مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 32
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






بنام خالق زیبایی ها
به نام او که هرچه هست از اوست
به نام خالقی که مرا خالق ولایق آفرید
سلام به استاد ارجمندم ومریم گرامی ودوستان ارزشمندم
خدارا سپاسگزارم به خاطر این فرصت زیبا
خدا را سپاسگزارم که هرچه دارم از اوست ومن بی او هیچ هیچم
اوکه حتی بیرون دادن نفس حبس شده در سینه ام هم به خواست واراده اوست
سپاسگزارم از مریم عزیزم به خاطر قرار دادن به موقعه این فایل ارزشمند
هدایت الله
زندگیمون سراسر هدایت خداوند است به شرط بینا وشنوا بودن ما
به شرط اینکه وقتی درخواست هدایتی میکنیم به قول استاد حواسمون به نشانه ها باشد ،لزوما نشانه ها خیلی واضح یا بزرگ نیست ولی به محض اینکه درخواستی از جانب من بنده داده میشود خداوند اجابت می کند
بعضی مواقع الهاماتی که گفته میشه با منطق جور در نمیاد وهر جور که نگاه کنیم میبینم که سخته خودمون را قانع کنیم تا به آن الهام عمل کنیم واینجا مهم هست که باور داشته باشیم این ایده الهامی هست از منبع بالاتر ،منبعی که هم شنوا ست وهم بینا ،منبعی که به همه امور من، آینده وگذشته من آگاه است پس به آن ایده عمل کنیم که سرانجام آن خیر وبرکت ونیکی است
الهامی که خداوند به مادر حضرت موسی کرد که بچه ات را شیر بده وبروی تخته چوبی بزار و بسپار به دریای نیل این الهامی است که هیچ جوره عقل ومنطق قبول نمیکندولی وقتی ایمان باشد وباوری که این الهام از طرف قدرتی برتر است که بر همه امور آگاه است واو داناوتوانا است انجام دادن آن ایده راحت تر میشود
استاد چقدر تصویری که از خداوند دارید زیباست تصویری که همه قدرت به او می دهد ومی گوید خدایا من به هر خیری از جانب تو فقیرم هرچه دارم ازتو دارم پس تو هدایتم کن به مسیر درست کار درست
یکی از خواسته هایی که مرتب در تمرین ستاره قطبی از خداوند می خواستم این بود که خدایا امروز یه نشانه ای واضح در جهت سلامتی به من نشان بده
حتی تو بعضی کامنت هام هم اشاره کردم آنروز برعکس به یه تضادی در مورد سلامتی ام بر میخوردم که قبل از اینکه نجوا بیاد میگفتم الخیر فی ماوقع حتما در جهت درخواست خودت بوده وخیر هست تا اینکه بعد از چند روز یه شب که در حال سپاسگزاری اتفاقات آنروز بودم که براحتی تونستم کارهام را انجام بدم گفتم فهیمه توسلامتی ات را ندیدی که درخواست نشانه کردی
حواست نیست که خداوند هر روز داره تو را آسان میکنه برا آسانی ها ،همان لحظه از خدا طلب بخشش کردم وازش خواستم منو ببخشه که لحظه حالم را فراموش کردم واز آن روز دیگه در تمرین ستاره قطبی ازش نشانه برای سلامتی ام نخواستم چون که نشانه ها خودش پشت سرهم میومد ومن می دیدم وسپاسگزاری میکردم
الهام دیگه که چند شب پیش بطور واضح شنیدم که حتی خودم باورم نمیشد در فکر کامنت یکی از دوستان بودم که در کامنتش اشاره کرده بودند که پیامبران کدام مکتب درس معرفت آموختند ومن ذهنم در گیر بود شب که سپاسگزاری ام را انجام دادم از خداوند خواستم خودش جواب سوالم را بدهد یدفعه واضح شنیدم اقر باسم گفتم چی گفت اقرء باسم منم گفتم
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ (1)
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2)
اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ (3)
الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4)
عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ (5)
بخوان به نام پروردگارت که (هستى را) آفرید.
(او که) انسان را از خون بسته آفرید.
بخوان که پروردگار تو از همه گرامى تر است.
او که با قلم آموخت.
آنچه را انسان نمى دانست به او آموخت
با خواندن تفسیر این 5 آیه متوجه شدم که
معلم اصلی انسان خداوند است ووحی یا همان الهامات سرچشمه علوم هست وقلم وسیله ای است برای انتقال دانش
خداوندا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشید وما رستگار
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت
سلام حضرت استاد جان و مریم جان
بیشتر از همه دیدن الهامان باور کرون الهامات هست
واقعا خدا پایین نمیاد بگه مینا اون سمتی برو خداوند هدایت میکنه نشانه می فرسته.
وتی باور کنیم خداوند کنارمون هست تا هدایت مون کنه اینبار نشانه ها رو می بینیم
ولی وقتی خودمون رو به خدا نسپرده باشیم و فقط بگیم خودم و به بنده ها وابسته باشیم خوب خدا میگه من چه کاره ام
اما بازم دل مهربونش نمیزاره و کمک میفرسته ولی چشمای ما نمی بینه
استاد واقعا کنترل ذهن که میکنم و خودم رو به خدا و دلم می سپرم هدایتت میشم
یه نمونه کوچیک داشتم برای کاری از مسیری می رفتم با خودم گفتم کدوم طرفی برم؟دلم کفت این سمتی علی رغمی که راهم دور میشد ولی پذیرفتم و توی راه یهو پسر داداشم که خیلی دلم براش تنگ شده بود رو دیدم و بعد از خداحافظی مدام به دلم میگفتم دمت گرم
واقعا خدا کنارمونه خدا در ماست تنها باید باهمبه صلح برسیم
در پناه حق
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ
آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد؟
وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ
و تو را ره گم کرده و حیران یافت و هدایت و راه نمایی کرد
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین که خیلی دلمون واستون تنگ شده و سلام گرم خدمت دوستان
هدایت موضوعیه که واقعا درکش تکامل میخواد… یعنی برای مسائل باور پذیر و کوچک انسان هدایت میخواد و اجابت
اتفاق میفته و یواش یواش ذهن درک میکنه و میپذیره و ظرف وجودی انسان در دریافت هدایت بزرگتر میشه… نمونه این
داستان رو در زندگی پیامبران و امامان میبینیم… حضرت موسی موقع فرار از دست سربازان فرعون و پس از تلاش بسیار
(و بعد از تسلیم شدن و رها کردن راهکار های ذهنی که فرمودند: “رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر”)
ابتدا هدایت میشه به دو بانویی که گوسفندانشون رو سیراب میکنه و باقی ماجرا…
و بعد سالها تکامل و رشد اخلاقی که با پرورش گوسفندان و بزرگ شدن ظرف حضرت موسی اتفاق میفته (که اکثر پیامبران
چوپانی هم می کردن) وقتی دارن با خانوادشون از مسیری میرن باز آتشی میبینن که با گمان اینکه آتشی برای گرم کردن
خانواده تهیه کنن و بدون اینکه بدونن که اونجا قراره با خدا مکالمه میکنن به وادی طوی میرن و باقی ماجرا…
و اینطور نیست که هدایت فقط مثل یه پیام در قلب انسان بیاد… گاهی انسان از کلیت اون هدایت بی خبره و بعد از
فراز و فرودهایی که اتفاق میفته متوجه میشه خداوند چقدر شیک و از مسیر خطرناک عبورش داده و فرمون دست خدا بوده
یعنی خیلی وقتها قرار نیست ما به جی پی اس خدا نگاه کنیم و مسیریابی کنیم… خیلی وقتها باید ماشین رو بزاریم رو حالت
رانندگی خودکار… این داستان تو بحث خونه دار شدن ما اتفاق افتاد…واس خرید خونه هدایت شدیم به یه آگهی که وقتی در
محل حضور پیدا کردم متوجه شدم این خونه مورد نظر ما نیست اما همونجا بنگاه منو به یه خونه دیگه ای میبره که همونیه
که میخواستیم…بعد سر قرار برای معامله خونه متوجه شدیم سند خونه غیر قابل معامله است چون مالک راننده کامیونه و
مشکل گمرکی داره که بخاطرش سند رو غیر قابل فروش کردن و مهر دادگاه روش خورده… و البته که طرف 300 میلیون زیر
قیمت میداد بخاطر اینکه کسی خونشو نمیخرید که بره بارشو آزاد کنه…بعد احساس آرامشی تو قلبم اومد
که اشکال نداره انجامش بده با اینکه قانونا امکان نداره ولی مهلتی به راننده دادیم که دو هفته ای با بخشی از پولی که بهش
میدیم بره گمرک بارشو آزاد کنه و فقط یه مبایعه نامه نوشتیم که کار هیچ آدم عاقلی نیست!!! و دقیقا بعد از دو هفته که تو
مبایعه نامه مهلت دادیم و دقیقا در روز پایانی اومد و کار انجام شد!!! و اینکه اصلا به مدرسه دخترم فکر نکرده بودیم و اینقدر
سریع کارها انجام شد و مبایعه نوشته شد که حتی فرصت نشد به خانوادم اطلاع بدیم!! اونم منی که حتی اجاره نامه رو با
حضور پدرم مینوشتم بخاطر ترس از اینکه مشکلی پیش بیاد و شاهد نداشته باشم! و متوجه شدیم بهترین مدرسه اون منطقه
دقیقا توی خیابون روبروی خیابان خونه ماست و 5 دقیقه فاصله داره! و آپشن های بسیاری که خدا با این خونه برامون محیا
کرده بود دونه دونه آشکار شد درحالی که ما هیچ برنامه ریزی براشون نکرده بودیم! بگذریم که خدا چطوری خود این معامله
رو به سرانجام رسوند…یادمه باید روز مقرر طبق تعهدی که داشتیم خونه ای که نیمه ساز بود رو در شهری در اطراف تهران
میفروختیم که بتونیم بخشی از مبلغ رو جور کنیم و اگه به تعویق میفتاد جریمه سنگین میخورد طبق توافق و اون روز برف
سنگینی در تهران باریدن گرفت و من هم ماشین نداشتم…یهو خیلی هدایتی خدا یه نفر از همکاران رو به دلم انداخت که
تماس بگیرم که از قضا اون سمت زمین داشت و من خبر نداشتم و منو رسوند به بنگاه اون منطقه و خاطره لذت بخشی شد
و کلی اتفاقای دیگه که همش هدایت خدا بود… حتی روز ثبت سند خدا به دلم انداخت که سندو بررسی کن ببین انباری
خورده تو سند و دیدم که ثبت نشده و سند اصلاح شد در حالی که من اصلا از قوانین محضری و ثبت اسناد اطلاعاتی نداشتم
و تهش چند تا مبایعه نامه بود که واس اجاره خونه نوشته بودم… و البته اینو بگم که اون روزا خیلی رو خودم کار میکردم و
متاسفانه مدتی رها کردم و برگشتم سر پله اول… دوستان عزیزم امیدوارم اینقدر تکامل پیدا کنیم در درک هدایت های خداوند
که مثل استاد پا در مسیر بزاریم و زندگیمونو با هدایت الهی به زیبا ترین شکل بسازیم
به نام خداوند هدایت های بی نظیر که هرچه دارم از اوست
سلام سلام
سلام به همه
سلام به استاد عزیزم
سلام مریم عزیزم
سلام به خانواده ام …
ممنونم مریم جونم برای این قسمت …
که چقدر واقعا نیاز داشتم به گوش دادنش
راسش
اولین بار بود که میدیدم یک فایل اینقدر کوتاه توی سایت هست …یک فایل کمتر از 4 دقیقه ولی اینقدر زیبا و تاثیر گذار که نمیتونم حدش رو بگم …
…
راسش این قسمت که استاد درباره ی خدا و اون جنگلو اینا میگن رو توی فایلهای دیگه خیلی شنیده بودم
ولی میدونید همیشه با ایمان بهش نگاه نکرده بودم …
.
.
بزار اینطوری بگم …
الان در مرحله ای هستم که هرچی از خدا درباره ی حل مسائل کمک میگیرم بهم میگه تو اون اقدام رو انجام بده …تا بهت بگم …
به طریق های مختلف هی بهش گفتم مگه پدر فافا نگفت ورودی مالی نباید قط بشه مگه اینطوری نباید کنم مگه اونطوری نباید بشه ….خب من الان چیکار کنم ؟
و اون میگفت نه …! تو این اقدام رو انجام بده و من از ترس نشدن …از ترس بلد نبودن …و در واقع از بی ایمانی فقط راجب اون عمل تنها کمی فکر کردمو….
آخه یه کار کاملا جدیده و من حتی الفباش رو هم نمیدونم …
تا الان و امروز که دوباره پرسیدم …
و اون بهم گفت …
عه ملیکا …
چته تو ؟ همش ازم میپرسی و من جوابتو میدم ولی اجرا نمیکنی …
خب دختر من بهت میگم برو اون درو باز کن تا جواب سوالتو بگیری و تو هنوز پشت این در وایسادی و میگی نه این در جدیده این آشنا نیست …یه راه دیگه بگو …
درسته که من همیشه چندین تا پلن و هدایت میزارم جلوت تا انتخاب کنی ولی وقتی یک هدایت بهت میدم، چشم بسته قبول کن و برو چون اون بهترینه …
من بیشتر از تو دلم می خواد به چیزی که می خوای برسی ….هم بیشتر هم زودتر هم بهتر هم با کیفیت تر …
ولی کو …
کو اون ایمانی که اینقدر دست دست نکنه ؟
.
.
و من اکنون …
اینجا …
شرمنده و خشمگین از درون خودم که بابا …خدای به این خوبی داری …چته اینقدر به جاش ترس رو توی دلت جا دادی …
و امروز …
خدای عزیزم …
ممنونم به خاطر این آگاهی…
و اینکه
چشم …
انجام میدم …
ببخشید برای تاخیر ولی چشم …
همین امروز استارتشو میزنم …
ممنونم
سپاسگزارم
عاشقتونم …
امیدوارم همیشه شاد و خوشحال و غرق در هدایت های خداوند باشید …
به نام خداوندی که انسان را آفرید و هدایتش را برخودش واجب نمود.
سلام خدمت استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز
خداوند در قرآن کریم چندین مرتبه به خورشید و ماه و نشانه هایش قسم میخورد که در هر لحظه خیر و شر را به ما الهام میکنه.
ولی ایراد کار اینه ما به نسبت آمادگی که داریم این الهامات رو دریافت میکنیم و البته به نسبت عمل کردن به آنها الهامات بعدی رو هم دریافت میکنیم .
با این فایل و البته مطالعه کامنت های مربوط به این فایل چشمه الهامات من دوباره جوشید منی که ذهن منطقی و حسابگرم و نجواهای ذهن حرافم اجازه نمیداد تا در نهایت آرامش و شادی درونی که نشات گرفته از شناخت و مسیر خداونده الهامات الهی را به راحتی از نجواهای منحرف کننده تشخیص بدم و چقد این نحواها توسط شیطان خوب جلوه داده میشوند فکر میکنی داری مسیر رو درست میری در حالی که توی در و دیوار هستی
تصمیم گرفتم سال جدید را نان استاپ روی خودم کار کنم و از این دریای آگاهی بهره کافی رو ببرم و به جایگاه شایسته ای که خود خداوند در قرآن به نام اشرف مخلوقات نام برده با اصلاح رفتارها و باورها و بزرگ شدن ظرف وجودم و تقویت احساس لیاقت و خود ارزشمندی به جایگاه واقعی ام نزدیک بشم . خوشحالم تونستم به نجواهای ذهنم توجه نکنم و بیام این کامنت رو بنویسم .
بسیار ممنون از این فضای مثبت و پر از حس عالی
این همان بهشتی است که خداوند در قرآن وعده آن را داده این پاداش خدا جویان است
گوارای وجودتان باد
عاشقتم استاد
سلام بر همه عزیزان
استاد جونم دلم برای شما و مریم عزیزم تنگ شده
بچه ها واقعا من بعضی وقتا احساس میکنم استاد دوربین گذاشته خونه ما و درون من یا هیشکی نیست تو سایت فقط منم و داره مطالب و طبق هدایت و احساسات اونروزم برای من اماده میکنه و میخواد پیامشو بمن برسونه و مطمئنم برای شما هم همینه معمولا تو اکثر کامنتا میبینم این موضوع رو
دیگه کاملا اینو پذیرفتم همین هدایت خداست که داره باهام صحبت میکنه اینقدر که خدارو هزاران بار شکر دارم روی خودم کار میکنم ورد زبونم شده این جملات ناخوداگاه
هدایت، کانون توجه ، اهرم رنج و لذت، اعراض از ناخواسته، تمرکز روی زیبایی ها، نشانه، توکل، قانون، در صلح بودن و… کلمات الهی هستن که تو جامعه خیلی نمیشنوی و قابل استفاده برای اکثریت نیست اما تو دنیای من خودم برای خودم خودم با خواهرم در طول روز خودم با خدای خودم و تکرارش برای جواب دادن گهگاهی تو عقل کل همه و همه برام تکرار میشن و تکرار دلنشینش برای من حکم زندگی داره اینقدر که همیناست که امروزم و فردا و فرداهای منو میسازه
یوقتایی هم در جمع دوستام ناخوداگاه ازین کلمات استفاده میکنم بعد اونا هاج و واج نگاه میکنن و من سریع خودمو میزنم ب اون راه :)))
امروزم قبل اینکه راجع به روزشمار با خواهرم صحبت کنم اون داشت راجع به نشانه ش حرف میزد بعد موضوع کلی ش راجه به هدایت بود و من پریدم وسط حرفش گفتم وااای باورت میشه فایل امروز استادم در همین رابطه بود؟ و دوباره کلی راجع بهش حرف زدیم
اصلا اونجایی که گفتین چه جالب منم گفتم واقعا چه جالب ایده،، الهاام، پکیج کلی ش میشه مسیر دنبال کردن هدایتهای خداوند
از وقتی تو دوره ثروت جلسه 4 گفتین وقتی اسم ایمان و میارین نمیتونم این ایمان و با ایمانی که حضرت ابراهیم و حضرت محمد داشت مقایسه کنم ایمان یعنی حرکت کردن تو دل ترسهات رفتن و قدم برداشتن به ایده ها و هدایت خداوند و منم اصلا روم نمیشه بگم ایمانم به هدایت ها بیشتر شده واقعا این ایمان من با ایمانی که حضرت ابراهیم رفت چاقو برداشت سر فرزندشو ببره و ایمان حضرت محمد برای هجرت اصلا قابل قیاس نیست اما میتونم بگم رفتن تو دل ترسهام روز به روز داره کمتر و کمتر میشه ترسه هست قدم برنداشتنه هنوز هست اما من با استقبال بیشتری سمتشون میرم حالا اصلا 1قدم دو قدم از 100 قدم اما همین اقدام به برداشتن قدم تو این مرحله طی کردن تکاملم برای من ایمان هستش و دلم میخواد هی اینو به ذهنم یادآوری کنم ذهن منطقیم که ببین ایمان یعنی ابراهیم یعنی محمد یعنی استاد عباسمنش ازشون الگو بگیر و خجالت بکش که بخوای ترس و جایگزین کنی برای این اقداماتت چون اونا هم از اول ایمانشون برای کارهای بزرگ نشون ندادن از کوچیک کوچیک شروع کردن کوچیکی که تو مراحل اول براشون بزرگ بوده البته و کم کم وقتی نتیجه دیدن توکلشون بیشتر شده ایمانشونم قوی تر شده و قدم برداشتن و رفتن تو دل ترسها خیلی خیلی براشون راحت تر شد پس توام از کوچیک کوچیکا شروع کردی حالا بیا با استفاده از نتایج همونا بزرگترشون کن ندا
خدایا شکرت از حضور استاد خدایا شکرت که مریم جان این فایل و برامون اوردن رو تا بیشتر گوش بدیم بیشتر درک کنیم و بیشتر تایید کنیم
ممنونم ازتون اساتید بینظیرم
به نام خدای هدایتگرم
به نام رب العالمین
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
—————————————————————-
آسان کنیم توی ذهنمون قدم برداشتن رو
این جمله خودش یه کتابه
چطور به ایدههای الهامی عمل کنیم؟؟
باور کنیم که این ایده ها الهامیان یعنی از یه آگاهی بالاتر میان
باور کن خداوند داره چیزهایی رو میبینه که تو نمیبینی
این ایده ها رو خدا برای این بهت الهام میکنه که کمکت کنه
پس تسلیم باش و بدون چون و چراها, بدون دخالت دادن ذهن, فقط معموریتتو انجام بده :
عمل کردن به آنچه قلبت بهت میگه, شهودت بهت میگه…
به نام خداوند بخشنده هدایتگرم
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
روز شمار زندگی من روز 141
هدایت خداوند زمانی اتفاق میوفته که من خودم تسلیم باشم در مقابل خداوند و این و باور داشته باشم که هر اتفاقی برام رخ میده به نفع منه و مقاومتی نکنم تو مسیر درست خداوند هدایتم خواهد کرد کی به هدایت خداوند متوجه میشم که این کار من نبوده بلکه هدایت الله یکتا بوده که من در این شرایط قرار دارم از خودم مثال میزنم وقتی که من به خداوند توکل کردم و درخواست هدایت کردم خداوند منو وارد دوره 12 قدم کرد در صورتی که عقل منطقی من اجازه ورود نمیداد ولی هدایت خداوند این بود که من وارد دوره بشم و چون من به هدایت خداوند ایمان و باور داشتم وارد شدم در صورتی که شرایط وارد شدن و نداشتم ولی الان وقتی به عقب برمیگردم و نگاه میکنم میبینم که چقققققدر عالی این هدایت اتفاق افتاده درست در زمانی که باید وارد میشدم هدایت شدم به دوره نتیجه رو الان وقتی که تو قدم دوازدهم هستم متوجه میشم اگه من به همین ترتیب با گوش کردن به الهامات خداوند و اینکه حرکت کردن در مسیر ادامه بدم مطمئنا من به تمام خواسته هام میرسم ابن نیست که من کاری انجام داده باشم هدایت خداوند طوری که تورو تو مسیر بدون اینکه خودت متوجه بشی به جلو میبره به شرطی که مقاومت نکنی و هر اتفاقی تو مسیر درست برات رخ میده ولو به تضادی باشه که با عقل منطقی با مسیر جور نباشه ولی چون تو تو مسیر درست داری حرکت میکنی باید این و بدونی که اون تصاد برای این وارد زندگیت شده که تورو به خواسته برسونه کی زمانی که تو در احساس خوبی قرار داری و ابن حال خوب نشون میده که مسیر تو مسیر درستیه پس با هدایت خداوند و باور به خداوند پیش برو من همیشه این و به خودم میگم که من فقط جلوی چشمام و میتونم ببینم ولی خداوند از بالا مسلط به همه چیز و راه و خیلی قشنگنتر و بهتر از من میدونه و هدایتم میکنه
رد پای امروز من
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان
عجب 4 دقیقه پر مغز و با محتوایی …
اون اوایل اصلا مبحث الهامات رو متوجه نمیشدم … از بس که توی مغز ما کرده بودن که الهام فقط مربوط به پیامبرا بوده و ما که در جایگاهش نیستیم
یادمه برای اینکه از چه موادی برای غذا استفاده کنین مثال زدین که حس درونیم میگه الان چی بخورم برات بهتره یا کدوم مسیر رو برم و … همه این ها رو خودمم بهش رسیدم و واقعا لذت بخشه
فایل های توحید عملی رو خیلی گوش دادم .. بارها و بارها و همیشه محبوب ترین فایل هام بوده .. تا کم کم حس کردم میفهمم الهام چیه
و با دوره احساس لیاقت فهمیدم که کسی میتونه الهام رو درک کنه و باور کنه که خدا باهاش حرف میزنه ، که خودش رو ارزشمند و لایق دریافت الهامات بدونه .. عجب شاه دوره ایه این «احساس لیاقت» .. همه جا رد پاش هست
سپاسگزار استاد عزیزم و خانم شایسته
سلام و درود خدمت خانواده قدرتمند عباس منش ،،
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که به وضوح و شفاف و خیلی راحت نشانه های خوشگلت و نشون من میدی و همیشه برام میفرستی ،،
خدایا شکرت برای این سایت مقدس ات که عطا فرمودی ،،
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که صدای جانم گفتنت رو میشنوم ،،
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که اول تو صدام کردی که من اجازه صدا کردنت رو دارم ،،
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که لیاقت سجده و شکر گذاری تو عطا فرمودی ،،
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که از بَدو تولد منرا اشرف مخلوقاتت و لایق بهترینهایت آفریدی شکرت شکرت شکرت خدااااجونم ،،
خداوند = عشق مطلق ،،