مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 11


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2406 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربان

    و همینطور به خانواده ی عزیز و همفرکانسم

    اول خداوند را شاکرم به خاطر این سیستمی بودن جهان، که من در این مسیر و فرکانس قرار گرفتم تا بتونم با دیدن این فایل ،این آگاهی رو درک کنم ، که خداوند سیستم است،جهان سیستم است.

    در ادامه ، ممنون و سپاسگزار استاد عزیزم هستم که اینقدر خوب، این آیه و الهاماتش رو درک کردن و اینقدر شیوا و جذاب ، بیانش کردن،تا اینطور به دل من بنشینه.

    هنوز در بهت و شوک هستم از این سیستم هوشمند،که چقدر مهربانانه کار میکنه ، اینکه اصلا کاری به لحظه ی قبل من نداره ، و در لحظه،با فرکانسی که من ارسال میکنم،به من پاسخ میده.

    به به ، به به ، به این جهان ، وجودم رو شوق فرا گرفت ، گویی جان تازه ای در رگ هام ، به حرکت درومد،چه جهان و خدای زیبایی,شکرت خدای من ، شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    محدثه جوون گفته:
    مدت عضویت: 1964 روز

    سلام به استاد توحیدی و مریم توحیدی عزیز.خیلی لذت میبرم از این آیه قران اصلا ناخودآگاه اشکم در میاد به صورت وحشت ناک فقط جلوی خودم میگیرم و اگرنه دلم میخواد زجه بزنم اصلا یه حس خاصی که نمیتونم بگم یعنی توی جمله نمیگنجه.خدای من.اصلا اسمت آرامش دهنده ست چه برسه حرف زدنت با بتدت.واااای عشق خالصی خدا جووون.یعنی وقتی داشتم صحبتای استاد گوش میکردم که گفت خدا کاری به گذشتت نداره هر لحظه بتورت عوض کنی و بهش ایمان بیاری قطعا بدون شک جوابت رو میده و یاد این افتادم که میگه اگر صد بار توبه شکستی دوباره باز آی.وااااای در رحمتش همیشه به روی ما باز و اینکه به راحتی ما رو میبخشه حتی اگه بدترین گناه که شرک هستش کرده باشیم انقدر مهربون که منی که سر تا پا شرک بودم و هستم ولی دارم روی خودم کار میکنم به راه راست هدایت کرد.انقدر دوست دارم خدا که دوس دارم جونمو برات بدم و اون لحظه یه حسی درونم به وجود اومد گفتم خدایا کمکم کن بنده واقعیت باشم کمکم کن عزیز دوردونت باشم.آخ چی قشنگ تر از این که عزیز دوردونه تو باشم و عشق تو باشم این دیگه آخرت خوشبختی و سعادت و حال خوب .خداوند نزدیک و میدونم اجابت کرد خواسته منو من باید سمت خودم رو درست کنم خدایا بهم جسارت بده برم تو دل ترس هام خدایا محتاج کمکتم رب جهانیان من.بچه ها واقعا خدا به من ثابت شده که اگه ازش بخوای میده همین دو هفته پیش من بدجور سرما خورده بودم یعنی از پسرم و همسرم گرفتم اونا قشنگ افتادن پسرم تب کرد گلو درد و همسرم هم همینطور گلو چرکی شده بود بعد چند روز منم گرفتم بدنم گرم شد بیحال شده بودم حتی باشگاه نتونستم برم بعد گفتم بذار از خدا بخوام خوبم کنه و با همل ازش بخوام نه زبونی یعنی الان نه دکتر برم نه دمنوش بخورم هیچی منتظر وایستم هدا بگه که من چیکار کنم چون خدا راه حل هاش همیشه ساده و کاربردیه.همسرم غروب پسرم برد پارک بعد اومد خونه دیدم قرص چرک خشک کن سرما خوردگی و استامینفون گرفته بعد آب اورد کنارم نشست گفت بیا بخور کپسول تا خوب بشی من گفتم نه نمیخورم گفت چرا بخور منم دارم میخورم دیگع براش باز نکردم چرا نمیخورم.فقط چون تب داشتم و داغ بودم گفتم استامینفون یه دونه بده که بخورم بعدش خوردم یکم تبم آروم شد و توی دلم به خداجونم گفتم خدایا من امید دارم تو دکتر و درمون منی وووو بدون که من منتظر هستم بگی چیکار کنم و در کل خوبم کنی من نمیدونم وای میخوام خوب بشم ممنونم میخوام جلسه بعد باشگامو با سلامتی کامل برم میدونم تو توانایی.خلاصه شبش خوابیدم و صبح بیدار شدم یه مقدار احساس کردم درد گلوم کمتر شده بود و کمتر اذیتم میکرد ولی آبریزش و عطسه همچنان بود و ادامه داشت بعد بلند شدم گفتم بذار فایل گوش بدم گوش دادم و حالم خوب بود ولی همچنان آبریزش عطسه ادامه داشت سوپ بار کردم برای خودم با هویچ سوپ جو خلاصه خوردم بعدش گفتم برم یه دوش بگیرم رفتم گرفتم بچه ها باور نمیکنین از حموم اومدم اصلا انگار نه انگار من مریض بود واااای خدای من تازه غروبش با همسرم رفتم خرید لباس برای خودم یه نکته خیلی جالب که خدا چطور جواب منو داد وقتی داشتم باهاش حرف میزدم میگفتم خدایا امیدم به تو خوبم کن هم زمان ماهواره رو روشن کرده بودم داشت آهنگ میخوند باورتون نمیشه یع دفعه گوشم تیز شد به آهنگ آقای شهرام صولتی اسم آهنگش هم غصه نخور بود آهنگ قدیمی ایشون.که میخونه غصه نخور که بی کسی غمتو نگو به هر کسی .آهای کجای کاری کس بی کسون و داری.چشاتو وا کن میبینی خدا نشسته اون بالا.اگه هیچی نمیگه ازش نخواستی تا حالا…یعنی این تیکه آخرش خدا از این طریق با من حرف زد گفت باید از من بخوای.واااای من دیوانه شده بودم.آخ خدا جونم عاشقتم.محدثه فدات بشه عشق دلم.خیلی حالم خوبه خدا رو شکر قبل اینکه بمیرم حداقل ذره ای ناچیز کم حداقل وجودت درک کردم ولی من بهت گفتم خدا جون که باید کمکم کنی توحیدی باشم به درد این دنیا بخورم موفق بشم ثروتمند بشم بعد از این دنیا برم تا 95 سالگی هم سرحال قبراغ عالی زندگی کنم بعد بیام پیش تو جان جانان عشق بازی کنم.خدا رو شکر کهمورد رحمت خداوند هستم.مورد پذیرش هستم و تایید شده خداوند.همتون دوست دارم با آرزوی نزدیکی به خداوند.خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1313 روز

    به نام تنها حامی من….

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو…..

    این فایل ،فایل نشانه روز من ،و بازهممممم خدای عزیزم میخواست بهم یادآور بشه ،کهههه مهساااا تنهااا کسی که همیشه کنارتههه منممممم…..

    بهم میگه ببین وقتی داری روی خودت کار میکنی ،وقتی این همههه پیشرفت کردی،شخصیتتو ،داری تغییر میدی ،بااااید بدونی اینا همه و همههههه از منههههه ،باید بدونی رفتن تو مسیر درست ،وابستگی نداره بهههه هیچ کسیییی،به هیچ چیزی،وابستگییییی معنایی ندارههههه.

    خدا میخواست بهم بگههه من هستم تا تهششششش اما به شرطی که فقط روی خودم حساب کنی ،اونایی که برات فرستادم ،فقط دستای منن،اونااا از منن،پس وابستگی به اونا معنی نداره.

    من بارها سر این قضیه از جهان چک و لگ خوردم ،خیلی نسبتتتتتت به قبل بهتر شدم ،اماااا بعضی وقتاااا شرک و روی بقیه حساب کردن ،یه جوری زیرپوستی میاد که بعدهاا میفهمی که توووو ،بازم حتی بین حرفاتم روی بقیه حساب کردی ،….

    خدای مهربانم ،تنهاا کسی همیشه کنارمه تویی

    ،تنهااا کسی کهههه با اشتباه کردن ،،منو سرزنش نمیکنه تویی ،

    تنها کسی که همیشه برای حرف زدن با من وقت داره ،تویی…..

    و تویی و تویی و بازهم تویی….

    خدایا کمکم کن فقط روی خودت حساب کنم …..

    کمکم ‌کن توحید تورو به عمل بیارم نه فقط به زبون ….

    خدایاشکرت ….

    خدایاشکرت ….

    خدایاشکرت……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام بر استاد عزیز

    سلام بر دوستان خوبم

    خدای مهربان همیشه و همه جا در کنار من بوده و هست و هیچ چیز برای من بهتر و بالاتر از این نیست که به او تکیه کنم

    از او کمک بخواهم و همیشه دنبال او بگردم

    همیشه دنبال دستهای هدایتگر او باشم و همیشه خودم را در آغوش او رها کنم

    یک نکته که باید همیشه یاد بگیرم این است که

    فقط و فقط روی خدای خودم حساب کنم

    هرگز روی آدمهای اطراف خودم حساب بازنکنم

    چرا که آدمها بیشتر دنبال منافع و اهداف خودشان هستند و وقتیکه روی آدمها حساب باز می کنم آنها پشت من را خالی می کنند

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم

    انسانهایی که به من کمک می کنند آنها دستهای خداوند در زندگی من هستند و باید تشکر و قدرت اصلی را به خدای خودم بدهم

    همیشه دنبال او باشم و او را هدایتگر و الهام بخش خودم بدانم

    روی انسان خاص حساب باز نمی کنم

    این برای من خیلی مهم است

    چشمم فقط به خدای خودم باشد و بر اوتوکل کنم و ایمان به او داشته باشم

    اعتماد من به خدای خودم باشد

    بگذارم که خدای مهربان از بی نهایت راه با دستهای هدایتگر خودش من را هدایت کند

    یاد گرفتم که هیچ واسطه ای بین من و خدای من وجود ندارد و هر چه را که می خواهم بی واسطه از او بخواهم

    خدای من همیشه و همه جا منتظر این است که از بی نهایت راه من را هدایت کند و به من کمک کند

    هرگز در زندگی خودم قدرت را به غیر از خدا ندهم

    ممنونم از تو ای خدای هدایتگر من

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    مریم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1302 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده ..

    امروز که این فایل ،فایل هدایتی من بود .

    بازهم خدا من رو هدایت کرد تابیشتر روی افکارتوحیدی خودم کارکنم بیشتر روی خودش حساب کنم وبهش شرک نورزم ..

    چقدر خوبه که خدا بااین زبان شیوا راحت وقابل فهم منو هدایت می‌کنه ..

    یادمه یه روزی ازخداخواستم واین خواسته کاملا قلبی بود که خدایا من رو هدایت کن ولی یه جوری بهم بگو چیکارکنم که بفهمم زبانش ساده باشه درحد درک من باشه ..

    الهی شکر که منو بابنده ی خوبت عباس منش اشناکردی ..چون جنس استاد ازجنس خودمونه حرفهاش سادست قابل درکه ..خیلی از کلمات قلبمه سلمبه استفاده نمیکنه ..

    ومهمتر ازهمه من همیشه ازخواندن قرآن فراری بودم وازش زده شده بودم اصلا وقتی میرفتم سراغش حس غم وغصه ونمیدونم جهنم واینا یادم میومد یاد ختم واینا میافتادم.واصلا نمی‌تونستم قرآن رودرک کنم واسه همینم گفتم اصلا معلوم نیست این کتاب درسته درست نیست ..تواین همه سال ازکجا معلوم دستکاریش نکرده باشن……

    ولی به لطف خدا استاد رو پیداکردم وخداازطریق استاد داره آرام آرام منو باقران آشتی میده منو باخودم باخودش آشتی میده داره کمکم می‌کنه تاتوحیدی باشم ..

    یادمه قبلا وقتی میرفتم روضها ویاحتی مسجد حتی تواون‌شبهای قدر ..وقتی مبخواستم ازخدا چیزی بخوام ..خیلی سخت بود برام قسمش بدم به امامها.باخودم میگفتم .بابا چرا من نمیتونم به زبونم نمیاد خداروبه امام هاش قسم بدم نکنه من آدم بدی هستم ،من مشکل دارم ..

    یه چیزی توقلبم می‌گفت توازخودم بخواه ..به خودم بگو بعد میگفتم کی می‌فهمه من ازکی می‌خوام .اصلا من گنهکارعالم ..بعدحتی به خودم نگاه میکردم به طول عمرم واتفاقاتش نگاه میکردم وباخودم میگفتم مگه من چه گناهی کردم که اینقدر احساس گنهکاربودن باید داشته باشم، نمی‌تونستم اینو درک کنم یه چیزی توقلبم می‌گفت تواصلا گنهکارنیستی ولی نمی‌دونم چرا همش سعی داشتیم تواین روضها ومسجدها دم ازاین بزنیم که ماهرکدوم ازاون یکی گنهکارتریم انگار مسابقه بود ..خدایا چقدر چقدر من مشرک بودم.ولی بازم بااین حرفهاخواستهام رو خیلی بانامیدی ازخدا می‌خواستم بازم شرک داشتم بااین وجود که ازخودش میخواستم میگفتم من کجا، امام‌ها کجا، من که هرچقدرم‌خوب باشم اندازه اونها خوب نیستم که خدامنو به خواسته ام برسونه بااین وجودمن ازخدا می‌خواستم ..

    وبه خودش میگفتم یواشکی ..

    چقدر شرک داشتم چقدر من ناآگاهانه خداروباورنداشتم .وهمش دنبال واسطه بودم برای نزدیک شدن به خدا ..

    در زمان کودکی در زمان نوجوانی توشرایط بد خانوادگی بودم ..

    ازلحاظ روحی و جسمی خیلی اذیت شده بودم ..البته بیشتر روحی ..

    همیشه خودم رو تنها می‌دیدم ولی همیشه باتمام شرکی که حالا داشتم ناآگاهانه توسلم بازم به خدا بود وسعی میکردم ازش جدا نشم ..

    وشاید همین باعث شد که خدا منو هدایت کنه به این مسیر…

    وقتی پدرومادرم منو تنها گذاشتن ..وقتی همسرم منو تنها گذاشت واصلا توجهی به من نمی‌کرد.باوجود اینکه تویه خانه بودیم ..من فکر میکردم خدامنو دوست نداره که همچین آدمهایی روسرراهم قرار داده ولی حالا میفهمم خدامیخواست بااین آدمها بااین اتفاقات بااین دردهایی که تودلم بقیه گذاشتن ..بهم بفهمونه که نباید به کسی جزخودش تکیه کنم .وباید ازخودش بخوام ونگاهم رونسبت به آدمها عوض کنم ..من نمی‌دونستم که این کار شرک هست وخداچقدرخوب بهم‌فهموند نه باعجله نه باخشم ..

    گذاشت من قشنگ درک کنم گذاشت من آرام آرام بفهمم تابره توی خونم توی رگهام بشه گوشتم بشه استخوانم …

    چقدرمن ازاین جمله خوشم میاد چقدر احساس خوبی دارم ..انگارجنسش ازجنس وجودمنه فقط گمش کرده بود..

    اینکه من نه مسلمانم نه شیعه نه سنی نه هرچیزی ..من یکتا پرستم ..

    کی فکرشو میکرد یه روزی به عنوان یک آدمی که خودمون رومسلمان وشیعه و بهترین درجهان میدیدیم به این جابرسیم که باباخدا برای همه یکیه ..ایمان داشتن مومن بودن تقواداشتن راستگو بودن خوب بودن موحد بودن ربطی به دین و اسلام وهیچ دین دیگه ای نداره….

    باید خداپرست بود باید به خدا توکل کرد باید ازخداخواست ..اگر کسی کاری برات انجام میده ازش تشکرکنی ولی اونو دستی ببینی ازدستان خدا ..مریم امروز یادگرفتی که خدا بیشترازهرکسی ترودوستداره توتنها نیستی تواین سیاره توبااین دوستان خوب بااستادهمراهی وداری مسیری روطی می‌کنی که تروبه خداهرروز نزدیک‌تر می‌کنه ..

    استاد ازت سپاسگزارم که من وباخدااشناکردی وروحم‌رو بهم بازگردوندی…

    و سپاسگزارم برای کامنتهای خوب بچها خیلی کمک می‌کنه تودرک بهتر حرفهای استاد به من ..خیلی عالین ..

    خدایا شکرت امروزباتوکل بیشتر وتوحیدی ترروزم رو ادامه میدم ..وانقدر تکرار میکنم وانقدر سمج میشم شجاعانه پیش میرم تامنم یکی مثل استاد بشم تا مثل ابراهیم بشم .چون حالا فهمیدم خدا اصلا واسه همین منو به این دنیا آورده منم میتونم معجزه کنم می تونم اونقدر به خدا نزدیک بشم که صدای خدا بشنوم ..میتونم درک کنم خودم رو،و،روح آرامی داشته باشم ..

    من می‌خوام یکتا پرست باشم …

    خدایا شکرت شکرت شکرت ..

    استاد جان عزیزم معلم یکتاپرست من بینهایت دوستت دارم بینهایت ازت سپاسگزارم ..

    در پناه خدا باشی هرجای این دنیا که هستی شاد شاد موفق ثروتمند خوشبخت سعادتمند در دنیا و آخرت باشی ..

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    عارفه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 1708 روز

    سلام درود به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان.

    این فایل در دسته بندی فایل های اجرای توحید در عمل

    باید روی خدا حساب کنیم و توکل مون رو بزاریم روی خداوند. اگر روی آدمهای حساب کنیم پشتمان را خالی میکند

    اگر فقط تکیه ات خداوند باشد.

    ایاک نعبدو ایاک نستعین خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می جویدم اگر فقط نگاهت به خداوند باشد. انسانها به صورت دستان خداوند می آن کمکت می کنند این دستان خداوند می تواندبه شکل های مختلف به شکل ایده های مختلف می تواند بیاید یا به شکل آدم ها دوست آشنا غریبه باشد.باید توکل مون فقط به خداوند باشد

    ما از انسانها تشکر میکنیم ولی اینو میدونیم که خداوند داره کارها رو انجام میده وقتی که آدم توکلش به خداوند باشد دیگر می داند از یک جای یک سری اتفاقات می‌افتد یک سری دستان می آیند و کمکش می‌کنند دیگر روی یک انسان خاص حساب نمی کند.

    اگر روی فرد خاصی حساب کند حتماً زمین می‌خورد این قانون خداوند.

    هر چه زودتر این درسها رو یاد بگیریم و امیدمان به خداوند باشد و اجازه بدهیم خداوند از دستان بی نهایت استفاده کند برای کمک به ما انوقت خیلی زندگی بهتری خواهیم .

    به اندازی که انسانهاشرک دارند به همان نسبت از خوشبختی دور می شوند..

    بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ: ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.

    اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ: بخشنده و بخشایشگر است.

    مَالِکِ یَوْمِ الدّینِ: (خداوندى که) صاحب روز جزا است.

    اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ: (پروردگارا) تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوییم.

    اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ: ما را به راه راست هدایت فرما!

    صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ: راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى،

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضّآلّینَ: نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه گمراهان!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ریحانه گفته:
    مدت عضویت: 2022 روز

    وقتی از شرک میشنوم یه سری اتفاقات میاد تو ذهنم که خیلی واضح قدرت رو به غیر خدا دادم

    ولی هیچوقت با خودم نیومدم فکر کنم که اقا

    من حتی اگه فرار میکنم از یه سری افراد چون میگم حرفاشون اذیتم میکنه یعنی بهشون قدرت دادم

    من اگه نمیتونم خود واقعیمو نشونشون بدم چون از حرفاشون میترسم یعنی بهشون قدرت دادم و این یعنی دارم شرک میورزم

    اگه برای تایید دیگران کاری رو انجام میدم یعنی تو ذهنم بهش قدرت دادم و این یعنی دارم شرک میورزم

    و نمیدونستم نه تنها احساس آرامشو ازم میگیره بلکه منو دورتر هم میکنه از خواستم

    طبق دوره عزت نفس این از ویژگی های افراد بااعتماد به نفس پایین هست اینکه نسبت به حرف و انتقاد بقیه حساسن اینکه منتظر تاییدشونن اینکه نظر مردم براشون مهمه

    و اگه اعتماد به نفس بره بالاتر انگار توحیدم روش کار شده و اینا مکمل همدیگه ان.

    زمانایی میشد که برای لذت و بردن و احساس خوبم روی دوستانم، خانوادم حساب میکردم و همیشه هم دراین شرایط روی سردشونو دیدم

    یا اتفاقا رفتارشون احساسم رو خوب نکرده هیچ بدتر هم کرده!

    اینم باز میشه از کمبود عزت نفس باشه وقتی که نمیتونی با تنهایی خودت لذت ببری!!

    و چقدر من تو ذهنم الکی به بعضیا قدرت دادم در حدی که دیگه نمیتونستم خودم باشم!!!

    این در حالیه که فکر میکردم نه من به کسی قدرت نمیدم…

    اما وقتی کاری رو انجام میدم برای فلانی که خودم نمیخوام و حس خوبی نمیگیرم یعنی به این فلانی قدرت دادم

    وقتی میترسم از حرف کسی

    وقتی میترسم از گفتن دیدگاه خودم یعنی تو ذهن من بهشون قدرت داده شده

    حتی میتونه به این شکل خودشو نشون بده که تو داری یک نفر رو که میتونه هرکسی باشه پدرت مادرت خواهرت و..)خوشحال میکنی کار خوبی انجام میدی ولی اینکارو انجام دادی چون احساس میکنی اگه انجامش ندی دیگه قبولت نمیکنه ‌شاید خیلی چیزا نباشه دیگه تو زندگیت بعدش و این یعنی شرک !!!

    حتی میتونی به کسی عشق بورزی بااین حس

    ،که بازم یعنی شرک!!

    شرک…چقدر گاهی پنهانه!!

    خودمم فکر نمیکردم دارم تااین حد شرک میورزم و قدرت رو به غیر خدا میدم

    اگه فراموش کردم چی واقعا بهم احساس خوب میده و به جاش تو فکر اینم اون آدم قدرتمند توی ذهنم از چی خوشش میاد

    یعنی دارم شرک میورزم

    اگه نمیتونم خودم باشم چون میترسم از بقیه از حرفاشون یعنی دارم شرک میورزم

    حتی اگه ذهنم هزاران بهانه بیاره و بخواد پنهانش کنه

    اگه میسپرم به خدا ولی بازم نگرانم بازم میخوام با فکر خودم جلو برم

    یعنی دارم روی قدرت و فکر خودم حساب میکنم نه خدا پس نباید انتظار نتیجه موفقیت امیز داشته باشم

    وقتی وعده دیگران خوشحالم میکنه اما نشانه واضح خداوند وعده ی خداوند بازهم باعث میشه دچار شک بشم

    یعنی من ایمان ندارم و یعنی دارم قدرت رو به غیر خدا میدم

    استاد شما تو سریال زندگی در بهشت یه جا گفتید وقتی با خانم شایسته بازی میکنید و یه جاهایی احساس میکنید زورتون نمیرسه و از خدا کمک میخواید و بهتون کمک میکنه و میبرید

    رفت توی ذهنم ‌منم ازش استفاده کردم

    درست جایی که احساس کردم دیگه واقعا خودم نمیتونم از خدا کمک خواستم و گفتم زورم نمیرسه تو کمک کن

    چنان نتیجه بازی تغییر کرد و قدرتی بدست آوردم که خودمم تعجب میکردم و البته لذت بردم

    به طرز عجیبی همه چیز به نفع من میشد و بسیار عالی مبارزه میکردم.

    و مثال های دیگه که دارم و تجربه کردم که روی خدا حساب باز کردم و چطور درنهایت همه چیز به نفعم شده و روی غیر خدا حساب باز کردم شرک ورزیدم و واقعا دیدم که چطور نتیجه برعکس شده!!

    اما بازهم خیلی جاها فراموش میکنم..

    امیدوارم بتونم بهتر درک کنم و در این مسیر ایمانم بیشتر و بیشتر بشه و بیشتر و راحت تر بتونم توکل کنم به خدا،

    توحیدی تر رفتار کنم و اجازه بدم که خودش هدایتم کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    محمد طاها نظری گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    باسلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم واعضای محترم سایت ارزشمند. …

    این فایل نشانه امروز من برای هدایت بود.من به این باور رسیدم که اصولا انسان به همان اندازه که به خدا وصل است ودر ارتباط ،بهمان اندازه در زندگی شاد ،آرام،سالم وثروتمند وموفق است وبه همون اندازه که از منبع ورب خود در فاصله باشد،افسرده،غمگین ونیاز مند ومنتظر دیگران باشید که مشکلاتش را حل کنندناراحت نامید هستی.من از روز اول وقتی یادمه خیلی باور اینکه قوی باشم ودیگران را به حساب نمی آوردم ولی دقیقا نمیدانستم که خدا چیست وکیست،ولی یه ایمانی از خودم ونیروی غیب در درونم همیشه بود،مثلن در خصوص بحث سربازی ام در سال 1376 خاطرم است که یک دوست دختر داشتم وهمیشه به من میگفت تو اگر برید سربازی ما از یگدیگر جدا میشیم وخیلی ناراحت بود،من آن زمان بدون اینکه از چیزی اطلاع داشته باشم ،همیشه بهش میگفتم که من سربازی نمیکنم،بعد ایشون میگفتن سربازی اجباریه واین دیگه نمیتونی ازش فرار کنی،ولی من باتمام قدرت بهش میگفتم که من سربازی نمیرم وخیالت راحت باشه.تا اینکه درهمون سال فکر کنم بود که اسمم برای سربازی آمد ،بعد یه روز که رفتم روزنامه بخرم ،روزنامه سلام بود ،که همیشه میگرفتم ،بعد روزنامه را آوردم خونه همون شب یکی از دوستانم که آمد پیشم وداشت این روزنامه را میخوند ،یه دفعه بهم گفت فلانی نگاه کن چه نوشته ،نوشته طرح رهبری ،کسانی که دوبرادر سرباز همزمان داشته باشند یکی زشون معاف میشه ،من خوشحال شدم،وخلاصه بگم چون من آن زمان یه برادر داشتم در حال سربازی بود وهمزمان اسم من برای سربازی آمد من از این طرح استفاد کردم ومعاف شدم،کارت معافیت هم بردم پیش دوست دخترم خیلی شاد شد وخندید وگفت که تو واقعا یه نابغه هستی و…وخیلی اتفاقات دیگر در زندگیم می افتاد که دیگران تعجب میکردن وبعد از چندین سال که با استاد عباس منش آشنا شدم ویاد گرفتم که این خدا چیست وچگونه میشود از او کمک خواست وباورهای قوی ساخت.خدایا شکرت برای وجود این استاد عزیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حسین و سکینه گفته:
    مدت عضویت: 2379 روز

    سلام به عزیزانم .سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز .

    این فایل در صفحه ی نشانه ی من بود و من با نیت قلبی که خدایا یه نشونه ای بهم بده این فایل رو باز کردم

    مدتیه یه کسب و کار شخصی انجام میدم ،کلوچه میخرم و بازاریابی میکنم برای خودم و میفروشم که البته همین مسیر هدایت خدا بود .حدود چهار ماه پیش تقریبا ورشکسته بودم و هیچ درامدی نداشتم .صفر صفر و فقط داشتم از ته مونده ی حسابم استفاده میکردم و اونم تموم شد .شروع کردم به دیدن فایل های رایگان شما و حذف کامل تلویزیون .گفتم ورودی هام باید درست بشه .الان به لطف خدا درامد خوبی دارم شاید دوبرابر حقوق یک کارمند ،فقط در عرض چهار ماه ،اما هنوز باورهام ایراد داره که نتونستم چیزه زیادی نگه دارم و تقریبا هرچی که در میارم خرج میشه ولی نگرانش نیستم .میدونم درست میشه

    امروز یه تضادی در کسب و کارم برخورد کردم و نتونستم بار بخرم و نتونستم به مشتری هام سفارششون رو تحویل بدم با اینکه پول برای خرید بار جدید دارم اما نشد .خیلی فکر کردم که چرا ?

    این اتفاق چرا باید بیفته !من که تو این مدت دارم رو خودم کار میکنم ،احساسم خوبه ،ورودی هامو دارم فیلتر میکنم ،صبح ها که سر کارم با هندزفری فایل های صوتی رایگان شما رو به مدت شیش ساعت تمام گوش میکنم و غروب تا لحظه ی خواب هم فقط فایل های تصویری شما پلی میشه .

    به خاطر همین گفتم خدایا چه فرکانسی ارسال کردم که اینجوری شد ،

    یه لحظه با خودم گفتم .مگه تو چند شبه تو دفترت نمینویسی که خدایا کمکم کن تا انسان توحیدی تر و با ایمان تری باشم .الان ایمانتو نشون بده .الان وقتشه که ایمانتو نشون بدی .

    ولی خب هنوز تو چرایی این اتفاق بودم که نیت کردم گفتم خدایا خودت یه راهی نشونم بده .خودت هدایتم کن و کلید رو فشار دادم به نشانه ی امروز من ،و با واژه ی (اجرای توحید در عمل ) ،گفتم اخیش خدایا شکرت .جوابمو دادی ،تو منو به مسیری هدایت کردی تا ایمانمو بیبینی ،تا الان داشتی از این دست بهم روزی میرسوندی .شاید بخای دستشو عوض کنی ،من نباید به دسته نگاه کنم .باید به منبعش نگاه کنم .

    لازم به ذکره که تو این مدت همش به همسرم میگفتم ببین خانم این کلوچه هاس که زندگیم سرحاله وگرنه با این حقوق های کارگری که نمیشه زندگی کرد .و باز این جمله تو گوشم فریاد زد

    (شرک در دل مومن ،همانند راه رفتن مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است )

    اره این شرکه که من به این محصول دل خوش کردم

    این نبود یه دسته دیگه .

    استاد میگه ،دستشو نگاه نگاه کن ….

    الهی شکر .الهی صد هزار مرتبه شکر که عمل گرا تر شدم ،حرکت میکنم ،امید دارم ،اموزش میبینم .

    با سپاس از شما بابت محصولات رایگان که واقعا رایگان نیست و ارزش بسیار بالایی داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سحر گفته:
    مدت عضویت: 1949 روز

    درود فراوان

    من قسمت 34 تحول زندگی رو دیدم.با اینکه قبلا گوش داده بودم ولی الان که دیدمش اصلا شوکه شدم. و سریع اومدم این دسته از فایلهای توحید رو ببینم.

    هنوز تو شوکم،چون یه گره کوچیکی توی کارم پیش اومده بود و منو اذیتم کرده این چندماه. اصلا فکر نمیکردم ممکنه کجای کارم مشکل داشته باشه.با اینکه در ظاهر فقط توکلم به خدا بود ولی نمیدونم چرا این فایل رو که گوش دادم حسم بهم میگه قضیه همین بوده. و چه جاهای چه جاهایی همین خدا هوامو داشته که اصلا باورتون نمیشه.تو همین مدت ولی تو اون قضیه خاص نگاه من مشکل داشته احتمالا. و دلم میخواد کل فایلارو الان ببینم تا بتونم الگویی که تو موفقیتم و یا عدم رضایتم بوده رو پیدا بکنم و بتونم فقط و فقط روی منبع انرژی جهان حساب کنم،روی خدا.

    فقط میدونید معنای حساب کردن روی اون رو نمیدونم یعنی چی،خوب این یک قانونه وقتی به قانون عمل کنی نتیجه رو هم میگیری.دیگه چرا باید بگیم روی خدا حساب میکنم؟چرا بگیم روی خودم حساب نمیکنم؟این برام گنگه اگرچه زبانا همیشه میگم توکل بر خدا و اینکه هر نتیجه ای هست قطعا بهترینه برای من

    ولی بازم برام گنگه.امیدوارم فایلهای قسمت اجرای توجید در عمل رو که دیدم خدا منو هدایت کرده باشه به جواب سوالم و قلبم رو باز کنه

    تشکر فراوان.دوستتون دارم️عزت و سلامتی و ثروت رو براتون میخوام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: