رقم بزنم؟

    من باید با ورودی های مناسب یعنی هم جهت به خواسته ام را باید به خودم بدهم و آن هارا تکرار کنم تا افکار قبلیم را بپوشاند و در ذهن من باوری جدیدی به وجود بیاورد و کنترول ورودی داشته باشم همچنان سپاسگزار محیط اطرافم باشم.

    جور کردن باور ها هم مثل تمرین باشگاه می‌ماند وقتی ما در اوایل می‌رویم نمی توانیم با وزنه های ده کیلو یا 25 کیلو گرمی تمرین کنیم

    من رو در این جا یاد تجربه می اندازد که من بایک دوستم که قبلا باشگاه میرفت همرایش باشگاه رفتم و اون راحت با دو دمبل 25 کیلویی که مجموع شود 50 کیلو وزنه میزد اما من که تکاملم را طی نکرده بودم نتوانستم با دمبل های 10 کیلوی هم درست تمرین کنم چون من اولین بارم بود وتکرار نکرده بودم

    خلاصه اینکه اگر من می خواهم باور درست و هم جهت به خواسته ام داشته باشم باید هر روز بالی باور هایم به طور مستمر کار کنم وبری خودم زمان بدهم.

    «حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    در پاسخ به این سوال میتوانم بگویم که ذهن ما منطق می خواهد من در این وقت ها باید الگو های پیدا کنیم که با ادامه دادن به مسیر به نتیجه رسیدن و همراه شان مصاحبه کنیم.

    وبرای ذهن خودم منطق بسازم مانند زمانی که کلاس زبان یا آمادکی کانکور میرفتم و توانستم با ادامه دادن به دانشگاه کابل راه یابم.

    تشکر میکنم از شما دوستانی که کمنت ها را مطالعه می‌کنید و کمنت می گذارید

    1403/12/1

    خدا یاااااا بییییی نهایت شکرت که در این سایت الهی هستم

    شاد سالم وثروت مند باشید دوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 1798 روز

    با عرض سلام

    گام دوم

    1- اتفاقات رو‌ دارید خودتون رقم میزنید با افکارتون.

    2-وقتی روی خودمون کار میکنیم اتفاقات کم کم شروع به رخ دادن میکنند . از اتفاقات کوچیک شروع میشه .باید تاییدشون کنیم که قانون جواب داده.اگر اتفاقات بزرگ رخ نداده به خاطر اینه که من هنوز به اندازه ی کافی روی خودم کار نکردم. فقط باید ادامه بدیم و روی خودمون کار کنیم.

    3-اگه اتفاقات بزرگ هنوز رخ نداده ناامید نشیم.بلکه همون اتفاقات کوچیک. و ببینیم، تایید کنیم و شک نکنیم به قانون. من باید بهتر کار کنم روی خودم. همینکه میبینیم اوضاع یکم بهتر شده. باید انقدر ادامه بدیم که بره تو ناخوداگاهمون و عادتمون بشه و میبینیم که اون اتفاقات بزرگ هم به وقوع می پیونده

    4- بدونیم که افکارمونه که داره اتفاقات رو رقم میزنه .

    5- افکار از کجا میاد؟ از طریق ورودی هام . 6- پس من باید ورودی هامو کنترل کنم، آگاهانه یک سری باورها رو هم در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم. چه جوری؟ یک سری ایده ها میان، اتفاقات، شرایط و موقعیتها بوجود میان که من هدایت میشم به مسیر خواسته هام. و مطمین باشم با طی این مسیر به خواسته هام می رسم

    7-به علت باورهای محدودی که از گذشته داشتیم که : زشته مرد با زن /زن با مرد صحبت کنه و… اعتماد به نفسمون از ما گرفته شده باعث شده خیلی توی ارتباطمون با جنس مخالف مشکل داشته باشیم، خودمون رو باور نداشته باشیم، احساس بی ارزشی کنیم . فکر میکنیم اونا من رو آدم حساب نمیکنند،اون آدم خیلی زیبا،تحصیلکرده، ثروتمند و با کلاسه. من و خانواده م معمولی هستیم.و این باعث میشه نتونیم این خودباوری رو باشیم که بتونیم ارتباط برقرار کنیم. اگه میخواهیم تغییر کنید باید خیلی بیشتر از اینها روی خودمون کار کنیم. باید یه روندی رو طی کنیم تا نتیجه ی دلخواه برامون به وجود بیاد.

    8-برای کسی که در مدار درست هست، در مسیر درست هست و یک روندی رو به مدت زمان طولانی طی کرده، ، هیچوقت اتفاقاتی نظیر از دست دادن کل ثروت و شهرت و… نمیافته. یعنی هیچوقت این اتفاق نمیافته که مثلا بیل گیتز، یا الگوهای موفق مشابه دیگه، همه چیزشون رو از دست بدن. علت اینه که این فرد، یک سری چیزهایی رو ساخته توی ذهنش تا به اینجا رسیده، اون چیزها هم درست ساخته شده که منجر به این نتایج به این بزرگی شده. اون درست ساخته شده ها به این راحتی خراب نمیشن. وقتی که در مسیر درست پایدار میشیم، به این راحتی برنمی گردیم به قبل. مثل یک ورزشکاری که سالها ورزش کرده، به این راحتی از لحاظ جسمی ضعیف نمیشه. حتی اگر هم کم کارکنه روی خودش یا اصلا کار نکنه، بازهم به این راحتی اتفاقات جوری رفم نمی خوره که از اون بالا بیفته پایین. مگر اینکه اون بیسه درست نباشه.یعنی تکاملش رو طی نکرده باشه و خیلی زود و یک شبه به یک سری اتفاقات رسیده باشه که در این صورت خیلی زود هم میتونه بیفته پایین.ولی کسی مثل علی دایی یا …هیچوقت از اون بالا پایین نمی افته ، این همه بالا پایین شدند در زندگیشون مثل ممنوع الکاری و… ولی نهایتا هیچ وقت با وجود اون چالشها و موج های سینوسی ، از اون بالا نیفتادند پایین.

    9- نتایج پایدار که سالهای سال هستند، نشانه ی خوب کار کردن روی خودمون و ابجادباورهای بنیادین هست و یک شبه چیزی رو از دست نمیدیم. حتی اگر بر فرض محال این موضوع پیش بیاد، خیلی سریعتر از قبل انسان میتونه دوباره به اوج برسه و لذت بخشتر هم هست مسیر براش چون با ایمان بیشتر ادامه میده

    10-پاسخ به این سوال که چراسرعت موفقیت افراد مشابه نیست و برخی سریع تر از افرادی که عضو قدیمی سایت هستند به نتایج بزرگ میرسند و کنترل ذهن و توکل به خدا برایشان آسانتر از بقیه هست: هیچ کس با شنیدن یک جمله متحول نمیشه. بلکه سالها/مدتها تلاش کرده، تکاملش رو طی کرده و بعد در اخرین مراحل یک جمله ای رو میشنوه و راهشو پیدا میکنه. (مثل حر، مثل داستان پیرزنی که یک گاورو از پله های کاخ یک پادشاه می بره بالا، این پتانسیله، این ایمانه، پاکی، درستی درون اون طرف بوده از قبل ، و اونا داشته کار خودش رو می کرده، حالا توی یک لحظه، تصمیمش رو گرفته و عمل کرده به اونها. اینجوری نبوده که آدم بد ذاتی بوده باشه و یکهو یک شبه عوض بشه.) پس اون افرادی که در برنامه ی استاد شرکت میکنند و آمادگی تغییر رو داشته باشند پیشرفت سریع دارند چون از قبل آمادگی تغییر رو داشته اند (ولی هنوز اون ضربه ی اخررو نزدن ، مثال میخ زدن در دیوار سیمانی)یعنی از نظر کنترل ذهن، اشتیاق،گذاشتن انرژی و زمان، توانایی مالی و ذهنی، آمادگیش رو دارند برای یکسری تغییرات، و وقتی دوره های استاد رو شرکت میکنند، چگونگی زدن اون ضربه ی آخرررو یاد میگیرند و نتایج خیلی زیادی هم می گیرند. (مثل کسی که سه سال عضو باشگاهه ولی تمرین نمیکنه درمقایسه با اونهایی که کار میکنند روی خودشون.)

    11-افزایش درامد ربطی به تغییر شغل ، و یا عوض کردن کشور نداره بلکه از همون جایی که هستیم اتفاقات شروع میشه.

    12-وقتی روی خومون کار میکنیم، اصلا نیازی نیست که چیزی رو تغییر بدیم، از همون شغلی که داریم، از همونجایی که هستیم تغییرات شروع میشه بعد خود به خود هدایت میشیم به مسیرهای بعدی. اگر باورهارو واقعا تغییر داده باشیم، از همونجا و مکانی که هستیم، همون نقطه ای که هستیم، با همون کاری که میکنیم،باهمون استعداد و توانایی، وضعیت مون شروع میکنه به متفاوت شدن.درامدمون بیشتر میشه.بعد کم کم میتونه موقعیت تغییر کنه.

    13-مقاومت در مقابل تغییرات (یعنی ترمزهامون)خیلی سرعت پیشرفتمون رو کم میکنه . (مثل استاد که در مقابل تغییر شرایط خانوادگی شون یکسال مقاومت کردند و تمرکزشون روی کارشون و باورهاشون کمتر بوده.به محض عدم مقاومت، و تمرکز روی خودشون، از همون شب موفقیتهای مالی شروع شده دوره های تندخوانی و …)

    14-زمانی که مقاومت رو کنار میگذاریم در مقابل تغییرات، و تمرکز میکنیم روی باورهامون و کارمون، از همون موقع موفقیت ها پشت سرهم به وجود میان. به محض از بین بردن ترمزهامون، سریع و راحت به خواسته هامون می رسیم

    15-تمرکز رو باید تماما روی یک حوزه گذاشت تا نتایج بدست بیان و بزرگ باشند

    16- عمل کردن به الهامات مون ،فارغ ازین که چقدر در حوزه ای هزینه کردیم و کار رو پیش بردیم . (مثل استاد که تمرکزشون روز بیزینس دیگر هم بوده ولی به الهامشون گوش دادند و در حوزه موفقیت فقط ادامه دادند. )

    16-بیشتر لذت ببریم، بیشتر مطمین باشیم که خداوند بهمون میده، که باعث میشه احساس بهتری داشته باشیم و در نتیجه به مسیرهای بهتری میرسیم. و کار کردن همیشگی روی باور فراوانی، باور اینکه هرچقدر ثروتمند تر شوم نزد خدا محبوبترم، باورهای روانشناسی ثروت، خیالمون راحتتر باشه نسبت به نتیجه . چون وقتی که راه رسیدن به خواسته هارو پیدا میکنیم دیگه فرقی نمیکنه هدف هامون چی باشه، راه رسیدن بهشون یکیه و نتیجه یکسانه. (مثل ترامپ که در هر حوزه ای وارد شد، بهترینش شد. چون راهی رو بلد بود و باورهایی رو ساخته بود که اون رو به نتیجه می رسوند. )

    17-فرقی نمیکنه چه کاری باشه. اگر فاکتور عشق، انرژی و تمرکز کامل رو داشته باشیم براش، حتما موفق میشیم.

    18-باوری که باعث میشه انقدر با انگیزه مثل استاد با انگیزه و بدون توقف در میانه ی راه ، به کارها ادامه بدیم، نتایج هست.وقتی روی خودمون کار میکنیم و نتیجه از هر لحاظ به ما میده، نتیجه ی احساس خوب،احساس آرامش، احساس راحتی، لذت و شادی و عشق. وقتی این نتایح حاصل میشه باید این بهشت رو ادامه بدیم.

    پاسخ من به تمرین: وقتی که نتایج کوچک و بزرگ پدیدار میشن : خصوصا همون احساسات خوب و لذت و ارامش و شادی که با هیچ چی نمیشه عوضشون کرد. باید ادامه بدیم تا این نتایج دلخواهمون پایدار باشن و نتایج بزرگتر رو در بقیه ی زمینه ها برامون بیارن، وگرنه برمیگردیم به همون جهنم خودساخته ای که قبل از دونستن این آگاهی ها داشتیم. با سپاسگزاری بخاطر داشته های الانمون که یه روزی خواسته هامون بودند، باور میکنیم که خدا کمکمون میکنه بازهم به خواسته هامون برسیم و باور میکنیم که میشه که بازم این اتفاق بیفته اگر استمرار داشته باشیم. نتایج رو هرچند کوچک تایید کنیم و تکاملمونو طی کنیم تا با ساخت باورهای درست. نتایج خوب پایدار بشن و برسیم به تصاعد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    بهاره زندی گفته:
    مدت عضویت: 702 روز

    سلام بر استاد گرانقدر و همراهان عزیز

    امروز با خانواده تصمیم گرفتیم به پارک برویم و از هوای دلپذیر بهاری و طبیعت خلوت تهران استفاده کنیم

    هوا که بسیار عالی و مناظر پارک نهج‌البلاغه بسیار زیبا بودند و ما واقعا لذت بردیم و خداوند را بسیار شاکر بودیم

    در این حین مادرم بسیار شکر کرد و گفت :

    “خدایا چیزی ازت نمیخوام جز سلامتی ”

    من این جمله را قبلا بارها از مادر شنیده بودم ، اما اینبار با آموزه های استاد به او گفتم ، نه مادر جان نگو چیزی نمیخوام جز سلامتی ، بگو خدایا همه چیز میخوام سلامتی ،ثروت، عشق، محبت،سفر ،زندگی راحت، هر چی که دوست داری ….

    مادر با تعجب گفت آخه نباید زیاد بخوام همین سلامتی برایم کافی است

    او را متقاعد کردم که دستان خدایت برایت باز است و پر است از نعمت و فراوانی و بسوی تو دراز است میخواهی پس بزنی …

    حالا شروع کرد به خواستن ….

    و به قول استاد باران در حال باریدن است ظرفت را بزرگ کن ….

    سپاس از استاد و همسفران عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: