مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 22

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا نظام الدینی گفته:
    مدت عضویت: 2669 روز

    سلام استاد جان

    ان‌شاء‌الله صد و بیست سال زنده باشی، و همینطور بازار داغ خدا رو داغ‌تر کنی.

    دمتون گرم. نفستون حق.

    راستش اینکه دارم می‌نویسم هم یه الهامه.

    یک آن یه حس غربت و عجیب همهٔ وجودم رو گرفت. حس کردم تو این دنیا نه تنهایی ظاهری خس تنهایی روحی بهم دست داد. با اینکه بسیار با تنهایی راحتم ولی یک آن غربت هم به تنهایی اضافه شد.

    یک کشش شدید من رو وادار کرد بیام سراغ سایت. مثل بچه‌ای که سراغ آغوش مادرش می‌ره. سایت رو که باز کردم با خودم گفتم اینجا چقدر بوی خونهٔ خدا رو می‌ده.

    استاد خوش‌ارتعاش من

    باورتون نمی‌شه من فقط صفحهٔ اول سایت رو باز کردم تمام غربتم تموم شد🙃. گفتم آخیشش من اینجا چقدر آشنا دارم. چقدر دوستشون دارم این آدمایی رو که اصلا ندیدمشون😍.

    بعد یه حسی گفت همین‌ها رو بنویس برای استاد. گفتم بروووو حوصله داری.

    رفتم کامنت بچه‌ها رو خوندم دوصفحه که جلو رفتم همون صدا با تحکم بهم گفت مگه بهت نمی‌گم به استاد بگو سایتش بوی خونهٔ خدا می‌ده؟!

    خلاصه دعوام کرد، با کتک آوردم کامنت بنویسم😂😂😂

    تازه اینم گفت (الهی هزار سال زنده باشین) گفت این آدم چشمم رو ببنده و به ابدیتش بپیونده، فقط به اندازهٔ چشم بستن و چشم باز کردنی مستقیم می‌ره بهشت🙏❤️

    روز و روزگارتون خوش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  2. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1542 روز

    امروز داشتم کتاب رویاها رو‌ میخوندم و به این مباحث فکر میکردم و نکاتی رو یادداشت میکردم. بعد به همین مثال استاد فکر میکردم که خداوند از بالا میبینه، بازم اومدم این فایل رو دیدم. یهو به یادم اومد چندسال پیش که توی نیروی دریایی بودم، یه اصطلاحی داشتن بنام «ناوبری کور » که هر چند سال یکبار باید زیر نظر تیم ارزیاب تمرین میشد و پرسنل باید از پسش برمیومدن، و اگه پاس نمی‌کردن قطعاً به دردسر بزرگی می‌افتادند. شبیه سازی هدایت ناوجنگی در هوای مه آلود بود.

    تو این تمرین تمام پنجره های عرشه فرماندهی و ناوبری رو با یه پوشش مخصوص میپوشندن، و یک کانال پر ترافیک رو انتخاب میکردن که پر از قایق و لنج و شناورهای مختلف بود، و مسیر مستقیم هم نبود، یه جزیره کوچیک توی مسیر داشت و سایر مواردی که ممکن بود شناور باهاش برخورد کنه. چند نفر دیدبان میذاشتن سمت چپ و راست و جلو با دوربین و تجهیزات ارتباطی. هر چیزی رو میدیدن سریعا باید سمت و مسافت رو به اطلاع عرشه ناوبری می‌رساندن تا با موفقیت از کانال عبور کنند. تمام طول مدت سرعت ناوچه رو یه حد ایده آل نگه میداشتن، و هر لحظه تکیه میکردن به اطلاعات ورودی و قدم به قدم.

    چقدر این اصطلاح و تمرین ناوبری کور رو شبیه دونستم به این مثال استاد عباس منش. دید از بالا و ما هیچ جا رو نمی‌بینیم.

    ذهن انسان توانایی تحلیل منطقی شرایط و پیش بینی چند متر و چند دقیقه پیش رو داره ، و این توانایی باعث نوعی خودآگاهی کاذب میشه، ذهن میگه من همه چیزو میدونم خودم میرم جلو . این در حالیه که شهود و الهام قلبی حتی همون یه مقدار رو هم نمی‌بینه. مثل راه رفتن توی وسط صحرا و تاریکی شب. تنها ابزار دست شهود اینه که «ایمان به هدایت الهی» داشته باشه. یه نوع اطاعت و اعتماد بی چون و چرا… اکی، ماموریت من ناوبری کور با هدایت الهی . ذهن تو میتونی به شکل منطقی چند ثانیه و چند متر رو پیش بینی کنی ولی باید ساکت باشی. آرام باش و نجوا رو ساکت کن. اینجا وقت ناوبری کور هست، شهود میگه این سمتی برو که اکثر مواقع منطقی هم نیست. ولی میگه برو. و منم میگم «بله, دریافت شد»

    الان «ایمان به هدایت الهی در عمل» اینجا باعث «شجاعت در برداشتن قدم اول میشه».

    ⚠️⚠️⚠️برای یادآوری به خودم «آقا الهام قلبی و شهود رو نمیشود با منطق تحلیل کرد، منطقی نیست، پس آرام باش و به خداوند ایمان داشته باش، چون شهود فقط در آرامش جواب میدهد و تمااااااااام+ ان علینا للهدی ، هدایت بر عهده ماست⚠️⚠️⚠️

    چند روزه یه ایده ای بهم الهام شده، برای برقرار کردن یک ورودی مالی، با هیچ منطقی سازگاری نداره، چون من تا حالا انجامش ندادم و فقط توی فیلمهای آموزشی دیدمش و از طرفی خیلی‌ها قبل از من این کارو انجام دادن، منطق ذهنی من میگه انجامش نده. ولی به قلبم الهام شده و من قدم اول رو برداشتم. بدون هیچ تصویر واضحی از آینده. بهم گفته شده،منم گفتم چشم و قدم اول رو برداشتم‌. امروز میخوام برم برای قدم دوم و سوم. و هنوز هم هیچ ایده ای براش ندارم. ولی میخوام بازم بگم چشم. مشتاقانه منتظرم بیام نتیجه قدم برداشتن با ناوبری کور رو بهتون گزارش بدم.

    راستی یه نکته در مورد ناوبری کور؛ توی‌ چهل و پنجاه سال اخیر همه تمرینات ناوبری کور نیروی دریایی موفقیت آمیز بوده و هیچوقت منجر به حادثه نشده.

    استاد منو ببخشید خیلی دارم کامنت میذارم. مطمئنم شما هم اگه روزی که شروع کردین همچین سایتی در اختیار داشتین از شوق و هیجان سر از پا نمی شناختین برای به اشتراک گذاشتن احساسات و افکار تون. خیلی ممنونم استاد عباس منش عزیز.

    خدا رو شکر میکنم که قوانین رو به سیدحسین عباس منش آموخت که اونقدر سخاوتمند بود که اسرار رو برای خودش نگه نداره و اونو به دیگران هم یاد بده. خدا رو شکر.خدا رو شکر .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  3. -
    محسن حق شناس گفته:
    مدت عضویت: 1799 روز

    با سلام خدمت حسین آقا و خانواده محترم

    خدایا شکرت از این همه پیام های خوب که از طرف بندگان خودت به ما می دهی ممنون .

    این نکته هست که ما کاپیتان کشتی زندگی خودمون هستیم ولی خوب اقیانوس زندگی، خیلی وسیع هستش و خیلی فراتر از این هستش که با چشم خودمون بتوانیم ببینیم بنابراین ما یک نقشه راه می خواهیم تا مسیر رو راحت تر و بهتر طی کنیم کجا طوفان هستش کجا در مسیر مخالف باد نباشیم و… مثال جنگل هم رو که گفتند خیلی لذت بردم فقط خواستم بگم انتخاب اینکه پولدار باشی یا فقیر، مهندس باشی یا هنرمند با خودت هستش، ولی اگر به قول حسین آقا

    ایمان داشته باشی که خدای که این جنگل و دریا و کائنات رو خلق کرده و او بالا راحت می تواند هدایت کند ما را. از این کمک و لطف استفاده کن و سپاس گذار باش دمت گرم که اینقدر راحت صحبت می کنی و منظورت رو به بقیه می رسانی تشکر از شما. ان شاء الله به زودی اتفاقات خوبی برای همه، هر روز و هر روز رقم بخورد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    آرزو دختر خدا گفته:
    مدت عضویت: 2152 روز

    سلام بر استاد و پیام آور زمانه

    سلام بر بانو مریم جان شایسته

    حال دلتون عالی و روزتون سر شار از اتفاقات بی نظیر

    استاد منم ی تجربه بسیار عالی همین چند روز پیش داشتم که به پاس لطف شما که این آگاهی ها رو به اشتراک میگذارید منم تجربه ام رو به اشتراک میگذارم تا چراغ راه همگی مون باشه

    استاد میدونید دیگه من تغییر شغل داشتم البته به لطف آموزش هایی که در ۱۲ قدم و ثروت دیده بودم تونستم از نقطه امنم خارج بشم و شجاعت به خرج بدم مهاجرت شغلی از مکانی به مکان دیگر داشته باشم

    من قبلا در شرکت ملی گاز Spgc کار میکردم . و از شما شنیده بودم که وقتی همه چیز اکی شده بود و چیزی برای یادگیری شما وجود ندارد شما تغییر جا و مکان می دهید

    منم حس کردم برایم آنجا دیگر جای پیشرفت ندارد

    با اینکه همه چیز عالی بود

    تازه همه چم و خم کار را فرا گرفته بودم

    در یک نگاه کل فرایند کار را برنامه ریزی و به بالاترین حد کیفیت انجام میدادم

    همه از من راضی و هر جا بود سخن از حرفه آیی بودنم زده می‌شد

    دفتر کار بسیار عالی و قشنگ …

    خلاصه موقعیت کاری جدیدی برایم مهیا شد که حقوقم دو برابر و البته جا برای پیشرفتم باز و خیلی کارها را میتوانستم یاد بگیرم

    استاد همون روزها یکی درونم فریاد میزد که باید بری و تغییر کنی

    اون صدا رو به وضوح میشنیدم

    اما ترس ها ، و نجواها و نقطه امن و …. کار خودشون رو میکردن و من در انتها با توکل بر خدا انتخاب و منتقل شدم به شرکت پتروشیمی

    بعد که رفتم خبرها و حرف‌هایی شنیدم که اگر شرکت گاز مونده بودم از لحاظ شخصیتی در معرض خطر و اذیت شدن قرار میکزفتم

    که بعدش فقط خدا رو شکر میکردم که چطوری منو از مهلکه به در بردی …

    واقعا به چشم دیدم که وقتی توکلت بر خدا باشع هیچ کس هیچ آسیبی نمیتونه بهت بزنه

    گاهی عده ایی از روی نادانی و یا هر چیزی حرف‌هایی میزنن که احتمال داره با ابروی کسی بازی بشع

    اما استاد من از بچگی ابروم رو دادم دست خدا

    گفتم این مال من نیست

    حتی اگر منم اشتباه کنم تو باید محافظت کنی

    با همه وجودم اینو سپردم به خدا

    و نمیدونید چطوری خودش اینو به عهده گرفته و وقتی که ناخواسته من در اتهام قرار گرفته بودم بدون اینکه من اون حرفا رو بشنوم منو فرستاد پتروشیمی و چون من از اون حرفا خبر نداشتم خیلی با اعتماد بنفس مصاحبه دادم و در عرض دوساعت استخدام من انجام شد و یک سمت بسیار عالی هم بهم دادن که هم از لحاظ حقوقی و هم پرستیژی برام خوب بود

    بعد که من اومدم پتروشیمی و مستقر شدم اون حرفا به گوشم رسید و خدا بهم کفت اون الهامی که به قلبت شده بود برای جابجایی کارت داستانش این بود

    و اینکه حتی خدا نذاشت من اون روزها اون حرفا رو بشنوم که قطعا روز مصاحبه اینقدر با اعتماد بنفس مصاحبه نمیدادم

    اما چون کار قبلیم تو دستم بود اصلا برام مهم نبود که قبول کنن یا نه ؟ و همین اعتماد بنفسم نظر مدیر عامل رو جلب کرد و براحتی و آسونی استخدام شدم

    استاد خوب طبیعیه که محل کار جدیدم برام تازه است ، فرایندهاشو نمی‌دونم

    غریبه هستند

    چیزی ستاپ نبست

    خسته میشم

    گاهی بهم میزیزم

    نجوا میاد که برگزد ، اخه محل کار قبلیم گفتن تا ۳ ماه صبر می‌کنیم بهر دلیلی نشد برگزد

    مسایلی برام پیش اومده که بهم میگه برگرد اما ی صدایی درونم هست کع میگه نهههه!!!!!

    باید همین جا بمونی

    یاد بگیری

    اگر اینجایی ، یعنی اینجا برات بهتره و من همه تلاشم رو میکنم که با اولین در گوشی به عقب برنگردم

    همه اینها به لطف آموزش های شماست

    من نیاز دارم که بتونم در محیط جدید خودمو پیدا کنم

    همینطوری که در کار قبلی آرام آرام بر کارم مسلط شدم اینجا هم مسلط شم و این اعتماد بنفس منو میسازه

    برای اینکه به محیط جدید برم و نترسم

    استاد برای منی که کمالگرا هستم و در کار قبلی فوق العاده عمل میکردم ، در محیط کار جدید راندمان کاریم پایبن تر اومده ، و از این موضوع کلافه میشم ، افت انرژی میگیرم اما با آموزش های شما و بالاخص مصادف شدن با مصاحبه آزاده عزیز دارم کنترل ذهن میکنم و بخودم میگم تو کار قبلی هم سوتی داشتی ، بلد نبودی ، به مرور یاد گرفتی و با یادآوری اون روزها به خودم کمک میکنم که به عقب برنگردم ، به جای امنم برنگردم

    خلاصه جونم براتون بگه که ی ایده اومد که ی کاری رو که مربوط به واحد من نمیشد رو داوطلبانه قبول کنم و انجام بدم

    نجواها میومد که این ازت خیلی انرژی میگیره

    برات آورده مالی نداره

    منم به زور به خودم میقبولاندم کع درسته تو این شرکت برات آورده مالی نداره ، اما همین کار باعث میشع تو اعتماد بنفس بگیری

    با خیلی از شغل ها آشنا شی

    تولید محتوا رو یاد بگیری و …

    (استاد این کار تدوین شرح شغل پست های سازمانی شرکت بود )

    با این گفتگوهای ذهنی سعی میکردم ذهنم رو ساکت کنم و اون کارو انجام بدم و ‌شروع کردم

    تا اینکه مدیر عامل ما سر فرایند کاریم باهام ی چلنج داشت و منم باید از کاری که انجام دادم دفاع میکردم

    استاد من فکر میکردم اون کاریو که بهم ربط نداره ( تدوین شرح شغل ها ) برای آینده و پولسازی بهم الهام شده کع بعدها ثمره آش رو میکیرم

    تا اینکه اونروزی که با مدیر عامل چلنج داشتیم همون تولید محتوا و شرح شغل هایی که روش کار میکردم به دادم رسید و من از اونا استفاده کردم و جواب قانع کننده آیی به مدیر عامل دادم کع خودشون لذت بردن و به من گفتن برای کارانه آخر ماه ، دو برج به من پاداش میدن

    و چقدر رییس منابع انسانی ازم تشکر که رو سفیدمون کرذی …

    بعد که فکر کردم گفتم : آی آرزو داستان این‌بودا

    اون کاری که به دلت الهام‌شده بود بخاطر موقعیت کاریت بودا ،

    استاد بهرحال من تو اون شرکت تازه وارد هستم و هر چقدر بتونم بهتر عمل کنم بالطبع نگرششون به من بهتره و به اعتبار کاریم کمک میکنه

    خلاصه خدا میخواست اعتبار کاریم زیر سوال نره

    من اگر اون شرح شغل هایی رو که به واحد من مربوط نمیشد رو انجام نداده بودم قطعا جواب درستی برای مدیرعامل شرکت نداشتم

    همون شرح شغل ها به داد من رسید که با کمک اونا از کار خودم دفاع کردم و …

    بله استاد با تک تک وجودم به حرفاتون ایمان دارم و قدم در راه حرکت کردن گذاشتم

    و بهتون میگم یکی از شاگردهاتون به اندازه تکاملی که طی کرذه داره اقدام میکنه و امیدوارم لبخند زیبا و رضایت بر دلتون بنشینه

    دوستون دارم بی نهایت

    شما استاد و پیام آور زمانه منید

    ❤️❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      سیامک آقایی گفته:
      مدت عضویت: 1593 روز

      با سلام و احترام خدمت شما

      بنده از سال ۱۳۷۸ در فاز ۲و۳ عسلویه مشغول بکار شدم و تا الان ۲۳ سال هست که در صنعت نفت و گاز در بخش های بالا دستی و پایین دستی مشغول به کار هستم و البته الان دیگه عسلویه نیستم.فقط خواستم صمیمانه و از ته قلبم شما رو ستایش کنم چون دقیقا میدونم کار کردن در چنین محیط های جفرافیایی و نوع کار و خطرات مرتبط و مسایل روحی اون حتی برای ما آقایون چقدر سخت و دشوار هست چه برسه به خانوم ها و همچنین نوع فرآیند های گاز و پتروشیمی چقدر متفاوت هستند پس فقط میتونم بهتون بابت این ایمان عملی و درک قوانین و مقابله با ترسهاتون تبریک عرض کنم و مطمئن باشید شما هم بنوبه خودتون با این عمل الگویی خواهید شد برای دیگر خانم ها که در زندگیشون تغییرات عالی رو رقم بزنند.

      براتون موفقیت روزافزون در زندگی رو آرزومندم و باعث افتخار ما در این جمع هستید

      با احترام

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        آرزو دختر خدا گفته:
        مدت عضویت: 2152 روز

        سلام و درود اقا سیامک عزیز

        روزگارتون خوش و سپاسگزارم برای توجه‌تون به کامنت من🙏🏼

        بله منطقه عسلویه برای خانم‌ها ی مقدار سخته اما باور کنید وقتی یاد خدا تو سینه ات باشه اصلا متوجه نمیشی که داری کجا زندگی میکنی

        اوست و دگر هیچ ….

        براتون آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی زو دارم …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1749 روز

    به نام خداوندی که هرلحظه درحال هدایت ماست

    سلام بردوستان عزیزم

    خداوندهمیشه به هرطریقی بانشانه هاش باماصحبت میکنه تواینوچندروزاخیرخداوندبااشکال مختلف بامن حرف زدومیزنه چه برای کارچه برای ارتباطات وموارددیگه

    ازخداعاشقانه میخوام که بهترالهامات ونشانه هاش رامتوجه شوم وفرق بین صحبت های شیطان که منطق وذهن است روباالهامات خداوندکه قلب انسان هست کاملابفهمم وخداوندهرلحظه درکنارماست وباماصحبت میکنه به شرط این که باورش کنیم

    عاشقتم خداجونننننمممممم

    🌹❤❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2184 روز

    به نام خدای زیبا ،مهربون ودوست داشتنی. سلام به ناب ترین استاد دنیا ،مریم عزیزم ودوستان هم فرکانسی ام .استاد عزیزم اولین باری که این باور رو از شما شنیدم تو فایل الهام وشهود الهی بود .همون موقع اون قدر این باور به دلم نشست که بیشتر مواقع اون رو با خودم تکرار می کنم وچه معجزاتی که با باورداشتن به اینکه خداوند سوار برهلیکوپتر داره از بالا من رو میبینه وهدایتم می کنه وارد زندگیم شده ،روزهای اول آشناییم با شما وقتی این باور رو در وجودم نهادینه کردم خدای مهربون به زیبایی جواب گره های بسته ی زندگیم رو داد ویادمه اون روزها فقط اشک شوق می ریختم دقیقا مثل دیوونه ها بودم وهر لحظه عشق الهی در وجودم سوزان تر میشد . دقیقا قبل از گذاشتن این فایل ،داشتم به یکی از دوستان هم فرکانسی می گفتم این باور که استاد در رابطه با خداوند گفته کولاک میکنه ودرکمال تعجب دیدم خدای من شما دقیقا تو این فایل همین رو گفتید .وقتی این هم زمانی فرکانس های ارسالیم وبیان شیوای آگاهی های مرتبط با فرکانس هام رو از طریق شما دریافت می کنم فقط اشک شوق می ریزم وبه خودم می بالم که تو این مسیر ناب الهی هستم .خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر .عاشقانه دوستتون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    ایوب عبدی گفته:
    مدت عضویت: 1985 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    مرسی بخاطر این فایل

    چقدر عالی بحث الهامات رو توضیح دادین (انگار که ما توی یه جنگلیم و فقط چند متر جلو مونو میبینیم،خبر نداریم پشت درختا چیه و قراره چه اتفاقی بیفته و خدا اون بالا با یه هلیکوپتر داره اوضاع رو مدیریت می‌کنه و همه چیزو میبینه و بهمون میگه که چیکار کنیم از کجا بریم.مثل مامور مخفی ها که یه میکروفون تو گوششون دارن و بهشون میگن چیکار کنن و از کجا برن 😀)فقط ما باید حرفی که فرمانده مون میگه رو گوش کنیم و کاری که اون میگه بکنیم نباید بزاریم که حواسمون پرت بشه و از ماموریت مون غافل بشیم.

    یه تجربه از خودم بگم چند وقت پیش دربدر دنبال یه چیزی بودم هر جایی که به ذهنم رسید رو رفتم (جاهایی که منطقی بود برام)ولی پیدا نکردم هرجا که رفتم چیزی دستگیرم نشد برا همین دیگه بیخیال شدم تسلیم شدم و از خدا خواستم خودش هدایتم کنه.بعد چند روز نمیدونم چرا ولی پیش یه عزیزی بحثشو پیش کشیدم و اونم آدرس یه جایی رو بهم داد (جایی که منطقی نبود اونجا وسیله مورد نظرمو پیدا کنم) راستش آخرین جایی هم نبود که به ذهنم برسه صد سال دیگه هم اونجا نمیرفتم ولی همون روز یه جایی اون نزدیکی ها کار داشتم و گفتم که بهتره یه سری بزنم بببنم چی میشه و وقتی رفتم یه جوری بود انگار منتظر من بودن😀خیلی عالی بود خدا از قبل کارها رو انجام داده بود فقط کافی بود به حرفش گوش بدم و حرکت کنم خدایا شکرت.

    بنظرم بخاطر این اینجوری برام جواب داد و انقدر سوپرایز شدم و خوشحالم کرد این اتفاق چون زیاد طول نکشید و همون روز عمل کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    عادله خسروی گفته:
    مدت عضویت: 1915 روز

    به نام خالق یکتا

    سلام‌به استاد عزیزم و مریم جان

    استاد من فایل ثروت ۱ رو حدود یک ساله که برادرم خریده و ایشون لطف کردن و به من هم دادن که گوش کنم

    روزهای اول با ذوق و شوق گوش میدادم بدون اینکه عمل کنم به حرفهایی ک شما میزدین و توهم اینو داشتم که اره من رو ذهنم کار کنم همه چی اوکی میشه(بدون اینکه حرکتی داشته باشم)…و منی ک هیچی حرکتی نداشتم برای رسیدن به خواسته هام کم‌کم ناامید شدم و هیچ کدوم از فایلای شمارو نگاه نمیکردم …و تو این مدت مدام ب خودم میگفتم اخه چرا به خواسته هام‌نمیرسم چرا بقیه دارن نتیجه میبینن من نه…استاد حدود ی هفته س که دوباره استارت زدم و شروع کردم ولی اینبار با

    کنترل ذهن

    عمل کردن به حرفهای شما

    توکل کردن به خدا

    اعتماد داشتن به خدا

    نگاهم فقط ب خدا

    هدایت خواستن از خدا

    و و و و

    باور کنید تو این یک ماه کلی نتیجه های عالی دارم میبینم خدا رو بینهایت سپاسگزارم برای اینکه دوباره هدایت شدم به سمت مسیر درست و خداروشکر که عملگرا شدم و حواسم به ذهنم و رفتارم هست…

    ممنون از شما استاد عزیز که تک تک جملاتتون برای همون لحظه من میاد و هدایت میشم …

    میدونم که سری بعد که میام از رسیدن به خواسته هام اهدافم و روابطم مینویسم که استاد من عالی شدم و به هدف بزرگ زندگیم رسیدم…

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    نرگس در مسیر توحید گفته:
    مدت عضویت: 1884 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    سلام خدمت دوستان عزیزم

    کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی و جدی گرفتن شون که بتونیم مثل استاد عمل کنیم؟

    استاد چقدر قشنگ مثال جنگل رو زدین

    دقیقا مثل همین مثال رو توی کتابهای رویاها هم زدید

    میخوام دیدگاه خودم رو در مورد این موضوع بنویسم

    عمل کردن به ایده ها حالا هرچی باشه

    شجاعت میخواد

    شهامت میخواد

    ایمان داشتن میخواد

    قدم برداشتن میخواد

    توکل کردن میخواد

    خیلی از افراد هستن که همیشه ایده دارن ولی هیچ وقت بهش عمل نمیکنن و خیلی زود هم یادشون میره چرا؟

    چون خودشون رو لایق اونکار نمیدونن

    خدا لایق تونسته اون فرد رو بخاطر همین اون ایده رو انداخته تو سرش

    ولی اون طرف خودش خودش رو کم ارزش میدونه که نمیتونه قدم برداره

    منم بودم اینجوری ولی نسبت به بقیه خیلی کم یعنی وقتی ایده ای میاد به ذهنم سریع بلندمیشم انجامش میدم

    بارها شده نصف شب بوده یه چیزی بهم گفته شده و من بلند شدم وانجامش دادم و مامانم میومد میگفت این موقع شب دیوانه شدی بذار فردا انجامش بده و من گفتم نه الان انرژی این کار اومده و باید انجامش بدم

    برای ایده های الهامی میخوام از خودم مثال بزنم

    پارسال من به خودم گفته بودم که کار حضوری رو کلا میزارم کنار و میرم سمت آنلاین

    خیلی تلاش کردم چندین تا فایل آماده کردم و گروه زدم و……

    خیلی کارا انجام دادم ولی اصلا انگار هنوز آماده ی این کار نشدم

    خیلی مسیرها رو امتحان کردم و کلا چند ما ورودی مالیم بسته شده بود و حتی هزار تومان ورودی نداشتم

    خلاصه خیلی تلاش کردم که آنلاین جواب بگیرم ولی نشد

    گفتم اوکی دنیا که به آخر نرسیده بلاخره خدا یه ایده ای بهم میده و دقیقا خداوند ایده درست رو فرستاد برام

    گفت تو هنوز تکاملت رو توی کار حضوری طی نکردی و میخوای یکباره جواب بگیره

    گفت اگر واقعا میخوای موفق بشی شروع کن ولی متوقف نشو

    گفتم چشم

    شروع کردم و نشونه ها هم میومد از همه طرف و مخصوصا از فایلهای استاد

    همون موقعها توی یه فایلی استاد گفت هر کاری میکنی بکن ولی نذار ورودی مالیت متوقف بشه گفتم بیا اینم یه نشونه ی دیگه

    من شروع کردم و به لطف خدای مهربان هر روز افراد بیشتری میاد سمتم و ورودی مالیم هم باز شده

    از خدا خواستم فقط افراد مناسب رو به سمتم هدایت کنه

    دو روز پیش دو نفر بهم زنگ زدن گفتن میخواستیم بچهام رو بفرستیم پیشتون ولی الان دستمون خالیه و میدونیم که شما هم قسطی کار نمیکنید گفتم بله خودتون که قانون کارم رو میدونید گفتن باشه پس از شنبه که پول دستمون اومد میفرستیم گفتم اوکی و همون لحظه به خودم گفتم هرچی خیر باشه همون میشه

    یعنی من به این عادت کردم که در هرچیزی خیر میبینم چه اتفاق بظاهر بدی باشه چه خوب باشه میگم هرچی قراره بشه به نفع من تموم میشه و توکل میکنم به خدا و وقتی نتیجه ی کار میاد دقیقا همونی میشه که میخواستم و این آیه همیشه یادم میاد تنها با یاد خدا دلها آرامش میابد

    خدایا شکرت

    سپاسگزارم استاد عزیزم که همیشه با گفته های شما من گذشته ام رو شخم میزنم و نتایج عالی از دلشون میاد بیرون که هر بار بهم انگیزه و اعتماد بنفس بیشتر میده برای کارهایی که میخوام انجام بدم

    یه مثال دیگه ای که خیلی واضح هست در زندگی در بهشت دیدیم

    فقط برای درست کردن چیکن شا استاد چقدر ایده ها رو اجرا کرد و چندین و چند تا لونه مرغ ساخت تا رسید به چیزی که الان هست

    اگر استاد قدم اول رو برنمیداشت الان نه انقدر مرغ و خروس بود و نه دور درختای جنگل فنس گرفته شده بود

    پس مهم برداشتن قدم اوله نه اینکه ایده ها رو انبار کنیم توی ذهنمون که خاک بخورن

    یا مثال نرده های جلوی خونه

    یا مثال عوض کردن درها و جاگزینشون با درهای تمام شیشه

    یا یه مثال واضح دیگه برای راه اندازی کارگاه

    استاد چندین چیز رو امتحان کردین برای کارگاه نجاری ولی هی ایده ها رو عملی کردن تا رسیدن به این کارگاهی که الان هست و جواب گوی همه چیزه

    فقط سریال زندگی در بهشت رو اگر با دقت ببینیم کلی از سوالاتی که دوستان میپرسن و خودمون تو ذهنمون داریم رو پاسخ میده

    خدایا شکرت

    بهترین بهترینها رو براتون آرزو میکنم

    ان شاءالله که همیشه در پناه خدای مهربان شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت

    عاشقتونم بینهایت

    🌹♥🌹♥🌹♥🌹♥🌹♥🌹♥🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 153 رای:
    • -
      آسمان گفته:
      مدت عضویت: 1837 روز

      به نام خدای بی همتا

      سلام دوست خوبم

      افرین به همتت افرین به قدرت و جسارتت

      من بینهایت شما رو تحسین میکنم و خیلی خوشحال میشم که هر روز از قدمها و حرکتهایی که کردی مینویسید

      خواستم ازت تشکر کنم به خاطر جمله ی زیبایی که در کامتت خوندم ، اینکه «خداوند من رو لایق دونسته که این ایده رو به من الهام کرده». بینظیر و عالی بود

      با ارزوی بهترینها برای شما دوست عزیزم

      در پناه خدای مهربانم باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      بهاره صرام گفته:
      مدت عضویت: 1505 روز

      به نام عاشق ترین خدا

      وای چقدر خوب از زبان استاد نوشتین که هرکاری میکنی بکن ولی نذار ورودی مالیت متوقف بشه 👌

      دقیقا کاریه که بعد از تغییر دادن شغلم دارم روش کار میکنم کار جدیدمو انجام میدم و برای درآمد و کار قبلیم هم به خدای بزرگم توکل کردم و میدونم قطعا مثل همیشه بهم کمک میکنه و همینجورم هست داره کمک میکنه خداروشکر صفر نشدم و نخواهم شد ، روز به روز با حس خوب دارم ادامه میدم

      فقط از رحمت من نا امید نشین ، زود باشد که انقدر به شما روزی میدهیم تا راضی شوید 😍

      خدایا شکرت قشنگ ترین خدا

      ممنون از شما در مسیر توحید که قشنگ نوشتی واسمون که از نوشتت کلی یاد آوری قشنگ بگیریم دوباره 🙏😌

      در پناه الله مهربون باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    ارش خلج گفته:
    مدت عضویت: 1630 روز

    با سلام و درود

    بسیار خدا را شاکرم که این لحظات را شاهدم و بسیار ممنونم از استاد و بانو شایسته بابت اینکه وصل هستند و تلاش دارند که ما نیز وصل شویم.

    همیشه سوالم این است که چطور متوجه راه درست از ناصحیح شویم و الهام را از زمزمه های غلط تشخیص دهیم بسیار جای کار دارد و هر کس باید روش خود را پیدا کند و زمزمه‌های خودش را تشخیص بدهد و این صحبت‌های استاد بسیار راهگشا و شاه کلید است. البته چون ایشون روی خودشان مدتهاست کار می‌کنند درصد تشخیصشان دقیق است و مطلب دیگر این است که ما یعنی دانشجویان این مسیر باید توجه کنیم که در این مسیر می‌بایست بیشتر خودمان را از زمزمه های نادرست و پلشتیها پاک کنیم و در ادامه حساس به الهامات الهی باشیم چرا که الهامات با گوشی که از نجواهای شیطان پاک باشد بیشتر و واضحتر شنیده می‌شود و هرچه به الهامات الهی بیشتر عمل کنیم حساس‌تر به شنیدنشان می‌شویم و بیشتر توجه مان جلب الهامات الهی می‌شود و اگر نه تعداد زمزمه های شیطانی والهامات یکی است و این ما هستیم که با عمد و توجه به یکی از آنها باعث قوت گرفتن آن و کمرنگ شدن دیگری می‌شویم.

    با یاری و به امید خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای: