مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 14

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فروغ ریاحی فر گفته:
    مدت عضویت: 1827 روز

    به نام خدایی که هر لحظه هادی و حامی من هست .

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته ی بی نظیر دوست داشتنی ام .

    من مدتها هست کامنت خاصی نزاشتم ولی ساعتها وقت گذاشتم که کامنت بچه ها رو خواندم ویا فایل های استاد رو گوش دادم اما امروز با دیدن این فایل دلم خواست بنویسم اونم نمی‌دونم چقدر مرتبط به این فایل هست ؟ فقط می‌خوام بنویسم .

    من حدودا یه هفته قبل از عید نوروز بود که خیلی هدایتی در حالی که مرتب از خدای خودم سوال میکردم که چرا منم استقلال مالی ندارم ؟؟پس کی من به اون استقلال مالی میرسم ؟؟؟ در حالی که همیشه سعی میکنم در مسیر باشم و با قوانین جهان زندگی کنم ولی دلم نتایج بزرگ تر میخواست

    تا اینکه به کامنتهای پر بار دوتا از دوستهای عزیزم. در دوره ی دوازده قدم هدایت شدم که قشنگ حس کردم خدا داره با من حرف میزنه و جواب سوالم رو میده که تو نیاز به انجام هیچ کاری برای نتایج بزرگ مالی در زندگیت نداری تو آزاد و رها باش و من خیلی راحت از طریق بندگان خوبم که در زندگیت هستن (همسرم ) به تو روزی حلال میدم و تو در اوج آرامش و راحتی و آزادی ازاین روزی ها استفاده کن و من فقط با اشک تا چندین روز فقط این کامنتهای پر بار نفیسه جان و آرزو جان رو که چقدر آگاهی دهنده بودند می‌خوندم و از اینکه خدا با من اینقدر راحت حرف زده بود لبریز از عشق میشدم و متوجه شدم که باید با عشق در کنار خانوادم باشم و از روزی و پاک حلال همسرم لذت ببرم و استفاده کنم .و اتفاقا چند روز بعد یه مقدار. پول در حسابم بود که خیلی دوست داشتم خیلی راحت به سرویس طلای زیبا برای خودم بخرم و بدون اینکه به همسرم بگم چند باری در پیج طلا فروشی که اشنای ما بود رفتم وقیمتها رو دیدم و اختلافش رو با پول خودم دیدم و برای به لحظه خواستم منصرف بشم اما عجیب دوستش داشتم و گفتم خدایا اگر خودت گفتی من بهت میدم تو آرام باش پس دلم همین ها رو میخواد و اتفاقا خیلی عالی فکری به ذهنم رسید که اون طلاهای قدیمی تر رو که سالها استفاده نمیکنی رو ببر و بفروش و آنچه دوست داری رو بخر و خیلی مردد بودم که کارم درست هست یا نه ؟تا بازم هدایتی کامنت پر بار نفیسه جان که به بازار طلا فروشان رفته بود و یه پلاک زیبا رو خریده بود دقیقا در همون روزها به دستم رسید و خواندم و این رو یه نشونه دونستم که کارم درسته و بعد با همسرم در حالی که اصلا آمادگی انجام این خرید رو نداشت

    اما مخالفت نکرد و ما رفتیم برای خرید و با دلی آرام همسرم با من همراه شد و بلخره خیلی راحت من یه سرویس کامل با دستبند زیبا رو که دو سه روز بودم پیداش کرده بودم و دوستش داشتم رو خیلی راحت بدون اینکه هیچ زمان خاصی بزارم و از کسی نظر بخوام که آیا خوبه یا نه ؟؟و … خریدم چون باید بگم قبلا برای خرید هر چیزی عادت داشتم با کلی افراد برای خرید برم که اونها هم نظر بدن تا چیز خوبی انتخاب کنم و تازه کل بازار اون منطقه رو باید وقت میزاشتم و می‌گشتم و در نهایت با خستگی کامل یه وسیله به سلیقه ی همراهانم نصیبم میشد و تازه بعدش هم دو دل ازخریدش. بودم اما جدیدا با یه نگاه اونم به تنهایی.در کمترین زمان خریدم رو میکنم که مدتها هست برای همسرم و بقیه جای سوال هست که چی شده چقدر راحت تر خرید میکنی ؟؟ و متوجه تغییرات من شدند

    تازه هر چیزی رو هم میخرم هم خودم خیلی دوستش دارم هم بقیه بسیار تعریف و تمجید میکنن و هم اینکه دیگه هیچ تعویضی پس از خرید هم مثل گذشته ی خودم در کار نیست خلاصه می‌خوام بگم از زمین تا آسمون فرق کردم چون دارم روی خودم کار میکنم و الان این سرویس طلا رو هر کی میبینه بسیار تعریف میده و خوشش میاد و از همه مهم تر خودم رو به یاد بودن در مسیر میندازه .و عیدی بسیار زیبایی بود که امسال پس از گرفتن الهامات خدا و آرام تر شدنم و بیشتر لذت بردنم از زندگی از خدای خودم دریافت کردم و با عشق هر روز به اونها که به خودم آویزون کردم نگاه میکنم و لذت میبرم و میگم تا زنده هستم در مسیر میمانم .

    و یا اینکه باید بگم چون من در گذشته بسیار بسیار خجالتی بودم خصوصا با بعضی از اطرافیانم طوری خجالتی بودم که روابط خوبی با اونها و تقریبا هیچ کس نداشتم چون خودم رو دست کم میگرفتم نسبت به خودم حس خوبی نداشتم و …. اما به لطف بودن در این مسیر الهی چنان تغییر کردم و برام تغییرات عادی شده که گاهی یادم میره در گذشته چه بودم . چون مدتها هست که در مسیرم بیشتر دوست دارم خودم باشم اعتماد به نفس عالی پیدا کردم که حرفم رو بزنم نظرم رو بگم و کار دلخواهم رو جلوی هر کس باشه انجام بدم به سبک خودم لباس بپوشم و رفتار کنم و زندگی کنم و به سلیقه ی خودم بگردم و اینکه اینقدر خجالتی بودم که از اشپزی جلوی اطرافیانم ترس و هراس داشتم و در مهمانی ها یه گوشه مینشستم و هیچ حرفی با هیچ کس نداشتم فقط باب میل اطرافیانم رفتار میکردم .و …..

    اما همین یه هفته پیش مهمانی بزرگی داشتم که خیلی راحت دلم خواست چندین غذای روی سفره رو خودم درست کنم و اینکار رو با عشق و لذت کردم و اینکه دوست داشتم به نظر خودم و سلیقه ی خودم مهمانی رو برگزاز کنم و اتفاقا خیلی راحت بازم با یک نگاه داخل پیج یه لباس فروشی لباس مهمانی رو برای خودم انتخاب کردم و رفتم شومیز وشلوار دلخواهم رو.با طرح ال وی که خیلی دوست دارم در کمترین زمان با همسرم خریدم و با عشق و لذت به تنم کردم و طبق سلیقه ی خودم آماده شدم و. چنان غذاهای زیبا و خوشمزه ای روی سفره گذاشتم که همه لذت بردند و چقدر از لباسهای راضی بودم و همسرم تعریف میداد و چقدر مورد مهر و محبت اطرافیانم قرار گرفتم و اتفاقا اون شب همزمان با مهمانی من تولد یکی از مهمانهای عزیز بود که مادرش در خونه ی من میخواست ایشون رو سورپرایز کنه (که اینم به خاطر کانون توجه من به سمت شادی‌ها و مراسم شاد هست ) و منم تونستم کلی با مادرشون همکاری کنم و تولد این عزیز رو زیبا تر کنم یعنی اینکه آهنگ تولدت مبارک اندی رو همزمان با آوردن کیک از داخل یخچال از داخل اسپیکر خونه پخش کردم و رقص نور گذاشتم و رفتم اون وسط و اون عزیز و اطرافیان رو که قبلاً جرات حرف زدن با اونها رو نداشتم دعوت به شادی و رقصیدن کردم و خلاصه یه مهمانی بینظیر شد و اینکه اون طرف می‌گفت سالها بود تولد به این زیبایی نداشتم و خیلی از من تشکر کرد و خلاصه اینکه بقیه هم در حال استقبال از ورژن جدید من هستن که من همون لحظه متوجه نبودم چقدر تغییر کردم وبعدا متوجه شدم که وای چقدر از گذشته ام فاصله گرفتم .

    این رو هم باید بگم و من بازخورد و روابط و احترام عالی از اطرافیانم دارم میگیرم که واقعا بینظیر هست و من این همه احترام وعشق رو لایق خودم میدونم چون در مسیر الهی هستم .

    و در روابط شخصی با همسرم باید بگم منی که قبلا در گذشته عشق رو از ایشون گدایی میکردم و همیشه ناراحت از ایشون بودم که چرا ابراز علاقه نمیکنن و …..حالا با ورژن و شخصیت جدیدم که برای خودم ساختم ایشون در هر لحظه در حال ابراز عشق و علاقه به من هستند و بسیار به من محبت

    و لطف دارند و از انجام هیچ کاری برای من نه تنها کوتاهی نمیکنن بلکه لذت هم میبرن که انجام بدن و به دنبال این هستن که برای من شرایط عالی رو در زندگی فراهم کنند و ایشون در تمام مهمانی پا به پای من پذیرایی میکردند و کار میکردند و حتی صبح زودتر از من از خواب پا شدند و ظرفها رو شستند و کلی کارهای دیگه رو انجام دادند که واقعا از اینکه می‌دیدم چطور همسرم به من در انجام کارها بدون هیچ حرفی و اجباری کمک می‌کنه لذت می‌بردم .

    من ،من قبلی نیستم من یه فروغ محبوب که با اعتماد به نفس با حال خوب و با آرامش و با آزادی و با سلامتی بیشتر شدم ،هستم

    راستی یادم رفت بگم استاد من حدودا شش سالی میشه که قرص تیرویید میخورم و اون زمان پزشکم به من گفته بود این بیماری شما ارثی هست و باید تا آخر عمرت بخوری و اینکه من سالهاا هست بودن چکاب کردن داشتم دارو مصرف میکردم و اصلا یادم رفته بود که برم و خودم رو چکاب کنم . که یه روز به خاطر بودن در این مسیر زیبا به دلم افتاد برم سراغ چکاب بدنم و ببینم وضعیت تیرویید بدنم چطور شده آیا نیاز هست دارو کم بشه یا بیشتر بشه و …..اما نمی‌دونستم کارم درسته یا نه و از خدا هدایت خواستم تا بازم خیلی عالی با دیدن یه نشونه از دوستام در سایت شما که همین مشکل رو داشتن به من الهام شد که برم و خیلی در زمان درستی زیر نظر یه فوق تخصص که دقیقا در همون زمان به شهر ما اومده بود نوبت گرفتم و طبق دستورش داروها رو درست مصرف کردم و طوری نتیجه گرفتم که این خانم دکتر نتونست این همه بهبودی در اوضاع بیماری من رو درک کنه و براش عجیب بود و گفت امکان ندارد با مصرف منظم دو ماه دارو اینقدر تغییر پیدا کنی و بلاخره تصمیم برای تغییر مقدار دارو

    براش سخت شد و گفت با همین روال دو ماه دیگه بخور و آزمایش بده و بعد تصمیم میگیرم و بازم روندم عالیتر شده بود طوری که پزشک به آزمایشگاه و من شک کرده بود و گفت خیلی روند تغییر کرده و واقعا عجیب هست و شوکه شده بود و گفت آخه نمیشه کسی در این مدت. این همه تغییر بکنه و خلاصه گفت با کلی کم کردن دوز دارو یک ماه و نیم دیگه هم مصرف کن اگر بازم شرایط تغییر کرد یا دارو رو قطع میکنم یا بازم کمترش

    میکنم مثلا دو بار در هفته ولی من می‌دونم اصلا عجیب نیست و من می‌دونم سلامتی حق من هست و من به زودی ازخوردن این دارو رها میشم چون روز به روز جسمم سلامت تر و شاداب تر و زیبا تر میشه و

    این همه نتایج ارزنده حق من هست که سالها هست بها پرداخت کردم و روی خودم دارم کار میکنم .

    استاد عزیزم همیشه مانا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
    • -
      شیرین حمزه ای گفته:
      مدت عضویت: 2960 روز

      سلام دوست خوبم🌹

      چقدرازکامنت زیباوپرمحتواتون لذت بردم واستفاده کردم، وتحسینتون میکنم برای ایمان وتعهدی که به خودتون دادین وعمل کردین ونتایج فوق العاده ای گرفتین، تحسین میکنم این پشتکار واین توحیدعملیتون رو، تحسین میکنم شجاعت وعزت نفستون رو👏👌♥️براتون ارزوی موفقیت وشادی وسلامتی وسعادت روزافزون دارم🙏♥️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 1652 روز

      سلام برفروغ عزیز

      چقدر ازخواندن نتایج شما لذت بردم وبرای هرکدام خدارا شکر کردم ،چقدر عالیتر که مثالهای واقعی را به طور کامل توضیح دادید مثل ماجرای طلا،ماجرای دارو و….

      تعریف اینجور نتایج ملموس واقعا به من انرژی میده وخیلی بهتر توذهنم میمونه

      چقدر برام جالب بود که چندتا از نقاط ضعف شما را من هم دارم

      گاهی حرف ونظر مردم ،که توی حرفهام به بچه هام هم میزنم ومیگم اگر فلان طور بشه مردم میگن!!!!!!!

      وازهمه قویتر همون خریدن یه چیزی

      دوست دارم تظر همه را بدونم تمام بازارهای اون چیزی که نیاز دارم را بگردم که نکنه که شاید ازاون بهتر وقیمت مناسبتر هم پیدا میکردم

      همین طور روابطم باهمسرم که چرا ابراز علاقه نمیکنه

      چقدر خوب به نتایج عالی رسیدید

      واقعا برای من خرید وانتخاب بعضی از چیزها و کارها پاشنه ی اشیل هست چون همیشه فکر میکنم دیگران بهترازمن میدونن و میشناسن وبه روز تر هستن

      ممنون میشم از شما و دیگران که به من راهنمایی بدن که چکارکنم که بتونم خودم انتخاب کنم و بهترین انتخاب را داشته باشم وراضی از انتخابم باشم

      ممنون ازشما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2227 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی

    سلام به استاد و مریم عزیزم

    طبق استاندار بالای شخصیتی شما استاد جان صداقت کلام همیشه سر لوحه زندگی شما هست به همین دلیل خیلی صادقانه و بدون نگرانی از مهم بودن نظر مردم اعلام کردید من چیزی در مورد پاکسازی و تکنیکش و منظور و مفهومش نمیدونم به همین دلیل صحبتی در این مورد ندارم و این حد از صداقت و مهم نبودن نظر مردم برای من ستودنی هست و تحسین و تایید میکنم تا هدایت بشم به این حد از درستی و صداقت

    قدرتمندترین باوری که به شما در مورد ثروت کمک کرده چی بوده ؟ قدرتمند کننده ترین باور نداریم عوامل مختلفی در برهه های مختلف کمک میکنه تا تو هدایت بشی به بر طرف کردن یه نقطه ضعف و یه پله بالاتر میری در اون لحظه فکر میکنی اون باوره قدرتمند ترین باور بوده اما وقتی از دید وسیع تری نگاه میکنی می فهمی که نه تو با طی کردن یه تکاملی هدایت شدی به باور درست و برداشتن یه قدم و نتایج عالی گرفتید. هرکسی بنا به شرایطی که بزرگ شده یه سری باورهای محدود کننده در مورد ثروت داره که تو ناخودآگاه ذهنش هست و اون باور نمیزاره که ثروت خلق بشه که استاد جان از باوری که خیلی تو افرادی که تو خانواده ها و محیط مذهبی بزرگ شدند زیاده صحبت کردند اینکه افراد ثروتمند به بهشت نمیرود ،آدمهای ثروتمند آدمهای خوبی نیستند، ثروت معنوی نیست ، پول که همه چیز نیست ، آدمهای فقیر آدمهای خوبی هستند و… که استاد با باوری که از قوم یهود با کلی تحقیق و گفتگو با یهودیان بهش رسیدند و خیلی ساده و قابل درکش کردند برای ما و خودشون اون باور نادرست رو خیلی منطقی درست کردند باور اینکه هر چقدر ثروتمند تر بشی نزد خدا عزیزتر ومحبوبتری جایگزین اون باور محدود کننده کردند وبعد از اون ثروت در زندگیشون جاری شد

    البته درست کردن باور زمانی هست که تو به کار مورد علاقت وارد بشی و سعی کنی حرفه ای و بهتر بشی و با ساختن این باورهای قدرتمند کننده ثروت و نتایج عالی بگیری نه اینکه هیچ کار و مهارتی نداشته باشی و بخوای فقط با تکرار یه سری باور نتیجه بگیری استاد مهارت داشتند اما ثروت در ذهنشون مترادف بود با مغرور شدن با از خدا دور شدن و…. که بعد از درست کردن باورهاشون ثروت هم وارد زندگیشون شد

    نحوه کار کردن رو پاشنه آشیل به چه صورت هست ؟ استاد ابتدا خیلی ساده و راحت و واضح پاشنه آشیل که همون نقاط ضعف هست رو توضیح دادند با توضیحات کامل با حوصله و بعد هم که خیلیییییی صادقانه گفتند که من خودم خیلی نقاط ضعف زیادی دارم همه افراد این نقاط ضعف و قوت رو دارند استاد ایکاش بتونم خود من خیلی با خودم صادق باشم مثل شما که فوق‌العاده با خودتون صادق هستید که لااقل در ابتدا بپذیرم که من این نقاط ضعف رو دارم به نظرم این پذیرش این صادق بودن با خود طی کردن کلی از مسیره رشد هست بعد بیام رو این نقاط ضعفی که خیلی اساسی و جدی و حیاتی هست تا ابد کار کنم این پذیرشه این صداقته راه هدایت رو باز میکنه تا بهتر روش کار کنم و این مرحله پذیرش خیلی مهمه خیلی

    برای موفقیت مالی باید بیشتر رو نقاط قوت خودم تمرکز کنم و سعی کنم هر بار بهترش کنم.نه اینکه هی درگیر نقاط ضعف بشم و احساس بد و بی لیاقتی کنم و این همه ناراحتی و احساس بد نمیزاره اتفاقات خوب و رشد مالی رو تجربه کنم مثال اون بازاری که با نداشتن سواد ولی با مهارت عالی در برقراری ارتباط موثر و درست به رشد مالی رسیدند مثال واضحی بود که میشد کاملا تمرکز کردن رو نقاط قوت و بهترش شدن رو بهتر درک کرد اما یه سری نقاط ضعف هست که اگر حل نشه نمی تونمیتونی از نقاط قوت هم بهره ای ببری چون اون نقطه ضعف خیلی اساسی و جدی هست که بازم مجددا تحسین میکنم صداقت کلام استاد رو که گفتند در مورد ایشون غرور بود که گفتند هنوز هم هست اما بهتر شده و باید همیشه رو این مورد کار کنند و هدایت شدند به شیوه ای که گفتند چقدر به کم کردن این غرور کمک کرد اول پذیرفتند این نقطه ضعف رو بعد هدایت شدند و بهتر کردن و نتایج خوب هم نشون از این بود که چقدر برطرف کردن این نقطه ضعف در همه ابعاد تاثیر گزار بوده چون برطرف کردن غرور باعث میشه تو در مقابل خدا هم مغرور نباشی و سپاسگزار باشی و یا رفتن تو دل ترس ها و گذشتن ازش چقدر نتایج عالی رو ایجاد میکنه

    هیچ کس کامل نیست حتی پیامبران هم نقاط ضعف داشتند منم صددرصد نقاط ضعف و قوت زیادی دارم فقط باید بپذیرم که نقاط ضعف دارم و بعد روش کار کنم قبل از اینکه مجبور بشم به حلش البته دوره بی نظیر ثروت یک خیلی زیاد منو به خودشناسی رسونده و دلیل رفتار هام رو که از باورهای من نشات می گرفت رو شناختم و هربار بهتر رو اون موارد کار کنم از جمله باور فراوانی باور احساس لیاقت و ارزشمندی ،اعتماد به نفس انشاالله که با بهتر شدن در هر کدوم از این زمینه ها نتایج بهتر می شند و نقطه کمالی که نیست به میزانی که بهتر میشم نتایج و موفقیت هم بیشتر میشه و این روند دائمی هست عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  3. -
    میلاد آمای گفته:
    مدت عضویت: 2420 روز

    بنام خدای مهربانم❤🌹

    .

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته مهربان🌹

    .

    خوشا به حال من که استادی چون شما دارم و در این مسیر بهشتی همراهت هستم

    و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که خودم خواستم در این دوره از زمان و مکان به دنیا بیایم و قوانین زندگی بخش رو بفهمم و درک کنم نه دوره ی قبل تر و نه دوره بعد تر بلکه همین دوره از زمان🌹❤👌

    .

    یعنی هر روز که میگذره استاد من قشنگ دارم تفاوت فرکانس خودم و تغییرات یواش یواش از خودم را متوجه میشم و توی فایل ها جواب به سوالات ذهنم داده میشه

    امروز ساعت ۶ صبح یهوو از خواب بیدار شدم توسط خدا بهم گفت فایل اومده برو ببین و من رفتم توی سایت اصلا یه لحظه دیدم شوکه شدم و گفتم دمت گرم خدا، خیلی عشقی 🤗😍

    یعنی قشنگ داری هدایت میکنی و توی همون خواب و بیداری با صدای گنجشکک های بیرون داشتم فایل رو میدیدم و باز نشانه ها اومد از سمت خداوند و کلام شما که روی نقاط ضعف خودت کار کن روی نقاطی که خیلی پر واضح هستش که تا درست نشه هرچقد روی بقیه موارد کار کنی فقط داری گاز میدی و یه قدم هم جلو نمیرم و متاسفانه ما خیلی خوب یاد گرفتیم که آت و آشغال ها رو بذاریم زیر مبل و بگیم حالا وقت هست بعدا درست میشه ولی فرکانس که سرش کلاه نمیره و ما داریم دقیقا همون فرکانس آت و آشغال رو با بقیه فرکانس هایی که فکر میکنیم درست کردیم داریم میفرستیم و منتظر نتایج عالی هستیم ولی زهی خیال باطل👌

    به نظرم باید تمام فایل هاتون رو باهم گوش داد چون کاملا مثل نقطه هایی هستش که به همدیگه وصل هستن و قشنگ مسیر رو هموار میکنن مثل مسیری که دارن آسفالت میکنن آنقدر میرن و میان با دستگاه تا زمین صاف بشه و ما هم باید این فایل ها رو همه رو باهم گوش بدیم نه فقط گوش بلکه واقعا جسارت تغییر رو در تک تک فایل ها داشته باشیم و همونجوری که شما میگی بشنویم و عمل کنیم نه فقط با ذهن قبلی و فرکانس قبلی بریم به سراغ فایلاتون و اونجوری که ذهنیت قبلیمون داشته فکر میکرده به فایل ها نگاه کنیم کاری که خیلی از ما ها تا حالا انجام میدادیم ولی هیچی به هیچی،

    داشتم به این فکر میکردم که واقعا تغییر ذهن سخته واقعا سخته چون بهانه میاره و هر بار یه چیزی میگه ولی ما باید بی اهمیت باشیم بهش و من یادمه شما میگفتید تغییر ذهن سخته و تلاش زیاد ذهنی میخواد که از افکارِ آبا و اجداد خودتون جدا بشید و یادمه ذهنم میگفت نه اتفاقا خیلی هم آسونه و در دام این حرفش افتاده بودم ولی بعدا در یکی از جلسات روانشناسی ثروت یک، شما جوابمو بهم دادی که واقعا تغییر ذهن سخته و اگر مردی تغییر کن و با نتایج با من حرف بزنید و عباس منش به نتایج شما کار داره نه حرفاتون و یه لحظه انگار آب سرد ریختن روی من و خودمو نگاه کردم دیدم نتایج کو از ذهنم پرسیدم پس کو نتیجه که میگفتی آسونه تغییر کردن و هیچ جوابی نداشت ولی باید بگم که تغییر ذهن سخته واقعا هم سخته نه به عنوان اینکه باورش کنیم نه ولی باید منطقی بپذیرم که وقتی این ذهن هزاران سال چیزهای خلاف این عقیده پاک شنیده واقعا سخته پس باید با نرمی با ذهنمون کار کنیم و بذاریم این باورها در خورد وجودمون بره تا تغییر کنه و امکان نداره که افکار غالب ما تغییر کنه و نتایج نیاد این امکان نداره این با عدل خداوند در تضاده و همه ما بچه ها هم میدونیم پس باید ادامه بدیم و ادامه بدیم دقیقا مثل روز اول و به نظرم باید هر روز اهرم رنج و لذت رو خوند تا دقیقا مثل همون روز اول شور وشوق داشت و این شور وشوق هستش که افسار ذهن رو میده دستت نه صرفا فقط شنیدن فایل، اون اهرم رنج و لذت هست که وادارت میکنه کاری کنی طبق همون فرکانس های ارسالیت

    و

    خیلی حرفا هست بزنم و همه بچه ها هم میدونن و آگاه هستن ولی جهان خداوند مردِ عمل میخواد نه یه حراف،

    همه ما خیلی خوب بلدیم حرف بزنیم پس خواهش من اینه ازت اقا میلاد به همان اندازه که بلدی خوب حرف بزنی به همان اندازه هم عمل کن و عمل واقعا مهم ترین قسمت کاره که خیلی ها ازش قافل هستن و الان باز میگم در این مداری که هستم و با اقداماتی که انجام دادم میتونم بگم اهمیت عمل و اقدام در این مسیر خیلی با ارزشه

    و جسارت و شجاعت میخواد👌👌

    دقیقا مثل خمیر قبل از پختن نان هستش که خوب این خمیر را ورز میدهی (اگه خمیر را همان ایمان و باور ها و پختن را همان عمل و اقدام در نظر بگیریم)

    و پیمانه میزنی و آماده پختن ولی هیچ وقت آن را نمیپزی و اصلا متوجه عیار خمیر نان و خوشمزگی نان نمیشوی و فقط میگی من خمیر آماده کرده ام

    ولی وقتی آن خمیر را در درون تنور گذاشتی؛

    اگر نان سوخته بهت تحویل داد میفهمی ایراد از کجاست

    اگر نان برشته بهت تحویل داد میدانی در چه درجه ای این نان به این شکل در میاد

    و…

    این مثال خمیر و نان خیلی پر واضح هستش برای فهمیدن تغییر باور ها و حالا هرکسی مثال های خودش را دارد ولی واقعاا عمل مهم ترین قسمت ماجراست.

    و

    میتونم بگم که «روانشناسی ثروت یک» فقط اگه کسی بهش ایمان بیاره و تک تک حرفای استاد رو بنویسه بهش فکر کنه و اقدام کنه زندگی رو بهشت میکنه در همین دنیا ولی ما ها جدی نمیگیرم تا وقتی سرمون به سنگ بخوره و اینم به دلیل همون ذهنیت چموشمونه که نمیخواد تغییر را بپذیره ولی فقط تنها راه تغییرش استفاده از اهرم رنج ولذت هستش و الان خیلی بیشتر جلسات ۲ و ۴ روانشناسی ثروت یک رو درک میکنم بازم میگم در این مدار لحظه حال 👌

    چون اصلی ترین قسمت تغییر هر انسانی هستش👌

    .

    و درآخر

    خدارو شکر میکنم که در هر لحظه داره منو هدایت میکنه و بهم میگه که چیکار کنم و قدم بعدی چیه برای من و کدام فایل را گوش کنم و تا قانون رو درک کنم و خیلی واضح میگه فقط باید

    پارو نزد وا داد

    این کار لذت بخش ترین کاره که واقعا ایمان میخواد😍❤

    و

    ما باید واقعا زمان بذاریم و تک تک رفتارهایی که ازمون سر میزنه مثل یه دوربین مداربسته نگاه کنیم و آنالیز کنیم ببینیم از کجا و ازچه باوری نشأت گرفته و این تنها دلیلیش موفقیت هستش که

    خودت مشاور خودت باشی چون هر کدام از ما خودمون رو خیلی خوب میشناسیم و خودمون هم خیلی خوب میتونیم خودمون رو تغییر بدیم با درک قوانین خداوند👌👌

    .

    استاد واقعا ازت سپاسگزارم که با مثال ها برامون قضیه را باز میکنی تا در این مدار لحظه حال، گوشت بشه به ذهنموون نه تنمون👌👌

    .

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    [پروردگارا!] تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می خواهیم.

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  4. -
    کیارش گفته:
    مدت عضویت: 1670 روز

    سلام درود خدمت استاد عزیز و خانوم شایسته گرامی.سباس گذارم از شما برای اموزشها و اگاهییهای ک ب ما منتقل میکنید وسباس گذارم از خداوند ک مرا در این مسیر قرار داده.میخواستم درباره غرور ک چ جور ادم رو میتونه نابود کنه و از عرش ب فرش بیاره یک مثال بزنم.مثال خیلی جالب و درس اموز اقای ویل اسمیت ک ب خاطر عصبانیت و غروری ک در زمان برگزاری جشن اهدای جایزه اسکار چن روز قبل داشت با سیلی ک به مجری برنامه زد ب دلیل شوخی ک مجری برنامه با همسر ایشون انجام داد و بعد فحاشی ک داشت اشاره کنم و چون غرور زیاد داشت ک من خفنم بهترین بازیگرم اومد و یک کار ناشایست کرد و بعد از اون موج شکایت و ناراحتی همون مردمی ک تا چند روز قبل خیلی ب اون احترام میگذاشتن شد و همه شرکتهای فیلم سازی ک باهاش در ارتباط بود کل قراردادهارو لغو کردن و ایشون ب مدت ده سال از کار کردن منع شد و اونهمه محبوبیت و تلاشی ک داشت بر باد رف ب خاطر اینکه نتونست خودش رو کنترل کنه و برای غروروی ک داشت یک کار ناشایست انجام داد.البته بعد از اون کلی اومد چن جا معذرت خواهی انجام داد ولی فایده نداشت البته من هیچ کس رو قضاوت نمیکنم و فقط سعی میکنم ک از اتفاقهای اطرافم درس بیاموزم تا رشد کنم و باعث حال خوب خودم بشم.استاد خیلی دوستتون دارم.امیدوارم ک هرچه زودتر شمارو در فلوریدا یا هرجای مناسب دیگه ببینمتون و کلی حال خوب ازتون دریافت کنم امیدوارم ک سفر جدیدتونم ک در اون قرار دارید با لذت و کلی اتفاقات خوب باشه مثل سفرهای قبلیتون باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    جواد جمشیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1915 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم عزیز

    مجددا شکرگزار خداوندم که همراه شما هستم و داریم باهم این مسیر سراسر لذت و شادی رو میپیماییم.

    خیلی خوشحالم با توجه به اینکه هنوز دوره های روانشناسی ثروت رو خریداری نکردم درآمد ماهانم به بالای بیست میلیون رسیده و درسته که این رقم هر ماه ثابت نیست اما همین دلیل برای من کافیه که بفهمم میشه ماهانه به درآمدهای خیلی بالاتر هم رسید و یجورایی سقف ذهنیم کم کم برداشته شده و کاملا حس میکنم که در مدار ثروت بالاتری قرار گرفتم،از شما ممنون هستم استاد که با فایل های رایگانتون به چنین نتیجه ای در مدت فقط یک سال دست پیدا کردم و خدا میدونه وقتی دوره های روانشناسی ثروت رو خریداری کنم و روی خودم کار کنم چقدررر موفقیت های مالی بزرگ در انتظار منه و بهشون میرسم.به خودم هم آفرین میگم که با عزت نفس بالا و ایمان به خدا تونستم به جلو حرکت کنم و چنین موفقیتی رو کسب کنم.خدارو بخاطر تمام لحظات زندگیم و ثروت و نعمت های زندگیم شکرگزارم.

    من امسالم رو برای خودم سال ثروت سازی و ثروتمند شدنم اسم گذاری کردم و تعهد دادم به خودم که امسال هرچه سریعتر دوره روانشناسی ثروت یک رو خریداری کنم و با قدرت هرچه بیشتر ذهنم رو ثروتمند کنم و موفقیت های مالی زندگیم رو بزرگتر.

    استاد جان ممنونم. در این مدتی که همراهتون بودم و هستم در همه لحظاتم بهترین حس و حال رو از آگاهی های شما بدست آوردم.

    امسال ساله موفقیت های بزرگ منه…

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  6. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3736 روز

    سلام ودرود اینجا قبله گاه است اینجا بوی یار است . به خدا وقتی در مسیر زندگی دچار روزمرگی میشوم،نیروی بزرگ مرا به این خانه هدایت میکند اینجا خانه دل است اینجا بهار دلهاست بی تعارف بگویم وقتی اینجا می آیم انگار زنده هستم خدارا هزاران بار شکر وسپاسگزارم که درجمع شما عزیزان هستم

    تمام مکاتب تعطیل شدند واینجا به دل میچسبد حالمان خوب است دمتان گرم وزنده باشید بوس بوس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1951 روز

    استاد منظورشون از انسداد ذهنی همون ترمز ها هستن که شما فرمودید و پاکسازی رو هم جو ویتالی تو کتاب محدودیت صفر راجبش توضیح دادن به نام هواپونوپونو

    که این چهارتا کلمه هنگام مدیتیشن باید تکرار شه:متاسفم،لطفا من رو ببخش،سپاسگذارم،دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3212 روز

    سلام استاد عزیزم

    در مورد سؤال دوستمون که پرسیدند برای ساختن عزت نفس آیا ابتدا باید پاکسازی ذهنی انجام بشه و بعد عزت نفس ساخته بشه فکر می کنم منظورشون این بوده که مثلا ما بیاییم ابتدا روی نقاط ضعفمون کار کنیم و اونها را برطرف کنیم یا به اصطلاحِ دوستمون ابتدا ذهن را پاکسازی کنیم یا اینکه بدون کار کردن روی نقاط ضعف و برطرف کردن اونها ، بیاییم و مثلا باور لیاقت بسازیم ؟ که شما این بحث را در جلسه اول عزت نفس و قدم ۳ توضیح دادید که اگر کسی روی نقاط ضعف خودش کار نکنه مثل اینه که آشغال ها را زیر مبل بذاره و فقط ظاهر را درست کنه . یعنی اگر پاکسازی به معنی پاک کردن ذهن از زباله ها باشه که حتما باید این کار انجام بشه و بعد هرکسی با توجه کردن به نقاط قوت خودش مهارت ها و توانایی هاش را در اون حوزه ای که دوست داره افزایش بده . و البته این دو تا کار باید همیشه انجام بشند یعنی دور ریختن زباله ها و افزایش مهارت و توانمندی که منجر به احساس لیاقت بیشتر میشه و اینکه انجام دادن کدوم یکی از اینها در اولویت باشه به نظر من به اون فرد برمی گرده که کجای کار ، انجام کدامش را ضروری ببینه یعنی ما یه موقع هست که اصلا از وجود زباله های ذهنی خبر نداریم ولی وقتی میاییم روی مهارت هامون کار می کنیم با اون زباله ها برخورد می‌کنیم و اینجا دیگه نباید اونها را زیر مبل قایم کنیم و باید روشون کار کنیم . حالا این زباله ها میتونند ترس ها و نگرانی ها و رودربایستی کردن ها باشند و مهارت ها میتونند پیشرفت در حوزه مورد علاقه و معرفی خودمون و کارمون باشند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1762 روز

    بازم سلام استاد عزیزم

    یه حسی بهم گفت اینو بنویسم برای شما و دوستان م و مریم جان

    یادم ه که وقتی سریال زندگی در بهشت رو می‌دیدم یا سفر های دور آمریکا رو ، مریم جون رو میدیم که لباس پوشیدن و من به خودم می گفتم که خدایا چققققققدر این آزادی رو دوست دارم چققققققدر مریم شایسته که شایسته ی این همه زیبایی ها، فراوانی ها و آزادی ها ست راحت لباس می‌پوشم و با همون لباسی که خودشون راحتم میان جلوی دوربین خدای من چققققققدر دوست دارم این همه رها بودن رو، این آزادی رو…

    از این هم بهتر می شن راحتتر پوشید و به بچه‌های سایت نشون داد امروز دیدم که مریم جون چققققققدر راحت تر و رهاتر پوشیدن

    خدایا شکرت از این همه آزادی

    منم دوست دارم این پوشش رو ، این رها بودن رو

    خدایا منم می‌خوام ….

    دوست دارم یه جایی زندگی کنم که از این باز هم رهاتر ،

    آزادتر

    خدایا شکرت که چه درس هابی بهم میدی و خواسته های منو تو وجودم میاری

    متشکرم ای ربم

    متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1762 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم جان

    استاد من از بچه‌های دوره ی دوازده قدم هستم که چند روز ه وارد قدم سوم شدم، و هم زمان دارم جلسه ی اول قانون سلامتی رو هم گوش می کنم

    خدا رو سپاسگزارم که به من این توفیق رو داد و از این نعمت ها و زیبایی ها وارد زندگی من می کنه و طبق آیه های قرآن داره با قانون و سیستمی بودن جهان هستی زندگی من و هر کس دگه رو به مسیر نور و بهشت هدایت می‌کنه ،

    سپاسگزار خداوندی هستم که اینقدر عادل ه .

    استاد امروز جلسه ی اول قانون سلامتی رو که تمرینات ش رو انجام میدادم چققققققدر بهم انگیزه میدادکه باید محکم تر پایم رو ، رو زمین بزارم تا به با اعتماد به نفس بالا پیش به سوی خوشبختی و سعادت بروم.

    آره این اعتماد به نفس ه ،که به من کمک می کنه من قوی‌تر بشم و رشد کنم تا پیشرفت ه خودم رو در زندگی م ببینم.

    استاد چققققققدر ماشین مدل بالا داشتن لذت داره چه صدای نرمی داشت رفتن رو جاده رو اصلا احساس نکردم ، انگار روی ابرها سوار بر پر او بودم و داشتم پرواز می کردم اما آرام پر انرژی.

    استاد چققققققدر لذت داره که آدم رو خودش ، باورها ش کار کنه و مزه ی ثروتمند شدن رو به خوبی بچشه

    مریم جان که مثل فرشته ها شده بود اون صورت عروسکی خوش آب و رنگش خییییییییلی بهم انگیزه میداد و اون اندام قشنگ ش منو وسوسه می کرد که فقط به فکر سلامتی باشم و حرف های استادم و خوب گوش کنم خوب عمل کنم و خوب هم نتیجه بگیرم

    آفرین به اندام زیبای شما استاد عزیزم که متشکرم ازتون به خاطر این تلاش پیوسته تون که بلاخره یه دوره ای هم به نام قانون سلامتی رو از خدا دریافت کردید و به ما بچه‌ها هم معرفی کردید متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: