مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهیار مهسا گفته:
    مدت عضویت: 3028 روز

    به نام خدا…

    چند روزه بشدت فکرم رو فایل استاد که راجع به  "شرایط حساس کنونی"بود جلب کرده…سعی کردم توی این روزا مثالهای خوبی پیدا کنم براش. بخصوص که خودم متوجه شدم در این باره باورهای نادرست دارم(فکر میکردم باورام درسته اما الحمدلله سریع نشتی باورامو پیدا کردم)

    راستش دوستان خیلی فکر کردم و بهترین مثال برای غلبه ی ایمان بر هر شرایط و هرنوع قانونگذاری و سیاستهای کشوری و اونم غلبه با دست خالی بر بزرگترین قوانین کشورها و اصلا برخود کشورها ٬کسی نیست جز امام خمینی قدرتمند…واقعا با دست خالی اومد و یه کشور رو بدست گرفت..بر تمام قوانین و نیروهای کشور بسادگی و فقط با ایمان غلبه کرد.اصلا قصدم این نیست که بحث سیاسی بکنم بلدم نیستم..ولی بین تمام ادمایی که توی دوستام و فامیلامون و …داشتم میگشتم که غلبه کردن بر شرایط حساس یهو امام خمینی اومد تو ذهنم و واقعا لذت بردم…من خودمو مخاطب قرار میدم.اخه به شغل معلمی و اموزش پرورش علاقمند بودم بعد همش میگفتم وای مدرکم مرتبط نیست.قانون اموزش پرورش فلانه بهمانه.اما حالا این مثال بهم قدرت داد.و ان شاءالله باورمو اصلاح کرد..

    بچه ها یه چیز بامزه هم که اومد تو ذهنم اینه که امام حرفها و بیانیه های زیادی دادن و بارها دستگیر شدن و انصافا قدرت خاصی نداشتن بلحاظ عوامل خارجی بعد اونوقت بهشون گفته بودن که:نگو این حرفارو..نکن این کارارو خطرناکه ..پای جونت درمیونه..راجع به امریکا اینطور حرف نزن…ایشون خیلی شیک و مجلسی گفتن"امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند"

    دوستان بازم میگم اصلا قصدم زدن حرفای سیاسی نیست (با امریکا هم اصصصصلا مشکلی ندارم?)..انصافا از این همه اطمینان درونی لذت میبرم.درستشم همینه

    اگه یکی بهتون گفت فلانی…اینکارو نکن یا این حرفو نزن..یا این شغل رو نداشته باش شرایط کنونی حساسه  وضرر میکنی شما هم بش بگید:"شرایط حساس کنونی "هیچ غلطی نمیتوانند بکنند!

    مهسا?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فردین ایران نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2022 روز

    سلام به آقای عباسمنش و خانواده ی عباسمنش،

    من فردین هستم و خیلی سریع میرم سر اصل مطلبی که دوست داشتم بنویسم. راستشو بخواین نمیدونستم باید کجا متنم را بنویسم ولی اومدم روی نشانه های من کلیک کردم و اینجا هدایت شدم.

    من همیشه از بچگی با موضوعاتی که آقای عباسمنش در فایل هاشون توضیح میدهند زندگی کردم و به همین دلیل دوست دارم اینجا یکم از چیز های جالبی که برام پیش اومده برای شما بنویسم.

    من زمان بچگی انقدر ذهنم خالی بود از گزینه های محدود کننده که وقتی چیزی رو که میخواستم بلافاصله انجام میشد ، حتی یک عبارت داشتم که وقتی اون رو میگفتم ، صد در صد انجام میشد آن چیزی که میخواستم.

    بعد اومدم دوران دبیرستان با خودم گفتم : فردین چرا مثل قبل نمیتونی هرچی رو بخوای انجام بدی ( یا به عبارتی بخواهی و انجام بشه) بعد تو ذهنم اومد که تو از مسیرت یکم فاصله میگیری و ذهنت به سمت چیز های دیگه میره به عبارت بهتر به سمت اتفاق نیافتادن آن اتفاق میرود.( تا اینجا من هیچ کتابی یا مطلبی راجع به قوانین نخونده بودم)

    یادمه یک بار پیش دبستانی یا دبستانی بودم با رفیقم توی کوچه ی مادربزرگم اینا نشسته بودیم و یک چوب که یکم شبیه تفنگ بود دستم بود( تازه از وسط هم شکسته بود ) به دوستم که اسمش علی بود گفتم : علی میخوای اون گنجشک رو با تیر بزنیم؟ گفت نشونه بگیر بزنش ببینم!! منم نشونه گرفتم و صدای الکی شلیک تیر رو درآوردم و اون گنجشک افتاد روی زمین …… خیلی آنجا جا خوردم …. گفتم یعنی چی …. گنجشک سالم بود و هیچ تیری نخورده بود ولی من چون داشتم بازی میکردم نمیدونم فهمیده بود چه خواسته ای دارم یا واقعا نمیدونم … اون گنجشک به صورت یک گنشجک تیر خورده از روی بلندی به روی زمین افتاد و همین که بعد چند دقیقه بیخیالش شدیم و داشتیم میرفتیم ، دیدیم پرواز کرد و رفت..

