مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






مصاحبه با استاد 29
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
استاد عزیزم باور کنید اشک توی چشم هام جمع شد با شنیدن این فایل 3 دقیقه ای اونم چند دقیقه بعد از نوشتن تمریم ستاره قطبیم اونم وقتی که میخواستم روزم رو با آگاهی های ناب شما توی دوره دوازده قدم شروع کنم چون توی تمرین ستاره قطبیم از خداوند خواستم که :
خدا جونم دوست دارم امروز ی کم عملگراییم رو از فایل های استاد رو ببرم بالا
و چقدر خوب خداوند پاسخ من رو داد اونم با ی همچین فایلی که چطور باید عملگراییم رو ببرم بالا چون دیروز همش داشتم به این فکر میکردم که ی سری از بچه های سایت که اینقدر نتیجه های عالی گرفتن و خیلی هم کامنت نمیزارن یا اصلا کامنت نمیزارن تنها دلیل این نتایجشون عملگراییشونه و این اون چیزی هستش که من باید بیشترش کنم نه صرف گوش دادن فایل ها و کامنت گزاشتن و بقول شما حرفهای قشنگ زدن
تازه دفتر ستاره قطبیم رو گذاشته بودم کنار میخواستم برم سراغ جلسه 5 قدم هشتم اما وقتی اومدم توی سایت و دیدم نوشته مصاحبه با استاد حسم گفت اول این رو گوش بود چون من فایل قبلی رو که در مورد رسیدن آسان یا سخت به خواسته ها رو گوش دادم دیروز اما دیروز اونقدر غرق در آگاهی های جلسه چهارم قدم هشتم بودم که اصلا نمیخواستم ازش بیام بیرون .یعنی نمیتونم بگم چه حس و حالی داشتم بعد از خوندن توضیحات زیر اون فایل و خوندن چند تا از کامنت های بچه ها انگار بقول معروف روی ابرها داشتم سیر میکردم .اتفاقا بحث اون جلسه که در مورد تجسم کردن در مورد خواسته ها و عمل کردن به ایده های الهامیه خیلی هم مرتبط هست با این گفتگوی 3 دقیقه ای با ارزش که وقتی تجسم کردن جواب میده که اولا با حس خوب همراه بشه و بعدش هم به ایده هایی که الهام میشه عمل بشه در حالی که چگونگی و مسیر رسیدن رو به خداوند واگذار میکنیم نه صرف فقط تجسم کردن و توهم زدن همون کج فهمی که همه ی ما ممکنه اوایل کار دچارش بشیم
و حالا سوال اینه که :
کلید عمل کردن به ایده های الهامی ؟؟ ؟
وقتی به این سوال نگاه میکنم ی عبارت 6 کلمه ای اما 6 کلمه ای که اونقدر ارزشمند هستن که استاد تصمیم گرفتن بهش جواب بدن و وقتی استاد به ی سوالی جواب میده و براش فایل میزاره و وقت یعنی اون سواله سوال خوبیه و ارزش صحبت کردن رو داره
و جواب استاد :
بر میگرده به باورهای توحیدی و اصل هدایت
به اینکه ی نیرو و انرژی و راهنمایی توی این جهان هست که اشراف کامل داره به همه ی مسیرهای رسیدن ما به خواسته هامون و خودش رو موظف دونسته که امر هدایت ما رو بخوبی انجام بده :
ان علینا للهدی
و اینکه ما قمستی از خود این نیرو و انرژی هستیم که باز هم خودش گفته :
ونفخت من روحی
و تنها زمانی ما اون راهنمایی و هدایت رو دریافت میکنیم که بهش وصل باشیم و ازش جداش نباشیم
مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ
و گرنه اگر ساز خودمون رو بزنیم و منم منم کنیم :
وَمَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُرْشِدًا(قسمتی از آیه 17 سوره کهف )
و تنها اون رو محیط به اون راهنماییهای و هدایت ها بدونیم و چیز دیگه ای رو قاطی اون نکنیم و بدونیم که اون همه چیز رو میدونه و ما هیچی نمیدونیم چون باز خودش بارها گفته :
الله یعلم و انتم لاتعلمون
وَلَا یحیطونَ بشی ءٍ مِنْ عِلمِهِ (قسمتی از آیه 255 سوره بقره )
اگر تمام این ها رو بدونیم اونوقته که میفهمیم که هیچی نمیدونیم در مورد اینکه خداوند چطور میخواد ما رو هدایت کنه اما میدونیم که این کار رو انجام میده اگر ما در برابرش تسلیم باشیم و هی با عقل ناقص خودمون چطور چطور نکنیم و هر وقت ی چیزی رو بهمون میگه فقط بگیم چشم و انجامش بدیم و دو دوتا چهارتا نکینم
سپاسگزارم استاد
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
چقدر الهام خداوند همیشه درست است خودم چند دفعه احساس کردم الهام هست درست هم بوده به ندای قلبت گوش بدی اون الهام خداونده یعنی شک نداری ترس نداری با ایمان حرکت میکنی
راه رو خداوند بهت نشون داده
مثلا من خودم برای خرید دوره ها از خداوند کمک گرفتم بهم الهام شد دوره عزت نفس بخر الان راضی ام اگه حس ات خوبه یعنی الهامات درسته البته باید کار کنی روی خودت هر لحظه خداوند ما رو هدایت و حمایت و حفاظت میکنه باید از مسیر درست بریم باید افکار قدرتمند الهی روجایگزین افکار ضعیف کنیم
در پناه خداوند باشید
بیشتر از همه در عمل کردن به ایده ی الهامی اینه که باور داری این ایده الهامیه، صرفا چون این باور در وجودم هست، که این ایده از یک انرژی بالاتر اومده، خدایی که این چنین باورش دارم، اگر همه ی ما توی جنگل هستیم و این خدا مثل یک هلیکوپتر میمونه که بالا سرماست و خب همه چیز را میبینه و منی که توی جنگلم و فقط جنگل را دارم و میتونم ببینم، اما خدا همه چیز را میبینه، همون چیزی که استاد جان در جلسه دوم قدم اول گفتید در مورد فلسفه ی تمرین ستاره قطبی، برای هدایت شدن به اون جاده آسفالته توی دل جنگل این نگاه مسیر بهشتی سازه واقعا.
و خب اینجا سختیش برای کسایی که به غیب ایمان ندارند اینه که با پای خودشون میخوان با نقشه های ذهنی که از تجربه های گذشته میاد میخوان برن جلو و چقدر سخت ….
ولی کسایی که به غیب ایمان دارند و باور دارند که این خدا پاسخ میده هدایتگر مطلق واقعا و من همواره در زمان و مکان مناسب هستم، میدونید خب من یک خواسته دارم و خدا از هدایت میخوام میخوام و نشانه ها ممکنه جاهایی باشه روی کارهایی با شرایط الانم باشه که تعجب برانگیز باشه اما کسی که ایمان داره انجامش میده
و توجه کردید که این نوع زندگی، این نوع نگاه، نگاه و سبک شخص کسیه که داره در هر لحظه زندگی میکنه، لحظهها براش مهمه و میخواد از این لحظه لذت کافی را ببره.
خداروشکر برای این آگاهی های ناب امروز استاد جانم
سپاس گزارم از خدا برای هدایت شما درخواست شما و هدایت شما، چه ماشین زیبایی هست چقدر برازندهاتون هست 🤩 و چقدر این رابطه ی زیبای بدون وابستگی و دل بستگی شما را تحسین میکنم با مریم جان عزیز که قلم شگفت انگیزی داره و درک فوق العاده از قانون و چقدر مسئولیت پذیر و منظم و دوست داشتنی. ان شاا.. که رابطهاتون بازم زیباتر عاشقانه تر الهی تر و شادانه تر بشه و ببینیم و کیف کنیم.
و چقدر این فایل های اخیر روی سایت واقعا رایگان نیستد دوره ها هستند و بسیار ارزشمند الهی که برای سپاس گزاری در عمل از شما هم شده باشه استاد جان در قبال این همه ارزش و عشقی که میذارید پای مسیر عشق و علاقهاتون رسالت الهی و منحصر به فردتون ما هم در عمل در استفاده درست و مستمر از این قوانین و گرفتن بهترین نتایج از شما سپاس گزاری کنیم.🙏❤️
و نکتهای که هست من اول وقتی تایم این فایل را در کنار اسم مصاحبه با استاد دیدم پیش خودم گفتم حتما استاد و مریم جان میخوان بگن بچهها سوال هاشون را بپرسند ولی نه! 😁
✅ دوست دارم پایان این دیدگاه ارزشمندم را با یک مثال تمام کنم؛
خب من آدمیم که بسیار اهل ماجراجویی و سفر هستم و عاشق نوشتن و نویسندگی و سفرنامهنویسی روزهای توی خرداد ماه اولین نشانه اومد که خبر از بزرگترین مسابقه سفرنامه نویسی و خاطره نویسی ایران را در علیبابا میداد و بهم گفته شد اونم توسط دستی که من ندیدمش تا حالا ولی گفته شد که باید شرکت کنم و مهلتش تا پایان خرداد ماه هست، خب یک آتیشی تو دلم راه انداخته بود که این یک نشانه واضح از طرف خداست و باید انجامش بدم گذشت و گذشت به اواخر خرداد داشتیم نزدیک میشدیم و من داشتم فکر میکردم و فکر میکردم که از کدوم سفرم بگم گفتم از اون سفر ۴۰ روزه (دلیل انتخاب این سفر که اولین سفر من بوده اینه که از همون زمان سفر من گفتم این را کتابش میکنم که نکردم)، خب حجم این سفر و اتفاقاتی که میافته انقدر بالاستتتت که خود به خود ته ذهن من بیخیالش شده بود، تکاملی طی نکرده بودم و میومدم بنویسم نمیشد اصلا نمیشد خب اینم بگم که تو دل سربازی هستم، خلاصه انجام نمیشد تا اینکه زمان مرخصی ۱۲ روزه استحقاقیم فرا رسید درست روز ۲۹ خرداد و من رفتم مرخصی و همون شبش رفتم سفر با ۶ تا همسفر فوق العاده و منحصر به فرد اونم به شکل کوله گردی و برنامه هم پیمایشی بود و کوه نوردی (مسیر ماسوله به ماسال که ۳۲ کیلومتر تقریبا ) و شب مانی در جنگل.
خلاصه ما رفتیم و بازم توی روزهای اولیه به فکرش بودم که بنویسم ولی واقعا نمیشد …
تا اینکه از سفر برگشتم ۷ تیر ماه و همون روزها که داشتم با تمرکز تمام سفرنامه تصویری این سفر بسیار پر از درس و نکته رو توی اینستاگرامم میذاشتم در بیش از +۲۳۰ استوری، هدایت ها بازم اومد و همون نشانه مسابقه سفرنامه نویسی، اولش تعجب کردم و گفتم بابا وقتش تا اخر خرداد بوده!! یک لحظه شک کردم و دوباره به سراغ پیامی که واسم اومده بود رفتم و نگاه کردم و خوب و درست خواندمش دیدم نوشته ۳۱ تیر و نه تا پایان خرداد! بعد از اون دوباره نشانه ها اومد و رفت …
گفتم باشه انجامش میدیم!
سختم بود که بخوام سفرنامه ای که ده روز تصویریش طول کشید دوباره بشینم این بار بنویسمش، خیلی سختم بود جوری که وقتی میومدمم گوگل کیپم را باز کنم بنویسم اعصابم خورد میشد و میدونی استاد جان اره دقیقا تمرکزم میرفت هزارجا الا رو کاری که بایستنی بود، من گفتم این محمد نشانه است از طرف خدایی که باورش داری باید عمل کنی بهش، واقعا سختم بود شروع کردم و توی تمرین ستاره قطبیم نوشتن، «خدایا من نمیدونم! و میدونم که باید انجامش بدم من باید تسلیم باشم، خودت کمکم کن خودت دلم را نرم کن خودت دستمو جاری کن» و همون روزی که این را نوشتم و روزهای پایانی مهلت ارسال اثر بود، صبح وقتی از گشت با لذتم برگشتم و خوابیدم، عصر که بلند شدم یهو دستم رفت سمت گوشی و این بار واقعااا داشت کار میکرد داشتم می نوشتم میگفت و می نوشتم … خیلی لذت بخش بود خیلی .. احساسش کردم که خدا این کارو داره انجام میده و نه من!
چرا انقدر سختم بود اما؟
چون برای خودم از اواخر ۹۶ که ایران گردی را شروع کردم و سفرنامه نویسی را، حسابی سختش کرده بودم بیام بعد از سفر سفرنامه کامل با جزییات بنویسم این یکی از اون مواردی بود که استاد جان در پاسخ به سوالی که پرسیدید در فایل قبلی «مسیر رسیدن به اهداف آسونه یا سخت؟!»
و من بالاخره موفق شدممم بعد از این همه سفر که سفرنامه هاشو قول داده بودم بنویسم و ننوشتم، این یکی را بالاخره نوشتم بالاخره مقاومت را شکستم و خدای من خدای من چه درهایی برای من وا شد از وقتی که فقط یک ذره سر عقل اومدم و مقاومتم را کنار گذاشتم توی چه کاری؟! بابااا تو کاری که عاشقشم مسیر عشق و علاقمه اصلا.
خیلی خوشحالم
من اگرم توی این مسابقه که تا پایان ۱۵ مرداد داوریش و امتیاز بندی انجام میشه جز نفرات برتر نشم بازم برنده ام.
ولی دارم به خودم میگم که واقعاا چراا انقدر سختش کرده بودم چرا … میتونست نتایج امروز من در کاری که دوستش دارم چیز دیگری باشد.
باید درس بگیرم.
خدایا شکرت شکرت شکرت
عاشقتونم
ممنونم استاد جان و مریم جان برای این فایل ارزشمند که باعث شد دوباره به خودم پاداشی بدم با نوشتن در این قسمت.
ممنونم از تک تک هم پاره های عزیزم.
Love you all
سلام ب مارکو 🌱
من وقتی نظرات تون در مورد سفرهاتون هست رو میخونم،ی شوقی تو وجودم حس میکنم
انقدر خوب می نویسین ک اصلا نمیتونم تجسم نکنم
راستش رفتم و سفرنامه تون رو پیداکردم و خوندم از سایت علی بابا
خیلییی لذت بردم،بسیار عالی بود جوری ک اصلا نمیشد کسی اون رو بخونه و حس نکنه همسفرتون بوده
راستش من خیلی لذت بردم و خودم رو دیدم ک در آینده قراره سفرگرد بشم قراره چ ماجراجویی هایی بکنم
عاشق سفرم،البته هنوز قدم زیادی برنداشتم اونم طبق تکامل ام باید طی بشه
بهتون رای هم دادم،و امیدوارم ک جزو نفرات برتر باشین
بهتون تبریک میگم ک انقدر شجاعین و اون سفرها رو با تمام سختی هاش و لذت فراوان بعدش ب پایان رسوندین 👏👏
و اینکه نوشتین اون هم با کمک خدا
روز ب روز موفق تر در سفر و سفرنامه نویسی 😊😉 🌱
بسم الله النور
سلام استاد جانم سلام مریم جانم عاشقتونم من 😘😘😘
منتظر این قسمت بودم باعشق و چقدر امروز ذوق کردم دیدم قسمت 23مصاحبه اومده چون استاد از قسمت های قبلی مصاحبه شما من آنقدر یاد گرفتم آنقدر ذهنم تغییر کرد و مهمترین چیزی که من اون فایل ها یاد گرفتم قانون تکامل بود که باعث شد چرخه اتفاقاتی که به خاطر ندانستن قانون تکامل داشت برام رخ میداد کند تر بشه و به مرور قط بشه خدایا شکرت
استاد جان چقدر هر بار بعد از دوره قانون سلامتی روی ماه شما و مریم جان رو میبینم تحسینتون میکنم که چقدر قانون سلامتی رو عمیق و دقیق درک کردید و عمل کردید مثل تمام آموزش هاتون که آنقدر قشنگ در ظاهر جسمتون مشخص هست پوست شفاف و زیبای شما و مخصوصا غبغب که مشکل اصلی خود من هست اصلا برای شما ناپدید شده بدون اینکه پوست صورت و گردن شما شل بشه و یا تیره بشه و مریم جان هم پوست صورتش خیلی شفاف و زیبا شده انشالله که در مدار این دوره باشم و همراه شما باشم
اما سوال اول عاشق این هستم که همیشه به ما یاد میدید که اگر دنبال جواب هستم برم و یه سرچی کنم و لقمه آماده نخام این بار هم به من یاد دادید که اگر دنبال جواب راجب دوره قانون سلامتی هستم برم و فایل های معرفی رو با دقت بخونم چقدر این حرفتان که مخصوصا تو فایل های قرآنی به من یاد دادید که دنبال جواب باشم و اگر میخام بیشتر بدونم بیشتر به خودم تکون بدم و جواب رو پیدا کنم
سوال بعدی راجب عزت نفس بود که گفتید عزت نفس یه قرص نیست که بخوری و تا آخر عمر دیگه خوب بشی یادمه تو فایل دانلودی یه مثالی زدید که عزت نفس مثل یه دونه است که میکاری و هرروز باید مراقب باشید نور کافی و اب و کود مناسب بهش برسه و هروقت هم که جوانه زد باید مراقبت کنی و مثل یه درخت آماده نیست که تو باغچه خونه بکاری باید هرروز بهش رسیدگی کنی تا رشد کنه و این برای من خیلی کاربرد داشت و عوامل تاثیر گذار در رشد عزت نفس رو که بازم تو این فایل مرور کردید برام 1بالا بردن مهارت هام تو هر زمینه ای که میتونم بگم استاد این مورد خیلی به من تو رشد عزت نفسم کمک کرد و هربار که هر مهارتی رو سعی میکنم تقویت کنم کلی حالم بهتر میشه و عزت نفسم بهتر میشه و در مورد کارم وقتی شروع کردم مهارت م رو رسد دادن و بیشتر یاد گرفتن چقدر تو روند کارم تاثیر گذاشت مورد بعدی دیدن موفقیت ها و پیشرفت هام بود که من تو این یکی خیلی مقاومت داشتم چون عادت داشتم همیشه تو سر خودم بزنم و همیشه نکات منفی خودم رو ببینم و همیشه شکست هامو ببینم و خودمو سرزنش کنم به خاطرش و خیلی برام طول کشید که اولا بپذیرم منم موفقیت های داشتم و بعد ببینمشون و راجبشون بنویسم و حرف بزنم و البته الان خیلی کار داره چون هنوز هم نمیتونم اونجوری که باید موفقیت هامو ببینم اما میتونم بگم ازگذشته بهتر شده خدایا شکرت
مورد بعدی اینکه هرچی روابطم بهتر بشه عزت نفسم بیشتر میشه و من این رو هم دارم تو زندگیم لمس میکنم از وقتی روابطم آرومتر شد آدم های منفی و سرزنشگر از زندگیم حذف شد هم صلح بیشتری توی روابطم اومد و هم عزت نفسم بهتر شد البته که خیلی خیلی باید روش کار بشه و شما همیشه میگید مهمترین عامل موفقیت عزت نفس هست و خدارو شکر میکنم که هدایت م کرد تا خودم ببینم و پیدا کنم
سوال بعدی که راجب عضالات و ورزش هست باید بگم استاد من عاشق این دوره شدم چون دقیقا باعث رشد عضلات قدرتمند و آب شدن چربی ها مخصوصا شکم هست چون من تو تمام سالهای که رژیم گرفتم هم عضلاتم تحلیلی رفت و با اینکه وزن کم میکردم اما شکم همچنان سرجاش بود با اینکه هنوز ذهنم راجب این دوره کمی مقاومت داره اما دارم فایل های معرفی رو با دقت گوش میدم و انشالله در مدارش قرار میگرم
سوال آخر که من عاشق این نگاه توحیدی شما به مساعل و خداوند هستم و من اولین بار از زبان شما خدا رو این طور شناختم که نگاهم تغییر کنه و نگاه انسانی نداشته باشم به خدا که تو دوره دوازده قدم و کتاب فکر خدا و فایل های توحید عملی چقدر قشنگ این نوع نگاه رو توضیح دادید و باعث شد من سعی کنم نگاهم رو به خدا و اتفاقات زندگیم و خودم تغییر بدم که آقا خدا نه برای من بد میخاد نه خوب این منم که دارم با کانون توجه ام با فرکانس هام اتفاقات رو رقم میزنم این منم که دارم هرچی کاشتم برداشت میکنم و این هم از قشنگی های این خداست که قدرت خلق زندگیمو به من داده و من عاشق این خدا هستم که احساسات بشری نداره اما قانون وضع کرده که آنقدر دقیق و زیبا به باور ها و فرکانس های من پاسخ میده خدایا شکرت شکرت و عاشقتم
استاد جانم عاشقتم که بازم یه فایل پر از عشق و انرژی و آگاهی برامون آماده کردی و روی ماهتون رو میبوسم مریم جانم عاشقتم که نماینده ما شدید و سوالات رو ازاستاد میپرسید و بازم مثل همیشه فایل های پر از آگاهی رو برامون هدیه میارید روی ماهتون رو میبوسم و انشالله به زودی از نزدیک میبمنون و در آغوش میکشمتون 😘😘😘😘😘😘
سلام به استاد عزیزم و همه بچه های پرانرژی
استاد توی جلسه 7 دوره سلامتی یه نکته مهمی رو گفتین که من اولین بار بود اینطوری میشنیدم ازتون و درکش کردم
نکته تون این بود : “” هدایت همیشه یک تصمیم بوده، یک حرکت بوده، یک راهنمایی بوده که طرف باید یک تغییری توی خودش ایجاد میکرده.
هدایت اینجوریه که به شما میگه یک کاری رو انجام بدین و از اون منطقه خطر جدا بشین، دور بشین، از اونجا برید بیرون.
تمام هدایت های خداوند توی قرآن داره از یک اصول پیروی میکنه اونم اینه که : قانون رو تغییر نداده یعنی قانون آب و هوا رو تغییر نداده، قانون چسبندگی ملکولی رو تغییر نداده، قانون جاذبه زمین رو تغییر نداده (به این معنی که خداوند عملی خلاف قوانین مادی و حاکم برجهان نمیکند یک کار معجزه وار ما نداریم) ولی به طرف به یک طریقی فهمونده که از اون منطقه دور شو، اون شرایط رو تغییر بده، تو برو یک جای دیگه چون اینجا، جای مناسبی نیست، تو یک کار دیگه ایی بکن چون اینکار مناسبی نیست، تو یک روند دیگه ایی رو پیش برو چون این روند، روند مناسبی نیست. هدایت به این شکلِ که باید درکش کنین.
و دیگه انتظار بی جا از خداوند نداشته باشین که من همون ادم قبلی با همون سبک و روش و ذهنیت قبلی باشم و خدا بیاد زندگی من رو عالی کنه خب معلوم نمیشه. “””
من درکی که کردم اینه که مهم نیست توی چه سطحی از زندگی هستی، خیلی خوب و عالی از همه چی یا خیلی بد و داغون، “هدایت” کلا میاد که توی هر سطحی که هستی از اون سطح بری بالا، بهتر بشی، شاید اصلا سطح ت 100 باشه و ممکن بخواد سقوط کنه به 95، هدایت میاد که از اون 100 بری بالاتر بهتر و بهتر، شاید خیلیااا توی 10 باشناااا و هدایت بیاد که به صفر نرسن. در کل میخوام بگم “هدایت” با درکی که کردم همیشه هست و همیشه میخواد بهتر بشیم، در بهترین موقعیت قرار بگیریم، در بهترین اتفاقات و …….. مهم نیست سطح ت چیه، هرچی که هست همیشه میخواد بهترت کنه.
دقیقا مثل Map یا همون GPS میمونه (The Global Positioning System = سیستم موقعیت یاب جهانی یا جی پی اس (GPS) از 25 ماهواره تشکیل شده است و هر کدام در 5 ایستگاه زمینی قابل کنترل هستند. هر کدام از ماهوارههای جی پی اس دارای 6 مدار هستند که در فاصله 2000 متری از سطح کرهزمین قرار دارند و در روز دو بار به دور زمین گردش خواهند داشت)
یعنی چی؟؟؟
یعنی اینکه هدایت همیشه هست، ما هرلحظه در حال هدایتیم توی هر حوزه ایی از زندگی، و خب به اندازه وصل بودنمون با خودمون، وصل بودنمون با خداوند، توی احساس خوب بودن و تلاش برای پایداری احساس خوب، بیشتر هدایت هارو میشنویم و لمس میکنیم و حالا هرچقدر گوش بدیم و عمل کنیم، الهامات بیشتری رو درک و لمس و با جنس قویتری میگیریم.
در مورد GPS هم همینطور هرچقدر ما به اینترنت وصل باشیم بیشتر میتونیم از راهنمایی GPS استفاده کنیم.
حالا خیلی وقتها همه مون تجربه کردیم که به GPS گوش نمیدیم یا حواسمون نیست مسیر دیگه رو میریم و …… و در اینجا اتفاقی که میفته دوباره GPS بهمون یه مسیر جدید رو نشون میده که برگردیم به مسیر، که گمراه نشیم، که مسیر ساده تر و راحت تری رو داشته باشیم به سمت مقصد.
حالا هدایت هم همینه، وقتی ما درک کنیم هدایت ها همیشه و هر لحظه هستن و درک و دریافت بیشترشون به خودمون برمیگرده که چقدر به منبع وصل هستیم، یعنی چقدر مَحرم هستیم برای دریافت پیغام سروش(گوش نا محرم نباشد، جای پیغام سروش) و هدایت همیشه برای اینه که به مسیر بگردیم و یه نوع هشداری که میخواد اتفاقاتی بیفته که حواست نیست و میخواد تورو ببره جای بهتر، به شغل بهتر، به مکان بهتر، به ایده بهتر، به ادم بهتر، به اتفاقات بهتر و هرجایی هستی میخواد تورو به سمت بهتر ببره و اگه جایی که هستی بمونی اتفاقات ناخوب برات بوجود میاد خب عمل میکنی.
و اگر هم گوش نکنی، یا مَحرمش نباشی، یا حواست نباشه عیبی نداره، دوباره میاد، دوباره از یه روش دیگه میاد، مثل GPS مسیر جدید دیگه رو بهت معرفی میکنه، مهم اینه که ما توجه کنیم بهش، تسلیمش باشیم، هدایت همیشه هست، برای همهههههههههه.
اگر باور کنیم خداوند وعده فزونی و فراوانی میده و توی جهانی زندگی میکنیم که پایه و اساسش با فراوانیِ، دیگه نگران نیستیم که هدایت هارو من درک نکردم پس من پسرفت میکنم یا……… نه اینطوری نیست
بر اساس این فراوانی، هدایت هم فراوان، هدایت هرلحظه هست، فقط باید بیشتر خودمون رو به منبع نزدیک کنیم، بیشتر دسترسی به اینترنت داشته باشیم، هرچقدر به اینترنت بیشتر دسترسی داشته باشی، هم از لحاظ کیفیتی، هم سرعت، هم دانلود، هم مسیر، از هر لحاظ که یه اینترنت رو میشه اینترنت با کیفیت خیلی عالی با سرعت عالی تصور کرد خب همه چی برامون خیلی سریع نمایش داده میشه دیگه و ما هم سریعتر میتونیم تغییر جهت بدیم. دقیقا همینطوری باید کنترل ذهن داشته باشیم، حالمون رو خوب نگه داریم، باورهای قدرتمند بدیم و عمل کنیم، عمل و عمل، بنظرم با این تفسیر از موضوع “هدایت” دیگه نا مفهومی نمیمونه که درکش نکنیم.
مخصوصا که حالا خداوند GPS نیست، فرمانروای جهان هستیِ،
حتما در مورد تلسکوپ فضایی جیمز وب شنیدین که چیکار کرده —-> نشون داد که تعداد کهکشانهای شبیه به راه شیری در دوران اولین کیهان ده برابر چیزی بوده که تاکنون تصور میشد.
قدمت کیهان حدودا ۱۳.۸ میلیارد سال است، بنابراین تصاویری که تلسکوپ وب تهیه میکنه گوشههایی از فرآیندهایی است که باعث تشکیل ستارهها و سیارهها خیلی پیش از پیدایش ما شد.
من نمیدونم این تصاویر رو دیدیت یا نه ولی اگه ندیدین حتما ببینین که ما بینهایت کهکشان داریم
اول این اطلاعات رو بخونین بعدش بریم سراغ حرف خودم:👇👇👇👇
(خب محاسبات حال حاضر ما می گویند در حدود 2 تریلیون! اما این تریلیون با آن تریلیونی که شما می شناسید فرق دارد.
منظور ما از این 2 تریلیون تنها کهکشان های قابل دیدن است، راحت تر بگویم، ما حدس می زنیم در این هستی 2 تریلیون کهکشان قابل دیدن وجود دارد، حالا آنهایی که نمی بینیم و نمی توانیم ببینیم را فاکتور بگیرید.
(هابل در سال 2012 عکس فوق دقیقی از قسمتی از آسمان دراختیارمان گذاشت!
این عکس ها در طول 10 سال گرفته شده اند. می توانید حدس بزنید این عکس چه اندازه ای از آسمان را پوشش می داد؟ 0/132000000 از آسمان در این عکس بود!
نکته جالب این جاست که در این مساحت 100 تا 200 بیلیون کهکشان قابل دیدن وجود داشت. کهکشان هایی با شکل و اندازه های مختلف. دنیاهایی که با شنیدن تعدادشان مغزمان سوت می کشد، چه برسد به دیدن و بررسی شان.
اما تنها 4 سال بعد عکس های هابل توسط گروهی از دانشگاه ناتینگهام دوباره بررسی شد. شگفتی ها این بار حتی بیشتر از گذشته بود. در این عکس 2 تا 10 تریلیون کهشکان دیده شد! می توانید فکرش را بکنید؟
خب حالا چیزی می گویم که مغزتان را آب میکند، فضاشناسان معتقدند هنوز 90% از کهکشان ها شناسایی نشده اند! چه کسی می داند چه چیزهایی ممکن است در کنار این سیاره ها کشف شود. تلسکوپ های نسل آینده به ما خواهند گفت، به امید آن روز.)
فکر نمیکنم قابل شمارش باشن چون انسان نتونسته ولی هرچقدر رو که در کردیم و بهش رسیدیم یا حدس زدیم در کل میخوام اینو بگم که
چه چیزی داره این بینهایت رو مدیریت میکنه؟؟؟
چه نیرویی داره به طرز حیرت آوری با یک نظم فوق فوق فوق فوق خفنی با درصد خطای صفرررررررررررررررررررررر اینارو به حرکت میاره و مدیریت میکنه ؟؟؟؟
یکمی بهش فکر کنین….. یکمی بهش فکر کن مهرداد…
اون موقع دیگه GPS خنده دار میاد و فقط یه مثال بود برای درک بهتر وگرنه وقتی شمارو اینطوری باور کنین، اینطوری درک کنین، اینطوری لمسش کنین دیگه واقعا نگرانی وجود نداره، هدایت همیشه هست، تو خودت و زندگی و کسب و کارت بسپار بهش
جوری هدایتت میکنه که
جوری از بینهایت مسیرش برات همه چی رو روون و نرم و ساده و راحت میکنه
جوری در بهترین حالت قرار میگیری
که همه حیرت زده میمونن که چجوری زندگیت مثل ساعت کار میکنه با کمترین هزینه و انرژی ولی بیشترین سود
البته حرفای من به معنی بخور و بخواب نیستااا
باید کار کنی روی خودت
روی ایمانت
روی درکت
روی باورهات
روی مهارت هات و متخصص بشی
روی کنترل ذهنت
روی احساس خوبت
روی توحید
روی توانایی ها
روی استانداردهات
بقیه چیزا رو خدا جوری مدیریت میکنه که نمیتونه هیچکسی تصورش بکنه.
واقعا من خودم که فقیرم هرلحظه به درک و دریافت هدایت های خداوند
استاد ازتون خیلی خیلی خیلی ممنونم
خیلی دوستون دارم
عاشقتونم
مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.
بنام خالق هستی♥️
سلام براستادای عشققق♥️😘
سوالی که درموردپاکسازی مطرح کردین مریم جان چقدسوالت باعث شدکه من شخصیت کمالگرای خودموبشناسم باز، چون این دیدگاه که من بایدهرانچه ازگذشته درذهنم هست پاک بشه تابتونم یه رابطه ی خوب ویایه درامدخوب داشته باشم برمیگرده به کمالگرابودن ادم ودرک نکردن قانون تکامل که نمیخوای هیچ چالشی رو حل کنی، میخوای همیشه همه چی عالی باشه تابتونی احساس خوشبختی کنی ومن یه جاهایی اینجوری بودم میگفتم این چیزکاملا حل بشه بعدمن فلان تصمیم رومیتونم بگیرم درصورتی که ماتازنده ایم چالش داریم واصلا بقول شمادرمقاله ای که درموردکشف قوانین زندگی نوشتین وواقعابینطیره تمام مقاله هاتوصیه میکنم دوستان بارهاوبارهابخوننش، اینکه اصلا مابرای حل مسعله به این جهان مادی اومدیم لذتش به همینه که یه مسعله ای روحل میکنیم وبه قدرت خودمون پی میبریم وقوی ترمیشیم، بنطرمن اصلا چیزی به طورکامل پاک نمیشه چون اطلاعاتی که درذهن مابصورت پیش فرض ذخیره شده مثل اطلاعات اولیه کامپیوتره که استادهم تویه فایلی به این موضوع اشاره کردن، امامابااگاهی های جدیدی که دریافت میکنیم وباورهای تازه ای که درذهنمون ساخته میشه یه جورایی اونارومیریزیم زیراون اطلاعات وباباورهای جدیدزندگی میکنیم اماباورهای جدیدهم برای تمام عمرجواب نمیده چون مابایدتغییرکنیم مدام تارشدکنیم وبرای رفتن به مراحل بالاتربه اگاهی های جدیدی نیازداریم،باورهای پدرومادرمابرای خودشون کارسازبوده درزمان خودشون امامیبینیم که برای زندگی امروزه مااونادیگ کاربری ندارن وبه مشکل میخوریم، پس مانمیتونیم ذهنمون رویه باربرای همیشه پاکسازی کنیم همیشه بایددرحال بروزرسانی خودمون باشیم، مثل سیستم های قدیمی که یه زمانی درنوع خودشون عالی بودن اماکاربردسیستم های جدیدروندارن مغزماهم یه سیستمه که همیشه نیازبه آپدیت داره👌
ودرموردباورثروتمندشدن ماروبه خدانزدیک میکنه قبلا این روتوفایل دوازده قدم گفته بودین من فکرمیکردم درکش کردم تماامروزکه نکته برداری کردم دیدم چقدرمقاومت داره ذهنم درمورداین باورممنونم استادکه درفایل های رایگان هم سخاوت بخرج میدین ونکته های طلایی روبیان میکنین👌♥️
ممنونم مریم عزیزکه این سوالات رومطرح کردین این فایل جلسه یه دوره بودکه واقعاطلایی بودتمام نکاتی که استادبهش اشاره کردن👌♥️♥️خداروشکربرای وجودنازنینتون وممنون ازدوستان عزیزی که این سوالات روپرسیدن🙏
درپناه الله مهربان شادوسربلندباشید🙏♥️🌹
به نام خداوند مهرربان
سلامت خدمت استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و همه ی دوستان عزیزم
خدا رو شکر میکنم که این سری فایل ها داره روی سایت قرار میگیره و میتونیم استفاده بینهایت زیاد و فوق العاده ای داشته باشیم ازش .
درمورد صحبت هاتون که بخش زیادش درمورد دوره قانون سلامتی هست هر چقدر گفته بشه بازم کمه ، این دوره و نتایجی که دارم میگیرم چنان عزت نفسی داره تو وجودم میسازه که نمیدونم با چه معیاری اندازه ش بگیرم ، اما درمورد نتایج این دوره تو فایل معرفی پنجم مفصل صحبت کردم و نتیجه ش عالی بود
استاد درمورد صحبت های آخرتون درمورد خیر و شر بودن ، زمانی که صحبت کردید من احساس کردم که باید بیام و بنویسم
استاد توی جلسه چهارم قدم پنجم از دوازده قدم یه مفهومی رو باز کردید که انقلابی تو طرز فکر من ایجاد کرد ، اگر بگم که تاثیر گذار ترین جلسه برای من همون جلسه بوده اغراق نکردم ! این مفهوم رو شما اونجا باز کردید که وقتی داری روی خودت کار میکنی هر اتفاقی که برات میفته خیره و حتی اگه ظاهر قضیه بد باشه به نفع شماست .
تاثیرگذار ترین اتفاق اینچنینی که برای من افتاد دو دوران سربازی بود که من این مفهوم رو با پوست و گوشت و استخوان تجربه ش کردم ، وقتی به این شیوه فکر میکنم اصلا اشکم درمیاد از این که چجور ممکنه اصلا ؟
روزی که من رفتم اردبیل برای تقسیم سربازی که مشخص بشه کدوم شهر میفتیم که من فقط میخواستم بیام شهر خودم بخاطر اینکه میخواستم کنار خانوادم باشم ( پدرم عمل کرده بود و نیاز به مراقبت داشت ) و اینکه میخواستم از زمانی که دارم استفاده کنم برای اینکه روی خودم کار کنم و دوست نداشتم زمانم الکی تو پادگان هدر شه و بره .
بعد چند روز کلاس که نوبت تقسیم کردن رسید از 8 نفر از بچه هایی که برای شهر خلخال بودن 6 تقسیم شدن و اومدن و من موندم و یه بنده خدایی که دقیقا گفتند هر کس که مونده شنبه تقسیم میشه و دیگه سهمیه شهرستان تموم شده و بقیه بین فرودگاه و پادگان اردبیل و تیپ تقسیم میشن که میگفتن کسایی که کامپیوتر بلدن میرم تیپ که سخت ترین جا بود ! من حالم خیلی گرفته شد و رفتم بیمارستان پیش پدرم (یکی دو ساعت بعد قرار بود عمل تعویض مفصل زانو انجام بده ) و چند دقیقه که موندیم و با پدر و برادرم که صحبت کردم خیلی حسم بد شد ، پدرم رو بردن بخش و دیگه ما رو اجازه ندادن اونجا بمونیم و من انقدر حالم بد شد که زدم بیرون و به معنای واقعی اشکم دراومد ، اما اون لحظه فقط اون مفهوم جلسه چهارم قدم پنجم بود که توی ذهنم داشت رد میشد ، با هر بار که توی ذهنم این مفهوم مرور میشد آرامش پیدا کردم و احساسم بهتر میشد تا جاییکه دیگه آروم شدم . گفتم خدایا من توی این مدت داشتم و دارم روی خودم کار میکنم، روی باورهام دارم کار میکنم پس اگه هر کجا که قراره تقسیم بشم حتی اگه شهر خودم نباشه پس ناراحتی نداره و یه خیریتی درش هست که من الان ازش اطلاع ندارم ، من همون روز اعزامم به خدا گفتم که من توی دوران سربازیم انقدر نتیجه میگیرم که همیشه هر کی ازم پرسید طلایی ترین دوران زندگیت کی بود بگم سربازی ، دوره ای که من زندگیم یه جهش بینظیر داشت . به ما که تقسیم نشده بودیم یه روز مرخصی دادن که جمعه بود و گفتن شنبه صبح 7 اینجا باشین که شما هم تقسیم بشید . من دیگه اونروز حتی اردبیل هم نموندم و عصر با ماشین خطی برگشتم شهرمون و کارامو انجام دادم و وسایلمو جمع کردم ، دیگه واقعا خیلی آروم شده بودم . تا یه روز بعدش که انگار همه بسیج شده بودن برای اینکه من بیفتم شهر خودم ، من حتی از یه نفر هم نخواستم که منو بسپره و بخواد برام پارتی بازی کنه که بیفتم شهر خودم ، حتی یه نامه گرفته بودم که بخاطر مسائل خانوادگی و مدارک پزشکی پدرم اگه ارائه میدادم ممکن بود بیفتم شهر خودم اما ندادم چون گفتم این یجور عدم باور کردن توانایی های خداست و من انجامش نمیدم و اون مدارک همونجوری موند تو کیف من ! یعنی یکی از عجیب ترین اتفاقات زندگیم رو من تو اون دو روز تجربه کردم و اینکه خدا چجوری اگه بخواد دستانش رو برات میفرسته تا کارها انجام بشه حتی اگه چیزی از کسی نخوای . من روز شنبه صبح زود رفتم و از خانوادم هم خداحافظی کردم و احساس خنثی رو به خوب بود ، چون میدونستم که بهترین اتفاق ممکن برام میفته ، روز شنبه موقع تقسیم من تنها کسی بودم از بین پنجاه شصت سرباز باقیمونده که قرار بود تو خود اردبیل تقسیم شن ، نامه رو زدن به شهر خودم و من اومدم شهر خودم ، این اتفاق چنان ایمانی بهم داد که هر چقدر بگم کم گفتم ، خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم
وقتی برگشتم شهر خودم و خودم رو معرفی کردم بعد یک روز حتی زودتر از کسایی که قبل من تقسیم شده بودن و برگشته بودن نامه ی من روز زدن به جایی که همه میگفتن سخت ترین قسمته و بدبخت شدی ، دیگه اصلا صبح و شب اونجا بعنوان راننده با فلان فرمانده سخت گیر عصبی داغون باید سر کنی ! یعنی هر کی میپرسید ازم کجا رفتی میگفتم فلان جا ، میگفت بدبخت شدی ، داستان هم از این قرار بود که من قبلا با یکی به مشکل برخورده بودم سر یه معامله ای و اون خواسته بود زیر آب منو بزنه که من برم یه جای سخت که اذیت شم . خلاصه که من رفتم اونجا و خودم رو معرفی کردم و دیدم بله ، اینجا تنها جا تو شهر خودمونه که وقت اداری نیست و شیفت و صبح و شبه و فرمانده ش رو از قبل میشناختم که خیلی آدم عصبی بود ، همون روز به خودم گفتم ، دیدی چجوری از اردبیل اومدی خلخال ، فقط خدا میخواست بهت درمورد کنترل ذهن بگه ، اینکه توانایی های خداوند رو باور کنی ، اینکه ایمان داشته باشی به خداوند و دیدی که چجوری وقتی تو داری روی خودت کار میکنی بهترین اتفاقات برات میفته ؟ ایمان پیدا کرده بودم و گفتم اینکه اومدم اینجا یه دلیلی داره و یه خیریتی درش هست چون من دارم روی باور هام کار میکنم . استاد چی بگم اخه ؟ من مدت 8 ماهه که دارم اونجا خدمت میکنم ، روزی بالای ده ساعت رانندگی میکنم که یه توانایی بینظیریه ، من اونجا کتاب و دفترامو میبرم و روی خودم کار میکنم ، گوشی میبرم و ویس هاتونو میذارم و موقع رانندگی یا بیکاری زمانی که کسی پیشم نیست گوش میدم فایل هاتونو . تو این 8 ماه من چنان حالی تو اینجا کردم که همه متعجبن . من همیشه میگم از اینکه اومدم اینجا خیلی راضی ام ، درسته اگه وقت اداری بشم خیلی بیشتر به نفعمه ولی از اینکه اینجا هستم راضی هستم و ناراحتی ندارم . من با همون فرمانده عجیب و غریب عصبی داغون مثل برادرم ، یعنی اصلا حس نمیکنم که مافوق منه ، حس میکنم برادر منه انقدر که هوای منو نگه میداره و این هم عجیبه چون با سرباز دیگه اینطور نیست ! رفتهن من به اینجا باعث شد من 6 ماه از خدمتم کم بشه که اگه نمیرفتم اونجا اصلا امکان همچین اتفاقی وجود نداشت ، هدف من برای اونموقع این بود که روی روابطم کار کنم و عزت نفس بره بالا و من درست اومدم جایی که شاید روزی سی چهل نفر رو میدیدم و باهاشون صحبت میکردم و شاید تو این مدت من دویست سیصد تا دوست پیدا کردم . و تازه بعد اینهمه اتفاقات خوب که هر موقع خواستم بهم مرخصی دادن ، هر روز اومدم ساعت ها خونه پیش خانوادم بودم و تمرکزم روی هدفم گذاشتم و بقول خانم شایسته دیدم که از هر طرف سوده و سوده سود ، تازه الان هم دارن منو جا به جا میکنن به جایی که از این به بعد وقت اداری میشم و خدا میدونه چه بینهایت خیریتی توی این اتفاق وجود خواهد داشت :)
توی همین دوران سربازی که از نظر بقیه محدودیته من بهترین تجربیات رو داشتم ، بیشتر از کل زندگیم به خواسته هام رسیدم ، تو فایل معرفی قانون سلامتی قسمت 5 گفتم که لپتاپ سفارش دادم و الان دارم با همون لپتاپ مینویسم و خدا رو بینهایت شکر میکنم بابت این موضوع .
من روزای اول عید برای خودم دو تا دریم بورد ساختم یکی تمرکزی برای هدف سلامتیم و اهدافی که میخواستم برسم ، اللته بصورت ویدئویی که هر روز تو گوشی نگاه کنم و یکی هم برای خواسته هایی که برای امسال دارم و خیلی خیلی جالبه تو 19 روز من دو تا از اون خواسته ها وارد زندگیم شده و خیلی باورم نسبت به توجه کردن و به دریم بورد بالا تر رفت چون یکی از جاهایی که من اصلا نمیتونستم انجامش بدم همین دریم بورد بود
دوست داشتم این دو تا اتفاق بینظیر رو براتون تعریف کنم و بگم که وقتی روی خودت کار میکنی فقط میتونه اتفاقاتی بیفته که به نفع توئه حتی اگه به ظاهر اتفاق بدی باشه و ازتون ممنونم بخاطر اون چهارم قدم پنجم که باز هم میگم اگه بگم تاثیرگذار ترین جلسه برای من بوده اغراق نکردم !
عاشقتونم ، عاشقتونم که انقدر مفاهیم رو خوب باز میکنید
سلام علیرضای عزیز
کامنتتونو خوندم وکلی لذت بردم.
واقعا بهت تبریک میگم و تحسینت میکنم بخاطر ایمانی که در عمل نشون دادی و گفتی که مدارک داشتی اما استفاده نکردی بخاطر اینکه داشتی رو باورهات کارمیکردی و قدرت رو دادی به خدا نه به عوامل بیرونی، که کمتر کسی میتونه تو این شرایط ذهنشو کنترل کنه و شما از پسش براومدی و خب نتایج هم مشخصه. ازاینکه خدمتت توی شهر خودت افتاد و گفتین که میخواستی روی عزت نفست کار کنی و دقیقا شرایط همونطور که میخواستی برات اتفاق افتاد، آفرین و دمت گرم🌹
برات بهترین ها رو آرزومندم و همونطور که گفتی بهترین دوران زندگیت میشه دوران خدمتت و میای انشالله از نتایجت برای ما میگی و ما لذت میبریم💖
سلام آرزو جان
ممنونم که برام نوشتی
آره من خیلی این جریان تقسیم شدن سربازیمو مرور میکنم ، همیشه توی ذهنم مرورش میکنم ، قانون رو تایید میکنم باهاش ، به جرات میگم توحیدی ترین عملی بود که تابه امروز انجام دادم و طعم شیرینش رو الان میچشم .
این درس بزرگه برام که همیشه باید به یاد بیارم
باز هم سپاسگزارم که برام نوشتی آرزوی عزیز،برات از خداوند بهترین ها رو میخوام 🌹
سلام دوست خوبم علیرضای عزیز
امیدوارم همیشه موفق و سلامت و ثروتمند باشی
امیدوارم که پدر نازنینت حالش عالی باشه
پسر دمت گرم به این تمرکز و کنترل ذهن واقعا تحسینت میکنم دوست خوبم برادر گلم با کامنت اشک ریختم و نمیدونی چقدر ایمانم به خدای خودم بیشتر شده ازت ممنونم برادر
الان میفهمم که استاد وقتی که میگه من صبح که از خواب پا میشم قبل از هرکاری میام توی سایت و کامنت های بچه ها رو میخونم چه کسی داره و چه اتفاقات خوبی رو میخونه و چه حال خوبی بهش دست میده
الان من هم تا چشمام باز شد فقط اومدم توی سایت و شروع کردم به خوندن کامنت ها که جالبه اولین کامنت هم کامنت شما بود
خداروشکر میکنم بابت شما و همه ی دوستان خوبم توی این سایت
امیدوارم که همیشه موفق و پایدار باشی برادر من
سلام جواد جان
امیدوارم حالت عالی باشه
ممنون بابت انرژی مثبتی که با کامنت زیبات بهم دادی .
واقعا همه چیز کنترل ذهنه و اگر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم تو شرایط سخت خداوند پاداش های بزرگی میده و نتایجی که امروز دارم رو دلیل همون کنترل ذهن هایی میدونم که تو موقعیت های سخت برام اتفاق افتاد و تو گذشته هر چی بدبختی و مشکل داشتم وقتی فکر میکنم دلیلی جز عدم توانایی کنترل ذهن نمیبینم .
نیازه که همیشه روی این تواناییمون سرمایه گذاری کنیم و همیشه تقویت کنم .
بازم ممنونم که برام نوشتی برادر عزیز
در پناه خداوند باشی
سلام این فایل نشانه روزانهام بود مخصوصاً جمله که گفتی هر اتفاقی بدی برات بیفته حتماً خیر و امروز یکی از اون اتفاق های به ظاهر بد برام افتاد درست روزه تولدم و خدا میدونه چقدر خوشحالم و میدونم و ایمان دارم که این یک مرحله است برای پیشرفته من همانطور که استاد در کشف قوانین زندگی گفتن باید ذهنمون رو کنترل کنیم تا به مدارهای بالاتر برسیم و جهان همیشه کمکمان میکند که اگر ما شرک داریم و جرات انجام کار رو نداریم جهان خودش دست به کار شده و کارها رو انجام می دهد فقط کافیه ما توی حال خوب و با ذهن در دست کنترل باشیم و به هیچ عنوان و با هر دلیلی باهر منطقی و به هر بهانه ای احساسمون رو بد نکنیم امیدوارم روزی برسد که در خدمت نبود بکشی نبوووووود . ممنونم ازت
به نام خدای معجزه ها
خدایی که هر چه دارم از لطف بی نهایت اوست
سلام عزیزان دل استادهای نمونه و خالقان عشق واقعی
استاد جانم بسیار سپاس گذارم از وجود شما از وجود مریم زیبا و از وجود این سایت مقدس
خدایا هزاران بار شکرت
استاد عزیزم جا داره من سپاس گذار باشم و به قولم عمل کنم و رد پا بزارم
اصلا نمیدونم چرا من خیلی خیلی وقت پیش نیومدم از نتایجم بگم
واقعا چرا؟
استاد من همیشه فکر میکردم دوره عزت نفس شما انقلاب به پا میکنه اما اینجا با این فایل و صحبت های قشنگ شما متوجه شدم ترکیب دوره عزت نفس و دوره عشق و مودت بوده که این همه انقلاب در وجود من رخ داده.
در اکثر کامنتهای قبلیم گفتم که چقدر شخصیت پوچ و بی محتوایی داشتم اما فقط با ترکیب این دو دوره مقدس من شدم ی انسان واقعی
وقتی که قبول کردم در هر شرایطی باید خود واقعیم باشم و در مسیر رشد و بهتر شدن تلاش کنم دیدم چقدر اطرافیان جذب من میشن.
همین چند روز پیش دختر خالم میگفت چه چیزی باعث میشه همیشه اینقدر صادق باشی؟
دوباره خودش برگشت گفت چون اعتماد به نفس و عزت نفس داری و اینا باعث میشن صادق باشی در تمامی شرایط
دوباره ازم پرسید چه چیزی باعث شد اینقدر عزت نفس داشته باشی؟
تو دلم گفتم خدا میدونه چه دردهایی و تضادهایی سر راه من قرار گرفت تا من بشم این شخصیت
ببین
من چقدر رشد کردم چه شخصیتی از خودم ساختم که ی شخص سومی به راحتی به زبون میاره عزت نفس منو
حتی تو جشن نامزدیم میگفتن تو برو بشین چرا همش وسط کار میکنی یا همش داری میرقصی انگار نه انگار عروسی
مث مهمونا رفتار میکنی
تو دلم گفتم این شخصیت واقعی من هست اون دختر افاده ای و مغرور چند ساله از بین رفته.
همش نکات دوره روابط رو برای خودم مرور میکنم و میگم اگه من دوست دارم دیگران این رفتارهارو با من داشته باشه پس اول من خودم باید اجرا کنم
من باید اجرا کنم و انرژی قشنگ این رفتار رو به جهان هستی تزریق کنم تا جهان بازتاب این رفتار ها و به زندگی من از طریق افراد برگردونه.
وقتی نامزدم هر کاری بهم میسپاره با جان و دل براش انجام میدم و میگم این شخص خود منه پس من برای خودم هر کاری انجام میدم و نتیجش میشه وقتی بهش زنگ زدم گفتم تا من برسم خونه لطفا فلان مانتو من اتو کن بریم خونه بابات در صورتی که من فکر میکردم فقط ی درخواست کردم ولی به محضی که رسیدم خونه دیدم داره لباسمو اتو میکنه خدا میدونه چه ذوقی کردم و چقدر سپاس گذاری کردم گفتم خدایا این ی نعمت فوق العادست تو بهم دادی که تا الان حتی خواهرم برای من حتی ی روسری هم اتو نکرده بود.
هر کجای زندگیم میزنم جاده خاکی و نجواها غلبه میکنن میگم من همون دختری بودم که خودمو از مرز منجلاب نجات دادم این شخصیت رو ساختم
این عشق رو ساختم
این شغل و درآمد رو ساختم
این همه توحید و توکل رو ساختم
من مسیر ساختن رو خوب بلدم و خدا هم مسیر هدایت کردن رو خوب بلده
پس جای هیچ نگرانی نیست توکل کن و قدم بردار
این روزها هم در اقوام خودم هم در اقوام نامزدم تماما حرف زرنگی و خوبی من گفته میشه و دایی نامزدم فقط عکس منو دیده و گفته چقدر به دل میشینه و چقدر خانم با کمالاتی هست.
یعنی ی عکس این همه مفهوم میتونه داشته باشه؟؟
ی نفر نشسته بود از زیبایی ظاهری و توانایی و استعداد من حرف میزد و میگفت اینا باعث شدن پیشرفت کنی و منم فقط سرمو تکون میدادم اما علت اصلی پیشرفت من دقیقا همین سایت همین فایل ها همین دوره ها بودن همین جملات طلایی استاد که میگه برای از بین بردن غرور همش میگفتم چشم
دقیقا مشتری با من تماس میگرفت کلی از روش کار من یا از جنس های من ایراد میگرفت و به قولا تو سر جنس میزد اما من با نهایت اعتماد به نفس میگفتم هر چی شما میگین درسته ولی من چنین جنسی دارم اگه خریدار هستین من در خدمتم
در صورتی که اگه ساناز چند سال قبل بودم قطعا میبستم به فحش و چند روزه گریه میکردم و اعصابم داغون میشد
اما من با دوره ناب و طلایی عزت نفس و عشق و مودت فهمیدم من به خودی خود بی نهایت با ارزشم بدون اینکه زیبایی داشته باشم و حتی بدون اینکه اصلا باب میل کسی باشم من به خودی خود خدای ارزش و لیاقت هستم و در راستای خواسته هام قدم برمیدارم و خدا و جهانش موظف هست به قدم های من پاسخ بده وقتی خدا با این همه خلقتش موظف به پاسخ دادن به من هست دیگه بنده هاش کی هستن که من بخوام ازشون برنجم یا ازشون انتظاراتی داشته باشم.
خدایا هزاران بار شکرت بابت این همه آگاهی ناب
استاد نازنینم و مریم قشنگم من انگشتای شمارو میبوسم که چراغ راه زندگی من شدین الهی دورتون بگردم من
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
سلام ساناز عزیز
امیدوارم همیشه و هر دم از زندگیت لذت ببری و خدا فوق تصورت رو بهت بده.
ما یکی از خدا میخواهیم خدا 70 تا میده
چون فضل و بخشش خدا خیلی زیاده.
حضرت سلیمان اسم یا صفت وهاب خدا رو صدا زد و ایمان داشت ،همه عالم و آدم براش کار کردن و ثروت ساختن.
خیلی خوشحالم که کسی از نتایجش میگه،حقیقت اینه اگه تو این مسیر هستیم باید با نتایجمون صحبت کنیم و کسانی که نتیجه رو میکنن حرفهاشون بیشتر به دل میشینه.
خیلی خوشحالم که از لحاظ ارتباطی،مالی،عزت نفسی ،لیاقتی به نتیجه رسیدی و درخواست باز شدن مسیرهای جدید و پیشرفتهای جدید همراه با لذت بردن برات دارم.
خدا نگهدارت باشه
سلام ساناز جونم ، من چندین بار برات نوشتم و باز مینویسم و هزاران بار تو دلم تورو تحسین میکنم و تو برام الگوی باور پذیری هستی
وقتی مینویسی ، نه برای خودت حتی برای یکنفر باشه که با عشق کامنتهاتو میخونه منم .
منی که اسمتو علامت زدم تا هروقت کامنت میزاری بخونم .
واقعا دوست دارم با اینکه هیچوقت ندیدمت و از وقتی تو این سایت و کنار دوستام هستم ، خیلی خوشحالم که شماهارو دارم که هروقت دلم میگیره یا پنچر میکنم یا بیراهه میرم برمیگردم .
و استاد عزیزم عاشقتم ، بی نهایت عاشقتم که این سایتو خونه ما کردی و چقدر زندگی ها نجات دادی و با همه اینها بسیار فروتن و متواضع هستی .
ساناز جان امیدوارم همیشه کنار نامزدت خوشحال باشی و هروز زندگیت با کیفیت تر باشه و بیای و برای ما بنویسی و برامون انگیزه بشی .
منم یکسال و چند ماهه با استادم و از فایل رایگان و بعد عزت نفس شروع کردم اما نتایج بزرگی نگرفتم ولی تغییر شخصیتمو دارم حس میکنم ، نمیگم خوب شدم ولی بهتر از قبل شدم .
اما وقتی میام تو این خونه حتی وقتایی که ذهنم مقاومت میکنه و دلش میخواد به روتین قبلش برگرده ، روتینی که وقتی حالش بد میشه یه آهنگ غمگین بزاره و بره تو اینستا بچرخه و ….
میجنگم ی وقتایی اون میبره یه وقتایی من ، اما ناامید نمیشم
از خدا میخوام هممون تو مسیر بمونیم تا همیشه ، لذت بردن از کوچکترین چیزها اساس زندگیمون بشه و خندیدن جزئی از زندگیمون
زندگی راحت بگیریم و مثل یه بازی ببینیمش
یه بازی که گاهی مرحله سخت داره و باید تلاش کنی و برنده شدن بعدش میچسبه ، همین چالشها باید مثل یه بازی دید .
امیدوارم سمیرام یه روز بیاد و از نتایج بزرگش اینجا بنویسه و حتی شده یکدونه چراغ تو دل یکنفر روشن کنه .
خیلی دوست دارم و با عشق کامنتهاتو میخونم و گاهی برات مینویسم
خدایا سپاسگزارم….
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته محترم
اول از همه تبریک میگم این تناسب اندام بی نظیر شما رو استاد که واقعا برازنده شماست
و باز هم فایلی گذاشتید پر از نکته و درس و آموزش استاد هر چند که بارها این حرفها و صحبتها رو از شما شنیدم اما هر بار که میشنوم و شما میگید دوباره میشه صدها نکته و درس از اون در آورد و من وقتی هر کدوم از فایلهای رو گوش میدم دوست دارم از هر فایل یک نکته رو برای خودم برجسته تر کنم و شاه بیت این فایل برای من اونجایی بود که شما به عدد سن خود هیچ توجه ای ندارید و می فرمائید نمیدونم ۴۰ یا ۴۱ سالمه و از کلامتون معلومه که هیچ توجهی به تعداد سالهای گذران عمر ندارید و به معنای واقعی کلمه سن برای شما واقعا یک عدده و این به نظر من یعنی شما دارید در لحظهءحال زندگی میکنید و این یعنی رهایی، این یعنی حس زیبای لذت بردن از لحظه حالا یک سری از ما تا روز و حتی ساعتی که به دنیا اومدیم رو هم محاسبه میکنیم و از قلم نمی اندازیم و خود رو اسیر زمان میکنیم و این درس زیبای دیگری بود که من از این فایل شما آموختم و سپاسگزار خدایی هستم که نازنینی چون شما رو در سر راه من قرار داد……
سلام و درود و عرض احترام و ادب خدمت استاد عزیزم و خانواده صمیمی عباسمنشیم
خیلی وقته کامنت ننوشته بودم ولی ب قول خانم شایسته اگه فک کردین ک دورادور کامنت نمیخونم و فایل نمیبینم و تو سایت هرروز نمیچرخم باید بگم سخت در اشتباهین 😁
خدارو شکر میکنم بخاطر نعمت حیاتی که همچنان در پیکرمان جاریست
استاد میخواستم تجربه ی این روزهای خودم رو در خصوص اینکه برداشتن قدم های کوچک اما متوالی چقدر ب افزایش اعتماد بنفس و خودباوری آدم کمک میکنه بگم
من این روزا دنبال یه شغل بهترم
روزی دهها CV میفرستم برای جاهای مختلف و افراد مختلف و تا الان چند تا اینترویو هم رفتم و دقیقا دو تا از اونها شغل رویایی من بوده که اولیش ب دلایلی منتفی شد و الان دارم مدارک لازم رو برای دومین مورد کاری فراهم میکنم ک واقعا یه شغل رویایی هست و کاری ک دوسش دارم با تمام وجودم
الان هم جوری شده که از صب که از خواب بیدار میشم تا شب که میخوام بخوابم پای لپ تاپم و دنبال موقعیت های شغلی جدید تو سایت های مختلف
همیشه اون حرفای شما در خصوص تاکید بر اینکه هرجور شده باید ورودی مالی داشته باشیم و وابسته مالی ب همسر نباشیم میاد تو ذهنم هرروز
البته اینم بگم که همسر من خدارو شکر ب قدری لارج و دست دلبازن و خدارو شکر از لحاظ مالی از سطح خوبی برخوردارن که اگه من هیچ کاری هم نکنم چرخ زندگیمون میچرخه خدارو شکر ولی اگر ما هیچ کاری نکنیم و فقط بنشینیم تو خونه این باعث میشه ب گسترش جهان کمکی نشه و کاری ک جهان میکنه اینه که تضاد های ریز و درشت و بیخودی میاره سر راه مون تا بواسطه ی حل اون تضاد ها ما حرکت کنیم
ولی اگر زرنگ باشیم قبل ازینکه تضاد ها بیان خودمون حرکت میکنیم اپدیت میکنیم خودمون رو و توانایی ها مون رو ارتقا میدیم و فقط در اینصورت هست ک جهان از ما حمایت میکنه
ب قول خودتون استاد چیزی که معمار از صرفا عدد بانکی هست اون احساس شور و اشتیاق هست برای رسیدن به خواسته ها و اون احساس زندگی و متحرک بودن
خلاصه اینکه خدارو سپاسگذارم بخاطر این فایل های ارزشمند و کامنت های ارزشمندی که دوستان مینویسند و ب آدم انگیزه نوشتن و حرکت کردن میدن واقعا
در مورد کیفیت رابطه عاشقانه م هم یه توضیحی بدم که خدارو صد هزار مرتبه شکر بدون اغراق میگم ماههاست یه فرشته وارد زندگیم شده که هرروز بیشتر عاشق شخصیت دوست داشتنی و چهره زیبا و خلاصه درک بالای ایشون و زیبایی رابطه مون میشم
بخدا قسم روزی نیست که خدا رو بخاطر وجود ایشون تو زندگیم شکر نکنم از همون لحظه اول صبح که چشمامو باز میکنم و ایشون رو میبینم کنار خودم ب خدا میگم خدایا دمت گرم راضیم ازت
با تمام وجودم از ته دلم برای همه مجردهای سایت از خدای خودم میخوام عشق زندگیشون و رابطه رویایی شون رو بزودی جذب کنن
خلاصه نگم براتون استاد که یه مادرشوهر مهربون و دوست داشتنی و خانواده ایشون همگی یکی از یکی مهربون تر
همین چند روز رفته بودیم مسافرت ب شهر ایشون واقع در کشور سوعد که همه فک و فامیل همسرم رو اونجا از نزدیک دیدم و مهمون شون بودیم و واقعا لذت بردم از استقبال گرمی که ازم ب عنوان عضو جدید فامیل شون داشتن
واقعا اینا همه نعمتن اینا ثروتن
ثروت فقط اعداد و ارقام بانکی نیست بخدا
اینم بگم که در مورد خانواده خودم ک ماهها بود خواسته م این بود ک مادر و برادر عزیزم که سه چهار ساعت با ما فاصله داشتن مهاجرت کنن ب همین شهری ک من و همسرم ساکن هستیم که دقیقا جنوبی ترین شهر نروژ هست در مرز دانمارک با یه آب و هوای بهشتی و فوق العاده ، یه شهر توریستی و زنده خلاصه اینکه ب راحت ترین و خفن ترین شکل ممکن برا خانواده م هم خونه پیدا شد و با کمک همسر عزیزم اسباب کشی وسایل مادرم اینا رو انجام دادیم و الان مادرم اینا خونشون از خونه خودم ده پونزده دقیقه فاصله داره و هذا من فضل ربی
در مورد جذب تولد امسالم هم بگم که تولدم که هجده روز پیش یعنی دهم جولای بود هدیه رویاهامو جذب کردم از همسرم که اونم حلقه طلا با نگین الماس بود که تو سفری که ب دانمارک داشتیم با دوستان خوب مون خریدیم ش و بعدشم که دوستان عزیزمون با کیک و شمع و بادکنک سورپرایزم کردن تو یه ویلای خفن تو یکی از زیباترین شهرهای دانمارک 😍
خلاصه اینها از نتایج ریز و درشت این چند ماهم بود ک الهی شکر همچنان ادامه داره 🙏
توجه به داشته ها = راه رسیدن به خواسته ها
هلنای همیشه عباسمنشی از نروژ ❤️
۲۸.۰۷.۲۲۲
هلنا خیلی دوست دارم خیلی زیاد
داشتم دوباره دیدگاه های قبلیت رو میخوندم
گفتم و بیام و این حس خوبی که دارم رو بهت منتقل کنم
اخه میدونم که الان حال توام عالیه
واقعا فوق العاده ای هلنا
خیلی شخصیتت رو دوستدارم
خیلی حس خوبی بهم میدی مخصوصا اینکه میبینم همچنان در سایت فعالیت داری و همچنان از خلق زندگیت به دست خودت برامون مینویسی خوشحال تر میشم عزیززم
برات روزای بهتر تر پر از شادی با عشق بیشتر میخوام
همیشه شاد و موفق و ثروتمند تر باشی عزییییزدل
سلام هلنای عزیزم
وای چقدررررر دلم برای کانتتای سراسر عشق وشور تو تنگ شده بود
خدایا شکرت که دوباره کامنتتو میخونم
وای چقدددددررررر لذت بردم از رابطه رویایی که داری ، بدون اغراق وقتی داشتی توصیف میکردی از همسر عزیزت و رابطه ای که داری باهاشون ، تمام صورتم لبخند رصایتی نشسته بود به پهنای صورت و عمیقا خداوند رو شکر کردم .
سوئد و نروژ و دانمارک ، دقیقا سه تا کشوری که بعد از آنریکای دوست داشتنی ، عاشقشم 😍😍😍
از صمیم قلبم بهت تبریک میگم بابت تک تک نتایجی که گرفتی و خوشحالم بابت تک تک نتایجی که از الان به بعد میگیری و البته مطمئنم با این هماهنگی ای که تو داری یه شغل مناسب و عالی نصیب تو میشه .
همواره در پناه الله مهربانی ها باشی ❤
سلام هلنای عزیز و دوست داشتنی
از خواندن مطالب و جذبهای عالی که داشتی خیلی خیلی لذت بردم مخصوصا متن اولی که نوشته بودی من واقعا از شما انگیزه گرفتم اولش مهاجرت و خلاص شدن از تمام ترسها و شغل خوب و پیدا کردن همسر رویاهات که نوشته بودی اونم از ماها بیشتر عباسمنشی تر هست واقعا لذت بردم جذبهای عالی شما انگیزه را در من بیشتر وبیشتر کرد ومن نیز بعد از سالها درکارم پیشرفت کردم و مکاتبات بازرگانی انجام میدم و بعداز سالها که شروع به کارکردم اولین کارم مبلغ 45 میلیون تومان حقوق گرفتم و خدا را خیلی خیلی سپاسگزارم.خیلی ازتون ممنونم بعداز مدتها دوباره کامنت نوشتید ومن از خواندن آن نهایت لذت و سپاسگزاری را دارم.امیدوارم همیشه و همیشه اینطور سربلند باشید و هرلحظه هدفهای عالی را جذب کنید.با اینکه ندیدمتون ولی خیلی دوستون دارم .فقط این بدونید یک کامنت شما خیلی وخیلی به انسانهای دیگه کمک میکنه وانگیزه میده .منتظر کامنتهای پراز شادی و موفقیت شما هستم.
خیلی ممنون از هلنای عزیز
کامنت هاتون همیشه انرژی خوبی داره وقتی میخونم
چقد از دعاتون واسه مجرد ها لذت بردم😅
و چقدر کلام اخرتون که گفتین
توجه به داشته ها= راه رسیدن به خواسته چقدر این مورد رو فراموش میکنم من
خیلی ممنون که بهم یاد آوری کردین
انشاله شغل رویایی تونو پیدا کنین
و شاد باشین
و خوش بخت در کنار همسر عزیزتون