مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 84


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Rouzbeh somayeh گفته:
    مدت عضویت: 1516 روز

    به نام خدای زیباییها

    سلام خدمت استاد ارزشمندم که انقد زیبا، رهایی رو توضیح دادن ….

    رهایی از هرکسی و هر چیزی برای بهتر زیستن

    رهایی از حرف آدمها، و اخذ تصمیمات درست برای زندگی آسون

    رهایی از هرچیزی که موضوع آرامش‌ نیست و پراز

    وابستگیه….

    وابستگی به حرف مردم که به باور عمیقی تبدیل شده تا کارای درست زندگی شخصی خودمون رو انجام ندیم

    موقع انتخاب

    شغل

    مکان خونه و زندگی

    رنگ لباس و نوع پوشش

    نوع ماشین و سبک زندگی

    حتی نوع تحصیل و مکان اون …

    شریک زندگی و

    ……….

    و بجای تصمیمات درست و اساسی

    بفکر حرف مردم باشیم تا حاشیه امنیت مون بهم نخوره و سر زبون ها نیفتیم .

    ترس هایی که ریشه در شرک ما دارن و مارو از هدف زندگی ، شادی ، سلامتی و موفقیت دور میکنن.

    اصل زندگی رو برمبنای توحید و یگانه پرستی بنا کنیم و با توجه به احساسمون و هدایت های بی نظیر خداوند جلو بریم که جایی که وابسته به هدایت خداوند باشیم موفقیت ردخور نداره .

    و خداوند هرکه را بخواهد هدایت می کند …..

    خدایا مارا به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن که تو همه کاره ایی و دانای همه امور.

    یا قادر متعال ، یاحامی حمایتمان کن به مسیرهای شگفت انگیز، پر از شادی ، سلامتی ،عشق بی پایان

    در پناه الله یکتا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1324 روز

    روز 55 از فصل دوم روز شمار تحول زندگی من:

    خدایا هزاران مرتبه شکر بابت آگاهی هایی که از این فایل دریافت کردم:

    توحید = حساب نکردن روی آدم ها + حساب کردن روی خدا

    روی هیچ چیز و هیچکس حساب نکنید

    در رابطه

    در شراکت

    روی فرزند

    پدر ‌مادر

    رئیس

    کارمند

    خدای من همه ی کارای منو میکنه

    بودن یا نبودن کسی منو از بین نمیبره

    وقتی همه چیز درست باشه جهانت درست میشه

    تو رابطه با عشق کاری که دوست داری انجام بده

    آگاهی =آرامش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    منیره شعبانپور گفته:
    مدت عضویت: 2726 روز

    سلام استاد عزیزم، سلام استاد بی نظیرم! استاد دیگه بعد از اینهمه مدت که عضو سایت هستم، انگار تازه تازه دارم هدایت میشم، همیشه شما در خیلی از فایلها می گفتین که بچه ها کامنت بگذارید و کامنت بچه ها را بخونید و من همیشه با خودم فکر می کردم، وقت نمی کنم و … ولی الان که دارم معجزه ها رو تو زندگیم می بینم دلم می خواد هر روز بیام و از خودم رد پا به جا بگذارم، استاد دلم می خواد با تمام وجودم فریاد بزنم و به همه دوستانی که عضو سایت هستن بگم، بچه ها واقعا گنجینه ای که تو سایت به صورت کاملا، کاملا رایگان هست دست کم نگیرید! من فقط 5 ماهه که دارم از فایلهای رایگان دانلودی استفاده می کنم، و چقدر کیفیت زندگیم عوض شده، چقدر خدا رو شناختم، چقدر آرامش بدست آوردم و چقدر توکلم به خدا زیاد شده، خوب شاید باید تکاملم رو طی می کردم، من با دوره قانون آفرینش با شما آشنا شدم و خودم با خرید دوره کشف قوانین زندگی شروع کردم ولی متاسفانه، متاسفانه تمرین نکردم، دوره زیاد خریدم ولی هربار برای انجام تمرینات سهل انگاری کردم، یا نصفه و نیمه رها کردم، وگرنه منم مثل خیلی از دوستانی که تغییرات اساسی تو زندگیشون ایجاد کردند، منم می تونستم الان بگم به این دستاورد مالی رسیدم، اما الانم دیر نیست و بازهم برای همین گشایشی که تو زندگیم ایجاد شده بسیار بسیار خوشحال و ذوق زده ام، و جالب اینکه از عید که شروع کردم به گوش دادن فایلهای رایگان و فایلهای دسته اجرای توحید در عمل رو یکی یکی گوش کردم، اصلا خودم از اتفاقات معجزه واری که هر روز برام می افته دارم دیوانه میشم اینهمه استاد می گفت، با فایلهای رایگان شروع کنید و من فکر می کردم حتما باید دوره تهیه کنم تا اتفاقی بیافته، نه استاد چنان متعهدانه آموزش میده که واقعا با جون و دل همه چیز رو میگه و اگر کسی بخواد زندگیش رو تغییر بده به راحتی می تونه از همین فایلهای رایگان شروع کنه و من اینو بارها و بارها از کلام خیلی از دوستانی که نتیجه گرفتن و اومدن از نتایجشون گفتن شنیدم، و الان خودم دارم تجربه می کنم، پریروز اومدم کامنت گذاشتم، و گفتم که بارها برای جواب سوالم خدا به دلم انداخت که فقط فایلهای توحیدی رو گوش کنم و فقط به او توکل کنم، دیروز در مناجات با خدا بارها و بارها ازش کمک خواستم و بهش گفتم می خوام فقط و فقط تو مشکلم رو حل کنی و نگذار که به بنده ات متوسل بشم؛ بعد امروز صبح یه دفعه به دلم افتاد که قرآن صوتی گوش کنم، الله اکبر، هنوز وقتی یادش می افتم موهای بدنم سیخ میشه، قربونت برم خدا جونم که اینقدر قشنگ باهامون حرف می زنی، و جواب سوالامون رو میدی!!! جزء 24 قرآن رو گوش کردم، ترجمه فارسی، همینطور که می شنیدم مرتب و مرتب داشت می گفت، به خدا توکل کنید، آنکه توکل می کنه خدا هدایتش می کنه و … بعد در جای دیگه می گفت، وقتی مصیبتی به شما می رسد، خدا را یاد می کنید و وقتی به نعمت می رسید می گویید خودمان به واسطه دانشمان آنرا به دست آوردیم، ( همون شرکی که همیشه استاد ازش یاد می کنه و می گه همیشه باید تسلیم باشی و بگی من نمی دونم تو به من بگو، اگر رو مغز خودت حساب کنی، و بگی خودم، خودم نتیجه اش رو می بینی! ) و اینطور قشنگ خدای مهربان و آمرزنده مرا هدایت کرد و روزم ساخته شد، ظهر که داشتم فکر می کردم، باز یاد حرفهای استاد افتادم که می گه کارها رو به خدا بسپارید و رو دوش خدا بنشینید! با خودم گفتم، زندگی چقدر قشنگ و لذت بخشه، وقتی ازش کمک می خواهی به وضوح باهات حرف می زنه، بهت درست و غلط رو میگه و میگه فقط از من بخواه!!!! استاد، استاد واقعا تمام زندگیم رو مدیون شما هستم چون شما مرا هدایت کردید، اصلا مگه من می دونستم که زندگی می تونه اینقدر قشنگ باشه، اصلا مگه می تونستم صد سال باور کنم که خدا با منم حرف می زنه!؟ اونم اینقدر قشنگ و واضح!!!! همیشه فکر می کردم باید تو خواب بهم گفته بشه، اما امروز صبح در نهایت هوشیاری با کلام خودش باهام حرف زد! خدایا بی نهایت از تو سپاسگزارم، خدایا بی نهایت سپاسگزارم که مرا با استاد عباس منش بی نظیر آشنا کردی، خدایا شکرت، خدایا شکرت…

    استاد عزیزم؛ پاینده، سلامت و پر توفیق باشید…. بهترینها از آن شما باد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 1364 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد جان سلام مریم خانم و دوستان سایت

    روز 54سفرنامه

    الهی به امید تو

    اگر بگم امروز معجزه دیدم باورتون میشه؟؟؟؟؟

    امروز صبح که از خواب بیدار شدم توی نوت گوشیم قسمت ستاره قطبی نوشتم خدایا خودت یک الهامی یک نشونه ای چیزی برام بفرست که من روی این پاشنه آشیلم که رابطم هست کار کنم می‌دونم با برداشتن این پاشنه آشیل خیلی از نعمت ها و برکت ها میاد تو زندگیم و زندگی شیرین تر از الان میشه یه چیزی نشونم بده که من این باور محدود کننده درست کنم

    باور محدود کننده من اینه( من همسرم خیلی دوست دارم و همسرم هم منو همینطور وابستگی از طرف من بشدتت زیاد بود به قدری که ایشون اگر با با دوستش میخواست بره کوه که یک تفریح سالم و ورزشی هست من شاکی بودم و کار به دعوا میکشید و ایشون کار خودش میکرد و من تا یک هفته قهر بودم ولی خداشکر خداشکر به لطف خدای مهربونم و آموزه های ناب استاد به حدی از این وابستگی رها شدم که چند ماه یکبار ایشون برای یک روز تفریح دوستانه میرم و من هم با دوستام یا فامیل دورهمی زنونه داریم و هم به من خوش میگذره هم ایشون ولی واقعا این هفت هشت سال قبل برام جهنم بود که فقط دلم می‌خواست با من باشه با من غذا بخوره با من بره با من بیاد با من خرید کنه و خیلی رفتار های زشت

    الان باور محدود کننده و پاشنه آشیل من ترس از دست دادنش هست

    ببینید ما تو زندگی خیلی مشکل مالی نداریم درآمد همسرم خوبه الهی شکر وای من دنبال پیشرفتم .من دوست دارم خودم به درآمد برسم

    من عاشق شغل فیشیال بخاطر همین اسمم گذاشتم لیلا اسکین کر ولی همسرم نه این شغل بلکه از هر شغلی برای من بدش میاد دلش نمی‌خواد من کار کنم و من هم از طرفی با شرکی که دارم ( تو این سفرنامه متوجه شدم که دارم) قدرت میدم بهش که آره چون اون راضی نیست من نمیتونم این کار داشته باشم و از طرفی میگم اگه این کار شروع کنم هم مدار نمی‌شیم و یا از هم جدا میشیم یعنی بزرگ ترین پاشنه آشیل من بزرگ ترین شرک من بزرگ ترین نقطه ضعف من همین هست )و این فایل و فایل توحید عملی قسمت 6 یجورایی باهام حرف زد که مشکل از منه من جدی نیستم تو کارم من هنوز نتونستم توحیدی بشم که قلم سرنوشت دست خودمه و این باور منه که باعث مخالفت همسرم شده

    دقیقا من دارم اشتباه عمل میکنم که نتیجه‌ی اشتباه میگیرم

    وگرنه اگر من درست عمل می‌کردم که نتیجه‌ درست و مورد دلخواه من بود .

    دوستان عزیزم هرکدومتون چالشی مثل من در زندگی داشتین و عالی حل شده برام کامنت بذارین که باور هام عالی و قدرتمند بشه که بگم آره برای این دوستمون شد برای من هم میشه ولی اگر کسی کامنت نذاشت من تلاش خودم میکنم با آموزه های استاد و لطف خدا این چالش حل میکنم و الگوی دیگران میشوم.

    الان هم می‌خوام برم تو قسمت نظرات این فایل نظرات بخونم و شاید هم تو خوندن نظر بچه ها جوابم بگیرم و بعد برم قسمت عقل کل سرچ کنم اگر مورد مشابه ندیدم سوال کنم و بهترین جواب ها بگیرم

    دوستتون دارم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      آوا مختاری نیا گفته:
      مدت عضویت: 2977 روز

      سلام، سلام لیلای عزیزم

      لطفا به کلام خودت توجه کن، همون‌طور که خودت گفتی اگر آنطور که درسته عمل کنی نتیجه دلخواهت رو میگیری،

      اول اینکه این یعنی در نتیجه ی عمل کردن در مسیر قانون با احساس خوب و احساس ارزشمندی، هر نتیجه ای که بگیری تو رو راضی خواهد کرد.

      نگران احساس الانت نباش ، چون هنوز در اون مدار بالاتر که خواسته ت قرار داره نیستی در نتیجه اون پله رو و اون احساس رضایتمندی رو نمی بینی.

      هر چی که باشه تو رو راضی خواهد کرد.

      دوم اینکه در مورد روابط، در بیشتر‌ موارد نتیجه ی تنظیم فرکانس و احساس خوب، تغییر مثبت در طرف مقابل نسبت به شخص شماست.

      اگر درصد کمی ، فرد قابل تغییر نباشد شما از مدار تون شخص خارج شده و به مدار بالاتر می روید که در نتیجه اتمام رابطه است.

      در نظر داشته باش که افرادی که در یک مدار نیستند اصلا نمی توانند و تمایل ندارند که با هم باشند.

      امیدوارم که منظورم را واضح نوشته باشم.

      در مورد تو یا وجود دستاوردهای‌قبلی ت تو زمینه ی‌ روابط ، امیدوارم که به نتیجه ی دلخواهت برسی و لعلک ترضی بشی.

      بدرخشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        لیلا گفته:
        مدت عضویت: 1364 روز

        مرسی عزیزم

        ممنون که پاسخ دادید به کامنتم

        ار من باید پیشرفت خودم بکنم.باورتون میشه من دارم سعی میکنم نکات منفی و دیده ها و حرف های منفی حذف میکنم و فقط تمرکزم به روی نکات مثبت هست اون روز داشتم یه چیز منفی میگفتم یهو همسرم گفت ول کن این چیزا منفی جا خوردم از اینکه همسرم اصلا تو این مباحث نیست ولی کلا دوتامون داریم سعی می‌کنیم مثبت ببینم و مثبت فکر کنیم.دقیقا شما درست میگین که تو اکثر موارد طرف هم با شما رشد می‌کنه و وارد مدار بالا تری میشه همینه.مرسی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 1348 روز

    سلام

    55این روز سفرمون هم به زیبایی تجربه کردیم

    زندکی به سبک شخصی

    یکی از مباحث مهم کتاب رویاهایی که رویا نیستند

    چقدر حال میده اونجوری که خودم دوست دارم زندگی کنم،اون سبکی که برگزیدم رو سپری کنم،چه لباسی بپوشم،برخوردم تو خونه چجوری باشه،با بچم متفاوت از جامعه برخورد کنم،با همسرم اونجوری که اکثریت نیستن من رفتار کنم

    استاد من از قبل از اینکه وارد سایت بشم کلا زندگیم و سبکش با بقیه فرق داشت، مثلا ابراز علاقه میکردم به همسرم توی جمع و از خوبی هاش میگفتم،جلو مهمان ها کمکش سفره میچیدم و ظرف میشستم،خیلی ازش تشکر میکردم بخاطر زحماتش،

    بعد اکثریت مردهای فامیل بهم میگفتن برو بابا زن ذلیل،مگه میشه مرد هم اینقد به زنش جلو دیگران ابراز عشق کنه،زشته،مگه میشه مرد جلو مهمان ها ظرف بشوره

    اما من ککم هم نمیگزید،

    و جالبه همیشه همسرم بشون میگفت که واقعا فرشاد زن ذلیل نیست و فقط ما خیلی به هم علاقه داریم و دوست داریم توی کارهای هم مشارکت کنیم ،اما اونا میگفتن تو هم داری تبرئه میکنی و از این داستان ها

    بعد که وارد سایت شدم دیگه این نقطه درونم قوت گرفت و بیشتر به روشی که حال میکنم زندگی کنم،بها دادن،

    مثلا مادرم میگفت پدرت فوت کرده زشته چرا لباس سیاه نمیپوشی،من بهش میگفتن آخه مادر من،اگه با لباس مشکی من پدرم زنده میشه که قطعا این کارو میکنم،بعدشم من دارم برا خودم زندکی میکنم و گور بابای حرف مردم،

    یا این که یه تصمیم میگرفتم و هزار نفر میگفتن که اقا این چه داستانیه تو در میاری،روش زندکی که این نیست،

    منم میگفتم که اگه بخوام به سبک شماها زندگی کنم که کلاهم پس معرکه س،

    خلاصه بگم دمت گرم برا اینکه انتقاد هیچکس برات مهم نیست،

    همین نفراتی کع اومدن انتقاد کردن چند سال دیگه می‌فهمن شما چه کردی و چقد درست بود،

    زنده باشی،

    ما همه یه سبک متفاوت داریم که برای لذت از زندگی باید ازش استفاده کنیم

    شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1930 روز

    به نام خدای مهربان🪴

    نکاتی از فایل مصاحبه با استاد

    تمام این باورهای کمبودی که به ما میگن پول کمه، موفقیت کمه، سخت به دست میاد، آدم خوب کمه، موقعیت و کار خوب کمه، آب کمه، برف و بارون کمه، ویتامین و نوع غذا کمه

    به هیچ وجه اینا رو باور نکنم و سعی کنم که اون نمودهای فراوانی رو ببینم و تحسینشون کنم

    ما باید توی روابط از وجود هم لذت ببریم، از زندگی لذت ببریم و هیچ وابستگی هم در کار نباشه و به همین شکل آزادانه زندگی کنیم

    هیچ طنابی هم کسی به دور کسی نبنده و هیچ اجباری نباشه و هیچ محدودیتی نباشه و خیلی راحت زندگی کنیم

    مثل دوتا دوستی که تازه با هم آشنا شدن

    توی دوستی چقدر هوای همدیگرو داریم چقدر مراعات همدیگه رو می‌کنیم صبورتریم

    ملاحظه کارتریم

    چقدر متفاوته رابطه

    ولی وقتی که عمیق‌تر میشه وابستگی بیشتر میشه و بیشتر به هم گیر میدیم که این باید اینجوری باشه

    چرا فلان حرف رو فلان موقع زدی

    چرا به من زنگ نزدی

    عشق یعنی اینکه ما آزاد باشیم و با اون آزادی که داریم بخواهیم با هم بدون وابستگی از حضور با همدیگه لذت ببریم و اصلاً هم این نباشه که تا فردا هستیم یا نیستیم

    ما باید این لحظه رو با هم لذت ببریم فردا ممکنه هر اتفاقی بیفته

    باید به هیچی وابسته نباشیم جز خدا. حتی همسرمون، فرزندمون،

    توکلمون اول و آخر، ظاهر و باطن باید فقط به خدا باشه، نباید به هیچ کسی بچسبیم

    نباید به زور کسی رو نگه داریم

    نباید کسی رو زندانی کنیم

    در اکثر رابطه‌ها تا وقتی که رابطه جدی نشده و طرف مقابل رو دائمی و همیشگی نمی‌دونن طور دیگه‌ای رفتار می‌کنن

    شکرگزارترن

    مهربون‌ترن

    خوش اخلاق‌ترن

    صبورترن

    با گذشت‌ترن

    چون می‌دونن اونی که باهاشن معلوم نیست تا کی هست

    اما به محض اینکه رابطه جدی میشه

    به محض اینکه طرف مقابلشون رو همیشگی و دائمی می‌دونن و فکر می‌کنن دیگه همیشه دارنش

    رفتارشون تغییر می‌کنه

    باید سعی کنم عدم وابستگی و رها بودن رو یاد بگیرم

    نترسیدن از دست دادن

    ارزش گذاشتن اول برای خودم بعد برای دیگران

    دوست داشتن اول خودم و از همه مهمتر لذت بردن

    لذت بردن واقعی که آویزون به کسی نباشم

    و نچسبیدن به هیچکس

    همسر، دوست، نامزد

    خانواده، همسایه، همکار ،مال ،اموال

    نه به خانواده وابسته باشم

    و نه به کسی

    و نه به چیزی

    خداوند برای من اصل باشه

    لذت بردن برای من اصل باشه

    و این‌ها هم اتفاقاتی‌ هستن که باعث میشن مسیر لذت بردن کامل بشه

    باید در هر لحظه و در هر جنبه از زندگیم تلاش کنم برای اجرای توحید در عمل و هرگز روی هیچ قدرتی حساب باز نکنم و تنها روی خدا حساب باز کنم

    فقط به اون وابسته باشم

    این کار باعث میشه که رابطه‌های عاشقانه و زیبایی رو تجربه کنم رابطه‌هایی که نه تنها ذره‌ای به اون وابسته نباشم بلکه هرگز نگران تموم شدنش هم نباشم

    تا وقتی که این باور توحیدی در من زنده باشه هدایت به مسیر خوشبختی‌های بیشتر هم جریان داره

    باید تموم جنبه‌های زندگیم رو روی چنین اصل و اساسی محکم بنا کنم و دست خدا رو برای هدایت به مسیر خوشبختی بیشتر کاملاً باز بذارم

    افراد زیادی اصل و اساس زندگیشون رو رابطه‌ای می‌دونن که با یک فرد دیگه دارن یعنی روی عاملی به شدت حساب باز کردن که ذاتاً مانا نیست و در ساده‌ترین حالت مرگ می‌تونه اون رو در یک لحظه تموم کنه

    به همین دلیله که به شدت از تموم شدن اون رابطه وحشت دارن و قادر به درک این نگاه توحیدی در رابطه‌شون نیستن

    و حتی با وجود تجربه بدترین احساس در رابطه‌شون همچنان در اون رابطه موندن و این زندگی رو تحمل می‌کنن

    هیچ وقت از کسی بت نسازم که بخوام روش جوری حساب باز کنم که با یک حرکت اشتباهش و یا رفتار نادرستش تمامی نکات مثبتش رو از یاد ببرم

    از کسی بت ساختن یعنی وابستگی شدید

    یعنی همون شرک مخفی

    چون قدرت رو از خدا می‌گیرم و میدم به کسی که فکر می‌کنم اگه نباشه نمی‌تونم زندگی کنم

    بت ساختن یعنی یک رفتار شرک آلود

    اگر چیزی رو دوست ندارم و ازش خوشم نمیاد پس ضرورتی هم نداره که درباره‌اش حرف بزنم و ذهنم رو درگیرش کنم

    وقتی دوستش ندارم نباید ادامه بدم باید رهاش کنم و تمرکزم رو روش نذارم

    رابطه توی زندگی همه چیز نیست که بخوام روش حساب باز کنم و برای اون از خیلی از اهدافم بزنم و عزت نفسم رو از بین ببرم

    عشق زندان نیست

    عشق جدایی و دیوانگی نیست

    عشق این نیست که برای رسیدن به کسی و به دست آوردنش زجر بکشم

    عشق محدودیت نیست

    عشق نابود کردن اهداف شخصیم نیست عشق چیزی نیست که به خاطرش خودم و زندگیم رو نابود کنم

    عشق یعنی آزاد باشم و رها

    عشق یعنی کسی که دوستش دارم و عاشقشم رو بهش وابسته نباشم

    براش محدودیت ایجاد نکنم

    عشق یعنی برای خودم و دیگران ارزش قائل باشم

    ارزش قائل شدن به این معنی نیست که من مسئول باشم در برابر انجام خیلی از کارها

    بلکه یعنی دوستش داشته باشم و به خواستش اهمیت بدم

    در حالی که به خواسته‌های خودم هم اهمیت میدم

    نگاه توحیدی یعنی به خاطر کسی هدفی رو دنبال نکنم

    به خاطر کسی کاری رو انجام ندم

    روی هیچکس حساب باز نکنم

    از کسی بت نسازم

    به کسی وابسته نباشم

    و از هیچکس به جز الله کمک نخوام

    و به جز اون روی کسی حساب باز نکنم

    زندگی کردن به خاطر حرف مردم زندگی نیست و اگه بخوام به حرف مردم اهمیت بدم یعنی دارم شرک انجام میدم

    یعنی دارم برای اونا زندگی می‌کنم و این نهایت بدبختی و بیچارگیه

    و عزت نفس رو از بین می‌بره

    تا وقتی که ذهن آماده نباشه توی مدار درست قرار نمی‌گیرم

    تا وقتی ذهن آماده نباشه هدایت نمی‌شم

    وقتی ذهنم رو آماده کنم راهم رو پیدا می‌کنم

    وقتی در مسیر درست حرکت کنم به جاهای درست هدایت می‌شم در غیر این صورت اتفاقات ناخوشایند رخ میدن تا بهم ثابت کنن که در مسیر اشتباه هستم هیچ کاری توی رابطه وظیفه نیست

    فقط برای لذت بردن از طرف مقابلمه هیچ وظیفه و مسئولیتی دو طرف نسبت به همدیگه ندارن

    باید از صمیم قلب سپاسگزار باشم و عاشقانه براش کار انجام بدم و عاشقانه دوستش داشته باشم

    وقتی نتیجه درست باشه یعنی دارم راه رو درست میرم

    اگه قانون رو بدونم و فقط روی خدا حساب باز کنم و نگاه توحیدی داشته باشم دیگه نمی‌خوام کسی رو تو زندگیم با غل و زنجیر نگه دارم

    دیگه به خاطر حرف مردم کاری رو انجام نمیدم و به سبک شخصی خودم زندگی می‌کنم و نگران از دست دادن کسی نیستم

    چون می‌دونم طبق قانون اگه کسی باهام هم فرکانس باشه می‌مونه تو زندگیم

    و اگر کسی هم فرکانس نباشه میره

    نباید به زور بخوام رابطه‌ای رو حفظ کنم چون اگه در مسیر درست باشم جهان افراد مناسب رو سر راهم قرار میده

    اگر یکی یه صحبتی بکنه که خوشم نیاد سعی نکنم اون رو قانع کنم، یا بگم کارت اشتباهه

    سعی کنم روی نکات مثبتش تمرکز کنم و اگر نکته مثبتی هم نداشته باشه اصلاً ادامه ندم

    خیلی از افراد روی رابطه خیلی حساب می‌کنن و اصلاً نمی‌تونن بپذیرن مگه میشه وارد رابطه‌ای بشم فرداش طرف بگه من نمی‌خوام باشم

    کل زندگیش داره روی چیزی ساخته می‌شه به نام اون رابطه

    اگر ما روی یه چیزی اینقدر حساب کنیم خیلی محکم ازش می‌خوریم

    به هیچ وجه نباید بودن و نبودن کسی منو از بین ببره

    اگر مسئله‌ای در زندگی برام پیش بیاد به جای اینکه بگم تو چرا این کارو کردی بگم من چه فرکانسی رو فرستادم که این قسمت از وجود دیگری رو برانگیخته کردم وقتی که اشتباه کنم نتیجه اشتباه در میاد نمیشه که من اشتباه داشته باشم و نتیجه درست باشه

    اگر نتیجه درسته پس یعنی دارم درست عمل می‌کنم

    وقتی چیزی رو دوست ندارم اصلاً بهش فکر نکنم

    راجبش هم صحبت نکنم

    وقتی چیزی رو دوست ندارم بهش توجه نکنم

    چون هر نوع توجهی یعنی اینکه بیشتر از اون جنس اتفاق رو می‌خوام وارد زندگیم بشه

    همه جا سعی کنم همونجوری باشم که هستم

    چون نظر دیگران اصلاً مهم نیست و این خودمم که مهمم

    وقتی یه نفر حرفی رو میزنه که برام خوشایند نیست ازش اعراض کنم

    همه چیز فرکانسه و این نتیجه است که نشون میده باورهای درستی دارم یا باورهای محدود کننده

    رهایی در رابطه یعنی بپذیرم طرف مقابلم رو اونجوری که هست

    بدون قضاوت و بدون تلاش برای تغییرش

    بدون تمام معضلات و مشکلات ریز و درشت رایج بین طرفین.

    در رابطه اهمیت ندادن به معنای بی‌ارزش دونستن رابطه نیست، اگه درک کنم که رابطه عاطفی ناپایداره بیشتر قدرش رو می‌دونم

    مشکل اساسی در رابطه اینه که من خودم رو برحق می‌دونم و هر آنکس و هر آنچه که با من هماهنگ نیست رو ناحق می‌دونم

    بهتره برای دیدگاه و سبک شخصی خودم ارزش قائل باشم و دیدگاه‌ها و سبک شخصی دیگران رو هم محترم بدونم

    به خاطر مردم کاری رو کردن یا نکردن شرکه به خداونده

    وقتی که به یک رابطه و یا یک شخص خاصی وابسته بشم دارم شرک می‌ورزم وقتی حساب می‌کنم که این رابطه باید ابدی باشه و عهد می‌بندم که تا ابد کنار هم بمونیم دارم وابسته می‌کنم خودم رو به عاملی غیر از خدا

    وقتی که وجود خودم رو فراموش می‌کنم و شادیم رو گره می‌زنم به حضور آدم‌هایی که بهشون وابسته‌ام و تنهایی نمی‌تونم خوش بگذرونم و نبودن اون‌ها برام کابوسه

    دارم شرک می‌ورزم

    وقتی روی عاملی غیر از خدا حساب باز می‌کنم تا کارم رو پیش ببره و باعث پیشرفت کارم میدونم دارم شرک می‌ورزم پس وابسته نباشم به آدم‌ها

    به شرایط و به وعده و وعیدها

    نباید فکر کنم که شادی من، زندگی من، احساس خوب من، به احساس و بودن و شادی کس دیگه‌ای وابسته است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سپیده رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    روز پنجاه و پنجم از سفرنامه من؛

    چقدر هر روز بیشتر و بیشتر عاشق این توحید و یکتاپرستی استاد جان جانان میشم…

    و چقدر قشنگ و سلیس و روان بهمون یاد میدین که ماهم میتونیم توحیدی بشیمو به جز خدا رو هیچ کس حساب باز نکنیم…

    چند وقته که با هدایتهای خودش و تماشای فایلهای توحیدی سفرنامه، حس و حالی نو پیدا کردم. حسی که قبلا نداشتم یا اگه داشتم خیلی کمرنگ و تار بود. حس خدا پرستی، دیدن خدا در همه چیز و همه کس، عشق بازی با معشوق، یه حس عجیب و دوست داشتنیه…

    توصیفش یکم برام سخته، رسیدن به این درک که خدا همه چیز و همه کسه، و هیچ کس هیچ قدرتی نداره جز قادر مطلق جهانیان، حساب بردن از غیر او شرکه و خداوند شاکرین رو عذابی سخت میده…

    خالق بی همتا منو آفریده و قدرت خلق زندگیمو به خودم داده، و تمااااام…

    یعنی هیچ کس به هیچ شکل نمیتونه تو زندگی من تاثیری داشته باشه ،حتی همسرم که عاشقانه دوستش دارم و خدارو شکر میکنم که هم فرکانس هم هستیم و به خوبی همدیگرو درک میکنیم و پا به پای هم در حال رشد و پیشرفتیم و همه جوره هوای همو داریم البته بدون داشتن وابستگی از سمت من، ولی کمی وابستگی از سمت همسرم هنوز هست…

    رابطه عاشقانه و‌ سالم همونطور که استاد جانم توضیح دادن، یک رابطه بدون قل و زنجیره که هر دو آزاد در انجام هر کاری و هر تصمیمی هستن، وابسته به هم نیستن که اگه یکی چند وقتی نباشه یا حتی اگه جدا بشه یا فوت کنه، نفر مقابل زندگی خودشو به آتش بکشه و دیوانه بشه و زمین و زمان رو یکی کنه، که این خود خود شرکه…

    چقدر داشتن وابستگی و دلبستگی به خود منبع اقلی، لذت بخش و دوست داشتنیه…عاشق عشق بازی با خدام…عاشق درک و فهم بیشترشم…عاشق خوندن فکرشم…عاشق حس کردنش کنارمم…عاشق دیدن تمام معجزات و نشانه هاش تو زندگیمم… عاشق توحیدی شدنم…

    خدایا شکرت که هر روز بهتر و قشنگتر از قبل هدایتم میکنی به سمت درک و آگاهی بیشتر…

    خدایا شکرت که استاد جان جانان و مریم گلی دوست داشتنی رو هدایت کردی به سمت این الهامات و نشر این آگاهی ها و سفرنامه بی نظیر…

    خدایا شکرت که دو این خانواده بی نظیر عباس منشی ها هستم و هر روز میتونم درک بیشتری از قوانین و تکامل داشته باشم…

    خدایا شکرت بخاطر تمام دوستان هم فرکانسیم با کامنتهای بی نظیر و دوست داشتنیشون که تو درک بهتر موضوعات یاریم میکنن…

    خدایا شکرت که هستی و برامون خدایی میکنی…

    در پناه الله یکتا و بی همتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند در دنیا و آخرت باشین…

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1273 روز

    روز 55مسیر

    خب من اون فایلی که میگید کلا ندیدم حالا شاید بعد برم ببینم اصلا جریانش چیه شاید چون درگیر این چیزا نیستم هم اون فایل ندیدم

    یک نکته گفتید که بت نسازید خب من کلا یک کارهایی ناخوداگاه مبکنم بعد شما میاین میگید فایل زندگی در بهشت تولدتون بود گفتید ما تصمیم گرفتیم تولد سالکرد این چیزا را اهمیت ندین نهایت یک تبریکه یادمونم بره مهم نیست کسی دلخور نمیشه همون روز تولدتون بود بعد همون موقع به مریم جان گفتید تولدم دارن زنگ میزنن تبریک میگن ایشونم گفت تولدت مبارک انگار نه انگار حالا روز خاصیه

    همین فایل با همسرم میدیدم دو روز بعدش سالگرد ازدواجمون بود من برعکس هر سال فکر تدارک نبودم و کفتم بزار یکبار کاری نکنم همسرم اومذ شب بهش گغتم امروز چه روزیه گفت سالگرد ازدواجمون گفتم انتظار داشتم حداقل یک کاری انجام بدی گفت مگه استادت عباس منش ندیدی چی گفت گفتم ایشون هر چی بخواد میگه قرار نیست من کامل همه حرفها و کارهاش انجام بدم چون خودم حسم این نبود که کاری بکنیم شرایطمون هم از نظر مالی اوکی نبود فقط یک یاداوری کردم نازاحت نشدم ایشون هم گفت منکه کم برات نگذاشتم میدونی شرایطمون الان چیه هر چی پول در اورذم هم اوردم برای زندگیمون من تلاشمو دارم میکنم چرا خودت کاری نکردی؟

    گفتم خودم حسش نداشتم اون شب تموم شد برعکس همیشه که من درگیر این مسایل بود موقعیت درک کردم و یکبار هم تصمیم گرفتم کاری نکنم و ناراحتی اصلا نشد همون شب خیلی دورهم خوش گذشت بهمون و شب خوبی باهم داشتیم من شبمون بخاطر این موضوع خراب نکردم و این بخاطر تغییرات خودم نه همسرم

    هنوزم معتقدم سالگرد و تولد و… مهمه و براش برنامه ریزی میکنم و شرایط مالیمون این ماه اجازه نمیداد حتی خرید اضافه بکنیم برای همین موکولش کردم به زمان بهتر و از دستش ندادیم تو فکرم سال دیگه انقدر اوکی باشیم که یک جشن خوب برگزار کنیم یا یک مسافرت عالی بریم و هیچوقت دیر نیست

    این موضوع کلا در مورد تمام موارد دارم اصول من همیشه اصول منه و بااینکه اطرافیانم مذهبی نیستن من قرانم میخونم تحت تاثیر قرار نمیگیرم باور من باور منه و این ویژگی خودم دوس دارم که خب علت موفقیتهامم همین ویژگیه میگم حرف شما درست بحث نمیکنم اما کار خودمو میکنم اینو دیگه اطرافیانم میدونن

    حالا میرسیم به موضوع دوم که اونم من تجربه کردم زمان دوستی ما چهارسال فوق العاده سرشار از عشق تفریح مسافرت بهترین زمان رابطمون بود من بخاطر باورهای که در مغزمون کردم اصرار به ازدواج کرذم حتی زمان دوستی، همسرم بهم گفت بیا زمین شریکی بخریم قبول نکردم و باورم انقدر محدود بود که میگفتم رابطه دوستی مشخص نیست چی بشه الان اون زمین نمیشه خرید دیگه و بعد از اصرار من و بحث ها رابطمون به بن بست رسید و قرار شد جدا بشیم یک رابطه عالی خراب کردم اما نتونستم کامل کات کنم و باز دوست شدیم اما با هدف اینکه من خواستم ازدواج کنم میتونم پس تعهد به ماندن ندارم وقتی من اصرار و وابستگی رها کردم بعد از یکماه همسرم گفت با خانوادم صحبت کردم بیایم خواستگاری وقتی اومد و به مرحله عقد نزدیک شدیم انقدر دعوا و بحث و مشکلات شد که گفتم من پشیمون شدم بیا دوست بمونیم و بخاطر باز هموو باورها اشتباه و محدود یک عقد محضری گرفتیم که اون دوران شد دوران تاریک ما چقدر اذیت شدم عقد کردیم یک رابطه عالی شد یک رابطه با دعوا و مشکل، من دوره عشق و مودت شروع کردم مشاور ازدواج همزمان میرفتیم تا بلاخره به یک مرحله ثبات رسیدیم که بتونیم خودمون دوتایی جدا از خانواده ها دوباره رابطمون مثل دوران دوستی شکل بدیم و بعد هم عروسی کردیم که در کامنتها دیگه سایت گفتم که چقدر معجزه وار و همه چیز وقتی ما به صلح رسیدیم درست شد الان سال اول ازدواجمون تموم شد ما با هم انقدر به صلح زسیدیم که الان ایشون رفته ماهیگیری منم به انتخابش احترام گذاشتم بااینکه روز تعطیله هیچ مخالفتی نکردم چون من دیگه اون ادم وابسته سابق نیستم و انقدر رابطمون عالی و عاشقانه هست که نه بحث نه دعوا هیچی بینمون نیست خیلی خوب با درک مقابل پیش میریم من اگه ادم وابسته سابق بودم نه تنها به ازذواج نمیرسید حتی بعد ازدواج هم دعوا ها بود اما من تغییر کردم فهمیدم رابطه یعنی درکنار هم برای تکامل هم نه در کنار هم شبیه هم شدن. با وجود تفاوتهامون ما با هم زندگی میکنیم و این ارامش الانم بخاطر باور نداشتن وابستگی هست

    حالا این وابستگی را در خیلی چیزای دیگه دارم مثل مرغ مینام و شغلم و… که دارم با تمرین همینم کمرنگ میکنم وابسته بودن نقطه ضعف هست باعث میشه نتونی موفق بشی تلاشم در مرحله ها بعد اینه کم کم وابستگی به بقیه مسایل را هم کمرنگ کنم

    چقدر صحبتهاتون برام زیبا بود و من چون الان هر روز روی خودم کار میکنم تمام حرفهاتون متوجه میشم با اون مواردی که موافقم پیش میرم اونها که مخالفم نادیده میگیرم

    وقتی افراد خودشون تجربه کنن میرسن به حرفایی که شما میگید مخالفتها از بین میره مثل منیکه خودم تجربه کردم

    اینجا هم نوشتم که اگه کسی در جایکاه قبل منه حداقل مثل من خودشو اذیت نکنه

    از لحظات باهم بودن لذت ببرید ازذواج شناسنامه مهم نیست مهم رابطه عالی داشتنه و من اگه برگردم دیگه به همسرم اصرار نمیکنم برای ازدواج و با هم فقط سفر و تفریح و لذت ها را ادامه میدم الانم بخاطر ازذواج شرایط و مسولیت و هزینه ها فعلا به اون مرحله دوستیمون نرسیدیم اما برنامه ام دقیقا اینه دوباره همون مدل بشیم کمتر اینده نگری کنیم مثل دوران دوستیمون کلی سفر بریم

    خداروشکر ما با هم مسیر درست پیدا کردیم زندگیمون سراسر عشق و احترام و… هست

    مسیر این سفر برای شغلم شروع کردم اما خب همه چیز با هم داره پیش میره منم خودمو سپردم به اموزشهای شما،

    چقدر لذت بردم که گفتید اصلا برام مهم نیست چی فکر میکنید چقدر این جمله عالی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    نگین گفته:
    مدت عضویت: 2993 روز

    به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمان ها و زمین در دستان اوست.

    درود و سلام بر استاد عزیز و بی نظیرم و مریم جانه شایسته ی بزرگوار.

    استاد عشقم مدت هاست از رب العالمین درخواست کرده بودم تا فایلهایی که در ابتدای راه ورود به این دریای وسیع نعمت یعنی سایت شما اومدم رو بهشون هدایت بشم تا ببینم من چی میشنیدم و به چی هدایت میشدم که اون انقلاب توی من به وجود اومد.خدارو هزاران بار سپااسگزارم که به محضه درخواست ازش اجابت میکنه.استاد جانم مدت هاست دارم فایل هایی رو میشنوم که سال ها پیش شب و روز گوش میدادم و این فایل یکی از همون فایل ها بود.این فایل و فایل قبلیه مصاحبه ی شما من رو غرقه عشق شوق و ایمان به ربوبیت خدا و موحد بودن بیشترم کرده بود.خدای من گواهه که چقدر اوج میگرفتم مثل پری سبک در باد میرقصیدم و با خدای خودم عشق بازی میکردم و رشد میکردم.

    خدای من با تمام قلبم و روحم که جزیی از توست ازت سپااسگزارم که چقدر عاشقانه قدم به قدم به چه آگاهی های نابی من رو هدایت میکردی و روح من لبریز از شوق و زندگی و عشق شده بود.

    استاد عشقم به خودم افتخار میکنم و خودم رو تحسین میکنم و از افتخارات من هست که شاگرد مکتب شما هستم.چند وقت پیش یکی از دوستانم مسیله ای داشت و برای من صحبت میکرد و من همون موقع یاد صحبتی از شما در یکی از فایل هاتون افتادم که تعریف میکردین زمانی که در بندرعباس بودین گاها تا صبح در خونه میومدن افرادی و ازتون مشاوره میخواستن و شما بعد به فکر فرو رفتید و این باور رو ساختین که من آدم هایی سمتم میان که میخوان شادی هاشون رو با من به اشتراک بگذارن و چرا باید من شنونده ی مسایل افرادی باشم که فقط میخوان حرف بزنن و بعد به روال سابق خودشون ادامه بدن.من به اون دوستم گفتم دوسته عزیز من اگر منو به عنوان کسی میشناسی که شاهد تغییرات تو زندگیه من بودی و میخوای که من راهنماییت کنم من ازین مسیر سال ها پیش شروع کردم.اگر واقعا میخوای بنیادین زندگیتو تغییر بدی به این سایت برو و همچنین گفتم ببین دوسته من انقدر باور دارم که ارزشمندم که استاد من هم باید کسی باشه که شخص ارزشمندی باشه و زندگیه اون گواه هر چیز بی نظیری باشه و من کسیو جز ایشون لایق استادی نمیدونم و من لیاقت داشتن استادی چون ایشون رو دارم.پس اگر فکر میکنی که لایقی برو درین دریای عظیم آگاهی تنی بر آب بزن.

    استاد جانم اگر بخوام ازون زمان ها براتون بگم وقتی بار اول این صحبتهای شمارو شنیدم چون حقیقت محض بود و پیام خدا بود و روح من و قلب من خودش این هارو قبول داشت و وقتی در هر سه موردی که عنوان کردین و مفصل توضیح دادین این رووح من بووود که به پرواز درمیومد.

    اون روزها استاد جانم من در زمینه ارتباطم با خدا با تحقیق بسیار لاییک شده بودم و بعد از ورود به دوره های شما ازونجایی که رووحم اصلش رو میطبید و تمام دلایلی که باعثه لاییک شدنم شده بود در واقع حالت دفاعی من به آموزش ها و فشار جامعه و خانواده و باورهای خرافاتی و زورکی و ترس های القا شده در من بود.زمانی که وارد سایت شما شدم روحم تشنه ی شنیدن حقیقت بود و انگار که خدا از طریق شما ثانیه به ثانیه با من صحبت میکرد و آگاهی های ناب رو به خورد روحم میداد و یک مثال بارز عملی هم نشانم میداد که موحد بودن این است و این هم نشانه اش و این هم نتیجه اش بنده صالحم سید حسین عباسمنش که با نتیجه ی در دست پیام من رو بهت میرسونه.

    شما فراتر از هر شخصی که دیدم جسارت و توحیدی عمل میکنید.شما انقدر بزرگوارید انقدر وجود ارزشمند خودتونو ارج نهادید انقدر بخشنده اید که واقعا در مخیله ام نمیگنجه این حجم از کار روی خودتون رو و انقدر شفاف زندگیتونو برای همه بیان میکنید و در طبق اخلاص برای هدایت بیشتر عزیزان در سایت این همه خود افشایی میکنید.چه حجم از جسارت و عزت نفس و موحد بودن میتونه پشت این رفتارها و عمل ها باشه.شما الگوی تمام و کمال من در هر زمینه ای هستید.

    استاد جان من همیشه در آن زمان با یک گیجی در مورد روابط و الگوها و عرف جامعه مواجه میشدم و گاها زمان هایی که تفکراتم رو بیان میکردم با تعجب و سر سختیه بقیه مواجه میشدم و همیشه تصورم این بود که بله چرا نباید آدم مستقل از حضور هر کسی خوشبخت و شاد باشه و بدون وابستگی.انصافا درست میگید اکثر ماهاااا آماده و خواستار شنیدن پیام حق خداوند بودیم و خداوند هدایتمون کرد چقدر سریع و آسان.در هر صورت اینها افکار من بود و وقتی صحبت های با جسارت در کمال توحیدی بودن شمارو شنیدم این افکارم روز به روز قوی تر و قوی تر میشدند و البته که داشتم تکاملم رو طی میکردم.هنوز این افکار به باورهای من تبدیل نشده بودند.کم کم توحیدی بودنم تقویت میشد و روز به روز لذت میبردم از رابطه ی عاشقانه ام با خدا.خدای من گواه است که چه چیزهایی در زندگیم با این توحید در زندگیم ساختم.نهایتا آنقدر تمرکزم بر موحد بودنم بود که به تنهایی از زندگیم لذت میبردم و عشق میکردم .اون زمان خیلی دوست داشتم که دوره عشق و مودت شمارو تهییه کنم اما هزینش برای من سنگین بود.دوره عزت نفس شمارو تهییه کرده بودم و انقلابی در زندگیم رخ داده بود.همه جذبم میشدند اما من به وجود ارزشمند خودم پی برده بودم و درخواست داشتن رابطه با افراد خاص و ارزشمند رو داشتم و میگفتم این منم که باید انتخاب کنم با چه کسی نشست و برخواست کنم و هم صحبت شوم.دایما در سایت پرسه میزدم.استاد جان نمیدونید چقدر عقل کل به من کمک میکرد.اکثر سوالات و پاسخ های دوستان در روابط رو مطالعه کرده بودم و افکارم قوی تر و قوی تر میشد و رسیدم به اونجا که دیگه افکارم انقدر قوی شده بود که قشنگ مسیر رو میدونستم و افکارم به باورهام تبدیل شده بودن و پاسخ سوال دوستان روهم میدادم و چقدر این نوشتن پاسخ و فکر کردن به اون سوال این باورهارو در من قوی کرد.خدایااا هزاران بار سپاسگزاارتم.چقدر لذت بخشه وقتی مسیری رو که عاشقانه با هدایت های خدا قدم به قدم طی کردم مرور میکنم.

    استاد جان من خیلی رو باور موحد بودن و وابسته نبودن که این وابسته نبودن پاشنه ی آشیل من بود کار کردم.به لطف خدا اصلاحش کردم یعنی در واقع بهبودش بخشیدم به حدی که رسیدم به اونجا که من که دارم عاشقانه با خودم حال میکنم مثل گلبرگ گل تو دستان پر مهر خدا عشق بازی میکنم حالا چرا باید اصن کسی وارد زندگیه من بشه.درین زمینه با یکی از دوستان عزیزم همون کسی که شمارو به من معرفی کرده بود و ازدواج موفقی کرده بود و اون زمان یک بچه ناز خوشگلم داشت صحبت کردم و ازش پرسیدم نگار خوشگلم چرا وقتی آدم تنهاس و خوشبخته اصلا نیاز داره که با کسی باشه و ایشون گفتن ببین لذت های زندگی بیشتر میشه وقتی با کسی که هم فرکانسته تو زندگی باشی خوشبختیه بیشتری رو تجربه میکنی و لذت هایه بیشتری رو تجربه میکنی و حتی همدیگه رو پوش میکنین برای رشد کردن.اونجا با توجه به آموخته هام از شما استاد که تو هر فایلی دنبال رسیدن پاسخ به این سوالم بودم و شنیدن هدایت های خدا از طریق دوستم باورهامو اصلاح کردم و انقدر تکرار کردم تا اون باورها به مرحله ی عمل رسید و عشقه زندگیمو ملاقات کردم.استاد جانم باید بهتون بگم که قبل ازینکه عشق زندگیم رو ملاقات کنم ما قبل ازون هم رو دیده بودیم و رابطه داشتیم باهم و همه چیز عااالی بود اما من خوب میدونستم که چرا رابطمون تموم شده بود.من به شدت علی رغم چیزی که نشون میدادم وابسته بودم و قدرت رو از خدا گرفته بودم و خوشبختیم رو در گرو بودن اون شخص میدونستم و انقدر این باورهای من مشکل داشتن که اون رابطه ی زیبا با چالش هایی مواجه شد و تموم شد.من خیلی روی خودم کار کردم و رویا پردازی میکردم در مورد شخصی که میخوام باهاش در رابطه باشم ولی دیگه موحد تر شده بودم و حتی یک بار دیگه به ایشون فکر نمیکردم اما ازونجایی که رب من دیده بود من درسامو خوب یادم گرفتم خودش جوری ایشون رو هدایت کرد که انقدر گشته بود و منو مجددا پیدا کرده بود و شد آنچه که باید میشد.من چقدر رشد کرده بودم همینطور ایشون.استاد دایما با خودم تکرار میکردم الویت رابطه ی من با خدای منه و خداوند فقط از طریق ایشون میخواد عشق بیشتری رو به من نشون بده حتی اگر ایشون شخصی هست که اونطوور من عاشق و وابسته اش بودم اما الان من در ابتدا عاشق خودم و خدای خودم هستم و تا زمانیکه این رابطه در مدار من و به صلاح من باشه ایشون در کنار من خواهند بود.استاد جانم همینجور که قبلا هم گفتم این عشق الهی و پاک ما سرانجام الان تقریبا 1.5 ساله که به ازدواج ختم شده.اونم چه ازدواجی.من به ایشون گفتم جااانه من , من به مهریه اعتقادی ندارم.دوس دارم تا زمانیکه احساس خوشبختی کردی تا زمانیکه احساس کردی حال دلت کنار من خوبه در کنارم باشی و نمیخوام هیییچ پابندی برای تو وجود داشته باشه چونکه من این رو توهین به خودم میدونم که تو از ترس چیزی به اسم مهریه بخوای با من بمونی و مهرم رو به یاد خدای احد و واحدم یک سکه بهار آزادی خواستم.ایشون هم گفتن من هم تا زمانیکه تو در کنارم احساس عشق و خوشبختی کنی میخوام باهام باشی و هرگز نمیخوام که تورو به زور کنار خودم داشته باشم لذا حق طلاق رو بهت میدم.استاد اگر غیر ازین بود من ازدواج نمییکردم.من احساس آزادیمو احساس وابستگی به غیر از خدارو با هیچ چیز عوض نخواهم کرد.خدای من شاهده که چه رابطه ی عاشقانه و بی نظیری رو باهم تجربه میکنیم.چقدر باعثه رشد بیشتر همدیگه شدیم.بلافاصله بعد از عقدمون علارغم توجه به تفکر دیگران بدون عروسی گرفتن مهاجرت کردیم و قدم به قدم معجزااااتی رو از خداوند دیدیم که همیشه مرورشون میکنیم و انصافا ناخواسته چشامون میره سمت آسمون و میگیییم خدایااا شکرت.باهم دانشگاه رفتیم نفر اول و دوم دانشکده زبان شدیم.باهم بیزینسمون رو داریم ران میکنیم و تمام نشونه هاش شب و روز میاد که چه ثروت عظیم دلاری رو قراره تجربه کنیم .

    استاد جانم من با تمام وجودم از شما سپاسگزارم برای عمل کردنتون به هدایت های رب العالمین.

    وااای از مریم جانه شااایسته ی عزیز.فک کنین ایشون کی هستن که انقدر تشکر و تمجید شمارو در برگرفتن.

    مریم جانه اسطوره عزت نفس و موحد بودن هستن.میتونم تصور کنم که چقدر باید ایشون قوی باشن که به عنوان یک زن در جامعه ایرانی اینجور فکر کنن و باور کنن و عمللل کنن.چه عزت نفسی دارن که اکثر قریب به اتفاق فایل های شمارو ضبط میکنن و پشت دوربین هستن و شما از زندگیه گذشتتون میگین و ایشون به هیچ عنوان هیییچ گونه عکس العملی چیزی نشون نمیدن.واقعا دیدم افرادی رو که طرف جرات نداره از دوست پسر یا دختر قبلیش جلو طرف جدیدی که باهاش در ارتباطه صحبت کنه و اصلا درک نمیکنم این روابط رو و اینکه واقعااا این افراد از رابطه به دنبال رسیدن به چه چیزیییی هستن یا دیگران رو برای چه چیزی قبل از حضورشون در رابطه ای محکوم میکنن و مواخذه میکنن یا حتی میکوبن فرد سابق در رابطه با کاپلشون که بگن خودشون خوبن.واقعا ایییین رفتارها نرمال نیست عشق نیست نه رابطه ی بی نظیری مثل رابطه ی استاد جان و مریم جانه شایسته که دیگه بعد ها بعد ازین فایل ها ما فایل های زندگی در بهشت رو دیدیم و دیگه صحبتی باقی نمیمونه انصافا البته برا ی افرادی که به دنبال حقیقت باشند.

    استاد جانم مریم جانه شایسته زیبا بزرگوار موحد با عزت نفس و مقتدر و شجاع خیلی ازتون سپاسگزارم و تحسینتون میکنم و سپاااسگزار رب العالمینم که فرصت نوشتن درین سایت الهی رو بهم داد.

    الهی که حال دل همتون عالی لبتون خندون تنتون سالم و جیبتون پر پول باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      رویا مهاجرسلطانی گفته:
      مدت عضویت: 2473 روز

      درود و سلام به دوست عزیزم نگین جان .

      اول از همه تبریک منو بخاطر ازدواج الهی آت پذیرا باش و از اینکه در مدار و هم فرکانس با همسر عزیزت هستی تحسینت می کنم و البته که خدارو شکر که با درایت و تغییر باورهای درست و مناسبت به اون حد از کمال و درک رسیدی که آگاهانه این وصلت مبارک. رو انتخاب کردی که به امید خدا در این مسیر روابط هر روز بهتر و قشنگتر و عاشقانه تر قدم بردارید خدارو شکر. واقعا خیلی خوشحال شدم بعد از مدتی غیبت طولانی با دست پر آمدی و خبرهای خوبی از خودت برامون نوشتی تحصیل و دانشکده زبان و مهاجرت و کسب و کار و رشد و پیشرفت تون رو تحسین کردم و بهترینهع بهترین رشد و پیشرفت رو برای شما زوج خوشبخت آرزومندم

      روز و شبت بخیریت و شادی و شادمانی و شادکامی و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با عشق روز افزون تر باشه و

      در این مسیر الهی موفق و پایدار و مستحکم باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        نگین گفته:
        مدت عضویت: 2993 روز

        درود بر تو دوسته الهی و عزیز من.سپااااسگزارم که با قلم زیبات برام نوشتی و انقدر دعاهای زیبایی از ته قلب مهربونت برام کردی.تمام این انرژی های مثبت و دعاهای قشنگت صدها برابر در زندگیه خودت جاری خواهد شد.

        خدارو سپاسگزارم بخاطر بودنم درینجا و داشتن دوستانی چون تو عزیز دلم.

        رویای قشنگم آره نتونستم تو سایت فعال باشم اما شب و روزم با حرفای الهیه استاد و پیغام های خدا که از زبون ایشون خالصانه جاری میشه گره خورده و بدون شنیدن استاد روزم شب نمیشه.خدارو سپاسگزارم که واقعا وفادارترین هس به وفای عهدش.فقط کافیه ازش بخواهیم اون هدایتمون میکنه به بهترین تجربیات بهترین افراد بهترین مکان ها بهترین تفریح و گردش ها بهترین دوستان و چقدر لذت بخشه زندگی در آغوش خدا.

        ممنووونم رویای عزیزم بابت تبریکات و پیام سراسر الهیت.

        منم از خدای وهابم بهترین دوست لبخند از ته دل همیشه لذت از مسیر زندگی الهیت ثروت بی حساب و تن سالم رو خواستارم.در پناه حق باشی عزیزم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          رویا مهاجرسلطانی گفته:
          مدت عضویت: 2473 روز

          درود و سلام خدمت دوست عزیزم نگین جان

          عزیزم بعد از اون کامنت زیبات که امروز دریافت کرده بودم فوری اومدم کامنت تو رو

          پیدا کردم و دوباره خواندم و از اینکه بهم یاد آوری کردی تا به کامنت زیبایت هدایت بشم ممنون و سپاسگذارم .. ولی پیام تبریک تولدم رو پیدا نکردم . یعنی توی لیست کامنت هات نبود .. فقط تبریک ازدواج من برای شما بود عزیز دلم … راستی نگین جان چقدر خوبع که با همسر عزیزت هم مدار هستی بازم وصلت فوق العاده خوبتو بهت تبریک میگم

          شاد و موفق و پایدار در کنار هم پله های موفقیت زندگی رو بالا و بالاتر برید

          الهی آمین

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    محمدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    بنام خداوند هادی

    سلام

    خدای من همواره من و جهان را هدایت می‌کند.

    خدای من خالق من وجهان می‌باشد.

    خدای من باایجاد تمام قوانین جهان‌ قانونمند را در نهایت دقت آفریده است.

    خدای من تمام جهان را نشانه و حاصل قوانینش معرفی می‌کند.

    خدای من نیروی است که علاوه بر حکومت بر جهان بی نهایت قانونمند می‌باشد.

    من ذره‌ای از وجود خداوند هستم.

    انا لله و انا الیه راجعون.

    خدای من از روح خودش در من دمیده است.

    خدای گفته است که هر چه بخواهم را به من عطا می‌کند.

    ادعونی استجب لکم.

    گفته به هر چیزی توجه کنم وارد زندگی‌ام می‌کند.

    سوال پیش می آید؛ آیا روا است که من با داشتن چنین خدای در وجود خودم که هر لحظه هم با من است،من روی چیز دیگری حساب کنم؟

    حاشا

    هرگز

    من تن به ذلت نمی دهم.من تلاش می کنم که هرلحظه به‌ خداوند ایمان داشته‌ باشم. هرلحظه اعتمادم را افزایش دهم. هرلحظه قوانینش را درک کنم.

    در نهایت من بایدهر لحظه روی خداوند حساب کنم. اصلاً به غیر از خداوند چیزی قابل اعتماد نیست. تمام چیزهای دیگر قابلیت ندارد که بر آن حساب کرد.

    چقدر خود استادم این مطلب را رک و واضح گفت: که شما از هیچ کس بت نسازید، یعنی هیچ کس را خدا در نظر نگیرید.

    این رد پای 55مین روز سفر نامه زندگی من است.

    خداراشکر می‌کنم، اگرچه که طول کشید ولی توانستم پیدا کنم و بفهمم که باید فقط روی خداوند حساب کنم.

    خداراشکر که با قوانینش در تمام جهان وجود دارد.

    خداراشکر که من لایق خداوند هستم.

    خداراشکر که خداوند در وجود من است.

    خداراشکر.

    در خداوند شادو ثروتمندو آرام باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: