مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 7
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه












به نام خالق
خدارو شکر میکنم بابت این اگاهی ناب و ارزشمند
استاد از همون اوایلی که با شما اشنا شدم این فرق رو که به واسطه وصل بشی یا نه رو کاملا احساس کردم و درک کردم و بنا به تجربه کم این ها رو با دیگران به اشتراک میزاشتم و به نوعی سعی داشتم دیگران هم این حقیقت رو بهش برسن
وخیلی برام جالب بود که هیچ وقت به این وضوح برام جاش ننداختی دقیقا همون اوکی و همون استارتی بود که میخواستم از زبون شما بشنوم برای این که بدونم مسیر درسته یا نه
ببینم باور من درست بوده اون هدایتی که از طرف یک نیروی برتر بوده درسته و کاملا درکش کردم
بله
توحید یعنی یگانگی رب
توحید یعنی تمام قدرت تمام ثروت فقط مال اونه
توحید یعنی رفتن و مطالعه کردن و به درک رسیدن به یقین رسیدن
یادمه با ی دامادی داریم داشتم صحبت میکردیم خوب خیلی مقاومت داشتن و خیلی بیشتر امام پرست بودن تا خدا پرست من ی توضیح کوچیکی دادم و استاد همیشه این مسال دعای کمیل و نامه 31 رو همیشه زدم
من ی توضیحی دادم دیدم نه جو کلا اینجوریه اگه عضو اون خانواده نبودم و امکانش بود راحت منو به قول خودشون به جهنم میفرستادن تا این حد
گذشت فردا اون دامادمون اومد پیش من و بحث وام بود و این حرفا من گفتم میشه بدون وام و قصط و اینجور چیزا زندگی کرد خدا خودش گفته ان اقول له کن فکیون و معنی این ایه رو گفتم که گفت کن فیکون یعنی نابود تو چطور میگی یعنی موجود شدن گفتم فرق من با شما اینه من میرم مطالعه میکنم فایل گوش میدم به معنی درست میرسم شما ی چیزی که از گذشتگان به ارث بردین رو چشم بسته قبول میکنید
واقعا همینه ولی من کاری با دیگران ندارم
من ی خدایی رو دارم توی وجودم احساس و درک میکنم که بینهایت مهربان بینهایت غفور بینهایت ثروتمند و قدرتمنده که من کافیه بندگی اون رو بکنم
و واقعا این نگاه و این دید رو همه ما امتحان کردیم کسی حاضر نیست قبول کنه چرا که خودشون رو به ی مبحث و محیط خاص محدود کردن و حاضر نیستند از چهارچوب ذهنی که دارن خارج بشن
خدارو صدهزار مرتبه شکرت که این توحید رو با کلام شما تونستم درک کنم
خیلی سپاسگذارم استاد عزیزم بینهایت شاکر و سپاسگذار خداوند هستم که منو هدایت کرد به سمت مسیر عشق مسیر زیبا مسیر ابراهیم خلیل مسیر سید حسین عباسمنش و تمامی اعضا سایت تا بتونم این نیرو رو درک و ازش برای گسترش خودم استفاده کنم
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش
من هم تجربه مشابه دارم هر جا رو خودم وخدا حساب باز کردم جواب گرفتم وهر جا دیگران رو تو ذهنم بزرگ کردم وخواستم اونها کاری برام بکنن به در بسته خوردم وشوکه شدم
این شرک مخفی اینقدر پاشنه اشیل بزرگی هست که به راحتی شناخته نمیشه ومنطقی که پشتشه خیلی بزرگه
کلااین جور اموختیم که پارتی .روابط وپول همه کارها رو پیش میبره وتا وقتی که این باورهای اشتباه کنار نره توحیدی نمیشیم باید خیلی جدی انها را شناخت وباور توحیدی ساخت که خدا همه کاره س ودر مسیرش حرکت کرد وایمان داشت تا معجزات رخ بده
بنام خالق زیبایی ها
درود میفرستم به استاد مهربانم و بانو شایسته نازنین و همه همراهان گرامی
اینجا هر چه از عشق و محبت بگم کم گفتم و هرچه بیشتر در این سایت وقت میگذرونیم واقعأ به خدا نزدیکتر و اگاهی بیشتر نسبت به قوانین شگفتی آفرین جهان میرسیم.نمیشه فقط در این چند جمله خلاصه کرد این همه رو چون لحظه لحظه ، هرچی بیشتر اینجا میخونم و گوش میدم متحیر میشم و سپاسگذار خداوند میشم بابت اینکه منم میتونم جز بندگان واقعی او باشم
چند روزی بود که سردرگم شده بودم و تردید به سراغم امده بود که از خدا خواستم نشانه ای برایم بفرسته که مثل یک معجزه با این فایل روبرو شدم و ظاهرأ به تازگی در سایت بارگذاری شده بود . با گوش دادن چندین باره این فایل أشک شوق در چشمانم جاری شد و مهره بطلانی شد بر همه تردیدهایم…
سپاسگذار خداوندم بابت این همه نعمت و زیبایی
درود درود درود به استاد عباس منش عزیز ، و درود به همه اعضای خانواده بزرگ عباس منش. بسیار عالی بود ، بقول آمریکایی ها Mind Blowing بود 😂😂 و یه تشکر ویژه از خانم شایسته … استاد در مورد هرچی صحبت میکنن، خانم شایسته رفرنس میده به فایل فلان و فلان . چقدر هوشمندانه و مسلط هستن .خدا رو شکر . استاد من در مورد این آیه برای بقیه دوستان که توی مدار بودن حرف زدم ولی هر بار که شما در موردش حرف میزنید بازم احساس میکنم این مطالب جدیده . واقعا نکات بسیار ریزی رو اشاره کردید. مثلا یکیش اینکه ما همش تو حاشیه هستیم و گیر میدیم به جزییات و از اصل موضوع غافلیم، که اینو من خودم تجربه اش کردم . من جایی کار میکنم که تعدادی از همکاران ما اهل سنت هستن و تعدادی شیعه و این حاشیه ها رو همیشه میبینیم ولی اصالت رو به خدا نمیدیم … یه نکته دیگه اش خداوند بهمون الهام میکنه و خیلی ها اینو نمیپذیرند ، مخصوصاً مذهبی ها که من دارم میبینمشون. و خودم یکی از اونها هستم .یه وقتایی همون آدمی که هر روز نماز میخونه با تاکید بر تمام جزئیات جوری از اصل غافل شده که وقتی یه اتفاقی براش می افته نمیگه ذهن من چیه ، میگه خدا فلان و چنان … انگار منت سر خدا میذاره . من یه عمر برات نماز خوندم ولی تو زدی فلان وسیله رو خراب کردی سلامتی رو ازم گرفتی ،فقط کم مونده ، استغفرالله بگن چه خدای ناسپاسی هستی … ما اونقدر غرق در حاشیه هستیم اونقدر گوش به فرمان نجواهای ذهنمون شدیم که یادمون رفته خدا روح خودش رو در درون جسم مون قرار داده.
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار
خداروشکر میکنم که میتوانم در مسیر رشد و شناخت بیشتر خودم کار کنم و فرصت زندگی کردن و استفاده از نعمتهای رب مهربانم بیشتر استفاده کنم و بتوانم قدر نعمت زندگی کردن را بیشتر بدانم.
حساب کردن روی دیگران موضوعی که به قول استاد همه به نحوی تجربه کردیم و سیلی هاش هم خوردیم و خداروشکر که این سیلی خوردن برای من نتیجه اش هدایت شدن به مسیر توحید و خداشناسی واقعی در این سایت بود.
قبل از این همیشه باور داشتم دیگران روزی به دردم میخورند وبراساس همین باور کسب وکارم را راه انداختم همراه با شراکتی که اونهم نتیجه باورهای شرک آلودم بود.باور شرک آمیز حساب کردن روی دیگران من رابه جایی رساند که حتی برای پول نان مشکل داشتم و زندگی ام به زیر صفر رفت امه خداروشکر با تغییر باورهام به بعد از آشنایی با استاد عباس منش کم کم بدهکاری ها و وام ها رو تونستم بدهم و با اعتماد به الله مهربانم و توکل به رب تونستم زندگی ام را از نو بسازم و خداروشکر دارم خودم رو آماده میکنم برای شغل که دوستش دارم و اصلا از کار کردنش خسته نمیشم .خداروشکر الان توی این موضوع پیشرفت خوبی داشتم چون هروقت که میام دوباره روی دیگران حساب کنم روحم و ذهنم آلارم میده که داری راه رو اشتباه میری و همین برام کلی ارزش داره چون متوجه میشم و برمیگردم تا خودم رو اصلاح کنم.
باور حساب کردن روی دیگران یکی از باورهای بتنی هست که سخت توی ذهن من نشسته بود و الان خیلی خوشحالم که شناختمش وحواسم هست که به بیراهه من رونبره.
شاد باشید و تندرست ثروتمند در دنیا وآخرت
سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته ودوستان خوبم.
صحبت من برای اون تایم صحبته استاده که میگه من روی دیگرون حساب میکردم و دیگه کسی نبود،
من این تجربه رو توی مغازه کرایه کردن داشتم اما برعکسش رو:
که برادرم بهم گفت برو جلو مغازه رو کرایه کن، من هستم پول کم آوردی هستم،جنس خواستی بهت میدم ،کرایه نداشتی بدی من بهت میدم تو بعدن بهم پس بده وفلان وبیصار….
که در آخر سر حتی نیومد ببینه من کجا مغازه زدم و بقیه داستان که اصلا برام مهم نیس که حاشیه سازی کنم،
من واقعا هیچ پولی نداشتم برای رهن مغازم، واقعا هیچی که میگم یعنی صفر بودم صفر مطلق،
حالا قشنکی کاره من اینجا بود که من توی دل خودم گفتم برو بابا من روی تو که سهله روی هیچ بنی بشری حساب نمیکنم،چیزی که استاد گفته،
من به ح فای استاد ایمان دارم پس چون ایمان دارم باید عمل نشون بدم،
وبلند شدم اومدم اون مغازه ای رو که دیده بودم وصحبت کردم که کرایه کنم،
چند سری رفتم اومدم حرف زدم تا شبی که قرارشد قولنامه رو بنویسم،
بازم خداشاهده هیچ پولی نداشتم اما عین کسایی عمل کردم که انگار پول توی کارتشونه،
اما دقیقا نیم ساعت قبل ازاینکه قرارداد نوشته بشه پدرم زنگ زد که من فلان قدر پول دارم باهاشم فعلا کاری ندارم،شماره کارت بده برات بریزم،
بخدا یادم نمیره دهنم باز مونده بود که چطور میشه که اینطوری شد و پول ازکجا اومد،
واقعا تجربه ی من توی اینکه بکسی اعتماد نکن و حساب نکن،
و از جایی میرسه که بهش حتی نمیتونی فکرکنی رسید،
و من اون مغازه رو کرایه کردم،
و دارم توش کاسبی میکنم،
و واقعا هم دارم میترکونم،
خواستم تجربه خوبی که داشتمو توی توکل بخدا براتون بزارم،
اما واقعا دلی باید ایمان داشته باشیم ووقتی دلی ایمان داری یعنی بهش عمل میکنی،ووقتی قدم برمیداری و بهش عمل میکنی هیچ وقت روتو زمین نمیندازه،
من همیشه تیکه کلامم پیش خودم اینه که اگر به چیزی که باور داری یعنی باید بهش عمل کنی،ووقتی عمل کنی جواب میگیری،چرا چون باورش داری،ودنیا کاری جزاین نداره که انسان هارو به باوراشون برسونه،
««««انسان ماشین ساخت باوراشه»»»»
بنام خدای جان
سلام به استاد عباس منش عزیز خدا رو شکر میکنم که هر لحظه فرشتگانی از طرف خودش رو سر راه من قرار میده و شما قطعا یکی از اونها هستتید من مدتیه که فایلهای شما رو گوش میکنم و در مورد این فایل سوال داشتم من میدونم که قدرت مطلق خداست و باید بی واسطه از اون خواست ولی نمیدونم چطور میشه به قرآن اعتقاد داشت ولی دین خاصی نداشت و مسلمون نبود و شما بارها میفرمایید پیامبر یا حضرت علی بعد گفتین دین خاصی ندارم و یگانه پرستم در کل احساس میکنم دین خیلی مقوله پیچیده ای هستش و چیزی که تا الان به اسم دین شنیدیم زیاد منطقی و حتی قلبی نیست
و اینکه من شروع کردم به خوندن معنی قران همونطور که شما فرمودید که اگه واسمون مهمه باید بریم بخونیم ولی من عربی نمیدونم و احساس میکنم معنی فارسی اونم زیاد درست نیست و دست و پا شکسته که عربیشو معنی میکنم بیشتر وقتا اونی نیست که زیرش نوشته میشه راهنماییم کنید چه کنم
خدارو شکر و ممنونم اول از خدا که شمارو سر راهم قرار داده و بعد از شما که دریچه های جدیدی روی چشمهای من باز میکنید
سللم دوست عزیزم
فایلهای توحیدی استاد رو خیلی گوش کن ، فایلهای کلاب هاوس رو حتما گوش کن ؛ نکات کلیدی و توحیدی خوبی دریافت میکنی
وقتی استاد در مورد امامان میگه منظور دین خاصی نیست ، منظور اون رفتار توحیدی و سبک الهی اوناست که ما میتونیم ازشون الگو بگیریم ؛
خدایاشکرت که چند مدته دارم هدایت میشم به فایلهای توحیدی و توحید عملی و یکتاپرستی
متوجه شدم که باید توحید عملی رو همیشه در زندگیم پیاده کنم
نه اینکه ی گاهی بقولا در آغوش خدا باشم و لذت ببرم و یادم بره سریع که خدارو چجور قبول کردم و شروع کنم دست و پا زدن تو روزمرگی
خدایاشکرت که من از زندگی قبلی که به ظاهر مذهبی بودم نجات پیدا کردم
یادمه همیشه وقتی نماز میخوندم برام سوال بود اخه چرا باید وضو اینجور گرفته بشه
چرا انقد سخته عبادت خدا
این سوالات تو ذهنم بود که خدایا خودتو بمن بشناسون
من دلم میخواد درون خودم و طرز عبادت خدا رو بدونم
و الان اینجام تا آگاه بشم
و آگاه شدم و دارم تو زندگیم استفاده میکنم
درسته خیلی جای کار دارم
ولی خدا رو حس میکنم تو زندگیم
تو وجودم
و چه راحت شده رابطه منو خدا
بدون هیچ اصول و قاعده سختی که به ظاهر مذهب واسمون تعیین کردن
همیشه وقتی داستان ابراهیم رو تو دبیرستان میشنیدم تو قرآن و کتابا
میگفتم خدایا منم دلم میخواد مثه ابراهیم دین پدرانم رو قبول نکنم و بگردم ببینم چه دینی میخوام و خدا رو چجوری میخوام عبادت کنم
و الان میبینم که در مسیری هستم که دوست دارم
مسیر یکتا پرستی
مسیر توحید
مسیر درک خدا و قانون جهان
خدایا ممنونم
هرروز بیشتر سیستمی بودن و انرژی بودن خدا رو درک میکنم و بیشتر عملی میکنم تو زندگیم این قانون رو
فایلهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت رو می دیدم این چند روز و مدام میگفتم خدایا منم دلم ی اینجور جایی میخواد هدایتم کن
این چند مدت انقد به جاهای زیبا و فوق العاده هدایت شدم که واقعا این کوچکترین مثال بود از هدایت خدا
حتی اون تونلی که استاد ازش رد میشد و صداشو اکو میداد😅
و قبل و بعد اون زیرگذر پر از درخت و سرسبزی بود
من دلم چنین مسیری واسه پیاده روی خواس
و خدا هدایتم کرد به یک پارکی که دقیقا همین شرایط رو داشت با بوی گل و درختان بهاری😍یادم که میاد مست میشم
از این همه عشق خدا و هدایت خدا
خداروشکر که ما میتونیم زندگی خودمون رقم بزنیم
و این افکار قبل رو تغییر دادیم درسته جای کار داریم ولی بالاخره فهمیدم که خدا خصلت انسانی نداره که از یکی خوشش بیاد ببرتش بالا و از یکی بدش بیاد بزنتش زمین
همه چی به افکار ما برمیگرده
و اختیار زندگیمون دسته خودمونه
ی مساله دیگه درمورد توبه
وای که چقد من اذیت میشدم سر اشتباهاتی که انجام میدادم و میگفتن گناه کبیره گناه صغیره واقعا این صحبتا با روح من در تضاد بود
این عذاب وجدان و افکار منفی که در اثر اشتباه میومد تو ذهنم
مدام اتفاقات بدتر میفتاد
ولی از وقتی فهمیدم که هر اتفاقی بیفته اتفاق خوبه هس
و من در تکامل و رشد ممکنه اشتباهاتی بکنم و لازمه که یاد بگیرم مسیر رو
پس نباید خودمو سر زنش کنم
زندگی واسم بهشته
من دارم بهشت رو توی این دنیا تجربه میکنم
از آرامش روحی و روانی که بدست آوردم
از سلامتی و زیبایی که بدست آوردم
از زندگی با عشق و خوشبختی که بدست آوردم
از روابط و کار عالی که بدست اوردم
خدایاشکرت هزاران بار
خدایاشکرت که در مدار این آگاهی ها بودم و مشتاقم بازم آگاه بشم و عمل کنم تو زندگیم❤️❤️
تحسین میکنم استاد عزیزم و مریم جان رو که انقد توحیدی و یکتاپرست هستن💓
به نام الله نور و سماوات و فی الاعرض
سلام به بهترین بندگان هدایت شده خداوند
خدایا از اینکه تو همیشه میدونی من دانایم
از اینکه من همیشه میدونم نادانم
پس ای دانای توانا
هدایت کن این نادان ناتوان را
شاعر سجاد طبسی نژاد🤗🤗
هرچقدر بیشتر که به خودشناسی میرسیم و این مسیر و ادامه میدم بیشتر به این موضوع پی میبرم که
«بندگی یا بردگی»
واقعا وقتی بیشتر آگاه میشیم و میببنیم که از خودمون گرفته تا بخصوص انسانهایی که اصلا روخودشون کار نمیکنند بجای بنده خداوند باشند اما متاسفانه برده مردم هستند
اما بازم جای شکرش باقی ست که هرکدوم از ما با ضربه خوردن در مسیر برده بودن باعث شد که درخواست های هدایت به بندگی داشته باشیم
واقعا به هرطرف که رو کنی خدا رو میبینی
بقول الهی قمشه ای میگه ازم پرسیدن که چگونه میشه خدارو دید من میگم چجوری میشه خدا رو ندید
یعنی جایی نیست که بگی اونجا دیگه خدا حاضر نیست و وجود نداره پس موجودیت خداوند مثل همین اکسیژنه هرکجا بری وجود داره فقط بستگی به هرکسی داره که آیا خودش میخواد از قدرت خالقش استفاده کنه یا نه،،
استاد خیلی خیلی ممنونم ازت که بازم این موضوع رو الهامات خداوند رو بازگو کردی
چونکه یکی از واضح ترین الهاماتی که به من تقریبا ۳ سال قبل از خداوند بهم شد رو دقیق یادمه چه وقتی،چه مکانی با چه احساسی و در چه موردی بهم گفته شد و همیشه بهش ایمان و باور دارم که اون الهام شدن برام حقه ،راسته خداونده، پس من هیچ نگرانی و باور محدود کننده ای درموردش ندارم و من نمیدونم دقیقا کجا،چگونه،چه کسی ،از چه راهی اون وارد زندگیم میشه بلکه فقط به این ایمان دارم که خودش به سادگی و بهترین اون به سمت من هدایت میشه،
و استاد وقتی این نوع صحبتهایی رو میکنی که حالم بهتر میشه 🤗🤗🤩🤩
واقعا چقدر حاضریم که بنده ی خدا باشیم و بجای اینکه تسلیم حرف و نظر مردم یا هرعوامل بیرونی بشیم بجاش تسلیم هدایت خداوند بشیم مثلا وقتی به یه کاری که عشق قلبی داریم و بخاطر شرایط الانمون تسلیم حرف و نجواهای ناامید کننده نشیم که چمیدونم تو این کار آینده نیست ،ثروت نیست،و….. بلکه به خودمون بگیم اگر این کار با احساس قلبی من هماهنگه پس به این معناست که خداوند هم خودش بی نهایت هدایت و ایده و ثروتسازی برامون داره ولی اگه ما بریم سراغ کاری که فقط مردم میگن خوبه و ما هیچ علاقه و حسی بهش نداریم پس به خدا اعتماد کنیم و نریم سمت اون کار چونکه اگه بریم زندگیمون میشه جهنم واقعی چرا میگم چونکه خودم این تجربه ها و این آزمون و خطاهارو داشتم و چقدر ضربه های سنگین هم خوردم بااینکه واقعا میخواستم که فقط تو کار مورد علاقه ام باید باشم و حرکت کنم و دنبال راهها و هدایت هاش هم بودم اما بخاطر یه عالمه باورهای وحشتناکی که درموردش داشتم خیلی هم محدود کننده بود نمیتونستم در کاری نتیجه بخش و ایده ای براش انجام بدم
و الان خیلی بهتر درک میکنم که استاد میگه این سیستم که به عنوان خداوند نام میبریم با هیچکس شوخی نداره و مهم نیست که چقدر شما دلت میخواد اتفاق و خواسته خاصی برات رخ بده بلکه اون سیستم فقط بر اساس جنس فرکانس ها و مداری که درش قرار داری بهت پاسخ میده و از همون جنس باورها هم وارد زندگیت میکنه نه چیزی غیراز این،،
چونکه این بالاترین عدالت و نظم وجودیشه
و چقدر استاد مثالهای ساده و واضحی میزنید درمورد کارکرد عملکرد سیستمی بودن خداوند مثال آبمیوه گیری
آره واقعا هم همینطوره
منم همیشه این دیدگاه رو دارم و همیشه میگم هرکسی باید تو کار موردعلاقه و شغل خودش اینقدر هرروز متخصص و رشد داشته باشه که بتونه از طریق حرفه خودش خداوند رو بهتر درک کنه و سیستمی بودن خدار روبهتر درککنه،،
چونکه خودم بشخصه هرچقدر میرم جلوتر و توکارم حرفه ای تر میشم بیشتر قوانین خدارو درش میبینم ،،
خدای من چقدر خود من اکثر انسانها رو میبینم اینو باور ندارن که خدا باهاشون حرف میزنه و لیاقت اینو دارن که خداوند هرلحظه باهاشون داره حرف میزنه
خب اینا برمیگرده به همون احساس عدم لیاقت و نداشتن اعتمادبنفس
اما من هیچ زمان نمیتونم اینگونه فکر کنم و من همیشه تمام تلاشمو میکنم که من لیاقت اینو دارم که خداوند با من حرف میزنه
وقتی خداوند با سنگ های تو بیابون داره حرف میزنه میشع با من حرف نزنه؟ نععع امکان نداره پس اگه فکر کنم حرف نمیزنه به این معناست که من گوشهام کر شده وگرنه اون که هرلحظه داره بهم میگه،،
فکرکنید اگه فقط همین یه نکته رو بتونیم روش کار کنیم و باورش کنیم دیگه تو زندگیمون به چیزهایی که نمیرسیم بخدا
چونکه خود من همین دیشب داشتم به خودم میگفتم خدایا شکرت و ممنونتم که با زبان احساس درونی بهم گفتی اون کار رو نکن و منم نکردم و واقعا هم ضرر نکردم و الان چقدر خوشحالم از اینکه به پیام هات گوش کردم پس چقدر شگفت انگیز و غیرقابل تصور میشه همیشه بتونم اینچنین تسلیم پیامها و هدایتت باشم فقط یه کارکرد ذهنی و عملکرد در قدم برداشتن های متوالی و تکاملی میخواد،،
حتی از شروع انجام کوچکترین کارها میتونه باشه تا اون جوانه هدایت و باورپذیری بیشتر و جنس زبان خداوند رو در وجود خودمون رشد بدیم و زندگی هم هرروز خداگونه تر و عالیتر پیش بره
چقدر باور و آگاهی بسیار امیدوار کننده و بخشنده بودن نوع عملکرد سیستم خداوند که هرلحضه هر نوع فرکانس رو به جهان هستی ارسال کنی مهمه بلکه دیگه مهم نیست که قبلا چه جنس فرکانس ارسال میکردی مهم نیست از کجا اومدی مهم اینه که میخوای از این به بعد به کجا بری و چه مسیری انتخاب کنی و ادامه بدی،
استادعزیز مریم شایسته عزیز و دوستان خوبم ممنون از مشارکت و راهنمایی های بسیار عالی و آینده ساز همتون به خداوند هرلحظه شنوا و دانا میسپارمتون.
به نام خدای مهربان
خداروبینهایت سپاسگزارم برای بودن در این مسیر ودرک بهتر قوانین خداوند
سلام به همه دوستان عزیز و همفرکانسی و استاد و مریم نازنین
آگاهی های این جلسه از مصاحبه با استاد:
اجابت کردن خداوند چطور انجام میشه؟
چیزی که باید درک کرد و بارها و بارها استاد به اون اشاره کردن نوع رابطه ما با خداوند و سیستمی بودن این انرژی هست
خدا یک سیستمه یک انرژیه. اینکه خداوند رو مثل یک انسان قدرتمند بدونیم که اتفاق هایی رو برای ما رقم میزنه ،احساساتی باشه و کلی باور غلط دیگه در مورد خدا، به دلیل همین نوع نگاه ما به خداست
بلکه وقتی مفهوم توحید رو درک میکنیم میفهمیم که خداوند یک انرژیه که قدرت خلق زندگی مون رو به خودمون سپرده که با باورها افکارو عادات و رفتارمون داریم ایجاد میکنیم و به عبارتی هر ورودی به این جهان ارسال میکنیم از همون جنس اتفاق هایی رو تجربه میکنیم . در واقع یک رابطه دو طرفه ای که بر اساس ورودی های ما ایجاد میشه
وقتی که ما چیزی رو از خداوند درخواست میکنیم ،جواب خداوند همیشه مثبته و اجابت میکنه. حالا اینکه چقدر اجابت میشه و به خواسته میرسیم به خودمون،باورهامون و ورودی هامون بستگی داره چون خداوند انرژیه و همان چیزی رو که ارسال میکنیم از اون جنس دریافت میکنیم- ورودی همه چیز رو تعیین میکنه
اگه در مورد اون خواسته باورهای درست داشته باشیم به خواسته میرسیم و برعکس .میشه تو مثالی که استاد زدن هم این موضوع رو کاملا منطقی درک کرد و دیگه انتظار بیجا نداشته باشیم که چرا خدا این اتفاق رو برای ما به وجود اورد چرا اینجوری شد ،اینجوری نشد
نمیشه میوه های خراب ریخت تو ابمیوه گیری و اب میوه سالم تحویل گرفت یا نمیشه میوه ای رو استفاده کرد و آب میوه دیگه ای تحویل گرفت .
چیزی که ما باید درک کنیم اینه که درخواست های ما با فرکانس ما ارسال میشه نه از طریق درخواست های کلامیمون ! کلام ما میتونه با فرکانس های ما فرق داشته باشه و اگه میخوایم نتیجه بگیریم باید فرکانس های ما تغییر کنه، خوبیه سیستم همینه
اما چیزی که از همه مهم تره درک توحید و یکتاپرستیه – در حقیقت معنی درست بندگی کردن خداوند و درک قوانین خداونده.
اینکه فقط و فقط از خداوند خواسته هامون رو بخواهیم و نه از دیگران، درک کنیم نگاه سیستمی رو،درک کنیم که فقط خود ما هستیم که خالق زندگمیون هستیم ، اصل رو درک کنیم و از حاشیه ها دور باشیم و همیشه یادمون باشه که خداوند نزدیکه به ما. چرا باید انرژی و توجه مون رو بزاریم روی فرعیات که هیچ چیزی برای ما نداره !
خداوند اجابت میکنه درخواست کسی که بندگیش رو میکنه ،بندگی واقعی او نه بنده دیگران بودن !
هر بار که بیشتر مفهوم توحید رو درک میکنم بیشتر میفهمم که چقدر باورهای شرک در وجود ما نهادینه شده که خدارو بینهایت شکر با بودن تو این مسیر میتونم اونارو پیدا کنم
چنتا از این باورهای شرک :
خدا تو رو دوست داشته که به اینجا رسیدی
خدا برات خواسته
تا خدا نخواد نمیشه به فلان جا رسید
خدایا شکرت برای همه آگاهی هایی که بهم عطا کردی
خدایا ازت میخوام که از حاشیه ها دورم کنی و قوانینت رو بهتر بفهمم و بهتر عمل کنم