مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 35
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






بنام خدای هدایتگر،سلام استاد عزیزم ،سلام مریم جان وهمه دوستان،روزشمار تحول زندگی من روز دوازدهم ،پیام هدایتی من امروز اینه،خواستم یه تجربه شیرین بگم از پیام هدایت که من دریافت کردم وبهش عمل کردم من بعد دوره دوازده قدم تصمیم گرفتم به حرف استاد که گفت همین مسیرو ادامه بده برم جلو بااکاهی وتمرکز وتعهد بیشتر همه چیز داشت عالی پیش میرفت تااینکه من بعد یک مدتی که همه برنامه های مجازی مو پاک کرده بودم دوباره نصب کردم ،نگم براتون مثل تداخل دارویی بود واقعا بهمم ریخت بعد چیزی در وجودم گفت که مریم برای رسیدن به هدفت باید بها بدی هنوز انقدر قوی نشدی که بتونی تمرکزتو انرژی تو بزاری جایی که فقط ازت انرژی میگیره،دوباره برگشتم به مسیر خدا رو شکر سریع متوجه شدم،خب حالا سوالاتی که استاد جواب دادن مثل همیشه عالی عالیییییی ،دارم روی پاشنه اشیل خودم کار میکنم اونم تعصب بی جا داشتن به هرچیزی که فکر میکنم متعلق به منه وکسی اجازه اظهار نظر نداره راجبش این تغییر دید منو نجات میده واززندان ذهن درمیاره ،امروز باید نسبت به گذشته کمی انعطاف پذیر تر باشم واعراض کنم از بعضی حرفها،دارم روی توانایی هام کار میکنم ،اینکه چقدر میتونم راحت مذاکره وبیزینس کنم ،فقط اون لحظه اگه واکنش نشون ندم تماااام،ولی هربار هیجانی واحساسی واکنش نشون میدم ،امروز بادیدن این فایل به خودم یاداوری میکنم که مریم روی نقاط ضعفت کارکن چون حس غرور کاذب که من بلدم نقطه حساس منه ،استادعزیزم ممنونم از اگاهی های ناب از خدا میخام هدایتم کنه تا راه حلشو بدست بیارم
به نام رب العالمین
روز 141 ام روزشمار من
سلام استاد عزیز
سوره حمد و طلب هدایت
وقتی ما میگیم ایاک نعبد و ایاک نستعین
یعنی خالصانه میگیم تنها و تنها از تو یاری میخواهیم
به اون آگاهی کل به اون رب العالمین میگیم که من هیچی نمیدونم و تو دانای کلی .
اهدناصراط المستقیم
ما را به راه راست هدایت کن
یعنی در این سوره به ناتوانی خودمون اشاره میکنیم و به توانایی قادر مطلق ایمان و باور داریم.
توی یکی از گفتگوهای شما با آقای عرشیانفر خیلی جمله قشنگی را ایشون فرمودند.
که مغز ما مثل یک پرژکتور عمل میکنه یک پرژکتور چقدر از راه را روشن میکنه . خیلی محدود چند متر را روشن میکنه .
اما قلب ما یعنی همون هدایت خداست که وقتی ازش هدایت میخواهیم آگاهی کامل از مسیر داره و اگه ایمان داشته باشیم و حسمون را خوب کنیم و عمل کنیم به هدایت خدا به هدایت قلبمون . همه چیز راه مستقیمه.
پس مهمترین چیز در هدایت و دریافت هدایت باور قلبی ما و ایمان ماست که البته که تکامل میخواد و اینقدر باید تکرار بشه تا ایمان ما هم قوی تر بشه.
سپاسگزار خدای عزیزم هستم بخاطر این مسیر سبز
دوستتون دارم
سپاسگزارم
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام استاد من این فایل هدایتی امروزم هست امروز از خدا خواستم چیکار کنم چیکار نکنم بقول شما راجب یه موضوعی خیلی تو فکرش بودم که آیا انجام بدم یا نه البته دو دل تا یه جایی هم ریختم بیرون و از خدا خواستم مسیر درست و صحیح رو بهم نشون بده و خدا هم این کامنت گذاشت جلو من و خوندم خودمم دقیقا همینجورم دیگه زور نمیزنم فقط و فقط از خدا میخوام بهترین راه بهترین گزینه خودش بزاره جلوم خدا خودش همه راهها به بهترین و آسان ترین شکل بزاره جلومن خدایا شکرت تو هر مورد که از خدا خواستم راهو نشونم بده به بهترین شکل گذاشته جلوم خدایا شکر رررت و الانم بهم گفت به خدا تو کل کن و راهو برو جلو که انشالله خدا خودش بهترین هارو برام رقم میزنه من رشتم آرایش دائمه و چون هر چند وقت یکبار ازش پول میسازم و دیگه نمیسازم سرد شدم ولی این سری دوباره شروع میکنم به امید الله
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
141. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
30 اردیبهشت ، که ظهر رفتم جلو در مدرسه و دیر تعطیل میشدن و رفتم دفتر خدمات قضایی
یهویی دیدم روبروی مدرسه یه پایگاه هست گفتم من چرا اینجا رو تاحالا ندیده بودم ؟؟
ولی بعد گفتم طیبه دیده بودی ولی دقت نکرده بودی یا اینکه درمدارش نبودی که بخوای بری بگی میخوای آموزش بدی
و الان که در مدارش قرار گرفتی تازه داری میبینیش
من رفتم ،گفتم خدا ، من میرم اینجا هم بگم ، رفتم گفتم هم نقاشی درس میدم هم خط تحریری
بعد بهم گفتن که خط تحریری رو لازم داریم شماره مو خواستن و گفتن که بهم خبر میدن
گفتم خب خدا من تقسیم کار خودمو انجام دادم باقی با تو
وقتی میگفتم که ، اگه معلم میخواین من بیام ، یه لحظه خواستم بگم کمتر از جاهای دیگه میگم
ولی یه حسی بهم گفت حرف نزن و نگو کمتر از جاهای دیگه هست و انگار قشنگ حس کردم کلامم قطع شد
بعد دوباره حس کردم گفته شد که از این به بعد حق نداری بگی کمتر میگیرم یا بگی مثل مسجد محله مون کمتر باشه
خودشون میان دنبالت پس کار خودتو بکن و فقط قدم بردار و بگو که من تدریس میکنم نقاشی و خط تحریری
چند وقته که این ایده بهم داده شد و من به مسجد و پایگاه نزدیک مدرسه گفتم
هی نجوای ذهن میگفت خب الان بری چجوری درس یاد میدی تو که بلد نیستی
گفتم آره بلد نیستم ولی یه حامی دارم که خداست و کمکم میکنه تا اینجا منو پیش برده باقی راه رو هم حتما انجام میده
حالا از این روز بهشتی که رد پای 31 رو بگم اینجا
من امروز صبح که بیدار شدم گفتم بذار ببینم اول چه خبر شد از رئیس جمهور
وقتی تلویزیون رو از گوشیم به کانال خبر زدم دیدم نوشتن که به شهادت رسیدن
درست روز ولادت امام رضا
گفتم انا لله و انا علیه راجعون و گریم گرفت ولی گفتم خدا خودت دادی خودتم پس میگیری برای همه مون اینجوریه
و بعد میگفتم خدایا چه درس هایی باید از سید ابراهیم رئیسی که تا اینجا کار کردن و تلاش کردن و الان هم به شهادت رسیدن در راه خدمت ، باید یاد بگیرم ؟
یه جورایی حسادت کردم یه لحظه گفتم کاش منم میتونستم شهید بشم و بعد دوست آقای رئیسی رو آوردن تا حرف بزنه
گفت لازمه شهادت شهید بودن است
اول باید رفتارات شهید گونه باشه تا اجازه شهادت بهت داده بشه
اونجا بود که گفتم اینم جواب تو طیبه لارم نیست به کسی حسادت کنی ، تو هم اگر سعی کنی خوب باشی و عمل بکنی به گفته های خدا تو هم میتونی دوست خدا بشی ،
دقیقا مثل حرفای استاد عباس منش ، که میگفت ، تا هر روز مستمر و ادامه دار سعی بر تغییر شخصیتت نکنی اصلا نتایجت پایدار نمیشه
و به هیچ جایی نمیرسی
لازمه بوجود اومدن نتایج اینه که عمل کنی
اینه که حرکت کنی
و من داشتم شهادت رئیس جمهور رو تحلیل میکردم اینجوری برای خودم
و میگفتم طیبه تا اینجا خوب بودی ولی اگر میخوای بهتر از الان بشه نتایجت باید تلاشت رو هم برای کنترل ذهن و هم بیشتر حرف زدن با خدا بکنی و قوانین رو هر روز تکرار کنی
و خیلی چیزای دیگه رو به خودم یادآور کردم
اینکه تو هم میتونی مثل حضرت ابراهیم بشی دوست خدا بشی
یا مثل رئیس جمهور که تلاش کرده و طبق آیه خدا که گفته در راه خدمت شهید هست
یا مثل خیلی از انسان های موفقی که کنترل ذهن کردن و نتیجه گرفتن و یا حتی امام ها و پیامبر
وقتی تونستن پس تو هم میتونی
همه مون یکی هستیم و کافیه که کنترل کنیم درسته سخته کنترل ذهن ولی شدنیه چون خیلی فرق کرده زندگیت تو این چند ماه پس تو تونستی باقی مسیر رو هم میتونی
من امروز دائم ،هر وقت یادم میفتاد سوال میکردم از خدا و میپرسیدم بعد که نقاشی کشیدم سه تا آینه کار کردم حاضر شدم برم مدرسه
تا بفروشم کارامو
وقتی رفتم تو راه ، نزدیک خونمون عمه ام رو دیدم و باهاش حرف زدم
گفت برسونمت گفتم اگه بشه ممنون میشم و منو تا مدرسه رسوند
تو راه میگفتم خدایا شکرت میدونم کارتو بود که نخواستی با عجله پیاده برم ،نیم ساعت راه برم عشقی عشق
و از عمه ام هم سپاسگزاری کردم و بعد رفت وقتی جلو در مدرسه وسایلامو چیدم مادرا نگاه میکردن و بعد 20 هزار تمن فقط فروش داشتم
ولی گفتم خدایا شکرت هرچی از تو به من برسه محتاجم به خیرت
داشتم جمع میکردم که برم یهویی مدیر مدرسه گفت دختر تو اومدی رنگ دیواری رو بگی و گذاشتی رفتی
گفتم مگه شما نگفتین نمیخواین من بهتون گفتم که متراژ مدرسه رو بهم بگین گفتین نمیدونین و کمتر میدین برای رنگش
گفت که من بهت گفتم که نمیدونم تو بیا متر کن قیمت بده به من منتظرتما نری دیگه دیر بیای گفتم باشه چشم و قراره الان به داداشم بگم تا به همکارش بگه بیاد متر کنه مدرسه رو و قیمت بده
که کار رو اگر خدا بخواد ،بگیریم من نقاشیاشو رنگ کنم رو دیوار مدرسه
بعد من که برگشتم خونه رفتم مدرسه نزدیک خونمون آینه مشتریمو که عکس دخترشو سفارش داده بود گذاشتم کنار نقاشیام که هر کس دید بگم سفارش قبول میکنم
بعد یه دختر اومد و گفت خاله اینم فروشیه گفتم نه برای یکی از بچه های مدرسه هست که مادرش سفارش داده
بعد گفت مامان مامان بیا عکس نفس رو کشیده گفتم شما از کجا میشناسید گفت همکلاسیم بود تو این مدرسه و الان رفته یه مدرسه دیگه
مادرش که دید گفت چاپیه عکسش ؟ حتما از این چاپیا سفارش داده
گفتم نه نقاشیه کار خودمه اومد از نزدیک نگاه کرد گفت چه خوب عین خودشه و گفت چند میگیری تا منم عکس دوتا دخترامو بدم تا بکشی
گفتم دونه ای 400 گفت یکم ارزونتر بده دوتا سفارش بدم گفتم نهایت 350 میتونم بگم بعد بهم گفت که باشه شماره تو بده عکس بچه هارو میفرستم
بعد مادر یکی دیگه از بچه ها اومد و گفت چاپیه و من دوباره گفتم نقاشیه و اومد از نزدیک نگاه کرد
خداروشکر میکنم من امروز متوجه شدم که نحوه رنگ کردم با اکریلیک مثل رنگ روغن شده
و با اینکه محو کردن اکریلیک سخته و زود خشک میشه من پیشرفتمو امروز دیدم که تونستم خوب کار کنم که هر کس میبینه میگه چاپیه
و همه اینها کار خداست و من هیچ کاری نکردم
بعد که رفتم خونه امروز کلا 50 فروش داشتم و شروع کردم به کار کردن و رنگ کردن آینه های جدید
ولی هربار از خدا میخوام کمکم کنه اولین اولویت هارو اول انجام بدم بعد نقاشی هارو که میفروشم اونا رو کار کنم
بعد از ظهر رفتم کارامو انجام دادم و با مادرم رفتم خرید و چوب گرفتم دوباره تا بازم رنگ کنم
تو بازار یهویی اردک دیدیم مادرم گفت یدونه برای خواهر زاده ات بگیرم ؟ گفتم خودت میدونی خواستی بگیر
بعد گفت میگیرم و یکم بزرگش کنه بعد بفرستیم شمال تا یکی از فامیلا نگهشون داره
خیلی حس خوبی داشت وقتی گرفتم بار ها گفتم خدای من چقدر عظیم و بزرگی
جوجه اردک زرد و زیبا به این خوبی و انقدر زیباست که با نگاه کردن بهش عظمت تو رو یادم میارم با هر بار دیدن زیبایی هات
باز هم وقتی به بیشتر شدن مشتریم فکر میکنم و اینکه خیلی سریع و راحت پودشو پرداخت میکنن و نقدی پرداخت میشه به سرعت
به خودم میگم طیبه چی شد چه فرقی کرد قبلا هم با عشق نقاشی میکشیدی قبلا هم کار میکردی
ولی الان چه فرقی داره؟؟؟
و به خودم تکرار میکنم که اگر به قوانین خدا عمل کنی ،ایمانت رو نشون بدی و خدا ببینه قدم برمیداری باقی کارارو برات انجام میده مثل آب خوردن راحتی و سریع انجام میشه پس خیالت راحت
و تکرار میکمم که تو قسمت خودت رو انجام بده خدا خوب بلده سمت خودشو چجوری کار کنه
و انقدر زیباست که درکش کردم و خوشحالم که ظرفم بزرگتر شده کا دارم درک میکنم مطالب رو که قبلا متوجهش نبودم
خدایا ازت سپاسگزارم بی نهایت
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم
روز141
سلام عزیزان جان
سلام به توحید و یکتا پرستی
سلام به هدایت های ناب الهی در هر لحظه
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم آسان کنم در ذهنم قدم برداشتن رو و قدم هایش را با توکل بردارم
خدایا شکرت که تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان
خدایا شکرت که هر لحظه در حال هدایت من و تمام ذرات جهان هستی
خدایا شکرت که همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری
خدایا شکرت که من تسلیمم هیچی نمیدانم هر آنچه دارم از آن توست
خدایا شکرت که آسمان ها وزمین وهرانچه بین آنهاست مالک اصلی تویی. همه را مسخر من کرده ای
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم باور کنم که خداوند هر لحظه در درونم هست و وقتی هدایت مرا برخودش واجب کرده است ایمان دارم که صدایی که در قلبم بلند میشود و بهم احساس آرامش و امید میدهد صدای خداوند است و من با عمل کردن به ایده های الهامی که با آرامش به من گفته میشود قدم بردارم و عمل کنم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
استاد از امروز که خداوند چشمانم را به زیبایی های جهان باز کرده تمام اموراتم را به دستان قدرتمند خودش سپرده ام وارامم و تسلییییییم هر لحظه نشسته ام روی دوش خدا و حامی و هدایتگر من شده خداروشکر
امروز کمی گلودرد دارم و میدانم که هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است و دارم بخاطر بقیه عضو های سالم بدنم شکر گذاری میکنم و خودش هر بار بهم میگه چکار کنم که بهبود سلامتی ام رشد بیشتری داشته باشد
صبح بهم گفت کمی نمک بخور و قر قر کن گفتم چشم
بعدش بهم گفت یه دونه هل بزار تو دهنت گفتم چشم
ظهر طبق قانون سلامتی گوشت خوردم و خیلی خداروشکر بهتر شدم بهم گفت استراحت کن یه ساعتی هم استراحت کردم خدارو شکر عالی تر شده ام امید دارم که خیری در این گاو درد ساده برای من بوده و من نمیدانم خودش خیر مرا میداند من تسلیمم
همین نیم ساعت پیش خواهرم زنگ زد چند تا وسیله میخواست منم در حال استراحت بودم که زنگ زد در آن واحد گفت زنگ بزن دوستت تا بیاد براش ببری گفتم چشم
زنگ زدم دوستم سر خیابون مون بود گفت الان میام دودقیقه بعدش اومد و با امید به الله وسایل رو بردیم برای خواهرم و بسلامتی برگشتیم
هر وقت که بیشتر به صدای قلبم گوش دادم همه جوره بهم کمک بی حساب کرده هر بار پیاده روی میکنم و میرم کارگاه مسیرهای جدید رو ازش میپرسم و دقیق بهم میگه حالا از کجا برو میگم چشم وقتی میرم یا یه پولی پیدا میکنم یا یه درخت یخ گل یه خونه زیبا یه حس خوب یه انسان مثبت لبخند به لب رو در مسیرم قرار داده بخدا که جان جانانم همه کاره است
بقول استاد عزیزم خداوند تمام مسیرها رو میدونه مثله های کوپتری که از بالا داره تمام راه های زیبا و سرسبز رو میبینن مثله GPS راهنمایی میکنه فقط باید تسلیم باشیم و رها کنیم بسپاریم به قدرتش
خودش همه کاره است تمام راهکار ها را در درونمان قرار داده اعتماد کنیم به جریان هدایت الهی وصل باشیم تا حرکت کنیم به سمت بالا
اما اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و فرکانس ها و افکار های خودم بوجود میآید
خداوند هر لحظه مرا در معرض هدایت خودش قرار داده
خدایا شکرت که مرا لایق دریافت الهامات الهی ات کرده ای
خدایا شکرت که مرا لایق بندگی کردن و تسلیم بودن در برابر خودت علم بی انتهایت کردی
خدایا شکرت که مرا لایق دریافت عالیترین نعمتهای الهی کردی
خدایا شکرت که تمام اموراتم را به دستان قدرتمند تو سپرده ام وارامم و تسلییییییم
خدایا من تسلیمم هیچی نمیدانم
خدایا شکرت که اسانم کردی برای آسانی ها
خدایا شکرت که آگاهم کردی بر آگاهی ها و علم و آگاهی های ناب الهی
خدایا شکرت برای تمام داشته های زندگیم
خدایا شکرت برای سلامتی خودم و عزیزانم
خدایا شکرت که مرا از هدایت یافتگان قراردادی
خدایا شکرت که هر روز استمرارم را بیشتر و تعهدم را قوی تر و قدمخایم را ثابت تر کرده ای در این مسیر الهی
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
به نام الله هدایتگر
سلام دوستان
فایل141سفرنامه
((((من به معجزات خداوندعادت کردم))))
خدادندهرلحظه داره ماروهدایت میکنه
دقیقادیشب داشتم باماشین میرفتم جایی بعدسردوراهیی قرارگرفتم دیدم سمت راستم خلوته وسمت چپم ترافیک شدیده به خداگفتم ازکدوم راه برم ذهنم انگارگفت ازسمت راست بروخلوته منم گفتم باشه امایه حسی بهم گفت ازسمت ترافیک بروبعدگفتم خیلی شلوغه امااون گفت بروبعدکه رفتم بعدچنددقیقه یک دفه ترافیک تموم شدوخیلی سریع به مقصدم رسیدم به راحتی بدون شلوغی اگه ازمسیرخلوت میرفتم هم راهم دورترمیشدهم معلوم نبودچی میشدشایدجلوترش ترافیک بودواون خدای من میدونه که من بایدچکارکنم فقط بایدبگم چشم وعمل کنم وتسلیم اوباشم
وقتی ارامش داری خداوندباهات حرف میزنه وهدایتت میکنه وتوبایدایده هایی که به ذهننت میریه وتوبهش احساس خوبی داری روعمل کنی چون اون ایده ازطرف خداونده
چون تولایق دریافت الهامات الهی هستی
چون تولایق هم صحبتی باخداوندهستی
اسان بگیرقدم برداشتن هارووحرکت کن وسخت نگیرقدم به قدم هدایت میشی
استادکل زندگیش برپایه هدایت الله هست
پس توهم میتونی همینجورباشی فقط بایدتکامل خودت روطی کنی وبشی مثل استادوحتی بهترازاستادوتمام زندگیت هدایت الله باشه
خدایاکمکم کن که بهترمتوجه شوم ودرک کنم وعمل کنم هدایت هاوالهامات تورا
أُولَٰئِکَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
ـــــــــــــــ
آنها همان کسانی هستند که از جانب پروردگارشان هدایت شده اند و آنها همان رستگارانند
(سوره البقره، آیه 5)
ردپای روز 141
روز شمار تحول زندگی من فصل پنجم
مصاحبه با استاد | قسمت 29
خدایااا شکرت .. سلام به نور و عشق و آگاهی الهی ام
خدایااا شکرت سلام به خداوند وهاب و غفور و بخشنده و مهربانم، به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام خلق کنم دنیامو در تمام جنبه های زندگیم
به نام خداوند هدایتگرم که تمام راهها را با هدایت هایش برایم آسان و دلپذیر کرده است و اگر من کارم رو درست انجام بدم،خداوند کارش رو درست انجام میده!
اگر من در مدار درست و مناسب باشم نشونه ها و الگوهای مناسب هم به من نشان داده خواهد شد
آسان کنیم توی ذهن مون قدم برداشتن و آسان قدم برداریم
چه کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی و جدی گرفتن شون هست که بتونیم مثل استاد عمل کنیم؟
یک کلید بهمون بدید در مورد عمل کردن به ایده های الهامی و جدی گرفتن شون که بتونیم مثل شما عمل کنیم
بهترین جمله ای که استاد در کتاب رویاهایی که رویا نیست این بود که …
هدایت مثل دستگاه GPSمی مونه
مثلا من بارها از روی فایل هایی که می خواستم کامنت بنویسم نت برداری کردم و کامنت های دوستان رو خواندم تا در مدار آگاهی های بیشتری قرار بگیرم و نت برداری کردم و توی چک لیستم نوشتم ولی وقتی خواستم نوشته هامو داخل سایت بذارم کلی مطالب عوض میشه یعنی چندین بار می خونم بعدش وسطای خوندنم یک سری گفته ها رو تغییر میدم یعنی درونم چیزهایی رو دوست داره بگه که قبلش اصلا به ذهنم نرسیده بود ولی بعدش انگار یک نیرویی از درون بهم گفته میشه و منم می نویسم و بعدش ارسال می کنم و بعد از اینکه ارسال می کنم میام چک لیستمو نگاه می کنم میبینم اصلا مطالبی که نوشتم کلا فرق داشته .. بنظرم این خودش یک هدایت والهامی است که از درونم به نرمی و آرامش بیرون آمده ..
هدایت خیلی نرم و لطیف هستش که با آرامش بهمون گفته میشه
انگار خداوند با ناز و نوازش و نرم و آرام میاد جلو ..صداش خیلی آرومه . باید بهش توجه کنی . منتظر شنیدن باشی .. وقتی هدایت رو دوست داشته باشی اونم خودشو خیلی دلبرانه نشون میده ..
البته جدیدا انگار این نیرو شدت و قدرتش در قلبم بیشتر شده و ای کاش همون لحظه بنویسمشون ولی آنقدر غرق اون پاسخ ها و هدایت ها میشم که بکلی یادم میره قضیه چی بود ولی انگار این جمله ای که مدام تکرارش می کنم رو بیشتر از همیشه دارم لمسش می کنم ..
اینکه .. خدایاااا شکرت که قدرت کامیابی بخش خداوند ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه من را در جهت مسیر درست و مناسب و صحیح هدایتم می کند
تا یک سوالی می کنم در لحظه جوابش بنحوی برام داده میشه که تعجب می کنم و با اشاره ی سر تکونی میدم و میگم درسته همینه بعدش میگم من که همین الان توی ذهنم این سوال رو کردم چطوری اینقدر سریع پاسخش رو دریافت کردم.. یعنی خداوند اینقدر سریع الااجابت هست که من فوری تایید می کنم این سریع الااجابت بودن خداوند رو …
خداوند همه رو هدایت می کند چه آنهایی که می خواهند بروند به بهشتو چه آن کسانی که می خواهند بروند به جهنم
چه آنهایی که می خوان در مسیر درست و مناسب باشند و چه کسانی که در مسیر نادرست و نامناسب می خوان قدم بردارند
خداوند زنبور عسل را هم هدایت می کند..
یا مثلاً گفتم .. خدایا من می خوام فقط و فقط با افرادی معاشرت کنم که در مدار فکری من هستند .. و دقیقا به سمت همین افراد هم هدایت شدم و یا آنها بسمت من هدایت شدند حتی راننده تاکسی و یا نانوایی که باهاش صحبت کرده بودم کلی افکار درست و مناسبی داشت (همون آقا ابوالفضل ) که قبلنا داستانشو نوشته بودم
یا مثلاً اینکه گفتم.. خدایا من میخوام روی باورها و افکارم در جهت رشد و پیشرفت های پولی و مالی و معنوی ام کار کنم و الگوهای زیادی رو برام رونمایی کرد و دقیقا بسمت کسانی هدایت شدم که دستی از بی نهایت دستان خداوند هستند که از هر جهت به من کمک می کنند..
یا حتی دوست داشتم بسمت کامنتی هدایت بشم که دو سال پیش برام ارسال شده بود که یکدفعه از طریق یکی از دوستان عزیزم نگین جون دقیقا به همون کامنت هدایت شدم که چند وقت پیش در یکی از کامنت هام توضیح دادم
مثلا چند وقت پیش یعنی در ایام عید می خواستم برم خرید به خدا گفتم خدایا قالیچه ی حضرت سلیمان رو برام بفرست .. همینکه داشتم به اسنپ زنگ میزدم که ماشین بگیرم یهویی یکی از آشناها مون بهم زنگ زد و گفت من می خوام برم درختچه و نهال برای باغ مون بگیرم میایی با هم بریم و منم سریع گفتم اتفاقا منم آماده شده بودم می خواستم برم خرید . گفت ععع چه خوب پس میام دنبالت هم تو خرید کن و هم با هم میریم گلستان گلها و درختچه ها .. اونم با ماشین شاسی بلند !!!!
خلاصه آنقدر از این نمونه هدایت ها در زندگیم پیش میاد که از تعجب بفکر فرو میرم هر چند نباید اینقدر متعجب بشم و منم مثل آقا ابراهیم عزیز مدیر فنی سایت مون همش میگم خدایا من به معجزات تو عادت دارم
و اینکه بقول استاد عزیزم اگر من در مدار درست قرار بگیرم اون آدم مناسب در زمان مناسب وارد مدار من میشود
اگر من در مدار درست قرار بگیرم اون مکان مناسب در زمان مناسب وارد مدار من میشود
یعنی وقتی از نظر فرکانسی خودم رو تغییر میدهم و در مدار صحیح قرار بگیرم
جهان جای ما رو از نظر فیزیکی تغییر میدهد
جهان نمیتونه آدم هایی که باهم هم فرکانس نیستن رو به مدت طولانی یک جا نگه داره
بجای اینکه فکر کنیم که چیکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا شوند به این فکر باشیم که
چیکار کنیم که من در مدار درست ومناسب و شرایط درست قرار بگیرم
خدایااا من از درک همزمانی ها و هماهنگی هایت عاجزم
خدایا شکرت بابت هدایتهای عالی و اتفاقات قشنگ زندگیم من لایق بهترین درآمد هستم
من لایق داشتن تمام خواسته هایم هستم
من لایق داشتن بالاترین درآمد نقدی هستم
من لایق داشتن همواره حال خوب هستم
من لایق داشتن همواره بهترین ها هستم
من لایق داشتن همواره اتفاقات عالی هستم
من لایق تجربه همواره اتفاقات بینظیر هستم
من لایق همواره معجزات بینظیر خداوند در زندگی ام هستم
نمونه ای از باور های خدای درون :
در جسم من هدایتگری وجود دارد به اسم خدا
خدای درون من درباره تمام چیز ها اگاهی کامل دارد
خدای درون من تمام ایده ها را برای پیشرفت من به سوی من هدایت می کند
خدای درون من تمام راهکار های عالی را برای پیشرفت من به سمت من هدایت می کند
خدای درون من همان فرمانروای کل هستی و کیهان و کاینات است
خدای درون من عاشقانه از قبل و تا ابد من را هدایت کرده و هدایت می کند
خدای درون من در هر ثانیه از طریق احساسم،نشانه ها،افراد و.. با من صحبت میکند
خدای درون من من را به سمت خیر و خوبی هدایت میکند
خدای درون من خیر و شر من را به من وحی و الهام میکند
فقط باید در این مسیر بمانم و هدایت های خداوند را دنبال کنم خدایا ممنون و سپاسگذارم برای اینکه امروز من را بسمت این تعهد نامه ام هدایت کردی..
خدایاااا ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت
خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
IN GOD WE TRUST
بنام خداوند بخشنده مهربانم
سلام به استاد جانم ،مریم زیبا و همه دوستان پر انرژی خودم .
هر وقت کاری رو به خدا سپردم و ازش هدایت خواستم برام انجامش داده ، برای کسب و کار به راحت ترین شکل ممکن از خداوند هدایت خواستم و صبر کردم یه روز که داشتم دوش می گرفتم دقیقا زیر دوش خدا بهم گفت فلان کار برای تو مناسب و اتفاقا به نفع همسرت هم هست ،و چنان شوق و ذوقی ،چنان انگیزه ای این هدایت به من داد که همون روز با همسرم صحبت و برنامه ریزی کردیم و اون کار رو استارت زدیم ،
دیروز که دخترم رو به کلاس تقویتی فرستادم ، موقع برگشت شرایطی پیش اومد که خودم یا همسرم نمی تونستیم بریم دنبالش.. از خدا هدایت خواستم و بهم گفت از معلمش درخواست کن براش ماشین بگیره اون مسیر رو بهتر از تو می دونه ،
و وقتی از معلم در خواست کردم با روی باز پذیرفت،وقتی دخترم به خونه اومد از اینکه چقدر راننده محترم بوده بهش احترام گذاشته صحبت کرد.
همین امروز صبح ازش خواستم موضوع هدایت و باورها رو بیشتر برام توضیح بده و هدایت شدم به این فایل ارزشمند ،
خدای من ،خدای دانا و توانای من سپاسگزارتم .
خدا هر لحظه داره مارو هدایت میکنه و وقتی آرامش داریم ایمان داریم هدایت ها رو دریافت می کنیم و بهشون عمل میکنیم
به نام خالق زیبایی ها
سلام به استاد عزیزم مریم بانو و همه دوستان
فایل 141 روزشمار فصل 5
استاد نظر مهرداد عزیزم تو کامنت منتخب به نظرم خیلی عالی بود به نظرم منم هدایت یعنی تصمیم
یعنی تو یک راه و روشی یک مسیری میری یهو یک الهامی بهت میشه که اینکار بکن و این الهام یه چیزی که همیشگی به یک روش بودن نیست مثلا یک مسیری رو به سرکار میریم دائم از یک مسیر ،یک روز یهو یه الهامی میشه میگه از مسیر دیگ برو اون نجوا هی میاد میگ چرا میخوای بری این مسیر میشناسی مسیر جدید نمیدونی چطوری یا راهت دورتر میشه و منطق هم همون مسیر قبل قبول داره اینجا که ایمان به خدا باید نشون بدیم در عمل ،باید بگیم من تسلیم خدا هستم و یک نکته اینکه هر چی زودتر به اون الهام گوش بدی راحت تر و بهتر ،چون اگه این تصمیم دیر بگیریم اون نجواها و راههای منطقی کلا آدم منصرف میکنه
و این نکته اصلی که قدرت تصمیم گیریمون باید بالا ببریم که تمرین دوره عزت نفس .
همه چیز به این قدرت تصمیم گیری بستگی داره
وقتی سریع تصمیم میگیرم که مسیر جدید برم یهو میبینم یه ماشین دلخواهم تو اون مسیر میبینم یا مسیر قبلی ترافیک بوده یا تصادف شده که بعد متوجه اش میشیم و اینجوری نیست که چون یک روز مسیر جدید رفتیم دائما از مسیر جدید بریم فرداش میتونیم مسیر قبل بریم تا دوباره منتظر اون هدایت باشیم .
میدونید منظورم اینه هدایت و الهام یک مسیر دائمی نیست شاید همون چند روز بعد که تو دلت میخواد مسیر جدید بری اون الهام بگه نه مسیر قبل.
من این روزا خیلی خیلی دارم به این هدایت ها گوش میدم و استاد احساس شوق و ذوقم زیاد آنقدر به این مسیر و الهامات گوش میدم تا برام یک چیز عادی بشه.
مثلا خواستم برم کلاس بدنسازی شروع جلسه بود دو جلسه پشت هم کنسل شد من این نشدن ها که به اصطلاح نادلخواه بود باید ناراحت میشدم خودم کنترل کردم ایمان داشتم خدا برام پنلی جدید گذاشته تا اینکه یهو هدایت شدم به استخر رفتن و چون علاقه داشتم به شنا همون روز کلاس شنا ثبت نام کردم یعنی همه چیز یهو و من به هدایت خدا ایمان داشتم دیدم تایم شنا دقیقا با تایم بدنسازی یکی بود الان چون شنا یک ماهه جلساتش میرم یاد میگیرم بعدش منتظر نشانه خدام که کی برم بدنسازی .
البته تو دلم انگار یه حس خوبی بخاطر اینکه من دوست دارم تایم بدنسازی صبح باش و از خدا اینو خواستم همینجا که بعد یک ماه که خواستم برم بدنسازی تایم صبحش اومده باش
الان این تازه به ذهنم رسیده چون من عاشق ورزشی و لذت میبرم دوست دارم برم و اینو یک نشونه میزارم مثل استاد که اگه تایم صبح برگزار شد برم کلاس بدنسازی خدایا شکرت که تو همین لحظه کامنت نوشتن بهم الهام میکنی با من حرف میزنی .
به نظر من فقط فقط ایمان به خدا
استاد من دارم روی ارزشمندی خودم کار میکنم میبینم از در و دیوار ایده پولساز کوچولو کوچولو بهم میشه استاد من به همه جواب مثبت میدم مثل آژانسی کسی ببرم
یا اینکه به ذهنم رسید کتابهای که نمیخونم به فروش بزارم که بعد یک ماه آگهی گذاشتن الان مشتری اومده
یا اینکه خواهرام بهم گفتن آجی تو شنا یاد بگیر با هم استخر میریم تو بهمون یاد بده ما یک هزینه ای به تو میدیم
اینا رو نشونه از خدا میبینم که تو کمتر از یک هفته همه این ایده ها رسیده یعنی مسیرم درسته باورم نسبت به گذشته تغییر کرده اصلا برام مهم نیست چه کاری چون از طرف خداست اوکی میدم
اصلا برای خواب دیدن فایل دیدن آدم ها هر چیزی میگم خدایا من نمیدونم تو بهم الهام کن و واقعا به اندازه ای که به اون الهام پاسخ میدم و عمل میکنم جواب گرفتم خداروشکر
خدایا عاشقتم میخوام فقط منو تو این مسیر نگه داری منو عاشق خودت کنی روز به روز بیشتر
میخوام آزاد و رها باشم
استاد عزیزم خوشتیپ و جذاب من واقعا سپاسگزارم از شما هدیه ی زیبای بهشتی من از طرف خدا
نور و روشنایی به مسیرتون بباره
در پناه حق شاد و سلامت و ثروتمند باشید
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در این مسیر
افراد بهشتی و یا جهنمی کسانی هستن که یک عمل رو پیوسته انجام میدن و من قدردان خداوندم که پیوسته سعی میکنم با درک قوانین وخواندن فکر خداوند از صالحان باشم و همواره از او هدایت میطلبم برای نزدیک و نزدیک تر شدن بهش چرا که همواره و تنها اورا میپرستم و تنها از خودش یاری میجویم .
جهان به باورهای من پاسخ میده ، من هر باوری بسازم از سوی جهان تایید میشود چون جهان هیچ غالب و فرمی نداره بلکه من به جهان شکل و غالب میدم و همچنین همه ی ما در یک دنیای مجزا داریم زندگی میکنیم و داریم به خداوند و جهان خداوند شکل میدیم و هر طوری شکل بدیم همونطور وارد تجربه زندگیمون میشه خداوند ،اگر باورهای محدود کننده داشته باشیم ،خداوند طبق قانون فرکانس به شکل محدودیت خودشو در زندگی ما نشون میده و اگر باور قدرتمند کننده داشته باشیم خداوند به شکل خوشبختی و آرامش و سعادت وثروت وارد زندگیمون میشه .
پس من باور دارم که هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوب تر میشوم و با این باور با هر قدمی که برمیدارم در راستای ثروتمند شدن من احساس رضایت بیشتری میکنم و احساس نزدیکی بیشتری به خداوند و من در نتیجه در مداری قرار میگیرم که هر بار نتایج من بزرگتر میشه .
استاد گفتن که توی هر برهه ای به نسبت تکاملی که طی شده و اون قدمی که باید برداشته بشه و اون باوره باید روش کار بشه و چقدر این حرف درسته ،
چون ما هدایت میشویم وقتی که درمدار مناسب هستیم و وقتی که با عشق و صبری که همراه با امید وشور و شوقه داریم ادامه میدیم ،ما قدم به قدم هدایت میشویم به برداشتن ترمزها ،به کار کردن روی نقاط ضعف و قوت ،به هر باوری که باید ساخته بشه ،هر باوری که باید تقویت بشه ،هداااااااااااااایت میشویم وقتی که در مدار مناسب هستیم و به خداوند اجازه میدهیم از همان مسیری که میداند مارو به خواسته هامون برسونه ،وقتی که تسلیم هستیم و احساس خوبی داریم و در لحظه زندگی میکنیم ما مومن واقعی هستیم و به خداوند اعتماد کامل داریم چرا که نه ترسی از آینده داریم و نه غمی از گذشته و طبق قانون خداوند این آرامش ذهنی و در لحظه زندگی کردن باعث میشه الهامات رو دریافت کنیم به شرطی که باور کنیم که خداوند با ما صحبت میکنه و به قول قرآن هر لحظه داره خیر و شر مارو به ما میگه ،به شرطی که باور کنیم که هر نجوایی که دم از کوچکترین عجله و …. میزنه افکار شیطانه ،
و خداوند همواره به شما وعده ی فزونی و ثروت میدهد و شیطان همواره وعده ی فقر و کمبود و محدودیت ، درک قانون و اعتماد به قوانین الهی نتیجش تجربه ی خوشبختی و سعادته و خداوند موافق ثروتمند شدن منه ،چون ثروتمندشدن من در راستای قوانین الهی و گسترش جهانه خداونده .
خدایا هدایت کن تا ایمانم به قوانین جهانت هربار بیشتر و بیشتر و تعهدم به اجرای این قوانین در لحظه به لحظه ی زندگیم بیشتر و بیشتر بشه ،پروردگارا من بدون تو عاجز و ناتوانم در کنترل ذهنم ،پس تو یارو یاورم باش و همواره هوامو داشته باش .
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه رب العالمین .
سلام اقای زارعی
چقدر نوشتتون پر از هدایت بود،این فایل و این صفحه برای من نشانه روز برای تصمیم گیری در مورد قسمتی ازمسیر مورد علاقمه. و نوشته ی شما برای من پر از نکته بود که نوشتم یه جاهاییش رو. چقدر خوب که به من گوشزد شد که :«هر نجوایی که دم از کوچکترین عجله ای میزنه،افکار شیطانه».
دوست دارم اینجا یه اگاهی که درکش کردم رو بنویسم. اینکه:
خود من گاهی در فرکانس خوبی هستم یعنی آرامش دارم ،بعد فکر میکنم هر ایده و فکری به ذهنم میرسه پس درسته. در حالی که اشتباه میکنم. چون از اونجایی که خداوند در قرآن گفته نشده که ما حرف بزنیم و شیطان هم حرفشو قاتی اون نکنه. ما میگیم و شیطان هم میگه. پس اتفاقا گاهی که در فرکانس خوب و آرامش هستیم و به خدا نزدیکتر اونموقع هم شیطان حرف میزنه میخاد خرابکاری کنه. پس ما باید جنس اون حرف رو بشناسیم. بیشتر دقت کنیم. مثلا اگر میگه عجله کن پس بدونیم نجوای شیطانه.
مرسی دوست عزیز و موفق و خوش باشید همیشه
درود بر شما
دوست دارم بارها دیدگاه شما رو بخونم
همون چیزهایی رو نوشته بودید که من باید در این احوالاتم می شنیدم . بی نهایت سپاسگزارم که آگاهیتون رو به اشتراک گذاشتین و سپاسگزار خداوند مهربانم که من رو به متن شما هدایت کرد .
استاد عباسمنش واقعا شاگردان خیلی خوبی تربیت کردن
دوست دارم پیام شما رو جایی ذخیره کنم و بارها و بارها بخونم
در نور و عشق و برکات بی پایان الاهی باشید .
همچنین استاد و تیم حرفه ای و دلسوزشون
خدایا سپاس