    این چیزهایی که مینویسم فقط اتفاقات کوچک و جالبی هست که برام اتفاق است.

    یکم بزرگتر شدم دوران عید ، محل پدریم بودم و روی ایوان خانه ی عمه ام نشسته بودم و آن موقع تازه یک دوربین عکاسی خریده بودم که خیلی عکس های قشنگی میگرفتم نسبت به یک عکاس مبتدی ( فکر میکنم چون واقعا با عشق عکاسی میکردم)

    روی ایوان منتظر بودم تا خانواده ی عمه ام ناهارشان را بخورند بعد برم در بزنم که من اینجام( خونه های محلی معمولا در حیاطشان باز هست)

    با خودم گفتم چی میشه الان پسر عمه ام بگه:(( فردین دوربین داره و عکس های خیلی قشنگی میندازه )) … یعنی یک ثانیه بعدش همون جمله رو دقیق گفت…

    اونجا با خودم گفتم، واقعا میخوام ، میشه …..

    یک داستان جالب دیگه که ترم اول دانشگاه بودم آن موقع برام اتفاق افتاد… مادربزرگم رو با داییم برده بودیم که دیالیز بشه… و دیالیز معمولا چندین ساعت طول میکشه… تو ماشین با داییم نشسته بودیم و کار خاصی نداشتیم… و دو نفر کارگر ساختمان داشتم ایرانیت های یک ساختمان رو عوض میکردن و آن هایی که قدیمی بود رو با یک جدید تعویض میکردن.. من به داییم گفتم: دایی، اگر آن سرکارگره که دستور میده، ایرانیت بشکنه و بیفته پایین چی میشه، ( با طنز و شوخی گفتم) داییم گفت: هیچی ، مثل تخم مرغ میترکه…. بعد با هم خندیدیم و چندین بار با هم گفتیم چی میشه و خندیدیم و بعد داییم رفت توی کلینیک پیش مادربزرگم و منم داشتم با رفیقم تلفنی صحبت میکردم و یک لحظه دیدم کارگره داره هی میزنه توی سرش وای بد بخت شدیم واییییی…. بعد نگاه کردم ببینم چی شده، دیدم که ایرانیت شکسته و سرکاگره افتاده پایین ….

    اونجام خیلی سورپرایز شدم….. پشیمون بودم با خودم میگفتم : تقصیر تو بود فردین ……. هههه……

    حدود کمتر از یک سال هست که با این قوانین دارم آشنا میشم ، حدود یک سال هست کتاب میخونم و در این رابطه از آقای عباسمنش کمک میگیرم از طریق فایل ها و کتاب هاشون…. خیلی برام جالب بود چیزهایی رو بچگی باور داشتم و انجام میدادم که الان انجام نمیدم رو آقای عباسمنش در دوره ها و فایل هاشون راجع بهش صحبت میکنند. به همین دلیل فایل های آقای عباسمنش رو دنبال میکنم.

    مثلا بچه بودم با وقتی آهنگ غمگین گوش میدادم، همون آهنگ رو وقتی میخوندم به مثبت در میاوردمش و میخوندم ، مخصوصا توی این مداحی های زمان محرم…. این نکته رو از مادرم یاد گرفته بودم فقط بهم گفت آهنگ منفی نخون……منم همون رو مثبتش رو میخوندم یا دیگه گوشش نمیدادم…

    خیلی موضوع و داستان هست … که عالم موضوع راجع به باور ها دارم که چه طوفانی به پا میکنند در زندگی و چقدر تاثیر دارند….که شاید بعد ها بیام باز بنویسم… یک بار متن کامل نوشتم و دستم خورد همش پاک شد که الان اینارو دوباره نوشتم براتون عزیزا….

    اون اتفاق ها فقط قست های جالب و کوچک از زندگیم بود و گفتم بیام اینجا با شما دوستان و آقای عباسمنش به اشتراک بگذارم….

    چیزی که باعث شد این متن رو بیام بنویسم که امروز متوجه شدم این بود که : آن چیزی که بیشتر بهش واقعا فکر میکنی و آماده ی دریافتش میشی ،،، دریافتش میکنی… آماده بودن منظورم این نیست که الان میخوای رییس جمهور بشی بعد فردا رییس جمهور بشی …. آماده برای قدم گذاشتن در آن راه … اینو متوجه شدم که وقتی میخوای راه به تو نشون داده میشه و تو در آن مسیر رشد میکنی و آن خواسته رو بدست میاری..

    به قول آقای عباسمنش…..

    شاد،پیروز، موفق و ثرتمند باشید..

    فردین هستم و خدارا شاکرم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مصطفی نازی کلیشمی گفته:
    مدت عضویت: 1895 روز

    سلام و درود بر دوستان جان

    سلام به استاد عزیز 😍

    عاشقنونم دوستون دارم بسیار زیاد و خوشحالم که توی خانواده فوق العاده هستم. من الان دارم دوره عزت نفس رو کار میکنم. در مورد اینکه گفتید تغییرات یک شبه وقوع نمی پیونده، واقعا همین طوره، به اندازه ای که شما روی خودت کار میکنی، جهان اطرافت، آدم ها تغییر میکنن. خدارو شکر میکنم که نتایج کوچولو کوچولو داره میاد. رفتار آدم ها با من داره تغییر میکنه،از وقتی که من دارم روی عزت نفسم کار میکنم. وظیفه ما اینه که این تغییرات هر چند جزئی رو بُلد کنیم و به خودمون یاددآوری کنیم که قانون ثابته و داره جواب میده و ادامه این روند ما رو به انسانی تبدیل میکنه که هرگز یک شبه از عرش به فرش نمی افتد.

    واقعا وقتی توی مدار تغییر قرار میگیریم دیگه همین جوری پیش میریم. نگران نیستیم و میگیم اگر که هنوز نتایج به اندازه ای که ما انتظار داریم بزرگ نشده، به خاطر اینه که ما به اندازه کافی روی خودمون کار نکردیم. چون همه چیز خود ما هستیم. همه چیز باورهامون هست. با تمام وجودم دوست دارم به دوستان بگم که ادامه بدید. فقط به الله قدرتمند توکل کنیم و خودش برامون همه کار میکنه. اگه وقت گوش دادن به فایل ها و خلاصه نویسی و صحبت کردن با خودت رو نداری، اگه بهونه داری، از خودش بخواه مسیر رو باز میکنه

    این خدا خیلی قدرت داره، خیلی عظیمه، خدا رو باور کنیم، روی خودمون هر روز کار کنیم، دنبال شگرد خاص یا یک شبه به جایی رسیدن نباشیم، عجله نکنیم ، حتما نتیجه و شهد شیرین این مسیر توحیدی رو خواهیم چشید. چون وعده خداوند به مومنان فزونی است.

    خیلی خوشحال شدم که کامنت های دوستان رو خوندم

    خدارو شکر میکنم که دوستانی دارم بهشتی، که همه دارن روی خودشون کار میکنن و هر روز ورژن بهتری از خودشون رو به کیهان نشون میدن.

    انشالله که خداوند همه ما رو هدایت کنه به سمت درک بیشتری از قوانین و اجرای قوانین در عمل،

    ثروت، سلامتی، روابط عاشقانه، همه و همه محصول عمل به قوانین هست.

    براتون بهترین ها رو از خداوند مهربون خواستارم

    فعلا خدانگدار😊

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2263 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    سلام به همه دوستان همفرکانسی

    داستان کنترل ذهن داستان دانستن و عمل نکردن است .

    وقتی یک آگاهی بدست میاری مهم اون اگاهیه نیست مهم عملی هست که بعد از اون آگاهی باید انجام بدی .

    استاد شما میگین که سخته بری خرید و ذهنتو کنترل کنی و من اینو بارها و بارها تجربه کردم .

    یادمه اوایل که وارد سایت شده بودم که شده بودم طبل تو خالی

    خیلی شعار میدادم و حرف میزدم که آره باید خودتو کنترل کنی باید وقتی میری خرید هر چقدرم که گرونی بود بتونی حرف نزنی .طفلک شوهرم هروقت چیزی می‌گفت بهش میگفتم خداروشکر کن انقدم غر نزن .

    تا اینکه این گرونی یکم بیشتر شد و منم بیشتر رفتم خرید و هربار که میرفتم خرید یه حرفی داشتم برای گفتن یا از گرونی یا از کیفیت پایین وووووو.

    یه روز به خودم گفتم ببین تو قانون رو میدونی .

    تو داستان کنترل ذهن رو میدونی پس چرا خودت عمل نمیکنی

    چرا با هر خرید ته دلت خالی میشه

    چرا فقط لب و دهن بودی برای بقیه .

    چرا الان نمیتونی خودتو کنترل کنی و حرف نزنی .

    و فهمیدم که فرسنگ‌ها فاصله دارم با باور به اینکه خدا رزاقه خدا روزی رسانه .

    فرسنگ‌ها فاصله دارم با کنترل ذهن واقعی

    آخه تو شرایط گل و بلبل که همه حالشون خوبه همه میتونن حرفای خوب بزنن اگه روت فشار بود و دم نزدی اونجا معلومه چند مرده حلاجی؟

    استاد من این حرفایی که شما میزنین رو بارها و بارها شنیدم و هر بار گفتم آره درسته همینه چقدر عالی چقدر خوب و خیلی کم خیلی کم هم تونستم عمل کنم و خب به همون مقدار هم نتیجه گرفتم

    ولی هر بار فهمیدم کنترل ذهن کار اسونی نیست

    هر بار فهمیدم وقتی شیطان وارد میشه بیرون کردنش سخت میشه و هر چقدر بهش بهای بیشتری بدی سخت‌تر هم میشه بیرون کردنش .

    و همت و تلاش مضاعف تری میخواد .

    استاد جان با اینکه عاشق اینم که دوره هاتونو بخرم ولی می‌دونم که همین فایلهای دانلودی کوهی از اگاهیه که با عمل به هر کدومش درهایی از نعمت به روی ما باز میشه .

    ولی نمیدونم چرا چشمای ما بسته است و اینهمه نعمت رو نمی‌بینه و فقط همون بعد مالی رو که سرعت رشدش پایینتره رو میبینه و میگه دیدی نتیجه نداد

    استاد چقدر آخر فایل رو دوست داشتم

    قرار این بوده که ما لذت ببریم

    قرار این بوده که ما شاد باشیم

    خدا جهان رو مسخره ما کرده .

    برنامه ریزی طبیعت این بوده که لذت ببریم

    پس ما باید یاد بگیریم که فقط لذت ببریم و شاد باشیم و باورهای قدرتمند کننده درست کنیم و خودمونو رشد بدیم

    استاد عزیزم برای تک تک کلماتی که به زبون میاری و پشتش درسها نهفته است بی نهایت ممنونم .

    عاشق همتون هستم .

    در پناه الله مهربانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2322 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان

    چقدر این جمله ارامش بخش هست که :

    «خدا تمام آسمان ها و زمین رو به تسخیر ما در آورده»

    اگه این رو «درک» کنیم دیگه باور کمبود چیه ؟

    ترس از کم اومدن پول چیه ؟

    ترس از تورم و اقتصاد و … چه معنی ای داره ؟

    خدایی که همه چیز رو برای ما آفریده جز «کمبود»

    اما نجواهای شیطانی «ترس و کمبود، اضطراب و نگرانی» رو به ما تلقین میکنن

    به قول قرآن «وعده های پوچ و توخالی»

    که راه مهار این نجواها «کنترل ذهن» هست تا هدایت شیم به «توحید»

    بی نظیر بود این فایل .. چقدر نکته های زیبا

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    اعظم پور هدایتی گفته:
    مدت عضویت: 781 روز

    سلام به استاد عزیزم سلام به مریم خانم گلم

    سلام به دوستان عزیزم وهم فرگانسیم

    خب درمورد این فایل بگم اول اینکه

    خیلی خوشحالم دارم آگاهی کسب میکنم از طریق استاد عزیزم که دست خداوند شده به سمت من وخدای من برایم بهترینها رو میخواهد ورشدمنودرمسبر درست لذت آرامش سلامتی ثروت حال خوب

    یعنی کل این جریان به نظر من همینه که استاد در تمامی دورها وفایلها میگن حال خوب اتفاقات خوب الهامات عالی حسی که بهمون داده میشود این یک قانون هست

    هرچه روکه درخواست کنیم بهمون داده میشه وقتی میبینم آرامشم بیشتر شده درآمدم بهترشده

    خوب راه درسته همینه دیگه

    استاد دمتون گرم جوابهایی رو میدن با صداقت با درستی وبه راحتی چونکه همش همینه

    وهیچ شکی نیست وقتی افکارما داره زندگیمونو رقم می‌زند وافکار هم از باورهایی که داریم وباورها هم از توجهی که میکنیم چقدر جالب هست

    واقعا دوره عزت نفس خیلی عالی هست از موقعی گرفتم این دوره و واقعا بهتر و بهتر شدم اینکه خودمو اصلا نباید مقایسه کنم با دیگران فقط رو خودم کار کنم وتمکرزم رو خودم باشه

    واین که وقتی ما با همین قانون زندگیمونو به بهترین شکل خلق میکنیم در هر شرایطی هم قرار بگیریم چونکه قانون رو بلد هستیم به راحتی میتونیم مسیر درسته رو انتخاب کنیم وهیچ موقع اتفاق بدی رخ نمیده وقتی رو خودمون داریم کار میکنیم ومدارمون خوب وعالی هست

    چونکه همین مسیر بوده که تونستم زندگی عالی رو خلق کنم وقتی اینها بوده خب چه دلیلی داره که دوباره به زیرصفربرسم وقتی روی خودم کار میکنم وتومسیرم هستم دلیلی ندارد دوباره به زیرصفربرسم این یه قانون هست

    استادواقعا گل گفتی مثال بازیگران و زدیدمن یادم هست چه حرفهایی پشت سر این بازیگران که نمیزدن ولی وقتی دوباره تو مسیر باز گشتند وپیشرفتشون شروع کرد ندبیشتر از قبل نتیجه هم گرفتندواینکه اتفاقات آرام آرام رخ میده

    وقتی من دارم روی خودم کار میکنم وباورهای خوبی رو درست میکنم ریشهارو درست میکنم وخیلی رشد میکنم میوه‌ای زیادی رو میبینم و نباید فقط ما میوهاروببینیم باید به این فکر کنیم چکار کرده اینجورمیوهای قشنگی رو به ثمررسونده به همین دلیل هست ما نتایج خودمون و زود یادمون میره ولی وقتی بدونیم از کجا بکجا رسیدیم وازریز ریز نتایج وموفقعیتهارو به یاد بیاریم نتایج بزرگ و بزرگتر میشه وقتی ما آماده باشیم وتشنه تغییر باشیم اون موقع هست که خوب متوجه رشدمون میشیم

    یه موقع هم هست وقتی به هدفی میرسیم باید همون پیگیر باشه نباید سست بشیم واگرروخودمون کارنکنیم آرام آرام دوباره بد میشه اگریه توقف کوچک هم داشته باشیم ارموفقعیت جامیفتیم

    وپیشرفت تو درامدهم باید از جایی که هستیم و داریم شروع کنیم به شرطی که اگر داریم گاز میدیم ترمز هم نکنید اگر داریم رو خودمون کار میکنیم با آرامش وحال خوب باشه نه اینکه توکلمونو نشون ندیم ایمانمونو نشون ندیم وبه زبان فقط بیاریم وبگیم میشود وعمل نکنیم

    هر کسب و کاری رو داریم وقتی حالمو داره خوب وعالی می‌کنه انجامش بدم حتی اگر یه کاری دارم و هزینه هم کردم ولی یه جاهایی داریم کم کاری میشه و نمیشود باید به الهامات گوش بدیم وانجامش بدیم

    واین که استاد درمورد اینکه اگر با همین آگاهی وعلم وباورهایی که داشته باشیم در موردش دارید میگید وبرمیگشتید به روزهایی که وضعیت مالی خوبی نداشتید

    خیلی جوابتون کمک کرد بهم که میگید به خدا ایمان بیشتر پیدا میکردم وباورفراوانی وهرچقدر ثروتمند بشید نزد خدا محبوبتر میشید و تنها تفاوت اینکه نسبت به آگاهی هاتون عالیتر میشدید

    واین خیلی عالی هست وقتی قانون بلد باشیم و اصل رو بلد باشیم این یعنی موفقعیت هست و هرکاری که عشق وتمرکرزروش باشه نتیجه هم گرفته میشود

    ودرمورد اینکه چه باوری باعث شده شما

    با انگیز وبدون توقف ومداوم کار کنید روی باورهاتون ومتوقف نشید عجب کلیدی این سوال برای من واقعا جرقه ای بی نظیره که میان راه متوقف نشیم

    واقعا گل گفتید نتیجه نتیجه نتیجه واقعا وقتی ما بدونیم داریم نتیجه میگیریم این باورها قویتر میشودوانگیزه بیشتر میگیریم وقتی میبینیم آرامش خوبتری رو داریم حال وحس عالیتری رو داریم و

    از کجا متوجه میشیم از همون جایی که قبل یه زندگی جهنمی رو تجربه کردم حسهای بد حال بد اتفاقات بد نا آرامشی وقتی همه اینها برعکس شده و نتیجه روز به روز عالی وعالیتر میشه این به آدم انگیزه میده و انگیزه هم باعث میشه باور بیشتری بسازیم و اینها جواهرات وثروتهای خیلی خیلی زیادی هست ثروت فقط پول نیست همگی اینها قیمتهای بینظیر دارن تو زندگی من والماسهای من هستن روابط عاطفی خوب عالی و اینکه همیشه حالم اوکیه آرامشم بینظیره ومن رودوش خدا نشستم و هرجایی که بخام منو می‌بره این یعنی موفقعیت وهمگی اینها به کار کردن من بستگی داره وقتی قبلاً اینها رو نداشتم وزندگی تلخ ناراحت کننده ای داشتم والان دارم بهشت رو میبینم خب اینها بهم باورمیده که میشود از این بهتر هم میشود زندگی کرد

    استاد گلم سپاسگزارم این آگاهیهای ناب ناب رو یاد آوری میکنید برایم

    ومریم خانم گل که عشقی سپاسگزارم بابت این پروژه جذابیکه برکت داره برای همگی ما

    از دوستان عزیزم هم سپاسگزارم که هم فرکانسم باهاشون وعجب جایگاه بهشتی رو داریم هم لذت می‌بریم وهم تجربه میکنیم که خیلی‌ها ندارند ولی ماخوانواده عباسمتشی داریمش ای ول به خودمون

    ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2059 روز

    حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟

    سلام به دوستان عزیزم ، اون کاری که من خودم برای خودم همیشه تو این مدت کردم به یاد آوری زمانی بود که قبل از اینکه بیام تو سایت زندگیم چه طوری بود و چه آرزوهای محالی داشتم و الان همون آرزوهای محال خیلیهاشون شده روند طبیعی زندگیم

    اوایل خیلی بلد نبودم هی این مقایسه رو به یاد بیارم ولی از اون جایی که به شدت مقایسه میکردم خودم رو با دیگران اومدم و این تمرین استاد رو انجام دادم که من فلان سال پیش کجا بودم و الان کجام ، خیلی بهم کمک کرده که نه تنها نا امید نشم یه جورایی با قدرت بیشتری برم جلو

    چون خیلی نتایج ریز و درشت دیدم

    و تا جایی که یادم بیاد اون نتایجو هی مرور میکنم

    مثلن میگم یادته آرزوت بود وقتی دبیرستانی بودی که یک دختر مستقل از لحاظ مالی باشی و کارت مال خودت باشه و خودت به اون تصویر تو ذهنت ته دلت میخندیدی؟

    الان داریش

    اصلا تا به یاد میارم انگار میره سمت سپاس گزاری

    یا مثلن من چون خیلی دیر نتیجه دیدم از پول ساختن توی کارم ، از زمانی که آروم اروم شد ، من یه برگه برداشتم تاریخ زدم و شماره ، مثلن تو فلان روز یک کار فروختم ، یا سفارش گرفتم ، الان دو سال از اون عدد 1 میگزره و من ادامه دادم الان به عدد 80 90 نزدیکه

    چون ذهنم تا قبلش خیلی مقاومت میکرد که تو نمیتونی پول بسازی

    الان هر موقع ذهنم میگه دیگه نمیشه سریع کاغذامو میارم بالا بهش نشون میدم میگم ببین تو هفته پیش فروش داشتیا ، 3 روز پیش فروش داشتیا ، چند ماه پیش تو یک روز چنتا سفارش گرفتیا

    یادم میاد بعد ذهنم ساکت میشه

    استاد یه صحبت جالبی کرد و من دیدم منم ناخودآگاه گاهی وقتا اینطوری عمل کردم

    گفتن من چند ساله رو یه سری باورهای ثابت دارم کار میکنم مثل باور فراوانی

    بعد من دیدم خود منم رو یه سری مباحث هی دارم کار میکنم فقط چون هی داره درکم بهتر میشه همیشه حس میکنم مطالب جدید دارم گوش میدم در صورتی که همون قبلیاس صحبت ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    پونه گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز و اعضای سایت

    خدایا شکرت که بهم سعادت این رو دادی که شنونده این فایلها باشم و بتونم نظر بزارم .این فایل رو زمانی که گوش کردم در راستای پروژه گامهای مهاجرت به مدار بالاتر بود .من و همسرم حدود 6 سال پیش با فایلها آشنا شدیم و دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردیم و بعد از رها کردن فایلها و برداشتن تمرکزمون دوباره به همان وضعیت سابق برگشتیم حتی فایلهای سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکردیم اما به عنوان سرگرمی.اینبار دوباره شروع کردیم با تمرکز و قدرت و تعهدی که هرگز از این آموزشها دور نباشیم .نشانه ها پی درپی میایند…مثلا همینکه استاد میفرمایند که به میزان توجه به خواسته هامون نتیجه میگیریم ،ما چون با تمرکز سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکنیم ،وقتی اون حال و هوای خوب پرادایس رو میبینیم خودمون رو واقعا در اون فضا حس میکنیم و لذت میبریم و تنها سریال ما شده،سریال زندگی در بهشت…چند روز پیش بدون اینکه از قبل برنامه ریزی کرده باشیم یهو تصمیم گرفتیم به چمخاله در استان گیلان بریم و یک شب رو در خانه کارگر چمخاله اقامت داشتیم .با اینکه قبلا هم به این مکان رفته بودیم اما اینبار یه جور خاصی بود حالو هوامون …با اینکه شرایط محیط اونجا تغییری نکرده بود اما نگرش ما فرق کرده بود دقیقا همون بوقلمونها ،مرغ چینی،اردک ،طاووس،مرغ و خروسهایی که در زندگی در بهشت میدیدیم اونجا اونها رو دیدیم و با اینکه یک شب بود اما واقعا حالو هوای زندگی در پرادایس بهمون دست داده بود.شاید به نظر مسخره بیاد و بعضی ها بگن اونجا با اینجا….بله اما ما به این باور رسیده بودیم به میزان توجه و تمرکز به خواسته هامون نتیجه میگیریم و مدام با همسرم در اینباره صحبت میکردیم که به خاطر توجه به سریال زندگی در بهشت به اینجا هدایت شدیم …پس میشود….واگه تمرکزمون بیشتر باشه حتما نتایج بهتری میگیریم و باید قانون تکامل رو طی کنیم طبق گفته استاد به دوست عزیز که گفته بودن چرا بعضیها یهو متحول میشن و بعضی ها دیرتر نتیجه میگیرن ..دقیقا به خاطر قانون تکامله و این قانون در وجود هر کدوممون به یک میزان نیست و پله هایی که افراد برای تکامل طی کرده اند یه جور نیست به خاطر اینکه تمرکز و میزان توجهمون به موضوعات به یک اندازه نیست پس برای بعضی کوتاهتر و برای بعضی طولانیتر عمل میکنه.مثل خود من که 6سال پیش که همسرم فایل روانشناسی ثروت رو تهیه کرده بود ،من فکر میکردم عمل و توجه ایشون به این فایلها کافیه ،با اینکه منم میشنیدم اما پیش خودم میگفتم منکه شاغل نیستم پس توجه و عمل من کاری نمیکنه اما الان میفهمم که هر کسی باید جداگانه روی خودش و افکارش کارکنه والبته اینکه در یک خانواده همه با هم همفرکانس باشند تأثیرش خیلی بیشتره و قدرت نتایج هم بیشتر .و همه حالو هوای تغییر شرایط رو حس میکنند.من پسری 17ساله هم دارم که اون هم از 11سالگی با ما مینشست و شنونده فایلها بود اما چون آمیزه های نامناسبش در مورد قوانین زندگی و ثروت کمتر بودخیلی راحتتر آموزشها رو باور و عمل میکرد .به هر خواسته ای میخاست سریع میرسید ،وقتی جایی کسی در مورد کمبودها به خاطر عدم توجه پدر و مادر صحبت میکرد …میگفت هیچکس نمیتونه نرسیدن به خواسته هاشو تقصیر پدر و مادر یا دیگری بندازه …و به لطف آموزشهای استاد الان هرچی داره و نداره رو از عمل خودش میبینه و میگه مسئولیتش با شما نیست حتی وقتی تو این سن آرزوی داشتن ماشین و…داره میگه «خودم باید بخرم»نمیگه وظیفه شماست.وقتی به این بچه نگاه میکنیم میبینیم خیلی درستر از ما داره فکر میکنه و ما همش بهش میگیم افکار تو عباسمنشیه.استاد بزرگوار نمیدونید چقدر حال خوبی دارم وقتی که حس میکنم شما کامنت من رو میخونید و واقعا فرکانس مثبت شما رو حس میکنم و واقعا همین نتایج کوچک مثل رفتن به چمخاله با اون حسو حال ،بهمون انگیزه ی «شدن» میده والبته چون قبلا این «شدنها »رو تجربه کردیم با اعتماد و باور کامل جلو میریم .ممنونم از خانم شایسته عزیز برای این پروژه.خدا حافظتون باشه.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    زهرا چگینی گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام بر اساتید عزیز و همه دوستان گرامی

    حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    این مسئله پاشنه آشیل من است. همیشه کارها را خیلی با قدرت شروع میکنم کلی انرژی و انگیزه دارم برای شروع اما متاسفانه خیلی هم سریع با ندیدن نتایج سرد میشوم و همه چیز را فراموش می کنم. یعنی انگار طاقت ندارم منتظر باشم و با کوچکترین مشکل و ناملایمتی همه چیز را تمام میکنم و دلیل تمام ناکامی های من این مسئله است.

    حالا خدا را شکر یکی از بزرگترین نقص های وجودم را پیدا کردم اما برای درمان چکار باید کنم؟

    تایید هر نتیجه و بهبود هر چند کوچک. یعنی از این به بعد وقتی کاری را شروع میکنم و گام ها را برمیدارم باید از کمال طلبی دست بکشم و کوچکترین تغییر مثبتی در این راه را دیدم تایید کنم و به خودم یادآوری کنم که قانون تکامل را باید رعایت کنی باید آنقدر استمرار در مسیر داشته باشی تا به قانون تصاعد بررسی.

    حرف و قضاوت هیچ کس برایت مهم نباشد. اگر به این آگاهی رسیده ای که مسیرت درست است پس هر چیز دیگری که تورا دلسرد می‌کند نادرست است.

    الگوهایی را ببینم که توانسته اند در این مسیر به نتایج عالی برسن و به خودم یادآوری کنم که همه انسانها یک سیستم فکری و عصبی دارن . اگر کسی توانسته پس 100 درصد من هم میتوانم، به شرط اینکه مانند آنها فکر و عمل کنم.

    بپذیرم که فقط افکار و باورهای من هستند که دارن اتفاقات زندگی من را رقم میزنن. هیچ عاملی خارج از من نمی تواند مانع من شود. اگر مانعی برای رسیدن من به هدفم وجود دارد فقط در درون من است . از آنجایی هم که خوراک افکار و باورهای من هم کانون توجه من است، مراقب باشم هر ورودی نامناسبی را به ذهنم راه ندهم. آگاهانه روی زیبایی های مسیر رسیدن به هدف تمرکز کنم و هر ناخواسته ای را خیری که موجب رشد و پیشرفت خواهد شد ببینم و حسم را خوب نگه دارم.

    ایمان و اعتماد کامل به قدرت مافوقی داشته باشم که بیشتر از من می‌خواهد من به خواسته ام برسم و با درخواست من، مرا به ایده ها، شرایطی و اتفاقاتی هدایت خواهد کرد که در مسیر خواسته هایم باشم.

    تعهد داشته باشم. یعنی باورهای قدرتمندکننده هماهنگ با قانون را به عادت های فکری و رفتاری تبدیل کنم. اگر مسیری درست است آخه چرا نباید آن را ادامه داد؟ آخه چرا باید آن مسیر را نیمه راه رها کرد و برگشت به نقطه شروع؟

    خدایا شکرت. خدا جون همیشه دستمون را بگیر و به جاده آسان و آسفالت پر از عطر خودت هدایت کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    الهه رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 3086 روز

    سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیزم و خدا را هزاران بار سپاسگذارم که من شایسته حضور در این مدار زیبا و توانمندی در همه جوانب زندگی شدم اول از همه میخوام ستایش کنم قدرت قلم خانم شایسته عزیزم را و بگم مریم جان کلام استاد مانند آیه های قرآن بود که پیامبر نازل شد و قلم شما مریم عزیز مثل کتاب مکتوب قرآن شد که باعث میشه ما بهتر آن کلام وحی را درک کنیم واقعا ستایش میکنم این قدرت قلم شما رو که چقدر زیباست و من فکر میکنم این بزرگترین توانایی شماست و البته با توجه به موضوع نزدیکی مدارها به همین دلیل شما در مسیر استاد قرار گرفتین تا با قدرت قلم شما توضیحات استاد خیلی خیلی شفاف تر واضح تر برای ما باز بشه تا متوجه بشیم در عمل چگونه باید این حرفهای استاد را انجام دهیم من هر بار که توضیحات مکتوب شما را در مورد هر فایلی میخوانم میگویم خدایا شکرت که انسانی اینقدر قشنگ میتونه به من توضیح بده که در عمل چگونه قوانین را اجرا کنم و چقدر از قدرت قلم شما لذت میبرم عاشقانه باهات حرف میزنم مریم جان و بینهایت تشکر میکنم که شما دستان خداوند شدی برای آگاه سازی من از نحوه اجرای قوانین حتی همین سوال پایانی این گام یعنی روند تکامل چقدر سوال ریزبینانه و در عین حال مفیدی بود برای یادآوری به خودم استاد مثال پیرزن و گاو و گوساله و پله های زیاد را مطرح کردند برای اشاره روند تکاملی و البته بنظر من حتی مثال دونالدترامپ هم نمونه طی تکامل هست و شما چقدر قشنگ کانون توجه ما را معطوف کردی به این نکته زیبا برای اینکه هر لحظه به همین شکل با این مثال ها به ذهن خودم یادآوری کنم که اگر در گذشته با عمل به همین قوانین فلان نتایج را گرفتم ( البته ما به تبع تمرین ستاره قطبی هر روز نتایج خودمان را مینوبسیم و هر شب به خودمان یادآوری میکنیم با رعایت قانون این نتیجه برای من بوجود آمد پس با ادامه همین قانون نتایج بزرگتر بعدی هم قطعا بوجود میاید ) پس به استناد همان قانون نتایج من در ادامه بوجود میاید فقط کافیه من روند تکاملی خودم را طی کنم و اگر هنوز نتیجه نیامده پس هنوز من تکامل خودم را طی نکردم پس عزم خودم راجزم میکنم با کیفیت بهترین قوانین را انجام دهم تا نتایج هم نزدیک شود چون میدانم میزان رسیدن به خواسته ها به اندازه سرعت تغییر من خواهد بود در پایان بسیار سپاسگذار استاد گرامی و مریم عزیزم هستم و نمیدانید چقدر عاشقانه همه این فایل های شما را پیگیری میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: