اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
روز دوم از سری فایل های مهاجرت به مدار بالاتر در اولین روز سال جدید میلادی
امروز هوا عالیه،آسمان تهران آبی و پر از ابرهای زیباست و کوه های سفید پوشیده از برفم به این زیبایی اضافه میکنن
بله استاد استمرار و استمرار در کنترل ذهن و لذت بردن از زندگی
موندن در احساس خوب همه چیزه
دیدن زیبایی ها و آگاهانه تحسین کردنشون وقتی حالت خوبه لاجرم اتفاقات خوب برات میافته حتی اگه الان مشتری کمتر شده نترس وقت بزار برای بهبود خودت و گوش بسپر به هدایت ها
کاری که من الان دارم انجام میدم و لذت میبرم
از این خلوتی استفاده میکنم برای قوی تر شدن برای گوش کردن به فایل های مهاجرت به مدار بالاتر،زیبایی های زندگیم رو میبینم و تحسین میکنم
سپاس گزار نعمت هام هستم
دیشب همسرم فیلتر تصفیه آب خرید داخل بستش زعفرون بود
داشتم فکر میکردم چقدر وقتی حالت خوبه جهان بهت پاداش میده،هدایت میشی به خریدهای خوب،انسان های خوب
یک دستگاه برای کارم خریده بودم که وقتی آوردم خونه دیدم کار نمیکنه و اون آقای فروشنده چقدر پیگیر اون کالا بودن تا حتما تعویض بشه و چقدر عذرخواهی کردن و چه خوب که رنگش رو هم دوست نداشتم چون برام ارسال شده بود واینجوری رنگشم عوض شد
لذت بردم از رفتار اون آقای فروشنده و وجدان کاریشون و اینست پاداش کسی که داره رو خودش کار میکنه،همه چیز به نفعش پیش میره
دوستان باور کنید زندگی قشنگه و با کار کردن رو خودمون و عمل به صحبت های استاد قشنگتر هم میشه
تو این فایل هف،هش، ده تا سوال به ظاهر متفاوت مطرح شد که استاد عباسمنش برای هر کدومش با جملات مختلف، پاسخ یکسانی داد که از نگاه من همه این سوال و جواب ها حول محور عبارت » اطمینان « میچرخید.
پرسشگر دنبال راهی هست که به یقین و اطمینان برسه.
پاسخگو که در راه یقین و اطمینان مستقر شده میگه: مطمئن باش این جهان قوانینی داره که اگه مطابقش عمل کنی ، میشود به هررررچیزی در چهارچوب قانون رسید.
باورهات زندگیتو به وجود آورده .
اگه میخای زندگیت تغییر کنه ، باید ورودی های ذهنت مطابق چیزی که میخای کنترل بشه یا باورهای همسو با خواسته رو در خودت ایجاد کنی.
طی یه پروسه تکاملی، فارغ از شرایط فعلی، مرحله مرحله افراد و شرایط و موقعیت و… رخ میده که به چیزی که در خودت ایجاد کردی ، میرسی.
.
.
استاد طبق اصل بالا به اون دوستی که پرسیده بود؛ اگه همه چی رو ازدست بدی چی میشه؟
گفت : طبق قانون اولا هیچ وقت دستاوردهای کسی که درست پیش رفته از بین نمیره. دوما حتی اگه بخام با همین اگاهی ها از اول شروع کنم خیلی زوتر به این اندازه و یا بیشتر میرسم.
یا به اونی که پرسیده بود : چی باعث شد ناامید نشی -یا- مسیر رسیدن به موفقیت های مالی چطور طی شد و چنتا پرسش مشابهش
گفت: هرکسی که پذیرای اگاهی باشه وقتی با قانون آشنا بشه و تستش کنه همون روزای اول نشونه ها و نتایجی بدست میاره.
حالا هرچی در بکارگیری اگاهانه قانون مسلط تر بشی، به همون میزان میتونی به خواسته های بیشتری برسی.
.
به قول خانم شایسته در خلال این فایل بارها مفهموم »اطمینان« بهم یاداوری شد.
فهمیدم مسیر همینیه که یکبار ازش جواب گرفتم، حالا اگه برای چیزای دیگه اونجوری که میخام نتیجه حاصل/پایدار نمیشه، مشکل از منه که باید محدودیت های ذهنم پیدا و برطرف کنمو همون مسیری طی کنم که نتایج قبلی رو باهاش خلق کردم…
خب
اعتراف میکنم تا اینجا حرفای قشنگ استاد را از دریچه نگاه خودم مکتوب کردم اما در واقعیت همین مطلب، عینا سیکل معیوب و مرحله ای هست که نتونستم ازش رد بشم.
من با بکارگیری قوانین نتیجه ها گرفتم اما راجب یه سری چیزا نتیجه ای ظاهر / پایدار نمیشه؟!
چراااااااااا؟
مشکل کارم چیه؟؟؟؟
خب
این سوال را از خودم پرسیدم و مِن باب گزارش میگم که :
تا این لحظه به این «اطمینان» رسیدم که قانون هیچ تغییر و استثنایی نداره و برای هر خواسته ای میشود اجراش کرد.
محدودیت فعلی من ؛ پیدا کردن علت و چرایی رخ ندادن ها و ناکامیم، می باشد!
از طرفی
باز به این «اطمینان» رسیدم که اگه مسئله پیدا و حل بشه،، بمب! خیلی شیرین و راحت به هدفم میرسم و نتیجه پایدار میشه.
سوال و درخواست این روزای من :
چطور وقتی در مسیر رسیدن به خواسته هام ، اتفاقاتی خارج از برنامه رخ میده یا نتایج پایدار نمیشود و درگیر امواج سینوسی ناامیدی، شک ، تردید و ترس میشم
مثه استاد عباسمنش و همه افرادی که در جایگاه «یقین و اطمینان» مستقر شدن، فارغ از نتیجه ،،، حال خوبم را حفظ کنمو ادامه بدم؟؟؟؟
چطور؟؟؟
چطور با حلوا حلوا گفتن کامم را شیرین کنم؟؟!!
.
.
با تمام وجودم از خدا میخام یه حالتی، یه کلیدی رو قلبم، رو ذهنم قرار بگیره که هروقت این شک و تردید ها سراغم میاد بهش بگم : مهدی اقا نگران نباش، از زندگیت لذت ببر و مسیر کار کردن رو باورات ادامه بده ، مطمئن باش به فرااااااتر از چیزایی که میخای ، میرسی…
مگه استاد عباسمنش نرسید،
خب واسه توام میشه.
قانون یکیه.
جفتتون شرایطتون یکسانه. باور کن اون هیچ چیزی از لحاظ ساختار فیزیکی از تو بیشتر نداره.
فقط تو الان در شرایطی میبینیش که ترس ها و تردید هاشو پشت سر گذاشته وگرنه اونم مثه تو همین ناامیدی ها و ترسها سراغش اومده و از خدا خواسته هدایتش کنه تا بازیو بفهمه.
توام الان داری به وسیله همین متن از خدا درخواست میکنی و همون جوری که ایشون به مدارهای بالاتری رفت ، توام هدایت میشی و به مدار بالاتر مهاجرت میکنی و باز همین راه را باید ادامه بدی برای رفتن به یه گام بالاتر و الی آخر…
.
خب
فک میکنم سهم خودم رو در این پروژه انجام دادم .
خدایا از فضل خودت بر این سعی و تلاش های من بیفزا و هدایتم کن به راه راست.
راه کسانی که خیلی شیرین و راحت به نعمت ها و خواسته ها میرسن.
نه راه کسانی که رو خودشون یا دیگران حساب میکنن و ناکام موندن.
نه راه کسانی که حتی فکر میکنن هیچ راهی نیست برای رسیدن به نعمت ها و خواسته ها.
در ردپای دوم از این دوره باید بگم بالاترین انگیزه ای که در من ایجاد شد که از لابلای حرفهای استاد برداشتشون کردم این بود که
اول از همه ریشه ها خیلی مهمند.منی که اتفاقا به شدت مثل همون دوستمون که سوال پرسیدن چرا ی عده با سرعت به نتیجه میرسند و ی عده نه؟این جز بزرگترین سوالهام بوده
همیشه دوستانی که میان ازنتایج بزرگشون مینویسند رو تاریخ عضویتشون رو نگاه میکردم واگر از من مدت عضویتشون کمتر بود بدجوری غبطه میخوردم وتاحدودی هم گهگاهی خودمو سرزنش میکردم که چرا من انقدر کوتاهی میکنم و سخت تر و بیشتر تمرین نمیکنم تا به خواسته هام برسم
اگر دوستی هم بود که مدت عضویتش از من بیشتر بود غیراز غبطه خوردن خودم رو توجیه میکردم که خب معلومه خیلی وقته داره کارمیکنه باید نتیحه گرفته باشه.
حقیقتش به ریشه ها فکر نکرده بودم به اینکه زیر اون خاک دونه ای که دفن شده چی بهش گذشته که الان ساقه اش هویدا شده؟
به این فکر نکرده بودم هرانسانی گذشته ای داره و خدا میدونه با چه شرایطی متولد شده رشد کرده وباورهاش و فرکانساش شکل گرفتن؟توی چه خانواده وجامعه ای پرورش پیدا کرده؟
چون بقول استاداینا همه باعث میشه تو زودتر یادیرتر باورهای مخربت از بین بره.البته که تمرین کردن وکارکردن روی خودت وباورهات هم بینهایت مهم هست
در هر صورت انگیزه ای که در این فایل بمن داده شد که قدرتمندانه تر و متمرکز تر ادامه بدم اون اصل ریشه های پنهان بود.اون باور به چیدمان خدا که تو پیش برو ادامه بده من برات مهیا میکنم هرآنچه رو که بخوای.برو تا ببینی چیا واست کردم.چه خوان نعمت بی دریغی برات گسترده کردم.
به امید الله یکتا که قطعابهترینها رو برام آماده کرده ومن میدونم که میشه.دیدم که میشه واسم.باورکردم که میشه.با گوشت وپوست واستخونم لمس کردم ودرک کردم که میشه.
همین چند روزی که این پروژه شروع شده و دارم به این آگاهی ها گوش میکنم چرخ زندگیم روانتر شده حالم بهتر شده خدارو شکرت کلی نتیجه گرفتم
دیروز برادرم اومد دنبالم سرکار اتفاقی که تا حالا نیافتاده بود
امروز یک خانمی سرکار کلی از کارم تعریف کرد
روابطم با بچه های سرکار عالی شده
تا میخوام از خیابون رد بشم ماشینا برام نگه میدارن
خدایا شکرت
بریم سراغ اگاهی های این فایل :
تمام اتفاقاتو خودمون داریم رقم می زنیم وقتی اینو درک کنیم کار می کنیم روی خودمون فقط،همینه اگه هنوز اون چیزی که میخوای نشده باید اینقدر تمرین کنی که بشه باید بیش تر تمرین کنی تکرار کنی تا به اون نتیجه نهایی برسی
افکار تو داره زندگی هاتو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی ها میاد باید ورودی هامو کنترل کنم روی ویکسری باورها کار کنم هدایت میشم به سمت خواسته هام .
اگر میخواید تغییر کنید باید روی خودتون خیلی بیشتر از این کار کنید . باید یک روندی طی کنید تا اون نتایج به وجود بیاد .
وقتی تو مدار درست باشی پایدار میشود نتایجت .
وقتی ادمی روی خودش کار کرده اتفاقات زندگی طوری که از بالا اونو بندازه پایین .
وقتی خوب روی خودتون کارکنید نشانه اش نتایج پایداره .
وقتی روی خودتون کارکنید نیاز نیست چیزی رو تغییر بدید از همون نقطه ای هست با همون استعداد و توانایی که همین الان داری درامدت بیشتر میشه . ….
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
با موال زدن الگوهایی که توی این مسیر بودن وادامه دادن ونتایجگرفتن
با پیداکردن ادم هایی که الان دستاوردهایی دارند و یه روزی نهالی کاشته شده بر روی زمین بودن
و الان بعد از مدت ها تبدیل به درختی تنومند شدن
یا حتی با دیدن یه سری نتایج کوچیک توی زندگی خودمون مثل اینکه استاد گفتن وقتی داشتم کار میکردم مسافرهام بیشتر شده بودن
یا اینکه دلم هوس غذایی میکرد میرفتمخونهاون غذاروداشتیم
یا اینکه رفتار همکارام مدیرم رییسم با من تغییز کرده بود همونادمایی که تا دیروز تیکه بهم مینداختن
یا مثلا اسنپیکه میگیری انسانی شریف هست که چقد باهات با مهربانی ورویی خوشبرخوزد میکند
و از این جنس اتفاقات وتویزندگبمون تجربه میکنیم وبعد اروماروم باورمون میشه که نتایج در حال دیده شدن هست
خوده من خیلی وقتا یکی از علت هایی که شغل عوض میکردم همین بود
که عجله داشتم نمیزاشتم سیر تکاملم طی بشه ودوسداشتم سریع نتیجه تودستم داشته باشم
بعذ میزدم از اینور خراب میکردم
و خب باعث این میشد کهبعد از مدتی موندن در یک کار تغییر شغل میدادم
سالها کذشت وبعد فهمیدم که چقدر پاشنه اساسی دارم وباید روش کار کنم
والان خداروشکر بهترشدمودارمهرروزببشتر از روز قبل نتیجه خلق میکنم
حیلی جاها دقتی بی انگیزه میشم
میام به خودم میگم مائده ببین با باورایی که ساختی و استمراری که ورزیدی
اللن این نتایج و داری
برای خودم مثال میزنم و بعد میام اهرم رنج و لذت و به کار میبرم که بتونم حرکت کنم هرروز
این فایل رو امروز دیدم و گوش کردم و دیدم تو هر مسئله ای که باعث پیشرفت تو آدما شده ،بحث سرمایه گذاریست.یه موقع هایی سرمایه گذاریهامون مادی هست یه موقع هایی معنوی و یه موقع هایی هردو.
حتی موقع ایکه ما وقت میزاریم برای عبادت و سپاسگزاری از خدا ،داریم وقت میزاریم،سرمایه گذاری میکنیم برای حال خوب ،برای توجه به داشته ها.
به نظرم مطرح کردن مسائلی که برمیگرده به (شرایط حساس کنونی)فقط برای توجیه پیشرفت نکردنه،برای توجیه در جا زدنه،برای توجیه عقب افتادنه،برای توجیه شکستها و ناکامیهاست.مثل این میمونه که ما دانشگاه بریم و درسها که سنگین میشه بگیم :نمیدونید چقدر درسها سخت شده ،اصلا نمیشه پاس کرد.غافل از اینکه خیلیها همین درسهای سنگین رو پاس کردند و خیلیها همین درسها رو به راحتی و با بهترین نمره پاس کردند.
اینجاست که تعهد و تلاش که قطعا نتیجه مثبت داره جایگاه خودش رو نشون میده و هیچکس این توجیه رو قبول نمیکنه.
اگر بخایم به کمبودها توجه کنیم تا ابد این کمبودها وجود داره و ما با تمرکز کانون توجهمون روی اونا میتونیم مدام کمبودها رو جذب کنیم.خوب چرا؟مگه با خودمون دشمنیم .درسته سخته اما وقتی به نتایج فکر میکنیم برامون راحتتر میشه که تمرکزمون رو آگاهانه ببریم روی نکات مثبت.
مثل کسایی که همیشه دوست دارند غصه بخورن و غمگین باشند ..خوب همیشه وقتی بگردیم مسائلی پیدا میشه برای غصه خوردن.
توجه به نکات منفی،به کمبودها به نظرم عین ناسپاسی هست .یعنی ما فقط نداشته ها رو میبینیم و ارزشی برای داشته ها قائل نیستیم :
شکر نعمت نعمتت افزونکند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
وقتی این فایلها رونگاه میکنم حس میکنم که به به چقدر حال من خوبه و من چقدر توانایی کنترل افکارم رو دارم و میتونم ذهنم رو کنترل کنم ،اما وقتی ناخواسته ای پیش میاد میبینم که افکار منفی چگونه به ذهن هجوم میارند ،چقدر نجواهای شیطان زیاد میشه…..اون موقع هزار بار به خودم نهیب میزنم که الان باید قدرت کنترل ذهنت رو نشون بدی ،نزار وقایع تو رو و احساستو کنترل کنند تو باید با کنترل ذهنت نتیجه این ناخواسته رو اونطوری که دلت میخاد خلق کنی….در همون لحظات ناآروم ذهنی شروع میکنم به شکرگزاری برای داشته هام ،سعی میکنم ذره ذره نعمتهامو به یاد بیارم،اینطوری میبینم زمان زیادی گذشته و من تو اون مدت به اون ناخواسته فکر نکردم و قطعأ نتیجه سپاسگزاری حس آرامشه.
خدای من چه فایل آگاهی بخشی چقدر با سلول به سلولم درک و تصدیقش میکنم شکر تو را
از شما خانوم شایسته بی اندازه سپاسگذارم برای تهیه این پروژه هجرت دارِ واقعی
از نوشته های عمیق شما ممنونم که دنیایی دیگر در آنجا از آموزش وجود دارد به همه توصیه میکنم متن هر فایل رو دقیق بخونید و کار کنید
اول از همه درک هایی که از متن این قسمت به دست آوردم مرور میکنم برای خودم
1.تکامل نه تنها در پیشرفت بلکه در پسرفت هم وجود دارد و ما اگه مسیر رو از دست بدیم روز به روز در جهت پایین حرکت میکنیم و به سقوط میرسیم
راه حل از دست ندادن مسیر:هرگز فکر نکنم کامل شدم بلدم ضد ضربه شدم و به هدفی رسیدم و تمام شد من همیشه تا ابد نیازمند حرکت و رشد و یادگیری هستم و هر روز بهتر از دیروز خواهم شد انشالله
2.موفقیت و نتایج پایدار یعنی موفقیت و نتیجه ای که پایه و اساس دارد و آن پایه و اساس کار کردن مداوم روی توحید/عزت نفس/احساس خوب/کنترل تمرکز و ورودی همه اینها با در نظر داشتن تکامل
وقتی اینها رو پایه و بنای وجود خود قرار دهم و بسازم دوتا خروجی فوق العاده هم دارم اول اینکه پاسخ و راه حل هرگونه مسئله و سوالی دردستان من است و آن طبق قانونها فکرورفتار کردن است
دوم اینکه در این جهان قانون درهرشرایط درحال اجرا شدن است و این جهان دوقطبی است
من هوشیار هستم و در شرایط از قانون ها به نفع خود استفاده میکنم
3.از کجا بفهمم من انسانی هستم که توانایی تغییر باورهایم را دارم یا نه
چقدر باور و ایمان دارم به این مسیر و چقدر پذیرفته ام که درست است
چقدر میتوانم در مسیری که میدانم درست است ادامه دهم
چقدر میتوانم عادتهای فکری و رفتاری ام را کنترل کنم هرچند برا ذهنم جذاب نباشد
چقدر میتوانم قوانین را به خود یادآوری کنم و پایبند بمانم خصوصا زمانی که عمل کردن و نشان دادن ایمان شرط است
و چقدر میتوانم به فرعیات روزمره که ظاهرا خوش رنگو لعاب است نه بگویم و به اصلیات زندگی ساز بله بگویم
و در نهایت پاسخ سوال و تمرینی در متن بود و مرتبط با فایل
خود را با موقعیت و پیشرفت کسی مقایسه نکنم و بر اساس مقایسه ام قضاوت نکنم چون من نمیدانم آن شخص چه شرایطی را قبل از این موقعیتش زندگی کرده و چقدر زمان گذاشته چقدر تلاش کرده و با چه کیفیتی کار کرده است
با دیدن آرامشی که به وجود آمده/با دیدن احساس خوبی که به وجود آمده/دیدن و مرور کارها و هدفایی که در گذشته ی خود رسیدم و الگوهای اطراف که انسان های مثبت زندگی بهتر و انسانهای منفی زندگی ناجالب دارند/دیدن سلامتی بیشتر/دیدن راحت شدن کارها/
و در یک کلام دیدن نشانه ها و پدیده ی همزمانی و تجربه های جدید که قبلا هیچ کدام وجود نداشتند
همه اینها ایمان و انگیزه مرا در مسیر برای حرکت حفظ میکند.
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت مریم عزیز دلم و سلام تک تک اعضای خانواده قشنگم خانواده عباس منشی خدا را شاکرم که باز تونستم یک فایل زیبا ببینم و تونستم باورها و ایمانم رو قویتر کنم و هدایت بشم
و اینجا یک رد پا از خودم بزارم
همیشه تو بچگی سوالم این بود چرا بعضی از افراد پولدارن چرا بعضی از افراد خوش شانسند چرا بعضی از افراد مثل فلان دوستم و فلانی و فلانی از اول تو زندگیشون خوشی و سلامتی بوده
بعدها که با فایلهای شما آشنا شدم فهمیدم که
خوب بودن شرایط به نگاه افراد بستگی داره به نگاه فرد به باور فرد گر همیشه راضی باشیم همه چیز بهتر و بهتر میشود به قول معروف شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
یادمه اولین باری که با واژه شکرگزاری توی 17 سالگی میخواستم آشنا بشم یعنی هدایت شدم که آشنا بشم داشتم با معلمم صحبت میکردم دیگه شرایط داشتم داشت کلافم میکرد دیگه به خودکشی و هزار تا تضاد دیگه که اینجا نمیخوام راجع بهش زیاد حرف بزنم فکر میکردم فقط تا همین جا بگم که معلمم یک جمله گفت که زندگی من رو نجات داد یعنی روی زندگی من تاثیر بسیار زیادی گذاشت ایشون که معلم ریاضیم بودن گفتن خدا همه چیزو درست میکنه خانم رستگار شما نمیخواد نگران باشی انقدر غصه نخور یادمه اون موقع گفتم ههههه آقای فلانی دلت خوشهها شما سنگینتر از خودکار بلند نکردی تو زندگی داری این حرفو میزنی اون موقع یادمه که تو دلم همچین چیزی گفتم یعنی جراتشو نداشتم که جلوی معلمم بگم این همچین حرفیو فقط به معلمم گفتم آقای فلانی اگر خدا میخواست درست کنه وضع من وضع فائزه از بچگی این نبود مثل بقیه هم سن و سالهاش مثل بقیه بچههای تو کلاس فلان کارو فلان کارو میتونه انجام بده پس خود منو یادش رفته خدا منو دوست نداره از اولم یادش رفته بوده به خاطر این شرایط یادمه معلمم 25 بهمن ماه 1400 این حرفو به من زد گفت خانم فائزه به خدا گله کنی بدترهها بدتر اتفاقات خیلی بدتری پس در انتظارته همیشه شکرگزار خدا باش این قانون جهانه و من یادمه اون موقع از روی بیحوصلگی از فایلهایی که از فایلهای انگیزشی کنکور شنیده بودم حرفشو اجرا کردم یک دفتر کوچیک برداشتم و شکرگزاریهامو نوشتم خدایا شکرت که فلان چیز و فلان چیز و فلان چیز و فلان چیزو دارم و دفترو بستم و یادمه که همون روز به طرز عجیبی همه رفتارشون با من خوب شد از خواهرم گرفته تا پدرم تا همون معلمم که با من یکم رفتارش تند بود البته حقم داشت چون من خیلی لجباز بودم و فاز منفی میدادم همش و فکر میکردم شرایط من درست نمیشه و بعدها که تو این موضوع جدیتر شدم تو فایلهای اینستاگرام صحبتهای استاد عرشیانفر که یکی از شاگردان استاد عباس منش هستند رو دیدم به صورت کوتاه هدایت شدند هدایت شدند هدایت شدم تا به این سایت رسیدم مدتی طول کشید تا به فایلهایی که توی سایت گوش بدم آهسته و پیوسته هدایت شدم آهسته و پیوسته هدایت شدم به زندگی دلخواه که از بچگی آرزوش داشتم الان جوری شده که به از خودم بارها و بارها میپرسم اگر من ماشین زمان داشته باشم سفر کنم به همون زمانی که خدا رو قبول نداشتم سفر کنم به همون زمانی که کلافه طور بودم به نظر خودم به نظر خود فائزه قبلیم فائزه قبل فائزه الانو باور میکنه و ه لجبازیها و کفر گویاش و شرک ورزیاش یا ناامید بودنهاشم باز ادامه میده یا زودتر هدایت میشه نمیدونم همیشه یک سری راضین یک سری ناراضی از وقتی که یادمه از وقتی که کلاس اول بودن یک سریا میگفتن فلان رئیس جمهور بیاد خوب میشه 8 سال توی خانواده ما همین بحث بود که نه اگه فلانی میومد خیلی خوب میشد و جالب اینجا بود د سال بعدش همون نفری که اونها دلشون میخواست رای آورد اما باز هم اونا را ناراضی بودند اما الانم که باز کسی که دلشون میخواست نیومد باز هم ناراضی بودند یعنی همیشه همه ناراضیاند همیشه به شیوه دلخواهشون نیست بعد اسمش رو گذاشتن اگر زندگی به شیوه دلخواه باشه پس اون دنیا چی پس بهشت چی پس جهنم چی مردم ما فکر میکنند که هرچی تو این دنیا زجر بیشتری بکشی تو اون دنیا بهشت در انتظارته اما من با حرفهای استاد عباس منش این موضوع بهم ثابت شده که نه این اشتباهه هر چقدر تو این دنیا لذت ببری توی دنیای دیگه هم بهشت در انتظارته و این زندگی رو فوق العاده برام لذت بخش کرده .
ما باید بدونیم که کنترل ذهن توانایی کنترل ذهن دست خودمونه اگر بخواهیم ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم دانستههای خودمون رو تبدیل کنیم به عمل زندگی خودمون رو نجات دادیم اگر من فائزه بدونم که اخبار رسانه و غیبت کردن و شرکت کردن تو یک بحث منو از هدفم دور میکنه تو یک بحثی که هیچ سودی نداره مثل یک بحث سیاسی یا مثل یک غیبت یا مثل یک دعوا یا مثل قمار من را از هدفم دور میکنه این ورودی رو کنترل میکنم و بهش نه میگم و من فائزه اگر بدونم موفقیت بیشتری در انتظارمه به شرط اینکه روی ذهنم بیشتر کار کنم مثل نفس کشیدن روی ذهنم کار کنم و تا آخر عمر روی ذهنم کار کنم مثل استاد عباس منش به خوشبختی میرسم در همه جنبههای زندگیم سرمایهگذاری میکنم روی کنترل افکارم
افکار ماست که زندگی ما را رقم میزنه
و باید وی قوانین جهان سرمایهگذاری کنیم و قوانین جهان رو به اون عمل کنیم
سرمایهگذاری کردن روی افکار یا کار کردن روی ذهن باید هر روز و هر ثانیه و هر ساعت مثل نفس کشیدن باشد یعنی مثل نفس کشیدن واجبه برای کسی که میخواد به سمت موفقیت بره تا آخر عمر
ما هستیم که زندگی خودمون رو خلق میکنیم ما هستیم که سرمایهگذاری باید بکنیم روی باور و افکارمون
واقعا من بعضی اوقات وقتی تو جمع خانوادگی میشینم خندم میگیره از آدمهایی که قدرتو دادن به دولت به دلار به هزاران چیز دیگه به جز خدا ه جز موفقیت و اعتبار خودشون و میدونم تهش جز سیاهی و تباهی هیچی نیست و شکست بیشتره
استاد ممنونم بابت این فایل ممنونم بابت این فایل که باور منو قویتر کرد ممنونم بابت راهاندازی این سایت که همه ما رو دور هم جمع کردیم که از افکار خوبمون با هم حرف بزنیم و از نتیجههای خوبمون و از حس خوبمون با هم حرف بزنیم و جهان جای قشنگتری برای ما کردید بستگی به ما داره که جهان رو بهش ببینیم یا جهنم شما با این سایت جهان رو برای ما مثل یک بهشت کردید واقعاً از شما ممنونم و خدا رو سپاس میگم که تونستم توی این سایت باشم و اینجا کامنت بزارم امیدوارم یک روز از نزدیک ببینمتون به امید دیدار
یارب هدایتم کن بر قلم آورم آنچه را که باعث جهت دهی افکار و فرکانسهایم به سوی تو میشود و ایمان و امید و توکل را در قلبم محکمتر میکند و مرا قدمی دیگر به تو نزدیکتر میکند چرا که نزدیکی به تو و کافی دانستنت = بهشت ببرین در هر دو دنیا = خوش بختی
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
راههای بسیاری به ذهنم رسید اما با نگاه به گذشته و هدایت شدن به سمت سپردن کارها به رب در قسمت عقل کل
دیدم و به یاد آوردم تنها کاری که همیشه جواب میدهد تقلا نکردن هست. نفسهای عمیق بکشم و شروع کنم با ربم مناجات کنم، از او درخواست کمک کنم و بگذارم او گفت و گو را در پیش بگیرد و ذهنم را آرام کند و مرا به سمت راهکارها هدایت کند ، راه حلهایی که هر سری میتواند متفاوت یا شبیه بهم باشد اوست که بهتر از من به حال من آگاه هست و میداند چه حرفی به یادآوردن چه موضوعی باعث آرامش بیشتر در من میشود و انگیزه مرا برای ثابت قدم بودن و استمرار در مسیر داشتن و تکامل را باعشق و امید و ایمان و توکل بیشتر طی کردن مسیر حفظ میکند.
جواب در همین یک خط هست
الا به ذکر الله تطمئن القلوب
به نسبتی که به سوی او برگردم و از او درخواست کنم و نام و ذکرش را بر زبان و ذهنم جاری کنم به همان اندازه هدایت میشوم به سمت استمرار در مسیری زیبا و راحت، در واقع حفظ ایمان هم نه با تقلاهای من بلکه با رها کردن پارو و دل رو به دریا سپردن بدست میاد.
هیچ راهی بهتر از این نیست که سکان رو بسپرم به دست خودش و تسلیم بشم.
چرا که همه چیز اوست جواب ها و راه کارها و سوالات اوست، اوست که مرا خلق کرده و از من به من و شرایطم آگاه تر است چیزهایی میداند که من نمیدانم. مسیر ها و ایدههایی میداند که من نمیدانم اول آخر همه چیز اوست و تمام کارها به او ختم میشود.
سبحان رب اعلا و بحمده. استغفار الله ربی و اتوب علیه
یادمه وقتی مهلت اجاره این خونه تمام شده بود. هر کدام نظر مختلفی داشتیم یکی میگفت بریم و یکی میگفت بمونیم و منم موافق رفتن بودم، خونه دیگهای هم نشان کردم و قرار شد با مادرم بریم ببینیم اما با تمام این حرفا گفتم خدایا سکان دست خودت هر کدام که برایم بهتر هست، همان من خبر ندارم از آینده و اتفاقات بعدش ذهنم قد نمیده و نتیجه شد مامانم بعدظهر از خواب بلند بشه و باوجود این که بسیار مصمم بود برای دیدن و گشتن دنبال خونه بیخیال بشه و منم بپذیرم و پدرم با بهترین قیمتی که در مدارش هستیم با تخفیف قابل توجهای اجاره این جا رو تمدید کند.
و چند روز بعد حکمت کار خدا رو درک کردم چرا که مصادف شد با آن تضاد 12 روزه که کشور باهاش درگیر بود. با تضادی که میدان سپاه کرج باهاش برخورد کرد و ما کجا بودیم؟
به لطف هدایت رب در باغ اقوام و در چهار باغ حتی برنگشتن به خونه هم در اون شرایط و منصرف کردنم باز هم هدایت رب بود، حتی آمدن به این خونه هم هدایت رب بود، خوب یادمه که با رب العالمین حرف میزدم و میگفتم تو خدای ابراهیم و موسی و مریم و ذکریا و محمدی و تو آتش رو بر ابراهیم گلستانکردی خودت هدایتمان کن خودت کار درست کن در زمانی که هیچ امیدی بر اساس معیار های املاکیها و اطرافیان با شرایط ما به اجاره همچین خونهای در این محله خوب و زیبا نبود اما شد و این میسر نبود مگر با هدایت رب العالمین.
وقتی به عقب نگاه میکنم میبینم اون لحظه کنترل ذهن کار سختی بود اما شد نه اون روز بلکه با تضادهای بزرگ زندگیم درست وقتی که از خودش خواستم هدایتم کند و قلبم آرام کند و دست از تقلا برداشتم قدمهای بعدی بهم گفته شد و کارها خودش انجام شد
اما وقتهای بسیاری بوده که سکان خواستم خودم در دست بگیرم و خودم خودم رو آرام کنم و نگران بودم و چسبیده بودم به ترسها از مسیر خارج شدم و جاده خاکی رفتم و به طبع چک و لگدهایی هم نوش جان کردم.
خدایا شکرت شکرت برای این صلاه صبحگاهی. شکرت برای این که توفیق تفکر و تعمل در قانونت و این صلاه رو بهم دادی. متشکرم برای روزیه بابرکت امروز.
توفیق: فراهم شدن شرایط کافی برای انجام کار خیر برای یک فرد از سوی خداست.
یارب توفیق هم جهت بودن با مدارت را بیش از پیش برایمان فراهم آور.
«حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
به نام خدا
مهم ترین چیزی که احساس می کنم من ناامید میکنه و انگیزهام کم میکنه بحث قانون تکامل…..و بحثکمال گرایی که نقطه مقابل قانون تکامل و به شدت توش مشکل دارم و میبینم هر وقت که انگیزه کم شد به خاطر پر رنگ شدن کمال گرایی توی ذهنم بوده که شروع کرده مقایسه کردم من با بقیه ….که منجر میشه به حسادت به احساس قربانی بودن به احساس بی ایمانی شرکو نرید به مسیرم……و
فکر میکنم همیشه باید روی این قضیه کار کنم که یاد بگیرم از مسیر لدتتت ببرم یاد بیگررم مهم این که شخصیت درست کنم و آنقدر درگیر نتیجه نباشم ….. و دنبال این باشم که شخصیت درست بسازن که اگر درست ساخته بشه نتایج مجبورند اتفاق بیافتد…… یعنی روی ایمان به خدا ….احساس ارزشمندی ….و کمال گرایی که همه این چیزا رو نابود میکنه و اجازه نمی ه نتایج خودم ببینم ….نتایج من کوچک میکنه چون مقایسه می کنه….من….. تمرکزم بذارم روی خودممممممموایمات داشته باشم. هی مدام به خودم یادآوری کنم که اگر فلان اتفاق برام افتاده فلان نتایج پس بقیه نتایج می توانم اتفاق بیتافته……
چیزی که الان به ذهنم میرسه همین ….و اینجا مینویسم ییادم بمونه چون می دونمکامل گرایی مشکل دارم و روش کار کردم اما بعد ولس کردم با این بهونه که دیگه می دونم……اما دونستم مهم نیست ….باید نکاهمممم باور تغییر کنه…..که قطعا یک شبه نیست…..و گزینه قدرت تحسین توی وجودم بالا ببرم…..چونقبلا توی موارد دیگه با تحسین بقیه تونستم خودم به همون نتایج برسم اما توی بحث مالی و کارم این کار برام سخته……و باید روش کار کنم به جای حسادتتتت تحسییننن کنم ولذتتت بببرم….
و قطعا یکی از مهم ترین چیزا توی شرایط سختتت که کمک کنندست نگاه« الخیر فی ما وقع» وایمان به خدا و فایلهای توحیدی که همیشه می توانم حالم بهتر کنه…
به نام خداندی که آرام جانهاست
سلام به استاد جان و مریم بانو و دوستان عزیزم
روز دوم از سری فایل های مهاجرت به مدار بالاتر در اولین روز سال جدید میلادی
امروز هوا عالیه،آسمان تهران آبی و پر از ابرهای زیباست و کوه های سفید پوشیده از برفم به این زیبایی اضافه میکنن
بله استاد استمرار و استمرار در کنترل ذهن و لذت بردن از زندگی
موندن در احساس خوب همه چیزه
دیدن زیبایی ها و آگاهانه تحسین کردنشون وقتی حالت خوبه لاجرم اتفاقات خوب برات میافته حتی اگه الان مشتری کمتر شده نترس وقت بزار برای بهبود خودت و گوش بسپر به هدایت ها
کاری که من الان دارم انجام میدم و لذت میبرم
از این خلوتی استفاده میکنم برای قوی تر شدن برای گوش کردن به فایل های مهاجرت به مدار بالاتر،زیبایی های زندگیم رو میبینم و تحسین میکنم
سپاس گزار نعمت هام هستم
دیشب همسرم فیلتر تصفیه آب خرید داخل بستش زعفرون بود
داشتم فکر میکردم چقدر وقتی حالت خوبه جهان بهت پاداش میده،هدایت میشی به خریدهای خوب،انسان های خوب
یک دستگاه برای کارم خریده بودم که وقتی آوردم خونه دیدم کار نمیکنه و اون آقای فروشنده چقدر پیگیر اون کالا بودن تا حتما تعویض بشه و چقدر عذرخواهی کردن و چه خوب که رنگش رو هم دوست نداشتم چون برام ارسال شده بود واینجوری رنگشم عوض شد
لذت بردم از رفتار اون آقای فروشنده و وجدان کاریشون و اینست پاداش کسی که داره رو خودش کار میکنه،همه چیز به نفعش پیش میره
دوستان باور کنید زندگی قشنگه و با کار کردن رو خودمون و عمل به صحبت های استاد قشنگتر هم میشه
گام دوم – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
.
سلام
تو این فایل هف،هش، ده تا سوال به ظاهر متفاوت مطرح شد که استاد عباسمنش برای هر کدومش با جملات مختلف، پاسخ یکسانی داد که از نگاه من همه این سوال و جواب ها حول محور عبارت » اطمینان « میچرخید.
پرسشگر دنبال راهی هست که به یقین و اطمینان برسه.
پاسخگو که در راه یقین و اطمینان مستقر شده میگه: مطمئن باش این جهان قوانینی داره که اگه مطابقش عمل کنی ، میشود به هررررچیزی در چهارچوب قانون رسید.
باورهات زندگیتو به وجود آورده .
اگه میخای زندگیت تغییر کنه ، باید ورودی های ذهنت مطابق چیزی که میخای کنترل بشه یا باورهای همسو با خواسته رو در خودت ایجاد کنی.
طی یه پروسه تکاملی، فارغ از شرایط فعلی، مرحله مرحله افراد و شرایط و موقعیت و… رخ میده که به چیزی که در خودت ایجاد کردی ، میرسی.
.
.
استاد طبق اصل بالا به اون دوستی که پرسیده بود؛ اگه همه چی رو ازدست بدی چی میشه؟
گفت : طبق قانون اولا هیچ وقت دستاوردهای کسی که درست پیش رفته از بین نمیره. دوما حتی اگه بخام با همین اگاهی ها از اول شروع کنم خیلی زوتر به این اندازه و یا بیشتر میرسم.
یا به اونی که پرسیده بود : چی باعث شد ناامید نشی -یا- مسیر رسیدن به موفقیت های مالی چطور طی شد و چنتا پرسش مشابهش
گفت: هرکسی که پذیرای اگاهی باشه وقتی با قانون آشنا بشه و تستش کنه همون روزای اول نشونه ها و نتایجی بدست میاره.
حالا هرچی در بکارگیری اگاهانه قانون مسلط تر بشی، به همون میزان میتونی به خواسته های بیشتری برسی.
.
به قول خانم شایسته در خلال این فایل بارها مفهموم »اطمینان« بهم یاداوری شد.
فهمیدم مسیر همینیه که یکبار ازش جواب گرفتم، حالا اگه برای چیزای دیگه اونجوری که میخام نتیجه حاصل/پایدار نمیشه، مشکل از منه که باید محدودیت های ذهنم پیدا و برطرف کنمو همون مسیری طی کنم که نتایج قبلی رو باهاش خلق کردم…
خب
اعتراف میکنم تا اینجا حرفای قشنگ استاد را از دریچه نگاه خودم مکتوب کردم اما در واقعیت همین مطلب، عینا سیکل معیوب و مرحله ای هست که نتونستم ازش رد بشم.
من با بکارگیری قوانین نتیجه ها گرفتم اما راجب یه سری چیزا نتیجه ای ظاهر / پایدار نمیشه؟!
چراااااااااا؟
مشکل کارم چیه؟؟؟؟
خب
این سوال را از خودم پرسیدم و مِن باب گزارش میگم که :
تا این لحظه به این «اطمینان» رسیدم که قانون هیچ تغییر و استثنایی نداره و برای هر خواسته ای میشود اجراش کرد.
محدودیت فعلی من ؛ پیدا کردن علت و چرایی رخ ندادن ها و ناکامیم، می باشد!
از طرفی
باز به این «اطمینان» رسیدم که اگه مسئله پیدا و حل بشه،، بمب! خیلی شیرین و راحت به هدفم میرسم و نتیجه پایدار میشه.
سوال و درخواست این روزای من :
چطور وقتی در مسیر رسیدن به خواسته هام ، اتفاقاتی خارج از برنامه رخ میده یا نتایج پایدار نمیشود و درگیر امواج سینوسی ناامیدی، شک ، تردید و ترس میشم
مثه استاد عباسمنش و همه افرادی که در جایگاه «یقین و اطمینان» مستقر شدن، فارغ از نتیجه ،،، حال خوبم را حفظ کنمو ادامه بدم؟؟؟؟
چطور؟؟؟
چطور با حلوا حلوا گفتن کامم را شیرین کنم؟؟!!
.
.
با تمام وجودم از خدا میخام یه حالتی، یه کلیدی رو قلبم، رو ذهنم قرار بگیره که هروقت این شک و تردید ها سراغم میاد بهش بگم : مهدی اقا نگران نباش، از زندگیت لذت ببر و مسیر کار کردن رو باورات ادامه بده ، مطمئن باش به فرااااااتر از چیزایی که میخای ، میرسی…
مگه استاد عباسمنش نرسید،
خب واسه توام میشه.
قانون یکیه.
جفتتون شرایطتون یکسانه. باور کن اون هیچ چیزی از لحاظ ساختار فیزیکی از تو بیشتر نداره.
فقط تو الان در شرایطی میبینیش که ترس ها و تردید هاشو پشت سر گذاشته وگرنه اونم مثه تو همین ناامیدی ها و ترسها سراغش اومده و از خدا خواسته هدایتش کنه تا بازیو بفهمه.
توام الان داری به وسیله همین متن از خدا درخواست میکنی و همون جوری که ایشون به مدارهای بالاتری رفت ، توام هدایت میشی و به مدار بالاتر مهاجرت میکنی و باز همین راه را باید ادامه بدی برای رفتن به یه گام بالاتر و الی آخر…
.
خب
فک میکنم سهم خودم رو در این پروژه انجام دادم .
خدایا از فضل خودت بر این سعی و تلاش های من بیفزا و هدایتم کن به راه راست.
راه کسانی که خیلی شیرین و راحت به نعمت ها و خواسته ها میرسن.
نه راه کسانی که رو خودشون یا دیگران حساب میکنن و ناکام موندن.
نه راه کسانی که حتی فکر میکنن هیچ راهی نیست برای رسیدن به نعمت ها و خواسته ها.
الهی آمین .
1721+
سلام استادعزیزم ومریم خانم مهربان
در ردپای دوم از این دوره باید بگم بالاترین انگیزه ای که در من ایجاد شد که از لابلای حرفهای استاد برداشتشون کردم این بود که
اول از همه ریشه ها خیلی مهمند.منی که اتفاقا به شدت مثل همون دوستمون که سوال پرسیدن چرا ی عده با سرعت به نتیجه میرسند و ی عده نه؟این جز بزرگترین سوالهام بوده
همیشه دوستانی که میان ازنتایج بزرگشون مینویسند رو تاریخ عضویتشون رو نگاه میکردم واگر از من مدت عضویتشون کمتر بود بدجوری غبطه میخوردم وتاحدودی هم گهگاهی خودمو سرزنش میکردم که چرا من انقدر کوتاهی میکنم و سخت تر و بیشتر تمرین نمیکنم تا به خواسته هام برسم
اگر دوستی هم بود که مدت عضویتش از من بیشتر بود غیراز غبطه خوردن خودم رو توجیه میکردم که خب معلومه خیلی وقته داره کارمیکنه باید نتیحه گرفته باشه.
حقیقتش به ریشه ها فکر نکرده بودم به اینکه زیر اون خاک دونه ای که دفن شده چی بهش گذشته که الان ساقه اش هویدا شده؟
به این فکر نکرده بودم هرانسانی گذشته ای داره و خدا میدونه با چه شرایطی متولد شده رشد کرده وباورهاش و فرکانساش شکل گرفتن؟توی چه خانواده وجامعه ای پرورش پیدا کرده؟
چون بقول استاداینا همه باعث میشه تو زودتر یادیرتر باورهای مخربت از بین بره.البته که تمرین کردن وکارکردن روی خودت وباورهات هم بینهایت مهم هست
در هر صورت انگیزه ای که در این فایل بمن داده شد که قدرتمندانه تر و متمرکز تر ادامه بدم اون اصل ریشه های پنهان بود.اون باور به چیدمان خدا که تو پیش برو ادامه بده من برات مهیا میکنم هرآنچه رو که بخوای.برو تا ببینی چیا واست کردم.چه خوان نعمت بی دریغی برات گسترده کردم.
به امید الله یکتا که قطعابهترینها رو برام آماده کرده ومن میدونم که میشه.دیدم که میشه واسم.باورکردم که میشه.با گوشت وپوست واستخونم لمس کردم ودرک کردم که میشه.
درپناه خداباشید.آمین
سلام خدمت همه دوستای گلم
خانم شایسته عزیزم و استاد عزیزم
همین چند روزی که این پروژه شروع شده و دارم به این آگاهی ها گوش میکنم چرخ زندگیم روانتر شده حالم بهتر شده خدارو شکرت کلی نتیجه گرفتم
دیروز برادرم اومد دنبالم سرکار اتفاقی که تا حالا نیافتاده بود
امروز یک خانمی سرکار کلی از کارم تعریف کرد
روابطم با بچه های سرکار عالی شده
تا میخوام از خیابون رد بشم ماشینا برام نگه میدارن
خدایا شکرت
بریم سراغ اگاهی های این فایل :
تمام اتفاقاتو خودمون داریم رقم می زنیم وقتی اینو درک کنیم کار می کنیم روی خودمون فقط،همینه اگه هنوز اون چیزی که میخوای نشده باید اینقدر تمرین کنی که بشه باید بیش تر تمرین کنی تکرار کنی تا به اون نتیجه نهایی برسی
افکار تو داره زندگی هاتو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی ها میاد باید ورودی هامو کنترل کنم روی ویکسری باورها کار کنم هدایت میشم به سمت خواسته هام .
اگر میخواید تغییر کنید باید روی خودتون خیلی بیشتر از این کار کنید . باید یک روندی طی کنید تا اون نتایج به وجود بیاد .
وقتی تو مدار درست باشی پایدار میشود نتایجت .
وقتی ادمی روی خودش کار کرده اتفاقات زندگی طوری که از بالا اونو بندازه پایین .
وقتی خوب روی خودتون کارکنید نشانه اش نتایج پایداره .
وقتی روی خودتون کارکنید نیاز نیست چیزی رو تغییر بدید از همون نقطه ای هست با همون استعداد و توانایی که همین الان داری درامدت بیشتر میشه . ….
•_•سوال :
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
با موال زدن الگوهایی که توی این مسیر بودن وادامه دادن ونتایجگرفتن
با پیداکردن ادم هایی که الان دستاوردهایی دارند و یه روزی نهالی کاشته شده بر روی زمین بودن
و الان بعد از مدت ها تبدیل به درختی تنومند شدن
یا حتی با دیدن یه سری نتایج کوچیک توی زندگی خودمون مثل اینکه استاد گفتن وقتی داشتم کار میکردم مسافرهام بیشتر شده بودن
یا اینکه دلم هوس غذایی میکرد میرفتمخونهاون غذاروداشتیم
یا اینکه رفتار همکارام مدیرم رییسم با من تغییز کرده بود همونادمایی که تا دیروز تیکه بهم مینداختن
یا مثلا اسنپیکه میگیری انسانی شریف هست که چقد باهات با مهربانی ورویی خوشبرخوزد میکند
و از این جنس اتفاقات وتویزندگبمون تجربه میکنیم وبعد اروماروم باورمون میشه که نتایج در حال دیده شدن هست
خوده من خیلی وقتا یکی از علت هایی که شغل عوض میکردم همین بود
که عجله داشتم نمیزاشتم سیر تکاملم طی بشه ودوسداشتم سریع نتیجه تودستم داشته باشم
بعذ میزدم از اینور خراب میکردم
و خب باعث این میشد کهبعد از مدتی موندن در یک کار تغییر شغل میدادم
سالها کذشت وبعد فهمیدم که چقدر پاشنه اساسی دارم وباید روش کار کنم
والان خداروشکر بهترشدمودارمهرروزببشتر از روز قبل نتیجه خلق میکنم
حیلی جاها دقتی بی انگیزه میشم
میام به خودم میگم مائده ببین با باورایی که ساختی و استمراری که ورزیدی
اللن این نتایج و داری
برای خودم مثال میزنم و بعد میام اهرم رنج و لذت و به کار میبرم که بتونم حرکت کنم هرروز
و توی مسیرم مستمر باشم
خداروشاکرم برای وجودتون
یکی از تارگتایی که داشتم تیکخورد به لطف الله
در زمان مناسب در فایلی مناسب تعریف میکنم
به خدای بزرگم میسپارمتون
دوستون دارم:)))
سلام به استاد گرامی و عباسمنشی های عزیز
این فایل رو امروز دیدم و گوش کردم و دیدم تو هر مسئله ای که باعث پیشرفت تو آدما شده ،بحث سرمایه گذاریست.یه موقع هایی سرمایه گذاریهامون مادی هست یه موقع هایی معنوی و یه موقع هایی هردو.
حتی موقع ایکه ما وقت میزاریم برای عبادت و سپاسگزاری از خدا ،داریم وقت میزاریم،سرمایه گذاری میکنیم برای حال خوب ،برای توجه به داشته ها.
به نظرم مطرح کردن مسائلی که برمیگرده به (شرایط حساس کنونی)فقط برای توجیه پیشرفت نکردنه،برای توجیه در جا زدنه،برای توجیه عقب افتادنه،برای توجیه شکستها و ناکامیهاست.مثل این میمونه که ما دانشگاه بریم و درسها که سنگین میشه بگیم :نمیدونید چقدر درسها سخت شده ،اصلا نمیشه پاس کرد.غافل از اینکه خیلیها همین درسهای سنگین رو پاس کردند و خیلیها همین درسها رو به راحتی و با بهترین نمره پاس کردند.
اینجاست که تعهد و تلاش که قطعا نتیجه مثبت داره جایگاه خودش رو نشون میده و هیچکس این توجیه رو قبول نمیکنه.
اگر بخایم به کمبودها توجه کنیم تا ابد این کمبودها وجود داره و ما با تمرکز کانون توجهمون روی اونا میتونیم مدام کمبودها رو جذب کنیم.خوب چرا؟مگه با خودمون دشمنیم .درسته سخته اما وقتی به نتایج فکر میکنیم برامون راحتتر میشه که تمرکزمون رو آگاهانه ببریم روی نکات مثبت.
مثل کسایی که همیشه دوست دارند غصه بخورن و غمگین باشند ..خوب همیشه وقتی بگردیم مسائلی پیدا میشه برای غصه خوردن.
توجه به نکات منفی،به کمبودها به نظرم عین ناسپاسی هست .یعنی ما فقط نداشته ها رو میبینیم و ارزشی برای داشته ها قائل نیستیم :
شکر نعمت نعمتت افزونکند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
وقتی این فایلها رونگاه میکنم حس میکنم که به به چقدر حال من خوبه و من چقدر توانایی کنترل افکارم رو دارم و میتونم ذهنم رو کنترل کنم ،اما وقتی ناخواسته ای پیش میاد میبینم که افکار منفی چگونه به ذهن هجوم میارند ،چقدر نجواهای شیطان زیاد میشه…..اون موقع هزار بار به خودم نهیب میزنم که الان باید قدرت کنترل ذهنت رو نشون بدی ،نزار وقایع تو رو و احساستو کنترل کنند تو باید با کنترل ذهنت نتیجه این ناخواسته رو اونطوری که دلت میخاد خلق کنی….در همون لحظات ناآروم ذهنی شروع میکنم به شکرگزاری برای داشته هام ،سعی میکنم ذره ذره نعمتهامو به یاد بیارم،اینطوری میبینم زمان زیادی گذشته و من تو اون مدت به اون ناخواسته فکر نکردم و قطعأ نتیجه سپاسگزاری حس آرامشه.
خدایا ما رو به راه راست هدایت فرما
راه کسانیکه به آنان نعمت داده ای
به نام خداوند خوش فرکانسم و فرکانس بالایم
سلام به همه شما دوستای عزیزم صبح قشنگتون بخیر
خدای من چه فایل آگاهی بخشی چقدر با سلول به سلولم درک و تصدیقش میکنم شکر تو را
از شما خانوم شایسته بی اندازه سپاسگذارم برای تهیه این پروژه هجرت دارِ واقعی
از نوشته های عمیق شما ممنونم که دنیایی دیگر در آنجا از آموزش وجود دارد به همه توصیه میکنم متن هر فایل رو دقیق بخونید و کار کنید
اول از همه درک هایی که از متن این قسمت به دست آوردم مرور میکنم برای خودم
1.تکامل نه تنها در پیشرفت بلکه در پسرفت هم وجود دارد و ما اگه مسیر رو از دست بدیم روز به روز در جهت پایین حرکت میکنیم و به سقوط میرسیم
راه حل از دست ندادن مسیر:هرگز فکر نکنم کامل شدم بلدم ضد ضربه شدم و به هدفی رسیدم و تمام شد من همیشه تا ابد نیازمند حرکت و رشد و یادگیری هستم و هر روز بهتر از دیروز خواهم شد انشالله
2.موفقیت و نتایج پایدار یعنی موفقیت و نتیجه ای که پایه و اساس دارد و آن پایه و اساس کار کردن مداوم روی توحید/عزت نفس/احساس خوب/کنترل تمرکز و ورودی همه اینها با در نظر داشتن تکامل
وقتی اینها رو پایه و بنای وجود خود قرار دهم و بسازم دوتا خروجی فوق العاده هم دارم اول اینکه پاسخ و راه حل هرگونه مسئله و سوالی دردستان من است و آن طبق قانونها فکرورفتار کردن است
دوم اینکه در این جهان قانون درهرشرایط درحال اجرا شدن است و این جهان دوقطبی است
من هوشیار هستم و در شرایط از قانون ها به نفع خود استفاده میکنم
3.از کجا بفهمم من انسانی هستم که توانایی تغییر باورهایم را دارم یا نه
چقدر باور و ایمان دارم به این مسیر و چقدر پذیرفته ام که درست است
چقدر میتوانم در مسیری که میدانم درست است ادامه دهم
چقدر میتوانم عادتهای فکری و رفتاری ام را کنترل کنم هرچند برا ذهنم جذاب نباشد
چقدر میتوانم قوانین را به خود یادآوری کنم و پایبند بمانم خصوصا زمانی که عمل کردن و نشان دادن ایمان شرط است
و چقدر میتوانم به فرعیات روزمره که ظاهرا خوش رنگو لعاب است نه بگویم و به اصلیات زندگی ساز بله بگویم
و در نهایت پاسخ سوال و تمرینی در متن بود و مرتبط با فایل
خود را با موقعیت و پیشرفت کسی مقایسه نکنم و بر اساس مقایسه ام قضاوت نکنم چون من نمیدانم آن شخص چه شرایطی را قبل از این موقعیتش زندگی کرده و چقدر زمان گذاشته چقدر تلاش کرده و با چه کیفیتی کار کرده است
با دیدن آرامشی که به وجود آمده/با دیدن احساس خوبی که به وجود آمده/دیدن و مرور کارها و هدفایی که در گذشته ی خود رسیدم و الگوهای اطراف که انسان های مثبت زندگی بهتر و انسانهای منفی زندگی ناجالب دارند/دیدن سلامتی بیشتر/دیدن راحت شدن کارها/
و در یک کلام دیدن نشانه ها و پدیده ی همزمانی و تجربه های جدید که قبلا هیچ کدام وجود نداشتند
همه اینها ایمان و انگیزه مرا در مسیر برای حرکت حفظ میکند.
خدایا سپاس تورا :)
به نام خالق زیباییها
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت مریم عزیز دلم و سلام تک تک اعضای خانواده قشنگم خانواده عباس منشی خدا را شاکرم که باز تونستم یک فایل زیبا ببینم و تونستم باورها و ایمانم رو قویتر کنم و هدایت بشم
و اینجا یک رد پا از خودم بزارم
همیشه تو بچگی سوالم این بود چرا بعضی از افراد پولدارن چرا بعضی از افراد خوش شانسند چرا بعضی از افراد مثل فلان دوستم و فلانی و فلانی از اول تو زندگیشون خوشی و سلامتی بوده
بعدها که با فایلهای شما آشنا شدم فهمیدم که
خوب بودن شرایط به نگاه افراد بستگی داره به نگاه فرد به باور فرد گر همیشه راضی باشیم همه چیز بهتر و بهتر میشود به قول معروف شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
یادمه اولین باری که با واژه شکرگزاری توی 17 سالگی میخواستم آشنا بشم یعنی هدایت شدم که آشنا بشم داشتم با معلمم صحبت میکردم دیگه شرایط داشتم داشت کلافم میکرد دیگه به خودکشی و هزار تا تضاد دیگه که اینجا نمیخوام راجع بهش زیاد حرف بزنم فکر میکردم فقط تا همین جا بگم که معلمم یک جمله گفت که زندگی من رو نجات داد یعنی روی زندگی من تاثیر بسیار زیادی گذاشت ایشون که معلم ریاضیم بودن گفتن خدا همه چیزو درست میکنه خانم رستگار شما نمیخواد نگران باشی انقدر غصه نخور یادمه اون موقع گفتم ههههه آقای فلانی دلت خوشهها شما سنگینتر از خودکار بلند نکردی تو زندگی داری این حرفو میزنی اون موقع یادمه که تو دلم همچین چیزی گفتم یعنی جراتشو نداشتم که جلوی معلمم بگم این همچین حرفیو فقط به معلمم گفتم آقای فلانی اگر خدا میخواست درست کنه وضع من وضع فائزه از بچگی این نبود مثل بقیه هم سن و سالهاش مثل بقیه بچههای تو کلاس فلان کارو فلان کارو میتونه انجام بده پس خود منو یادش رفته خدا منو دوست نداره از اولم یادش رفته بوده به خاطر این شرایط یادمه معلمم 25 بهمن ماه 1400 این حرفو به من زد گفت خانم فائزه به خدا گله کنی بدترهها بدتر اتفاقات خیلی بدتری پس در انتظارته همیشه شکرگزار خدا باش این قانون جهانه و من یادمه اون موقع از روی بیحوصلگی از فایلهایی که از فایلهای انگیزشی کنکور شنیده بودم حرفشو اجرا کردم یک دفتر کوچیک برداشتم و شکرگزاریهامو نوشتم خدایا شکرت که فلان چیز و فلان چیز و فلان چیز و فلان چیزو دارم و دفترو بستم و یادمه که همون روز به طرز عجیبی همه رفتارشون با من خوب شد از خواهرم گرفته تا پدرم تا همون معلمم که با من یکم رفتارش تند بود البته حقم داشت چون من خیلی لجباز بودم و فاز منفی میدادم همش و فکر میکردم شرایط من درست نمیشه و بعدها که تو این موضوع جدیتر شدم تو فایلهای اینستاگرام صحبتهای استاد عرشیانفر که یکی از شاگردان استاد عباس منش هستند رو دیدم به صورت کوتاه هدایت شدند هدایت شدند هدایت شدم تا به این سایت رسیدم مدتی طول کشید تا به فایلهایی که توی سایت گوش بدم آهسته و پیوسته هدایت شدم آهسته و پیوسته هدایت شدم به زندگی دلخواه که از بچگی آرزوش داشتم الان جوری شده که به از خودم بارها و بارها میپرسم اگر من ماشین زمان داشته باشم سفر کنم به همون زمانی که خدا رو قبول نداشتم سفر کنم به همون زمانی که کلافه طور بودم به نظر خودم به نظر خود فائزه قبلیم فائزه قبل فائزه الانو باور میکنه و ه لجبازیها و کفر گویاش و شرک ورزیاش یا ناامید بودنهاشم باز ادامه میده یا زودتر هدایت میشه نمیدونم همیشه یک سری راضین یک سری ناراضی از وقتی که یادمه از وقتی که کلاس اول بودن یک سریا میگفتن فلان رئیس جمهور بیاد خوب میشه 8 سال توی خانواده ما همین بحث بود که نه اگه فلانی میومد خیلی خوب میشد و جالب اینجا بود د سال بعدش همون نفری که اونها دلشون میخواست رای آورد اما باز هم اونا را ناراضی بودند اما الانم که باز کسی که دلشون میخواست نیومد باز هم ناراضی بودند یعنی همیشه همه ناراضیاند همیشه به شیوه دلخواهشون نیست بعد اسمش رو گذاشتن اگر زندگی به شیوه دلخواه باشه پس اون دنیا چی پس بهشت چی پس جهنم چی مردم ما فکر میکنند که هرچی تو این دنیا زجر بیشتری بکشی تو اون دنیا بهشت در انتظارته اما من با حرفهای استاد عباس منش این موضوع بهم ثابت شده که نه این اشتباهه هر چقدر تو این دنیا لذت ببری توی دنیای دیگه هم بهشت در انتظارته و این زندگی رو فوق العاده برام لذت بخش کرده .
ما باید بدونیم که کنترل ذهن توانایی کنترل ذهن دست خودمونه اگر بخواهیم ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم دانستههای خودمون رو تبدیل کنیم به عمل زندگی خودمون رو نجات دادیم اگر من فائزه بدونم که اخبار رسانه و غیبت کردن و شرکت کردن تو یک بحث منو از هدفم دور میکنه تو یک بحثی که هیچ سودی نداره مثل یک بحث سیاسی یا مثل یک غیبت یا مثل یک دعوا یا مثل قمار من را از هدفم دور میکنه این ورودی رو کنترل میکنم و بهش نه میگم و من فائزه اگر بدونم موفقیت بیشتری در انتظارمه به شرط اینکه روی ذهنم بیشتر کار کنم مثل نفس کشیدن روی ذهنم کار کنم و تا آخر عمر روی ذهنم کار کنم مثل استاد عباس منش به خوشبختی میرسم در همه جنبههای زندگیم سرمایهگذاری میکنم روی کنترل افکارم
افکار ماست که زندگی ما را رقم میزنه
و باید وی قوانین جهان سرمایهگذاری کنیم و قوانین جهان رو به اون عمل کنیم
سرمایهگذاری کردن روی افکار یا کار کردن روی ذهن باید هر روز و هر ثانیه و هر ساعت مثل نفس کشیدن باشد یعنی مثل نفس کشیدن واجبه برای کسی که میخواد به سمت موفقیت بره تا آخر عمر
ما هستیم که زندگی خودمون رو خلق میکنیم ما هستیم که سرمایهگذاری باید بکنیم روی باور و افکارمون
واقعا من بعضی اوقات وقتی تو جمع خانوادگی میشینم خندم میگیره از آدمهایی که قدرتو دادن به دولت به دلار به هزاران چیز دیگه به جز خدا ه جز موفقیت و اعتبار خودشون و میدونم تهش جز سیاهی و تباهی هیچی نیست و شکست بیشتره
استاد ممنونم بابت این فایل ممنونم بابت این فایل که باور منو قویتر کرد ممنونم بابت راهاندازی این سایت که همه ما رو دور هم جمع کردیم که از افکار خوبمون با هم حرف بزنیم و از نتیجههای خوبمون و از حس خوبمون با هم حرف بزنیم و جهان جای قشنگتری برای ما کردید بستگی به ما داره که جهان رو بهش ببینیم یا جهنم شما با این سایت جهان رو برای ما مثل یک بهشت کردید واقعاً از شما ممنونم و خدا رو سپاس میگم که تونستم توی این سایت باشم و اینجا کامنت بزارم امیدوارم یک روز از نزدیک ببینمتون به امید دیدار
به نام رب العالمین سلام.
یارب هدایتم کن بر قلم آورم آنچه را که باعث جهت دهی افکار و فرکانسهایم به سوی تو میشود و ایمان و امید و توکل را در قلبم محکمتر میکند و مرا قدمی دیگر به تو نزدیکتر میکند چرا که نزدیکی به تو و کافی دانستنت = بهشت ببرین در هر دو دنیا = خوش بختی
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
راههای بسیاری به ذهنم رسید اما با نگاه به گذشته و هدایت شدن به سمت سپردن کارها به رب در قسمت عقل کل
https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%d8%b3%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af/
دیدم و به یاد آوردم تنها کاری که همیشه جواب میدهد تقلا نکردن هست. نفسهای عمیق بکشم و شروع کنم با ربم مناجات کنم، از او درخواست کمک کنم و بگذارم او گفت و گو را در پیش بگیرد و ذهنم را آرام کند و مرا به سمت راهکارها هدایت کند ، راه حلهایی که هر سری میتواند متفاوت یا شبیه بهم باشد اوست که بهتر از من به حال من آگاه هست و میداند چه حرفی به یادآوردن چه موضوعی باعث آرامش بیشتر در من میشود و انگیزه مرا برای ثابت قدم بودن و استمرار در مسیر داشتن و تکامل را باعشق و امید و ایمان و توکل بیشتر طی کردن مسیر حفظ میکند.
جواب در همین یک خط هست
الا به ذکر الله تطمئن القلوب
به نسبتی که به سوی او برگردم و از او درخواست کنم و نام و ذکرش را بر زبان و ذهنم جاری کنم به همان اندازه هدایت میشوم به سمت استمرار در مسیری زیبا و راحت، در واقع حفظ ایمان هم نه با تقلاهای من بلکه با رها کردن پارو و دل رو به دریا سپردن بدست میاد.
هیچ راهی بهتر از این نیست که سکان رو بسپرم به دست خودش و تسلیم بشم.
چرا که همه چیز اوست جواب ها و راه کارها و سوالات اوست، اوست که مرا خلق کرده و از من به من و شرایطم آگاه تر است چیزهایی میداند که من نمیدانم. مسیر ها و ایدههایی میداند که من نمیدانم اول آخر همه چیز اوست و تمام کارها به او ختم میشود.
سبحان رب اعلا و بحمده. استغفار الله ربی و اتوب علیه
یادمه وقتی مهلت اجاره این خونه تمام شده بود. هر کدام نظر مختلفی داشتیم یکی میگفت بریم و یکی میگفت بمونیم و منم موافق رفتن بودم، خونه دیگهای هم نشان کردم و قرار شد با مادرم بریم ببینیم اما با تمام این حرفا گفتم خدایا سکان دست خودت هر کدام که برایم بهتر هست، همان من خبر ندارم از آینده و اتفاقات بعدش ذهنم قد نمیده و نتیجه شد مامانم بعدظهر از خواب بلند بشه و باوجود این که بسیار مصمم بود برای دیدن و گشتن دنبال خونه بیخیال بشه و منم بپذیرم و پدرم با بهترین قیمتی که در مدارش هستیم با تخفیف قابل توجهای اجاره این جا رو تمدید کند.
و چند روز بعد حکمت کار خدا رو درک کردم چرا که مصادف شد با آن تضاد 12 روزه که کشور باهاش درگیر بود. با تضادی که میدان سپاه کرج باهاش برخورد کرد و ما کجا بودیم؟
به لطف هدایت رب در باغ اقوام و در چهار باغ حتی برنگشتن به خونه هم در اون شرایط و منصرف کردنم باز هم هدایت رب بود، حتی آمدن به این خونه هم هدایت رب بود، خوب یادمه که با رب العالمین حرف میزدم و میگفتم تو خدای ابراهیم و موسی و مریم و ذکریا و محمدی و تو آتش رو بر ابراهیم گلستانکردی خودت هدایتمان کن خودت کار درست کن در زمانی که هیچ امیدی بر اساس معیار های املاکیها و اطرافیان با شرایط ما به اجاره همچین خونهای در این محله خوب و زیبا نبود اما شد و این میسر نبود مگر با هدایت رب العالمین.
وقتی به عقب نگاه میکنم میبینم اون لحظه کنترل ذهن کار سختی بود اما شد نه اون روز بلکه با تضادهای بزرگ زندگیم درست وقتی که از خودش خواستم هدایتم کند و قلبم آرام کند و دست از تقلا برداشتم قدمهای بعدی بهم گفته شد و کارها خودش انجام شد
اما وقتهای بسیاری بوده که سکان خواستم خودم در دست بگیرم و خودم خودم رو آرام کنم و نگران بودم و چسبیده بودم به ترسها از مسیر خارج شدم و جاده خاکی رفتم و به طبع چک و لگدهایی هم نوش جان کردم.
خدایا شکرت شکرت برای این صلاه صبحگاهی. شکرت برای این که توفیق تفکر و تعمل در قانونت و این صلاه رو بهم دادی. متشکرم برای روزیه بابرکت امروز.
توفیق: فراهم شدن شرایط کافی برای انجام کار خیر برای یک فرد از سوی خداست.
یارب توفیق هم جهت بودن با مدارت را بیش از پیش برایمان فراهم آور.
رب العالمین یار و نگهدارتان.
یاحق
«حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
به نام خدا
مهم ترین چیزی که احساس می کنم من ناامید میکنه و انگیزهام کم میکنه بحث قانون تکامل…..و بحثکمال گرایی که نقطه مقابل قانون تکامل و به شدت توش مشکل دارم و میبینم هر وقت که انگیزه کم شد به خاطر پر رنگ شدن کمال گرایی توی ذهنم بوده که شروع کرده مقایسه کردم من با بقیه ….که منجر میشه به حسادت به احساس قربانی بودن به احساس بی ایمانی شرکو نرید به مسیرم……و
فکر میکنم همیشه باید روی این قضیه کار کنم که یاد بگیرم از مسیر لدتتت ببرم یاد بیگررم مهم این که شخصیت درست کنم و آنقدر درگیر نتیجه نباشم ….. و دنبال این باشم که شخصیت درست بسازن که اگر درست ساخته بشه نتایج مجبورند اتفاق بیافتد…… یعنی روی ایمان به خدا ….احساس ارزشمندی ….و کمال گرایی که همه این چیزا رو نابود میکنه و اجازه نمی ه نتایج خودم ببینم ….نتایج من کوچک میکنه چون مقایسه می کنه….من….. تمرکزم بذارم روی خودممممممموایمات داشته باشم. هی مدام به خودم یادآوری کنم که اگر فلان اتفاق برام افتاده فلان نتایج پس بقیه نتایج می توانم اتفاق بیتافته……
چیزی که الان به ذهنم میرسه همین ….و اینجا مینویسم ییادم بمونه چون می دونمکامل گرایی مشکل دارم و روش کار کردم اما بعد ولس کردم با این بهونه که دیگه می دونم……اما دونستم مهم نیست ….باید نکاهمممم باور تغییر کنه…..که قطعا یک شبه نیست…..و گزینه قدرت تحسین توی وجودم بالا ببرم…..چونقبلا توی موارد دیگه با تحسین بقیه تونستم خودم به همون نتایج برسم اما توی بحث مالی و کارم این کار برام سخته……و باید روش کار کنم به جای حسادتتتت تحسییننن کنم ولذتتت بببرم….
و قطعا یکی از مهم ترین چیزا توی شرایط سختتت که کمک کنندست نگاه« الخیر فی ما وقع» وایمان به خدا و فایلهای توحیدی که همیشه می توانم حالم بهتر کنه…