مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 21

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم اشکی گفته:
    مدت عضویت: 1846 روز

    بنام خداوندی ک هرلحظه درحال هدایت ماست😍

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت عزیزانم

    آقاااااااا ینی ۱فایل ۳مینی چه حجمی ازآگاهی داره بخداقسم همین فایلو بارهاگوش بدیم اگرعمل نکنیم دیگ بنظرم نیایم سایت بهتره دیگ بهترازین نمیشه گفت برای عملگرابودن

    اماخوشحالم چراچون دقیقا منم همین دیدونمیگم صددرصدولی تاجایی ک میتونم نسبت ب ایده هام دارم واوناروک اینجوری فک میکنم راجبش بشون عمل میکنم بی بروبرگرد

    استادعاشقتم ک اینقدرواضح بهمون میگین چکارکنیم بخدااین فایل خیلی ارزشمنده نه تنهااین فایل همه فایلاتون ارزشمندن ولی اگرکسی این فایلوبشنوه وعمل نکنه دیگ بایدبه حال خودش یه فکری بکنه

    استادکلی لذت بردم ممنون سپاس سپاس

    خانم شایسته گلم سپاس

    درپناه الله یکتاشادوپیروزموفق باشید🥰😍😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  2. -
    زینب سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1921 روز

    سلام استاد جون ❤️

    سلام به خانوم شایسته ودوستان قشنگم ❤️

    استاد پارسال تویه سفر بودم که داستانش رو توی قدم ها توضیح دادم 😊 که خود همون سفر چه معجزه هایی داشت

    اما داستانی تو اون سفربود که مربوط میشه به این فایل

    من تنهایی تو جاده(یکی ازشهرهای شمالی)قدم میزدم ومنتظر ساعت یازده بودم که موقع حرکت ازشمال به تهران بود.

    دیدم خیلی وقت دارم ورفتم تو جاده دوری بزنم از دلم (خدا)پرسیدم که خدایا بنظرت بازم برم جلوتر وبازم قدم بزنم یا برگردم ویه صدایی انگار ته دلم میگفت ادامه بده هیچی نمیشه (چون محیط خیلی خیلی خلوت بود وهیچ خونه یا آدم یا‌…ای توش نبود )

    آقا من گوش کردمو ادامه دادم یه چیزی توجهم رو جلب کرد ،صدای رود! باورم نمیشد من درست بالای یه رودخونه بزرگ بودم رفتم جلوتر وبینهایت لذت بردم این قشنگترین تصویری بود که تابحال دیده بودم ویویی که داشتم معرکه بود وفقط میگفتم خدایا دورت بگردم که داری هدایتم میکنی به سمت زیبایی ها همون لحظه یه پیرمرد با چندتا طوله سگ که خیلی دلبر بودن دیدم اولش ترسیدم اما دوباره سوال از دل و جواب نترس من هستم بود

    با اون پیرمرد که خیلیم محترم ومهربون بود کلی حرف زدم اسم سگ کوچولو هارم بهم گفت باهاشون کلی بازی کردمو بهشون خوراکی دادم من دیوانه شده بودم وتو درونم نمیگنجید اینهمه زیبایی وشوق چون بازی با سگها منو دیوونه کرده بود وتوجهم به زیبایی ها هرلحظه منو تو فرکانس زیبایی بیشتر فرو میبرد

    آقا خداحافظی کردم از پیرمرد وچندقدمی که برداشتم باز پرسیدم خدایا برم؟اینبار همون حس تو دلم اون ته قلبم یه صدای ریزی میگفت نه دیگه برگرد

    خیلی دوس داشتم بازادامه بدم ها ولی گفتم میگه نرو پس نرو برگشتم وخلاصه کنم ساعت یازده شد وسوار ماشین شدم وحرکت کردیم چشمم به جاده بود چون درست ازهمون مسیر پیاده روی من داشتیم عبورمیکردیم

    وقتی ازاونجایی که خدا گفته بود نه! رد شدیم شاخ درآوردم هنگ کردم این اولین باری بود به این وضوح هدایت رو فهمیدم اشک ریختم وته قلبم بیشتر تسلیم خدا شدم

    اونجا درست یکم جلوتر جایی که خدا گفت نه چند تا پسر جوون بودن که انقدر مست بودن وحالشون بد بود که خدا میدونه اگه من ازاونجا رد میشدم چه بلایی سرم میومد

    دیگه ازاین واضح تر ؟خدابامن حرف زد استاد🥺🥲باهمه حرف میزنه فقط ماباید بپرسیدم وهرچی دلمون گفت بگیم چشم بدون فکر بدون منطق فقط بگیم چشم اونوقت هدایت میشیم

    منطق من میگفت جلوتر جاده قشنگترمیشه ها !هنوز خیلی مونده تا ساعت ۱۱ها !و…ولی دل میگفت دیگه برگرد ومن چه هدایت شیرینی رو تجربه کردم

    خدا نزدیکه

    یه آیه هست میگه به بندگانم بگو من نزدیکم اجابت میکنم درخواست کسی رو که به من ایمان بیاره ومنو بپذیره اونوقت راه رو بهش نشون میدم

    آره خدا میبینه میشنوه میدونه ومن هیچی نمیدونم بلد نیستم چیزی ازخودم ندارم وباور دارم وقتی دنبال راهم خدا سوار برهلیکوپتر میاد بالاسرم وبهم میگه کدوم وری برم ولی وقتی میاد که من باور کنم هیچی نمیدونم واونه که میدونه

    استاد بااین فایل الان چقدر اشک ریختم چقدر یادآوری اون سفر قلبمو روشن کرد

    ممنونم که انقدر انسان شریف ودرستکار وروشن دلی هستید ممنونم برای وقتی که هردوتون میذارید وعاشقانه دوستون دارم ❤️🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 141 رای:
    • -
      Rasta گفته:
      مدت عضویت: 1668 روز

      سلام خدمت شما زینب خانوم ازت ممنونم که حال دلمو خوب کردی واشکمو هم دراوردی با این پاسخ بسبار زیبا واقعا حال دلتو دراون لحظه های هدایت رو خریدارم خیلی عالی وتاثیر گذار تجربه تونو به اشتراک گذاشتین احسنت به شما بهترینا رو برا شما وهمه دوستان این سایت و در راس اونا جناب استاد وخانم شایسته که الحق شایسته چنین زندگیی هستن از خداوند مهربان خواستارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      بهاره صرام گفته:
      مدت عضویت: 1511 روز

      سلام عزیزم

      آحی چقد با پوست و خونم حستو درک کردم ، چقدر حس قشنگی بوده و بعدش تازه وقتی فهمیدی که چرا نباید به اون مسیر میرفتی حست قشنگ تر بوده ،

      وقتی آدم هدایت میشه به یه مسیری از طرف خداوند و در واقع وصل میشه و کلی حالش خوب میشه ، اون حال خوب و هیچکس توی این دنیا نمیتونه درک کنه ، من همیشه آرزو میکنم همه بیان توی این مسیر و حسکنن و بفهمند چقد مسیر توحید قشنگه چقدر خدی من زیباست ،

      چقدر همه چیز منظمه ، خدایا شکرت

      ممنونم ازت که نظر قشنگتو با ما به اشتراک گذاشتی 😍

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    محمد فتحی گفته:
    مدت عضویت: 4093 روز

    بیشتر از همه در عمل کردن به ایده ی الهامی اینه که باور داری این ایده الهامیه، صرفا چون این باور در وجودم هست، که این ایده از یک انرژی بالاتر اومده، خدایی که این چنین باورش دارم، اگر همه ی ما توی جنگل هستیم و این خدا مثل یک هلیکوپتر میمونه که بالا سرماست و خب همه چیز را میبینه و منی که توی جنگلم و فقط جنگل را دارم و میتونم ببینم، اما خدا همه چیز را میبینه، همون چیزی که استاد جان در جلسه دوم قدم اول گفتید در مورد فلسفه ی تمرین ستاره قطبی، برای هدایت شدن به اون جاده آسفالته توی دل جنگل این نگاه مسیر بهشتی سازه واقعا.

    و خب اینجا سختیش برای کسایی که به غیب ایمان ندارند اینه که با پای خودشون میخوان با نقشه های ذهنی که از تجربه های گذشته میاد میخوان برن جلو و چقدر سخت ….

    ولی کسایی که به غیب ایمان دارند و باور دارند که این خدا پاسخ میده هدایتگر مطلق واقعا و من همواره در زمان و مکان مناسب هستم، میدونید خب من یک خواسته دارم و خدا از هدایت میخوام میخوام و نشانه ها ممکنه جاهایی باشه روی کارهایی با شرایط الانم باشه که تعجب برانگیز باشه اما کسی که ایمان داره انجامش میده

    و توجه کردید که این نوع زندگی، این نوع نگاه، نگاه و سبک شخص کسیه که داره در هر لحظه زندگی میکنه، لحظه‌ها براش مهمه و میخواد از این لحظه لذت کافی را ببره.

    خداروشکر برای این آگاهی های ناب امروز استاد جانم

    سپاس گزارم از خدا برای هدایت شما درخواست شما و هدایت شما، چه ماشین زیبایی هست چقدر برازنده‌اتون هست 🤩 و چقدر این رابطه ی زیبای بدون وابستگی و دل بستگی شما را تحسین میکنم با مریم جان عزیز که قلم شگفت انگیزی داره و درک فوق العاده از قانون و چقدر مسئولیت پذیر و منظم و دوست داشتنی. ان شاا.. که رابطه‌اتون بازم زیباتر عاشقانه تر الهی تر و شادانه تر بشه و ببینیم و کیف کنیم.

    و چقدر این فایل های اخیر روی سایت واقعا رایگان نیستد دوره ها هستند و بسیار ارزشمند الهی که برای سپاس گزاری در عمل از شما هم شده باشه استاد جان در قبال این همه ارزش و عشقی که میذارید پای مسیر عشق و علاقه‌اتون رسالت الهی و منحصر به فردتون ما هم در عمل در استفاده درست و مستمر از این قوانین و گرفتن بهترین نتایج از شما سپاس گزاری کنیم.🙏❤️

    و نکته‌ای که هست من اول وقتی تایم این فایل را در کنار اسم مصاحبه با استاد دیدم پیش خودم گفتم حتما استاد و مریم جان میخوان بگن بچه‌ها سوال هاشون را بپرسند ولی نه! 😁

    ✅ دوست دارم پایان این دیدگاه ارزشمندم را با یک مثال تمام کنم؛

    خب من آدمیم که بسیار اهل ماجراجویی و سفر هستم و عاشق نوشتن و نویسندگی و سفرنامه‌نویسی روزهای توی خرداد ماه اولین نشانه اومد که خبر از بزرگترین مسابقه سفرنامه نویسی و خاطره نویسی ایران را در علی‌بابا میداد و بهم گفته شد اونم توسط دستی که من ندیدمش تا حالا ولی گفته شد که باید شرکت کنم و مهلتش تا پایان خرداد ماه هست، خب یک آتیشی تو دلم راه انداخته بود که این یک نشانه واضح از طرف خداست و باید انجامش بدم گذشت و گذشت به اواخر خرداد داشتیم نزدیک میشدیم و من داشتم فکر میکردم و فکر میکردم که از کدوم سفرم بگم گفتم از اون سفر ۴۰ روزه (دلیل انتخاب این سفر که اولین سفر من بوده اینه که از همون زمان سفر من گفتم این را کتابش میکنم که نکردم)، خب حجم این سفر و اتفاقاتی که میافته انقدر بالاستتتت که خود به خود ته ذهن من بیخیالش شده بود، تکاملی طی نکرده بودم و میومدم بنویسم نمیشد اصلا نمیشد خب اینم بگم که تو دل سربازی هستم، خلاصه انجام نمیشد تا اینکه زمان مرخصی ۱۲ روزه استحقاقیم فرا رسید درست روز ۲۹ خرداد و من رفتم مرخصی و همون شبش رفتم سفر با ۶ تا همسفر فوق العاده و منحصر به فرد اونم به شکل کوله گردی و برنامه هم پیمایشی بود و کوه نوردی (مسیر ماسوله به ماسال که ۳۲ کیلومتر تقریبا ) و شب مانی در جنگل.

    خلاصه ما رفتیم و بازم توی روزهای اولیه به فکرش بودم که بنویسم ولی واقعا نمیشد …

    تا اینکه از سفر برگشتم ۷ تیر ماه و همون روزها که داشتم با تمرکز تمام سفرنامه تصویری این سفر بسیار پر از درس و نکته رو توی اینستاگرامم میذاشتم در بیش از +۲۳۰ استوری، هدایت ها بازم اومد و همون نشانه مسابقه سفرنامه نویسی، اولش تعجب کردم و گفتم بابا وقتش تا اخر خرداد بوده!! یک لحظه شک کردم و دوباره به سراغ پیامی که واسم اومده بود رفتم و نگاه کردم و خوب و درست خواندمش دیدم نوشته ۳۱ تیر و نه تا پایان خرداد! بعد از اون دوباره نشانه ها اومد و رفت …

    گفتم باشه انجامش میدیم!

    سختم بود که بخوام سفرنامه ای که ده روز تصویریش طول کشید دوباره بشینم این بار بنویسمش، خیلی سختم بود جوری که وقتی میومدمم گوگل کیپم را باز کنم بنویسم اعصابم خورد میشد و میدونی استاد جان اره دقیقا تمرکزم میرفت هزارجا الا رو کاری که بایستنی بود، من گفتم این محمد نشانه است از طرف خدایی که باورش داری باید عمل کنی بهش، واقعا سختم بود شروع کردم و توی تمرین ستاره قطبیم نوشتن، «خدایا من نمیدونم! و میدونم که باید انجامش بدم من باید تسلیم باشم، خودت کمکم کن خودت دلم را نرم کن خودت دستمو جاری کن» و همون روزی که این را نوشتم و روزهای پایانی مهلت ارسال اثر بود، صبح وقتی از گشت با لذتم برگشتم و خوابیدم، عصر که بلند شدم یهو دستم رفت سمت گوشی و این بار واقعااا داشت کار میکرد داشتم می نوشتم میگفت و می نوشتم … خیلی لذت بخش بود خیلی .. احساسش کردم که خدا این کارو داره انجام میده و نه من!

    چرا انقدر سختم بود اما؟

    چون برای خودم از اواخر ۹۶ که ایران گردی را شروع کردم و سفرنامه نویسی را، حسابی سختش کرده بودم بیام بعد از سفر سفرنامه کامل با جزییات بنویسم این یکی از اون مواردی بود که استاد جان در پاسخ به سوالی که پرسیدید در فایل قبلی «مسیر رسیدن به اهداف آسونه یا سخت؟!»

    و من بالاخره موفق شدممم بعد از این همه سفر که سفرنامه هاشو قول داده بودم بنویسم و ننوشتم، این یکی را بالاخره نوشتم بالاخره مقاومت را شکستم و خدای من خدای من چه درهایی برای من وا شد از وقتی که فقط یک ذره سر عقل اومدم و مقاومتم را کنار گذاشتم توی چه کاری؟! بابااا تو کاری که عاشقشم مسیر عشق و علاقمه اصلا.

    خیلی خوشحالم

    من اگرم توی این مسابقه که تا پایان ۱۵ مرداد داوریش و امتیاز بندی انجام میشه جز نفرات برتر نشم بازم برنده ام.

    ولی دارم به خودم میگم که واقعاا چراا انقدر سختش کرده بودم چرا … میتونست نتایج امروز من در کاری که دوستش دارم چیز دیگری باشد.

    باید درس بگیرم.

    خدایا شکرت شکرت شکرت

    عاشقتونم

    ممنونم استاد جان و مریم جان برای این فایل ارزشمند که باعث شد دوباره به خودم پاداشی بدم با نوشتن در این قسمت.

    ممنونم از تک تک هم پاره های عزیزم.

    Love you all

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 44 رای:
    • -
      ناعمه احمدی گفته:
      مدت عضویت: 1558 روز

      سلام ب مارکو 🌱

      من وقتی نظرات تون در مورد سفرهاتون هست رو میخونم،ی شوقی تو وجودم حس میکنم

      انقدر خوب می نویسین ک اصلا نمیتونم تجسم نکنم

      راستش رفتم و سفرنامه تون رو پیداکردم و خوندم از سایت علی بابا

      خیلییی لذت بردم،بسیار عالی بود جوری ک اصلا نمیشد کسی اون رو بخونه و حس نکنه همسفرتون بوده

      راستش من خیلی لذت بردم و خودم رو دیدم ک در آینده قراره سفرگرد بشم قراره چ ماجراجویی هایی بکنم

      عاشق سفرم،البته هنوز قدم زیادی برنداشتم اونم طبق تکامل ام باید طی بشه

      بهتون رای هم دادم،و امیدوارم ک جزو نفرات برتر باشین

      بهتون تبریک میگم ک انقدر شجاعین و اون سفرها رو با تمام سختی هاش و لذت فراوان بعدش ب پایان رسوندین 👏👏

      و اینکه نوشتین اون هم با کمک خدا

      روز ب روز موفق تر در سفر و سفرنامه نویسی 😊😉 🌱

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    آرزو ملک فر گفته:
    مدت عضویت: 1685 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته ی گل❤️

    با گوش کردن این فایل 2تا اتفاقی که برام رخ داده بود رو به یاد آوردم و گفتم که بیام بنویسم راجع بش👌

    استاد من توی بحث الهامات 2باری که به صورت واضح احساسم بهم داشت میگفت که چیکارکنم و یک بارش رو گوش کردم و نتایج فوق العاده ای گرفتم که برمیگرده به اواخر بهمن 1400 که من تااون موقع یه کارتی از پدرم دستم بود و هرماه یه مقدار پول میزد به حسابم و من از شهریور 1400 باشما آشنا شده بودم و داشتم رو خودم کار می‌کردم، همون موقع یه احساسی که نمیتونم بگم چقد خوووب بود بهم میگفت برم کارتو بدم به خونوادم ودیگه هیچ پول ماهیانه ازشون نگیرم. یه چندروزی بود که داشت حسم اینو بهم میگفت اما باید زمانش می‌رسید و روزی که من این کارو کردم احساس فوق العاده خوبی داشتم و رفتم این کارو انجام دادم و بعدش اتفاقات خوب پشت سرهم برام میفتاد و پول ها ومسافرت هایی داشتم که فقط خدا برام جورشون کرد… تو کامنت های قبلیم به مسافرت هام اشاره کردم قبلا.

    و یک بارش مربوط میشه به یه هفته پیش که صبح قرار بود یک نمایشگاه نقاشی تو برج آزادی برم و صبحش احساسم همش میگفت امروز نرو، تو که چندروز فرصت داری از نمایشگاه دیدن کنی، امروز نرو.. به صورت خیییلی واضح همش داشت تکرار میشد برام ولی شروع کردم به آوردن دلایل منطقی ای که ذهن برام می‌آورد… و رفتم نمایشگاه و استاد شاید درست نباشه از اتفاق بد صحبت کنم اما میخوام بگم که بچه ها کمی آگاه بشن که اینجور مواقع که احساس آدم باهات صحبت میکنه شروع نکنیم به آوردنه دلایل منطقی، اول به خودم میگم. و استاد موقع برگشت از نمایشگاه من یه تصادف وحشتناک داشتم که که فقط خداخواست دوباره زنده بمونم و برای همه عجیب بود ازاون تصادف من خداروشکر چیزیم نشد و هیچ آسیب جدی ای نداشتم.. نمیخوام خیلی وارد جزئیاتش بشم اما من کلییی درس ازاین اتفاق گرفتم که حالا یه سری هاش شخصیه ونمیتونم اینجا بازگو کنم اما میخوام بگم این 2تا اتفاقی که تعریف کردم 2تانمونه ی بارز بود که یک بارش به الهامم گوش کردم ونتایج فوق العاده گرفتم و یه بارش گوش نکردم و اتفاقه میشه گفت به ظاهر بد برام رخ داد اما کلییی درس داشت برام و به نظر خودم باید این اتفاق میفتاد تا یه سری چیزها برام واضح تر بشه…

    خداروشکر میکنم که دوباره فرصتی بهم داده شد تا عمر دوباره ای داشته باشم و مصمم تر به مسیرم ادامه بدم و استاد همش یاد حرفای شما میفتم که به خدا میگفتید چرا من زنده موندم رسالتم چی بوده؟؟ یا مثلا میگفتید یطوری زندگی کنید که موقع مرگ حسرت هیچی رو نخورید… میخوام بگم اینا برای منم پیش اومد و خدارو هزاران بار شکر که بازهم اینجام و دارم کامنت مینویسم…

    دوستتون دارم و بهترین ها رو براتون آرزو میکنم ❤️💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  5. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3625 روز

    سلام

    هر کدام ازما یک نخ یک اتصال نامرئی باخدا داریم برای همین می گم که بینهایت جهان هست و با این اتصال کارهایمان را می توانیم به راحتی انجام دهیم.

    برای باور عملگرایی من این را برای خود ساختم که خدامعجزاتت را به سوی تو می آورد وقتی که تو عملگرا باشی وقتی که تو عمل کنی اقدام کنی و رفتار کنی به سوی معجزات به سوی همزمانیها هم می روی این شرطش است کسانی که موفق شده اند عملگرایی را داشته اند و اگر موفق نیستیم باید عملگرایی را در خود بوجود بیاوریم با فکر کردن هم نمیشه با رفتار و عملها وتصمیمات ما و عمل به آنها انجام میشود.

    تا وقتیکه حرکتی نباشد خداهم برای ما کاری نمی کند یعنی کمکی به ما نمی کند چون

    از تو حرکت از من برکت

    just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  6. -
    مهدیه خجسته گفته:
    مدت عضویت: 1449 روز

    سلام و خدا قوت

    به

    استاد عزیزم

    مریم بانو

    و همفرکانسی های ارزشمندم

    و خدایا شکر بابت قوانین بدون تغییر الهی

    چقدر خداوند یکتا همه چیز رو دقیق و منظم کنار هم چیده…

    یاد قسمت ۹ زندگی در بهشت افتادم که با افتادن چکش توی آب استاد با آزمون و خطا کردن تا با آهنربا اون رو در بیارن

    اون هم یک الهام بود که به مریم جان عزیز داده شده بود

    اونجا استاد گفتن بعضی وقتا خداوند یک سری چیزهایی رو محیا می‌کنه توی مسیر قرار میده تا ما با اونها برخورد کنیم…

    دیروز کاملا اتفاقی با خودم گفتم الان ک مدار ثروتم داره هر روز بالا تر میره برم طلا بخرم یک جور سرمایه گذاری هم میشه…

    اما خب حس خوبی به این موضوع نداشتم

    تا امروز ک کاملا اتفاقی جلوی یک صرافی بودم

    احساس کردم بهم الهام شد ک برو دلار بگیر

    دلار قراره رشد کنه…

    با خودم گفتم بلافاصله زمانی ک بودجه‌ی مورد نظرم تکمیل شد به این الهام عمل میکنم

    اما هنوز درون خودم شک داشتم

    چون توی ذهنم خرید دلار برای سرمایه گذاری درست نبود

    چون خیلی وقتا همین خرید باعث نوسان بازار میشه…

    اما الان که به این فایل برخوردم میفهمم نه

    این یک الهام بوده

    به قول استاد باید باور داشته باشم که این الهام از سمت نیرویی خیلی خیلی قدرتمند تر هست

    و باید قبولش کنم و با آغوش باز به سمتش برم

    الان میفهمم لازم نیست من نگران عواقبش باشم

    اون خدایی که جهان و منظومه و کهکشان رو مدیریت میکنم کنترل نوسانات بازار ارز رو هم می‌تونه مدیریت کنه

    اصلا

    شاید با اینکارم به عنوان یکی از دستان خداوند به یک بنده ی دیگه کمک کنم

    ممنونت ازتون استاد بابت اینهمه آگاهی ارزشمند

    و خدارو شکر میکنم که هر روز تمامی کارها و از طریق الهامات قلبی بهم میگه و منو به بهترین و ساده ترین راه هدایت می‌کنه

    شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    و بازهم خدارو شکر میکنم بابت اینهمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    هادی بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 1984 روز

    بنام خداوند هدایتگر

    سلام به شما استاد عزیزم و همه دوستان

    هر زمان که به فایل های شما گوش میکنم دری تازه برایم باز میشود …

    پر از برکت خوشی آرامش و نعمت .

    خداوند به بینهایت طریق به ما الهام میکند و هدایتمان میکند کافیه بهش اعتماد کنیم .

    زمانی که ما به نیروی برترمان اعتماد میکنیم و

    ایمان داریم که در راستای رسیدن به اهداف و خواسته هایمان هدایتمان میکند

    آن زمان که سرشار از آرامش و شوق میشویم با قدم برداشتن در آن مسیر متوجه میشویم که بهترین میانبر برای رسیدن به خواسته هایمان بوده است حتی اگر اوایل اینطور به نظر نرسد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4083 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه بچه های پرانرژی

    استاد توی جلسه 7 دوره سلامتی یه نکته مهمی رو گفتین که من اولین بار بود اینطوری میشنیدم ازتون و درکش کردم

    نکته تون این بود : “” هدایت همیشه یک تصمیم بوده، یک حرکت بوده، یک راهنمایی بوده که طرف باید یک تغییری توی خودش ایجاد میکرده.

    هدایت اینجوریه که به شما میگه یک کاری رو انجام بدین و از اون منطقه خطر جدا بشین، دور بشین، از اونجا برید بیرون.

    تمام هدایت های خداوند توی قرآن داره از یک اصول پیروی میکنه اونم اینه که : قانون رو تغییر نداده یعنی قانون آب و هوا رو تغییر نداده، قانون چسبندگی ملکولی رو تغییر نداده، قانون جاذبه زمین رو تغییر نداده (به این معنی که خداوند عملی خلاف قوانین مادی و حاکم برجهان نمیکند یک کار معجزه وار ما نداریم) ولی به طرف به یک طریقی فهمونده که از اون منطقه دور شو، اون شرایط رو تغییر بده، تو برو یک جای دیگه چون اینجا، جای مناسبی نیست، تو یک کار دیگه ایی بکن چون اینکار مناسبی نیست، تو یک روند دیگه ایی رو پیش برو چون این روند، روند مناسبی نیست. هدایت به این شکلِ که باید درکش کنین.

    و دیگه انتظار بی جا از خداوند نداشته باشین که من همون ادم قبلی با همون سبک و روش و ذهنیت قبلی باشم و خدا بیاد زندگی من رو عالی کنه خب معلوم نمیشه. “””

    من درکی که کردم اینه که مهم نیست توی چه سطحی از زندگی هستی، خیلی خوب و عالی از همه چی یا خیلی بد و داغون، “هدایت” کلا میاد که توی هر سطحی که هستی از اون سطح بری بالا، بهتر بشی، شاید اصلا سطح ت 100 باشه و ممکن بخواد سقوط کنه به 95، هدایت میاد که از اون 100 بری بالاتر بهتر و بهتر، شاید خیلیااا توی 10 باشناااا و هدایت بیاد که به صفر نرسن. در کل میخوام بگم “هدایت” با درکی که کردم همیشه هست و همیشه میخواد بهتر بشیم، در بهترین موقعیت قرار بگیریم، در بهترین اتفاقات و …….. مهم نیست سطح ت چیه، هرچی که هست همیشه میخواد بهترت کنه.

    دقیقا مثل Map یا همون GPS میمونه (The Global Positioning System = سیستم موقعیت یاب جهانی یا جی پی اس (GPS) از 25 ماهواره تشکیل شده است و هر کدام در 5 ایستگاه زمینی قابل کنترل هستند. هر کدام از ماهواره‌های جی پی اس دارای 6 مدار هستند که در فاصله 2000 متری از سطح کره‌زمین قرار دارند و در روز دو بار به دور زمین گردش خواهند داشت)

    یعنی چی؟؟؟

    یعنی اینکه هدایت همیشه هست، ما هرلحظه در حال هدایتیم توی هر حوزه ایی از زندگی، و خب به اندازه وصل بودنمون با خودمون، وصل بودنمون با خداوند، توی احساس خوب بودن و تلاش برای پایداری احساس خوب، بیشتر هدایت هارو میشنویم و لمس میکنیم و حالا هرچقدر گوش بدیم و عمل کنیم، الهامات بیشتری رو درک و لمس و با جنس قویتری میگیریم.

    در مورد GPS هم همینطور هرچقدر ما به اینترنت وصل باشیم بیشتر میتونیم از راهنمایی GPS استفاده کنیم.

    حالا خیلی وقتها همه مون تجربه کردیم که به GPS گوش نمیدیم یا حواسمون نیست مسیر دیگه رو میریم و …… و در اینجا اتفاقی که میفته دوباره GPS بهمون یه مسیر جدید رو نشون میده که برگردیم به مسیر، که گمراه نشیم، که مسیر ساده تر و راحت تری رو داشته باشیم به سمت مقصد.

    حالا هدایت هم همینه، وقتی ما درک کنیم هدایت ها همیشه و هر لحظه هستن و درک و دریافت بیشترشون به خودمون برمیگرده که چقدر به منبع وصل هستیم، یعنی چقدر مَحرم هستیم برای دریافت پیغام سروش(گوش نا محرم نباشد، جای پیغام سروش) و هدایت همیشه برای اینه که به مسیر بگردیم و یه نوع هشداری که میخواد اتفاقاتی بیفته که حواست نیست و میخواد تورو ببره جای بهتر، به شغل بهتر، به مکان بهتر، به ایده بهتر، به ادم بهتر، به اتفاقات بهتر و هرجایی هستی میخواد تورو به سمت بهتر ببره و اگه جایی که هستی بمونی اتفاقات ناخوب برات بوجود میاد خب عمل میکنی.

    و اگر هم گوش نکنی، یا مَحرمش نباشی، یا حواست نباشه عیبی نداره، دوباره میاد، دوباره از یه روش دیگه میاد، مثل GPS مسیر جدید دیگه رو بهت معرفی میکنه، مهم اینه که ما توجه کنیم بهش، تسلیمش باشیم، هدایت همیشه هست، برای همهههههههههه.

    اگر باور کنیم خداوند وعده فزونی و فراوانی میده و توی جهانی زندگی میکنیم که پایه و اساسش با فراوانیِ، دیگه نگران نیستیم که هدایت هارو من درک نکردم پس من پسرفت میکنم یا……… نه اینطوری نیست

    بر اساس این فراوانی، هدایت هم فراوان، هدایت هرلحظه هست، فقط باید بیشتر خودمون رو به منبع نزدیک کنیم، بیشتر دسترسی به اینترنت داشته باشیم، هرچقدر به اینترنت بیشتر دسترسی داشته باشی، هم از لحاظ کیفیتی، هم سرعت، هم دانلود، هم مسیر، از هر لحاظ که یه اینترنت رو میشه اینترنت با کیفیت خیلی عالی با سرعت عالی تصور کرد خب همه چی برامون خیلی سریع نمایش داده میشه دیگه و ما هم سریعتر میتونیم تغییر جهت بدیم. دقیقا همینطوری باید کنترل ذهن داشته باشیم، حالمون رو خوب نگه داریم، باورهای قدرتمند بدیم و عمل کنیم، عمل و عمل، بنظرم با این تفسیر از موضوع “هدایت” دیگه نا مفهومی نمیمونه که درکش نکنیم.

    مخصوصا که حالا خداوند GPS نیست، فرمانروای جهان هستیِ،

    حتما در مورد تلسکوپ فضایی جیمز وب شنیدین که چیکار کرده —-> نشون داد که تعداد کهکشان‌های شبیه به راه شیری در دوران اولین کیهان ده برابر چیزی بوده که تاکنون تصور می‌شد.

    قدمت کیهان حدودا ۱۳.۸ میلیارد سال است، بنابراین تصاویری که تلسکوپ وب تهیه می‌کنه گوشه‌هایی از فرآیندهایی است که باعث تشکیل ستاره‌ها و سیاره‌ها خیلی پیش از پیدایش ما شد.

    من نمیدونم این تصاویر رو دیدیت یا نه ولی اگه ندیدین حتما ببینین که ما بینهایت کهکشان داریم

    اول این اطلاعات رو بخونین بعدش بریم سراغ حرف خودم:👇👇👇👇

    (خب محاسبات حال حاضر ما می گویند در حدود 2 تریلیون! اما این تریلیون با آن تریلیونی که شما می شناسید فرق دارد.

    منظور ما از این 2 تریلیون تنها کهکشان های قابل دیدن است، راحت تر بگویم، ما حدس می زنیم در این هستی 2 تریلیون کهکشان قابل دیدن وجود دارد، حالا آنهایی که نمی بینیم و نمی توانیم ببینیم را فاکتور بگیرید.

    (هابل در سال 2012 عکس فوق دقیقی از قسمتی از آسمان دراختیارمان گذاشت!

    این عکس ها در طول 10 سال گرفته شده اند. می توانید حدس بزنید این عکس چه اندازه ای از آسمان را پوشش می داد؟ 0/132000000 از آسمان در این عکس بود!

    نکته جالب این جاست که در این مساحت 100 تا 200 بیلیون کهکشان قابل دیدن وجود داشت. کهکشان هایی با شکل و اندازه های مختلف. دنیاهایی که با شنیدن تعدادشان مغزمان سوت می کشد، چه برسد به دیدن و بررسی شان.

    اما تنها 4 سال بعد عکس های هابل توسط گروهی از دانشگاه ناتینگهام دوباره بررسی شد. شگفتی ها این بار حتی بیشتر از گذشته بود. در این عکس 2 تا 10 تریلیون کهشکان دیده شد! می توانید فکرش را بکنید؟

    خب حالا چیزی می گویم که مغزتان را آب میکند، فضاشناسان معتقدند هنوز 90% از کهکشان ها شناسایی نشده اند! چه کسی می داند چه چیزهایی ممکن است در کنار این سیاره ها کشف شود. تلسکوپ های نسل آینده به ما خواهند گفت، به امید آن روز.)

    فکر نمیکنم قابل شمارش باشن چون انسان نتونسته ولی هرچقدر رو که در کردیم و بهش رسیدیم یا حدس زدیم در کل میخوام اینو بگم که

    چه چیزی داره این بینهایت رو مدیریت میکنه؟؟؟

    چه نیرویی داره به طرز حیرت آوری با یک نظم فوق فوق فوق فوق خفنی با درصد خطای صفرررررررررررررررررررررر اینارو به حرکت میاره و مدیریت میکنه ؟؟؟؟

    یکمی بهش فکر کنین….. یکمی بهش فکر کن مهرداد…

    اون موقع دیگه GPS خنده دار میاد و فقط یه مثال بود برای درک بهتر وگرنه وقتی شمارو اینطوری باور کنین، اینطوری درک کنین، اینطوری لمسش کنین دیگه واقعا نگرانی وجود نداره، هدایت همیشه هست، تو خودت و زندگی و کسب و کارت بسپار بهش

    جوری هدایتت میکنه که

    جوری از بینهایت مسیرش برات همه چی رو روون و نرم و ساده و راحت میکنه

    جوری در بهترین حالت قرار میگیری

    که همه حیرت زده میمونن که چجوری زندگیت مثل ساعت کار میکنه با کمترین هزینه و انرژی ولی بیشترین سود

    البته حرفای من به معنی بخور و بخواب نیستااا

    باید کار کنی روی خودت

    روی ایمانت

    روی درکت

    روی باورهات

    روی مهارت هات و متخصص بشی

    روی کنترل ذهنت

    روی احساس خوبت

    روی توحید

    روی توانایی ها

    روی استانداردهات

    بقیه چیزا رو خدا جوری مدیریت میکنه که نمیتونه هیچکسی تصورش بکنه.

    واقعا من خودم که فقیرم هرلحظه به درک و دریافت هدایت های خداوند

    استاد ازتون خیلی خیلی خیلی ممنونم

    خیلی دوستون دارم

    عاشقتونم

    مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
  9. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1422 روز

    به نام خدای الهامات .

    خوش به حالت ،استادکه به این مرحله ازایمان رسیدیدکه راحت متوجه ی الهامات خداوندمیشید.وراحت قبول می کنیدوانجامش می دید.

    خیلی وقتاشده منم صدای درونیم یه چیزی ،میگه ولی تردیددارم که قبولش کنم یانه .

    الهامات سریع میان و،رد،میشن .ماچون هنوزجزباورهامون نشده ،مکث میکنیم ودرموردش فکرمی کنیم که آیابپذیریمش یانپذیریم .

    نمیدونم چکارکنم که ازاین تردید،نجات پیداکنم.

    اتفاقاهروقت که سریع ،ندای قلبمو،پذیرفتم وکاری راکه گفته شده ،انجام دادم .راضی بودم وهیچ وقت نگفتم ای کاش قبول نمی کردم .برعکس هرجاکه توجه بهش نمی کنم ،بعدش پشیمون میشم ومیگم ،اه خاستم اینکاروکنما،ولی گفتم ولش کن .

    فک کنم باتمرین ،وپذیرش هرحسی که خوبه ،بتونم بیشتربه الهامات ،توجه کنم .

    چون استادمیگن هرجاکه فهمیدی حست خوبه ،بدون اون الهام درسته .

    چون الهامات باحس خوب میاد.اصلن میادکه کارای ماراحت تروانتخابهامون آسونتربشه دیگه .

    بایدایمان وباورمون روبه خدامستحکم ترکنیم تابیشتراین حس درونی راحس کنیم .

    هرجاکه خودمونو،رهامی کنیم وبه دستان پروردگار،می سپاریم اونجاالهامات رامیشنویم .

    به امیدتقویت ایمان ،والهام گرفتن ازخدای مهربان .

    خیلی وقتهاهم چیزی بهمون ،وحی میشه .انگارکه توخودمون ،نمی بینیم ،باورش نمی کنیم .

    پس بهتره روعزت نفس خودمون هم کارکنیم .وخودمونو،دست کم نگیریم .

    واقعن وقتی اعتمادبه خداپیدامی کنیم ،باتکیه براون ،مسیرهابرامون هموارمیشن وبه موفقیتهای بزرگتردست پیدامی کنیم .

    ممنون ازاستادکه همیشه ازتجارب خوبش وحسهای قشنگش ،برامون میگه وماعلاوه برلذت بردن .باورهامون هم قویترمیشه .

    سپاسگزارخداوندهستم که بنده ی شایسته ای مثل شماراخلق کرده .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    معصومه کهرانی گفته:
    مدت عضویت: 1598 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم

    من الان درست در وسط مسیری هستم که بهم گفته شد که پا در اون بگذارم…

    کمی ناهمواری هست تو این مسیر اما میدونم که تقصیر خودمه چون دستمو از تو دستای هدایتگرش رها کردم و مثل یه بچه شیطون و حرف گوش نکن به این ور و اونور سرک کشیدم برا همین کمی گم شدم

    دچار نگرانی و اضطراب شدم،بی قرار و بی حوصله شدم…گریان شدم…اما میدونم همش به خاطر بازیگوشی خودم بود.باید فقط چشم به مسیرم میدوختم و از زیبایی این مسیر و این لحظه که دستم در دستان خالق مهربونمه لذت می‌بردم.باید رو به سوی خدا میکردم باید ایمان و شادی رو در قلبم جمع میکردم باید سپاسگزاری میکردم که منو به این مسیر هدایت کرد…اما فکرم منحرف شد و نتیجش هم شد همین چند ساعت نگرانی…

    اما الان دوباره دستمو تو دستای گرمش گذاشتم و گفتم خدایا من به تو توکل کردم تو خودت من رو به این راه هدایت کردی…خیلی خیلی واضح به من گفتی که( برو این کار رو انجام بده )پس قطعا خودت کمکم میکنی…

    خودت همه چیز رو ردیف میکنی

    خودت کارها رو برام آسون و آدم ها و اتفاقات رو به نفع من پیش میبری…

    خودت دستانت رو برای رسیدن من به خواستم و برای کمک به من هدایت میکنی…

    تو سیستم ها و قانون هارو برای من دچار دگرگونی میکنی…

    چون الان دوباره دست من تو دستای توئه…

    دیگه بازیگوشی نمیکنم…

    دیگه این ور اون ور نمیپرم…

    دیگه فکرم رو به جاهای بد نمیکشونم…

    دیگه توذهنم پیش داوری نمیکنم…

    دیگه تو مغزم فخر فروشی نمیکنم…

    دیگه با ذهن نجواگرم هم پیاله نمیشم…

    دیگه بهش اجازه نمیدم از کسی انتقام بگیره،تلافی کنه،حال کسی رو بگیره…

    دیگه به خودم

    وبه آرزوها و خواسته هام

    خیانت نمیکنم…

    ذهنم رو کنترل میکنم…

    با حرف زدن باتو

    با رو کردن به سوی تو

    با متصل شدن به تو

    با نگاه کردن به تو..

    مثل کودکی که تو یه مسیر زیبا با پدرش داره قدم میزنه و عاشقانه دستش رو به دست گرم پدر سپرده و با چشمای پر حرارتش به صورت مهربون پدر نگاه میکنه…با اطمینان و آرامش…از اینکه پدر کاملا مراقبشه…و همه چیز عالیه…و فقط و فقط از زیبائی مسیر و گرمی دستان پدر لذت میبره و با اون از قشنگی ها حرف میزنه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: