مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 43
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






بنام خدا
سلام به استاد و همه دوستان
در مورد تقویت عزت نفس این سه تا کارو یادم باشه انجام بدم
علاقمو پیدا کنم و توش بی نهایت مهارت کسب کنم
همیشه توانایی ها و بهبودهایم را بنویسم و مرور کنم
تو روابط خوب باشم
و تا اخر عمرم ادامه بدم چون به قول استاد عزت نفس قرص نیست که بندازمو تموم بشه باید همیشه کار کنم روش
در مورد ثروت استاد من مهارت و استعدادمو میشناسم تو بحث فروش عالیم خودم فکر میکنم مهمترین ضعفم عدم لیاقت در مورد ثروت و همچنین باور کمبود هست چون تو بزن گاه ها متوجه شدم این 2 تا باور که بهم مرتبط هم هستن چقدر فعال میشن
در مورد نقاط ضعف شخصیتی هم من خیلی جای کار دارم اول مسیر هستم واقعا از این نظر پیش دبستانی هستم هر جای شخصیتمو نگاه میکنم ویرانه ولی خداروشکر چون قانون اصلی رو فهمیدم میدونم که این مسیرو ادامه میدم تا لحظه مرگم و این مسیر بی نهایته
استاد سپاسگزارم برای این فایل زیبا
بنام خدای مهربان
سلام بر اساتید گرامی جناب استاد عباس منش و استاد شایسته
سلام بر دوستان هم قدمی در این پروژه بزرگ
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
گام نوزدهم کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
خدایا سپاسگزارم که قسمتم شد این گام رو هم ادامه بدهم
عزت نفس رو همیشه بایدروی اون کار کرد چون با هر ناملایمتی عزت نفس جریحه دار میشود پس باید همیشه حواسمون باشه و روی عزن نفس کار کنیم
یکی از بهترین روشهای ایجاد عزت نفس: 1-مهارتها را بالا ببریم و با تمام وجود روی اون تمرکز کنیم (مهارتی که به اون علاقه داریم عشق داریم)
2-موفقیتها و پیشرفتهای گذشتمون رو تو ذهنمون بیاریم و یادآوری کنیم و یک راه حل داشتن دفترچه کوچیک همراه که موفقیتها روی تو اون یاداداشت کنیم یا اینکه تو گوشیم یاداشت کنیم که همیشه با نگاه به اونها یادمون باش چه پیشرفتها و موفقیتهایی کسب کردیم
در بحث روابط روی خودمون کار کنیم، وقتی روابط با دیگران بهتر میشود به عزت نفس کمک میکند
عزت نفس : اگر تمام موفقیتها رو یک کفه ترازو و عزت نفس رو کفه دیگر بزاریم، عزت نفس برابری میکند و یا شاید هم بیشتر باشد خیلی خیلی از همه موفقیتها بهتر و بالاتر است.
باور اینکه هر چقدر ثروتمندتر شویم نزد خدا محبوبتر میشویم
موفقیت مالی نیازمند این است که در یک زمینه ای تخصص و مهارت عالی شویم، با توجه به علاقه مهارت کسب کنیم، مهارت را بالا ببریم، باورهای مناسب مالی در اون زمینه ایجاد کنیم تا اونوقت نتایج عالی مالی پیش آیند.
کسب مهارت، علاقه داشتن به مهارت، ساختن باورهای مناسب کسب ثروت، موفقیت مالی صددرصد حاصل میشود.
شناسایی نقاط ضعف، ما به عنوان انسان، نقطات ضعف زیادی داریم، که یکسری از اونها حیاطی هستند و باید روی آنها کار کرد همیشه
نقاط قوت رو شناسایی و پرورش دهیم و روی نقاط قوت هر چه بیشتر کار کنیم نقاط ضعف را میپوشاند ولی یکسری نقاط ضعف هست که اگه اونها رو حل نکنی نمیتونی از نقاط قوت استفاده کنی
در مورد تقویت نقاط قوت و شناسایی و حل نقاط ضعف از خداوند هدایت بخواهیم.
خدایا شکرت بابت این آموزه های بسیار عالی
سپاسگزارم استاد بزرگوار
گام نوزدهم
2025/01/29
به نام خدای مهربونم که تنها منبع قدرت و روزی خودشه
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای امروزم ،برای گامی ک کمکم کردی بردارم و تو زندگی واقعیمم بتونم استفاده کنم و بهترین نتایج و تو حیطه مورد نظرم کسب کنم الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
واقعا بحث عزت و نفس و اعتماد به نفس و حس لیاقت تغییرات درونی ای هستن که هرروز و هرلحظه باید روشون کار شه جدا از هم نیستن اینطور نیس ک کار کردی و رسیدی ب اون مورد دلخواه ولش کنی من وقتی از مسیر کاری قبلیم جدا شدم جدایی من کاملااااا به نبود عزت نفس و حس لیاقت مرتبط بود نمیدونسم بعدها ک اومدم با تمرکز لیزری روی خودم کار کردن دیدم که ای داد بیداد تقریبا 90 درصد مواقع من نبودم ینی اصن خودمو نمیدیدم انقد ک خودمو بی ارزش و کم میدیدم و مهارت هایی ک داشتم و فک میکردم اونقدر کافی نیستن که بتونم ارائه بدم اونایی ک براشون کار میکنم انقد مهم وکاربلدن ک از خاسته های خودم میزدم و تمام توانمو میذاشتم ک خاسته های اونا ب نحو احسنت انجام شه ک خودم فراموش شده بودم خدای مهربون و توانا و قادرم درست ب موقع از راه رسید و اون جدایی شیرین و برام رقم زد که البته اولش برام شیرین نبود و خیلی هم تلخ بود اون هم از کمبود عزت نفسم بود و جدایی از نقطه امنم، با کار کردن روزانه روی خودم و بالا بردن مهارتم بود ک واقعا نتیجه عالی و شگفت انگیزی معجزه وار برام رقم زد و میزنه فقط،کافیه که این کار کردن روی خود دائمی باشه و جزئی از زندگی الهی امروز هم از نشونه های واضح برام فرستادی برای مسیرهای قشنگی که برام هموار میکنی کمکم کن تو همین مسیر ثابت قدم بمونم و فقط خودت رو اجابت کنم الهی صدهزار مرتبه شکرت
واقعااااااا یکی از علت های ایجاد و بقای یک کسب و کار خوب و رسیدن ب موفقیت بحث عزت نفسه
عزت نفس بالاتر
خودباوری بالاتر
اعتماد ب نفس بالاتر
احساس لیاقت بالاتر
پیکیج کامل موفقیت رو رقم میزنن که هرچقدر عالی و حرفه ای تر بشی همون اندازه موفقیت مالی هم لاجرم برات اتفاق میفته
کلیت این گام برای خودم :
یکی از بهترین روش های ایجاد عزت نفس:
_بالا بردن مهارت تو لاین کاری که بهش علاقه داریم و با عشق دنبالش میکنیم و تمام وجود و تمرکزمون رو میذاریم
_موفقیت های گذشتمون رو به یاد بیاریم (تو یه دفتر پیشرفت های کوچیک رو برای خودمون یادداشت کنیم)
_و توی بحث روابطمون هم بیایم روی خودمون کار کنیم
_کار کردن روی پاشنه های اشیلم ک تبدیل ب نقاط قوت بشن و مانع رسیدن ب موفقیتم نشن
_کار کردن دائمی روی خودم با عشق و لذت
الهی صدهزار مرتبه شکرت
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای مهربون و هدایتگرم عاشقتمممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
سلام استاد سلام. سلام مریم جان عزیز.
خدایا شکرت چقدر آموزه های این سایت فوق العاده است. بی نظیر. بی مانند. خدایا شکرت. استاد سپاس. مریم جان سپاس.
من پیش از این، این فایل از مصاحبه با استاد رو گوش کرده بودم تا جایی که هرجمله که مریم جان می گفتن، به یادم می اومد جملۀ بعدی چیه اما فقط سوالات توی ذهنم مونده بود و جواب ها کاملا فراموشم شده بود. به خودم گفتم لابد اون زمان که این فایل رو گوش کردی، آمادۀ شنیدن این حرف ها نبودی و الان بودی و همین چقدر بهم حس خوبی داد. من دوره های عزت نفس و دوازده قدم رو گذروندم اما مهاجرت به مدار بالاتر و مصاحبه با استاد برام مثل کتاب های فشردۀ کنکوریه که نکات مهم و عصارۀ بسیاری از آموزه ها، اینجا داره مرور و یادآوری میشه. خدا رو شکر می کنم که من می تونم این آموزه ها رو بشنوم.
استاد اونجا که گفتین پاشنۀ آشیل شما غرورتون بوده، برای من تکان دهنده بود چون خودم هم از این ضعف رنج می برم. تا این جمله رو از شما شنیدم، در لحظه، بسیاری از واکنش های نامناسبی که نسبت به اطرافیانم نشون داده بودم به خاطرم اومد و متوجه شدم که همه بابت غرورم بوده. البته نمی دونم مرز بین غرور و جاه طلبی چیه و ای کاش پاسخ این سوالم رو بتونم از زبون استاد عباس منش بزرگ و مومن بشنونم. من متاسفانه دارای شخصیت جاه طلب هستم و بسیاری از مشکلاتم به خصوص در روابط عاطفی، ناشی از همینه. این رو یک متخصص بهم گفته. الان که استاد گفتن من چشم گفتن رو تمرین کردم، یه چیزی در درونم بهم گفت تا حالا به کسی چشم گفتی؟ هرگز نگفتم و امشب، در این بهمن ماه باطراوت با خودم و با خدای خودم عهد می بندم که همۀ تلاشم رو به کار بگیرم تا از غرور و جاه طلبی دور بشم که حتی گاهی نمیذاره من بعضی از خواسته هام رو با خدا در میون بذارم. این جمله رو استاد هم گفتن. دقیقا همین طوره که غرور نسبت به خدا هم خودش رو نشون میده. از خدا می خوام کمکم کنه من هم مثل استاد عباس منش بتونم غرور و جاه طلبی رو کنار بگذارم که بال پرواز روح رو آزاد می کنه.
خدایا شکرت بابت همین فکر کردن ها، بابت همین تلنگر زدن هایی که استاد در این دورۀ مهاجرت به مدار بالاتر و در فایل های مصاحبه با استاد انجام میدن. ممنونم استاد. ممنونم مریم جان. خدا حافظ و نگه دار شما باشه.
سلام استاد سلام. سلام مریم جان عزیز.
خدایا شکرت چقدر آموزه های این سایت فوق العاده است. بی نظیر. بی مانند. خدایا شکرت. استاد سپاس. مریم جان سپاس.
من پیش از این، این فایل رو گوش کرده بودم تا جایی که هرجمله که مریم جان می گفتن، به یادم می اومد جملۀ بعدی چیه اما فقط سوالات توی ذهنم مونده بود و جواب ها کاملا فراموشم شده بود. به خودم گفتم لابد اون زمان که این فایل رو گوش کردی، آمادۀ شنیدن این حرف ها نبودی و الان بودی و همین چقدر بهم حس خوبی داد. من دوره های عزت نفس و دوازده قدم رو گذروندم اما مهاجرت به مدار بالاتر برام مثل کتاب های فشردۀ کنکوریه که نکات مهم و عصارۀ بسیاری از آموزه ها، اینجا داره مرور و یادآوری میشه. خدا رو شکر می کنم که من می تونم این آموزه ها رو بشنوم.
استاد اونجا که گفتین پاشنۀ آشیل شما غرورتون بوده، برای من تکان دهنده بود چون خودم هم از این ضعف رنج می برم. در لحظه بسیاری از واکنش های نامناسبی که نسبت به اطرافیانم نشون داده بودم به خاطرم اومد و متوجه شدم که همه بابت غرورم بوده. البته نمی دونم مرز بین غرور و جاه طلبی چیه و ای کاش پاسخ این سوالم رو بتونم از زبون استاد عباس منش بزرگ و مومن بشنونم. من متاسفانه دارای شخصیت جاه طلب هستم و بسیاری از مشکلاتم به خصوص در روابط عاطفی، ناشی از همینه. این رو یک متخصص بهم گفته. الان که استاد گفتن من چشم گفتن رو تمرین کردم، یه چیزی در درونم بهم گفت تا حالا به کسی چشم گفتی؟ هرگز نگفتم و امشب، در این بهمن ماه باطراوت با خودم و با خدای خودم عهد می بندم که همۀ تلاشم رو به کار بگیرم تا از غرور و جاه طلبی دور بشم که حتی گاهی نمیذاره من بعضی از خواسته هام رو با خدا در میون بذارم. این جمله رو استاد هم گفتن. دقیقا همین طوره که غرور نسبت به خدا هم خودش رو نشون میده. از خدا می خوام کمکم کنه من هم مثل استاد عباس منش بتونم غرور و جاه طلبی رو کنار بگذارم که بال پرواز روح رو آزاد می کنه.
خدایا شکرت بابت همین فکر کردن ها، بابت همین تلنگر زدن هایی که استاد در این دورۀ مهاجرت به مدار بالاتر انجام میدن. ممنونم استاد. ممنونم مریم جان. خدا حافظ و نگه دار شما باشه.
به نام خدای مهربانیها
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز
من امسال دوره عزت نفس با اکانت دخترم خریدم خیلی دوره ی خوبیه خیلی به من کمک کرد البته هنوز باید کار کنم مثلا تصمیم های عقب افتاده ام انجام دادم
یاد گرفتم قدرت نه کردن
یاد گرفتم بلند سلام کنم با ادب ولی محکم
یاد گرفتم از کمک درخواست کردن استفاده کنم
و خیلی چیزهای دیگه به خودم احترام می گذارم برای خودم هدیه میگیرم
ولی هنوز پاشنه آشیل دارم ترمز دارم دوست دارم پیداشون کنم عیب ام پیدا کنم
نقطه ضعف من هنوز حرف مردم هست
نقطه ضعف من هنوز ترسه شرکه
باوری که من دارم اینه که فراوانی باور کردم
باور من اینه خدا هست خوب هم هست
باورم اینه خدا دوستم داره
شش ماهی هست کارت ملی ام گم کرده بودم همش اولها ذهن ام درگیر بود تا اینکه فایلی از استاد گوش کردم که رها باشم این قانون کار کردم چند روز پیش گفتم خدایا تو خودت نشونه ای بفرس من نمیدونم چه کار کنم این بار سنگین به تو می سپارم چند دفعه می خواستم برم درخواست بدم ولی گفتن دیر میاد یعنی چند سال… دوباره حسی بهم میگفت صبر کن گفتم خدایا خودت درستش کن یک نشونه بفرست بخدا امروز از اداره پست پیام برام اومد پیدا شده برم تحویل بگیرم خیلی خوشحال شدم ….سپاسگزاری کردم گفتم قانون جواب داد برام خدایا هزاران مرتبه شکرت
هر وقت میگم خدا روزی رسان بی حساب است برام پول میاد یا میگم من آهنربای جذب پول و ثروتم این باور برام جواب میده
باورم اینه میگم خدایا مواظب بچه هام باش دیگه ترسی ندارم میگم سپردمش دست خودت خدا جون
باورم اینه من خوش شانسم من خوش روزیم
استعداد زیادی دارم لیست کردم ولی هنوز اینها رو کار نمیدونم این ضعف منه
مثلا نان محلی بلدم شیرینی محلی شمع سازی و عروسک و ترشی و مربا و تشک درست کردن لیف بافی ولی میگم اینها شغل نیست باید به خودم اعتماد کنم غذای خوشمزه آش رشته بلدم همه ی کارهای خونه داری خوبم نمیدونم میگم مغازه ندارم بهانه های زیادی دارم باید پاشنه آشیل ام پیدا کنم باید به خودم احترام بگذارم چون بعضی این کارها را بلد نیستن خودمو تشویق کنم که از همین کارها میشه پول ساخت
میشه درآمد زایی کرد میشه موفق شد رشد کرد
امیدوارم بتونم به خودم اعتماد کنم قوی باشم شجاعت داشته باشم
در پناه خداوند باشید
خدایا شکرت که بازم اومدم کامنت بنویسم و اگاهی رو برای خودم دسته بندی کنم
عزت نفس موضوعیه که خیلی توش ضعف دارم .
گام های عملی که استاد برای بهبودش دادن
اینکه روی مهارتم کارکنم و خودمو ارتقا بدم .
اینکه روی روابطم کار کنم و این باعث بهبود خودباوریم میشه
موفقیت های روزانه و تک تک پیشرفتامو ببینم خودمو ببینم که دارم موفق میشم و به خودمو و موفقیتم بها بدم .
برای کسب موفقیت مالی
اول ازهمه باید برم سراغ یک حرفه یک مهارتی که بهش علاقه مندم بعد توش عالی بشم و اگه باورای مناسبی درباره ثروت داشته باشم پول وارد زندگیم میشه .
کدوم باور از همه مهمتره ؟
این سوال برای هرشخصی باتوجه به پیشینه و خانواده ای که توش بزرگ شده متفاوته
یکی پاشنه اشیلش باور کمبوده مثل من
یکی فک میکنه ثروت مارو از خدا دور میکنه مثل من
یکی فک میکنه پول کثیفه
یکی میگه همه چیز که پول نیست
اینا همه باورای محدوده
ما باید هرلحظه باوراهامونو بهبود بدیم با ورودی مناسب و بعد پیشرفت میکنیم و موفق میشیم
درپناه خداوند
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و رویایی
چقدر این فایل ارزشمند ومهم است
خداوند را سپاسگذارم که مرا با عشق هدایت می کند که این مسیر زیبا را دنبال کنم و رشد کنم
امروز وقتی فایل را دانلود کردم و بعداً شروع کردم به شیندن این فایل به نکته مهمی رسیدم اینکه توانای های مان را یاد داشت کنیم و هر چند روز مرور کنیم
منم همان لحظه در یاد داشت گوشی ام شروع کردم به نوشتن این توانای های که قبلا انجام داده ام
من این نوشته ها یا توانی های که دارم را در دفتر چه ام هم یاد داشت دارم
اما بصورت منظم نگاهش نمی کنم
بلکه گهگاهی که چشمم بهش بخوره یک مرور می کنم
وقتی من شروع کردم به نوشتن این توانای خلی فراوان بود این توانایی که من نوشتم
خلی احساس خوبی بهم دست داد و آنجا متعهد شدم حد اقل چند روز باید به یاد داشتم مراجعه کنم و اینها را مطالعه کنم و به یاد بیاورم که من این توانایی ها را دارم و برایم ارزشمند حساب کنم
منم پاشنه آشیل های دارم که کمتر رویش کار کرده ام
من از اینمه ازم انتقاد شود ناراحت می شوم
قبلاً این موضوع مرا خلی ناراحت می کرد
اما حالا مدتی می شود که کمی باهاش کنار آمده ام و وقتی که ازم در مورد بعضی مسایل انتقاد می شود بیشتر این نگاه را دارم با خودم که باید این نقطه ضعف را برطرف سازم
تا هنوز خلی خوب نشده ام در این مورد
اما کمی بهتر شده ام نسبت به قبل
و اینکه حالا پذیرفته ام که باید این ضعف را برطرف سازم
موضوع بعدی اینکه منم مغرور هستم تا جای
قبلاً بیشتر بود اما حالا کمی بهبود یافته ام
برای من چشم گفتن سخت است
قبلاً این چشم گفتن را برای خودم یا رفتار ناجالب می دانستم
و می گفتم چی نیاز است که چشم بگویم
باید کارم را درست انجام دهم و لازم به چشم گفتن نیست
بعضی موقع این چشم گفتن را آگاهانه انجام می دهم و احساس می کنم وقتی در جوابی کسی چسممی گویم می بینم که رفتار و برخورد طرف هم خلی با من متفاوت و زیبا می شود
قبلاً این چشم گفتن برای من یکنوع رفتار چاپلوسی مانند محسوب می شد
اما حالا تازه درک کردم که این پاشنه آشیل من است و باید خلی زیاد تکرار کنم چشم گفتن را
چند روز قبل متوجه این موضوع شدم
دیدم که یکی از همکارانم خلی راحت در جواب افراد چشم می گوید
آنجا با خودم گفتم بابا این آدم که جایگاه بهتری دارد ولی خلی راحت چشم می گوید
و همین نکته را قبلاً از زبان استاد شنیده بودم که می گفت چشم گفتن برای من سخت بود
وقتی تصمیم گرفتم همیشه در جواب مسافرین چشم می گفتم و تکرار می کردم
منم حالا بعضی موقع چشم گفتن را آگاهانه انجام می دهم اما بیشتر مواقع فراموشم می شود
یک رفتار جالبی که امروز داشتم و بعداً خودم را تحسین کردم این بود تعداد همکارانم داشتند در مورد وضعیت های متفاوت صحبت می کردند
اینها بیشتر داشتند از تصمیم های دونالد ترامپ صحبت می کردند
که در فلان جا فلان تصمیم گرفته است
و فلان حرف را گفته است
و خلی با جزییات داشتند ابن گونه صحبت ها را پر دازش می دادند
و حتی یکی از اینها از من سوال کرد که فلان موضوع را شنیدی من گفتم نه
و قتی متوجه شدم که این حرف ها و سخن ها به من هیچ منفعتی ندارد سریع از جام بلند شدم و رفتم مشغول یک کاری شدم
در حالیکه هندز فری تو گوشم بود و داشتم فایل می شنیدم
ولی قشنگ اینجا را تغیر دادم و با اینها هم کلام نشدم
و بعداً خلی خودم را تحسین کردم که اری کار درست همین است که از اینگونه حرف ها دور شوی
نمی شود یکدفعه همه چیز را تغیر داد
اما کم کم این گونه آگاهانه قدم برداشتن نتایج خوبی برایم در پی خواهد داشت
حتی دیروز یکی از همکارانم در مورد وضعیت افغانستان از من سوال کرد که این جوری است و آن جوری است
گفت چیزی می دانی
و من خلی راحت گفتم نه متاسفانه در جریان نیستم
و برایش خلی تعجب آور بود
اما من هیچ حرفی نداشتم و قشنگ صدای هندز فری را در گوشم بیشتر کردم که چیزی نشنوم
قبلاً خلی علاقمند بودم که در اینگونه بحث و سخن ها سهم داشته باشم
وقتی یکی شروع می کرد که فلانی فلان چیز را گفته من بیشترش می کردم که اری فلان چیز های دیگر را هم گفته است که تو خبر نداری
حالا به لطف خداوند و آموزش های استاد عباس منش عزیز قشنگ دارم از این گونه نا خواسته به نحوی دوری می کنم
نمی گویم خلی حرفهای شدم
اما بازهم خدا را شکر کمی بهتر شده ام
چون در پروژه مهاجرت به مدار بالاتر متعهد شدم که دیگر از فضای اجتماعی و این گونه موارد خودم را دور سازم و فقط روی آموزش ها متمرکز شوم
این پروژه واقعا که برای من تاثیر گذار واقع شده است
همین که دارم به نحوی کنترل ذهن انجام می دهم خودش کار بسیار بزرگی است
و این هم تکامل می خواهد باید قدم به قدم و با تعهد ادامه بدهم
استاد عزیزم از شما و آموزش های ناب تان بسیار بسیار ممنون و سپاسگزارم که دارد زندگی را برایم با معنی تر می سازد
خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا صد هزار بار شکرت
عرض سلام و وقت بخیرخدمت استادعباسمنش و خانم شایسته عزیز و تک تک دوستان.
وقتی استاد هرروز هر دقیقه درمورد موضوعات مختلف صحبت میکنند و آموزه ها و آگاهی هاشونو باما ب اشتراک میذارند تازه بیشتر متوجه میشم ک من چقدر راه دارم ک بپیمایم.چقدر کار دارم ک انجام بدم.چقدر باید رو بهبود شخصیتم کارکنم.من هربار بخاطر عدم قدرت نه گفتن و یا دلسوزی و احساس مسئولیت بیش ازحد در قبال دیگران حتی ساعتها وقت گذاشتن و پای صحبتهاشون نشستن حتی اگه اون صحبتها صحبتهای خوب و مثبتی باشه.اخه میدونید گاهی آدم احساس میکنه اطرافیان ادم ب بهانه ی از قانون حرف زدن و حالا حرفای خوب زدن،انگار میخوان از حتی وقت آدم هم سواستفاده کنند و بشینند ساعتها درین مورد حرف بزنند و بی اینکه اصلا ملاحظه کنند ک شاید طرف وقتشو نداره حوصلشو نداره یا هرچیزی فقط خاسته خودشون رو مدنظر دارند و میخوان هرطور شده کلی حرف ک تو ذهنشون مونده رو بزنند.و من درین مورد ضعف دارم.و نمیتونم و نمیدونم چطوری ب طرف بفهمونم ک بابا منم آدمم.گاهی شاید حوصله حرف زدن و حرف گوش کردن ندارم.من امروز متوجه شدم و البته خیلی وقته ک متوجه شدم ولی امروز با گوش دادن باین فایل و اون صحبتا ک درمورد پاشنه آشیل شد متوجه شدم ک من واقعا ازینکه اجازه ندم دیگران ب هرنوعی ازم سواستفاده کنند ضعف شدید دارم و باید روی ارتعاشات و فرکانسهایی ک درین مورد میفرستم دقت کنم. چون دیگه حالا میدونم.بازم عرض میکنم فقط میدونم ولی تاعمل کردن هنوز مونده.میدونم ک من خودم خالق شرایط زندگیم هستم و خودم چنین مواردی رو و چنین آدمهایی رو تو زندگیم خلق کردم.پس ازین ب بعد مراقب ارتعاشاتی ک میفرستم باشم و رو عزت نفسم کارکنم.البته هنوز نمیدونم چطوری.چون من هیچ آموزش یا دوره ای درین مورد ندارم.بیشتر دوست دارم قانون سلامتی رو تهیه کنم.ان شاءالله خدا کمک کنه بتونم هرروز و هرلحظه از وقتم استفاده کنم برای خودم ب شخصه.بجای اینکه دیگران از وقتم استفاده کنند.
آمین
دوستتون دارم.عرفانه
بسم الله الرحمن الرحیم
اصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ «17»
(اى پیامبر!) بر آن چه مىگویند شکیبا باش و بندهى ما داود را یاد کن که صاحب قدرت بود، امّا با این حال، همواره روى به سوى درگاه ما داشت.
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْراقِ «18»
همانا ما کوهها را رام کردیم در شامگاهان و بامدادان، همراه او تسبیح گویند.
وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَهً کُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ «19»
و پرندگان را (نیز) گرد آورده (و تسخیر او کردیم) تا همگى به داود رجوع کنند (و در ذکر خدا با او هماهنگ گردند).
وَ شَدَدْنا مُلْکَهُ وَ آتَیْناهُ الْحِکْمَهَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ «20» سوره ص
و فرمانروایى و حکومت او را استوار داشتیم و به او حکمت و داورى عادلانه و فیصله بخش دادیم.
===============================
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته نازنینم و دوستان هم پروژه ای
الهی که حال همگی عالی باشه
خدا رو شکر این فایل پر ارزش رو چند بار از صبح تا حالا نگاه کردم و تو دفترم نوشتم البته هنوز کامل ننوشتم
من عزت نفسم نسبتاً خوب بوده حتی قبل از آشنایی با استاد و قوانین و با شنیدن صحبتهای استاد بیشتر به اهمیت کار کردن همیشگی روی عزت نفس پی بردم
منم مثل استاد حالت غرور داشتم ولی از وقتی که دارم رو خودم کار میکنم سعی کردم کنارش بزارم و میتونم بگم که الان 95٪ شاید هم بیشتر دیگه حالت غرور ندارم
و چشم گفتن رو هم تمرین کردم و الان خیلی وقتها همسرم یه چیزی بصورت خواهش از من میخواد بهش چشم میگم
ویک ضعف شخصیتی که داشتم و صد در صد کنارش گذاشتم این بود که بحالت طعنه زدن حرف میزدم
برجسته ترین موردی که در این زمینه یادم میاد زمانی بود که دختر بزرگم نسرین فکر کنم سه چهار ساله بود و من لباس بدون آستین تنش کرده بودم که فقط دوتا بند داشت و رفته بودم خونه مامانم همسرم بهم گفت این مدل لباس برای بیرون از خونه مناسب نیست، من در جوابش گفتم چطوره چادر و چاقچور سرش کنم!
و چوبشم خوردم! فکر کنم اولین و آخرین حرف نامناسب رو از زبان همسرم شنیدم!
قطعاً اگر می گفتم مثلاً من فکر کردم بچه است و اشکالی نداره چنین برخوردی با من نمی کرد
در این مدتی که دانشجوی استاد هستم بر خیلی از ترسهام غلبه کردم مثلاً دو سال پیش که همسرم به سفر کربلا رفت بر دو ترسم غلبه کردم اول تنهایی زندگی کردن و دوم تنهایی بسر بردن تو خونه باغ ویلاییمون در شهرستان طالقان که اتفاقاً همسایه های اطرافمون هم نبودن تو خونه هاشون و یک طرف خونه ما یک خونه بود که اونم کسی توش نبود و بعد از اون همه اش کوچه باغ بود، خواهر برادرام بمن گفتن برم پیش اونا ولی من نرفتم، ومیتونستم تو آپارتمان تهرانمون باشم که چهارتا همسایه داشتیم، ولی انتخاب کردم که این مدت رو در خونه باغ شهرستان باشم، یادمه خواهرم میگفت من حتی از فکر کردن بهش میترسم
من از وقتی که یادم میاد علاقه به زبان انگلیسی داشتم، مثلاً یادمه حدود 30 سال پیش که تازه رفته بودیم قطر و وسائل برقی می خریدیم، من دفترچه های راهنماشونو که انگلیسی بود از اول تاآخر می خوندم خیلی لغتها رو بلد نبودم دیکشنری میاوردم و دونه دونه معنی کلمه ها رو پیدا می کردم و مطلب دستم میامد
یادمه یه بار یه فیلم انگلیسی خیلی قشنگی از تلویزیون دیدم که داستان عاشقانه خیلی لطیفی داشت به اسم قمار قلبها من اونو با ویدیو ضبط کردم و بعد ویدیو رو تیکه تیکه نیگا کردم و پاوز کردم و معنی کلمه هارو از دیکشنری پیدا کردم، خیلی هم زمان برد ولی دوست داشتم خسته نمیشدم
وقتی که بعد از 17 سال ترک تحصیل با پنج فرزند رفتم سال آخر دبیرستانو خوندم بعدش برای کنکور زبان انگلیسی ثبت نام کردم، و مرحله اول قبول شدم، رتبه ام آنچنان جالب نبود فکر کنم 28 هزار بود، ولی برای من موفقیت خیلی بزرگی بود، هرچند که بخاطر ماموریت کاری همسرم رفتیم قطر و مرحله دوم رو شرکت نکردم
تو این چند سال اخیر هم کم و بیش کار رو بهبود مهارت زبانم گاهی با شدت بیشتر و گاهی کمتر، الانم وقتی که با دخترام توی اسکایپ صحبت می کنیم و میشنوم که یک لغت انگلیسی رو میگن یا درباره یه مطلب انگلیسی صحبت می کنن تلفظ صحیحشو ازشون می پرسم و معنیشو ازشون می پرسم، بعضی از کلمه هارو میگن معنی دقیقشو نمی دونیم، من میرم از گوگل ترنزلیت معنیشو پیدا می کنم
امروز بعد از شنیدن این فایل ایده ای بمن الهام شد که بیوگرافی افراد موفق رو به زبان انگلیسی ببینم و کار کنم که از دو جهت برام مفیده هم درباره افراد موفق مطالب سودمند یاد میگیرم و هم اینکه در مهارت زبان پیشرفت می کنم
خدا رو شکر برای یه گام دیگه
و یه کامنت دیگه
بهترینها رو برای همگی آرزو می کنم