این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/04/abasmanesh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-02-01 07:07:102025-02-02 02:20:26مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر
370نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چیزی ک توی وجود من ازین فایل زنگ خورد بحث روابط و سلامتی بود با اینکه مبحث این فایل قرانی و توکل بود ولی باتوجه به اینکه من مدتیه توی این دو مبحث به مشکل برخوردم و یه جورایی کانون توجهم و گذاشتم ک دنبال راه حل باشم الان متوجه این دو موضوع شدم و جفتش جواب سوالام بود با اینکه خیلی کوتاه اشاره کردین ولی جواب سوالم بود خدا میدونه ک من بار بعد توی مدار بعدی و فرکانس بعد که این فایلو گوش میدم قراره چیا دستگیرم بشه ولی الان با توجه به سوالایی ک توی ذهنم بود اینارو متوجه شدم و اینه قدرت سوال و متمرکز کردن کانون توجه…..
اما بریم ک از سوالام و جوابایی ک توی این فایل بهش رسیدم بگم
مسئله ی اول سلامتی: من تا دوسال پیش از اندام متناسب با قدم برخوردار بودم هرچی میخواستم میخوردم و اضافه وزن نداشتم حتی رفتم باشگاه افراد دو گروه بودن یا میخواستن لاغر کنن یا چاق کنن ولی من متناسب بودم و همه متعجب بودن ک چرا باشگاه میرم ولی من میرفتم به این خاطر ک میخواستم بهتر بشم میخواستم شکمم صافه صاف باشه اون موقع نمیدونستم ک دارم از قانونی استفاده میکنم که وقتی شرایط خوبه تغییر کن قبل ازینکه دنیا با چک و لقد مجبورت کنه من تا مدتها اندامم خیلی خوب شده بود بلندتر دیده میشدم و واقعا هرچی میخوردم به وزنم اضافه نمیشد درست عین خواهرم شده بودم ک این ژن رو از خانواده پدریم داشت ولی با تعطیل شدن مدارس و اومدن کرونا انقدر اطرافیانم از این صحبت کردن ک واااای چاق شدیم زندگی بخور بخواب شده فلان شده و…. که تاثیر گرفتم من اصلا اونارو مقصر نمیدونم من خودمو مقصر میدونم ک چه اوضاع بدی داشت روابطم که همچین ادمایی اطرافم بودن خلاصه که چون باورام راحب اضافه وزن بهتر بود خیلی تدریجی طی دوسال 15 کیلو اضافه کردم بدون اینکه حس کنم تا ابنکه الان از 55 کیلو رسیدم به 70 و گاهی 73 با شروع شدن ماه رمضون گفتم فرصت خوبیه واسه اینکه کم کنم و اگر رویه خوب بود بعد ازین ماه هم ادامه میدم و میزارمش به عنوان شیوه ی زندگیم خداروشکر کم کردم نمیدونم چقدر ولی از تغییر سایزم متوجه شدم و برای خودم اینو خریدم ک تلاش کنم،،،، رفتم به خانوادم گفتم که من به هرچی میخوام میرسم اولیش اینه ک من به اندام دلخواهم میرسم و گذاشتم ک توجها جلب شه و به خودم اجازه ی عقب کشیدن ندم البته چون مدتیه نماز نمی خونم و منتظرم دوماه دیگ کنکورم تموم شه و اصولی برم قران و بخونم و خودم به نتیجه برسم خانوادم خیلی بهم میگن ک چرا نماز نمیخونی روزت واسه چیه و ازین حرفا…. ولی خب کاری ک درسته رو انجام میدم و نمیخوام یه موجودی باشم ک تقلید میکنه خلاصه که با گوش دادن به این فایل و اشاره کردن شما به روزه و نحوه ی غذاخوردنمون گفتم ببین ببین این یه نشونس داره میگ درسته همین روزه گرفتنو ادامه بده خدا اگ گفته روزه چون واسه جسمت هم به فکر بوده گفته ازین جسمی ک بهت هدیه دادم باید مراقبت کنی و واقعا استاد من با اینکه خانوادم اهل فست و فود و تقریبا هفته ای دو سه بار میرفتیم رستوران ولی واقعا از غذاهای فست فودی زده شدم از چیزای شیرین ک کلا از بچگی بدم میومد و گوشت هم اصلا نمیخورم گوشت و هم از بچگی نمیخوردم دلم نمیومد از یه جوونور دیگ تغذیه کنم من حامی حیوانات نیستم اتفاقا خیلیم ازشون میترسم فقط از بچگی روحم نمیپذیرفت گوشت بخورم و اگ بوی گوشت توی خورشت باشه یا مزشو احساس کنم واقعا غذا رو ول میکنم و من گفتم ببین گوشت هضمش خیلی زمان بره شیرینی جات و… ک خیلی چیزا ناخوداگاه ازشون بدم میاد خیلی داره بهم کمک میکنه روند درستیو درپیش بگیرم و یه نکته دیگ ک متوجه شدم این بود ک شما گفتین یه وعده میخورید و این اومد توی ذهنم ک اقا من دارم دو وعده میخورم سحری هم هست بعد گفتم خب پس رهاش میکنم و تا اینجا این نکاتی ک سردگم بودم براشون توی این فایل بهشون مهر خورد اینکه روند روزه و رها کردن فست فود و ادامه بدم و یک وعده غذای سالم بخورم
اما مسئله ی بعدی روابط: استاد من کلا ادمیم معمولا روابطم و درحد رسمی نگه میدارم به هرکسی اجازه نمیدم وارد رابطه بشه باهام و کلی فیلتر دارم واسه اینکه کسی بخواد وارد زندگیم بشه ولی این معناش این نیس که توی روابط ضعیفم اتفاقا برعکس خیلی قویم شما تصور کن ما میریم مسافرت توی لحظه ای ک پیاده میشیم بریم دستشویی من تو همون یکی دو دیقه با خانمایی ک اونجان ارتباط میگیرم از شهرشون سوال میپرسم از احساسی ک به سفر داشتن هرموقع یه پیرزن پیرمرد خوشحال میبینم میدوم میرم سوال میپرسم ارتباط میگیرم ببینم چه باورایی داشتن ک انقد رابطشون هنوز توی این سن خوبه و خوشحالن و توی مدرسه و اجتماع و هرجایی ک بودم افراد دو گروه بودن یا خیلی بهم حسادت میکردن یا خیلی محبوب بودم توی مدرسه توی خانواده از احترام خاصی نسبت به بقیه نوه ها یا دانش آموزا و هم سن و سالای خودم برخوردارم ولی خب کلا تنهاییمو دوست دارم اجازه نمیدم هرکسی وارد حریم خصوصیم بشه خلاصه ک پارسال هم اومدم این مرز و سفت و سخت تر کردم و تمام ادما چه فامیل چه دوست که رابطه باهاشون بهم چیزی اضافه نمیکرد یا منو از مسیر اصلی دور میکرد پاک کردم و رابطمو به صفر رسوندم باهاشون….
اما من یه دوستی دارم من خودم دخترم دوست خودمم دختره و تنها کسیه که خیلی بهم نزدیکه خیلییییی به اندازه ی تمام ادما به من نزدیکه من باهاش پارسال به مشکل برخوردم و دلیلش خودم بودم خیلی بهش وابسته شدم و چوبشو از جهان خوردم ناگهانی عوض شد و برعکس اون چیزی شد ک بود… استاد من اون موقع انقدر خیلی درد کشیدم ولی به رابطمون ادامه دادیم من فهمیدم مشکل منم خیلی سخت بود برام خیلی ولی هرجور شده کار کردم بهتر شدم دوباره یه سری مشکلای دیگ از همون جنس بوجود اومد من متوجه شدم چون یه بار مشکل بوجود اومد من حساس شده بودم توجهم و گذاشته بودم روی مشکل کلا دلیل همه چی خودم بودم و هنوزم ادامه داره با اینکه سعی میکردم خودمو اصلاح کنم تا اینکه شما توی این فایل گفتین بنویسم و یا توجهم و بزارم روی قسمتای خوب و کلا استاد من اون شرک و نداشتم از همون اول به خودشم گفتم ک این احساس از خداس و خدا از طریق همدیگ داره بهمون عشق میورزه مشکل توی عزت نفس من بود و هست ک دارم تمام تلاشمو میکنم خودمو اصلاح کنم بدون دست و پا زدن رها در اغوش خدا ک باز شما اشاره کردین و من مهر تایید گرفتم
استاد من رفتم مصاحبه رتبه یک کنکور ریاضی 1400 پارسال و گوش دادم استاد واسه حسابان نزدیک 30 تا کتاب زده بود استاد خیلیا میگفتن دروغ میگ ولی من احساسم بهم میگفت این داره راست میگ صداقت و توی کلامش حس میکردم و یه چیزی درونم تایید میکرد خلاصه ک ازون کتابایی ک تایید کرد و رد کرد اونایی ک مورد تایید بودن و قلبم میگفت و نوشتم و کلا شدن 50 تا من خودم برای هر کتاب یه منبع گرفته بودم ولی ازونجایی ک الان با پدرم یکم به مشکل برخوردم و پیش مادرمم و کلا پدرم مخالف اینقدر کتاب خوندنه و میگ تو نمیتونی بخونی من خودمو رها کردم و گفتم خدا تعهد منو ببینه از بینهایت طریق میرسونه اگ نمیخواست من این کتابا رو بخرم چرا منو گذاشت توی مداری ک این اگاهی رو ازین رتبه یک دریافت کنم خلاصه ک رها کردم و قدم برداشتم اولین نشونه این بود اون کتابخونه ای ک میرفتم درس بخونم دقیقا همون روز ک من رفته بودم یه رشته ی ریاضی کتاباشو فرستاده بود کتابخونه و دقیقا اون کتابی بینشون بود ک من توی کتابفروشی ها هم پیدا نکرده بودم خلاصه ک گفتم این اولین نشونس بعد گفتم پس اون 49 تا چی میشه بی خیال شدم و گفتم تو کاری نداشته باش میرسونه تا اینکه دیروز رفته بودم مدرسه امتحان بدم بعد بچه ها داشتن از کتابخونه صحبت میکردن با اینکه من هواسم بهشون نبود و توی فکر بودم یه لحظه یکی از بچه ها گفت من اصلا کتاب نمیخرم از یه کتابخونه ای ک خیلی معروف بود ولی من اونجا نمیرفتم چون دوستم جای دیگ بود و من تعریف اونجا رو شنیده بودم حای دیگ میرفتم خلاصه ک ازش پرسیدم مگ کتاب داره؟ اخه من جایی ک هستم کتاباش همه قدیمین اصن کتاب کنکوری نداره بعد گفت نه بابا جایی ک میره انقدر داره که توی انباری میزاره میری میگی چی میخوای برات میاره استاد داشتم بال درمیوردم گفتم ببین قانون جواب داد خدایا شکرت خلاصه ک سپردم اون کتابایی ک میخوام امروز عصر یکی از بچه ها چک کنه موجودیشون رو ک برم بگیرم
استاد میدونم خیلی نوشتم ولی واقعا ذوق زده بودم خیلی دوستون دارم خدا کمکم کنه به اگاهی های که بهمون میدین عمل کنم
راستی به خانم شایسته ی عزیزم خیلی سلام منو برسونید بگید دردونه ی خدا از همینجا روی ماهتون و میبوسه
اولین دیدگاه یا نظری هستش که من در سایت دارم مینویسم.درحالیکه چندماهی هست عضو شدم.وقتی همین کلیپ رو من پلی کردم برای دیدن درحالیکه سوال ها سوال من نبود اما توضیح های استادمنو تو حوزه سوالات خودم به جواب میرسوند.از همه جالبتر برام این احترام بین شماست درحالیکه من یادگرفتم وقتی یکیو خیلی دوست دارم میتونم باهاش شوخی کنم که کم ارزش جلوه بدمش وبعد بگم منظوری نداشتم شوخی بوده.یا توانایی هاش برام عادی بشه.اما از رفتار شما این درس رو گرفتم امروز ک به همون اندازه که یکیو دوست دارم بهش احترام بذارم و بابت توانایی هاش تشویقش کنم و بابت وجودش سپاسگذارش باشم واز حس دوست داشتن اون طرف هم سواستفاده نکنم کاری که خیلی ازماها یاد گرفتیم ناخواسته.
و این حرفایی ک درباره قران زدین نشون میده چقققدر ما از واقعیت دوریم چقدر ما نااگاهیم و به اسم اگاهی داریم زندگی میکنیم و چه بسا به دیگران راه و روش هم یادمیدیم.من ک خودم ۳سال معلم قران بودم اگه ازم میپرسیدن روزه چیه میگفتم به فکرگرسنه ها باشیم ولی این پیش افتاده ترین تعریف بوده و این که شما گفتین برای کنترل ذهن چنان اگاهیش به جونم نشست انگار فقط منتظر یک کلید بودم بعله این بهترین تعریف روزه اس و حالا حس دیگ ای دارم به روزه فکر نمیکنم وای هرچی بیشتر گرسنگی بکشم بهتره ثوابش بیشتره.
میفهمم من قراره اگاهیم.تمرکزم روی خودم بیشتر بشه.اگن خوردن و نخوردن من چه دخلی به حال فقرا داره وقتی نتونم بهشون کمک کنم اما وقتی ذهنمو کنترل کنم روی خودم .هدفم.ایندم.تمرکز کنم میتونم به درد اول خودم وبعد خیلی ها بخورم.
من وقتی میفهمم چقدر قران رو به غلط میخوندم و چقدر ذهنم درگیر مسائل پوچ بوده خیلی احساس رنج میکنم اما از رنجم گنج میسازم ودنبال حقیقت میرم.نه فقط برای اینکه بخواد به کسی کمک کنم برای اینکه به خودم کمک کنم خدای خودمو بهتر بشناسم و زندگی خودمو اونجوری که لایق هستم بسازم.
مچکرم استاد برای همه حرفاتون
خدایا شکرت شکرت شکرت این اگاهی ناب رو نصیب وجودم کردی به راحتی
توکل به خداوند یعنی دقیقا تـــــســلــیــم خدا بودن
وقتی ما به قدرت خدا ایمان داریم یعنی توکل داریم یعنی تسلیم هستیم چون میدونیم که نیرویی برتر از ما هست که مالک و فرمانروای کل کیهانه بخاطر همین خیالمون راحته که از مسیرهای فوقالعاده هدایتمون میکنه به سمت خواسته هامون این برای افرادی هست که بندگی میکنند واقعا
ولی افرادی هم هستن مثل یه مثال استاد توی یکی از فایلها زدن که یه فردی توی یه خیابون شلوغ دنبال جای پارک بوده برای ماشینش میگه خدایا یه جای پارک برام پیدا کن به محض اینکه اینو میگه ماشین روبروش میاد و ماشینش رو از پارک میاره بیرون وقتی اونو میبینه میگه خدایا نمیخاد پیدا کنی خودم پیدا کردم
این موضوع شاید خنده دار باشه ولی خیلی درس داره لطف خداوند همیشه شامل ما میشه ولی خیلیا هستن که نمیبینن و نمیشنون و فکر میکنن که خودشون اونکار رو کردن، درکل هدایت خداوند رو نادیده میگرن و همیشه فریاد میزنن که خدایا چرا صدای ما رو نمیشنوی مگه من بنده ات نیستم
مثال میزنم از خودم
وقتی بچه بودم یه چیزی از دستم میوفتاد خراب میشد یا میشکست از ترس مامان و بابا نجواها میومد و میگفت بدبخت شدی حالا میخوای چه جوابی بدی میگفت بیا یه گوشه قایمش کن…… خیلی چیزهای دیگه یا بگو اصلا کار من نبوده ولی چون از همون بچگی متنفر بودم از دروغ گفتن میگفتم خدایا توکل کردم به خودت میرم حقیقت رو میگم هرچی شد بشه میگفتم میدونم هوامو داری بعد میرفتم میگفتم و فکر میکردم کلی بدو بیرا بهم بگن ولی در جواب چی میشنیدم؟ میگفتن اشکال نداره فدای سرت خوبه که خودت سالمی یعنی بعد اون چنان ذوقی میکردم نه بخاطر اینکه اونا اون رفتار رو داشتن بخاطر اینکه خدا هوامو داشت کلی بالا و پایین میپریدم و از خدا تشکر میکردم 😀😁🤲
یعنی خدایا من این آرزوها رو دارم ولی میسپارمشون به خودت که از بهترین مسیرها هدایتم کنی تا بهشون برسم ایمان دارم به قدرتت پس توکل میکنم به خودت و تسلیمم در برابرت
ایمان یعنی مثالی که استاد از اکبری زدن
توی سفر به دور آمریکا قسمت ۱۳۵ استاد در مورد سفرشون دقیقا این موضوع توکل و تسلیم بودن رو توضیح دادن بسیار عالی
موضوع بعدی در مورد تکامل
موضوعی که چند وقته دارم بهش فکر میکنم و برای درک بهترش از طبیعت مثال میزنم
ما توی یک سال ۴ فصل داریم که بیشتر کلا یا میگیم تابستون یا زمستون اگر توجه کرده باشید فقط همین دوتا فصله که توی مکالمات بکار میره
چرا؟
چون تابستان گرمای شدیدی داره و زمستان سرمای شدیدی داره ولی بهار و پاییر هوا نرمال و عالیه این دوتا فصل تکامل فصلهای تابستون و زمستان هستن یعنی یکدفعه ای تابستون با هوای گرمش نمیاد بهار مسیر تکاملشه یا زمستون با هوای سردش یکدفعه ای نمیاد پاییز تکاملشه آروم آروم هوا گرم و سرد میشه ولی ما بیشتر از همین تکامل فصلهاست که لذت میبریم چون هوای خوبی داره
در زندگی ماهم دقیقا همین طوره ما بیشتر از تکاملمون لذت میبریم از یادگیری مون ببشتر لذت میبریم مثلا میخوایم زبان رو یاد بگیریم وقتی یک کلمه ی جدید رو یادمیگیریم کلی ذوق میکنیم و همین یک کلمه و یک جمله است که ما در طی زمان یه مکالمه انگلیسی رو انجام بدیم ولی باید پی در پی و پیوسته انجام بدیم تا نتیجه ی دلخواه رو بگیریم
یا مثلا یکی به یه شغلی مثلا دکتری ولی هیچی درس نخونده و هیچی ازش نمیدونه یکدفعه ای بره اتاق عمل و بخواد عمل جراحی انجام بده هیچی نمیتونه انجام بده مات و مبهوت میمونه که چیکار کنه چرا چون تماملش رو طی نکرده مطمئن اگر دست بکار بشه اون آدم جنازه اش از اتاق عمل میاد بیرون
پس دقیقا مثل فصلها زندگی ما هم نیاز به تکامل داره
موضوع بعدی در مورد قرآن
من قرآن رو قبل از این آشناییم با استاد فقط عربی میخوندم یعنی سالی پنج شش بار قرآن رو میخوندم ولی هیچ درک نداشتم ازش یعنی هـــیـــچــی بعد توی اولین فایلی که از استاد در مورد قرآن شنیدم یادم نیست چه فایلی بود ولی یادمه گفتن قرآن رو با هر ترجمه ای میتونید بخونید ولی نوشته های داخل پرانتز رو نخونید این رفت توی وجودم و خیلی هدایتی یکی همون موقعها یک قرآن با ترجمه آورده بود و استاد گفت هر ترجمه ای باشه وقتی بخونید خودتون درک میکنید که داره چی میگه یادم نمیاد ولی قبلا شاید چند آیه ازش رو به فارسی خونده بودم ولی اینبار تعهد دادم بهم خودم که کل قرآن رو با ترجمه بخونم یعنی از همون روز اولی که شروع کردم به خوندن حالم دگرگون شد تا الان هرروزی که میخوندم چنان غرق میشدم توش که حتی متوجه رفت و آمد کسی نمیشدم فقط گریه میکردم میخوندم میگفتم خدایا توی این سالها من کور بودم نمیدیدم چرا اینا رو کر بودم که نمیفهمیدم و فقط یهسری کلمات عربی رو تلفظ کردنشون رو یادگرفته بودم که به قول استاد الضـــالین رو کشیده بخونم بدون هیچ درکی بعد اینکه قرآن رو با معنیش و بدون جملات داخل پرانتز خوندم اصلا یه آدم دیگه ای شدم روحم لطیف تر شد نزدیکی خدا رو بیشتر درون خودم احساس کردم آرامشم بیشتر شد شادتر شدم آروم تر شدم یعنی هر روزی که میخوندم خدا رو صد بار شکر میکردم و توی دلم از استاد تشکر میکردم و آرزوی موفقیت میکردم براشون
چقدر شگفت انگیزه این کتاب هر باری که میخونم فکر میکنم که اولین بارمه میخونمش چون درکم بالاتر میره چیزهایی رو میشنوم که دفعه ی قبل اصلا درکش نکرده بودم خدایا شکرت که در این مسیر هستم
موضوع بعدی روزه
وقتی روزه میگیریم به این معنا نیست که فقط چیزی نخوریم و هر کار نادرستی که خواستیم انجام بدیم
روزه یعنی کنترل تمام ورودی ها شنوایی، بینایی، چشایی، لامسه، بویایی همه و همه رو باید مراقب باشیم نه اینکه فقط دهن رو از خوردن بسته نگهداریم ولی مثل خیلی از افرادی که میبینیم و الان ما رمضانم هست درکش بهتره به اصطلاح طرف روزست ولی تمام وقتش رو میذاره برای بقیه که فلانی چیکار کرد کجا رفت کی روزه میگیره کی نمیگیره از گرسنگی اذیت میشن عصبانی میشن اکر فردی رو ببینن که داره یه چیزی میخوره میگن خاکبرسر با این هیکلش و هزار جور بدو بیراه دیگه بهش میگن که چرا داره میخوره آقاجان تو از کجا میدونی اون طرف شاید افکار و باورهاش سالمتر از تو باشه خیلی از اینجور افراد رو دیدم با این دید
ولی درک خودم از روزه اینکه نخوردن و نیاشامیدن خیلی به کنترل ذهن کمک میکنه یعنی وقتی خوراکی ای رو میبینی سخته جلوی خودت رو بگیری ولی اینکار رو میکنی
این برای افرادی که درک میکنن باعث میشه که از دروغ و تهمت و از هزارتا کارنادرست دیگه هم دوری کنن
یعنی ۳۰ روز اگر این روند واقعا انجام بشه از افراد یه آدم دیگه ساخته میشه چون اون گوش ندادن به ناخواستها میشه جزئی از عاداتش
اون صحبت نکردن و دخالت نکردن در زندگی بقیه میشه جزئی از عاداتش
چون اون نشنیدن ناخواستها میشه جزیی از عاداتش
چون رفتار خوب میشه جزئی از عاداتش
چون لذت بردن از زندگی ساده میشه جزئی از عاداتش
ولی بشرطی که همیشگی ادامه داشته باشه این روند نه اینکه به محض تموم شدن اسم ماه رمضون اعمال صالح افراد هم تموم بشه که متاسفانه همینجوریه
من از وقتی در این مسیر متولد شدم بیشتر زندگیم روزه بودم از رفتار و گفتار و کنترل ذهن دارم آرامش دارم و حالم همیشه خوبه چه توی این ماه چه بقیه ی ماها من برای حس خوب و رفتار درست منتظر روز یا ماه بخصوصی نیستم دیگه این روزه ای که گفتم شده تقریبا جزئی از عادت هام
سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر این فایل عالی که به تفکر واداشت مارو
بهترین بهترینها رو براتون آرزو میکنم
ان شاءالله که همیشه غرق در شادی و لذت و تسلیم خدا باشید
عاشقتونم بینهایت
امیدوارم در سفر به دور آمریکا بهترین لذتها رو تجربه کنید در پناه خدای مهربان
سلام خدمت شما استاد عزیز و مریم خانوم شایسته ، من میخواستم این سوال رو بپرسم که آیا با توجه کردن باور ها شکل میگیرند یا نه ، مثلا من من که فوتبالیست تو ذهنم با تمرکز بر گل زدن و به احساس خوب رسیدن این فرکانس رو ارسال میکنم و واقعا هم جواب داده به میزانی که این کار رو خالص تر و بیشتر انجام دادم ، و باور های مخربی هم مثل ترس داشتم ، آیا میشه که با تمرکز کردن به روی خواسته هام باور ها به وجود میان و اون کد های مخرب هم با توجه نکردن کم رنگ میشن یا باید دلیل بر نقض این کد های مخرب بیاریم ولی به نظرم این نمیتونه درست باشه چون تمرکز میره سمت ناخواسته ها ، کل سوالم این بود که شما استاد اومدید باور نوشتید و روشون کار کردید ، یا با تمرکز و توجه به خواسته هاتون باور هاتون شکل گرفتن ؟ ممنون میشم پاسخ بدین
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم
معنی توکل به زبان ساده و قابل فهم : ایمان داشتن به خدایی که هر لحظه تو همه زمینه ها هدایت میکنه امید داشتن به رحمت خداوند به هدایت خداوند که هرلحظه تو زندگی مون میبینیم و قابل درک هست برامون با کارکردن رو خودمون ما در مدار هدایت خداوند بیشتر و بیشتر قرار میگیریم
سوء برداشت در مورد قانون تکامل که مانع قدم بر داشتن میشه که با کمال گرایی میخوایم از هر لحاظ بهتر بشیم بعد قدم برداریم و این مشمول طی کردن زمان هست در حالی که تکامل محدود به طی زمان نیست بلکه نیاز به کسب تجربه به صورت گام به گام هست هرچقدر در مورد زمینه کاری هرروز یه چیزی یاد بگیری تو یوتوب فیلم ببینی و تو کارت ازش استفاده کنی اجرایش کنی و آروم آروم بهتر بشی و این بهتر شدن و کسب تجربه در عرض سه ماه میتونه تو رو از دیگرانی که سالها تو همون کار هستند و دنبال کسب مهارت و تجربه بیشتر نیستند جلو میندازه و با تجربه ها و درسهایی که از حرکت کردن میگیری تکاملت رو به خوبی طی میکنی که استاد در موردش مثالهای خوبی زدید که قطعا با این مثالها قابل فهم تر و منطقی تر میشه قانون تکامل رو یاد گرفت
برای شروع کار همین که اصول اولیه و بیس کار رو یاد گرفتیم باید کار رو شروع کنیم در مسیر بهتر بشیم و این باور رو بسازیم که من توانایی پول ساختن رو دارم و با همون ورودی کم هم این انگیزه و احساس خوب رو ایجاد کنم که من تونستم یه ورودی مالی داشته باشم همین آرامش و احساس خوب کمک میکنه من بهتر رو باورهام کار کنم و بدون عجله رو همه باورهای ثروتم کار کنم شخصیتم رو تغییر بدم نتایج هم بیاد
نحوه پیدا کردن قوانین و درک و منطقی کردن قوانین که استاد در زمینه های مختلف بهش رسیدند : اولا کنجکاوی مقدس داشتن ایجاد سوال درست دوما پیدا کردن الگوهای تکرار شونده که استاد این شیوه رو در درک قرآن با پیدا کردن ریشه کلمات و تکرار اون کلمات در قرآن به یه الگوی منطقی رسیدند مثال عالی در مورد طبیعت و رفتار مرغ و خروسها و الگوی تکراری اون رفتار شما رو به درک قانون در طبیعت میرسونه یا در مورد روابط تکرار یه رفتار و عکس العمل مشابه در همه موارد به صورت تکراری شما رو به الگوی مناسب میرسونه که آیا این رفتار درست هست یا نه اگر ما باور داشته باشیم که دنیا قانون داره اطلاعاتمون رو در مورد موضوع مد نظرمون سعی میکنیم کامل کنیم و به قانون پی میبریم
در مورد درک درست قرآن نیاره که ما بدون هیچ پیش فرضی با ذهن پاک قرآن رو مطالعه کنیم و توی ترجمههای قرآن جملات داخل پرانتز رو که برداشت شخصی خود مترجم هست رو نخونیم و از نرم افزارهای ترجمه قرآن که خیلی راحتتر میشه ترجمه های دقیق رو داشت استفاده کرد و سعی کنیم بدون پیش فرض ذهنی درک کنیم که خداوند در قرآن چه چیزی رو گفته به اصل بپردازیم که بارها در آیات مختلف تکرار شده رو مورد بررسی قرار بدیم
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ای اهل ایمان، بر شما هم روزه واجب گردید چنانکه امم گذشته را فرض شده بود، و این دستور برای آن است که پاک و پرهیزکار شوید.
روزه گرفتن برای رسیدن به پرهیزگاری تقوا یا همون کنترل ذهن هست در دوره قانون سلامتی این سلامتی و کنترل ذهن با درک و شناخت سیستم بدن کاملا دقیق و منطقی بررسی شده و این حد از سلامتی و آرامش و احساس خوب وتمرکز بالا اعتماد به نفس رو بالا میبره که باعث رشد در همه زمینه ها میشه و کنترل ذهن بیشتر رو به همراه میاره
استاد و مریم جانم عاااااشقتونم که انقدر زیبا مریم جانم سوالات رو بدون اطلاع شما استاد از نوع سوالهای پرسیدند و شما هم کاملا تسلیم و رها با هدایت خداوند به زیباترین ساده ترین و قابل فهم ترین شیوه ممکن جواب دادید و مریم جانم که در انتها هر جواب فایلهایی که به درک بیشتر کمک میکرد معرفی کردند دوازده قدم، دوره های ثروت یک ، دو ،سه فایل دانلودی چگونه مولد ثروت باشیم بی نظیر بود این فایلها ارزشمندی این فایلها رو به مرور بیشتر و بیشتر با بالا رفتن مدارم میتونم درک کنم عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
هر چه شما فکرش رو بکنی از پدر و مادر و همسر و فرزند گرفته تا شغل و محل زندگی و …
البته این بخشش خداوند نه فقط برای من بلکه شامل همه مخلوقاتش هست🙏
زمانی که خداوند آدم را خلق کرده در واقع نهایت برکت، رحمت، نعمت و بخشش را نثار انسان کرده.🙏
خداوند را شاکرم که به واسطه راهنماییهای استادم🌹 استاد عباس منش🌹 که برای من 🌹بهترین استاد روی زمین🌹 هست به تدریج با طی کردن مراحل تکامل به این نقطه رسیدم و این رو درک کردم که من مالک بهترینها هستم و هنوز هم خداوند من را راهنمایی می کنه و رو به صعود هستم.🤲🤲
هر روز نسبت به روز قبل احساس خوشبختی بیشتری دارم.🤲🤲
به خاطر نمیارم ولی مطمئنم روزی در زندگیام از خدای خودم خواستم که زندگی راحت و خوبی داشته باشم بعد در مناسب ترین زمان خداوند من را در مسیر آشنایی با استادم قرارداد اونهم بهترین استاد کسی که چیزی را به دیگران توصیه نمی کنه مگر اینکه خودش نتیجه موفقیت رو لمس کرده باشه و با سخاوت تمام مراحل تکامل خودش رو در اختیار متقاضیان سعادت قرار میده
از مریم بانوی عزیز هم خیلی سپاسگزارم که راهنمایی ها و کمک های ایشان برای من به منزله کلاس حل تمرین هست.
از خدای مهربونم میخوام که این نوع شناخت از خودش رو نصیب همه بندگانش کنه و همه بندگانش از صمیم قلب توکل کنند و سعادت رو فقط از خودش بخوان که معنای واقعی توحید هست.
من مدت۶۳۲روزه عضوسایت شدم ودراین مدت هرروز روی باورهام کارکردم
نتیجه ها عالی بوده ولی بیشتر از همه روی باورهای توحیدی ام که منو وصل میکنه به انرژی منبع بیشتر کارکردم ووقتی صحبت از توکل میشه نمیتونم جلوی اشکام رو بگیرم وتو اینمدت فقط توکل وامید تونسته منو سرپا نگه داره خدایا شکرت
وهرروزم برام زیباترین روز بوده ومن عاشق این آگاهی ها هستم که از شما دریافت میکنم
ومن قانون تکامل رو خیلی عالی رعایت میکنم البته نجواهای شیطان همیشه هست ولی صداش رو شناختم
وزود متوجه میشم که میخواد ناامیدم کنه یکی از نجواها اینه که میگه تو این مدت ۶۳۲روز چیکارکردی؟
وصدای قلبم بلندتر شده نسبت به قبل بهش میگه کلی آگاهی در مورد قوانین کیهانی بدست اوردم
شکرگزار ترشدم
خداروتوقلبم احساس میکنم
احساس آرامش وصف نشدنی دارم
صدای شیطان رو شناختم
از دیدن یه گل کوچک به وجد میام وخداروشکرمیکنم مثل مریم جون
از صدای پرندههالذت میبرم
مراقبه من با صدای پرنده وصدای آبه
ومن مسیررسیدن به هدفم پر از لذت وبیداریه
وهرروز بهتر از روز قبلم هستم
آگاهتر
بیدارتر
ودر مسیر درستتر
یه مورد که هرروزبهم یاداوری میکنه واون صدای خداست اینکه تواین مدت که در مسیر اگاهی قرارگرفتم در سلامتی کامل بسر میبرم خدایاشکرت
وهرروز ازخدا میخوام که راه درست وروشن رو بهم نشون بده
توکل ، تکامل، هدایت،صبر……. استاد عزیز هر یک از این کلمات دنیایی از درس و موفقیت در خودشون دارن و وقتی این کلمات از زبان و افکار شما توضیح داده میشن چقدر قابل فهم تر هستند برای من از وقتی دوره ۱۲ قدم رو شروع کردم و قدم اول رو گرفتم و جلسه قرآنی قدم اول که شما در باره هدایت صحبت میکنید من تازه با معنی واقعی و اصلی توکل و هدایت کمی آشنا شدم و وقتی به اندازه توان خودم اون رو ور زندگیم پیاده کردم استاد اگه نگم اتفاقات معجزه آسایی در همه زمینه های زندگیم رخ داده بی انصافیه….و چقدر شما توکل و هدایت و تکامل رو به نحو احسن باز کردید و توضیح دادید و بی صبرانه میخوام در چند روز آینده قدم دوم رو هم از سایت خریداری کنم و میدونم با هر قدمی که پیش برم هم توکلم به خدا بیشتر و بیشتر میشه و هم تکاملم در همه زمینه ها پیش خواهد رفت و در آخر میخوام سپاسگزار خدایی باشم که وجود نازنینی چون شما و خانم شایسته عزیز رو در دوران زندگیم دارم…….
با خداباش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
کافیست بخواهیم باورهای مناسبش را بسازیم و اقدام کنیم و ادامه دهیم در این صورت جواب گرفتن ما حتمی است
حتی اگر علی الظاهر به چالشهایی بربخوریم این همان راهی است که دارد ما را به موفقیت می رساند
اعتقاد به معجزه معجزه می آورد
هر کاری را که بخواهیم انجام دهیم باتمام وجود بخواهیم و آن را انجام دهیم و حرکت کنیم و حرکت کنیم جاده برای ما هموار میشود تا حرکتی نکنیم جاده را طویل وپر پیچ و خم می بینیم باید حرکت کنیم اقدام کنیم و اینطوری جلوی راه ما هم صاف می شود و کمکها می آید چرا که ما با هدایت خدا قدم اول را برداشته ایم و با هدایت بعدی قدم بعدی را هم برمیداریم
وقتی هدفی داریم برایش کاری می کنیم و این طوری خدا که همت ما را می بیند خودش برکات را به سمت ما می آورد و این لازمه اش حرکت است
ازتو حرکت ازمن برکت
وقتی اقدام می کنیم وقتی هدف داریم به خدا می سپاریم و خدا خودش همه چیز را درست کند به شرط اقدام
شاید ظاهرا همه چیز در ظاهر بدباشد ولی وقتی ایمان به هدفت داری حرکت کن و اوضاع درست میشود
تو در را ه بنه هیچ مپرس که خود راه بگویدت که چون باید کرد
سلام به دو بی نظیر زندگیم
چیزی ک توی وجود من ازین فایل زنگ خورد بحث روابط و سلامتی بود با اینکه مبحث این فایل قرانی و توکل بود ولی باتوجه به اینکه من مدتیه توی این دو مبحث به مشکل برخوردم و یه جورایی کانون توجهم و گذاشتم ک دنبال راه حل باشم الان متوجه این دو موضوع شدم و جفتش جواب سوالام بود با اینکه خیلی کوتاه اشاره کردین ولی جواب سوالم بود خدا میدونه ک من بار بعد توی مدار بعدی و فرکانس بعد که این فایلو گوش میدم قراره چیا دستگیرم بشه ولی الان با توجه به سوالایی ک توی ذهنم بود اینارو متوجه شدم و اینه قدرت سوال و متمرکز کردن کانون توجه…..
اما بریم ک از سوالام و جوابایی ک توی این فایل بهش رسیدم بگم
مسئله ی اول سلامتی: من تا دوسال پیش از اندام متناسب با قدم برخوردار بودم هرچی میخواستم میخوردم و اضافه وزن نداشتم حتی رفتم باشگاه افراد دو گروه بودن یا میخواستن لاغر کنن یا چاق کنن ولی من متناسب بودم و همه متعجب بودن ک چرا باشگاه میرم ولی من میرفتم به این خاطر ک میخواستم بهتر بشم میخواستم شکمم صافه صاف باشه اون موقع نمیدونستم ک دارم از قانونی استفاده میکنم که وقتی شرایط خوبه تغییر کن قبل ازینکه دنیا با چک و لقد مجبورت کنه من تا مدتها اندامم خیلی خوب شده بود بلندتر دیده میشدم و واقعا هرچی میخوردم به وزنم اضافه نمیشد درست عین خواهرم شده بودم ک این ژن رو از خانواده پدریم داشت ولی با تعطیل شدن مدارس و اومدن کرونا انقدر اطرافیانم از این صحبت کردن ک واااای چاق شدیم زندگی بخور بخواب شده فلان شده و…. که تاثیر گرفتم من اصلا اونارو مقصر نمیدونم من خودمو مقصر میدونم ک چه اوضاع بدی داشت روابطم که همچین ادمایی اطرافم بودن خلاصه که چون باورام راحب اضافه وزن بهتر بود خیلی تدریجی طی دوسال 15 کیلو اضافه کردم بدون اینکه حس کنم تا ابنکه الان از 55 کیلو رسیدم به 70 و گاهی 73 با شروع شدن ماه رمضون گفتم فرصت خوبیه واسه اینکه کم کنم و اگر رویه خوب بود بعد ازین ماه هم ادامه میدم و میزارمش به عنوان شیوه ی زندگیم خداروشکر کم کردم نمیدونم چقدر ولی از تغییر سایزم متوجه شدم و برای خودم اینو خریدم ک تلاش کنم،،،، رفتم به خانوادم گفتم که من به هرچی میخوام میرسم اولیش اینه ک من به اندام دلخواهم میرسم و گذاشتم ک توجها جلب شه و به خودم اجازه ی عقب کشیدن ندم البته چون مدتیه نماز نمی خونم و منتظرم دوماه دیگ کنکورم تموم شه و اصولی برم قران و بخونم و خودم به نتیجه برسم خانوادم خیلی بهم میگن ک چرا نماز نمیخونی روزت واسه چیه و ازین حرفا…. ولی خب کاری ک درسته رو انجام میدم و نمیخوام یه موجودی باشم ک تقلید میکنه خلاصه که با گوش دادن به این فایل و اشاره کردن شما به روزه و نحوه ی غذاخوردنمون گفتم ببین ببین این یه نشونس داره میگ درسته همین روزه گرفتنو ادامه بده خدا اگ گفته روزه چون واسه جسمت هم به فکر بوده گفته ازین جسمی ک بهت هدیه دادم باید مراقبت کنی و واقعا استاد من با اینکه خانوادم اهل فست و فود و تقریبا هفته ای دو سه بار میرفتیم رستوران ولی واقعا از غذاهای فست فودی زده شدم از چیزای شیرین ک کلا از بچگی بدم میومد و گوشت هم اصلا نمیخورم گوشت و هم از بچگی نمیخوردم دلم نمیومد از یه جوونور دیگ تغذیه کنم من حامی حیوانات نیستم اتفاقا خیلیم ازشون میترسم فقط از بچگی روحم نمیپذیرفت گوشت بخورم و اگ بوی گوشت توی خورشت باشه یا مزشو احساس کنم واقعا غذا رو ول میکنم و من گفتم ببین گوشت هضمش خیلی زمان بره شیرینی جات و… ک خیلی چیزا ناخوداگاه ازشون بدم میاد خیلی داره بهم کمک میکنه روند درستیو درپیش بگیرم و یه نکته دیگ ک متوجه شدم این بود ک شما گفتین یه وعده میخورید و این اومد توی ذهنم ک اقا من دارم دو وعده میخورم سحری هم هست بعد گفتم خب پس رهاش میکنم و تا اینجا این نکاتی ک سردگم بودم براشون توی این فایل بهشون مهر خورد اینکه روند روزه و رها کردن فست فود و ادامه بدم و یک وعده غذای سالم بخورم
اما مسئله ی بعدی روابط: استاد من کلا ادمیم معمولا روابطم و درحد رسمی نگه میدارم به هرکسی اجازه نمیدم وارد رابطه بشه باهام و کلی فیلتر دارم واسه اینکه کسی بخواد وارد زندگیم بشه ولی این معناش این نیس که توی روابط ضعیفم اتفاقا برعکس خیلی قویم شما تصور کن ما میریم مسافرت توی لحظه ای ک پیاده میشیم بریم دستشویی من تو همون یکی دو دیقه با خانمایی ک اونجان ارتباط میگیرم از شهرشون سوال میپرسم از احساسی ک به سفر داشتن هرموقع یه پیرزن پیرمرد خوشحال میبینم میدوم میرم سوال میپرسم ارتباط میگیرم ببینم چه باورایی داشتن ک انقد رابطشون هنوز توی این سن خوبه و خوشحالن و توی مدرسه و اجتماع و هرجایی ک بودم افراد دو گروه بودن یا خیلی بهم حسادت میکردن یا خیلی محبوب بودم توی مدرسه توی خانواده از احترام خاصی نسبت به بقیه نوه ها یا دانش آموزا و هم سن و سالای خودم برخوردارم ولی خب کلا تنهاییمو دوست دارم اجازه نمیدم هرکسی وارد حریم خصوصیم بشه خلاصه ک پارسال هم اومدم این مرز و سفت و سخت تر کردم و تمام ادما چه فامیل چه دوست که رابطه باهاشون بهم چیزی اضافه نمیکرد یا منو از مسیر اصلی دور میکرد پاک کردم و رابطمو به صفر رسوندم باهاشون….
اما من یه دوستی دارم من خودم دخترم دوست خودمم دختره و تنها کسیه که خیلی بهم نزدیکه خیلییییی به اندازه ی تمام ادما به من نزدیکه من باهاش پارسال به مشکل برخوردم و دلیلش خودم بودم خیلی بهش وابسته شدم و چوبشو از جهان خوردم ناگهانی عوض شد و برعکس اون چیزی شد ک بود… استاد من اون موقع انقدر خیلی درد کشیدم ولی به رابطمون ادامه دادیم من فهمیدم مشکل منم خیلی سخت بود برام خیلی ولی هرجور شده کار کردم بهتر شدم دوباره یه سری مشکلای دیگ از همون جنس بوجود اومد من متوجه شدم چون یه بار مشکل بوجود اومد من حساس شده بودم توجهم و گذاشته بودم روی مشکل کلا دلیل همه چی خودم بودم و هنوزم ادامه داره با اینکه سعی میکردم خودمو اصلاح کنم تا اینکه شما توی این فایل گفتین بنویسم و یا توجهم و بزارم روی قسمتای خوب و کلا استاد من اون شرک و نداشتم از همون اول به خودشم گفتم ک این احساس از خداس و خدا از طریق همدیگ داره بهمون عشق میورزه مشکل توی عزت نفس من بود و هست ک دارم تمام تلاشمو میکنم خودمو اصلاح کنم بدون دست و پا زدن رها در اغوش خدا ک باز شما اشاره کردین و من مهر تایید گرفتم
میدونم خیلی نوشتم ولی خب استاد اینم بگم ک خیلی برام جالب بود😂🙈
استاد من رفتم مصاحبه رتبه یک کنکور ریاضی 1400 پارسال و گوش دادم استاد واسه حسابان نزدیک 30 تا کتاب زده بود استاد خیلیا میگفتن دروغ میگ ولی من احساسم بهم میگفت این داره راست میگ صداقت و توی کلامش حس میکردم و یه چیزی درونم تایید میکرد خلاصه ک ازون کتابایی ک تایید کرد و رد کرد اونایی ک مورد تایید بودن و قلبم میگفت و نوشتم و کلا شدن 50 تا من خودم برای هر کتاب یه منبع گرفته بودم ولی ازونجایی ک الان با پدرم یکم به مشکل برخوردم و پیش مادرمم و کلا پدرم مخالف اینقدر کتاب خوندنه و میگ تو نمیتونی بخونی من خودمو رها کردم و گفتم خدا تعهد منو ببینه از بینهایت طریق میرسونه اگ نمیخواست من این کتابا رو بخرم چرا منو گذاشت توی مداری ک این اگاهی رو ازین رتبه یک دریافت کنم خلاصه ک رها کردم و قدم برداشتم اولین نشونه این بود اون کتابخونه ای ک میرفتم درس بخونم دقیقا همون روز ک من رفته بودم یه رشته ی ریاضی کتاباشو فرستاده بود کتابخونه و دقیقا اون کتابی بینشون بود ک من توی کتابفروشی ها هم پیدا نکرده بودم خلاصه ک گفتم این اولین نشونس بعد گفتم پس اون 49 تا چی میشه بی خیال شدم و گفتم تو کاری نداشته باش میرسونه تا اینکه دیروز رفته بودم مدرسه امتحان بدم بعد بچه ها داشتن از کتابخونه صحبت میکردن با اینکه من هواسم بهشون نبود و توی فکر بودم یه لحظه یکی از بچه ها گفت من اصلا کتاب نمیخرم از یه کتابخونه ای ک خیلی معروف بود ولی من اونجا نمیرفتم چون دوستم جای دیگ بود و من تعریف اونجا رو شنیده بودم حای دیگ میرفتم خلاصه ک ازش پرسیدم مگ کتاب داره؟ اخه من جایی ک هستم کتاباش همه قدیمین اصن کتاب کنکوری نداره بعد گفت نه بابا جایی ک میره انقدر داره که توی انباری میزاره میری میگی چی میخوای برات میاره استاد داشتم بال درمیوردم گفتم ببین قانون جواب داد خدایا شکرت خلاصه ک سپردم اون کتابایی ک میخوام امروز عصر یکی از بچه ها چک کنه موجودیشون رو ک برم بگیرم
استاد میدونم خیلی نوشتم ولی واقعا ذوق زده بودم خیلی دوستون دارم خدا کمکم کنه به اگاهی های که بهمون میدین عمل کنم
راستی به خانم شایسته ی عزیزم خیلی سلام منو برسونید بگید دردونه ی خدا از همینجا روی ماهتون و میبوسه
باسلام خدمت استادعباسمنش و مریم جان عزیز.
اولین دیدگاه یا نظری هستش که من در سایت دارم مینویسم.درحالیکه چندماهی هست عضو شدم.وقتی همین کلیپ رو من پلی کردم برای دیدن درحالیکه سوال ها سوال من نبود اما توضیح های استادمنو تو حوزه سوالات خودم به جواب میرسوند.از همه جالبتر برام این احترام بین شماست درحالیکه من یادگرفتم وقتی یکیو خیلی دوست دارم میتونم باهاش شوخی کنم که کم ارزش جلوه بدمش وبعد بگم منظوری نداشتم شوخی بوده.یا توانایی هاش برام عادی بشه.اما از رفتار شما این درس رو گرفتم امروز ک به همون اندازه که یکیو دوست دارم بهش احترام بذارم و بابت توانایی هاش تشویقش کنم و بابت وجودش سپاسگذارش باشم واز حس دوست داشتن اون طرف هم سواستفاده نکنم کاری که خیلی ازماها یاد گرفتیم ناخواسته.
و این حرفایی ک درباره قران زدین نشون میده چقققدر ما از واقعیت دوریم چقدر ما نااگاهیم و به اسم اگاهی داریم زندگی میکنیم و چه بسا به دیگران راه و روش هم یادمیدیم.من ک خودم ۳سال معلم قران بودم اگه ازم میپرسیدن روزه چیه میگفتم به فکرگرسنه ها باشیم ولی این پیش افتاده ترین تعریف بوده و این که شما گفتین برای کنترل ذهن چنان اگاهیش به جونم نشست انگار فقط منتظر یک کلید بودم بعله این بهترین تعریف روزه اس و حالا حس دیگ ای دارم به روزه فکر نمیکنم وای هرچی بیشتر گرسنگی بکشم بهتره ثوابش بیشتره.
میفهمم من قراره اگاهیم.تمرکزم روی خودم بیشتر بشه.اگن خوردن و نخوردن من چه دخلی به حال فقرا داره وقتی نتونم بهشون کمک کنم اما وقتی ذهنمو کنترل کنم روی خودم .هدفم.ایندم.تمرکز کنم میتونم به درد اول خودم وبعد خیلی ها بخورم.
من وقتی میفهمم چقدر قران رو به غلط میخوندم و چقدر ذهنم درگیر مسائل پوچ بوده خیلی احساس رنج میکنم اما از رنجم گنج میسازم ودنبال حقیقت میرم.نه فقط برای اینکه بخواد به کسی کمک کنم برای اینکه به خودم کمک کنم خدای خودمو بهتر بشناسم و زندگی خودمو اونجوری که لایق هستم بسازم.
مچکرم استاد برای همه حرفاتون
خدایا شکرت شکرت شکرت این اگاهی ناب رو نصیب وجودم کردی به راحتی
سلام به استادعباس منش ودوستان عزیزم خیلی خوشحال هستم که درجمع شماهستم همیشه این سوال تکامل که شد توی ذهنم بودخدای ممنونم ازاینکه هدایت شدم این فایل گوش کنم وجوابش رابگیرم استاد خیلی بی نظیر هستی وتو۱۲ قدم گفتی صبرداشته باشید به موقع جواب هاتون داده میشه وحتی توفایل های دیگه گفتید که هدایت هم تکامل میخواهد وپیامبر هم درباره هدایت والهامتش تکاملش راانجام داد داشتم دیوانه میشدم ازاین همه آگاهی الان خودم همین طوری دارم میرم جلو پیشرفت وثروت وسلامتی وروابط عالی باهمه مخصوصا تمرین ستاره قطبی وفانوس دریایانجام میدهم باعشق تمام اتفاق های که میخواهم برابیفتدخودم رخ میدهم وشب میرم خودم راتحسین میکنم ولذت میبرم دیگه هیچ نگرانی ندارم خدای ممنونم تاکامنت بعدی بای
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت دوستان عزیزم
خدایا شکرت چقدر این فایل عالیه
سوال اول
اگر توکل رو ساده تعریف کنیم چطور تعریف میکنیم؟
درک من از توکل
توکل به خداوند یعنی دقیقا تـــــســلــیــم خدا بودن
وقتی ما به قدرت خدا ایمان داریم یعنی توکل داریم یعنی تسلیم هستیم چون میدونیم که نیرویی برتر از ما هست که مالک و فرمانروای کل کیهانه بخاطر همین خیالمون راحته که از مسیرهای فوقالعاده هدایتمون میکنه به سمت خواسته هامون این برای افرادی هست که بندگی میکنند واقعا
ولی افرادی هم هستن مثل یه مثال استاد توی یکی از فایلها زدن که یه فردی توی یه خیابون شلوغ دنبال جای پارک بوده برای ماشینش میگه خدایا یه جای پارک برام پیدا کن به محض اینکه اینو میگه ماشین روبروش میاد و ماشینش رو از پارک میاره بیرون وقتی اونو میبینه میگه خدایا نمیخاد پیدا کنی خودم پیدا کردم
این موضوع شاید خنده دار باشه ولی خیلی درس داره لطف خداوند همیشه شامل ما میشه ولی خیلیا هستن که نمیبینن و نمیشنون و فکر میکنن که خودشون اونکار رو کردن، درکل هدایت خداوند رو نادیده میگرن و همیشه فریاد میزنن که خدایا چرا صدای ما رو نمیشنوی مگه من بنده ات نیستم
مثال میزنم از خودم
وقتی بچه بودم یه چیزی از دستم میوفتاد خراب میشد یا میشکست از ترس مامان و بابا نجواها میومد و میگفت بدبخت شدی حالا میخوای چه جوابی بدی میگفت بیا یه گوشه قایمش کن…… خیلی چیزهای دیگه یا بگو اصلا کار من نبوده ولی چون از همون بچگی متنفر بودم از دروغ گفتن میگفتم خدایا توکل کردم به خودت میرم حقیقت رو میگم هرچی شد بشه میگفتم میدونم هوامو داری بعد میرفتم میگفتم و فکر میکردم کلی بدو بیرا بهم بگن ولی در جواب چی میشنیدم؟ میگفتن اشکال نداره فدای سرت خوبه که خودت سالمی یعنی بعد اون چنان ذوقی میکردم نه بخاطر اینکه اونا اون رفتار رو داشتن بخاطر اینکه خدا هوامو داشت کلی بالا و پایین میپریدم و از خدا تشکر میکردم 😀😁🤲
یعنی خدایا من این آرزوها رو دارم ولی میسپارمشون به خودت که از بهترین مسیرها هدایتم کنی تا بهشون برسم ایمان دارم به قدرتت پس توکل میکنم به خودت و تسلیمم در برابرت
ایمان یعنی مثالی که استاد از اکبری زدن
توی سفر به دور آمریکا قسمت ۱۳۵ استاد در مورد سفرشون دقیقا این موضوع توکل و تسلیم بودن رو توضیح دادن بسیار عالی
موضوع بعدی در مورد تکامل
موضوعی که چند وقته دارم بهش فکر میکنم و برای درک بهترش از طبیعت مثال میزنم
ما توی یک سال ۴ فصل داریم که بیشتر کلا یا میگیم تابستون یا زمستون اگر توجه کرده باشید فقط همین دوتا فصله که توی مکالمات بکار میره
چرا؟
چون تابستان گرمای شدیدی داره و زمستان سرمای شدیدی داره ولی بهار و پاییر هوا نرمال و عالیه این دوتا فصل تکامل فصلهای تابستون و زمستان هستن یعنی یکدفعه ای تابستون با هوای گرمش نمیاد بهار مسیر تکاملشه یا زمستون با هوای سردش یکدفعه ای نمیاد پاییز تکاملشه آروم آروم هوا گرم و سرد میشه ولی ما بیشتر از همین تکامل فصلهاست که لذت میبریم چون هوای خوبی داره
در زندگی ماهم دقیقا همین طوره ما بیشتر از تکاملمون لذت میبریم از یادگیری مون ببشتر لذت میبریم مثلا میخوایم زبان رو یاد بگیریم وقتی یک کلمه ی جدید رو یادمیگیریم کلی ذوق میکنیم و همین یک کلمه و یک جمله است که ما در طی زمان یه مکالمه انگلیسی رو انجام بدیم ولی باید پی در پی و پیوسته انجام بدیم تا نتیجه ی دلخواه رو بگیریم
یا مثلا یکی به یه شغلی مثلا دکتری ولی هیچی درس نخونده و هیچی ازش نمیدونه یکدفعه ای بره اتاق عمل و بخواد عمل جراحی انجام بده هیچی نمیتونه انجام بده مات و مبهوت میمونه که چیکار کنه چرا چون تماملش رو طی نکرده مطمئن اگر دست بکار بشه اون آدم جنازه اش از اتاق عمل میاد بیرون
پس دقیقا مثل فصلها زندگی ما هم نیاز به تکامل داره
موضوع بعدی در مورد قرآن
من قرآن رو قبل از این آشناییم با استاد فقط عربی میخوندم یعنی سالی پنج شش بار قرآن رو میخوندم ولی هیچ درک نداشتم ازش یعنی هـــیـــچــی بعد توی اولین فایلی که از استاد در مورد قرآن شنیدم یادم نیست چه فایلی بود ولی یادمه گفتن قرآن رو با هر ترجمه ای میتونید بخونید ولی نوشته های داخل پرانتز رو نخونید این رفت توی وجودم و خیلی هدایتی یکی همون موقعها یک قرآن با ترجمه آورده بود و استاد گفت هر ترجمه ای باشه وقتی بخونید خودتون درک میکنید که داره چی میگه یادم نمیاد ولی قبلا شاید چند آیه ازش رو به فارسی خونده بودم ولی اینبار تعهد دادم بهم خودم که کل قرآن رو با ترجمه بخونم یعنی از همون روز اولی که شروع کردم به خوندن حالم دگرگون شد تا الان هرروزی که میخوندم چنان غرق میشدم توش که حتی متوجه رفت و آمد کسی نمیشدم فقط گریه میکردم میخوندم میگفتم خدایا توی این سالها من کور بودم نمیدیدم چرا اینا رو کر بودم که نمیفهمیدم و فقط یهسری کلمات عربی رو تلفظ کردنشون رو یادگرفته بودم که به قول استاد الضـــالین رو کشیده بخونم بدون هیچ درکی بعد اینکه قرآن رو با معنیش و بدون جملات داخل پرانتز خوندم اصلا یه آدم دیگه ای شدم روحم لطیف تر شد نزدیکی خدا رو بیشتر درون خودم احساس کردم آرامشم بیشتر شد شادتر شدم آروم تر شدم یعنی هر روزی که میخوندم خدا رو صد بار شکر میکردم و توی دلم از استاد تشکر میکردم و آرزوی موفقیت میکردم براشون
چقدر شگفت انگیزه این کتاب هر باری که میخونم فکر میکنم که اولین بارمه میخونمش چون درکم بالاتر میره چیزهایی رو میشنوم که دفعه ی قبل اصلا درکش نکرده بودم خدایا شکرت که در این مسیر هستم
موضوع بعدی روزه
وقتی روزه میگیریم به این معنا نیست که فقط چیزی نخوریم و هر کار نادرستی که خواستیم انجام بدیم
روزه یعنی کنترل تمام ورودی ها شنوایی، بینایی، چشایی، لامسه، بویایی همه و همه رو باید مراقب باشیم نه اینکه فقط دهن رو از خوردن بسته نگهداریم ولی مثل خیلی از افرادی که میبینیم و الان ما رمضانم هست درکش بهتره به اصطلاح طرف روزست ولی تمام وقتش رو میذاره برای بقیه که فلانی چیکار کرد کجا رفت کی روزه میگیره کی نمیگیره از گرسنگی اذیت میشن عصبانی میشن اکر فردی رو ببینن که داره یه چیزی میخوره میگن خاکبرسر با این هیکلش و هزار جور بدو بیراه دیگه بهش میگن که چرا داره میخوره آقاجان تو از کجا میدونی اون طرف شاید افکار و باورهاش سالمتر از تو باشه خیلی از اینجور افراد رو دیدم با این دید
ولی درک خودم از روزه اینکه نخوردن و نیاشامیدن خیلی به کنترل ذهن کمک میکنه یعنی وقتی خوراکی ای رو میبینی سخته جلوی خودت رو بگیری ولی اینکار رو میکنی
این برای افرادی که درک میکنن باعث میشه که از دروغ و تهمت و از هزارتا کارنادرست دیگه هم دوری کنن
یعنی ۳۰ روز اگر این روند واقعا انجام بشه از افراد یه آدم دیگه ساخته میشه چون اون گوش ندادن به ناخواستها میشه جزئی از عاداتش
اون صحبت نکردن و دخالت نکردن در زندگی بقیه میشه جزئی از عاداتش
چون اون نشنیدن ناخواستها میشه جزیی از عاداتش
چون رفتار خوب میشه جزئی از عاداتش
چون لذت بردن از زندگی ساده میشه جزئی از عاداتش
ولی بشرطی که همیشگی ادامه داشته باشه این روند نه اینکه به محض تموم شدن اسم ماه رمضون اعمال صالح افراد هم تموم بشه که متاسفانه همینجوریه
من از وقتی در این مسیر متولد شدم بیشتر زندگیم روزه بودم از رفتار و گفتار و کنترل ذهن دارم آرامش دارم و حالم همیشه خوبه چه توی این ماه چه بقیه ی ماها من برای حس خوب و رفتار درست منتظر روز یا ماه بخصوصی نیستم دیگه این روزه ای که گفتم شده تقریبا جزئی از عادت هام
سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر این فایل عالی که به تفکر واداشت مارو
بهترین بهترینها رو براتون آرزو میکنم
ان شاءالله که همیشه غرق در شادی و لذت و تسلیم خدا باشید
عاشقتونم بینهایت
امیدوارم در سفر به دور آمریکا بهترین لذتها رو تجربه کنید در پناه خدای مهربان
♥♥♥♥♥♥♥♥
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت شما استاد عزیز و مریم خانوم شایسته ، من میخواستم این سوال رو بپرسم که آیا با توجه کردن باور ها شکل میگیرند یا نه ، مثلا من من که فوتبالیست تو ذهنم با تمرکز بر گل زدن و به احساس خوب رسیدن این فرکانس رو ارسال میکنم و واقعا هم جواب داده به میزانی که این کار رو خالص تر و بیشتر انجام دادم ، و باور های مخربی هم مثل ترس داشتم ، آیا میشه که با تمرکز کردن به روی خواسته هام باور ها به وجود میان و اون کد های مخرب هم با توجه نکردن کم رنگ میشن یا باید دلیل بر نقض این کد های مخرب بیاریم ولی به نظرم این نمیتونه درست باشه چون تمرکز میره سمت ناخواسته ها ، کل سوالم این بود که شما استاد اومدید باور نوشتید و روشون کار کردید ، یا با تمرکز و توجه به خواسته هاتون باور هاتون شکل گرفتن ؟ ممنون میشم پاسخ بدین
باتشکر .
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم
معنی توکل به زبان ساده و قابل فهم : ایمان داشتن به خدایی که هر لحظه تو همه زمینه ها هدایت میکنه امید داشتن به رحمت خداوند به هدایت خداوند که هرلحظه تو زندگی مون میبینیم و قابل درک هست برامون با کارکردن رو خودمون ما در مدار هدایت خداوند بیشتر و بیشتر قرار میگیریم
سوء برداشت در مورد قانون تکامل که مانع قدم بر داشتن میشه که با کمال گرایی میخوایم از هر لحاظ بهتر بشیم بعد قدم برداریم و این مشمول طی کردن زمان هست در حالی که تکامل محدود به طی زمان نیست بلکه نیاز به کسب تجربه به صورت گام به گام هست هرچقدر در مورد زمینه کاری هرروز یه چیزی یاد بگیری تو یوتوب فیلم ببینی و تو کارت ازش استفاده کنی اجرایش کنی و آروم آروم بهتر بشی و این بهتر شدن و کسب تجربه در عرض سه ماه میتونه تو رو از دیگرانی که سالها تو همون کار هستند و دنبال کسب مهارت و تجربه بیشتر نیستند جلو میندازه و با تجربه ها و درسهایی که از حرکت کردن میگیری تکاملت رو به خوبی طی میکنی که استاد در موردش مثالهای خوبی زدید که قطعا با این مثالها قابل فهم تر و منطقی تر میشه قانون تکامل رو یاد گرفت
برای شروع کار همین که اصول اولیه و بیس کار رو یاد گرفتیم باید کار رو شروع کنیم در مسیر بهتر بشیم و این باور رو بسازیم که من توانایی پول ساختن رو دارم و با همون ورودی کم هم این انگیزه و احساس خوب رو ایجاد کنم که من تونستم یه ورودی مالی داشته باشم همین آرامش و احساس خوب کمک میکنه من بهتر رو باورهام کار کنم و بدون عجله رو همه باورهای ثروتم کار کنم شخصیتم رو تغییر بدم نتایج هم بیاد
نحوه پیدا کردن قوانین و درک و منطقی کردن قوانین که استاد در زمینه های مختلف بهش رسیدند : اولا کنجکاوی مقدس داشتن ایجاد سوال درست دوما پیدا کردن الگوهای تکرار شونده که استاد این شیوه رو در درک قرآن با پیدا کردن ریشه کلمات و تکرار اون کلمات در قرآن به یه الگوی منطقی رسیدند مثال عالی در مورد طبیعت و رفتار مرغ و خروسها و الگوی تکراری اون رفتار شما رو به درک قانون در طبیعت میرسونه یا در مورد روابط تکرار یه رفتار و عکس العمل مشابه در همه موارد به صورت تکراری شما رو به الگوی مناسب میرسونه که آیا این رفتار درست هست یا نه اگر ما باور داشته باشیم که دنیا قانون داره اطلاعاتمون رو در مورد موضوع مد نظرمون سعی میکنیم کامل کنیم و به قانون پی میبریم
در مورد درک درست قرآن نیاره که ما بدون هیچ پیش فرضی با ذهن پاک قرآن رو مطالعه کنیم و توی ترجمههای قرآن جملات داخل پرانتز رو که برداشت شخصی خود مترجم هست رو نخونیم و از نرم افزارهای ترجمه قرآن که خیلی راحتتر میشه ترجمه های دقیق رو داشت استفاده کرد و سعی کنیم بدون پیش فرض ذهنی درک کنیم که خداوند در قرآن چه چیزی رو گفته به اصل بپردازیم که بارها در آیات مختلف تکرار شده رو مورد بررسی قرار بدیم
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ای اهل ایمان، بر شما هم روزه واجب گردید چنانکه امم گذشته را فرض شده بود، و این دستور برای آن است که پاک و پرهیزکار شوید.
روزه گرفتن برای رسیدن به پرهیزگاری تقوا یا همون کنترل ذهن هست در دوره قانون سلامتی این سلامتی و کنترل ذهن با درک و شناخت سیستم بدن کاملا دقیق و منطقی بررسی شده و این حد از سلامتی و آرامش و احساس خوب وتمرکز بالا اعتماد به نفس رو بالا میبره که باعث رشد در همه زمینه ها میشه و کنترل ذهن بیشتر رو به همراه میاره
استاد و مریم جانم عاااااشقتونم که انقدر زیبا مریم جانم سوالات رو بدون اطلاع شما استاد از نوع سوالهای پرسیدند و شما هم کاملا تسلیم و رها با هدایت خداوند به زیباترین ساده ترین و قابل فهم ترین شیوه ممکن جواب دادید و مریم جانم که در انتها هر جواب فایلهایی که به درک بیشتر کمک میکرد معرفی کردند دوازده قدم، دوره های ثروت یک ، دو ،سه فایل دانلودی چگونه مولد ثروت باشیم بی نظیر بود این فایلها ارزشمندی این فایلها رو به مرور بیشتر و بیشتر با بالا رفتن مدارم میتونم درک کنم عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
خدای بزرگم رو شاکرم🤲🤲
به خاطر تمام نعمت هایی که به من داده🤲🤲
از هرچیزی که به من داده بهترینش بوده👌👌
هر چه شما فکرش رو بکنی از پدر و مادر و همسر و فرزند گرفته تا شغل و محل زندگی و …
البته این بخشش خداوند نه فقط برای من بلکه شامل همه مخلوقاتش هست🙏
زمانی که خداوند آدم را خلق کرده در واقع نهایت برکت، رحمت، نعمت و بخشش را نثار انسان کرده.🙏
خداوند را شاکرم که به واسطه راهنماییهای استادم🌹 استاد عباس منش🌹 که برای من 🌹بهترین استاد روی زمین🌹 هست به تدریج با طی کردن مراحل تکامل به این نقطه رسیدم و این رو درک کردم که من مالک بهترینها هستم و هنوز هم خداوند من را راهنمایی می کنه و رو به صعود هستم.🤲🤲
هر روز نسبت به روز قبل احساس خوشبختی بیشتری دارم.🤲🤲
به خاطر نمیارم ولی مطمئنم روزی در زندگیام از خدای خودم خواستم که زندگی راحت و خوبی داشته باشم بعد در مناسب ترین زمان خداوند من را در مسیر آشنایی با استادم قرارداد اونهم بهترین استاد کسی که چیزی را به دیگران توصیه نمی کنه مگر اینکه خودش نتیجه موفقیت رو لمس کرده باشه و با سخاوت تمام مراحل تکامل خودش رو در اختیار متقاضیان سعادت قرار میده
از مریم بانوی عزیز هم خیلی سپاسگزارم که راهنمایی ها و کمک های ایشان برای من به منزله کلاس حل تمرین هست.
از خدای مهربونم میخوام که این نوع شناخت از خودش رو نصیب همه بندگانش کنه و همه بندگانش از صمیم قلب توکل کنند و سعادت رو فقط از خودش بخوان که معنای واقعی توحید هست.
باسلام به استاد عزیزومریم دوست داشتنی
من مدت۶۳۲روزه عضوسایت شدم ودراین مدت هرروز روی باورهام کارکردم
نتیجه ها عالی بوده ولی بیشتر از همه روی باورهای توحیدی ام که منو وصل میکنه به انرژی منبع بیشتر کارکردم ووقتی صحبت از توکل میشه نمیتونم جلوی اشکام رو بگیرم وتو اینمدت فقط توکل وامید تونسته منو سرپا نگه داره خدایا شکرت
وهرروزم برام زیباترین روز بوده ومن عاشق این آگاهی ها هستم که از شما دریافت میکنم
ومن قانون تکامل رو خیلی عالی رعایت میکنم البته نجواهای شیطان همیشه هست ولی صداش رو شناختم
وزود متوجه میشم که میخواد ناامیدم کنه یکی از نجواها اینه که میگه تو این مدت ۶۳۲روز چیکارکردی؟
وصدای قلبم بلندتر شده نسبت به قبل بهش میگه کلی آگاهی در مورد قوانین کیهانی بدست اوردم
شکرگزار ترشدم
خداروتوقلبم احساس میکنم
احساس آرامش وصف نشدنی دارم
صدای شیطان رو شناختم
از دیدن یه گل کوچک به وجد میام وخداروشکرمیکنم مثل مریم جون
از صدای پرندههالذت میبرم
مراقبه من با صدای پرنده وصدای آبه
ومن مسیررسیدن به هدفم پر از لذت وبیداریه
وهرروز بهتر از روز قبلم هستم
آگاهتر
بیدارتر
ودر مسیر درستتر
یه مورد که هرروزبهم یاداوری میکنه واون صدای خداست اینکه تواین مدت که در مسیر اگاهی قرارگرفتم در سلامتی کامل بسر میبرم خدایاشکرت
وهرروز ازخدا میخوام که راه درست وروشن رو بهم نشون بده
وراه درست همین مسیریه که دارم میرم وهمش لذته
در پناه خداوند شاد وسلامت باشید🙏
خدایا سپاسگزارم
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته نازنین…
توکل ، تکامل، هدایت،صبر……. استاد عزیز هر یک از این کلمات دنیایی از درس و موفقیت در خودشون دارن و وقتی این کلمات از زبان و افکار شما توضیح داده میشن چقدر قابل فهم تر هستند برای من از وقتی دوره ۱۲ قدم رو شروع کردم و قدم اول رو گرفتم و جلسه قرآنی قدم اول که شما در باره هدایت صحبت میکنید من تازه با معنی واقعی و اصلی توکل و هدایت کمی آشنا شدم و وقتی به اندازه توان خودم اون رو ور زندگیم پیاده کردم استاد اگه نگم اتفاقات معجزه آسایی در همه زمینه های زندگیم رخ داده بی انصافیه….و چقدر شما توکل و هدایت و تکامل رو به نحو احسن باز کردید و توضیح دادید و بی صبرانه میخوام در چند روز آینده قدم دوم رو هم از سایت خریداری کنم و میدونم با هر قدمی که پیش برم هم توکلم به خدا بیشتر و بیشتر میشه و هم تکاملم در همه زمینه ها پیش خواهد رفت و در آخر میخوام سپاسگزار خدایی باشم که وجود نازنینی چون شما و خانم شایسته عزیز رو در دوران زندگیم دارم…….
سلام
آن چیزی که همیشه به ما جواب میدهدتوکل به خداست
با خداباش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
کافیست بخواهیم باورهای مناسبش را بسازیم و اقدام کنیم و ادامه دهیم در این صورت جواب گرفتن ما حتمی است
حتی اگر علی الظاهر به چالشهایی بربخوریم این همان راهی است که دارد ما را به موفقیت می رساند
اعتقاد به معجزه معجزه می آورد
هر کاری را که بخواهیم انجام دهیم باتمام وجود بخواهیم و آن را انجام دهیم و حرکت کنیم و حرکت کنیم جاده برای ما هموار میشود تا حرکتی نکنیم جاده را طویل وپر پیچ و خم می بینیم باید حرکت کنیم اقدام کنیم و اینطوری جلوی راه ما هم صاف می شود و کمکها می آید چرا که ما با هدایت خدا قدم اول را برداشته ایم و با هدایت بعدی قدم بعدی را هم برمیداریم
وقتی هدفی داریم برایش کاری می کنیم و این طوری خدا که همت ما را می بیند خودش برکات را به سمت ما می آورد و این لازمه اش حرکت است
ازتو حرکت ازمن برکت
وقتی اقدام می کنیم وقتی هدف داریم به خدا می سپاریم و خدا خودش همه چیز را درست کند به شرط اقدام
شاید ظاهرا همه چیز در ظاهر بدباشد ولی وقتی ایمان به هدفت داری حرکت کن و اوضاع درست میشود
تو در را ه بنه هیچ مپرس که خود راه بگویدت که چون باید کرد
just do it now