مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 96
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













الله اکبر الله اکبر الله اکبر
به نام خدای مهربان و بزرگ
خدای که همه چیز میشود همه کس را
خدای که عشق میشود
خدای که ثروت میشود
خدای که برکت میشود
خدای که همه چیز میشود
خدای که به شدت کافی هست
خدای که نور زمین و آسمان هاست
خدای که تدبیر کننده تمام عالم هست
خدای که برگی بدون اذنش از درخت نمی افتد
خدای مهربان و عزیزم دلبر قدرتمندم ، صاحب و فرمانروای تمام جهان ، مدیر تمام کیهان و کهکشان ها ، یار نزدیکتر از رگ گردن ، ای بهترین برنامه ریز ها ، ای فرستنده باد و باران ، خدای مهربان و وهابم ، خدای غفور و رحیمم ، رفیق عزیزم، دلبر شرین زبانم ، بیمه تمام زنده گیم جانم به فدایت ای عزیز همه دل ها
میدانم که حواست به من هست
میدانم که خودت برایم با عشق میسازی
میدانم که امیدم را نا امید نمیسازی
میدانم که هدایتم میکنی
میدانم که قدرت تمام این جهان تو هستی
میدانم که اگر تمامم مردم جهان جمع شود قادر به خلق یک مگس نیستن و اگر مگس چیزی از شان ببرد دوباره گرفته نمیتوانند
میدانم که ما حتی برای نفس کشیدن هم محتاج تو هستیم
میدانم که بدون فرمان تو قلبم حرکت نمیکند
میدانم که بدون فرمان تو دستم حرکت نمیکند
میدانم که بدون فرمان تو شب نمیشود
میدانم که بدون فرمان تو خورشید طلوع نمیکند
میدانم که فرمان تو میان آسمان ها و زمین جاری هست
میدانم که علم تو بر همه جهان محیط هست
میدانم که تو هیچ وقت خوابت نمیبره
میدانم که تو هیچ وقت خسته نمیشوی
میدانم که تو هیچ وقت بنده ات را فراموش نمیکنی
میدانم که تو هیچ وقت به ما پشت نمیکنی
میدانم که همیشه عاشقانه نگاه میکنی
میدانم جای که دست ما نمیرسد شاخچه را پایین میاوری
میدانم که هیچ ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست
و همه چیز در زیر سایه اش در ساعت دقیق اتفاق میفتد نه یک ثانیه دیرتر نه یک ثانیه زودتر میدانم که قدرت تمام عالم تو هستی قدرتی بالاتر از تو نیست
میدانم که پاکیزه بدون تو هیچ هست
میدانم که بدون هدایت هایت هیچ هستیم
میدانم که خالق ما تو هستی ما که به خودی خود خلق نشدیم
میدانم که مرا از نطفه ناچیز خلق کردی و از روح خودت دمیدی عاشقم هستی میدانم هوایم را داری
میدانم میدانم میدانم که ریموت تمام قلب ها در دستان توست
میدانم که هیچ وقت چیزی را فراموش نمیکنی
این را هم میدانم رفیق که از رگ گردن به من نزدیکتر هستی نمیدانم تو در من هستی یا من در تو هستم همه جا همیشه با همیم و ممنونم از اینکه کنارم هستی
بیبیین عزیز دل ها من سخت به تو محتاج هستم من فقط روی تو حساب میکنم فقط روی تو و خودت برایم عالی ترین ها را بساز
من با تمام وجودم ازت سپاسگذارم هستم که همیشه کنارم هستی و همیشه حمایتم میکنی و همیشه حواست به من هست بیبیبیبین من با تمام وجودم به تو ایمان دارم الهی کروررر کروررر شکرت
کمکم کن که با قدرت تو بنویسم آنچه را که باید برای خودم اینجا ثبت بکنم عاشقتم عاشقتم
سلامممم استاد عزیزم سلاممم مریم عزیزم سلاممم به تمام بنده گان توحیدی الله
استاد دیوانه شدم از این همزمانی از این عشق خدا از این هدایت های خدا از این همه حمایت خدا از این که خدا این قدر نزدیک هست
این قدررررررر عاشق ما هست
چی بگویم که خدا چقدررر زیبا و بزرگ هست
یا الله کرورررر کرورررررررر شکرت
جا دارد یک فلش بک به صبح بزنم
ساعت چهار و سی صبح بیدار شدم آمدم سایت کمنت خواندم بعد خدای نازم گفت بروو فایل توحیدی عملی نهم کمنت منتخب اول که از اسماعیل عزیز بود را بخوان
گرچی قبل هم خوانده بودم اون زمان تازه عضو سایت شده بودم رفتم خواندم و اشک ریختم و غرق خدا شدم
بعد در حین فایل گفت برو کمنت ابراهیم عزیز که در باره شغلش نوشته بخوان رفتم بخوانم گفت نخوان دوباره همین را ادامه بده تازه میخواستم روی اون کمنت بروم که اصلا انترنت کار نداد و کفت همین را دوباره بخوان و ادامه بده
گفت میخواهم بیبیینم چقدررر به صدای من گوش میدهی ؟
گفت دیدی بدون اذن من برگی از درخت نمی افتد همه چی تحت قدرت من هست
خوب منم گوش کردم
دیدم هوااا بسیارر عالی هست ساعت پنج صبح شده بود و آسمان بی نهایت زیبا بود بی نهایت صدای پرنده ها خیلییی زیبا بود من رفتم نزد کلکین و محو زیبایی ها شدم که خدا به قلبم گفت میخواهی بروی پیاده روی و از شیندن صدای پرنده گان لذت ببری با منم صحبت کنی ؟
گفتم خدایاااا این تایم ؟
گفت بلی
گفتم بیبیبیبن از کجا بدانم این را تو میگویی و نشانه از توست ؟
روی سیم وایفای همسایه ما هیچ وقت پرنده نمیشیند هیچ وقت من نه دیده بودم
گفتم بیبیبن اگر تو میگویی من این تایم بیرون میشومم میخواستم مطمین شوم حرف خداست چون در اون زمان در کوچه و سرک آدم های زیادی نیست و بعضی افراد مزاحم میشوند اگر بیبیبینند که تنها هستی مزاحمت میکنند در اون تایم صبح
منمممم دیدم پرنده آمد روی همان سیم نشست و ایمانم صد برابر شد که از طرف خودش بود گفتممم چشم هدایت خودت هست من میروم گرچی هیچ وقت من این تایم از خانه بیرون نشده بودم رفتم دل به دریا زدم
همین که از خانه بیرون شدم غرق حرف زدن با خدا و سپاسگذاری شدم دیدم یک آدم که حرکات بسیارررر عجیب و غیر منطقی میکرد به طرف من روان هست کمی ترسیدم
گفتم بیبیبین خودت گفتی برو
خودت مواظبم باش
خدا شاهد هست از اون طرف دو آدم امدند و این آدم کاملا حرکاتش تغییر کرد و قشنگ با تمام وجودم حضور خدا را حس کردم وقتی به خودش توکل کنی با تمام وجود حضورش را حس هم میکنی
بعد در تمام مسیر همرایش صحبت کردم از قدرتش گفتم گفتم گفتم و ازش درخواست که سه سال هست در دل دارم ( هدایتم به کار دلخواهم که در رسانه طلوع هست ) همرایش یاد میکردم
تا اینکه گفت : بیبیبین من برایت ساختیم اجابت کردیم ولی یادت باشد هرگز به آن کار به آن درآمد مغرور نشوی و فکر نکنی که تو با اون چیز ها ارزشمند میشوی بدان تو بدون هیچی هم ارزشمندی و روی اون ها حساب نبری
گفتممممم چشمممم بیا رفیق حالا یک نشانه برایم نشان ده
گفت از این مسیر برو
گفتممم چشم
رفتمممممممممم تابلو دیدم که نام کار دلخواه نوشته بود گفت دیدی نشانه را ؟
گفتمممم ایمان دارم بالایت که میسازی تشکررر که هستی غرق احساس خوب شدم و رسیدم نزدیک خانه تمام مسیر با عشق با خدا حرف زدم و زیبایی دیدم و بعد سلامت به خانه آمدم
این از این
همین امشب یک ساعت قبل بود که دوستم در امریکا هست زنگ زد و همرایم صحبت داشت
گفت چی میکنی ؟
گفتم هیچ کار خاصی نیست
گفت بیبیبین یک دوستم در افغانستان در سازمان ملل کار گرفته خیلیی فرصت ها زیاد شده همین مشکل هست که باید شناخت داشته باشی که اونجا معرفی شوی ( منم در دلم گفتم بیبیبین خدا بهترین پارتی و شناخت من هست چی کسی بالاتر از خدا هست ؟
او که دستش بالای همه دست هاست سپردمش میسازد برایم ایمان دارم در دلم تکرار داشتم )
که گفت دوستم دوصد دالر درآمد دارد و برخی از مزایایی دیگر را هم گفت خیلییییی برای اون دختر خوشحال شدم با تمام قلبم خوشحال شدم و برایش از خدا موفقیت خواستم چون میدانم خدا برای همه بنده هایش میسازد
و گفتم اینم یک نشانه هست که بیبیبین در همین شرایطی که همه میگویند بد هست بیبیبین چقدررر فرصت ها زیاد هست و خدا برای تو هم میسازد بیبیین خدا هست بیبیین در فرکانس درامد هستی این خبر خوش شنیدی و میخواستم به خودم این حرف ها را بگویم که ایمانم قوی شود و زهنم جفتک نندازد
در دلم میگفتم که بیبیین پاکیزه خدا ایده ها شرایط آدم ها را سر راهت قرار میدهد اصلا ترس را در دلت جای نده برایت میسازد
این در حالی هست که من بسیارر با تمام وجودم دوست دارم به درآمد برسم هم برای خودم مستقل شوم و هم برای فامیلم کمک کنم
دوستم بسیاررر دخترر موفق عالی و خوش برخوردی هست خیلیی دوستش دارم و برایش بهترین ها را میخواهم همین طور از موفقیت هایش میگفت از مسافرت هایش که تازه به نیویارک رفتن و چقدررر مسیر را خودش درایف کرده حالی هم منتظر ویزه اش هست که برود به سویس و از اونجا دیدن کند وووووووووو ….
تا زمانی که با او حرف میزدم حس حالم خوب بود نجوای شیطان نبود واقعا خوشحال هستم برایش خیلییییی خوشحال هستم
چون میدانم هر کس هر کجا هست جای درستش هست
زمانی که تماس قطع شد
مادرم گفت چطور کنیم در باره بعضی مسایل مالی بود چون درآمدی که این ماه دولت باید برای پدرم میداد خیلییی دیر شده و هزینه های ما هم خیلیی زیاد این هم ازاین
و مادرم میگفت چطور کنیم ؟
چطور میشود ؟
این طرف قضیه یک پاکیزه آرام و با ایمان هست که واقعا سعی میکند احساس خوبش بیشتر باشد و همیشه ایمان خود را حفظ کند
اون طرف بلند شدن نجوا های شیطان ؟
که برای تو پس چی وقت میشود ؟؟
بیبیبین دوستت با تو یکجا بود حالا کجاست ؟
بیبیبین هنوز به درآمد نرسیدی ؟
بیبیبیبن اون دختر دیگر هم در همین افغانستان چقدررر کار عالی به دست آورد ؟
بیبیبین تو دلت را خوش کردی به این چیزا ؟
نکند اشتباه داری و ترس هایش که القا میکرد ؟
و اینجا پاکیزه که رفیق خودش را پیدا کرده هست و با هیچی عوضش نمیکند فقط یک لبخند عمیق زد و گفت بیبیبببببن من نمیدانم که خداوند چی قره العین های را برایم آماده کرده هست ؟
از کجا میدانم تمام این شرایط برای بزرگ شدن من هست ؟
از کجا میدانم که خداوند چقدرررر زیبا برایم میسازد ؟
از کجا میدانم که این ها برای رشدم لازم هست ؟
از کجا میدانم چقدرررر بزرگ میشوم؟
از کجا میدانم شخصیتم قوی تر میشود ؟
حتی به یادم امد که در یکی فایل های تان گفتین شما یک زمانی که هیچی نداشتین و دوست های تان خانه و ماشین همه چی داشت
و وقتی که شما ادامه دادین آنقدر رشد کردین که از همه شان شرایط تان خیلییی عالی شد که حتی خودشان گفتن تو از ما بیشتر پول داری همان داستان یک میلیارد را که نگهداشته بودین و دست نمیزدین این داستان یادم امد و اون حرف ها آرام شدم دوباره طی چند دقیقه شاید پنج دقیقه هم نشد که دوباره آرام شدم و زهنم را کنترول کردم چون واقعا قلبم آرام هست
گفتمممم بیبیبین رفیق جانم من بالایت ایمان دارم من به تو یقین دارم قلبم هم نمیلزرد از ارامش قلبم میدانی از ایمانم میدانی بیبیبین خودت برایم بساز بیبیبین من با تمام وجودم به تو توکل کردیم و گفتم بیبیبین تو مسول ارامش قلب من هستی تو مسول هستی که من را هدایت کنی
قرار ما این نبود که من اینجا بیایم و همه چی را به تنهایی انجام بدهم
قرار این بود ما لذت ببریم و تو کار ها را انجام بدهی
من ایمان دارم بیبیبین بیا این نجوا ها را آرام کن و اشک میرختم
گفتم بببببین من هیچ وقت نمیخواهم ناسپاسی تورا بکنم من در همین شرایط هم میگویم شکرت میلیارد ها نعمت دارم شکرت شکرت ولی میخایم هدایتم کنی بیشتر برایم بدهی و بسازی
گفتم برایش ااگر تمام ثروت جهان از من میبود تمام مال دنیا از من می بود تو نمیبودی من هیچی نداشتم من هیچیییییی نداشتم من یک سراب بودم
حالا بیبیبین من تو را دارم رفاقت ترا دارم و من خوشبخترین دختر جهان هستم که تورا شناختم و با تو میتوانم به همه چی برسم
چی نتیجه بالاتر از رفاقت با تو بوده میتواند ؟ چی نتیجه بالاتر از شناخت تو میتواند باشد ؟ گفتم بیبیبن اگر من تورا پیدا نمیکردم تورا نمیشناختم تو را حس نمیکردم به تو امید نمیداشتم مطمین بودم با این شرایطم من افسرده میشدم من شاید حتی نمیتوانستم ادامه بدهم
بیبیبین خودت هدایتم کردی پس یاریم کن و از خودش درخواست داشتم که برایم بسازد
که گفت برو سمت قرآن
رفتم هدایت شدم به این آیات
إِذِ الْأَغْلَالُ فِی أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ یُسْحَبُونَ
آن گاه که گردنهاشان با غل و زنجیرها (ی آتشین) بسته شود و کشیده شوند.
فِی الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ
در حمیم دوزخ (و آب گرم و عفن جهنم)، سپس در آتش سوخته و افروخته شوند.
ثُمَّ قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ تُشْرِکُونَ
آن گاه به آنها گویند: کجا رفتند معبودان باطلی که شریک خدا میشمردید،
مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَکُنْ نَدْعُو مِنْ قَبْلُ شَیْئًا ۚ کَذَٰلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ الْکَافِرِینَ
و از خدا روی میگردانیدید؟ آن مشرکان جواب گویند: آن بتها همه از نظر ما محو و نابود شدند، بلکه ما از این پیش چیزی را به خدایی نمیخواندیم. خدا این گونه مردم کافر (مشرک) را گمراه میگرداند (یعنی از رحمت خود محروم میکند).
ذَٰلِکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ
این قهر و عذاب شما کافران بدین سبب است که در دنیا از پی تفریح و هوسرانی باطل بودید و دایم به نشاط و شهوت پرستی سرگرم شدید
ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا ۖ فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِینَ
اینک (به کیفر کفرتان) به درهای دوزخ درآیید که آنجا جاودان معذّب خواهید بود، که متکبران را (که سر از فرمان حق کشیدند در آخرت) بسیارر جایگاهی بدیست
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
صبر داشته باش که وعده الله حق هست
جانم به اخرش انقدررررررررر غرق عشق الله شدم با این هدایت با این آیت که خودم میدانم و خودش میسازد بهترین را میسازد
قطعا وعده خداوند حق هست صبرررررررر میکنم
چی کسی وفادار تر از خداوند به وعده اش ؟
بعد گفت برو فایل جدید روزشمار بیبیبین راستش دلم نمیشد بشنوم به فکر خودم دنبال یکی از فایل های توحیدی بودم
گفت بروووو گوشش کن برای توست
گفتم چشم
دیدم و نگاهم چقدرررررر تمام سراسر اشک شد اشک عشق به الله شد اشک شوق شد
سراسر وجودم احساس توکل شد احساس امید شد احساس این که یکی هست حواسش هست خالق تمام جهان هست
ما به کسی وابسته نیستیم ما به خدا وابسته هستیم خدای ما که جای نرفته هست
یک لحظه بعد از شنیدن این جمله شما جمله خودم یادم آمد که همین چند لحظه پیش به دوستم گفت
گفت بیبیین پاکیزه تو چقدرررر امریکا را دوست داری باید من بایدن را از این علاقه تو آگاه کنم داشت با من شوخی میکرد
منم ناخود آگاه با لبخند گفتم خدا آگاه هست نیاز به بایدن نیست
و چقدرر بعد از این فایل به خودم افتخار کردم به کنترول زهنی که کردم چقدررررر به حضور خدا افتخار کردم
قطعا خداوند برایم پاداش عالی در نظر دارد میایم همش را اینجا همینگونه ثبت میکنم میایم و مینویسم که خدا همیشه حواسش به من هست
توکل به خداوند
خدا منبع رزق و روزی ماست
هر کس رفت از زنده گی ما دستی دیگر هست چون اون دست از دستان خداست
قدرت خداست
خدا که جای نرفته
خدا که همیشه هست
بی نهایت دست هست
به مسایل به شکلی نگاه کنیم که دارم بزرگ میشیم
کاری که من چند لحظه پیش کردم پیش از شنیدن این فایل در واقع اگر ما روی خودمان درست کار کنیم به خدا ایمان داشته باشیم ناخودآگاه افکار درست در زهن ما میاید خدایا شکرت
خلاصه میخواهم بگویم میبینید خدا چقدر زیباست چقدررر عظمت دارد
خدا چقدرررر عشق هست
خدا چقدرررررر کافی هست
خدااااااا همه چیز و همه کس ما میشود
خدا بهترین پشتیبان و هواه خواه ما هست
دوووووووووستتتتت دارم خدا
دوستتتتت تان دارم
در آغوش خدا باشید
سلام دست عزیز….
دست مریزاد با کامنتی که
نوشتی ..چقدر حسودی مشد
با کامنت شما …..
چه رابط عالی با خدای خودت
داری یه وقتی های از خداوند…..
که راهنمایی میخوام انگار
صدامو نمی شنو انکار جواب
نمیده …….
چقدر شما قشنگ این
رابط را وصف کردی
انگار یه دوست که کنارت و
داری باهاش صحبت
میکنی
چقدر خوب درکش میکنی….
نمی دونم نشونها رو
من نمی تونم بینم
یا تشخیص هدایت های
خدواند با نجواهای ذهنی
برای من کمی
مشکل هست…
انشالا همیشه دراین مدار باشی….
سلام بر همه عزیزان
روزشمار157 فصل ششم
تسلیم شدن در برابر خداوند….
با خواهرم صحبت میکردم با هم هم نظر بودیم که تمام مسیر برمیگرده به دیدگاه توحیدی
دوره عزت نفس:
اگه باور کنی نیرویی که داره کل جهان و مدیریت میکنه دستش تو دست توئه اونوقت دیگه خیالت از بابت همه چیز راحته
دوره ثروت:
کسی که خدای خودش و باور داره و میدونه که همه چیز تخت اختیار اونه و برگی به اذن اون از زمین نمیفته در نهایت اونه که داره از زندگی لذت میبره
دوره عشق و مودت:
هماهنگی ذهن و روح؟ یعنی تو و خدا یکی هستین اگه میخوای به هرچیزی برسی حتی روابطتت به هماهنگی ذهن و روح برس
این قسمت مصاحبه:
من ایمان دارم نیروئی برتر منو خلق کرده و من اگه خودمو بهش بسپارم اون منو به مسیر درست هدایت میکنه
تمام اینها حرفهای استاد بود که تو هر قسمت تو ذهنم اکو میشه و صد البته هزاران جای دیگه تو فایل ها دوره ها و تمامی قسمتهای سایت راجع به نگاه قشنگ توحیدی بارها و بارها صحبت کردن که الان من حضور ذهن ندارم دقیق جملشون و بنویسم و در نهایت همین اصلی که استاد داره به ما اموزش میده از هر مسیری ثروت، سلامتی، روابط، و… همش برمیگرده به نگاه توحیدی و باور توحیدی
* تسلیم بودن یعنی به خدا اجازه بدی که درست راهنمائی ت کنه
* تسلیم = عدم شرک و نگرانی و شکرگزاری بابت سپردن خودمون و اون اخیش و نفس راحت کشیدن
* تسلیم = بپری بغل خداوند بدون نگرانی
و در نهایت تسلیم بودن یعنی عملکردن (مثال استاد و شاگردانش)
نکته کلیدی دیگه
به مسائل و مشکلات جوری نگاه کنید که اونا اومدن تا مارو بزرگتر کنن تا ما با حل اونا تجربیات بیشتری کسب کنیم و بزرگ بشیم و اعتماد به نفسمون بره بالا
تمام این فایل های هدیه دانلودی ارزشش از محصولات نه تنها کمتر نیست بلکه بیشتره و این نهایت لطف و قدردانی استاد عزیزمه ممنونم ازتون که با عشق مارو تو مسیر درست هدایت میکنید از شما و مریم جان عزیزم
و خدا رو بار دیگر سپاسگزار این حجم از اگاهی و نعمتها هستم خدایا شکرت
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و مریم بانوی نازنین و دوستان هم خانواده
خدا رو شکر که شنیدن این آگاهیها رو دوباره روزی من کرد
این فایل رو چند روز پیش صوتی گوش کرده بودم الان که روی بنر سایت قرار گرفته و تصویری دیدم خیلی خیلی انرژی مثبت و حال و احساس خوب بیشتری ازش دریافت کردم
دیدن پارادایس زیبا با همه طبیعت زیباش
توصیف زیبای استاد از ذوق و انرژی مثبت و احساس خوبی که هر وقت میاد اینجا داره
خیلی خوب بود انتخاب این فایل اصلاً انگار ادامه صحبت های فایل قبلی استاد بود
تشکر می کنم از استاد مریم جان شایسته برای حسن انتخاب فایلها وهمه کارهای ارزشمندی که برای سایت انجام میده
تشکر از استاد هم که جای خود داره
بیشتر از 4-5 بار به این فایل گوش جان سپردم، و می بینم که همه چیز برمیگرده به توحید
وقتی من بخدا ایمان داشته باشم
وقتی اونو نیروی برتر و تنها قدرت حاکم بر جهان بدونم
وقتی ایمان داشته باشم که خدا هدایتگر و پشتیبان منه، منبع رزق و روزی منه
اونوقت خودمو در آغوشش رها می کنم خیالم آسوده است قلبم آرامش داره
الا بذکر الله تطمئن القلوب
اونوقت حالم خوبه چون اعتماد دارم بهش
اونوقت قوانینشو می پذیرم و سعی می کنم خودمو با این قوانین هماهنگ کنم
اونوقت در برخورد با چالشها نگران نمیشم
نا امید نمیشم
به کسی باج نمیدم
خودمو وابسته به فرد خاصی نمی دونم
از خودش درخواست کمک می کنم و او درها رو برام باز می کنه و هدایتم می کنه به مسیرهای درست
چالش های زندگی ما چیزهای بدی نیستن سبب رشد و پیشرفت ما میشن
خوبه که اونا رو بشکل بازی و معمایی ببینیم که نیازه حلش کنیم
اگر بتونیم اونا رو حل کنیم خیلی قویتر از قبل میشیم و اعتماد بنفسمون خیلی بالاتر میره
و این قوی شدن و اعتماد بنفس نه فقط برای همون موقع ما کارسازه بلکه برای حل مسائلی که در آینده برای ما بوجود میاد بسیار کمک کننده است و می تونیم ازش استفاده کنیم
این نکته رو که استاد گفت خیلی بنظرم زیبا اومد و تو گوشم زنگ خورد:
روح من درون من نمی تونه یک کار تکراری رو انجام بده دوست داره هر بار یه چیزی بهش بیفزاید
هر بار بهبودش بده هر بار بهترش کنه
خدا رو بینهایت شکر که منو با این مسیر زیبا آشنا کرد
سپاسگزار استاد عباسمنش گرانقدرم و استاد دومم مریم بانوی شایسته هستم که الگوها و اسوه حسنه ای برای من در زندگی هستند
سپاسگزار دوستان عزیز و نازنینم برای کامنتهای بسیار خوب و تأثیرگذارشون هستم
در پناه الله یکتا سراسر نور و عشق و آرامش الهی باشید
استاد عزیززززززم سلام.
و سلام به تمام گلهای این باغ توحیدی.
استاد،دقیقا اتفاقی مشابه اتفاق شما همین دو سه هفته پیش برای من پیش اومد،اما من اعتراف میکنم اون کنترل ذهن کافی رو نداشتم.
البته در منزل بودم که این خبر رو شنیدم و بعد از چند لحظه به هم ریختن،سریع ذهنم رو از موضوع برداشتم و با سایت شما خودم رو مشغول کردم.
وقتی به کلاسم رفتم متاسفانه پیگیر شدم و باز هم ،یه کوچولو واکنش نشون دادم ،اما دوباره به خودم اومدم و دیگه به این موضوع فکر نکردم،حتی همکارم تحریکم کرد که حتما با مدیرم صحبت کنم و بگم چرا با حرف بچهها ،بدون مطرح کردن با من ،فردی را آورده اید تا خارج از تایم ،با بچهها کار کند،اما من قانون رو به یادم آوردم و با خودم گفتم نباید به این موضوع قدرت بدم.
جالبه بچهها فقط همون یه جلسه کلاس اون فرد رفتند و استقبالی نشد و کلاس خارج از تایم کنسل شد.
بعدها که میخواستم درسم رو از این موضوع بگیرم و با خودم تحلیلش کردم،دیدم در این یه تضاد کوچولو ،من واکنش نشون دادم ،اگر این اتفاق رو به عنوان یه درس در گوشه ی ذهنم ذخیره کنم در تضادهای بعدی ،دیگه واکنش نمیدم و همه چی به نفع من تموم میشه.
خدارو شکر که این موضوع به نفع من تموم شد ولی توقعم از خودم بالاتر از این بود که همان چند لحظه هم نباید به هم می ریختم.
استاد،واقعا بزرگ شدن و مسائل رو در خود حل کردن چه لذتی داره،به خصوص پاداش صبر و توکل ت رو هم میگیری.
سپاسگزارم بابت این فایل واقعا ارزشمند.
حتی بخش هایی از اون رو خلاصه کردم تا بارها گوش بدم برای مسئله های بعدی،و از این به بعد به قول شما به شکل بازی بهش نگاه کنم.
به نام خدای بخشنده مهربان.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم ، مریم جان استادم و هر کسی که این پیام رو میخونه .
امیدوارم که حالتون عالی باشه . استاد من سال 97 با شما از طریق فایلهای مصاحبه با استاد بیشتر آشنا شدم یادمه وقتی که فهمیدم استاد عباسمنش خیلی آدم معتبریه این فایلهای صوتی مصاحبه با استاد رو توی یه کانال تلگرام برای خودم ذخیره کرده بودم و مداوم بهشون گوش میدادم.
اجازه بدین اول تشکر کنم از اون فردی که این سوال را از شما پرسیده و باعث شده که شما درباره این موضوع مهم صحبت کنید و بعد تشکر کنم از شما به خاطر اینکه انقدر عالی عمل کردین و تونستید برای ما توضیح بدین از اتفاقهایی که برای شما افتاده تا هدایتگر راهمون باشیم .
استاد عزیزم از وقتی که دارم روی توحید کار میکنم و سعی میکنم که هر روز و هر روز با خدا صحبت کنم نشانههای خیلی قشنگیو دریافت میکنم و سعی میکنم عملگرا باشم.
نمیدونم در رد پاهای قبلی نوشته بودم یا نه ، اما من از وقتی که این مسیرو شروع کردم طبق اون چیزی که دوست ارزشمندم آقای افلاطون نوروزی برام نوشته بودن با خودم میگفتم که من و خدا داریم روی ریشهها کار میکنیم. چند روز پیش وقتی که داشتم با خدا صحبت میکردم ازش پرسیدم که خدای من با وجود اینکه هر روز داری من رو هدایت میکنی و هر روز داری با من صحبت میکنی آیا من دارم مسیرم رو درست میرم ؟ من میخوام مدار ثروتم رشد کنهها…
درست داری منو هدایت میکنی؟
این مسیری که دارم پیش میرم هیچ شباهتی به مسیر بهبود مدار ثروت ندارهها!…
فقط دارم نشونه میبینم نه هیچ چیز دیگهایاتفاقا گاهی دچار تضاد هم میشم!
دقیقاً نیم ساعت بعد وقتی که داشتم یکی از فرازهای دعای جوشن کبیر رو گوش میدادم استادی که داشتن درباره این فراز صحبت میکردن دست خداوند شدن برای رسوندن پیامش به من ،
ایشون گفتن برای خدا تعیین و تکلیف نکنید، کاملاً تسلیم باشید، خداوند ریشهها رو درست میکنه.
نمیدونید که چقدر احساس خوبی بود وقتی که خدا انقدر دقیق به من پاسخ داد و انقدر دقیق از طریق کلام اون استاد ارزشمند با من صحبت کرد !
وقتی که اینو شنیدم گفتم باشه سرورم به روی چشم و هر چیزی که تو بگی همونه اگر قراره که روی ریشهها کار کنیم من مستمراً ادامه میدم و تو هر چیزی که میدونی که برای بهبود ریشهها خوبه رو اجرا کن . من تسلیم هدایتهای تو هستم .
اتفاقی که افتاد این بود که یهو گوشی من توی همون روز یه بلای عجیبی سرش اومد و دیگه روشن نشد . طبق صحبتهاتون در جلسه پنج قدم پنج ، من یاد گرفته بودم که اگر داری روی خودت کار میکنی و یه اتفاق به ظاهر ناخوشایند برات میفته این همون هدایت پروردگاره .
شاید این هدایت به این معناست که دیگه از فضای مجازی دوری کن …
شاید به این معناست که میخواد تورو به عنوان شاگرد خصوصی خودش انتخاب کنه و تو باید باهاش تنها باشی و با او بیشتر صحبت کنی . من در آرامترین حالت احساسی ممکن پذیرفتم و گوشیمو گذاشتم کنار .
به این ترتیب برای گوش دادن به فایل دورهها یا فایلهای آموزشی در کانالهای تلگرامم باید از یک روش دیگهای استفاده کنم. به سایت بیشتر سر بزنم و هرچی که برام مهم بود بود رو کنار بذارم. خدا را شکر کردم که یه گوشی دیگه دارم و میتونم از اون استفاده بکنم و هر روز آموزشهای خودم رو ادامه بدم .
گوشی قدیمیمو برداشتم آپدیتش کردم با سپاسگزاری تمام از این به بعد از این گوشیم استفاده میکنم تا زمانی که مجددا هدایت شم نکته جالبی که همین چند روز پیش متوجهش شدم اینه که وقتی که به به صدای ذهنم گوش میدم نتیجه کارها معمولاً مطلوب نیست یا حداقلش اینه که نتیجه خاصی در بر نداره .
من اینو متوجه شدم صدای قلب یا هدایت قلب رو از درون سینهام حس میکنم اما صدای ذهنم رو از توی کله م میشنوم برای همینه که وقتی که زیادی فکر میکنم سرم درد میگیره .
وقتی که به صدای سرم گوش میدم بعدش اون منو سرزنش میکنه که چرا این کارو عالی انجام ندادی؟ صدای سرم منو به سمت کمال گرایی پیش میبره…
اما وقتی که دلم یه کاریو میگه و اونو انجامش میدم اگر اون کار نتیجه باب میل من رو نداشته باشه قلبم منو به آرامش داشتن دعوت میکنه اون در هر لحظه کارش اینه که منو آروم نگه داره ، امیدوارم کنه به اتفاقهایی که قراره در آینده نزدیک تغییر کنن.یا منو میبره اتفاقهایی رو بهم نشون میده که در گذشته خیلی خوب بوده و زمانی که به صدای اون گوش دادم برام رخ داده .
من اینو متوجه شدم که برای تجربه زندگی دلخواهتر و برای رشد بیشتر در مسیر زیستنم باید به اون چیزی که خداوند میگه اعتماد کنم و اونو انجام بدم، خوشبخت خواهم بود .
حتی اگر اون کاری که اون میگه عاقلانه به نظر نرسه باید انجام بشه . راستش الان بیشتر برام جا افتاده که تفاوت بین صدای قلب و صدای ذهن چیه و بیشتر برام جا افتاده که باید برای ادامه مسیرم به کدوم توجه کنم .
دیشب برای اولین بار از این شیوه تحلیل کردن استفاده کردم. من میدونستم حالا که دارم اعتیاد به فضای مجازی خصوصاً تلگرام و یوتیوب رو کنار میذارم ذهنم بیشتر فرصت نجوا کردن پیدا میکنه و قراره که برای یه مدت کوتاهی احساسات بد رو تجربه کنم. دیشب موقع خواب ذهن عزیزم شروع به صحبت کرد اون گفت حالا که تلگرام نداری چطوری میتونی کسب و کار خودت رو گسترش بدی ؟ مگه آقای رضا عطار روشن الگوی تو نبود که با کار کردن روی خودش کسب و کارش در تلگرام رشد کرده بود؟ مگه قرار نبود که این اتفاق بیفته؟
چون میدونستم که این صدای ذهنمه و دقیقاً موقع خواب که هیچ کار دیگهای ندارم سراغم اومده بهش گفتم ؛ من به صدای قلبم گوش میدم هیچ وقت به این شیوه پیش نرفته بودم . هیچ وقت با جریان هدایت این شکلی همراه نشده بودم . هیچ وقت تا این حد عملگرا نبودم نسبت به اون چیزی که خداوند از طریق قلبم بهم میگه. اگر قراره که از ریشهها همه چیز رو درست بکنیم خراب شدن گوشیم و پاک شدن تمام فضای مجازیم برای من خیر مطلقه و من با جون و دل میپذیرم شاید برای من مسیر دیگهای روشن باشه .چرا باید متصل باشم به اون چیزی که فکر میکنم درسته؟ ذهن من فقط با توجه به تجربیات خودش و دیگران نظر میده! قلبم همه راهها رو میدونه و میدونه که چطوری باید منو به اون چیزی که میخوام برسونه.
بنابراین طبیعیتر اینه که به صدای قلبم گوش بدم و بهش اعتماد کنم .
ذهنم دوباره شروع به صحبت کردن کرد اون گفت و داری خودت رو گول میزنی قبلاً هم این مسیر رو امتحان کرده بودی ولی نتیجه نگرفتی .
این بار مجدداً صدای قلبم رو شنیدم که میگه تو هیچ وقت با این دقت با خدا گفتگو نکرده بودی و تمام اون موارد کوتاهی رو یادم آورد که سعی کرده بودم با خدا گفتگو کنم و هدایت شده بودم .
تمام اون مواردی که وقتی به صدای خداوند گوش داده بودم، سود کرده بودم . یادم اومد که با وجود اینکه نمیدونستم توی روابط چطوری پیش برم وقتی به صدای قلبم گوش دادم و به شیوه اون عمل کردم تونستم یک خلق رویایی داشته باشم.
با اینکه صدای ذهنم در اون برهه زمانی از طریق دیگران بهم میگفت تو نمیتونی ، تو باید حتماً بری توی اجتماع باشی، اما من میگفتم که من ایمان دارم به قوانین خدا . اگر که قانون ثابته اگر جهان طبق یک نظام خاصی داره پیش میره، من اگر به این شیوهای که قلبم بهم میگه عمل کنم نتیجه دلخواهم رو خلق میکنم . جالبه که الان وقتی کسی به زندگی من نگاه میکنه فکر میکنه که غزل چقدر خوش شانسه که یک رابطه عاطفی خیلی قشنگ داره ، مجدداً صدای قلبم بهم گفت که تو هیچ وقت به این شیوه و با این وضوح پیش نرفته بودی این شیوه راه درستیه . ادامه ش . بده حداقلش اینه که مثل دفعههای قبل نتیجه نمیگیری و میفهمی که این مسیر هم جواب نداد و تو باید مسیر دیگهای رو امتحان کنی .
استاد عزیزم من فکر میکنم اگر ما آدمها یک بار بتونیم از قوانین استفاده کنیم و نتایجی رو در زندگیمون خلق بکنیم بعد از اون میتونیم به مسائلمون به چشم بازی نگاه کنیم .
مورد ارزشمندی که در صحبتهای شما برای من نشونهای از خدای وهابم بود این بود که شما گفتین من به کسی باج نمیدم
چند روز پیش هدایت خداوند رو از طریق صدای قلبم حس کردم که بهم گفت تو نباید به خاطر اینکه نسبت به یک چیزی احساس نیاز داری بری و کاری رو انجام بدی که قلبت اون رو قبول نداره . نباید خودت رو بیحرمت کنی . تو جایگاه ویژهای داری خداوند درون قلب توئه به همین خاطر تو دسترسی داری به بزرگترین منبع ثروت برکت آرامش عشق و سعادت این جهان داری . اجازه بده که با کار کردن روی خودت و داشتن نگاه توحیدی و اجرای ایده هایی که به قلبت راه پیدا میکنن خداوند تو رو هدایت کنه . اجازه بده که از ریشهها کار رو پیش ببره. ریشهها رو اصلاح کنه. بهش اعتماد کن.
استاد عزیزم از زمانی که دارم به این شیوه پیش میرم تمام جهان، تمام آدمها، تمام کائنات برای من سخنگوی پروردگارم شدن همین دو روز پیش از دو دوست عزیزم ریحانه جان و آقای مهدی جزایری دوتا هدایت ویژه دریافت کردم که متاسفانه نشد زیر کامنتی که برام نوشتن ، براشون بنویسم . امیدوارم که گذرشون به این نوشته ها بخوره و سپاسگزاری منو دریافت کنن. شما نمیدونید که چقدر هدایتگر راه من بودین ، حالا که دارم سعی میکنم که نگاه توحیدیتر داشته باشم سعی میکنم که به اونچه که بهم گفته میشه به میزان درکم عمل کنم، خداوند از بینهایت دست ارزشمندش که دو تا از اونها شما بهترینها هستین با من صحبت میکنه . ریحانه عزیزم من اصلاً نمیدونستم که دارم به فراوانی توجه میکنم، تازه فهمیدم که من انقدر به سرسبزی توجه کردم که شهری که خاک مناسب و حاصلخیزی نداره برای من سرسبزتر از سال گذشتهاش شده. من تازه فهمیدم که باید به این شیوه به موارد دیگه توجه کنم . تا قبل از این میفهمیدم فراوانی چیه اما اصلاً نمیتونستم بهش توجه کنم .وقتی که مثال زدی کاملاً برای من جا افتاده و من بینهایت ازت سپاسگزارم دوست عزیزم .
آقا مهدی جزایری وقتی دعای خیر شما رو دیدم قلبم به اندازه تمام شکوفههای درختهای بهاری شاد شد. برای شما به وسعت بهار زیبایی، شکوه، سعادت و هدایت ناب طلب میکنم و از لطف شما بسیار ممنونم.
استاد عباسمنش عزیزم ببنهایت ازتون سپاسگزارم که به صدای قلبتون گوش دادین و به کارهایی که خداوند بهتون الهام کرد، عمل کردین . ایمان داشتین بهش و پیش بردین ونتایج شگفتانگیزی گرفتین. مسیر زندگیتون هر روز زیبا و زیبا و زیباتر شد و دقیقاً دارین همون مسیر رو به ما نشون میدین . سپاسگزارم که در درک جهان هستی و قوانین بینظیرش استاد شدین براتون عزت سعادت روزافزون آرزو میکنم.
سلام غزل جان
امیدوارم حالت خوب باشه من دیروز یک پیام تو کانال واست فرستادم که اول از همه تشکر کنم ازت بابت معرفی کانال جوشن کبیری که بهم معرفی کردی از خدای خودم سپاسگزارم که من را هدایت کرد به سمت کانال ات البته مدت دوستی ما تو فضای مجازی کم بود ولی من می دونم که هیچ کار خداوند بی حکمت نیست درست منو وقتی هدایت کرد به سمت کانال ات که احتیاج داشتم به شنیدن یکسری حرف ها از زبان تو دوست عزیزم و تو دست خداوند بودی واسه من ازت صمیمانه سپاسگزارم و قطعا به قول خودت اینکه این اتفاق واسه گوشی ات افتاده بی تردید خداوند می خواهد از طریق راهها و روشهای دیگه ای به تو رزق و روزی بده مگه خودش تو قرآن نمیگه بی حساب بهتون روزی میدم و از جاهایی می دهم که فکرش را نمی کنید یا شایدم قراره یک سری دوستان جدیدی وارد زندگی ات کنه دوست عزیزم امیدوارم همیشه و در همه جا موفق باشی و امیدوارم خداوند دوباره یک روزی و یک جایی دیگه دوباره ما دوتا را سر راه همدیگه قرار بدهد من خیلی این مدت از خداوند سپاسگزاری کردم بابت آشنایی ام با تو و قبلا هم بهت گفته بودم این خواسته قلبی من از خداوند بود که با شما دوست بشوم امروز که کامنت ات را خواندم و دیدم دیگه نمی توانی یک مدت تو تلگرام باشی اول اش کمی ناراحت شدم ولی بعد سریع به خودم خاطراتی که تو این مدت با هم داشتیم را متذکر شدم و این را هم دیگه می دونم که باید تسلیم پروردگار بود چون وقتی تسلیم اش باشی اون بهترین ها را واست رقم می زنه حتی اگر به ظاهر بد باشه
به نام خدای بخشنده مهربان سلام به سعیده جان امیدوارم که حالتون عالی باشه سپاسگزارم سعیده جون از اینکه انقدر مهربانانه و سخاوتمندانه به من لطف دارین امیدوارم که مجدداً به زودی زود با همدیگه در ارتباط باشیم و بیشتر بتونیم با همدیگه صحبت کنیم. جالبه که با وجود اینکه گوشیم درست شد و با وجود اینکه تلگرامم مجدداً وصل شد اما از اونجایی که وقتی خدا بخواد هدایتت کنه و یک راه یا مسیری رو که فکر میکنه که درستتر و برات در نظر بگیره( اگر که بهش سپرده باشی) نمیتونی تخلف بکنی حالا با وجود اینکه تلگرامم درست شد من پیام شما رو دیدم منتها وصل نشد که بتونم با شما صحبت بکنم اما قطعاً یه خیر بینهایتی در این هست و امیدوارم که هممون در هر لحظه هدایت بشیم به مسیرهایی که برای ما بهتره و وصل شیم به جریان هدایت بینهایت خود خدا تا در هر لحظه سعادتمند و رستگار باشیم
به نام رب العامین
سلام به استاد عزیزم
استاد بزرگوار شما الان با این فایل و مرور این خاطرات برای من الگو شدین من هم توی همین شرایط هستم یعنی دو یا سه روز دیگه اول ماه جدید از کارم استفا میدم و میخوام برای خودم کار کنم سرمایه کمی دارم و میخوام همه چیو مدیریت کنم یعنی برم پانسیون زندگی کنم و کلا همه چیو مدیریت کنم و خیلی خوشحالم که این فایل رو از شما شنیدم کلا فایل ها به صورت بسیار درست و صحیح داره روی سایت قرار میگیره و هر فایل که قرار میدین انگار برای من هست و بهم میگه الان این کارو کن توضیحش سخته برام فقط میتونم درکش کنم و سپاس گذار پروردگارم هستم که هدایتم کرد …منم الان به خودم گفتم که اگر بتونم این چالش رو مثل شما حل کنم دروازه از نعمت و ثروت وارد زندگی من میشود و درآمد من خداوند میدونه شاید 100برابر شاید 200برابر واقعا انتهایی نداره میشود و خدارو سپاس گذارم بابت این که هدایتم کرد و بهم راه رو نشان داد وگرنه من راه بلد نبودم …
من واقعا شما روتحسین میکنم که الان توی این جایگاه هستید و یه الگو بسیار کامل برای من هستید و این باور رو به من می دهید که میشود به هرخاسته ایی رسید واقعا بدون تقلا کردن فقط با پیروی از غریزه یا به قول شما الهامات …و من یاد گرفتم که فقط از الهاماتم پیروی کنم و ثابت هم شده بهم یعنی شما میفرماید که چند بار که پیروی کنی از الهامات و درک کنی مسیر راحت رو از مسیر سخت ذهن رو آن موقع دیگه بدون هیچ شکی تسلیم قلب میشی و من تجربش کردم و تسلیم شدم میتونم بگم خیلی زیاد بهتر شدم توی این موضوع و واقعا خداوند رو سپاس گذارم
استاد ازتون بسیار زیاد سپاس گذارم
در پناه حق باشید
بنام الله
سلام ودرود خداوند به دوست ارزشمندم
حسین عزیز شک به دل راه مده که مسیر را درست انتخاب کردی ودنیایی از ثروت ونعمت در این مسیر پیش روی شما قرار دارد
امیدوارم ومطمئن هستم که به زودی شاهد نتایج کوچیک وبزرگی که در مسیر بدست میآورید هستیم
برات آرامشی از جنس الله ،ایمانی از جنس ایمان ابراهیم وزندگی ای سرشار از عشق وثروت وسلامتی وشادی را آرزو دارم
یا حق
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به خانم زارع
سپاس گذارم بابت کامنتی که برای من نوشتین بی نهایت بار سپاس گذارم چقدر خوشحال تر شدم کامنت شما رو دیدم… سپاس گذارم
خداوند به شما ثروت .نعمت .آرامش.اسایش.سلامتی .عشق و تمام چیزهای خوب رو بده انشالله
چون ما لایق هستیم چون ما تکه از وجود خداوند هستیم و بدون دلیل لایق تمام نعمت ها و ثروت ها هستیم …
سپاس گذارم
سلام به حسین عزیز
امیدوارم عالی باشی دوست خوبم
چقدر چهرتون وایب خوبی داره و انرژی مثبت میدین :)
من امشب حس و حالم عجیب خوبه و موزیک نور سینا ساعی پلیه و به خدا فکر میکنم ،به حال خوبم،به آینده ی روشن، به رویاهام،به نوری ک خدا تو قلبم گذاشته :)
چقدر حس و حالم نورانیه الله من شکرت
چقدر لذت میبرم وقتی کامنت دوستای خوبی مثل شما رو میخونم و با قلبم تحسینتون میکنم ،رشدتون رو،جسارتتون ،ایمانتون، حرکت کردنتون در این مسیر الهی رو …
وقتی میبینم چقدر تصمیم ها و انتخاب ها بواسطه اگاهی تغییر میکنه،وقتی نتایج دوستامونو میخونم،انگار همه ی اون رشدا همه ی اون حال خوبیا برا منه :)
با قلبم ذوق میکنم و از خدا بهترینها رو برات میخوام دوست خوبم :))
نووور باشی ….
و ثابت قدم در این مسیر الهی و زیبا :)
الله من ،خوشبخت منم ک تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به دختر خدا
اول از همه اینو بگم که موزیک نور سینا ساعی رو پلی کردم و الان اولین باره دارم میشنوم این موزیک رو …
نوررررررررررررررررررر نوررررررررررررررررررر
ازت سپاس گزارم بابت کامنت زیبات که الان که دارم مینویسم و همزمان دارم موزیک زیبای نور رو میشنوم خیلی زیباتر شده حس و حال کامنت نوشتن برات …
واقعا ازت سپاس گزارم …
شما هم خیلی زیبا هستی و مهربان ،
قشنگ فرکانست رو دریافت کردم
همین 1ساعت پیش کت شلوار سبز رنگم رو گذاشتم دم دست گفتم فردا سرکار بپوشمش و دیدم شماهم چه جالب کت و شلوار سبز تن کردین و خیلی هم بهتون میاد …
از خدا برات ثروت بی نهایت میخوام ثروتی که واقعا نتونی بشماریش ثروتی که ندونی چطور ازش استفاده کنی …
سپاس گزارم
در پناه رب العالمین
سلام به حسین عزیز :)
امیدوارم عالی باشی پسر خوش انرژی
عذر میخوامدیر کامنتت رو پاسخ دادم،دوست داشتم وقتی باشه ک قلبم بهم میگه :)
خوشحالم ک حس و حالتو نورانی کرد اون موزیک
من خودم خیلی وقته سعی میکنم هرموزیکیو گوش نکنم ( اولاش سخت بوداا :) ولی خب به مرور حتی تلاشی هم نکردم براش ک مثلا به موزیک خاصی گوش ندم،
مدارت ک عوض میشه همه چی خود ب خود درست میشه :)
شکر خدای خوبم … الله من …
چقدرررر تحسینت میکنم برای صداقتت ،برای استقامتت روی انجام دادن کار درست ،منم خداروشکر خیلی صداقت دارم تو زندگیم و این رفتار و طرز فکر بشدت توحیدیه،مطمئنم ایمان دارم نتایج بزرگی از همین یه باور میسازی
چون کسی ک صداقت داره،شجاعت داره،تنها یک قدرت رو میشناسه اونم الله یکتا هس،پس ترسی نداره ک بخواد دروغ بگه،کسی ک برای بدست اوردن روزیش صداقت داره،یعنی داره میگه خدایا من میدونم تو همواره منو هدایت میکنی،تو از جایی ک فکرشم نمیکنم بهم روزی میرسونی،صداقت داشتن یعنی باور به فراوانی و… :)
خیلی تحسینت میکنم …
جهان عاشق آدمهای شجاعه
بهترین پاداش هارو میده به جسورترین ها
اون قسمت vip رو اصلا گذاشته خدا برا ما … :)
چقدر این روزا ارومم …
چقدر تسلیمم …
چقدر متواضعم …
چقدر مسئولیت همه چیزو قبول کردم …
و چقدر احساس میکنم قدرت خلق این زندگی با تمام جزئیاتش رو دارم …
خدای من شکرت ….
حسین عزیز ،تو این یک ماه ک مستمر تو سایتم ،من از اون فاطمه قبلی خیلی فاصله گرفتم
خیلی از رفیقای قبلی حذف شدن،بدون اینکه من بخوام حتی و دوستای خوبی مثل شما با این کلامهای دلنشین و پر از اگاهی جایگزین شدن ،
چقدر من خوشبختم …
چقدر خوشبختم ک الان اینجام و جای دیگه ای نیستم
چقدر خوشبختم ک تو این مسیرم
مسیری ک لحظه ب لحظه اش،برام خیر و برکت و عشق و حال خوب میاره
برای آرزوها و انرژی قشنگت ازت ممنونم عزیزم ،منم براتون بهترینها رو از الله جانم میخوام
تو وجود هممون قدرتی هس ک تا شکوفا نشه،هیچکس باخبر نمیشه،حتی خودت :)
رازش اینه ک از قبل،قبل از اینکه ببینیش،باورش کنی و حرکت کنی
معنی ایمان همینه …
من از الان میبینم ک چقدر عالی پیش میره برات همه چیز :)
کامنتو ک نوشتم داستان هدایتتون رو خوندم و چقدر تحسینت کردم برای اینکه الان 24 سالته و اینجوری قشنگ داری میری بالا :))) چقدر ذوق دارم برات دوست خوبم ،چقدر ذوق میکنم خدا این نشونه ها رو بهم میده :)) منم 24 ام اخه :) البته همیشه حس میکنم بچه ام و اون کودک درونم همیشه فعاله :)))
اولش فکر میکردم حدود 28 اینا هستین از درک نوشته ها و کارایی ک انجام دادین اینطور فکر میکردم :)
فقط خواستم یاداوری کنم که موفقیت هیچ ربطی به سن نداره
تا فاطمه یادش بمونه هر لحظه تو هر سن و مکانی میتونه فوق العاده باشه،میتونه معجزه ها خلق و جذب کنه
خدای من شکرتتتتت
پروردگارم …
تو آگاهی به قلبم ک من
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …
به نام خدا
سلام وقت بخیر
شما خیلی خوش انرژی هستی واقعا بهت آفرین میگم
اصلا اینترنتم رو روش کردم دیدم ععععععع پیام ایمیلم آمد از سایت و سریع فهمیدم که شما بودی.
اهوم ،آخه پسر باهوشیم
واقعا صداقت و حق گرا بودن و درست کار بودن برای من بالاترین اولویت رو داره و نمیتونم من خیلی مواقع توی جمع هایی بود که افراد مولتی میلیاردر بودن فقط ساعت توی دستشون سه میلیارد بوده اما من توی اون جمع ها نموندم گرچه به ظاهر رشد زیاد کنارشون میکردما ولی درونم باهاش مشکل داره با دروغ با یه حرفی رو جا به جا زدن اصلا با کوچکترین موضوعی من درونم آلارم میده و نمیتونم
به همین دلیل خیلی خوشحالم و هیچکسم منو به غیر از افراد این سایت نمیفمه حتی خیلی از افراد این سایت هم که من ملاقاتشون کردم منو نمیفهمیدن …
ولی من راضیم و اصلا هیچ چیزی برام مهم نیست به غیر از صداقت و راستی و حق گرایی
اصلا من خیلی جالبه من میتوانستم جلسه برگزار کنم و پول بگیرم منظورم جلسه ملکی هست اما حقیقت رو میگفتم و اصلا برام اون جلسه و اون پول مثلا 200میلیون کمسیون مهم نبود …
من یه چیزی رو خیلی خوب یاد گرفتم اونم این هست که هرکسی هرچیزی میخواد بهت بدهد چه پول چه عشق چه هرچی باید کاملا راضی و آگاه باشد و این یعنی من باید طرف خودم رو انجام بدم و اجازه واقعا بدم که این انرژی هم طرف خودش رو انجام بدهد…
در جهان یک راه است آن هم راستی و حق گرایی
دیگه اون ور قضیه هیچ چیزی نیست …
واقعا ازتون سپاس گزارم جهت کامنت زیبایی که برای من نوشتی …
در پناه خدا شاد و تندرست باشی دوست عزیزم
به نام خدا
سلام
من داستان هدایت شما به سایت رو خوندم و خیلی خوشحالم بابت وجود ارزشمند دخترهایی مثل شما…
خدایی که من شناختم اگر حرفش رو گوش بدیم واقعا با لذت و آرامش همه چیو وارد زندگیمون میکنه …
به لطف خدا خیلی جدی تر شدم بزار یه داستان هم برات بگم :
در حال حاضر تازه آمدم یه جای جدید شروع به کار کردم 2روز هست آمدم و این جای جدید چیتگر هست منطقه 22 تهران و دارم پروژه های مسکونی انبوهی رو میفروشم برج های منطقه 22رو …
من صداقت و درستی و پاکی واقعا برام بالاترین اولویت رو داره و توی املاک قبلی که محدوده صادقیه تهران که منطقه پنج میشه فعالیت میکردم توقع داشتن من دروغ بگم و چیزهایی رو بگم و عملکردی داشته باشم که بوی شرک و باور کمبود و بی ایمانی میداد و من اولش نپذیرفتم و کل املاک کم کم با من به طور شدید به لج و دعوا افتاد منم توی این سه ماه اخر که لج بودن با من سر حرف خودم ماندم و آخرم همین شنبه که گذشت استفا دادم زدم روی شونه خودم گفتم اغااااااااا حسین بیا برو و خدا میدونه که من خودم استعفا دادم و 2روز بعد یه کار دیگه پیدا کردم توی چیتگر و اینجا بهم گفتن بیا اصلا برج هارو بفروش و انبوهی بفروش و ….و انصافا منم یه مشاور حرفه ایی هستم
با سواد و کار درست و تماما حرفه ایی بعد امروز یعنی فردا دیگه باز تصمیم گرفتم از این کار هم بیام بیرون دلیلش هم میدونی چیه چقدر راحت دارم تایپ میکنم براتون دلیلش هم این هست که مدیریت این جای جدید به من میگه برج هارو که هنوز تکمیل نشدن پیش فروش کن و اقساطی بفروش و من پیش خودم گفتم که من نمیتونم چیزی رو اقساطی بفروشم چون واقعا به نظر من اقساطی فروختن یه جنس به مردم در کل بدبخت کردن اون مردم هست با قسط های بسیار سنگین…و فردا میخوام از اینجا هم استفا بدم و خاستم بگم جدی شدن شما نسبت به عمل به قانون خیلی عالی هست و حتما نتایج عالی به زودی میبینی …خلاصه نشستم فکر کردم دیدم که اگر یه نفر میخواد توی کارش صداقت و پاکی و درستی داشته باشه باید صفر تا صد کار رو خودش انجام بده مثل استاد مثل صاحب تلگرام و تصمیم گرفتم که اصلا مشاور نباشم دیگه و برم از صفر شروع کنم و برای خودم کار کنم حتی دست فروشی بغل خیابون باشه
میدونین:خیلی برام مهمه که درست تر و دقیق تر طبق قوانین عمل کنم…
و من اینو درون شما هم دیدم که چقدر خوب با خودتون و خداتون لذت میبرین و
بی پروا تر شدین نسبت به هرچیزی به غیر خداتون و لذت میبرید و همین دیگه
اصلا چرا من این هارو نوشتم در مورد کار و این چیزا ؟
در پناه خدا شاد و تندرست باشی
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم
وهمه دوستانِ عالیم
خداروشکر بابت نفس به نفس لحظه هایی که درکنارخداوند کشیده می شود وچه کرده بامریم گلی که اینطور ازهرمسئله ای سربلند بیرونم می آورد.
دیروز صبح زود مصطفی بیدارم کرد وگفت مهری جان بریم بوشهر وشمابرو دریای شغاب ومن هم می روم به مادرم سری بزنم وانگارخداوند دنیا روبه من داده بود که واقعا هم داده ازطریق استادی که مرابه مسیر زیبایشان هدایت نمود،من هم فورا آماده شدم وبا رعنای زیبایمان گوگوش وار برترک موتور نشسته وباخواندن آیه الکرسی وسوار بردوش خداوند راهی شدیم وقهوه دوبل بربدن زده وغذای موتورهم درپمپ بنزین که درقسمت موتورها ،سراسر پوشیده ازگلهای زیبا بود به رعنا غذای لذیذش را خوراندیم وبا رمز یاخدا حرکت کردیم وبه سلامتی رسیدیم و مصطفی متوجه شد
تعدادی خانم درپارک والیبال بازی می کنند (توروالیبال
در پارک شغاب که نمونه ای ازبهشتی ترین پارک های بوشهر است نصب شده) بازی می کنند ومن هم که عشق والیبال، اما به خاطر تمرکز روی بهبودی ام که خیلی مهم تراز والیبال برایم است ودرفایلی علت کناره گیری خودرا نوشته ام ،هدایت شدم که بروم نگاه کنم ومصطفی مراپیاده کرد ورفت وقبلا هم که بوشهربودم سابقه بازی بااین عزیزان راداشتم،خلاصه سلامی باعشق کردم ونشستم وازپارک وزیبایی هایش لذت جانانه برده شکر خداوند رازمزمه می کردم ویهو سرپرست گروه مراصدا زدند وگفتند بازی می کنید ومن هم درجواب گفتم هرطور صلاح می دانید، بعد رفتم داخل زمین وهمان سرپرست دستش رادرازکرد ومن هم به دستش زده وگفتم عاشقتم وشروع کردم وپنج نفرِ قسمت زمینی که من می خواستم بازی کنم ،گفتند که مابازیکن خارجی آوردیم ….وازبس که قانون سلامتی بدن که نساخته ،اندامی عالی وعضلانی ،گفتند بدنت گرمه من گفتم عالیم،واین به احتمال صدی به نود حتما وقطعا من لژیونر والیبال درکشور زیبایی خواهم شد چون این روزها جهاداکبری ازتعلیم گرامر ومطالعه زبان انگلیسی به پا کرده ام که نگو نپرس …..
خلاصه بعداز دقایقی بازیه عالی خداحافظی ورفتن به دیدار عظمت خداوند دریای بیکرانش ،که وقتی چشمم به جمالش می افتد اشک هایم جاری می شوند ازاین وسعت عظیم آفریده خداوندم ،دستانم رابازو تعظیم کرده ودعا کردم وزیراندازم را انداختم وبرسنگفرش آلاچیق وتکیه بریکی از پایه های تنه درخت گونه آن و رو به عظمت نشستم ودفتر شکرگزاری همان ستاره قطبی ام رابابوسه ای جانانه گشودم ونوشتم وازاین جایگاهی که امروز درآن قرار دارم ونتایج عالی ام دراین مسیر سراسر توحیدی درکنار الگویی ناب بنام استاد گرانقدرم واحساس وآرامش عالیم، خدارو شکر می کردم …
بعد هم مجدد گوش جان سپردن به فایل تصویری(الگوی کسب وکار)وباعشق پای صحبت استاد درفضای پرادایس وتلفیق آن بادریا ،نمایش بی نظیری خلق کردم وخداوندی که کنارم نشسته بود وبرشانه هایم می زد ومی گفت الحق که شاگرد چنین استادی باید هم امروز دراین جایگاه قرارش دهم ومن هم می گفتم خداجونم عاشقتم ……
بعدهم که عزیزدل آمدو خداحافظی بادریا تازمانیکه دیگر چشمان زیبایم آن رانمی دید،خدایاشکرت.
بسلامتی رسیدیم اما مصطفی حالش خوب نبود ومادر روکه دیده بود وآن سبد قرص ودارو وکار به عمل دیسک کمر و….. رویش بدجور تاثیر منفی گذاشته بود وخلاصه کمی اورا آرام کردم وگفتم این تمرکز حال خودت راخراب می کند که تابه امروز این معده درد هم امانش رابریده ومن هم آمده ام باعشق درمغازه وانجام شکرگزاری ونوشتن وکارکرد روی خودم وگوش کردن به این فایل زیبا وخلاصه دنیایی برا خودم خلق کرده ام واین درحالی است که یک چالش عظیم راباموفقیت ورمز یاخدا بریم براچالش بعدو ….. پشت سرگذاشته ام وکلی ایمان وامیدم چند دوبل شده است ،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.
ای جانم به این ذوق وشوق استاد ،بخدا همینه ،این فایل چند سال پیشه اما با فایل آخر که روی سایت قرار دارد واین شکرگزاری استاد وذوق وشوق شان تغییری نکرده وبرای منِ نوعی کلی درس وتجربه است که اگر الگویم را استاد می بینم پس دراین یکسال وچند ماه باید خودم واعمال وایمان وتوکل واحساس وآرامشم رامیزان کنم که واقعا چند چندم باقبل ازآشنایی باایشان ؟؟؟؟!!!!آیا واقعی تسلیم خداوندم
وآیا مثل استاد این طور نفس می کشم وآغوشم را باز می کنم وبگویم (خدایاشکرت راحت شدم خودم رابه تو سپردم)
من به اندازه سهم خود وبا شروع تغییر باورهایم وآرام آرام بااستاد قدم برداشتن وعمل به کلام گهربارشان ایمان وتوکل خود رادر هرمسئله ای شجاعانه نشان دادم ،نترسیدم چون دیگر تمام شده بود دوره جاهلیت……
وقتی کسی راالگو قرار می دهی که خداوند مُهر تاییدش راتوسط هدایتش به سمت ایشان ،برایم رقم زد،تولد آگاهانه زندگی کردنم شروع شد، ابتدا درونم بهبود پیدا کردو ذهنم راپاک وباز وقلبم لبریزازارامش وبعد هم نتایج وپاداش های عمل به قوانین الهی دراین مسیر جادویی برایم به ودیعه قرار داد،خدایاشکرت.
خیلی این نکته باارزش است که من باید بخواهم تا خداوند اجابت کندواین حد ازبزرگواری،دانایی وتوانایی خالقم درنوع خودش بی نظیراست ،درس هایش چقدر عمیق وقابل تامل وتفکر است یک خودسازی واقعی وجهان بینی وسیع رادربردارد،خدایاشکرت.
استاد برایم شبیه یک لقمه بزرگ وحاضروآماده بود ومن هم نیازمند آن ،اما باید یواش یواش آن رامزه می کردم ولذت طعم آگاهی های نهفته درآن را به وجودم می خوراندم وهمه چیز به صورت کاملا تکاملی دروجود وزندکیم متجلی شد ،چه بود این لقمه لذیذ بهشتی خدایا چه می کنی والبته کاری هم نمی کنی ،شاهکار می کنی ……
من به کسی باج نمی دهم حتی عزیزترین کسی که کنارش زندگی می کنم وبا او امروز چالشم باحضور صمیمانه خداوند واین آگاهی ها تمام شد ،صحبت هایی برزبانم جاری کرد که مصطفی فقط مرا درآغوش می گرفت ومعذرت خواهی می کرد….
بله من فقط تسلیم ووابسته به خدا هستم حتی اگر ازصفر زندگیم شروع شود، چون کسی راپیدا کرده ام که درکنارش عالی ترین های دیگر راخلق می کنم ،به خداوندی خودش قسم باوجود آزادی درهمه چیز درحین گوش دادن باعشق به این فایل ،الهامی واضح برای کاری که عاشقش هستم به من عطا کرد وبا مصطفی مشورت کردم وگفت چشم شرایطش را برایت اوکی می کنم ،کاری عالی درهمین مکانِ زندگیم که پذیرایی آن هم جزء کسب وکارمان با گسترش عالی تر ومن هم بااین ایمان وتوکل واستادی ارزشمند وتجارب عالی وخودکفایی که خداوند به من عطا کرده کار معلمی خود را دراین حوزه شروع می کنم چون واقعا ایمان دارم که موفق هستم وموفق تر خواهم شد ،چه عالی تراز آن سالن پذیرایی باهمنشینی افرادی که مراجعه می کنند درفضایی معنوی وبا بازدهی عالی ومثمر ثمر به امید حق علیه باطل ……
خداوند برای رشدو پیشرفت عالی تر استاد ،چه ها که نکرده ودرهمین فایل شنیدم که آن استاد تقاضای حقوق بالا تری می کند وبعد چه می شود، موجب رشدو بالندگی بی نظیرتر استاد عزیزم ودر واقع پلن های خداوند بی نظیراست هر چالش سکوی پرتاب به سمت خودش با قدرت لایتناهی ایمان وتوکل ….
الهی شکرت …..
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد،سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلام به مریم عزیز و خوش ذوق و خوش قلم
اینجا صبح شنبه ست و روز تعطیل و من کنار پنجره نشستم با یه ویوی زیبا از آسمون خیییلی آبی با ابرای پفکی و درختای سبز و زیبای پارک و کامنت شما رو خوندم و واقعا لذت بردم
مریم جان خیلی تحسینت میکنم برای همت و تعهدت در کنترل ذهن و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری
خیلی زیبا تعریف کردی داستان رو
ما باید بخوایم تا خدا اجابت کنه
چقدر خوشحالم برای رابطه ی زیبایی که داری و چه قشنگ گفتی من به کسی باج نمیدم حتی به عزیز دلت
و خیلی خوشحال شدم برای الهامی که در مورد کارت دریافت کردی
و برای همه ی نتایج و موفقیت هات
که امیدوارم روز به روز تصاعدی بیشتر بشه
سلام ب خداوند جان و رب قدرتمند
و سلام ب استاد عزیز و مریم خانم ک یار و یاور حقیقی استاد تو راه یکتاپرستی در کنار هم هستند
چند روزه دارم دوباره درس شرک و شریک شدن با انسانها رو جواب پس میدم، روزهای سختیه و برای چندمین بار دارم درنتیجه شراکت کاری تاوان پس میدم.
امروز گفتم میرم تو سایت ببینم چه درسی برام اماده شده، ک دقیقا این فایل درباره هدایت و توکل بخدا و زیر بار حرف زور نرفتن بود
ماجرا از چه قراره؟؟
دو روز پیش شریکم گفت تمام کارهاییرو ک برای خرید و پیشبرد کارهای باغ شهریار انجام دادمرو قبول نمیکنه و میخواد من سهم خودمرو با همون مبلغی ک 15 ماه پیش(بهمن 1401) تو خرید گذاشتم ب اون بفروشم(خرداد 1403) ولی اون سهم خودشرو ب من نمیفروشه حتی با گرفتن و محاسبه سودش !!؟ وقتی میگم تو ب من سهمترو بفروش میگه نه من نمیفروشم تو ب من بفروش و برو ، وقتی میگم با همین فرمول خودت تو سهمترو ب من بفروش من نگهش میدارم باغرو چون تازه افتاده تو سوددهی ،میگه اگر قرار ب فروش باشه هردومون باید بفروشیم بعد تقسیم کنیم تو نباید باغ رو نگه داری!!!
حالا من تو این شرایط باید چیکارکنم!!؟
نجواهای ذهنم داره غوغا میکنه هرجوری خودمرو قانع میکنم یه فکر دیگه میاد میگه اون کارهایی ک کردی، اون خرجهایی ک کردی، اون حرص و جوشها و… پس چی میشه؟ اون قول و قرارهایی ک گذاشته بود پس چی میشه؟ و…. چطوری زده زیر همهچیز ، مگه میشه؟
باز من تلاش و تلاش برای آروم کردن ذهنم برای متقاعد کردن خودم،اشکالی نداره،
ماهیرو هر وقت از اب بگیری تازهاست،
جلو ضرر رو هر جا بگیری منفعته،
میگم عیب نداره بذار الان پولمو بگیرم بیام بیرون توکل بخدا باهاش کار میکنم جبرانش میکنم خدا سودش میشه بعداز این.
بعداز کلی فکر خیلی سخت بود چشممرو روی همه ضرر و زیانها ببندم ، ولی بالاخره تونستم و همهچیز رو بخدا سپردم گفتم خودت میدونی، هدایتم کن، یا الان با همین شرایط بیام بیرون یا کلا بمونم زیر بار زورش نرم تا در آینده ببینیم چی میشه اونوقت دیگه ب این راحتیها راضی نخواهم شد و سهممرو راحت نمیفروشم
تا یه ندایی گفت صد میلیون بعنوان هزینه ناچیز کارهایی ک انجام دادی تواین چند وقت بذار روی درخواست پولت و بهش بگو اگر قبول نکرد، بگو برای ماه بعد 500 میلیون بالاتر قبول خواهی کرد نباید زیر بار حرفش بری ، ایندفعه هم باید آخرین شراکتت با هر انسانی باشه هر چقدرهم ک سود اون کار درنظرت زیاد باشه هرچقدر هم ک با دودوتا چهارتا چندین برابر سود رو محاسبه کرده باشی دیگه نباید با کسی شراکت کنی و باید ایندفعه درست رو خوب یادبگیری وگرنه بازم ازاین ضربهها خواهی خورد وگرنه دفعه بعدی محکمتر جوابشرو ( صدماتش رو ) خواهی گرفت،
واقعا از این تهدیدش ترسیدم و جلوی ذهنم ایستادم و منتظر تماس شریکم هستم ک شرایط جدیدرو بدون ترس، (ازدست دادن کل پولم برای چندمین بار تو زندگیم)بهش بگم.
خداکنه هنگام صحبت با شریکم ترس از دست دادن تمام سرمایهامرو بتونم کنترل کنم و با توکل بخدا محکم شرایط جدیدرو اعلام کنم.
میدونم سختترین لحظه همون لحظه اعلام شرایط جدیده و ایستادن جلوی انسانهاییه ک تا الان بهشون قدرت داده بودیم و یکدفعه باید تمام قد جلوشون بایستیم اون لحظه همون موقع نشون دادن ایمانه، همهی ما اول ب هدایت گوش میکنیم نیرو میگیریم و تصمیم گیری میکنیم ولی زمان عمل زمان اعلام کردن و جلوی انسانها ایستادن ک میرسه دوباره جا میزنیم و از ترس ازدست دادن پول و سرمایه و موقعیت و روابط و …. خدارو کنار میذاریم و ب نجواهای ذهنمون پاسخ مثبت میدیم.
منتظرم با شریکم صحبت کنم تا ایمان خودمرو ب خودم اثبات کنم.
ب امیدخدا و با توکل ب او و دستان قدرتمندش روی شونههام
سلام استاد و دوستان
این فایل به من یاد داد این تنوعی که دنبالشم همیشه نه تنها ی چیزه طبیعیه بلکه باعث پیشرفتمون هم میشه و اگه باورش کنی تورو همیشه و همیشه ارتقا میده
این فایل به من یاد داد خیلی خوبه که حل مسائلمون رو بعنوان چالش بپذیر و با حل کردنش اعتماد بنفسمونو بالاتر ببریم و با ایمانمون ی نتیجه عالی و مداوم رقم بزنیم
من تو ی این چند ساله خیلی پیش اومده اینکارو انجام دادم و نتایج فوقالعاده گرفتم چه تو زمینه ی ارتباطات چیزهایی که از دیدگاه دیگران غیر قابل حل بوده رو با رفتن تو دلش و ایمان به باور های الهی حل کردم و برای همیشه با اون نتیجه ای که گرفتم جلو افتادم
چه در زمینه کار تنها چیزی که همیشه باعث شده من نوع فکرمو راجع به کارو زندگی تغییر بدم همین مسائل به وجود اومده بوده که وقتی به وجود میاد میتونی بگی دیگه تموم شد همه چی یا دیگه بسه چقد سختی بکشم و افسار پاره کنی در صورتی که اگه ایمانتو حفظ کنی ارامشتو حفظ کنی و سعی کنی تو این جایگاه باورتو تغییر بدی فقط باورتو نه چیز دیگه جهان با تو همراه میشه
میفهمی چه عملکردی درسته بهت الهام میشه و دست های خدا هم از راه خواهد رسید ،گرچه هر روز ما نشونه ست از وجود دستان خداوند در زندگیمون ،
خدایا صد ها هزار بار شکرت
دوستون دارم ؛)
خدا پناه همیشگیتون؛)
با سلام و احترام به استاد جان، مریم جان و همه دوستان هم فرکانسی ام ….
استاد جانم ممنون از این همه آگاهی که چقدر در زندگی به ما کمک میکنه که زندگی آرام تری و با لذت بیشتری داشته باشیم.
ممنون از شما، خدا قوت
استاد، بسیار زیاد از این درس تو زندگی استفاده کرده ام و بارها شده که بقیه گفته اند که آخه چجوری میتونی اینقدر در این شرایط آرام باشی … البته که نکته مهمی را در این فایل اشاره فرمودین که اصلا از خودتون انتظار خیلی زیاد نداشته باشین که باید به صورت 100 درصد تسلیم باشم و … این کار تمرین میخواهد، این کار تکامل میخواهد و اصلا نباید از خودمون انتظار خیلی زیاد داشته باشیم و بالاخره وسوسه های شیطان زیاده …. مقدار ایمان به خدا، میزان تسلیم بودن ما رو نشان میده …. اون وقت هست که هدایت های خدا رو راحت تر دریافت میکنی و دلت آرام است. ترس و نگرانی نداری و ….
وقتی تسلیم خدا هستی، امید، آرامش و یقین داری …. اما وقتی تسلیم مشکلات هستی، نامبدی، نگرانی و شرک همراهت هست …
من خودم در این تضاد اخیر که رفتن همسرم به کشور چین و تنها موندن من و پسر ده ساله ام بود و خیلی شوکه شدم در ابتدا و دلم خیلی از همسرم شکست که چرا دوباره رفت …. خیلی تلاش کردم که کنترل ذهن کنم و هیچ تصمیم هیجانی نگیرم و تلاش به تسلیم بودن در مقابل خدا کنم که حتما در این موضوع برای من خیری است که ازش بیخبرم. اما به خدا جون، اعتماد میکنم و میرم جلو تا ببینم خدا چی برام گذاشته …و همینطور حال خوب اومد سراغم و چه تجربه های نابی که نداشتم در این دوران.
بازم تشکر میکنم از استاد جان که با آموزه هاشون، خیلی بهم کمک کرده که حال خوب رو به خودم تقدیم کنم و زندگی ام رو پیش ببرم.
در پناه خود خودش باشین
شیما