مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 74


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رزا گفته:
    مدت عضویت: 1579 روز

    به نام خداوند مهربان❤

    از خدواند تمام زیبایی ها تشکر میکنم بابت اینکه این کلیپ را می‌بینم و نظرات بسیار ارزشمند دوستانم را می‌خوانم🙏🏻😍

    نحوه ی آشنا شدن من با این سایت به توصیه ی یکی از دوستانم بود و ذهن من اوایل بسیار مقاومت میکرد که فایل های شما را ببینم

    اما هم اکنون که این متن را می‌نویسم از خداوند متعال تشکر میکنم بابت استاد عزیزم که یکی از دستان خداست😍

    هرروزشکر میکنم خدا را بابت داشتن استادی عزیز مثل شما 🌹🌹

    استاد عزیز و مهربان صحبت های شما دقیقا چیزی بود که من بهش احتیاج داشتم مخصوصا این مدت که اتفاق هایی برایم افتاد و چه قدر کار خدا قشنگ است 😍🙏🏻احساس میکنم اینکه ذهنم اوایل مقاومت داشته برای این بوده که در این زمان این فایل را ببینم یعنی در زمان درست

    زمانی که بسیار به آن احتیاج داشتم

    الان فقط به این فکر میکنم که همه ی این اتفاقی که برایم افتاد درس بوده

    درسی که خداوند در بهترین زمان به من نشان داد

    شکر شکر شکر بابت همه چیز❤🙏🏻

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فاطمه رستاخیز گفته:
      مدت عضویت: 1649 روز

      به نام خداوندی که درهرلحظه مارا دربهترین مکان و زمان ممکن قرار میدهد

      تشکر میکنم از کامنت زیبای شما رزاجان و همچنین دوستان عزیزی که با عشق و علاقه تجربه هاشون رو در کامنت ها به اشتراک میزارن

      صحبت های استاد واقعا برای همه ما درس های بسیار و تجارب مفیدی رو به دنبال داره

      و چقدر خودم به شخصه به این جمله فکر کردم که واقعا هراتفاقی درسی برای ما داره و باید درس اون اتفاق رو بگیریم و ازش تجربه کسب کنیم

      خداروشکر میکنم بخاطر این تجارب فوق العاده ای که خداوند برام رقم میزنه تا درسشونو بگیرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    عادله اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1362 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان هم مسیرم. آگاهی های ناب امروزکه به جانم ریخته شد اینه که توی تمه چیز فقط بایدروی خدا حساب باز کنم اینطوری نه تنها در روابطم در کارم در عشقم تنها نمیشم واطرافیانمو از دست نمیدم بلکه در همشون عالی تر هم میشم چرا که روی دیگران حساب نکردم که اگه توقعاتمو برآورده نکردن ازشون ناراحت بشم. از اگاهی های امروز استاد که چن وقت قبل هم شنیدم اما اولین بار از ربان استاد شنیدم وبرام تکان دهنده بود عشق عمیق بین استاد ومریم جون بود اما عشقی بدون هیییچ وابستگی که من قبل از این هرررگز فکر نمیکردم همچین چیز یوجود داشته باشه واگر می شنیدم هم باور نمیکردم که عشق باشه چراکه رکن اصلی عشق رو وابستگی میدونستم اما بادیدن رابطه ی عاشقنانه ی شما فهمیدم که میشه عاشقکسی بود اما همینقدر رها هم بود.اینکه گفتید باوجود اینهمه عشق به مریم جون اما اگه بره فقط چند دقیقه ناراحت میشید درس بزررررگی واسه من داره ماهاییکه شاید سالهاتوی رابژه هایی هستیم که بیشترش رنجه اما بخاطر وابستگی نمیتونیم یه تصمیم درست بگیریم اما الان ازشما میشنومکه میشه حتی عاشق کسی بود وبخاطرش غصه نخوردکه این فقط نشانه ی توحیده. استاد عزیزم اشنایی باشما تمام باورهانو دگرگون کرده من بانک تک سلول هام به حرفاتون ایمان دارم وتاجاییکه میتونم توی زندگیم اجراش میکنم. خداروشاکرم بخاطربودن توی این مدار وشنیپن این آگاهی ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان

    مصاحبه ۲۱

    تسلیم بودن در برابر خدا یا تسلیم شدن در برابر مشکلات

    یادمه از اولین روزهایی که داشتم وارد این مرحله زندگیم میشدم و قانون جذب رو یاد می‌گرفتم یه استادی بود که می‌گفت باید بخدا توکل کنی و بدونی اون همه چیز رو برات درست می‌کنه .

    حالا من هم خودمو آدم با ایمانی میدونستم ولی اصلا این حرفا رو نمی‌فهمیدم .

    به خواهرم میگفتم چجوری میشه که یه کاری رو به خدا بسپاری و راجبش نگران نباشی.

    اون زمانها انقد ذهن من درگیر نجواهای شیطان بود که واقعا چیزی از توحید نمی‌فهمیدم .

    نمی‌خوام بگم الان نجوا ندارم ولی لااقل میفهمم که نجوایه و شیطان داره دیوانم می‌کنه.

    خلاصه این ماجرا گذشت و گذشت و من واقعا معنی و مفهوم توکل رو نمی‌فهمیدم .

    تا تکامل طی شد و آروم آروم رشد کردم و بالا اومدم و رسیدم به مداری که میشد حرفای استاد رو شنید .

    یادمه که اون اوایل خیلی مقاومت داشتم ولی یه حرفایی هم انقد برام جذاب بود که دیگه ادامه دادم و سعی کردم اون حرفایی که خیلی مقاومت دارم در موردشون مثل حجاب و نماز و روزه و معجزات الهی خیلی خودمو درگیر شون نکنم .

    و من هر روز کارم شده بود خوندن کامنت و گوش دادن به حرفای استاد .

    استاد شما تو فایل ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است میگین بعضیا این حرفای من براشون مثل مسکنه مثل یه روزنامه میخونن و گوش میدن.

    من یکی از همونا بودم من فقط گوش میدادم بی هیچ عملی .

    ولی همون گوش دادن هم کار خودشو میکرد و آروم آروم شرایط زندگی من عوض میشد ولی هنوز جای ایمان و باور و یقین خالی بود .

    شنیدن فایلها بود و حس و حال خوبی که از گوش دادنش می‌گرفتم .و یواش یواش یه کارهایی هم انجام میدادم

    اما در مورد توکل و تسلیم بودن .

    استاد شما نمونه واقعی یک آدم متوکل هستین

    الان خیلی بهتر میفهمم منظور تسلیم بودن رو ولی هنوز هم از فهمیدن تا درک کردن و عمل کردن فاصله ها دارم .

    الان وقتی کاری دارم می‌دونم که باید بسپارمش به خدا و دیگه نگران نباشم چون خدا می‌تونه از هزاران طریق منو به خواسته ام برسونه ولی بازم شیطان کار خودشو می‌کنه اون حتی برای یک لحظه هم ساکت نمیشینه تا من آروم بگیرم ولی الان میفهمم که شیطان داره نجوا می‌کنه و میتونم برای یه مدتی ساکتش کنم با دلایلم با منطق هام ولی باز دوباره شروع می‌کنه .

    ولی این تنها برای من نیست و همه آدمها این روزها رو دارن و این شرایط رو گذروندن ولی اونی موفقه که تونسته به نجوای ذهنش غلبه کنه و ایمانشو نشون داده .

    استاد وجود شما تو اون کلاس و با شاگردای ناراضی نشان از ایمان تون به خودتون و توانایی هاتون بوده نشان از ایمان به اینکه خدا منو تنها نمیزاره .نشان از ایمان به اینکه من خالق زندگی خودم هستم پس من میتونم این موضوع رو هم سروسامان بدم .

    و خدا هم وقتی ایمان شما رو دید دلهای اونا رو براتون نرم کرد و شما باز ایمانتون بیشتر شد و خود باوری تون هم بیشتر .استاد عزیزم درسها و فایلهای شما بی نهایت درس دارن ولی من فقط به اندازه ظرف خودم میتونم ازشون برداشت کنم .

    ولی اینو می‌دونم که هر روز داره ظرفم بزرگتر میشه و من هر روز دارم بهتر راه رو میفهمم .

    امیدوارم قانون احساس خوب =اتفاقات خوب بشه مهمترین قانون زندگیم تا نتیجه هاشو ببینم و فقط لذت ببرم .

    عاشقتونم

    در پناه خدای مهربانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1421 روز

    سلام به استادداناوتوانا.

    استادتعبیرقشنگی ازتسلیم واعتمادبه خداکردکه مثل این میمونه که بچه ای ازجایی میخاد،بپره .ومیترسه ولی به خاطراعتمادبه پدرش ،خودشو،رهامیکنه وبدون ترس ،میندازه توآغوش پدرش.

    ماانسانهابه راحتی نمی تونیم خودمونوتسلیم خداوندکنیم .اگه به مرحله ی تسلیم برسیم که زندگیمون گلستون میشه .همون آرامشی که دنبالش می گردیم ،زمانی اتفاق میفته که مابه مرحله ی تسلیم رسیدیم .

    اماقبل ازرسیدن به این مرحله ،دومرحله داریم :

    یکی: شناخت مابه خداست .چقدرخدارامیشناسیم ؟آیاباورداریم ‌که هست؟

    دوم :اعتمادوباورمابه خداست .بایدانقدتمرین کنیم وتجربه کنیم تابتونیم باورش کنیم واعتمادبهش پیداکنیم .فکرنکنیدراحت اینکارومیشه کرد،یااین حس روداریم .اعتمادکنیم که خدایی هست فراترازقدرت بشریت .

    خدایی هست که میشودبهش تکیه کرد.

    هرچی باورمابوجودش بیشتربشه ،بیشتربهش اعتمادمیکنیم .

    وقتی اعتمادکردیم دیگه میتونیم خودمونو،رهاکنیم وتمام امورزندگیمونوبه خدابسپاریم .اون هدایتی که استادهمیشه درموردش صحبت میکنه ،تواین موقعیت ‌،اتفاق میفته .

    وقتی رهاهستم ،دیگه سرخودوناآگاهانه کاری نمیکنم بلکه باهدایت خداپیش میرم .طوری تسلیم حوادث واتفاقات روزمره میشم که اگه چیزی هم ناجالب ویاناخوشایندباشه ،اعتراضی نمیکنم ومی پذیرم .

    وبه چنان آرامشی میرسم که هیچ اتفاق یاموضوعی منوتکون نمیده ،شایدلحظه ای یاساعتی ناراحتم کنه اماخیلی راحت به حالت قبل برمی گردم چون باوردارم که خداکنارمه وداره می بینه وخودش کارگردانی ،زندگی منومیکنه ،پس منم به عنوان یه بازیگرخوب به هرمسیری که میگه ،هدایت میشم .وخودموهدایت میکنم .

    چقدازعصبانیتهاوخشونتهاوفرکانسهای منفی ازمادورمیشن وجای خودشونوبه آرامش ،میدن .

    خیلی جاهاباوجوداینکه ،میدونیم اگه تسلیم باشیم بهتره ولی بازترسهاسراغمون میادومیگیم اگه نشه چی ؟اگه …اگه …..وبعدبه راحتی، ایمان خودمونوزیرسوال میبریم وشرک جای ایمان رامی گیره وبازخودمون دست به کارمیشیم وقتی که به نتیجه ی درست یاخوبی نرسیدیم بازدورازجون ،به غلط کردن میفتیم ومیگیم ببخش خدا،خدایاهرچی وهرطورکه خودت صلاح میدنی ،همون کاروانجام بده .

    ازاین تجربه هازیادداشتیم وداریم .

    کاش بزرگ بشیم وبه معنای واقعی به مفهوم تسلیم ،برسیم .

    اتفاقاباوجودخداودرکنارخداوبایادخداوسپردن همه ی امورزندگیمون ،خیلی راحتروزودتربه خواسته هاوهدفهامون میرسیم .کاش یادمون نره وتوتمام لحظات بدون شرک ورزیدن ،بدون ترسیدن ،بهش اعتمادکنیم وباچشم خودببینیم چه اتفاقات خوبی برامون میفته ،به چه ثروت عظیمی میرسیم .ازچه آرامشی برخوردایم وچقدازبند،دنیا،آزادورهامیشیم.

    توهمه ی لحظات ،هدایت خدارابطلبیم. هم تولحظات شادی هم تولحظاتی که به نظردردوناراحتی ،پیش میاد.فکرکنم ازلحاظ ذهنی بقدری آزادورهابشیم که هیچیو،به چشم دردیاناراحتی نبینیم .

    افکاروباورهای درونیمون هم به همون نسبتی که به سمت خدا،سوق میدیم ،تغییرمیکنه .

    به گمونم دنیای، افرادی که به این مرحله ،میرسن ،باماخیلی فرق داشته باشه .اوناتویه جاهای دیگه سیروسلوک می کنن .

    این خوبه که ماهم داریم الگوبرداریهای درست میکنیم .وباورهای خودمونو،تغییرمیدیم .اگه رفاه وآسایش وآرامش میخواهیم بایدهمین مسیرراپیش بگیریم وتسلیم خداوندباشیم وبدون چون وچراباهدایتش پیش بریم .

    واونوقت هست که بقدری اززندگی لذت میبریم که کاراورفتارهای دیگران برامون ،خنده دارمیشه .البته نمیخاداوناراهم قضاوت کنیم چون خودمون هم یه روزویه وقتی توجایگاه اونابودیم .

    ینی میشه که بشه .این موضوع ینی تسلیم شدن واعتمادکردن به خدا،جزعه بزرگترین خاستمه .

    انقدی که تمایل وذوق وشوقشودارم ،به نظرم یه روزی به این مرحله ودیدگاه، امیددارم که برسم .

    ازاستادهم ممنون وسپاسگزارم که تجربه های قشنگشومیگه ومادرس می گیریم .

    درپناه الله یکتاباشیم همگی انشالله 🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    Ramin گفته:
    مدت عضویت: 3563 روز

    با سلام به همه

    نمیدونم از کجا شروع کنم

    آخرین فایلهای که استاد چند روزه رو ی سایت داره میگذاره مربوط به زندگی آزاده و مسیر زندگیش از تهران به امریکا و زدن سالن آرایش در اونجاست که یک قسمت مهمی از زندگیش مربوط به جدایش از همسرشه.

    تصمیم گرفتم روی این قسمت از صحبتهای استاد که در مورد نوع رابطه عاطفی ایشان با مریم خانم و توحیدی که این نوع نگاه به آن نیاز هست صحبت کنم.

    حدود پنج سال پیش که با استاد آشنا شدم دغدغم مسایل کاری و اقتصادی بود ولی وقتی تو داری روی خواسته هات کار میکنی کم کم چیزهای دیگه هم برات مطرح میشه و خواسته های واقعیت رو میاد . یادمه فایلهای استاد چه پولی و چه رایگان رو تو خونه که میگذاشتم با همسرم گوش میدادیم و در موردش صحبت میکردیم. رابطه عاطفی ما عالی نبود(عاشق هم نبودیم) ولی خوب بود .یکی از چیزهایی که وقتی در خلوت خودم وقتی مینوشتم و یا در موردش فکر میکردم میدیدم عشق در اولویت اول بود . بعدیاد حرفهای استاد می افتادم که کائنات خودش در ۹۵ در صد مواقع بوجودش میاره (چون هر دو داشتیم فایلها رو گوش میدادیم) و اگر هم در ۵ در صد درست نشه خودش این رابطه رو در صلح و آرامش قطع میکنه .

    راستی یک چیزی که در طول این مدت هر چه جلوتر می رفتم بیشتر بهش فکر میکردم حضرت ابراهیم و توحیدش بود و به خدا میگفتم خدا من فقط توحیدت رو می خواهم .

    میخواهم واقعا این رو شده اندازه اپسیلونی تجربه کنم .

    چطور ابراهیم زن و بچش رو توبیابون رها کرد و بعد از ۱۷ سال اومد که سر بچش رو زبح کنه. این رو میخواهم بفهمم و حاظرم توی این مسیر بیام و تجربش کنم.

    خلاصه منی که مشرک بودم و تمام زندگیم خانوادم بود و دقیقا مثل استاد منم عاشق پسرم بودم واز بچه گی همه جا مثل یک دوست حامی درس , ورزش , شادی, مسافرت , کنکور,سربازی و چیزهای دیگش بودم

    داستان تحول در زندگیم از پارسال با درخواست جدایی همسرم از من آغاز شد البته شروع این مسیر توحیدی ۴ سال قبلش ؛از قطع وابستگی من به پدرم شروع شد که خدا یک داستانی برام ایجاد کرد که بدون هیچ درگیری, منی که هر روز با پدرم تماس تلفنی داشتم دیگه ارتباط در حد سالی یکی دو بار برای اعیاد و تولدها بود و در واقع خدا از اینجا شروع کرد و گفت توحید منو میخواهی و دیگه نمی خواهی مشرک باشی خوب پس اولیش پدرته که ۵۰ سال بهش وابسته بودی و در واقع خدات اون بود و به جای اینکه بندگی منو بکنی و از من کمک بخواهی فقط از اون کمک میخواستی .

    دومیش همسرته که باز از ترس اینکه اگر جدا بشی تنها میشی هیچ وقت دنبال من نیومدی پس حالا که عشق میخواهی و تجربه عشق پس از اون هم باید بگذری .

    شبی که پسرم از طرف همسرم اومد و گفت مامان جدایی می خواهد اولش شوکه شدم ولی بلافاصله ندایی بهم گفت چی شد مگه توحید نمی خواهی مگه عشق نمی خواهی پس تسلیم باش . پس قبول کردم و از اونجا که خدا میدونست من نیاز به تکامل دارم علیرغم طلاق ما با هم حدود یکسال در همون خونه بودیم . برام جدایی خیلی سخت بود ولی در طول اون مدت کم کم تونستم با موضوع کنار بیام و قبول کنم که واقعا این زندگی تاریخش اکسپایر شده .در واقع همه چیز در اون خونه اکسپایر شده بود .چون سهم من از خونه نصف بود در واقع باید خونه رو هم میفروختیم . آخر همون سال هم من بازنشسته می شدم .در واقع برای همین من قبول کردم اول سال جدا بشیم بشرطی که آخر سال با بازنشستگی من خونه رو بفروشیم .

    اردیبهشت امسال که من بازنشسته شده بودم و میخواستیم خونه را بفروشیم مصادف شد با فوت بابام

    (که در واقع اینم داستان جالبی داشت روز بستریش و تمام روز من با هاش بودم منی که در طول پنج سال شاید پنج بار دیده بودمش و زمانی که ایست قلبی کرد من قبلش بردمش تو راهرو بیمارستان راه رفت و وقتی گذاشتمش توی تخت جلوی خودم قلبش ایستاد. اینجا بود که فهمیدم وقتی میسپاری بهش و میگی من فقط توحیدت رو می خواهم چطوری خودش بهترین برنامه ریزی رو می کنه . خیلی ها در طول این ۵ سال به من میگفتندکه بابات سرطان داره اگر بمیره عذاب وجدان میگیری . پیش خودم فکر میکردم و میدیدم که این مسیر با توحید و خروج از شرک شروع شده پس خودش باید راهنماییم کنه که آخرش هم کرد )

    بعد از اتمام کارهای بابام فروش خونه رو انجام دادیم و خیلی راحت در عرض دو هفته فروش رفت و ظرف یک ماه کاراش انجام شد

    و از اون جالبتر این بود که روز آخری که کار خونه تمام شد مرحله بالاتر توحید شروع شد و اون قطع ارتباط با پسرم بود تنها فرزندم .

    یادمه روزهای اولی که بدنیا اومده بود و روی کاناپه خوابیده بود حس کردم هیچ کس رو توی دنیا اندازه اون دوست ندارم تا این حد که اگر اون موقع خدا بهم میگفت جونت رو میگیرم ولی تضمین می کنم پسرت خوشبخت بشه قبول می کردم .

    (البته هنوز هم همین حس رو دارم ولی میدونم اشتباه است چون ما مسئول بچه هامون نیستیم و این حس از شرک میاد)

    ولی الان پنج سال است که از خدا توحید ابراهیمی خاسته بودم و اونم مثل معلمی که توانایی شاگردش رو میدونه و در طول سال امتحاناتش رو با توجه به رشد شاگردش سختتر می کنه امتحان بعدی یا بهتر بگم مسئله سختتر رو برام طرح کرد.

    دقیقا مثل همون ۵ سال قبل که با بابام با یک چیز ساده و بدون خشونت و دعوا شروع شد با پسرم هم همینطور واقعا وقتی به قول استاد کار رو میسپاری به اون به بهترین وجه انجام میده چطوری ؟ من چمیدونم.

    اولش می خواستم کوتاه بیام و خودم دوباره سر صحبت رو باز کنم و بهش زنگ بزنم ولی دیدم باز از روی ترس و وابستگی است ؛میترسم اگر بهش زنگ نزنم دیگه از دستش بدم (چون بعد از جدایی من و مامانش تصمیم گرفت با مامانش زندگی کنه تا بعدش بره معافی کفالت بگیره)

    خلاصه الان دارم تنهایی زندگی میکنم و حتی تماسی با پسرم هم ندارم ولی میدونم وقتی به خدا گفتم من توحیدتو می خواهم و اونم گفت بسم اله .پس باید خودم رو بهش بسپارم و هر جا کم میارم فقط همون جمله که استاد در تفسیر سوره حمد گفت ایاک نعبدو و ایاک نستعین فقط تو رو بندگی میکنم و فقط فقط فقط از تو کمک میخواهم .

    ایمان دارم این مسیر عشق است این مسیر توحید و دوری از شرک است پس فقط باید ادامه بدم با تمام مسایلش نمیگم با رنج چون یاد گرفتم مسیر را برای خودم زیبا کنم. همونطور که استاد یاد داده به خودم میگم فکر کن یک همسر با یک فرزند خوب داشتی و بهترین تجربه ها را مخصوصا با پسرت داشتی و تموم شد حالا وارد مدار دیگه ای شدی و باید این مدار رو جلو بری همه چی صفر شد دیدید کیلومتر ماشین رو صفر می کنند و دوبار کونتور میاندازه .

    کار دولتی تموم شد

    خونه ای که ۲۵ سال توش زندگی کردیم تموم شد

    خانواده همسرم و تمام رفت و اومدها تموم شد

    زندگی مشترک با همسر و فرزندم تموم شد

    زندگی پدرم تموم شد

    مسئولیت مدیریت ساختمان تموم شد(۲۰ سال)

    مسئولیت خانواده تموم شد

    در واقع الان فقط خودم هستم و خودم و خدای خودم

    چند هفته پیش به برادرم میگفتم الان من فقط تو و پسرم رو دارم .

    چند روز پیش بهش گفتم فکر کنم با این برنامه که خدا برای توحیدش گذاشته بعد از پسرم نوبت تو باید بشه.

    البته فکر نمیکنم چون تمام کسانی که دارند قطع ارتباط میکنند در واقع وابستگی شدید وجود داشت.

    اولش که این مسیر رو شروع کرده بودم ترسیده بودم و هر امتحانی که بوجود می اومد خیلی مضطرب میشدم .الانم مضطرب میشم ولی اعتمادم بهش بیشتر شده و میسپارم بهش و فقط سعی میکنم حالم رو خوب کنم و ادامه بدم و به خودم بگم اگر اپسیلونی بتونی توحیدت رو تا آخر عمر جلو ببری موفق خواهی بود .

    الان فهمیدم که وقتی دست از شرک برداری همونی که ۲۶ سال پسرت رو کنارت قرار داد (یکی از دستان خدا)

    دوباره کس دیگری رو دست خودش برات قرار میده. هم برای جایگاه پسرت و هم برای رابطه عاطفی مهم اینه که فقط بندگی اونو بکنی و فقط از اون کمک بخواهی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1575 روز

    با سلام به همه دوستان و خانواده محترم عباس منش و استاد گرامی وتشکراز زحمات شما که با فرستادن فرکانس های فوق العاده زیبا و جذاب در مورد مسایل مالی وروابط به ما آگاهی رسانی می کنید بحث وابستگی به دیگران که من در این مورد پاشنه آشیل دارم وابستگی به فرزند به فامیل به مردم چقدر به حرف مردم ارزش قائل هستم ممنون از شما که باعث این آگاهی شدید که فقط باید روی خدای خودمان حساب کنیم نه افراد نه مال نه موقعیت من با این فایل اشکم درآمد ویه تلنگری به من زد که آقا فقط روی خدای درونت حساب کن همه این چیزها روزی هستند وروزی نیستند خدای مهربان شکرت که من در این مسیر آگاهی قرار دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2434 روز

    توکلت علی الله

    خدایا شکرت

    …………………..

    شروع کار استاد با دوره تند خوانی بوده و منبع در امدشون هم عالی بوده اما چون بعدا دیدن با کار یکه دوستش دارن تناقض داره رها میکنن و به کار اصلیشون می چسبن………….. این کاریه که ما باید انجام بدهیم اول از یه کاری شروع کنیم ازش پول بسازیم بعد دوباره خداوند خودش هدایت میکنه به راهی که عاشقش هست . دوستش داری و خودش هم مثله همیشه کمک میکند

    هر چالشی بازتابی از یک پیشرفت است و باید به اون ایمان داشته باشم و این با کار کردن روی خودمه

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    ایمانی که استاد داشتن رو تحسین میکنم و من باید مثله استاد باشم و پیشرو ایشون

    خدا بهتون اجر بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مینا کاشی گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    به نام الله

    روز پنجاه و پنجم سفرنامه من

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان عزیز

    الان یکدفعه در یک جایی این مطلب برایم اومد که چقدر به این فایل ارتباط داشت:

    ” راه و روش های این دنیا را تقلید نکن ، اجازه بده خداوند با تغییر افکارت تو را به انسانی جدید تبدیل کند . آنگاه خواسته خدا را در مورد خودت می فهمی که سراسر خشنود کننده و بی نظیر است. ” رومیان

    و شما در فایل قبلی توحید عملی ۶ کل کلام را گفتید که روی کسی حساب باز نکنیم و از تهدیدهای کسی هم نترسیم . و در عمل در این فایل خیلی قشنگ میفرمایید که برای خودتون زندگی میکنید و اعتبار را فقط به خدای خودتون میدهید.

    این کلام شما درس زندگیه . یعنی اینکه روی هیچ قدرتی حساب باز نکنیم و تنها و تنها خدا را سرلوحه قرار بدیم و وقتی رها باشیم دیگه از چیزی نمیترسیم از دست دادن و یا بدست اوردن ها همه همه وابسته بودن را میرسونه ولی شما رها هستید . و توحید هم همین را میگه میگه فقط من (خدا) را بپرستید و از او یاری بجویید .

    قرار نیست خودمون را در قالب و شکل دیگران قرار بدیم و همینطور اگه کسی با ما هماهنگ نیست ناراحت بشیم . قرار نیست شکل دیگران باشیم ما زندگی خودمون را داریم و دست از تلاش برای اینکه شبیه کسی باشیم برداریم.

    تلاش برای اجرای توحید عملی در هر جنبه زندگیمون ، اولویت کارهامون باشه اونموقع نعمت ها جاری میشه .

    و شما این را در عمل نشان دادید. و چقدر این فایل در روزشمار به دنبال فایل توحید عملی ۶ آمده نشانه است.

    و ضمنا من الان میفهمم که هر کسی در مدار خودش و در فرکانس خودش به اندازه خودش درک میکنه. و قرار نیست هممون به یک شکل زندگی کنیم ولی وقتی در مدار هم قرار میگیریم و رهایی را تجربه میکنیم به دنبال تغییر در دیگران نیستیم و فقط خودمون را تغییر میدیم چون دیگه میدونیم تغییر دیگران کار من نیست من خودم را تغییر میدم اونایی که با من همفرکانس هستند در کنارم می مونند و اونایی که باید برن میرن. تلاشی برای نگه داشتن نمیکنیم . تلاش برای اصلاح دیگران نمیکنیم بلکه خودمون میشیم الگو.

    وقتی شما الگو هستید من باید تلاش کنم به فرکانس شما برسم تا تمام و کمال مطالب شما را درک کنم و این به من مربوطه و شما راه خودتون را ادامه میدهید. واین خیلی قشنگه . این در صلح بودن با خودمون خیلی خوبه . نه کسی را آزار میده و نه خودمون را. فقط یک مسیره که میریم. و نشانه درست در مسیر بودن اینه که در آرامش هستیم.

    چقدر شما خوبید چقدر سخنانتون به دل میشینه . شما چند سال پیش این فایل را ضبط کردید و من امروز به آن رسیده ام و حال و هوای ان را درک میکنم و اگر سال دیگه گوش کنم دوباره یک مطلب جدید ازش یاد میگیرم و این معجزه کلام شماست.

    شما از جانب خدا صحبت میکنید و در هر مقطعی یه مطلب جدید میگیرم . خدایا شکرت

    نمیدونم چه جوری از شما تشکر کنم که اینقدر خوبید ایتقدر متواضع هستید اینقدر عاشق هستید . عاشق هدفتون که همون اجرای توحید و آموزش توحید به ما است.

    سپاسگزارم از مریم جان که هم مسیر شماست و چقدر زیبا این مسیر روزشمار را برای هدایت ما ساخته و بی نظیر کنار هم قرار گرفته اند که هر مطلب جدید دنباله مطلب قبلی است و باید مطلب قبلی در پوست و خونمون رفته باشه تا مطلب جدید را بفهمیم.

    من اینجوری شدم نمیتونم تا قبلی را براش ردپا نذاشتم برای فایل جدید چیزی بنویسم و این به نظر من بی دلیل نیست.

    من خیلی خیلی دوستتون دارم ❤❤❤

    سپاسگزارم 🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    امیرحسین خواجوی گفته:
    مدت عضویت: 1970 روز

    استاد عزیزم سلام

    من هنوز این فایل رو گوش ندادم ولی یه حسی گفت بیام اول کامنت بزارم

    من وقتی میام توی سایت و میخوام روی سه مبحثی کار بکنم خیلی قبلش سپاس گذار خداوند میشم که من رو با شما آشنا کرد

    چون شما هستین که از توحید صحبت میکنید

    بخدا قسم من قبل آشنایی با شما تشنه ی موفقیت و پیشرفت بودم

    کلی هم با بقیه استاد ها کار کردم نتیجه ی درست حسابی نگرفتم

    بقیه هی راجب بازاریابی و تبلیغات صحبت می کردند و اصلا نگاه توحیدی تو صبحتاشون نبود

    هر حرفی رو هم میزدن نتیجه نمیداد شاید واسه بقیه جواب میداد واسه من جواب نمیداد اینو نمیدونم

    هی یه حسی میگفت بابا این مسیر اشتباهه و بلخره با شما توسط یه دوستی آشنا شدم

    از وقتی با شما آشنا شدم عزت نفش ام بیشتر شده

    نگاهم به خداوند عوض شده

    قبل از اینکه جهان با پتک بزنه بهم مسیرم رو تغییر دادم

    درامدم بیشتر شده البته الان از نظر مالی به موفقیت خاصیی نرسیدم دلیلش هم میدونم باید تکاملم رو طی کنم و البته باور هامو هم باید روش کار کنم

    خیلی خوشحالم و سپاس گذار شما هم هستمکه این فایل ها رو که هزینه ای هم بابتش دریافت نمی کنید با ما به اشتراک میزارید

    اینکارتون باعص رشد و پیشرفت جهان میشه

    من چند سال بعد با نتایجم باهاتون میام و صحبت میکنید

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    Aliparishani گفته:
    مدت عضویت: 1716 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    واقعا هر چند باری که ادم یک فایل را گوش بده کمه و بعد که برای بار هزارم گوش میده اگاهی های عالی به ادم میده من چندین بار این فایل را گوش کرده بودم ولی فقط گوش کرده بودم کار نکرده بودم و تفاوت عظیمیه بین گوش کردن و کارکردن روی این اگاهی ها و برای همین تک تک این اگاهی هارا نفهمیده بودم و درک نکردم تا اینکه امروز همه ی جملات را نوشتم و با خودمم تکرار کردم دیدم واوووو

    چه اگاهی هایی داره این فایل که اگر تبدیل به باور بنیادین بشه چه نتایج فوق العاده ای به همراه داره چه ارامش ثروت و خوشبختی دنبال این اگاهی ها هست و واقعا یک جور شیوه زندگیه نابه باید این فایل هارا بارها و بارها گوش کرد و کارکرد و انجام داد و تمرین کرد تا کار خودش را بکنه و البته تکامل میخواد که هرروز فقط یک قدم بهتر بشیم و واقعا این فایل ها هیچ تفاوتی با محصولات نداره همش در مورد اصل داره صحبت میکنه .خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: