مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Ramezani گفته:
    مدت عضویت: 2565 روز

    به نام خدای بخشنده ی مهربان

    سلام استاد عزیز

    امروز صبح که از خواب بیدار شدمو میخاستم گوش دادن به فایلهارو شروع کنم…

    داشتم از خدا میپرسیدم که چجوری روی خودم کار کنم که نتایج بهتری بگیرمو قانون رو بهتر درک کنم؟؟؟

    و طبق معمول اومدم به نشانه ی من که خدا باهام حرف بزنه و بمن بگه،،،،

    که این فایل4دقیقه ای اومد که فقط توش یک سوال پرسیده شده بود؟؟

    اونم چه سوالی!!!!!!!!!

    چی بگم دیگه ،بخدا گاهی هنگ میکنم از دقت قوانین!!!!

    اصلا مگه واضحتر از این میشه!!

    که این سوال رو بپرسم ..‌خدا هم درجواب بگه به ایده های الهامی که بهت میگم عمل کن!!!!!!

    چیزیکه همیشه ذهنم براش2،2تا4تامیکنه!!!

    چیزیکه همیشه پشت گوش میندازمو میگم حالاباشه بعداانجامش میدم!!!!!!!!

    چیزیکه هر وقت بهم گفته شده و عمل کردم نتایجش فوق العاده بوده….

    همینجا به خودم و خدای خودم تعهد میدم که خییییلی اینکار رو جدی بگیرم و هر چیزیکه بهم الهام بشه رو عمل کنم…

    اینقدر قشنگ بهم بگه من ازون بالاتوی هلکوپتر نشستم و دارم مسیر رو میبینم و بهت میگم که الان چجوری و از کجا بری!!!

    من برات یه قطب نمای درونی میشم که راه رو بهت نشون میدم..

    توفقط بایدبمن اعتماد کنی و ایمان بیاری…

    بقیه شو من برات لنجام میدم.کار تواینه که بندگی منو بکنی!!

    استاد دارم جلسه ی قرانی قدم اول گوش میدم که اتفاقا درمورده هدایته…….و چقدر قشنگ این موضوعات بهم ربط دارن!!

    چقدر قشنگ کنار هم میشینن تا پازل کامل بشه…

    توی اون جلسه گقتین تکلیفتون با خودتون روشن میشه!!!

    چقدر نیاز دارم استاد که برای یکبارم شده تکلیفم رو با خودم روشن کنم..

    ببینم میخام چکار کنم و با خودم چند ،چندم!!؟؟

    خداجونم ازت سپاسگزارم که اینقدر قشنگ جوابم رو میدی!اینقدر واضح!!!

    استادم از شما هم سپاسگزارم که این قسمت رو به سایت اضافه کردین من خیییییییییلی ازش استفاده میکنم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    ژیلا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1500 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد و همه عزیزانم

    خدارو شکر که یکبار دیگه بمن فرصت داد و رزقم رو دریافت کردم

    از ساعت 5 که تو سایتم و کامنت خوندم و دوتا فایل اخیر رو گوش دادم تا الان که ساعت 9 و نیمه

    یه احساس سبکی خاصی دارم چه از نظر وزن و جسمی و چه از نظر روح و قلبی فکر میکنم یه گره هایی در درونم باز شده فکر میکنم یه چیزایی برام واضح تر شده یه کالبد شکافی از روح و روانم انجام شد به وجود توده سیمانی در درونم پی بردم که مواقعی که در درون فرو میرفتم وجود یه چیزی یه سفتی ای رو احساس می کردم که باعث سفت شدن فک پایینم میشد و هجوم افکار و نجواها حالم رو بد میکرد

    خدایا بخودم ظلم کردم استغفرالله ربی و اتوبوا علیه

    خدایا با چه زبانی شکرت گویم که من جزعه بهترین ها تو این مسیرم البته که اینجا هم مدار به مداره و من تو مدار پایین پایینه هستم ولی خیلی راضی ام بالاخره استمرار تو این مسیر خودشناسی و توحید جواب میده به والله قسم جواب میده تا چند وقت پیش نگران بودم که عمرم کفاف نده که به اون درک و مدار بالا برسم و تو همین مراحل اولیه توقفم زیاد باشه و بمونم تو همین جایگاه فرکانسی ولی به لطف کامنت یکی از دوستان متوجه شدم که اگر هم بمیرم در راه جهاد و خودشناسی بودم و پاداش کسانی که در راه خدا جهاد میکنن مشخصه دیگه

    خدارو هزاااارااان بار شکر

    استاد فرمودن توی دفترتون پیشرفت هاتونو بنویسید

    داشتم فکر میکردم من رانندگیم خیلی خوب شده

    دسته بندی اسباب و وسایل خونه رو بهتر انجام دادم

    یکی دو سالی میشه که آرایشگاه نرفتم و ابروهای قشنگم رو خودم تمیز و حتی قرینه کردم موهامو رنگ میکنم ناخنامو لاک میزنم

    یکمی در حد یک درجه کمتر و دیرتر عصبانی میشم و اون فریادهایی که سر پسرم میزدم سر دخترم نمی‌کشم

    من وقتی بفهمم یه چیزی درسته بهش می چسبم و تا آخرش میرم مدتها اشتباه فکر کردم اشتباه زندگی کردم چون میخاستم آدم خوب و مومنی باشم میخاستم آنقدر این دنیا زجر بکشم سخت زندگی کنم تا اون دنیا بهشتی باشم و جزعه ابرار خخخخخ

    ببین دیگه تا ته بدبختی رو درآوردم

    ولی خدارو شکر آنقدر لایق هستم آنقدر آدم خوب و شایسته ای هستم آنقدر صفت های خوبی تو ذاتم دارم که به مسیر حق هدایت شدم

    اصلا حرف زشت و نامربوط که تو جامعه رواجه و بعضی اطرافیانم کاملا عادی میدونن از دهنم خارج نمیشه، سعی میکنم صداقت رو رعایت کنم دیشب رنگ مو خریدم شاگرد مغازه از صاحبش قیمت رو پرسید و 150 تومن رو 125 متوجه شد و وقتی رسید رو دیدم متوجه شدم یه لحظه گفتم خب کمتر کشید چه شانسی آوردم ولی خدا خودش خوب میدونه شاید 2 ثانیه طول کشید فورا گفتم پسرم کم کشیدی و بقیه اش رو پرداخت کردم و فروشنده هم گفت واقعا تو این دوره و زمونه همچین آدمایی گیر نمیاد ،همین الان یاد کامنت شهرزاد سایت افتادم معامله میلیون دلاری رو با صداقت انجام داد برای من که مبلغی نبوده ولی مهم نفس کار هست به قول یکی از دوستان که می‌گفت اگه یکی رستورانی جایی می‌ره و چند تا نمک یا نی یا دستمال یا هرچی بیشتر از مقدار همیشگی برمیداره و استفاده می کنه این همون آدمیه که اگه یه پست دولتی و مهم بگیره اختلاس می‌کنه چون اون صفته درونش هست تو ذاتش هست

    خدارو شکر

    پاشنه آشیل های من که فراووونه یکیشم همین کامنت نوشتن بود که دارم رفعش میکنم

    بقول رویاخانم سایت تمام جنبه های زندگیم احتیاج به ترمیم و بهبود داره همین که دارم آگاه میشم به وجودشون نعمته خدایا بازم شکر هزار بار شکر

    غرق در نور الهی باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2030 روز

      بنام خدای مهربان

      سلام ب دوست عزیزم ژیلای عزیز

      خیلی ازت ممنونم بابت کامنت ارزشمندی ک نوشتی چقد نکات خوب یادگرفتم و مهارتهای خودمم یادم اومد

      دیشب من ب این فایل هدایت شدم چنتا از کامنتها رو خوندم خیلی عالی بودن همون لحظه تصمیم گرفتم فردا صبح هم فایل و گوش بدم و هم تمرینی ک استاد گفتن و انجام بدم تو نت گوشیم

      خداروشکر تونستم عمل کنم ب دوتا،وقتی داشتم می‌نوشتم، حین نوشتن هم فکر میکردم هی بیش‌تر یادم میومد

      ک بیش از 80 تا مورد نوشتم از کوچیک تا بزرگ

      ولی اینایی ک شما اشاره کردی اصلا یادم نبود

      من تاحالا آرایشگاه نرفتم برای اصلاح،از همون بچگی ب دست خواهرم نگاه میکردم یاد گرفتم از کلاس 5 ابتدایی ابروهای مادرم و اصلاح میکردم و خودم همیشه برای خودم انجام میدادم

      تا جایی ک هدایت شدم ب کار تو ی سالن ک اصلاح انجام بدم،بدون دیدن هیچ آموزشی فقط با ادامه دادن و مهارتی ک هرروز بهتر میشد

      جوری کارم و بادقت انجام میدادم ک اسمم افتاد رو زبون ها

      الانم کار کوتاهی،رنگ و اصلاح مادر و خودم و کوتاهی خواهر هام و انجام میدم

      واین ی مهارت و پیشرفت عالیه برای من

      من با یاد گرفتن خیاطی هم کلی ارزش خلق کردم

      هم برای خودم،مادرم،خواهر هام

      برادر و پدرم لباس دوختم

      و کلی لباس زیبا و مدلهای ک هدایت شدم دوسداشتم برای خودم دوخت میکنم و لذت میبرم الهی صدهزار مرتبه شکرت

      چقد قشنگ گفتی:

      قول یکی از دوستان که می‌گفت اگه یکی رستورانی جایی می‌ره و چند تا نمک یا نی یا دستمال یا هرچی بیشتر از مقدار همیشگی برمیداره و استفاده می کنه این همون آدمیه که اگه یه پست دولتی و مهم بگیره اختلاس می‌کنه چون اون صفته درونش هست تو ذاتش هست

      و چقد این آگاهی خیال منو راحتتر کرد :

      چند وقت پیش نگران بودم که عمرم کفاف نده که به اون درک و مدار بالا برسم و تو همین مراحل اولیه توقفم زیاد باشه و بمونم تو همین جایگاه فرکانسی ولی به لطف کامنت یکی از دوستان متوجه شدم که اگر هم بمیرم در راه جهاد و خودشناسی بودم و پاداش کسانی که در راه خدا جهاد میکنن مشخصه دیگه

      خدارو هزاااارااان بار شکر

      سپاسگزارم ازت دوست خوبم

      خییلی تحسینت کردم بابت شخصیت قشنگی ک برای خودت ساختی

      خدایا شکرت

      مررسی ازت

      باعث شدی دست ب قلم بشم

      برات بهترینها رو از الله یکتا میخوام

      شاد و موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        ژیلا موسوی گفته:
        مدت عضویت: 1500 روز

        سلام زکیه ی عزیزم

        خوبی خوشی آبجی

        خواهر جان من شما رو فالو ندارم ولی ووووولی شاید 80 درصد کامنتات قسمتم میشه و میخونم و لذت میبرم

        ممنون که برام نوشتی

        ممنون که منو بردی به پارسال بهمن ماه

        پارسال خیلی انگیزه نداشتم یجورایی زندگی برام یکنواخت شده بود من با زور یعنی فقط سعی می کردم تو سایت باشم

        هیچ فکری در مورد هیچی نداشتم فقط و فقط میدونستم که باید این مسیرو ادامه بدم فقط باید این راهو برم باید قدمهامو بردارم رو به جلوووو کم کم مسیر برام مشخص میشه ،این جمله رو بارها به خودم گفتم و بارها صدای استاد تو گوشم میپیچه

        خدارو شکر

        خدارو شکر

        و

        خدا رو هزاااااراااان مرتبه شکر

        الان من تو بهشت خدا دارم زندگی میکنم دقیقا دوماه پیش اومدیم چالوس زیبا و اینقدر که من اینجا رو دوست دارم و لذت میبرم که فقط خدااااا می‌دونه

        دیروز به مناسبت دومین ماه‌گرد مهاجرتم کامنت نوشتم و از معجزاتی که برام اتفاق افتاده گفتم.

        گفتم که باشگاه میرم و مربی شدم

        گفتم که پسرم باما نیومد ولی قراره پس فردا بیاد پیشمون

        گفتم دوتاجوجه اردک خریدیم که دارن بزرگ میشن

        گفتم که میخواستیم ماشینو بفروشیم که خداوند اونو دوباره بهمون هدیه داد

        و….

        خدارو شکر از این همه نعمت

        این همه دوستان خوبی که هر کدومشون نوری روشن می‌کنند در مسیر موفقیت

        برات بهترین رو آرزو دارم عزیزم

        غرق نور الهی باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          زکیه لرستانی گفته:
          مدت عضویت: 2030 روز

          سلام عزیزدلممم ژیلا ی قشنگم

          خوب بودم،خیییلی عالی ترشدم با دیدن نقطه ی آبی پراز عشقت

          خیییلی ازت ممنونم ک برام پاسخ نوشتی

          نمیدونی چقدددددد انرژی گرفتم بابت عشقی ک برام فرستادی

          عاشقتممم

          خداروصدهزار مرتبه شکرت بخاطر اتفاقات قشنگ زندگیت

          به به مهاجرت اونم چالوس، شمال ، یکی از آرزوهای منه( استیکر چشم قلبی اونم 5 تا)

          یکی از خواسته های من ک از دوستان یاد گرفتم

          اینه ک همزمان ک ازدواج میکنم مهاجرت هم اتفاق بیفته برام اونم ب ی جای سرسبز، اگه برای ی نفر شده باشه برای منم میشه

          حتی تصورش بهم حس پرواز میده

          لبخندم و تا بناگوش باز کرد

          خخخخخخخ

          الهی صدهزار مرتبه شکرت

          اتفاقا نمیدونم دیروز صبح بود یا امروز

          داشتم بهش فکر میکردم

          والان ک شما مهاجرت کردی ب چالوس

          اینو ی نشونه میبینم

          آخ جووونمی الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت نشانه ها

          الهی شکرت ک مسیرم درسته

          ای جانم جوجه اردک خریدین مبارکتون باشه چقددد ناز و ملوسن خدای من وقتی میرن توی آب یا راه میرن من فقط دوسدارم نگاشون کنم

          خدایا شکرت بخاطر هدیه دوباره ماشینتون

          الهی شکر ک تو باشگاه کار پیدا کردی

          استاد همیشه میگه مهاجرت درهای فراوانی و برکت و ب روی آدم باز میکنه بخاطر ایمانی ک نشون میدی

          تو قرآن هم بارها تاکید شده

          یکی از خواهر هام سال 98 مهاجرت کرد اراک

          خداروشکر اصن هم زندگیش از این رو ب اون رو شد

          هم شخصیتش قوی تر و جسور تر شد

          خیییلی تحسینت کردم بابت جذب هایی ک داشتی عزیزم

          مرررسی ک لطف میکنی و کامنت هام و میخونی

          واقعا ما باید همیشه این مسیر و ادامه بدیم

          هرروز بهتر میشه شرایط

          موقعی ک داشتم کامنتت و میخوندم

          میدونی ذهنم چی گفت

          گفت تو مگه کامنت هم مینویسی خخخخ

          واقعا خیلی خبیثه ذهن ما

          قشنگ میاد پاک میکنه نتایج رو و ما هی باید یاد آوری کنیم ب خودمون قانون رو دستاورد هامون رو

          خودمون رو باقبل مون مقایسه کنیم بعد متوجه میشیم تغییراتمون رو

          و چقد این آکاهی حس خوب بهم داد

          هیچ فکری در مورد هیچی نداشتم فقط و فقط میدونستم که باید این مسیرو ادامه بدم فقط باید این راهو برم باید قدمهامو بردارم رو به جلوووو کم کم مسیر برام مشخص میشه ،این جمله رو بارها به خودم گفتم و بارها صدای استاد تو گوشم میپیچه

          قانون جواب میده

          خداوند هرگز زیر قولش نمیزنه

          خداوند ب هر کنترل ذهن من،ب هرتلاش من برای رسیدن ب حس خوب ک نتیجه اش اتفاقات خوبه باعشق پاداشها میده

          ک الان نمیتونیم حتی درکش کنیم

          ی آگاهی اومد غروب ک داشتم در جای مرغها مون و میبستم

          یکی از مرغ هامون داشت پرهای جدید مشکی در میاورد

          در صورتی ک بقیه پر هاش رنگشون کم رنگ شده بود و ریخته بود

          باخودم گفتم ببین زکیه این مرغ از سبستم بدنش خبر نداره

          برای کنترلش هیچ کاری نمیکنه

          خداوند،سیستم داره همه چی رو مدیریت میکنه

          بدنش داره پرجدید در میاره برای پاییز و زمستون ک هوا سرده

          و تا تابستون تموم میشه کامل پر جدید درآورده و پرهای قدیمی هم میریزه

          واقعا حیرت انگیزه کار خداوند

          همه چی تحت کنترل خداونده و هیچ برکی بدون اذنش از درخت نمی افته

          خدایی ک اینقد دقیق حواسش ب پرهای بدن ی مرغ هست ک تو زمستون اذیت نشه ،سردش نشه

          آیا منو،خواسته های منو فراموش میکنه؟؟؟

          هرگزررر

          هیچ وقت

          خداوند میخواد ک خواسته های منو اجابت کنه

          و قال ربک ادعونی استجب لکم

          و پروردگارتان فرمود بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارو

          خداوند خواسته های منو میدونه

          خداوند مسیر رسیدن ب خواسته هام رو میدونه

          خداوند بیشتر از من میخواد ک من موفق بشم

          خداوند لذت میبره از اینکه من زندگی زیبایی داشته باشم

          از اینکه نعمت و فراوانی و ثروت بیشتری توی زندکیم باشد

          یکی از اسم های خدا حنان

          یعنی مشتاق ،بسیار بخشنده

          خداوند مشششتاااق تراز منه برای اینکه من برم سمتش

          همواره داره هدایتم میکنه

          اکه من ی قدم بردارم ب سمتش اون هزاران قدم برمی‌داره ب سمت من

          اکه من قدم هام رو تندتر بردارم

          خداوند شتابان میاد ب سمت من

          خداوند عاشق صدای منه

          دوسداره من باهاش حرف بزنم

          من دوسداشتنی هستم چون خداوند دوستم داره

          جایگاه من نزد خداونده

          خداوند موقعی ک از روح خودش در من دمید

          تمام لیاقتمندی عالم رو یکجا در وجودم دمید

          خدارو صدهزار مرتبه شکر

          الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این مسیر زیبای پراز خیر و برکت

          مررسی ازت عزیزم

          عاشفتممم

          ب خدای بزرگ مسپارمت.

          فالله خیرحافظا و هو ارحم الراحمین

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    نسرین ویسی گفته:
    مدت عضویت: 2509 روز

    به نام خدای مهربان

    خدایا شکرت شکرت که اینقدر سریع پاسخ میدی ،خدایا شکرت که ایمانم رو روز به روز بیشتر وبیشتر میکنی ،خدایا شکرت برای وجود استاد وخانم شایسته مهربان،خدایا شکرت برای  چهره واندام زیبا وبهشتی که دارند  چقدر شما زیبایید چقدر از دیدن چهره شما احساس خوب میگیرم خدایا شکرت ،خدایا شکرت برای این ماشین زیبا ،چقدر صندلیهای راحت وزیبایی داره چقدر استاد راحت رانندگی میکنن ،چقدر کیفیت صدا خوبه چون صدای خانم شایسته هم که میکروفن ندارن خوب شنیده میشه ،خدایا شکرت برای این امکانات ،خدایا شکرت که من صبح از خواب پاشدم وتوی شکرگزاریم نوشتم که امروز میخوام زیباییها رو ببینم وسپاسگزار باشم وخداوند خواسته منو اجابت کرده ،خدایا شکرت که دارم مینویسم  ،اولش ذهنم گفت بعدا بنویس با دقت چندبار گوش کن وبعد بنویس  ولی همون لحظه گفتم نه نسرین این ننوشتن های تو دلیلش باورهای محدود کننده تو هست نه اینکه دوست داری کامنت خوبی بنویسی ، باور محدود کننده تو این هست که به این باور نداری که خداوند میتونه در هرلحظه وبدون هیچ محدودیتی به تو الهام کنه وتوبنویسی ،اره مگه خودت نمیگی خداوند به من میگه ومن مینویسم پس  چرا فکر میکنی خداوند برای گفتنش به امکانات نیاز داره به زمان ومکان مناسب نیاز داره خداوند در هر لحظه میتونه واین قدرت رو داره که به تو بگه ولی تو با این باور محدود کنندت جلوی این گفتن ها رو میگیری جلوی پیشرفت خودت رو چون نوشتن کامنت بیشتر واول از همه به خودم کمک میکنه ،کمک چیه معجزه میکنه ، مثال خانم شایسته یادم اومد که یه بار گفته بودن ،مثل کاتالیزور ،کامنت نوشتن باعث میشه توجه مون به نکات مثبت صدبرابر بشه باعث پیدا کردن باورهای وترمزهامون سریعتر میشه باعث شناخت خودمون بهتر میشه ،خدایا شکرت ،شکرت برای این روز پر برکت که میدونم لحظه به لحظه بهتر میشه ،خدایا من الان در شرایطی قرار گرفتم که خیلی خیلی باید مراقب خودم و ورودیهام باشم به خاطر اتفاقاتی که داره دور وبرم میفته ،وچقدر زیبا تو این فایل استاد در مورد چیزایی صحبت کردند که من باید بهشون فکر کنم ودر خودم اونها رو پرورش بدم ،خدایا شکرت برای خرید دوره عزت نفس ، اره استاد چقدر زیبا گفتی که باید همیشه رو عزت نفس کار کنیم ،یکی اینکه مهارتهامونو ببریم بالا در زمینه ای که بهش علاقه داریم وتواون خیلی پیشرفت کنیم با تمرکز بالابا تمام وجود تو اون زمینه کار کنیم ،دوم اینکه بیایم موفقیتهای گذشته مون رو به یاد بیاریم توی یه دفتری بنویسیم دفتری داشته باشیم به نام دفتر  موفقیتهای من ،وای چه ایده خوبی  ،استاد من خیلی  موفقیتهامو   بی ارزش میکنم  حتی میتونم بگم بعداز اینکه تو  کاری موفق میشم   اون احساس شادی وپیروزیم خیلی زود  کمرنگ میشه وفراموش میکنم تازه اگه به خودم نگم که حالا که چی ،استاد میخوام اینو امتحانش کنم میخوام بنویسم ،من برای جلسه اول عزت نفس کامنت مهارتها وموفقیتهامو نوشتم ولی تو سایت نذاشتمش ،با وجود اینکه دارمش ولی میخوام دوباره بنویسمش اینجوری برام دوباره تکرار میشه  تازه شاید چیزای بیشتری یادم بیاد ،خدایا شکرت برای این راهکار ،میخوام هر روز تو این دفتر بنویسم ان شالله به امید خدا ، مورد سوم  توی زمینه روابط هست ،اگه روابطتون با دیگران بهتر باشه  باعث میشه که عزت نفستون بره بالا ،استاد من ادمی هستم که علاقه به تنهایی دارم  دوست دارم با دیگران صحبت کنم ولی هیچ وقت ازین صحبت کردنها نتیجه خوبی نگرفتم شاید در اون لحظه  احساس خوبی داشتم ولی بعدش حس خوبی نداشتم  به خاطر همین ترجیحم اینه که تنها باشم ، ولی اگه شما میگید باید روابطمون خوب باشه میخوام بهش عمل کنم  ،میخوام بشینم وببینم چه باورهای محدود کننده ای دارم در زمینه روابط وپیداشون کنم وسعی کنم  باورهای درست بسازم ،استاد من روابطم با دیگران خوبه  ولی خیلی محدوده ،و میتونم بگم ادمی هستم که خیلی خیلی کم حرف میزنم  ،شاید این بد نباشه چون باعث شده   غیبت نکنم دروغ نگم وافکار منفی وباورهای منفی از دیگران نگیرم ،ولی دوست دارم بتونم راحت حرفامو بزنم واز اینکه در جمع غریبه بخوام اظهار نظر کنم نگران نباشم ،میدونم تو این مورد مشکل دارم وباید روی خودم کار کنم که توکل بر خدای مهربان خودش هدایتم میکنه .احساس لیاقت هم که دیگه پاشنه اشیلم هست به امید خدا با کار کردن روی دوره عزت نفس وانجام تمریناش بهتر وبهتر میشم .خدایا شکرت .

    خدایا شکرت برای جوابهای استاد ،برای این حد از اگاهی ،وتسلط بر قوانین ،خداوند به شکل اتفاقات خوب وارد زندگی ما نمیشه ،اولا اتفاقات رو ما برچسب میزنیم بهش ممکنه یه اتفاق به ظاهر بد باشه ولی خیر ما در اون باشه ویا برعکس ،  وَعَسَى أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ    و چه بسا چیزی را دوست ندارید و خیر شما در آن است و چه بسا چیزی را دوست دارید که به ضرر شماست وخدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

    خدایا من نمیدانم وتو میدانی ،خودت مارا هدایت کن ،هدایتمان کن صبور باشیم  .

    ولی گاهی تو تصویر بزرگتر  اتفاقاتی خاص مکرر میفته یه روند هست ،این کار خدانیست ،عملکرد خدا سیستمیه ،به خاطر فرکانسهامون وباورهامون هست ،به خاطر انچه انجام دادید وفرستادید  اتفاق برای شما میفته ،ما خودمون خلق میکنیم ،کسی که همیشه به خاطر افکار وباورهاش نگرانه عصبیه غمگینه اتفاقات بدی رو هم جذب میکنه این کار خدا نیست ،کسی که همیشه شاده،همیشه متوکله همیشه هرطور هم که جهان بگرده احساس خودش رو خوب نگه میداره خداوند هم به شکل اتفاقاتی رخ میده که این احساس رو بیشتر تجربه کنه ،خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمیدهد مگر اینکه ما خودمون فرکانسشو بفرستیم ،ما با باورهامون وکانون توجهمون این کار رو انجام میدهیم .اعراض ،به چیزای نازیبا  توجه نکنید ،انچه که اتفاق میفته خودمون خلق میکنیم ،ولی اگه داریم روی خودمون کار میکنیم وکانون توجهمون رو کنترل میکنیم  سعی میکنیم نکات مثبت رو توجه کنیم سعی میکنیم حالمون خوب باشه یه اتفاق به ظاهر بد میفته ،باید سعی کنیم اون اتفاق به ظاهر بد رو یه خیریتی ببینیم درس به ما میده وباعث پیشرفتمون میشه وباعث رسیدن ما به یه سری اهدافمون میشه واگه این کارو انجام بدیم اون اتفاق نتیجه ش برای ما خوب میشه ،باید ذهنمونو کنترل کنیم به حرفهای منفی دیگران در مورد اون اتفاق توجه نکنیم وتهش این میشه که اتفاقات فوق العاده ای براتون میفته .خدایا شکرت ،شکرت برای این اگاهیها وخودت بهمون توان عمل کردن به این اگاهی ها رو عطا کن ،خدایا شکرت .سپاسگزارم استاد عزیزم وخانم شایسته مهربانم ،در پناه خدا باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    افلاطون نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1582 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام میکنم به استاد عباسمنش، خانم شایسته و همه دوستان عزیزم

    بینهایت سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده و خیلی خوشحالم که اینجا حضور دارم و هر روز دارم این آگاهی هارو کسب میکنم.

    قبل ورود به سایتم با یه بنده خدایی باهم کار میکردیم و اون بنده خدا از نظر تلفظ بعضی کلمات تو کار خیلی ضعیف بود و از نظر شرایط کاری بعضی مواقع من خیلی بهتر بودم؛ اما ایشون خیلی خوب پول میساخت و به کم کم ثروت مند شد؛ من همش میگفتم آخه من اگر ازش بهتر نبودم، بدترم نبودم؛ چرا این شخص که تو یه حوزه کاری بودیم و اختلاف سنی زیادی نداشتیم چرا انقدر ثروت مند شده و من بهش نزدیکم نشدم؟ بعد یک مدتی من جدا شدم ازش و سعی کردم مثل اون عمل کنم ولی دیدم شرایط داره بدتر میشه، گفتم ای بابا من که دارم مثل اون عمل میکنم چرا باز پول نمیاد؟ ولی هیچ وقت فکر نکرده بودم به عمل نیست که؟ اون شخص باورهای خیلی قدرت مندی داشت، اعتماد به نفس خیلی بالایی داشت و تو کارشم حرفه ایی بود، من اینارو نمیدیدم من میگفتم این خوب حرف نمیزنه من میزنم چرا من نمیتونم مثل اون پول در بیارم؟ البته از یک طرف مقایسه خود با دیگران اصلا خوب نیست! از یه طرف این مقایسه منو به فکر فرو برد که چطوره هر دو تو یه شهریم، تو یک حوزه کاری هستیم، هر دو تو یک تایمی شروع کردیم تو یک سن یکسان ولی ایشون از من از نظر مالی خیلی موفق تر بوده و من الان بینهایت تحسینشون میکنم و از خداوند میخوام ثروتشون 1000 برابر بشه

    و این مقایسه کردن منو به فکر فرو برد تا اینکه از خدا پرسیدم پس چرا من پیشرفت نمیکنم؟ که خدا دست منو گرفت آورد اینجا گفت دلیل اینکه پیشرفت نمیکنی و چطور میتونی پیشرفت کنی اینجا هست و به لطف الله مهربان من تو این 2 سالی که اینجا بودم به اندازه اون 26 سال از هر لحاظ رشد داشتم؛ خصوصا از نظر مالی و هر چقدر جلوتر میرم و هر چقدر عمیق تر به بعضی مسائل پی میبرم و سعی میکنم بهشون عمل کنم میبینم زندگی چقدر لذت بخش تر میشه که یکیش عزت نفسه و دیگری بحث توحیده و هر روز دارم رو خودم کار میکنم و نتیجش شد این شرایط فوق العاده الانی که من دارم و قبلا نداشتم و خداروشکر اینجا بهتر درک کردم که علاوه به کار کردن رو باورهام باید تو حوزه کاریمم قوی و قوی تر بشم و این موضوع هم خیلی بهم کمک کرده و سعی میکنم هر روز تو حوزه کاری مورد علاقم خودمو بهبود بدم؛ قبلا فکر میکردم موفق که بشم ثروت مند که بشم راحت میشم دیگه کار نمیکنم ولی الان درک کردم اینطور نیست اون عشق و علاقه به کار که هیچ وقت خسته نشی سبب میشه به ثروت برسی اینکه قراره تا آخر عمرت برای لذت بردن باید تو حوزه کاریت فعال باشی.

    خداروشکر میکنم منم که تا قبل اینکه لِه لِه بشم منو هدایت کرده اینجا و‌هر روز دارم از استاد عزیزم آموزش میبینم و اینجا هر چقدر بیشتر یاد میگرم و آگاه تر میشم و به نتیجه مالی میرسم بیشتر درک میکنم که باید زمان بیشتری اینجا بود؛ هر چی بیشتر آگاه تر میشم بیشتر درک میکنم که تایم بیشتری باید اینجا بود

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2214 روز

    به نام خدای زیبا ،مهربون ودوست داشتنی. سلام به ناب ترین استاد دنیا ،مریم عزیزم ودوستان هم فرکانسی ام .استاد عزیزم اولین باری که این باور رو از شما شنیدم تو فایل الهام وشهود الهی بود .همون موقع اون قدر این باور به دلم نشست که بیشتر مواقع اون رو با خودم تکرار می کنم وچه معجزاتی که با باورداشتن به اینکه خداوند سوار برهلیکوپتر داره از بالا من رو میبینه وهدایتم می کنه وارد زندگیم شده ،روزهای اول آشناییم با شما وقتی این باور رو در وجودم نهادینه کردم خدای مهربون به زیبایی جواب گره های بسته ی زندگیم رو داد ویادمه اون روزها فقط اشک شوق می ریختم دقیقا مثل دیوونه ها بودم وهر لحظه عشق الهی در وجودم سوزان تر میشد . دقیقا قبل از گذاشتن این فایل ،داشتم به یکی از دوستان هم فرکانسی می گفتم این باور که استاد در رابطه با خداوند گفته کولاک میکنه ودرکمال تعجب دیدم خدای من شما دقیقا تو این فایل همین رو گفتید .وقتی این هم زمانی فرکانس های ارسالیم وبیان شیوای آگاهی های مرتبط با فرکانس هام رو از طریق شما دریافت می کنم فقط اشک شوق می ریزم وبه خودم می بالم که تو این مسیر ناب الهی هستم .خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر .عاشقانه دوستتون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1473 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    موضوع آسان کردن کارها در ذهن خود برای من خیلی درس ها داشت

    همیشه وقتی که می خواستم کاری را انجام بدهم

    آن کار را انجام می دادم ولی آنقدر انرا برای خودم سخت می کردم که اگر کار به اسانی انجام می شد هرگز آنرا باور نمی کردم و همیشه دنبال سختی و مشکلات بودم

    اصلا انجام شدن کارها به راحتی و آسانی برای من غیر قابل هضم بود

    اکنون با صحبت های استاد به این موضوع پی بردم که خداوند که من را هدایت می کند بی شک دیگر لزومی ندارد که بخواهم سختی بکشم و می توانم به راحتی و آسانی با کمک هدایت های خداوند به بهترین نتایج دست پیدا کنم

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    سلام بر همه عزیزان

    استاد جونم دلم برای شما و مریم عزیزم تنگ شده

    بچه ها واقعا من بعضی وقتا احساس میکنم استاد دوربین گذاشته خونه ما و درون من یا هیشکی نیست تو سایت فقط منم و داره مطالب و طبق هدایت و احساسات اونروزم برای من اماده میکنه و میخواد پیامشو بمن برسونه و مطمئنم برای شما هم همینه معمولا تو اکثر کامنتا میبینم این موضوع رو

    دیگه کاملا اینو پذیرفتم همین هدایت خداست که داره باهام صحبت میکنه اینقدر که خدارو هزاران بار شکر دارم روی خودم کار میکنم ورد زبونم شده این جملات ناخوداگاه

    هدایت، کانون توجه ، اهرم رنج و لذت، اعراض از ناخواسته، تمرکز روی زیبایی ها، نشانه، توکل، قانون، در صلح بودن و… کلمات الهی هستن که تو جامعه خیلی نمیشنوی و قابل استفاده برای اکثریت نیست اما تو دنیای من خودم برای خودم خودم با خواهرم در طول روز خودم با خدای خودم و تکرارش برای جواب دادن گهگاهی تو عقل کل همه و همه برام تکرار میشن و تکرار دلنشینش برای من حکم زندگی داره اینقدر که همیناست که امروزم و فردا و فرداهای منو میسازه

    یوقتایی هم در جمع دوستام ناخوداگاه ازین کلمات استفاده میکنم بعد اونا هاج و واج نگاه میکنن و من سریع خودمو میزنم ب اون راه :)))

    امروزم قبل اینکه راجع به روزشمار با خواهرم صحبت کنم اون داشت راجع به نشانه ش حرف میزد بعد موضوع کلی ش راجه به هدایت بود و من پریدم وسط حرفش گفتم وااای باورت میشه فایل امروز استادم در همین رابطه بود؟ و دوباره کلی راجع بهش حرف زدیم

    اصلا اونجایی که گفتین چه جالب منم گفتم واقعا چه جالب ایده،، الهاام، پکیج کلی ش میشه مسیر دنبال کردن هدایتهای خداوند

    از وقتی تو دوره ثروت جلسه 4 گفتین وقتی اسم ایمان و میارین نمیتونم این ایمان و با ایمانی که حضرت ابراهیم و حضرت محمد داشت مقایسه کنم ایمان یعنی حرکت کردن تو دل ترسهات رفتن و قدم برداشتن به ایده ها و هدایت خداوند و منم اصلا روم نمیشه بگم ایمانم به هدایت ها بیشتر شده واقعا این ایمان من با ایمانی که حضرت ابراهیم رفت چاقو برداشت سر فرزندشو ببره و ایمان حضرت محمد برای هجرت اصلا قابل قیاس نیست اما میتونم بگم رفتن تو دل ترسهام روز به روز داره کمتر و کمتر میشه ترسه هست قدم برنداشتنه هنوز هست اما من با استقبال بیشتری سمتشون میرم حالا اصلا 1قدم دو قدم از 100 قدم اما همین اقدام به برداشتن قدم تو این مرحله طی کردن تکاملم برای من ایمان هستش و دلم میخواد هی اینو به ذهنم یادآوری کنم ذهن منطقیم که ببین ایمان یعنی ابراهیم یعنی محمد یعنی استاد عباسمنش ازشون الگو بگیر و خجالت بکش که بخوای ترس و جایگزین کنی برای این اقداماتت چون اونا هم از اول ایمانشون برای کارهای بزرگ نشون ندادن از کوچیک کوچیک شروع کردن کوچیکی که تو مراحل اول براشون بزرگ بوده البته و کم کم وقتی نتیجه دیدن توکلشون بیشتر شده ایمانشونم قوی تر شده و قدم برداشتن و رفتن تو دل ترسها خیلی خیلی براشون راحت تر شد پس توام از کوچیک کوچیکا شروع کردی حالا بیا با استفاده از نتایج همونا بزرگترشون کن ندا

    خدایا شکرت از حضور استاد خدایا شکرت که مریم جان این فایل و برامون اوردن رو تا بیشتر گوش بدیم بیشتر درک کنیم و بیشتر تایید کنیم

    ممنونم ازتون اساتید بینظیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1696 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    پاشنه آشیل ها همیشه در بک گراند ذهن هستند و ممکنه با یه شکست دوباره بیان بالا

    پس همیشه باید روی پاشنه ها کار کنیم

    در مورد کار

    اولین نکته ای که همه جا استاد میفرمایند اینه که یک مهارتی که مورد علاقت هست رو یاد بگیر

    مهم نیست فعلا پول نتونستی بسازی ولی اگه علاقت رو پیدا کردی به مهارت هر روز اضافه کن

    باورهای درست در مورد پول بساز

    هر چقدر ثروت مند تر شوم نزد خدا محبوب‌تر میشوم

    یه دفتر چه ای تهیه کن که توش هم از موفقیت‌های گذشته بنویسی و هم از پیشرفت های حتی کوچیکت.

    بررسی و شناخت نقاط ضعف و قوت

    نقاط قوت رو قوی تر کن

    نقاط ضعف شخصیتی رو بهبود ببخش و ریشه ای کار کن

    هیچ کس کامل نیست

    با ترس ها برو تو دلش

    در مورد عزت نفس اگر اون گنج درون رو که همیشه در ماست رو پیدا کنیم و در واقع بودنش و همه کاره بودنش رو درک کنیم جدا میشیم از مهم بودن حرف مردم و هر چیزی خارج از وجود خودمون.

    اون وقته که لاجرم عزتمون رو خدا میده و خدا ما رو بزرگ میکنه و هیچ چیزی جلو دار ما نیست.

    گره زدن عزت نفس به هر عاملی نادرسته ولی همه عوامل در گرو اون عزتی که از خدا میگیریم هست.

    طبق قانون مدارها هرچه به خورشید نزدیک تر بشیم از جمیع جهات بی نیازتر می‌شویم یا بهتر بگم غنی تر میشیم.

    فاصله بین کمبود عزت نفس تا زیاد بودن عزت نفس رو دور شدن از مدارهای سرد و وارد شدن به مدارهای گرم پر میکنه و برای وارد شدن به مدارهای گرم توحیدی تر شدن نیاز ماست.

    خدای من کمکمون کن درک بهتری داشته باشیم و مسیر رو با لذت و قدرت توحید طی کنیم.

    رب العالمین داشتن تو یعنی درک کردنت و درک کردنت یعنی انجام و استفاده از قوانین

    رب من کمک کن تا عزت نفسمون پدیدار بشه

    رب من ما رو به سوی نور هدایت کن

    رب من شجاعت و جسارت انجام کارها رو به ما بده

    سپاسگزار اساتید عزیزم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    سعید کریمی گفته:
    مدت عضویت: 598 روز

    بنام خداوند زیبایی ها و فراوانی

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان سایت

    میخواستم از دوستانی که سخنان استاد رو به صورت متن مینویسن و در این قسمت میزارن تشکر کنم، چون ما روستا زندگی میکنیم واینترنت اینجا ضعیفه و جوریه که گاها نمیشه سخنان استاد و گوش کنم و مطالب و اینجا میخونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سیدمجید شهیدی گفته:
    مدت عضویت: 2695 روز

    با درود به همه دوستان و استاد عزیز

    امروز این آگاهی ها رو دریافت کردم. تا حالا این فایل رو گوش نداده بودم. چقدر زیبا و چقدر مهم بود و چقدر تاثیرگذار.

    یکی از نکات جالب این گفتگو اشاره به مهارت من در حرف های استاد عزیز بود (دقیقه 14:55)

    خیلی ذوق کردم

    جدای از این مسئله ، واقعا به این واقعیت باید توجه کنیم که داشتن مهارت ، چقدر میتونه اعتماد به نفس و عزت نفس آدم را افزایش بده.

    من چند وقتی هست که از کار کارمندی خارج شدم و دارم در کاری که بهش واقعا علاقه دارم کار میکنم

    اینکه الان چقدر آرامش دارم ، اینکه الان چقدر حس خوبی دارم ، اینکه چقدر ذهنم آروم تر شده و … به کنار

    میخاسم اینو بگم که روزی که میخاستم از شغل کارمندی که 21 سال توش بودم ، خارج بشم ، همه همکارام میگفتن : حالا چیکار می کنی ؟؟ چطوری میخای درآمد داشته باشی ؟؟ و از این طور سوالا …

    همه اونا می گفتن ما که جرات نداریم چنین کاری بکنیم و بریم بیرون از سازمان چیکار کنیم ، کاری بلد نیسیم

    و من امروز فهمیدم که واقعا داشتن یک مهارت در هر زمینه ای چقدر میتونه به آدم اعتماد به نفس بده

    خدا را شکر که در مسیر قشنگی هستم و اینو بگم که از همون روز اول که از کارم خارج شدم ، درآمد دارم و تونستم یه دفتر کوچیک بگیرم ، تونستم یه لپ تاپ نو بخرم و کلی دستاورد دیگه.

    اینم بگم که وقتی از کارم اومدم بیرون ، پس انداز آنچنانی یا پول کنار گذاشته نداشتم . ولی با اعتماد و توکل به خداوند این تصمیم رو گرفتم … به قول استاد باید حرکت کرد و به الهامات خداوند توجه کرد و انجامش داد.

    به لطف خدای مهربون الان شرایط خوبی دارم

    هر روز صبح میام دفترم و در کمال آرامش به دور از هیاهوی جامعه و به دور از تمام گفتگوهایی که قبلا بین همکارام بود و هر روز حرفاشون در مورد نکات منفی و گرونی و جنگ و… بود ، میشینم یکی دو تا فایل از استاد گوش میدم ، دفتر اهداف و باروهام رو مینویسم و بعد با توکل به خدای مهربون کارم رو شروع میکنم

    خیلی لذت بخشه واقعا

    دوست دارم به شماهایی که کار کارمندی دارید ، اما مهارت دیگه ای هم دارید بگم که تا زوده انجامش بدین

    پول ساختن از مهارت خودتون واقعا برکت بیشتری داره و لذت بیشتری هم داره و مهمتر اینکه خداوند بهمون کمک میکنه و راه درست رو بهمون نشون میده

    همه تون رو دوست دارم و برای خودم و همه شما بهترین ها رو آرزو میکنم

    منتظر نتایج عالی تر من باشید

    برای اینکه اعتماد به نفس و عزت نفس خودم و شماها بالاتر بره ، میام از پیشرفت هایی که کردم مینویسم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: