مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 35
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه













سلام استاد عزیز و دوستان گلم
میخوام درمورد سوال دومی که استاد جواب داد بنویسم حس میکنم این به پاشنه اشیل من مربوطه
من یکی از پاشنه اشیلهام که به شدت روش کار میکنم و از احساس عدم ارزشمندی میاد توقع داشتن از دیگرانه من دقیقا یکی از خط قرمزامم همینه که کسی ازم توقع نداشته باشه پس باید رو خودمم کار کنم از کسی هیچ توقعی نداشته باشه
نه کسی در زندگی من وظیفه ای داره نه من در زندگی کسی وظیفه ای دارم
نه کسی در زندگی من مسولیتی داره نه من در زندگی کسی مسولیتی دارم
کسی وظیفه نداره برای من کاری انجام بده یا به من خدمتی یا کمکی کنه همونطور که من وظیفه ندارم برای کسی خدمتی کنم یا کاری انجام بدم
حس میکنم این قسمت دوم جواب استاد خیلی مربوطه بهش
نباید روی ادم ها حساب کنم اگر روی ادمها حساب کنم پشتم رو خال میکنن باید توکلم رو بزارم روی خدا خدا میتونه کمکت کنه اگر تکیه ات فقط به خدا باشه
انسانها دستهای خدا هستن انسانها کمکت میکنن ولی دستهای خدان این دستها به شکلهای مختلف وارد زندگیت میشن به شکل ایده به شکل ادم نزدیک به شکل ادم دور
راستش در طول روز گاهی این فکرهای شیطانی اذیتم میکنه که چرا فلانی این کمکو بهت نمیکنه چرا فلانی برات این کارو انجام نمیده انگار ادمها وظیفه دارن برای من کاری کنن و الان اونو انجام نمیدن و من ناراحتم هر روز به خودم بارها میگم رویا جان کسی وظیفه ای نداره هیچ وظیفه ای اگر کسی کاری میکنه داره لطفه میکنه دستی از طرف خداست میتونه لطف نکنه اختیار با خودشه و ارزشمندی تو ربطی به کمک کردن و خدمت کردن و حتی خبر گرفتن دیگران نداره چه کسی کاری برات انجام بده چه کاری برات انجام نده من ارزشمندم و خودمو دوست دارم…
حالا استاد حرف فوق العاده ای گفت میگه تو دست خدارو باز بزار خودش میدونه از چه طریقی به دادت برسه مثلا یه ایده میده که خودت اونکارو راحت انجام بدی یا از طریق یه فامیل دور یا نزدیک فرقی نداره تو گیر نده باید از کدوم دست باشه
مثلا من اگر یه فامیل دور میومد بهم کمکی کنه ناراحت میشدم میگفتم چرا نزدیکا نمیان اصلا این توقع پاشنه اشیل واقعی منه و باید روش خیلی کار کنم و خوبی های دیگرانو بیشتر ببینم و بابت کوچیکترین خوبی هایی که بهم میکنن سپاسگذار باشم
سلام رویای عزیزم.
مرسی که این کامنت رو نوشتی.
خودم رو به یاد آوردم با کامنتت.
تا ماه های اول بعد از بچه دار شدنم و روبه رویی با چالش هاش که برام تازگی داشت و سختم میشد، این انتظار تو دلم پررنگ شد که بقیه بهم کمک کنن، توجه کنن.
اینکه چرا فلانی کمکم نمیکنه؟
چرا اون یکی نمیاد بهم سر بزنه و تو بچه داری کمکم کنه؟
چرا این یکی انگار نه انگار که ما بچه دار شدیم و نیاز به کمک دارم؟
تا مدتها این افکار رو داشتم و بعدش درصدد بهبود خودم براومدم و تلاش کردم برای استقلال.
بهتر شدم، ولی خودمو میشناسم من گاهی وابسته هستم و نیازمند کمک بقیه بهم میشم.
تلاشمو میکنم که میزانِ وابستگی هامو کمتر کنم و بیشتر تلاش کنم برای استقلال خودم و زندگیم.
تو پاراگراف اخر کامنتت هم باز خودمو دیدم.
منم وقتی فلانی توجه میکرد به حافظ جانم، از دلم رد میشد این یکی که از نزدیکان هست چرا توجه نمیکنه؟
البته خودمم میدونستم فرکانسم مسموم شده که اینو میگم.
وگرنه میدونستم فرد نزدیک بهم، به مدل خودش داره توجه نشون میده به من یا حافظ.
فقط انگار من قضاوتش میکردم و میخواستم مدلی که من میخوام محبت کنه تا راضی شم ازش.
الحمدالله که بهتر شدم و تو اون تله موندگار نشدم.
یه ایراد دیگه هم به خودم وارده اون ایام.
اینکه تحت تاثیر افکار و کلام یه نفر قرار گرفتم و وارد تله قضاوت و کدورت شدم.
میفهمیدم حالم بده و من اینطوری نیستم ولی بلد نبودم بیام بیرون از اون شرایط و کُلی اذیت شدم.
اما الحمدالله بعد از یه مدت تلاش کردم و تا حدود زیادی از اون تله ها بیرون اومدم.
من انسانم و گاهی اشتباه دارم.
گاهی از مسیر خارج میشم و آسیب هاشم میبینم.
اما خدارو شکر دوباره برمیگردم.
رویا جان، تحسینت میکنم که تو کامنت هات خودتو تحلیل میکنی و برای رشد و بهبود شخصیتت تلاش میکنی.
خدا حافظ خودت و نی نی جون تو دلت و دوقلوهای نازنینت و خانواده محترمت باشه همیشه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام استاد و خانوم شایسته.
بازهم مرور یک فایل عالی و درک بهتر صحبتهای شما.
خداوند نور آسمانها و زمین هست.چه جالب ما برای دیدن هرچیزی به نور نیاز داریم.اصلا منشا اصلی این جهان نور هست. نور که به همه چیز معنا میده نور که باعث میشه زیباییها را ببینیم. نور که باعث میشه هر کار میخواییم بکنیم. چشم ما نوره. چیزهایی که میبینیم نیز نوره.اصلا باعث همه چیز نور هست. خداوند نور اسمانها و زمین هست. اصلا الان درک کردم این آیه را.درک کردم مفهوم این آیه را خدایا شکرت.فهمیدم خداوند همه چیز هست یعنی چی نور بودن خداوند یعنی چی.
زمانی که بندگانم از تو پرسیدند بگو من نزدیکم.
چه کسانی درمورد خدا میپرسند؟؟بندگانش.
بندگان خدا چه کسانی هستند.کسانیکه شیطان بر آنها تسلط ندارد. کسانیکه پرهیزگارند. کسانی که درستکارند. یکتا پرستند. مشرک نیستند. ایمان و عمل صالح دارند.
توحید همه چیزه. ما فقط باید روی خداوند حساب کنیم. ما فقط باید به او تکیه کنیم. از بندگانش سپاسگزاری کنیم اما بدونیم در نهایت اونکه کارو انجام میده و فقط از اون تشکر کنیم.
خدایا شکرت بابت همه چیز.
ای کسی که نور اسمهانها و زمین و نور دو چشمان من هستی،بدون که منم تا انجا که بتونم تلاشم را میکنم تا از بندگان شایسته تو باشم. خداجون بوس بوس. شکرت
بنام خدای قدرتمند و مهربونم
سلااااام به استادجان،مریم عزیزم و همه دوستان هم مدارم.
بسیار فایل ارزشمندی بود
اینمثال ابمیوه گیری خیلی این موضوع روشفاف کرد
واقعا همینه
من یاده روزهایی افتادم که در گذشته البته چون الان به لطف الله و دوره های استاد خیلی آگاه تر شدم…
یاد اون روزهایی افتادم که وقتی برام مساله ای پیش میومد میشستم گریه میکردم
اعصاب خودمو اطرافیانموخورد میکردمو التماس خدارومیکردم که فلان اتفاق برام بیفته
و هیچ اتفاقی هم نمی افتاد:)
و الان کامل برام جا افتاد که طبق مثال استاد من داشتم سیب وارد دستگاه میکردم و التماس و گریه زاری میکردم که اب هویج بهم بده:)
یا مثلا یک ساله که یه درخواستی رو دارم میدم اما رد میشه بااینکه حقمه ودوستامم درخواستشون اکی شده
ولی برای من نمیشد همیشه شکایت میکردم از خدا که چرا نمیشه؟چرا برای من فلان کارو انجام نمیدی؟؟
اما تو این چند ماه که با قانون اشنا شدم متوجه شدم این من بودم که داشتم ورودی میدادم ، این باور من بود که فلان هدف غوله اخه مگه میشه به این راحتی من وارد اون پوزیشن بشم
و چون باورم این بود، سیستم مدام درخواستمو رد میکرد
خیلی جالبه ها ، اونجایی که استاد میگن قانون جهان با کسی شوخی نداره و اهل پارتی بازی نیست یعنی همین!
اما الان متوجه شدم داستان چیه :)
و باورهامو دارم درست میکنم ودوباره درخواست دادم و مطمئنم که ایندفه میشه چون من باورهامو درست کردم با منطقی کردنشون ، بادیدن الگوها و قطعا جهان یه جواب عالی بهم میده.
استاد حرفای شماروباید با طلا نوشت، باید زندگیشون کرد، عین حقیقته برای کسایی که میشینن فکر میکنن
،اگاهی بدست میارن.
واقعا خداروشکر
سپاسگذارم ازتون
به نام خدایی که همین نزدیکیس
سلام
خیلی فایل عالی بود پراز محتوای اموزنده
قبلن این حرف استادو که میگفت هرچقد بیشتر روی خودتون کار کنید مدارتون میره بالاتر و اگه از فایلی اگاهیتون مثلا 50 باشه سال دیگه همونو گوش کنید میشه 100 و سال دیگه بیشتر و همین جوری بیشتر
ولی الان درکش میکنم من این فایلو یا سیستمی بودن خدارو قبلنم هم گوش کرده بودم ولی این بار کیفیت بالایی داشت واسم
این باور کفر و شرک ک بین خودشونو و خدا واسطه میزارن هنوزم هست و مادر من یکی از اون ادماس
مثلا میخاد دعا کنه میگه خدایا تورو قَسَمت میدم به حضرت عباس بعدش ادامه ی دعا…
یا مثلاً ولادت امامی باشه به دیگران میگه تو این شب عزیز برامون دعا کنید
کلا خیلی این باوره شرک الودو داره ک خودش نمیتونه چیزی بخاد چون ارزشمند نیس ولی اماما ارزشمندن میتونن واسطه شن براش تا خاستشو بگیره
این باور هنوزم بین خیلیا هست و خودشونو از همه چی دور میکنن
خداروشکر که من این شرکو ندارم
یا خیلیارو دیدم که میگن هرچی خدا بخاد همون میشه یا خدا براش ساخته (باور به این ک خدا احساساتیه و یا باور به این که تقدیر یا سرنوشت هرکسی از قبل نوشته شده)
کلا اکثر مردم ایران خصوصن افراد مذهبی بنده ی هر امام و پیغمبری خودشونو میدونم الا خدا
من یادمع زمان مدرسه یا همین النم وقتی قشم بخوری به خدا طرف میگه نه این دروغ میگه
ولی بگو به حضرت عباس یا بگی به امام حسین طرف میگه نه این راست میگه
خداشون کسیه که بنده ی خدا بوده
همیشه دوس داشتم بگم بابا این کسی که شما جونو همه چیتونو میدن براش بنده ی خوب خدا بوده این ادم فرقش با شما اینه که وجود خدا تو زندگیش پر رنگ بوده خدارو باور داشته بندگیشو میکرده
و کلا کج فهمیدن همه چیو
مثلا یه سری مراسمای مولودی یا از این قبیل هست ک که ولادت یا شهادت های اماما برگزار میکنن توی ولادتا میرقصند و اینا و توی شهادتا گریه میکنن
و باورشونم اینه با این کار خیرو برکت به زندگیشون میاد و به قول خودشون نظر کرده میشن
هیچ وقت از یچگی از نوحه و مداحی و روضه و گریه کردن برای شهادت و اینا خوشم نمیومد با این ک هیچی از قانون نمیدونستم ولی هیچ وقت این کارو نکردم حتی توی محرما علاقه ای به هیعت رفتنو خودمو زدنو گریه کردنو و خود زنیو این چیزا نداشتم.ولی بعضی وقتا از جاهایی که یهو گوشم میخوره یه چیزایی میشنوم که مغزم صوت میکشه
مثلا میگه مادرم فدای مادر ابلفض
یا ابلفض من سگتم من گدای در خونتم من نوکرتم
انقد خودشونو خار وخفیف میکنن که نگم که البته همچین ادمایی باید خار و خفیف باشن به قول شما هرکسی که بنده ی خدا نیس
و جالبیش اینه که به این چیزام افتخار میکنن تازه
(انسان های بت پرست تو هردوره ای بودن و هستن فقط بتشون عوض میشه)
و زندگی این ادمارو میبینی چیزی جز حال بدو فقرو گرفتاری و قرضو وامو بدبختی و مدار فقر نیس
الان میفهمم چقد ناخوداگاهم درست رفتار میکرد
همون ادمایی که گریه میکردنو خودشونو میکشتن برای یه پرس غذای نذری حاضر بودن هرکاری بکنن
برای یه لیوان شیر جوش و تیتاپ صلواتی هر کاری بگی میکردن
یا ادمایی که روزیای مثل عاشورا اینا نذری میدن که حاجت روا بشن که مثلا بنده ی خوب خدا مثل امام حسین واسطه اینا با خدا بشه که اینا به خاستشون برسن
یه ضرب المثل ایرانی هست که میگه هرچه کنی به خود کنی
خیلی درسته
بارها برا خودم پیش اومده به شوخی یا جدی
که کسیو اذیت کردم یا کسی منو به ناحق اذیت کرده همون لحظه یه چیزیش شده یا خودم یه چیزیم شده
مثلا مثالی که الان به ذهنم رسید
یه روز برادر کوچیکم رو مبل داشت گوشی بازی میکرد یکمی به شوخی اذیتش کردم و عصبی شد موقعی که میخاستم به شوخی از دستش فرار کنم پام خورد به پایه ی مبل تا یکی دو روز راه رفتنگی میلنگیدم
یا برای خودمم پیش اومده سرکار موقع کار داشتم کارمو میکردم یکی از همکارام هی میخاس کرم بریزه اذیت کنه به شوخی که نزاره من کارمو بکنم
که همون لحظه دستش تو ی شکل خاصی انگار پیچ خورد یا رگ به رگ شد و خودشم گفت دقیقا هروقت کسیو به ناحق اذیت کردم این بلا سرم اومد(این اعتراف ناخودآگاهش بود)
این جهان دقیقا مثل ایننه میمونه
به نام خدایی که همین نزدیکیس
سلام
خیلی فایل عالی بود پراز محتوای اموزنده
قبلن این حرف استادوباور نمیکردم که میگفت هرچقد بیشتر روی خودتون کار کنید مدارتون میره بالاتر و اگه از فایلی اگاهیتون مثلا 50 باشه سال دیگه همونو گوش کنید میشه 100 و سال دیگه بیشتر و همین جوری بیشتر
ولی الان درکش میکنم من این فایلو یا سیستمی بودن خدارو قبلنم هم گوش کرده بودم ولی این بار کیفیت بالایی داشت واسم
این باور کفر و شرک ک بین خودشونو و خدا واسطه میزارن هنوزم هست و مادر من یکی از اون ادماس
مثلا میخاد دعا کنه میگه خدایا تورو قَسَمت میدم به حضرت عباس بعدش ادامه ی دعا…
یا مثلاً ولادت امامی باشه به دیگران میگه تو این شب عزیز برامون دعا کنید
کلا خیلی این باوره شرک الودو داره ک خودش نمیتونه چیزی بخاد چون ارزشمند نیس ولی اماما ارزشمندن میتونن واسطه شن براش تا خاستشو بگیره
این باور هنوزم بین خیلیا هست و خودشونو از همه چی دور میکنن
خداروشکر که من این شرکو ندارم
یا خیلیارو دیدم که میگن هرچی خدا بخاد همون میشه یا خدا براش ساخته (باور به این ک خدا احساساتیه و یا باور به این که تقدیر یا سرنوشت هرکسی از قبل نوشته شده)
کلا اکثر مردم ایران خصوصن افراد مذهبی بنده ی هر امام و پیغمبری خودشونو میدونم الا خدا
من یادمع زمان مدرسه یا همین النم وقتی قشم بخوری به خدا طرف میگه نه این دروغ میگه
ولی بگو به حضرت عباس یا بگی به امام حسین طرف میگه نه این راست میگه
خداشون کسیه که بنده ی خدا بوده
همیشه دوس داشتم بگم بابا این کسی که شما جونو همه چیتونو میدن براش بنده ی خوب خدا بوده این ادم فرقش با شما اینه که وجود خدا تو زندگیش پر رنگ بوده خدارو باور داشته بندگیشو میکرده
و کلا کج فهمیدن همه چیو
مثلا یه سری مراسمای مولودی یا از این قبیل هست ک که ولادت یا شهادت های اماما برگزار میکنن توی ولادتا میرقصند و اینا و توی شهادتا گریه میکنن
و باورشونم اینه با این کار خیرو برکت به زندگیشون میاد و به قول خودشون نظر کرده میشن
هیچ وقت از یچگی از نوحه و مداحی و روضه و گریه کردن برای شهادت و اینا خوشم نمیومد با این ک هیچی از قانون نمیدونستم ولی هیچ وقت این کارو نکردم حتی توی محرما علاقه ای به هیعت رفتنو خودمو زدنو گریه کردنو و خود زنیو این چیزا نداشتم.ولی بعضی وقتا از جاهایی که یهو گوشم میخوره یه چیزایی میشنوم که مغزم صوت میکشه
مثلا میگه مادرم فدای مادر ابلفض
یا ابلفض من سگتم من گدای در خونتم من نوکرتم
انقد خودشونو خار وخفیف میکنن که نگم که البته همچین ادمایی باید خار و خفیف باشن به قول شما هرکسی که بنده ی خدا نیس
و جالبیش اینه که به این چیزام افتخار میکنن تازه
(انسان های بت پرست تو هردوره ای بودن و هستن فقط بتشون عوض میشه)
و زندگی این ادمارو میبینی چیزی جز حال بدو فقرو گرفتاری و قرضو وامو بدبختی و مدار فقر نیس
الان میفهمم چقد ناخوداگاهم درست رفتار میکرد
همون ادمایی که گریه میکردنو خودشونو میکشتن برای یه پرس غذای نذری حاضر بودن هرکاری بکنن
برای یه لیوان شیر جوش و تیتاپ صلواتی هر کاری بگی میکردن
یا ادمایی که روزیای مثل عاشورا اینا نذری میدن که حاجت روا بشن که مثلا بنده ی خوب خدا مثل امام حسین واسطه اینا با خدا بشه که اینا به خاستشون برسن
یه ضرب المثل ایرانی هست که میگه هرچه کنی به خود کنی
خیلی درسته
بارها برا خودم پیش اومده به شوخی یا جدی
که کسیو اذیت کردم یا کسی منو به ناحق اذیت کرده همون لحظه یه چیزیش شده یا خودم یه چیزیم شده
مثلا مثالی که الان به ذهنم رسید
یه روز برادر کوچیکم رو مبل داشت گوشی بازی میکرد یکمی به شوخی اذیتش کردم و عصبی شد موقعی که میخاستم به شوخی از دستش فرار کنم پام خورد به پایه ی مبل تا یکی دو روز راه رفتنگی میلنگیدم
یا برای خودمم پیش اومده سرکار موقع کار داشتم کارمو میکردم یکی از همکارام هی میخاس کرم بریزه اذیت کنه به شوخی که نزاره من کارمو بکنم
که همون لحظه دستش تو ی شکل خاصی انگار پیچ خورد یا رگ به رگ شد و خودشم گفت دقیقا هروقت کسیو به ناحق اذیت کردم این بلا سرم اومد(این اعتراف ناخودآگاهش بود)
این جهان دقیقا مثل ایننه میمونه
سلام به استاد عزیزم
شما نمیدونید که تو ایران هنوزم به امام ها توسل میکنند یا نه ولی من به شما میگم که این موضوع خیلی بیشتر شدت گرفته طوری که بچه ها از همون خردسالی با این چیزا آشنا میشن از طریق رسانه ملی و آموزش پرورش از طریق سرودها و نمایش هایی که واقعا جذاب و زیبا هستش
از طریق اردو به مشهد و قم و مناطق جنگی جنوب کشور که اسمش راهیان نور
خلاصه از همه طرف این حرفارو میشنویم
و واقعا کار سختیه که اعراض کنیم
این باور ها مثل خون رفته تو رگ هامون
اینو وقتی فهمیدم که پارسال پسرم حالش بد شده بود بردیمش اورژانس بعد من به خودم امدم دیدم دارم تو دلم میگم یا امام رضا یا امام هشتم خودت کمک کن به پسرم
بعد تعجب کردم و گفتم چی میگی زهرا این چرندیات چیه
بعد گفتم یا الله خودت مثل همیشه هوای مارو داشته باش میدونم که ناشکری های ما باعث این چیزا شده خودت کمک کن
خلاصه اوضاع مذهبی بودن مثل همون مد و فشن شده رنگ و لعاب زیادی بهش دادن قشنگش کردن خوشگلتر شده باحال و جذاب شده با موسیقی های شاد گره خورده و از تمام سنین مخصوصا مخصوصا خردسالان و کودکان استفاده میکنن . ولی با تمام این اوصاف اصلش که کفر هست تغیری نکرده و انقدر باور سفت و سختی که هیچکس جرعت نداره بگه من مذهبی نیستم.
حتی اونایی که ظاهر مذهبی ندارن این باور تو رگهاشون هست که امام ها کمکمون میکنن .
هر سالگرد شهادت یا ولادت کلی مراسم میگیرن کلی نذری میدن حتی تعطیلات رسمی داریم برا بعضیاشون
خلاصه خیلی پر رنگ تر از 10 سال پیش شده
اول اینکه خداروشکر میکنم من جزو اقلیت هستم
و به همه هم گفتم که من جزو هیچ فرقه ای نیستم نه مسلمون نه مسیحی نه هیچی فقط یکتا پرستم
دوم هم اینکه همیشه تلاش میکنم به عقاید بقیه احترام بزارم و سرم به کار خودم باشه در حالی که مجبورم قوانین کشور رعایت کنم مثل حجاب و عفاف و تلاش میکنم تعارض کنم
استاد من اولین محصولاتی که از سایت گرفتم همون کتاب ها بود دوسال پیش خریدم خوندم و واقعا یک بار سنگین از رو قلبم برداشته شد و فهمیدم خدای حقیقی چیه خیلی آگاه شدم خیلی آسوده شدم حس گناهم تقریبا به صفر رسید
خیلی ازتون صمیمانه سپاسگذارم مریم جان و استاد عزیزم
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست
سلام و درود به استادان گرانقدر
سلام دوستان هم گام
گام بیستم
نگاه سیستمی به خداوند.
اوایل من با سیستمی بودن خداوند مقاومت داشتم و نمیتونم بگم الان هم صد در صد قبول کردم ولی خوب خیلی بهتر شدم با گوش کردن فایل ها و توجه به آیه هایی که نشون دهنده سیستمی بودن خداوند هست.
حتی کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو خوندم
اینم مثل همون پاشنه آشیل هست چون از کودکی من خلاف اینا رو شنیده بودم و حالا دارم تلاش میکنم نگاهم رو عوض کنم
یکی از خوبیهای مهم باور سیستمی بودن خداوند به نظر من در اومدن از توهم است که من خیلی داشتم و الانم دارم اما کمتر
که خدا اینو بیشتر دوست داره
خدا به اینا بیشتر توجه داره
تو پا گذاشتی روی نون خشک
تو نماز نمیخونی
تو اونجا غیبیت کردی
تو اونجا حرف بد زدی
تو اونجا عزا داری نکردی
تو اونجا شب قدر بیدار نموندی
تو این کار بدو انجام دادی و…….…..
اینا نمیزارن من قبول کنم که اشرف مخلوقات هستم
لایق بهترینها هستم
بی قید و شرط ارزشمندم
جهان مسخر من است
من آفریده شدم تا لذت ببرم و ……………..
آفریده شده ام تا بوسیله من جهان گسترش پیدا کند
آفریده شده ام تا مثل افریدگارم خلق کنم زندگیم رو همانطور که دوست دارم
خدایا هدایتم کن تا از اجابت کننده گان تو باشم.
سلام به استاد عزیز و مریم جان
سلام به دوستان
بازهم یک هدایت عالی از خداوند،
این فایل بسیاری از باورهای اشتباه و شرک آلود من رو درباره ی خداوند و شفاعت که از کودکی تا الان با من هست رو یادم آورد!!!
من اسمم زینب هستش!
الان متوجه شدم ، از کودکی تا الان من چرا ناراحت میشدم که باورهای اشتباه دیگران رو درباره ی حضرت زینب میشنیدم و غمگین میشدم و حتی توی همون کودکی راضی نمیشدم که اسم من به خاطر دلایلی که این افراد میگن با عظمت باشه!!!
امروز یاد اون روزی افتادم که برای اولین بار لا رایت الا جمیلا رو از زبان یک مداح در روضه روز عاشورا شنیدم …
اون روز یک نوری در تاریکی رو در ذهنم و تجسماتم دیدم و هنوز یادم هستش تصویرش رو!
همین موضوع باعث شد من به دنبال شخصیت حضرت زینب به عنوان یک فرد که به دنبال زیبایی ها و توجه به نکات مثبت قضایا هست بروم و مطالعه ای در مورد شخصیت حضرت زینب به عنوان یک فرد موفق در زمانه و شرایط خودشون بود بروم!
داستان سخنرانی حضرت زینب در مجلسی که بعد از حادثه کربلا اتفاق افتاده بود یادم میاد که چقدر واقعا روی من تاثیر گذار بود در زندگی ام…
من سنم کمبود روزای اولی که این مطالعه رو داشتم و به یه روشنی ای رسیده بودم و بارها شرایطی برای من پیش اومده بود که از مسیرم منحرف بشم ولی این صحنه حتی من رو از انتخاب دوستانمم نجات داده و الان میفهمم که چقدررر خداوند دقیق و طبق قوانین عمل میکنه…
در این روز بت های شرک در وجود و ذهن و باور های من باید شکسته میشد و باید با تحقیق و علم و آگاهی به این نتیجه میرسیدم ، از هدایت خدا ممنونم …
حتی من انقدر تحت تاثیر اسمم بودم که بارها رفتم ابجد اسمم را با فامیلی ام دراوردم که ببینم واقعا تاثیری روی عاقبت من داره ، حتی نتیجه اونم جالب نبود !
میدونستم یه روزی به موفقیت های بزرگی خواهم رسید که هیچ کدومشون دلیلش اسم من از روی تقلید نیست ، قطعا یه راه روشن و یه دلیل محکم تری هست!
پس شخصیت ما آدماست که آیندمونو میسازه!
باور های شخصیت موفق شما هستش که از شما یک شخصیت الگو برای آیندگان میسازه!
من اسمم رو عاشقانه تر از پیش دوست دارم نه به خاطر باورهای شرک آلودی که حتی اطرافیانم صدا میزدند، چرا که خود حضرت زینبم چنین هدفی از رسالت خود نداشته است یعنی تقلید بی علم و جاهلانه …
من به خاطر اینکه هم نام با یک شخصیت موفق در تاریخ هستم خرسندم و دلیل موفقیت هایم را شخصیت خودممیدانم نه تقلید و امیدوارم بتونم در کسب و کار و زندگی ام راه های رسیدن به …
زیبایی ها ،
علم و آگاهی ،
سلامتی و عشق ،
ثروت و نعمت را با اعتماد به هدایت الله پیدا کنم و در زندگی و کسب و کارم اجرا کنم تا مثالی باشم برای عمل به این قوانین و موفقیت!
البته که باورهای درست مادرم و تشویق های ایشون همیشه برای من بهتر راه رو باز کرده است…
ممنون از خداوند هدایتگر و عزیزم برای آگاهی امروزم ️
به نام خداوند بخشاینده ی مهربان
سلام و درود به استاد عباسمنش عزیز مریم جان شایسته و دوستان عزیز همراه
گام 20. منظور از سیستمی بودن رفتار خداوند
بارها و بارها در قرآن آمده آنچه برای شما اتفاق می افتد بما کانو یعملون ، بما کسبت ایدیهم است به خاطر آنچه فرستاده اید آنچه انجام داده اید.
آنچه روند زندگی برامون میاره اونچیزی است که خودمون داریم خلقش میکنیم با افکارمون با باورهامون
خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمیدهد مگر اینکه خودمون فرکانسش رو بفرستیم با باورهامون با کانون توجهمون
وقتی من روی خودم کار کنم و سعی کنم کانون توجهم رو کنترل کنم سعی کنم به چیزهای زیبا و مثبت توجه کنم که حالم خوب باشه ولی اتفاقی به ظاهر بد می افته باید سعی کنم همون رو هم یک خیریتی ببینم که یکسری درس ها میخواد بهم بده و باعث پیشرفتم بشه و باعث رسیدن من به اهدافم بشه
باورهای توحیدی را چگونه باید ساخت؟
ما همه در قلبمون خداوند رو باور داریم و به خداوند ایمان داریم
وقتی روی آدمها حساب کنیم حتما بلا به سرمان می آید و نتیجه معکوسی دارد
انسان ها کمک می کنند اما دست خداوند هستند . این دست خدا به شکل های مختلف میتونه بیاد ولی توکل ما باید روی خدا باشد هر چند از انسان ها باید تشکر کنیم، این را بدانیم که خداوند است که دارد کارها را انجام میدهد و روی یک انسان خاص حساب نکنیم.
وقتی روی یک آدم خاص حساب کنیم حتما زمین میخوریم.
اجازه دهیم خداوند از دستان بی نهایتش برای کمک به ما استفاده کند
به نسبتی که انسان ها شرک را در وجودشون دارند به همان نسبت هم از خوشبختی دور میشوند
بی جهت نیست که وضعیت خیلی از آدمهایی که مذهبی تر هم هستند ( چیزی که در ایران هست) خیلی بدتر است دلیلش هم شرک است قدرت را به غیر خدا دادن هست.
سیستمی بودن رفتار خداوند یعنی خداوند مثل انسان نیست که احساساتی شود و دلش بسوزد یک موجودی نیست که نشسته باشد اون بالا و هرکاری خواست بکند خداوند پاسخ میدهد به باورهای شما
خوبی سیستم این است که فارغ از اینکه شما چه گذشته ای داشته اید به محض اینکه تغییر کنید پاسخ ها تغییر میکند.
خداوند به همه به یک اندازه نزدیک است ( و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب ) و به همه وحی میکند الهام میکند و همواره در حال اجابت درخواست های ما است اما به شرط ایمان
کسی که بندگی خدا را بکند شیطان تسلطی بر او نخواهد داشت پس هر روز باید روی خود کار کنیم.
سپاسگزارم
سلام استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته عزیز
سپاسگزارم از این فایل عالی تان
چندین بار قبل ها دیده بودم اما الان حسش فرق دارد چون درک من مقداری بهتر شده البته که نیاز به تلاش بیشتری دارد.
● نمی دانم چرا از سایت بیرون می افتم چند روزی هست و کامنتم پا ک می شود الان هم پاک شد و وقت ندارم برای دوباره نویسی.
مطالب عالی، مثال آبمیوه گیری خیلی خوب بود
و یاد آوری کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم
وقتی این فایل را دیدم قبل ها و اکنون بیشتر حواسم روی مریم جان هست انگارتازه عروس هست و توری اش را برداشته و صندلی عقب گذاشته و بعد پیاده شدن از ماشین تور عروسش را می گذارد.
اگر حتی چند سال بعد هم این فایل را ببینم
حتما همین حس را میگیرم .
خوشبخت تر باشید خواهر