مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 19
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






سلام استاد عزیزم و عرض ادب خدمت خانم شایسته مهربان
بی نهایت ممنون از اینکه مارا در این اگاهی های ناب سهیم میکنید
استاد باور قلبی به الهام و هدایت دقیقا شبیه به خودرو شما و رانندگی در حالت اتو هست
شاید ادم به دلیل تکرار شیوه زندگی و عقلانیت مثل رانندگی با ماشین های معمولی که فرمان باید توسط راننده کنترل شود اگر پشت خودرو شما بنشیند هر چند که باور داشته باشد که خودرو نیازی به کنترل فرمان ندارد باز هم یک استرس و دلنگرانی در وجودش شکل بگیرد اعتماد به رب و الهام چنان باید درونی باشد که با خیال راحت دست را از روی فرمان عقلانیت محض در زندگی برداریم و بگذاریم خداوند هدایتمان کند و مهمتر اینکه به این هدایت و الهامات ایمان کامل داشته باشیم احتما لا استاد خود شما هم اوایل که پشت فرمان این فورد زیبا مینشستید با استرس فرمان را رها میکردید و تکرار این موضوع این اعتماد را میدهد که الان با خیال راحت فرمان را رها کرده و با ما صحبت میکنید به نظرم اومد که میتونه مثال خوبی باشه دوستدار شما و همراهان 😀
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم
استاد جان یک کلید درباره عمل کردن به ایده های الهامی و جدی گرفتنشون که باعث بشه بهش عمل کنیم اون کلید چیه ؟
نظر شخصی من درباره دریافت الهامات و ایده ها اینه که من تو مسیر درست دارم هرروز رو خودم کار میکنم هرروز با خدای درونم صحبت میکنم خواسته هام رو میگم هدایت می طلبم و ایمان دارم خداوند انا علینا للهدی هست وظیفه خداوند هدایت من هست و اجابت میکنه هر آنچه که من از خداوند درخواست کنم اگر ایمان داشته باشم و ایمانم رو با باورهای خوب با احساس خوب و ارامش میتونم نشون بدم رها و تسلیم و امیدوار باشم که صدرصد من هدایت میشم و رو این هدایت حساب کردم که خداوند از بی نهایت طریق از بی نهایت دستانش میتونه به من کمک کنه و خداوند با همون امکانات و شرایط و توانایی که اون لحظه من دارم منو هدایت میکنه خداوند منو به مسیر راحتی و لذت بخش و عزتمندانه هدایت میکنه خداوند میخواد که من آسون بشم برای اسونی ها با این باورهای قدرتمند کننده من سعی میکنم هر ایده ای که به من الهام میکنه بی شک و تردید عمل کنم چون ایمان دارم که خداوند توانایی و قدرت و هوش و آگاهی اینو داره که در بهترین زمان و مکان منو به خواسته هام و ایده هام هدایت کنه چون باور دارم همه چیز در سیطره قدرت خداوندی هست که حتی یک برگ بی اذن خداوند از روی درخت به روی زمین نمی افته و من به این خدایی که رب العالمین هست تنها فرمانروای عالم و کل جهان هستی هست و تمام گنج های آسمان و زمین در دستان قدرتمند خداوند هست اعتماد دارم من با این باورها رها و تسلیم به خداوند اعتماد میکنم و باور دارم که خداوند توانایی اینو داره که از جایی که من حتی گمان نمیبرم به من روزی به غیر الحساب بده بنابراین به هر ایده ای که از این آگاهی برتر و بالاتر میاد اعتماد کنم خدایی که منو بی قید و شرط لایق بهترینها میدونه و در وجود منه با من نفس می کشه با من حرکت میکنه منو قضاوت نمی کنه به فکر منه خدایی که بینا و شنوا و آگاه و دانا و قدرتمند هست خواسته منو توانایی و قدرت منو میدونه اعتماد کنم و بارها میگم خدایا تو میدونی و تو میتونی از جایی که حتی به فکر من خطور نمی کنه منو به خواستم هدایت کنی همه این باورها همه این کار کردن ها روی خودم همه این کنترل ذهنها آرامش و احساس خوب منو بیشتر مجاب میکنه که من در مسیر درستم فقط باید به این الهامات عمل کنم هر ایده ای چه از نظر ذهن من کوچیک باشه یا غیر منطقی و یا نا مرتبط با هدفم باشه من فقط باااااید انجامش بدم تا در هر قدمی که بر میدارم قدم بعدی به من گفته بشه و مسیر برای من روشن بشه
من بارها به خودم میگم من تو مسیر توحید هستم و تو این مسیر من لاجرم به خواسته هام هدایت میشم فقط باید عملگرا باشم
وقتی به روند زندگی خودم نگاه میکنم بیشتر و بیشتر درک میکنم که خداوند هر لحظه زندگی منو حمایت ،هدایت و حفاظت کرده و میکنه این روزها خیلی بیشتر میخوام به این خدای قدرتمند اعتماد کنم متصل تر بشم فقط خدا میدونه چقدر عاشق اتصال به این آگاهی برتر و دریافت الهاماتش هستم تا پایه اعتماد به نفس و عزت نفس خودم رو بر پایه لایق شدن برای شنیدن این هدایتها بنا کنم گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش استاد و مریم عزیزم عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
سلام استاد و سلام مریم گلی زیبای من
استاد چند روزه ذهنم رو درگیر این سوال کرده بودم یا بهتره بگم تمرکزم رو گذاشته بودم روی این سوال ک چطورمیتونم درآمدم الانم رو چند برابر کنم؟
و من دیروز غروب تصمیم گرفتم امروز پنج شنبه سرکارم نرم و بافرشته کوچولوم خونه باشم تا هم استراحت کرده باشم و هم دقیق تر بتونم ب الهامات گوش بدم هرچند، مدتی هست کارم یه جورایی برام استراحته ب لطف الله.
امروز طبق معمول هر روز صبح اومدم سایت و دیدم فایل مصاحبه با استاد اومد روی صفحه ی گوشیم
وااای خدای من چقدر این فایل ب موقع بود
استاد هنوز حدودا ۲۰ ثانیه از فایل مونده بود ک یه صدای خیلی واضح
خییییلی واضح
اصلا انگار یکی اومد کنارم نشست و بهم باصدای بلند گفت پاشو برو بندر انزلی
من تنها بودم و صد در صد جسم روحم اون لحظه توی گوشیم بود و مشغول گوش دادن ب صحبتهای شما بودم و این صدا اومد . خداااای من
و من در لحظه با صدای بلند بهش گفتم چشم
هرچند، چند ساعت تا اونجا فاصله دارم و اصلا نمیدونم چرا اونجا اما بهش اعتماد کردم و تاچند دقیقه ی دیگه راهی هستم و نزاشتم فکرم بره جاهایی ک نباید بره ..
از اونجایی ک بارها برام پیش اومده ک ایده ای یا فکری یا زنگی توی گوشم ب صدا دراومد و متاسفانه تجربش رو دارم نجواها اومدن و گفتن الان بیرونم، نمیشه،برسم خونه عملیش میکنم یا الان دارم بچه رو غذا میدم نمیشه ، کارم تموم بشه حتمن میرم سراغش،یا الان ب این دلیل و ب اون دلیل نمیشه و دیدم ک وااای بخاطره چه بهانه های کوچیکی ک همش نجواها و دلایل پوچی بود ک اصلا جایز نبود بهش توجه کنم ایده پرید و یا بعضی مواقع کلا اون الهامی ک اون لحظه بهم شد از ذهنم پاک میشه و هرچقدر بعدش فکرمیکنم دیگه نمیتونم بیاد بیارمش.
البته این تجربه مدتهاس برام کمرنگ تر شده و ازش درس گرفتم
الانم ک چند دقیقه بیشتر از شنیدن اون صدا نمیگذره میخام زودتر کامنتم رو تموم کنم و برم و راهی شم چون میدونم اگر بیشتر زمان بهش بدم نجواها میاد و هزار ویک دلیل واسم میاره ک نرو و نمیشه
استاد بزار بگم برای من اگر بخام گوش بدم و دل ب دلش بدم چیا ب من میگه ..
راه دوره فکر خودت نیستی فکر بچه باش..
تو بچه کوچیک داری نمیشه بشین یکم فکر کن آخه..
حالا بری ک چی؟ مطمئنی کارت درسته؟
میخای ب جواب سوالت برسی همینجا توی خونه هم میتونی فکر کنی تو ک تا شنبه بیکاری بشین خونه فکر کن تا ب جوابت برسی ..
چرا میخای این قدر خودتو اذیت کنی؟
تنهایی توی جاده خطرناکه اومدیم و یه مشکل برات پیش بیاد..
از آب و هوا مطمئنی ک میخای بری؟
پول کافی داری؟
شب بشه و نتونی خودتو تا اون موقع برسونی خونه چی؟
و
من از اونجایی ک استادم شمایی و سعی کردم درسم رو خوب یاد بگیرم بهش گفتم کامنتم تموم بشه در نهایت آرامش آماده میشم دست بچم رو میگیرم موبایلم رو برمیدارم از پله ها میرم پایین و میگم خدایا ب اراده و ب لطف تو دارم میرم هر وقتم برگردم هرچقدر هم طول بکشه برام مهم نیس چون بارها دیدم ک چطور در هر شرایطی مراقبم بودی.
استاد ب قول شما هرچقدر
هم روی خودت کار کنی نجواها همیشه هست کافیه من الان ب یکی از این نجواها گوش بدم شاید یه فرصت طلایی رو از دست بدم
هرچند یه مدته گوشم رو ب نشنیدن این نجواها عادت دادم اما اونا همیشه هستن این منم ک بهشون میگم
عا عا
من ب محض اینکه حسم رو ب استادم انتقال بدم و بگم ک این فایل سه دقیقه و چهل و سه ثانیه ای شما قطعا امروز منو نه تنها ب جواب سوال چند روز پیشم می رسونه بلکه در طول این مسیر ب خیلی جواب های دیگه ک از قبل توی ذهنم و اطرافم ب دنبالش بودم خاهد رسوند.
ایمان دارم ک حرکت کردن همیشه جواب میدهد .
ازت ممنونم استاد ک همیشه برای من بجا و بموقع میای و کمکم میکنی .
بقول شما باید توی مدارش باشیم ک دریافت کنیم و خدارو شکر میکنم ک توی این حال و هوا و باشما همراه هستم
از مریم گلی مهربان و دوست داشتی هم سپاسگزارم.
دوست عزیزم ، یاس جانم سلام
امیدوارم الهام و نشانه ای که از رفتن با بندرانزلی بهت شد سراسر خیر و فراوانی باشه و نقطه عطف زندگی ت و ما رو هم در تجربه این سفر شریک بدونی و از خوندنش لذت ببریم . و البته بهت تبریک میگم که به نجواهای ذهنت اهمیت ندادی و صدای الهام رو بالا بردی و پای در راه گذاشتی 👍👏👏😍😍
انگار استاد میدونه چه وقت و کجا چه فایلی بذاره ، ینی بقول معروف میزنه تو خال دقییییییق
برات از خدای توانا و مهربون سلامتی ، شاری ، عشق و ثروت رو طلب میکنم 🤲🤲❤❤❤
سلام آسیه ی عزیزم
سلام دوست خوبم.
بااین جمله ی استاد و این نیت و کلام همیشه ب جاهایی ک ترس دارم پا میزارم ک هر اتفاقی بیفته ب نفع منه . هر اتفاقی بیفته برای من از دل اون اتفاق خیرو خوبی بوجود میاد و ب جلو حرکت میکنم .
جای همه ی شما دوستانم خالی بود کلی بمن و فرشته کوچولوم خوش گذشت
برای اولین بار رفتم واین شهرزیباوچندتا شهرهای اطرافش رو دیدم
اولین بارم نبود ک تنها سفرمیکردم اما دیگه این یکی خیلی یهویی شد. از لحظه ای ک تصمیم گرفتم،تا برم راهی بشم نیم ساعت طول کشید.
آدم واقعاوقتی تصمیم بگیره ک کاری رو با کمک خدا انجام بده انگاربقیه ی عواملی ک اون تصمیم رو ب سرانجام میرسونن دیگه دست تو نیست و اتفاقات زنجیره ای پشت سرهم برات خودش بوجودمیاد و مثل کلیدهایی توی صف واستادن و یکی یکی توی قفل میچرخه و براحتی قفل هارو برات باز میکنه،
یکی یکی درها باز میشه
وچقدرتورو راضی وخوشحال از گرفتن اون تصمیمت میکنه. واای خدایا شکرت
کلی برام همه چی مثل همیشه عالی پیش رفت
همه چی ب لطف خدابرام فراهم شد
هواعالی بود
با چه افرادمهربون و نازنینی آشناشدم
چندتا مکان جدید رو دیدم
کنار مزرعه های برنج عصرونه خوردیم
چقدردوستانه و صمیمانه بود همه چیز
چندتا دوست خوب پیدا کردم
چندتا غذای جدید محلی و متفاوت و خوشمزه خوردیم.
چقدر قوی ترشدم
چقدرقدرت تصمیم گیریم بیشترشد.
چقدر یه سری ترسهای ریزی ک اصلا دیده نمیشدن رو پیدا کردم و از وقتی برگشتم دارم روشون کار میکنم.
اگر بخوام ازاین سفرتقریبا دوروزه بگم
میتونم بگم من قبلش ک آماده ی رفتن بشم ،پیش خودم گفتم حتمن برام یک سفر پولساز خواهد بود یا یه چیزی شبیه ب این میومد توی ذهنم
یعنی یه ایده ای،یه شخصی،یه حرکتی، یه مکان خاصی ک منو ب این ایده برسونه یا هرچی شبیه ب این،
ساعتهای اول رفتنم ذهنم رو مشغول خودش کرده بود
من بیشتر ب این عنوان و بااین ذهنیت راهی شدم .
اما نمیدونی چه چیزها و چه تجریبات نابی از این سفرکوتاه پیدا کردم ک هرگز با پول برام قابل مقایسه نیست.خدایا شکرت
نکته ی دیگه ک دوس دارم بگم این هست ک من اگر بخوام آموزه هام رو ازاستاد و فایلهای دانلودی رو دسته بندی کنم و عواملش رو بگم بزرگترین عاملش بعد از توکل بر خدا غلبه بر ترسهام بوده و شجاعتی ک توی خودم ایجاد کردم بوده
چون من بیشترین آسیب رو درزندگی و گذشتم از ترسهام داشتم برای همین این موضوع رو توی صحبتهای استاد خوب تونستم بفهمم و درکش کنم و برای همین تقریبا خطا و آزمون های زیادی رو مثل رفتن ب همین سفر و سخت نگرفتن و گرفتن تصمیمات مختلف برای خودم میسازم و همیشه هم برام عالی جواب داده. خدایا شکرت
خیلی خوب بود
خیلی خوشحال ب لطف الله برگشتم خونه
خیلی راضی برگشتم خونه
و از اون روز خیلی اتفاقات جالب داره برام میفته .
در راه برگشت باخودم یه لحظه گفتم شاید اگر یه روزی لازم شد و برای چندمین بار باز تصمیم ب مهاجرت بگیرم یکی از گزینه هام بندر انزلی باشه چون مطمئنم خداوند درکنار تمام این لذتهایی ک بردم و تجربیات خوبی ک برام داشت و منو اونجا کشوند، خاست بعدها یه چیزی رو برام واضح تر و روشن ترکنه چون من ب داستان مهاجرتی ک استاد همیشه حرفش رو میزنه خیلی اعتقاد دارم. من ب فال نیک گرفتمش و توی قلبم این اتفاق خوب رو نگه داشتم.
برات بهترین هارو از خداوند میخام
انشاالله همیشه اوقات ب کامت باشه و درنهایت آرامش و سلامتی و ثروت باشی دوست خوب من
مصاحبه با استاد 29
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
استاد عزیزم باور کنید اشک توی چشم هام جمع شد با شنیدن این فایل 3 دقیقه ای اونم چند دقیقه بعد از نوشتن تمریم ستاره قطبیم اونم وقتی که میخواستم روزم رو با آگاهی های ناب شما توی دوره دوازده قدم شروع کنم چون توی تمرین ستاره قطبیم از خداوند خواستم که :
خدا جونم دوست دارم امروز ی کم عملگراییم رو از فایل های استاد رو ببرم بالا
و چقدر خوب خداوند پاسخ من رو داد اونم با ی همچین فایلی که چطور باید عملگراییم رو ببرم بالا چون دیروز همش داشتم به این فکر میکردم که ی سری از بچه های سایت که اینقدر نتیجه های عالی گرفتن و خیلی هم کامنت نمیزارن یا اصلا کامنت نمیزارن تنها دلیل این نتایجشون عملگراییشونه و این اون چیزی هستش که من باید بیشترش کنم نه صرف گوش دادن فایل ها و کامنت گزاشتن و بقول شما حرفهای قشنگ زدن
تازه دفتر ستاره قطبیم رو گذاشته بودم کنار میخواستم برم سراغ جلسه 5 قدم هشتم اما وقتی اومدم توی سایت و دیدم نوشته مصاحبه با استاد حسم گفت اول این رو گوش بود چون من فایل قبلی رو که در مورد رسیدن آسان یا سخت به خواسته ها رو گوش دادم دیروز اما دیروز اونقدر غرق در آگاهی های جلسه چهارم قدم هشتم بودم که اصلا نمیخواستم ازش بیام بیرون .یعنی نمیتونم بگم چه حس و حالی داشتم بعد از خوندن توضیحات زیر اون فایل و خوندن چند تا از کامنت های بچه ها انگار بقول معروف روی ابرها داشتم سیر میکردم .اتفاقا بحث اون جلسه که در مورد تجسم کردن در مورد خواسته ها و عمل کردن به ایده های الهامیه خیلی هم مرتبط هست با این گفتگوی 3 دقیقه ای با ارزش که وقتی تجسم کردن جواب میده که اولا با حس خوب همراه بشه و بعدش هم به ایده هایی که الهام میشه عمل بشه در حالی که چگونگی و مسیر رسیدن رو به خداوند واگذار میکنیم نه صرف فقط تجسم کردن و توهم زدن همون کج فهمی که همه ی ما ممکنه اوایل کار دچارش بشیم
و حالا سوال اینه که :
کلید عمل کردن به ایده های الهامی ؟؟ ؟
وقتی به این سوال نگاه میکنم ی عبارت 6 کلمه ای اما 6 کلمه ای که اونقدر ارزشمند هستن که استاد تصمیم گرفتن بهش جواب بدن و وقتی استاد به ی سوالی جواب میده و براش فایل میزاره و وقت یعنی اون سواله سوال خوبیه و ارزش صحبت کردن رو داره
و جواب استاد :
بر میگرده به باورهای توحیدی و اصل هدایت
به اینکه ی نیرو و انرژی و راهنمایی توی این جهان هست که اشراف کامل داره به همه ی مسیرهای رسیدن ما به خواسته هامون و خودش رو موظف دونسته که امر هدایت ما رو بخوبی انجام بده :
ان علینا للهدی
و اینکه ما قمستی از خود این نیرو و انرژی هستیم که باز هم خودش گفته :
ونفخت من روحی
و تنها زمانی ما اون راهنمایی و هدایت رو دریافت میکنیم که بهش وصل باشیم و ازش جداش نباشیم
مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ
و گرنه اگر ساز خودمون رو بزنیم و منم منم کنیم :
وَمَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُرْشِدًا(قسمتی از آیه 17 سوره کهف )
و تنها اون رو محیط به اون راهنماییهای و هدایت ها بدونیم و چیز دیگه ای رو قاطی اون نکنیم و بدونیم که اون همه چیز رو میدونه و ما هیچی نمیدونیم چون باز خودش بارها گفته :
الله یعلم و انتم لاتعلمون
وَلَا یحیطونَ بشی ءٍ مِنْ عِلمِهِ (قسمتی از آیه 255 سوره بقره )
اگر تمام این ها رو بدونیم اونوقته که میفهمیم که هیچی نمیدونیم در مورد اینکه خداوند چطور میخواد ما رو هدایت کنه اما میدونیم که این کار رو انجام میده اگر ما در برابرش تسلیم باشیم و هی با عقل ناقص خودمون چطور چطور نکنیم و هر وقت ی چیزی رو بهمون میگه فقط بگیم چشم و انجامش بدیم و دو دوتا چهارتا نکینم
سپاسگزارم استاد
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی خوش قلب❤
سلام به همکلاسیهای عزیزم😊
استاد این ۴ دقیقه فایل به اندازه کل فایلهایی بود که من تا به حال دیدم، میدونید چرا؟ شما همیشه توی تمام فایلهاتون به ما میگین که همیشه به الهاماتی که بهتون شده بدون هیچ چون و چرایی عمل کردین و نتایجی رو گرفتین که خودتون باورتون نمیشده که اینقدر شگفت انگیز باشه دلیلش باوری بوده که به اون منبع آگاهی داشتین،😊 اما شخص خود من با اینکه خیلی مواقع الهامات با نشانه ها بهم گفته شده ولی چون باور نداشتم( البته الان بهتر شدم ) با عقلم دو دوتا چهارتا کردم و دیدم منطقی نیست و بیخیالش شدم و عمل نکردم و به چالشهای زیادی برخورد کردم چرا؟ چون باور نداشتم که بابا قرار نیست همه چیز منطقی باشه این بازی ذهن که میگه نه بابا نمیشه بیخیالش شو، استاد من امسال به خودم قول دادم روی باور فراوانی کار کنم، خداوند با الهاماتش و نشانه ها بهم بارها و بارها گفت ، فعلا” محصولات رو بذار کنار و از سریالهای
زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا شروع کن یه مدت این کارو کردم و نتایج عالی گرفتم درآمدم توی یکماه رسید به ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ میلیون تومان برای منی که بعضی ماه ها درآمد نداشتم هیچی ، پول زیادی بود🌹 رفتارم هم خیلی بهتر شده بود چون با اینکه مقاومت داشتم اما بهش عمل کردم و نتیجه گرفتم، ولی باز بیخیال الهاماتم شدم باز دارام میبینم و احساس میکنم که این آگاهی داره دوباره بهم میگه که برو و سریالها رو ادامه بده اما ذهن منطقی من میگه اون بار چون بازار خوب بود شد و……… و جالب بدونید دوباره برگشتم سرجای اولممممم، این فایل به شدت منو تکان داد که بابا دیگه چطور باید بهت بگم به نشانه ها توجه کن🙃
من به خدا گفتم غلط کردم دیگه هر چی تو بگی❤
و در آخر
تکامل در مسیر باید باشه🌹
اما تکرار یه مسیر با این عنوان که دارام تکاملم رو میگذرونم
( جهل و نادانی )
استاد و مریم بانو خیلی خیلی از شما سپاسگذارام❤
شاد باشین❤❤❤
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
من فایل مصاحبه با استاد رو خیلی دوست دارم و همه اونها رو گوش دادم صبح که سایت رو باز کردم و فایل جدید دیدم با اشتیاق دانلودش کردم
استاد دقیقا این سوال دیروز تو ذهنم ایجاد شده بود که از کجا بفهمیم که چیزی که ذهنمون رو مشغول میکنه و از ما می خواد اون رو انجام بدیم یا ندیم الهامه و باید بهش گوش بدیم.
امروز صبح که فایل را دیدم و دانلود کردم وگوش دادم خیلی ذوق کردم چون هم مثالی که زده بودید که خدا علمش به همه چیز محیطه و به ما میتونه به راحتی نعمتها یا خطرات یا راه درست و نادرست رو نشون بده با مثالی که از هلیکوپتر زدید خیلی برام جالب بود متوجه شدم که گاهی اوقات راه درست ومسیر درست و نعمتهاو خطرات به ما الهام میشه ولی ما چون اهمیت نمیدیم و بیخیال از کنار اونها میگذریم نعمت را دریافت نمی کنیم یا به خطر میافتیم
درسته که ما اول راهیم و ممکنه گاهی اوقات متوجه نشیم که این راهنمایی یک الهامه اما امیدوارم با کار کردن بیشتر روی خودمون بتونیم درک بهتری از الهامات الهی داشته باشیم و با عمل کردن به اونها زندگیمان را به در تمامی جوانب بهبود ببخشید از راهنمایی شما بینهایت ممنونم
مثه وقتی سر کلاس با مسئله ای مواجه شدی از بچه های کلاس میپرسی و جوابو بهت میگن ولی تو شک داری جواب درست این باشه! و دوباره جواب رو از دبیر میپرسی وقتی دبیر جوابتو بهت میگه دیگه خیالت راحت میشه
چون قبول داری ک بیشتر از تو میفهمه و حتی بیشتر از همکلاسیات
منم باید چنین باوری رو در خودم ایجاد کنم
یه خدایی هست ک جواب همه ی سوالات منو بلده
خیر و شر منو بهم الهام میکنه
نیرویی رو باور کنم ک برگی بدون اجازه ی اون روی زمین نمیوفته
نیرویی ک جهان رو با همه پیچیدگیش خلق کرده
مالک دنیا و اخرته
مثه این میمونه که توی هزارتویی باشی خدا از اون بالا نگاه کنه بگه رسول تو اگه از سمت چپ بری راحت تر به مسیرت میرسی یا میگه از اونجا نرو اگه از اون ور نرو یا میگه یا میگه این مسیر سریع ترین راه.، باور داری ک یکی ب ای هزار تویه اشراف داره ک راهنماییت میکنه
و این سیستم اینقدر دقیقه هرکی توی مدارش باشه و باور داشته باشه ک لایق هم صحبتی با خدا هست و خدا فقط خیرش رومیخواد و راه درست رو نشونش میده
دیگه وقتی چنین نیرویی رو باور کنی
میشی عباسمنش ک توی یه ماه توی ۳۰/۴۰ تا کلاس کنفراس میداد چون باور داشت ک خدا گفته این کار رو بکن
بهش گفته میشه ک فلان فایل رو الان باید ضبط کنی، نمیگه من فعلا اطلاعات کافی در مورد این موضوع ندارم با رفتن ایمانش رو نشون میده و بهش گفته میشه و بعضی موقعه ها هم میگه که من این حرف ها رو نمیزنم من بلد نیستم اینا رو بگم خدا این حرف ها رو ب زبونم میاره
اگه باور کنی میشی ابرهیم وقتی میگفت ستاره، ماه، خورشید خدای منن وقتیم غروب کردن گفت غروب کنندگان نمیتونن خدا باشن و گفت خدا اگه منو هدایت نکنی قطعا من از گمراهان میشم و هدایت شد
قبول کرد ک یه نیرویی وجود داره ک بیشتر از اون میدونه
میشی مادر حضرت موسی ک وقتی بهش گفته شد ک بچه شیر خوارشو بذاره تو رود نیل گفت باشه، نگفت من بیشتر از چیزی ک بهم گفته میشه بلدم و بچه رو توی بیابونی قایم میکنم، نیرویی رو قبول داشت ک خیر اون رو میخواست
میشی موسی وقتی یکی رو کشت ب بیابون فرار کرد و گفت: خدا من محتاجم از هر خیری ک از تو ب من برسه ، نیرویی رو قبول داشت ک قدرتش از قدرت مردم بیشتره
استاد و خانم شایسته عزیز
خدا جفتتون رو حفظ کنه، جفتتونو
دوستون دارم در پناه الله یکتا شاد،ثروتمند و سالم باشید
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان عزیزم 🙂🙂
خدارو سپاسگزارم که قسمتم کرد امروز توی پیاده روی صبح این فایل زیبا رو گوش کنم .
و این نکته رو دوست دارم بنویسم که من قبل از اینکه قانون سلامتی رو استاد تولید کنند به دلیل یک سری بیماریهای مزمن، مشکلات جسمانی داشتم که دوموردش رو میگم یکی کمردرد و دیگری مشکلات هورمونی که خود مشکل هورمونی می تونست عامل بسیاری از بیماریهای دیگر باشد .
ومن از خدا خواستم یک راهی را پیش روی من قرار بده که بدون مصرف داروهای شیمیایی ومراجعات مکرر به دکتر ها مشکلم رفع بشه ،شاید اگر اون زمان به کسی می گفتم به این شیوه که نوشتم میخام درمان بشم بهم می خندید ومی گفت مگه داریم یا مگه میشه 😃😃😃
ومن یک دیدگاه که دارم نسبت به داروهای شیمیایی این هست که اگر یک درد درمان کنه عامل ایجاد بیماریهای دیگری در من خواهد شد چون این داروها با مکانیزم بدن انسان سازگار نیست .واصلا با دارو موافق نیستم.
ویک خواسته دیگری که داشتم این بود که حاضرم چند میلیون هزینه کنم ویک مربی بدنسازی بگیرم خصوصی باهام کار کنه به صورتی که وزنم بیاد پایین ولی لاغری من بیشتر به صورت موضعی باشه نه کل بدن ……
و وقتی استاد دوره قانون سلامتی روی سایت گذاشتند درمورد توضیح دادند حتی تاکیدشون
روی درمان بیماریهایی مثل فشارخون وقند بود که خداروشکر من این دو بیماری نداشتم ،اما از الهام خداوند😘😘😘😘😘
بعد از شنیدن معرفی دوره انقدر خوشحال شدم واز درون یک ندایی بهم گفت این همون چیزی که آرزوش داشتی بهش برسی برای درمان بیماریهات وتناسب اندام ،حتی در ابتدا پولش نداشتم و اعضای خانواده با خریدش باهام مخالفت کردند ولی من خرید این بسته جزوه آرزوهایم نوشتم وبعد از گذشت تقریبا دوماه بسته رو خریدم وخدارو شکر نتایج استفاده از اونو دیدم ….
کمردرد و مشکل هورمونی رفع شد😉😉😉😉
ووزن من ۱۰کیلو کاهش یافت و بیشتر از این میزان روهم می تونستم ولی خودم فعلا نخواستم و تناسب اندام رو تجربه کردم که تا حالا با هیچ رژیم وباشگاهی تجربه نکرده بودم 😍😍😍
وبه یقین رسیدم که به قول استاد خداوند در هواپیما از آسمان جنگل رو نگاه می کنه وبه من که احاطه ای به شرایط و محیط دور وبرم ندارم راه رو نشون میده
❤❤❤❤❤❤❤
الهی شکرت خدا بابت الهاماتی که به ما میکنی،از استاد عزیز هم بابت آگاهی هایی که می دهند بینهایت سپاسگزارم .
دوستان گلم در پناه خداوند شاد ،سالم و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید😉😉😉
فعلا خدانگهدار👋👋👋
سلام و درود به استاد عباس منش
خیلی ممنونم بابت این فایل.
مثال خیلی خوبی بود، ولی رسیدن به این مرحله نیازمند باورهای بسیار بسیار قوی داره . هنوز یه جاهایی ناخودآگاه به چیزهایی فکر میکنم و متوجه میشم این از یه باور غلط میاد، و دوباره به خودم میگم مگه نه اینه که قرآن میگه فلان ، استاد عباس منش میگه فلان ولی تو بازم برگشتی سر خونه اول. یه جاهایی تغییر رو احساس میکنم ولی یه جاهایی هنوز نیاز به کار داره.
متشکرم استاد بخاطر این فایل
الهی شکر، الهی شکر، الهی شکر
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاسگزارم استاد درسته این فایل کوتاه بود ولی تو همین جمله کوتاه کلید رو بما دادید
سپاسگزارم از دوست عزیز که این سوال خوب رو پرسیدند
که همیشه یادمون باشه این مثال جنگل رو بزنیم
که استاد تو دوره ۱۲ قدم بیشتر درمورد این موضوع صحبت کردن و کاملتر توضیح دادن
که وقتی ما خودمون رو تو جنگل تصور کنیم و نمیدونیم از کدوم طرف باید بریم
باید باور داشته باشیم که ما از خودمون چیزی نداریم و ما ناتوان هستیم که بخواهیم خودمون نجات بدیم و مسیر درست رو پیدا کنیم
و باید باور داشته باشیم یه نیروی برتری وجود داره که از اون بالا حواسش به ما هست و عاشقانه دوست داره ما رو هدایت کنه و مسیر درست رو بما نشون بده
کافیه باورش کنیم چنین نیروی وجود داره و قبول کنیم هر الهامی اومده و اگر تو اون لحظه احساس خوبی داشتیم بدون شک اون الهام رو از طرف خداوند بدونم
مهم اینکه بپذیریم این الهام بخاطر جواب درخواست ما بوده که از خدا خواستیم و خداوند هم پاسخ داده و داره ما رو هدایت میکنه
و نیاز که باور کنیم و ایمان خودمون رو نشون بدیم و بپذیریم و حرکت کنیم
إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ
و چون بندگان من از تو پرسیدن ، بگو من به آنها نزدیکم، هر کسی مرا بخواند دعای او را اجابت میکنم
خدایا شکرت امروز صبح با این فایل کوتاه کمکم کردی تا بیشتر به الهامات خداوند توجه کنم و روزم رو با کمک گرفتن از هدایت خداوند شروع کنم
عاشق همه تون هستم
انشالله هر کجا هستید شاد ، سالم ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
فعلا
یا حق
🙏🌸