مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 44
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه












به نام خالق هستی و اجابت کننده درخواست ها
درود خداوند بر شما استاد عزیز
استاد مطالبی که شما می فرمایید… دقیقا مثل روغنی گیاهی و خالص در پوست و گوشت و مغز و … فرو رفته و جذب می شود
استاد سیستمی بودن خداوند را تا درک نکردم ، نفهمیدم.. تا عمل نکردم نتیجه ندیدم… اما تا زمانی که آن را پذیرفتم و ایمانم را قوی تر کردم، روی خودم کار کردم.. دیدم چه درهایی ست که به رویم باز می شود..
استاد نامه 31 امام علی به فرزندش حسن را خواندم و پیرو صحبت های شما این متن را اینجا کپی میکنم:
بدان، خدایى که گنج هاى آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه اى پناه ببرى.
همین مطلب واسطه قرار دادن ائمه را در باورهای اشتباه ما مهر و موم کردن که..عه… نه… تا واسطه نباشه.. تا دخیل نبندی، تا خودتو زنجیر نکنی… تا خودتو و اموالت رو جان و مالت رو صدقه و نذر نکنی خدا جوابت رو نمیده هیچ… خواسته ت رو هم اجابت نمیکنه.. خدا اصلا مارو حساب نمیکنه..
اما خداوند کریم، رحیم، رحمان، بخشنده بی حساب و بی پایان: قلبم را از روح خودش مملو کرده و به من می گوید بخواه و درخواست کن تا اجابتش کنم. من تنها یاری رسان تو ام… من تنها اجابت کننده خواسته هایت هستم…
وقتی خداوند به همه نعمت و برکت و ثروت داده به منم میده… وقتی خداوند به همه سلامتی و آرامش و اسایش و رفاه داده به منم میده… وقتی خداوند خانه بزرگ و انواع ماشین هارو داده به منم میده… وقتی خداوند صاحب هر چه در این دنیاست. پس به من هم هر چه بخواهم میده..
این دقیقا همان شاه کلیدی ست که استاد بارها و بارها عنوانش کردید و بارها و بارها در ویس و ها و کلیپ هاتون گفتید.. اما بقول خودتان: تا زمان درکش نرسد تا زمان فهمش نرسد.. مدارمان به آن نزدیک نشود.. متوجه آن نخواهیم شد
استاد برای تمام آموزشها و زحمات شما سپاسگذارم.
به نام خداوند آسمان ها و زمین
سلام به استاد عزیزم و مریم قشنگم
خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم که گام 20 رو هم پشت سر گذاشتم و بیست روز دارم روی خودم جدی کار میکنم تا مدارم بره بالاتر و ذهنم و تغییر بدم و خیلی ممنون از شما بابت این فایل فوق العاده .
استاد عزیزم تجربه ی من از صحبتای شما دقیقا به دیشب برمیگرده ..
من نتایج کنکورم اومد و در کمال ناباوری که اصلااااا باورم نمیشد قبول نشدم (من تعداد کمی انتخاب رشته کردم چون نمیخواستم هر شهری برم واسه همین کلا چهار شهر انتخاب کرده بودم )و خب این در صورتی بود که رشته ای که میخواستم برم هم خیلی شاخ نبود و فکر میکردم که قبول شم ..
خلاصه من چون بیست روزه دارم روی خودم کار میکنم سریع مغزم شرایط و گرفت و سعی کردم همه ی آموزه هارو یادآوری کنم و واقعا یه قطره اشک نریختم با اینکه قبل اون من سر امتحانا سر رتبه همه و همه شون یه عالمه گریه میکردم و ناراحت و قصه (من آدم سخت گیری نیستم و این گریه هام همون لحظه بود ولی دیگه دیشب همون لحظه ای رو هم گریه نکردم ).
من ایمان اوردم که اگه بخوام ناراحت باشم اگه بخوام بگم چرا این اتفاق افتاد و یا هر چی فارغ از اینکه چقدر ناراحتی من مهمه جهان و خداوند اتفاقاتی باتوجه به افکار من برام رقم میزنه و من این و عملی کردم و حالم و در لحظه خوب نگه داشتم در صورتی که به راحتی اشکام پشت چشام منتظر یه تلنگر بود …
هر لحظه به خودم گفتم زینب حواست باشه احساس بد مثل آتیش میمونه مهم نیست چه چیز با ارزشی انداختی تو آتیش و میخوای برش داری در هر صورت دستت میسوزه پس مطمئن باش که شرایط با ناراحتی تو اصلا درست نمیشه بلکه میتونه بد تر هم باشه …
و بعد به خودم گفتم چه جوری میتونم به این قضیه جوری نگاه کنم که حالم بهتر بشه… به خودم گفتم خیلی قشنگ و ریلکس یه سال پشت کنکور میمونی و با وقت آزادی که داری (مدرسه نمیری)بدون هیچ فشار و عجله ای گام به گام روی درست کار میکنی و خودت و پیشرفت میدی تو که امتحانات نهاییتو با نمره عالی نوزده و خورده ای گرفتی فقط کافیه روی تست زدنت کار کنی و کنکور و خوب بدی پس از مسیره لذت ببر و جای خوبی هم قبول شو .
هر چیزی که تو مسیرت قرار میگیره برات خیره و شاید الان نفهمی ولی اینو باور کن که شرایط به نفعت رقم میخوره ،اصلا شاید نیازه که بیشتر رشد کنی شاید برای این رشته آماده نبودی شاید قراره تو این یه سال آینده خیلی چیزا عوض بشه پس توکل کن و مسیر و برو …
به این فکر کن ده سال دیگه میای تو سایت این کامنت و میخونی و خندت میگیره از دغدغه ای که اون موقع داشتی چون الان شرایط کلا یه چیز دیگه شده …
و من با همه ی این تمرینا که از شما یاد گرفتم ذهنمو خیلیییی خوب کنترل کردم و کم ترین نتیجه که بزرگترین نتیجه ام بود این بود که حالم و احساسم خیلی خوب بود و نگاه کردم به نعمتای زندگیم به همسری که همه جوره حمایتم میکنه به خانواده ای که اصلا قضاوتم نمیکنن به سلامتی جسمانیم و ذهن خوبم که میتونم دوباره روی درسم کار کنم به وجود شما و سایت بینظیر به قوانین ثابت خداوند که عدل الهی رو میرسونه به امکاناتی که برای تحصیلم دارم به دوستای خوبی که دارم و خیلی چیزای دیگه که شمارش از دستم در رفته …
و انقدر حال من خوب شد که باورم نمیشد شبی رو که میتونستم به حال بد و نگرانی از قضاوت مردم بگذرونم خدا رو انقدر به خودم نزدیک احساس کردم و با شوق دارم این کامنت و برای آینده خودم مینویسم …
استاد عزیزم شما بچه ی عزیزت و از دست دادی و انقدر خوب ذهنت و کنترل کردی ،و این مشکل من در برابر اون هیچ به حساب میاد و من از شما الگو گرفتم که در هر شرایطی تو حال بد نمونم و از خدا میخوام بتونم تکاملم و طی کنم و هر لحظه ظرف وجودم برای کنترل شرایط بزرگ تر بشه و همیشه یار و یاورم باشه و هدایتم کنم ..
خدایا شکرت برای همه چیز و ممنونم برای بودنت تو زندگیم که انقدر زندگیم و قشنگ کردی (:
سلام دختر قشنگ
یه چیزیم بهت بگم ، گاهی استاد میگه بعضی از بچه ها مطالب منو گاهی خوب درک نمیکنند
اینکه شما ناراحت شدی و نمیخوای اجازه بدی ناراحتی افسار زندگیتو بدست بگیره عالیه اما اینو بد متوجه نشو که بخودت حق ناراحت شدن ندی ،
واقعا اشکالی نداره ، غم یه حسیه که خدا بهمون داده ، اگه زیاد توش بمونی بده ، ما اومدیم تو این دنیا همه احساسات تجربه کنیم
اینو خواهرانه بهت میگم ، اگه اون غم تو حس نکنی و چندساعت براش گریه نکنی ، یه جایی خودشو بیشتر نشون میده
اصلا اشکال نداره چندساعت گریه کنی سبک بشی و بعد عزمتو جزم کنی حرکت کنی
اما اینکه بخوای تمام احساسات منفی تو سرکوب کنی بهت قول میدم یه جایی با شدت بیشتر خودشو نشون بده
مهم اینه شما تو حس بد نمونی ، و مثلا بخاطر قبول نشدنت شروع نکنی به خودتخریبی یا حس گناه
بگی فدای سرت تجربه بود ، درساشو میگیریم و دوباره استارت میزنم .
ولی هروقت غم تو دلت اومد اون غمو بپذیر و باهاش تو جنگ نرو تا بتونه عبور کنه و بره . ما ربات نیستیم و تمام حسارو قرار هروز تجربه کنیم
فقط مدیریت درستش مهمه
با ارزوی موفقیت برای دوست خوبم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این مسیر
هرچقدر این جنس از فایل هارو گوش کنم کمه ، بعد هفت سال هنوز انگار اولین باره که دارم میشنومشون، جهانی که توش زندگی میکنم به افکارم پاسخ میده و اگر میخوام در مسیر اجابت باشم و خداوند رو اجابت کنم ، باید افکارمو تغییر بدم چون درجهانی زندگی میکنم که طبق قوانینش داره به افکارم پاسخ میده پس با تغییر باورهام و هم جهت کردن باورهام با قوانین جهان ، میتونم در مسیر اجابت قرار بگیرم ، من اینجام تو این سایتم تا باورهای قدرتمند کننده بسازم
چقدر برام دلنشین بودن مثالتون [فارغ از اینکه چقدر تا کنون مسیر اشتباه را رفته ای، سیستم به محض تغییر مسیر، رفتار خود با تو را تغییر می دهد؛] مثل توبه کردن یعنی ما به همین امید درگذشته توبه میکردیم به امید اینکه فارغ از اینکه تاالان چه رفتار اشتباهی داشتیم الان توبه کنیم تا جهان بعد ازاون توبه واکنششو نسبت به ما تغییر بده
اما من بعد از مثال آب میوه گیری شما روند توبه رو درک کردم و همچنین بسیار بسیار امیدوار تر شدم چون من میخوام با افکار جدیدم ورودی جدیدی به این سیستم بدم و این سیستم بدون احساسات انسانی ، ودرست طبق قانون ، نتیجه متفاوت بمن میده و اصلا کاری نداره که تا به امروز چطور فکر میکردم و چه نتایج ناخوشایندی میگرفتم ،این آگاهی قلبمو باز میکنه و بهم آرامش میده باعث میشه باانگیزه تر این مسیرو ادامه بدم
واقعا سپاس گزارم از شما و مریم جون عزیزم که این آگاهی ها رو به صورت هدیه دراختیارمون قرارمیدین
من نیاز دارم تا بهتر و بیشتر این قوانین و این سیستم رو بشناستم تا پام قرص بشه و با قدرت بیشتری ادامه بدم
دوستتون دارم و عشق برای همه ی خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
سلام به همه دوستان عزیز،
شاید برایتان سؤال باشد که وحی چیست و آیا فقط پیامبران آن را دریافت میکنند؟
در دین ما، وحی پیام مستقیم خداوند به پیامبران است تا مردم را هدایت کند. این پیام میتواند دستور، قانون یا راهنمایی باشد که مسیر زندگی انسانها را روشن میکند. بنابراین وحی مخصوص پیامبران است و هدایت عمومی و الزامآور دارد.
اما ما انسانها هم میتوانیم الهام، وجدان یا راهنمایی الهی را تجربه کنیم. اینها به ما کمک میکنند تصمیمهای درست بگیریم و در مسیر زندگی رشد کنیم، اما با وحی پیامبران متفاوتند؛ چرا که الهام انسان فقط هدایت شخصی دارد و برای دیگران الزامآور نیست.
به زبان ساده:
وحی: هدایت مستقیم خدا برای پیامبران، برای همه انسانها حجت دارد.
الهام انسانی: راهنمایی شخصی از خدا برای رشد و تصمیمگیری خود فرد.
با آگاهی از این تفاوت، میتوانیم از الهام الهی در زندگی روزمره بهره ببریم و همواره در مسیر درست حرکت کنیم.
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
مهاجرت به بالاتر
خداوند یک انسان احساساتی نیست به حرف های انسان واکنش بده .. خداوند یک سیستم هستش که به افکار و باورهای من واکنش میده و خودم رو به خودم برمی گردونه .
اگر افکار من در جهت مثبت باشه در نتیجه زندگی من در جهت بهبود هستش و تجربه های زیبا خواهم داشت و بالعکس.
زندگی من و تجارب من چیزی جدا از افکار و باورهای من نیست و تمام زندگی من بازتاب افکار خودم هستش. و خداوند قدرت خلق زندگیم رو به خودم داده است. و من این اختیار رو دارم که زندگیم رو به صورت دلخواهم با بهبود افکارم بسازم .
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام خدای مهربانم خدایا من در برابر قدرت و عظمتت تسلیمم خدایا شکرت برای آگاهی و هدایت های امروزم ممنونتم سپاسگزارتم
سلام با عشق فراوان به استاد خوبه خوبان که ل
با مهربانی زیاد این فایلها و آگاهیها و گنجها رو در اختیار ما میگذارد و سلام به استاد مریم عزیزم و دوستان توحیدیم دوستتون دارم عشقین همگیتون
و اما این فایل بی نظیر و دوست داشتنی
خداوند منبع خوبی و عشق و ثروت و خیر و برکت و سلامتی و خوشبختی و خوشحالی و آرامش ست
خداوند هیچ موقع برای ما بد یا خوب نمیخواهد
این ما هستیم با باور و افکار و دیدگاهمون به اون اتفاق و شرایط برچسب میزنیم و یا به نفعه ما میشود یا به ضرر ما
پس در هر صورت ما مسول هر اتفاق و شرایط در زندگی و کسب و کارمون هستیم
خداوند قانونی گذاشته در این جهان باید طبق قانون پیش بریم
ما با احساسه خوب و فرکانس خوب و ایمان و اعتماد به خداوند میتوانیم اجابتش کنیم
پس باید در هر لحظه کنترل کنیم ورودیهای ذهن رو
و روی نیرو و قدرت تنها فرمانروای این حهان هستی حساب کنیم که هر چه داریم از اوست
وقتی شرک میورزیم از نعمتها دور میشویم
ولی وقتی روی خدا حساب میکنیم دسترسی به همه نعمتها پیدا میکنیم
خدایا من حضور همه انسانهای خوب و مهربان و ثروتمند و تمام حضور مشتریانم رو اعتبارشو رو به تو و قدرت تو میدهم
خدا برایم کافیست
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.
سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش سلام
دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند
خداوند برای ما خیر و شر نمیخواهد بلکه ما به اتفاقات برچسب خوب و بد میزنیم چون ممکن است یک اتفاق به ظاهر بد بیفتد اما نتیجه برای ما خوب باشد و برعکس یک اتفاق به ظاهر خوب بیفتد و نتیجه برای ما بد باشد آیه ی 216 سوره ی بقره به همین موضوع اشاره دارد .
گاهی میبینیم برای یک انسانی همیشه اتفاقاتی می افتد که نتیجه خوبی ندارند همیشه در یک روند اتفاقات بد هست و یا گاهی میبینیم برای خودمان یا یک انسانی همیشه اتفاقاتی می افتد که نتیجه خوبی دارند همیشه در یک روند اتفاقات خوب هستیم این کار خداوند نیست بلکه عملکرد خداوند سیستمی است و خداوند در زندگی ما دخالت نمیکند که فارغ از اینکه ما چه افکار و باورهایی داشته باشیم بخواهد بلا به سر ما بیاورد بلکه بارها در قران آمده است آنچه که برایتان اتفاق می افتد از (بما کانوا یعملون)است (بما کسبت ایدی) است یعنی هر اتفاقی که برایتان افتاده است بخاطر آنچه که انجام دادید یا بخاطر آنچه که از قبل فرستادید و در ادامه قران میفرماید خداوند به کسی ظلم نمیکند
آنچه که روند زندگی ما هست همان افکار و باورهای ما هست که داریم آن را خلق میکنیم که ممکن است این افکار آگاهانه باشد یا نااگاهانه . کسی که همیشه نگران است همیشه افکار آشفته ای دارد همیشه ترس دارد عصبی و ناراحت و غمگین هست همیشه اتفاقاتی را جذب میکند که ناراحتی و عصبانیت و غمگینی بیشتری را در زندگی اش جذب میکند و اینها کار خدا نیست نتیجه ی افکار و احساس منفی خودش هست
کسی که همیشه شاد و بانشاط هست همیشه حالش خوب هست همیشه متوکل هست همیشه امیدوار هست و همیشه سعی میکند دنیا هر طور باشد خودش را در حال خوب قرار میدهد جهان و خداوند هم به شکلی برای او کار میکنند که او این احساس خوب را بیشتر و بیشتر تجربه کند
خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمیدهد مگر اینکه ما خودمان فرکانس آن کار را از قبل بفرستیم با باورها و با کانون توجه مان فرکانس خلق اتفاقات را چه مثبت چه منفی میفرستیم
در قران خداوند به شکل های مختلف به پیامبران میفرمایید به چیزهایی که نازیبا هستند توجه نکنید از آنها اعراض کنید بی توجه باشید و باید بدانیم آنچه که اتفاق می افتد را خودمان رقم میزنیم وقتی روی خودمان کار میکنیم سعی میکنیم کانون توجهمان را کنترل کنیم روی نکات مثبت تمرکز میکنیم به زیبایی ها و هر چیزی که به ما احساس خوب میدهد و حال خودمان را خوب نگه میداریم و اگر یک احساس منفی افتاد باید سعی کنیم احساس خودمان را کنترل کنیم و آن احساس منفی را به دید خیر ببینم که باعث رسیدن به اهدافم میشود و حتما درس هایی برای من دارد و خیر الهی در آن است ( الخیر فی ما وقع) و دنبال نکات مثبت و خیر این اتفاق به ظاهر بد باشم و امیدوار به هدایت الهی باشم و اعتماد به خداوند که همه چیز را میبیند و میشنود و بر انجام هر کاری تواناست و ذهن مان را کنترل کنیم به حرف های دیگران توجه نکنیم اگر دقیقا همین کارها را کنیم و احساس خودمان را خوب نگه داریم همان اتفاق به ظاهر بد نتیجه اش برای ما مثبت میشود و خیر و برکات آن را بدست می آوریم
باورهای توحیدی
همه ی ما در قلب مان خداوند را قبول داریم و به خداوند ایمان داریم و فرقی نمیکند که طرف چه دین و مذهبی باشد و حتی همان کسی که میگوید من خدا را قبول ندارم در روزهای سخت یو نیرویی را در قلبش احساس میکند که برتر از همه هست و میتواند به او کمک کند.
در ایجاد باورهای توحیدی بحث این هست که ما نباید روی آدم ها حساب کنیم و اگر روی آدمها حساب کنیم به هر دلیلی پشت ما را خالی میکنند باورهای توحیدی را باید در وجودمان ایجاد کنیم و وقتی اتفاقات نازیبایی می افتد انسان بهتر میتواند درس اتفاقات را بگیرد و باورهای محکمی را خلق کند . و توکل و اعتماد را روی خداوند قرار دهیم به جای اینکه به انسان ها امیدوار باشیم .
اگر فقط تکیه به خداوند کنیم ایاک نعبد و ایاک نستعین باشیم یعنی تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم و فقط نگاه مان به خداوند باشد و چشم به کسی جز خداوند نداشته باشیم آن وقت انسان ها به ما کمک میکنند اما انسان ها دست خداوند هستند که به ما کمک میکنند و این دست خدا به شکل های مختلفی میتواند به ما کمک کند به شکل ایده، روش، میانبر، انسان غریبه یا آشنا، فیلم، کتاب و غیره می آید ولی باید توکل مان روی خداوند باشد و اعتبار همین دست یاری دهنده را به خداوند بدهیم هر چند که از انسان ها حتی اگر یک قدم کوچک برای ما بردارند از آنها تشکر میکنیم و آنها را چه در جلو خودشان چه پشت سرشان تحسین میکنیم ولی ایمان داریم که خداوند است که کارها را انجام میدهد و وقتی انسان توکلش به خداوند باشد همیشه ایمان دارد امیدوار است که از یک جایی کارش درست میشود یک اتفاقاتی می افتد دستان الهی به یاری اش می شتابند و دیگر روی آدم خاص حساب نمیکند تمام حرف این است که نباید روی آدم خاص حساب کنیم که حالا آن انسان خاص ( استاد،پدر، مادر، دوست، خواهر، برادر، رییس و کارفرما ووو ) وقتی انسان روی یک فرد خاصی حساب میکند حتما زمین میخورد و این قانون خداوند هست و هر چه زودتر درس ها را یاد بگیریم و امیدمان به خداوند باشد و به خدا توکل کنیم خداوند از بی نهایت دست الهی به یاری ما می شتابد نه از یک دست خاص یا انسان خاص..
و وقتی فقط به خداوند توکل کنیم از بی نهایت دستان الهی اش به ما کمک کند خیلی زندگی بهتری خواهیم داشت و این زندگی خوب نتیجه ی توحید عملی ما در زندگی است .
همواره بدانیم فقط خداوند خدا هست و کسی را برای خودمان خدا نکنیم حتی درخواست شفاعت از امامان و پیامبران شرک است گاهی همه را خدا میکنیم غیر خدا .. وقتی ما فقط توکل به خداوند داشته باشیم آن امام و پیامبر دست الهی خداوند برای ما میشود نه اینکه از اول اعتبار را به اولیاء بدهیم
لِلّهِ الشَّفَاعَهُ جَمِیعاً»: هر چه شفاعت است از آن خدا است. شفاعت وقتی میسّر است که خدا به شفاعت کننده اجازه دهد و از شفاعت شده خشنود گردد و خود شفاعت، پسندیده و درست باشد. در نامه ی 31 حضرت علی (ع) به فرزندانش توصیه میکند که فقط از خداوند بخواهید و یا در دعای کمیل تنها از خداوند درخواست دارند
و اگر پیامبر و امامى شفاعت و دلسوزى و مهربانى مىکند، سرچشمهى همهى لطفها و مهرها از ذات مقدّس خداوند و به اذن خداست
به نسبتی که انسان ها شرک در وجودشان دارند به همان نسبت از خوشبختی دور میشوند ما باید مثل حضرت ابراهیم یکتاپرست باشیم و پیرو مذهب و دین و آیین خاصی نباشیم حضرت ابراهیم حنیف بود یکتاپرست بود قدرت را به غیر خدا دادن شرک است چشم امید به رحمت کسی داشتن شرک است شفاعت خواستن از کسی شرک است ما روی خدا حساب کنیم شفاعت کننده خودش می آید راهگشا خودش می آید یعنی خداوند آنها را برای ما می آورد . یکتاپرستی را برای در عمل اجرا کنیم نه فقط زبانی باشد. باید به تفاوت الله و رَب در قران توجه کنیم
در آیه اذا سآلک عبادی انی شرط خداوند این است که به شرط اینکه شما هم من را اجابت کنید. ما چطور می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟
خداوند فرموده من به بندگانم نزدیک هستم هر وقت مرا بخوانند اجابت میکنم البته که ما میتوانیم خداوند را اجابت کنیم
رابطه ی ما خداوند یک رابطه دو طرفه هست خداوند یک انسان نیست که احساساتی شود به ما کمک کند و دلسوزی کند و یا موجودی نیست که آن بالا نشسته باشد و بخواهد دل بخواهی عمل کند به هر کی بخواهد خیر دهد هر کی نخواهد شر دهد بلکه رفتار خداوند با ما در قالب یک سیستم است و باید به تفاوت اِن یشاءالله و اِن اَراد الله در قران توجه کنیم. یشاء از ریشه ی مشیت خداوند می آید و مشیت خداوند به افکار و باورهای ما برمیگردد اما اَرادَ از ریشه ی( رَوَدَ ) خواست خداوند می آید.
سیستمی بودن رفتار خداوند به این شکل است که ما با توجه به افکار و باور و رفتاری که داریم نتیجه میگیریم هر باوری که به خداوند داشته باشیم آن نتیجه را میگیریم در آیه ی اذا سالک عبادی…. شما درخواست میکنید خداوند اجابت میکند اما خداوند به عنوان یک آدم نیست که ما از او درخواست کنیم و او بگوید چشم بلکه ما یکسری فرکانس ها و باورهایی داریم که در قالب درخواست ارسال میکنیم و خداوند به باورها و افکارهای ما پاسخ میدهد خداوند در اجابت خواسته های ما همیشه آینه ی ماست چه باوری به خداوند داریم خدا همان میشود در زندگی ما
نگاه ما به خداوند نباید مانند نگاه به یک انسان باشد بلکه نگاه ما باید مانند نگاه قران باشد که می فرماید الله نور السماوات و الارض و میفرماید به هر کجا رو کنید خدا را می بینید به مشرق و مغرب رو کنید خدا را می بینید و می فرماید هو الاول و هو الاخر ، هو الظاهر هو الباطن یعنی خداوند همه چیز است در بُعد زمان و همه چیز است در بُعد مکان و همه چیز است در بُعد اشیاء و لحظه ای و زمانی و مکانی و آفریده ای نیست که خالی از حضور خداوند باشد .
سیستمی بودن خداوند یعنی به خداوند هر باوری داشته باشیم همان را به ما در قالب اتفاقات آدمها شرایط ایده ها وووو میدهد هر ورودی و فرکانسی که در قالب افکار و باورها به خداوند بدهیم همان را به عنوان خروجی به ما برمیگرداند مثلا اگر ورودی به آبمیوه گیری سیب بدهیم به ما آب سیب خروجی میدهد حال اگر به آمیوه گیری سیب بدهیم و از او اب هویج بخواهیم و ساعت ها با او صحبت کنیم زجه بزنیم دخیل ببندیم ذکر بگویم او به ما آب هویج نمیدهد چون سیستم آبمیوه گیری این است هر چه دریافت کند پس میدهد .
سیتمی رفتار کردن خداوند هم به همین شکل است هر چه در قالب احساس و فرکانس و باور بفرستیم خداوند همان را در شکل اتفاقات به ما پس میدهد در آیه ی اذا سالک عبادی انی … میفرماید شما درخواست کنید من اجابت میکنم اما به شرط اینکه شما اجابت کنید و اجابت ما به این طریق است که باید به خداوند ایمان بیاوریم فقط روی خداوند حساب کنیم فقط خداوند را رَب، فرمانروا و انجام دهنده ی خواسته مان بدانیم فقط به خداوند تکیه کنیم و توکل کنیم
درخواست ما برای رسیدن به خواسته ها درخواست کلامی نیست اینکه بگویبم خدا پول بده او هم بگوید چشم بلکه درخواست ما در قالب فرکانس خوب نسبت به پول باورهای درست نسبت به فراوانی پول و افکار مناسب برای دریافا پول و احساس خوب به داشتن پول و خرج کردن پول و تحسین پول و افراد ثروتمند دیگر باورها وووووو است که به جهان ارسال میشود و خداوند پاسخ میدهد و اجابت میکند ما به پول میرسیم حالا هر چه شدت فرکانس ارسالی ما بهتر باشد فرااونی دریافت بیشتر و سریع تر هر چه باورها و افکار ما نسبت به پول عالی باشد درخواست ما زودتر اجابت میشود و به محض اینکه فرکانس و باور ما نسبت به پول ضعیف شود به همین نسبت دریافت پول ما کاهش مییاد
هر وقت افکار و باورهای ما تغییر کند جهان هم بعنوان یک سیستم رفتارش با ما تغییر میکند رفتار خداوند هم با ما تغییر میکند و این یک قانون است و خوبی این جهان این است که ما فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتیم چه افکار و باورهای نامناسبی داشتیم به محض اینکه در مسیر درست قرار بگیریم و افکار و باورهای درست را در خودمان ایجاد کنیم رفتارش با ما تغییر میکند
دقت کنیم اجابت خداوند بصورت درخواست زبانی و کلامی نیست هر وقت خواسته ای داشتیم صرف زبانی گفتن کافی نیست هر چند که خداوند نگفته هم نیازهای ما را میداند بلکه ما افکار، باورها،عادت ها و شخصیت و احساس مان را را نسبت به آن خواسته تغییر میدهم خداوند متناسب با این ورودی ها به من خروجی دلخواهم را میدهد و به خواسته میرسیم در واقع ما تغییر میکنیم جهان به تغییرات ما پاسخ میدهد
در بحث ایمان و آیه ی اذا سالک عبادی… دقت کنیم خداوند هفت بار از ضمیر من استفاده کرده است خداوند در قران بطور کلی از ضمیر ما استفاده میکند (انا اوحینا: ما وحی کردیم_ انا انزلنا: ما نازل کردیم) ولی در ایه اذا سالک عبادی… و خود کلمه سالک یکبار در قران آمده است و تنها آیه ای است که خداوند دارد به چیزی جواب میدهد که سوالش پرسیده نشده است در بقیه موارد که از ریشه ساَلک استفاده شده خداوند دارد به چیزی پاسخ میدهد که قبلا سوال توسط پیامبر یا مردم زمان پیامبر پرسیده شده است و خداوند پاسخ میدهد ولی در این آیه اذا سالک عبادی ..خداوند دارد به چیزی جواب میدهد که سوالش پرسیده نشده است و استثناً 7 بار از ضمیر من استفاده میکند اگر بندگان من درباره ی من از تو سوال کردند بگو من قریب هست نزدیک هست و نکته اینجاست خداوند نگفته اگر همه مردم پرسیدند بلکه میفرماید اگر بندگان من یعنی کسانی که ایمان آورند و به خدا ایمان دارند بنده هستند
اولین باوری که میتوانیم از این آیه بدست آوریم این است که خداوند فرموده من قریب هستم من نزدیک هستم اگر دقت کنیم خداوند نیامده بگوید من غفارم من رزاقم من رحمانم من قهارم بلکه گفته من نزدیکم به بندگانم به کسانی که به من ایمان دارند من نزدیک هستم و این باور توحیدی طلایی است که ما باید در خودمان تقویت و نهادینه کنیم که خداوند به ما نزدیک است چرا که اغلب افراد فکر میکنند خداوند دور هست حالا بابد یک واسطه قرار دهند تا به او نزدیک شوند
خداوند به همه ی ما به یک اندازه نزدیک است و این بستگی به باور ما دارد که نزدیکی او را احساس کنیم یا نه .. و خداوند در قران سوگند یاد میکند که من خوب و بد شما را به قلبتان الهام میکنم همانطور که به مادر موسی الهام کرد به زنبور عسل وحی کرد پس به ما هم الهام میکند اگر ما این باور را داشته باشیم و در خودمان ایجاد کنیم که خداوند همواره به من الهام میکند مرا هدایت میکند با من صحبت میکند
و در این آیه خداوند میفرماید من به شما نزدیک هستم و حتی از رگ گردن هم به شما نزدیکتر هستم چون ما خیلی فراموش میکنیم یا در زمان سختی ها نزدیک بودن خدا را فراموش میکنیم و سراغ غیر خدا می رویم و به چشم امید به خداهای ساختگی داریم و چه در دوره ی آسایش و غرور خدا را فراموش میکنیم و همه نعمت ها و موفقیت ها را از خودمان میدانیم و فکر میکنیم خداوند دور است و عصیان میکنیم و ظلم میکنیم ولی وقتی بدانیم خداوند نزدیک است نه خیلی ظالم و نافرمان میشویم چون میدانیم خداوند به ما نزدیک است یا ظلم نمیکنیم یا کمتر و میدانیم به محض خطا سیستم مجازات میکند و وقتی بدانیم خداوند به ما نزدبک است به دیگران و غیر خدا پناه نمیبریم سیستم این طور است ورودی نامناسب بدهیم خروجی نامناسب دریافت میکنیم و هیچ رحمی هم در کار نیست و با کسی تعارف نمیکند و به محض خارج شدن از مدار سیستم خروجی نامناسب به ما میدهد ظلمی هم در کار نیست و تا زمانی که به مدار درست برنگردیم بدی ها و منفی ها ادامه دارند
خداوند در قران میفرماید من همواره در حال اجابت کردن درخواست های شما هستم پس من درخواست کسی را که از من (یعنی فقط روی من حساب کند) اجابت میکنم به شرط اینکه درخواست کننده هم من را اجابت کند یعنی به من ایمان بیاورد در مسیر من باشد در مدار من باشد
شیطان که بخاطر غرور سجده نمیکند و خداوند به او میفرماید تو رانده شدی شیطان میگوید پس بگذار انسان ها را گمراه کنم خداوند میفرماید اجازه میدهد شیطان انسانها را گمراه کند ولی در ادامه میگوید تو هرگز بر بندگان من تسلطی نداری بندگان من یعنی آنهایی که فقط خداوند را همه کاره ی خود میدانند فقط به یک خدا دارند نه هر انسانی فقط بنده ی خدا یعنی کسی که توکل و ایمان و اعتمادش فقط به خدا است
پس خداوند به شیطان تا قیامت اجازه میدهد که انسان ها را گمراه کند ولی میگوید خوشحال نباش چون تو بر بندگان من تسلطی نداری بر کسانی که به من ایمان کامل دارند شیطان بر بنده ی واقعی که بندگی خدا را میکند تسلطی ندارد اما بر انسان های معمولی که رییس و استاد و امام و همسر و پدر و مادر و فرزند ووووو را بندگی میکنند شیطان بر آنها تسلط دارد و غافلشان میکند در پیچ و خم زندگی با آنها بازی میکند
اما بنده ای که فقط بندگی ارباب را میکند فقط یک خدا دارد خداوند هم اجابت میکند خواسته های او را که فقط تمام امید و توکل و ایمانش به اوست و به همه ی غیرخداها پشت میکند
سیتمی بودن خداوند به این معناست که خداوند برای ما تصمیم گیرنده نیست بلکه طبق ورودی ها فرکانس باورهایی که به او داریم به ما خروجی میدهد بندگی خدا را کنیم ما را اجابت میکند بندگی غیرخدا را کنیم ما را مجازات میکند وقتی موفقیت را بدست می آوریم بعضی افراد میگویند خداوند تو را دوست داشته به تو داد ولی اینطور نیست خداوند از روی دوست داشتن عمل نمیکند یکی را غنی یکی را فقیر بلکه خداوند مطابق قانون عمل میکند ما تغییر در رفتار باور افکار ذهن شخصیت و فرکانس ایجاد کنیم خداوند به ایمان ما پاسخ میدهد و نعمت ها خودبخود وارد میشود و ربطی به دوست داشتن خدا ندارد و ما در جهت منفی تغییر کنیم نعمت ها از ما دور میشوند و الا خداوند همه مخلوقاتش را دوست دارد و به همه به یک اندازه نزدیک است ما باید خودمان را به مدار خداوند به مسیر خداوند به سیستمی بودن خداوند نزدیک کنیم
تغییر باور تنها به این نیست که عبارت ها را تکرار کنیم و تنها الگو ببینیم بلکه علاوه بر تکرار باورها و دیدن الگوها باید در عمل هم رفتارمان را تغییر دهیم و شجاعت این را داشته باشیم که به چیزی که تا الان فقط تکرار کردیم عمل کنیم
و همین الان تصمیم بگیریم که اقدام کنیم برای تغییر باورها، تغییری که واقعی باشد نه به قول استاد فقط ادا در بیاریم و حرف های قشنگ بزنیم ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
در پناه لطف خداوند شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید
به نام خدا
آنچه من از این گام میفهمم این است که برچسب خوب یا بد بر اتفاقات و به طور کلی قضاوت و ارزیابی و ارزشگذاری مثبت و منفی بر رخدادهای بیرونی، کار ذهن من است از افق محدود دیدگاه خودش. ولی اگر کمی افق دید ذهنیام را بزرگتر کنم، آنگاه به دو نکته پی خواهم برد:
اول این که یک اتفاق خاص را، اعم از این که خوب ارزیابی شود یا بد، به عنوان معیار قضاوت خودم قرار ندهم؛ بلکه کل روند و سمت و سوی و جهت حرکتم و موقیعتی را که به سمت آن میروم را ببینم. ارزیابی خوب یا بد روی یک یا چند اتفاق، موجب انحراف ذهن و خروج از کنترل ذهن و شکسته شدن روند استمرارم برای تحقق خواستههایم میشود.
نکته دوم این که تمام اتفاقات و کل روند و جهت و موقعیتی که به سمت آن در حرکت هستم، توسط خود من و با فرکانسهای من، با باورهای من، با اعمال و رفتار من و با اعراض من ایجاد میکنم و در حقیقت، من بازخورد خودم را از جهت باورهای قلبی و رفتارهای مبتنی بر آنها میبینم، اعم از این که آنها خواسته مطلوب من بوده یا نبوده باشند و برای من مفید و خوب بوده یا نبوده باشند.
پس آنچه به من کمک و راهنمایی میکند این است که باورهای درست و قدرتمند بسازم و فرکانسهای همجهت با خواسته مطلوبم را ارسال کنم و همجهت با همان باورها تلاش کنم. و آنچه به من کمک میکند که درستی باورها و فرکانسهای مبتنی بر آن را در هر لحظه تشخیص دهم، احساس خوب یا بد من است: احساس خوب، یعنی باورهای درست و نتایج درست و احساس بد یعنی باورهای نادرست و نتایج نادرست.
بزرگترین باور من باید یکتاپرستی و توحید باشد؛ یعنی من باید ضمن این که زندگی اجتماعی و تعامل و احترام با افراد را دارم، نباید روی هیچ فردی حساب باز کنم. من باید به خدا توکل کنم؛ یعنی فقط روی خدا حساب باز کنم و فقط از او بخواهم و نقطه اتکای من در هر زمینهای فقط خدا باشد و باور داشته باشم که این خداست که با تواناییهای بینهایت خود و به اشکال و طرق مختلف، به من کمک میکند و من را هدایت میکند. اگر امید من به دیگران باشد، اگر چشم من به زبان و قول و وعده دیگران باشد، اگر گوش من به زبان و حرفهای دیگران باشد، اگر روزیام را از دست دیگران بخواهم، اگر احساس شادی و نشاط و آرامشم را از رفتار دیگران طلب کنم، اگر برای عزت و ثروت و سلامتیام چشم امید به دیگران داشته باشم، آنگاه همه خداوندگار من خواهند بود به جز خود خداوند یکتا و من فرد مشرکی بیش نخواهم بود که به طور قطع از نعمتهای خدا محروم خواهم ماند.
من باید باور داشته باشم که خداوند تنها قدرت جهان است و این باور، باید عمیق و قلبی باشد و باید ظهور بیرونی داشته باشد و نه این که لق لقه زبانم باشد. رابطه من و هر فرد دیگری با خداوند، یک رابطه دوطرفه است. اراده خداوند پشت اراده من است. خداوند به من نعمت حیات و آزادی انتخاب داده و این من هستم که مسئول و پاسخگوی انتخابهایم و ارادهام برای تحقق آنها هستم. خداوند مصلحتجوی من یا مسئول تحقق آرزوهای من نیست تا به زبان بگویم که من این آرزو را دارم و او بنا به مصلحت من محقق کند یا نکند. خداوند، آن خواستهها و آرزوهای من را محقق میکند که من واقعاً با باورهای واقعی و قلبی و درونی خودم خواستهام و بر اساس همان باورها، عمل کردهام. خداوند به خوب و بد و فایده و بیهودگی و مثبت و منفی بودن خواست من وارد نمیشود؛ زیرا این کار، هم با مسئولیت من به عنوان انتخابکننده و آفریننده زندگی خودم منافات دارد و هم با عدل الهی. خداوند تنها خالق این هستی و تنها قدرت جهان است و همه جا و همیشه حضور دارد؛ ولی مسئول انتخاب من، مسئول اعمال من یا مصلحتخواه من نیست، همان طور که بدخواه من نیز نیست و بجای من هم انتخاب نمیکند یا انتخاب خودش را به من تحمیل نمیکند. خداوند منشاء خیر و در عین حال، بیطرف است. شرّ از من به من میرسد: با باورهای نادرست، با اعمال نادرست با عدم اعراض از شیطان. این قانون جهان است و تنها شکلی از قانون است که میتواند منصفانه باشد. این من هستم که میتوانم فارغ از گذشته یا وضعیت فعلیام، فارغ از محیط زندگیام، فارغ از اراده یا نیّت دیگران و فارغ از همه عوامل ریز و درشت دیگر، فقط و فقط با تغییر باورهایم و تلاش در جهت اصلاح و تقویت باورهایم و تلاش و اعمال فیزیکی همجهت با باورهایم، میتوانم به آنچه میخواهم برسم. این عدالت خداوند است که با این قانون، به هر کس این امکان را میدهد که در هر جایی که خودش میخواهد و خودش را لایق میداند و در جهت آن تلاش میکند، قرار گیرد. به قول مولانا:
«این جهان کوه و است فعل ما ندا؛ سوی ما آید نداها را صدا».
من باید از فرصتی که به نام زندگی به من داده شده استفاده کنم و با بکارگیری قوانین این جهان که همان مشیّت الهی است، آنچه را که در زندگی میخواهم و مایلم که تجربه کنم را بیافرینم و بدانم که خداوند همان را که من اراده کردهام، اراده میکند و با موقعیتها و شرایط و افراد و روشهایی که شاید من حتی ندانم و یا تصورش را هم نکرده باشم، خواسته من را محقق میکند. پس لزومی ندارد که به چطور و چگونه فکر یا تمرکز کنم؛ بلکه باید بر تداوم احساس خوب و استمرار در تلاش و اتکا و ایمان واقعی به خداوند و توکل به او و باورهای عمیق قلبی، اقدام کنم. «راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست».
خداوندا من در این مسیر، فقط به تو ایمان دارم و فقط به تو توکل میکنم و فقط از تو یاری میجویم. خدایا به من بصیرتی بده تا بتوانم آنچه را برای من خیر است تشخیص دهم به من ایمانی بده که خودم را از غیر تو بینیاز بدانم و به من توانی بده که بتوانم در جهت خواستههای قلبیام عمل کنم و هر آنچه میخواهم را بسازم و ایجاد کنم؛ زیرا اول و آخر و ظاهر و باطن تویی و ایمان و توکل به تو را هم، تو به من دادی و این اراده تو بود که به خواست من برای فرصت تجربه زندگی جامه عمل پوشاند. پس ای آن که نور عشق به خودت را به من تاباندی و من را عاشق خودت کردی و من را از نیازم به خودت آگاه کردی، به خواست این مومن به خودت جامه عمل بپوشان و من را به مقام بندگی خودت برسان و من را به راه کسانی که به آنان نعمت دادی هدایت کن؛ زیرا تو منشاء عشق و مهربانی و نیکی هستی و دعوت خواهندگانت را میپذیری. الهی آمین
برادر احتشام عزیز سلام باتوجه به مدت عضویتی که من از شما دوست توحیدی وعزیز میبینم چقدر زیبا چقدردلنشین چقدر عالی گفتی و نوشتین قطعا این الهامات خداوند عزیزبوده که این چنین قشنگ وشیبا نوشتی درود بر شما دوست گل من بسیار خوشحال شدم ازاین درک زیبا تون براتون آرزوی موفقیت دارم
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز دویست و هجدهم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم
خدایا شکرت که بابت درختان زیبا و شب عالی و هوای فوق العاده و رنگ زیبای آسمان در شب و ماه بزرگ و بسیار زیبا و چراغ های خیابان و مغازه های فراوان و پل قشنگ علی آباد سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم پودر زعفران فروش داشتم اونم همسایه خالم اینا بود 10 بسته سفارش داد گفتم 10 بسته رو نمیارم و گفت 20 بسته بیار که بردم براشون و 420 تومن با کرایه دریافت کردم خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه 15 تومن به خواهرزادم بخشیدم
خدایا شکرت بابت اینکه 6 بسته پودر زعفران فروختم 120 تومن دریافت کردم
خدایا شکرت بابت اینکه مشتری زنگ زد 15 بسته سفارش داد
خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم فروشگاه های لباس با مادرم و خواهرم و خواهرزادم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم همسایمون برامون تخمه آفتابگردون هدیه داد و خوردیم و لذت بردیم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
مصاحبه با استاد | منظور از”سیستمی بودن رفتار خداوند” چیست؟
پرسیدند که خداوند به شکل اتفاقات خوب وارد زندگیمون میشه آیا اتفاق بدی که برامون میفته اونم خداونده که به شکل اتفاق بد وارد زندگیمون شده ؟
استاد میگه من اصلا اعتقاد ندارم که خداوند به شکل اتفاقات خوب وارد زندگیمون میشه
اولا خوب و بدِ اتفاقات رو ما خودمون برچسب میزنیم بهش
مثلا میبینیم یه فردی رو که اتفاقاتی براش میفته که نتیجش خوب نیست
یا یه فردی رو میبینیم که یه سری اتفاقاتی براش میفته که نتیجش خوب میشه
این کار خدا نیست
خداوند عملکردش سیستمیه
بارها و بارها تو قرآن اومده که آنچه که براتون اتقاق میفته بما کانوا یعملونه بما کسبت/قدمت ایدیهم هست
هر اتفاقی میفته براتون بخاطر آنچه هست که انجام میدهید
بارها و بارها خداوند تو قرآن میگه که خداوند هیج ظلمی به بنده هاش نمیکنه
ما خودمون داریم اتفاقات رو خلق میکنیم آگاهانه یا نا آگاهانه
کسی که همیشه نگرانه همیشه غمگینه همیشه خشمگینه بخاطر باورهای نادرستش اتفاقاتی رو جذب میکنه که ناراحتی و غمگینی و عصبانیت بیشتری براش به وجود میاد
این کار خدا نیست
کسی که همیشه شاده همیشه حالش خوبه و امیدواره و متوکله و همیشه تو احساس خوبه اتفاقاتی خوبی رو جذب میکنه
ما با باورهامون با فرکانس هامون با کانون توجهمون داریم خلق میکنیم اتفاقات زندگیمون رو
کلمه اعراض در قرآن به معنی بی توجهی هست به معنی اینه که به چیزهای نازیبا توجه نکنید
من توجهم به زیبایی ها و نکات مثبت باشه یه اتفاق به ظاهر بدی هم بیفته باید سعی کنم اون اتفاق رو خیر ببینم اگه اینطوری ببینم تهش اینه که اتفاق خوبی برام میفته
_شما باورهای توحیدی رو چطوری ساختید؟
استاد میگه همه ما توی قلبمون به خداوند ایمان داریم و خداوند رو باور داریم
من توی شرایط نامناسبی بزرگ شدم هر وقت با بچه ها میرفتیم بیرون و یه موقعی اگه بخواد دعوا بشه من روی اونا حساب میکردم که اونا هوامو دارن هر وقت که من روی اونا حساب کردم بلا سرم اومد هیچ کس نیومد پا پیش بذاره
هر وقت روی کسی حساب نکردم اوضاع خوب پیش رفت
و این الگو چندین بار تکرار شد
رفت تو وجودم که نباید رو کسی حساب کنم
متوجه شدم که روی خدا فقط باید حساب کنم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
آدما هم دستان خداست که کمکت میکنند
من از آدما کلی تشکر میکنم ولی ته دلم اعتبارشو میدم به خداوند
وقتی آدم روی خدا حساب میکنه ایده ها و بی نهایت دستان خدا میاد
این باور شرک آلود تو ایران خیلی زیاده که شفاعت کن از امامان و واسطه قرارشون بده و …
اینا شرکه
من یکتا پرستم فارغ از دین و مذهب
_پرسیدند در مورد آیه اذا سالک عبادی عنی خداوند میگه به شرطی که شما هم منو اجابت کنید ما چجوری میتونیم خدا رو اجابت کنیم ؟
استاد میگه رابطه ما با خداوند یه رابطه دو طرفه هست
خداوند انسان نیست و احساساتی نیست و خداوند برای ما تصمیم نمیگیره و این نیست که برای هر کی بخواد میده برا هر کی نخواد نمیده
سیستمی بودن رفتارِ خداوند به این شکله که شما با توجه به باورات از خداوند نتیجه میگیری
منظور از این آیه اینه که شما درخواست میکنی و خداوند اجابت میکنه اما این رابطه ، رابطه دو طرفست تو یه سری فرکانس میفرستی و خداوند پاسخ میده به باورهای شما
خداوند همیشه آینه شماست
نگاه من به خداوند انرژیه همون نگاهی که قرآن به خداوند داره میگه الله نور السماوات و الارض میگه به هر جا رو کنی (به مشرق و به مغرب) خدا رو میبینی میگه هو الاول و هوالآخر هوالظاهر و هوالباطن یعنی خدا همه چیه در بعد زمان و مکان و اشیا
نگاه من به خداوند یه آدم نیست
خداوند مثل سیستم عمل میکنه
مثل دستگاه آبمیوه گیری هویج میدی آب هویج تحویل میده هر میوه ای بدی همونو دریافت میکنی
امکان نداره به آبمیوه گیری هویج بدی سیب تحویل بگیری
تو این آیه خداوند میکه من درخواستتو اجابت میکنم به شرط اینکه تو هم به من ایمان بیاری
درخواست ما درخواست کلامی نیست که درخواست فرکانسیه
باورهای ما باید مثلا درمورد پول عوض بشه جهان هم به عنوان سیستم رفتارشو درمورد ما تغییر بده
خوبی سیستم اینه که فارغ از اینکه شما درگذشته چی فرستادی و چی دریافت کردی اگه این بار بهش مثلا هویج بدی این بار بهت آب هویج بر میگردونه
فارغ از گذشتت که هر چی فرستادی ، الان هرچی بفرستی و تغییر کنی به تغییرت پاسخ میده جهان
این سوال رو هیشکی نپرسیده که خدا کیه
همش در مورد فرعیات پرسیدند یعنی ببین مردم چقدر در حاشیه بودن
اولین با ری که خداوند گفته اینه که من نزدیک هستم
من وقتی میگفتم که خدا بهم اینو گفت همه میگفتن مگه تو پیامبری خداوند فقط با پیامبران حرف میزنه ما انسانهای گناهکاریم
بعد من میگفتم خداوند به مادر موسی و زنبور عسل وحی کرده مگه اینا پیامبر بودند
خداوند هفت بار قسم خورده که بگه فالهمها فجورها و تقوها یعنی من خوب و بد شما رو بهتون الهام میکنم
ورودی بد بدی خروجی بد تحویل میگیری بدون تعارف هیچ رحم و مروتی هم در کار نیست
شما اگه از مسیر درست خارج بشید حتما نتیجه، ناجالب خواهد بود
اجابت میکنم از فعل مضارع استفاده شده یعنی من همواره اجابت میکنم درخواست درخواست کننده رو به شرط اینکه اونم ایمان بیاره به من اونم تو مدار و مسیر من باشه
خداوند به شیطان میگه تو هرگز تسلطی بر بندگان من نخواهی داشت
به من گفتند که خدا تو رو دوست داشت و خدا برات خواسته که این نتیجه ها رو گرفتی
در حالیکه خدا برا کسی نمیخواد این ما هستیم که اجابت میکنیم ما در مدار خداوند قرار میگیریم و خداوند پاسخ میده به رفتار و باورها و ایمان ما
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام استاد عزیزم سلام استاد مریم جانم
سلام دوستان هم مسیرم
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر قسمت 20
چکیده ی فایل
*باور اینکه هر اتفاقی هراتفاقی که برام می افته حالا ظاهر خوبی داره یا برعکس ظاهر بدی داره برا من خیریتی داره با این نگاه که هراتفاقی که واسه من می افته به خیر وصلاح منه وهمیشه سعی کنم احساسم رو خوب نگهدارم ودر احساس خوب بمونم.
*بجز خداوندم رو هیچ کس حساب باز نکنم،نباید رو آدمها حساب باز کنم وباید روی خداوندم حساب کنم وبهش توکل کنم وفقط تکیه ام به خداوندم باشه.
*خداوند یه سیستمه واگه به این سیستم ورودی مناسب بدهیم خروجی مناسب میگیریم و برعکسش ورودی نامناسب بدیم خروجی نامناسب میگیریم.
*خداوند اجابت میکنه درخواست درخواست کننده رو به شرط ایمان.
*خوبی سیستم اینه که فارغ از اینکه در گذشته چه باوری داشتیم ودر چه فرکانسی بودیم به محض اینکه تغییر کنیم ودر مدار درست قرار گیریم شرایطمون تغییر میکنه.
*خداوندم از رگ گردن هم بهم نزدیکتره.
*خداوندم به تمام مخلوقاتش وحی میکنه.
سپاسگزارم استادان عزیزم
در پناه حق