مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 47
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






سلام به استاد عزیزم ، مریم جون زیبا و همه عزیزان همراه .
مریم جون اول باید سپاسگذار شما باشم بابت گام هایی که ما رو به خوشبختی بیشتر میرسونن.
من مدتیه آموزش حرفه جدید دیدم اما از شروع ترس دارم چند روزی هست دارم با خودم کلنجار میرم و از خداوند هدایت میطلبم .
جدیدا به لطف الله مهربان با فردی آشنا شدم که هیچ دوره ای و آموزشی از هیچ کجا ندیده اما ایشون خودجوش توی وجودش آگاهی از قوانین هست و با خودش درصلحه و این واسم خیلی جالبه .
من ازش الگو میگیرم و با آگاهی از قوانین دلیل نتیجه هاشو متوجه میشم و کلی ذوق میکنم از اینکه متوجه عمل به قوانین میشم .
و خداوند ایشون رو سر راهم قرار داده تا الگوی من بشه واسه پیشرفتم .
همچنین تشویقم میکنه واسه شروع کار و گذشتن از ترسهام .
مدام تواناییهامو یادآوری میکنه و منو تشویق به حرکت میکنه .
من از خداوند کمک خواستم و خداوند دستی از دستانش رو واسه کمک به من فرستاده تا با کمک و مشاوره با ایشون ترسم رو کنار بزارم و حرکت کنم .
خداوند رو سپاسگذارم و این موفقیتها رو از دوره ها و آموزشهای شما دارم که قدم به قدم تکاملم رو طی میکنم . الهی شکر .
به نام خداوند هدایت گرم به مسیر زیبایی ها
سلام و وقت بخیر به استادانم و همه عزیزان
گام 19. کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
چرا هر چقدر من روی عزت نفسم کار میکنم دوباره بعد از ی مدت به حالت قبلیم برمیگردم؟
عزت نفس ی قرص نیست که آدم بخوره و عزت نفسش عالی بشه ما هر بار ممکنه با تحقیر خودمون، تخریب شدن توسط دیگران، شکست خوردن تو زندگیمون، نرسیدن به یکسری اهداف، ی مشاجره با همسر یا کسی دیگر به راحتی حتی با به یاد آوردن خاطرات بد عزت نفسمون از بین بره
عزت نفس چیزیه که همیشه باید روی خودمون کار کنیم
یکی از بهترین روش های ایجاد عزت نفس :
1. مهارت هامون رو ببریم بالا یعنی در زمینه ای که علاقه مندی داریم تموم وجودمون رو توش بذاریم با تمرکز بالا مهارتهامون رو ببریم بالا
2.موفقیت های گذشتمون رو به یاد بیاریم بنویسیم
یک دفتری رو داشته باشیم به نام دستاوردها و پیشرفت های من و در هر زمینه ای پیشرفت میکنیم در آن بنویسیم
این خیلی کمک میکند که ما بدانیم چه توانمندی هایی داریم
3. در بحث روابط روی خودمون کار کنیم.
وقتی آدم روابطش با دیگران …همسر..فرزند..همکار..دوست..آشنا..غریبه خوب باشد و روابط بهتری برقرار کند این هم کمک میکند به عزت نفس بالاتر
قدرتمند کننده ترین باور برای ثروتمند تر شدن:
کلا قدرتمندکننده ترین نداریم عوامل مختلفی هست انسان در برهه های مختلف نقاط ضعفی داره و برطرف میکنه و بعد ی پله میره بالاتر و شاید فکر کنه اون قدرتمندکننده ترین باور بوده اما بعد متوجه میشه اون قدمی بوده در اون مرحله و اون باید برمیداشته
اولین باوری که استاد در ذهنش درست کرده در بحث موفقیت مالی چون در یک خانواده مذهبی بوده با توجه به شرایطش و باورهای موجود: هر که ثروتمند شده از راه نادرست بوده، کلاهبرداری کرده، هر که بامش بیش برفش بیشتر، ثروت تو رو از خدا دور میکنه و و و
باورهاش رو در مورد خدا تغییر داد، در مورد باور یهودیان تحقیق کرد و متوجه شد باور بنیادین در دینشون دارند که هر چقدر ثروتمندتر شوی نزد خداوند محبوب تری عزیزتری خدا بیشتر دوستت داره و این باور را در وجودش درست کرد
موفقیت مالی نیازمند اینه که شما در یک زمینه ای حرفه ای شوی، موفقیت مالی نیازمند اینه که شما یک موضوعی رو که بهش علاقه داری پیدا کنی و روش تمرکز کنی و توش حرفه ای بشی توش عالی بشی
این باورها برای موقعی است که شما روی خودت کار کنی تو زمینه ای مهارت کسب کنی اما نمیتونی ازش پول بسازی
نه اینکه هیچ مهارتی کسب نکنی هیچ عرضه ای نداشته باشی و بگی فقط روی باورهام کار کنم و ثروتمند شوم
من پاشنه اشیلم رو پیدا کردم ولی نمیدانم چطور روی آن کار کنم و آن را حل کنم؟ چطور اینکار را انجام دهم؟
پاشنه آشیل همان نقاط ضعف ما هستند
ما به عنوان انسان همه یکسری نقاط ضعف داریم اما برخی از آنها حیاتی است و باید روش کار کنیم و وقتی اون رو حل میکنیم به نسبت کاری که میکنیم نتایج بزرگتری میگیریم
نقاط ضعف جدی اونهایی نیست که دو روز کار کنم و حل بشه باید تا ابد روش کار کنم و حواسم بهشون باشه
چون همیشه گوشه ذهن ما هستند
خیلی مهمه که بدونی نقاط ضعفت چیه
نقاط ضعف شخصیتی مثل غرور، مهم بودن حرف مردم، عدم توانایی نه گفتن، ترس ،
همه ما در مسائلی نقاط ضعفی داریم پس خودت را بپذیر در ابتدا و بعد شروع کن به کار کردن ریشه ای در زمینه هایی که نقطه ضعف داری
وقتی آدم بخواد تو زمینه ای کار کنه خداوند هدایتش میکنه
اما در بحث توانایی ها شما باید روی نقاط قوت توانمندیت تمرکز و کار کنی
سپاسگزارم
درود بر شما استادان عزیزم.
عجب جمله ای بود این توضیحی که شما لطف کردید توی توضیحات نوشتید و قطعا این هدایت الله بوده برای من تا سپاسگزار رب العالمین و سپاسگزار شما اساتید عزیزم باشم.
نقاط ضعف شخصیتی، اجازه بهره برداری از نقاط قوت مهارتی را نمی دهند بنابراین قدم اول برای رشد، رشد شخصیت از طریق بهبود نقاط ضعف شخصیتی است
درک این جمله خیلی راحته. ولی نمیفهمیدم.
همه اش فایل را گوش میدادم و میگفتم ببین بازم نفهمیدم استاد دقیقا چی میگه؟!
من میدونم که باید همواره ایمان بیارم. بنابراین حفظ و رشد عزت نفس هم یک روند دائمی است.
من میدونم همواره باید تلاش کنم و همواره سپاسگزار خداوند باشم تا بیشتر و بیشتر و بیشتر عطا کند.
اما همین نکته مهم را درک نمیکردم.
واقعا لطف الله و صدای هدایت رب العالمین بود که گفت برو توضیحات متنی را بخون.
خداروشکر میکنم بابت این هدایت خداوند.
چقدر جالب این دوره اموزش هایش داره مطابق با جلسات ابتدایی دوره روانشناسی ثروت 3 پیش میره.
یعنی دقیقا تاکیدی که برای داشتن دفترچه اینجا بود را در جلسه دوم میبینیم. البته که این دفترچه از لحاظ محتوا متفاوت است با دفترچه جلسه دوم روانشانسی ثروت 3.
استاد من همین دیشب که داشتم این متن را میخوندم روی گوگل کیپ این دفترچه موفقیت های شخصی ام را ساختم و هر موفقیت کوچکی را نوشتم.
باورتون میشه اولش چیزی به ذهنم نمیرسید؟
تا از خداوند هدایت خواستم و بعد شروع شد!
بینهایت از شما سپاسگزارم.
من خرداد ماه هدایت شدم به ایجاد یک دفترچه باورسازی.
از خرداد ماه تا مرداد ماه طول کشید تا یکم این سیمان های مغزم ترک بخوره.
حتی تا مهر ماه طول کشید تا نتایج مالی خودش را نشان بدهد. که دلیلش مقاومت شدید ذهنی من بود
الان خیلی بیشتردرک میکنم که هدایت چیه؟ توکل چیه؟ حرکت کردن و بعد نتیجه گرفتن چیه؟ و …
الان درک میکنم که مسیر رشد چگونه است. الان درک میکنم که تکامل چجوری رخ میده. الان درک میکنم حرکت در مسیر علایق یعنی چی؟ الان خیلی بهتر از قبل درک میکنم و خیلی دارم تلاش میکنم که موحد باشم و مشرک نباشم. خیلی دارم تلاش میکنم عمل گرا باشم تا بنشینم و منتظر نتیجه باشم.
عاشقتونم استادان گرامی من.
ان شالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
بنام پرودگار یکتا و بی همتا
سلام
الان بامداد جمعه هست که دارم این کامنت رو مینویسم و چون عصر روز چهارشنبه عازم سفر شدیم من فرصت نکردم این گام رو گوش کنم اما برای رشد شخصیتم دوست دارم فعلا برای این جلسه کامنت بزارم
در گذشته هربار با ماشین شخصی مسافرت میرفتیم، چون یه سری مسائل خسته کننده در سفر پیش میومد، نمیتونستم افسار ذهن رو بدست بگیرم و حتما تو مسیر با همسرم به چالش میخوردیم و هربار به خاطر یک سری مسائل ناچیز سفر رو به خودم تلخ میکردم.
اما در این سفر با اینکه حدود 22 ساعت مسیر رو تقریبا یکسره اومدیم و سفر خسته کننده ای بود تا به اینجای سفر خوشبختانه کنترل ذهن خوبی داشتم و این نتیجه کار کردن روی باورهاست
مثلا یه تضاد کوچک در این سفر برام پیش اومد که اگه در گذشته بود همین باعث احساس بد در من میشد و احتمالا خود همین احساس بد کافی بود تا سفر رو خراب کنه و درطول سفر احساس بد بیشتری رو تجربه کنم
ما در این سفر با دو ماشین هستیم یک ماشین یکی از برادرانم به اتفاق همسر و سه فرزندش و یک ماشین من و همسرم به اتفاق دو فرزندم
در طول مسیر بیشتر مسافت رو پسرم رانندگی کرد و چون عصر راه افتاده بودیم حدود ساعت 12 شب پسرم چون خوابش گرفته بود من شروع کردم به رانندگی و حدود یک ساعت که پشت فرمون بودم، یه مانعی توی جاده افتاده بود و من چون فاصله کمی با ماشین جلو داشتم اون مانع رو ندیدم و یک دفعه متوجه صدای برخورد ماشینم رو شنیدم ولی نایستادم، صبح دیروز که رفتیم پمپ بنزین متوجه شدم چرخ سمت شاگرد یه مقدار صداش زیاد شده وقتی اومدم پایین دیدم سپر جلو ماشین با برخورد با اون مانع یه مقدار ترک برداشته بوده و چون ما فکر نمیکردیم مشکلی پیش اومده اصلا نگاه نکردیم، چند ساعت که اومده بودیم اون ترک زیاد شده بود و باعث شده بود که به لاستیک گیر کنه و صدای لاستیک باعث شد که ببینین چی شده، اولش یه مقدار ناراحت شدم که چرا همون اول نایستادم و این باعث شده یه ترک کوچک منجر به یه شکستگی بزرگ بشه، لما خیلی راحت کنترل ذهن کردم و گفتم خداروشکر مشکل مالی حل میشه و خوبیش اینه که اون شکستگی در بین راه نیفتاده و قابل تعمیره و با یه خرج جزیی برطرف میشه و یه چسب پهن خریدم و فعلا محکمش کردم تا در اولین فرصت بدم تعمیرش کنن،
اگه در گذشته همین مشکل پیش میومد هزاران فکرهای الکی به ذهنم هجوم میآوردن تا احساسم رو خراب کنن و وقتی ذهنم درگیر میشد به چیزهای الکی گیر میدادم و سفر رو برای خودم و خانوادم تلخ میکردم
مورد دیگه که در این سفر پیش اومد این بود که ما از مشهد بدون وقفه آنچنانی اومدیم که شب خودمون رو به کیش برسونیم، اما وقتی ساعت سه بعد از ظهر به محل لندینگرافها که ماشین ها رو حمل میکنن رسیدیم متوجه شدیم بخاطر اینکه احتمال مواج بودن دریا هست بارگیری انجام نمیشه البته هیچ اطلاع رسانی در کار نبود و بعد از دوساعت که منتظر بودیم متوجه این موضوع شدیم و همین هم در اگه در گذشته بود مشکل خیلی بزرگی به نظر میرسید اما الان خیلی راحت با موضوع کنار اومدیم و گفتیم بهتر همینجا یه خونه میگیریم و استراحتمون رو میکنیم و فردا صبح بعد از یه استراحت کامل مجدد مراجعه میکنیم
در طول مسیر هم در گذشته بخاطر خستگی راه بحثهای الکی بین من و همسرم شکل میگرفت، اما اینبار خیلی آگاهانه هواسم بود که اگه همسرم بخاطر خستگی سفر و یا همین نوع تضادها چیزی گفت من با یه جواب نسنجیده تنش ایجاد نکنم و با یه بیان ملایم و یا یه شوخی موضوع رو مدیریت میکنم و تا اینجای سفر خداروشکر همه راضی بودیم
اینها مواردی بود که در گذشته حتما و حتما سفرمون رو تلخ میکرد، اما اینبار خداروشکر اینا دیگه اصلا مسئله نیست و با یه کوچولو کنترل ذهن باعث میشه از سفر و از مسیر لذت ببریم.
خدایا شکرت
سلااام
این فایل و امروز تو پیاده روی گوش دادم شاید برای همین جور دیگه ای به دلم نشست
خودش یه دوره عزت نفس بود
دیشب میخواستم برم خونه دوستم بعد چون عجله داشتم و مسیرمون از غرب به شرق بود و ترافیک تصمیم گرفتم تا یه مسیری رو با مترو برم خیلی وقت هم بود سوار مترو نشدم گفتم یکم ادمها رو معاشرت کنم باهاشون :)) البته بعدش پشیمون شدم و یه و کل مسیر و خوابیدم
از خونه تا مترو با اسنپ رفتم و چون مسیرش نزدیک بود همون موقع که نشستم اومدم پرداخت کنم و رمز پویا نمیومد سه بار امتحان کردم و دفعه چهارم دیگه رسیده بودم حالا نزدیک که شدم با استرس گفتم وای اگه ازین ادمها باشه که غر بزنه و بگه تا پولمو نزنی حق نداری پیاده بشی چی اگه دیرم بشه چی و هی نجواا بعد عزمم و جزم کردم یهو اعتماد به نفس گرفتم گفتم میگم بهش برات بعدا میزنم نهایت قبول نکرد میگم یکی از نزدیکانم کارت به کارت کنه یا میگم جلوی یه ای تی ام وایسه نقد بگیرم صدام و محکم کردم و مودبانه درخواست کردم که میشه از مترو براتون کارت به کارت کنم و توضیح دادم براش که رمز پویا نمیاد خیلی مودبانه تر گفت بله که میشه چرا که نه اصا قابل شما هم نداره شمارش و گرفتم که واریز کردم بهش زنگ بزنم بعد که داشتم پیاده میشدم دلم نیومد اینو نگم گفتم در ضمن ماشینتون هم خیلی زیباست اقا اصلا گل از گلش شکفت گفت خیلی ممنونم خااانم
405 مشکی بود ولی اینقدر تمیز و خوشگلش کرده بود و مشکیش برق میزد معلوم بود با عشق برای ماشینش هزینه کرده
تا پیاده شدم رمز پویاها پشت هم اومدن من پوکر فیس
خلاصه واریز کردم و بهش گفتم و بعد با خودم گفتم چقدر معاشرت با ادمها لذت بخشه ها و از اون لحظه تا شب فقط به ادمهای خوب برخورد کردم البته که از اونهایی که یکم وایب منفی میدادن هم اعراض کردم این و از عشق و مودت هنوز دارم اجراش میکنم و هربار کلی خوش میگذره بهم و کلی ادب و احترام میبینم و دریافت میکنم و روابطمم عالی تر میشه هربار
راجع به موضوع مهارت دقیقا تو هر برهه زمانی هرکاری که توش بودم سعی کردم تو اون مهارت کسب کنم و انصافا هم از پسش براومدم و میدونم این موضوع هم چقدر تو عزت نفس تاثیر داره
چقدددر پیشنهاد دفتر پیشرفت های من عالی بود اصلا میرم سراغش چون من نوشتم تقریبا همه جا ولی چون پخش هست و تو هر دفتری نوشتم بعدا نمیدونم کجا برم سراغش ولی این خیلی خوب بود حتما انجامش میدم
استااد جان منم چشم گفتن و از شما یاد گرفتم و انجامش دادم یکم اولش برام سخت بود خصوصا اینکه داشتم روی خانم مدیرمون امتحان میکردم میومد مغازه سر میزد و هیچی هم ا کار نمیدونست یه چیزی رو میگفت من رو مخم بود ولی میگفتم ندا باید از همینجاها شروع کنی و چشم میگفتم عششق میکرداا :)) چقدرم رابطه ش با من خوب شده بود
خلاصه که گفته های شما واقعا وحی منزل هستن که انجام دادنشون فقط و فقط به نفع خودمون هست
خیلی ممنونم از بانو شایسته عزیزم بابت این مدار ها و از استاد نازنینم بابت اموزش هاشون دوستتون دارم
خدایا شکرت
بنام الله مهربان
سلام به استادعباسمنش ارجمند واستادشایسته گرامی
ردپای گام19
استادجان پیشنهاداتی که برای بالا بردن عزت نفس دادید عالی بود
من دوره عزت نفس رو هنوز خریداری نکردم ولی از لابلای صحبتهای این فایل خیلی چیزهایادگرفتم
خصوصا اون قسمتی رو که فرمودید:
مهارتت رو بالا ببر که باعث بالارفتن عزت نفست میشه.
خیلی بهش فکر کردم و یاد تجاربی که توی این زمینه داشتم افتادم ودیدم عههههه درسته چقدر من ساده از کنار این موضوع گذشتم.
واقعا الان که فکرشو میکنم با یادگیری هر مهارتی من از شدت اعتمادبه نفس وعزت نفس رو ابرا بودم.
اتفاقا چقدر سوال این دوستمون هم بجا بود
منم ی وقتایی کلافه میشم که چرا روی ی موضوعی مثل همین عزت نفس که کار میکنم باز از دستم در میره و ی جاهایی وا، میدم ومستاصل میشم.
در جواب سوال دوم هم بسیار جذاب وعالی توضیح دادید
اینکه متوجه میشی که باوری که ایجاد شده بابت طی کردن تکامل مرحله بعدی و میفهمی که باید اینجا ی قدمی برمیداشتی.خیلی برام جالب بود وخیلی منو به فکر فرو برد که ببینم کدوم باورها منو کجاها بالا کشیده وباعث تکاملم بابت رفتن به مرحله بعدی شده.
من از یادآوری روی کاغذ خیلی کمک میگیرم اینجوری افکارم دسته بندی میشه و پرش هم ندارم.متمرکز تر هم میتونم بهش فکر کنم
خیلی خوب شد که این جلسه رو مجدد بارگذاری کردید من اصلا محتوای این جلسه رو یادم رفته بود.ممنون ازشما مریم جون
اونجایی که من فهمیدم ی جاهایی بجای تمرکز روی نقطه ضعف هام باید روی نقطه قوت هام تمرکز اساسی کنم برام خیلی راهگشا بود.
ومهم تراینه ی سری نقاط ضعف هست که تا رفعشون نکنی نمیتونی از نقاط قوتت استفاده کنی.
وای ترس ترس ترس
استاد چقدر من توی این زمینه ترس از حشرات وخزندگان باید روی خودم کار کنم.انقدر این ضعیف بودن توی این زمینه منوعصبی میکنه و واقعا شده نقطه ضعفم.
باید دوره روانشناسی ثروت رو هم بخرم همینکه خودشناسی رو بقول مریم جون آموزش میده کلی از راه موفقیت رو آدم پیش رفته.
استادجان ایده تمرین این جلسه و یادداشت برداری از موفقیت ودستاوردها خیلی جلب نظر کرد.انگار ی لامپی توسرم روشن شد.
فکر کردن به همچین دفترچه یادداشتی از همین حالا حالمو خوب کرد وبهم انرژی داد.
امیدوارم که همه دوستانم در این مسیر موفق وپیروز باشن.
درپناه خدا باشید.آمین
به نام خداوند جان و خرد/کزین برتر اندیشه برنگذرد
اولین نکته ای که خیلی خیلی خیلی خیلی مهمه، استاد و خانم شایسته با اینکه خودشان سالهاست کنترل ورودی میکنن و به ذهنشون خوراک عالی میدهند باز یه فرصتی بدست می آورند حتی توی گردش میان و کامنت می خونن و اینطوری کانون توجه شون رو تنظیم میکنن. حالا من بعنوان دانشجو باید ببینم چقدر اینطوری رفتار میکنم که از هر فرصتی برای دادن ورودی با کیفیت استفاده کنم. کار کردن روی عزت نفس باید دائمی باشه.
با هر بار مخالفت بقیه، تحقیر شدن، شکست خوردن توی زندگی مون،نرسیدن به یه سری اهدافی که تعیین کرده ایم برای خودمون، یه مشاجره، حتی با به یاد آوردن یک خاطره ی بد براحتی عزت نفسمون از بین میره. از روشهای بهتر کردن عزت نفس 1-بالا بردن مهارتها در زمینه ای که بهش علاقه داریم با تمرکز 2-موفقیت های گذشته مان را به یاد بیاوریم. یک دفتر داشته باشیم در زمینه پیشرفت. مثلا در زمینه ی خوش خط شدن پیشرفت داشته ام .3-در موضوع روابط روی خودمون کار کنیم تا با اطرافیان ارتباط مناسب داشته باشیم.مهمترین چیز تقویت عزت نفسه.راجع به ثروتمند شدن نگاه متفاوت ساختم. هر چقدر ثروتمند میشی نزد خدا محبوب تری. موفقیت مالی نیازمند حرفه ای شدن در یک زمینه ای است که بهش علاقه مندیم.
ضمن عرض سلام و احترام
وظیفه خودم میدونم از شما عزیزان بابت اشتراک گذاری مطالب مفید و ارزشمند قدر دانی کنم.
من کارشناسی اتاق عمل دارم, اما چون از 18سالگی به کم شنواییم پی بردم اواخر دوران دانشگاه خیلی اذیت شدم (فقط تمرکزم روی نقاط منفی بود)وتا دوسال سرکار نرفتم …اما بعداز دوسال به لطف الله و کمک دوتا از دوستانم سر کار رفتم خدا روشکر ترس هام کم کم بر طرف شد الان استخدام شدم و کلی روی ایمان و اعتماد بنفسم تأثیر مثبت گذاشته. (چون اگر سرکار نمیرفتم یه کاری رو شروع کرده بودم که نیمه تمام بود).
و این مورد پاشنه آشیل من بوده اما حالا کم رنگ تر شده و امیدوارم که بتونم تا سر حد ممکن کم رنگ و بی اثرش کنم.ان شا الله
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است.
درود خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانوم شایسته محترم و عزیز.
درود خدمت همه دوستان همفرکانسی و عزیز.
گام نوزدهم .
《کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی》
چگونه پاشنه های آشیل خود را بشناسم و روی بهبود آنها کار کنم؟ ( منظور از پاشنه آشیل، نقطه ضعف شخصیتی است که بیشترین ضربه ها از آن نقطه به زندگی ما وارد می شود)
بزرگترین پاشنه آشیل که من از بچگی داشتم کم رو بودنم بود که بشدت اذیتم میکرد این ضعف شخصیتی تا 17 سالگی با من بود و هرچه بیشتر میگذشت بیشتر میفهمیدم چقد این موضوع منو محدود میکنه و نمیتونم از پس کارها و زندگی بر بیام و چقد توی روابط با مردم ناتوان بودم بعد کم کم شروع کردم به تغییر این ضعف همونجوری که کم کم این ضعف در من شکل گرفته بود کم کم توی چندین سال طول کشید تا بشدت کمرنگ شد .
هر چقد که این ضعف رو کم میکردم از اون طرف رفتارهای متضاد رو با اون انجام میدادم تا جایی که یهو بخودم اومدم دیدم چقد تغییر کردم و هر مسئله ای توی جامعه و ارتباطاتم داشتم با پا گذاشتن روی این خصلت نامناسب اون رو حل کردم . این که استاد میگن باورهای محدود کننده از بین نمیروند و کمرنگ میشوند و همیشه باید روی اونها کار کنیم واقعاً درسته چون من الان که 39 سالمه یه جاهایی توی یه مسائلی هنوز اون ضعف نَمُرده و یه تلاشی میکنه درسته که من پا روی اون ضعف میذارم برای انجام کارها و یه سری ارتباطات، اما اون انگار آتیش زیر خاکستره و منتظره که بهش بها بدی دوباره میاد بالا نه به شکل کمرویی بلکه مثل یه ترمز یا دست انداز یا مانع که میخواد باعث توقف بشه ، برای جلوگیری از رشدش باید بخودم انگیزه بدم و با حرفها و گفتگوهای ذهنی مثبت آب بریزم و خاموشش کنم با دیدن این فایل بیشتر متوجه شدم که اگه رشد و پیشرفتم به اندازه میزان کارهایی که انجام دادم نبوده دلیلش این بوده که با وجود این ترمز نتونستم مهارتهام رو توی جامعه ارائه بدم .
نقاط قوت خیلی زیادی هم دارم توی کار خودم که باغ ویلا سازیه مهارتم به اندازه هستش که توی کاشت نهال و پرورش اون بسیار مهارت دارم توی طراحی و فضا سازی هم به اندازه ی خوبی مهارت دارم که جا داره بازم بهبود بدم ایده های خوبی دارم و ازشون استفاده میکنم ، یعنی وقتی یه ایده ی خامی میاد یکم تغییرش میدم بهش بال و پر میدم و یکی دو روزه انجامش میدم . یه سری ایده ها هم با دیدن فایلهای با کیفیت استاد ازشون الهام میگیرم .توی ساخت ویلا هم از صفر تا صد یه ویلای معمولی رو خودم مهارت رو دارم که تنهایی انجام بدم و الان دارم انجام میدم، اما برای ساخت یه ویلای با کیفیت و عالی و لاکچری اگه بخوام خودم تنهایی انجام بدم خب باید مهارت کسب کنم اما اگه بخوام از نیروی متخصص استفاده کنم میتونم انجام بدم و از پس مدیریت کار برمیام اینها نقاط قوت توی کار خودمه از نظر ارتباطات و بیان کردن مهارت و آگاهی هام در مورد کارهایی که بلدم هم توی جایگاه خوبی هستم. اما بعضی وقتها اون پاشنه آشیل مثل یه مانع از شروع کردن منعم میکنه و باعث حرکت نکردن میشه . اونجاست که باید روی نقاط قوتم کار کنم و بخودم انگیزه بدم از دستاوردهام بخودم بگم تا سوخت بشه برای حرکت کردن .
هرجا پیشرفتی داشتم و بهبودی ایجاد شده بخاطر پا گذاشتن روی این ضعف بوده . خدارو شکر الان نسبت به دوران نوجوانی هزار برابر بهتر شدم و دیگه اصلاً ربطی به اون شخصیت گذشته ندارم .
قدرتمندکننده ترین باوری که به شما در زمینه موفقیت مالی کمک کرده، چه باوری بوده است؟
توی این سوال برای من به جای موفقیت مالی الان باید بگم بهبود وضعیت مالی بهبود وضعیت آزادی مکانی و زمانی . قدرتمند ترین برای من این جمله بوده که دوازده سال پیش که میخواستم از کارگری خارج بشم و برای خودم کار کنم همش به خودم میگفتم این خداونده که روزی دهنده س برای خداوند فرقی نمیکنه که من چه شغلی داشته باشم خداوند رزق منو میده پس چرا برا خودم کار نکنم و از وقتم و انرژیم برای موفقیت دیگران استفاده کنم . با این طرز تفکر، من از اون وضعیت سخت کاری خارج شدم و هر روز آرام آرام توی تمام ضمینه ها رشد کردم . تا جایی که عضو خانواده صمیمی استاد عباسمنش شدم .
بنظر من انسانهایی که خداوند مهر جهالت رو از روی قلبشون برمیداره و به نعمت آگاهی از قوانین جهان مسلحشون میکنه و توی این مدار آگاهی ، سعادت در دنیا و آخرت قرار میگیرند که از دسته اکثریت خارج میشوند کسانی هستند که توی فطرتشون باورهای بهتری نسبت به بقیه از خداوند دارند و در مسیر توحید حرکتی کرده اند مثل تمام افرادی که توی سایت هستند اما مدار هر کدوم از ما متفاوته چون نتیجه های دوستان هم متفاوته .
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید .
با سپاس از خانوم شایسته عزیز و استاد عباسمنش عزیز و گروه تحقیقاتی عباسمنش.
بنام خداوند بخشنده مهربان ..
بنام خدای درونی که هر لحظه ما را بسوی پله های ترقی هدایت میکند…
….
این فایل بازم مرور من بر روی جلسه دوم عزت نفس بود….
دیدم چقدر عزت نفس میتونه توی جابجای زندگیمون تاثیر گزار باشه..
من اول مهرماه امسال به لطف خدا و هدایتهاش.از همون حرفه ،”الهیم..تونستم این دوره بینظیر رو خرید کنم..
.این دوره مثل بمب تو زندگیم ترکید..هر چقدر این فایل رو نگاه کردم دیدم هنوز درک نمیکنم تا جلسه سوم پیش رفتم دیدم نمیتونم…
تصمیم گرفتم بدون عجله و آرام ارام بازم برگردم به فایل اول..بیش از چند بار نگاش:کردم هم بصورت تصویری و هم بصورت صوتی…
هر سری یچیزی درونمو بولد کرد…و با کار کردن لیرزی…بهبود شخصیتم پرواز گرفت.و کسبکار هدایتیم قدم به قدم پیش رفت..
وای وای چه کِرمهایی زیر اون باورهای ذهنیم پیدا کردم.چه حرکتهایی …
و به لطف خداوند…هم شخصیتم رشد کرد و هم مسیر بیزنسیم..رشدهایی که سالها من تو خوابم نمیدیدمشون..بخدا…..
استاد من تشنه این صحبتهاییم بعضی موقعها ذهنم هنگ میکنه چکار کنه.از بس تو درونم پر از:شور شعفه….
در کنار عملکرد….همون اعتماد بنفس که من طبق الهاماتم قدم برداشتم…ولی ضعفهای شخصیتیم هنوز بودن.و کم کم در کنارش اونم درست شد…
و هر سری نوع خوراکم..منظور باورامه ..هر سری با تعقییر مدارم چاشنیش متفاوتر میشد…
فقط:سعی میکردم عمل کنم به تمرینات…هر جا میترسیدم میفتادم تو دلش…
هر جا ذهنم جامیموند و حرکت نمیکردم..همونجا رگ غیریتیم در برابر نجوای شیطانی گل میکرد میفتاد وسط…
چند شب پیش هدایت شدم به قبرستان.من اصلا تجربه توی قبر دیدن رو نداشتم.
منیکه روز میترسیدم.با وجود اینکه شلوغم بود…
من تنها و تنها بدون نبود کسی تونستم برای چندمین بار ولی با ورژن بالاتری یبار دیگه غلبه بر ترس کنم..
خداوند بهم گفت باید قدم برداری یبار دیگه همون قسمت ترست بری…
و بازم به لطف خودش اینبار متفاوتر انجامش دادم..
تمام جاهایی که شیطان میگفت نرو یه بلایی بسرت میاد رفتم..من بسیار نقطعه ضعف داشتما…
و خیلی نقطعه ضعفهای دیگه..
من یه ادمیم خیلی زود واکنشی میشدم به یسری رفتارها…
و با تمرین سخت به لطف خدا از حالت غر غر کردن بیام بیرون و اگه هم یچیزی روی مخمه ..نادیدش:بگیرم.
ضعف دیگه.بسیار ادم عجولی بودم الله اکبر..یادمه قبلنا برای یه ارگان دولتی کار میکردم.اینقدر زنگ میزدم .یادمم میاد خندم میگیره…
خیلی پلاچ میشدم به چیزی که جز دردسر نبود..بخاطر همین شرایط خداوند پامو شکوند ..و یبارم از پشت سر یه تصادف بسیار فجیعی کردم..
.
و بهمین خاطر همیشه توی دردسر میفتادم…
میدونی چی بود…خداوند از طریق نشانها بهم میگفت اینکارهایی که تو انجام میدی فقط:داری خودتو عصبانی میکنی….نکن اینکار رو….و مدام بهم نشون میداد…
ولی من میخاستم به پلاچ شدن اونو انجام بدم.و هر بار یه توگُوشی محکمی از جهان میخوردم..
.و میدونم
این رگ عجله داشتن.که مخصوصا چند هفته پیش که داشتم طبق الهام این مسیر رو پیش:میرفتم.
اونجا خسته شدم و حالم بد شد..اونجا بازم پی بردم ای دل قافل بازم این کتگوری رو توی وجودم دارم…
و نقطعه ضعفهای خیلی زیادی داشتم…. و بسیار منو عصبی میکرد و هیچ پیشرفتی نداشتم.
واقعا این ضعف شخصیتی همه چیزه…
من قدرت نه گفتن از کاری که دوستنداشتم رو نداشتم..
یفردی بازم برای چندمین بار بهم پیشنهاد داد..با احترام بهش گفتم دیگه من اینکار رو انجام نمیدم….
من یه ضعف دیگم نسبت به شخص:نزدیکم خیلی حساب روش باز میکردم.هر چی پول داشتم میگفتم بدم به این شخص که بهم سود بده…
که هم سودمو داشته باشم و هم پولم..
و بخاطر اون سود کلانی که سالها منتظرش:بودم ..من از ثروتمند شدن خودم دور شده بودم…و خیلی،؛ تحت قربانی از طرف ایشون شده بودم..
و همین باعث شده بود.این شخص روم شیرک بشه..
.به لطف خداوند هدویت اومد..و من این سود رو کاملا بخشیدم…و حتی همین رفتار رو نسبت به یه دوستی داشتم..
و ایشون مقدترش هر چند ماه اینم خیلی کم….و هر بار یه نشتی برای من ایجاد میکرد…
و من به لطف خدا اینم از خودم دور کردم.
بهش گفتم کاملا این موضوع رو ختم کن..من حقیقتا نمیخام که دیگه برام کار کنی..
و من بسیار تو بحث روابط:نقطعه ضفهای زیادی داشتم.خیلی زیاد ناگفتنیه…
طی تکامل همه و همه رو مثل بتهای ابراهیمی شکوندم..و راحت شدم.
و طی این روند قدمهای هدایتیم و الهامیم رشد کرد..و من بیزنسی تولید کردم که همجوره اسان و راحت و پرفروش هست انشالله …
میخام بگم همه چیز من از رفع پاشنهام بود…من با دیدن این فایل فورا نقطعه ضفهامو نوشتم…و تمرین بعدی استاد رو شروع کردم …و یه دفترچه توی یادداشتها نوشتم..
تمرین من!…دستاورد من در روز!.بر فرض امروز پنج شنبه هست…
چقدر باورهای من نسبت مسیرم قوی شد…
چقدر نشانه های عالی از خداوند دریافت کردم..
خداوند توی فایل عزت نفس 2 بهم یاداوری نمود…
که فقط روی خدای خودم کار کنم.روی هیچکسی حساب باز نکنم..
و همین تکه از حرف استاد خیلی خیلی حرقه بزرگی رو توی ذهنم برانگیخته کرد..
میدونی چجوریه!؟ بعضی موقع یچیزی از:قانون درک میکنی..
وقتی توی نقطعه عملگرایی از اون حرف قرار میگیری بیشتر درکش میکنی.و بعد اون مخفیکاریهای ذهنو بیشتر درک میکنی…
مثل بیزنس الهامی من…من نمونه کارمو طبق هدایت الله بجایی بزرگ فرستادم…و ذهنم داشت بهم میگفت کجا این فروشگاه میاد کار تو رو قبول کنه..و مدام نجوای ناامیدی میداد…
و من با درک این فایل …فهمیدم ذهنم داره روی این شخص روی این کتگوری حساب باز میکنه…
میخام بگم این باورهای ضعیف،”همجوره میتونه به ما اسیب بزنه…
و همین یاداوری این تمرین …دستکرد من..شروع کردم به نوشتنش دیدم چقدر من از درون رشد کردم چقدر کاری که تولید کردم همجوره رشد مهارتی و رشد شخصیتی داشته…
میخام بگم ذهن کارش:همینه…چه هزاران نتیجه بهش:نشون بدی…و خوب که متقاعد شد..و یه اتفاقی پیش:بیاد میاد همون از کاه.کوه میسازه..
و من اینروزا سعی کردم .بتونم خیلی قوی روش کار کنم.و بتونم متقاعدش کنم که در مسیر درست ،”گام برداره…
و ما با تمرینات مختلف با باورهای هر روز جدید میتونیم ..هماهنگیهای لازم با فرکانسهای عالی به جهانمو تقدیم کنیم..
چون کل کار ما در روز همین درک نجواها و همون باورها بسمت مسیر درست هست…
و امان از یه لحظه غفلت…
که میتونه همجوره ما رو گمراه کند…
فقط:از خداوند هدایت میخام.همین امروز که شروع کردم از دستاوردهای روزانه ام بنویسم شور و شوقم نسبت بکار کردن روی خودم قوی تر شده..
انشالله بتونم این تمرینات رو هر لحظه ثبت کنم..تا بتوانم این نعمت الهی رو بنفع خودم رقم بزنیم..
کل کار من …کنترل باورهامه…و کنترل زندگیمه …
و بتونیم بنفع خودم تمامش کنم..
خدایا در پایان صحبتم در این فایل مهاجرت…
فقط ازت هدایت میخام که همیشه در پناهت باشم…
و همیشه گوش بفرمایت باشم ….