مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر - صفحه 55


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر
    228MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر
    36MB
    38 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

832 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 872 روز

    سلام استاد عزیزم سلام ب همه دوستان

    الهی که همیشه خدا حافظ و نگهدارتون باشه انگار من خدارو تو این سایت می بینم اخه مگه میشه هر وقت هرچیزی ک نیاز دارم میام سایت و ی فایل میبینم دقیقا اون فایل برای احوال من باشه؟ مگه میشه انقد درست انقد دقیق برای من باشه،؟

    من تقریبا دو سه ساعت پیش داشتم با پارتنرم بحث میکردم ک باید مرداد ما بریم از ایران و مگه قرار نذاشتیم باید تموم شه ما استارتشو باید بزنیم و اون بنده خدام داشت میگفت کلی کار مونده خودمون باید انجام بدیم سود دهی برسه کلی باید پول خرج کنیم و فلان منم قاطی کرده بودم ک الا و بلا باید مرداد بریم مثلا اگه مرداد بشه شهریور انگار چی میشه

    الان ک اومدم فایل شما رو گوش دادم ک گفتید عجله نکنید و لذت ببرید و ب موقش انجام میشه جا خوردم من آرزوم بود جایی برای خودم باشه و کسب و کار راه بندازم الان شده و داریم کاراشو انجام میدیم ک بتونیم 25 تیر افتتاح کنیم بعد من انقد غیر منطقی اصرار دارم ک بریم؟ اصن با عقل جور درمیاد اون همه عشق برای کسب و کار این همه اصرار برای رفتن میخوام ب چی برسم؟ مگه نمیخوام لذت ببرم،؟ کیف کنم؟ زندگی کنم … خوب اینکه آرزوم بوده الان چرا عین بار اضافه بهش نگاه میکنم چرا از مرحله ب مرحله اش از قد کشیدنش لذت نمیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    18مین گام مهاجرت به مداربالا تر.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.

    خدا را سپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.

    چندمرتبه توی این گام کامنت گذاشتم ولی میگفت دسترسی به این سایت ندارید.

    بازهم مینویسم.

    حدواسال1373بودکه 3تاپسرداشتم پسربزرگ68وپسردوم69پسرسوم71متولدین این سالهابودند.

    حدوداًسال73خواب دیدم توی آسمان یک پرده ی خیلی خیلی بزرگ بازشد.

    حضرت محمد( ص)باحضرت(علی ع)(حضرت زهراس) وامام حسن وامام حسین نشسته بودند.

    یک فرشته که آقای بلندقد،که به شکل مسیح توی نقاشی هابودبا لباس بلندباآستینهای آزادوگشادپوشیده بودتوی تصویر این جمع بودویک پسربچه که دوتابال قشنگ داشت متولدشد و، روی دست این مرددیدم روی این بچه آب ریختند یادم نیست این آب ازآسمون به زمین رسیدیانه؟؟؟؟؟!!!!!!

    خوابم رابرای حاج خانم صاحب خانه تعریف کردم.

    پسردوم حاج خانم که فکرکنم 3تابچه داشت بعداز1الی2روزبراثرتصادف باموتوربودفوت کرد!!!!!!

    روحش شاد بعدحاج خانم گفت لیلاجان این خوابی که دیدی به پسرمن خورد، ومُرد!!!!!!خخخخخخخخ.

    الان باخودم میگم خُب این خواب نشانه والهام پرازخیروبرکت بودبه زندگی خودم.

    اولا بعداز5سال خدابه خودم یک پسردیگه ای هدیه داد.

    دوماً بعدازاین خواب زندگی به صورت تکاملی پیش رفت اماباناآگاهی من وبه سختی پیش رفت ولی باوجوداین بچه زندگی روانترشدیک هفته قبل از به دنیاآمدن این بچه عزیزدلم استخدام به کاردولتی شدوقبل ازازدواج همین نوردیده بازنشست شدو3تابرادربزرگترهنوز ازدواج نکردند.

    ازدوران خانه داری مان بیشترین لذتی که داشتم دوران بچه داریمان بوده وهنوزهم لذتش رامیبرم ومیگم خدایابرکت به عمرمان بده بیشتردرکنارهم زندگی راتجربه کنیم چون فرصت زندگی تاریخش یکبارمصرف است پس بهترین ثانیه ها رو بایدبه خودم تبریک بگم عاشقتونم استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1183 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم لیلا جانم

      الان یادم نمیاد یه جا تو کتابی خوندم نوشته بودن خوابتو برای هبچ کس تعریف نکن و فقط بگو خیره

      چون هر کسی از دیدگاه و باور خودش تفسیر میکنه

      مثل این حاج خانمی که گفتین

      مرحبا به شما به اون دیدگاهه مثبتتون

      تحسینتون میکنم

      ان شالله سالیان سال کنار عزیز دلتون و پسرهای گلتون زندگی شاد و سلامت و ثروتمند و با عشق رو بگذرونین

      واقعا ثانیه های زندگی برنمیگرده

      و تکرار نمیشه

      پس به قول استادمون

      از مسیر لذت ببر

      عجله نکن

      آرام باش

      بهترینها نصیبتون لیلای عزیزم

      در پناه خداوند مهربان سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2688 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم.»

    امروز و همین چند دقیقه پیش متوجه یک باگ و باور محدودکننده بد در خودم شدم که اشکم رو درآورد. بعد از اینکه کمی آروم شدم خدا رو شکر کردم که این باگ رو کشف کردم چون می‌دونم به واسطه حل شدنش کلی قراره رشد کنم.

    در واقع به نوعی خودم رو شناختم. خودشناسی خواسته‌ی من بود. من این خواسته رو خلق کردم.

    نکاتی که در این فایل توجهم رو به خودش جلب کرد:

    • باید بفهمم آیا خواسته من، واقعا خواسته من است یا چون جامعه آن را می‌پسندد به آن علاقه‌مند شده‌ام؟

    • اگه شغل مورد علاقه واقعا عشق من باشه، کلمه زحمت براش بی‌معنی است.

    • چرا باید بخوام از کسی بهتر باشم؟! این باعث میشه از مسیر لذت نبرم و فقط بخوام که از کس یا کسانی بهتر باشم.

    • آرزوی بیشتر افراد معروف این است که کسی آنها را نشناسد تا راحت‌تر بتوانند توی جامعه زندگی کنند.

    • دنبال کسب نتیجه آنی نباشم. استمرار بسیار مهم است.

    • عشق + باورهای ثروتساز = نتایج خوب

    • کاری به اینکه بقیه چطوری نتیجه گرفتند و چه عملکردی دارند نداشته باشم. فقط روی خودم تمرکز کنم و از مسیرم لذت ببرم.

    • به خودم فرصت بدم تا از زندگی لذت ببرم. سخت نگیرم و فرصت بدم به خودم. به وقتش همه‌چیز اتفاق میفته.

    پی‌نوشت؛

    خدایا، لذت میبرم از بودن، زیستن.

    شکرت بخاطر فهمیدن، حتی اگر گاهی دردناک باشد، که تو تسکین‌دهنده‌ی تمامی دردها هستی.

    اگر درمان تویی، من دردمندترینم.

    خدایا، سپاسگزارم بابت آنچه مرا به تو نزدیک میکند، که اشک میشود و از چشمانم می‌چکد تا ناخالصی‌های وجودم را طاهر گرداند.

    خدایا، به راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای مرا هدایت کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 603 روز

    بنام خدای وهابم

    سلام به استاد و خانم شایسته ی مهربانم

    خدایا شکرت برای این هدایت برای نشانه ی امروزم

    چقد خدا قشنگ با ادم حرف میزنه

    امروز با حال خوب گفتم خدایا باهام حرف بزن و مثل فال سایتو‌باز کردم دیدم این فایل اومد

    خدا گفت کاری نداشته باش کی نتیجه میاد یا اصلا نتیجه میاد یا نه تو لذت ببر از کارت از این کاری که باعشق داری انجامش میدی هرچند که من در مدارش نیستم انقدا که با تمام وجود لذت ببرم از تمام زندگیم

    اما دیگه مثل قبل عجله نمیکنم وحرص نمیخورم که چرا اینجام و مطمینم که توی مسیرم و البته بیشتر تایم های زندگیم لذته مخصوصا زمانی که دارم کارمو انجام میدم

    چقد حوشحالم که عشقمو پیدا کردم

    استاد راجب این مطلب اخرتون که گفتید دانشجوها گفتن از هر لحظه تون لذت ببرید و سخت نگیرید دقیقا موضوعی بود که امروز باهاش مواجه شدم و یک خانمی توی کلاس کنارم نشسته بود که میگفت اگه میدونستم بچه داری انقد سخته اصلا بچه دار نمیشدم و اخر این همه زحمت چیه

    من یهو یاد خودم افتادم که چقد من اون لحظات بچه داشتن و بچه داری رو بخودم سخت میگرفتم و اتفاقا یکی از مشتریهام که بچه های زیادی ام داشت و شاغل بود و پشت سرهم چندتا بچه اورده بود دلسوزانه بهم گفت از این لحظاتت لذت ببر چون دخترت بزرگ میشه اونوقت میگی خدایا چرا لذت نبردم از کودکی بچه م چرا بخودم سخت گرفتم

    من اونموقع تو مدارش نبودم پیش خودم گفتم دلش خوشه این اگه ریلکس و بچه دوست نبود انقد بچه پشت هم نمی اورد اونم با کارمندی و بچه پیش این و اون گذاشتن

    و خیلی خودمو اذیت کردم

    اما این چند سال اخیر همکارایی دیدم که تو اوج بارداری و بچه داری. تا لحظه اخر می اومدن سرکار و اصلا اذیت نبودن بچه هاشون ساکت و ارام و بساز خودشون سلامت و خوشحال و ریلکس و مثل من خودشونو پیر یه بچه نکردن و زندگیشونو ادامه دادن حتی توی این فایل هایی که خانم شایسته میذارن بارها خانمای باردار و بچه دار رو دیدیم که چقد ریلکسن ارامش دارن استرس الکی ندارن و به بچه هم استرس. نمیدن خودشونو بچه شونو بیمار و حساس نمیکنن

    اون لحظه که اون خانم سرکلاس داشت میگفت اکه میدونستم اینجوریه بچه دار نمیشدم فقط بهش گفتم سخت نگیر هرچیزی روسخت بگیری بخت سخت تر میگذره

    کاش من اونموقع که باردار. و بچه کوچیک داشتم اسوه هایی که الان میبینم رو می دیدم تا زندگیم راحت تر جلو میرفت و بچه مم بهتر بزرگ میکردم

    البته که نه اون در مدار حرف های من بود و نه من با پشیمانی چیزی رو جبران میکنم

    خدارو شکر امروز نشانه ای رو سر راهم گذاشت که حرف های خودمو به خودم برگردوند گفت حواست باشه که خودتم از الانت لذت بیشتری ببری ها فردا دوباره نگی کاش فلان یال فلان سن فلان موقعیت لذت بیشتری میبردم قدر داشتنا و نداشتن هاتو سختی و آسانی اسونی هاتو بدون

    خدایا شکرت

    ازتون ممنونم استادبرای این سایت عالیتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1519 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -این که بخواهیم در حوزه ی کسب و کار خود تبدیل به بهترین شویم ریشه در کمبود عزت نفس و احساس ارزشمندی دارد

    -تلاش برای تایید گرفتن از افراد باعث می شود از مسیر تحقق اهداف خود لذت نبریم

    -اگر انجام کاری برای ما لذت بخش است آن را فارغ از تلاش برای دریافت تایید از دیگران انجام دهیم

    -در واقعیت ما موجودات اجتماعی هستیم طبیعی است به دنبال تایید و تحسین دیگران باشیم

    -نیاز به جلب توجه مانند سایر احساسات باید مدیریت و کنترل شود

    -کمالگرایی و تلاش برای بهترین بودن باید به حد تعادل برسد

    -به خود سخت نگیریم

    -زندگی را بسیار زود گذر و ناپایدار بدانیم

    -بر خود و دیگران اسان بگیریم

    -سخت گرفتن باعث می شود در مورد خود و دیگران قضاوت های نابجا داشته باشیم

    -هدف اصلی ما لذت بردن از زندگی است

    -با داشتن باورهای مناسب در زمینه ی ثروت استمرار و ادامه ی مسیر درست پرداختن به شغل مورد علاقه به موفقیت شهرت و ثروت دست میابیم

    -داشتن علاقه به کسب و کار باعث: استمرار و تداوم آن می شود

    -به دنبال دریافت نتایج آنی و لحظه ای نباشیم

    -قانون تکامل را رعایت کنیم

    -نصیحت تمام افراد موفق: لذت بردن از تک تک لحظات زندگی است

    -اگر نمی دانیم کسب و کار مورد علاقه ی ما چیست:

    با لذت بردن از تک تک لحظات به سمت ان هدایت می شویم

    -با استمرار و ادامه ی مسیر مورد علاقه داشتن باورهای مناسب لاجرم به سمت ثروت و موفقیت هدایت می شویم

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -نیاز به جلب توجه دریافت تایید و تحسین دیگران باعث می شود بخواهیم به بهترین فرد در حوزه ی کسب و کار خود تبدیل شویم

    -نیاز به جلب توجه احساسی است که باید به شدت کنترل و مدیریت شود

    -کمالگرایی عامل دیگری است که باعث تلاش برای تبدیل شدن به بهترین فرد می شود

    -اگر از انجام کسب و کار خود لذت می بریم آن را انجام دهیم

    -با داشتن باورهای مناسب استمرار و علاقه در انجام هر کاری به موفقیت دست میابیم

    -بر خود آسان بگیریم

    -هدف اصلی از تحقق تمام اهداف لذت بردن از زندگی است

    -با داشتن باورهای مناسب پرداختن به شغل مورد علاقه استمرار داشتن در آن به هدف اصلی خود می رسیم

    -قانون تکامل را رعایت کرده و نخواهیم یک شبه و یک دفعه نتیجه بگیریم

    -با لذت بردن از تک تک لحظات داشتن باورهای مناسب سپاسگزاری از داشته ها به شغل مورد علاقه ی خود هدایت می شویم

    -زندگی را بسیار گذرا کوتاه و موقتی بدانیم

    -هدف خود را لذت بردن از تک تک لحظات زندگی و کمک به گسترش جهان بدانیم

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -تا پیش از آشنا شدن با استاد هدف ما هم بهترین شدن برای دریافت تایید و تحسین دیگران بود تنها به این دلیل که همواره مورد تحقیر و سرزنش افراد قرار گرفته و ما قصد داشتیم با بهترین شدن در حوزه ی کسب و کارمان احساس عدم ارزشمندی خود را برطرف کنیم ولی به هر میزان تلاش ما برای بهتر عمل کردن افزایش میافت مورد تحقیر و سرزنش بیشتری قرار گرفته و به موفقیت کمتری دست میافتیم

    اکنون با حذف افراد منفی سعی می کنیم علایق خود را بشناسیم و به سمت آنها حرکت کنیم هر شغلی که در گذشته دوست داشتیم به انجام آن بپردازیم اما به دلیل داشتن باورهای نامناسب به آنها دست نمیافتیم را امتحان کرده و تا این لحظه واقعا نمی دانیم به انجام چه کاری علاقمندیم و از خداوند درخواست می کنیم ما را به سمت مسیر علایقمان هدایت کرده و انجام کارها را برای ما آسان کند

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه شخصی ما پرداختن به مشاغلی است که در گذشته به آن ها علاقمند بودیم اما به دلیل داشتن باورهای نادرست نتوانستیم انها را محقق کنیم اکنون با کار کردن بر روی باورهایمان بسیاری از آنها را امتحان کرده اما هنوز به علاقه ی اصلی خود هدایت نشدیم اگر از تک تک لحظات زندگی خود لذت برده و سعی کنیم احساس خود را خوب نگه داریم به تدریج با کمک خداوند به مسیر علایقمان هدایت می شویم

    باورهای ما خصوصا در زمینه ی ثروت بسیار مخرب و نامناسب است که سعی می کنیم با کار کردن بر روی آن هاهر بار نتایج بهتری کسب کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مرضیه صالحی گفته:
    مدت عضویت: 3394 روز

    چالش نوشتن کامنت روز سوم

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستای خوبی که این کامنت رو میخونن.

    یه الگویی که هم توی خودم هست و توی کامنت ها هم زیاد دیدم‌و استاد توی این ویدئو درموردش گفت این بود:

    اگه به کاریو دوست داری و داری براش زمان میذاری، چرا میگی دارم زجر میکشم؟؟

    زجر کشیدن معنایی نداره وقتی یه کاریو دوست داری و درموردش باور های درستی داشته باشی با عشق اون کارو انجام میدی، شب و روزت رو بهم میدوزی که فقط اون کارو انجام بدی عشق میکنی از انجامش، زمان و گشنگی نمیفهمی چیه.

    لذت بردن زمانی ایجاد میشه که ما علاقمونو پیدا کنیم و براش تلاش کنیم اما موضوع مهم‌تر اینه که نخوایم با عجله بهش برسیم باید تکامل طی بشه وگرنه اگه با عجله بخوایم برسیم فقط زجر میکشیم فقط هی نگرانیم پس چرا نمیرسم و اینطوری از مسیر هم لذت نمی بریم.

    اتفاقا زیبای رسیدن و موفق شدن در کاری که دوسش داریم به مسیرشه به اینکه لذت ببریم و براش وقت بذاریم اینجوری خودمونو به خودمون ثابت میکنیم و به خداوند و جهان هستی نشون میدیم که در مسیرمون ثابت قدم هستیم و در هر قورت به مسیر ادامه میدیم.

    دقیقا مثه استاد که باوجود اینکه در زمانی که بدهکار هم شده بود و باورهای مناسبی نداشت بازم ادامه داد تا بالخره مسیر براش روشن و روشن تر شد.

    همه چیز خلاصه شده در همین: پیدا کردن کاری که عاشقشی+زمان گذاشتن براش با عشق و با تمرکز هرکاری میتونی بکنی براش+از این مسیر لذت ببری

    راستی یه راه حل خوب واسه پیدا کردن علاقه تجربه کردنه، من خودم خیلی با خودم کلنجار رفتم تا رسالت زندگیم رو پیدا کنم اما وقتی وارد کارها میشید و تجربه میکنی به خوبی میفهمی به چی علاقه داری و با چی حال نمیکنی، اصلا یه جا نشین تا بلخره بفهمی چیو دوست داری اینجوری نمیفهمی باید تجربه کنی کارهای مختلف رو تا خودت رو بهتر بشناسی و نترس از اینکه وارد کارهای جدید بشی خودتو به چالش بکش و از این کار لذت ببر مطمئن باش خیلی سریع تر از اینکه بشینی فکر کنی به چی علاقه داری به نتیجه میرسی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1115 روز

    – گام هجدهم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر –

    به نام خدایِ حقیقتِ درون

    وقتی شما عاشق یه کاری هستید، انجام مستمر اون کار زحمت نیست که، زجر نیست؛ عینِ لذت و عشقه!

    داشتم این مورد رو در خودم بررسی می‌کردم.

    من عاشق نوشتنم؛ اما هنوز که هنوزه وقتی میخوام بنویسم در این کار تعلل میکنم. نه اینکه اون رو زجر ببینم نه! اتفاقا وقتی شروع میکنم خیییییلی لذت میبرم و غرق میشم توش. اما شروعش برام سخته. داشتم فکر می‌کردم چرا!؟

    و اینجاست که میرسیم به خودشناسی.

    دیدم اهرم رنج و لذتِ این کار تو ذهن من درست نیست. من فکر نمی‌کنم ننوشتن خیییییلی بده و از ننوشتن زجر نمی‌کشم. اتفاقا فکر می‌کنم نوشتن سخته. اینکه اون ایده رو چجوری در قالب کلمه بیان کنی، سیر کلی داستان، آغاز پایان و …

    مورد دوم اینکه من به شدددددددت کمالگرام. چند روز پیش یه مقاله میخوندم که میگفت شما تو لیست کارهای روزتون بنویسید : سهم نویسندگی امروز. و حتی اگر یک خط، بدون اغراق یک خط درمورد چیزی نوشتید، اون کار تیک میخوره. چون شما بالاخره انجامش دادید؛ هر طوری که بوده! من از خوب نبودن میترسم. باید یا عالی عالی بنویسم یا اگر عالی نیستم اصلا ننویسم؛ و حتی درمورد مقدار نوشتن. مثلا میخوام روزی سه چهار صفحه بنویسم. خب خیلی ممکنه که من نتونم هر روز مستمر سه چهار ساعت بنویسم. ولی مطمئنم که میتونم روزی یک ساعت مستمر بنویسم. ولی چون احساس می‌کنم کمه، میگم ولش کن و بیخیالش میشم.

    و مورد سوم که گاهی به سراغم میاد، برمیگرده به عزت نفس درونی. یه ندای کمرنگی که میگه : اینهمه آدم اینهمه داستان های قشنگ و معرکه نوشتن. خیلی ام از تو بهتر بودن. چرا میخوای الکی خودتو خسته کنی!؟ هرچی ام که بنویسی بازم یه نفر بوده که قبل تو اون ایده رو بهتر نوشته. و این مورد با اینکه در من کمه، اما هست.

    چقدر خوشحالم که بهش فکر کردم.

    چقدر خدایا شکرتتتتتتتتت!

    حالا دیگه میتونم آگاهانه تمرین کنم و آگاهانه این موارد رو در خودم بهبود ببخشم.

    اتفاقا قبل از اینکه بیام این فایل رو گوش بدم میخواستم برم بنویسم و خب حالا با اشتیاق بیشتری میرم.

    اصلا نگران نباشید که هنوز نمی‌دونید علاقه‌تون چیه؛ کم کم که برید توی مسیر مشخص میشه.

    استاد حقیقتا هنوز که هنوزه من نمیفهمم یعنی چی که آدما میگن من نمیدونم به چی علاقه دارم!!!

    همش با خودم فکر می‌کنم : مگه میشه!؟ باشه من نمیخوام بگم همه باید بدونن رسالتشون چیه ولی دیگه حدودِ نزدیکشو که میدونیم دیگه. حداقل حس میکنیم که چه کاریو دوست داریم. حتی اگر ندونیم اون کار چیه و از دور فقط یه چیزایی ازش شنیده باشیم. به نظر من اون کاری که فکر می‌کنیم یه کوچولو هم بهش علاقه داریم باید بریم تو دلش. چون دو حالت داره. یا میگیم عه چه باحال همونی بود که میخواستم و توش مصمم میشیم و ادامه میدیدم و بهبود میبخشیم خودمونو و به موفقیت میرسیم. یا میگیم عه این اصلا اون چیزی نبود که من فکر میکردم و حالا میبینم که دوستش ندارم و تکلیفمون با خودمون درمورد اون کار مشخص میشه. این خیلی مهمه! اون مورد کنار گذاشته میشه و ذهن ما خالی میشه و میتونیم با فراغ بال به گزینه های دیگه فکر کنیم!

    آبجی من ( چون میدونم قراره کامنتمو بخونه مینویسم ) تقریبا میدونه که چیو دوست داره. حداقل اینکه میدونه خیلی چیزا رو دوست نداره. و به نظر من این عالیه. اون عاشق رشته‌ی وکالته. نوشتنم دوست داره. اما الان نه مینویسه و نه داره رشته‌ی حقوق رو ادامه میده. پس آبجی، این کامنتو هروقت که ببینی، یه نشانه ایه برای فکر کردن بیشتر به خواسته‌ت، خودت و موفقیتت! میدونم که هزارتا دلیل قانع کننده داری که الان نه، ولی خب این رو هم میدونم که تا براش قدم برنداری قرار نیست مسیر برات روشن تر بشه!

    درس امروز من از این فایل که خیییییلی ام بهم چسبید :

    اشتیاق سوزان، استمرار و باورهای درست : نتیجه‌ی قطعی!

    باید این فرمول رو حفظ کنم؛ باید بهش فکر کنم؛ باید هر روز بهش عمل کنم!

    وای خدایا شکرت

    چقدر از اینکه تو مسیر رشدم خوشحالم‌.

    چقدر حالم خوبه بابت در این مسیر بودن.

    گفتید نه اونقدری به خودمون سخت بگیریم که زندگی رو نفهمیم و نه اونقدر میل به دیده شدن داشته باشیم که بازم زندگی کردن یادمون بره. باید حد وسط این رو پیدا کنیم.

    من خییییلی به خودم سخت گرفته‌م. همیشه و همه جا. باید بیشتر تمرین کنم در لحظه زندگی کردن رو. همین که وقتی دارم با خودم بد رفتاری میکنم آگاهانه با خودم حرف میزنم و به خودم میگم که : حدیث عزیزم، آرووووووم باش. اینهمه فشار برای چی!؟ من دوستت دارم، کنارتم، دنیا همینه، همین لذت بردن، همین لحظه، همین الان.

    و بعد همه چیز در ذهنم رنگ عوض میکنه. و چقدر ساده‌ست استفاده‌ی آگاهانه از قانون. فقط ما خیلی زود زود خودمون رو یادمون میره.

    میخوام از این به بعد بیشتر آگاهانه قوانین رو تمرین کنم.

    خدایا شکرت که اینجام

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
      مدت عضویت: 2688 روز

      سلام سلام حدیث خانم گل گلی، حالت چطوره دختر؟!

      داشتم به این فکر می‌کردم که چه باوری داری که هر روز یه نفر (من) میاد اینجوری با عشق بهت سلام می‌کنه و حالت رو میپرسه و بهت میگه دوستت دارم؟! به ما هم یاد بده محبوب دلها :)))

      بابت پیشنهاد فوق‌العاده و بی‌نظیرت ممنونم. راستش یکم شوکه شدم از اینکه به این طریق خواستی برام نشونه بذاری و سورپرایز هم شدم.

      حتما حتما به حرفات فکر میکنم.

      خیلی وقتا ما می‌دونیم چی درسته چی غلط، فقط انگار نیاز داریم یکی بهمون یادآوری کنه.

      و من ازت ممنونم که سهم یادآوری امروز من رو شما تیک زدی، عاشقتم دختر خوب.

      دوستدار جنابعالی؛ نرگس‌!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 354 روز

    « بسم الله الرحمن الرحیم »

    سلام به دوستان عزیز و استاد مهربان.

    کمتر از سه ماهه که آموزه های استاد رو میبینم و دنبالشون میکنم.(فایل های رایگان) و نمیدونم چی شد که یک لحظه به خودم اومدم و دیدم از مسیر خارج شدم چون داشتم اذیت میشدم. داشتم زجر میکشیدم داشتم همش میگفتم که ای بابا دوباره باید روی خودم کار کنم و اینا و خودمو با دیدن فایل ها گول میزدم. خلاصه رسیدم به جایی که با خودم گفتم من کجای زندگیم ایراد دارم؟ من چه مشکلی دارم؟….

    خلاصه این سوالات توی سرم بود،تا فهمیدم که من به اندازه کافی خودمو دوست ندارم همینطور زندگیمو. درواقع عزت نفسم پایین بود و عزت نفس هم که اصل و اساس تمام آموزه های استاده…

    خیلی به خودم سخت میگرفتم، منظورم اینه که باید حتما فایل گوش میدادم، خودمو زور میکردم که نکته برداری کنم و خیلی چیزا… حسابی خودمو گول زده بودم. تا فهمیدم بابا این چه وضعشه؟!

    تو بجای اینکه لذت ببری داری خودتو اذیت میکنی…. به خودت سخت نگیر بابا لذتشو ببر. خودتو دوست داشته باش ،نتیجه هم اونوقت میگیری)

    یعنی توی این سه ماه من تکاملم طی شد که بفهمم آهان… اولین مشکل من عزت نفسه…..

    درصورتیکه اگر من قانون تکامل رو درک کرده بودم و آسون می‌گرفتم به خودم و ادامه‌ میدادم نتیجه گرفته بودم!

    اما میدونین چیه؟ اصلا ناراحت نیستم که چرا این‌قدر طول کشید و عوضش بهم گفته شد که کجای کارم ایراد داره. واقعاً الان میفهمم که پاشنه آشیلم چیه؟

    روش کار کنم بدونم دلیل رفتن به مسیر نادرست کجاست و روش کار کنم….

    قانون تکامل همینه دوستانم. اینکه شما بهش باور داشته باشید و نگران نباشید و از زندگی لذت ببرید. من اینو دریافت کردم و خوشحالم که ایرادمو فهمیدم. باید روی عزت نفسم کار کنم و اونو پدیدار کنم.

    اما دوستان عزیز اولین چیزی که باید بپذیرید در این مسیر، خودتون و ویژگی های خوب و بدتون هست. در حقیقت همون دوست داشتن خود و صلح با خود‌. خیلی خیلی مهمه و من الان فهمیدم.

    خواستم بگم دیوانه وار عاشق خودتون باشید.

    شما با ارزش هستید شما لیاقت بهترین هارو دارین، به خودتون فرصت بدین تا خودتونو بشناسید ، عجله نکنید به وقتش (طی کردن تکامل) نتایج شگفت زدتون میکنه.

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    همتا نوری گفته:
    مدت عضویت: 543 روز

    بنام خدای بی نهایت مهربان.

    درود خدمت استاد عزیز خانم شایسته عزیز و هم فرکانسی های‌ام .

    خداراااااصدهاااااهزار مرتبه شکررررررر بخاطر این همه آگاهی های این جلسه.

    مسیر کوتاه است و یگانه هدف ما این است که از مسیر لذت ببریم.

    ما در دنیا آمدیم که کلی لذت ببریم احساس امنیت داشته باشیم عشق را تجربه کنیم .

    پس چرا به سوی جلب توجه می‌رویم؟!

    در اصل قانون جهان در تضاد است اینکه جلب توجه دیگران باشیم .

    من در اوایل زندگیم خیلی شخصیت آرامم و جدا از بقیه را داشتم. گاهی ازین شخصیت خود دوری میکردم.اما بعدا متوجه شدم که این من نیستم من همتا هستم با شخصیت و طراحی خاص خودم .پس همان روند یک رنگی و هم دلی خودم را پیش بردم .

    این که نمی دانید در چه علاقه دارید مهم نیست .مهم این است که مسیر قدم گذاشتن را ادامه بدهیممم .

    خدایاااااااشکرت بخاطر اینکه مرا لایق این اگاهی دانستی. اینکه بیشتر درک کردم که باید از مسیر اصلی خود لذت ببرم کوشش زیاد نکنیم همی دقیقه برسیمم بگذاریممم همه چه را دست خداوند آن نیرو برتر است که رقم می‌زند . موضوع طی کردن تکامل را درک کنیم .

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1610 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته

    درکم از این فایل رو با این جمله بی نظیر شروع میکنم که اگه یادمون نره که هدف لذت بردن از زندگیه دیگه خیلی سخت نمیگیریم

    ما یادمون میره که اومدیم تو این دنیا زندگی کنیم تجربه کنیم و یاد بگیریم بعدش پول میاد نعمت میاد شهرت میاد …اول باید تو مسیرمون لذت ببریم

    دقیقا حس میکنم وقتی که میگین کمالگرایی ادم رو اذیت میکنه تو کسب و کار خودم اکثر مواقع دوس دارم بهترین باشم تو زمینه فروش تولید نحتوی کیفیت کار تیراژ و …یه روزایی که باز تو ذهن خودم فک میکنم که کار مفیدی نکردم واقعا حالم بد میشع از خودم احساس بی مصرفی میکنم در صورتی که قدمو برداشتم حداقل برای همون روز ولی ذهن میاد گول میزنه چرا جون من دنبال فلان نقطه و رسیدن به فلان شرایط و فلان ادم هستم

    بعد با خودم میگم وحید تو ادمی یه وقتایی حق داری یکم شل بگیری به خودت بیشتر لذت ببری اصن کسب و کار خودته اختیار داری کمتر کار کنی اون روز ک فشار بیاری.اون کمالگرایی باعث میشه از مسیر لذت نبریم

    از طرف مقابل هم یه جاهایی دنبال دیده شدن و توجه هستم مثلا بگن وحید به اینجا رسید وحید داره اینقدر تلاش میکنه و…انگار دوس داریم در موردمون حرف بزنن تشویق کنن و …و اینم باز طبیعی مثلا وقتی یکی میگه دمت کرم اینقدر تلاش میکنی و کار میکنی درسته کارمو دوس دارم باز ذهنم میگه ببین باید بیشتر کار کنی باید سختتر بگیری این کافی نیست بذار بیشتر تشویق کنن

    به قول شما یه چیزی وسط این 2مورد باید باشیم هم لذت ببریم هم اون احساس توجه رو سرکوب نکنیم اونا حق ما هستن .یه تجربه دیگه من فک میکتم 4 روز از یه رابطه عاطفی خارج شدم بنا به دلایلی و رابطه ای که واقعا لذت بخش بود قشنگ بود و تجربه شیرینی بود برام

    خب طبیعیه کسی با جایگاه فعلی من نتونه چند ساعته با این موضوع کنار بیاد

    طبیعیه جای خالی طرف احساس بشه یکم ناراحت باشی دلتنگ بشی و…حتی گریه کنی

    ولی ذهنم میگه بابا جمع کن خودتو مرد مگه گریه میکنه واس کسی تو مردی مهم نیست که رفته .نباید ناراحت بشی و …حتی همکارم هم میگفت زشتع که بخوای روی این موضوع وقت بذاری به نظرم زشت نیست ما ادمیم و احساس داریم و هرکسی یه توانی برای کنترل احساس داره نباید خورده گرفت که چرا مثلا یه هفته داری با خودت کلنجار میری

    انسان از نظر عاطفی اسیب دیده و باید درمانش کنه و اینم میدونم که باید با باورهای مناسب که ادم های خوب فراوونن و میتونه بهترش بیاد میتونی حس های قشنگتری تجربه کنی .این دستی از دستان خدا بود برای بهتر شدن احساست و…با سپاسگذاری میشه به حال بهتری رسید خب اینم یه زمانی رو نیاز داره یه شبه نمیشه پا گذاشت رو همه چیز و فراموش کرد ولی نباید هم سر یه تضادی این مدلی کلا بیخیال زندگی شد و فک کنی که دنیا به اخر رسیده

    در کل تو هر زمینه ای نه رومی روم نه زنگی زنگ .

    تو کسب و کارم دقیقا همینه باید لذت ببریم و رها باشیم تو مسیر درست تا هدایت بشیم خیلی مقایسه اشتباه نکنیم خودمون رو با بهترین افراد حوزه کارمون در حدی که فقط انگیزه بگیریم باور مناسب بسازیم که میشه و خودمون رو با دیروزمون مقایسه کنیم

    ممنون استاد بابت این فایل قشنک و پر مفهوم

    خدارو شکر میکنم که یه بار دیگه اینجا بودم درس گرفتم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: